emamian
بیانات در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درباره تحولات منطقه
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خوشامد عرض میکنم به همهی برادران و خواهران عزیزی که امروز فضای این حسینیّه را آغشته کردند از احساسات صمیمی و محبّتآمیز توحیدی خودشان؛ مخصوصاً برادران و خواهرانی که از برخی شهرستانهای دیگر، اینجا تشریف آوردهاند.
در منطقهی ما که یکی از مناطق حسّاس درجهی یک دنیا است، امروز حوادثی در جریان است؛ هم این حوادث را باید درست فهمید، هم از این حوادث بایستی درس گرفت و عبرت گرفت. افکار عمومی کشور هم درگیر این مسائل است؛ سؤالاتی دارند، حرفهایی دارند، نظراتی دارند؛ لازم است ابهامها هم برطرف شود. من قصد ندارم تحلیل کنم قضایای سوریه را ــ تحلیل را دیگران میکنند ــ قصد من امروز «تبیین و ترسیم» است. منظورم از«تبیین» این است که آنچه واقع شده و احیاناً سعی میشود از چشمها مخفی بماند، تا آن جایی که ما میبینیم و میفهمیم بیان کنیم؛ «ترسیم» [هم] به این معنا است که در خلال عرایض امروز، وضع خودمان، حرکت خودمان، حرکت منطقه، آیندهی منطقه را طبق فهم خودمان ترسیم کنیم و نشان بدهیم. این، حاصل و خلاصهی بحثهایی است که امروز انشاءالله عرض خواهم کرد.
اوّلاً نباید تردید کرد که آنچه در سوریه اتّفاق افتاد، محصول یک نقشهی مشترک آمریکایی و صهیونیستی است؛ بله، یک دولت همسایهی سوریه نقش آشکاری را در این زمینه ایفا کرده، الان هم ایفا میکند ــ این را همه میبینند ــ ولی عامل اصلی آنها هستند؛ عامل اصلی، توطئهگر اصلی، نقشهکش اصلی، اتاق فرمان اصلی در آمریکا و رژیم صهیونیستی است. قرائنی داریم؛ این قرائن برای انسان جای تردید باقی نمیگذارد.
یکی از قرائن آن، رفتار آنها با این حادثه است. خب در یک کشوری ــ ولو شما با دولت آن کشور موافق نبودید ــ جنگی اتّفاق افتاده، دو گروه به جان هم افتادهاند؛ خب این اتّفاق همهجا میافتد، شما چرا دخالت میکنید؟ طبق خبرهایی که داده شد، رژیم صهیونیستی بیش از سیصد نقطهی سوریه را بمباران کرده! چرا؟ اگر شما در این حادثه دخالتی ندارید، نقشهی این حادثه اگر به شما مربوط نیست، خب بنشینید تماشا کنید. دو گروه دارند با هم میجنگند؛ ورود شما در جنگ و سیصد و خردهای نقطه را بمباران کردن [برای چیست]؟ آمریکاییها هم خودشان اعلام کردند ــ البتّه تا دیروز، شاید بعد از آن بیشتر هم شده باشد ــ که ۷۵ نقطه را هم آنها بمباران کردهاند! بعضی از این نقاطی که بمباران کردهاند، مراکز زیرساختی سوریه است؛ جاهایی است که به این آسانی ساختن آن، درست کردن آن به دست نمیآید و زحمت دارد برای یک کشور. فرودگاه بساز، مراکز تحقیقاتی بساز، دانشمند تربیت کن؛ اینها کارهای آسانی نیست. چرا رژیم صهیونیستی و آمریکا در این قضیّه وارد شدند و شدند یک طرف جنگ و شروع کردند کشور را بمباران کردن؟ سیصد چهارصد نقطه را بمباران کردن چیز کوچکی نیست.
رژیم صهیونیستی، علاوهی بر این [کار]، سرزمینهای سوریه را تصرّف کرد؛ تانکهای او تا نزدیک دمشق آمدند. منطقهی جولان که متعلّق به دمشق بود، سالها دستشان بود، حالا شروع کردند مناطق دیگر را هم گرفتن. آمریکا و اروپا و دولتهایی که روی این چیزها در سایر کشورهای دنیا حسّاسند، روی یک متر و ده مترش حسّاسند، نهفقط سکوت میکنند و اعتراض نمیکنند، بلکه کمک هم میکنند. کار، کار آنها است.
علاوهی بر این، قرینهی دیگر [این که] در این روزهای آخر بعضی از کمکهایی که برای مردم سوریه یا مردم یک منطقهی سوریه یا بخصوص برای منطقهی مثلاً حدود زینبیّه لازم بود از امکانات، از نفرات، از نیروها و بنا بود از اینجا به آنجا منتقل بشود، تمام مسیر را هواپیماهای صهیونیستی و آمریکایی مسدود کردند. اِفپانزدهها آمدند بالای آسمان، هیچ هواپیمایی را اجازه ندادند که عبور بکند. البتّه یک خلبان هواپیمای ما، شجاعت کرد، خطرپذیری کرد، رفت نشست لکن بیش از اینها لازم بود و بیش از اینها باید کار میشد؛ [امّا] جلویش را گرفتند. اگر شما در این قضیّه صاحبِ قضیّه نیستید، اگر شما نیستید که دارید به نام مثلاً فرض کنید فلان گروه تروریستی، یا فلان گروه مسلّح با سوریه میجنگید، اگر شما پشت سر آنها قرار ندارید، چرا این کارها را میکنید؟ چرا وارد میشوید؟ چرا کمک میکنید؟ چرا از کمک به مردم سوریه جلوگیری میکنید؟
البتّه این مهاجمینی که گفتم، هر کدام یک غرضی دارند؛ اهدافشان با هم متفاوت است؛ بعضیها از شمال سوریه یا جنوب سوریه دنبال تصرّف سرزمینند؛ آمریکا به دنبال این است که جاپای خودش را در منطقه محکم کند؛ اهدافشان اینها است؛ و زمان نشان خواهد داد که انشاءالله هیچکدام به این هدفها نخواهند رسید. مناطق تصرّفشدهی سوریه به وسیلهی جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد ــ شک نکنید این اتّفاق خواهد افتاد ــ جاپای آمریکا هم قرص نخواهد شد و به توفیق الهی، با حول و قوّهی الهی آمریکا هم به وسیلهی جبههی مقاومت از منطقه اخراج خواهد شد.
گفتم «جبههی مقاومت»، چند کلمه دربارهی «جبههی مقاومت» عرض بکنم. عوامل استکبار بعد از این حوادث سوریه خوشحالند، اظهار خوشحالی میکنند به خیال اینکه با سقوط دولت سوریه که طرفدار مقاومت بود، دیگر جبههی مقاومت ضعیف شده؛ خوشحالی میکنند و میگویند جبههی مقاومت ضعیف شده؛ به نظر بنده اینها سخت در اشتباهند. آن کسانی که خیال میکنند با این چیزها جبههی مقاومت ضعیف شده است، درک درستی از مقاومت و جبههی مقاومت ندارند؛ نمیدانند اصلاً جبههی مقاومت یعنی چه.
«جبههی مقاومت» یک سختافزار نیست که بشکند یا از هم فرو بریزد یا نابود بشود. «مقاومت» یک ایمان است، یک تفکّر است، یک تصمیم قلبی و قطعی است؛ مقاومت یک مکتب است، یک مکتب اعتقادی است. چیزی که ایمان یک عدّه مردم است، چیز قراردادیای نیست ــ که من حالا میگویم چرا ایمان مردم است ــ این، با فشار آوردن نهفقط ضعیف نمیشود بلکه قویتر میشود.
انگیزهی افراد جبههی مقاومت و عناصر جبههی مقاومت با دیدن خباثتها قویتر میشود و دامنهی جبههی مقاومت گستردهتر میشود. مقاومت اینجوری است. وقتی جنایات سَبُعانهی دشمن را میبینند، آن کسانی که تردید داشتند که باید مقاومت کرد یا نه، از تردید بیرون میآیند و میفهمند که جز با سینه سپر کردن در مقابل ستمگر و ظالم و زورگو، نمیشود انسان راه خودش را ادامه بدهد؛ باید بِایستد، باید مقاومت کند؛ مقاومت یعنی این.
شما حزبالله لبنان را نگاه کنید، ببینید، حماس را ببینید، جهاد(۲) را ببینید، نیروهای مبارز فلسطینی را ببینید؛ اینهمه روی اینها فشار آمد. مصیبتی که بر حزبالله وارد شد، شوخی بود؟ حزبالله کسی مثل سیّدحسن نصرالله را از دست داد؛ این چیز کمی بود؟ حملات حزبالله، قدرت حزبالله، مشت محکم حزبالله بعد از این، بیشتر از قبل شد؛ این را دشمن هم فهمید و قبول کرد. آنها خیال کردند حالا که ضربه زدند، میتوانند وارد سرزمین لبنان بشوند، حزبالله را عقب بزنند مثلاً تا نهر لیتانی، و جلو بیایند؛ نتوانستند بیایند. حزبالله با کمال قدرت ایستاد؛ کاری کرد که خود آنها آمدند گفتند: آتشبس! مقاومت این است.
غزّه را ببینید! الان یک سال و چند ماه است که غزّه را دارند بمباران میکنند، افراد برجستهی غزّه، آدمی مثل یحییٰ سنوار را کشتند، شهید کردند، این ضربهها را وارد کردند؛ در عین حال مردم ایستادهاند. آنها به این خیال بودند که مردم را زیر فشار قرار بدهند تا آنها خودشان علیه حماس بِایستند و قیام کنند؛ عکس شد؛ مردم بیشتر طرفدار حماس شدند. جهاد هم همینجور است، بقیّهی عناصر فلسطینی هم همینجور هستند. مقاومت این است، جبههی مقاومت این است: هر چه فشار بیاورید، محکمتر میشود؛ هر چه جنایت کنید، پُرانگیزهتر میشود؛ هر چه با آنها بجنگید، گستردهتر میشود. و من به شما عرض میکنم، به حول و قوّهی الهی، گسترهی مقاومت، بیش از گذشته تمام منطقه را فرا خواهد گرفت. آن تحلیلگر نادانِ بیخبر از معنای مقاومت، خیال میکند که مقاومت که ضعیف شد، ایران اسلامی هم ضعیف خواهد شد! من عرض میکنم که به حول و قوّهی الهی، بِاذنالله تعالیٰ، ایرانِ قوی، مقتدر است و مقتدرتر هم خواهد شد.
یک جملهی دیگر دربارهی مقاومت عرض کنم. حالا اوّل بگویم مقاومت اصلاً یعنی چه. مقاومت به معنای ایستادگی در مقابل سلطهی آمریکا و هر سلطهگر دیگری است؛ این معنای مقاومت است. مقاومت به معنای مبارزهی با وابستگی به این قدرتها است؛ مقاومت یعنی ملّتها نوکر قدرتِ برتری مثل آمریکا و امثال اینها نشوند؛ این معنای مقاومت است. مقاومت به این معنا، در باور ملّتهای منطقه ریشه دارد. به دولتها کار ندارم؛ ملّتها برای مقاومت اهمّیّت قائلند؛ ریشهی مقاومت، در ایمان ملّتها و باور آنها است. دیدید بر سر [حمایت از] غزّه، ملّتهای منطقه چه کار کردند؟ کسانی که نه زبان آنها را دارند، نه منطقهی آنها را دیدهاند، نه خود آنها را میشناسند، در سرتاسر این منطقه ــ حالا به یک صورت در سرتاسر دنیا ــ ایستادگی کردند علیه رژیم صهیونی و به نفع مردم غزّه. باور مشترک ملّتهای منطقه این است، علّت هم همین است.
ببینید، الان تقریباً ۷۵ سال از غصب فلسطین میگذرد؛ خب یک حادثهای که ۷۵ سال پیش اتّفاق افتاده، باید تدریجاً کمرنگ بشود، از یاد افراد برود، باید خاموش بشود. امروز ایستادگی ملّتهای منطقه و خود فلسطینیها برای مسئلهی فلسطین، شاید از آنچه در اوّلِ کار اتّفاق افتاد، ده برابر بیشتر است؛ به جای اینکه خاموش بشود، دارد شدّت پیدا میکند؛ خصوصیّت یک باور مشترک و عمومی این است؛ و این البتّه ادامه پیدا خواهد کرد.
همسویی با رژیم صهیونیستی خطّ قرمز ملّتها است. به دولتها کار ندارم؛ آنها [جور دیگری] حرف میزنند، میگویند. از ملّتها [اگر] سؤال کنید، مخالفند؛ اکثریّت قاطع ملّتها مخالفند. البتّه رژیم صهیونیستی جنایت هم میکند، امّا جنایت کسی را پیروز نمیکند؛ نه جنایت رژیم صهیونیستی در لبنان، نه جنایتش در غزّه، نه در ساحل غربی که گروههای فلسطینی آنجا مشغول مبارزه هستند؛ جنایتهای زیادی آنجا میکنند، امّا جنایت هیچکس را پیروز نمیکند. این سنّت الهی است و امروز این تجربهی تاریخی در غزّه و در لبنان، در مقابل چشم ما دارد اتّفاق میافتد.
خب، یک سؤالی اینجا مطرح میشود: آیا با این توصیفی که ما از مسائل سوریه کردیم، در این چند سال، در سوریه حضور داشتیم یا نه؟ خب همه میدانند که بله؛ شهدای دفاع از حرم نشاندهندهی این است که ما حضور داشتیم. منتها چه جوری؟ این احتیاج دارد به توضیح. یک نکتهی مهم [این است] که حضور ما را همه میدانند، شهدا را همه تشییع کردند، امّا چند نکته هست که اغلب نمیدانند یا لااقل خیلی از جوانهای ما نمیدانند. ما به دولت سوریه کمک کردیم لکن قبل از اینکه ما به دولت سوریه کمک کنیم، در یک مقطع حسّاسی، دولت سوریه یک کمک حیاتی به ما کرد؛ این را اغلب اطّلاع ندارند. در بحبوحهی جنگ، در بحبوحهی دفاع مقدّس، آن وقتی که همه برای صدّام کار میکردند و علیه ما کار میکردند، دولت سوریه آمد یک حرکت تعیینکنندهی بزرگی به نفع ما و علیه صدّام انجام داد؛ و آن، این بود که لولهی نفتی را که نفت آنجا را میبرد به مدیترانه و به اروپا و پولش برمیگشت در کیسهی صدّام، قطع کرد. غوغایی شد در دنیا. نگذاشت این نفتی که برای صدّام است، جریان پیدا کند. چقدر نفت از اینجا میرفت؟ روزی یک میلیون بشکه. روزی یک میلیون بشکه نفت از این لوله میرفت به طرف مدیترانه. خود دولت سوریه هم از عبور این مسیر، بهاصطلاح از این ترانزیت نفت سود میبرد، پول میگرفت که از آن پول هم صرفنظر کرد. البتّه عوضش را از ما گرفت؛ یعنی جمهوری اسلامی این خدمت را بیعوض نگذاشت. [پس] اوّل آنها کمک کردند به ما. این یک.
[امّا] در قضیّهی فتنهی داعش. داعش یعنی بمب ناامنی؛ داعش به معنای این بود که عراق را ناامن کند، سوریه را ناامن کند، منطقه را ناامن کند، بعد به نقطهی اصلی و هدف نهایی یعنی جمهوری اسلامی ایران بیاید، جمهوری اسلامی ایران را ناامن کند؛ هدف اصلی و نهایی این بود؛ این معنای داعش بود. ما حضور پیدا کردیم؛ نیروهای ما، هم در عراق، هم در سوریه حضور پیدا کردند به دو علّت: یک علّت «حفظ حرمت اعتاب مقدّسه» بود؛ چون آن دور از معنویّتها و دور از دینوایمانها با اعتاب مقدّسه دشمنی داشتند، قصد تخریب داشتند و تخریب هم کردند. در سامرّا مشاهده کردید؛ بعدها به کمک آمریکاییها، گنبد مطهّر سامرّا را از بین بردند و تخریب کردند. این کار را میخواستند در نجف بکنند، در کربلا بکنند، در کاظمین بکنند، در دمشق بکنند؛ هدف داعش این بود. خب معلوم است؛ جوان مؤمنِ غیورِ محبّ اهلبیت به هیچ وجه زیر بار چنین چیزی نمیرود و اجازه نمیدهد. این یک علّت.
یک علّت دیگر، «مسئلهی امنیّت» بود. مسئولین خیلی زود و بوقت فهمیدند که اگر چنانچه جلوی این ناامنی در آن جاها گرفته نشود، سرایت میکند میآید اینجا، سرتاسر کشور بزرگ ما را ناامنی خواهد گرفت. ناامنی فتنهی داعش هم یک چیز معمولی نبود؛ شما یکایک نمونههایی که پیش آمد، یادتان هست؛ در حادثهی شاهچراغ،(۳) حادثهی کرمان،(۴) حادثهی مجلس(۵) و امثال اینها. هر جا توانستند، فجایع اینجوری به بار آوردند. این بنا بود بیاید اینجا. امیرالمؤمنین فرمود: ملّتی که در خانهی خودش درگیر با دشمن بشود ذلیل میشود؛ نگذارید به خانهی شما برسد.(۶) لذا نیروهای ما رفتند، سرداران برجستهی ما رفتند، شهید عزیز ما سلیمانی و یارانش و همکارانش رفتند، جوانهای خود آنها را، هم در عراق، هم در سوریه ــ اوّل در عراق، بعد در سوریه ــ سازماندهی کردند، مسلّح کردند، ایستادند در مقابل داعش، کمر داعش را شکستند و توانستند غلبه پیدا کنند. خب، حضور ما در آن قضیّه اینجوری بود.
به این نکته توجّه کنید: نوع حضور نظامی ما در سوریه ــ در عراق هم همینجور ــ به معنای این نبود که ما لشکرهایمان ــ ارتشمان، سپاهمان ــ را برداریم ببریم آنجا و به جای ارتش آن کشور، ارتش ما بجنگد؛ نه، اینکه معنی ندارد؛ این نه منطقی است، نه افکار عمومی آن را قبول میکنند که ارتشی از اینجا بلند شود برود و به جای ارتش آنها بجنگد؛ نه، جنگ به عهدهی ارتش خود آن کشور است. کاری که نیروهای ما میتوانستند انجام بدهند و انجام دادند، کار مستشاری بود. مستشاری یعنی چه؟ یعنی تشکیل قرارگاههای مهمّ مرکزی و اصلی، تعیین راهبردها و تعیین تاکتیکها، و در مواقع ضروری، ورود در میدان جنگ، امّا از همه مهمتر بسیج جوانان خود آن منطقه. البتّه جوانهای ما هم، بسیجیهای ما هم بیتاب، مشتاق، بااصرار، خیلیهایشان رفتند؛ موافقت هم نمیکردیم؛ بارها از بنده درخواست میکردند، سؤال میکردند، مینوشتند، پیغام میدادند، التماس میکردند که بگذارید ما برویم سوریه در مقابل دشمن بِایستیم. خب طبعاً مناسب نبود؛ یعنی آن زمان مصلحت دیده نمیشد امّا میرفتند، از راههای مختلف میرفتند ــ که شماها میدانید؛ بعضی از داستانهایش معروف است ــ و بعضیهایشان شهید شدند، بعضیهایشان هم بحمدالله سالم برگشتند. عمدهی کار عبارت بود از کار مستشاری. حضور ما در آنجاها حضور مستشاری بود؛ در مواقع کمی به شکل ضروری حضور نیروهای خود ما بود و عمدتاً نیروهای خود ما هم نیروهای داوطلب و بسیجی [بودند، همراه با] نیروهای آنجا. شهید سلیمانی در سوریه یک گروه چند هزار نفری را از جوانهای خود آنها آموزش داد، مسلّح کرد، سازماندهی کرد، آمادهشان کرد، ایستادند. بعد البتّه بعدها متأسّفانه بعضی از خود آنها، خود مسئولان نظامی آن کشور، ایراد درست کردند، مشکل درست کردند و از این چیزی که به نفع خودشان بود، متأسّفانه صرفنظر کردند.
بعد از آنکه فتنهی داعش خاموش شد، بخشی از نیروها برگشتند، بخشی هم ماندند؛ از آن نیروهایی که رفته بودند، بخشی در آنجا ماندند؛ در همین قضایا هم بودند و حضور داشتند منتها همانطور که عرض کردم، جنگ اصلی را ارتش آن کشور باید بکند. در کنار ارتش آن کشور است که نیروی بسیجیای که از جای دیگر آمده میتواند بجنگد؛ اگر ارتش آن کشور ضعف نشان داد، از این بسیجی کاری برنمیآید؛ و این اتّفاق متأسّفانه افتاد؛ وقتی روح ایستادگی و مقاومت کم بشود، این[جور] میشود. این مصیبتهایی که امروز بر سر سوریه دارد میآید ــ که خدا میداند تا کِی ادامه پیدا کند؛ تا کِی جوانهای سوریه انشاءالله بیایند در میدان و جلویش را بگیرند ــ بر اثر همان ضعفهایی است که آنجا نشان داده شد.
ملّت ایران به ارتش خود، به سپاه خود مباهات میکند، افتخار میکند. مسئولان بالای نیروهای مسلّح، سازمانهای مسلّح، در قضیّهی لبنان، در قضیّهی حزبالله به من نامه مینویسند که ما تاب تحمّل نداریم، اجازه بدهید ما برویم؛ این را مقایسه کنید با آن ارتشی که تاب تحمّل ندارد و میگریزد! ارتش ما در دوران رژیم طاغوت متأسّفانه همینجور بود؛ آنها هم در مقابل حملهی دشمنان و خارجیها در جنگهای مختلف، از جمله در جنگ دوّم [جهانی] ایستادگی نکردند، نَایستادند. آن روز، دشمن آمد تا خود تهران را گرفت؛ ایستادگی نکردند. وقتی ایستادگی نمیکنند، نتیجه این[جور] میشود. بایستی مقاومت کرد، باید از نیروی خداداد استفاده کرد.
ما در همین شرایط دشوار هم آماده بودیم. آمدند اینجا به من گفتند که همهی امکاناتی که برای سوریها امروز لازم است، ما آماده کردیم، آمادهایم که برویم، [امّا] آسمانها بسته بود، زمین بسته بود؛ رژیم صهیونیستی و آمریکا، هم آسمان سوریه را بستند، هم راههای زمینی را بستند؛ امکان نداشت. قضایا اینجوری است. اگر چنانچه در داخل آن کشور، انگیزهها به حال خود باقی میماند و میتوانستند در مقابل دشمن حرفی داشته باشند، دشمن آسمانشان را هم نمیتوانست ببندد، راه زمینی را هم نمیتوانست ببندد؛ میشد بهشان کمک کرد. خب، این حالا یک تصویر اجمالیای است.
چند نکتهی دیگر هست که باید عرض بکنم. نکتهی اوّل این است که همه بدانند، مسئله اینجور نخواهد ماند؛ اینکه حالا یک گروهی بیایند در دمشق یا جاهای دیگر، شادی کنند، برقصند، به خانههای مردم تعرّض کنند، رژیم صهیونی هم بیاید بمباران کند، تانک بیاورد، توپ بیاورد، موضوع اینجوری نمیماند؛ قطعاً جوانان غیور سوری به پا خواهند خاست، ایستادگی خواهند کرد، فداکاری خواهند کرد، تلفات هم خواهند داد امّا بر این وضع فائق خواهند آمد. همچنان که جوانان غیور عراق این کار را کردند؛ جوانان غیور عراق، با کمک و هدایت و فرماندهی و سازماندهی شهید عزیز ما، توانستند دشمن را از کوچه و خیابان بیرون کنند، از خانههای خودشان بیرون کنند، وَالّا آمریکاییها در عراق هم همین کارها را میکردند؛ درِ خانهها را میشکستند، مرد صاحبخانه را جلوی زن و بچّهاش میخواباندند، با چکمه صورت او را فشار میدادند روی زمین! این اتّفاق در عراق هم افتاد، منتها ایستادند، مقاومت کردند، شهید عزیز ما هم همهی امکانش را در این راه گذاشت. اینها هم همین کار را خواهند کرد. البتّه ممکن است زمان ببرد، طولانی بشود، امّا نتیجه حتمی و قطعی است.
مطلب دوّم اینکه حادثهی سوریه برای ما ــ برای یکایک ما، برای مسئولین ما ــ هم درس دارد، هم عبرت دارد؛ باید درس بگیریم. یکی از درسها این مسئلهی «غفلت» است؛ غفلت از دشمن. بله، در این حادثه، دشمن با سرعت عمل کرد، امّا اینها بایستی از قبل از حادثه میفهمیدند که این دشمن عمل خواهد کرد و با سرعت عمل خواهد کرد. ما به اینها کمک هم کرده بودیم؛ دستگاه اطّلاعاتی ما، از چند ماه قبل، گزارشهای هشداردهندهای را به مسئولین سوریه منتقل کرده بود. البتّه من نمیدانم آیا این [گزارشها] دست آن مقامات بالا رسیده بود یا نه، همان وسطها گموگور شده بود؛ ولی مسئولین اطّلاعاتی ما به اینها گفته بودند. از کِی؟ از شهریور، مهر، آبان، پشت سر هم گزارش داده بودند. غفلت نباید کرد، از دشمن نباید غافل شد؛ دشمن را حقیر هم نباید شمرد، به تبسّم دشمن هم نبایستی اعتماد کرد؛ گاهی دشمن با لحن خوش با انسان حرف میزند، با تبسّم حرف میزند، امّا خنجر را پشت سرش گرفته، منتظر فرصت است.
یک نکتهی دیگر اینکه جبههی مقاومت نه از پیروزیها مغرور باید بشود، نه از شکستها مأیوس باید بشود. پیروزی و شکست [همیشه] هست. زندگی شخصی انسانها هم همینجور است: در آن، موفّقیّت هست، ناکامی هست؛ زندگی گروهها همینجور است: در آن، موفّقیّت هست، ناکامی هست. یک روز یک جریان بر سر کار است، یک روز منعزل از کار است؛ دولتها همینجور، کشورها همینجور. فراز و نشیب در زندگی هست؛ از فراز و نشیب نمیشود انسان پرهیز بکند. آنچه لازم است این است که وقتی بر فراز قرار میگیریم، مغرور نشویم؛ چون غرور جهل میآورد و خود مغرور شدن، انسان را غافل میکند. وقتی که به فرود رسیدیم، یک جایی ناکام ماندیم، بایست افسرده و مأیوس و دلشکسته نشویم.
جمهوری اسلامی، در این چهل و چند سال، با حوادث بزرگ و سختی مواجه شده؛ حوادث بزرگ! جوانها آن روز را ندیدند؛ در همین تهران، مردم تهران در خانه نشسته بودند، جنگندهی میگ۲۵ ساخت شورویِ متعلّق به صدّام میآمد اینجا بالای سر ما حرکت میکرد، اگر نجابت میکرد، بمباران نمیکرد، امّا میترساند؛ امّا میترساند! و ما هم هیچ کاری نمیتوانستیم بکنیم؛ نه پدافندش را داشتیم، نه امکاناتش را داشتیم. ما با اینها مواجه شدهایم. یک روز در همین شهر تهران، همه نشسته بودند در خانههای خود، دفعتاً هواپیماهای صدّام آمدند اینجا، تهران را بمباران کردند؛ فرودگاه را بمباران کردند، جاهای دیگر را بمباران کردند. بنده خودم آن روز در یک کارخانهای نزدیک فرودگاه تهران سخنرانی داشتم. سر و صدا شد، پا شدیم از پنجره نگاه کردیم، من خودم دیدم هواپیمای عراقی را که آمد پایین، بمبهایش را ریخت در فرودگاه و رفت. ما اینها را دیدیم. جمهوری اسلامی با این حوادث گوناگون، حوادث تلخ مواجه شده امّا در این حوادث یک لحظه دچار انفعال نشده.
انفعال از مؤمن نباید سر بزند. خطر انفعال گاهی از خود حادثه بیشتر است. انفعال یعنی اینکه انسان نگاه کند و به این احساس برسد که هیچ کاری نمیتواند بکند، پس تسلیم بشود! این انفعال است. پس در پیشرفتها و موفّقیّتها «غرور» سم است؛ در ناکامیها و مشکلات «انفعال» زهر است؛ باید مراقب این دو باشیم. قرآن میگوید: اِذا جاءَ نَصرُ اللهِ وَ الفَتحُ * وَ رَاَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فی دینِ اللهِ اَفواجًا * فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّک؛(۷) خدا را شکر کن، مغرور نشو! «وَاستَغفِره»؛ از کوتاهیهایی که خودت کردی استغفار کن!
یک عدّهای البتّه همّتشان این است که توی دل مردم را خالی کنند؛ این نباید اتّفاق بیفتد؛ حالا بعضی در خارج این کار را میکنند؛ تلویزیونهای خارجی، رادیوهای خارجی، روزنامههای خارجی به زبان فارسی با مردم حرف میزنند، جوری قضایا را تصویر میکنند که مردم را بترسانند، توی دل مردم را خالی کنند؛ حالا آن تکلیفش جور دیگر است و با آنها جور دیگری باید برخورد کرد امّا در داخل کسی نباید این کار را بکند. در داخل اگر کسی در تحلیلی، در بیانی جوری حرف بزند که معنایش خالی کردن توی دل مردم باشد، این جرم است و باید دنبال بشود.
یقیناً ملّت ایران آمادهی به کار است؛ و البتّه معلوم است که حضور در هر نقطهای احتیاج به همراهی و موافقت دولت آنجا دارد. ما در عراق هم که حضور پیدا کردیم، دولت عراق خودش از ما درخواست کرد؛ در سوریه هم که حضور پیدا کردیم، دولت سوریه از ما درخواست کرد؛ ما با درخواست او، با موافقت او توانستیم برویم. [اگر] درخواست نکنند، طبعاً راه بسته است و امکان کمک به آنها نخواهد بود. لکن خدای متعال انشاءالله کمک خواهد کرد و ریشهی صهیونیسم و عوامل خبیث غربی در این منطقه برکنده خواهد شد؛ به فضل الهی.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(۱ به دنبال حرکت گروههای معارض سوری و تصرّف شهرها و بخشهای مختلف سوریه و حرکت آنها به سوی دمشق که با عدم دخالت و مقاومت ارتش سوریه صورت گرفت، دولت سوریه سقوط کرد و بشار اسد (رئیس جمهور این کشور) از سوریه خارج شد. این دیدار در جهت تبیین شرایط منطقه و جبههی مقاومت برگزار گردید.
حضرت فاطمه سلام الله در اندیشه امام خمینی(ره)
حضرت امام(ره) در برخی از پیامها و سخنرانیهای خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، نه تبیین همه آن، که اصولا از قدرت بشر خارج است، و به کلام امام(ره) نیز در این باره خواهیم پرداخت.
اینک سخنان حضرت امام(ره) را تحت عناوینی چند به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:
1 - فاطمه(س) مایه افتخار
در دنیایی که در آن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسان ها بر حسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام(ره) فاطمه زهرا(س) را مایه افتخار می دانند، ببینیم چه کسانی به زهرای مرضیه(س) افتخار می کنند.
الف) افتخار جهان هستی
امام(ره): روز پر افتخار ولادت زنی[است] که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.
زنی که عالم به او افتخار دارد.
ب) افتخار خاندان وحی
امام(ره): زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد.
تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است.
ج) افتخار پیروان او
امام(ره): برای زن ها کمال افتخار است که روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت.
2 - فاطمه(س) تجلی کمال انسان
امام (ره): تمام هویت انسانی در او جلوه گر است.
تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است.
یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان،... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن فردا [روز میلاد] موجود شد.
تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است.
نکته: حضرت امام(ره) در بیان اینکه چرا در آیه (انا انزلناه) به شکل جمع ذکر شده است فرموده اند: بدانکه نکته آن تفخیم مقام حق تعالی به مبدئیت تنزیل این کتاب شریف است... بعبارت دیگر این صحیفه نورانیه [قرآن کریم] صورت اسم اعظم است چنانچه انسان کامل نیز صورت اسم اعظم است، بلکه حقیقت این دو در حضرت غیب یکی است و در عالم تفرقه از هم بحسب صورت متفرق [هستند].
نتیجه: با توجه به اینکه حضرت امام(ره)، حضرت زهرا را انسان کامل معرفی نموده اند و از سویی انسان کامل را صورت اسم اعظم می دانند، نتیجه می گیریم که:
"حضرت زهرا(س) صورت اسم اعظم الهی است ".
حضرت زهرا (س) چگونه محبان عترت را از جهنم نجات میدهد؟
معمولاً نوع نگرش ما به تاریخ زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها مبتنی بر سیره اخلاقی و رفتاری آن بانوی بزرگوار و در صورت کلی نگرشی مبتنی بر نگاه تاریخی است. در این نگاه، آن بزرگوار شخصیتی است که با خلقتی عجیب پا به دنیا گذاشت و یار و یاور پدر بزرگوارشان رسول خدا صلی الله علیه و آله در مصائب و خوشیها بود. پس از مدتی به ازدواج امیرالمؤمنین علیهالسلام در آمد و از خود دو فرزند دختر و دو فرزند پسر بر جای گذاشت؛ آن زمان هم که حق امیرالمؤمنین (ع) در خلافت غصب شد، به دفاع از حریم ولایت شتافت و در این مسیر به شهادت رسید.
اما وقتی از منظر معرفتی به آن وجود مقدس نگریسته شود، فاطمه زهرا سلامالله علیها موجودی ازلی و نوری ابدی است که پس از رسولالله صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیهالسلام، عالیترین و با فضیلتترین بشر از اولین و آخرین است. مثلاً آن دسته از مقامهای حضرت زهرا سلامالله علیها که دربارۀ مقام ایشان در قیامت مطرح شده، به گونهای ویژه در روایات ما منعکس شده است به گونهای که با مطالعه این روایات درمییابیم گویا تمام بستر قیامت بر مدار این بانوی بزرگوار میچرخد و حقیقت امر هم جز این نیست؛ قیامتی که بناست تکلیف تمام خلایق از ابتدا تا انتهای عمر دنیا و نیز جایگاهشان مشخص شود. در ادامه به روایتی در این زمینه اشاره میشود.
از امام باقر(ع) روایت شده «فاطمه سلامالله علیها بر در جهنم توقفى دارند، چون روز قیامت شود، بین دیدگان هر شخصى نوشته مىشود که او مؤمن است یا کافر؛ بسا شخصى را که دوستدار اهلبیت پیامبر است، مىآورند و به واسطه کثرت گناهانش امر مىشود وى را در آتش بیندازند. فاطمه سلامالله علیها بین دو دیدگانش را مىخواند که نوشته او محب اهلبیت است. به درگاه پروردگار عرض مىکند: پروردگارا، تو مرا فاطمه نام نهادى و وعده دادهاى هرکه من و ذرّیهام را دوست بدارد، از آتش دوزخ بر حذر دارى و وعده تو حقّ بوده و تخلّفپذیر نیست. إِلَهِی وَ سَیِّدِی سَمَّیْتَنِی فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتَ بِی مَنْ تَوَلَّانِی وَ تَوَلَّى ذُرِّیَّتِی مِنَ النَّارِ وَ وَعْدُکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ لا تُخْلِفُ الْمِیعاد»
خداوند عزّ و جل مىفرماید: اى فاطمه تو راست مىگویى، من نام تو را فاطمه نهادهام و وعده دادهام که هرکه محبّت و ولایت تو و فرزندانت را داشته باشد، از آتش جهنم جدایش کنم. وعده من حقّ بوده و خلف وعده نخواهم کرد و این که به بندهام امر کردم به جهنّم برود به خاطر آن بود که تو او را شفاعت کنى و من شفاعت تو را پذیرفته تا موقعیت و منزلت تو در پیش من براى فرشتگان و رسولان معلوم شود؛ پس هرکه را که دیدى بین دیدگانش مؤمن نوشته شده، دستش را بگیر و به بهشت داخل کن.
صَدَقْتِ یَا فَاطِمَةُ إِنِّی سَمَّیْتُکِ فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتُ بِکِ مَنْ أَحَبَّکِ وَ تَوَلَّاکِ وَ أَحَبَّ ذُرِّیَّتَکِ وَ تَوَلَّاهُمْ مِنَ النَّارِ وَ وَعْدِیَ الْحَقُّ وَ أَنَا لَا أُخْلِفُ الْمِیعَادَ وَ إِنَّمَا أَمَرْتُ بِعَبْدِی هَذَا إِلَى النَّارِ لِتَشْفَعِی فِیهِ فَأُشَفِّعَکِ وَ لِیَتَبَیَّنَ لِمَلَائِکَتِی وَ أَنْبِیَائِی وَ رُسُلِی وَ أَهْلِ الْمَوْقِفِ مَوْقِفُکِ مِنِّی وَ مَکَانَتُکِ عِنْدِی فَمَنْ قَرَأْتِ بَیْنَ عَیْنَیْهِ مُؤْمِناً فَخُذِی بِیَدِهِ وَ أَدْخِلِیهِ الْجَنَّة. (علل الشرائع، ج1، ص179)
چهار ویژگی مادرانه حضرت زهرا (س) در قبال شیعیان
حضرت زهرا سلاماللهعلیها نهتنها مادر اهل بیت علیهمالسلام، بلکه مادری مهربان برای تمامی امت اسلام بودند. ویژگیهای انسانی و روحیه مشفقانه ایشان بهطور آشکار در نحوه برخورد با مؤمنان و شیعیان نمود پیدا میکند. حضرت زهرا (س) در کنار مقام علمی و معنوی خود، همواره دلسوز و نگران حال مسلمانان، بهویژه شیعیانشان بودند و دعای خیر و رحمت خداوند برای آنها را از خداوند میخواستند. این دلسوزی ایشان نه تنها محدود به دوران حیاتشان بود، بلکه حتی پس از رحلتشان نیز در روایات و دعاهای مختلف بهخوبی مشهود است.
اگر بخواهیم به صورت دستهبندی شده به برخی از رفتارهای آسمانی حضرت زهرا سلام الله علیها اشاره کنیم، میتوانیم ویژگیهایی چون ایثار، تقدم دیگران در دعا، شفاعت مؤمنان و تربیت معنوی را بهطور ویژه مطرح کنیم. حضرت زهرا سلام الله علیها همواره در رفتارهای خود ایثار را در اولویت قرار میدادند. ایشان در شرایطی که خود به شدت نیازمند حمایت و توجه بودند، تمام دغدغهشان به خیر و سعادت دیگران بود. این ایثار و فداکاری در همه ابعاد زندگی ایشان مشهود بود، بهویژه در زمینه کمک به فقرا و نیازمندان و نیز در زمینه حمایت از اهل بیت و مسلمانان در شرایط سخت. حضرت زهرا سلام الله علیها در بسیاری از دعاهای خود، در درجه اول برای دیگران دعا میکردند و خود را آخرین اولویت قرار میدادند، که نشان از روحیه بلند و مهربانی ایشان داشت.
همچنین، حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان شفیعهای برای مؤمنان شناخته میشوند. ایشان در دعاهای خود از خداوند میخواستند که شیعیانشان را مورد رحمت و مغفرت قرار دهد و همواره در پی شفاعت برای امت اسلام بودند، حتی وجه تسمیهی آن بانوی بزرگوار به «فاطمه» از آن صفات زلالشان سرچشمه میگیرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره سرّ نامگذاری فاطمه فرمود: فَطَمَتْ شِیعَتَهَا مِنَ النَّار؛ یعنی شیعیانش را از آتش منقطع میکند. در حدیثی از امام محمد باقر علیهالسلام ضمن بیان برخی رویدادهای قیامت فرمود، در آن زمان فاطمه سلام الله علیها خطاب به خداوند میفرماید «پروردگارا، تو مرا فاطمه نام نهادى و وعده دادهاى هرکه من و ذرّیهام را دوست بدارد، از آتش دوزخ بر حذر دارى و وعده تو حقّ بوده و تخلّفپذیر نیست. إِلَهِی وَ سَیِّدِی سَمَّیْتَنِی فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتَ بِی مَنْ تَوَلَّانِی وَ تَوَلَّى ذُرِّیَّتِی مِنَ النَّارِ وَ وَعْدُکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ لا تُخْلِفُ الْمِیعاد» خداوند عزّ و جل در پاسخ ایشان مىفرماید: اى فاطمه تو راست مىگویى، من نام تو را فاطمه نهادهام و وعده دادهام که هرکه محبّت و ولایت تو و فرزندانت را داشته باشد، از آتش جهنم جدایش کنم.» (علل الشرائع، ج1، ص179)
تربیت معنوی حضرت زهرا سلام الله علیها نیز یکی از ویژگیهای برجسته ایشان بود. ایشان بهعنوان مادری فداکار و مربیای نمونه، همواره در کنار تربیت فرزندانشان، که از بزرگترین انسانهای تاریخ اسلام شدند، به تربیت روحی و معنوی دیگر مؤمنان نیز توجه دارند و این توجه منحصر به حیات مادی ایشان نیست بلکه ما معتقدیم ائمه علیهمالسلام که خود به مقام شهادت رسیدند، زندهاند بلکه تمام افلاک از جانب خداوند در اختیار ایشان است و انسان مؤمن با توسل به درگاه ایشان، اثرات مثبت معنوی و تربیتی دریافت میکند، لذا امام صادق علیهالسلام فرمود «إِنَّ أَطْفَالَ شِیعَتِنَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ تُرَبِّیهِمْ فَاطِمَة».
این ویژگیها نشان از آن دارد که حضرت زهرا سلام الله علیها ضمن جایگاه والایی که نزد خداوند دارند، متکفل تربیت مشفقانهی شیعیانشان هستند و با روحیهای مادرانه نیازهای تربیتی آنان را پاسخ میدهند و لذا ضروری است به آن وجود مقدس توجه بیشتری داشته باشیم تا ایشان از جانب خداوند عنایات خاص خود را بر ما مبذول بدارند.
چرا شناخت خدا بدون اهلبیت(ع) ناقص است؟
مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «محبت و بندگی خدا در سایه اطلاعت از اهل بیت علیهم السلام» پرداختند که متن آن بدین شرح است:
زیربنای بندگی خدا محبت است. هرچه در عالم هستی داریم، ریشهاش در محبت، انس، و علاقه به خداست. حتی زیر بنای خوف و رجا نیز بر اساس محبت و غضب است. محبت از معرفت نشأت میگیرد؛ مثلاً چون من حضرت عزرائیل را نمیشناسم، ترسی از او ندارم، اما اگر او را بشناسم، ترس خواهم داشت.
محبت و عمل صالح؛ کلید محبت الهی
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا»؛ یعنی کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام میدهند، خداوند رحمان محبت فراوانی به آنان میدهد.
کسانی که به مبدأ و معاد ایمان دارند، حتی اگر این ایمان را به طور اجمالی و فطری پذیرفته باشند، به این باور میرسند که خالقی دارند که آنها را میآفریند و میمیراند. این اعتقاد، یک عمل قلبی است.
سپس در قرآن آمده است که کسانی که عمل صالح انجام میدهند یعنی با اعضا و جوارح خود به عمل نیکو پرداخته و واجبات را انجام داده و محرمات را ترک میکنند، خداوند چنین بندهای را بسیار دوست میدارد.
واژه «وُد» در لغت به معنای محبت فراوان است؛ یعنی خداوند چنین بندهای را به شدت دوست دارد و از علم و سایر صفات خود به او میدهد.
تعجبی ندارد که پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله فرمودند: «مَن کانَ لله کان اللهُ له»، همچنین فرمودند: «مَنْ أَخْلَصَ لِلّهِ أَرْبَعِینَ صَباحًا ظَهَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ».
یعنی هر کس چهل روز گناه نکند، خداوند چشمههای حکمت را از قلبش به زبانش جاری میکند، بهگونهای که مستجابالدعوه میشود، مانند سلمان فارسی که هر چه پیامبر میفرمود، عمل میکرد.
توسل به اهل بیت(ع)؛ راهی برای افزایش محبت
حال، ما کمی از معرفت به خدا و حقیقتهای دینی برخورداریم و مقداری هم خوف و رجا داریم، اما سوال اینجاست که چگونه میتوانیم محبت خود را افزایش دهیم؟ راهش این است که به خانه اهل بیت علیهمالسلام برویم.
در زیارت جامعه کبیره آمده است: «مَنْ أَرَادَ اللّهَ بَدَأَ بِکُمْ»، یعنی هر کسی که میخواهد به سوی خدا برود، باید از اهل بیت آغاز کند.
خدایی که اهل بیت معرفی کردهاند، باید مورد پذیرش قرار گیرد تا به سعادت رسید.
امام باقر علیهالسلام نیز فرمودند: «بِنا عُرِفَ اللّه»، یعنی خدا از طریق ما شناخته میشود؛ خدایی که دیگر ادیان مانند یهود و نصاری معرفی کردهاند، خدا نیست، بلکه مخلوق است.
این عبارت «بنا» که مقدم بر «عرف» آمده است، نشان میدهد که تنها از طریق اهل بیت میتوان به سوی خدا رفت، زیرا آنها هستند که خدا را به درستی شناختهاند.
توبه واقعی و آغاز مسیر جدید
در برخی روایات آمده است که بعثت پیامبر صلیالله علیه و آله در برخی عوالم چهل و چهار هزار سال طول کشید و در تمامی آن عوالم، او معرِّف خدا بود.
در واقع، تمام حقیقتها در محبت است و محبت از توسل به اهل بیت علیهمالسلام و اطاعت از اوامر و نواهی خداوند نشأت میگیرد و به تدریج بیشتر میشود.
اگر تاکنون راه درست را نرفتهایم، باید دو رکعت نماز بخوانیم و توبه واقعی کنیم.
اگر توبه واقعی باشد، خداوند گناهان را میبخشد و پرونده جدیدی برای ما میگشاید. او شیاطین را از ما دور میکند و اگر بیشتر تلاش کنیم، گناهان با عمل صالح جبران میشود تا در قیامت به خاطر خالی بودن پرونده شرمنده نشویم. سزاوار است که با چنین خدایی دوست باشیم.
اهل بیت علیهم السلام؛ وجهالله و واسطه شناخت خدا
در اصول کافی از معصوم علیهالسلام نقل است که اگر خدا میخواست خودش را بیواسطه معرفی کند، این کار را میکرد؛ اما اهل بیت را بهعنوان واسطه معرفی کرد، چون آنها صورت خدا هستند و وجهالله محسوب میشوند.
در آیه شریفه «کُلُّ مَن عَلَیها فَان وَ یبقی وَجْهُ رَبِّک ذوالجَلاَلِ وَالإکْرَامِ»، آمده است که همه چیز از بین میرود و تنها وجه خدا باقی میماند.
«وجه» در این آیه به معنای «صورت» است، زیرا هر کسی با صورتش شناخته میشود. البته خداوند جسم ندارد، بلکه وجه به معنای معرف است.
هر کسی که خدا را میخواهد بشناسد، باید اهل بیت را بشناسد؛ چرا که آنها وجهالله هستند. بهویژه در شبهای مبارک، هر چه میخواهید، از اهل بیت بخواهید.
چه کسی هسته اصلی ارتش جولانی را شکل میدهد؟
در پی سقوط حکومت بشار اسد و روی کار آمدن «هیئت تحریرالشام»، رهبر این گروه متعهد شده است که جناحهای مسلح موجود را منحل کرده و این افراد را در یک «ارتش ملی» تازه تشکیل شده تحت نظارت یک وزارت دفاع متحد ادغام کند. با این حال نگرانیهایی در مورد هسته تشکیلدهنده این ارتش وجود دارد.
«احمد الشرع» رهبر هیئت تحریرالشام که معمولا با لقب جنگی خود موسوم به «ابومحمد الجولانی» شناخته میشود، از چشمانداز سوریه پس از اسد پردهبرداری کرده است. در پی روی کار آمدن این گروه با فروپاشی نظام بشار اسد، جولانی متعهد شده است که جناحهای مسلح موجود را منحل کرده و این افراد را در یک ارتش ملی تازه تشکیل شده تحت نظارت یک وزارت دفاع متحد ادغام کند.
او تأکید کرد که این تجدید ساختار، اقتدار نظامی را متمرکز میکند، حاکمیت قانون را اجرا میکند و تضمین میکند که تسلیحات صرفا در دست دولت باقی بماند.
جولانی این گذار را به عنوان تغییری از طرز فکر «اپوزیسیون» به «حکومت» بیان و تصریح کرد: «ما باید ذهنیت دولت را اتخاذ کنیم، نه ذهنیت اپوزیسیون.» او همچنین متعهد شده است که بقایای دستگاه امنیتی نظام قبلی را از بین ببرد و این نشاندهنده یک گسست قاطع با گذشته اقتدارگرایانه سوریه و تعهد به بازسازی نهادهای آن است.
«احمد شراوی» تحلیلگر بنیاد «دفاع از دموکراسیها» با این مقدمه مینویسد که اکنون سؤال مهم این است که چه کسی هسته اصلی این ارتش ملی جدید را تشکیل خواهد داد؟
در طول ۱۳ سال جنگ داخلی سوریه، صدها جناح شبهنظامی ظهور کردند که هر کدام مخالف بشار اسد بودند، اما در ایدئولوژی، چشمانداز آینده سوریه، وفاداریهای خارجی و ترکیب قومی و مذهبی به شدت با یکدیگر تفاوت داشتند. با وجود این تفاوتها، هدف مشترک این جناحها برکناری نظام اسد بود، البته از طریق روشها و استراتژیهای مختلف.
در مراحل اولیه درگیری، «جنبش افسران آزاد» در سال ۲۰۱۱ شکل گرفت که توسط سربازان فراری از ارتش اسد تأسیس شد. این جنبش بعدا در «ارتش آزاد سوریه» (FSA)، ائتلافی از گروههای رادیکال سکولار و اسلامگرا ادغام شد. در کنار ارتش آزاد، جناحهای افراطی ایدئولوژیکتر از جمله «جبهه النصره» (یکی از شاخههای القاعده) و «احرار الشام» یک جناح اسلامگرا با نفوذ قابل توجهی، برجسته شدند.
«نیروهای سوریه دموکراتیک» (قسد) هم با تشکیل یک اتحاد چند قومیتی و مذهبی به شهرت رسیدند. این گروه تحت سلطه گروههای کُردی مانند «یگانهای مدافع خلق» (یپگ) و یگانهای مدافع زنان (یپژ)، وابسته به «حزب اتحاد دموکراتیک کُرد» (پید)، شاخه سوری «حزب کارگران کردستان» (پکک) است.
با تداوم جنگ، جناحهای دیگری ظاهر شدند که اغلب از گروههای قبلی منشعب شده یا با آنها همسو میشدند. اینها شامل «تیپهای ترکمن سوریه» نماینده اقلیت ترکمن سوریه بود و «ارتش آزاد سوریه» تحت حمایت ترکیه، ائتلافی از مبارزان عرب و ترکمن که از سال ۲۰۱۷ توسط ترکیه حمایت میشود و بعدا بهعنوان «ارتش ملی سوریه» سازماندهی مجدد شد.
در جنوب سوریه، «ارتش آزاد سوریه» تحت حمایت ایالات متحده ظهور کرد که عمدتا در منطقه «التنف» فعالیت میکرد و بهعنوان نیروی مخالف دوفاکتو در آن منطقه فعالیت میکرد.
آخرین حمله مخالفان مسلح که با تسلط سراسری و فروپاشی حکومت بشار اسد به اوج خود رسید، ظهور «اتاق عملیات جنوب» را نشان داد. این ائتلاف گروههای مسلحی را گرد هم میآورد که از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ فعال بودهاند. بسیاری از آنها قبلا در روند آشتی با میانجیگری روسیه در سال ۲۰۱۸ شرکت کرده بودند.
از جمله مؤلفههای اصلی آن، «تیپ ۸» که قبلا بهعنوان «جوانان نیروهای سنت» شناخته میشد و «کمیته مرکزی» هستند، که هر دو آنها در طول درگیری، بارها بیعتهای خود را تغییر دادهاند.
وظیفه متحد کردن این گروههای نامتجانس در یک ارتش ملی منسجم و حرفهای، با موانع بزرگی روبرو است. فراتر از آشتی دادن و حلوفصل اختلافات ایدئولوژیک، قومی و سیاسی، این امر مستلزم از بین بردن وفاداری عمیق به حامیان خارجی و حل و فصل نارضایتیهای محلی است.
هر ارتش متحد همچنین باید با میراث مدلهای حاکمیتی رقابتی که توسط جناحهای مختلف در سرزمینهای مربوطه ایجاد شدهاند، که هر یک ساختار اداری و سلسله مراتب نظامی خاص خود را دارند، مقابله کند. بدون پرداختن به این شکافهای اساسی و تقویت چشماندازی مشترک برای آینده سوریه، تلاشها برای ایجاد یک نیروی متحد در معرض خطر تداوم چندپارگی است که این درگیری را تعریف کرده است.
چالش مهم دیگر، در حضور قابلتوجه جنگجویان خارجی غیر سوری در صفوف هیئت تحریرالشام نهفته است. برای رسیدگی به سرنوشت این افراد نیاز به یک سیاست قاطع است، زیرا مردم سوریه به طور فزایندهای نسبت به خارجیها بیتحمل شدهاند.
در حالی که هیئت تحریرالشام بعید است استراتژی بشار اسد برای استفاده از نیروهای خارجی برای حفظ اقتدار خود را تکرار کند، حضور چنین گروههایی در صفوف آن نگرانیهای جدی در مورد نقش آینده آنها در دوران پس از اسد ایجاد میکند. گزارشها حاکی از آن است که جولانی آماده اعطای تابعیت سوری به نیروهای خارجی است که بیش از پنج سال در این کشور اقامت داشتهاند و این موضوع را پیچیدهتر میکند.
یک سوال مهم بی پاسخ مانده است؛ آیا جولانی صدها هزار سرباز حکومت اسد را در ارتش ملی مورد نظر خود خواهد گنجاند یا اینکه این افراد از شرکت در آن منع خواهند شد؟
برای چندین دهه، خدمت سربازی در سوریه اجباری بود و «ارتش عربی سوریه» به شدت توسط سربازان وظیفه حمایت میشد. ارتش عربی سوریه توسط «نیروهای دفاع ملی» که گروهی متشکل از علویها، شیعیان، مسیحیان و دروزیهاست، در سال ۲۰۱۲ ایجاد و تقویت شد. نیروهای دفاع ملی بهعنوان ستون فقرات پیادهنظام ارتش سوریه خدمت کرد، اما در درجه اول به نظام اسد وفادار بود تا هر هدف ملی.
از ۱۵ دسامبر، هیئت تحریرالشام روند خلع سلاح سربازان و اعضای سابق ارتش عربی سوریه (نیروهای مسلح سوریه) را آغاز کرده است و به آنها از بابت خدمت در زمان اسد، عفو میدهد. با این حال، گزارشهای اولیه حاکی از آن است که این خلع سلاح سربازان وظیفه ارتش سوریه را هدف قرار میدهد؛ افرادی که تحت تهدید به زندان مجبور به خدمت شدند. این سربازان وظیفه، که بهعنوان شرکت کنندگان ناخواسته در جنگ اسد تلقی میشدند، به طور بالقوه میتوانند در یک چارچوب نظامی یکپارچه ادغام شوند که با اعلامیههای قبلی جولانی در مورد مصالحه همسو باشد.
چالش بزرگتر راجع به افسران بلندپایه ارتش سوریه و نیروهای دفاع ملی است که بعید به نظر میرسد به دلیل تفاوتهای ایدئولوژیکی و فرقهای به نیروهای تحریرالشام بپیوندند. جهتگیری اسلامی هیئت تحریرالشام، تحت سلطه جناحهای سنی، شکاف را بیشتر میکند، زیرا این افسران و نیروهای مذکور عمدتا از جوامع اقلیت وفادار تاریخی به نظام اسد هستند.
در حالی که جولانی بر تمایل خود برای آشتی با کسانی که سلاحهای خود را تسلیم میکنند تأکید کرده است، او همچنین موضع قاطع خود را مبنی بر «مشارکت اعضای ارتش سوریه در جنایات علیه مردم» سوریه حفظ کرده است.
برای سیاستگذاران ایالات متحده، باید به مرحله بعدی روند انتقالی سوریه، بهویژه در مورد ادغام یک ارتش متحد، توجه دقیق شود.
«احمد شراوی» تحلیلگر بنیاد دفاع از دموکراسیها معتقد است: «در حالی که هیئت تحریرالشام همچنان بهعنوان یک سازمان «تروریستی» خارجی شناخته میشود و علیرغم گزارشهایی که حاکی از آن است که ایالات متحده ممکن است تحت شرایط خاص آن را از فهرست مذکور خارج کند، بسیار مهم است که در مورد سایر گروههای «تروریستی» فعال در سوریه که ممکن است در ارتش جدید گنجانده شوند، هوشیار باشیم. علاوه بر این، تحلیلگران باید به گروههایی که در حال حاضر در فهرست تحریمهای آمریکا نیستند، اما به دلیل وفاداری خارجیشان تهدید هستند، مانند گروههایی که با روسیه مرتبط هستند، توجه کنند.»
یکی از نگرانیهای اخیر، نشستی است که جولانی با نمایندگان ارتش ملی سوریه تحت حمایت ترکیه در ۱۶ دسامبر برگزار کرد که شامل «محمدحسین الجاسم» معروف به «ابوامشه» هم بود. ابوامشه در سال ۲۰۲۲ توسط وزارت خزانه داری آمریکا به دلیل دخالت مستقیمش در نقض حقوق بشر، از جمله آواره کردن اجباری ساکنان کُرد از عفرین، تصرف اموال آنها و دست داشتن در آدمربایی و اخاذی از غیرنظامیان محلی تحریم شد.
یمن: ناوهواپیمابر را هدف قرار دادیم/سرنگونی جنگنده آمریکایی
یحیی سریع سخنگوی نیروهای مسلح یمن لحظاتی پیش بیانیه مهمی را درباره عملیات نظامی منحصر به فرد این نیروها قرائت کرد.
متن این بیانیه به این شرح است:
ما حمله آمریکا و انگلیس به کشورمان را با هدف قرار دادن ناو هواپیمابر یو اس اس هری ترومن و برخی از ناوشکنهای متعلق به آنها ناکام گذاشتیم.
ناوهواپیما و تعدادی از ناوشکن های آمریکایی و انگلیسی را همزمان با آغاز حمله خصمانه آنها به کشورمان در شب گذشته هدف قرار دادیم.
نیروهای مسلح یمن یک عملیات منحصر به فرد با استفاده از هشت موشک بالدار و 17 پهپاد به یاری خداوند انجام دادند.
این عملیات به سرنگونی یک فروند جنگنده اف 18 آمریکایی هنگام تلاش ناوشکنهای آمریکایی برای مقابله با پهپادها و موشکهای یمنی انجامید.
بیشتر جنگنده های دشمن، حریم هوایی یمن را ترک و به آبهای بین المللی در دریای سرخ پرواز کردند تا از ناوهواپیمابر هنگام هدف قرار گرفتن آن دفاع کنند.
ناوهواپیمابر یو اس اس هری ترومن پس از آنکه هدف قرار گرفت، از مکان استقرار خود به سمت شمال دریای سرخ حرکت کرد.
عقب نشینی ناوهواپیمابر آمریکا پس از آن صورت گرفت که بارها هدف حملات یگان موشکی، نیروی دریایی و یگان پهپادی یمن قرار گرفت.
ما بر موفقیت خود در مقابله با تجاوز آمریکایی انگلیسی و شکست آن به یاری خداوند تاکید می کنیم.
بار دیگر بر آمادگی خود برای مقابله با هرگونه حماقت آمریکایی انگلیسی اسرائیلی در برهه آتی تاکید می کنیم.
به دشمنان اسرائیلی و آمریکایی خود درباره تجاوز به یمن هشدار داده و از حق کامل خود برای دفاع از کشورمان استفاده خواهیم کرد.
بر ادامه پشتیبانی خود از مردم فلسطین تا توقف تجاوزات دشمن به نوار غزه و پایان محاصره آن تاکید می کنیم.
جمهوری اسلامی برای هر اقدامی در منطقه نیاز به نیروی نیابتی ندارد
رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته سالروز میلاد سیّده زنان دو عالم حضرت صدیقه کبری(س)، در دیدار هزاران نفر از مداحان و شاعران اهل بیت(ع) و قشرهای مختلف مردم، حضرت فاطمه زهرا(س) را الگوی کامل همه بشریت برای «قیام در راه حق، ایستادگی، شجاعت، صراحت و قوت منطق و استدلال» خواندند و با اشاره به تلاش دشمنان برای هراسافکنی، اختلافافکنی و یأسافکنی در جامعه، تأکید کردند: خاصیت پیروان شیطان، گزافهگویی و دروغپردازی است و چاره آن، جهاد تبیین و بیان حقایق و ارائه منطق قابل قبول.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین با اشاره به محقق نشدن هیچیک از اهداف رژیم صهیونیستی برای نابود کردن حماس و حزبالله، گفتند: ملتهای شرافتمند منطقه، به فضل الهی رژیم منحوس را ریشهکن میکنند و فردایی بهتر را برای منطقه رقم خواهند زد.
رهبر انقلاب اسلامی با بیان نکاتی درباره مسائل منطقه از جمله مسئله سوریه، گفتند: یک گروه اغتشاشگر با کمک، نقشه و برنامهریزی دولتهای خارجی توانست از از ضعفهای درونی سوریه استفاده کند و این کشور را به هرج و مرج بکشاند.
ایشان با اشاره به سخنان چندی قبل خود مبنی بر برنامه دوگانه آمریکا برای کشورهای منطقه یعنی «مسلط کردن یک حکومت فردیِ مستبدِ سازشگر با سلطه» و اگر ممکن نبود، «ایجاد اغتشاش و هرج و مرج در آن کشور»، افزودند: برنامه آنها در سوریه به ایجاد اغتشاش و هرج و مرج منتهی شد و اکنون آمریکا، رژیم صهیونیستی و همراهان آنها با احساس پیروزی، همچون اصحاب شیطان دچار گزافهگویی و حرف مفت زدن شدهاند.
حضرت آیتالله خامنهای، سخنان یک مقام آمریکایی را با مضمونِ پنهانِ «کمک و حمایت از هر کسی که در ایران اغتشاش کند»، نمونهای از گزافهگوییهای دشمنان دانستند و افزودند: احمقها گویا بوی کباب شنیدهاند اما ملت ایران هر کسی که مزدوری آمریکا را در این زمینه قبول کند، زیر گامهای خود لگدمال خواهد کرد.
ایشان در بیان نکتهای دیگر ناظر به تحولات منطقه، با اشاره به تظاهر عنصر صهیونی به پیروزی و رجزخوانی و گزافهگویی، گفتند: بدبختها، شما کجا پیروز شدید؟ آیا این پیروزی است که چهل و چند هزار زن و کودک را با بمب کشتید اما نتوانستید حتی یکی از اهداف اعلامی خود در ابتدای جنگ را محقق کنید؟ آیا حماس را نابود و اسرای خود را در غزه آزاد کردید؟ آیا با وجود به شهادت رساندن شخصیتی عظیم همچون سیدحسن نصرالله، توانستید حزبالله لبنان را از بین ببرید؟
رهبر انقلاب، مقاومت در منطقه اعم از حزبالله، حماس و جهاد اسلامی را زنده و بالنده خواندند و خطاب به صهیونیستها گفتند: بنابراین شما پیروز نیستید بلکه شکست خوردهاید.
ایشان پیشروی صیهونیستها در خاک سوریه و اشغال مناطقی از آن را ناشی از نبود مانع و مقاومت حتی یک سرباز در مقابل آنها خواندند و گفتند: این حرکتِ بدون مانع، پیروزی نیست البته بدون تردید جوانان غیور و شجاع سوری شما را از آنجا بیرون خواهند کرد.
نکته سوم حضرت آیتالله خامنهای درباره تحولات منطقه، ناظر به جنگ روانی و تبلیغاتی علیه ایران با ادعای از دست دادن نیروهای نیابتی در منطقه بود.
ایشان با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد، گفتند: یمن، حزبالله، حماس و جهاد میجنگند چون با ایمان هستند و عقیده و قدرت ایمان، آنها را به میدان مقاومت آورده است، نه اینکه نیابتی از سمت ما داشته باشند.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی اگر هم روزی بخواهد اقدامی کند احتیاجی به نیروی نیابتی ندارد، افزودند: مردان مؤمن و شرافتمند در یمن، عراق، لبنان، فلسطین و انشاءالله در آینده نزدیک در سوریه، در حال مبارزه با ظلم و جنایت و رژیم منحوس و تحمیلی صهیونیستی هستند، جمهوری اسلامی نیز مبارزه میکند و به خواست پروردگار این رژیم را از منطقه ازاله خواهیم کرد.
ایشان این سخنان را نه یک بیان سیاسی بلکه حقایقی ملموس و تجربهشده خواندند و با اشاره به سربرآوردن مجموعه قوی و پولادین و شرافتمندِ حزبالله از دل اغتشاشات و جنگهای داخلی دهه ۶۰ لبنان خاطرنشان کردند: از دل آن تهدیدها و ناامنیها، فرصت بزرگی همچون حزبالله لبنان سربرآورد و اتفاقاتی همچون شهادت بزرگان آن همچون سیدعباس موسوی نیز نه تنها آن را ضعیف نکرد بلکه قویتر کرد و امروز و فردای مقاومت نیز همینگونه خواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای ایجاد فرصتها از دل تهدیدها را در گرو هوشیاری، احساس مسئولیت و عمل به وظایف دانستند و با تأکید بر اینکه فردای منطقه از امروز آن بهتر خواهد بود، گفتند: پیشبینی میکنیم مجموعهای قوی و شرافتمند در سوریه نیز سربرآورد چرا که امروز جوانان سوری چیزی برای از دست دادن ندارند و مدرسه، دانشگاه، خانه و خیابان آنها ناامن است بنابراین باید با قوت اراده در مقابل طراحان و مجریان ناامنی بایستند و بر آنها فائق آیند.
ایشان همچنین در بخش نخست سخنانشان در تبیین شخصیت بانوی دو عالم، افزودند: سراسر زندگی آن حضرت بویژه مدت کوتاه حیاتشان پس از رحلت پیامبر(ص)، تبیین مستمر حقایق و مبانی محکم دین بود و این، الگو و قلهای است که اگرچه نمیتوان به آن رسید اما باید مدام به سمت آن حرکت کرد.
رهبر انقلاب اسلامی در بیان معانی حدیثی از پیامبر خاتم مبنی بر اینکه «محبت و دوستی حضرت فاطمه(س) صد جا بدرد انسان میخورد که آسانترین آن هنگام مرگ و در قبر است»، افزودند: معنای آسان این حدیث، فواید بیشماری است که دوستی و ارادت به حضرت صدیقه کبری(س) به همراه میآورد اما معنای سخت حدیث آن است که اگر انسان کارهایی کند که محبت آن حضرت به او جلب شود، صد جا فایده و ثمره بینظیر دارد.
ایشان الگو قرار دادن خصوصیات حضرت فاطمه(س) را، راه جلب محبت آن شخصیت یگانه خواندند و گفتند: یکی از مهمترین این خصوصیات، تبیین مستمر حقایق است که مداحی در حقیقت ادامه آن جهاد تبیین است.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به حدیث دیگری از رسول اکرم که «مؤمن گاهی با جان یا شمشیر و گاهی با زبان جهاد میکند»، گفتند: جهاد زبان گاهی اهمیت و تأثیرش از جهاد با جان نیز بیشتر است.
ایشان مداحان را جهادگرانِ با زبان دانستند و افزودند: مداحی یک رسانه تمامعیار و یک هنر ترکیبی است که ابعاد آن در شکل و محتوا، لفظ و معنا، شعر و آهنگ و صدا، مدیریت جمعیت و چهره به چهره شدن با مردم، نمود پیدا میکند.
رهبر انقلاب تبیین مسائل روز را نیازی حقیقی دانستند و با اشاره به برنامهریزی پنهان و آشکار و هزینه کردن دشمن برای شبههافکنی و تحریف حقایق، گفتند: مداحان از جمله کسانی هستند که میتوانند با «جهاد تبیین، آگاهیبخشی، امیدآفرینی و تحرکآفرینی»، پاسخ مناسب و مؤثر به دشمن دهند.
حضرت آیتالله خامنهای سهگانه «هراسافکنی، اختلافافکنی و یأسآفرینی» را مثلث اهداف ضداسلامی-ضدایرانی دشمن دانستند و گفتند: حیله و کار اصلی شیطان، ایجاد ترس و هراس است و اصحاب ادب و شعر و تفکر باید با منطق دلنشین، «شجاعت و آگاهی و ایستادگی» را به مردم منتقل کنند.
در ابتدای این دیدار، ۸ نفر از مادحان و شاعرانِ اقصینقاط کشور، به مدیحهسرایی و ذکر فضائل اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پرداختند. همچنین حاضران با سرودخوانی دستهجمعی، مقام حضرت صدیقه طاهره(س) را ارج نهادند.
توافق گروه (D۸) بر افزایش ۵۰۰ میلیارد دلاری تجارت اعضا
شرکتکنندگان در اجلاس اقتصادی گروه هشت کشور اسلامی در حال توسعه در قاهره با حضور ایران با صدور بیانیهای بر افزایش ۵۰۰ میلیارد دلاری تجارت خارجی کشورهای عضو تا سال ۲۰۳۰ تاکید کردند.
نقشه راه 10 ساله گروه اجرا میشود
تاکید بر تقویت همکاریهای اقتصادی بین کشورهای جنوب
گامهای عملی برای تحقق منافع مشترک برداشته میشود
نور درخشانی که بعد از ولادت حضرت زهرا (س) پدید آمد
بیستم جمادی الثانی مصادف است با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) دختر گرانقدر پیامبر (ص)، دختری که برای پدرشان کوثر به معنای خیر کثیر بود. در عظمت این بانوی بیمانند همین بس که سوره کوثر در شان ایشان نازل شد و دیگر اینکه پیامبر (ص) تسبیحاتی از سوی پروردگار به دخترشان هدیه دادند که به تسبیحات حضرت زهرا (س) معروف و مشهور است.
واقعه ولادت حضرت زهرا (س) از کرامتی خاص خداوند است که تنها به رسول گرامی اسلام اعطا شد. شرح ولادت ایشان در کتابهای اهل تشیع و اهل سنت به تواتر روایت شده است که در ادامه چند روایت از کتاب بحارالانوار، در خصوص ولادت حضرت زهرا (س) را در ادامه میخوانید:
حضرت زهرا (س) نور اهل آسمان
شیخ صدوق در کتاب امالی با چند واسطه از مفضل بن عمر نقل میکند که گفت: به امام صادق (ع) گفتم: ولادت فاطمه زهرا (س) چگونه بود؟
فرمود: موقعی که پیامبر اکرم (ص) با خدیجه کبری (س) ازدواج کرد، زنان مکه از آن بانو کنارهگیری کردند، نزد او نمیرفتند و بر او سلام نمیکردند، هیچ زنی را اجازه نمیدادند نزد آن بانو مشرف شود. این موضوع باعث ناراحتی خدیجه کبری (س) شد، غم و اندوه وی برای پیامبر اکرم (ص) بود که مبادا آن حضرت را آسیبی برسد.
هنگامی که خدیجه (س) به حضرت زهرا (س) باردار شد، فاطمه اطهر (س) در رحم مادر با ایشان گفتگو و او را امر به صبر میکرد. حضرت خدیجه کبری (س) این موضوع را از پیامبر (ص) پنهان میداشت تا اینکه یک روز پیامبر خدا (ص)، نزد حضرت خدیجه کبری (س) آمد و شنید که آن بانو با کسی سخن میگوید.
پیامبر (ص) فرمود:ای خدیجه (س) با که سخن میگویی؟!
حضرت خدیجه (س) گفت: این طفلی که در رحم من است با من سخن میگوید و مونس من است.
پیامبر خدا (ص) فرمود: آری این جبرئیل است که به من بشارت میدهد و میگوید این فرزند دختر من است، این فرزند نسلیست طیب و طاهر و مبارک. خدای توانا نسل مرا از این دختر برقرار و پایدار خواهد کرد. به زودی امامان را از این دختر به وجود میآورد و آنان را پس از اینکه وحی پروردگار قطع شود در زمین خلیفه خویشتن قرار خواهد داد.
حضرت خدیجه کبری (س) دائماً در همین حال بود تا اینکه موقع وضع حمل وی فرا رسید، در این موقع حضرت خدیجه (س) نزد زنان قریش و بنی هاشم فرستاد که بیایید و مرا درباره وضع حمل یاری کنند. اما آنها به او پاسخ رد دادند و در جواب گفتند: چون تو سخن ما را نپذیرفتی و با محمد (ص) که شخصی فقیر و یتیم بود ازدواج کردی؛ لذا ما نزد تو نخواهیم آمد و متصدی هیچ گونه امر تو نخواهیم شد.
حضرت خدیجه کبری (س) از شنیدن این جواب غمگین شدد. در همان حالی که وی اندوهناک بود ناگاه چهار زن گندمگون و بلند بالا که مثل زنان بنی هاشم بودند نزد او حاضر شدند هنگامی که حضرت خدیجه کبری (س) آنان را دید گریان شد. یکی از آنان گفت:ای خدیجه (س)! محزون مباش، زیرا ما فرستادگان خداییم، ما خواهران تو هستیم، من سارهام، این بانو آسیه بنت مزاحم است که در بهشت رفیق تو خواهد بود. این بانو، مریم دختر عمران (س) و آن بانوی دیگر: کلثوم خواهر موسی بن عمران (ع) است. خداوند ما را فرستاده تا متصدی امر وضع حمل تو باشیم.
یکی از آن زنان طرف راست و دیگری سمت چپ، سومی آنها مقابل حضرت خدیجه (س) و چهارمی پشت سر ایشان نشستند و حضرت خدیجه (س) حضرت فاطمه (س) را در حالی که پاک و پاکیزه بود به دنیا آورد.
آنگاه تعداد ده نفر از حورالعین نزد حضرت خدیجه کبری (س) آمدند که با هر کدام یک تشت و ابریق بهشتی بود، ابریقها پر از آب کوثر بودند، آن زنی که در مقابل حضرت خدیجه کبری (س) بود ابریقها را گرفت و حضرت فاطمه زهرا (س) را با آب کوثر شستشو داد، بعداً دو حوله که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بودند بیرون آورد و یکی از آنها را به بدن مبارک حضرت زهرا (س) پیچید و دیگری را برای آن حضرت مقنعه قرار داد، سپس آن زن از حضرت زهرا (س) خواست که سخن بگوید، زهرای اطهر (س) زبان به شهادتین گشود.
آنگاه بر آن زنان سلام کرده و هر یک را با اسامی خود نام برد، آنان برای آن نوزاد مقدس خندان شده و به یکدیگر بشارت دادند، اهل آسمان هم راجع به ولادت حضرت زهرا (س) به یکدیگر بشارت میدادند. در آسمان نور درخشندهای پیدا شد که ملائکه قبل از آن نظیر آن را ندیده بودند.
آن زنان به حضرت خدیجه کبری گفتند: این مولود پاک و پاکیزه را که مبارک است بگیر. خود این نوزاد و نسل وی با برکت خواهند بود.
مشتاق بوی بهشت
شیخ صدوق در کتاب امالی و کتاب عیون اخبارالرضا (ع) با چند واسطه از حضرت رضا (ع) از پیامبر خدا (ص) روایت میکند که فرمود: فاطمه حوریهای است که به شکل انسان است، هر زمان که من مشتاق بوی بهشت میشوم دخترم فاطمه را میبویم.
تسبیح و تهلیل طعام حضرت زهرا (س) قبل از خلقت
شیخ صدوق در کتاب معانیالاخبار با چند واسطه از امام صادق (ع) از پدران بزرگوارش از پیامبر اسلام (ص) نقل میکند که فرمود: نور فاطمه (س) قبل از اینکه زمین و آسمان خلق شوند آفریده شد.
بعضی از مردم گفتند: یا رسول الله (ص) پس فاطمه (س) از جنس بشر نیست؟
فرمودند: فاطمه (س) حوریه انسیهای است.
گفتند: یا رسول الله (ص) چگونه میشود که زهرا (س) حوریه و انسیه باشد؟
فرمودند: خدای توانا قبل از خلقت حضرت آدم (ع) و ارواح خلائق، حضرت فاطمه اطهر (س) را از نور خود آفرید، سپس آدم (ع) را خلق کرد و فاطمه (س) را.
گفته شد: یا رسول الله فاطمه (س) در آن وقت کجا بود؟
فرمود: نور او در میان یک حقه در زیر ساق عرش جای داشت.
گفتند:ای رسول خدا (ص) طعام وی چه بود؟
فرمود: تسبیح و تقدیس و تهلیل و حمد خدا بود.
زندگانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) (ترجمه جلد ۴۳ بحارالانوار)































