emamian

emamian

مجلس نمایندگان آمریکا تحریم هایی را علیه شرکت های مرتبط با پروژه انتقال گاز نورد استریم ۲ اعمال کرده تا شاید بتوانند این پروژه را در آستانه اجرایی شدن آن متوقف کنند.

 

به نقل از روزنامه "تاگس اشپیگل"، مجلس نمایندگان آمریکا تحریم هایی را علیه شرکت های مرتبط با پروژه انتقال گاز نورد استریم 2 اعمال کرده است.

 

نمایندگان مجلس آمریکا شب گذشته با رای اکثریت به بسته قانونی برای بودجه دفاعی (NDAA) که شامل قانون تحریم ها علیه این پروژه گازی هم بود رای دادند.

 

حالا انتظار می رود که سنای امریکا هم این بسته قانونی را در پایان هفته آینده تصویب کند. هنوز تاریخی برای این رای گیری تعیین نشده است. کاخ سفید پیش از این اعلام کرده بود که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا این بسته قانونی را امضا خواهد کرد.

 

پروژه نورد استریم 2 قرار است از سال آینده با دور زدن لهستان و اوکراین گاز روسیه را به آلمان تحویل دهد. بر اساس اطلاعات شرکت کنندگان در این پروژه گازی تا به حال بیش از 2100 کیلومتر از این پروژه گازی در دریای بالتیک احداث شده و حدود 300 کیلومتر آن باقی مانده است. کنگره ایالات متحده حالا می خواهد از طریق تحریم ها از این پروژه جلوگیری کند و این تحریم ها می توانند حداقل آن را به تاخیر بیاندازند.

 

آمریکا این گونه استدلال می کند که آلمان با این پروژه انتقال گاز، خود را به روسیه وابسته می کند.

 

 این قانون مشابه قانون موسوم به حمایت از امنیت انرژی اروپاست که در ماه ژوئیه علیه شرکت‌های کشتیرانی تصویب شد که لوله‌های نورد استریم 2 و ترکیش استریم را حمل می‌کردند. ترکیش استریم هم یک خط لوله انتقال گاز است که از طریق دریای سیاه گاز روسیه را به ترکیه می آورد. این تحریم ها قرار است برای هر پروژه مرتبط با نورد استریم 2 از طرف آمریکا اعمال شود.

 

این قانون پیش بینی می کند که وزیر امور خارجه آمریکا در هماهنگی با وزیر دارایی در عرض 60 روز به کنگره گزارش دهند که کدام کشتی ها در این پروژه مشارکت داشته و این کشتی ها به کدام شرکت ها متعلقند. قرار است علیه مدیران این شرکت ها و سهامداران اصلی آن ها ممنوعیت سفر به آمریکا تصویب شود. همچنین معاملاتی که املاک و منافع تجاری آن ها در ایالات متحده هست و در ارتباط با این پروژه گازی کار می کنند هم باید مسدود شود.

 

رئیس جمهور آمریکا و نمایندگان کنگره مدتهاست که انتقاد شدیدی به این پروژه گازی وارد کرده و خواستار توقف آن شده اند.

 

آمریکا در تلاش است صادرات گاز خود را به اروپا افزایش دهد و جای پای خود را در این منطقه محکم کند اما به دلیل دسترسی آسان اروپا به گاز روسیه و اختلاف قیمت زیاد بین گاز روسیه و آمریکا در اروپا که صرفه اقتصادی خرید گاز روسیه را برای اروپایی ها به شدت بالا می برد آمریکا مدت هاست که سیاست‌های خصمانه‌ای را علیه ورود بیشتر گاز روسیه به اروپا در پیش گرفته است.

 

پروژه گازی "نورد استریم "2 یک پروژه مشترک بین شرکت های روسی و اروپایی است که به رهبری شرگت گازپروم روسیه انجام می شود. این پروژه مدت طولانی است که به خاری در چشم آمریکا تبدیل شده است چرا که واشنگتن می خواهد گاز مایع خود را به اروپا بفروشد و این پروژه مانعی بر سر راه این مبادله تجاری است.

 

""نورد استریم2" جریان انتقال گاز روسیه از جنوب سنت پترزبورگ تا سواحل آلمان از مسیر دریای بالتیک است. این پروژه در صورت تکمیل می‌تواند سالانه 55 میلیارد مترمکعب گاز را به اروپا ارسال کند که در مجموع "نورد استریم" و "نورد استریم2" سالانه 110 میلیارد مترمکعب گاز را به اروپا صادر می‌کند

خبرگزاری رویترز شامگاه چهارشنبه در گزارشی اختصاصی به نقل از «ادوارد مک‌مولن» سفیر آمریکا در سوئیس و «پاسکال باریسل» از دیپلمات‌های ارشد سوئیس اعلام کرد که کانال مالی بین ایران و سوئیس که قرار است برای مبادله کالاهای بشردوستانه مورد استفاده قرار گیرد، ظرف چند ماه آینده فعال خواهد شد.

پاسکال بارسیل در مصاحبه با رویترز درباره این کانال مالی اظهار داشت: «ما وظیفه داریم که مواد غذایی و اقلام درمانی برای مردم ایران فراهم کنیم. به همین دلیل ما به‌سختی تلاش می‌کنیم تا این کانال مالی را فعال کنیم.»

وی در پاسخ به این سؤال که آیا این کانال مالی در نیمه اول سال آینده میلادی فعال خواهد شد، گفت: «امیدوارم که اینطور شود، اما پیش‌بینی آن دشوار است زیرا همه چیز دست ما نیست. فعال‌سازی این کانال در نهایت به شرکت‌ها و بانک‌هایی بستگی خواهد داشت که مایل به مشارکت در آن هستند. ما اخیراً پیشرفت‌هایی در این زمینه داشته‌ایم.»

سفیر آمریکا در سوئیس نیز که دولت متبوعش با تحریم‌های غیرقانونی خود فشار زیادی را به مردم عادی در ایران وارد آورده و دسترسی بیماران ایرانی به برخی اقلام دارویی خاص را دشوار کرده است، در خصوص کانال مالی جدیدی که قرار است بین ایران و سوئیس ایجاد شود، به رویترز گفت: «خوشبختانه من فکر می‌کنم که اکنون در حال همکاری بر سر جزئیات نهایی این کانال هستیم»

در حالی که صحبت از راه‌اندازی کانال مالی بین ایران و سوئیس برای مبادله کالاهای بشردوستانه حدود یک سال قبل مطرح شده بود و در اوایل بهمن ماه سال گذشته رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و سوئیس از راه‌اندازی این کانال خبر داد، این کانال مالی هنوز فعال نشده و فعال‌سازی آن در بهترین حالت ظرف نیمه اول سال آینده میلادی انجام خواهد شد.

دوشنبه گذشته اولین پرواز مستقیم از تهران به مقصد تاشکند انجام گرفت. این پرواز نقش ویژه و بسیار مهمی در تعاملات دو کشور ایفا می‌کند. متعاقب آن نیز نمایشگاه اختصاصی کالاهای ایرانی با حضور نمایندگان بیش از 100 شرکت از کشورمان در تاشکند، پایتخت ازبکستان برگزار شد. پیش‌تر نیز در چارچوب همکاری‌های ترانزیتی در کردور شمال-جنوب و نیز کریدورهای چندجانبه نظیر ازبکستان- ترکمنستان- ایران- عمان دو کشور همکاری‌هایی را ترتیب داده‌اند. علاوه بر این، در حوزه مسائل سیاسی امنیتی نیز تهران و تاشکند همکاری‌های سازنده‌ای را در مساله افغانستان که با میانجی‌گری و مشارکت فعال ازبکستان در حال پیگیری است، به انجام رسانده‌اند. در حاشیه اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی نیز روسای جمهور دو کشور نخستین دیدار خود را به انجام رسانده و وزرای خارجه نیز طی 2 سال اخیر چندین سفر و دیدار با یکدیگر داشته‌اند.

این روند نشان‌گر یک جهش قابل توجه در مناسبات دو کشور از سال 2017 به بعد است. با این حال، به نظر می‌رسد در جمهوری اسلامی ایران می‌بایست توجه بیشتری به ازبکستان صورت گرفته و این کشور به عنوان مرکز اصلی تعاملات ایران در آسیای مرکزی قرار بگیرد. تا پیش از این، تاجیکستان این نقش کلیدی را در میان کشورهای آسیای مرکزی به عنوان کانون اصلی توجه جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کرد. اما از سال 2015 و پس از سردی روابط دو کشور، این جایگاه به مرور کمرنگ و کمرنگ‌تر گردید.

در حال حاضر اگرچه روابط تهران و دوشنبه در حال بهبود است، لکن، بازگشت به جایگاه سابق همچنان از سوی تحلیل‌گران محل تردید است. از همین جهت، بسیاری بر این عقیده‌اند که ازبکستان می‌تواند به طریق اولی این نقش کلیدی و محوری را در آسیای مرکزی ایفا نماید. به ویژه پس از اصلاحات اساسی که از سال 2017 هم‌زمان با روی کار آمدن شوکت میرضیایف در این کشور صورت گرفت، فرصت‌های نوظهور قابل توجهی در این کشور پدیدار شد که توجه بسیاری از کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران را برای توسعه مناسبات به خود جلب نمود. این موضوع در کنار مزیت‌های نسبی ازبکستان می‌تواند به نحو قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران مطلوب باشد.

ازبکستان پرجمعیت‌ترین جمهوری آسیای مرکزی است. بر اساس آخرین برآوردها جمعیت این کشور بیش از 32 میلیون نفر است، که تقریبا معادل نیمی از جمعیت کل کشورهای آسیای مرکزی است. متعاقب این موضوع می‌توان اظهار داشت که بزرگ‌ترین بازار منطقه نیز در اختیار ازبکستان است. در کنار این موضوع، ساختار اقتصادی این کشور نیز برای توسعه تعاملات بسیار مناسب‌تر است. زیرساخت‌های صنعتی و تجاری در ازبکستان بسیار گسترده‌تر از جمهوری‌های دیگر بوده و این کشور در مقایسه با دیگر جمهوری‌ها، اتکاء کمتری به صادرات انرژی و منابع معدنی خام دارد. همچنین با اصلاحات صورت گرفته طی 2 سال اخیر در ساختار اقتصادی این کشور، ریسک سرمایه‌گذاری بسیار پایین‌تر آمده و در حال نزدیک شدن به شرایط بسیار مطلوب قزاقستان است.

در کنار این موضوع باید به ساختار سیاسی این کشور نیز توجه ویژه‌ای داشت. در حال حاضر ازبکستان به یک کشور نسبتا باز در مقایسه با دیگر جمهوری‌های شوروی سابق بدل شده است. در کنار این، می‌توان به این موضوع اشاره داشت که ازبکستان قدرتمندترین جمهوری آسیای مرکزی، به لحاظ شاخص‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری قدرت است. متعاقب این امر، ازبک‌ها دارای بیشتر نفوذ در منطقه محسوب می‌شوند. از طرف دیگر نیز، ازبکستان از سال 2017 به بعد باثبات‌ترین و پویاترین سیاست خارجی منطقه را از خود به نمایش گذاشته است. انعطاف زیاد، چندجانبه گرایی، تعامل‌گرایی به جای تقابل‌گرایی، رویکرد متوازن و خروج از انزواگرایی، اصلی‌ترین مشخصه‌های سیاست خارجی ازبکستانِ پساکریم‌اف بوده است.

در حوزه ژئوپلیتیک نیز ازبکستان از موقعیت منحصر به فرد و ویژه‌ای برخوردار است. این جمهوری تنها کشور منطقه است که با هر 4 جمهوری دیگر آسیای مرکزی همسایه بوده و در جنوب نیز با افغانستان مرز مشترک دارد. همین امر سبب شده تا مزیت‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک این کشور در حوزه‌هایی نظیر ترانزیت مورد توجه قرار بگیرد.

در کنار این موارد، ازبکستان مزیت‌های منحصر به فرد دیگری برای جمهوری اسلامی ایران دارد. مهم‌ترین وجهه آن در بر داشتن شهرها و مراکز مهم فرهنگی و تاریخی پارسی‌زبان همچون سمرقند، بخارا و خوارزم است. این محور مشترک می‌تواند نقش بسیار ویژه‌ای در تعاملات دو کشور ایفا نماید. از سوی دیگر نیز، باید اشاره داشت که طی سال‌های پس از استقلال، با حضور اسلام کریم‌اف در ریاست‌جمهوری این کشور و نگاه‌های خاص وی به سیاست منطقه و به ویژه نسبت به جمهوری اسلامی ایران، این مزیت‌ها به صورت بالقوه باقی مانده بودند. با این حال، از سال 2017 به بعد شرایط بسیار مساعدی برای توسعه مبادلات و مناسبات دو کشور فراهم آمده است.

در پایان باید اشاره کرد، قرار گرفتن ازبکستان به عنوان کانون توجه جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی، تناقضی با رویکرد متوازن و متعادل سیاست خارجی کشورمان ندارد. توجه بیشتر به این کشور در حقیقت عین توازن، بر مبنای توجه بیشتر به ظرفیت‌های بیشتر است. مادامی که روابط با تاجیکستان به سطح مطلوب نرسیده است، می‌توان ازبکستان را یک آلترناتیو بسیار قدرتمندتر در نظر گرفت.

بیانیه پایانی روند آستانه در وهله نخست به این معناست که توافقی بین کشورهای تضمین‌کننده درخصوص یک‌سره کردن نبرد در ادلب و سرکوب کردن گروه‌های تروریستی در این استان صورت گرفته و ترکیه به نیروهای سوریه و روسیه برای آغاز این نبرد چراغ سبز نشان داده است.

 

در بخش سخن سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» آمده است: کسی که درباره بندهای مندرج در بیانیه پایانی، که در پایان چهاردمین نشست کشورهای تضمین‌کننده عملیات آستانه (یعنی روسیه، ترکیه و ایران) در روز چهارشنبه در شهر «نور سلطان» صادر شد، تامل کند، تصور می‌کند که بیشتر (بندهای) بیانیه، نه تمامی‌شان، مطالبات دولت سوریه را برآورده می‌کند، گویا که هیئت رسمی سوریه، که در کنار هیئتی از معارضان مسلح در آن مشارکت داشته، این بیانیه را تنظیم و تدوین کرده است.

 

برای این‌که در کلیات غرق نشویم، می‌خواهیم درباره نقاط محوری، که در بیانیه آمده است تامل کنیم تا نتیجه‌گیری ذکر شده خود را مورد تایید قرار دهیم:

 

نخست: سه کشور تضمین‌کننده، یعنی روسیه، ترکیه و ایران، نگرانی‌شان را از حضور گروه‌های تروریستی در ادلب ابراز کرده و بر هماهنگی فیما بین برای نابود کردن آنها متعهد شده‌اند.

 

دوم: سه کشور تضمین‌کننده با تحمیل حقایق جدید میدانی به بهانه مبارزه با تروریسم، از جمله «دولت‌های خودمختار غیرقانونی» مخالفت کرده‌اند؛ که اشاره مستقیم آنها به گروه‌های مسلح کُردی و به‌ویژه «نیروهای دموکراتیک سوریه» و «نیروهای مدافع کُرد» هستند.

 

سوم: مخالفت با اقدامات جدایی‌طلبانه‌ای، که اتحاد سیاسی در سوریه و تمامیت ارضی آن را هدف قرار می‌دهد و امنیت ملی کشورهای همسایه را تهدید می‌کند.

 

چهارم: مخالفت با سیطره بر منابع نفت و گاز سوریه، یعنی هر گونه نقل و انتقال آن به صورت غیرقانونی.

 

پنجم: محکوم کردن حملات اسرائیل به اراضی سوریه.

 

ششم: امنیت و ثبات طولانی‌مدت در شمال سوریه تنها از طریق حفظ حاکمیت این کشور و تمامیت ارضی آن ایجاد می‌شود.

 

این بیانیه مشترک، که یکی از قوی‌ترین بیانیه‌های صادر شده در جریان عملیات آستانه محسوب می‌شود، در وهله نخست یعنی این‌که توافقی بین کشورهای تضمین‌کننده درخصوص یک‌سره کردن نبرد در ادلب و سرکوب کردن گروه‌های تندرو در این استان است همچنان‌که به این معن است که ترکیه به نیروهای روسیه و سوریه برای انجام چنین ماموریتی چراغ سبز نشان داده است.

 

ولی (بندی)، که بر مخالفت با «سیطره» بر منابع نفت سوریه و انتقال غیرقانونی آن تأکید شده است، بدین معنی است که سه کشور تضمین‌کننده با حضور اشغالگرانه آمریکا در شرق فرات مخالف هستند، درست همانطور که با بهره‌برداری از چاه‌های نفت و گاز جهت تامین مالی گروه‌های کُرد مسلح مخالف هستند و بر بازگشت تمامی درآمدها به دولت سوریه تأکید دارند.

 

این توافق بین سه کشور (روسیه، ایران و ترکیه) ممکن است عنوانی برای استراتژی عملیاتی، در دو بخش سیاسی و نظامی آن، در ارتباط با بحران سوریه در سال جدید میلادی باشد و راه را برای آغاز دو عملیات، نخست بازسازی و دوم، سیاسی و تدوین قانون اساسی در مرحله بعدی هموار کند.

 

مقابله هواپیماهای «سوخوی» روسیه از نوع پیشرفته «35» با جنگنده‌های اسرائیلی، که در صدد انجام حملاتی علیه اهداف سوریه در پایگاه نظامی «تیفور» بودند که مانع از موشک‌‌پرانی آنها شدند، شاید اجرای دقیق بندی است که حملات اسرائیل به اراضی سوریه را محکوم می‌کند.

 

آیا بحران سوریه به نقطه پایانی خود نزدیک می‌شود، به گونه‌ای که سال 2021 آغاز انتقال سیاسی، آشتی فراگیر، تکمیل آزادسازی و بازپس‌گیری تمامی مناطق سوریه و استرداد آنها به حاکمیت دولت باشد؟ ما این احتمال را با نگاهی به روند جدید عملیات آستانه، بعید نمی‌دانیم. پوتین به خوبی می‌داند.

چهارشنبه, 20 آذر 1398 14:35

مصرف گوشت بوقلمون و خواص آن

مصرف پروتئین‌‌های حیوانی و گیاهی توسط افراد در سنین مختلف همواره مورد توجه مردم  بوده است، اما استفاده از پروتئین‌های دارای ارزش غذایی برتر؛ همچون گوشت آبزیان و پرندگان در سبد غذایی روزانه، از سوی متخصصان تغذیه مورد تأکید بیشتری قرار دارد.

گوشت «بوقلمون» یکی از مواد پروتئینی است که سرشار از ویتامین‌های گروه B، فسفر، پتاسیم، آهن و زینک است که مواد مغذی مهمی به شمار می‌آیند. این گوشت  سرشار از آنتی اکسیدان سلنیوم نیز است که برای تیروئید، متابولیسم و تقویت سیستم ایمنی ضروری است.

گوشت بوقلمون حاوی تریپتوفان؛ اسید آمینه‌ای که مغز برای تولید سروتونین مورد استفاده قرار می‌دهد  است. سروتونین، یک پیام رسان عصبی است که باعث احساس آرامش در فرد می‌شود  و بسیاری از افراد، گوشت بوقلمون را برای رفع بی‌خوابی می‌خورند؛ زیرا حاوی ویتامین B3 و B6 است که برای رفع این وضعیت مفید هستند.

متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند که مصرف غذاهایی را که متابولیسم شما را بهبود می‌دهند، افزایش بدهید. گوشت بوقلمون حاوی ارزش غذایی زیادی است و ویتامین ب 6 مجود در آن به بالا رفتن سطح انرژی ما کمک می‌کند و در بسیاری از کشورها به ویژه در کشورهای آمریکا،کانادا،انگلستان و ایرلند از محبوبیت زیادی  برخوردار است.

* وجود ازت و تبدیل به سم شدن در گوشت 

سید ضیاءالدین مظهری متخصص تغذیه و استاد دانشگاه، درباره «خواص گوشت بوقلمون»، اظهار داشت: ما باید در روز از منابع پروتئین‌های حیوانی مقدار معینی را دریافت کنیم. در گذشته فکر می‌کردند هر چقدر منابع پروتئینی خورده شود، خوب است اما امروزه می‌گویند برخلاف کربوهیدرات‌ها، قندها و چربی‌ها پروتئین‌ها به دلیل داشتن یک ماده اضافی فراتر از کربن، هیدورژن و اکسیژن، ازت دارند که این ازت در بدن تبدیل به سم می‌شود.

وی ادامه داد: از ازت موجود آمین‌ها جدا می‌شوند و آمونیاک را تشکیل می‌دهند و باید آمونیاک خنثی، تبدیل به اوره شده و در نهایت دفع شود.

*120 گرم حداکثر نیاز روزانه بدن به گوشت

این متخصص تغذیه با بیان اینکه در مصرف گوشت محدودیتی داریم، یادآور شد:‌ مصرف گوشت بین دو تا 4 واحد است؛ یعنی باید در روز 60 تا 120 گرم از گوشت قرمز، سفید و گوشت آبزیان مصرف کنیم و این مقدار کافی است.

*بوقلمون بهترین گوشت 

مظهری افزود: اگر این گوشت مصرفی از آبزیان و ماکیان باشد بهتر است؛ به ویژه گوشت بوقلمون؛ به دلیل اینکه این حیوان گیاهخوار است و مانند مرغ آسیب‌پذیر نیست؛ چراکه مرغ با آنتی‌بیوتیک فراوان برای جلوگیری از بیماری و برای وزن‌گیری سریع پرورش پیدا می‌کند.

وی  با اشاره به خواص گوشت بوقلمون، تصریح کرد: گوشت بوقلمون گوشت بابرکتی است و بعد از پخت حجم آن در حد بسیار پایینی تقلیل پیدا می‌کند؛ ضمن اینکه سرشار از مواد مغذی مورد نیاز بدن است.

این متخصص تغذیه متذکر شد: اولین موضوع در تأمین پروتئین بدن استفاده از موادی است که بتواند این پروتئین را تامین کند؛ در اینکه پروتئین را از چه منبعی دریافت می‌کنیم، مقدار و نوع آن بسیار مهم است.

مظهری عنوان کرد:‌پروتئین‌هایی مفید است که شبیه به پروتئین‌های بدن باشد؛ یعنی دربردارنده همه اسیدهای آمینه ضروری بدن بوده؛ در نتیجه پروتئین‌ گوشت پرندگان، آبزیان و حلال گوشت‌ها از نظر بیولوژیک ارزشمندتر از پروتئین غلات وحبوبات است.

وی اضافه کرد:‌ با وجود آنکه درصد پروتئین غلات و حبوبات  بالاست اما به این دلیل که ماده اسید آمینه ضروری که بدن نمی‌تواند آن را بسازد را ندارد، ارزش بیولوژیکی آن پایین‌تر است.

این متخصص تغذیه با بیان اینکه ارزش بیولوژیک گوشت بوقلمون بسیار بالاست، گفت: به عبارتی می‌توان گفت در بین گوشت پرندگان گوشت بوقلمون در سطح بهتری قرار دارد، روغن کمتری داشته و می‌تواند تمام اسیدهای آمینه ضروری را برای بدن تأمین کند.

مظهری با اشاره به ساختار اسیدهای آمینه ضروری برای بدن، بیان داشت: هر پروتئین از 20 اسید آمینه تشکیل شده که 8 اسید آمینه برای بزرگسالان ضروری است و باید از طریق تلفیق پروتئین‌های غلات، حبوبات و پروتئین‌های گیاهی و حیوانی تامین شود؛ ضمن اینکه 10 اسید آمینه است که برای رشد کودکان ضروری است.

وی ادامه داد: هر کدام از اسیدهای آمینه ضروری که به بدن نرسد، می‌تواند سنتز پروتئین بدن را در جهت ساخت استخوان، عضلات، خون و بافت‌ها دچار اختلال کند. 

در بین گوشت پرندگان گوشت بوقلمون در سطح بهتری قرار دارد، روغن کمتری داشته و می‌تواند تمام اسیدهای آمینه ضروری را برای بدن تأمین کند

 

 این متخصص تغذیه متذکر شد: پروتئین بوقلمون جزو پروتئین‌های عالی است که از طریق مصرف آن می‌توانیم مینرال‌های مختلف مانند روی را  دریافت کنیم و می‌تواند 150 آنزیم دیگر را فعال کند.

مظهری با اشاره به مواد دیگر موجود در گوشت بوقلمون، تصریح کرد: آهن، ویتامین‌های B1، B2، B3 و B6 در بوقلمون موجود است و به عبارتی گوشت بوقلمون یک گوشت کامل است.

 وی اضافه کرد: هر چقدر بتوانیم گوشت‌ها را با پروتئین گیاهان، غلات و حبوبات تلفیق کنیم، از نظر اقتصادی به صرفه است و از جهت سایر ریزمغذی‌ها و ویتامین‌هایی که باید برای تعادل بدن تأمین شود، بهتر است.

این متخصص تغذیه در پاسخ به این پرسش که «آیا می‌توان گوشت بوقلمون را جایگزین گوشت گوسفند کرد؟»،‌گفت:‌بله صد در صد می‌توانیم گوشت بوقلمون را جایگزین گوشت گوسفند کنیم. اگر افراد بتوانند نسبت به مصرف این گوشت عادت کنند، گوشت بوقلمون سالم‌تر از گوشت گوسفند است و چربی آن مثل چربی حیوانات کلسترول بالایی ندارد و از نظر هضم و جذب نیز بهتر بوده؛ ضمن اینکه این گوشت ضایعات کمتری دارد و از نظر اقتصادی نیز بسیار به صرفه‌ است.

مظهری اضافه کرد: مسئله گوشت حیوانات بسته به نوع تغذیه و محیط پرورش آنها دارد؛ چرا که حیوانات و پرندگان دارای غریزه‌ای هستند که غذایی را انتخاب می‌کنند که برای رشد بدنشان  بیشتر لازم است و از این جهت باید به نوع گوشت توجه کنیم.

 وی ابراز داشت: بوقلمون به دلیل اینکه فضای حرکتی و پرورشی آن بیشتر است، قطعا ریزمغذی‌های آن بیشتر از حیواناتی که در قفس پرورش یافته و یا گوسفند و گاو که در گاوداری‌ها پرورش پیدا می‌کنند، است.

این متخصص تغذیه با اشاره به قدرت تطبیق بدن با مواد غذایی یادآور شد: گوشت بوقلمون بهتر از مرغ، گوشت مرغ بهتر از گوسفند و گوشت گوسفند بهتر از گاو است.

مظهری خاطرنشان کرد: مصرف گوشت برای افراد در حال رشد مانند کودکان، افراد دچار کم خونی و بیماران ضروری است؛ چرا که برای تامین پروتئین‌های دفاعی آنها باید از گوشت استفاده کنند. 

بدن ما پس از کلسیم، ویتامین D و ویتامین K، به فسفر نیاز دارد. این ماده‌ی معدنی ضروری است؛ زیرا باعث تقویت استخوان‌ها و دندان‌ها می‌شود. به غیر از این، فسفر روند تولید پروتئین توسط بدن را تسهیل می‌کند و به آن اجازه می‌دهد که از کربوهیدرات‌ها و چربی‌های مصرفی استفاده کند.

یک وعده گوشت بوقلمون حاوی ۱۹۶ میلیگرم فسفر است که می‌تواند استخوان‌ها و دندان های شما را در درازمدت سالم نگه دارد.

علیرضا یارقلی، متخصص طب سنتی اظهار داشت: هرچه حیوانی متحرک بوده و کوچکتر باشد گوشت لطیف تری دارد.

وی ادامه داد: گوشت بوقلمون گوشت خوبی بوده و هضم آن راحتر است.اسید اوریک کمی دارد و مصرف آن در افرادی که در ناحیه دست و پا دچار درد هستند، مفید و مؤثر است.

این متخصص طب سنتی افزود: آبگوشت بوقلمون خوب است و اینکه این گوشت را مزه دار کرده و عرضه می‌شود، به هضم آن کمک می‌کند.

یارقلی بیان داشت: بهترین نوع خوردن بعد از مزه دار کردن، طبخ آن با خورشت  است؛ البته کبابی کردن آن نیز خوب است.

وی با تأکید بر عدم ترکیب کردن و پخت همزمان دو نوع گوشت، متذکر شد: ترکیب کردن گوشت بوقلمون با مرغ یا هرنوع گوشت دیگر خوب نیست؛ چراکه هضم هر گوشت با گوشت دیگر متفاوت است و وقتی با هم مصرف می‌کنیم در هضم آن تداخل ایجاد می‌شود.

این متخصص طب سنتی با اشاره به وجود املاح معدنی در گوشت بوقلمون، خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه کودکان تحرک زیادی دارند، مصرف گوشت بوقلمون را توصیه می‌کنیم؛ ضمن اینکه این گوشت از نظر املاح معدنی غنی است.

یارقلی با بیان اینکه گوشت بوقلمون به دلیل تحرک زیاد این حیوان گوشت مناسبی یرای مصرف است، یادآور شد: بال و ران بوقلمون لطیف تر است.

وی تأکید کرد: با توجه به وضعیت اقتصادی موجود اصرار دارم مردم همه نوع گوشت را مصرف کنند اما نکته مهم این است که هنگام پخت هر نوع گوشت برای اینکه گوشت مصرفی لطیف تر و قابل هضم تر باشد، دو قاشق سرکه به آن اضافه کنید.

ختم کلام اینکه؛ با توجه به وجود مشکلات اقتصادی و بالا بودن قیمت گوشت گوسفند و عدم توانایی بخش زیادی از مردم در خرید آن و با عنایت به این نکته مهم که گوشت‌های پرندگان مختلفی وجود دارد که می‌توان آن را جایگزین و یا به عنوان مکمل پروتئینی در سبد تغذیه‌ای خانواده قرار دهیم، مصرف گوشت بوقلمون یک از مواد پروتئینی دارای ارزش غذایی بالاست که می‌توانیم آن را جزو برنامه غذایی خود قرار دهیم.

با گذشت بیش از 70 روز از تظاهرات خیابانی در عراق، همچنان بحران در این کشور مهار نشده و در برخی از شهرهای این کشور شاهد تداوم ناآرامی‌ها هستیم. گستره تظاهرات و ادامه آن شرایط را به گونه‌ای رقم زد که عادل عبدالمهدی، در نهایت ناچار به استعفا شده و اکنون بغداد در انتظار توافق جناح‌های سیاسی برای برگزیدن نخست‌وزیری جدید برای ریاست بر کابینه و منطقه سبز است.

اعتراضات عراق را از اساس می‌توان رخدادی مشروع و برخواسته از نهاد فساد سیاسی و بی‌عدالتی در سطح کلان کشور ارزیابی کرد اما این دست‌های پنهان خارجی و دخالت‌های نامشروع کشورهایی همانند آمریکا، رژیم صیونیستی و عربستان سعودی بود که مسیر اعتراضات را به سوی خشونت و نافرمانی مدنی سوق داد. با وجود تلاش دو ماهه نیروهای دست‌نشانده این کشورهای خارجی، اکنون در شرایط جدید شاهد هستیم با جدیت نهادهای سیاسی و البته هوشیاری شهروندان عراقی، اعتراضات مردمی در مسیر فروکش کردن قرار دارد و به نظر می‌رسد در آینده نزدیک شاهد بازگشت ثبات و آرامش نسبی به این کشور خواهیم بود.

 

دستگیری گسترده مفسدان اقتصادی از میان مقام‌های کنونی و پیشین عراق

اولین و مهم‌ترین عامل به عنوان نمود بازگشت ثبات به کشور عراق را می‌توان در ارتباط با کنش‌هایی دانست که در زمینه مبارزه با مفاسد سیاسی و اقتصادی در این کشور صورت گرفته است. در همین زمینه، سازمان مبارزه با فساد مالی و اداری در این کشور موسوم به هیئت نزاهه ظهر دوشنبه هفته جاری با صدور بیانیه ای اعلام کرد که در ماه نوامبر گذشته در مجموع برای 226 وزیر و مقام ارشد کنونی و سابق در رابطه با پرونده های فساد مالی و اداری، احکام جلب و دستگیری صادر شده است.

بنا بر آن چه در این بیانیه آمده، اداره تحقیقات ویژه رسیدگی به پرونده های فساد مالی و اداری در عراق در این باره تاکید کرده که در ماه گذشته میلادی حکم جلب 9 وزیر شامل دو وزیر کنونی، پنج وزیر سابق و دو وزیر اسبق صادر شده و 12 عضو مجلس نمایندگان از جمله 10 عضو دوره کنونی و شش قائم مقام وزیر شامل یک قائم مقام کنونی، سه قائم مقام سابق و دو قائم مقام اسبق نیز مشمول چنین حکمی شدند.

سازمان مبارزه با فساد مالی و اداری در عراق در ادامه بیانیه خود از صدور احکام جلب و دستگیری 12 استاندار شامل یک استاندار کنونی و 11 استاندار سابق، 155 عضو شوراهای استانی شامل 118 عضو کنونی، 26 عضو سابق و 11 عضو اسبق و همچنین 32 مدیرکل شامل 19 مدیرکل کنونی در وزارتخانه های نفت، برق، آموزش و پرورش، بهداشت و صنایع و دیوان وقف سنی، 11 مدیرکل سابق در هیئت دولت، شهرداری بغداد و وزارتخانه های آموزش عالی و پژوهش علمی، بهداشت، شهرداری ها و کارهای عمومی، حمل و نقل و صنایع و دو مدیرکل اسبق در وزارتخانه های بهداشت و حمل و نقل خبر داد.

هیئت نزاهه همچنین از اداره تحقیقات ویژه رسیدگی به پرونده های فساد مالی و اداری در عراق نقل کرد که در ماه نوامبر گذشته در مجموع 256 حکم شامل 221 حکم جلب و 35 حکم دستگیری در حق متهمان صادر شده که 51 حکم به اجرا درآمده و 68 متهم نیز به دادگاه های تحقیقات دیگر، دادگاه های ذی ربط یا دیگر نهادهای تحقیقات محول شدند.

در حقیقت، خواست مشروع بسیاری از شهروندان عراقی مبارزه با فساد اقتصادی و بی عدالتی‌هایی بود که طی سال‌های بعد از 2003 تا کنون در سطح کلان این کشور اتفاق افتاده است، اکنون با این حجم از جدیت هیات نزاهه به نظر می‌رسد بخشی بزرگی از معترضان به اراده جدی دولت برای مقابله با فساد پی برده و در آینده نزدیک به نظر می‌رسد شاهد نوعی آرامش نسبی در این کشور خواهیم بود.

 

اراده جدی بغداد برای مقابله با دخالت کشورهای خارجی در امور عراق

دیگر نمود بازگشت ثبات نسبی به کشور عراق را می‌توان در ارتباط با اراده جدید دولت عراق در مقابله با دخالت کشورهای خارجی در امور این کشور ارزیابی کرد. در همین راستا، شاهد بودیم که وزارت امور خارجه عراق دوشنبه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که عبدالکریم هاشم، قائم مقام ارشد این وزارتخانه سفرای بریتانیا، فرانسه و کانادا و کاردار سفارت آلمان در بغداد را به دلیل بیانیه مشترک اخیر سفارتخانه های این چهار کشور غربی احضار کرده است.

احمد الصحاف، سخنگوی وزارت خارجه در بیانیه خود تاکید کرد که عراق روابط دیپلماتیک خود با کشورهای جهان را بر پایه اصل فعال سازی منافع مشترک و رویارویی با خطرات مشترک برقرار می کند و بر همبن اساس نیز با رعایت عدم دخالت در امور داخلی و حفاظت از حاکمیت، محکم ترین روابط را با کشورهای جهان به وجود آورده است. سخنگوی وزارت خارجه عراق ضمن تاکید بر مخالفت این وزارتخانه با محتوای بیانیه مشترک سفارتخانه های بریتانیا، فرانسه، آلمان و کانادا، آن را دخالت غیر قابل قبول در امور داخلی عراق و نقض آشکار ماده نخست توافقنامه وین در زمینه سازماندهی روابط میان کشورها برشمرد.

انتشار این بیانیه در شرایطی است که سفارت‌خانه‌های انگلیس، فرانسه و آلمان با انتشار بیانیه مشترکی از عادل عبدالمهدی، نخست وزیر مستعفی عراق خواستند نیروهای حشد شعبی از میدان‌های تظاهرات دور نگه داشته شده و عاملان کشتار اخیر السنک محاکمه شوند.

 

اراده جدی دولت‌مردان عراقی برای تعیین نخست‌وزیر جدید

دیگر نمود بازگشت ثبات نسبی به کشور عراق را می‌توان در موضوع اراده جدی دولت‌مردان این کشور برای حل بحران و انتخاب نخست‌وزیر جدید  مورد ارزیابی قرار داد. در همین راستا، بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی عراق (واع) بعد از ظهر دوشنبه برهم احمد صالح، رئیس جمهوری این کشور یک نشست را با رهبران جریان های سیاسی برگزار کرده تا مسئله معرفی نخست وزیر جدید در بازه زمانی تعیین شده در قانون اساسی را بررسی کنند. منبع مذکور که نام وی فاش نشده، در این باره تاکید کردند که رئیس جمهوری عراق و رهبران جریان های سیاسی در نشست خود همچنین آخرین تحولات این کشور را مورد بحث و بررسی قرار دادند با این حال وی آشکار نساخت که کدام یک از رهبران سیاسی در این نشست حضور داشتند.

این در حالی است که عادل عبدالمهدی، نخست وزیر مستعفی عراق نیز روز یک شنبه در دیدار با کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بغداد، بار دیگر از مجلس نمایندگان و جریان های سیاسی کشورش درخواست کرد که یک دولت جدید با اختیارات کامل را تشکیل دهند چرا که تمایل ندارد مدت فعالیت دولت تحت رهبری خود به عنوان دولت اداره امور روزانه کشور، طولانی شود. علاوه براین دیگر مقام‌های سیاسی کشور عراق نیز طی چند روز گذشته از اراده قاطع خود برای تشکیل دولت جید خبر داده‌اند.

«جوزپ بورل» مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز یکشنبه با صدور بیانیه‌ای مداخله‌جویانه ایران را به نقض حقوق بشر و برخورد خشونت‌آمیز با «معترضان» متهم کرد.

وی در این بیانیه مدعی شده است که نیروهای امنیتی ایران بی‌توجه به درخواست‌های خارجی، در برخورد با ناآرامی‌ها از خود خویشتنداری نشان نداده‌اند و به «استفاده نامتناسب از زور علیه معترضان غیرخشن» روی آورده‌اند.

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنین نحوه مقابله با ناآرامی‌های اخیر در ایران را «غیرقابل قبول» توصیف کرده است.

بورل با بیان اینکه ایران باید «به تعهدات بین‌المللی خود به خصوص میثاق حقوق مدنی و سیاسی» پایبند باشد، گفته است: «اتحادیه اروپا تمام موضوعات مورد نگرانی، از جمله حقوق بشر را در تعاملات دوجانبه با ایران مطرح کرده و به این رویکرد ادامه می‌دهد.»

از آغاز ناآرامی‌های چند روزه در ایران، این چندمین بار است که اتحادیه اروپا در مورد وضعیت داخلی ایران بیانیه صادر کرده و مدعی نقض حقوق بشر در ایران شده است.

«کریم علیوی» نماینده ائتلاف «الفتح» به ریاست «هادی العامری» نسبت به عواقبت مداخلات ایالات متحده آمریکا در تشکیل دولت جدید عراق هشدار داد.

علیوی به پایگاه خبری «بغداد الیوم» گفت که آمریکا در تلاش است «در مسئله تشکیل دولت جدید، مداخله کند؛ زیرا خواستار تشکیل دولتی بر اساس برنامه‌های خود است».

وی با بیان اینکه هدف واشنگتن از این اقدام، اجرای طرح‌های خود در عراق و منطقه است، تأکید کرد که «ملت عراق به ویژه تظاهرات‌کنندگان و حتی مرجعیت دینی نیز هر گونه مداخله خارجی در تصمیم [ملت] عراق را رد می‌کنند».

این نماینده عراقی خاطر نشان کرد که «هر گونه مداخله یا اعمال نظر خارجی، عواقبی دارد. به همین دلیل، همه باید این مداخله آمریکا را رد کنند و این تصمیم و راهکار باید عراقی باشد».

در همین ارتباط، «نسیم عبدالله» عضو ائتلاف الفتح گفت که احزاب و فراکسیون‌های سیاسی این کشور در مورد نامزدهای نخست‌وزیری به توافقی دست یافته‌اند.

عبدالله تصریح کرد که این فراکسیون‌ها بر نامزدی دو فرد جهت تصدی منصب نخست‌وزیری عراق به توافق رسیده‌اند، ولی از گفتن اسامی این دو نامزد امتناع کرد.

«حسن شاکر الکعبی» رئیس فراکسیون پارلمانی «بدر» هم از فشار آمریکا به برخی فراکسیون‌های سیاسی عراق برای انتخاب نخست وزیر جدید خبر داد و گفت که واشنگتن با این فشار، قصد دارد، نخست‌وزیری در عراق انتخاب شود که به آمریکا متمایل باشد.

شاکر تأکید کرد که هر گونه مداخله آمریکا و همپیماناش در امور داخلی عراق به ویژه انتخاب نخست‌وزیر، غیر قابل پذیرش است و نخست وزیر جدید باید حافظ حاکمیت و استقلال تصمیم‌های عراق از مداخلات آمریکا و سایر کشورهای خارجی باشد.

وی همچنین گفت که از سال 2003 «تا به امروز، فشارها و مداخلات آمریکا در کشور وجود داشته است و همه دولت‌ها نیز تسلیم این فشارها شدند».

دوازده روز از استعفای «عادل عبدالمهدی»، نخست‌وزیر سابق عراق که هم‌اکنون نخست‌وزیری دولت پیش‌برد امور در این کشور را برعهده دارد، می‌گذرد و سه روز دیگر فرصت باقی است تا فراکسیون‌های عراقی بر سر شخصیت‌هایی که می‌توانند رأی پارلمان را برای نخست‌وزیری جلب کنند، به توافق برسند.

با نزدیک شدن به پایان مهلت قانونی برای «برهم صالح»، رئیس جمهوری عراق در معرفی کاندیدای نخست‌وزیری، او روز سه‌شنبه (۱۹ آذر) از فراکسیون‌ها خواست در خصوص شخصیت‌های مورد نظر خود برای برعهده گرفتن منصب نخست‌وزیری به توافق برسند.

با استعفای عادل عبدالمهدی به دنبال تظاهرات اخیر در این کشور، «محمد الحلبوسی» با استناد به ماده ۷۶ قانون اساسی عراق،‌ به برهم صالح ۱۵ روز فرصت داد نامزد نخست‌وزیری را شناسایی و معرفی کند.

در صورت شناسایی و معرفی نامزد یا نامزدهای نخست‌وزیری، پارلمان عراق در اسرع وقت برای رأی‌گیری در این مورد، جلسه تشکیل خواهد داد. معترضان و سیاستمداران عراق با توجه به شرایط فعلی اخیر، خواستار معرفی شخصیت فراجناحی هستند.

روز شنبه «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار یک توییت از آزادی همزمان دکتر «مسعود سلیمانی» پژوهشگر ایرانی در بند آمریکا و «ژیو وانگ» که به جرم جاسوسی برای آمریکا در ایران در زندان به سر می‌برد، خبر داد. 

این رخداد که اولین تبادل رسمی زندانیان میان تهران و واشنگتن از زمان روی کار آمدن «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا به شمار می‌آید، به گمانه‌زنی‌هایی در خصوص در جریان بودن مذاکرات پشت پرده بین ایران و آمریکا دامن زده است. اما نشریه «نیویورکر» امروز (دوشنبه) روایتی از پشت صحنه آزادی این دو زندانی منتشر کرده که در صورت صحت، نشان می‌دهد این تبادل زندانیان بیش از هر چیز حاصل اقدامات گروه‌های غیردولتی و کانال‌های غیررسمی بوده است.

نیویورکر در ابتدای گزارش خود به سابقه بازداشت آمریکایی‌ها در ایران و همچنین دستگیری اتباع ایران در آمریکا اشاره کرده و نوشته است که سلیمانی به اتهام تلاش برای صادرات پروتئین‌های لازم برای تحقیقات پزشکی به ایران بازداشت شده بود، آن هم در حالی که صادرات چنین موادی یک «مورد جزئی دور زدن تحریم» به شمار می‌آید. به نوشته این روزنامه، دولت آمریکا تنها در دو سال گذشته دستکم ۱۳ ایرانی را بازداشت کرده است.

بعد از اعلام آزادی این دو زندانی، ترامپ و مقام‌های دولت او تلاش کردند تا اعتبار این توافق را به نام خود ثبت کنند، با این حال، به نوشته نیویورکر افراد دخیل در روند گفت‌وگوها برای آزادی این دو نفر می‌گویند کاخ سفید روایت واقعی را تحریف کرده و تلاش‌های سه ساله آن‌ها برای تحقق این توافق را نادیده گرفته است.

اظهارات ضدایرانی هوک دو روز پیش از مبادله

این نشریه با اشاره به انتشار تصویر «برایان هوک» مسئول کارگروه ایران در وزارت خارجه آمریکا بعد از تحویل گرفتن وانگ، نوشته است: «اما منابع مطلع می‌گویند هوک جزو کسانی بود که بیشترین مقاومت را در برابر تعامل با ایران از خود نشان می‌دادند. منابع به من گفته‌اند که او تازه در چند هفته پایانی به این روند پیوست، زمانی که این مبادله تقریبا قطعی شده بود، با یا بدون مشارکت او. فقط دو روز پیش از این مبادله، هوک گفت از همه کشورها می‌خواهد "در کنار مردم ایران بایستند" و "این رژیم را در انزوای دیپلماتیک قرار دهند."»

 

 

نویسنده این گزارش با اشاره به اینکه آزاد کردن اتباع آمریکایی زندانی در خارج از این کشور یکی از دشوارترین چالش‌های پیش روی واشنگتن به شمار می‌آید، نوشته است که معمولا بازیگران متعددی خارجی از دولت در این روند مشارکت دارند و در مبادله اخیر هم وضعیت مشابهی برقرار بود. 

بنا بر این گزارش، «جیسون پابلت» وکیل وانگ پس از آنکه از دولت آمریکا ناامید شده، به کانال‌های غیررسمی روی آورده و سراغ «جیم اسلتری» نماینده سابق کانزاس در کنگره آمریکا رفته است. اسلتری به واسطه مشارکت در گفت‌وگوها بین ادیان ابراهیمی از مدت‌ها پیش با ایران در ارتباط است و در چارچوب همین گفت‌وگوها به ایران هم سفر کرده است. وی با ظریف و همچنین «مجید تخت روانچی» نماینده ایران در سازمان ملل متحد که فارغ التحصیل دانشگاه کانزاس است هم آشنایی دارد.

به گفته پابلت، او و اسلتری به مدت چندین ماه برای تحقق آزادی وانگ تلاش کرده‌اند و در این مسیر با طرف‌های ایرانی و آمریکایی رایزنی داشته‌اند. 

«بیل ریچاردسون» نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل هم دیگر فردی است که در گزارش نیویورکر از او به عنوان فردی دخیل در روند مبادله زندانیان میان ایران و آمریکا یاد شده است. ریچاردسون که می‌گوید ۲۰ ماه در این روند مشارکت داشته، در مورد روایت واشنگتن، به نیویورکر گفته است: «من روایت  دولت [از تحولات] را نقض می‌کنم، چراکه ما بودیم که درباره این توافق مذاکره کردیم.»

ریچاردسون در همین چارچوب با مقام‌های ارشد دولت آمریکا، دیپلمات‌های ایرانی و همچنین وکلای سلیمانی دیدار کرده است. او پیش از این در موارد مشابهی در ارتباط با کره شمالی، سودان، کلمبیا، کوبا، عراق، بولیوی، پرو و بنگلادش هم نقش‌آفرین بوده است.

دیدار راهگشا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل

نیویورکر سخنان سال گذشته ظریف در مورد اعلام آمادگی ایران برای مبادله زندانیان با آمریکا را یک «نقطه عطف» توصیف کرده و نوشته است در تابستان امسال زمانی که ظریف برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک حضور داشت، ریچاردسون با وی دیدار کرد و طرفین روی جزئیات مبادله کار کردند. اسلتری هم در این کانال گفت‌وگو، مشارکت داشته است.

 

 

این نشریه برکناری «جان بولتون» از سمتش به عنوان مشاور امنیت ملی دولت آمریکا را یک گشایش در مسیر گفت‌وگوها خوانده و نوشته است که با روی کار آمدن «رابرت اوبریان» که پیشتر نماینده آمریکا در امور اتباع زندانی در خارج از آمریکا بود، علاقه کاخ سفید به مشارکت در روند مبادله زندانیان افزایش یافت. ریچاردسون می‌گوید او با اوبرایان همکاری نزدیکی داشته است.

به نوشته نیویورکر، بر اساس توافق اولیه‌ای که میان ریچاردسون، اسلتری و پابلت با طرف ایرانی به دست آمده، قرار بوده این مبادله هفته آینده انجام شود. بر اساس این توافق، قرار بوده است که سلیمانی روز ۱۱ دسامبر (۲۰ آذر) در دادگاهی حضور یافته و اتهامات مطروحه را بپذیرد. در مقابل، قاضی هم قرار بوده که دوره بازداشت وی را به عنوان دوران محکومیتش پذیرفته و حکم آزادی او را صادر کند. در مقابل، ایران هم پذیرفته است که بعد از آزادی سلیمانی، وانگ را به سفارت سوئیس در تهران تحویل دهد و طرف سوئیسی هم او را با هواپیما به قطر بفرستد. بنا بر این گزارش، روز چهارم دسامبر (۱۳ آذر) ریچاردسون با نماینده ایران در سازمان ملل دیدار کرده تا جزئیات مبادله را نهایی کند.

با این حال، دولت آمریکا در اقدامی غافلگیرکننده، ناگهان تمام اتهامات مطروحه علیه سلیمانی را لغو کرده و این موضوع به «لنی فرانکو» وکیل سلیمانی اطلاع داده شده است. ریچاردسون، اسلتری و پابلت می‌گویند از این موضوع خبر نداشته‌اند و بعد از اعلام خبر مبادله از تغییر برنامه اطلاع یافته‌اند. ریچادسون دلیل این اقدام را روحیه ترامپ و دولت او می‌داند که همواره تلاش می‌کنند اعتبار هر اقدامی را به نام خود ثبت کنند.

در مقابل، دولت آمریکا روایت ریچاردسون را به چالش کشیده و مدعی شده است که این تبادل حاصل رایزنی‌های دولت کنونی این کشور بوده است. یک مقام ارشد دولت آمریکا در این مورد به نیویورکر گفته است: «هرچند قدردان تلاش‌های سفیر ریچاردسون هستیم، اما این آزادی حاصل مذاکره مقام‌های کنونی ایالات متحده با کمک سوئیس بوده است.»

یک مقام آمریکایی دیگر هم به خبرنگاران گفته است که نحوه صحیح چنین رایزنی‌هایی استفاده از کانال‌های دیپلماتیک رسمی از جمله از طریق مذاکره مستقیم با آمریکا یا از طریق سوئیس است.

محبت متعالی

مشکل اصلی ما انسان‌ها این است که در شرایط ابتدایی، درک ما درکی مادی و حسی است و نمی‌توانیم به راحتی نسبت به نامحسوسات باور پیدا کنیم و به تبع آن نمی‌توانیم حق آن را ادا کنیم.

مثلا همه ما معتقدیم خداوند در همه جا حضور دارد؛ اما چون خدا را با چشم نمی‌بینیم، آن‌چنان که باید، به این اعتقاد ترتیب اثر نمی‌دهیم و بسیاری از وقت‌ها به کلی آن را فراموش می‌کنیم. این مشکل درباره همه چیزهایی که مربوط به خدای متعال می‌شود از جمله محبت خدا، مطرح است.

 

بیشتر محبت‌هایی که ما با آن‌ها سروکار داریم، مربوط به محسوسات است؛ از  محبت‌های فطری و طبیعی مادر و فرزند گرفته تا محبت‌های اکتسابی و انواع دیگری از محبت‌هایی که وجود دارد، همه منشأ حسی دارند و در آنها برقرار کردن ارتباط و انس گرفتن با محبوب با ابزارهای حسی حاصل می‌شود.

این است که در هنگام ترقی  و تعالی از حسیات به فوق حسیات، دچار مشکل می‌شویم. بنابراین برای دست‌یابی به این معارف باید از کسانی‌که خود به این مراتب رسیده‌اند به‌خصوص انبیا و حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین که خود به قله کمال رسیده‌اند، کمک گرفت.

 

در محسوسات این‌گونه نیست. هنگامی‌که انسان امر خوشایندی را می‌بیند، ابتدا به آن تمایل پیدا می‌کند. وقتی این ارتباط  یکی دو مرتبه تکرار شود، کم‌کم انسی پیدا می‌کند و از این‌که باز هم با او ارتباط برقرار کند، لذت می‌برد. در این‌گونه موارد نیاز نیست که انسان زحمت بکشد و وقتی جاذبه‌های محبت در کسی باشد خود به خود انسان نسبت به آن محبت پیدا می‌کند و کم‌کم این محبت به جایی می‌رسد که اگر انسان بخواهد او را فراموش کند، نمی‌تواند.

 

اما نسبت به خداوند با وجود این ‌همه تأکید بر ذکر و یاد خدا، باید خودمان آن قدر زحمت بکشیم و تمرین کنیم که چگونه یاد خدا باشیم. حال اگر محبتی جدی‌ نسبت به خدای متعال پیدا کنیم، برای یاد خدا نیاز به تلاش نداریم. کسانی که لطایفی از محبت را چشیده‌اند، آن را امر محرمانه‌ای بین خود و خدایشان می‌دانند و می‌کوشند که نزد دیگران زیاد یاد خدا نکنند که آن‌ها متوجه حال آن‌ها نشوند. پس از آن‌که به برکت بیانات حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین به‌خصوص در دعاها و مناجات‌ها فهمیدیم که چنین خبرهایی هست، تازه به این فکر می‌افتیم که چه کنیم برای ما نیز بهره‌ای از این اقیانوس بی‌کران پیدا بشود.

 

غرور سد راه تعالی

مسأله دیگر غروری است که ممکن است پس از پیدا کردن محبت، به آن گرفتار شویم و گاهی خیال ‌کنیم که به اوج کمال رسیده‌ایم و دیگر از این بالاتر نمی‌شود.

در این حال انسان پیش خود می‌گوید مردم دیگر که این‌ چیزها سرشان نمی‌شود، آن‌ها دنبال لذت‌های مادی دنیا هستند و از نمازشان نیز خسته می‌شوند، ولی ما با خدا انس داریم و از نمازمان لذت می‌بریم.

باز این مشکل دیگری است که چگونه از چنگال شیطان خودمان را رها کنیم و بفهمیم که اصلا ما کجای کاریم؟ در برخی از روایات تأکید شده است که فریب شیطان را نخورید و وقتی محبتی در خودتان نسبت به خدا و اولیای خدا احساس کردید، خیال نکنید که دیگر اوج گرفته‌اید و خیلی ممتاز هستید.

باید بدانیم که اگرچه این محبت‌های زودگذر و سطحی، واقعیت دارد و این‌گونه نیست که در ادعای آن دروغ بگوییم، اما این دوست داشتن با دوست داشتنی که بندگان شایسته و کامل خدا به آن رسیده‌اند بسیار متفاوت است. ولی متأسفانه گاهی ما غفلت می‌کنیم و فریب شیطان را می‌خوریم و به همین محبت سطحی اکتفا می‌کنیم. این است که برخی از روایات به این نکته اهتمام دارد که به به این محبت‌های سطحی و کم‌عمق اکتفا نکنید و ابتدا بفهمید که واقعا چه‌قدر محبت دارید و سپس بدانید که بالاتر از شما نیز افرادی هستند که مراتب عالی‌تری دارند تا دچار غرور و نخوت نشوید!

 

آثار محبت

ما وقتی به کسی علاقه پیدا می‌کنیم در درجه اول وقتی او را می‌بینیم، خوشحال می‌شویم و اگر او را ندیدیم نیز اتفاقی نمی‌افتد؛ ‌اما  وقتی محبت کمی شدت پیدا می‌کند، اگر یک روز او را نبینیم، احساس کمبود می‌کنیم. اگر این محبت شدت بیشتری پیدا کند، از ندیدن محبوب خیلی ناراحت می‌شویم و تا دیدار او از وظایف دیگرمان باز می‌مانیم.

 

از آثار محبت این است که انسان می‌خواهد به محبوب خود خدمت کند و اگر این محبت کمی شدت پیدا ‌کند، می‌خواهد هر چه دارد به محبوبش ببخشد. حال آیا ما که ادعا می‌کنیم  نسبت به خداوند متعال و اولیای او علاقه داریم این‌گونه‌ایم!؟   آیا اگر یک روز آن‌ها را یاد نکنیم، احساس کمبود می‌کنیم!؟ آیا اگر یک شب زیارت سیدالشهدا را که مثلا هر شب بنا داشته‌ایم بخوانیم، ترک کردیم، احساس می‌کنیم کمبودی داریم!؟ انسان درباره دوستان عادی خود این کارها را می‌کند و وقتی ببیند چیزی او را خوشحال می‌کند، حتما آن را انجام می‌دهد؛ اگر پول نداشته باشد، قرض می‌گیرد تا کاری را که محبوبش خوشحال می‌شود، انجام بدهد. اصلا همین که انسان احساس کند محبوبش از او راضی است، بزرگ‌ترین لذت را برای او دارد. آیا ما نیز نسبت به خدای متعال و اولیای او این چنین هستیم!؟

 

متأسفانه ما گاهی با این‌که می‌دانیم کاری امام زمان (عج) را شاد می‌کند، کوتاهی می‌کنیم. گاهی می‌دانیم که ایشان از بعضی کارها ناخرسند و گله‌مند می‌شوند، ولی شیطان فریب‌مان می‌دهد و آن‌ها را انجام می‌دهیم.

حال که خداوند مرتبه‌ای از محبت خود و اولیای خودش را به ما مرحمت کرده است، ابتدا باید ببینیم خودمان در چه حدی هستیم و محبت‌مان در چه پایه‌ای است. سپس  به دنبال این باشیم که که آن را تعالی دهیم و بفهمیم که دوستان واقعی خداوند چگونه‌ بوده‌اند و به کجاها رسیده‌اند.

 

نشانه‌های محبت خدا

در روایتی از امیرمؤمنان سلام‌الله‌علیه نقل شده است که فرمودند: الْقَلْبُ‏ الْمُحِبُ‏ لِلَّهِ‏ یُحِبُّ کَثِیراً النَّصَبَ لِلَّهِ وَالْقَلْبُ اللَّاهِی عَنِ اللَّهِ یُحِبُّ الرَّاحَةَ. [۱] یکی از نشانه‌های این‌که انسان کسی را دوست دارد، این است که می‌خواهد به او خدمت کند و برایش زحمت بکشد. همان‌گونه که مادر از این‌که برای فرزند زحمت و بی‌خوابی بکشد، لذت می‌برد. این روایت به این نکته‌ اشاره می‌کند و می‌فرماید: دلی که خداوند را دوست می‌دارد، می‌خواهد برای او زحمت بکشد، اما دلی که غافل و از محبت خداوند تهی است، به دنبال راحتی و تنبلی است. اگر کسی خدا را دوست دارد، دائما می‌خواهد تلاش کند و کاری که خدا دوست دارد، انجام بدهد، اما کسی‌که چنین محبتی ندارد، فرد تنبلی است و حداکثر به یک نماز واجبی اکتفا می‌کند، اما اهل تلاش، کار و زحمت کشیدن نیست و راحت‌طلب است.

 

یکی از نشانه‌های این‌که برخی از ادعاهای دوست داشتن خدا و اهل‌بیت چندان واقعیتی ندارد، این است که وقتی پای کار به میان می‌آید، شانه خالی می‌کنیم و آن را به دوش دیگران می‌اندازیم.

همین اندازه آن‌ها را دوست می‌داریم که آن‌ها را ببینیم و کنار آن‌ها باشیم، اما حوصله کار برای آن‌ها را نداریم. برحسب این روایت امیرمؤمنان فرمودند: نشانه دلی که خدا را دوست می‌دارد، این است که بخواهد برای او تلاش کند تا خسته شود. سپس می‌فرماید: فَلَا تَظُنَّ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَّکَ تُدْرِکُ رِفْعَةَ الْبِرِّ بِغَیْرِ مَشَقَّةٍ‌؛ ای آدمیزاد! خیال نکن که بی‌زحمت می‌توانی به مقامات عالی برسی. بعضی‌ها زحمت فکر کردن به خودشان می‌دهند و ازمطالعه خسته نمی‌شوند، اما اهل کار و تلاش در راه خدا نیستند. حال این را ندارند که شبانه درِ خانه فقیری بروند یا مشکل دوست‌شان را حل کنند. این افراد اهل این نیستند که قدمی برای هدایت کسی بردارند. فَإِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مُرٌّ؛ حق هم سنگین است و هم تلخ.

اگر می‌خواهی به مقامات عالی برسی، هم باید آمادگی تحمل بار سنگین را داشته باشی و هم تلخی‌ها را بچشی. خیال نکن که می‌شود همه زندگی را با شیرینی، خوشی و لبخند گذراند. این طور نیست. اگر می‌خواهی به جایی برسی باید زحمت بکشی و تلخی‌ها را تحمل کنی!

 

درجات محبان خدا

در روایت دیگری نقل شده است که یک اعرابی خدمت امیرمؤمنان سلام‌الله‌علیه عرض کرد که درجات محبین را برای من بیان کنید. (خیلی عجیب است، ما فرهیخته‌ها دنبال این نیستیم که بدانیم درجات محبین خدا چیست، اما یک عرب بیابانی آمده و از امیرمؤمنان می‌خواهد که این درجات را برای من بیان کنید.) حضرت فرمود:. أَدْنَی‏ دَرَجَاتِهِمْ‏ مَنِ اسْتَصْغَرَ طَاعَتَهُ؛ پایین‌ترین مرتبه‌ محب این است که برای خدمات و اطاعت‌های خود ارزشی قائل نیست؛ هر چه می‌کند، می‌گوید این‌ها کم است و قابل او را ندارد. البته منظور از این محب، همان محبی است که محبت در عمق دلش نفوذ کرده است وگرنه محبت‌های سطحی بدون این‌ها هم می‌شود. کسانی که محبت را تجربه کرده‌اند، می‌دانند محبت خالص به‌گونه‌ای است که انسان هر چه برای محبوب خود کار کند، باز می‌گوید حق او ادا نشده است و کارهای بیشتری باید انجام بدهم.

 

نشانه دوم این است که وَاسْتَعْظَمَ ذَنْبَهُ. اگر  انسان کاری کند که محبوبش آن را نمی‌پسندد، دیگر نمی‌تواند در چشم او نگاه کند. می‌ترسد که به او بگوید: تو ادعای محبت من را می‌کنی و این‌گونه با من رفتار کردی!؟ به من خیانت کردی! کاری که من از تو خواسته بودم نکنی، انجام دادی! ولی متأسفانه ما ادعای محبت خدا داریم و صبح تا شب نیز سخاوتمندانه گناه می‌کنیم. این محبت واقعی نیست. محب باید گناه خودش را ـ اگرچه گناه کوچکی باشد ـ آن قدر بزرگ بشمارد، که در پیشگاه الهی نتواند سرش را بلند کند.

 

نشانه سوم کمی از نشانه دوم نیز مشکل‌تر است؛ وَهُوَ یَظُنُّ أَنْ لَیْسَ فِی الدَّارَیْنِ مَأْخُوذٌ غَیْرُهُ؛ نه تنها گناه خودش را بزرگ می‌شمارد، تصورش این است که هیچ کسی در عالم، مثل او مؤاخذه نمی‌شود. می‌گوید: من گناهم از همه بیشتر است و  گناه همه افراد دیگر، قابل آمرزش است، ولی من آن قدر بد هستم که گناهم قابل آمرزش نیست.

این نهایت ذلتی است که انسان در پیشگاه محبوب پیدا می‌کند. دلیل این امر آن است که اوج محبت این است که انسان در محبوب خود فانی شود. در این حال محب برای خودش هیچ خودیتی قائل نیست و همه چیزش را فدای محبوب می‌کند. محبت چنین اقتضایی دارد. کسی که محبت واقعی نسبت به خدای متعال دارد و طبعا لغزش‌هایی نیز داشته است، باید برای آن‌ها ناراحت باشد و خود را مستحق بالاترین مؤاخذه‌ها بداند.

 

وقتی کلام امیرمؤمنان علیه‌السلام به این‌جا رسید، حال این اعرابی منقلب شد و غش کرد. وقتی به هوش آمد، گفت: از این درجه بالاتر نیز هست؟ این خیلی کار عظیمی است که انسان این طور باشد که خودش را از همه گناهکارتر و مستحق‌تر برای مواخذه بداند، آیا از این بالاتر نیز می‌شود؟ حضرت فرمود: نَعَمْ سَبْعُونَ دَرَجَةً؛ این مرتبه که به تو گفتم، اولین مرتبه محبت بود. بالاتر از این، هفتاد درجه هست که فاصله هر کدام با درجه قبل، همانند فاصله این محب است با افراد عادی.

 

بنابراین برای این‌که بتوانیم در مسیر محبت خداوند قدم برداریم و دست‌کم اولین درجه آن را پیدا کنیم، باید چیزی که خدا دوست نمی‌دارد، در دلمان جا ندهیم. این همان راهی است که می‌تواند ما را در این مسیر به پیش ببرد. امام صادق علیه‌السلام در این‌باره می‌فرمایند: اذا تَخَلَّی الْمُؤْمِنُ‏ مِنَ‏ الدُّنْیَا سَمَا وَوَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّهِ؛ [۲] اگر دل مؤمن از دنیا خالی شد، رفعت و علوّی پیدا می‌کند که شیرینی محبت خدا را می‌چشد. این‌که انسان بتواند خود را از دلبستگی به دنیا رها کند فقط در سخن آسان است؛ ما هزاران نوع دلبستگی به لذایذ دنیا داریم، ولی باید بدانیم که اگر بخواهیم شیرینی محبت خدا را بچشیم، باید سعی کنیم که محبت دنیا را از دل خودمان بیرون برانیم. وَکَانَ عِنْدَ أَهْلِ الدُّنْیَا کَأَنَّهُ‏ قَدْ خُولِط؛   وقتی مردم او را می‌بینند، می‌گویند عقلش را از دست داده است. شاید دیده یا شنیده باشید، برخی کسانی که حالات غیر عادی در محبت پیدا می‌کنند، نمی‌توانند خودشان را درست کنترل کنند و دیگران درباره آن‌ها می‌گویند مثل این‌که قاطی کرده و عقلش را از دست داده است. وَإِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حُبِّ اللَّهِ فَلَمْ یَشْتَغِلُوا بِغَیْرِهِ؛   اما حقیقت این است که محبت خدا، آن چنان در اعماق دل آن‌ها جا گرفته است که جایی برای چیز دیگری باقی نگذاشته است، و اصلا نمی‌توانند به چیز دیگری بپردازند و این محبتی که چشیده‌اند، نمی‌گذارد به چیز دیگری توجه پیدا کنند.

 

میزان محبت

در روایت دیگری از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:‏ مَنْ‏ أَحَبَ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ کَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ عِنْدَهُ. [۳] مطلوب‌ترین امر برای یک محب، این است که محبوب هم او را دوست بدارد. وقتی انسان کسی را دوست می‌دارد، می‌خواهد ببیند حال محبوب نسبت به خودش چگونه است، چه‌قدر او را دوست می‌دارد و در دل محبوب نسبت به او چه می‌گذرد. حال اگر در قلب ما محبت وجود مقدس ولی عصر (عج) باشد طبعا دلمان می‌خواهد ببینیم نظر آقا نسبت به ما چیست؟ اگر کسی دوست دارد بداند خداوند نسبت به او چه نظری دارد و چه‌قدر او را دوست می‌دارد، باید دقت کند که چه جایگاهی در دلش برای خدا وجود دارد. همان طور که یاد ما با یاد خدا متلازم است؛ این دو نیز با هم متلازم‌اند؛ ما هر منزلتی برای خدا و اولیای او قائل باشیم، آن‌ها نیز همان مقام و منزلت را برای ما قائل هستند.

 

حال جای این پرسش است که چگونه بفهمیم که خدا نزد ما چه‌قدر منزلت دارد؟ ما در زبان درباره عظمت و منزلت خداوند بسیار می‌گوییم، در پیشگاه او سجده نیز می‌کنیم و به خاک نیز می‌افتیم، اما این‌ها نشانگر مقدار عظمت و منزلت خداوند نزد ما نیست. اگر در جایی امر بین دو کار دایر شد که یکی اخروی و خواسته خداست و دیگری دنیوی و مورد پسند ماست، کدام را ترجیح می‌دهیم؟ مثلا فرض کنید در خانه نشسته‌ایم و مشغول تماشای فیلم مورد علاقه‌مان از  تلویزیون هستیم که وقت نماز فرا می‌رسد. آیا می‌خواهیم تماشای فیلم را ادامه بدهیم یا منتظریم که  الله اکبر را بگویند تا نماز بخوانیم؟ در چنین جایی اگر انسان تلویزیون را کنار گذاشت و به نماز ایستاد، معلوم می‌شود که خدا برای او خیلی ارزش دارد.  

 

باید بدانیم که سراسر زندگی ما همین امتحانات است. آیا کارها را به این دلیل که دلمان می‌خواهد، انجام می‌دهیم یا چون خدا گفته است؟ آیا این درس را چون خودمان خوشمان می‌آید می‌خوانیم یا چون امام زمان دوست دارد؟ آیا برای این‌ به تبلیغ می‌رویم که برایمان مصلحت و منفعتی دارد یا چون قلب آقا شاد می‌شود؟ این‌ها نشانه آن است که خدا پیش ما چه جایگاهی دارد. در این صورت جایگاه ما نیز معلوم می‌شود که خدا برای ما چه منزلتی قائل است. فَإِنَّ کُلَّ مَنْ خُیِّرَ لَهُ أَمْرَانِ: أَمْرُ الدُّنْیَا وَ أَمْرُ الْآخِرَةِ، فَاخْتَارَ أَمْرَ الْآخِرَةِ عَلَی الدُّنْیَا فَذَلِکَ الَّذِی یُحِبُّ اللَّهَ؛ هرکسی که بین دو امر مخیر بشود که یکی دنیوی و دیگری اخروی است،   اگر کار اخروی را مقدم داشت، معلوم می‌شود که خدا را دوست دارد، اما اگر امر دنیوی را مقدم بدارد، معلوم می‌شود برای خدا جایگاهی قائل نیست و خواست خدا برای او ارزشی ندارد.

این امتحانی است برای این‌که ما ببینیم محبت‌های ما چه قدر عمق دارد و بدانیم که خدای متعال برای ما چه ارزشی قائل است.

 و صلی ‌الله علی محمد وآله‌الطاهرین

------------

پاورقی:

[۱]. مجموعه ورام، ج۲، ص۸۷.

[۲]. الکافی، ج۲، ص۱۳۰.

[۳]. مجموعه ورام، ج۲، ص۲۳۴.

احادیث