emamian

emamian

 یکی از مشکلاتی که در ناحیه پا رخ می دهد و بر زیبایی آن تاثیر می گذارد، ترک پاشنه پا است. این مساله در خانم ها نسبت به آقایان شیوع بیشتری دارد. اگر شما هم جزو کسانی هستید که از ترک پا رنج می برید و تا حالا هر چه کرده اید، نتوانسته اید از شرش خلاص شوید، حتما این مطلب را بخوانید.

 

پاها جزو اعضای زحمتکش و پرکار بدن هستند. وظیفه آنها قبل از هر چیزی تحمل وزن بدن و حرکت دادن آن است. پاها در اغلب موارد در جوراب و کفش پنهان هستند، بنابراین در خیلی مواقع از زیبایی و سلامتی شان غافل می شویم. این غفلت نیز باعث خشک شدن پوست پاها و ترک برداشتن پاشنه ها می شود.

 

زمانی که ترک ها عمیق می شوند دردناک شده و جلوه نازیبایی پیدا می کنند. البته ترک پاشنه ها در اثر کمبود زینک و اسیدهای چرب امگا3 نیز بروز می کند و لازم است علاوه بر تامین این مواد، به فکر چرب کردن و مراقبت از پوست پاها نیز باشید.

 

برای رفع ترک پا، شبها پاها را حمام کنید

قبل از هر چیز کفش پاشنه باز نپوشید و چه پاشنه هایتان ترک داشته باشد و چه نداشته باشد، از کرم مرطوب کننده غافل نشوید. در صورت خشکی و ترک پوست پا بهتر است قبل از خواب پاها را به مدت 15 تا 20 دقیقه در آب گرم قرار دهید تا پوستشان خیس شود.

سپس با ملاطفت پاشنه ها را به آرامی سنگ پا بزنید. با این کار سلول های پوست مرده جدا شده و پوست نرم تر می شود. در نهایت پاها را خشک کرده و کرم مرطوب کننده بزنید و جوراب به پا کنید. این کار را هر شب تکرار کنید.

 

برای رفع ترک پا روغن های گیاهی را دریابید

در اکثر موارد خشکی و مرطوب نکردن پوست باعث ترک خوردن پاشنه ها می شود. اینجاست که نقش روغن های گیاهی به عنوان یک درمان خانگی برای این مشکل پررنگ می شود، چون به سادگی باعث مرطوب و نرم شدن پوست می شود.

روغن نارگیل یا روغن زیتون به راحتی پوست پاها را نرم و مرطوب می کنند. شب ها قبل از خواب پاشنه ها و پاها را روغن مالی کنید و جوراب نخی بپوشید تا همه چیز چرب نشود. یک شب را جوراب بخوابید و بگذارید روغن تا صبح روی پاشنه ها بماند.

 

برای رفع ترک پا وازلین و آب لیموترش بمالید

آب لیموترش و وازلین روی پوست تاثیر دارد، به نرم شدن پینه ها کمک می کنند و ترک پاشنه ها را کاهش می دهند. کافیست به مدت 15 تا 20 دقیقه پاهایتان را در محلول آب گرم و اندکی نمک قرار دهید تا پوست شان نرم شود. سپس آنها را با دقت خشک کنید و پاشنه ها را به ترکیب آب لیموترش و وازلین آغشته کنید. جوراب نخی بپوشید و با خیال راحت بخوابید.

 

برای رفع ترک پا عسل فوق العاده است

عسل یک ماده غذایی عالی است. این ماده غذایی حاوی ترکیبات مفیدی است که پوست را نرم و مرطوب می کند. کافیست داخل تشتی مقداری عسل و آب گرم را مخلوط کرده و پاها را به مدت 15 دقیقه در آن قرار دهید.

همچنین می توانید مقداری عسل را به پوست پاشنه ها زده و روی آن کیسه فریزر بگذارید. در نهایت بعد از 20 دقیقه پاها را شستشو دهید و کرم بزنید.

 

برای رفع ترک پا پارافین درمانی کنید

اگر ترک پاشنه ها دردناک و آزاردهنده شده، پارافین را دریابید. باید موم پارافین را با روغن نارگیل ترکیب کنید. این دو ماده را داغ کنید و اجازه دهید به دمای قابل تحمل برسد و آن را روی پاشنه های ترک خورده بزنید. باز هم جوراب بپوشید و اجازه دهید یک شب تمام ترکیب روی پاهایتان بماند.

 

برای رفع ترک پا با آرد برنج لایه برداری کنید

برای داشتن پاهایی زیبا لازم است کمی دردسر بکشید. دو تا سه قاشق غذاخوری آرد برنج را با سرکه سیب و عسل مخلوط کنید. ابتدا پاها را در تشت آب گرم قرار دهید تا پوستشان نرم شود. سپس پوست را خمیری که تهیه کرده اید لایه برداری کنید. خمیر را به پوست پاشنه ها و پاها بزنید و با ماساژ دورانی لایه برداری کنید.

 

جوی دو سر پوست را نرم می کند

جوی دوسر یک ماده خوراکی طبیعی است که پوست پاشنه ها را نرم و لطیف می کند.علاوه بر این برای خلاص شدن از شر پینه ها نیز می توانید به این ماده اعتماد کنید. کافیست چند قاشق پودر جوی دوسر را با روغن جوجوبا یا روغن نارگیل ترکیب کنید. سپس آن را روی پاشنه ها زده و با حرکات دورانی ماساژ دهید. بگذارید ترکیب به مدت 10 دقیقه روی پوست بماند و در نهایت شستشو دهید.

 

برای  رفع ترک پا ترکیب ماست و عسل را دریابید

یکی دیگر از بهترین درمان های خانگی برای ترک پاشنه ها، ترکیب ماست و عسل است. یک فنجان ماست را با یک قاشق عسل مخلوط کنید و ترکیب را روی پاشنه ها بمالید. رویشان را با کیسه فریزر و جوراب بپوشانید و اگر می توانید تحمل کنید بگذارید یک شب کامل بماند. برای رسیدن به نتیجه بهتر هر شب این کار را تکرار کنید.

 

از روغن کرچک بدتان نیاید

خیلی ها از روغن کرچک بدشان می آید. اگر شما نیز چنین احساسی دارید زمان آن رسیده این روغن را به عنوان دوست سلامت پوست به رسمیت بشناسید، چون تاثیر خوبی در بهبود ترک های پوستی دارد، البته به شرطی که پای زخم باز در میان نباشد.

یک تکه پارچه تمیز یا گاز استریل را به روغن کرچک آغشته کرده و روی پوست خشک و ترک خورده پاها و پاشنه ها قرار دهید. بهتر است با باند ناحیه مورد نظر را ببندید تا پوست خشک مدت طولانی در تماس با روغن باقی بماند.

 

برای رفع ترک پا پابرهنه راه نروید

یکی از علت های شایع ترک پاشنه، راه رفتن مداوم روی فرش، موکت و سطح های زبر است. افرادی که پا برهنه راه می روند، بر اثر سایش کف پا بیشتر دچار این مشکل می شوند. همچنین با پای برهنه در محل هایی که گرد و خاک وجود دارد راه نروید. ترک های پاشنه پا محل ورود انواع و اقسام مواد از محیط هستند که هم باعث تشدید ترک پاشنه پا و هم خارش و التهاب و درد در این ناحیه می شوند.

آب، ساده‌ترین و در دسترس‌ترین ابزار سلامتی است که نه تنها سوخت و ساز را افزایش می‌دهد بلکه به کاهش وزن نیز کمک می‌کند. کاهش وزن نتیجه‌ی کالری سوزی است و آب به عنوان یک نوشیدنی بدون کالری برای کاهش وزن عالی است.

همه‌ی ما شنیده‌ایم که باید بیشتر آب بنوشیم تا وزن آب اضافی بدنمان را از دست بدهیم. با توجه به چند کیلو وزن ناشی از آب اضافی در بدن، چگونه ممکن است با نوشیدن آب بیشتر، به بدن کمک کنیم چربی بیشتری بسوزاند؟

هر چند تغذیه‌ی سالم و ورزش منظم برای حفظ سلامتی لازم‌اند؛ اما نوشیدن آب نیز، قدم مهمی در حفظ سلامت بدن است و به چربی سوزی کمک می‌کند. آب به روش‌های زیر به کاهش وزن کمک می‌کند:

 

کمک به دریافت کالری کمتر

بدون تردید خوردن کالری زیادی می‌تواند منجر به افزایش چربی در بدن شود. از طرفی نوشیدن آب بیشتر به بدن کمک می‌کند مدت طولانی‌تری سیر بماند. وقتی بدن احساس سیری کند، شما احتمالاً کمتر سراغ مصرف کالری می‌روید. مطالعه‌ای دریافته افرادی که در طول روز بیشتر آب می‌نوشند، نسبت به بقیه، کالری کمتری مصرف می‌کنند. البته دریافت کالری کمتر فوراً و به آسانی سبب افزایش چربی سوزی نمی‌شود، بلکه این اتفاق زمانی می‌افتد که بدن شما برای تأمین انرژی خود متکی به کتون‌ها شود نه به گلیکوژن. ضمناً نوشیدن آب قبل از غذا می‌تواند اشتهایتان را کم کند.

 

نقش آب در فرایند چربی سوزی بدن

آب در توانایی چربی سوزی بدن به طور مستقیم نقش دارد. پروسه‌ی لیپولیز (تجزیه‌ی چربی) نیازمند آب است، زیرا اولین مرحله از تجزیه‌ی چربی‌ها، هیدرولیز نام دارد که در آن، آب به چربی افزوده می‌شود تا آن را تجزیه کند. بدون حضور آب، بدن ما از نظر فیزیکی عملاً نمی‌تواند چربی را تجزیه کند، بنابراین این توصیه را جدی بگیرید و آب بنوشید.

 

افزایش سوخت و ساز

هر کسی سوخت و ساز خاص خودش را دارد. باور کنید یا نه، سوخت و ساز یا متابولیسم ما می‌تواند مستقیماً به مقدار آبی که در طول روز می‌نوشیم مرتبط باشد. تحقیقات نشان داده که نوشیدن آب، سرعت سوخت و ساز را افزایش می‌دهد. نوشیدن آب حتی می‌تواند مقدار کالری که بدن در حالت استراحت می‌سوزاند را نیز افزایش بدهد.

 

افزایش کالری سوزی

هر چه بیشتر آب بنوشید، علاوه بر کمک به سوخت و ساز بدن، سبب کالری سوزی بیشتر در زمان استراحتتان نیز می‌شود. یک فرد معمولی ده دقیقه بعد از نوشیدن آب می‌تواند مصرف انرژی‌اش در زمان استراحت را 24 تا 30 درصد افزایش بدهد که این اثر تا 60 دقیقه‌ی بعد ادامه خواهد داشت. یافته‌های یک مطالعه نیز نشان داده‌اند کالری سوزی افراد چاق در زمان استراحت، بعد از نوشیدن آب سرد، 25 درصد بیشتر شده بود.

 

کمک به عملکرد کلیه‌ها

حتماً می‌دانستید که نوشیدن آب کافی برای سلامت عملکرد کلیه‌هایتان ضروری است. کلیه‌ها بدون آب کافی در بدن، تقلای کمی می‌کنند و کبد هم دچار کُندی عملکرد می‌شود. بدن ما به عملکرد مناسب کبد و کلیه‌ها وابسته است تا بتوانیم زندگی روزمره‌ی خود را پیش ببریم. هم کلیه‌ها و هم کبد، اندام‌های بی‌نهایت ضروری برای سوزاندن چربی‌های ذخیره شده‌ی بدن هستند (کبد، مستقیماً مسئول سوزاندن چربی‌های انباشت شده است). اگر کلیه‌ها نتوانند به دلیل کم‌آبی بدن به درستی کار خود را انجام بدهند، کبد مجبور می‌شود روی جبران نقص کار کلیه‌ها تمرکز کند و در نهایت چربی سوزی انجام نخواهد شد.

 

کمک به دفع سموم از بدن

وقتی بدن کم آب می‌شود نمی‌تواند مدفوع و ادرار را به درستی از بدن خارج کند. آب به کلیه‌ها کمک می‌کند سموم و ضایعات را از بدن دفع کند و همزمان مواد مغذی لازم و الکترولیت‌ها را حفظ می‌کند؛ اما وقتی بدن دهیدراته می‌شود، کلیه‌ها مایعات را احتباس می‌کنند.

دهیدراسیون می‌تواند منجر به سفت و خشک شدن مدفوع نیز بشود و یبوست ایجاد کند. آب با روان کردن مدفوع، خروج آن را آسان‌تر می‌کند. ضمناً آب به بدن کمک می‌کند مشکلات گوارشی خود را بازیابی نماید، مثلاً اسهال و بدهضمی. وقتی ضایعات در بدن تجمع می‌کنند، فرد دچار احساس نفخ و تورم و خستگی می‌شود و نفخ سایز دور کمر را افزایش می‌دهد.

 

چگونه می‌توانید مطمئن شوید که به اندازه کافی آب می‌نوشید؟

با توجه به آگاه شدن نسبت به اهمیت نوشیدن آب در سلامتی و چربی سوزی و کاهش وزن، شاید نیاز به ترفندهایی برای نوشیدن آب بیشتر داشته باشید. ما این توصیه‌ها را در اختیارتان می‌گذاریم:

نکته اول: هر جا که می‌روید یک بطری آب همراهتان داشته باشید. تصور نکنید نیازی به این کار ندارید چون هر وقت تشنه‌تان شود آب خواهید نوشید. در محل کار، دانشگاه، هنگام خرید و یا حتی در خانه، بطری آب همیشه دم دستتان باشد. بطری آب در کنارتان مانند یک یادآوری کننده است که تمام طول روز به طور مرتب آب بنوشید.

نکته دوم: روزتان را با یک لیوان بزرگ آب شروع کنید. برای نوشیدن قهوه یا چایتان عجله نکنید، اول یک لیوان آب با دمای اتاق بنوشید و چند دقیقه بعد صبحانه بخورید.

نکته سوم: زمان‌هایی را که آب می‌نوشید یادداشت کنید. افراد معمولاً نمی‌توانند به درستی تخمین بزنند که در روز چقدر آب می‌نوشند و فکر می‌کنند زیاد آب نوشیده‌اند و تنها زمانی که ساعت‌های نوشیدن آب را یادداشت می‌کنند متوجه مقدار آب دریافتی‌شان می‌شوند. میزان آبی که بدن شما به آن نیاز دارد کاملاً بستگی به وزن و سطح فعالیت شما دارد.

نکته چهارم: اگر آب خالی را دوست ندارید، آن را طعم دار کنید. افزودن چند برش مرکبات، حلقه‌های خیار، یک مشت تمشک یا چند برگ نعنا و یا چند قطره آبلیمو با کمی عسل به بطری آب به شما کمک می‌کند از آب خالی دل‌زده نشوید.

 

کدام‌یک سالم‌تر است: آب گرم یا آب سرد؟

سؤالی که مطرح می‌شود این است که آب با چه دمایی برای کاهش وزن خوب است؛ آب سرد، آب گرم و یا آب با دمای اتاق؟

همان طور که در بالا ذکر شد نوشیدن آب نه تنها شما را هیدراته نگه می‌دارد بلکه کمک می‌کند سموم از بدنتان دفع شوند. به گفته‌ی کارشناسان، نوشیدن آب قبل از غذا از اشتها کم کرده و تأثیر غیرمستقیم بر کاهش وزن دارد. ثابت شده که آب گرم با بالا بردن دمای مرکزی بدن، سوخت و ساز را افزایش می‌دهد. نوشیدن آب گرم با معده‌ی خالی در صبح نیز کمک می‌کند بدن از حالت کم‌آبی که طی چند ساعت خواب دچارش شده خارج شده و ریکاوری شود.

به گفته‌ی کارشناسان، آب گرم مانند عاملی سم‌زدا عمل کرده و انواع آلودگی‌ها و ضایعات را از سیستم گوارش دفع کرده و احساس خوبی به شما می‌دهد.

 

آب سرد و کاهش وزن

ما اغلب فکر می‌کنیم که نوشیدن آب سرد، مقدار قابل توجهی کالری سوزی دارد و این طی پروسه‌ی گرم کردن آب توسط بدن اتفاق می‌افتد؛ اما پژوهش‌ها نشان داده وقتی بدن سعی می‌کند یک لیوان آب سردی را که نوشیده‌اید گرم کند، فقط حدود 8 کالری می‌سوزاند که اگر، 8 لیوان آب در روز را در نظر بگیریم، حدود 64 کالری می‌شود که آنقدری هست که بتوان از آن صرف‌نظر کرد.

در نهایت این که کارشناسان می‌گویند نوشیدن آب با دمای اتاق هیچ عارضه جانبی ندارد در حالی که نوشیدن آب سرد و یخ توسط برخی کارشناسان، مخصوصا در طب سنتی، نهی شده است. در واقع همین که بدن هیدراته باشد به نفع کاهش وزن است چون سموم را از بدن خارج می‌کند و از این رو در بلندمدت به بدن سود می‌رساند.

حضرت زینب

توجه به زندگی و گفته‌های اولیای خدا برای ما همیشه درس آموز است و این امر نباید مختص به ایام ولادت و شهادت آن بزرگواران باشد. در اینجا می‌خواهیم با نگاه به یکی از رویدادهای زندگی حضرت زینب سلام الله علیها، درسهایی برای زندگی خود استخراج کنیم.

 

سخن حقی که از آن استفاده باطل شد

زینب کبری سلام الله علیها در فن بیان و سخنوری هیچ کم نداشت؛ با این حال حیای الهی او را از سخنوری در جمع مردان باز می‌داشت. با این حال مساله مهمی به وجود آمد که باعث شد آن بانو – با وجود مصیبتها و دردهای جسمی و روحی فراوانش - در مجلس یزید لب به سخن بگشاید. مساله از این قرار بود که یزید این آیه را بر زبان آورد:

«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُوْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ ».(1)

یزید می‌خواست به بهانه این آیه بگوید که خداست که او را پادشاه و عزتمند، و حسینیان را به ظاهر ذلیل گردانیده است.

این جا فرصت کوتاه و مغتنمی داریم که قدری درباره این آیه بیندیشیم. این آیه در عین کوتاهی بسیار پرمغز است. در عظمت این آیه همین بس که می‌توان آن را به عنوان تعقیب نمازهای واجب قرائت کرد زیرا مطابق آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است این آیه و چند آیه دیگر(2) هنگام نزول، به خدا گفتند: ما را به سوی چه کسانی نازل می‌کنی؟ به اهل خطا و گناه؟ خدا فرمود که به سوی زمین پایین بروید که هر کس از آل محمد و شیعیانشان شما را بعد از نماز تلاوت کند، با چشم پنهان خود، روزانه با هفتاد نگاه به او می‌نگرم که در هر نگاه هفتاد حاجتش را برآورم و ...(3)

 

آیه‌ای که شایسته یک عمر تفکر است

در این آیه خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید که به مردم بگو که خدایا تو "مالک المُلک" هستی یعنی سلطنت همه پادشاهان تحت مالکیت توست یعنی بالاترین مراحل مالکیت خودش تحت تسلط توست؛ بنابراین هر که را مشیت کنی مُلک می‌دهی و از هر که مشیت کنی مُلک را می‌ستانی و هر که را مشیت کنی عزتمند می‌کنی و هر که را مشیت کنی ذلیل می‌کنی، خیر و اختیار امور فقط به دست توست که تو به هر کاری توانمند هستی.

تفکر در این آیه راهنمای خوبی برای درک روابط خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله  و مُلک و مالکیت، عزت و ذلت و اختیار و خیر و قدرت است. خوانندگان محترم را به مطالعه تفاسیر و سپس تفکر بیشتر در این آیه دعوت می‌کنیم و ادعا می‌کنیم که بعد از سال ها تفکر نیز نکات تازه‌ای از این آیه قابل فهم است.

 

 

پاسخ روشنگرانه بانو به دشمن کاذب

اما یزید از فهم همه این زیبایی ها و عمق کلام در آیه فوق به دور بود و تنها می‌خواست از ظاهر آیه سوء استفاده کند و حکومت خود را "الهی" قلمداد کند و عاشورا را "ذلت" معرفی کند که از جانب خدا بر امام حسین علیه السلام و یارانش آمده است. در اینجاست که دختر امیرالمومنین علیه السلام سکوت را روا ندانست و فرمود:

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ

خدا راست گفت و این گونه می‌گوید که " ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساوُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِوُنَ "(4)؛

 

آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام كسانى بود كه مرتكب زشتى شدند به سبب اینكه آیات خدا را تكذیب كردند و همواره آنها را به مسخره مى‏گرفتند.

اى یزید! آیا گمان كردى از این كه آسمان و زمین را بر ما تنگ گرفتى و مانند اسیران ما را به شهرها و دیارها كشاندى، ما در نزد خداوند خوار و پستیم ولى تو قدر و منزلت دارى؟! و با این خیال باد به دماغ افكندى و با نگاه غرور و نخوت به اطراف خود مى‏نگرى؟! در حالى كه مسرور و فرحناكى از این كه دنیایت آباد شده و كار بر مراد تو مى‏رود و مقام و منصبى كه شایسته و سزاوار ماست در دست گرفتى!؟ (اگر چنین تصور باطلى كردى) آرام باش. مگر فراموش كردى گفتار خداى را كه در قرآن مى‏گوید:

«گمان نكنند آنها كه به راه كفر بازگشتند كه آنچه ما براى آنها پیش مى‏آوریم و آنها را مهلت مى‏دهیم به نفع آنان و به خیر و سعادت آنهاست؟! نه، بلكه این مهلت براى این است كه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها عذاب خواركننده در پیش است».

ادامه خطبه نیز خواندنی و زیباست، که در اینجا به آن نمی‌پردازیم. آن بانو آیه‌ای را تلاوت کردند تا هم جوابی برای یزید باشد و هم کمکی برای تفسیر صحیح آن آیه که یزید به دنبال تحریف معنایش بود:

وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَروا أنَّما نُمْلى لَهُمْ خَیْرٌ لِانْفُسِهِمْ انَّما نُمْلى لَهُمْ لِیَزْدادوا اثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ‏ (5)

در حقیقت شخص كافر نمى‏تواند از امکانات و وسائل فراوان دنیا در راه حق و در راه سعادت واقعى بهره‏بردارى كند در نتیجه اموالش برایش و بال است و هرچه داراتر باشد بدبخت تر است. (6)

 

10 درس کاربردی برای زندگی امروز ما

برای کسانی که به حوادث تاریخی به دیده عبرت نگاه می‌کنند، هر واقعه سرشار از درسهایی است که به زندگی امروزه آنان مربوط می‌شود. برخی از این درسها را در اینجا ذکر می‌کنیم:

اول) همیشه کسانی پیدا می‌شوند که آیات قرآن را به سود خود به شکل وارونه معنا کنند.

دوم) این خطر برای ثروتمندان و حاکمان و بزرگان کمتر از مردم عادی نیست.

سوم) عموم مردم خود را از معانی قرآن دور نگه می‌دارند و به این وسیله به فریبکاری دروغگویان به نام دین تن می‌دهند.

چهارم) همیشه در جامعه افرادی هستند که حقیقت دین را در یافته‌اند. آنان وظیفه دارند به روشنگری و افشاگری بپردازند.

پنجم) مبارزه با بدعتها و تفسیرهای غلط از آیات قرآن نیاز به وقت شناسی هم دارد. هرگونه عجله یا اهمال کاری در این کار، باعث کم اثر شدن آن می‌شود.

ششم) برای فهم معنای آیات قرآن باید از آیات دیگر قرآن نیز کمک بگیریم و الا ممکن است به خطا بیفتیم.

هفتم) اگر برای فهمیدن قرآن همت نکنیم، ممکن است به وسیله همین قرآن گمراه شویم؛ همانگونه که آیه فوق بسیاری را گمراه کرد.

هشتم) محبت الهی و علاقه داشتن به انجام وظایف دینی، می‌تواند در سخت ترین شرایط ما را به دشوار ترین کارها موفق کند؛ همانگونه که زینب کبری سلام الله علیها بدان موفق شد.

نهم) قرآن حاوی همه حقایق عالم است؛ ولی ما به یک گوینده از سنخ "انسان" نیاز داریم که ترجمان آن حقایق برای ما باشد.

دهم) دوران ما به دروغ به عنوان "عصر اطلاع رسانی" نام گرفته؛ زیرا عمق این گروه آیات قرآنی و سخنان پرمغزی هم چون خطبه‌های زینب کبری سلام الله علیها که در صدر گفته‌های بشری است در ابزارهای ارتباط جمعی دنیا مطرح نمی‌شود.

 

پی نوشت:

  1. آل عمران، 26
  2. این آیات عبارتند از سوره حمد؛ آیه 18 آل عمران؛ آیة الکرسی؛ آیه 26 آل عمران
  3. کافی، ج2، ص620
  4. سوره روم، آیه 10
  5. آل عمران، آیه 178
  6. مجموعه‏ آثار شهید مطهرى، ج ‏26، ص368

نقش حضرت زینب «علیها سلام» در احیای تشیّع

امام حسین «سلام الله علیه» برای احیای اسلام و تشیّع قیام کردند. طبق گواهی تاریخ، پس از شهادت ایشان، طولی نکشید که ریشۀ بنی امیّه خشکید و اسلام عزیز باقی ماند. از این جهت، تردیدی وجود ندارد که بقای اسلام و احیای تشیّع مرهون شهادت امام حسین «سلام الله علیه» است. امّا باید توجه داشت که پس از شهادت امام حسین «سلام الله علیه»، نوبت به امام سجّاد «سلام الله علیه»، حضرت زینب «سلام الله علیها» و اهل بیت امام رسید که با اسارت خود، موج شهادت و وقایع جانسوز کربلا را سراسری کنند. در واقع، اگر قضیۀ اسارت رخ نمی داد، موج کربلا در جهان منتشر نمی شد. پس از اسارت نیز موج شهادت، با عزاداری عالم گیر شد. در واقع، حرکت حسینی، ابتدا با اسارت و سپس با عزاداری شیعیان، جاودان و سراسری شد و همیشه باقی خواهد ماند. از این رو می توان گفت: شهادت، اسارت و عزاداری در یک راستا هستند. در این جلسه لازم است با توجه به نقش مهم و محوری حضرت زینب «سلام الله علی ها» در جریان اسارت و حقّی که آن بانوی نمونه به تشیّع دارند، قدری راجع به شخصیّت ایشان صحبت کنیم.

 حضرت زینب «علیها سلام»، قافله سالار اسرای کربلا

حضرت زینب «سلام الله علیها» با تلاش و فداکاری فراوان، سفر اسارت را بسیار خوب اداره کرده، به ثمر رسانیدند. از این جهت، تشیّع، مرهون زحمات آن بانوی بزرگوار است.

البته در این میان نباید از نقش اساسی امام سجّاد «سلام الله علیه» در بقای تشیّع غافل شد؛ چراکه آن حضرت در مدّت سی و چهار سال بعد از شهادت امام حسین «سلام الله علیه»، برای احیا و پرورش حرکت حسینی تلاش کردند و در آن دوران، تشیّع را در بین مردم جا انداختند و باعث شدند که شجرۀ طیبۀ قرآن، به بار بنشیند. امّا در روز عاشورا مصلحت تشیّع در بیماری امام سجاد «سلام الله علیه» بود؛ زیرا بیماری، مانع شهادت ایشان و عامل باقی ماندن امامت شد.

به هر حال، حضرت زینب «سلام الله علیه» در دوران اسارت، قافله سالار کاروان اسرا بودند و زیر نظر ولایت امام سجاد «سلام الله علیه»، اهداف اسارت را دنبال کردند. در حقیقت، اگر زینب نبود، نتایج متعالی از اسارت به دست نمی آمد و اهداف اصلی قیام امام حسین «سلام الله علیه» محقّق نمی شد.

 شایستگی حضرت زینب «علیها سلام» برای به ثمر نشاندن قیام عاشورا

قافله سالاری کاروان اهل بیت «سلام الله علیهم» و به ثمر نشاندن خون شهدای مظلوم کربلا، لیاقت خاصّی می طلبید که حضرت زینب «سلام الله علی ها» از آن لیاقت برخوردار بود. در حقیقت، حضرت زینب برای پیروزی در وظیفۀ خطیر و عظیمی که بر عهده داشت و نیز برای نتیجه گیری از شهادت و اسارت، نیازمند برخورداری از فضائل نیکوی اخلاقی و صفات حسنه اخلاقی بود. به عبارت دیگر، قافله سالار اسرای کربلا باید به صفاتی همچون صبر، گذشت، وفا، اخلاص، ایثار و از جمله شجاعت، متصّف باشد و زینب مظلومه چنین بود. ایشان، قضیۀ کربلا و وظایف خویش را در دوران طفولیّت، از مادر گرامی خویش حضرت زهرا «سلام الله علی ها» آموخته بود. مثلاً طبق آنچه در برخی مقاتل آمده است، حضرت زهرا «سلام الله علی ها» پیراهنی که با دست مبارک خود، رشته و بافته و دوخته بودند، به زینب دادند که وقت وداع، به برادر بدهد و از طرف مادر، زیر گلوی او را نیز ببوسد. امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» نیز دختر خویش را از واقعۀ کربلا آگاه ساخته بودند. پس، حضرت زینب «سلام الله علی ها» از کودکی برای این حرکت سرنوشت ساز تربیت شده و برای سربلندی در این می دان، آماده شده بود و با اطلاع قبلی و با بصیرت کامل به کربلا آمده، خالصانه برادر خویش را همراهی کرد.

شرح فضائل اخلاقی حضرت زینب «سلام الله علی ها» و کاربرد آن فضائل در ثمر بخشی حرکت ایشان، در این جلسه نمی گنجد، از این جهت در ادامه، به طور مختصر به برخی از صفات نیکوی آن بانوی فداکار اشاره می شود و تفصیل بحث را به فرصت دیگری واگذار می کنیم.

 تبلور مراتب شجاعت در شخصیّت حضرت زینب «علیها سلام»

شجاعت، سه مرتبه یا سه معنا دارد؛ مرتبۀ اوّل شجاعت، نترسیدن از دیگران به خصوص نترسیدن از افراد زورگو و قدرتمند است. مرتبۀ دوّم شجاعت که بالا تر از معنای اوّل است، تسلّط بر هوی و هوس و نفس امّاره است. امّا بالا تر از این دو مرتبه، معنای سوّم شجاعت است؛ به این معنا که انسان در جزر و مدّ روزگار خودش را نبازد. زینب مظلومه «سلام الله علی ها» از هر سه مرتبۀ شجاعت، در حدّ اعلای آن برخوردار بودند.

 عزّت و اقتدار حضرت زینب «علیها سلام»

مرتبه اوّل شجاعت، به خوبی در شخصیّت حضرت زینب «سلام الله علی ها» ظهور و بروز داشت؛ به گونه ای که در دوران اسارت و پس از آن، هیچ گاه از افراد زورگویی چون ابن زیاد و حتی یزید نترسید و در برابر سخنان ناحق و بی منطق آنان با عزّت و اقتدار تمام و با قاطعیّت ایستادگی کرد.

در مجلس ابن زیاد، وقتی اسرا وارد مجلس شدند، حضرت زینب «سلام الله علی ها» در گوشه ای از قصر نشستند که در دید نامحرم نباشند. ابن زیاد رو به سوی ایشان کرد و گفت: دیدی خدا با شما چه کرد؟ حضرت زینب «سلام الله علی ها» برخاست و با شدّت فراوان فرمود:

 «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَی مَضَاجِعِهِمْ وَ سَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ یَوْمَئِذٍ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ یَا ابْنَ مَرْجَانَة»[1]

ایشان به بیان ساده فرمود: تو نمی فهمی! ما در این مسافرت، چیزی جز خوبی ندیدیم. اگر شهادت برادرم و اسارت ما و صحنه های توهین آمیز توست، به جز خوبی چیزی نیست، زیرا شهادت و اسارت، سرنوشت ما بود و ریشۀ شما را خواهد سوزاند. تشیّع برای همیشه احیاء خواهد شد، امّا تو به زودی خواهی مرد. پس، منتظر باش ببین چه کسی رسوا می شود؟ مادرت به عزایت بنشیند!

ابن زیاد از این کلمات شجاعانۀ حضرت زینب «سلام الله علی ها» به اندازه ای عصبانی شد که دستور قتل حضرت زینب را داد، امّا مشیّت الهی اقتضا نکرد و نیّت شوم او عملی نشد.

در مجلس یزید هم حضرت زینب «سلام الله علی ها» با شجاعت تمام، خطبۀ بسیار کوبنده ای خواند. آن جلسه به عنوان جشن پیروزی ترتیب داده شده بود، امّا سخنان قاطع حضرت زینب «سلام الله علی ها» و امام سجّاد «سلام الله علیه» یزید را رسوا کرد و پیروزی ظاهری او را به شکستی مفتضحانه مبدّل ساخت.

حضرت زینب «سلام الله علی ها» در مجلس یزید، در ابتدای سخنان خود بعد از حمد الهی، خطاب به یزید فرمود: تو فکر می کنی که خداوند ما را ذلیل و تو را عزیز کرده است؟ هرگز چنین نیست؛ زیرا خدا به تو مهلت داده است که هرچه می خواهی ظلم کنی تا عذاب خود را زیاد کنی. پس، صبر کن و عاقبت خود را ببین. سپس آیۀ شریفۀ «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ، و البته نباید کسانی که کافر شده اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت می دهیم برای آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت می دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابی خفت آور خواهند داشت»[2] را قرائت کرد. در بخش دیگری از خطبه نیز می فرماید: ای یزید! تو دشمن پیامبری. تو و کسانی که تو را بر حکومت نشاندند، به زودی خواهید فهمید که ظالمان چه جایگاه بدی دارند. هرچند مجبورم با تو سخن بگویم، امّا تو در نزد من خوار و کوچکی![3]

رسوایی و ترس یزید، در اثر قاطعیّت حضرت زینب و امام سجاد «علیهم سلام»

خطبه های کوبنده و رفتار شجاعانه و همراه با قاطعیّت حضرت زینب و امام سجّاد «سلام الله علیهما» در شام، چنان تأثیرگذار بود که بنی امیّه را رسوا و افتضاح کرد. حتی یزید که در ابتدا ادعای فراوانی در حقانیّت خود داشت، در نهایت و پس از آنکه رسوایی او آشکار شد، به ظاهر اظهار پشیمانی کرد و همۀ تقصیر ها را به گردن ابن زیاد انداخت. سپس، بر خلاف توصیۀ برخی اطرافیان، نه تنها اسیران را نکشت، بلکه دستور داد آنان را به همراه تعدادی محافظ به مدینه ببرند و مراعات حالشان را بکنند؛ زیرا فهمید که بیش از این نباید بی آبرو شود. هنگام عزیمت کاروان نیز به امام سجّاد «سلام الله علیه» گفت: خدا لعنت کند پسر مرجانه را، اگر من با پدرت روبرو شده بودم، نمی گذاشتم او را بکشند. بعد گفت: تو وقتی به مدینه رسیدی، هر درخواستی داشتی، نامه بنویس تا اجابت کنم.[4]

 حضرت زینب «علیها سلام»، مظهر وظیفه شناسی

برخورداری از شجاعت، حتی در مرتبۀ اوّل آن، این توان را به انسان می دهد که پس از تشخیص وظیفه، به آن وظیفه عمل نماید و هراسی از موانع انجام وظیفه نداشته باشد. حضرت زینب «سلام الله علی ها» چنین بود؛ یعنی شناخت وظیفه و عمل به وظیفه در سیرۀ ایشان، به خصوص در مدّت اسارت به خوبی مشهود بود. به عنوان مثال، وقتی وظیفۀ ایشان اقتضا می کرد که سخنرانی کند و با خطبه خواندن، به افشاگری بنی امیّه بپردازد، به خوبی به وظیفۀ خود عمل می کرد و از هیچ کس ترس و واهمه نداشت. خطبه های حضرت زینب «سلام الله علی ها» در بازار کوفه، مجلس ابن زیاد، بازار شام و مجلس یزید بسیار عالی و کوبنده بود و در تاریخ ثبت شده است. ایشان چنان خطبه می خواند که به تعبیر راوی، گویا امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» خطبه می خواند. با شروع خطبۀ ایشان، همه ناگهان ساکت می شدند و سخنان آن بانوی بزرگوار را می شنیدند.[5] حتی در همان روزهای اوّل اسارت، در کوفه، نزدیک بود مردم با اطلاع از حقایق و با افشاگری حضرت زینب، بر علیه بنی امیّه قیام کنند، امّا چون شورش آنان در آن موقعیّت، منجر به سرکوب می شد و نتیجۀ مطلوب، یعنی انتشار سراسری موج کربلا را در بر نداشت، امام سجّاد «سلام الله علیه» مانع آن شدند و فرمودند:

 «یَا عَمَّةِ اسْکُتِی... أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ»[6]

عمّه جان صبر کن؛ شما عالم و زن فهمیده ای هستید که بدون معلّم به این درجه رسیده اید. حضرت زینب «سلام الله علی ها» نیز بر حسب وظیفه شناسی سکوت اختیار کرد.

تقوای حضرت زینب «علیها سلام»

مرتبۀ دوّم شجاعت، یعنی غلبه بر هوای نفس نیز در شخصیّت حضرت زینب «سلام الله علی ها» تجلّی بارزی داشت. پیامبر اکرم «صلّی الله علیه وآله وسلّم» می فرمایند: شجاع ترین مردم کسی است که متّقی باشد:

«أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاه »[7]

به تعبیر آن نبیّ گرامی، شجاع ترین مردم کسی است که بر نفس خود مسلّط باشد؛ به همۀ واجبات مخصوصاً به نماز اهمیّت دهد و در عمل به مستحبّات به خصوص نماز شب، انس با قرآن و خدمت به خلق خدا کوشا باشد و از گناهان و حتّی مکروهات اجتناب ورزد. چنین کسی با مداومت بر عبادت، به مقام عبودیّت نائل خواهد شد.

حضرت زینب «سلام الله علی ها» به مقام عبودیّت رسیده بود و چنان در آن مقام پیش رفته بود که امام حسین «سلام الله علیه» هنگام خداحافظی، از او خواستند که در نماز شب های خود، به آن حضرت دعا کند. حضرت زینب «سلام الله علی ها»، با ریاضت های دینی به مقام عبودیّت رسیده بود و در آن مقام، از نماز لذّت می برد؛ زیرا بهترین لذت در مقام عبودیت، نماز، به خصوص نماز شب است. به تعبیر قرآن، نماز شب انسان را به مقام محمود می رساند؛[8] مقامی که حضرت زینب «سلام الله علیه» از آن برخوردار بود.

اهتمام حضرت زینب «علیها سلام» به نماز شب

نماز شب حضرت زینب «سلام الله علیها» هیچ گاه، حتّی در این مسافرت و در شام عاشورا، ترک نشد. شام عاشورا، برای حضرت زینب «سلام الله علی ها» شب سختی بود؛ ایشان علاوه بر مصیبت از دست دادن شش برادر، دچار لشکری درنده خو شده بود و سرپرستی عیال و اهل حرم را نیز بر عهده داشت. امّا همین زینب «سلام الله علی ها»، بعد از نماز مغرب و عشا، با کمک امّ کلثوم خیمۀ نیم سوخته ای را علم کردند، امام سجاد «سلام الله علیه» را در آن خیمه آوردند و به دنبال جمع کردن بچّه ها از بیابان رفتند؛ بالاخره تا نیمه های شب، همۀ زنان و کودکان را جمع کردند و سپس کسی را فرستادند و از عمر سعد، مشک آبی گرفتند و بچه ها را سیراب کردند. وقتی از سر و سامان دادن امور کودکان و زنان فارغ شدند، نزد امام سجاد «سلام الله علیه» آمدند و نشسته، نماز شب خواندند. امام سجاد «سلام الله علیه» که از شدّت بیماری قادر به نشستن نبودند، خوابیده نماز شب می خواندند و پس از نماز، به حضرت زینب «سلام الله علی ها» فرمودند: عمه جان! ندیده بودم که نماز شب را نشسته بخوانید!

همۀ این وقایع برای ما پیام دارد؛ امام سجاد «سلام الله علیه» از نماز شب عمّۀ خود در آن شرایط بحرانی تعجب نکردند، بلکه فرمودند: چرا نماز شب را نشسته خواندید؟ حضرت زینب «سلام الله علی ها» نیز پاسخ داد: می خواستم بایستم، اما زانو هایم تاب و توان ایستادن نداشت. دو شب پس از عاشورا کاروان اسرا در نیمه های شب، به پشت دروازۀ کوفه رسید. طبق برنامۀ قبلی، آن ها را نگه داشتند تا فردا با حضور مردم و هم زمان با جشن پیروزی، وارد کوفه شوند. زینب مظلومه «سلام الله علی ها» در آن موقعیّت و در پشت دروازۀ کوفه نیز نماز شب خواند. در خرابۀ شام و در طول مسیر مسافرت هم نماز شب حضرت زینب «سلام الله علی ها» ترک نشد.

 امنیّت دل و آرامش درونی حضرت زینب «علیها سلام»

انسان در سایۀ تقوا، به امنیّت دل و آرامش درونی دست می یابد. قرآن شریف در سورۀ انعام، با طرح یک سؤال و ارائۀ پاسخ روشن آن، نکتۀ دقیقی را به بشریّت می آموزد. ابتدا می پرسد: چه کسی استحقاق دارد که امنیت دل پیدا کند؟ سپس پاسخ می دهد: کسی که ایمان را زیربنا و تقوا را روبنای ساختمان دین خود قرار دهد. به تعبیر دیگر، کسی که با اعتقاد راسخ، تقیّد به ظواهر شرع دارد؛ یعنی به انجام واجبات و مستحبّات اهمیّت می دهد و از محرّمات و مکروهات اجتناب می ورزد، به آرامش درون، امنیّت دل و اطمینان قلبی خواهد رسید و هدایت الهی نصیب او می گردد:

 «فَأَیُّ الْفَریقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ، الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ، پس اگر می دانید کدام یک از [ما] دو دسته به ایمنی سزاوارتر است، کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده اند آنان راست ایمنی و ایشان راه یافتگانند»[9]

حضرت زینب «سلام الله علی ها» از مصادیق این آیۀ شریفه به شمار می رود. ایشان با ایمان قوی و تقوای مثال زدنی، مشمول هدایت خاصّ الهی بود و از این جهت، در آن بحران سخت، پیروز میدان شد.

 ضرورت استقامت در جزر و مدّ روزگار

والا ترین مرتبه از مراتب شجاعت، آن است که انسان در جزر و مدّ روزگار خودش را نبازد و در رویارویی با پیروزی های بزرگ یا هنگام رخ دادن مصیبت و بلا و در مواجهه با بحران، شخصیّت خود را حفظ کند و صبر و استقامت داشته باشد.

طبق روایتی از رسول خدا «صلّی الله علیه وآله وسلّم»، دنیا مانند دریایی متلاطم و عمیق است و مخلوقات بسیاری در آن غرق می شوند: «الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ قَدْ غَرِقَ فِیهَا خَلْق کَثِیرٌ»[10]

امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» نیز در بیان ویژگی های دنیا، آن را خانه ای پیچیده شده در بلا و مصیبت توصیف می فرمایند: «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»[11]

 اساساً خاصیّت دنیا این است که روزی طبق مراد و خواستۀ انسان است و روزی هم بر خلاف میل او خواهد چرخید. امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» در نامه ای به ابن عباس می نویسند: «وَ اعْلَمْ بِأَنَّ الدَّهْرَ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ»[12]

بنابراین دنیا برای همه جزر و مدّ و بالا و پایین دارد و همه باید طعم سختی و آسانی را بچشند. باید توجه داشت که جزر و مدّ دریای زندگی در بسیاری از موارد، امتحان بندگان است؛ زیرا اساساً نوع بشر حتماً امتحان می شود: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ، وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ، آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد »[13]

 

در این می ان، انسان شجاع کسی است که در دریای موّاج و متلاطم دنیا، خویشتن را نبازد و خود را حفظ کند؛ اما متأسفانه بسیاری از انسان ها چنین نیستند. قرآن کریم، انسان را ناشکیبا و کم طاقت توصیف می کند و می فرماید: هرگاه شر و صدمه ای به انسان برسد و در موضع سختی و بلا واقع شود، بی تاب می شود و عجز و لابه می کند و اگر خیری نصیب او گردد و در رفاه باشد، بخل می ورزد:

 «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً، إِلاَّ الْمُصَلِّین، به راستی که انسان سخت آزمند [و بی تاب] خلق شده است، چون صدمه ای به او رسد عجز و لابه کند، و چون خیری به او رسد بخل ورزد»[14]

نوع انسان سبک سر است، یعنی در جزر و مدّ روزگار مثل پَر کاهی، خودش را به حرکت موج ها سپرده و به هر سویی پرتاب می شود؛ مگر کسی که جداً به مقام عبودیت رسیده باشد، مگر کسی که جداً مانند حضرت زینب «سلام الله علی ها» از نماز شب استفاده کرده باشد. امتحان الهی برای همه، اعمّ از پیر و جوان و زن و مرد، به شکل های گوناگون وجود دارد. اگر انسان در امتحان خود را نبازد و استقامت کند، پیروز می شود و می توان گفت: شجاع است. البته لطف و امداد الهی و هدایت خداوند نیز برای پیروزی در امتحان، لازم است. انسان باید همّت و تلاش خود را ضمیمۀ عنایت پروردگار کند تا موفق شود.

 استقامت حضرت زینب «علیها سلام»

حضرت زینب «سلام الله علی ها» از مرتبۀ سوّم شجاعت نیز به خوبی برخوردار بود. به خصوص در دورۀ اسارت که برای ایشان یک دریای پر تلاطم و موّاج بود، به اعتراف دوست و دشمن، از عهدۀ وظیفه و مسئولیت خود برآمد و هجوم مصائب و بلایا او را منزوی و منفعل نکرد. مثلاً در شام عاشورا پس از دیدن داغ شش برادر و دو فرزند و تحمّل مصائب فراوان، وظیفۀ حضرت زینب «سلام الله علی ها» آن بود که گریه نکند و با صلابت و استواری، زنان و کودکان را که در بیابان متفرّق شده بودند، جمع کرده، از آنان محافظت نماید. ایشان در آن شرایط سخت و حتی با مشاهدۀ صحنه ای که در آن دوتن از بچّه ها دست به گردن یکدیگر، از فرط تشنگی از دنیا رفته بودند، مانند یک شیرمرد به خوبی ایفای نقش کرد.

خطبه های حضرت زینب «سلام الله علی ها» و سخنرانی افشاگرانۀ ایشان در کوفه و شام، در حالی که چند روزی از عاشورا نمی گذشت، ناشی از استقامت و استواری آن حضرت بود.

 حیا، عفّت و غیرت حضرت زینب «علیها سلام»

آنچه به خصوص در زمان حاضر توجه جدی می طلبد، این است که خاندان وحی، از ابتدای مسافرت تا رسیدن به کربلا و پس از آن در دوران اسارت، هیچ گاه در حفظ حجاب خود کوتاهی نکردند و همواره پوشش مورد نظر اسلام را مراعات کردند. آنان در رعایت حیا نیز بسیار کوشا بودند و حتی در شرایط بحرانی اجازه ندادند، نامحرم به آن ها خیره شود و خود نیز باحیا و با وقار بودند. زینب «سلام الله علی ها» در این زمینه نیز قافله سالار بود و همواره با غیرت خاصّی از حجاب، حیا و عفّت زنان کاروان مراقبت می کرد. در مجلس یزید که قبلاً به برخی خصوصیّات آن اشاره شد، وقتی حضرت زینب «سلام الله علی ها» احساس کرد که زنان و دختران اهل بیت در معرض دید افراد نامحرم قرار دارند، با تندی فرمود:

 «أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَی بَلَدٍ»[15]

ای فرزند رهاشدگان[16]، آیا این از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در امنیّت و پشت پرده بنشانی و دختران پیامبر خدا را در بند اسارت و در برابر دید دشمنان، در این شهر و آن شهر بگردانی؟

در روز یازدهم محرم هم وقتی افراد لشکر دشمن برای سوار کردن زنان و کودکان و بردن آن ها به کوفه آمدند، حضرت زینب «سلام الله علی ها» به آن ها تشر زد و اجازه نداد نزدیک زنان و دختران شوند. سپس، گرچه مشقّت داشت، امّا برای رعایت حیا و عفّت، خود ایشان با کمک امّ کلثوم، زنان و کودکان را سوار بر مرکب کردند. افزون بر این، برای تحریک عواطف و بیدار شدن کوفیان، نحوۀ قرار گرفتن آن ها در مرکب را طوری طراحی و برنامه ریزی کردند که هر کودک یتیم در دامن یکی از زنان بنشیند.

 حضرت زینب «علیها سلام»، سرمشق زندگی

نتیجۀ عملی و اخلاقی بحث امشب این است که همه باید با مطالعۀ سیرۀ اهل بیت «سلام الله علیهم» آن بزرگواران را سرمشق خود قرار دهند.

نهضت امام حسین «سلام الله علیه» درس های اخلاقی فراوانی دارد و شیعیان باید علاوه بر عزاداری، به نکات درس آموز نهضت حسینی توجه و عمل نمایند. عاشورا، فضائلی همچون، صبر، ایثار، شجاعت و شهادت طلبی را به بشریّت می آموزد. به خصوص دقّت در سیرۀ امام حسین «سلام الله علیه» و حضرت زینب «سلام الله علی ها» و پیروی از آن بزرگواران سازندگی اخلاقی و معنوی دارد و راه انسان را در سلوک معنوی هموار می سازد.

امام حسین «سلام الله علیه» به خاطر دین خدا، از همه چیز خود، حتّی از بچۀ شیرخوار خود گذشت، جوانان عزیز باید با الگوگیری از ایشان، به خاطر دین خدا، دست کم از هوی و هوس خود بگذرند و گناه نکنند؛ از دروغ، غیبت، تهمت و شایعه بپرهیزند و با اجتناب از حق النّاس و آزار و اذیّت مردم، به واجبات مخصوصاً نماز اهمیّت بدهند و در خدمت به خلق خدا کوشا باشند.

همه باید حضرت زینب «سلام الله علی ها» را سرمشق خود قرار دهند و با رعایت تقوا و مداومت بر عبادت، به مقام عبودیت برسند. اهتمام حضرت زینب به نماز شب، باید الگوی جوانان باشد تا موفق شوند.

شجاعت شگفت آور حضرت زینب «سلام الله علی ها» باید در زندگی شیعیان جاری شود و همه در شناخت وظیفه و عمل به وظیفه از همدیگر سبقت بگیرند.

پی نوشت ها



[1] بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۶

[2] آل عمران / ۱۷۸

[3] بحار الأنوار، ج ۴۵؛ ص۱۳۴

[4] الإرشاد للمفید، ج ۲، ص ۱۲۲

[5] اللهوف، ص ۱۴۶

[6] الاحتجاج، ج ۲، ص ۳۰۵

[7] امالی الصدوق، ص ۲۱

[8] اسراء، ۷۹

[9] انعام، ۸۱ و ۸۲

[10] تفسیر الامام العسکری (ع)، ص۴۳۱

[11] نهج البلاغة، ص۳۴۸

[12] نهج البلاغة؛ ص۴۶۲

[13] العنکبوت / ۳-۲

[14] المعارج / ۲۲-۱۹

[15] الاحتجاج، ج ۲، ص ۳۰۸

[16] اشاره به فتح مکّه و بخشیده شدن ابوسفیان و معاویه توسط پیامبر «ص»

تجمع معترضان عراقی در برابر سفارت آمریکا در بغداد پس از تشییع شهدای حملات این کشور به مواضع حشد شعبی برگزار شد و معترضان چادرهای تحصن را در برابر این مکان به‌پا کرده‌اند.

نکته قابل توجه حضور شخصیت‌های مطرح حشد شعبی در تجمع اعتراضی در برابر سفارت آمریکاست، شخصیت‌هایی همچون هادی العامری، فالح الفیاض (مشاور امنیت ملی عراق) و قیس الخزعلی از جمله این شخصیت‌ها هستند.

این در حالی است که خبرهای ضدونقیضی درباره سفیر آمریکا و دیپلمات‌های این کشور در عراق مطرح شده و برخی از سفر آنها به شمال عراق خبر داده‌اند.

معترضان عراقی شعارهایی بر ضد آمریکایی‌ها و لزوم اخراج آنها سر دادند، در پلاکاردی نوشته شده است: عراق دیگر برای آمریکا و مزدورانش امن نیست.

شهروندان خشمگین همچنین پرچم آمریکا و رژیم صهیونیستی را به آتش کشیدند.

منابع عراقی از به‌صدا در آمدن آژیرهای خطر در سفارت آمریکا خبر دادند، برخی منابع از خروج دیپلمات‌های آمریکایی از سفارت خبر داده‌‌اند.

عادل عبدالمهدی نخست وزیر پیشبرد امور سه روز عزای عمومی در پی شهادت جمعی از رزمندگان حشد شعبی در تجاوز نظامی اخیر آمریکا اعلام کرده است.

شهروندان عراقی در شهرهای مختلف در محکومیت بمباران پایگاه الحشد الشعبی عراق توسط آمریکا تظاهرات کردند.

شهروندان عراقی با شعارهای ضدآمریکایی فریاد می‌زدند که "بغداد آزاد است،‌ آزاد است،‌ آمریکا برو بیرون،‌ تمام دخالت‌های خارجی را در امور کشورمان رد می‌کنیم".

کشور عراق , کشور آمریکا ,

شهروندان عراقی همچنین به‌نشانه خشم از جنایت اخیر آمریکا و دخالت‌های مستمر آن در امور داخلی کشورشان پرچم آمریکا را به‌‌آتش کشیدند.

شامگاه یکشنبه هشتم دی، مواضع «گردان‌های حزب‌الله» عراق وابسته به حشد شعبی در شهر مرزی القائم استان الانبار (غرب عراق) هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفت که به شهید و زخمی شدن ده‌ها نفر از نیروهای مردمی منجر شد.

 «جواد کاظم الربیعاوی» مدیر دفتر عملیات مشترک حشد شعبی در بیانیه‌ای اعلام کرد: در نتیجه تجاوز جنایتکارانه به مواضع تیپ‌های 45 و 46 وابسته به حشد شعبی در شهر القائم در استان الانبار شمار شهدا و مجروحان به 27 شهید و بیش از 50 مجروح افزایش یافته است.

از سوی دیگر یک منبع در حشد شعبی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم تأکید کرد در حملات هوایی شامگاه یکشنبه به مواضع حشد شعبی علاوه بر شهید و زخمی شدن ده‌ها رزمنده حشد شعبی،‌ سه عراده توپ و دو خودروی ارتش عراق منهدم شد. به‌گفته این منبع، در این تجاوز آمریکا، سه نیروی ارتش عراق هم زخمی شدند.

وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) نیز بلافاصله پس از انجام این حمله، در بیانیه‌ای اعلام کرد که ارتش این کشور مواضع حشد شعبی در نزدیکی شهر القائم را هدف حمله هوایی قرار داده است.

سران عراق، نمایندگان، گروه‌های سیاسی و فراکسیون‌های پارلمانی و شخصیت‌های مختلف عراقی این تجاوز آشکار آمریکا به مواضع نیروهای بسیج مردمی (حشد شعبی) را محکوم و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی کشورشان قلمداد کرده‌اند.

ارزش  و آثار راستگویی

خدا در قرآن برای اینکه مردم را از دروغگویی بازدارد و به راستگویی سوق دهد، به ارزش و آثار راستگویی در کنار آثار زیانبار دروغگویی پرداخته است. راستی و راستگویی از نظر ارزشی در چنان سطحی والا و برتر قرار دارد که می‌توان مدعی شد که حتی از ایمان و تقوا نیز برتر و والاتر است؛ زیرا خدا به مومنان فرمان می‌دهد که تقوای الهی پیشه گیرند تا بتوانند در جرگه «صادقین» قرار گیرند.(توبه، آیه 119) این بدان معناست که دست یابی به مقام صادقین و راستگویان، مقامی برتر از مقام مومنین و متقین است؛ زیرا بدون ایمان و تقوا نمی‌توان به این مقام«صادقین» دست یافت و این دو به عنوان مقدمه برای آن مقام برتر است.

 

از آموزه‌های قرآن به دست می‌آید که ارزش «راستی» و صداقت، امری فطری است و همه انسان‌ها بر اساس هدایت تکوینی و الهامات فطری، هم راستی را به عنوان «حق» می‌شناسند و هم بدان گرایش دارند.

 

از همین رو خدا با ارجاع حتی کافران به «صداقت» فطری از آنان می‌خواهد دلیلی بر پذیرش یا عدم پذیرش بیان کنند و علل گرایش یا‌گریزش خویش را بر اساس همان معیار باطنی و فطری صداقت بیان نمایند.(اعراف، آیات 70 و 106؛ یوسف، آیات 26 و 27؛ حجر، آیه 7؛ شعراء، آیات 31 و 154؛ عنکبوت، آیه 29) این ارجاع بدان معناست که همگان براساس فطرت تکوینی خویش، گرایش به صداقت دارند و اگر بر خلاف صداقت به دروغ و کذب گرایش می‌یابند، به سبب دفن این فطرت الهی با گناه و فجورشان است.

 

بر طبق آیات قرآن، راستی و راستگویی آثاری در زندگی فردی و اجتماعی و نیز دنیوی و اخروی به جا می‌گذارد که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر ‌اشاره کرد:

 

  1. اصلاح اعمال از سوی خدا:

از نظر قرآن، هر گاه انسان در سخنان خویش راستی و راستگویی را پیشه کند، خدا اعمال و کردارش را اصلاح می‌کند و فساد و تباهی را از آن بر می‌دارد و این گونه آثار مثبت اعمالش نیز آشکار می‌شود(احزاب، آیات 70 و 71)؛ زیرا واژه «سديد» به معنای صواب و خالى از هر شائبه دروغ و لغو و همچنین موافقت ظاهر با باطن است. (مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 584)

 

  1. نفع اخروی:

هر کسی نفع اخروی می‌جوید و می‌خواهد در بهشت برین از مواهب و برکات آن بهره‌مند شود و از دوزخ در امان، باشد می‌بایست راستی و راستگویی را پیشه کند.(مائده، آیه 119)

 

  1. اطاعت و تسلیم در برابر خدا و دین اسلام:

صداقت تجلی حقانیت است و کسی که اهل صدق و راستی است، در برابر حق تسلیم بوده و به اطاعت از خدا و دین اسلام به عنوان آموزه‌های وحیانی می‌پردازد و هرگز طغیان نمی‌ورزد و خلاف خدا و دین اسلام عمل و رفتار نمی‌کند(محمد، آیات 20 و 21)؛ برخى گفته‌اند که «طاعهًْ و قول معروف»، خبر مبتداى محذوف است كه در اصل «أمرهم (ايمانهم بنا) طاعه» بوده، بدين معنا كه هرگاه سوره اى نازل مى شود اگر اظهار طاعت بكنند، و به هنگام عمل نيز با صدق اجرا كنند، براى آنها بهتر است.(الميزان، ج 18، ص 239)

 

  1. تکریم الهی:

هر کسی که تکریم الهی را خواهان است و می‌خواهد از کرامت الهی بهره‌مند شود، بهتر است که راستی و راستگویی را پیشه کند تا از اهانت الهی در امان ماند و در نزد خدا مکرم شود.(مریم، آیات 41 و 56)

 

  1. رستگاری اخروی:

بهره‌مندی از رستگاری و فوز عظیم در گرو صداقت و راستی و راستگویی است(مائده، آیه 119) چنانکه دروغ و دروغگویی انسان را به شقاوت و بدبختی دچار می‌کند و سرنوشت شوم سقوط در دوزخ را برایش رقم می‌زند که باید از آن اجتناب کند. پس با صداقت از خدا بخواهیم که: خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار.

 

  1. رشد معنوی:

هر کسی که رشد معنوی و دستیابی به مقامات عالی معنوی را می‌خواهد، می‌بایست راستی و راستگویی را پیشه کند و از دروغ اجتناب نماید؛ زیرا خدا کسانی را رفعت مقام می‌دهد و در مکانت عالی می‌نشاند که اهل راستی و راستگویی باشند.(مریم، آیات 56 و 57)

 

  1. آمرزش الهی:

مغفرت الهی در گرو صداقت و راستی و راستگویی انسان است و کسانی که راستی پیشه می‌کنند نه تنها آمرزیده می‌شوند و گناهان و خطاهایشان پوشیده می‌شود و خدا قلم عفو بر آن می‌کشد، بلکه حتی به اکرام خویش، ایشان را رستگار می‌کند و به بهشت برین وارد می‌سازد. (احزاب، آیات 35 و70 و 71)

 

ملاک راستی و راستگویی

از نظر آموزه‌های قرآن، برای هر چیزی ملاکی است که می‌توان بر اساس آن امور را سنجید. ملاک و معیار‌سنجش راستی و صداقت در گفتار و اندیشه و امور اعتقادی، وجود دلیل و برهان و استدلال بر اساس آن است.(بقره، آیه 111؛ انبیاء، آیه 24)

 

بر این اساس  نمی‌توان تنها به سبب شواهد ظاهری همچون‌گریه و اندوه(یوسف، آیات 16 تا 18) یا وضعیت پوششی یا قوت و نیروی بدنی یا آسایش و رفاه ظاهری(بقره، آیه 204؛ منافقون، آیات 1 تا 4) یا به سبب سوگند و قسم به خدا(توبه، آیات 62 و 74 و 95 و 96؛ نور، آیات 47 و 53) به دیگری اعتماد کرد و او را اهل صداقت دانست؛ زیرا در هر کاری شیطنت هست؛ پس ممکن است که اینها همه ظاهر سازی و شیطنتی باشد تا در پس این حیله‌گری و فریب، کار خویش را پیش ببرند.

 

آثار زیانبار دروغ و دروغگویی

برای درک اهمیت و ارزش راستی و راستگویی لازم است تا به ضد آن نیز توجه شود تا معلوم گردد که اگر انسان به جای راستی و راستگویی دنبال دروغ و دروغگویی برود، چه آثار زیانباری را می‌بایست متحمل شود. چنان‌که ضرب‌المثل معروف تصریح می‌کند: تعرف الاشیاء بامندادها،  ارزش هر چیزی با ضد آن شناخته می‌شود.

 

آموزه‌های قرآنی بیان می‌کند که دروغ و حتی شنیدن آن نیز عملی زشت است که می‌تواند موجب خواری و خفت انسانی شود که به عنوان شنونده دروغ قرار می‌گیرد.

 

کسانی که علاقه مند به شنیدن دروغ هستند، به سبب همین رویه دچار انواع مشکلات از جمله خواری و ذلت در دنیا می‌شوند.(مائده، آیه 41)

 

با توجه به این مطلب می‌توان گفت اگر شنیدن دروغ آسیب‌زا است، پس به طریق اولی دروغگویی رفتاری بسیار زشت است که آثار آن نیز بسیار خطرناک‌تر و زیانبارتر خواهد بود. از نظر قرآن، از جمله آثار زیانباری که برای دروغ و دروغگویی می‌توان بر‌شمرد، عبارتند از:

 

  1. بدعت در دین و ارزش‌ها و احکام دین اسلام:

دروغ و دروغگویی موجب می‌شود تا انسان به جای دین و ارزش‌های آن، به دین سازی و ارزش سازی رو بیاورد و اموری که ضددینی و ضدارزشی است به عنوان دین و ارزش به مردم غالب کند.(نحل، آیه 116) در این موارد برای تحقق نیت پلید خویش ممکن است شخص دروغگو به گونه گزینشی مطالب را بیان کند که بدون توجه به مقدم و موخر آن است؛ یعنی قبل و بعد را حذف می‌کند تا فکری یا حکمی یا ارزشی را تغییر دهد و بدعتی را پدید آورد و به نام دین اسلام غالب کند. این شیوه و رویه در مسئولان و رهبران اجتماعی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ زیرا این گونه می‌توانند منافع حزبی و مادی و دنیوی خود را تامین کنند و به نام دین اهداف پلید و زشت و شوم خویش را برآورده سازند.

 

  1. بیماردلی:

استمرار در دروغگویی موجب بیماردلی شده، به‌طوری که دیگر شناخت حق و گرایش بدان با مشکل مواجه می‌شود.(بقره، آیات 8 تا 10) از نظر قرآن، چنین حالتی در انسان بسیار خطرناک است؛ زیرا موجب می‌شود تا انسان در مسیر ضلالت، دنیا و آخرت خویش را تباه سازد و دوزخی شود.

 

در آیات قرآن، برای بیماردلی آثار زیانباری گفته شده که می‌تواند برخاسته از همین دروغ و دروغگویی باشد؛ زیرا دروغ مانند شراب، کلید هر گناه و خطایی است.

 

  1. نفاق و دورویی:

از آثار زیانبار دروغگویی، گرفتاری انسان به بیماری خطرناک نفاق و دورویی است.(توبه، آیه 77)

 

  1. روسیاهی:

دروغگو انسانی است که حقیقت خویش را تباه کرده و در قیامت سیاه رو برانگیخته می‌شود که خود نماد وضعیت دوزخی چنین فردی است.(زمر، آیه 60)

 

  1. خسران:

دروغگو بیش از آنکه به دیگری ضرر و زیانی برساند به خودش زیان می‌رساند.(غافر، آیه 8)

 

  1. فقدان ادراک:

دروغگویی دل را می‌میراند و انسان توانایی ادراکی خود را از دست می‌دهد.(جاثیه، آیات 7 و 8)

 

  1. محروم از هدایت:

انسان‌ها همانند همه آفریده‌ها و مخلوقات الهی از هدایت تکوینی و فطری برخوردارند(طه، آیه 50)؛ اما بهره‌مندی از هدایت پاداشی و تشریعی نیازمند بهره‌گیری از هدایت فطری است که از جمله مهم‌ترین آنها، صداقت، امانت، وفا و مانند آنها است.(بقره، آیات 2 و 3) کسی که صداقت ندارد، نمی‌تواند از هدایت‌های پاداشی بهره‌مند باشد.(زمر، آیه 3؛ غافر، آیه 28)

 

  1. محروم از رستگاری:

دروغگویان از رستگاری در دنیا و آخرت محروم می‌شوند و نمی‌توانند از زندگی سعادتمند در آخرت بهره‌مند شوند.(یونس، آیه 69؛ نحل، آیه 116)

 

  1. طرد اجتماعی:

همه انسان‌ها به طور فطری به صداقت و راستی گرایش و از دروغ نفرت و‌ گریزش دارند. کسانی که دروغ می‌گویند از سوی مردم به عنوان زشتکاران شناخته شده و طرد می‌شوند.(غافر، آیه 28)

به نقل از رسانه‌های عراق، ائتلاف موسوم به «تحالف القوی العراقیه» به ریاست محمد الحلبوسی رئیس پارلمان عراق تجاوز نظامی آمریکا به مواضع حشد شعبی را محکوم کرد. این ائتلاف همچنین اعلام کرد ما بر ضرورت اینکه تمام تشکیلات نظامی تحت فرمان فرمانده کل نیروهای مسلح باشد، تاکید می‌کنیم.

این ائتلاف همچنین هشدار داده است که این حمله تاثیر منفی بر روابط بغداد و واشنگتن خواهد گذاشت.

ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی هم با محکوم کردن این تجاوز از دولت عراق خواست تا حاکمیت عراق را حفظ کرده و از خاک این کشور در مقابل هرگونه تجاوز خارجی حمایت کند.

کمیسیون امنیتی پارلمان عراق هم خواستار برگزاری جلسه ای فوق العاده برای بررسی حملات اخیر آمریکا به مواضع حشد شعبی شده است.

امام جمعه اهل سنت اینچه‌برون گفت: مردم شیعه و سنی ایران در حماسه ۹ دی به همه جهانیان ولایتمداری و حفاظت از نظام جمهوری اسلامی را نشان دادند.

 

آخوند مدد هوشمند در آق‌قلا با بیان اینکه ۹ دی، روز بصیرت و وحدت ملت ایران است، اظهارداشت: ۹ دی روزی بزرگ در تاریخ انقلاب اسلامی است که مردم شیعه و سنی ایران اسلامی به میدان آمدند و توطئه‌های دشمنان را نقش برآب کردند.

 

وی با تأکید براینکه ۹ دی سند ولایتمداری شیعه و سنی است، افزود: اهل سنت همواره ولایت‌پذیری و بصیرت خود را به نمایش گذاشته و به دشمنان اعلام می‌کند که تا پای جان از آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی دفاع کرده و پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری هستند.

 

امام جمعه اهل سنت اینچه‌برون گفت: دشمنان از بدو پیروزی انقلاب اسلامی فتنه‌ها و توطئه‌های زیادی را در کشور طراحی و اجرا کردند اما مردم ایران از همه اقوام همواره با وحدت و بصیرت خود خط باطلی بر این نقشه‌های شوم کشیدند.

 

وی خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی که دشمن به دنبال تفرقه‌افکنی بین مسلمانان است، وحدت و بصیرت لازمه شکست دشمنان است.

 

آخوند هوشمند تقدیم حدود ۶۰۰ شهید اهل سنت استان گلستان در راه انقلاب اسلامی را برگ زرینی در افتخارات این مردم برشمرد و گفت: در هرجا و هر زمانی به حضور مقتدرانه، هوشمندانه و بابصیرت مردم نیاز باشد شیعه و سنی در کنار هم قرار می‌گیرند و اجازه نخواهند داد ایران اسلامی سرنوشتی مانند برخی کشورهای منطقه پیدا کند.

مدیر حوزه علمیه اهل سنت پیرواش آق‌قلا با بیان اینکه ‌شیعه و سنی ‌اجازه نمی‌دهند گزندی به انقلاب اسلامی برسد‌، گفت: حماسه ۹ دی که با بصیرت و آگاهی مردم ایران به وجود آمد سبب ناامیدی دشمن از براندازی انقلاب اسلامی شد.

 

آخوند سن‌سبلی: ‌شیعه و سنی ‌اجازه نمی‌دهند گزندی به انقلاب اسلامی برسد‌

 

آخوند عبدالله سن‌سبلی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در گرگان اظهارداشت: مردم با بصیرت ایران از شیعه و سنی و همه اقوام در روز 9 دی به خیابان‌ها آمدند و فتنه و فتنه‌گران را محکوم کردند.

 

وی پیروی از ولایت فقیه و دشمن‌شناسی ملت ایران را سبب خاموش شدن آتش فتنه سال 88 عنوان کرد و افزود: مردم در حرکتی خودجوش از رهبری و آرمان‌های انقلاب حمایت و سبب ثبت یوم‌الله 9 دی در تاریخ انقلاب اسلامی شدند.

 

آخوند سن‌سبلی با بیان اینکه حضور مردم در صحنه‌های مختلف دشمن‌شکن است، گفت: حماسه 9 دی که با بصیرت و آگاهی مردم ایران به وجود آمد سبب ناامیدی دشمن از براندازی انقلاب اسلامی شد.

 

وی ادامه داد: 9 دی تبدیل به نماد عزت و بصیرت ملت ایران شده ‌که آن رویداد تاریخی انقلاب اسلامی را حفظ کرد.

 

مدیر حوزه علمیه اهل‌سنت پیرواش آق‌قلا گفت: شیعه و سنی باید در کنار هم مانند آنچه در گام نخست انقلاب تجربه کردیم، کنار هم باشند تا گزندی به انقلاب اسلامی نرسد.

احادیث