emamian
فرق تَوّاب و أَوّاب در قرآن چیست؟
در این نوشتار به بررسی و تبیین تفاوت دو واژهی قرآنی «توّاب» و «اوّاب» میپردازیم.
در قرآن کریم، «بازگشت» تنها یک توصیهی اخلاقی ساده نیست، بلکه نشانهای روشن از جهت دل انسان است. اینکه دل انسان رو به کجاست و پس از لغزش، غفلت یا حتی اشتغال به دنیا، به کدام سو برمیگردد.
قرآن برای بیان این حقیقت، از دو واژهی نزدیک اما متفاوت استفاده میکند: «توّاب و أوّاب».
شباهت ظاهری این دو کلمه ممکن است آنها را یکسان جلوه دهد، اما دقت در آیات نشان میدهد که هرکدام به مرتبهای خاص از ارتباط انسان با خدا اشاره دارند.
معنای کلمه «توّاب»
واژهی «توّاب» از ریشهی «توبه» گرفته شده و به معنای بازگشت بعد از خطاست. قرآن معمولاً این واژه را در جایی به کار میبرد که سخن از لغزش، اشتباه و گناه است؛ آنجا که میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ» (بقره/۲۲۲).
توّاب کسی است که راه را گم کرده، اما در گمراهی نمیماند. میایستد، پشیمان میشود، خطایش را میپذیرد و آگاهانه به سوی خدا بازمیگردد. در این معنا، توبه نوعی درمان است؛ درمان زخمی که گناه بر جان انسان نشانده است. توّاب انسانی است که پس از سقوط، دوباره برمیخیزد و راه را از نو ادامه میدهد.
معنای کلمه «أَوّاب»
اما «أَوّاب» معنایی لطیفتر و عمیقتر دارد. این واژه از ریشهی «أوب» به معنای بازگشت مکرر و پیدرپی است؛ بازگشتی دائمی، نه مقطعی.
أَوّاب فقط کسی نیست که بعد از گناه برگردد، بلکه کسی است که دلش همواره در حال رجوع به خداست. به همین دلیل است که قرآن در وصف حضرت داوود(ع) نمیفرماید او بسیار توبهکننده بود، بلکه میگوید:
«نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص/۳۰)؛چه بندهی شایستهای، که همواره به سوی خدا بازمیگشت.
همچنین دربارهی اهل بهشت میفرماید: «هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ» (ق/۳۲)؛ این وعدهی بهشت است برای هر بندهای که بسیار بازگشتکننده و مراقب است.
در این آیه، «أَوّاب» در کنار «حفیظ» آمده؛ یعنی کسی که هم دلش دائم به سوی خدا بازمیگردد و هم مراقب امانت الهی در وجود خویش است.
برای فهم بهتر معنای «أَوّاب»، مثال زیبایی در معارف دینی بیان شده است: زنبور عسل. به زنبور عسل «أَوّاب» گفتهاند، چون وارد گلستان میشود، از گلها شهد میگیرد، اما گلستان او را در خود نگه نمیدارد. رنگها و عطرها مأموریتش را از یادش نمیبرند. او دوباره به کندو بازمیگردد و حاصل تلاشش را میآورد. رفتن
دارد، اما ماندن ندارد.
انسان أَوّاب نیز همینگونه است. وارد دنیا میشود، کار میکند، تلاش میکند، از نعمتها بهره میبرد، اما دلش در دنیا اقامت نمیکند. هر وقت سرگرمی، غفلت یا اشتغال، دلش را اندکی از خدا دور کرد، سریع برمیگردد. اگر کسی رفت و در عالم ماند، دل بست و فراموش کرد، دیگر اوّاب نیست.
در این نگاه، اوّاب لزوماً انسانِ پرگناه نیست که توبه کند؛ بلکه انسانی است که حتی پس از غفلتهای کوچک، پس از لحظهای فراموشی، دلش آرام نمیگیرد مگر آنکه دوباره رو به خدا کند. بازگشت او از جنس عشق است، نه فقط پشیمانی.
اگر توّاب کسی است که بعد از زمین خوردن بلند میشود،أَوّاب کسی است که نمیگذارد دلش زیاد از مسیر فاصله بگیرد.
کلید پیروزی در جنگ نرم، تقویت قدرت فکری و روحی جوانان است
گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با مسئله جنگ نرم دشمن و راهکارهای مقابله با آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.
یکی از حربههای دشمن که امروز علیه جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار میگیرد، بحث جنگ نرم است. حضرت آیتالله خامنهای نیز در موارد متعددی به آن تصریح دارند و حتی این نوع جنگ را خطرناکتر از جنگ نظامی میدانند. ایشان میفرمایند: «جنگ نرم مشکلتر علاج میشود و به یک معنا از جنگ سخت خطرناکتر هم هست.» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱
حقیقت این است که «امروز، دشمنان ملّتها و کشورها که طمع میورزند به منافع کشورهایی که میتوانند طمع بورزند، فقط با سلاح گرم، با جنگ گرم و سخت وارد نمیشوند، با جنگ نرم وارد میشوند.» ۱۴۰۳/۸/۶
حضرت آیتالله خامنهای جنگ نرم را چنین تعریف میکنند: «جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطهآمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ به اعتقاد ایشان اولین اقدام در برابر این جنگ تصدیق و قبول چنین خطری است. «ما باید اول این را تصدیق کنیم، باید اول قبول کنیم که ما در حال یک جنگیم، ما مورد تهاجم قرارگرفته هستیم.» ۱۳۹۷/۸/۲۴
دشمن به دنبال ناامید کردن است
هدف دشمن در جنگ نرم، «آن چیزی است که در دل شماست، در ذهن شماست، در مغز شماست؛ یعنی ارادهی شما؛ دشمن میخواهد ارادهی شما را عوض کند.» ۱۳۹۱/۵/۱۶ دشمن در جنگ نرم، به دنبال ناامید کردن و ایجاد ترس است. «یکی از بخشهای جنگ نرم، همین ناایمنسازی روانی جامعه است.» ۱۴۰۳/۸/۶ پس «هدف از جنگ نرم، بیانگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آمادهی تلاشند و آمادهی کارند بیانگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ باید دانست «امروز هدف دشمن این است که نقاط قوّت فکری و معارفی ما را از ما بگیرد؛ ما استقلال میخواهیم، روحیهی ما را تضعیف کند؛ ما میخواهیم در مقابل استبداد غربی استقامت کنیم، روحیهی ما را تضعیف کند، ما را مردّد کند؛ تفکّرات اسلامی و معارف اسلامی را در ما تضعیف کند، عمل اسلامی را تضعیف کند، وحدت ملّی را تضعیف کند، تدیّن زن را، حیای زن را تضعیف کند.» ۱۴۰۲/۱/۱۶ درواقع «این ستون فقرات کار فرهنگی دشمن است؛ این، آن لُبّ جنگ نرم دشمن است که ایجاد تردید کنند.» ۱۳۹۹/۲/۲۸
ابزار دشمن در جنگ نرم
جنگ نرم دارای ابزارهایی است. «یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آوردهها و داشتهها و تواناییهای این ملّت؛ انکار تواناییهای این ملّت.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ و این مسئله همیشه در برنامههای استعماری وجود داشته است، «یک بخش مهمّ جنگ نرم استعمارگران، هم امروز و هم همیشه -امروز هم هست، در گذشته هم بیشتر بوده- عبارت است از اینکه ملّت ما را یا هر ملّتی را که دارای استعدادی است، از استعدادِ خودش غافل کنند، او را بیاعتنا کنند به آن استعداد یا حتّی به وضعی برسانند که خود او منکر این استعداد بشود؛ این قدر بگویند نمیتوانی، نمیتوانی، نمیتوانی که باورش بشود نمیتوانم و خودش بگوید نمیتوانم.» ۱۴۰۰/۸/۲۶
یکی دیگر از «ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بددل کنند، اختلاف ایجاد کنند.» ۱۳۸۸/۹/۴ و «امروز البتّه شیوههای جدید و اینترنت و فضای مجازی و امثال اینها هم آمده است.» ۱۳۹۷/۸/۱۲ «شما در این چند سال هم مشاهده کردهاید که چطور دشمنان از فضای مجازی استفاده کردهاند برای اینکه اغراض خودشان را پیش ببرند.» ۱۴۰۳/۸/۶
در واقع «جنگ نرم؛ یعنی جنگ به وسیلهی ابزارهای فرهنگی، به وسیلهی نفوذ، به وسیلهی دروغ، به وسیلهی شایعهپراکنی؛ با ابزارهای پیشرفتهای که امروز وجود دارد.» ۱۳۸۸/۹/۴ مثلاً با دروغ و شایعه در زمان امام علی علیهالسلام «افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمدهاند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد.».۱۴۰۴/۱۰/۱۳
پس در جنگ نرم «مراقب شبههسازی دشمن باید بود، مراقب شایعهسازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاعرسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بیجهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱
شیوههای مقابله با دشمن را باید شناخت
در جنگ نرم «هم دشمن را باید شناخت، هم دشمنیهای او را باید شناخت.» ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ مواجهه با چنین هجمهی پیچیدهای، نیازمند آگاهی و بهکارگیری شیوههای مناسب است؛ یکی از این شیوهها، کنشی و ابتکاری عمل کردن است، یعنی «بهتر از عکسالعملی عمل کردن و واکنشی عمل کردن، عمل کردنِ کُنشی و ابتکاری است... مثل یک شطرنجباز ماهر که حدس میزند طرف مقابل چه حرکتی را انجام خواهد داد، و قبل از اینکه حرکت را انجام بدهد، کاری را انجام میدهد که او قفل بشود، نتواند آن حرکت را انجام بدهد.» ۱۳۹۸/۹/۶ در زمان فعلی «فضای مجازی یک فرصتی است برای این کار. حالا دشمنان از فضای مجازی جور دیگر استفاده میکنند.» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ اما میشود از این فضا «برای توصیهی به صبر، برای توصیهی به حق، برای بصیرتآفرینی، برای توصیهی به خسته نشدن، تنبلی نکردن، بیکاره نماندن و مانند اینها» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ استفاده کرد.
دومین شیوه مجهز شدن به تسلیحلات نرم است. باید «جوانهای ما مجهّز بشوند به انواع تسلیحات نرم، سلاحهای جنگ نرم؛ یعنی قدرت روحی و قدرت فکری... یکی از اجزا و بخشهای مهم و تعیینکنندهی تقویت کشور همین است که ما جوانهایمان را مجهّز کنیم، مسلّح کنیم به سلاح فکر و سلاح تفکّر صحیح که در معارف اهلبیت علیهم السّلام موج میزند.» ۱۳۹۸/۱۱/۲۶
پس باید جوانان از نظر فکری و معنوی قوی باشند چون زمانی که «جوان، انگیزه دارد و اعتماد به نفس دارد و قدرت اندیشیدن دارد و شجاعت دارد، افسر است -افسر در درگیریهای رزمِ نرم، جنگ نرم- خصوصیّت جوان این است.» ۱۳۹۵/۲/۱
شیوه دیگر برای مقابله با جنگ نرم، نگاه خوشبینانه و امیدوارانه است. «اگر نگاه نومیدانه شد، نگاه بدبینانه شد، نگاه «چه فایدهای دارد» شد، به دنبالش بیعملی، به دنبالش بیتحرکی، به دنبالش انزوا است؛ مطلقاً دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت؛ همانی است که دشمن میخواهد.» ۱۳۸۸/۶/۴ درواقع امام رحمهالله با زنده کردن امید، انقلاب را پیروز کرد، «امام روح اعتماد به نفْس را در مردم دمید، روحیهی امید را، روحیهی بلندپروازی را در آنها دمید... خود امام هم مظهر این امید بود... اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود!» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ لذا «دشمن سعی میکند جوانهای ما را ناامید کند؛ ما باید متقابلاً امیدآفرینی کنیم. مسائل امیدزا در کشور کم نیست... امیدآفرینی، خودفریبی نیست. بعضیها خیال میکنند امیدآفرینی پنهان کردن ضعفها است، خودفریبی است؛ نه، ضعفها هم باید بیان بشود، اشکالی ندارد؛ امّا در کنار بیان ضعفها بایستی امیدآفرینی هم بشود، آینده و افق روشن در مقابل چشم قرار بگیرد و نشان داده بشود.» ۱۴۰۲/۱/۱ امروز هم «بعضی از داخل، بعضی از خارج که مدام وسوسه میکنند که جوان ایرانی امید ندارد، آینده ندارد و مانند اینها؛ بله، به کوری چشم شما، هم امید دارد، هم آینده دارد، هم آینده را میسازد، هم پیش میرود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
خلاصه آن که در جنگ نرم، شناخت دشمن، تسلط بر ابزار و شیوههای نبرد و هوشیاری مستمر شرط انجام درست وظیفه است.
منبع: خط حزبالله
نقش توده های محروم و مستضعف در انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی ایران یکی از پیچیده ترین انقلاب های جهان است که از ابعاد مختلفی مورد توجه و مطالعه تحلیل گران قرار گرفته است، اما نکته ای که شاید کمتر کسی در مورد آن شک و تردیدی داشته است نقش عظیم توده های محروم و مستضعف و فراگیر بودن انقلاب به لحاظ طبقات اجتماعی بوده است، به طوری که این ویژگی انقلاب اسلامی ایران را از سایر انقلاب ها متمایز می سازد، چرا که آنچه در انقلاب های دیگر مشاهده می شود ویژگی طبقاتی بودن و یا محدود بودن نقش مردم به طیف خاصی از اجتماع است به عنوان مثال در انقلاب کبیر فرانسه، ابتدا اشراف و سپس بورژواهای شهری قیام کردند و حکومت بوربون ها را سرنگون کردند و به همین دلیل آن انقلاب به انقلاب بورژواها معروف شد. در انقلاب روسیه که به انقلاب بلشویکی معروف است، در حقیقت کارگران اعتصابی کارخانجات پطروگراد به همراهی گروهی از سربازان پادگان شهری که به کارگران پیوسته بودند، توانستند دولت تزاری را سرنگون کنند، در چین نیز کشاورزان و دهقانان بودند که بخش اعظم مبارزات را از روستاها رهبری و هدایت کردند و به ثمر رساندند و به همین دلیل انقلاب چین به انقلاب کشاورزی معروف شد، در حالی که در ایران به جز عده معدودی که وابستگی بسیار نزدیک به رژیم شاه داشتند و منافع و بقای آن ها بستگی به دوام آن رژیم داشت، دیگر اقشار و طبقات جامعه اعم از کشاورز، کارگر، اصناف، کارکنان دولت، دانشجویان و دانش آموزان شهری و روستایی در همه نقاط کشور با هم قیام کردند و بدون آن که به ائتلاف و یا تفاهم بر سر خواسته های متفاوت گروه ها نیازی پیدا شود همه هم صدا، شعارهایی واحد می دادند[1].
این واقعیت مهم را کمتر کسی می تواند انکار نماید و به همین دلیل نیز طی دهه ها ی گذشته کمتر تحلیل گری نسبت به آن شک و تردید روا داشته است، با این حال اخیراً برخی جریان ها از اموری همچون فاصله گرفتن از تحولات انقلاب و کم رنگ شدن برخی واقعیات بدیهی در اذهان عمومی و نیز پیدایش نسل های جدید که هیچ تصوری از تحولات انقلاب اسلامی ندارند سوء استفاده کرده و تلاش می کنند تا به گونه ای انقلاب اسلامی را تجزیه و تحلیل نمایند که این پدیده فراگیر و عمومی را تبدیل به پدیده ای محدود به طبقات خاص اجتماعی نموده و به این ترتیب نقش مردم و به ویژه طبقات محروم و مستضعف جامعه را در آن بی رنگ نمایند و یا اینکه حداکثر این نقش آفرینی را مربوط به ماه های آخر منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و حاصل ائتلاف تاکتیکی طبقات محروم و مستضعف با رهبران انقلاب در جهت دست یابی به منافع طبقاتی مبتنی بر گذران معیشت روزمره شان کنند.[2]
این در حالی است که تحلیل و بررسی دقیق و جامع انقلاب اسلامی حاکی از این است که اساس انقلاب اسلامی ایران «انقلاب مردمی» می باشد که در آن از یک سو تغییر وضعیت توده های مردم و به ویژه طبقات محروم و مستضعف هدف عمده انقلاب بود و هم عموم توده ها در فرایند تحولات انقلاب اسلامی نقش آفرین بودند که به برخی از این شواهد اشاره می کنیم:
1 – ایدئولوژی حاکم بر انقلاب اسلامی ایران:
یکی از مسائل عمومی و کلی که در تحلیل انقلاب ها مطرح می شود عوامل موثر در انقلاب ها می باشد که معمولاً بر سه عامل و عنصر کلیدی تاکید بیشتری صورت می گیرد که عبارتند از: ایدئولوژی، رهبری و مردم.
از همین رهاورد نخستین عنصری که برای تحلیل پیرامون نقش مردم در تحولات انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار می گیرد عبارت است از ایدئولوژی حاکم بر انقلاب اسلامی ایران که ریشه در اعتقادات و ارزش های دین مبین اسلام و به ویژه رویکرد شیعی به دین اسلام می باشد[3]، بر این اساس انقلاب ایران و نظامی که پس از آن ایجاد شد گامی در جهت عملی شدن آرزوی هزار و چهارصدساله تشیع برای استقرار نظام مبتنی بر امامت و ولایت تلقی می شد؛ نظامی که در واقع ادامه دهنده مسیر انبیاء از آغاز پیدایش بشر بود. با این حال توجه به ابعاد مختلف این ایدئولوژی حاکی از این است که اهداف آن ارتباط مستقیمی با مردم دارد بدین معنا که بر اساس این دیدگاه، حکومت دینی خود هدف محسوب نمی شود بلکه ابزاری است در جهت هدایت انسان ها به سمت پروردگار ، رهایی نوع بشر از چنگال ظلم و بی عدالتی طاغوت های زمانه[4] و سرانجام استقرار حاکمیت الله بر روی زمین از طریق ایجاد حکومت دینی و وراثت مستضعفین بر جهان[5].
بنابر این هدف گذاری اساسی انقلابی که بر مبنای مکتب اسلام پایه گذاری می شود به گونه ای است که محرومان و مستضعفان جامعه بیشترین و اصلی ترین نقش را بر عهده دارند چرا که اساس چنین انقلابی برای رهایی آنها از طاغوت های زمانه و تشکیل حکومتی است که زمینه های رشد و ارتقای همه جانبه آنها را فراهم نماید که انقلاب اسلامی ایران از چنین ویژگی هایی برخوردار بود و به همین دلیل نامیده شدن این انقلاب به «انقلاب محرومان و مستضعفان» تسمیه ای کاملاً با مُسمّا و هدفدار می باشد.
2 – تیپ شناسی طبقاتی رهبران انقلاب
دومین عنصری که در پیروزی هر انقلابی نقش آفرین است نقش «رهبری» انقلاب است که در باره انقلاب اسلامی ایران، بی شک از آن «امام خمینی» (ره) می باشد که خاستگاه اجتماعی آن از میان روحانیت اسلام بود، بر این اساس امام خمینی (ره) در جریان انقلاب اسلامی، با همراهی و هدايت های روحانیت انقلابی توانست این انقلاب را به سرانجام برساند، البته این سخن هرگز بدین معنا نیست که این انقلاب، جنبه طبقاتی داشته و همچون انقلاب های طبقاتی روسیه و فرانسه و چین، صرفاً توسط یک طبقه صورت گرفته و عموم مردم در آنها نقش چندانی نداشتند، بلکه مقصود این است که رهبری انقلاب از سوی روحانیت صورت گرفته است امّا در عین حال، انقلاب در جریان همین رهبری پیوند عمیقی با توده های مردم و به ویژه طبقات پایین دست جامعه داشته است، چرا که از یک سو رهبران انقلاب، اعم از شخص رهبر انقلاب و جریان روحانیت انقلابی، عموماً از میان طبقات فرودست جامعه برخاسته بودند و به همین دلیل حضور آنها در جریان انقلاب، در عین حال به معنای رهبری طبقات فرودستی به شمار می آمد که از میان آنها برخاسته بودند، از سوی دیگر رهبران انقلاب به دلایل مختلف از جمله ارتباطات سنتی با بدنه جامعه که اکثریت آنها را قشر مذهبی تشکیل می داد نقش مهمی در بسیج توده ها و به ویژه طبقات پایین دست جامعه ایفا می کردند که این کار را از چند طریق انجام می دادند همچون نفوذ و تاثیرگذاری روحانیت در مساجد، ایجاد شبکه عظیم روحانیت در سراسر کشور که به صورت شبکه ای پیام های انقلاب را به اقصا نقاط ایران انتقال می دادند، بهره گیری از مناسبت های تبلیغی و .... ، امام خمینی ره نیز از همان ابتدا بر نقش مهم و تاثیر گذار مسجد و سازماندهی که روحانیت از این طریق در میان مردم انجام می داد تاکید داشتند و آن را بهترین وسیله مبارزه عنوان می کردند به عنوان نمونه در یکی از پیام ها به یکی از روحانیون در مورد وظیفه مومنین و مسلمانان اینگونه می فرماید: «لازم است به مؤمنين و مسلمانان تذكر دهيد در مساجد جهت انجام فرايض دينى و شعائر مذهبى اجتماعاتشان را زيادتر و منظمتر كنند، چون فعلًا بهترين وسيله مبارزه همين اجتماعات منظمى است كه بشود به وسيله آنها در اعلاى كلمه طيبه اسلام كوشش نمود.[6]»
چنین پیامی به این معناست که از منظر امام خمینی از همان آغاز نهضت و حتی پیش از قیام 15 خرداد، رکن مهم مبارزات و قیام، عموم مومنین و مسلمانان هستندکه با توجه به اکثریت قریب به اتفاق جمعیت مسلمان ایران، این عبارت اشاره به عموم مردم ایران و از جمله طبقات محروم و مستضعف داشت و کار سازماندهی این خیل عظیم نیز باید از طریق ایجاد بیداری عمومی توسط روحانیون و با بهره گیری از ابزارهایی همچون مساجد و تبلیغ عمومی صورت می گرفت. بعدها نیز امام خمینی و روحانیون از همین ابزارها بهره گرفتند و همین مساله نیز منجر به بیداری عمومی توده ها و جذب آنها در انقلاب اسلامی و در نهایت شکل گیری انقلابی با ماهیت مردمی و دینی گردید، چنانکه امام خمینی ره بعدها نیز به همین موضوع تصریح داشتند: «در تمام اين مراحل، روحانيت نقش اول داشت. … آنكه ملت را بسيج كرد، آن روحانيون بودند. يعنى هر محلهاى يك مسجد يا چهار تا مسجدى كه دارد، چهار تا روحانى دارد، مردم به آن اعتقاد دارند. … اگر اين روحانيت را از اين نهضت از اول برمىداشتيم، اصلًا نهضتى نمىشد مردم به كس ديگر گوش نمىدادند.[7]» همانگونه که مشاهده می شود از منظر امام خمینی ره همواره میان روحانیت، بسیج گری و توده های مردمی رابطه مستقیمی وجود دارد و این واقعیتی است که حتی تحلیلگران غربی نیز بدان تصریح دارند، چنانکه نیکی کدی در این زمینه می نویسد: «طبقه ی وسیعی از تحصیل كرده ها، دانشجویان، طبقة سیاسی جدید و تهیدستان شهری تحت تأثیر و سازماندهی مساجد ستون فقرات سیاست نوین مردمی را فراهم ساختند.[8]»
3 – ویژگی روش مبارزاتی امام خمینی (ره)
هر انقلابی بر اساس روش خاصی انجام و به پیروزی می رسد، در برخی از انقلاب ها بر عنصر خشونت های مسلحانه به عنوان بخشی از مراحل مبارزات تاکید می شود که چنین روندی در انقلاب های چپ گرا به وضوح مشاهده می شود چنانکه جریانات چپ گرا اعم از چپ گرایان به ظاهر مذهبی و غیر دینی (مثل مجاهدین خلق و فدائیان خلق) جملگی بر مبارزات مسلحانه تاکید داشتند، از طرف ديگر برخی جریان های اسلامی همچون ياران فدائیان اسلام و گروه های موتلفه اسلامی نیز بر انجام مبارزات مسلحانه به عنوان خط مشی مبارزات انقلابی تاکید داشتند، ویژگی مهم چنین روشی این است که برای پیروزی در آن، عمده ترین عنصری که بر آن تاکید می شود استفاده از ابزارهای مسلحانه برای از میان برداشتن موانع در جهت پیروزی نهایی می باشد، این در حالی است که مطالعه روش مبارزاتی که امام خمینی (ره) رهبری آن را بر عهده داشت نشان می دهد که ایشان حتی درخارج ازکشور و اوج سرکوب نظامی مردم توسط رژیم، خط مشی مسلحانه را به عنوان روش اصلی مبارزات خویش انتخاب نکرده بودند، چنانکه حتی در برابر کشتارهایی که در سال 57 صورت می گرفت و علیرغم برخی تهدیدها مبنی بر امکان به کارگیری از ابزار مسلحانه در صورت ضرورت، در یکی از مصاحبه ها چنین اظهار نظر کردند: «حتى پس از روز جمعه در تهران كه آنهمه كشتار به جاى گذاشت، [کشتار 17 شهریور] ما همان شكل مبارزه را حفظ كرديم. همان طور كه دنيا مىداند، پيام ما به وسيله سركوبى كه با آن برخورد كرد درهم شكسته نشده است و اين قيام با همان روش ادامه دارد... تاكنون من رهنمودهاى خود را كه مبنى بر مسالمت آميز بودن عملمان بود را تغيير ندادهام.[9]»
احتراز از بهره گیری از خط مشی مسلحانه از سوی امام خمینی (ره) ، به ویژه در شرایط قدرت برتر نظامی رژیم، بدین معناست که امام خمینی (ره) در مبارزات خود و برای غلبه بر قدرت حاکم، متکی به حرکاتی فراتر از حرکات مسلحانه بود ، چون امام خمینی (ره) از همان ابتدا متکی به حضور و نقش آفرینی عموم مردم و به ویژه محرومین و مستضعفان بودند لذا ضرورتی برای بهره گیری از ابزارهای مسلحانه نمی دیدند و تا آخر نیز همین خط مشی را حفظ کردند. بنابر این اقتضای روش مبارزاتی حضرت امام (ره) در برابر رژیم تا بن دندان مسلح طاغوت، همراهی نیروی عظیم توده های مردم بود.
4 - شواهد میدانی و واقعیات خارجی
امرزه شاید بهره گیری از شواهد عینی میدانی برای به دست آوردن واقعیات خارجی در مورد حضور یا عدم حضور عموم ملت ایران در تحولات انقلاب اسلامی چندان راحت نباشد، چرا که گذشت زمان و فاصله گرفتن از آن روزها باعث می شود تا هر فردی بتواند آنگونه که دلخواه اوست ادعا داشته باشد و ادعای خود را نیز مستند به چیزی نماید که «واقعیت های خارجی» یا «شواهد میدانی» نامیده می شود، در واقع امروزه استناد به شواهد عینی میدانی چند دهه قبل، بدون ضمیمه کردن شواهد دیگر بر خلاف اصول منطقی استدلال است و اتفاقاً کسانی هم که ادعا می کنند در انقلاب اسلامی ایران، عموم مردم نقشی نداشتند یکی از شواهد مهمی که بر آن اقامه می کنند واقعیات خارجی و عینی است بدون اینکه شاهد دیگری بر آن ضمیمه نمایند و به همین دلیل ادعایی که می کنند فاقد هر گونه دلیل منطقی قابل قبولی است، بنابر این شاید به لحاظ منطقی استناد ما برای حضور و مشارکت عموم توده های مردم در فرایند انقلاب اسلامی نیز صرفاً با اتکا به «شواهد عینی» چندان درست نباشد، اما اگر این ادعا با ضمیمه کردن شواهدی دیگر همچون شاهدان آن روزگاران و دیدگاه های تحلیل گران به ویژه تحلیل گرانی که داعیه ای برای بیان حقایق به صورت واقعی ندارند، همراه باشد در چنین صورتی است که می توان همین شواهد را به عنوان واقعیات خارجی قبول نماییم، به عنوان مثال تحلیلگران غربی که در باره انقلاب اسلامی مطالعه و کتاب نوشته اند به دلیل اینکه علیرغم عدم تمایلشان برای مردمی نشان دادن انقلاب اسلامی، همچنان در آثار خود به این موضوع تصریح نموده اند و انقلاب اسلامی ایران را انقلابی مردمی با حضور عموم اقشار مردم و حتی به لحاظ وسعت جغرافیایی، به گسترده تمام ایران معرفی کرده اند می تواند شاهد خوبی برای این ادعا باشد، تا جایی که اکثریت قریب به اتفاق این تحلیل گران در عمومی، فراگیر و گسترده بودن انقلاب اسلامی ایران هیچ شکی نداشته و صرفاً سوالی که دارند این است که این حضور چگونه صورت گرفته است به عنوان مثال جان استمپل، از وابستگان سفارت امریكا در ایران، در كتاب خود دربارة این موضوع می نویسد: «یك جنبة مهم رشد حركت انقلابی، مشاركت دایمی و فزایندة سازمان های شیعی مذهب ایرانیان در جنبش توده است. در كشور 35 میلیونی ایران تقریباً 80 تا 90هزار مسجد و 180 تا 200هزار روحانی وجود دارند. سریع ترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر، از طریق شبكة مسجد انجام می گرفت كه توسط روحانیون رده بالا، سازمان می یافت[10]»
میشل فوکو نیز ضمن اشاره به ابعاد گسترده انقلاب اسلامی، به مشارکت اهل سنت کردستان در انقلاب اشاره کرده و در باره بحثی که با یکی از اهالی سنی مذهب کردستان داشته چنین گزارش می دهد:
«وقتی که از او درباره شرکتش در انقلاب علیرغم همه اختلافات مذهبی و ملی پرسیدم، چنین اظهار نظر نمود: درست است که ما سنّی هستیم ولی قبل از هر چیز مسلمانیم و یا این که گفت: چطور کردیم؟ نه ابداً، ما قبل از هر چیز ایرانی هستیم و در تمام مسایل ایران سهم داریم. ما می خواهیم شاه برود، زنده باد خمینی، مرگ بر شاه. شعارها در کردستان همان شعارهای تهران و مشهد بود.[11]»
علاوه بر این اسناد بر جای مانده از انقلاب اسلامی در شهرهای بزرگ و کوچک که امروزه به تدریج به همین عنوان توسط مراکزی همچون مرکز اسناد انقلاب اسلامی در حال انتشار است و به صورت مستند به نقش تمامی شهرهای بزرگ و کوچک کشور و حتی در مواردی روستاها در تحولات انقلاب اسلامی از آغاز نهضت تا پیروزی می پردازد، شاهد مهم دیگری است که نشان دهنده مشارکت توده های مردمی در این انقلاب می باشد و زمان این مشارکت را هم به زمان آغاز نهضت و حداقل بسیار پیش از زمانی که برخی تحلیلگران امروزی ادعا می کنند زمان آغاز پیوند تاکتیکی مردم با انقلابیون می باشد، باز می گرداند.
5 – بررسی مخاطبان امام خمینی (ره)
یکی از شواهدی که مخالفان مشارکت توده های مردمی در انقلاب اسلامی بر آن تاکید می کنند عبارت است از بررسی مخاطبان امام خمینی (ره) در جریان تحولات انقلاب اسلامی از سال 42 تا سال 57 که طی آن امام خمینی (ره) نسبت به مواردی که طبقاتی همچون جوانان، تحصیلکردگان و دانشگاهیان را مورد خطاب قرار می دهد، موارد معدودی به طبقات فرودست جامعه اشاره کرده است، این در حالی است که اولاً تعداد اشارات به مخاطبان برای شناسایی ماهیت مخاطبان ضرورتی ندارد و اگر مخاطبان این پیام ها شاهدی بر ماهیت هواداران امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی باشد، همان تعداد اندک نیز برای این مقصود کفایت می کند، بر همین اساس همینکه امام خمینی و لو در چند پیام مخاطبان خود را عموم مردم بداند برای دانستن نقش مردم در انقلابی که ایشان آن را هدایت می کرد کفایت می کند، ثانیاً همانگونه که از سیره عملی و نظری امام خمینی (ره) نیز مشخص است از منظر امام خمینی (ره) هیچ تفاوتی میان عموم مردم با جوانان، دانشجویان و تحصیل کردگان نداشته و زمانی که ایشان این اقشار را خطاب قرار می دهند آنها را به عنوان بخشی از طبقات محروم و مستضعف جامعه مورد خطاب قرار می دهند و اگر تعداد خطاب ها به این اقشار بیش از عموم مردم محروم و مستضعف است به این دلیل است که این طبقه جزء پیشروان و نخبگانی هستند که همچون روحانیون نقش مهمی در هدایت و تشکل توده های مردم ایفا می کنند و به همین دلیل هیچ منافاتی میان مخاطب قرار دادن عموم مردم با مخاطب قرار دادن بخشی از آنها وجود ندارد، ضمن اینکه همانگونه که اشاره شد برای شناخت مخاطبان امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی، کمّیّت اهمیتی نداشته و همینکه از خلال پیام ها و فرمایشات ایشان به دست آوریم که این مخاطبان بسیار عام و فراگیر بوده و شمول آن اکثریت جامعه یعنی اقشار محروم و مستضعف را کفایت می کند که در پایان به مواردی از این پیام ها و بیانات اشاره می کنیم که جملگی مربوط به سال های آغاز نهضت می باشد و حاکی از این واقعیت مهم است که امام خمینی (ره) از همان آغاز نهضت متکی به نیروی عظیم توده های عظیم مردم و به ویژه اقشار محروم ومستضعف جامعه بود:
«راهى كه من انتخاب كردهام راهى است كه مردم خواهان آن مىباشند[12]»
« كليه مردم ايران، عشاير ايران، بلكه ملتهاى ساير كشورها پشتيبان مراجع دين هستند و اهانت به قرآن را تحمل نمىكنند. ... اگر روزى لازم شد كه وظيفه ملت معين شود به شما اعلام مىكنيم و وظيفه عموم مردم را تعيين خواهيم كرد.[13]»
«مردم فهميدهاند ما دوست آنها هستيم؛ مردم به دوستشان علاقه دارند. روحانيين پدر ملتند، به فرزندانشان علاقه دارند... از رى نوشتند ما پنج هزار نفر با كفن آماده ايم؛ از جاپلق [ناحیه ای در اصفهان] نوشتند ما صد هزار نفريم، مهياى دستور شماييم؛ از لرستان نوشتند طايفه هايى با كفن حاضريم. مردم بيدارند.[14]»
«شما ملت بزرگ ايران با تعطيل كارهاى خود و تحمل ضرر و زحمت، به پشتيبانى از روحانيت و اسلام، ثابت كرديد كه به احكام خداى تعالى و به مقام مقدس روحانيت وفادار هستيد؛ و از كسانى كه برخلاف قوانين اسلام مىخواهند قدمهايى بردارند، تا سرحد امكان اظهار تنفر مىكنيد[15]»
« شما[روحانیون] بايد مردم را دعوت به قيام كنيد. شما بايد مردم را به اتحاد دعوت كنيد تا موقعى كه مىخواهيم دستور قيام بدهيم آنها آماده باشند تا ريشه شاه و دولت را از ميان برداريم.[16]»
و ... .
با توجه به آنچه گذشت مشخص می گردد که پیوند مردم و به ویژه طبقات محروم و مستضعف و یا به تعبیر برخی «پابرهنگان» با انقلاب اسلامی برخاسته از ماهیت این انقلاب بود به گونه ای که هدف گذاری امام خمینی (ره)، انقلابی با مشارکت عموم مردم بود و به همین جهت تمام تلاش ایشان در سال های آغازین نهضت، ایجاد بیداری عمومی در جهت همراهی مردم با نهضت بود که همین همراهی ها نیز در مراحل آغازین نهضت، خود را در جریان الغای لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و ... نشان داد به طوری که این عقب نشینی ها جز با حضور و نقش آفرینی عموم مردم امکان پذیر نبود، پس از این مقطع نیز شواهد تاریخی حاکی از این است که عموم مردم به تناسب فراز و فرود تحولات نهضت امام خمینی (ره)، همراهی خود را با این حرکت نشان دادند که اوج آن را در قیام پانزده خرداد 42 شاهد بودیم که طی آن یک خیزش توده ای در راستای همراهی با امام خمینی (ره) شکل گرفت و پس از آن نیز هر گاه نیاز به این حضور بوده است این همراهی کاملاً مشهود بوده است که این نیاز در 19 دی 56 اوج گرفت و مردمی که به اقتضای ماهیت انقلاب اسلامی همواره آماده حضور در صحنه بودند بار دیگر وارد صحنه شده و این بار دیگر عرصه را رها نکردند تا اینکه در بهمن 57، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند، با توجه به این واقعیت مهم، اساس انقلاب اسلامی ایران، انقلاب و خیزش محرومان و مستضعفان و به تعبیری «پابرهنگان» بود، با این توضیح که نگاهی به وضعیت جامعه ایرانی آن روزگاران حاکی از این است که عموم مردم و حتی کسانی که در ظاهر تحصیلکرده، بازاری و ... بودند به دلیل شرایطی که رژیم برایشان فراهم آورده بود جزء همین طبقه «محرومین و مستضعفین» بودند و به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران حتی اگر با مشارکت پررنگ این قبیل طبقات نیز شکل گرفته باشد باز هم خیزش پابرهنگان، محرومان و مستضعفان و نوعی انقلاب عمومی محسوب می شود، از این روی از همان آغاز نهضت، این انقلاب با عموم مردم پیوند داشت، در ادامه نیز با همین پیوند به پیروزی رسید و پس از پیروزی نیز با همین پیوند ادامه یافته است، در نتیجه اساساً نیازی به پیوند تاکتیکی یا استراتژیک انقلاب با این طبقات نبود تا شائبه نوعی سوء استفاده رهبران روحانی انقلاب از این طبقات برای پیشبرد اهدافی از قبیل کنار زدن مخالفان و از جمله لیبرال ها و امثال آنها به وجود آید، چه اینکه ذات انقلاب اسلامی از همان آغاز جدای از عموم مردم نبود تا نیازی به این پیوند باشد.
[1] انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، منوچهر محمدی، نشر معارف، تهران، 1381، ص101.
[2] برای مطالعه نمونه ای از این تحلیل ها رک: نظم غنایم، درهم ریختن جایگاه دولت در ایران، محمد جواد روح، ماهنامه مهرنامه، شماره 48، مرداد 1395.
[3] برای ایدئولوژی در این نوشتار تعریفی وسیع در نظر گرفته می شود که شامل دین نیز باشد.
[4] به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت»(نحل/36)
[5] رک: وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ، قصص/7.
[6] صحیفه امام، ج1، ص313.
[7] همان، ج11، ص 460.
[8] بررسی تطبیقی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، نیكی كدی، ترجمه حسینعلی نوذری، روزنامهی ایران شمارهی 465، 18 شهریور1375، ص 6.
[9] صحیفه امام، ج4، ص2.
[10] درون انقلاب اسلامی، جان. دی. استمپل، ترجمه ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377، ص 70.
[11] ایران، انقلاب به نام خدا، کلر بریر، پیر بلانشه، ترجمه قاسم صنعوی، سحاب، ص 255، نقل از انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، همان، ص 103.
[12] صحیفه امام، ج1، ص77.
[13] همان، ص87.
[14] همان، ص120.
[15] همان، ص180.
[16] همان، ص238.
انقلاب اسلامی و نسل امروز
اختلاف میان نسل ها امری طبیعی است، اما طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزشهای سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت می گیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانه های وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل می سوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسل های بسیار دور و مخالفت ها و اعتراض های جدی با نظام های حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمی دهند .
برخی این ذهنیت را مطرح می کنند كه این انقلاب را افرادی قبول دارند که جز نسل هاي گذشته بودند و الان در اقليت هستند و نسل الان خواهان اين وضعيت چنين حكومتي نيست؛ در حالی که این ذهنیت بر دو پیش فرض استوار شده که هر دو نادرست است، نخست آنکه کسانی که انقلاب را قبول داشتند، جزو نسل گذشته بودند و دیگر آنکه کسانی که انقلاب را قبول دارند در اقلیت هستند و نسل کنونی خواهان تغییر حکومت هستند که در قالب چند نکته به توضیح آن می پردازیم.
- درست است که نسل های گذشته انقلاب کردند، اما انقلاب محدود به آن نسل نبوده و حضور نسل جوان در دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی و ترسیم صحنه های زیبای همراهی با انقلاب اسلامی از سوی این نسل که حضرت امام و جنگ و بسیاری از حوادث را ندیده اند، در راهپیمایی ها، انتخابات، مراسمات مذهبی، تشییع پیکر شهدا، شرکت در گروههای جهادی و خدمت به مناطق محروم و حضور در دفاع از حرم و... نشان از زنده بودن آرمان ها و ارزش های انقلاب در میان نسل حاضر دارد. تداوم همین پشتوانه مردمی نظام موجب شده تا دشمنان با وجود استفاده از همه ظرفیت های خود در مقابله با انقلاب اسلامی، ناکام بماند.
اختلاف میان نسل ها امری طبیعی است، اما طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزشهای سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت می گیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانه های وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل می سوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسل های بسیار دور و مخالفت ها و اعتراض های جدی با نظام های حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمی دهند .
- اصول و مبانی حاکم بر نظام های سیاسی چیزی نیست که محدود به یک نسل باشد، بلکه برای نسلهای متعدد در نظر گرفته می شود. مبانی حاکم بر فرهنگ و تمدن غربی همچون سکولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم خود را محدود به یک نسل نمی داند و به نسل های بعد نیز اجازه نمی دهد که آن را زیر سؤال ببرند.
اگر تغییر نظام سیاسی یک امر ذاتاً با ارزش و حق ذاتی هر نسلی باشد، باید پس از هر مدت زمانی که تعداد نسل جوان یک کشور به حد قابل اعتنایی رسید، نظام سیاسی قبل جای خود را به نظام سیاسی مورد نظر نسل بعدی بدهد، بدون آنکه این خواست جدید خود را اثبات کرده باشد و معلوم است که به این ترتیب جامعه به چه سرنوشتی دچار خواهد شد و روی ثبات را نیز نخواهد دید، چون نظام سیاسی یک قانون جزئی نیست که با آمد و شد برای خود در حقیقت ثبات و استمرار جامعه را دچار خلل نماید، اصلاً آیا تاکنون در هیچ کشوری ـ با هر شکل از حکومت ـ انتخاباتی به صرف احتمال و ادعا انجام شده است تا نظام جمهوری اسلامی هم چنین کند؟!»[1]
اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی در کشور ما از اموری فطری بوده و چیزی نیست که زمانمند و موقتی و محدود به نسل خاصی باشد، همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند: « برای همهچیز می توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بیمصرف و بیفایده نخواهند شد؛ زیرا فطرت بشر در همه عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند. هرگز نمی توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند. هرگاه دلزدگی پیش آمده، از رویگردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها. انقلاب اسلامی همچون پدیدهای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان می دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بیعمل می شمارد، امّا به هیچ بهانهای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمی گیرد... جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمی کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بیشک فاصله میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و می دهد، امّا این، فاصلهای طیشدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.»[2]
- ادعای اقلیت بودن طرفداران انقلاب بر اساس کدام مدرک و مستند معتبر مطرح می شود؟ از کجا اقلیت بودن کسانی که انقلاب را قبل دارند، احراز شده است؟ این ادعا در حالی است که حضور میدانی مردم به ویژه جوانان در صحنه های مختلف دفاع از نظام با وجود همه مشکلات و گلایه ها، خلاف این ادعا را ثابت می کند. اگر براستی مردم و نسل کنونی انقلاب را قبول ندارند، نباید شاهد حضور گسترده آنان در تجمعات و اعتراضات باشیم؟ در حالی که جمعیتی که در محکومیت اغتشاشات و فتنه های گذشته به میدان آمدند، قابل مقایسه با افراد حاضر در آنها نبوده و در همه آشوب ها با روشن شدن ابعاد و پشت پرده ها و فروکش نمودن غبار دروغ ها و شایعات، مردم صف خود را از عناصر آشوبگر جدا کردند. در اغتشاشات سال گذشته با وجود جنگ ترکیبی گسترده دشمنان و به میدان آوردن تمامی ظرفیت ها و عناصر خود و فراخوان های متعدد، شاهد بی اعتنایی مردم به آن بودیم که نشانگر آن بود که مردم با وجود مشکلات و برخی گلایه ها و نارضایتی ها پای ارزش ها و آرمان های انقلاب ایستاده اند و حساب اصل نظام را از عملکرد برخی از مسئولان جدا دانسته و اجازه دخالت به بدخواهان این مرز و بوم نخواهند داد.
[1] . باقرزاده، محمد رضا، «آیا رأی مردم در رفراندوم به جمهوری اسلامی برای نسلهای بعد هم الزامآور است؟، ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی معارف ، شماره 55، فروردین و اردیبهشت1387
[2] . بیانیه گام دوم انقلاب؛ 22/11/1397
نعیم قاسم: ما با همبستگی، قدرت و پایداری، دشمن را مهار میکنیم
شیخ نعیم قاسم، دبیر کل حزب الله لبنان در سخنرانی در مراسم افتتاحیه مرکز پزشکی لبنان گفت: این مرکز بخشی از یک استراتژی بلندمدت است که حزبالله برای ارائه خدمات درمانی در مناطق مختلف اتخاذ کرده است. این مرکز بخشی از پروژههای بهداشتی است که با هدف رفع نیازهای مردم و جامعه راهاندازی شده است.
روز ۲۲ بهمن دشمن را مأیوس کنید
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در پیامی تلویزیونی، ۲۲ بهمن را روز رونمایی از قدرت و عزت ملت ایران خواندند و با تأکید بر اینکه حضور مردم در راهپیمایی و ابراز وفاداری به جمهوری اسلامی باعث عقبنشینی دشمن از طمعورزی علیه ایران و منافع ملی خواهد شد، گفتند: در ۲۲ بهمن با نشان دادن اراده و ایستادگی خود، دشمن را مأیوس کنید.
حضرت آیتالله خامنهای، ملت ایران را ملتی با انگیزه، با اراده، ثابتقدم، قدردان و آگاه از مصالح و مفاسد خود خواندند و خاطرنشان کردند: ملت ایران در ۲۲ بهمن ۵۷ با نجات دادن کشور از دخالت بیگانگان، فتح بزرگی را رقم زد و در طول این سالها نیز در مقابل تلاشهای مستمر آنها برای بازگرداندن وضع سابق ایستاد که ۲۲ بهمن مظهر این ایستادگی است.
ایشان تکرار حضور پرشکوه و عظیم مردم در راهپیماییهای ۲۲ بهمن با وجود گذشت سالهای متمادی از پیروزی انقلاب را پدیدهای بینظیر در مقایسه با روز استقلال و روز ملی در دیگر کشورها برشمردند و افزودند: این راهپیمایی و حضور در خیابانها، کسانی را که به ایران، جمهوری اسلامی و منافع ملت طمع دارند وادار به عقبنشینی میکند.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه قدرت ملی بیش از آنکه وابسته به موشک و هواپیما باشد وابسته به اراده و ایستادگی ملتها است، خطاب به مردم گفتند: همچون قضایای مختلف گذشته، باز هم با نشان دادن قدرت ملی یعنی اتحاد، قدرت فکر و اراده، و انگیزه و ایستادگی خود در برابر وسوسهها، دشمن را مأیوس کنید چرا که تا دشمن مأیوس نشود، دست از آزار و اذیت برنمیدارد.
ایشان با ابراز امیدواری از تداوم پیشرفتهای افتخارآفرین مادی و معنوی جوانان در بخشهای مختلف کشور، گفتند: ۲۲ بهمن مظهر همه این پیشرفتها است و ملت با ظاهر شدن در خیابانها و سردادن شعارها و بیان حقایق، همبستگی و وفاداری خود به جمهوری اسلامی را اعلام میکند.
حضرت آیتالله خامنهای اظهار امیدواری کردند ۲۲ بهمن امسال همچون همه ۲۲ بهمنهای گذشته، شکوه ملت ایران را مضاعف، و ملتها، دولتها و قدرتهای دیگر را در مقابل ملت ایران وادار به خضوع و خشوع کند.
آیا ائمه (ع) وقت ظهور امام زمان(عج) را می دانستند؟ آیا ائمه (ع) وقت ظهور امام زمان(عج) را می دانستند؟
آیت الله العظمی جوادی آملی در یکی از آثار خود به موضوع «اسرار ظهور و اطلاع امامان معصوم (علیهم السلام) از آن» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
زمان ظهور آن حضرت (عج) از اسرار الهی است و گمانه زنی درباره آن نه تنها عملی بی اساس است بلکه امامان معصوم (علیهم السلام) از آن نهی فرموده اند، همچنان که از امام صادق (علیه السلام) نقل گردیده است: «عن عبدالرحمن بن کثیر قال: کنت عند ابی عبدالله علیه السلام إذ دخل علیه مهزم فقال له: جعلت فداک! أخبرنی عن هذاالامر الذی ننتظر متی هو؟ فقال: یا مهزم! کذب الوقّاتون و هلک المستعجلون و نجا المُسَلِّمون»
و نیز عن ابی بصیر عن أبی عبدالله سلام الله علیه قال: «سالته عن القائم عجل الله تعالی فرجه فقال: کذب الوقّاتون إنّا أهل بیت لا نُوَقّت». (آنان که وقت مشخص می کنند دروغگویند و ما اهل بیت وقتی را معین نمی کنیم)
عدم تعیین وقت ظهور و تاکید بر استتار آن، هرگز به معنای لزوم عدم اطلاع انسان کامل از زمان ظهور نیست، بلکه انسان کامل که به اذن الهی بر تمام عوالم امکانی احاطه دارد از نتایج علم ازلی و صحنه علم بدائی مطلع است و زمان ظهور نیز از این جمله مستثنا نیست.
اما مصلحت نامشخص بودن وقت ظهور برای جامعه بشر اقتضای کتمان این راز را می کرده است، همان طور که امام صادق (علیه السلام) به ابی بصیر نفرمود که ما از وقت ظهور آگاه نیستیم بلکه فرمود: «ما وقتی را معین نمی کنیم»
بی تردید روز ظهور آن حضرت (عج) یکی از بارزترین مصادیق یوم الله خواهد بود و انتظار عاقلانه و صادقانه آن روز وظیفه هر مسلمانی است.
منبع: کتاب امام مهدی موجود و موعود
ظیفه منتظران از منظر مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری:
انتظاری که ازآن سخن گفته اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما باید خودرا برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم
بسم الرحمن الرحیم
چکیده
بشر زمانی به قله های سعادت و تکامل صعود پیدا خواهد کرد و لذت عدالت فراگیر را در این عالم خواهد چشید واز ظلمات جهل و ستم زورگویان رهایی خواهد یافت که وجود با برکت مهدی موعود(عج) ظهور نماید واین وعده حتمی خداوند به وقوع نخواهد پیوست مگر آنکه منتظران آن حضرت با انجام وظایف خویش، زمینه آمدن آن امام عزیز را فراهم نمایند، از اندیشمندان بزرگ معاصر به دلیل روشن بینی کم نظیرش نسبت به حوادث عالم که درباره مسئولیت ها و وظایف منتظران، نظرات دقیق و کارگشایی را ارائه نموده است، رهبر فرزانه انقلاب آیت الله عظمی خامنه ای می باشد. در پژوهش پیش رو تلاش خواهد شد تا با هدف دستیابی به آرای ایشان به روش توصیفی و تحلیلی، وظایف و مسئولیت های منتظران مورد بررسی قرار گیرد.
یافته های پژوهش:
در بررسی اندیشه های رهبر معظم انقلاب این نتیجه حاصل گشت که اگر منتظران مهدی موعود(عج) به وظایف فردی خویش همچون کسب معرفت، آمادگی اخلاقی ومعنوی، پرهیز از دنیاگرایی، توسل و ارتباط معنوی با امام زمان(عج)، ارتقای باور به حضور ونظارت امام زمان(عج)، نترسیدن از دشمنان، امیدواری ومنتظر بودن و همچنین به وظایف اجتماعی خود همچون، فراهم سازی زمینه ظهور، تلاش برای اصلاح جامعه، پژوهش عالمانه در مباحث مهدویت و پاسخ به شبهات، دعا برای تعجیل فرج امام زمان(عج) عمل نمایند، زمینه ظهور مصلح کل بقیة الله الاعظم فراهم خواهد شد.
مقدمه
براساس وعده الهی، خداوند سرنوشت هیچ قومی و ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان بخواهند «اِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُما بِقَومٍ حتّی یُغَیِّرُواما بِاَنفُسِهم» (رعد:۱۱) این سنت الهی مبتنی بر اصل وجود اختیار بشراست که می تواندبا استفاده صحیح ازآن به بالاترین رتبه کمال دست یابد ویابا بهره برداری نا صحیح به اسفل السافلین سقوط نماید « اِنّاهَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِراً و اِمّا کَفُوراً (انسان:۳) تحقق وعده الهی بر گسترش عدالت در تمام عالم «اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُون» (انبیاء:۱۰۵) با حاکمیت حکومت مهدی موعود(عج) نیزازسنت تخلف ناپذیریاد شده مستثنی نیست، از همین رو زمانی این وعده خداوند به وقوع می پیوندد و آن منجی نجات بخش پرچم امامت حکومت جهانی عدالت گستر را به اهتزاز در می آوردکه معتقدان به آن حضرت به انتظار طلوع آن خورشید عالم تاب بنشینند و به وظایف خویش جامعه عمل بپوشانند. در تعیین وظایف منتظران، مطالب فراوانی در آثار دانشمندان ارائه شده است اما یکی از اندیشمندان بزرگی که به جهت گستره اطلاعاتی ایشان بر امورات و حوادث جهان معاصر، آرای ایشان از ویژگی ها و کاکردخاصی دراین باره بر خوردار است، رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (دام عزه) می باشد، در پژوهش پیش رو تلاش خواهد شد تا با بهره گیری از بیانات ایشان و هم چنین آموزه های دینی، وظایف منتظران درعصرحاضر، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
مفهوم شناسی انتظار
انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن و نگران بودن است. (زبیدی ۱۴۱۸، ج ۷، ص ۵۳۹؛ معین ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۳۶۴) و در تعریف دیگر آمده است، انتظار به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن ونوعی امید داشتن به آینده است(مصطفوی ۱۳۷۴، ج ۲ ص ۱۶۶)
انتظار در اصطلاح، عبارت است از چشمبهراهی برای آیندهای که در آن ظلم و ستم و بیعدالتیها نباشد و جهان از همهی زشتیها رهایی یابد و عدالت در سراسر جهان حاکم باشد به عبارت بالاتر و بهتر انتظار یعنی امید و آرزوی آمدن یک منجی مصلح و حاکم عادل مطلق بر سراسر جهان و امید به جایگزین شدن حکومت عدل و عدالت به جای حکومتهای جور و ستم(مکارم شیرازی ۱۳۷۴، ج ۷، ص ۳۸۱)
اما مقام معظم رهبری درباره مفهوم انتظارنکات دقیقی را مطرح نمودند که عبارتند از:
الف: انتظار یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر(بیانات در دیدار مردم قم، ۳۰/۱۱/۱۳۷۰)
ب:انتظاری که ازآن سخن گفته اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما بایدخودرا برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم درروز نیمه شعبان ۳۰ /۷/۱۳۸۱)
ج: انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطرهی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بندهی واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است... ت. انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) برای آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگی انسانی، زندگی الهی، عبودیت خدا؛ این معنای انتظار فرج است. (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم درروز نیمه شعبان، ۲۷/۵/۸۷)
بنابراین با توجه به تعریف های ذکر شده باید گفت، انتظار به معنای گوشه گیری، نشستن، اشک ریختن و منتظر این بودن که امام زمان(عج) بیاید همه مشکلات را برطرف کند نیست بلکه به معنای آمادگی، حرکت و فراهم نمودن زمینه ظهور وحاکمیت منجی عالم و مصلح کل می باشد.
پیشینه موضوع انتظار
پیشینه بحث انتظار در اسلام به زمان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) برمی گردد؛ از آن حضرت ده ها روایت درباره نشانه های ظهور، ویژگی های موعود و کارهای بزرگی که پس از ظهور انجام می دهد، رسیده است (ابن بابویه ۱۳۶۳، ۲۸۸ ـ ۲۵۶)
پیشینه انتظار در ادیان و مذاهب
موضوع انتظار موعود در سایر ادیان به خصوص ادیان توحیدی مطرح شده، و آنها هم بشارت می دهند که مصلح بزرگ جهانی در آخر زمان و به هنگام فراگیر شدن ظلم و بی عدالتی، ظهور می کند تا عدالت جهانی را گسترانده و ریشه ظلم را بخشکاند.
به باور زرتشتیان اهورا مزدا (روح خیر) همواره با اهریمن (روح بزرگ شر) در ستیز است، تا زمانی که در آخر زمان سوشیانس ظهور می کند، و خوبی بر شر و پلیدی فایق می آید و هنگامه صلح و پاکی و اعتلای اهورامزدا فرا می رسد(جان ناس ۱۳۷۰، ص ۳۱۸ و ۴۷۶)
در متون مقدس یهود نیز همواره به موعود بشارت داده شده (کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۱۰ ـ ۱۳). آنها معتقدند که با آمدن موعود همه موجودات از وجود او بهره مند می شوند و منتظران موعود وارث زمین خواهند شد، چون قدرت شریر شکسته خواهد شد و صالحان، مورد تأیید خداوند قرار خواهند گرفت (کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷) ودر آیین مسیحیت بر آموزه انتظار و ظهور منجی تأکید بسیاری شده و بشارت های روشنی درباره موعود آخر زمان در اناجیل (متی، لوقا، مرقس، برنابا) یافت می شود، همچون: در خانه های خود را بسته و چراغ ها را افروخته دارید، بمانند کسانی که انتظار آقای خود را می کشند، وقتی که آمد و در را کوبید بی درنگ در را به روی او باز کنید (انجیل لوقا، فصل دوازدهم؛ انجیل متی، فصل ۲۴).
در دنیای اسلام نیز همه مذاهب و نحله ها اصل این مسئله را پذیرفته و به منظور تبیین و دفاع از این باور کتاب های بسیاری نوشته اند. (ایمانی ۱۴۰۲، ص ۳۹۷ و ایمانی ۱۴۰۱، ص ۱۲) از دیدگاه اهل سنت این باور که شخصی از تبار قریش و از سلاله نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ظهور خواهد کرد و حضرت مسیح پشت سر او نماز خواهد خواند و خلافت و حکومت را به دست خواهد گرفت، حقیقتی انکار ناپذیر است. (البستوی ۱۴۲۰، ص ۹؛ ابن خلدون ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۵۵۵؛ ابن عربی ۱۴۰۵، ج ۳، ص ۳۲۷). با این حال، بیشتر آنان بر این عقیده اند که مهدی موعود هنوز متولد نشده است؛ چنان که او را از نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام می دانند (ابن تیمیه ۱۴۲۰، ج ۴، ص ۲۱۱؛ البستوی ۱۴۲۰، ج ۱، ص ۶۰؛ ابن ابی الحدید ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۲۸۱).
مشخصات مهدی موعود(عج)
از مجموع روایاتی که در منابع معتبر شیعه وجود دارد به دست می آید که مهدی موعود (عج) دارای مشخصات زیر است:از خاندان پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و فرزندان او است؛ از فرزندان امام حسین (علیه السلام) است؛ دوازدهمین امام معصوم و حجت و خلیفه خدا پس از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است؛ فرزند حسن بن علی العسکری (علیه السلام) است که در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ ق. متولد شده و هم اکنون زنده است و بر اساس مصلحتی که خداوند متعال می داند در حال غیبت به سر می برد و روزی خواهد رسید که حضرتش ظهور کرده و پس از آن که بیدادگری زمین را فرا گرفته، عدالت جهانی را برقرار خواهد ساخت و بر مؤمنان است که همواره با آمادگی در انتظار چنین روزی باشند (صدر ۱۴۰۲، ص ۸؛ صدر ۱۴۰۳، ص ۶۳۶؛ سبحانی ۱۴۱۱، ج ۲، ص ۶۳۲).
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی که فریقین آن را نقل کرده اند، در این باره می فرماید: اگر از دنیا جز یک روز نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند که تا فرزندم مهدی که اسم او، اسم من و کنیه او، کنیه من است ظهور کند و عدالت را بگستراند، بعد از آن که زمین را ظلم و جور فرا گیرد (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۱، ص ۷۴؛ اربلی ۱۴۰۱، ج ۲، ص ۴۴۶).
انتظار در قرآن
قرآن که مهم ترین منبع اسلامی است، بی آن که به جزئیات بپردازد، در آیاتی چند به مسئله انتظار پرداخته است، برای نمونه می فرماید: انتظار بکشید من نیز با شما از منتظرانم (اعراف:۷۲)؛ در انتظار باشید من هم در انتظارم (هود:۹۳) و نیز می فرماید: منتظر باشید که ما هم با شما منتظریم (توبه:۵۲) این آیات در بعضی از روایات به مسئله انتظار تفسیر و تأویل شده است. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۲، ص ۱۱۰ و ۱۲۷ و ج ۱۳، ص ۲۷۹).
ضرورت انتظار
در روایات زیادی بر ضرورت و لزوم انتظار تأکید شده است؛ از جمله: امام جواد (علیه السلام) می فرماید: «بر هر مسلمان واجب است در غیبت حضرت انتظار بکشد» (ابن بابویه ۱۳۶۳، ص ۳۷۷).
اهمیت انتظار
در اهمیت انتظار همین بس که در روایات، یکی از ارکان دین شمرده شده است (کلینی ۱۴۰۷، ج ۲، ص ۲۱؛ نوری ۱۴۰۷ ج ۱ ص ۷۳)، و یا در ردیف ایمان به خدا و رسولش قرار گرفته است (موسوی اصفهانی ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۲۱۷).
ویژگی های دیگر در سخنان امامان (علیهم السلام) بیان شده است، برای نمونه: انتظار فرج از محبوب ترین اعمال نزد خداوند است. (ابن بابویه ۱۴۰۵، ج ۴، ص ۳۸۱). جوهره انتظار آمیخته با صبر و تحمل سختی هاست. (حرعاملی ۱۳۸۹، ج ۱۹، ص ۷۵؛ مجلسی ۱۴۰۳، ج ۱۰، ص ۳۵۲) انتظار فرج از بزرگ ترین فرج هاست. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۳۶، ص ۳۸۶). انتظار فرج افضل اعمال و برترین جهاد دانسته شده و اینکه با آمدن منجی، حزن از شیعه برداشته می شود. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۰، ص ۳۷۱ و ج ۷۴، ص ۱۴۳)
ارزش انتظار
در پاره ای روایات درباره فضیلت انتظار آمده است: شخصی از امام صادق (علیه السلام) درباره کسی که انتظار ظهور حکومت حق را می کشد و در این حال از دنیا می رود سؤال کرد، حضرت فرمود: «او همانند کسی است که با رهبر این انقلاب (حضرت مهدی عج) و در خیمه او بوده باشد، و پس از لحظه ای سکوت، فرمود: مانند کسی است که با پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) همراه باشد». (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۲، ص ۱۲۶). تعابیر دیگری درباره چنین کسی وارد شده؛ از جمله این که: چنین شخصی به مجاهدی که در راه خدا شمشیر می زند، یا کسی که در خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد؛ یا کسی که زیر پرچم قائم باشد، یا کسی که پیش روی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) جهاد کند و یا کسی که با پیامبر شهید شود، مانند شده است. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۲، ص ۱۲۶؛ ابن بابویه ۱۳۶۳، ص ۶۴۴ ـ ۶۴۵) و در برخی روایات، ثواب انتظار با ثواب روزه دار شب زنده دار، برابر دانسته شده است. (موسوی اصفهانی ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۲۱۳)
وظایف منتظران
وظایف و رسالت منتظران مهدی موعود(عج) در دو بخش فردی و اجتماعی قابل بررسی می باشد.
بخش اول:وظایف فردی
۱.کسب معرفت
کسب معرفت، ارتقای آگاهی و روشن بینی، یکی از وظایف منتظران مهدی موعود است که از سوی مقام معظم رهبری بیان شده است، ایشان در این باره می فرماید: «انتظار به معنای این است که ما بایدخود را برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم... سربازی منجی که می خواهد با تمام مراکزقدرت و فساد بین المللی مبارزه کند، احتیاج به ...آگاهی و روشن بینی دارد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان،۳۰/۷/۱۳۸۱) با توجه به اینکه دشمنان اسلام با بهره گیری از ابزار پیشرفته رسانه ای برای مبارزه با فرهنگ انتظار شبهات فراوانی را درباره مهدویت مطرح می کنند، ضرورت ارتقای بصیرت و آگاهی منتظران نسبت مسائل گوناگون مهدویت امری انکار نا پذیر است زیرا هرگونه کوتاهی در این امر سبب تضعیف باورو ایمان به ظهور مهدی موعود(عج) خواهد شد. بنابراین هرکسی وظیفه دارد تا در بالا بردن سطح معرفت خودش درباره مباحث گوناگون مهدویت تلاش کند واز هرگونه سطحی نگری به مسئله مهدویت بپرهیزد. همانگونه که امام حسین(ع) در پاسخ به فردی که از آن حضرت درباره معرفت خدا پرسید، حضرت فرمودند: شناخت اهل هر زمانی نسبت به امام زمانش است آن امامی که پیروی از او بر آنان لازم است» (مجلسی،۱۴۰۳ ج ۵ ص ۳۱۲) در اهمیت آگاهی به امام زمان(عج) حدیث مشهوری از رسول خدا(ص) نیز نقل است که فرمود: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است» (ابن ابی زینب ۱۳۹۷ ص ۱۲۳ ح ۶) و حدیث دیگری را فخر رازی یکی از مفسران بزرگ اهل سنت نیز از آن حضرت نقل نموده است که فرمود: « هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، پس باید بمیرد اگر می خواهد یهودی و اگر می خواهد نصرانی» (فخر رازی ۱۳۲۸ ص ۳۸۴ مسئله ۴۷) و امام صادق(ع) نیز دردعایی که برای زمان غیبت امام زمان تعلیم داده اند به این امر توجه نمودند و ناآگاهی به امام و حجت خدا را برابر با گمراهی از دین بر شمردند، آنجا که فرمودند «خدایا! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه می گردم.»(کلینی ۱۴۰۷، ج ۱ ص ۳۳۷)
۲. آمادگی اخلاقی و معنوی
خود سازی، اصلاح نفس وآمادگی معنوی از منظر مقام معظم رهبری، بزرگ ترین وظیفه منتظران مهدی موعود می باشد، ایشان در این باره فرمودند: «بزرگترین وظیفهی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی ...خود را آماده کنند... د. اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را میبازند و زانوانشان سست میشود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر میاندازد، انجام دهند؛ اینها چطور میتوانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینههای صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان،۳۰/۸/۱۳۷۱) این سخن رهبر انقلاب برگرفته ازکلام امام صادق(ع) است که درباره ویژگی های یاران امام زمان(عج) فرمودند: «هر کس شادمان می گردد از این که از یاران حضرت مهدی (عج) باشد، باید منتظر باشد و به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید و او منتظر واقعی است» (ابن ابی زینب ۱۳۹۷، ص ۲۰۰) وهمچنین آن حضرت فرمود: «به یقین برای صاحب این امر غیبتی است، پس بنده خدا باید تقوای پیشه. کند و به دینش چنگ زند الهی» (کلینی ۱۴۰۷ ج ۱ ص ۳۳۶) در اهمیت این ویژگی(خودسازی و تزکیه نفس) همین بس که خداوند در قرآن پس از یازده بار سوگند، تنها را نجات بشر را تزکیه و تطهیر نفس دانسته است(سوره شمس:۱-۹)
بنابراین عاشقان مهدی موعود(عج) باید بدانند اگر خواهان نزدیک شدن زمان ظهور آن حضرت هستند، بنا به فرموده رهبر عزیز انقلاب باید در اصلاح خویش تلاش کنند، ایشان در این مورد این گونه فرمودند: «شما مردم عزیز – بخصوص شما جوانها – هر چه که در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و کسب صلاحیتها در وجود خودتان بیشتر تلاش کنید این آینده را نزدیکتر خواهید کرد، اینها دست خود ماست، اگر ما خودمان را به صلاح نزدیک کنیم، آن روز نزدیک خواهد شد همچنان که شهدای ما با فدا کردن جان خودشان آن روز را نزدیک کردند، آن نسلی که برای انقلاب آن فداکاریها را کردند، با فداکاریهای خودشان آن آینده را نزدیکتر کردند هر چه ما کار خیر و اصلاح درونی خود و تلاش برای اصلاح جامعه انجام بدهیم آن عاقبت را دائماً نزدیکتر میکنیم» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/ ۱۴۷۹)
۳.توسل وارتباط قلبی
از از وظایف مهمی که به نظر مقام معظم رهبری شایسته است منتظران مهدی موعود(عج) به آن عمل کنند، توسل و ارتباط معنوی باآن حضرت می باشد، ایشان درباره برکات این رابطه معنوی و توسل به آن حضرت فرمودند: «رابطه ی قلبی و معنوی بین آحادمردم و امام زمان(عج) یک امرمستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امیدوانتظاررا به طوردایم در دل انسان زنده نگه می دارد.» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۱۲/۱۳۶۸) ودر سخنی دیگر نیز فرمودند: «این توسلاتی که در زیارات مختلف وجود داردکه بعضی از اینها اسانید خوبی هم دارد اینها بسیار با ارزش است...راه منطقی آن، توسل از راه دور است؛ توسلی است که امام آن را از ما می شنود ان شاءالله می پذیرد...این توسلات و این انس معنوی بسیار خوب و لازم است.»(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۸/۴/۱۳۹۰)
۴. پرهیز از دنیاگرایی
یکی ازوظایف منتظر واقعی بر اساس نظر مقام معظم رهبری، پرهیز از دنیا گرایی است، ایشان در فلسفه این مطلب فرمودند: «اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را می بازند و زانوانشان سست می شود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند هیچ حرکتی را که مطامع آنها را به خطر می اندازد، انجام دهند؛ اینها چطور می توانند منتظر امام زمان به حساب بیایند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه های صلاح را آماده کند و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۳۰/۸/۱۳۷۱) یک منتظر واقعی باید بداند بر اساس آیات قرآن «اِنّ الذین ... و رَضوا بالحیوةِ الدنیا واطمَانّوا بها ... اولئکَ ماوهمُ النارُ بِمایَکسبونَ» (یونس:۷ و ۸) و فرموده رسول خدا(ص) «حُبُّ الدُنیا اَصلُ کُلِّ مَعصیةٍ واَوَّلُ کُلِّ ذَنبٍ» (ابن ابی فراس ۱۴۱۰ ج ۲ ص ۱۲۲)؛ «حُبُّ الدُّنیا رَاسُ کُلُّ خَطیئةٍ» (ابن ابی فراس١٤١٠، ج ۲ ص ۳۶۲) درصورت پرهیز نکردن ازدنیا طلبی، پیامد خطرناک دنیوی و آخروی در انتظار او خواهد بود که یکی از آنها فراهم شدن زمینه انجام بسیاری از گناهان است.
امام خمینی(ره) نیز در توضیح پیامدزشت دنیاگرایی و شرح حدیث «حبُّ الدنیا راسُ کلِّ خطیئه» فرمودند:
«و بس است برای انسان بیدار، همین حدیث شریف، و کفایت میکند برای این خطیئه بزرگ مهلک، همین که سرچشمه تمام خطاها و ریشه و پایه جمیع مفاسد است. با قدری تأمّل معلوم شود که تقریبا تمام مفاسد اخلاقی و اعمالی از ثمرات این شجره خبیثه است. هیچ دین و مذهب باطلی تأسیس در عالم نشده و هیچ فسادی در دنیا رخ نداده مگر به واسطه این موبقه عظیمه- قتل و غارت و ظلم و تعدّی، نتایج این خطیئه است، فجور و فحشاء و دزدی و سایر فجایع زاییده این جرثومه فساد است. انسان دارای این حبّ از جمیع فضائل معنویّه بر کنار است: شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضائل نفسانیّه است، با حبّ دنیا جمع نمیشود. معارف الهیّه، توحید در اسماء و صفات و افعال و ذات، و حق جویی و حق بینی با حبّ دنیا متضادّند، طمأنینه نفس و سکونت خاطر و استراحت قلب، که روح سعادت دو دنیا است، با حبّ دنیا مجتمع نشود. غنای قلب و بزرگواری و عزّت نفس و حرّیّت و آزاد مردی از لوازم بی اعتنایی به دنیا است، چنانچه فقر و ذلّت و طمع و حرص و رقّیّت و چاپلوسی از لوازم حبّ دنیا است. عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت، محبّت، با حبّ دنیا متخالفند. بغض، کینه، جور، قطع رحم، نفاق و دیگر اخلاق فاسده از ولیدههای این امّ الأمراض است.»(موسوی خمینی،۱۳۸۸، ص ۴۹)
بنابر این اگریک منتظر واقعی امام زمان(عج) می خواهد زمینه را برای ظهور آن منجی و مصلح کل آماده کند باید هرگونه دوستی دنیا و گرایش به مظاهر فریبنده دنیا را از دلش خارج کند زیرا دلی که مملو ازعشق و محبت به مهدی موعود است و برای دیدارش لحظه شماری می کند نمی تواند عشق دنیای زودگذر و فانی را در خود جای دهد.
۵. ارتقای باور به حضور و نظارت امام زمان(عج)
یکی از وظایف بسیار سازنده و نقش آفرین در فرد منتظر، ارتقای باور به حضور و نظارت امام زمان(عج) است، این خصوصیت به تعبیر رهبری در صورتی درانسان منتظر محقق می شود که عقیده به امام زمان به طور حقیقی در دلها جا بگیرد... مومن این حضور رادر دل خود و با وجود و حواس خویش حس می کند...(گرچه آن امام عزیز) هنوز ظاهر نشده است و غایب است، غیبت او به احساس حضورش ضرری نمی زند، ظهور نکرده است اما هم در دلها و هم در متن زندگی ملت حضور دارد، مگر می شود حضور داشته باشد؟... شیعه خوب کسی است که این حضور را حس می کند و خودرا درحضور او احساس نماید، این، به انسان امید و نشاط می بخشد.» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۱۳۷۴) ایشان در سخن دیگر درباره گستره نظارت امام زمان(عج) نیز فرموده است: «امام زمان ناظر است و می بیند، انتخابات شمارا دید؛ اعتکاف شمارا امام زمان دید؛ تلاش شما جوان ها را برای آذین بندی نیمه شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدان های گوناگون امام زمان دیده است و می بیند، حرکت دولتمردان ما را در میدان های مختلف امام زمان می بیند و امام زمان از هرچه که نشانه ی مسلمانی و نشانه ی عزم راسخ ایمانی در آن هست و ازما سر می زند، خرسند می شود، اگر خدای ناکرده عکس این عمل بکنیم امام زمان را ناخرسند می کنیم ببینیدچه عامل بزرگی است.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان،۲۹/۶/۱۳۸۴) اما درباره دلیل بر اینکه امام زمان(عج) بر اعمال ما آگاهی و نظارت دارد می توان به این آیه کریمه قرآن استناد کرد که خداوند فرمود:(وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمومِنُونَ) (توبه:۱۰۵)؛ «بگو عمل کنید، خداوند و فرستادة او و مومنان اعمال شما را میبینند» درباره این آیه شریفه، روایات بسیاری نقل شده و شاید به حد تواتر برسد(مکاترم شیرازی ج ۸ ص ۱۲۵) که علاوه بر خداوند متعال، پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) از اعمال همة امت آگاه میشوند. در باب «عرضه اعمال» کتاب اصول کافی روایات متعددی در ذیل همین آیه شریفه ذکر شده است که مراد از «مومنون»، ائمه اطهار (ع) هستند، از جمله این روایت: شخصی خدمت امام رضا (ع) آمد و عرض کرد: برای من و خانوادهام دعا کنید. امام (ع) فرمودند: «مگر دعا نمیکنم؛ وَاللهِ إنَّ أعمالَکُم لَتَعرضُ علَیَّ فی کلِّ یَوم وَ لَیلَة؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه میشود.» راوی میگوید: این سخن بر من گران آمد، امام علیه السلام متوجه شد و به من فرمود: «أمَا تَقرَأُ کِتابَ اللهِ عزَّوجلَّ: (وَ قُل اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْموْمِنُونَ)، و هُوَ وَاللهِ علیُّ بنَ أبیطالِب؛ (کلینی ۱۴۰۷ ج ۱ ص ۱۷۱) آیا کتاب خداوند عزوجل را نمیخوانی که میفرماید: عمل کنید خدا و پیامبرش و مومنان، عمل شما را میبینند. به خدا سوگند! منظور از مومنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند» امام صادق (ع) نیز میفرماید: «إنَّ الدُّنیا لَتَمَثَّلَ لِلإمامِ مِثل فَلقَةِ الجَوز فَلایَعزُبُ عَنهُ شَیءٌ...؛ (شیخ مفید ۱۴۱۳ ص ۲۳) دنیا (آسمان و زمین) در نزد امام چون پاره گردویی حاضر و نمایان است و چیزی از او پوشیده نیست.
۶. امید واری و انتظارکشیدن
یکی از عوامل حرکت و تلاش برای آماده سازی زمینه ظهور مهدی موعود(عج) امید به آینده درخشانی است که قرار است منجی عالم بیاید و جهان را پر از عدل و دادنماید، حضرت علی علیهالسّلام میفرمایند: «از رحمت خداوند مایوس نباشید؛ زیرا محبوبترین کارها نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است» (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۳ ص ۱۲۳). امام صادق(ع) نیزدر این باره می فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم به شمار آید باید چشم به راه او باشد ...» (ابن ابی زینب ۱۳۹۷، ص ۲۷; صافی گلپایگانی،۱۴۱۹ ص ۴۹۸). حضرت حجت(عج) نیز در توقیعشان به شیخ مفید ره) فرمودند: «اگر شیعیان ما که خداوند آنها را در طاعتشان یاری دهد، در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده است، مصمم و یکدل باشند، نعمت لقای ما از آنان به تاخیر نمیافتد و سعادت دیدار ما برای آنها با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل میگردد» (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۳ ص ۱۷۷).
مقام معظم رهبری نیز در اهمیت این مسئله فرمودند: «چند خصوصیت در این اعتقاد به مهدویت هست که این خصوصیت در حکم خون در کالبد و در حکم روح در جسم است یکی امید است» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۹/۹/۱۳۷۶) ایشان درباره تلاش دشمنان بر ناامید کردن مردم نیز فرمودند: «گاهی اوقات دست های قلدر و قدرتمند، ملت های ضعیف را به جایی می رسانند که امیدشان را ازدست می دهند وقتی امید را از دست دادند دیگر هیچ اقدام نمی کنند می گویند چه فایده ای دارد؟ ما که دیگر کار از کارمان گذشته است، با چه کسی در بیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاش بکنیم؟ ما که دیگر نمی توانیم. اعتقاد به مهدویت، به وجود مقدس مهدی موعود(ارواحنا فداه) امید رادر دل ها زنده می کند، هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است نا امید نمی شود، چرا؟ چون می داند یک پایان روشن و حتمی وجود دارد، برو برگرد ندارد، سعی می کند که خودش را به آن برساند.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) اما رهبر فرزانه درباره نقش امیدواری منتظران در خنثی کردن توطئه دشمنان نیزفرمودند: «این عید(ولادت امام زمان) مایه امید ودرست نقطه مقابل آن، فضای یاس آلودی است که استکبار می خواهد در مقابل چشم مستضعفان عالم به وجود بیاورد... ملت ها اگر امیدوار باشند و امیدوار بمانند حربه استکبار چندان کارگر نیست.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۳۰/۱۱/۱۳۷۰)
۷.نترسیدن از دشمنان
نترسیدن از دشمنان و مرعوب نشدن از دیگر رسالت ها و وظایف مهم منتظران مهدی موعود(عج) است، رهبرانقلاب درباره این رسالت منتظران فرمودند: «ملتی که به خدا معتقد است و مومن است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که دردلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی می درخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمی شود و با این حرف ها(تهدیدات و تشرهای دشمنان) از میدان خارج نمی گردد، این خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدی (علیه آلاف التحیه و الثناء) است، عقیده به امام زمان(عج) هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم درحال و آینده، چنین تاثیر عظیمی دارد این راباید قدر دانست.» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۱۳۷۴) اگر جامعه منتظر به این وظیفه خویش پایبند باشد زمینه پیروزی و حاکمیت بخشیدن احکام اسلامی و زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم خواهد شدزیرا آن امامی می تواند دشمنان را شکست دهد که یاران شجاع و نترسی داشته باشد. همانگونه که امام خمینی(ره) توانسته است با داشتن چنین یارانی رژیم چند صد ساله طاغوت رادر کشور ایران شکست دهدوحکومت جمهوری اسلامی رابنیانگذاری نماید.
وظایف اجتماعی
۱. فراهم سازی زمینه ظهور
یکی از توطئه های دشمنان ترویج این فکر و عقیده است که امام زمان(عج) می آید و همه کارها را درست می کندآنهامی خواهند بااین شیطنت، جلوی هر حرکت و آماده سازی زمینه ظهوررا بگیرند به تعبیررهبر معظم انقلاب دشمنان با این کارشان می خواهند مردم را ناامید کنند، لذا در مقابل این توطئه آنان فرمودند: «اینکه امام زمان می آیدانجام می دهدیعنی چه؟ امروزتکلیف شماچیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) بعد درباره وظیفه منتظران فرمودند: «شما بایدزمینه را آماده کنی، تا آن بزرگواربتواند بیایدو در آن زمینه آماده اقدام فرماید، از صفر که نمی شودشروع کرد، جامعه ای می تواندپذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آمادگی و قابلیت باشد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) اما در مورد پیامد خطرناک هرگونه سستی و آماده نکردن زمینه ظهوراز سوی منتظران، رهبر انقلاب فرمودند: «چه علتی داشت که بسیاری ازانبیای بزرگ اولی العزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدی هاپاک و پیراسته کنند؟ چون زمینه هاآماده نبود، چرا امیرمومنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) در زمان خودش؛ در همان مدت کوتاه حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متّصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیبایی ها و درخشندگی هایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیه های پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درباره او، نتوانست ریشه بدی را بخشکاند؟» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) ایشان در ادامه به دلیل موفق نبودن امیر مومنان علی(علیه السلام) اشاره کرده و فرمودند: «چون زمینه زمینه نا مساعد بود، زمینه را نا مساعد کردن بودند، زمینه را زمینه دنیا طلبی کرده بودند، آن کسانی که در اواخر یا اواسط حکومت علوی مقابل امیر مومنان(علیه السلام) صف آرایی کردند کسانی بودند که زمینه های دینیشان زمینه های مستحکم و مادّه غلیظ متناسب دینی نمود، عدم آمادگی، این طور فاجعه به بار می آورد. آن وقت اگرامام زمان(عج) در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند همان خواهد شد.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶)
اما چگونگی زمینه سازی و آماده بودن مهم است، مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «ما آن وقتی می توانیم حقیقتا منتظربه حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم برای ظهور مهدی موعود(ارواحنا فداه) زمینه باید آماده شودوآن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/۱۳۷۹) بنا براین همانگونه که ملت شجاع ایران توانسته اند در حدی با فداکاری و قیام خویش زمینه تحقق حاکمیت بخشی از احکام اسلام رافراهم کنند، دیگر ملت هایی که خود را منتظر ظهور مصلح کل می دانند بایداین رسالت را در جامعه و محیط خویش انجام دهند و با مبارزه با ظلم و جورزمینه تحقق حکومت اسلامی را فراهم نمایند. همانگونه که رهبر انقلاب در این باره فرمودند: «برای پنجه در افکندن با زور گویان خود را آماده کنند... کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است آماده دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم بر افراشته اسلام است می تواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدان های خطر قدم خواهد گذاشت... کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است باید در خود زمینه های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.»(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۳۰/۸/۷۱)
یکی از عرصه هایی که نیاز به آمادگی منتظران است، آمادگی نظامی و مهیا کردن تسلیحات متناسب برای یاری امام زمان(علیهالسلام) می باشد چنان که در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمود: «هریک از شما بایدبرای خروج قائم(عج) هرچند به اندازه یک تیر، مهیا کند، هرگاه خدای تعالی چنین نیتی از او ببیند، امیدوارم عمرش را طولانی کندتا آن حضرت را درک کند و در زمره یاران و همراهانش قرارگیرد.»(ابن ابی زینب ۱۳۹۷، ص ۱۷۳) وامام کاظم (علیه السلام) در همین باره فرمودند: «هرکس مرکبی را به انتظار امرما نگاه داردوبه سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد در حالی که خودش به ما منسوب باشد، خداوند روزیش را فراخ گرداند به او شرح صدر عطا کند، اورا به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش اورا یاری کند.»(کلینی ۱۴۰۷ ج ۶ ص ۵۳۵ ح ۱) البته در موردآمادگی مطرح شده در اینگونه روایات باید این نکته را مورد توجه قرارداد که ذکر مواردی همچون تیر و مرکب در روایات از باب ذکر تمثیل و بیان لزوم آمادگی رزمی برای یاری منجی عالم می باشد و الا ذکر شمشیر و مرکب در روایات موضوعیت ندارد چون آمادگی در هر زمانی باید متناسب با آن زمان باشد. بنابراین منتظران حضرت حجت باید خود را با سلاح روز مسلح سازند و حال که خداوندبه برکت خون پاک شهیدان نعمت حکومت اسلامی را نصیب ملت ایران کرده است در درجه اول برعهده حکومت اسلامی می باشد که قوای نظامی را در بالاترین آمادگی نظامی قرار دهد تا در صورت ظهور حضرت حجت حق بتوانند دربهترین وجه به یاری آن حضرت بشتابند.
اما رهبر انقلاب درباره رسالت جوانان درزمینه سازی ظهور هم فرمودند: «شما جوانان که در آغاز زندگی و تلاش خود هستید باید سعی کنید تا زمینه را برای آن چنان دورانی آماده کنید دورانی مه در آن ظلم و ستم به هیچ شکنی وجود ندارد، دورانی که در آن، اندیشه و عقول بشر از همیشه فعال ترو هلاق تر و آفریننده تر است، دورانی که ملت ها با یکدیگر نمی جنگند، دست های جنگ افروز عالم همان هایی که جنگ های منطقه ای و جهانی را در گذشته به راه انداختند و می اندازند دیگر نمی توانند جنگی به راه بیندازند، در مقیاس عالم، صلح و امنیت کامل هست، باید برای آن دوران تلاش کرد، قبل از دوران مهدی موعود، آسایش وراحت طلبی و عافیت نیست.» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۹/۹/۱۳۷۶)
۲. تلاش برای اصلاح جامعه
یکی از رسالت های مهم منتظران مهدی موعود(عج)، تلاش برای اصلاح جامعه می باشد زیرا این عمل به تعبیر مقام معظم رهبری سبب نزدیک تر شدن ظهور منجی عالم بشیرت می شود(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/۱۳۷۹) همانگونه که به فرموده ایشان، تلاش در اصلاح خویش، باعث نزدیک ترشدن آن آینده درخشان خواهد شد. ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/۱۳۷۹) امایکی از عوامل دستیابی به اصلاح جامعه، ترویج و نهادینه کردن احساس مسئولیت اجتماعی در افراد می باشدزیرا در چنین صورتی نظارت اجتماعی رشد می کند و افراد با احساس مسولیت نسبت به رفتارهمدیگر ورفتار حکومتیان، مانع هرگونه فساد، خلاف و ستم خواهند شداز همین رو خداوندبه همه مومنان و مسلمانان سفارش کرده است که اگر به دنبال جامعه ای خوشبخت و رستگار می باشندباید روحیه دعوت به خیر و صلاح و جلوگیری از کارهای زشت را درجامعه را زنده کنند. (بعضهم یامرون بالمعروف...) وگرنه به تعبیر امیر مومنان علی(علیه السلام) بی توجهی به این مسئولیت اجتماعی یعنی ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر سبب مسلط شدن فاسدان برجامعه خواهد شد(ابن بابویه ۱۴۱۳، ج ۴ ص ۱۹۱) و چنین جامعه ای شایستگی پذیرش مصلح کل را نخواهد داشت.
۳.پژوهش عالمانه
به تعبیر مقام معظم رهبری یکی از خطرات بزرگی که مهدویت را مورد تهدید قرار می دهدکارهای عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متکی به سند و مدرک است زیرا این نوع کارها زمینه را برای مدعیان دروغین فراهم می کند و مردم را از حالت انتظارحقیقی دورمی کند(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۸/۴/۱۳۹۰) از همین رو ضرورت دارد تا درباره مسئله مهدویت کارعالمانه، قوی، متکی، به مدرک و سند بوسیله اهل فن و آگاه انجام گیرد...این بخش از کار هرچه ممکن است بیشتر باید جدی گرفت تا راه ان شاءالله برای مردم باز شود، هر چه دلها با مقوله ی مهدویت آشنا شود و انس پیداکند و حضور آن بزرگواربرای ما مردمی که دردوران غیبت هستیم، محسوس تر شود و بیشتر حس کنیم و رابطه بیشترداشته باشیم این برای دنیای ما و برای پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواند بود. (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۸/۴/۱۳۹۰) بنابراین آن اندیشمندانی که منتظر ظهور مهدی موعود(عج) هستند برای حراست از جامعه منتظردر مقابل شبهات دیگر اندیشان و دشمنان، باید پژوهش های دقیقی را در دستور کارپژوهشی خود قراردهند.
۴. دعا برای تعجیل فرج
یکی از رسالت های کسی که هر لحظه انتظار می کشد تا منجی عالم بیاید و دنیا را پر از عدل وداد کند، دعا و خواستن از خداست که هر چه زودترآن امام عدالت گستر را برساند چون چنین فردی باور دارد که تا خدا مصلحت نداندآن مهدی موعود نخواهد آمد، مقام معظم رهبری درباره این خصوصیت منتظران فرمودند: «آن مردمی که می نشینندراز دو نیازمی کنند؛ دعای ندبه را با توجه می خوانند و زیارت آل یاسین را زمرمه می کنند و می نالند می فهمند چه می گویند» ((بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۷۴).در روایات نیز درباره دعا برای تعجیل فرج تاکید شده است، همانگونه که در توقیع امام زمان(عج) به جناب اسحاق بن یعقوب توصیه شده است که برای تعجیل فرج، زیاد دعا کنید(ابن بابویه ۱۳۹۵ ج ۲ ص ۳۶۱) ودر روایتی از امام حسن عسکری(ع) نیز، درباره فایده دعا برای تعجیل فرج امام غایب آمده است، به خدا سوگند که او غیبتی سخت می کند در آن غیبت، از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای عزّوجل اورا بر قول به امامت آن حضرت ثابت بدارد و اورا در عصر غیبت بر دعای به تعجیل فرج او موفق بدارد. (مجلسی ۱۴۰۳ ج ۹۸ ص ۱۵۸) البته همانگونه که قبلا بیان شد انسان منتظر نباید فقط به دعا اکتفاکند بلکه بایدعلاوه بر دعا در تحقق اوامرالهی تلاش کند. مقام معظم رهبری نیز درباره ارزش و ثمره دعا و توسل به مهدی موعود(عج) فرمودند: «من توصیه می کنم که این توسلات را...هرچه با کیفیت تر ادامه دهند و توجهات و الطاف آن بزرگوار را به سمت خود جلب کنند... ومردم با توجه و توسل به او ان شاء الله راه رشد و هدایت و فتح و پیروزی را به دست خواهند آورد.» ((بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۱۳۷۴)
نتیجه
از پژوهش انجام شده می توان به نتایج ذیل اشاره نمود:
۱. بر اساس وعده حتمی الهی، حاکمیت حکومت مهدی موعود(عج) به وقوع می پیوندد و آن منجی نجات بخش پرچم حکومت جهانی عدالت گستر را در تمام عالم به اهتزاز در می آورد.
۲. انتظارفقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما بایدخودرا از تمام جهات اخلاقی و رفتاری برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم.
۳. بر اساس نظر مقام معظم رهبری که بر گرفته از آموزه های دینی است، مهدی موعود(عج) زمانی ظهور خواهد کرد که منتظران واقعی مهدی موعود(عج) علاوه بر وظایف فردی به وظایف اجتماعی خویش عمل نمایند. اما مهم ترین وظایف فردی از دیدگاه رهبر فرزانه انقلاب عبارت است: ۱.کسب معرفت ۲.آمادگی اخلاقی ومعنوی ۳.پرهیز از دنیاگرایی ۴. توسل و ارتباط معنوی با امام زمان(عج) ۵. ارتقای باور به حضور ونظارت امام زمان(عج) ۶.نترسیدن از دشمنان ۷. امیدواری ومنتظر بودن. اما مهم ترین وظایف اجتماعی عبارت است از: ۱. فراهم سازی زمینه ظهور امام زمان(عج) ۲. تلاش برای اصلاح جامعه ۳. پژوهش عالمانه در مباحث مهدویت و پاسخ به شبهات ۴. دعا برای تعجیل فرج امام زمان(عج)
منابع
قرآن
(۱) مفید محمد بن محمد،۱۴۱۳ ق، الاختصاص، الموتمر العلمی لالفیه الشیخ المفید، قم.
(۲) فقیه ایمانی، مهدی، ۱۴۰۲ ق، الإمام المهدی عند أهل السنة، نشر مکتبة أمیر المؤمنین(علیه السلام)، اصفهان.
(۳) سبحانی، جعفر،۱۴۱۱ ق، الهیات و معارف اسلامی، نشر المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، قم.
(۴) مجلسی، محمد باقر ۱۴۰۳ ق، بحارالأنوار، ، نشر دار احیاء التراث العربی، لبنان.
(۵) زبیدی، محب الدین ۱۴۱۴ ق، تاج العروس، ، نشر دارالفکر، لبنان.
(۶) ابن خلدون، عبد الرحمن ۱۴۱۷ ق، تاریخ ابن خلدون، نشر دارالفکر، لبنان.
(۷) صدر، محمد ۱۴۰۲ ق، تاریخ الغیبة الکبری، نشر دار التعارف للمطبوعات، لبنان.
(۸) جان ناس، مترجم علی اصغر حکمت ۱۳۷۰ ش، تاریخ جامع ادیان، نشر انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران.
(۹) مصطفوی حسن ۱۳۷۴ ش، التحقیق فی کلمات القرآن، وزارت ارشاد، تهران.
(۱۰) ناصر مکارم شیرازی و همکاران ۱۳۷۴ ش، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
(۱۱) ابن ابی الفرّاس ۱۴۱۰ ق، تنبیه الخواطرو نُزهَةُ النَّواظِر (مجموعه ورّام)، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
(۱۲) سایت مقام معظم رهبری، KHAMENEI.IR
(۱۳) ابن ابوالحدید، عزالدین، عبدالحمید ۱۳۸۳ ش، شرح نهج البلاغه، نشر داراحیاء التراث العربی، لبنان.
(۱۴) ابن عربی، محی الدین ۱۴۰۵ ق، الفتوحات المکیة، نشر المکتبة العربیة، مصر.
(۱۵) ، معین، محمد ۱۳۷۱ ش، فرهنگ فارسی، انتشارات امیرکبیر، تهران.
(۱۶) کلینی، محمد بن یعقوب ۱۴۰۷ ق، الکافی، دارالکتب الاسلامیه تهران.
(۱۷) ابن ابی زینب، محمدبن ابراهیم ۱۳۹۷ ق، ا لغیبة، نشر مکتبة الصدوق، تهران.
(۱۸) کتاب مقدس،۱۳۸۰ ش، انتشارات اساطیر، تهران.
(۱۹) اربلی، علی بن عیسی ۱۴۰۱ ق، کشف الغمه فی مَعْرِفَةِ الأئمّة، نشر دار الکتب، بیروت.
(۲۰) صدوق، محمد بن علی ۱۳۶۳ ش، کمال الدین وتمام النعمة، نشر انتشارات نشر اسلامی، قم.
(۲۱) موسوی اصفهانی ۱۳۷۴ ش، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، محمدتقی، مترجم، حائری قزوینی، انتشارات بدر.
(۲۲) صافی گلپایگانی، لطف اللّه ۱۴۱۹ ق، منتخب الأثر فی الامام الثّانی عَشَر(عج) موسسه السیده المعصومه(سلام الله علیها) قم.
(۲۳) صدوق، محمد بن علی ۱۴۰۵ ق، من لا یحضره الفقیه، نشر دارالأضواء، لبنان.
(۲۴) حرانی، ابن تیمیّه ۱۴۲۰ ق، منهاج السنة النّبویه، احمد بن عبدالحلیم، نشر دار الکتب، لبنان.
(۲۵) ، فقیه ایمانی، مهدی ۱۴۰۱ ق، موسوعة الإمام المهدی، مکتبة امیر المؤمنین، اصفهان.
(۲۶) البستوی، عبدالعلیم ۱۴۲۰ ق، المهدی المنتظر علیه السلام فی ضوء الأحادیث والآثار الصحیحة ، نشر دار ابن حزم، عربستان.
(۲۷) حر عاملی، محمّد ۱۴۲۰ ق، وسائل الشیعة، نشر مکتبة الإسلامیة، تهران.
(۲۸) صدر، محمد ۱۴۰۳ ق، الیوم الموعود بین الفکر المادی والدین، شر دار التعارف للمطبوعات، لبنان.
آیه «ارسل رسول» چگونه بر ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دلالت دارد؟
خداوند در آیه «ارسل رسول» وعده داده است که دین حق را بر همه ادیان غالب کند. امام صادق(ع) و مفسران بزرگ اسلام تأکید کردهاند که این وعده الهی تنها در عصر ظهور امام زمان(عج) به طور کامل محقق خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری حوزه، در میان آیات قرآن، برخی به صورت خاص به رویدادهای آینده و تحولات نهایی تاریخ بشارت دادهاند. آیه معروف «ارسل رسول» (سوره توبه، آیه ۳۳) یکی از این آیات کلیدی است که بهصورت صریح وعده پیروزی کامل و جهانی دین حق را میدهد.،ازین رو این سؤال مطرح میشود که تحقق واقعی این آیه در چه زمانی رخ خواهد داد؟
سوال:
آیه «ارسل رسول» چگونه بر ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دلالت دارد؟
پاسخ اجمالی:
یکی از آیاتی که دلالت بر ظهور امام زمان(عج) دارد «آیه ارسال رسول» است. خداوند در این آیه می فرماید: «او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه آیین ها غالب گرداند». مقصود از هدایت در این آیه، هدایت الهی است که خداوند رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از دین حق نیز دین اسلام است.
بنابراین خداوند وعده ظهور و غلبه اسلام بر تمام ادیان را داده است. امام صادق(ع) در تفسیر آیه می فرماید: «به خدا سوگند تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آنکه قائم خروج کند».
پاسخ تفصیلی:
یکی از آیاتی که دلالت بر ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دارد «آیه ارسال رسول» است. خداوند متعال در این آیه می فرماید:
«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»(۱)؛ (او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه آیین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند).
مقصود از هدایت در آیه، هدایت الهی است که خداوند رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از «دین حق» نیز همان دین اسلام است و ضمیر در «لِیُظْهِرَهُ» به دین اسلام بر می گردد نه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)؛ زیرا مرجعی نزدیک تر از کلمه رسول است و نیز تناسب بین غالب که دین اسلام است با مغلوب که ادیان دیگر است برقرار می شود.
فخر رازی می گوید: «در زمان حضرت عیسی و حضرت مهدی(علیه السلام) محقق می شود».(۲) طبری می گوید: «در زمان نزول حضرت عیسی(علیه السلام) تمام ادیان باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همه ادیان غالب خواهد شد».(۳) از سعید بن جبیر روایت شده که: «این آیه مربوط به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از اولاد فاطمه(علیها السلام) است که خداوند او را بر همه ادیان غالب خواهد کرد».(۴)
ابو بصیر از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه فوق روایت کرده که فرمود: «به خدا سوگند تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آنکه قائم خروج کند و هنگامی که خروج کرد کافر به خدای عظیم در روی زمین باقی نمی ماند».(۵)،(۶)
پی نوشت:
(۱). سوره توبه، آیه ۳۳.
(۲). مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ قمری، چاپ: سوم، ج ۱۶، ص ۳۳، (سوره توبه، آیه ۳۳).
(۳). جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، محمد بن جریر، دار المعرفه، بیروت، ۱۴۱۲ قمری، چاپ: اول، ج ۱۰، ص ۸۲، (سوره توبه، آیه ۳۳).
(۴). الفصول المهمة فی معرفة الأئمة(علیهم السلام)، ابن صباغ مالکی، دار الحدیث، قم، ۱۴۲۲ قمری، چاپ: اوّل، ج ۲، ص ۱۱۲۲، (الفصل الثانی عشر فی ذکر أبی القاسم محمد(علیه السلام) الحجة الخلف الصالح ابن أبی محمد الحسن الخالص(علیه السلام) و هو الإمام الثانی عشر و تاریخ ولادته و دلائل إمامته و ذکر طرف من أخباره و غیبته و مدة قیام دولته و ذکر کنیته و نسبه و غیر ذلک مما یتصل به).
(۵). البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ قمری، چاپ: اول، ج ۲، ص ۷۷۰، (سوره توبه، آیه ۳۳).
(۶). گردآوری از: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران، قم، چاپ هفتم، ۱۳۹۰ ش، ص ۵۳۹.
حدیثی شگفت انگیز در مورد ظهور
به قسمت از حدیثی مفصل و زیبا از امیرالمومنین در مورد بشارت به ظهور منجی اشاره خواهیم کرد.
گوینده: امیرالمؤمنین علی علیهالسلام:
مخاطب: حُذیفة بن یمان.
ابتدا توصیهای به حُذیفه در رابطه با در نظر گرفتن ظرفیت و قابلیت افراد در بیان حقایق، به ویژه فضائل اهلبیت علیهمالسلام دارند.
در ادامه به کوتاهی مردم اشاره میکنند که در نتیجه ظالمان قدرت میگیرند و اهل بیتش یکی پس از دیگری به شهادت میرسند تا میرسد به خاتم اوصیاء، حضرت مهدی با این تعبیر: ...حَتَّی إِذَا غَابَ الْمُتَغَیِّبُ مِنْ وُلْدِی عَنْ عُیُونِ النَّاسِ..... تا آن زمان که غائب شونده از فرزندانم از
دیدگان مردم غائب شود و فتنه و بلا جامعه را در برمیگیرد و به شیعیان ناسزا میگویند و (امت) به خیال باطلشان گمان میکنند حجتی وجود ندارد و امامت باطل شده است.
اما قسم به پروردگار علی، حجت خدا پایدار است و در مسیرها (خیابان ها) حرکت میکند و در مجالس حضور مییابد و در شرق و غرب این عالم در پی انجام مأمویت الهی خود در رفت و آمد است بر مردم سلام میکند در حالی که او را نمیشناسند؛ میبیند ولی دیده نمیشود تا زمانی که
وقتش (ظهورش) برسد و منادی از آسمان ندا دهد.
سپس فرمودند: آگاه باشید آن زمان روز شادی فرزندان علی و پیروانش است.۱
پینوشت:
۱. نعمانی، الغیبة، ص۱۴۲، باب۱۰، ح































