emamian

emamian

اسپانیا، برزیل، شیلی، کلمبیا، مکزیک و اروگوئه امروز یکشنبه با صدور بیانیه‌ای نسبت به تحولات اخیر در ونزوئلا نگرانی عمیق خود را ابراز کرده و هرگونه اقدام نظامی یک‌جانبه در خاک این کشور را محکوم کردند.

در بیانیه صادره از سوی اسپانیا، برزیل، شیلی، کلمبیا، مکزیک و اروگوئه آمده است: ما نگرانی عمیق خود را ابراز داشته و اقدامات نظامی که به طور یکجانبه در خاک ونزوئلا اجرا شده است را رد می‌کنیم. ما تأکید می‌کنیم که اوضاع ونزوئلا باید تنها از طریق مسالمت‌آمیز، از طریق گفتگو، مذاکره و احترام به اراده مردم ونزوئلا حل و فصل شود.

بیانیه مذکور سپس اضافه می‌کند: تنها یک فرآیند سیاسی جامع به رهبری ونزوئلا می‌تواند به یک راه‌حل دموکراتیک و پایدار منجر شود. ما نگرانی خود را در مورد هرگونه تلاش برای تصاحب منابع طبیعی کشورها توسط یک کشور خارجی ابراز می‌داریم، زیرا این امر مغایر با قوانین بین‌المللی و تهدیدی برای ثبات در منطقه است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در سالروز میلاد مبارک مولی‌الموحدین حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) و ششمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، در دیدار خانواده‌های معظم شهیدان جنگ ۱۲ روزه (شهدای اقتدار)، عدالت و تقوای امیرمومنان را دو قله مورد نیاز کشور و واجب‌ترین خصوصیات برای اداره جامعه خواندند و با تأکید بر لزوم هوشیاری و تقویت وحدت ملی در مقابل «جنگ نرم» دشمنان، گفتند: این جنگِ مبتنی بر «فریب و دروغ و تهمت و شایعه» همان جنگی است که دشمنان حکومت علوی پس از شکست‌های نظامی در مقابل آن حضرت در پیش گرفتند تا مانع تحقق اهداف ایشان شوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سالروز میلاد امیرمومنان را از حیث مکان تولد -یعنی خانه خدا- و مولود آن، روزی استثنایی در تاریخ خواندند و افزودند: در میان خصوصیات بی‌نظیر ایشان، ما امروز به دو خصوصیت یعنی «عدالت و تقوا»، نیاز مبرم‌تری داریم و باید با الگو قرار دادن مولای متقیان، به سوی این دو قله که حضرت امیر بر فراز آن‌ها ایستاده، حرکت کنیم؛ البته در این مسیر، پیشرفت‌هایی داشته‌ایم اما تا جایی که باید به آن برسیم، فاصله داریم.
رهبر انقلاب در تبیین روش‌های مختلفی که حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) برای تحقق عدالت به کار می‌گرفتند، افزودند: آن حضرت عدالت را گاه با «مهربانی، خدمت به ضعیفان و خانواده‌های بی‌سرپرست» اعمال می کرد و گاهی با «ذوالفقار و خشونت الهی» و گاهی با «زبان رسا و حکمت و تبیین».
ایشان، امیرمومنان را مصدر جهاد تبیین برشمردند و افزودند: فرمان حکومتی ایشان به مالک اشتر پر از مفاهیمی است که عدالت را محقق می‌سازد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین روش‌های امام علی(ع) در باب تقوا، افزودند: امیرمومنان گاهی تقوا را در محراب عبادت و نماز و تضرع به درگاه پروردگار تجلی می‌بخشید و فرشتگانِ عرش را به تحیّر و رشک وامی‌داشت؛ گاه با صبر و سکوت و گذشتن از حق خود برای حفظ وحدت مسلمین و جلوگیری از بروز اختلاف آنها عملی می‌کرد و گاه، با سینه سپر کردن در صحنه‌‎های دشوار مانند لیله‌المَبیت و غزوات پیامبر(ص).
ایشان با اشاره به ضرورت پیروی آحاد مردم وبه‌خصوص مسئولان، از روش‌های تقوایی حضرت امیر، افزودند: عدالت علوی نیز واجب‌ترین و جدی‌ترین نیاز کشور است و ما امروز بر خلاف شیعه در طول تاریخ، هیچ بهانه‌ای برای پیگیری نکردن و اجرا نشدن عدالت نداریم؛ چرا که حکومت «جمهوری اسلامی و نظام علوی» است.
رهبر انقلاب در بیان موانع تحقق عدالت و تقوا، گفتند: گاهی ترس، گاهی تردید و ملاحظه رفاقت‌ها و گاهی ملاحظه دشمن، جلوی کار را می‌گیرد اما باید بدون ملاحظه بی‌مورد، به سمت توسعه عدالت و تقوا حرکت کرد.
ایشان با جلب توجه ملت و مسئولان به یک نکته مهم در زندگی امیرمومنان، گفتند: باید دقت کرد که مولای متقیان در همه درگیری‌های نظامی در دوران پیامبر و سالهای حکومت‌شان فاتح و پیروز بود اما روش‌های مختلف دشمنانِ شکست‌خورده برای فریب و سست‌کردن مردم، در موارد زیادی مانع تحقق اهداف امام علی(ع) شد.
رهبر انقلاب، ایجاد شایعات و استفاده از دروغ و فریب و نفوذ و روش‌های مشابه و به تعبیر امروزی، «جنگ نرم» را سیاست دشمنان مولای متقیان برای بی‌انگیزه کردن و ایجاد تردید در جامعه آن روز خواندند و گفتند: وقتی مردم سست شدند، تحقق اهداف ناممکن می‌شود؛ چرا که براساس سنت الهی، کار دست مردم است و به دست آنها انجام می‌شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هدف دشمن در جنگ نرم را بی‌انگیزه و ناامید کردن مردم و ایجاد تردید در ملت برشمردند و گفتند: همچنان‌که در دوره امیرالمؤمنین با شایعه‌سازی و دروغ در پی بدبین کردن مردم بودند، امروز هم همان اقدامات عیناً انجام می‌شود؛ البته ملت ایران نشان داده است که در میدان‌های سخت و هر جا که نیازمند حضور و کمک او است، محکم ایستاده و دشمن را مأیوس می‌کند.
ایشان انگیزه قوی ملت ایران را عامل نگرانی بدخواهان دانستند و افزودند: یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشته‌ها و توانایی‌های ملت ایران است چرا که غفلت از توانایی‌های ملی، زمینه‌ساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد.
ایشان ارسال سه ماهواره به فضا در یک روز و پیشرفت‌های خیره‌کننده در بخش‌های مختلف علمی کشور از جمله هوافضا، زیست‌فناوری، پزشکی، درمان، نانو و صنایع دفاعی و موشکی را نمونه‌هایی از کارهای بزرگ ملت و جوانان نخبه و کارآمد ایران خواندند و گفتند: دشمن و متأسفانه برخی در داخل، این پیشرفت‌های بزرگ را که در شرایط تحریم رقم خورده است پنهان می‌کنند و به گوش مردم نمی‌رسانند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: عاملی که موجب شد دشمن درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد که نمی‌خواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است؛ البته ما به حرف دشمن خبیث، فریبکار و دروغگو، اعتمادی نداریم.
ایشان با اشاره به میانگین سنّی ۲۶ ساله دانشمندان دخیل در پرتاب سه ماهواره اخیر، آن را نمونه‌ای از ثروت عظیم نیروی انسانی ملت ایران برشمردند و گفتند: آن وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی وقتی راجع به ملت ایران حرف می‌زند؛ قدری بدگویی می‌کند و قدری فریب و وعده می‌دهد. اما خوشبختانه امروز ملت ایران و بلکه همه دنیا، آمریکا را شناخته‌اند و تشت رسوایی آن در جهان فرو افتاده است.
رهبر انقلاب، شناخت واقعی دشمن را دستاوردی بزرگ دانستند و افزودند: مردم در جنگ ۱۲ روزه خودشان واقعیت امریکا را دیدند. حتی کسانی که راه‌حل مشکلات کشور را مذاکره با او می‌دانستند، فهمیدند که وسط مذاکره، دولت آمریکا مشغول آماده کردن نقشه جنگ بوده است.
ایشان مراقبت در برابر جنگ نرم و شبهه‌سازی و شایعه‌سازی دشمن را ضروری خواندند و با اشاره به میلیاردها دلار هزینه برای انتشار اظهارات دروغ در داخل ایران از طریق شبکه‌های تلویزیونی و مراکز اطلاع‌رسانی، گفتند: هدف آنها ضعیف کردن کشور و بهم زدن اتحاد معجزه‌آفرین ملت در جنگ ۱۲ روزه است. بنابراین مهمترین مسئله، توجه به دشمنیِ دشمن و اتحاد و اتفاق درونی و به تعبیر قرآن «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به اجتماعات هفته گذشته بازاریان خاطرنشان کردند: بازار و بازاری جزو وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی هستند و ما آن ها را خوب می‌شناسیم. بنابراین نمی‌توان به اسم بازار و بازاری با جمهوری اسلامی مقابله کرد.
ایشان اعتراض بازاری‌ها به کاهش ارزش پول ملی را که باعث بی‌ثباتی محیط کسب و کار می‌شود، حرفی درست خواندند و افزودند: کاسب راست می‌گوید که با این شرایط نمی‌تواند کاسبی کند؛ این موضوع را مسئولان کشور هم قبول دارند و رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولان ارشد درصدد علاج این مشکلند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته در این مشکل هم دست دشمن در کار است و بی‌ثباتی و بالا رفتن بی‌حساب و کتاب قیمت ارز خارجی که باعث بلاتکلیفی کسبه می‌شود، طبیعی نیست و با تدابیر گوناگون باید جلوی آن گرفته شود که مسئولان در این زمینه مشغول تلاش هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه اعتراض بازاری‌ها به این مشکل، مطلب درستی است، گفتند: اما آنچه غیرقابل قبول است ایستادن عده‌ای تحریک‌شده یا مزدور دشمن پشت بازاری‌ها و طرح شعارهای ضد اسلام و ضد ایران و جمهوری اسلامی است.
ایشان با تأکید بر اینکه «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است»، گفتند: مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه عده‌ای تحت عناوین و نام‌های گوناگون به قصد تخریب و ناامنی کشور پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و با سوء استفاده از اعتراض آنها، اغتشاش کنند، مطلقاً قابل قبول نیست.
ایشان کار همیشگی دشمن را فرصت‌طلبی خواندند و با اشاره به در میدان بودن مسئولان گفتند: مهم، آمادگی مجموعه ملت و تقویت عواملی همچون ایمان، اخلاص و عمل است که سلیمانی را سلیمانی کرد. مهم بی‌تفاوت نبودن در برابر جنگ نرم و شایعه‌پردازی‌های دشمن و ایستادگی و سینه سپر کردن با قدرت کامل در برابر تحمیل طلبکارانه او به مسئولان، دولت و ملت است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: ما در برابر دشمن کوتاه نمی‌آییم و با اتکاء به پروردگار و اطمینان به همراهی مردم، دشمن را به زانو درخواهیم آورد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به تقارن سالگرد شهادت شهید عالیقدر حاج قاسم سلیمانی با ۱۳ رجب، گفتند: ۳ خصوصیت یعنی «ایمان»، «اخلاص» و «عمل»، ویژگی‌های اصلی آن شهید عزیز بود که انسان جامع و کاملی در زمان ما به‌شمار می‌آمد.
ایشان، ایمان عمیق به پروردگار و حمایت‌های الهی و ایمان به هدف را خصوصیت بارز سردار دل‌ها برشمردند و افزودند: حاج قاسم، مرد با اخلاص الهی بود و برای خوشنامی و تعریف‌کردن دیگران کاری نمی‌کرد.
رهبر انقلاب با تجلیل از حضور سردار سلیمانی در همه عرصه‌های لازم، گفتند: او برخلاف برخی که خوب می‌فهمند و خوب حرف می‌زنند اما اقدامی نمی‌کنند، در همه صحنه‌هایی که لازم بود، حضور داشت؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب و مواجهه با شرارت‌ها در کرمان، چه در نیروی قدس، دفاع از حرم، مقابله با داعش و عرصه‌های دیگر.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تأثیر مشهود و گاه بی‌نظیر سردار در حساس‌ترین و مهمترین مسائل سیاسی منطقه، افزودند: حاج قاسم به تربیت و پرورش همرزمان و نیروهای تحت امر، همت بارز داشت و به علت همین خصوصیات، مزار او هر سال مقدس‌تر و محترم‌تر می‌شود و اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور و حتی کشورهای دیگر به زیارت مزار او می‌روند.
رهبر انقلاب همچنین با اشاره به حضور خانواده‌های شهیدان عزیز جنگ ۱۲ روزه در دیدار، گفتند: این جلسه برای تجلیل و تکریم و تعظیم به همه شهیدان دفاع مقدس ۱۲ روزه و خانواده‌های آنان – چه سرداران مشتاق جهاد و شهادت، چه دانشمندان پر توان و چه شهدای دیگر- تشکیل شده است.
ایشان تأکید کردند: نام همه این شهیدان در تاریخ ماندگار است و ما باید از برکات این نام‌های مبارک استفاده کنیم.

در عصر حاضر، جنگ تنها در میدان‌های نبرد نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه عرصه‌های جدیدی مانند رسانه و فضای مجازی به جبهه‌های اصلی مبارزه تبدیل شده‌اند. در این میان، سربازان رسانه‌ای ولایت، با الهام از مکتب حاج قاسم سلیمانی، نقش کلیدی در دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی و مقابله با جنگ نرم دشمن ایفا می‌کنند. جهاد این سربازان، ادامه‌دهنده راه شهیدانی است که با ایثار و فداکاری، امنیت و عزت ایران اسلامی را تضمین کردند.

شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده دلاور سپاه قدس، نه تنها در میدان‌های نبرد نظامی الگو بود، بلکه در عرصه‌های فرهنگی و شناخت الگوریتم رسانه‌ای دشمن نیز با بصیرت و هوشمندی عمل می‌کرد. او معتقد بود که جنگ نرم دشمن، خطرناک‌تر از جنگ نظامی است، زیرا هدف آن تغییر باورها و هویت سازی جدید بر اساس نگرش‌های سکولار و اومانیست برای جهان اسلام است.

نقش سربازان رسانه‌ای در جنگ نرم

سربازان رسانه‌ای ولایت، در خط مقدم جنگ نرم، با ابزارهایی مانند قلم، تصویر، صدا و فضای مجازی، به دفاع از ارزش‌های اسلامی و انقلابی می‌پردازند. این جهاد، نیازمند بصیرت، آگاهی و تعهد و ایستادگی است. آنها با تولید محتوای ارزشمند، افشای توطئه‌های دشمن و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت، سعی در حفظ هویت اسلامی و انقلابی جامعه دارند.

در مکتب شهید سلیمانی، سربازان رسانه‌ای باید:

۱. حقیقت‌گرا باشند و از تحریف و دروغ پرهیز کنند.

۲. بصیرت داشته باشند تا در برابر جنگ روانی دشمن مقاوم باشند.

۳. فعال و خلاق باشند تا پیام انقلاب را به شکل مؤثری منتقل کنند.

۴. متعهد به ارزش‌های اسلامی و انقلابی باشند و از هیچ تلاشی برای دفاع از ولایت و میهن دریغ نکنند.

چالش‌های سربازان رسانه‌ای

سربازان رسانه‌ای در مسیر جهاد خود با چالش‌هایی مانند سیل اطلاعات دروغ، جنگ روانی دشمن و محدودیت‌های حکمرانی رسانه ای مواجه هستند. با این حال، باید با صبر، استقامت و توکل بر خدا، این چالش‌ها را پشت سر بگذارند.

پیروزی در جنگ نرم، نیازمند اتحاد، همبستگی و تلاش جمعی است. سربازان رسانه‌ای ولایت، با الگوبرداری از نگرش توحیدی حاج قاسم، باید با ایمان راسخ و عزم جزم، در این عرصه حضور یابند. همان‌طور که حاج قاسم در میدان‌های نبرد نظامی پیروز بود، سربازان رسانه‌ای نیز با جهاد خود، می‌توانند دشمن را در عرصه جنگ نرم شکست دهند.

جهاد سربازان رسانه‌ای نه تنها دفاع از مرزهای جغرافیایی، بلکه دفاع از مرزهای اعتقادی و فرهنگی است. با بصیرت، تعهد و تلاش بی‌وقفه، سربازان رسانه‌ای می‌توانند در این نبرد پیروز شوند و پرچم انقلاب اسلامی را در اوج عزت و اقتدار نگه دارند.

ما در جنگ نرم هم پیروز خواهیم شد، همان‌طور که در جنگ سخت پیروز شدیم.

مریم فلاحی

دانشنامه امام جعفرصادق علیه‌السلام، گنجینه‌ای جامع از روایات و آموزه‌های امام صادق(ع) است که موضوعات گسترده‌ای از فقه و اعتقادات تا اخلاق و تفسیر را در بر می‌گیرد. این اثر مرجع ارزشمندی برای آشنایی با عمق و گستردگی علوم منسوب به آن امام همام و پاسخ به پرسش‌های اعتقادی و عملی جامعه شیعه محسوب می‌شود.

ابو بصیر گوید: بر امام صادق ـ علیه‌السلام ـ وارد شدم و گفتم: فدایت شوم؛ شیعیان می‌گویند: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ، باب علم و دانش به علی علیه‌السلام آموخت که از هر بابی هزار باب باز می‌شود؟» (معنی این چیست؟)

حضرت فرمود: ای ابامحمد، به خدا قسم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ هزار باب علم به علی ـ علیه‌السلام ـ آموخت که از هر باب هزار باب گشوده می‌شود (معنی این حدیثی که شیعه آن را نقل می‌کنند درست است و صحیحش این است که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ هزار باب به علی ـ علیه‌السلام ـ آموخت نه یک باب).

گفتم: به خدا؛ علم و دانش این است (نه آنچه بعضی‌ها ادعا می‌کنند).

حضرت فرمود: بله، این علم و دانش است نه آن. [۱]

۲_ ابوابصیر گوید: خدمت امام صادق ـ علیه‌السلام ـ رسیدم، و عرض کردم قربانت گردم، از شما پرسشی دارم، آیا در اینجا کسی (نامحرم) هست که سخن مرا بشنود؟

امام صادق ـ علیه‌السلام ـ پرده‌ای را که در میان آنجا و اطاق دیگر بود، بالا زده و آنجا سر کشید، سپس فرمود: ای ابامحمد؛ هر چه می‌خواهی بپرس.

عرض کردم: قربانت گردم، شیعیان شما حدیث می‌کنند که: «پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلم به علی علیه‌السلام باب علم آموخت که از آن هزار باب علم گشوده می‌شود؟»

حضرت فرمود: ای ابامحمد؛ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلم ـ به علی علیه‌السلام هزار باب از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شود (مانند جزئیات و مصادیقی که بر قواعد کلی منطبق می‌شود).

عرض کردم: به خدا؛ که علم کامل و حقیقی همین است.

امام ـ علیه‌السلام، ساعتی (برای اظهار تفکر) به زمین اشاره کرد، و سپس فرمود: آن علم است ولی علم کامل نیست.

سپس فرمود: ای ابامحمد؛ همانا «جامعه» نزد ما است، اما مردم چه می‌دانند که جامعه چیست؟ [۲]

۳- یونس بن رباط گوید: من و کامل خدمت امام صادق علیه‌السلام رسیدیم، کامل به حضرت صادق ـ علیه‌السلام عرض کرد: قربانت شوم، فلان شخص حدیثی روایت می‌کند.

فرمود: چه می‌گوید؟

عرض کرد: او گفت: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ در روز وفاتش به علی علیه‌السلام ـ هزار باب حدیث کرد و هر باب کلید هزار حدیث بود که جمعاً یک میلیون باب می‌شده».

فرمود: آری چنین بود.

پرسیدم: قربانت آن باب ها برای شیعیان و دوستان شما ظاهر شد (از آن علوم آگاه گشتند؟)

فرمود: ای کامل؛ یک باب یا دو باب آن ظاهر گفت.

پرسیدم: قربانت شوم، بنابراین از یک میلیون باب از فضل شما جز یک یا دو باب روایت نشده است.

فرمود: توقع دارید که شما از فضل ما چه اندازه روایت کنید؟ شما از فضل ما جز یک الف غیر متصل نمی‌توانید روایت کنید. [۳]

پی‌نوشت:

[۱] بصائر الدرجات: ۸۶؛ بحار الأنوار: ج ۲۶، ص ۲۹-۳۳.

[۲] اصول کافی: ج ۱، ص ۳۴۴-۱.

[۳] اصول کافی: ج ۲، ص ۶۲-۹

در روایتی که جناب ابن‌ابی‌الحدید در شرح خود نقل کرده‌اند، آمده است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله هر سال در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از خداوند متعال طلب یُمن و برکت می‌کردند.

این تعبیر بسیار ارزشمند است و نشان می‌دهد که خداوند متعال در ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، هدایایی ویژه و برکاتی عظیم قرار داده است؛ برکاتی که هم برای عالم بشریت است و هم برای ما که یاد این حادثه را زنده نگه می‌داریم. این ولادت، نعمتی است که نباید به فراموشی سپرده شود. باید یاد کنیم که خداوند متعال چه عنایت عظیمی به بشریت ارزانی داشته است.

و آن یُمن و برکتی که ما نیز در چنین روزی از خداوند متعال درخواست می‌کنیم، همان چیزی است که خود خداوند آن را «اکبر» نامیده است:
«وَرِضوانٌ مِنَ اللهِ أکبر».

این مدال افتخار، این بالاترین نعمت و عنایت، آن است که خداوند از انسان راضی باشد. و این، بالاترین برکت است که به‌واسطه ولادت حضرت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نصیب عالم شده است.

در چنین روز مبارک و فرخنده‌ای، خوشحالیم که در کنار یکدیگر هستیم، جشن می‌گیریم و از امیرالمؤمنین یاد می‌کنیم؛ همان ذکری که خود عبادت است. آن‌گونه که گفته‌اند:
«گفت ابر و باد و مه و خورشید و فلک / کاتف شدند تا خوشنویسان علی بن ابی‌طالب شوند».

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، بالاترین حجت الهی، معجزه رسالت خاتمیت و مجمع معجزات است؛ به‌درستی که ایشان «مدینة‌المعاجز» است. هرچه درباره فضائل آن حضرت سخن گفته شود، هرگز حق مطلب ادا نخواهد شد. هر کس در زندگی امیرالمؤمنین مطالعه کرده باشد، به‌روشنی درمی‌یابد که این شخصیت، شخصیتی زمینی نیست؛ گویی از پیشگاه خداوند آمده است، نه محصول مدرسه و تربیت معمول بشری.

در همین زمینه نقل شده است که مرحوم آیت‌الله العظمی اکبر مؤمنی، از مرحوم سید احمد خسروی شنیده بودند که می‌گفتند نسبت دادن عنوان «آیت‌الله العظمی» به هر کسی، محل تأمل است؛ چرا که خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام «آیت» به معنای کامل کلمه است. آیت یعنی نشانه، یعنی قاب تصویر خداوند. و هیچ قاب و نشانه‌ای در عظمت، به پای امیرالمؤمنین نمی‌رسد. هر کس بخواهد خدا را بشناسد، صفات او را درک کند و جمال حق را مشاهده نماید، باید به امیرالمؤمنین رجوع کند.

قدرت روحی امیرالمؤمنین در مرتبه‌ای است که خود فرمودند:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه».

و نیز فرمودند: «هر کس مرا شناخت، خدا را شناخته است». چرا که امیرالمؤمنین فهرست اسماء و صفات الهی است.

در اینجا وارد یکی از مهم‌ترین مباحث فضائل امیرالمؤمنین می‌شویم و آن، حوادثی است که در ولادت آن حضرت رخ داده است. حدود چهل معجزه قطعی و ثبت‌شده تاریخی در جریان ولادت ایشان اتفاق افتاده است.

این معجزات، تابلوهایی روشن در مسیر هدایت‌اند؛ چرا که خدای متعال، هدایت بشر را بدون نشانه و حجت رها نکرده است. این همان معنای «الحُجّة البالغة» است.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: شما را بر راهی روشن رها کردم که شب آن همچون روز روشن است و هیچ‌کس عذری برای انحراف ندارد.

ولادت امیرالمؤمنین در خانه خدا، حادثه‌ای ساده و معمولی نیست؛ نه در گذشته سابقه دارد و نه در آینده تکرار خواهد شد. این حادثه، پیامی بزرگ دارد و تمام بحث ما بر محور همین پیام متمرکز است. این واقعه از آن دسته حجت‌هایی است که قابل تأویل نیست؛ همانند مخفی بودن قبر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که خود تابلویی بزرگ در مسیر تاریخ است.

امیرالمؤمنین، نخستین و آخرین نوزادی است که خداوند متعال، ولادت او را به پیامبرش تبریک گفته است. جبرئیل نازل شد و به رسول خدا خبر داد که زمان اعلان رسالت و آشکار شدن پرده‌های وحی نزدیک شده است و خداوند تو را به برادرت، وزیرت، دامادت و جانشینت مؤید ساخته است؛ کسی که با او پشت تو محکم شد و ذکر تو علنی گشت.

هر جمله از این تعابیر، خود کتابی مستقل می‌طلبد. بسیاری از فضائل امیرالمؤمنین، نه تنها در منابع شیعه، بلکه در منابع اهل‌سنت نقل شده است. همان‌گونه که بسیاری از فضائل حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نیز از طریق اهل‌سنت روایت شده‌اند.

ولادت امیرالمؤمنین سه مرحله دارد:

مرحله نخست، حوادث پیش از تولد؛

مرحله دوم، وقایع داخل کعبه؛

و مرحله سوم، رخدادهای پس از خروج از خانه خدا.

در مرحله نخست، یک اصل مهم تربیتی مطرح است و آن «تناول از طعام بهشتی» است. اگر انسان بخواهد فرزندی صالح، نور چشم، و مایه عزت داشته باشد، باید مراقب پاکی رزق باشد. لقمه حرام و شبهه‌ناک، اثر مستقیم در نسل دارد. این اصل، در زندگی فاطمه بنت اسد و ابوطالب علیه‌السلام به‌وضوح دیده می‌شود.

در مرحله دوم، ورود فاطمه بنت اسد به بیت‌الله الحرام با ندای هاتف آسمانی انجام می‌شود؛ ندایی که دستور می‌دهد از راهی غیرعادی وارد شود. دیوار کعبه شکافته می‌شود؛ معجزه‌ای آشکار و غیرقابل انکار. این حادثه، عامدانه و در برابر دیدگان مردم رخ می‌دهد تا هیچ‌کس نتواند آن را انکار کند.

این ولادت عمداً در سیزدهم رجب، و در موسم حضور مشرکان، واقع شد تا این نشانه الهی رسانه‌ای شود و به گوش همگان برسد. خداوند متعال، پیش از تولد، خانه خود را برای این مولود آماده کرد.

سه روز اقامت فاطمه بنت اسد در کعبه، سرشار از اسرار الهی است؛ اسراری که بخشی از آن حتی از خود ایشان نیز پوشیده ماند. این سه روز، نشان‌دهنده جایگاه ویژه امیرالمؤمنین است؛ شخصیتی که در حریم خاص خداوند متولد شد.

پس از آن، بار دیگر دیوار شکافته می‌شود و فاطمه بنت اسد با نوزاد در آغوش، از همان موضع خارج می‌شود. در این هنگام، ندا می‌رسد که پیش از خروج، باید نام او تعیین شود. نام‌گذاری این مولود، به اراده مستقیم خداوند انجام می‌شود؛ چرا که خداوند، نام را بر اساس حقیقت وجودی می‌نهد.

خداوند فرمود: «من علیّ‌الأعلی هستم و نام او را علی می‌گذارم، تا در هیچ فضیلتی کسی بر او پیشی نگیرد».

و چنین شد که علی علیه‌السلام، در علم، تقوا، شجاعت، ایثار، عرفان و عبادت، بی‌همتا شد.

فلسفه ولادت در خانه خدا نیز همین است: علی از درون بیت خداست؛ محرم حریم الهی است و دین صاحب‌خانه را بهتر از هر کس می‌شناسد. از همین روست که رسول خدا مکرراً فرمودند: «دین را از علی بگیرید».

در منابع معتبر اهل‌سنت نیز آمده است که پیامبر فرمودند:

تو مرجع علمی امت پس از من هستی؛ هر چه تو بگویی، همان سخن من است و هر چه من بگویم، سخن خداست.

چرا مقام معظم رهبری درمورد شهدای دیگر چنین تعبیری(مکتب شهید سلیمانی) به کار نبردند؟ پرداختن به این بحث از این جهت است که خیلی از ما آرزو داریم همچون حاج قاسم در صنف خودمان عمل کنیم؛ به حال و سرنوشت او غبطه می خوریم که عزیز زندگی کرد و عزیز رفت.

عاشَ سعیداََ و ماتَ سعیداََ.

اما راهش را نمی دانیم، سعی می کنیم بفهمیم قوام شهید سلیمانی شدن به چیست.

وقتی به تعابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی درمورد شهید حاج قاسم سلیمانی مراجعه می کنیم، یک چیز برای ما کاملا مشهود است و آن اینکه ایشان در دوران رهبری پیرامون کمتر کسی این گونه تعریف کردند.

حتما کسانی که فرمایشات حضرت آقا را مستمر دنبال می کنند، تصدیق می کنند که جنس سخنان ایشان درمورد حاج قاسم ره با جنس فرمایشات شان پیرامون مرحوم امام قرابت دارد.

منشا این قرابت چیست؟

چرا حضرت آقا پیرامون حیات حضرت امام ره عبارت مکتب امام را به کار می برند و وقتی حاج قاسم ره به شهادت رسیدند، حیات ایشان را به مکتب سلیمانی تعبیر کردند و ایشان را شاگرد ممتاز مکتب مرحوم امام ره خواندند؟

این درحالی است که ایشان پیرامون خیلی از شهدای دیگر چنین تعبیری به کار نبردند. حاج قاسم ره چه دارد.

پاسخ: به نظر می رسد آن ویژگی که شاگرد مکتب امام ره و سرباز اسلام، شهید حاج قاسم سلیمانی ره، از حیات مرحوم امام آموختند و همان سبب شد تا حیات ایشان نیز تبدیل به یک مکتب شود، ویژگی جامعیت بود.

جامعیت و جمع اضداد در حیات شهید سلیمانی باعث شد تا زندگی ایشان به عنوان یک مکتبِ الگو و شاگردپرور مطرح شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از شهادت حاج قاسم ره تا حدی وجوه این جامعیت را تبیین کردند؛ دعوت می کنم به مطالعه قسمت هایی از آن بپردازیم:

_اوّلاً شهید سلیمانی، هم شجاع بود، هم با تدبیر بود؛ صِرف شجاعت نبود؛ بعضی‌ها شجاعت دارند امّا تدبیر و عقل لازم برای به کار بردن این شجاعت را ندارند. بعضی‌ها اهل تدبیرند امّا اهل اقدام و عمل نیستند، دل و جگر کار را ندارند.

این شجاعت و تدبیرِ توأمان، فقط در میدان نظامی هم نبود، در میدان سیاست هم همین جور بود.

از همه‌ی اینها بالاتر، اخلاص او بود؛ با اخلاص بود؛ این ابزار شجاعت و ابزار تدبیر را برای خدا خرج میکرد؛ اهل تظاهر و ریا و مانند اینها نبود...

یک فرمانده جنگاورِ مسلّط بر عرصه‌ی نظامی بود، هم در عین حال بشدّت مراقب حدود شرعی بود.

به دهان خطر میرفت امّا جان دیگران را تا میتوانست حفظ میکرد؛ مراقب جان نزدیکانش، اطرافیانش، سربازانش، همکارانش در ملّتهای دیگر که در کنار او بودند، بود.

اهل حزب و جناح و مانند اینها نبود، لکن بشدّت انقلابی بود. انقلاب و انقلابیگری خطّ قرمزِ قطعیِ او بود؛ این را بعضی‌ها سعی نکنند کم‌رنگ کنند، این واقعیّتِ او است؛ ذوب در انقلاب بود.

امروز در مقابل آنچه او سرمنشأ آن شد و برای کشور بلکه برای منطقه به وجود آورد، در مقابل او من تعظیم میکنم. کار بزرگی انجام شد، قیامتی به پا کرد. معنویّت او، شهادت او را این ‌جور برجسته کرد. (بیانات امام خامنه ای در ۱۸ دی ۱۳۹۸)

این ها قسمتی از تعاریف حضرت آقا از حیات طیبه شهید سلیمانی است که تعبیر به مکتب شد.

ما نیز اگر می خواهیم همچون او در مسیر صنفی خود حرکت کنیم، باید از خدای متعال طلب کنیم که به ما توفیق دهد تا جامعیت مکتب اسلام ناب را کسب کنیم و در جهت رسیدن به آن تمام تلاش خود را به کار ببندیم. تلاش کنیم تا برای خدا قیام کنیم و اهداف عالیه اسلام را محقق کنیم.

از یک سو با عقلانیت به انتخاب های اصلح در مسیر حرکت خود برسیم.

از طرفی با معنویت بتوانیم جهت حرکت خود را به طور مستمر بهینه کنیم.

از سویی دیگر با فقه و فقاهت اصولی از جهت دین شناسی قوی شویم و حرف دین خدا را در مسائل مختلف بفهمیم.

از سویی در جهت به دست آوردن اندیشه و فکر صحیح اسلامی قدم برداریم.

با بصیرت سیاسی جریانات حق و باطل را بشناسیم و بشناسانیم.

اهل انذار، تبلیغ، جهاد تبیین بوده و در پی اقامه دین خدا در جامعه باشیم.

و چه سخت و شیرین است حرکت به سوی جامعیت که نیل به آن، قرب به کمال مطلق است.

محمد آقا امینی

عدالت علوی، در معنا تراز میان قدرت و مسئولیت است؛ تعادل میان آن‌چه می‌گیری و آن‌چه می‌گذاری. اگر امروز بخواهیم عدالت را از زاویه‌ی اقلیم بنگریم، معنایش روشن است: بازگرداندن احترام به زمین، بازگرداندن اخلاق به مصرف و بازگرداندن فاصله‌ی ازدست‌رفته‌ی انسان از زیست.  

خبرگزاری حوزه | در زمانی که زمین نفسش به شماره افتاده و عدالت گویی در امتداد نقشه‌های سیاسی و اقتصادی گم شده است، ولادت امیرالمومنین علی(علیه السلام) می‌تواند نه فقط یادآور تاریخ، بلکه نشانه‌ای باشد برای بازسازی معنای انسانیت. نسلی که امروز در دانشگاه‌ها درس می‌خواند و هم‌زمان آینده را در دستان فناپذیر زمین می‌بیند، شاید بیش از هر زمان دیگری محتاج چراغی از تفکر علوی‌ست؛ چراغی برای فهم تازه‌ای از عدالت و زیستن مسئولانه.

عدالت، از نهج‌البلاغه تا زمین امروز

وقتی حضرت علی(علیه السلام) در نامه به مالک اشتر از مردم به عنوان «یا برادر دینی یا همانند در آفرینش» یاد می‌کند، جهان هنوز میان انسان و طبیعت دیوار نکشیده بود. امروز اما آن دیوارها برپا شده‌اند؛ میان ما و خاک، میان رفاه و ویرانی.

عدالت علوی، در معنا تراز میان قدرت و مسئولیت است؛ تعادل میان آن‌چه می‌گیری و آن‌چه می‌گذاری. اگر امروز بخواهیم عدالت را از زاویه‌ی اقلیم بنگریم، معنایش روشن است: بازگرداندن احترام به زمین، بازگرداندن اخلاق به مصرف و بازگرداندن فاصله‌ی ازدست‌رفته‌ی انسان از زیست.

در واقع، عدالت در نگاه علوی همچون چشمه‌ای است که اگر خشک شود، دیگر هیچ سیرابی اخلاقی ممکن نخواهد بود.

عدالت بین‌نسلی؛ امانت یا آینده؟

در کلمات امیرالمومنین علی(علیه السلام) واژه‌ای تکرار می‌شود که برای جهان پرشتاب امروز مفهومی دوباره یافته، امانت.

ایشان می‌فرمایند: حکومت امانت است، مردم امانت‌اند. امروز ما باید این دایره را کامل کنیم: زمین هم امانت است.

عدالت بین‌نسلی، چیزی بیش از مفهوم دانشگاهی یا بیانیه‌ی زیست‌محیطی است؛ اخلاقی است برجسته که از نگاه علوی سرچشمه می‌گیرد: هیچ نسلی نباید زمین را ویران‌تر از آن‌چه تحویل گرفته به نسل بعد بسپارد.

دانشجوی امروز اگر در لابراتوار محیط زیست، اگر در گروه‌های داوطلبانه‌ی احیای تالاب‌ها، اگر در تغییر سبک زندگی خود فعال است، در واقع دارد همان امانت علوی را به زبان قرن خود تفسیر می‌کند. عدالت یعنی حفظ نبض زندگی حتی وقتی آسان‌تر است چشم بستن بر آن.

عدالت اگر فقط بر دیوار کلاس‌ها نوشته شود، به باور نمی‌رسد.

دانشگاه باید میدان تمرین عدالت باشد؛ جایی که جوان بیاموزد تصمیم کوچک او، بخشی از تصویری بزرگ است.

وقتی نخبگان جوان می‌توانند میان تحقیق علمی و دغدغه‌ی اخلاقی پیوند بزنند، در حقیقت مسیر علی(ع) را با زبانی تازه ادامه می‌دهند؛ زبانی که در آن علم، اخلاق و جامعه از هم جدا نیستند.

عدالت، در نهایت کنش است. از انتخاب مسئولانه‌ی یک محصول تا پرسش از سیاست‌های توسعه.

هر کنش کوچک درست، پاسداری است از همان چراغ روشنی که علی(ع) برای انسانیت برافروخت.

نسل امروز میان بحران‌های اقلیمی، رکود امید و آشفتگی‌های اجتماعی، گاهی عدالت را امری دست‌نیافتنی می‌بیند. اما شاید راز امید درست در همین نگاه علوی نهفته باشد. عدالت نه یک رؤیا، بلکه طرحی برای سامان زندگی است.
عدالت علوی هم حکمت بود و هم مهربانی. همین ترکیب است که می‌تواند زبانی تازه برای حل بحران‌های امروز خلق کند. زبانی میان‌نسلی، میان‌فرهنگی و میان‌انسانی.

تولد حضرت علی(علیه السلام) فقط روزی در تقویم نیست؛ یادآوری لبخند عدالت بر چهره‌ی جهان است.

امروز که زمین دوباره محتاج مهربانی ماست، شاید ساده‌ترین ترجمه‌ی عدالت علوی همین باشد:

زیستن آگاهانه، مهربانانه و مسئولانه. طوری که آیندگان، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند، بگویند: «آن‌ها، انسان بودند. اشرف مخلوقات بودند.»

زینب صفایی

سیزدهم ماه رجب سالروز ولادت با سعادت اولین خورشید امامت و ولایت، سید اوصیا و امام مجاهدان، سید عابدان امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام است. شیخ مفید متوفی ۴۱۳ در کتاب الإرشاد جلد ۱ صفحه ۲۵ درباره آن حضرت می‌گوید: او اولین از ائمه مومنان و والیان مسلمان و خلفای خداوند در دین الهی بعد از رسول خداست. کنیه او ابوالحسن است. در مکه و بیت الله الحرام در روز جمعه سیزدهم رجب سال ۳۰ از عام الفیل متولد شد. هیچ شخص دیگری قبل و بعد از او در بیت الله متولد نشد و این به خاطر اکرام و احترامی است که تنها او دارا است. هیچکس به اندازه آن حضرت دارای فضائل و مناقب نیست؛ و این بهترین دلیل بر افضلیت او نسبت به تمام صحابه رسول خداست.

امام احمد بن حنبل متوفی ۲۴۱ درباره آن حضرت می‌گوید: هیچکس از میان صحابه به اندازه علی علیه السلام فضائل ندارد. (فضائل الصحابه صفحه ۱۹۸) به مناسبت ولادت آن حضرت نیم نگاهی به برخی از فضائل و مناقب آن امام همام از بیان صحابه رسول خدا می‌پردازیم. البته مناقب و فضائل آن حضرت، اقیانوسی بیکران است که ما به گوشه‌ای از آن نظر می‌افکنیم.

۱. عمار بن یاسر شهید صفین

خوارزمی حنفی مذهب متوفی ۵۶۸ در کتاب المناقب صفحه ۱۰۵ حدیث ۱۱۰ با سندی از صحابی بزرگ رسول خدا ابو ایوب انصاری نقل کرده که می‌گوید: از پیامبر خدا شنیدم که به عمار فرمود: ای عمار، گروه یاغی تو را به قتل خواهد رساند و تو بر حق هستی و حق همراه تو است. ای عمار اگر روزی دیدی که علی راهی را انتخاب کرد و سایر مردم راه دیگری را انتخاب کردند، تو در آن راهی قرار بگیر که علی در آن راه قرار گرفته است.

چند نکته کلیدی از این روایت قابل استفاده است:

۱. اخبار رسول خدا از شهادت عمار، که در جنگ صفین شربت شهادت را نوشید.

۲. قاتلان عمار افرادی ظالم و یاغی و سرکش هستند. بدون تردید عمار در لشکریان شام به سرکردگی معاویه کشته شد. پس این گروه، همان گروه یاغی هستند.

۳. تعیین نقشه راه به وسیله پیغمبر اکرم؛ به این شکل که اگر روزی همه مردم راهی را انتخاب کردند اما علی در آن راه نبود، آن راه تاریکی و ظلمات و گمراهی است. با اینکه مخاطب در این روایت عمار است ولی خطاب، تنها به عمار نیست بلکه همه مردم هستند.

اگر پس از رحلت جانسوز رسول خدا، مردم تنها به این روایت جامه عمل می‌پوشاندند، هرگز جامعه دچار اختلاف و دو دستگی نمی‌شد؛ اما وقتی راه علی علیه السلام را انتخاب نکردند، دچار انحراف شدند و به سقیفه بنی ساعده رو آوردند.

۲. ابی لیلی غفاری

ابن اثیر جزری با سندی از ابی لیلی غفاری روایت نقل کرده که از رسول خدا شنیدم که فرمود: پس از من فتنه‌ای به وجود خواهد آمد؛ پس در آن هنگام ملازم علی بن ابیطالب باشید به درستی که او اول کسی است که در روز قیامت با من مصافحه می‌کند و او صدیق اکبر است و اوست که فارق میان حق و باطل است و او بزرگترین مومنین است. (اسد الغابه جلد ۶ صفحه ۲۶۵)

نکات مهمی در این حدیث نهفته است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. حضرت در این روایت که یکی از اخبار غیبیه به شمار می‌رود از آینده امت و مردم این چنین خبر می‌دهد که پس از ایشان فتنه‌ای به وجود می‌آید اما به نوع آن اشاره نکرد. بی تردید این فتنه بلافاصله پس از رحلت رسول خدا نمایان شد و جامعه اسلامی را فرا گرفت. همان اختلافی که بر سر خلافت و جانشینی و وصایت رسول خدا در سقیفه و یوم الشوری تبلور پیدا کرد. اگر مردم و خواص پس از رسول خدا به در خانه علی علیه السلام می‌رفتند و از باب شهر علم پیغمبر بهره می‌بردند، هرگز این فتنه شکل نمی‌گرفت؛ همان فتنه‌ای که آثار آن تا امروز نیز نمایان است.

۳. سلمان فارسی

جوینی شافعی و خوارزمی حنفی هر دو با سندی از سلمان فارسی (سلمان محمدی) نقل کرده‌اند که رسول خدا فرمود: «أعلم أمتی مِن بعدی علی بن ابی طالب.» (فرائد السمطین جلد ۱ صفحه ۱۰۷؛ و مقتل الحسین خوارزمی صفحه ۷۵) این روایت به صراحت بیان می‌کند که امیرالمومنین علی علیه‌السلام داناترین شخص پس از رسول خدا است.

۴. عایشه دختر ابوبکر

ابن عساکر دمشقی شافعی مذهب متوفی ۵۷۱ در کتاب تاریخ دمشق جلد ۴۵ صفحه ۱۹۷ این حدیث را به طور مسند از عایشه نقل می‌کند که خداوند کسی را محبوب‌تر از علی نیافرید. اگر این حدیث در کنار این گفته رسول خدا که فرمود: «اللّهمّ بأحبّ الخلق إلیک» (مناقب ابن مغازلی شافعی صفحه ۱۷۰) دیده شود، نتیجه‌ای که گرفته می‌شود این است که محبوب‌ترین انسان‌های عالم نزد نبی مکرم اسلام، امیرالمومنین علی علیه السلام است و محال است آن حضرت پس از خود کسی غیر از علی که محبوب‌ترین است را جانشین و وصی و خلیفه قرار دهد.

۵. جابربن عبدالله انصاری

حاکم نیشابوری شافعی مذهب متوفی ۴۰۵ در کتاب المستدرک جلد ۳ صفحه ۹۸ حدیث ۴۶۸۱ حدیثی را به طور مسند از صحابی بزرگ رسول خدا جابربن عبدالله انصاری نقل می‌کند که از رسول خدا شنیدم که فرمود: «أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فلیأت الباب» بدون تردید، این حدیث هم متواتر است و هم صحیح؛ به طوری که یحیی بن معین که امام اهل جرح و تعدیل شمرده می‌شود، این حدیث را صحیح شمرده است. (تهذیب الکمال جلد ۲۲ صفحه ۴۵۲)

رسول خدا در این حدیث، علی را باب وصول و رسیدن به علوم خود معرفی کرده است. هرکس بخواهد به علوم نبوی دست یابد، باید از راه علی وارد شود. این حدیث بنا به گفته مرحوم ابن جبر متوفی قرن هفتم در کتاب نهج الایمان صفحه ۳۴۴، دلالت می‌کند که آن حضرت امام امت است و همچنین دلالت می‌کند بر ولایت و امامت ایشان و اینکه راه اخذ علم و حکمت و ورود به بهشت فقط علی است.

۶. ابوسعید خدری

خطیب بغدادی متوفی ۴۶۸ در کتاب تاریخ بغداد جلد ۳ صفحه ۱۹۲ با سندی از عطیة بن سعد عوفی تابعی از ابی سعید نقل کرده که رسول خدا فرمود: «خیر البریة علی» بهترین انسان‌ها (و کامل‌ترین آنها) علی علیه السلام است.

ذهبی نقاد حدیث، ابوسعید خدری را با این تعابیر معرفی کرده است: الامام المجاهد، مفتی المدینه و کان أحد الفقهاء المجتهدین (سیر أعلام النبلاء، جلد ۳ صفحه ۱۶۸).

در این مجال کوتاه، به همین مقدار بسنده می‌کنیم و علاقه‌مندان به تفصیل و مطالب بیشتر را به کتابی که توفیق تالیفش را داشتیم ارجاع می‌دهم؛ کتاب «أفضلیة أمیرالمؤمنین عند الصحابة والتابعین و غیرهم».

محمد جعفر طبسی

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«حَقُّ عَلِیٍّ عَلَی هذِهِ الأُمَّةِ کَحَقِّ الْوالِدِ عَلَی الْوَلَدِ.»

حقّ علی(ع) بر این امت، همچون حقّ پدر بر فرزندش است.

بحار الأنوار، ج ۳۶، ص ۵

اضطراب جدایی یک مرحله طبیعی از رشد هیجانی کودکان محسوب می‌شود که معمولاً بین ۸ تا ۱۴ ماهگی آغاز شده و تا پیش‌دبستانی ادامه می‌یابد.

این واکنش زمانی رخ می‌دهد که کودک درک پایداری شیء را کسب کرده اما هنوز درک درستی از زمان ندارد، بنابراین گریه و بی‌قراری هنگام جدایی از مراقب اصلی پاسخ طبیعی اوست.

اگر این اضطراب پس از ۴ سالگی با شدت ادامه پیدا کند یا در عملکرد روزمره کودک اختلال ایجاد نماید، نیازمند توجه تخصصی است.

نشانه‌های هشداردهنده شامل امتناع مداوم از رفتن به مدرسه، شکایت مکرر از علائم جسمی مانند درد شکم یا سردرد، و کابوس‌های تکرارشونده درباره جدایی است. برای مدیریت این وضعیت، خداحافظی‌های کوتاه و قاطع مؤثرتر از طولانی‌کردن فرآیند خداحافظی است.

ایجاد آیین‌های مشخص هنگام جدایی مانند یک بوسه مخصوص یا تشریفات خاص به کودک احساس امنیت می‌دهد. همچنین تمرین‌های کوتاه مدت جدایی در محیط‌های امن و آشنا می‌تواند تحمل کودک را افزایش دهد. جالب است بدانید تحقیقات نشان می‌دهند اضطراب جدایی کودک اغلب بازتابی از اضطراب والدین است، بنابراین مدیریت استرس بزرگسالان نیز در این فرآیند نقش کلیدی دارد.

احادیث