emamian
محبوبیت گسترده مردمی امام صادق(ع) فضا را برای گسترش معارف ایجاد کرد
در دل یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ اسلام، امام جعفر صادق علیهالسلام بهعنوان چهرهای ماندگار و تأثیرگذار ظهور کردند؛ دورهای که گذار از حکومت بنیامیه به بنیعباس، جامعه را در فضایی از بحرانهای سیاسی، آشوبهای اجتماعی و تنوع گسترده جریانهای فکری قرار داده بود. این شرایط ویژه، هم تهدیدی جدی برای حقیقت دین بود و هم فرصتی استثنایی برای تبیین معارف اصیل اسلامی. بر همین اساس برای واکاوی آن دوران با حجت الاسلام رضا غلامی قائم مقام بنیاد هدایت به گفتگو پرداختیم که حاصل آن در ادامه تقدیم مخاطبان می شود.
*امام صادق (ع) در چه شرایط تاریخی و اجتماعیای زندگی میکردند؟
امام صادق (ع) در یکی از پرآشوبترین دورانهای تاریخ اسلام زندگی میکردند؛ دورهای که در آن حکومت بنیامیه رو به زوال بود و بنیعباس در تلاش برای شکلدادن به قدرت جدید خود بود. این جابهجایی قدرت، فضای بیثبات و آشفتهای ایجاد کرده بود که از یک سو با ضعف حکومت اموی همراه بود و از سوی دیگر با خشونت سیاسی عباسیان. این وضعیت فرصتها و تهدیدهایی را همزمان برای امام فراهم ساخت.
در سالهای پایانی حکومت بنیامیه، جامعه اسلامی درگیر جنگهای داخلی، قیامهای فراوان و اختلافات قبیلهای بود. مردم از ظلم، تبعیض و ناتوانی امویان در اداره جامعه خسته شده بودند. این شرایط باعث نارضایتی گسترده و آماده شدن زمینه برای رشد جریانهای فکری و سیاسی متنوع شد. در چنین وضعی، امام صادق (ع) تلاش میکردند حقیقت دین را از میان انحرافات سیاسی و عقیدتی بیرون بکشند.
با روی کار آمدن عباسیان، ابتدا امیدی برای بهبود شرایط ایجاد شد، اما خیلی زود مشخص شد که آنها نیز همان مسیر ظلم و اقتدارگرایی را ادامه میدهند. عباسیان از گسترش علمی و محبوبیت اجتماعی امام صادق (ع) بیم داشتند و تلاش میکردند ایشان را تحت کنترل قرار دهند. اما گستردگی نفوذ امام چنان بود که محدودیتهای سیاسی نتوانست مسیر علمی ایشان را متوقف کند.
از منظر اجتماعی، جامعه در آن زمان با تضادهای طبقاتی شدید مواجه بود. حکومتها ثروت را در دست گروههای محدود نگه میداشتند و مردم عادی در شرایط دشوار زندگی میکردند. همین فشارها باعث شده بود توجه مردم به سوی شخصیتهای معنوی و علمی همچون امام صادق (ع) جلب شود. امام با رفتار کریمانه و دانش گسترده خود پناهگاه فکری و معنوی مردم بود.
از نظر فرهنگی، دوران امام صادق (ع) زمانهای بود که مذاهب مختلف، فرقههای کلامی، و جریانهای فلسفی در حال شکلگیری یا گسترش بودند. مکتبهایی مانند معتزله، مرجئه، خوارج و حتی جریانهای فکری غیرمسلمان وارد بحثهای معرفتی شده بودند. این تنوع موجب ایجاد فضایی برای گفتگوهای علمی جدی شد. امام صادق (ع) نقش تعیینکنندهای در هدایت این مباحث و جلوگیری از انحرافات فکری داشتند.
در کنار این مسائل، نهضت ترجمه در جهان اسلام در حال شکلگیری بود. آثار یونانی، ایرانی و هندی به عربی ترجمه میشد و پرسشهای فلسفی جدیدی در جامعه مطرح میگردید. امام صادق (ع) با احاطه کامل به علوم گوناگون، پاسخهایی دقیق و راهگشا ارائه میکردند و شاگردانی تربیت کردند که در مواجهه با جریانهای فکری جدید توانمند باشند.
از نظر دینی نیز جامعه بهشدت دچار اختلافات شده بود. حکومتها برای مشروعیتبخشی به خود، احادیث جعلی تولید میکردند. همین امر ضرورت وجود مرجعیت علمی اصیل را دوچندان میکرد. امام صادق (ع) بهعنوان امام علم و معرفت، با اصالتبخشی به حدیث صحیح و تبیین دقیق معارف، نقش بنیادینی در حفظ میراث نبوی ایفا کردند.
در مجموع زندگی امام صادق (ع) در نقطه عطفی از تاریخ اسلام واقع شد؛ دورهای که تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و علمی به اوج رسیده بود و امام توانست با بهرهگیری از این فرصت بینظیر، پایههای علمی و فکری مذهب اهلبیت را تثبیت و تقویت کند.
*مهمترین ویژگی شخصیتی امام صادق (ع) از نگاه شما چیست؟
از نگاه بسیاری از پژوهشگران و مورخان، مهمترین ویژگی شخصیتی امام صادق (ع) جامعیت شخصیت ایشان است؛ یعنی ترکیب شگفتانگیز علم، زهد، اخلاق، تواضع، صلابت، و توان رهبری اجتماعی. این جامعیت باعث شد که امام بتوانند در دورهای پیچیده و پرآشوب هدایت جامعه را برعهده بگیرند و مکتبی ماندگار بنا کنند.
یکی از برجستهترین ابعاد شخصیت امام، عقلانیت و رویکرد علمی ایشان بود. امام صادق (ع) عقل را حجت درونی انسان معرفی میکردند و همواره پیروان خود را به تفکر، تأمل و پرسشگری دعوت مینمودند. این نگاه سبب شد مکتب علمی ایشان بر پایه خردورزی و استدلال بنا شود و از جمود فکری فاصله بگیرد. همین ویژگی بود که سبب جذب دانشمندان بزرگ زمانه به سوی ایشان شد.
تواضع کمنظیر امام نیز از ویژگیهای مهم ایشان بود. با وجود جایگاه علمی و معنوی بسیار والا، امام با همه مردم با احترام، مهربانی و بردباری رفتار میکردند. روایتهای فراوانی نقل شده که نشان میدهد امام در برابر حتی مخالفان خود با اخلاق نیکو و حلم برخورد مینمودند. این رفتار باعث شد دلهای بسیاری مجذوب ایشان شود.
در کنار تواضع، صلابت و استواری امام در برابر ظلم مثالزدنی بود. ایشان در برابر انحرافات فکری یا فشارهای سیاسی هرگز سازش نمیکردند. این صلابت همراه با حکمت باعث شد امام بدون درگیری مستقیم سیاسی، مسیر مبارزه فکری و فرهنگی را پیش ببرند و حکومتها نتوانند حقیقت را خاموش کنند.
سخاوت و کرم امام نیز میان مردم زبانزد بود. ایشان نه تنها به نیازمندان کمک میکردند، بلکه شأن انسانی آنان را پاس میداشتند. این رویکرد، وجهه اجتماعی امام را بسیار تقویت کرد و پیروان ایشان را در میان مردم محبوبتر ساخت.
ویژگی دیگر امام صادق (ع) توانایی تربیت شاگردان برجسته بود. ایشان با نگاهی دقیق به شخصیت، استعداد و نیاز جامعه، شاگردانی تربیت کردند که هر کدام در حوزههای مختلف نقشآفرین شدند؛ از فقه و حدیث گرفته تا شیمی، طب، کلام و فلسفه. این مهارت تربیتی نشاندهنده عمق شخصیت و وسعت اندیشه امام بود.
حلم و بردباری امام نیز زبانزد است. ایشان در مواجهه با جاهلان، معاندان و حتی دشمنان، الگویی از آرامش و رفتار کریمانه ارائه کردند. حلم ایشان سبب شد بسیاری از سوءتفاهمها برطرف شود و مخالفان، مجذوب صداقت و بزرگواری امام گردند.
در نهایت، شاید مهمترین ویژگی شخصیت امام صادق (ع) توانایی ترکیب علم عمیق با اخلاق والا باشد؛ ترکیبی که توانست مکتبی ماندگار، پویا و عقلانی بسازد و تا امروز بر زندگی میلیونها انسان اثر بگذارد.
*چرا دوره امام صادق (ع) در میان سایر ائمه دوران «طلایی نشر معارف» شناخته میشود؟
دوران امام صادق (ع) از آن جهت «طلایی نشر معارف» نام گرفته که شرایط تاریخی خاصی فراهم شد تا امام بتواند گستردهترین فعالیت علمی را در میان همه ائمه (ع) انجام دهد. یکی از مهمترین دلایل این امر ضعف و افول حکومت بنیامیه و گذار قدرت به بنیعباس بود که باعث شد مدتی فضای نسبتاً بازتری برای فعالیتهای علمی بهوجود آید. این فرصت کوتاه اما تاریخی، بستری شد برای بنیانگذاری بزرگترین مدرسه علوم اسلامی.
در این دوره، جامعه اسلامی با موجی از پرسشها و چالشهای فکری روبهرو شده بود. ترجمه آثار یونانی و رشد جریانهای فلسفی، مباحث کلامی را پیچیدهتر کرده بود. همچنین فرقههای مختلف مانند معتزله، مرجئه و خوارج در حال تقویت بودند و مردم نیازمند مرجعی مطمئن برای پاسخ به سوالات و رفع شبهات بودند. امام صادق (ع) با جامعیت علمی خود توانستند پاسخهای دقیق، منطقی و منسجم ارائه کنند و جریان معرفتی اسلام را سامان دهند.
یکی از عوامل مهم این دوره طلایی، تشکیل دانشگاه علمی امام صادق (ع) بود. هزاران شاگرد از شهرهای مختلف به مدینه میآمدند تا از علم امام بهرهمند شوند. سالها آموزش مستمر، منظم و دقیق باعث شد حدود چهار هزار شاگرد تربیت شوند که بسیاری از آنان بعدها بزرگان علم شدند. این حجم از تولید علم در هیچ دورهای از زندگی دیگر ائمه ممکن نبود.
ویژگی دیگر این دوره، تنوع علوم تدریسشده در مدرسه امام بود. امام تنها به فقه و حدیث اکتفا نکردند؛ بلکه در رشتههایی چون کلام، تفسیر، طب، شیمی، منطق، نجوم و حتی علوم طبیعی آموزش میدادند. حضور چهرههایی چون جابر بن حیان بهعنوان شاگرد امام نشان میدهد که گستره علمی ایشان محدود به علوم دینی نبود.
رونق مباحثه و مناظره نیز از دیگر ویژگیهای این دوران است. امام صادق (ع) با آدابی ویژه شاگردان خود را تشویق به نقد و پرسشگری میکردند و هیچ پرسشی را بیارزش نمیدانستند. همین فضای آزاد علمی سبب پرورش شخصیتهایی شد که توان مقابله با جریانهای انحرافی را داشتند و پایههای علمی شیعه را مستحکم کردند.
جایگاه امام در میان مردم نیز نقش مهمی داشت. محبوبیت گسترده ایشان باعث شد حکومتها نسبت به برخورد مستقیم با امام حساس باشند، و همین محبوبیت فضای بیشتری برای گسترش معارف ایجاد کرد. مردم از رفتار، علم و معنویت امام متأثر شده و مشتاقانه به سوی ایشان گرایش یافتند.
نقش مهم دیگری که این دوره را طلایی کرد، تثبیت «فقه جعفری» بود. امام صادق (ع) اصول فقه شیعه را نظاممند کردند، مبانی آن را توضیح دادند، روش اجتهاد را تبیین کردند و با بیان احکام دقیق، فقه اهلبیت را به یک مکتب جامع و قابل اتکا تبدیل نمودند.
در نهایت، از آنجا که تحولات فرهنگی و سیاسی آن دوره با شخصیت جامعالاطراف امام صادق (ع) همراه شد، فرصتی تاریخی برای شکوفایی علم اسلامی و شیعی فراهم آمد. نتیجه این دوره طلایی، پایهگذاری تمدنی علمی بود که تا امروز اثرات آن ادامه دارد.
بازتاب جنگ علیه ایران در رسانهها؛ ترامپ در محاصره خشم آمریکاییها
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
نیویورک تایمز در گزارشی به بررسی افکار عمومی آمریکا در هفتمین هفته جنگ علیه ایران پرداخت و نوشت که بسیاری از شهروندان این کشور نسبت به جنگی که رئیسجمهورشان توضیح روشنی درباره آن ارائه نداده، دچار سردرگمی و خشم هستند. بر اساس نظرسنجیهای اشاره شده در این گزارش، حدود شش نفر از هر ده آمریکایی با این جنگ مخالفند و این مخالفت عمدتاً در میان دموکراتها و رأیدهندگان مستقل برجستهتر است.
این روزنامه آمریکایی میافزاید که حتی در میان حامیان جمهوریخواه ترامپ نیز نشانههایی از تردید دیده میشود؛ به ویژه جمهوریخواهان جوان و آنهایی که خود را از جنبش «ماگا» جدا میدانند، حمایت کمتری از جنگ نشان میدهند. در مصاحبه با دهها رأیدهنده در شهرهای نظامی، کهنهسربازان جنگ عراق و افغانستان نگرانی خود را از تبدیل شدن این درگیری به «جنگ ابدی» دیگر ابراز کردند. در پایان گزارش آمده است که نزدیک به دو سوم رأیدهندگان معتقدند ترامپ پیش از آغاز جنگ، توجیه روشنی برای آن ارائه نکرده است.
بیبیسی در گزارشی به بررسی راهبردی تهدید آمریکا مبنی بر محاصره دریایی ایران پرداخت و آن را یک «قمار» توصیف کرد. این رسانه با اشاره به توانایی فنی نیروی دریایی آمریکا برای اجرای محاصره در آبهای دریای عمان، تصریح نمود که سؤال اصلی نه امکانپذیری عملیات، بلکه هدف نهایی و اثربخشی آن است.
به نوشته بیبیسی، اگرچه محاصره دریایی در مقایسه با گزینههای پرخطرتری چون اسکورت نظامی کاروانها یا اشغال جزیره خارگ، ریسک کمتری برای نیروهای آمریکایی دارد، اما تحلیلگران نسبت به موفقیت آن تردید جدی دارند. در این گزارش به نقل از دیوید ساترفیلد، فرستاده پیشین آمریکا، آمده است که واشنگتن در محاسبات خود «اراده پولادین» ایران را نادیده گرفته است. بیبیسی میافزاید که جمهوری اسلامی ایران نشان داده توانایی تحمل فشارها را برای مدتی طولانیتر از آنچه رقبایش تصور میکنند دارد و معتقد است که افزایش بیشتر بهای نفت، نهایتاً کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و واشنگتن را تحت فشار قرار خواهد داد. این رسانه انگلیسی در پایان خاطرنشان ساخت که با تداوم آتشبس شکننده، جنگ ایران اکنون به نبرد دو محاصره رقیب تبدیل شده و اقتصاد جهانی در میانه این جدال گرفتار آمده است.
نشریه آتلانتیک در تحلیلی به تشریح سه پیامد عمده جنگ شش هفتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخت. نخست، این رسانه تأکید میکند که تبعات اقتصادی این جنگ عمیق و ماندگار خواهد بود؛ بازسازی تأسیسات نفت و گاز آسیبدیده سالها زمان خواهد برد و قیمت سوخت جت، گازوئیل و محصولات پتروشیمی همچنان بالا خواهد ماند. دومین تغییر به وخامت اوضاع سیاسی و امنیتی خلیج فارس برای تمامی طرفهای درگیر اشاره دارد. آتلانتیک اذعان میدارد که جمهوری اسلامی ایران علیرغم تحمل خسارات سنگین، همچنان پابرجا مانده و اکنون با اثبات توانایی خود در متوقف ساختن ترافیک دریایی تنگه هرمز، از موقعیتی مستحکمتر برخوردار است؛ وضعیتی که این نشریه آن را یک «فاجعه راهبردی کامل» برای واشنگتن و متحدانش توصیف میکند.
سومین پیامد به پایان دوران ماجراجوییهای نظامی رژیم صهیونیستی و بازنگری اساسی در روابط دفاعی آمریکا و اسرائیل اختصاص دارد. آتلانتیک تصریح میکند که این جنگ نقطه اوج روابط دو طرف بوده و اکنون افکار عمومی آمریکا، به ویژه در میان نسل جوان، به شدت از اسرائیل فاصله گرفته است. این گزارش پیشبینی میکند که تداوم کمکهای نظامی واشنگتن به تلآویو در آینده با تردیدهای جدی مواجه خواهد شد.
گاردین در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اعلام سریع پیروزی بر ایران شتابزده عمل کرد، حال آنکه مذاکرات این هفته نشان داد تهران دست برتر را در اختیار دارد. به نوشته این رسانه، جنگ انتخابی ترامپ نتیجهای معکوس داشته و جمهوری اسلامی ایران را به جای تضعیف، جسورتر ساخته است.
گاردین تصریح می کند که هیچیک از اهداف متغیر ترامپ از این تجاوز محقق نشده است؛ نه تغییر حکومت، نه نابودی توان نظامی ایران و نه توقف برنامه هستهای. به ادعای این گزارش، ایران اکنون به تولید بمب هستهای نزدیکتر شده و در مقابل، ترامپ با تحویل اهرمی جدید به تهران یعنی توانایی بستن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را آسیبپذیر کرده است.
این روزنامه انگلیسی با اشاره به اینکه بستن تنگه هرمز سلاحی کارآمدتر از بمب هستهای برای ایران است، میافزاید که تهران این آبراه را به مثابه گمرکی برای کسب درآمد مینگرد. گاردین تأکید میکند که ترامپ برای نجات آینده سیاسی خود نیازمند خروجی آبرومندانه از این باتلاق خودساخته است و تنها راه معقول، بازگشت به دیپلماسی واقعی و مصالحه است، نه دیکته کردن شروط یکجانبه.
رسانههای عربی و منطقهای
روزنامه القدس العربی با توجه به دوره آتش بس بین ایران و آمریکا و تحولات پساجنگ نوشت: ایران از عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، بحرین و اردن درخواست غرامت کرده و آنها را به مشارکت در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه تهران متهم کرده است.
این درخواست در نامهای توسط سعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد و ریاست شورای امنیت ارسال شده است.
ایران شواهدی را توسط نیروهای مسلح خود به شورای امنیت ارائه کرده که نشان می دهد کشورهای مذکور اجازه دادهاند از خاک آنها در حملات آمریکا و اسرائیل استفاده شود.
در این نامه تأکید شده است که این پنج کشور «تعهدات بینالمللی خود را نقض کردهاند» و بر لزوم جبران خسارت مادی و معنوی وارده به ایران تأکید شده است.
در ۲۱ مارس، ایران با ارائه گزارشی به دبیرخانه سازمان ملل و ریاست شورای امنیت تاکید کرد که امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و کویت اجازه استفاده از قلمرو و حریم هوایی خود را در حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران دادهاند.
المیادین به نقل از مقامات پاکستانی و آمریکایی نوشت دور جدید مذاکرات بین تهران و واشنگتن احتمالاً پنجشنبه آینده برگزار خواهد شد، اگرچه مکان برگزاری آن هنوز نهایی نشده است.
مقامات پاکستانی پیشنهاد دادهاند که دور دوم مذاکرات بین واشنگتن و تهران ظرف چند روز آینده در اسلام آباد برگزار شود.
این مقامات توضیح دادند که دور اول مذاکرات آمریکا و ایران بخشی از یک روند دیپلماتیک مداوم است.
به گفته یکی از دیپلمات های عربستان، تهران و واشنگتن قبلاً برای برگزاری دور جدید مذاکرات توافق کردهاند.
پاکستان دوباره به عنوان گزینهای برای میزبانی دور جدید مذاکرات بین واشنگتن و تهران مطرح شده است»، اما این احتمال نیز وجود دارد برگزاری این دور از مذاکرات در ژنو باشد.
عربی ۲۱ با توجه به تنش های اخیر ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز نوشت: با وجود اعلام محاصره این تنگه از سوی آمریکا اما، یک نفتکش تحت تحریم ایالات متحده با موفقیت از تنگه هرمز عبور کرد.
دادههای کشتیرانی بینالمللی نشان می دهد که یک نفتکش تحت تحریم ایالات متحده که با چین در ارتباط است، با موفقیت از تنگه هرمز عبور کرد، اقدامی که به گفته بلومبرگ، آزمایشی از محاصره دریایی اعمال شده توسط رئیس جمهور ترامپ تلقی میشود.
پلتفرم ردیابی کشتی کپلر گزارش داد که نفتکش البیس، متعلق به «ناوگان سایه» ایران و مشمول تحریمهای ایالات متحده از سال گذشته، موفق شد با حمل یک محموله نفتی از تنگه عبور کند، که این اقدام، نقض مستقیم اقدامات سختگیرانه ایالات متحده است که رسماً از روز دوشنبه آغاز شد.
دادههای ردیابی نشان میدهد که کشتیها از مسیرهای تعیین شده توسط تهران در جنوب جزیره لارک پیروی کردهاند که نشان دهنده تغییر در الگوهای ناوبری تحت محدودیتها است. اگرچه هیچ حمله جدیدی گزارش نشده است، اما خطرات عملیاتی همچنان بالا است و تهدید از نگرانیهای امنیتی مستقیم به محدودیتهای نظارتی و اجرایی تغییر یافته است.
الجزیره در مقاله ای پیرامون دلایل شکست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد نوشت:
مذاکرات ۲۱ ساعته آمریکا و ایران در اسلام آباد - که در جریان یک آتشبس دو هفتهای برگزار شد - حتی نتوانست به یک توافق چارچوبی که پارامترهای مذاکرات آینده را مشخص کند، منجر شود.
مذاکرات بر سر همان موضوعی که دورهای متعددی از مذاکرات را در هفت سال گذشته از مسیر خود خارج کرده بود، متوقف شد: یعنی امتناع ایران از برچیدن برنامه هستهای خود.
این بنبست میتواند راه را برای جنگ مجدد هموار کند، اگرچه ایالات متحده و ایران ادامه درگیری را دوست ندارند.
با این وجود، برخی از مقامات این جلسات را به عنوان مذاکرات سطح بالا بین دو کشور از قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، که شامل گفتگوهای مستقیم بین دو رئیس هیئت: جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران بود، مهم دانستند.
مذاکرهکنندگان آمریکایی نتوانستهاند بر ۴۷ سال خصومت بین ایالات متحده و ایران و اختلافات اساسی بر سر بستن تنگه هرمز توسط ایران و امتناع تهران از برچیدن برنامه غنیسازی اورانیوم خود غلبه کنند.
تنگه هرمز مساله ای است که جدیدا شعله ور شده و محصول جنگ است، در حالی که اختلافات ایالات متحده و ایران بر سر مسئله هستهای طولانی مدت است.
این اختلافات هستهای که چندین دور مذاکرات را در طول دولت اول ترامپ، دولت بایدن و سال اول دوره دوم ترامپ از مسیر خود خارج کرد، همان چیزی است که مذاکرات اسلامآباد را به بنبست رساند.
ایران اصرار دارد که از «حق» خود برای غنیسازی اورانیوم دست نخواهد کشید، برنامهای که ایالات متحده آن را نشان دهنده قصد ایران برای توسعه سلاح هستهای میداند.
عبدالله مراداوغلو، ستون نویس روزنامه ینی شفق نوشت: رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با اعتماد کردن به نتانیاهو دچار اشتباهی بزرگ شد. اکنون ترامپ تلاش میکند از این چاه تاریک بیرون بیاید. جنگ ناعادلانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران نهتنها آنها را به اهداف سیاسی شان نرساند، بلکه مسائلی تازه بهوجود آورد؛ از جمله بسته شدن تنگه هرمز. این موضوع برای آمریکا به معنی یک شکست راهبردی است.
میز مذاکراتی که میان آمریکا و ایران در اسلامآباد تشکیل شده بود، به دلیل نپذیرفتن شروط آمریکا از سوی ایران از هم پاشید. ترامپ این بار اعلام کرد که «محاصره دریایی» علیه ایران اعمال خواهد کرد. اما این محاصره بیش از آنکه به ایران، روسیه یا چین آسیب بزند، به خود آمریکا و متحدانش در منطقه آسیا-پاسیفیک مانند ژاپن، کرهجنوبی و فیلیپین لطمه خواهد زد. زیرا بیشتر نیاز انرژی این کشورها از همین خلیج فارس تامین میشود.
رسانههای چین و روسیه
سی جی تی ان چین به نقل از وی دونگشو، مفسر نظامی، نوشت: محاصره آمریکا دو هدف دارد: اول، نشان دادن توانایی قهری در زمان آتشبس با مختل کردن خطوط ارتباطی دریایی ایران؛ و دوم، آمادهسازی بالقوه شرایط برای عملیات نظامی آینده در بحبوحه افزایش حضور نظامی مستمر آمریکا. وی هشدار داد که در صورت بروز درگیری، محاصره میتواند آتشبس شکننده را بیثبات کرده و دور تازهای از خصومتها را آغاز کند، ضمن اینکه این اقدام آمریکا حمل و نقل بینالمللی را مختل مینماید و حمل انرژی و کالاها را پیچیدهتر میسازد.»
عبدالعزیز الشعبانی کارشناس سعودی در این مورد گفت: آمریکا احتمالاً حضور دریایی خود را افزایش میدهد و «محدودیتهای انتخابی» اعمال میکند، اما محاصره کامل به دلیل پیچیدگی مسیرهای دریایی و درهمتنیدگی منافع بینالمللی بعید است.
محمد الجبوری کارشناس عراقی اظهار داشت: ایران برای تضعیف محاصره نیازی به درگیری مستقیم با ناوگان آمریکا ندارد؛ تاکتیکهایی مانند استفاده از قایقهای تندرو، مینهای دریایی، موشکهای ساحلی یا حملات نیابتی برای تبدیل محاصره به «جنگ فرسایشی طولانی» کافی است. ابوبکر الدیب کارشناس مصری تصریح کرد: محاصره کامل ممکن است به ضرر آمریکا تمام شود و بدون هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی نمیتوان آن را پایدار نگه داشت.
سی جی تی ان در پایان تفسیر خود نوشت: با تداوم این محاصره، قیمت نفت برنت از فوریه تا آوریل به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده و ممکن است تحت محاصره به ۱۵۰ دلار برسد. این محاصره خطر ازسرگیری درگیری و تضعیف آتشبس شکننده را افزایش میدهد. سپاه پاسداران هم تهدید کرده در صورت ادامه جنگ، توانمندیهایی که دشمن از آن بیخبر است را به کار خواهد گرفت.
رجب صفروف، مدیر مرکز مطالعات معاصر ایران، به اسپوتنیک گفت هر اقدامی که آمریکا تاکنون در درگیری با ایران انجام داده، موقعیت استراتژیک خودش را تضعیف کرده و محاصره نفتی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
محاصره نفتی ایران «اقدامی بسیار احمقانه» از سوی آمریکاست، زیرا موقعیت آمریکا و بسیاری از کشورهایی که تنگه هرمز شاهرگ حیاتی اقتصادشان است را بدتر میکند.
در همین حال، «موقعیت ایران روز به روز قویتر میشود» و ایرانیها این را به خوبی درک میکنند. بنابراین تهران هیچ انگیزهای برای پذیرش توافق صلح به شرایط آمریکا ندارد. شاید اطلاعات نادرستی به ترامپ داده میشود و او تصمیماتی میگیرد که «هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند»؛ مثلاً ترامپ ادعا کرده نیروی دریایی ایران نابود شده، در حالی که همین نیرو اکنون آماده است هر کشتی که بدون اجازه ایران به سمت اقیانوس هند حرکت کند، غرق کند.
دکتر سیمون تسیپیس، تحلیلگر امنیت ملی مقیم تلآویو، به اسپوتنیک گفت اسرائیل عملاً «گروگان» دولت نتانیاهو است و جنگ در لبنان یک اقدام انحرافی است که برای انحراف توجه مردم از مشکلات فزاینده شخص نتانیاهو و کل کشور طراحی شده است.
سه باخت بزرگ سیاست خارجی نتانیاهو عبارتند از شکست در جنگ غزه، چون حماس همچنان پابرجاست، شکست کامل در ایران، چون نتانیاهو با هدف قرار دادن لبنان تلاش میکند مذاکرات صلح واشنگتن و تهران را خراب کند و جنگ در لبنان، چون حزبالله در حال وارد کردن «خسارت و تلفات عظیمی است که اسرائیل هرگز نظیر آن را ندیده است.
وی مشکلات شخصی نتانیاهو را سه پرونده فساد، تشکیل کمیسیون تحقیق درباره ۷ اکتبر و حکم بازداشت بینالمللی لاهه دانست و تصریح کرد نتانیاهو «تسخیر شده» و «چیزی برای از دست دادن ندارد و آماده است کل اسرائیل را با خود به پایین بکشاند.» این جنگ دائمی خسارت عظیمی به اقتصاد و روند قیمتها در اسرائیل وارد کرده و باعث مهاجرت مردم، از دست دادن خانهها و شغلها شده و کشور را به سمت فروپاشی سوق میدهد.
رسانههای رژیم صهیونیستی
اسراییل هیوم هشدار می دهد تاکتیک آمریکا در زمینه محاصره تنگه هرمز ظاهرا مشابه ایده محاصره ونزوئلا است، یعنی توقیف نفتکشها و هدایت آنها به بنادر وابسته به آمریکا. ولی این کار خطراتی به دنبال دارد، مانند افزایش قیمت نفت و انرژی در کوتاهمدت، فروپاشی احتمالی آتشبس و چالش با چین (۴۵٪ نفت چین از طریق تنگه هرمز عبور میکند و چین ۹۰٪ نفت صادراتی ایران را پیش از جنگ میخرید)
ایران هم تهدید کرده که امنیت بنادر خلیج فارس یا برای همه است یا برای هیچکس و با هر کشتی نظامی که به تنگه هرمز نزدیک شود، به طور قاطع برخورد می شود.
معاریو در تحلیلی در مورد آینده نبرد با ایران و محور مقاومت می نویسد: پس از آتشبس بین ایران و آمریکا، ارتش اسرائیل تمرکز خود را به جبهه لبنان منتقل کرده است. نیروها در منطقه «بنت جبیل» در جنوب لبنان سنگین هستند. ارتش اسرائیل قصد دارد ۱۰ پایگاه جدید در جنوب لبنان تأسیس کند. در جبهه ایران، ارتش اسرائیل در حالت آمادهباش است و تحولات مربوط به محاصره دریایی ادعایی آمریکا علیه ایران را زیر نظر دارد. احتمال واکنش نظامی ایران و شلیک به سمت اسرائیل منتفی نیست. در غزه، حماس همچنان در حال بازسازی توان نظامی خود و تقویت نیروهایش است. حماس در مذاکرات مصر بر خلعسلاح نشدن خود پافشاری کرده و تأکید دارد که به نیروی نظامی مسلح برای حفظ ثبات داخلی غزه نیاز دارد.
لذا در اسرائیل تصور بر آن است که سربازان ارتش اسرائیل بهزودی برای انجام یک عملیات نظامی دیگر به سمت غزه حرکت خواهند کرد. پس از دو سال و نیم جنگ در هفت جبهه، ارتش اسرائیل در چرخه تکراری جنگ گرفتار شده و هنوز پایانی برای آن دیده نمیشود.
افزایش نفرت از صهیونیست ها به علت جنایات آنها موضوع مقاله دیگری در تایمز اسراییل است. نویسنده که یک صهیونیست ساکن لس آنجلس است از رشد احساسات ضد اسرائیلی احساس خطر کرده و نمونه هایی را ذکر می کند. در یک مورد مردی، پس از شنیدن عبری صحبت کردن یک گروه اسراییلی از سیاست های صهیونیست ها به شدت انتقاد میکند. یک مامور امنیتی دخالت میکند، اما همه چیز از نظر بقیه مردم عادی جلوه میکند.
نویسنده هنگام خرید جعبه نان فطیر عید پسح در لس آنجلس متوجه برچسبی روی جعبه میشود با مضمون: «صهیونیسم = فاشیسم». وی اعتراف می کند که تداوم این احساسات ضداسراییلی مایه نگرانی است.
تایمز اسراییل در تحلیلی در مورد آینده مذاکرات صلح ایران و آمریکا نوشت: مذاکرات طولانی ایران و آمریکا در پاکستان بدون توافق به پایان رسید. معاون رئیسجمهور آمریکا (جیدی ونس) گفت این شکست برای ایران بدتر از آمریکاست. هر دو طرف خود را پیروز میدانند و از مواضع خود عقبنشینی نمیکنند.
آمریکا خواستار امتیازاتی چون توقف غنیسازی و بازگشایی تنگه هرمز است، اما ایران طرحی ۱۰ مادهای ارائه کرده که شامل حفظ کنترل بر تنگه هرمز، ادامه غنیسازی، رفع تحریمها و حتی خروج نظامی آمریکا از منطقه میشود. ایران بر «حق غنیسازی» پافشاری دارد و درباره موشکهای بالستیک هم مذاکره نمیکند. آمریکا از دوشنبه محاصره دریایی بنادر ایران را آغاز کرده و ایران تهدید کرده که در این شرایط خلیج فارس را برای همه ناامن میکند. اسرائیل خواستار تداوم حملات علیه ایران است. احتمال انجام دور بعدی مذاکرات وجود دارد، اما تا زمانی که موازنه قوا تغییر نکند، وضعیت فعلی احتمالاً به بنبست طولانیمدت منجر خواهد شد.
تنگه هرمز و حقوق بینالمللی دریاها
تنگههای بینالمللی به دلیل نقش حیاتی در ارتباط میان پهنههای آبی و تسهیل کشتیرانی جهانی، جایگاه ویژهای در نظام حقوقی دریاها دارند. تنگه هرمز نیز به عنوان یکی از مهمترین تنگههای راهبردی جهان که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند، همواره در کانون توجه سیاستگذاران قرار داشته است. کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها چارچوب اصلی حقوقی حاکم بر استفاده از دریاها و از جمله رژیم حقوقی تنگهها را تعیین کرده است. با این حال، رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به برخی مقررات این کنوانسیون، بهویژه در ارتباط با رژیم عبور از تنگه هرمز، ملاحظات خاص حقوقی و امنیتی را در بر داشته است. از این رو، بررسی جایگاه تنگه هرمز در حقوق دریاها و تحلیل موضع ایران در قبال کنوانسیون ۱۹۸۲، ضروری است.

کنوانسیون ۱۹۸۲
کنوانسیون ملل متحد درمورد حقوق دریاها یک معاهده بینالمللی است که در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ میلادی (۱۹ آذر ۱۳۶۱ شمسی) در سومین کنفرانس سازمان ملل متحد درمورد حقوق دریاها در جامائیکا به امضا رسید. این قرارداد بینالمللی منبع اصلی حقوق دریاها است و به قانون اساسی دریاها معروف است و قواعد آن بهطور گستردهای حقوق بینالمللی عرفی درمورد حقوق دریاها را بیان میکنند. این کنوانسیون که در ۱۶ نوامبر ۱۹۹۴ میلادی (۲۵ آبان ۱۳۷۳ شمسی) لازمالاجرا شد، رژیمی جامع از قوانین و مقررات در دریاها و اقیانوسهای جهان درخصوص تمامی کاربردهای ممکن از آبها و منابع آنها ارائه میکند. کنوانسیون قوانین سنتی مرتبط با استفاده از دریاها را دربرمیگیرد و در عین حال رژیمها و مفاهیم حقوقی جدیدی نیز معرفی مینماید و به مسائل جدید میپردازد. همچنین چارچوبی برای توسعه و تحول در حوزههای خاص از حقوق دریاها را دربردارد. [۱]
جایگاه تنگهها در کنوانسیون
تنگه گذرگاههای طبیعیاند که دو بدنه آب را به هم متصل میکنند. در کنوانسیون ۱۹۸۲ تنگههای مختلفی مورد توجه قرار گرفته که عبارتند از:
۱. تنگههایی که دو آب آزاد [۲]یا منطقه انحصاری اقتصادی [۳]را به هم متصل میکنند مانند تنگه هرمز و جبلالطارق. این تنگهها بینالمللی هستند و شمول عبور ترانزیتی هستند. در ماده ۳۸ به تنگههای بینالمللی پرداخته شده است. طبق تعریف آن، تنگه گذرگاه دریایی است که یک قسمت از دریای آزاد یا منطقه انحصاری - اقتصادی را به قسمت دیگر از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی متصل میکند. در این تنگهها عبور ترانزیتی است و شناورهای سطحی، زیرسطحی و پرواز برای همه کشورها بهصورت ترانزیتی است و دولت ساحلی حق تعلیق آن را ندارد. عبور ترانزیتی پیوسته، سریع و بدون ایجاد مزاحمت برای کشورهای ساحلی به وسیله کشتیها و هواپیماهاست.
۲. تنگههایی که عرض دریای سرزمینیشان در دو طرف کمتر از عرض تنگه است مانند تنگه آدریاتیک و مدیترانه و تنگه موزامبیک که عبور بیضرر و آزاد بر آنها اعمال میشود.
۳. تنگههایی که آب آزاد را به آب سرزمینی متصل میکنند مانند تنگه تیران (واقع در خلیج عقبه و دریای سرخ) که عبور بیضرر تعلیقناپذیر به آن حاکم است.
۴. تنگههایی که گذرگاه جانشین دارند مانند تنگههایی که بین جزیره یک سرزمین با بدنه آن سرزمین واقع شدهاند و حد خارجی سرزمین گذرگاه دیگری جهت عبور وجود دارد مانند بابالمندب یا تنگه کورفو در ساحل یونان و آلبانی.
۵. تنگههایی که رژیم حقوقی از گذشته دارند (همان سیستم حقوقی قدیم حاکم است) مانند بسفر و داردانل، مالاکا.
در تنگهها اختیارات دولت ساحلی عبارتند از: ۱) حق بهرهبرداری از منابع اقتصادی دریا، ۲) حق تنظیم مقررات برای بهرهبرداری از منابع شیلات، ۳) دارا بودن حق وضع مقررات در امور بهداشتی، زیست محیطی، مهاجرتی و گمرکی، ۴) حق انجام تحقیقات علمی و ایجاد تأسیسات.
ایران و کنوانسیون ۱۹۸۲
مرزهای دریایی ایران در چارچوب قانون مناطق دریایی، مصوب ۱۳۷۲ مجلس شورای اسلامی تعیین میشود که خود این قانون نیز متأثر از چارچوب حقوقی کنوانسیون ۱۹۸۲ است. همانطور که ذکر شد، کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق بینالمللی دریاها یک سند معتبر جهانی است که پس از ۹ سال کار مداوم نمایندگان کشورهای جهان تحتنظر سازمان ملل متحد در شهر مانتیگوبی جامائیکا به تصویب رسید و رژیم حاکم بر اقیانوسها و دریاها را برای تنظیم روابط دولتها معین کرد. [۴] کشور جمهوری اسلامی ایران در زمره کشورهایی است که کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها را امضا نموده، اما با گذشت سالها، کنوانسیون مزبور را در مجلس شورای اسلامی ایران به تصویب نرسانده است. [۵] علت این امر، وجود تهدیدها و چالشهایی است که مربوط به شرایط جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران است.
برخی از این تهدیدها عبارتند از موضوع حل اجباری اختلافات اعضای کنوانسیون بهخصوص در اختلاف ایران و امارات متحده عربی بر سر جزایر سهگانه، موضوع عبور کشتیهای نظامی از دریای سرزمینی و نیز مسئله عبور ترانزیتی از تنگههای بینالمللی که از نظر نظامی، سیاسی و اقتصادی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز و نهایتاً موضوع تحدید حدود مناطق دریایی. [۶] در قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران خلیج فارس و دریای عمان مصوب ۱۳۷۲ رویکرد امنیتی غالب است [۷] و به همین علت است که مهمترین دلایل عدم تصویب کنوانسیون ۱۹۸۲ توسط ایران عبارت است از:
۱. رژیم حقوقی تنگه هرمز؛
۲. عبور کشتیهای جنگی از دریای سرزمینی ایران؛
۳. اختلاف ایران و امارات متحده عربی درخصوص جزایر تنب و ابوموسی و شیوههای حلوفصل اختلافات.
در ادامه با تفصیل بیشتری به آنها پرداخته خواهد شد.
۱. رژیم حقوقی تنگه هرمز
تنگه بینالمللی طبق ماده ۳۸ کنوانسیون، گذرگاه دریایی است که یک قسمت از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی را به قسمت دیگر از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی مرتبط سازد. در این گونه تنگهها عبور شناورهای سطحی و زیرسطحی و پرواز برای همه کشورها ترانزیتی است و دولت ساحلی تحت هیچ شرایطی حق ممانعت از آن را ندارد؛ ولی هر اقدامی از سوی عبورکننده که به تهدید دولت ساحلی منجر گردد، عبور ترانزیتی را به عبور بیضرر از تنگه تبدیل میکند و دولت ساحلی مطابق ضوابط آن، با شناور یا پروازکننده برخورد خواهد کرد. [۸] طبق ماده ۴۴ کنوانسیون: «دولتهای حاشیه تنگه نبایستی در عبور ترانزیتی ایجاد اختلال نمایند و باید خطرات دریانوردی یا پرواز در تنگهها یا بر فراز آنها را که از آن مطلع هستند به نحو مقتضی اعلام کنند. عبور ترانزیتی قابل تعلیق نیست.» [۹]
در ماده ۳۹ کنوانسیون ضوابط عبور ترانزیتی ذکر شده است در حالی که ایران، چون تنگه هرمز را جزئی از دریای سرزمینی خود میداند، لذا در این مورد، حق عبور بیضرر را به رسمیت میشناسد. براساس قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران و طبق ماده ۵ بیانیه ۱۹۷۳ ایران و فرمان ۱۷ ژوئیه ۱۹۷۲ (۲۶ تیر ۱۳۵۱ شمسی) سلطان عمان، رژیم عبور بیضرر در تنگه هرمز حکمفرماست که در موارد مربوط به امنیت دو کشور نیز عبور بیضرر کشتیها قابل تعلیق خواهد بود. در قانون مناطق دریایی ایران مصوب ۱۳۷۲، صریحاً به عبور از تنگه اشاره نشده است؛ چراکه بین عبور از مناطق مختلف دریایی تنگه هرمز و سایر مناطق مختلف دریایی تفاوتی قائل نبوده و همواره عبور از دریای سرزمینی را چه در تنگه و چه در حوزهای غیر از تنگه بهصورت عبور بیضرر به رسمیت میشناسد. [۱۰] طبق ماده ۱۷ درمورد حق عبور بیضرر: «با رعایت مقررات این کنوانسیون، کشتیهای کلیه دولتها، اعم از ساحلی یا بدون ساحل، از حق عبور بیضرر در دریای سرزمینی بهرهمند میباشند.» [۱۱]، اما این مفهوم با عبور ترانزیتی متفاوت است. نظام عبور ترانزیت یعنی آزادی کشتیرانی و پرواز به منظور عبور مستمر و سریع از تنگههایی که مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی بوده و بین بخشی از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی و بخش دیگری از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی قرار گرفتهاند. [۱۲]
کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها در ماده ۳۷، رژیم عبور ترانزیتی را مخصوص تنگههایی میداند که بین قسمتی از دریای آزاد یا یک منطقه انحصاری اقتصادی و قسمت دیگری از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی واقع شدهاند؛ لذا میبینیم که تنگه هرمز بین دریای عمان که به آبهای آزاد متصل است و خلیج فارس که در قسمت میانی خود دارای منطقه انحصاری ـ اقتصادی است، قرار دارد. از این رو میتوان گفت که تنگه هرمز مصداق تنگههایی است که در ماده ۳۷ از آنها نام برده میشود و رژیم عبور ترانزیت در آنها جاری است. [۱۳]
نماینده ایران (مجتبی میرمهدی) چه در مذاکرات و سخنرانیها (در ۱۸ آذر ۱۳۶۱) چه در صدور بیانیه و اعلامیه تفسیری، رژیم عبور ترانزیت بر تنگه هرمز را نپذیرفت و این تنگه را بخشی از دریای سرزمینی ایران میدانست که رژیم عبور بیضرر میبایست بر آن حاکم گردد. همچنین اعتقاد داشت عبور شناورهای جنگی نیز از دریای سرزمینی ایران ممنوع است. اما کنوانسیون ۱۹۸۲ نه تنها رژیم حقوقی تنگههای بینالمللی (از جمله تنگه هرمز) را عبور ترانزیت اعلام کرده (ماده ۳۷)، که عبور ناوهای نظامی نیز از دریای سرزمینی ممنوع نکرده است. [۱۴]
بر این اساس:
اولاً، پس از خطوط مبدأ ایران در تنگه هرمز، ۱۲ مایل به طرف عمان، بخشی از آبهای ایران است.
ثانیاً، در فاصله ۱۲ مایلی پس از خطوط مبدأ ایران در تنگه هرمز، براساس رژیم عبور بیضرر، پرواز هواپیما و هلیکوپتر و عبور زیردریایی ممنوع است. به سخن دیگر، تنها کشتیها حق عبور دارند، آن هم عبوری که مخل نظم، آرامش و امنیت کشور نباشد. [۱۵]
۲. عبور کشتیهای جنگی از دریای سرزمینی ایران
مهمترین چالش درخصوص تصویب کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، ناشی از تبعات عبور شناورهای بیگانه، بهویژه شناورهای نظامی از دریای سرزمینی است. چالشهایی که با برخوردهای پیش آمده بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای غربی حادتر شده است. [۱۶]
نمایندگی جمهوری اسلامی ایران علیرغم ملاحظات فوق و با وجود مشکلاتی که نسبت به پذیرفتن برخی از مواد کنوانسیون دارد، مخصوصاً به آن قسمت که مربوط به عبور کشتیهای نظامی در آبهای سرزمینی، مشارکت نهضتهای آزادیبخش از جمله سازمان آزادیبخش فلسطین صرفاً به عنوان عضو ناظر، توجه بیش از حد به مزایا و منافع کشورهای صنعتی در بهرهبرداری از منابع دریاها میباشد، از جهت حفظ هماهنگی و همصدایی با کشورهای گروه ۷۷ به متن کنوانسیون در اجلاس گذشته رأی مثبت داد. [۱۷]
جمهوری اسلامی ایران تمایل به محدودیت رفتوآمد شناورهای جنگی بیگانه در خلیج فارس و دریای عمان دارد و این تنگه هرمز است که به وسیله دریای عمان و اقیانوس هند، کشورهای ساحلی خلیج فارس را با دریاهای آزاد جهان مرتبط میسازد و جمهوری اسلامی ایران اصرار دارد حضور نظامی مستمر بیگانگان در خلیج فارس (که مستلزم عبور از تنگه هرمز است) ضرورتی ندارد. [۱۸]
۳. شیوههای حلوفصل اختلافات
کنوانسیون دربردارنده شیوههای حلوفصل اجباری اختلافات است که پدیدهای غیرمعمول در حقوق بینالملل است. اختلافات بینالمللی عموماً از طریق تلاشهای دیپلماتیک حلوفصل میشوند که ممکن است با رضایت طرفین به قضاوت یا داوری ارجاع داده شوند. این معاهدهای که یک مکانیزم اجباری داوری یا قضایی را برای حلوفصل اختلافات ارائه کند، برخلاف قواعد حقوقی حاکم بر مناسبات بینالمللی میباشد. [۱۹] ماده ۲۸۷ کنوانسیون ۱۹۸۲ چهار روش را جهت حلوفصل اختلافات دولتها فراروی آنها گذاشته است:
الف) دیوان بینالمللی حقوق دریاها (ITLOS).
ب) دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ).
ج) دیوان داوری (که بر طبق ضمیمه فصل هفتم کنوانسیون تشکیل میشود).
د) دیوان داوری ویژه (Ad hoc).
با توجه به اختلافات ایران و امارات متحده عربی درخصوص جزایر تنب و ابوموسی، یکی از دلایلی که ایران تاکنون کنوانسیون ۱۹۸۲ را تصویب ننموده، مربوط به شیوههای حلوفصل اختلافات دولتها با یکدیگر بر مبنای ماده ۲۸۷ میباشد. امارات متحده عربی چندینبار اعلام نموده است که با ارجاع موضوع به دیوان بینالمللی دادگستری این اختلاف را حل نماید. [۲۰]
منبع: پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی
پینوشتها
[۱]پیردشتی، حسن (۱۳۹۴). تبیین عوامل جغرافیایی مؤثر بر استقرار رژیم حقوقی دریاهای بسته مورد: دریای خزر، رساله دکتری رشته جغرافیای سیاسی، استاد راهنما: دکتر محمدرضا حافظنیا، تهران، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ص ۱۸.
[۲]دریای آزاد، شامل کلیه قسمتهایی از دریا میشود که پس از منطقه انحصاری - اقتصادی قرار گرفته باشد و در قلمروی دریایی کشورها واقع نباشند. ماده ۸۷ کنوانسیون به آزادی دریاهای آزاد اختصاص دارد که آزادی کشتیرانی، پرواز، احداث جزایر مصنوعی و تأسیسات، ماهیگیری و تحقیقات علمی را دربرمیگیرد.
[۳]منطقه انحصاری ـ اقتصادی در دهه ۱۹۷۰ میلادی (دهه پنجاه شمسی) توسط نماینده کشور کنیا مطرح شد، لذا سابقه طولانی زیادی ندارد. حد نهایی آن ۲۰۰ مایل از خط مبدأ است و به نوعی ۱۸۸ مایل را در برمیگیرد که خود ۱۲ مایل منطقه نظارت را نیز شامل میشود. در ماده ۵۷ آمده است که منطقه انحصاری اقتصادی نباید از فاصله ۲۰۰ مایل دریایی خطوط مبدأ اندازهگیری پهنای دریای سرزمینی فراتر رود. درواقع این منطقه از خط مبدأ ۲۰۰ مایل دریایی است که با کسر حد دریای سرزمینی و منطقه نظارت از این رقم، عرض اختصاصی آن ۱۷۶ مایل دریایی به دست میآید؛ و با احتساب منطقه نظارت که بخشی از آن محسوب میشود، عرض آن به ۱۸۸ مایل میرسد.
[۴]حافظنیا، محمدرضا (۱۳۸۱). جغرافیای سیاسی ایران، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت، ص ۳۳۲.
[۵]دهبانپور، سید احسان (۱۳۹۸). فرصتها و تهدیدهای فراروی دولت جمهوری اسلامی ایران در الحاق به کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، پایاننامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت گرایش بازرگانی دریایی، استاد راهنما: اسماعیل یعقوبی، دانشکده مدیریت، دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، ص ۱.
[۶]محمدی الموتی، مصطفی (۱۳۹۳). بررسی عدم تصویب کنوانسیون ۱۹۸۲ توسط ج. ا. ا. پایاننامه کارشناسی ارشد رشته روابط بینالملل، استاد راهنما: مهدی خوشخطی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زنجان، ص ۱.
[۷]قائدی، محمدرضا (۱۳۸۸). بررسی احتمال تصویب کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها توسط جمهوری اسلامی ایران (با تأکید بر تنگه هرمز و خلیج فارس). همایش بینالمللی خلیج فارس، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر، ص ۲.
[۸]حافظنیا، همان، ص ۳۳۵.
[۹]بحیرایی، حمید (۱۳۹۲). کنوانسیون حقوق دریاها (ضمایم و موافقتنامهها)، چاپ دوم، تهران: انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ص ۲۸.
[۱۰]حبیبنوری، علی عبداله (۱۳۸۸). حقوق دریاها، چاپ اول، نوشهر: انتشارات دانشگاه علوم دریاییی امام خمینی، ص ۱۴۲.
[۱۱]بحیرایی، همان، ص ۱۱.
[۱۲]نامی، محمدحسن و محمدپور، علی (۱۳۹۲). جغرافیای سیاسی و حقوق آبهای ایران، چاپ اول، تهران: نشر زیتون سبز، ص ۷۰.
[۱۳]حبیبنوری، همان، ص ۱۴۱.
[۱۴]قائدی، همان، ص ۱.
[۱۵]همان، ص ۱۱.
[۱۶]دهبانپور، همان، ص ۹۵.
[۱۷]قائدی، همان، ص ۶.
[۱۸]دهبانپور، همان، ص ۶۷.
[۱۹]همان، ص ۷۱.
[۲۰]قائدی، همان، ص ۲۱.
پاپ با هشدار درباره دموکراسی پاسخ ترامپ را داد
پاپ «لئو چهاردهم» رهبر کاتولیکهای جهان روز سهشنبه، تنها دو روز پس از حملات «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به او در نامهای که از سوی واتیکان منتشر شد، نسبت به خطر لغزش دموکراسیها بهسوی «استبداد اکثریت» هشدار داد.
این پاپ آمریکایی در نامهای خطاب به شرکتکنندگان یک نشست واتیکانی درباره نحوه استفاده از قدرت در جوامع دموکراتیک تاکید کرد که دموکراسیها تنها زمانی سالم باقی میمانند که بر ارزشهای اخلاقی استوار باشند.
به نوشته «رویترز» وی در ادامه نوشت: «در نبود این بنیان، دموکراسی در معرض آن قرار میگیرد که یا به استبداد اکثریت تبدیل شود یا به پوششی برای سلطه نخبگان اقتصادی و فناوری بدل گردد.»
این متن در حالی منتشر شد که پاپ در جریان یک سفر بلندپروازانه ۱۰ روزه به چهار کشور آفریقایی بود و در آن بهطور مستقیم به ایالات متحده یا هیچ دموکراسی خاصی اشاره نکرد.
ترامپ یکشنبه شب پاپ را «افتضاح» توصیف کرده بود؛ این در حالی است که پاپ در هفتههای اخیر به یکی از منتقدان فزاینده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل شده است.
پاپ روز دوشنبه به خبرگزاری رویترز گفت که علیرغم اظهارات ترامپ، به انتقاد از جنگ ادامه خواهد داد.
او در نامه روز سهشنبه تاکید کرد که کلیسای کاتولیک میآموزد که قدرت نباید بهعنوان هدفی در خود دیده شود، بلکه باید وسیلهای در خدمت خیر عمومی باشد.
وی افزود: «این بدان معناست که مشروعیت قدرت نه به انباشت توان اقتصادی یا فناوری، بلکه به خرد و فضیلتی بستگی دارد که با آن اعمال میشود.»
پاپ همچنین از رهبران جوامع دموکراتیک خواست از هرگونه وسوسه برای انباشت قدرت پرهیز کنند.
وی گفت: «خویشتنداری برای استفاده مشروع از قدرت ضروری است، چراکه خویشتنداری واقعی از خودبزرگبینی افراطی جلوگیری کرده و بهعنوان سدی در برابر سواستفاده از قدرت عمل میکند.».
پاپ همچنین در ایکس نوشت: جنگ، خشونت، بی عدالتی و دروغ، دل خداوند را به درد میآورد. قلب پدر ما با بد سیرتان، مغروران و متکبران نیست. قلب خدا همراه متواضعان و فروتنان است؛ او با آنان پادشاهی عشق و صلح خود را روز به روز بنا میکند. هر کجا عشق و خدمت وجود داشته باشد، خدا آنجا حاضر است.
شیخالائمه و زندگانی پربرکت شصتوپنج ساله امامِ شیعیان
به مناسبت فرا رسیدن شهادت امام صادق علیه السلام، مطالعه گزیده ای از زندگانی ۶۵ ساله آن حضرت به همراه آشنایی و معرفت همه جانبه به زوایای پنهان و پیدای زندگانی و شخصیت شیخ الائمه تقدیم شما فرهیختگان می شود.
*******
۱- «اختصاصات امام صادق علیه السلام»
هرچند ذوات معصومین علیهم السلام «کلهم من نور واحد» اند، ولی به دلیل موقعیت ها هریک از معصومین علیهم السلام اختصاصاتی دارند که معصومین دیگر آن را ندارند، از همین رو امام صادق علیه السلام نیز دارای اختصاصی است که این اختصات در امامان پیشین و امامان بعدی وجود ندارد.
نخستین از اختصاصات امام صادق علیه السلام «نقطه اتصال تشیع و تسنن» است، چرا که که مادرش «ام فروه» است، همین موجب شده است امام صادق همانگونه که ازطرف پدر «امام باقر علیه السلام» نسبش به امام علی علیه السلام می رسد، از طرف مادرش «ام فروه» نیز نسبش به ابوبکر برسد، چرا که مادر امام صادق علیه السلام هم از طرف پدر و هم از طرف مادر، نسبش به ابوبکر می رسد؛ زیرا که مادر امام صادق(علیه السلام) دختر قاسم و قاسم پسر محمد و محمد پسر ابوبکر است. و همچنین مادر ام فروه اسماء دختر عبدالرحمن و عبدالرحمن هم پسر ابوبکر بوده است. ازهمین رو که شیعیان به وجود آن حضرت به دلیل انتساب به امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها افتخار می کنند و امام را ازخود می دانند، و اهل سنت نیز به دلیل انتساب آن حضرت به ابوبکر به وجود امام صادق علیه السلام افتخار می کنند.
ولی نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است اینکه در بعضی از منابع آمده است که امام صادق علیه السلام فرمودند «ان ابابکر ولدنی مرتین»؛ (الملل والنحل، ج۱، ص۱۹۴) من از ابوبکر دو بار متولد شدم» و به این افتخار می کرد، به دلایل مختلف صحیح نیست چراکه:
اولا:
گر چه نسب امام از طرف مادر به ابوبکر بر می گردد؛ ولی این روایت را که امام صادق(علیه السلام) بر آن افتخار می کرد را هیچیک از علمای شیعه صحیح ندانسته اند و تنها مرحوم ابو الفتح اربلی در کتاب کشف الغمه آن را از یک عالم سنی نقل کرده که باز مرحوم تستری آن را کذب دانسته است.(کشف الغمة: ج۲، ص ۳۷۴؛ الصوارم المهرقة، نور الله التستری، ص ۲۴۱ و ۲۴۲.)
ثانیا:
حافظ عبد العزیز جنابذی که گفته: قال ابو عبدالله جعفر بن محمد: «لقد ولدنی ابوبکر مرتین»؛ (ابوبکر دو بار مرا به دنیا آورده). متوفای ۶۱۱ است و امام صادق (علیه السلام) در سال ۱۴۸ هجری به شهادت رسیده است. چطور به صورت مستقیم این حرف را به امام نسبت می دهد در حالی که بین او و امام ۴۶۳ سال فاصله وجود دارد. لذا روایت مرسله می شود و روایت مرسل ارزشی برای استدلال ندارد.(شذرات الذهب، ج ۵، ص ۴۶.)
ثالثا:
در اینکه ام فروه مادر امام صادق(علیه السلام) بوده و از زنان پاکدامن و باعظمت و عفیف و نوه محمد بن ابی بکر بوده است، و اینکه خود محمد نیز از شیعیان مخلص علی(علیه السلام) بوده هیچ شکی نیست؛ ولی این تنها از جهت بیان نسب فامیلی است و هیچ فضلیتی را برای ابوبکر ثابت نمی کند.
رابعا:
این روایت هم از نظر شیعیان بی ارزش است و همچنین بر طبق قواعد رجالی اهل سنت نیز بی اعتبار شناخته شده است. چرا که در سلسله سند این روایت چندین راوی مجهول از قبیل: أبو البرکات ،عبد الصمد بن علی، احمد بن محمد بن إسماعیل الآدمی و حفص بن غیاث وجود دارد که علمای اهل سنت آنان را مجهول دانسته اند.(تهذیب الکمال، المزی، ج ۵، ص ۸۱-۸۲.،خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص ۴۶؛ ذهبی، تاریخ اسلام، ج ۴۴، ص ۲۸۷ و صفدی در الوافی بالوفیات، ج ۱۳، ص ۲۸۶؛ مستدرکات علم الرجال، ج۴، ص۴۴۵، شماره ۷۹۰۹.)
خامسا :
چگونه می توان پذیرفت امام صادق(علیه السلام) به کسی که مادرش صدیقه طاهره را غضبناک کرده و همچنین جدش امیرالمومنین علی(علیه السلام) او را خائن و دروغگو می دانسته است، افتخار کرده است بعضی از ظلم هایی که ابوبکر به آن اعتراف کرد این است که آخر عمرش گفت: ما خشم فاطمه را فراهم کردیم، خانه علی و فاطمه را گشودیم و.... (تاریخ الطبری، ترجمه: ج ۴، ص۱۵۷۲؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه، ج ۲، ص۱۷).
سادسا:
برفرض صحت و مستند بودن این گزارش، از این روایت هیچگونه بیان فضیلتی استفاده نمی شود بلکه امام علیه السلام صرفا در مقام بیان نسب خویش هستند که مادرش از دو جهت نسبش به ابوبکر می رسد.
دومین از اختصاصات امام صادق علیه السلام که در زمان هیچ یک از ائمه نبوده است ظهور و بروز فتنه فکری «موعودگرایی» و «ادعای مهدویت» است، چرا که عبدالله محض فرزندحسن مثنی بر این باور بودند که محمد نفس زکیه همان مهدی است، دلیل این ادعا که نفس زکیه مهدی موعود است حدیث ازپیامبر اکرم بود: «المهدی من ولدی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی: مهدی از فرزندان من است نام او چون نام من و نام پدر او چون نام پدر من است.» و چون محمد نفس زکیه همنام با آن حضرت بود و همچنین «بین دو کتف او خال بزرگ سیاهی» بود عقیده داشتند که او مهدی اهل بیت(علیهم السلام) است و میگفتند که همان مهدی موعود است که مالک شرق و غرب عالم میشود، امام صادق علیه السلام نه تنها بیعت نکرد بلکه خطاب به عبدالله محض فرمود: این کار را نکنید. «فانّ هذا الامر لم یات بعدُ ان کنتَ تری انّ ابنک هذه هو المهدی فلیس به... یعنی: مساله مهدی که پیامبر خبرش را داده وقتش الان نیست و با جملهای زیبا و با صراحت موضع خودش را مشخص کرد که «ان کنت ان تخرجه غضبا لله ولیامر بالمعروف و نهی عن المنکر فانّا و الله لا نَدعُک فانت شیخنا و نبایع اِبنَک فی الامر. یعنی: اگر شما میخواهید به نام مهدی این امت با محمّد بیعت کنید من بیعت نمیکنم چون این شخص مهدی نیست و الان هم وقت ظهور نرسیده ولی اگر قیام شما جنبه امر به معروف و نهی از منکر دارد من حاضرم بیعت کنم».
عبدالله خشمگین شد و گفت: به خدا سوگند خدا تو را از غیب آگاه نساخته، و آنچه می گویی از روی حسدی است که به پسرم داری، جعفر گفت: به خدا آنچه گفتم از حسد نیست ولی این و برادرانش و فرزندانش و دست بر دوش ابو العباس نهاد، سپس دست بر دوش عبد الله بن حسن زد و گفت آری بخدا (خلافت) از آن تو و فرزندانت نیست و از آن آنهاست، و دو پسر تو کشته خواهند شد. پس برخاست و بر دست عبد العزیز پسر عمران تکیه کرد و گفت: آن را که ردای زرد پوشیده دیدی؟ (مقصودش ابو جعفر بود) -آری! -به خدا او آنان را می کشد. -محمد را؟ -بلی!من به خود گفتم پروردگار چنین چیزی بدو نگفته، بلکه حسد او را واداشته است این سخن را بگوید. ولی به خدا سوگند، نمردم تا دیدم منصور هر دو را کشت. :ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق،ص ۱۸۵،۱۸۶الارشاد، ج۲، ص۱۹۲، ۱۹۱»
سومین اختصاصات امام صادق علیه السلام نهادینه کردن و رسمیت پیدا کردن مذهب تشیع با نام آن حضرت بنام «مذهب جعفری» است، به این معنا هر چند مذهب تشیع درسال سوم بعثت و با نزول آیه ۲۱۴ سوره شعراء «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» پیامبر گرامی اسلام پایه فکری و حتی نام تشیع را بنا گذاشت، ولی در زمان امام صادق (ع) به علت درگیری های بنی امیه و بنی عباس بر سر تصرف خلافت بوجود آمد و این زمان دقیقا مصادف شده بود با زمان امامت امام ششم ( ۱۱۴ تا ۱۴۸ زمان امامت امام ششم و سال ۱۳۲ سال انقراض سلسله اموی بوده است).
امام از این دو فرصت به دست آمده نهایت استفاده را برای تبلیغ مذهب تشیع و بیان احکام فقهی اسلام را با تشکیل کلاس های درس که تعداد دانشجویان ایشان را در مدت امامتشان بالغ بر ۴۰۰۰ نفر می دانند اقدام نمودند و حتی دو نفر از رؤسای مذاهب اهل تسنن یعنی ابو حنیفه و مالک بن انس در نزد ایشان درس می خواندند و شافعی و احمدبن حنبل هم از شاگردان شاگردان ایشان محسوب می شوند .
لذا با توجه به مطالب فوق و اوج گسترش معارف اسلامی و فقه و احکام اسلام بخصوص شیعه در زمان حضرت امام صادق (ع)، مذهب شیعه از آن زمان به بعد به عنوان مذهب جعفری نامیده شد.
چهارمین اختصاصات امام صادق علیه السلام، بروز و ظهور گسترده فتنه فکری غلو و «غلات» است، به این معنا هرچند در زمان ائمه دیگر تفکر و اندیشه «غلات» وجود داشته است، ولی در عصر امام صادق (ع) غلوّ و غلات، رشد چشم گیری پیدا کرد. این مسئله، هم موجب زیر سؤال بردن جای گاه اهل بیت می گردید و هم مردم را در تشخیص شیعیان واقعی از غیر آن دچار مشکل می کرد، زیرا عقاید غلات با معارف اهل بیت هم سویی نداشت، رفتار آنان نیز با رفتار شیعیان واقعی، متضاد بود. از این رو امام صادق (ع) در کنار فعالیت های علمی دیگر، با غلات و غلوّگرایی مبارزه نمود، زیرا هرگونه ارتباط و مراوده با غلات، اثرات سوء اعتقادی و اجتماعی... در پی داشت. به همین دلیل و برای حفظ شیعه اصیل و نهادینه کردن آن لازم بود امام صادق(ع) با آنها مبارزه آشکاری را شروع کند و افکار و نظریات باطلشان را از ساحت شیعه دور کند، چرا که در غیر این صورت اثری از شیعه واقعی باقی نمی ماند و این مذهب بازیچه دست بوالهوسانی می شد که با تأثّر از فرهنگ های مسیحی - یهودی، چهره ای دیگر از شیعه ارائه می دادند.
از همین رو امام صادق علیه السلام درنفی غلات و دور کردن تشیع از الوده شدن به این مرام فاسد چند گام برداشت:
گام اول
امام صادق علیه السلام عقائد و باور غلط «غلات» را که حضرت را «اله یانبی» می پنداشتند به شدت رد و نفی کردند و امام(علیه السّلام) کوشید تا با تکفیر غلات، آنان را از جامعه مسلمین طرد کرده و حوزه فکری شیعه را از آلودگی های آنان به طور کامل رهایی بخشد.
از همین رو فرمودند: «مَنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِیَاءٌ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ مَنْ شَکَّ فِی ذَلِکَ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ» (اختیار معرفة الرجال، ۱۳۰)؛کسی که بگوید ما نبی هستیم، لعنت خدا بر او باد، کسی که در این امر تردید کند بر او هم لعنت خدا باد)،وازاینکه برخی از غالیان لفظ «اله» را با «امام(علیه السّلام)» یکی گرفته در تأویل آیه: «هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ» اظهار میکردند که مقصود از اِلهِ زمین، همان امام(علیه السّلام) است. امام صادق(علیه السّلام) آنها را بدتر از مجوس و یهود و نصارا و مشرکین دانستند.(همان، ص ۳۰)
و چون غلات جنبه «الوهیت» را به امامان نسبت می دادند. آن حضرت می فرمود: «لَعَنَ اللهُ مَنْ قَالَ فِینَا مَا لَانَقُولُهُ فِی أَنْفُسِنَا وَ لَعَنَ اللّهُ مَنْ أَزَالَنَا عَنِ الْعُبُودِیَّةِ لِلّهِ، اَلَّذِی خَلَقَنَا وَ إِلَیْهِ مَآبَنَا وَ مَعَادَنَا وَ بِیَدِهِ نَوَاصِینَا»(همان، ص۳۰۲)؛ (لعنت خداوند بر کسی که چیزی در حق ما بگوید که ما خود نگفته ایم، لعنت خداوند بر کسی که ما را از عبودیت برای خدایی که ما را خلق کرده و بازگشت ما به سوی او و سرنوشت ما در ید قدرت اوست، جدا سازد). همچنین در روایت دیگری آمده که حضرت فرمودند: «لَعَنَ اللّهُ الْمُفَوِّضَةَ(۱۴)
فَإِنَّهُمْ صَغَّرُوا عِصْیَانَ اللهِ وَ کَفَرُوا بِهِ وَ أَشْرَکُوا وَ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فِرَاراً مِنْ إِقَامَةِ الْفَرِائِضِ وَ أَدَاءِ الْحُقُوقِ»(علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۷)؛ (خداوند مفوضه را لعنت کند. آنها عصیان .
گام دوم
برای آن که شیعیان بتوانند قدرت نقد احادیث متعارض را، که بسیاری از آنها ساخته غالیان بود، پیدا کنند، امام علیه السلام قرآن را به عنوان ملاک معین کردند. از جمله فرمودند: «لَاتَقْبَلُوا عَلَیْنَا حَدِیثاً اِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِیثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ؛ فَإِنَّ الْمُغَیْرَةَ بْنَ سَعِیدٍ لَعَنَهُ اللهُ دَسَّ فِی کُتُبِ أَبِی أَحَادِیثَ لَمْ یُحَدِّثْ بِهَا أَبِی؛ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ لَاتَقْبَلُوا عَلَیْنَا مَا خَالَفَ قُوْلَ رَبِّنَا تَعَالَی وَ سُنَّةَ نَبِیّنَا(صلّی اللّه علیه و آله) فَإِنَّا إِذَا حَدَّثَنَا قُلْنَا: قَالَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ»(مناقب لامام امیر المومنین بن علیه السلام، لسلیمان کوفی، ج۲، ص۲۲۴)؛ (آنچه را که از ما روایت می کنند جز آن که موافق قول خدا و رسول بوده و یا شاهدی از سخنان پیشین ما بر آنها داشته باشید نپذیرید. مغیرة بن سعید که خداوند او را لعنت کند، در کتب پدرم احادیثی را وارد کرد که هرگز از پدرم نبود. از خداوند بترسید و آنچه را که از ما نقل کرده و مخالف قول خدا و پیامبر ماست نپذیرید. ما وقتی حدیثی نقل می کنیم و می گوییم: خداوند یا رسول او فرموده است).
امام(علیه السّلام) برای طرد غلات از جامعه شیعه، عقاید آنان را مورد انکار قرار داده و با میزان قرار دادن «کتاب الله» برای سنجش نقل ها و گفته های خود، از شیعیان می خواست ادعاهای نادرست غلات را نپذیرند. بنا به نقل «شهرستانی»، «سدیر صیرفی» نزد امام(علیه السّلام) آمد و گفت: جانم به فدای تو باد! شیعیانِ شما درباره شما اختلاف کرده اند، بعضی اظهار می کنند که در گوش شما سخن گفته می شود؛ بعضی گویند به شما وحی می شود؛ بعضی گویند به قلب شما الهام می شود؛ بعضی گویند در خواب می بینید؛ بعضی گویند به کتب آباء خویش فتوا می دهید. کدام یک را باید اخذ نمود؟ امام(علیه السّلام) فرمود: «لَاتَأْخُذُ بِشَیْءٍ مِمَّا یَقُولُونَ، نَحْنُ حُجَّةُ اللّهِ وَ أُمَنَاءُهُ عَلَی خَلْقِهِ، حَلَالُنَا مِنْ کِتَابِ اللهِ وَ حَرَامُنَا مِنْهُ»(مجله تراثنا، شماره، ۱۲،ص۱۸)؛ (آنچه را که گفته شده رها کن، ما حجّت خداوند و امین او بر خلق او هستیم، حرام و حلال ما از کتاب خداوند است). این روایت نشان می دهد که به سبب القائات نادرست غالیان، این تصوّر برای برخی پیش آمده که آیا به راستی ائمه(علیهم السّلام) دین جدیدی آورده و وحی تازهای به آنان می شود یا مسأله به گونه دیگری است؟ امام(علیه السّلام) با تأکید بر این که آنان هر چه دارند همان مطالب کتاب الله است از شیعیان می خواستند تا از پیروی و پذیرش این عقاید نادرست خودداری کنند با این حرکت صحیح امام صادق(علیه السّلام)بود شیعیان اصیل ازفتنه فکری غلوّ رهایی یافتند.
گام سوم
امام صادق(علیه السّلام) شیعیان به ویژه جوانان را از نشست و برخاست با هر اهل بدعتی، بر حذر می داشت: «وَ احْذَرْ مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْبِدَعِ فَإِنَّهَا تُنْبِتُ فِی الْقَلْبِ کُفْراً وَ ضَلَالاً مُبِیناً»(مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۳۱۵)؛ (از همنشینی با اهل بدعت پرهیز کن؛ زیرا باعث رشد و نموّ کفر و گمراهی آشکار در قلب می شود).
امام(علیه السّلام) نسبت به جوانان شیعه حساسیت زیادتری داشته و می فرمودند: «اُحْذُرُوا عَلَی شَبَابِکُمْ الْغُلَاةَ لَایُفْسِدُوهُمُ الْغُلَاةُ شَرُّ خَلْقِ اللهِ، یُصَغِّرُونَ عَظَمَةَ اللهِ وَ یُدَعُّونَ الرُّبُوبِیَّةَ لِعِبَادِ اللهِ»(امالی طوسی، ج۲، ص۲۴۶) ؛ (درباره جوانان خویش از این که غلاة آنان را فاسد کنند بترسید،غلاة بدترین دشمنان خدا هستند، عظمت خدا را کوچک کرده و برای بندگان خداوند ادعای ربوبیت می کنند)
گام چهارم
حکم قتل غلات را به دلیل ارتداد وانکار بدیهیات دین که نفی «توحید ونبوت» بود، در ملاقات «عیسی الحجرانی» صادرکردند، چرا که راوی می گوید«: نزد جعفر بن محمد الصادق(علیهما السّلام) آمده، پرسیدم: آیا آنچه را از این قوم شنیدم باز گویم؟ امام(علیه السّلام) فرمود: بگو. گفتم: «فَإِنَّ طَائِفَةً مِنْهُمْ عَبَدُوکَ وَ اتَّخَذُوکَ إِلَهاً مِنْ دُونِ اللهِ وَ طَائِفَةً أُخْرَی وَالَوْا لَکَ النُّبُوُّةَ وَ ...»؛ (دستهای از اینان تو را عبادت می کنند و تو را الهی جز اللّه می دانند؛ دستهای دیگر تو را در حد نبوّت بالا می برند ...). امام(علیه السّلام) آن قدر گریه کرد که محاسنش از قطرات اشک پر شد، آنگاه فرمود: «إِنْ أَمْکَنَنِیَ اللّهُ مِنْ هَؤُلَاءِ فَلَمْ أَسْفَکْ دِمَائَهُ سَفَّکَ اللهُ دَمَ وُلْدِی عَلَی یَدِی :اگر خداوند مرا بر آنان مسلط کرد و خون آنان را نریختم، خداوند خون فرزندم را به دستم بریزد:تاریخ جرجان، ص۳۲۲و۳۲۳»
چهارمین اختصاصات امام صادق علیه السلام شکل گیری «حکومت نفاق، تزویر ودوریی عباسیان»درعصر امام علیه السلام بوده است،چراکه حکومت اموی ومروانی هرچند باطل محض بودند ولی کفر عریان بودند مقابله باانان هرچند سخت وهزینه بربود ولی به مراتب آسانتر ازحکومت عباسیان بود، جراکه حکومت بنی العباس یک پارچه نفاق ودوریی بوده است که توانست خواصی چون بنی الحسن«عبدالله محض، محمد نفس زکیه»را پیاده نظام خود کند، رویا رویی باچنین جریانی که«پیچیده فکر» و«پیجیده عمل» می کرد، آنچنان سخت ودشوار بود که کاررا برامام صادق علیه السلام ازبرخورد نظامی به مراتب سخت وسختر می نمود چراکه:
اولا
بنی العباس به درستی دریافته بودند که آنان در کنار بنی الحسین چون امام صادق علیه السلام، وبنی االحسن چون عبدالله محض ومحمد نفس زکیه هیج وجهه واعتبار ومنزلتی بین مردم ندارنددرصورت قیام ازپشتبانی مردمی برخوردارنیستند، ازهمین روازراه نفاق وارد شدند وخودشان را پشت بنی الحسن پنهان کردند فتنه مهدویت را به راه انداختتندومحمد نفس زکیه را به عنوان مهدی موعود ومنجی در بسیج کردن شیعه وسنی جلو انداختند، ازهمین رو ابو الفرج اصفهانی از عمیر بن فضل خثعمی روایت کرده است:«روزی ابوجعفر منصور را دیدم در انتظار برون آمدن کسی بود که بعدا دانستم محمد بن عبدالله بن حسن است'،چون از خانه برون آمد،ابو جعفر برجست و ردای او را گرفت تا سوار اسب شد،آن گاه جامه های او را بر زین اسب مرتب ساخت، من ابوجعفررا می شناختم اما محمد را نه. از او پرسیدم: این که بود که او را چنین حرمت نهادی و رکاب او را گرفتی و جامه هایش را مرتب کردی؟ او را نمی شناسی؟ نه او محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن، مهدی ما اهل بیت است.:مقاتل الطالبین،ص۲۳۹»
همچنین شیخ مفید دراینکه بنی العباس به ویژه منصور دوانیقی چه نقش پررنگی درمهدویت«محمد نفس زکیه»داشته از عیسی بن عبدالله چگونگی بیعت کردن گروهی از بنی هاشم را با محمد بن عبدالله این چنین روایت می کند: «تنی چند از بنی هاشم که ابراهیم بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس،صالح بن علی،ابو جعفر منصور،عبدالله بن حسن،پسران او، محمد و ابراهیم و محمد بن عبدالله بن عمرو بن عثمان میان آنان بودند در ابواءگرد آمدند.صالح گفت:می دانید مردم دیده به شما دوخته اند، خدا خواسته است امروزدر این مجلس فراهم آیید.اکنون با یکی از خودتان بیعت کنید و بر آن پایدار مانید تا خدا گشایشی دهد، عبدالله بن حسن پس از سپاس خدا گفت: می دانید پسرم (محمد) مهدی است. با او بیعت کنیم. ابوجعفر (منصور) گفت: چرا خود را فریب می دهید. مردم به هیچ کس چون این جوان چشم ندوخته اند و چون دعوت او دعوت کسی را پاسخ نمی گویند. حاضران گفتند راست گفتی.این را می دانیم و همگی با محمد بیعت کردند:مقاتل الطالبین،ص۲۳۹».
ثانیا
بنی العباس می دانستندکه اگر بخواهند باانتساب به عباس عموی پیغمبر و اینکه از نوادگان وی هستند قیام کنند مورد اقبال مردم قرار نمی گیرند، شعار قیامشان را «الرضی مدن آل محمد» قرار دادند و قیامشان تحت عنوان اینکه می خواهیم خلافت را به خاندان پیامبر برگردانیم اغاز کردند توانستند بسج عمومی نمایند و تا سقوط حکومت مروانیان پیش روند از همین رو درگزارش آمده است: «اینان رنگ پرچم و لباس خود را به اعتبار اینکه پرچم پیامبر سیاه بود، یا به نشانی عزای خاندان پیامبر سیاه قرار دادند: الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۶۲»
ثالثا
برای اینکه مردم را اغوا ءکرده باشند ادعا می کردند کتابی دراختیار دارند که به صور ت رمز حکومت آنان را پیش بینی کرده است، چراکه دراین کتاب آمده است: «ان(ع) ابن(ع) سییقتل (م) ابن (م) وان را اینگونه تاویل می کردند مقصود عین اول«عبدالله بن علی بن عبدالله بن عباس» سر شاخه حکومت عباسیان ودو میم «مروان بن محمدبن مروان» است که به دست عبد الله بن عباس کشته می شود وحکومت عباسی تشکیل می گردد: الامام الصادق والمذاهب الاربعه،ج۲، ص ۳۰۹» بنی العباس که مثلت سه برادر «ابراهیم امام، سفاح، منصور» بدند رهبری قیام را بعهده گرفته و باچنین شگرد های مزورانه قیام برعلیه حکومت مروانیان را آغاز کردند، تا تشکیل حکومت بنی العباس وحذف عبدالله محض و فرزندش محمد نفس زکیه که دیر متوجه هدف پنهانی آنان شده بودند پیش رفتند، تنها امام صادق علیه السلام بود که نیت آنان راخوانده بود وباانان همراهی نکرد، وتوانست شیعه را از این بحران سیاسی پیجیده عبور دهد وآنان راه هزینه وخرج این دسته از مزوران و افراد دو رو نکند.
*******
۲_ «خصائص اسوه ای امام صادق علیه السلام»
امام صادق علیه السلام به عنوان امام و پیشوا دارای خصائص اسوه ای اند، که هریک ازاین خصیصه می تواند الگوی برای دلدادگان آن حضرت باشد ازهمین روبرخی از این خصیصه آورده می شود تاشاید به برکت وجود آن حضرت توفیق الگو گیری را پیداکنیم ودر رفتار عملی خود نهادینه و مهندسی نماییم:
یکم؛«عبادت عارفانه و بندگی خالصانه»
امام صادق علیه السلام همانند پدران بزرگوارش از جهت عبودیت و خشوع و ذکر و دعا و نماز، سرآمد همه عارفان وسالکان، ودر مرتبه اعلای انسانیت و برترین مردم عصر خویش بود.از باب نمونه به برخی از آنها اشاره میشود.
۱- روایت شده که امام صادق علیه السلام در حال نماز، به تلاوت قرآن مشغول بود که از حال عادی خارج شد، هنگامی که به هوش آمد علت این حال را از او پرسیدند، فرمود: «آیاتی از قرآن را آن قدر تکرار کردم که گویا آنها را به طور شفاهی از خدای متعال یا جبرئیل میشنیدم.»( بحارالأنوار، ج ۴۷، ص ۵۸.)
۲- ابان بن تغلب گفته است: «بر حضرت صادق علیه السلام وارد شدم در حالی که مشغول نماز بود، اذکار رکوع و سجده آن جناب را شمارش کردم، شصت مرتبه تسبیح گفت.»(همان، ج ۴۷، ص ۵۰.)
۳- حمزة بن حمران و حسن بن زیاد گفتند: بر حضرت صادق علیه السلام وارد شدیم در حالی که با جمعیتی مشغول نماز عصر بود. ذکر«سبحان ربّی العظیم و بحمده»را ۳۳ یا ۳۴ مرتبه در رکوع و سجده تکرار کرد.(همان)
۴- یحیی بن علاء گفته است: «امام صادق علیه السلام شب بیست و سوم ماه رمضان، سخت بیمار و بستری بود. دستور داد بستر او را به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردند و تا صبح مشغول عبادت بود.»(همان، ص۵۳)
۵- ابن تغلب گفته است: «در سفر، بین مدینه و مکه، در خدمت امام صادق علیه السلام بودم. هنگامی که به حرم رسید پیاده شد، غسل کرد، کفشهای خود را به دست گرفت و با پای برهنه داخل حرم شد.»(همان، ص۵۴)
۶- حفض بن بختری از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: دوران جوانی، در عبادت، بسیار جدّیّت میکردم، پدرم فرمود: «پسرم! در عبادت، خودت را به سختی نینداز، زیرا خدای متعال وقتی بندهاش را دوست داشت، اعمال کم او را نیز قبول میکند.»(همان)
۷- معاویة بن وهب گفته است: با حضرت صادق علیه السلام به سوی بازار مدینه میرفتیم، سوار بر الاغ بود. نزدیک بازار رسیدیم، حضرت از حیوان سواری خود پیاده شد و به سجده افتاد، سجدهاش طولانی شد. هنگامی که سر از سجده برداشت، عرض کردم: «از مرکب خود پیاده شدید و سجده کردید؟» فرمود: «یکی از نعمتهای خدا به یادم افتاد، به همین جهت برای شکر خدا سجده کردم.» عرض کردم: «در نزدیک بازار که مردم رفت و آمد دارند؟» فرمود: «کسی مرا ندید.»«. همان، ص ۲۱»
۸- مالک بن انس گفته است: «مدتی خدمت جعفر بن محمد رفت و آمد داشتم. او را جز در یکی از این سه حال ندیدم، یا در حال نماز بود یا روزهدار بود یا در حال قرائت قرآن کریم. در حال نقل حدیث همیشه با وضو بود.»(. تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۱۰۴ و مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص)
۹- مالک بن انس گفت: در یک سفر حج، خدمت امام صادق علیه السلام بودم. در میقات، حیوان سواری خود را نگه داشت تا محرم شود، ولی هر چه میخواست لبّیک بگوید، نمیتوانست. صدا در دهانش قطع میشد. به گونهای که نزدیک بود از روی مرکب سقوط کند. عرض کردم: «یا بن رسولاللّه! چرا تلبیه نمیگویی؟» فرمود: چه گونه لبّیک بگویم، در حالی که امکان دارد خدای متعال بگوید:
«لا لبّیک و لا سعدیک»؟(. مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۱۴۲)
دوم «کار و تلاش و دستگیری از مستمندان»
امام صادق (علیهالسّلام) نهتنها دیگر ان را دعوت به کاروتلاش میکرد، بلکه خود نیز با وجود مـجالس درس و مناظرات درروزهای داغ تابستان،در مزرعهاش کارمیکرد.یکی از یاران حضرت میگوید:آن حضرت را در باغش دیـدم،پیراهن زبروخشن بـر تن و بـیل در دست،باغ را آبیاری میکرد و عرق ازسر و صورتش می ریخت،گفتم:اجازه دهید من کار کنم.فرمود:من کسی را دارم که این کارها را بکند ولی دوست دارم مرد در راه بهدست آوردن روزی حلال از گرمی آفتاب آزار ببیندوخداوند بـبیند که من در پی روزی حلال هستم.(بحارالانوار،ج۴۷،ص۵۷.)
حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت خداوند تاکید داشت لذا وقتی کار پرداز اوکه با سرمایه امام برای تجارت به مصر رفت و با سودی کلان برگشت، امام از او پرسید:این هـمه سـودرا چگونه بهدست آوردهای؟او گفت:چون مردم نیازمند کالای ما بودند،ما هم به قیمت گزاف فرو ختیم.امام فرمود:سبحان الله! علیه مسلمانان همپیمان شدید که کالایتان را جزدر برابرهردینارسرمایه یک دینارسود نفروشید!امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود:ای مصادف! چکاچک شمشیرها ازکسب روزی حلال آسانتر است(وسایل الشیعه، ج۶، ص۱۶۰-۱۴۱.)،(سبحان الله تحلفون علی قوم ا لا تبیعونهم الابربح الدیـنار دیـنارا..ثم قال:یا مصادف! مجالدهالسیوف اهونمن طلب الحلال.)
حقیقت این است که امام علیه السلا م در نهایت علاقه به کارو تلاش،هر گز فریفته درخشش درهم و دینار نـمیشد و مـیدانست که بهترین کار از نظر خداوند تقسیم دارایی خود با نیازمندان است،حقیقتی که ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملی نداشته و نداریم.امام خود درباره باغش می فرمود:وقتی خرماها میرسد،می گو یم دیـوارهارا بـشکافند تا مردم وارد شوندوبخورند،هـمچنین می گویم ده ظـرف خرما که برسرهریک ده نفر بتوانندبنشینند،آماده سازندتا وقتی ده نفرخوردند،ده نفردیگر بیایند و هریک،یک مدخرما بخورند.انگاه مـیخواهم بـرای تـمام همسا یگان باغ (پیرمرد،پیرزن،مریض،کودک وهر کس دیـگر کـه توان آمدن به باغ را نداشته)یک مد خرما ببرند.پس مزد باغبان و کارگران را میدهم و باقی مانده محصول را به مدینه آورده بین نـیازمندان تـقسیم مـیکنم ود ست آخراز محصول چهارهزار دیناری، چهارصددرهم برایم میماند(بحار الانوا،ج۴۷،ص۵۹)
سوم: «پارسایی و سادهزیستی»
از خصیصه های اسوه ای امام صادق علیه السلام «پارسایی،زهد و ساده زیستی» است که با وجود فراهم بودن امکانات به حداقل قانع بود از همین رو همانند مردم معمولی لباس میپوشید و در زندگی رعایت اقتصاد را میکرد میفرمود: بهترین لباس در هـر زمان، لبـاس مـعمول همان زمان است.
لذا گاه لباس نو و گاه لباس وصلهداربر تن میکرد،لذا وقتی سفیان ثوری به وی اعتراض میکردکه:پدرت علی لباسی چنین گرانبهای نمیپوشید، فرمود: زمان علی (علیهالسّلام)زمان فقر و اکنون زمان غـنا و فـراوانی اسـت و پوشیدن آن لباس در این زمان،لباس شهرت است و حرام،پس آستین خودرا بالا زد و لبـاس زیـر را کـه خشن بود، نشان داد و فرمود:لباس زیررا برای خدا و لباس نورا برای شما پوشیدهام.( اعیان الشیعه،ج۷،ص۲۶۶)
با این هـمه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمیداد،امتیازی برای وی و خانوادهاش در نظر گرفته شـودوایـن ویژگی هنگام بروز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بیشتر بروز مییافت.ازجمله درسالی که گندم در مدینه نایاب شـد،دستور داد گندمهای موجود در خانه را بفروشند و از همان،نان مخلوط از آرد جو و گندم که خوراک بقیه مردم بـود، تـهیه کنندوفرمود:«فان الله یعلم انی واجدان اطعمهم الحنطه علی وجهها ولکنی احب ان یرانی الله قـد احـسنت تقدیر المعیشه:اعـیان الشیعه ،ج۱،ص۵۹) خدا میداند که میتوانم به بهترین صورت نان گندم خانوادهام را تهیه کنم؛اما دوسـت دارم خـداوندمرا در حال برنامهریزی صحیح زندگی ببیند.»
چهارم: «شجاعت و صلابت درمقابل طاغوتیان»
هرچندامام صادق علیه السلام در برابرمردم «متواضع» بود ولی در برابر ستمگران از هـر طایفه و رتبه ای با «صلابت و شجاعت» بود و با قدرت در برابر آنان میایستاد و این شهامت را داشت که سخن حق را به زبان آورده و اقدام حقطلبانه را انجام دهـد، هـر چند بـا عکسالعمل تندی روبهرو شود، لذا وقتی منصور از او پرسید: «یـاابا عـبدالله لم خـلق الله الذباب، فقال: لیذل به الجبابره؛ چرا خداوند مگس را خلق کرد؟» فـرمود: تـا جباران را خوار کند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهی کرد (تهذیب الکمال،ج۱،ص۹۵.)
و آنگاه که فرماندار مدینه در حضور بنیهاشم در خطبههای نماز به علی (علیهالسّلام) دشنام داد، امام چنان پاسخی کوبنده داد که فرماندار خطبه را نـاتمام گـذاشت و به سوی خانهاش راهی شد. وسایل الشیعه ج۱۶،ص۴۲۳).
آیا محبت ما اهل بیت را بیشتر دوست دارید یا محبت دنیا را؟
مرحوم علامه مصباح یزدی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «محبت به امام صادق(ع)» که به مناسبت شهادت شیخالائمه، امام صادق علیه السلام، تقدیم شما فرهیختگان می شود.
یونس بن عبدالرحمان که یکی از اصحاب امام صادق سلام الله علیه است و ذکر ایشان در روایات زیاد است و شاید شما هم شنیده باشید می گوید یک روز خدمت امام صادق سلام الله علیه رفتم.
حالا به زبان و به تفسیر بنده - این ها در حدیث نیست اما از قرائنش برمی آید- می خواستم یک چیزی بگویم که آقا خیلی خوشحال شود و مقام خودم را و مقام ایمانم را برای آقا ثابت کنم.
خدمت آقا امام صادق سلام الله علیه رفتم و عرض کردم آقا! «لَوِلائی لَکُم وما عَرَّفَنِی اللّه ُمِن حَقِّکُم أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الدُّنیا بِحَذافیرِها»(تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه وآله، ج۲، ص۳۷۹).
یعنی ولایتی که به شما دارم، همان معرفتی که خدا به من داده که مقام شما را شناختم، اگر این را در یک کفه ترازو بگذارم و تمام عالم را در یک کفه دیگر بگذارند به خدا قسم که این کفه را دوست تر دارم. همین که شما را دوست دارم؛ همین.
یعنی اگر همه دنیا یک طرف باشد و بگویند اگر این را می خواهی باید دست از آن وِلا برداری این کار را نخواهم کرد. می گویم همه را از من بگیرید اما ولای اهل بیت را از من نگیرید.
این خیلی حرف بلندی است. من که جرأت نمی کنم این حرف را بگویم. حالا پیش امام صادق سلام الله علیه آمده می گوید من برای محبت شما این قدر ارزش قائل هستم. شما فکر می کنید حضرت چه جوابی به او دادند؟
من تا جمله آخر آن را نخوانده بودم خیال می کردم حضرت می فرمایند بارک الله! احسنت! خوش به حالت! چه سعادتی داری! شما چه انتظار داشتید؟
اما امام صادق سلام الله علیه این گونه نفرمودند. می گوید وقتی این حرف را زدم حضرت اخم هایشان را در هم کشیدند! فرمودند چه می گویی؟! چه چیزی را با چه چیزی مقایسه می کنی؟!
«قِسْتَنَا بِغَیْرِ قِیَاسٍ»؛ یک مقایسه بسیار بی جایی کردی! من تعجب کردم. من منتظر بودم آقا به من یک آفرین بگویند، احسنت بگویند، بگویند احسنت به معرفتت؛ ولی حضرت فرمودند: این مقایسه ات بسیار بی جا است!
گوش هایم را خوب تیز کردم تا ببینم آقا چه می فرمایند. حضرت فرمودند این دنیایی که گفتی با همه چیزهایی که در آن هست، از این دنیا چه چیزی گیر تو میآید؟!
«مَا اَلدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا هَلْ هِیَ إِلاَّ سَدُّ فَوْرَةٍ أَوْ سَتْرُ عَوْرَةٍ»؛ این دنیا با همه چیزهایی که در آن هست، این کهکشان ها و ماه و ستاره ها، استفاده ای که تو از این می بری یک خوراک است و یک پوشاک؛ گرسنه می شوی شکمی سیر کنی، بدنت برهنه است یک پوشاکی بپوشی. دیگر چه؟ این ها را به عنوان مثال ذکر فرمودند. بعضی چیزهای دیگر هم هست که می دانید.
این دنیاست. این ها را با محبت ما مقایسه می کنی؟!
«وَ أَنْتَ لَکَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَیَاةُ الدَّائِمَةُ»؛ محبت ما چیزی است که تو به وسیله آن می توانی زندگی بی نهایت کسب کنی! این که یک شکمی سیر می کنی و یک ستر عورتی می کنی، این چیست که با محبت ما مقایسه می کنی؟!
محبت ما چیزی است که با آن می توانی به سعادت بی نهایت برسی! سعادت بی نهایت چیزی است که هیچ زمانی را نمی توانیم برای آن تعیین کنیم، «هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا»؛ آیا این ها اصلاً قابل مقایسه هستند که تو می گویی محبت ما را بیشتر از این دنیا دوست می داری؟! پس چه می خواستی؟!
حضرت با همین تعبیر می خواستند به او بفهمانند که این محبتی که مفت گیر تو آمده، این معرفتی که به ما پیدا کردی، هزاران بار از کل دنیا بیشتر ارزش دارد برای این که تو با این محبت می توانی سعادت بی نهایت کسب کنی.
بی نهایت با چه مقداری، با چه اندازه ای و با چه عددی قابل مقایسه است؟! همه بچه های دبیرستانی می دانند که هر عددی هر قدر هم بزرگ باشد با بی نهایت هیچ نسبتی ندارد.
مرحوم علامه مصباح یزدی، ۱۳۹۸/۰۵/۱۸
معیارهای شیعه واقعی در کلام امام صادق (ع)
امام جعفر صادق علیهالسّلام به عبدالله بن جندب فرمود: «یا اِبْنَ جُنْدَبٍ بَلِّغْ مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا وَ قُلْ لَهُمْ لاَ تَذْهَبَنَّ بِکُمُ اَلْمَذَاهِبُ فَوَ اَللَّهِ لاَ تُنَالُ وَلاَیَتُنَا إِلاَّ بِالْوَرَعِ وَ اَلاِجْتِهَادِ فِی اَلدُّنْیَا وَ مُوَاسَاةِ اَلْإِخْوَانِ فِی اَللَّهِ وَ لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ یَظْلِمُ اَلنَّاسَ».
ای پسر جندب! به شیعیان ما [پیام] برسان و به آنان بگو: مبادا مذاهب (راهها و دینهای منحرف)، شما را (از راه راست) بیرون ببرند. به خدا قسم که ولایت ما دست یافتنی نیست مگر با [انجام چند دستور]:
پرهیزگاری؛
و سختکوشی در دنیا؛
و همیاری و همدردی با برادران دینی در (راه) خدا؛
و [بدان] کسی که به مردم ظلم کند، شیعه ما نیست.
اینها بخشی از صفات یک مؤمن واقعی است؛ زیرا در مجموع روایات، مؤمن صفات فراوانی دارد.
منبع: تحف العقول ج ۱، ص۳۰۳.
رهبر انقلاب: حضور مردم در میدان همانند ۴۰ روز گذشته استمرار داشته باشد
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم منتشر شد.
رهبر انقلاب تاکید کردند: حضور مردم در میدان همانند ۴۰ روز گذشته استمرار داشته باشد.
ایشان با بیان اینکه امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، بهجرأت میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بودهاید.، بیان کردند: اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد. مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است.
برای رسیدن به «ایران قوی» استمرار حضور مردم عزیزمان همانند چهل روزی که پشت سر گذاشتند ضرور است.
نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست.
خطاب به سرورمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عرضه میدارم با تمام وجود به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن چه در صحنه مذاکرات و چه در میدان نبرد دل بستهایم.
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای ضمن تاکید بر اینکه ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچوجه از حقوق حقّه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم، تصریح کردند: باذن الله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکار را رها نمیکنیم. حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.
ایشان افزودند: به همسایگان جنوبی ایران میگویم: شما در حال دیدن یک معجزه هستید پس درست ببینید و درک کنید و در جای درست بایستید و به وعدههای دروغ شیاطین بدگمان باشید. هنوز منتظر واکنش مناسبی از سوی شما هستیم تا برادری و خیرخواهی خود را نشان دهیم؛ این صورت نمیگیرد مگر با اِعراض شما از مستکبران.
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای با اشاره به اینکه مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است، اظهار کردند: یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.
متن کامل پیام بدین شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُستقیماً وَ یَنصُرَکَ اللهُ نَصْراً عَزیزاً.
چهل روز از یکی از بزرگترین جنایات دشمنان اسلام و ایران و از یکی از سنگینترین داغهای عمومی در تاریخ این ملت میگذرد؛ داغ شهادت جانگداز رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، پدر ملت ایران و زعیم امت اسلامی و پیشوای حقطلبان در عصر حاضر، سید شهیدان ایران و جبهه مقاومت، خامنهای کبیر قَدَّسالله نَفسَهُ الزَّکیَّه.
چهل روز است که روح بلند رهبر شهیدمان در جوار قرب الهی میهمان ضیافت اولیاء و صدیقین و شهدا شده و همزمان و یا در پی آن، جمع کثیری از یاران، فرماندهان و رزمندگان اسلام، و هموطنان مظلوم از نوزادان چند روزه تا کهنسالان هم به این فیض عظیم نائل آمدهاند.
چهل شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده؛ اما اینبار برخلاف آنچه در عصر کلیمالله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.
چهل شبانهروز است که مستکبران عالم، نقابهای فریبنده و دروغین را از رُخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودککشی، و استبداد و فساد را به نمایش گذاشتهاند.
اما در مقابل، چهل روز و شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید و پیروان اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله و سلّم) با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند و عَلیرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن، جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند. ملت آگاه و هوشیار ایران گرچه نشان داد در غم بزرگ فراق پیشوای شهیدش داغدار است ولی با تأسی به میراثداران بیواسطه عاشورای حسینی، از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت. و همه اینها دشمنِ تا بن دندان مسلح را به حیرت و استیصال انداخته و آزادگان جهان را به تحسین واداشته است. اینبار جهالت و نادانی مستکبران باعث شد که اسفند ۱۴۰۴ سرآغاز فصل نوین از قدرتگیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامی گردد، و پرچم ایران اسلامی نه فقط در جغرافیای خاکی کشورمان بلکه در عمق دلهای حقجویان جهان برافراشته شود.
این مناسبت فرصت خوبی است تا قدری مختصر، معرفی رهبر عظیمالشأن به عمل آید. صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد. همه میدانند که قائد شهید ما، فقیهی زمانشناس و بصیر، مجاهدی خستگیناپذیر و چون کوه استوار و محکم، عالمی عامل و ربانی، اهل ذکر و تهجد و تضرع به درگاه ربوبی و توسل به ذوات مقدسه معصومین صلواتالله و سلامه علیهم اجمعین، و از عمق جان، مؤمن به وعدههای الهی بودند. از خصوصیات دیگر ایشان ایراندوستی و تلاش مستمر برای استقلال هرچه بیشتر ایران عزیز بود که در کنار آن بر وحدت کلمه و انسجام ملّی تأکید داشتند. ایشان عمری را در تلاش برای برپائی نظام اسلامی و قوام و بقاء آن طی کردند و در عین حال جمهوری اسلامی بدون مردم از نظر ایشان بیمعنا مینمود. در عین اقتدار و صلابت، بهره وافری از ظرافت در اندیشه و نگرش به امور داشتند. به ظرفیتهای کشور خصوصاً جوانان توجه ویژهای مبذول میکردند. به علم و فناوری و پیشرفتِ در سایه آن اهمیت میدادند. برای خانواده معظّم شهدا و جانبازان و ایثارگران عزیز ارج خاصی قائل بودند. در جهات مختلف دارای تجارب گرانسنگ و متراکمی بعضاً با سابقه چند دهه بودند، و خصوصیات متعدد دیگری که فهرست طویلی را شامل میشود. این روزها در بعضی از رسانهها مکرراً صحبت از هنر و هنرشناسی و هنرپروری ایشان به میان میآید. این عنصر در عین اینکه بهتنهائی میتواند ارزش زیادی را برای شخصیت یک نفر ایجاد کند و مسلّماً در رهبر عزیزمان بهمعنی واقعی و در حد عالی وجود داشت، در مقایسه با سائر عناصر وجودی و امتیازات ایشان، کوچک بهنظر میآید. بنده بشخصه از ایشان هنرهای متعددی را سراغ دارم:
یک هنر بزرگ ایشان که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود.
هنر دیگر ایشان نهادسازیهای هدفمندی بود که بخصوص در سالهای ابتدائی دوران زعامت و رهبری خود با نظر به افقهای دور دست، به آن اقدام کردند.
هنر دیگر ایشان اقدام به قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور بود که ملت ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر از آثار مثبت آن مطّلع و بهرهمند شدند. همچنین قدرت ابداع و ابتکار در ابعاد مختلف اعم از علمی و راهبردی و سیاستگذاری، از دیگر هنرهای ایشان بود که شمّهای از آن در تدوین سیاستهای کلی نظام منعکس میباشد. و نیز قدرت خلق معانی از طریق ساخت بههنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن، گفتمان عمومی عمل میآمد. و از جمله، هنری که در اثر صیقل خوردن روح بلند ایشان در شداید و امتحانات و ابتلائات و بهخاطر صبر و استقامت در مسیر حق حاصل شده بود، هنر پیشبینی حوادث دوردست بود که اَلمُؤمِنُ یَنْظُرُ بِنورِ الله. و هنرهای دیگری که احصاء آن در این مختصر ممکن نیست.
همه این هنرها و مزیتها منشائی جز عنایات خاصه الهی و توجه خاص سرورمان و آباء طاهرین ایشان صلواتالله علیهم اجمعین نداشت. شاید بتوان آنچه این عنایات و توجهات را به سمت آن بزرگوار جلب کرد را در تلاش و مجاهدت بیوقفه و خالصانه او در راه اعلاء کلمهی حق، خلاصه کرد. اما بهطور ویژه غیر از سختیهای مبارزه با دستگاه خائن حکومت پهلوی، ایشان از یک فرصت خاص دیگر در مسیر انجام وظیفه، بهره زیادی بردند که عموم مردم معمولاً از آن اطلاع ندارند. اینطور تقدیر شده بود که سید جوانِ بشدت جویای علم و البته طالب عمل، در وقتی که پدر بزرگوارش در معرض نابینائی قرار داشت، پس از سالیانی زانو زدن در محضر اساتید عالیمقام، همه زمینههای ظاهری پیشرفت علمی و آیندهساز در قم را رها کرده و با اعتماد به فضل الهی، خود را وقف پدر نماید. تفضل الهی در پی این ایثار اینگونه ظاهر شد که ناگهان سیدعلی خامنهای در سنین قبل از سی سالگی مانند خورشیدی از خراسان سر برآورد و بزودی یکی از ارکان فکری و مبارزاتی قلمداد شد و همزمان در علوم متداول هم پیشرفتهای قابل توجهای نمود؛ بهطوریکه در سالهای دهه پنجاه، دستگاه ساواک او را خمینی خراسان خوانده بود. باید بر این نکته تأکید کنم که این روند ترقی باطنی و ظاهری آن بزرگوار در مقاطع بعدی هم ادامه یافت. حال در مقام درسآموزی از رفتار بزرگان و بخصوص چنین شخصیتی، خیلی بجا است که این خصوصیت خیرخواهی خالصانه برای یکدیگر و مواسات را رویّه خود سازیم که این ویژگی و توأم با آن، نظر به رحمت واسعه الهی داشتن، فرقی مهم بین کسی است که تحت پرچم حق ایستاده و آن کسانی که حول پرچم باطل حلقه زدهاند. مسلّماً پیگیری چنین رویّهای، گشاینده دربهای آسمان و فرودآورنده انواع امدادهای الهی و غیبی خواهد بود؛ از نزول باران رحمت گرفته تا غلبه بر دشمن و حتی پیشرفتهای علمی و فناورانه.
در این ایام مکرراً شنیده میشود که گروههای مختلفی از مردم عزیز، بحق و با حسرت از آن یگانه دوران یاد میکنند و کمکم وجوه بیشتری از گوهر تابناک شخصیت والای ایشان ظاهر میگردد. همچنین بنای بر تأسّی به افعال خاصی از آنجناب کمکم فراگیر میشود؛ از جمله مردم عزیزمان از مشت گره کرده آنجناب در حین شهادت درسها آموختند و اکنون همین مشت گرهکرده برای بعضی نوعی نماد مشترک از عقیده شده است. اینگونه است که بار دیگر ثابت میشود که تأثیر شهید بیش از فرد حاضر است و صدای رسای او در دعوت به توحید و حقطلبی و مبارزه با ظلم و تباهی، پرطنینتر و پیامش نافذتر از دوره حیات او بوده و همچنین خواهش قلبی این شهید عظیمالقدر که سعادت این ملت و سایر ملتهای مسلمان بود، از قبل به واقعیت نزدیکتر شده است.
برادران و خواهران هموطن! امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، بهجرأت میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بودهاید.
امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است. این بیشک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان و سایر شهدای گلگونکفن و هموطنان مظلوم و گلهای پرپر شده مدرسه شجره طیّبه میناب، و در پی توسلات و تضرعات آحاد ملت به درگاه ربوبی و حضور مجاهدانه ایشان در میادین و محلات و مساجد، و به خاطر جانفشانیهای بیدریغ و بیمنّت و خالصانه رزمندگان جانبرکف اسلام در سپاه و ارتش و فراجا و سربازان گمنام و مرزداران، به ملت ایران ارزانی شده است. این نعمت هم مانند هر نعمت دیگری باید مورد شکر قرار گیرد تا بقا و رشد داشته باشد که لَئن شَکَرتُم لَأزیدَنَّکُم. شکر عملی این نعمت، تلاش بیوقفه برای رسیدن به ایران قوی است.
آنچه در وهلهی کنونی، برای نیل به این شعار و هدف راهبردی رهبر شهید ضروری مینماید، استمرار حضور مردم عزیزمان همانند چهل روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است.
بنابراین نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد. مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است؛ همچنانکه عدد شگفتآور و رو به افزایش میلیونیِ پویش جانفدا برای ایران، هم از عناصر تأثیرگذار در این عرصه است. باذن الله تبارک و تعالی در اثر این نقشآفرینیها و استمرار آن، چشماندازی که در پیش روی ملت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید میدهد. رهبر شهید ما وقتی که عهدهدار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخمهای متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود. اما وقتیکه بعد از قریب به ۳۷ سال، کرسی زعامت امت را ترک نمودند، شجره طیبهای که ریشهاش مستحکم و شاخ و برگ آن بر بخشهای مهمی از منطقه و جهان سایهافکن شده است را از خود به جا گذاشتند. رویکرد دستیابی به «ایران هر چه قویتر» از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد که مکرراً مورد تأکید ایشان بود. شمّهی قابل توجهی از این وحدت در این چهل روز تحقق پیدا کرد: قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخهای فیمابین اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود. بسیاری از کسانی که هنوز به اینگونه حضور دست نیافتهاند، قلباً همراه و همسخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.
این روزها خیلیها نگاهی تمدّنی را با چشم دوختن به افقهای دور دست تجربه میکنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق میکنند. این خصوصیتی است که تا اندکی پیش از این در عدّهی کمی که رهبر شهید در رأس آن قرار داشتند، دیده میشد. اینگونه است که هر ناظری رشد سریع و معجزهوار این ملت را درک میکند و بیجهت نیست که در این روزها حکیم نامدار دوران و فقیه عالیقدر آنگاه که با شما از این شأن صحبت میفرماید، بارها بغضِ گلو، سدّ راه کلامش میشود.
در همین مجال به همسایگان جنوبی ایران میگویم که شما در حال دیدن یک معجزه هستید. پس درست ببینید و درست درک کنید و در جای درست بایستید و به وعدههای دروغین شیاطین بدگمان باشید. ما هنوز منتظر واکنش مناسبی از سوی شما هستیم تا برادری و خیرخواهی خود را به شما نشان دهیم. این صورت نمیگیرد مگر با اِعراض شما از مستکبران که هیچ فرصتی را برای تحقیر شما و استثمارتان از دست نمیدهند. این را همه باید بدانند باذن الله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم. حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچوجه از حقوق حقّه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم.
در این مقطع تا مرحله وصول به آنچه متعلق به ما است، اولاً همه آحاد ملت سعی در مراعات یکدیگر داشته باشند تا از ناحیه کمبودهائی که اثر طبیعی هر جنگی است، فشار کمتری بر اقشار مختلف وارد گردد. البته این کمبودها که بعضاً در جبهه مقابل شما خیلی بیشتر وجود دارد، به لطف تلاشهای برادران و خواهران شما در دولت و نهادهای دیگر، تا حد قابل توجهی مدیریت شده است.
ثانیاً مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلّماً آن رسانهها خیرخواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.
ثالثاً ملت عزیز اگر چه با پایان گرفتن مدت عزای رسمی شهادت رهبر عظیمالشأن خود، جامه عزا را از تن بیرون میآورد، اما عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگهمیدارد و پیوسته مترصّد تحقق آن خواهد بود.
در پایان خطاب به سرورمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عرضه میدارم که ما با ایمان به خدای متعال و توسل به ائمه معصومین صلواتالله و سلامه علیهم و با تأسّی به رهبر شهید خود در زیر پرچم جنابتان و در مقابل جبهه کفر و استکبار ایستادهایم و در این مسیر شهدای گرانقدری از طبقات مختلف تقدیم راه عزت و استقلال کشور و اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی کردهایم و خساراتی دیگر هم دیدهایم. اینک با تمام وجود به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن چه در صحنه مذاکرات و چه در میدان نبرد دل بستهایم و امید داریم هر چه زودتر، هم ما و هم دشمنانمان اثر معجزهآسای آن را مشاهده کنیم، انشاءالله.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
۲۰/فروردین/۱۴۰۵
حضور گسترده مردم تهران در چهلمین روز عروج ملکوتی قائد عظیمالشأن امت اسلام
چهلمین روز عروج ملکوتی قائد عظیمالشأن امت اسلام، حضرت آیتالله العظمی امام شهید سید علی حسینی خامنهای، با مراسم باشکوه سوگواری در پایتخت در حال برگزاریست.
همزمان با این روز، از ساعت ۹ صبح، دستهجات عزاداری و هیئات مذهبی حرکت خود را از میدان جمهوری اسلامی تهران آغاز کرده و به سمت مکان مقابل محل شهادت امام شهید در خیابان کشور دوست (واقع در خیابان جمهوری) حرکت می کنند.
عزاداران و دلدادگان مکتب آن امام شهید در این مسیر با سینهزنی، نوحهخوانی و برپایی مجالس روضه، به سوگواری و اعلام وفاداری به آرمانهای آن قائد فقید خواهند پرداخت و این مراسم تا پاسی از امشب ادامه خواهد یافت.
تدابیر ترافیکی و امنیتی لازم توسط نیروی انتظامی و شهرداری تهران برای برگزاری هرچه بهتر این آیین سوگواری پیشبینی شده و از همه ظرفیت های فرهنگی و پشتیبانی شهر برای انجام هرچه بهتر این مراسم بهره گرفته شده است.
پزشکیان: ایران هرگز خواهران و برادران لبنانی را تنها نخواهد گذاشت
مسعود پزشکیان رئیسجمهور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تجاوز دوباره رژیم صهیونیستی به لبنان نقض آشکار توافق اولیه آتشبس است. این نشانه خطرناکی از فریب و عدم پایبندی به توافقات احتمالی است. تداوم این اقدامات، مذاکره را بیمعنا خواهد کرد. دستهای ما بر ماشه باقی است. ایران هرگز خواهران و برادران لبنانی را تنها نخواهد گذاشت.































