انقلاب اسلامی و نسل امروز

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
انقلاب اسلامی و نسل امروز

اختلاف میان نسل ها امری طبیعی است، اما طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزش‌های سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت می گیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانه های وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل می سوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسل های بسیار دور و مخالفت ها و اعتراض های جدی با نظام های حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمی دهند .

برخی این ذهنیت را مطرح می کنند كه این انقلاب را افرادی قبول دارند که جز نسل هاي گذشته بودند و الان در اقليت هستند و نسل الان خواهان اين وضعيت چنين حكومتي نيست؛ در حالی که این ذهنیت بر دو پیش فرض استوار شده که هر دو نادرست است، نخست آنکه کسانی که انقلاب را قبول داشتند، جزو نسل گذشته بودند و دیگر آنکه کسانی که انقلاب را قبول دارند در اقلیت هستند و نسل کنونی خواهان تغییر حکومت هستند که در قالب چند نکته به توضیح آن می پردازیم.

  1. درست است که نسل های گذشته انقلاب کردند، اما انقلاب محدود به آن نسل نبوده و حضور نسل جوان در دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی و ترسیم صحنه های زیبای همراهی با انقلاب اسلامی از سوی این نسل که حضرت امام و جنگ و بسیاری از حوادث را ندیده اند، در راهپیمایی ها، انتخابات، مراسمات مذهبی، تشییع پیکر شهدا، شرکت در گروههای جهادی و خدمت به مناطق محروم و حضور در دفاع از حرم و... نشان از زنده بودن آرمان ها و ارزش های انقلاب در میان نسل حاضر دارد. تداوم همین پشتوانه مردمی نظام موجب شده تا دشمنان با وجود استفاده از همه ظرفیت های خود در مقابله با انقلاب اسلامی، ناکام بماند.

اختلاف میان نسل ها امری طبیعی است، اما طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزش‌های سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت می گیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانه های وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل می سوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسل های بسیار دور و مخالفت ها و اعتراض های جدی با  نظام های حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمی دهند .

  1. اصول و مبانی حاکم بر نظام های سیاسی چیزی نیست که محدود به یک نسل باشد، بلکه برای نسلهای متعدد در نظر گرفته می شود. مبانی حاکم بر فرهنگ و تمدن غربی همچون سکولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم خود را محدود به یک نسل نمی داند و به نسل های بعد نیز اجازه نمی دهد که آن را زیر سؤال ببرند.

اگر تغییر نظام سیاسی یک امر ذاتاً با ارزش و حق ذاتی هر نسلی باشد، باید پس از هر مدت زمانی که تعداد نسل جوان یک کشور به حد قابل اعتنایی رسید، نظام سیاسی قبل جای خود را به نظام سیاسی مورد نظر نسل بعدی بدهد، بدون آنکه این خواست جدید خود را اثبات کرده باشد و معلوم است که به این ترتیب جامعه به چه سرنوشتی دچار خواهد شد و روی ثبات را نیز نخواهد دید، چون نظام سیاسی یک قانون جزئی نیست که با آمد و شد برای خود در حقیقت ثبات و استمرار جامعه را دچار خلل نماید، اصلاً آیا تاکنون در هیچ کشوری ـ با هر شکل از حکومت ـ انتخاباتی به صرف احتمال و ادعا انجام شده است تا نظام جمهوری اسلامی هم چنین کند؟!»[1]

اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی در کشور ما از اموری فطری بوده و چیزی نیست که زمانمند و موقتی و محدود به نسل خاصی باشد، همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند: « برای همه‌چیز می توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد؛ زیرا فطرت بشر در همه‌ عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمی توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها. انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان می دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل می شمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمی گیرد... جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمی کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بی‌شک فاصله‌ میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمان‌خواه را عذاب داده و می دهد، امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.»[2]

  1. ادعای اقلیت بودن طرفداران انقلاب بر اساس کدام مدرک و مستند معتبر مطرح می شود؟ از کجا اقلیت بودن کسانی که انقلاب را قبل دارند، احراز شده است؟ این ادعا در حالی است که حضور میدانی مردم به ویژه جوانان در صحنه های مختلف دفاع از نظام با وجود همه مشکلات و گلایه ها، خلاف این ادعا را ثابت می کند. اگر براستی مردم و نسل کنونی انقلاب را قبول ندارند، نباید شاهد حضور گسترده آنان در تجمعات و اعتراضات باشیم؟ در حالی که جمعیتی که در محکومیت اغتشاشات و فتنه های گذشته به میدان آمدند، قابل مقایسه با افراد حاضر در آنها نبوده و در همه آشوب ها با روشن شدن ابعاد و پشت پرده ها و فروکش نمودن غبار دروغ ها و شایعات، مردم صف خود را از عناصر آشوبگر جدا کردند. در اغتشاشات سال گذشته با وجود جنگ ترکیبی گسترده دشمنان و به میدان آوردن تمامی ظرفیت ها و عناصر خود و فراخوان های متعدد، شاهد بی اعتنایی مردم به آن بودیم که نشانگر آن بود که مردم با وجود مشکلات و برخی گلایه ها و نارضایتی ها پای ارزش ها و آرمان های انقلاب ایستاده اند و حساب اصل نظام را از عملکرد برخی از مسئولان جدا دانسته و اجازه دخالت به بدخواهان این مرز و بوم نخواهند داد.

 

[1] . باقرزاده، محمد رضا، «آیا رأی مردم در رفراندوم به جمهوری اسلامی برای نسل‌های بعد هم الزام‌آور است؟، ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی معارف ، شماره 55، فروردین و اردیبهشت1387

[2] . بیانیه گام دوم انقلاب؛ 22/11/1397

خوانده شده 4 مرتبه