نقش محبت در تربیت فرزندان

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
نقش محبت در تربیت فرزندان

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «أَحِبُّوا الصِّبْیَانَ‏ وَ ارْحَمُوهُم‏»[۱]

 

مقدمه

یکی از نیکوترین و اساسی ترین روش های تربیت، روش محبت است که بیشترین تناسب را با فطرت و سرشت انسانی دارد. مطالعات انجام شده به روش تحلیلی ـ توصیفی، حاکی از این مطلب است که نیروی محبت در تربیت، نیرویی زمینه ساز، بازدارنده و برانگیزاننده است و اگر به اعتدال به کار گرفته شود، تأثیر شگرفی در نزاهت آدمی و تحقق تربیت کمالی دارد. نیروی محبت از نظر تربیتی، نیروی عظیم و کارساز و بهترین تربیت آن است که بدین روش تحقق یابد. مهرورزی و محبت، قانونی است که سلامت، سعادت، شادمانی، هماهنگی و کامیابی را برای آدمی به ارمغان می آورد؛ به شرط آنکه آدمی بداند چگونه و به چه اندازه از این اکسیر حیات استفاده کند تا گرفتار افراط و تفریط که هر یک عوارض نامطلوبی در تربیت دارند، نشوند. اگر فرزند احساس کند که در دل و قلب والدین جای دارد، نمی تواند به راحتی با آن ها مخالفت کند. آنچه والدین را به فرزندان پیوند می زند، محبت است. هر چه پیوند عاطفی میان والدین و فرزندان محکم تر باشد، صداقت و یکرنگی و صفای بیشتری میان آن ها رواج خواهد یافت. البته همه والدین محبت قلبی به فرزندان خود دارند، فقط باید از نیروی معجزه آسای مهر و محبت در تربیت فرزندان استفاده کنند.

از آنجا که محبت یک نیاز طبیعی است، وجود و عدم آن در تعادل و عدم تعادل روح تأثیر فراوانی دارد. فرزندی که در محیط گرم محبت، پرورش می یابد، روانی شاد و دلی آرام و با نشاط دارد. به زندگی امیدوار و دل گرم است و خود را در این جهان پرآشوب تنها و بی کس نمی داند. در پرتو محبت، صفات عالی انسانیت، عواطف و احساسات فرزند نیز به خوبی پرورش می یابد که نتیجه آن، پرورش انسانی متعادل خواهد بود. احساس محبوبیت، در آرامش فرزند مؤثر است و این آرامش، در سلامت اعصاب و جسم تأثیر بسزایی خواهد داشت. برای تبیین این مسائل، ابتدا «نوع و شیوه های ابراز محبت» بیان و سپس «تأثیرات تربیتی محبت» ارائه خواهد شد.

 

مصادیق و شیوه های ابراز محبت

فرزندان باید مورد محبت خالصانه والدین قرار گیرند؛ یعنی محبتی که شرطی برای ابراز آن اعلام نشده و بی دریغ نثار می شود. در خانواده هایی که صمیمیت و مهربانی وجود دارد، فرزند می تواند با اطمینان به شخصیت خود، با مشکلات روبه رو شود و از سوی دیگر بدون داشتن اضطراب و تشویش، رفتارهای نامناسب خود را به نحو مطلوبی تغییر دهد. سالم ترین افراد که قادرند محبت شان را به دیگران ابراز کنند، کسانی هستند که والدین شان در کودکی به آن ها به صورت بی قید و شرط ابراز محبت کرده اند.[۲]

والدین می توانند محبت خود را به طرق مختلف به فرزندان بروز دهند؛ راه ها و شیوه هایی همچون احترام، مهربانی، بوسیدن، نوازش، هدیه، تواضع، گوش شنوا بودن، عمل به وعده، کمک و حمایت، همبازی شدن، همصحبت شدن، خوب صدا زدن، خوش زبانی و خوش اخلاقی. فرزندان در هر سنی برای خود شخصیت قائلند و دوست دارند در کانون توجه و عنایت باشند؛ از همین روست که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُمْ».[۳] همچنین در سخن دیگری فرموده است: «أَحِبُّوا الصِّبْیَانَ‏ وَ ارْحَمُوهُم‏». [۴]در حدیث شریف کساء نیز حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرزندان خود را این گونه مورد خطاب قرار می دهد: «یا ولدی و یا قره عینی و ثمره فوادی».

 

راه های ابراز محبت

 

۱. بازی با کودکان

یکی از راه های محبت این است که والدین ‏ خود را در سطح هم بازیِ ‏ آگاه تر ـ و نه به صورت یک فرد بزرگ و آگاه که با کودک سنخیتی ‏ ندارد ـ با کودک بازی ‏ کنند و در ضمنِ بازی آداب زندگی را به او یاد دهند. در حقیقت بازی موجب می شود که بچه ها وارد حوزه فعالیت بزرگ ترها شوند و در شکلی کودکانه، واقعیت ها و هنجارهای زندگی واقعی را تجربه کنند. همانندسازی، الگوگیری و بسیاری از آموزش ها و پرورش های غیرمستقیم، از راه بازی فرا گرفته می شود. اگر بچه ها فرصت کافی برای بازی نداشته باشند، ممکن است گرفتار عقده های جبران ناپذیری شوند. امروزه بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی با یک روش درمانی به نام «بازی درمانی» معالجه می شود. شاید به همین جهت است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس کودکی ‏ نزد اوست، باید برایش کودکی ‏ کند».[۵] در همین راستا جابر می گوید: دیدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با دست و پا راه می رفت، در حالی ‏ که حسن و حسین(علیهما السلام) بر پشتش سوار بودند و می فرمود: «شتر شما، بهترین شترها و شما، بهترین سوار هستید».[۶] شخصی به نام عبدالله بن شیبه می گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در نمازی سجده را بسیار طولانی کرد. بعد از نماز مردم علت این طولانی شدن را پرسیدند. حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «فرزندم حسن بر گردن من بود. نخواستم عجله کنم تا نیاز فرزندم برآورده شود یا اینکه خودش پایین بیاید».[۷]

امام صادق(علیه السلام) نیز در روایتی فرموده است: «دست کم بچه را ۷ سال رها کن تا می تواند از دنیای بازی لذتش را ببرد».[۸] امام کاظم(علیه السلام) نیز فرموده است: «کسانی در بزرگسالی عجول، شتابزده و بی ظرفیت هستند که در کودکی به اندازه کافی بازی نکرده اند».[۹] مفضل بن عمر می گوید: «خدمت امام موسی کاظم(علیه السلام) رسیدم. دیدم آن حضرت، فرزند خود امام رضا(علیه السلام) را در دامان خود نشانده و او را می بوسد. گاه او را در آغوش می گیرد و گاه بر شانه اش می گذارد و می گوید: پدر فدای تو باد! چه بوی خوشی داری و چه اخلاق نیکو و پاکیزه ای و چه آشکار و روشن است، فضل و دانش تو».[۱۰]

از آنجا که بازی هم در رشد جسمی کودک و هم در رشد فکری و عقلی و عاطفی کودک نقش دارد و مهم ترین بعدی که در رشد باید مورد توجه قرار گیرد، رشد شخصیت کودک است؛ امام خمینی(ره) به این مسئله توجه کافی داشتند.[۱۱] خانم فریده مصطفوی، دختر امام(ره)، درباره نوه‏ های ایشان می گوید: «نوه های آقا همه شلوغ بودند. امام(ره) به دختر من که از شیطنت ‏بچه خود گله می کرد، می گفت: من حاضرم ثوابی که تو از تحمل شیطنتِ ‏حسین می ‏بری، با ثواب تمام عبادات خود عوض کنم».[۱۲]

 

۲. تشویق کودکان

تشویق، یکی از دو بُعد وظایف پیامبران است که رهبر دینی به وسیله آن، مردم را در تمامی جنبه های دینی به حرکت و تکاپو وا می دارد؛ چنانکه قرآن کریم به این امر مهم چنین اشاره کرده است: «یَا أیُهَا النَّبی حَرِّضِ الْمُؤمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ ...؛[۱۳] ای رسول! مؤمنان را به جنگ ترغیب کن». در تربیت انسان اصل بر تشویق و ترغیب است، نه تنبیه و مجازات. امام علی(علیه السلام) نیز با اشاره به این اصل فرموده است: «ضَادُّوا الشَّرَّ بِالخَیرِ؛[۱۴] به وسیله خوبی با بدی بستیزید». تشویق، موجب تحریکی عاطفی، مادی یا معنوی می شود که وسیله ای برای تحقق اعمال و رفتار مثبت افراد است. بنابراین مقصد در تشویق، هدایت و راه آموزی است. کودک در آغاز زندگی جاهل و نسبت به مواضع گوناگونی که باید اتخاذ کند، کاملاً بی خبر است و تأیید و تشویق، او را برای تصمیم گیری های صحیح در آینده آماده می کند. بی شک این جهت دهی ها باید به سوی فضایل و اخلاق باشد تا شخصیت افراد را بپروراند و آنان را به سوی شرف و انسانیت سوق دهد.[۱۵]

 

بنابراین تشویق فرزندان، یکی از راه های ابراز محبت است که مورد نیاز آن هاست؛ زیرا کودک هر عمل نیکی را که انجام می‎دهد، انتظار پاداش دارد و والدین باید این انتظار را برآورده کنند تا برای پیشرفت او ایجاد انگیزه نمایند. اگر چه باید توجه داشت که تشویق نباید به صورت رشوه در آید. کودک باید عمل خوب را به عنوان وظیفه شخصی و اجتماعی انجام دهد، بدون اینکه توقعی برای ستایش آن داشته باشد؛ ولی والدین باید او را به عنوان فردی وظیفه شناس تشویق کنند.[۱۶] برای اینکه کودک به تدریج استقلال یابد، خود را از وجود والدین بی نیاز نماید و بتواند شخصاً زندگی کند، باید با هر عمل کوچکی که انجام می دهد و اعتماد به نفس او را آشکار می سازد، مورد تشویق والدین قرار گیرد.[۱۷]

آیات قرآن و روایات بسیاری نیز بر محبت ورزی تأکید کرده اند؛ زیرا بنای مکتب اسلام، مهر و محبت و سیره و رفتار ائمه نمونه کامل این مهربانی است؛ چنانکه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «کودکان خود را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید. وقتی به آن ها وعده ای می دهید، حتماً وفا کنید؛ زیرا کودکان، شما را رازق خود می پندارند».[۱۸] همچنین فرموده است: «کودکان را در بغل بگیرید و بر دوش خود بنشانید»،[۱۹] «فرزندان تان را زیاد ببوسید؛ زیرا به واسطه هر بوسه ای، درجه شما در بهشت بالا می رود».[۲۰]

 

تأثیرات تربیتی محبت

 

۱. زمینه ساز رشد عاطفی و شکوفایی استعداد

محبت والدین به فرزندان، زمینه رشد عواطف و روان فرزندان را فراهم می کند. منظور از رشد عاطفه، احیا و شکوفایی استعدادها، رشد طبیعی، تدریجی و هماهنگ آن شناخت و شکوفایی قابلیت های فطری، رشد و پرورش رغبت های مثبت، جهت دهی آن ها به سوی کمال و انطباق آن با اصول و ضوابط انسانی، تعدیل حس رقابت و تملک و سرور و لذت است. پرورش عواطف، از هدف های مهم تربیت است. بنابراین از طریق پرورش و تربیت بر مبنای اسلام، می توان در رشد عاطفه و مهر و محبت در وجود کودکان مؤثر بود.[۲۱]

 

۲. جلوگیری از رذائل اخلاقی و احساس حقارت

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را با روش محبت، از رذائل دور ساخت و به فضایل آراست. جهان آفرینش نیز بر اساس رحمت و محبت سامان یافته است و بدان کمال می یابد و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، جلوه تام رحمت و محبت الهی و روش تربیتی اش بر رحمت و محبت استوار بود. از این رو خداوند آن حضرت را چنین معرفی کرده است: «وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ؛[۲۲] و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم».

برای تربیت انسان باید در او عشقی آفرید که از تمام غریزه ها نیرومندتر باشد و در او نیرویی گذاشت که تمام زنجیرها را با خود بردارد. مادامی که این عشق عظیم و نیروی بزرگ در انسان پا نگیرد، برای او حرکتی نخواهد بود و از بند اسارت ها نجات نخواهد یافت. ما از محبوب های خود به خاطر چیزی که محبوب تر است، چشم می پوشیم و خوب را فدایی خوب تر می کنیم تا آنچه را که با اهمیت تر است، انتخاب کنیم. عشق شدیدتر و حب الله، ما را از اسارت غرایز و حب نفس و حب دنیا آزاد می کند.[۲۳]

اظهار محبت به فرزند نیز او را از ابتلا به عقده نفسانی و احساس کمبود حقارت مصون می دارد، اما کودکی که از محبت های گرم پدر و مادر محروم بوده و یا نیاز او درستی اشباع نشده است، در نفس خویش احساس محرومیت و نسبت به پدر و مادر و دیگرانی که او را دوست ندارند، عقده نفسانی پیدا می کند. چنین انسانی در معرض هر گونه انحراف و فسادی خواهد بود. به عقیده بسیاری از دانشمندان، بیشتر تندخویی ها، خشونت ها، لج بازی ها، زورگویی ها، بدبینی ها، اعتیادها، افسردگی ها، گوشه گیری ها، نا امیدی ها و ناسازگاری های افراد، معلول عقده حقارتی است که در اثر محرومیت از محبت به وجود آمده است. بنابراین اظهار محبت را می توان به عنوان یکی از عوامل مهم بازدارنده از مفاسد اخلاقی و اجتماعی معرفی نمود. در پرتو محبت می توان احساسات و عواطف کودک را به خوبی پرورش داد و از او انسانی شایسته ساخت.[۲۴]

 

۳. انگیزه سازی

یکی از اثرات محبت، انگیزه سازی است. اگر والدین عمل خوبِ بچه ها را با مهربانی بستایند، این امر سبب تداوم رفتار مثبت در آن ها خواهد شد. بچه ها از نوازش ها، بوسه ها، در آغوش گرفتن ها و حتی از آهنگ محبت آمیز سخنان پدر و مادر انگیزه می گیرند.[۲۵]

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان والاترین مربی بشر، با محبت به مردم انگیزه تغییر و اصلاح می داد و بیشترین لطف و محبت را به مردم داشت. حضرت تحولات اساسی را در پرتو چنین روشی برای افراد محقق می کرد؛ زیرا روش محبت در تربیت، روشی برانگیزاننده همه استعدادهای آدمی در جهت کمال مطلق است. تولید رقت و رفع غلظت و خشونت از روح یا همان تلطیف عواطف، تمرکز و از بین رفتن تشتت و تفرق نیروها و در نتیجه قدرت حاصل از تجمع، همه از آثار عشق و محبت است. محبت چنان انسان را متحول می کند که هیچ چیز دیگری با آن قابل قیاس نیست و هیچ چیز نمی تواند مانند آن انسان را از ملک به ملکوت بکشاند.[۲۶]

محبت در تربیت و تحول معنوی فرزندان نیز چنین نقشی دارد. کودک در محیط گرم محبت، اظهار محبت را از پدر و مادر یاد می گیرد و خوش قلب، خیرخواه و انسان دوست تربیت می شود؛ زیرا طعم شیرین محبت را چشیده است؛ از این رو در آینده این عمل را نسبت به دیگران انجام می دهد. چنین انسانی وقتی بزرگ شد، نسبت به همسر، فرزندان، دوستان و معاشرین خود اظهار محبت و آن ها را شاداب می کند و در مقابل نیز از محبت های متقابل دیگران برخوردار می شود.

در حقیقت بالا رفتن انگیزه کودک برای زندگی، درس، تحصیل و حتی برنامه ریزی در آینده، داشتن خانواده ای پر مهر و محبت است. محبت می تواند از هر کسی به کودک منتقل شود، اما هیچ محبتی بهتر و ارزشمندتر از محبت والدین به کودک نیست. بالا رفتن انگیزه کودک، موجب موفقیت در آینده او خواهد شد. تجربه نشان داده است بیشتر افراد موفق، خانواده و دوستانی مهربان داشته اند که حامی معنوی آن ها بوده اند. محبتی که از روی منطق باشد، کودک را در آینده به فردی مهربان، با انگیزه، منطقی و پیروز مبدل خواهد کرد.

نقش برانگیزانندگی محبت در فرزند از این روست که اعتماد به نفس فرزند تقویت می شود. تجربه نشان داده است کودکانی که با محبت والدین و بر اساس اصول منطقی و آرامش تربیت شده اند، در اجتماع نیز از عزت نفس بالایی برخوردارند. بنابراین هر چه کودک در ابتدای زندگی با مهر و محبت والدین بزرگ شود، در آینده می تواند با پشتوانه قوی تری زندگی کند و این پشتوانه قوی، موجب افزایش عزت نفس او خواهد شد.

 

نتیجه گیری

انسان در مسیر رشد و رسیدن به هدف آفرینش، نیاز به محبت کردن و مورد محبت واقع شدن دارد. خانواده خوب و رشدیافته، خانواده ای است که سرشار از محبت باشد؛ چنانکه مهم ترین رمز توفیق رهبران دینی و به ویژه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، بهره گیری از بهترین راهکار تربیتی، یعنی ابراز محبت به مردم بوده است؛ زیرا مهرورزی و محبت، بهترین ابزار رسیدن به تربیت الهی است. بیان محبت و اظهار مهر والدین نسبت به فرزندان، آغاز مسیر تربیت، و اهمیت آن تا آنجاست که دل های مشتاق فرزندان را صید می کند، آتش فاصله ها و اختلافات خانوادگی را خاموش می نماید، افسردگی ها را معالجه می کند و سخت ترین شرایط زندگی را برای خانواده ها تحمل پذیر می سازد.

والدین می توانند از اکسیر حیات بخش محبت برای زمینه سازی رشد فرزندان و بازدارندگی از هر نوع رفتار نادرست و انگیزه سازی برای انجام فعالیت های موفقیت آمیز استفاده کنند. اگر فرزندان به هر دلیلی در مسیرهای انحرافی قرار گرفتند و درگیر آسیب های اجتماعی شدند، باز هم بهترین راه برای جلوگیری آن ها از ادامه مسیر، مهرورزی والدین است؛ زیرا فرزند با دریافت این عشق و محبت خالصانه، عزت نفس پیدا می کند و به لیاقت و شایستگی و ارزش خود پی می برد.

 

فهرست منابع

۱. امینی، ابراهیم، آیین تربیت، تهران: انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸ش.

۲.حجتی کرمانی، سید محمدباقر، سه گفتار پیرامون برخی از مسائل تربیتی اسلام، چاپ هشتم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۹ش.

۳.حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: کتابچی، ۱۳۸۶ش.

۴.حسینی زاده، سید علی، تربیت فرزند، چاپ چهارم ، قم: انتشارات حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۴ش

۵.حیدری، معصومه، آداب رفتار با دختران، کاشان: محتشم، ۱۳۷۹ش.

۶.خوانساری، جمال الدین محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ش.

۷.ستوده، امیررضا، پابه پای آفتاب: گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام خمینی(ره)، چاپ ششم، تهران: موسسه نشر پنجره، ۱۳۸۷ش.

۸.شعاری نژاد، علی اکبر، روان شناسی رشد، چاپ نوزدهم، تهران: نشر اطلاعات، ۱۳۸۸ش.

۹.صفائی حائری، علی، مسئولیت و سازندگی، قم: لیله القدر، ۱۳۸۶ش.

۱۰. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم: شریف رضی، ۱۳۷۰ش.

۱۱. فایخی، علی و محسن آشتیانی، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی، قم: روحانی، [بی تا].

۱۲. قائمی، علی، پرورش مذهبی و اخلاقی کودک، تهران، هاد ، ۱۳۵۸

۱۳. ـــــــــــ، خانواده و مسائل مدرسه ای کودکان، تهران: انجمن اولیا و مربیان، ۱۳۷۸ش.

۱۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت: نشر اسلامیه، ۱۳۸۶ق.

۱۵. مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه؛ چاپ اول، تهران: انتشارات حسینیه ارشاد، ۱۳۴۹ش.

۱۶. هلاکویی، فرهنگ، اصول پدری و مادری در تربیت فرزندان، تهران: انتشارات باهدف، ۱۳۹۳ش.

 
پی نوشت ها:

[۱]. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ‏۶، ص ۴۹.

[۲]. فرهنگ هلاکویی، اصول پدری و مادری در تربیت فرزندان، ص ۱۷۰.

[۳]. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۲۲۲.

[۴]. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ‏۶، ص ۴۹.

[۵]. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۱۳.

[۶]. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۴۲، ص ۲۸۵.

[۷] .همان، ج ۴۲، ص ۲۹۴.

[۸]. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۴.

[۹]. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۶۰، ص ۳۶۲.

[۱۰]. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۵۷.

[۱۱]. سید محمدباقر حجتی کرمانی، سه گفتار پیرامون برخی از مسائل تربیتی اسلام، ص ۶۶.

[۱۲]. امیر رضا ستوده، پابه‌پای آفتاب، ج ۱، ص ۱۰۷.

[۱۳]. انفال: ۶۵.

[۱۴]. جمال‌الدین محمد خوانساری، شرح غررالحکم ودررالکلم، ص ۱۱۷.

[۱۵]. علی قائمی، خانواده و مسائل مدرسه‌ای کودکان، ص ۲۸۸

[۱۶]. علی قائمی، پرورش مذهبی و اخلاقی کودک، ص ۹۶.

[۱۷]. علی‌اکبر شعاری‌نژاد، روان‌شناسی رشد، ص ۵۶.

[۱۸]. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۲۶.

[۱۹]. ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج ۳، ص ۳۶۶.

[۲۰]. معصومه حیدری، آداب رفتار با دختران، ص ۷۳.

[۲۱]. علی فایخی، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی، ص ۱۰۸.

[۲۲]. انبیا: ۱۰۷.

[۲۳]. علی صفایی حائری، مسئولیت و سازندگی، ص ۶۷.

[۲۴]. سید علی حسینی‌زاده، تربیت فرزند، ص ۸۰.

[۲۵]. ابراهیم امینی، آیین تربیت، ص ۱۲۳.

[۲۶]. مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه، ص ۴۱.

 

به قلم: راضیه علی اکبری، دکترای کلام اسلامی و مدرس دانشگاه

خوانده شده 89 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید