توسل

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)

زائري از شهر مقدس قم پس از بازگشت به كاروان، براي دوستان خود خاطره اي زيبا تعريف كرد و گفت: در نزديكي هاي مقام ابراهيم مشغول همراهي يكي از زائران پيرمرد بودم كه مي خواست نماز طواف را بخواند. من كنارش ايستاده بودم. ناگاه يكي از مأمورين امر به معروف آمد و خواست ما را از آنجا دور كند.

من دست پيرمرد را گرفتم كه بلند شود. پيرمرد ناخودآگاه گفت: ياعلي.

مأمور سعودي گفت: چي؟ بگو يا الله. مشرك. از غير خدا كمك مي خواهي؟ ‹‹فلا تدعُ مع اله اله آخر›› و همين طور . . .

من گفتم برادر ، وقتي ندا مي كني كه شرك نيست. آيا تو به كسي كه اسمش زيد است بگوئي يا زيد، آيا اين شرك است؟

ضمناً ما از علي كه كمك مي خواهيم، مثل اين است كه شما به برادرت بگوئي دست مرا بگير تا بلند شوم. اين شرك است؟

چون ما مي دانيم كه علي (ع) بنده خالص خداست و قدرتي كه دارد از جانب خداست ؛ خداوند قادر مطلق است و علي به قدرت خدا كار مي كند.

در اينجا او رو به پيرمرد كرد و در مورد من به او گفت: اين شيخ عقل ندارد و سپس مرا هل داد تا خارج شوم.

خوانده شده 1898 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید