emamian

emamian

شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب الله لبنان در سخنانی در مراسم بزرگداشت علامه سید عباس علی الموسوی اظهار کرد: سید عباس الموسوی عضو هیئت شرعی شورای اعلای اسلامی شیعیان و عضو جمعیت علمای مسلمین بود. سید عباس علی الموسوی عامل وحدت در لبنان و منطقه و حامی مقاومت بود.

وی افزود: اهتمام جهان اسلام به میلاد پیامبر اکرم (ص) مهم است.

شیخ نعیم قاسم درباره امام موسی صدر با بیان اینکه امام موسی صدر تغییر ریشه‌ای در لبنان ایجاد کرد و امام مقاومین است، تصریح کرد: امام صدر بر وحدت ملی در سرزمینی که متعلق به همه ماست، بسیار اهتمام داشت. او گفت که جنوب به نمایندگی از تمام لبنان و اعراب به پا خاسته است. ما با امام موسی صدر عهد می‌بندیم که تحت لوای مقاومت هستیم.

دبیر کل حزب الله لبنان همچنین بیان کرد: نبرد فجر الجرود نبردی است که ارتش لبنان با مقاومت اسلامی انجام دادند و دستاورد بزرگی به همراه داشت. این نبرد با تصمیم میشل عون رئیس جمهور شجاع با وجود فشارهای آمریکا انجام شد. هماهنگی در نبرد فجر الجرود میان مقاومت و ارتش تحت فرماندهی جوزف عون بود.

درباره حملات به یمن نیز شیخ نعیم قاسم گفت: اسرائیل یمن را بمباران کرد و مطابق معمول اهداف غیرنظامی را هدف قرار داد. اسرائیل سردسته جنایتکاران است. یمن عزیز حمایت استثنایی از ساکنان غزه به عمل آورد.

شیخ نعیم قاسم تاکید کرد: لبنان باید حاکمیت خود را بر سرزمینش بازیابد و تمام مشکلاتی که از آن رنج می‌بریم، ناشی از دشمن اسرائیلی، اشغالگری و حامی آمریکایی آن است. دولت مسئول تدوین طرحی برای تحقق حاکمیت است. بدون حاکمیت ثباتی نیست. من از دولت می‌خواهم جلسات بحث فشرده‌ای در مورد چگونگی بازگرداندن حاکمیت از طریق دیپلماسی، مسلح کردن ارتش، استراتژی دفاعی و هر آنچه که کمک می‌کند، برگزار کند. از احزاب و نخبگان می‌خواهم که به دولت کمک کنند.

دبیر کل حزب الله لبنان افزود: ما از دولت لبنان می‌خواهیم که حاکمیت ملی را احیا کند و حداقل برای یک هفته تحت این شعار عمل کند. من می‌خواستم این شعار را مطرح کنم تا نتیجه این شعار خودجوش باشد. مقاومت برای دفاع و رهایی است. مقاومت یک ملت و یک خانواده است. مقاومت ایمان، اراده، میهن‌پرستی و افتخار است. مقاومت غرور و پایداری است.

وی افزود: مقاومت نقطه مقابل تحقیر و پذیرش فشارهای خارجی است. این سرنوشت ارتش ملی است و جایگزینی برای ارتش نیست، بلکه از آن پشتیبانی می‌کند. ارتش باید مسلح باشد و مقاومت یک عامل مؤثر در این امر است. مقاومت برای رویارویی با دشمن شکل گرفته است. مقاومت، دشمن را شکست می‌دهد و مانع اهداف او می‌شود، اما او را از تجاوز باز نمی‌دارد، بلکه با او مقابله می‌کند. مقاومت به مدت ۱۷ سال بازدارندگی در برابر اسرائیل ایجاد کرد و این دستاوردی استثنایی است.

دبیر کل حزب الله لبنان تاکید کرد: توانستیم با معادله ارتش، ملت و مقاومت در برابر دشمن اسرائیلی بازدارندگی ایجاد کنیم و قبل از آن شکلی ازبازدارندگی در برابر اسرائیل بود. اگر مقاومت ادامه پیدا نکند و تسلیم «اسرائیل» شود، چه جایگزینی وجود دارد؟ مقاومت سدی استوار برای ممانعت اسرائیل در تحقق اهدافش است و اسرائیل نمی‌تواند در لبنان بماند و پروژه توسعه طلبانه خود را از طریق لبنان محقق سازد.

وی افزود: تصمیم دولت لبنان تحت دیکته‌های اسرائیلی و آمریکایی اتخاذ شد. توان رویارویی با اسرائیل را داریم و این امر ادامه خواهد داشت.

نعیم قاسم با اشاره به مداخله جویی آمریکا در لبنان گفت: آمریکا همچنان تحریم‌هایی علیه لبنان اعمال کرده و مانع بازسازی می‌شود. آمریکا در لبنان فتنه افکنی می‌کند و قابل اعتماد نیست بلکه خطری برای لبنان است. آمریکا مانع از سلاح حامی کشور می‌شود.

وی ادامه داد: به دنبال خلع سلاحی هستید که آزادی بخش بوده است؟ از سلاحی که ما را از دشمن مصون می‌دارد دست نخواهیم کشید. اجازه نخواهیم داد که اسرائیل رها شود و در کشور ما جولان بدهد. سلاح روح، شرف، سرزمین و کرامت ماست.

شیخ نعیم قاسم تاکید کرد: ما حامیان زیادی داریم، بیش از نیمی از مردم لبنان حامی ما هستند، و همه آنها برای محافظت از سلاح‌ها و محافظت از لبنان و کرامت آن متحد هستند. هر آنکه به دنبال خلاء سلاح است به دنبال گرفتن روح و جان ماست و آنگاه جهان واکنش ما را خواهد دید. هر کسی که می‌خواهد ما را خلع سلاح کند، می‌خواهد روح ما را خلع سلاح کند، و آنگاه جهان قدرت ما را خواهد دید. نه گام به گام و نه تمام این مسیری که امتیازدهی را ایجاب می‌کند. آنها باید توافق را اجرا کنند و سپس می‌توانیم در مورد استراتژی دفاعی صحبت کنیم. ای دولت، به آنچه توافق کردیم پایبند باشید، و ما نیز به آنچه به ما وعده دادی پایبند خواهیم بود. اسرائیل را ملزم کنید.

وی افزود: شجاع باشید و ایستادگی کنید. ما از شما حمایت خواهیم کرد و با شما خواهیم بود و با هم کشورمان را خواهیم ساخت.

گفته می شود شیرین‌کننده‌های مصنوعی، جایگزین سالم‌تری بجای شکر هستند اما نتایج یک مطالعه جدید نشان می‌دهد، این جایگزین‌ها خطرات خاص خودشان را برای سلامت انسان به همراه دارند.

براساس نتایج این تحقیقات، مصرف فقط یک نوشابه رژیمی در روز، ممکن است خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را به میزان ۳۸٪ افزایش دهد.

پژوهشگران از چند موسسه در استرالیا و هلند دریافتند که نوشیدن فقط یک قوطی نوشابه شیرین‌شده با مواد مصنوعی در روز طی چند سال، سبب افزایش ۳۸ درصدی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ می شود.

نکته جالب توجه اینکه، این میزان خطر حتی بیشتر از افزایش ۲۳ درصدی خطر ابتلا به دیابت است که با مصرف نوشیدنی‌های شیرین‌شده با شکر بوجود می آید.

این یافته‌ها براساس بررسی عادات غذایی و آشامیدنی ۳۶۶۰۸ استرالیایی بین ۴۰ تا ۶۹ سال به دست آمده است.

شرکت‌کنندگان در این تحقیق، میزان مصرف شیرین‌کننده های مصنوعی و شکر خود را گزارش کردند و سپس سوابق سلامتی آنها به طور متوسط در ۱۴ سال پیگیری شد.

رابل کبتیمر، متخصص تغذیه در دانشگاه موناش استرالیا در این باره گفت: «نوشیدن یک یا چند عدد از این نوشیدنی‌ها در روز - چه شیرین‌شده با شکر یا جایگزین‌های مصنوعی - سبب می شود فرد با احتمال بسیار بیشتری برای ابتلا به دیابت نوع ۲ مواجه باشد.

با توجه به عوامل شناخته‌شده‌ی بسیار زیاد در خطر ابتلا به دیابت نوع ۲، محققان نمی‌توانند بگویند که شیرین‌کننده‌های مصنوعی مستقیماً باعث آن می‌شوند. تمام داده‌ها نشان می‌دهد که ارتباطی وجود دارد، اما برای روشن شدن آن به تحقیقات بیشتری نیاز است.

با توجه به شیرین‌کننده‌های مصنوعی مختلفی که در کشورهای مختلف فروخته می‌شوند و عادات غذایی و آشامیدنی متفاوت در سراسر جهان، جمع‌آوری هرچه بیشتر داده‌ها در مورد خطرات احتمالی بسیار مهم است.

باربورا د کورتن، دانشمند زیست‌پزشکی در دانشگاه سلطنتی فناوری ملبورن می‌گوید: «شیرین‌کننده‌های مصنوعی اغلب به صورت جایگزین سالم‌تر به افراد در معرض خطر دیابت توصیه می‌شوند، اما نتایج این پژوهش جدید نشان می‌دهد که آنها ممکن است خطرات خود را برای سلامت انسان به همراه داشته باشند.»

محققان گمان می‌کنند که برخی از شیرین‌کننده‌های مصنوعی می‌توانند در سطح قند خون اختلال ایجاد کنند و به نوبه خود در افزایش خطر دیابت نوع 2 نقش داشته باشند. در همین حال، سایر شیرین‌کننده‌ها به علت ایجاد اختلال در باکتری‌های روده و افزایش عدم تحمل گلوکز در بدن معروف هستند. این نوع تعاملات و سایر موارد می‌توانند خطر ابتلا به دیابت نوع 2 را حتی در افرادی که اضافه وزن ندارند نیز، افزایش دهند.

محققان می‌خواهند اقدامات بیشتری برای افزایش آگاهی درباره خطرات احتمالی شیرین‌کننده‌های مصنوعی برای سلامت انجام شود. در سال‌های اخیر، تحقیقات انجام شده نشان داده است که این جایگزین‌های قند، با مشکلات مربوط به سلامت مغز و آسیب قلبی مرتبط هستند.

این نوشیدنی‌ها اغلب به صورت نوشیدنی‌های بهتر برای شما به بازار عرضه می‌شوند، اما ممکن است خطرات خاص خود را داشته باشند. سیاست‌های آینده باید رویکرد وسیع‌تری برای کاهش مصرف همه نوشیدنی‌های غیرمغذی داشته باشد.نتایج این تحقیق در مجله دیابت و متابولیسم منتشر شده است.

محمد شیبانی، متخصص ارتوپدی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی البرز گفت: پوکی استخوان بیماری‌ای است که به‌تدریج استخوان‌ها را شکننده و مستعد شکستگی می‌کند. از آنجا که اغلب بدون علامت است، گاهی نخستین علامت آن یک شکستگی ناگهانی پس از ضربه خفیف یا حتی بدون ضربه است.

دکتر شیبانی با تأکید بر اینکه پیشگیری باید از دوران جوانی آغاز شود، گفت: تغذیه مناسب سرشار از کلسیم و ویتامین D، پرهیز از مصرف دخانیات و الکل، انجام فعالیت‌های بدنی منظم مانند پیاده‌روی و ورزش‌های تحمل وزن و دوری از سبک زندگی کم‌تحرک، از مؤثرترین راهکار‌های جلوگیری از ابتلا به پوکی استخوان هستند.

وی در ادامه افزود: برای تشخیص دقیق این بیماری، انجام سنجش تراکم استخوان یا دانسیتومتری (DEXA Scan) به‌ویژه برای افراد بالای ۵۰ سال یا کسانی که سابقه خانوادگی پوکی استخوان دارند، توصیه می‌شود. این تست ساده، بدون درد و غیرتهاجمی، وضعیت سلامت استخوان‌ها را به‌خوبی مشخص می‌کند.

دکتر شیبانی در پایان ضمن هشدار نسبت به تأخیر در تشخیص این بیماری اظهار داشت: درمان پوکی استخوان زمانی بیشترین اثر را دارد که پیش از بروز شکستگی آغاز شود. آگاهی، غربالگری و اصلاح سبک زندگی سه پایه مهم در کنترل این بیماری خاموش هستند.

چای یک نوشیدنی سالم و معطر است و بسیاری از مردم عادت دارند آن را بعد از غذا بنوشند. با این حال، اگر برخی اشتباهات رایج را مرتکب شوید، این اشتباهات می‌تواند برای سلامتی مضر باشد.

به گفته کارشناسان، باید به زمان دم کردن، دما و مقدار برگ چای مورد استفاده توجه کنید. پنج اشتباه رایج وجود دارد که برای نوشیدن چای سالم و مفید باید از آنها اجتناب کنید:

دم کردن چای غلیظ:

توصیه می‌شود برای هر فنجان از یک قاشق چایخوری برگ چای استفاده کنید و برای مقادیر بیشتر، یک قاشق چایخوری اضافی. چای بسیار غلیظ حاوی درصد بالایی از کافئین است که می‌تواند سیستم عصبی را بیش از حد تحریک کند و تانن دارد که می‌تواند منجر به اختلالات روده و یبوست شود. همچنین یک ادرارآور قوی است، بنابراین بهتر است از مصرف بیش از حد آن خودداری کنید.

دم کردن چای برای مدت طولانی، به خصوص چای کهنه:

چای کهنه بیشتر فواید سلامتی خود را از دست می‌دهد و همچنین به میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا اجازه رشد می‌دهد که می‌توانند باعث مشکلات سلامتی شوند. بنابراین، بهتر است هر بار چای تازه تهیه کنید.

نوشیدن چای بسیار داغ:

نوشیدنی‌های بسیار داغ، غشا‌های مخاطی گلو، مری و معده را تحریک می‌کنند که می‌تواند منجر به ایجاد زخم شود و خطر عفونت و ایجاد تومور‌های بدخیم را افزایش دهد.

نوشیدن چای با معده خالی:

توصیه می‌شود نیم ساعت پس از غذا خوردن چای بنوشید، زیرا باعث هضم غذا می‌شود و به سرعت بخشیدن به سوخت و ساز بدن کمک می‌کند. نوشیدن آن با معده خالی می‌تواند به دلیل اثر گرسنگی‌آور عصاره برگ چای، اشتها را سرکوب کند.

نوشیدن چای بلافاصله پس از غذا خوردن:

برخی از اجزای چای ممکن است مانع جذب پروتئین، آهن و سایر مواد مغذی مهم شوند، بنابراین بهتر است نیم ساعت پس از غذا خوردن صبر کنید و سپس چای بنوشید.

کلم بروکلی یکی از بهترین موادغذایی برای تقویت سیستم ایمنی بدن محسوب می‌شود.

این سبزی چلیپایی سرشار از ویتامین‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی یعنی ویتامین سی، ای و آ است.

کلم بروکلی همچنین حاوی ترکیبات گیاهی متعددی است که خواص آنتی‌اکسیدانی‌ دارند؛ از جمله سولفورافان که یک ضدالتهاب قوی است.

کلم بروکلی را به صورت خام، بخارپز یا کمی پخته مصرف کنید تا مواد مغذی آن حفظ شود.

حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «خصوصیات اخلاقی امام حسن علیه السلام» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم؛ هنگامی که رسول خدا(ص) نگاهشان به سیمای نورانی امام مجتبی(ع) می افتاد، چنین فرمودند: «هذا ابنی، هذا ثمرة فؤادی، هذا نور عینی»؛ این فرزند، نور چشم من است، فرزند من است، ثمره دل من است. سپس افزودند: «من آذاه فقد آذانی»؛ هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است.

این سخنان، هم در منابع معتبر شیعه و هم در منابع اهل سنت ثبت شده است. دانشمندان بسیاری، اعم از شیعه و اهل سنت، کلمات و روایات پیامبر اکرم(ص) درباره امام حسن(ع) و ویژگی‌های اخلاقی ایشان را نقل کرده‌اند.

 

* امام حسن(ع): تجسم پیامبری و الگوی برجسته مردم‌داری

 

واصِل بن عطا درباره ایشان می‌نویسد: «علیه سیما الانبیا و بها الملوک»؛ چهره‌اش چهره پیامبران و هیبت و وقارش، هیبت پادشاهان بود.

اباهه، که از شخصیت‌های اهل سنت به شمار می‌رود و با اینکه رابطه خوبی با امیرالمؤمنین(ع) نداشت، اما در منابع اهل سنت از او نقل شده است که می‌گفت: «هرگاه حسن بن علی(ع) را در کوچه‌های مدینه می‌دیدم، به یادم می‌آمد که روزی او را در آغوش پیامبر دیدم.»

این اعتراف نشان می‌دهد که پیامبر(ص) همواره می‌خواستند جایگاه و حرمت امام حسن(ع) و اهل‌بیت خود را در نگاه اصحاب تثبیت کنند، چراکه می‌دانستند در آینده با آنان چگونه رفتار خواهد شد و می‌خواستند جایی برای تردید باقی نماند.

از این رو، گاهی در حضور اصحاب، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بر دوش خود می‌نشاندند؛ یکی بر شانه راست و دیگری بر شانه چپ، و هنگامی که کسی عرض می‌کرد:

«یا رسول الله، اجازه دهید ما کودکان را حمل کنیم»، می‌فرمودند: «این‌ها سواره‌رانان خوبی هستند، بگذارید خودم آنان را حمل کنم.»

به اشکال مختلف، با بوسیدن، در آغوش گرفتن و حتی با بوئیدن آنان، پیامبر اکرم(ص) می‌خواستند به اصحاب بفهمانند که این فرزندان شایسته تکریم و احترام‌اند و نباید مورد آزار قرار گیرند.

اکنون از میان ابعاد مختلف زندگی امام حسن مجتبی(ع)، به یک جنبه بسیار مهم می‌پردازم و آن «مردم‌داری» آن حضرت است.

گاه ما عبادت را صرفاً در اعمال فردی چون نماز، روزه، دعا، ذکر و حج می‌بینیم، در حالی که بخش بزرگی از روایات، به موضوع مردم‌داری اختصاص یافته است.

مردم‌داری، تنها کمک مالی به نیازمندان نیست؛ بلکه شامل حفظ آبرو، پاسداشت شخصیت افراد، راهنمایی فکری، حمایت از جوانان، برطرف کردن بارهای سنگین از دوش مردم، رفع اختلافات خانوادگی، ایجاد صلح میان دوستان و همسایگان و هر عاملی می‌شود که زندگی اجتماعی مردم را سامان می‌بخشد.

مجموعه روایاتی که درباره ثواب این کارها نقل شده، به قدری فراوان است که به تعبیر یکی از بزرگان، اگر همه آنها گردآوری شود، می‌توان جلد دومی برای «مفاتیح‌الجنان» فراهم کرد.

پاداش این اعمال در منابع دینی چنان عظیم بیان شده است که برای نمونه، امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «اصلاح ذات‌البین» ـ یعنی ایجاد صلح میان دو نفر ـ برتر از یک سال عبادتی است که همراه با روزه‌داری و شب‌زنده‌داری باشد.

 

* مردم داری و خدمت به خلق الله

 

یا در حدیث دیگری آمده است: «تبسم در چهره برادر دینی، صدقه محسوب می‌شود.» همچنین، سیراب کردن تشنگان، کمک به ازدواج جوانان، یا حفظ آبروی افراد، از اعمالی دانسته شده است که ارزش و ثواب آنها در روایات به مرتبه‌ای والا معرفی شده است.

با این همه، درباره این موضوع مهم، منابع مستقل اندکی وجود دارد. در حالی که علمای ما صدها کتاب دعا نگاشته‌اند، کتاب‌هایی که به تفصیل در باب ثواب خدمت‌رسانی، ازدواج آسان، رفع اختلافات و مردم‌داری سخن بگویند، اندک است.

امام حسن مجتبی(ع) فرمودند: هر کس با مال خود، یا با آبروی خود، یا با سخن نیکو، باری از دوش برادر مؤمنش بردارد، در روز قیامت در کنار پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان محشور خواهد شد.

برای روشن‌تر شدن معنا، نمونه‌هایی از زندگی امام حسن(ع) بیان می‌کنم. روزی فردی نزد آن حضرت آمد و گفت: گرفتار و بدهکارم. امام(ع) فرمودند: «من هزار درهم به تو می‌دهم.» سپس افزودند: «در منطقه شما شخصی ناصبی است که با امیرالمؤمنین دشمنی می‌ورزد و مردم را منحرف می‌کند. من می‌توانم استدلالی به تو بیاموزم تا با آن در برابر او بایستی. می‌خواهی این سخن را به تو بیاموزم یا پولی برای رفع بدهی‌ات بدهم؟»

آن مرد پس از اندکی تأمل گفت: «یابن رسول‌الله، همان استدلال را بیاموزید تا از گمراهی مردم جلوگیری کنم، بدهی‌ام را نیز خداوند برطرف خواهد کرد.»

امام(ع) فرمودند: «پاسخت زیبا بود؛ هم آن سخن را به تو می‌آموزم و هم هزار درهم را به تو می‌دهم.»

این نمونه‌ای است از اینکه چگونه امام(ع) هم با مال و هم با کلمه طیبه به یاری مردم می‌شتافتند.

 

* الگوی خدمت و یاری مؤمنان

 

نمونه‌ای دیگر: روزی امام حسن(ع) از کوچه‌های مدینه عبور می‌کردند و دیدند چند جوان مشغول شوخی‌های ناشایست‌اند. حضرت به آنان تذکر دادند.

در عین حال، ایشان نسبت به نشاط و شوخ‌طبعی بی‌اشکال و سالم، نه‌تنها مخالفتی نداشتند، بلکه خودشان هم گاهی با دوستان شوخ‌طبع مدینه همنشینی می‌کردند.

روایت شده است که روزی به دیدار یکی از همین افراد رفتند و از او حال پرسیدند. او پاسخ داد: «نه خدا از من راضی است، نه شیطان، و نه حتی خودم!»

امام لبخندی زدند و پرسیدند: «چرا چنین می‌گویی؟» او توضیح داد: «خدا می‌خواهد اطاعتش کنم، اما من کوتاهی می‌کنم؛ شیطان می‌خواهد پیرو محض او باشم، اما من نماز و عبادت را ترک نمی‌کنم؛ و خودم می‌خواهم همیشه جوان و سالم بمانم، اما ناچار پیر و بیمار می‌شوم و سرانجام از دنیا می‌روم.»

این شوخی، نشان‌دهنده نشاطی بی‌ضرر بود که امام(ع) نیز با لبخند آن را تأیید کردند.

باز در واقعه‌ای دیگر، کسی نزد امام حسن(ع) آمد و گفت: «فلان شخص پشت سر شما سخنانی گفته است.»

امام(ع) فرمودند: «با این کار، برای من زحمتی ایجاد کردی. حال باید برای او طلب مغفرت کنم و برای خودم نیز طلب آمرزش نمایم، زیرا تو سخن‌چینی کردی و من هم آن را شنیدم.»

سپس افزودند: «استغفر الله لی و له»؛ هم برای او طلب مغفرت می‌کنم و هم برای تو. این نمونه‌ای از بردباری و مردم‌داری امام(ع) است که به جای پاسخ تند یا کینه‌توزی، رفتار خود را بر اساس حلم و گذشت تنظیم می‌کردند.

این‌ها گوشه‌ای از سیره امام حسن مجتبی(ع) در عرصه مردم‌داری است؛ سیره‌ای که نشان می‌دهد عبادت تنها در عبادات فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه خدمت به مردم و پاسداشت کرامت آنان، جایگاهی هم‌سنگ و حتی والاتر دارد.

 

* پنج محور مهم حلم و بردباری

 

این است که خدا می‌داند، اگر خلق‌وخو و سیره امامان معصوم(ع) ـ و به‌ویژه حلم و بردباری امام حسن مجتبی(ع) ـ در جامعه ما جاری شود، بسیاری از اختلافات و درگیری‌ها، حتی در سطح خانواده‌ها و روابط زناشویی، از میان خواهد رفت.

امام حسن مجتبی(ع) در برابر آزارها و بی‌مهری‌ها بردبار بود؛ حتی زمانی که در خانه همسر خود با دشمنی و بی‌وفایی روبه‌رو می‌شد، تحمل می‌کرد. در برابر زخم زبان‌ها و خطاب «یا مذل المؤمنین» نیز صبر پیشه می‌کرد. بارها با شمشیر به پای مبارکش آسیب رساندند، اما حلم و بردباری او ـ که پرتوی از صفت «حلیم» الهی است ـ همچنان در رفتار و سیره‌اش جلوه‌گر بود.

در اینجا می‌خواهم روایتی بسیار زیبا نقل کنم که مرحوم علامه مجلسی(ره) در جلد شصت‌وهشتم بحارالانوار آورده است.

اگر از همه سخنان این روزها چیزی در ذهن نماند، امید دارم که این روایت در خاطر بماند. پیام روایت این است که حلم و بردباری در پنج موقعیت خود را آشکار می‌کند.

فرمودند: «الحِلم یَدورُ علی خَمسِ مَواضِع»؛ بردباری بر پنج موقعیت می‌چرخد.

نخست باید میان دو نوع حلم تفاوت نهاد: حلمِ اجباری و حلمِ اختیاری.

حلم اجباری آن است که انسان چاره‌ای جز تحمل ندارد؛ مانند کسی که ناچار است در صف بانک یا نانوایی منتظر بماند، یا بیماری که باید یک ماه در بیمارستان بستری شود، یا زندانی که دو سال در سلول انفرادی است.

در این موارد، صبر ناگزیر است. اما آنچه در روایت آمده، حلم اختیاری است؛ بردباری‌ای که انتخابی و آگاهانه است.

 

امام(ع) فرمودند: جایگاه حلم پنج مورد است:

۱. عزیز بودن و ذلیل شدن: گاهی انسانی که روزی محبوب و عزیز جامعه بوده است، ناگاه به دلایلی دچار بی‌مهری و خواری می‌شود.

همان‌گونه که مسلم بن عقیل در کوفه ابتدا با هجده هزار نفر بیعت داشت، اما شب هشتم و نهم، کوچه‌های کوفه خالی شد و کسی حاضر نشد او را پناه دهد.

یا امام حسن مجتبی(ع) که روزی مردم با شور و جمعیت انبوه در کنار او بودند، اما در کوچه‌ها او را با تعبیر «یا مذل المؤمنین» خطاب می‌کردند. اینجا جای حلم است.

۲. راستگویی و متهم شدن به دروغ: گاهی انسان حقیقت را بیان می‌کند، اما جوّ اجتماعی و شایعات چنان قوی است که سخن راست او باور نمی‌شود.

نمونه آن ماجرایی است که فردی کیسه پول خود را گم کرد و امام صادق(ع) را به دزدی متهم نمود. امام(ع) در حالی که در حال نماز بودند، اتهام را تحمل کردند و برای آرام‌کردن او دستور دادند هزار درهم به وی بدهند.

آن مرد وقتی به خانه بازگشت و کیسه‌اش را یافت، فهمید که امام(ع) با حلم، هم اتهام را تحمل کردند و هم کرامت نشان دادند.

۳. دعوت به حق و خوار شدن: زمانی که کسی مردم را به حق دعوت می‌کند، اما جامعه یا جوّ حاکم، او را خوار و تحقیر می‌سازد.

در تاریخ معاصر نیز چنین نمونه‌هایی بسیار دیده شده است. کسانی که در راه حق سخن گفتند، گاه با بی‌مهری و ناسزا روبه‌رو شدند. این نیز جای حلم است.

۴. آزار دیدن بی‌جرم: گاهی انسان بی‌آنکه جرمی مرتکب شده باشد، مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد؛ ممکن است زندانی شود یا کتک بخورد، در حالی که بی‌گناه است. اینجا نیز صبر و حلم لازم است.

۵. طلب حق و مخالفت دیدن: گاهی انسان به‌حق خود مطالبه می‌کند، اما طرف مقابل منکر می‌شود و با او مخالفت می‌ورزد.

این نیز موقعیتی است که حلم و بردباری معنا می‌یابد.

در پایان روایت آمده است: «إن أتیْتَ کُلَّها حقَّهُ فقد عُصِبَ عِصابةً»؛ اگر انسان در همه این پنج موقعیت حق حلم را ادا کند، حقیقتاً بردبار است.

این ویژگی برجسته در زندگی امام حسن مجتبی(ع) به روشنی دیده می‌شود. از همین رو در روایات آمده است که حلم، یکی از صفات ارزشمندی است که سبب سیادت، آقایی و رشد انسان می‌شود.

 

* بردباری (حلم)؛ کلید آرامش فردی و اجتماعی

 

هدف از این سخن آن است که نشان داده شود، اگر صفت حلم و بردباری در زندگی ما نقش عملی بیابد، جامعه آرام‌تر خواهد شد. نه اینکه تنها خوب بشنویم و خوب بگوییم، اما در عمل، هنگام مواجهه با یک ناسزا در تاکسی یا خیابان، چند برابر پاسخ دهیم.

ثمره این بحث آن است که حتی اگر اندکی، مثلاً پنج یا ده درصد، درجه بردباری ما افزایش یابد، آستانه تحمل ما بالاتر رود.

زیرا واقعیت این است که در جامعه نمی‌توان همه مردم را مطابق میل خود یافت.

در محیط خانه نیز ممکن است با فرزند نوجوان یا همسر یا حتی پدر و مادر، اختلافاتی پیش آید. چه‌بسا انسان یقین دارد که حق با اوست، اما طرف مقابل سخنش را نمی‌پذیرد یا رفتاری خلاف انتظار دارد. اگر توانستیم این سلایق و اختلاف‌ها را با بردباری مدیریت کنیم، این همان حلم است.

البته دشوار است، اما شدنی است. و امید آن است که خداوند متعال به همه ما توفیق عطا کند تا در زندگی، به این خصلت الهی آراسته شویم، ان‌شاءالله.

 

برای تو کافی است که رسول خدا(ص) سرمشق تو باشد، و راهنمایی برای درک زشتی و عیب دنیا...؛ او از «شیر پستانِ» دنیا بریده و از زیورهایش دور شد... پیامبر از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند... دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته‏ تر و شکمش از همه خالی ‏تر بود... پیامبر(ص) بر روی زمین می ‏نشست و غذا می ‏خورد، و چون برده، ساده می‏ نشست، و با دست خود کفش خود را وصله می ‏زد... پرده ‏ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویرها در آن بود، به یکی از همسرانش فرمود: «این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هرگاه نگاهم به آن می ‏افتد به یاد دنیا و زینت‏های آن می ‏افتم».

 

«پیامبر با دل از دنیا روی گرداند، و یادش را از جان خود ریشه کن کرد... و چشم از دنیا پوشاند، و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد... در زندگانی رسول خدا(ص) برای تو نشانه‏ هایی است که تو را به زشتی ‏ها و عیب ‏های دنیا راهنمایی کند، زیرا پیامبر با نزدیکان خود گرسنه به سر می‏برد، و با آن که مقام و منزلت بزرگی داشت، زینت‌های دنیا از دیده او دور ماند. پس تفکرکننده ای‏ باید با عقل خویش به درستی اندیشه کند که: آیا خدا محمد(ص) را به داشتن این صفت‌ها اکرام فرمود یا او را خوار کرد؟ اگر بگوید: خوار کرد، دروغ گفته... است، و اگر بگوید: او را اکرام کرد، پس بداند، خدا کسی را خوار شمرد که دنیا را برای او گستراند...»

 

«پس پیروی‌کننده باید از پیامبر پیروی کند، و به دنبال او راه رود، و قدم بر جای قدم او بگذارد، و گر نه از هلاکت ایمن نمی‏باشد، که همانا خداوند، محمد(ص) را نشانه قیامت، و مژده دهنده بهشت، و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد، او با شکمی گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، و کاخ ‏های مجلّل نساخت (سنگی بر سنگی نگذاشت) تا جهان را ترک گفت، و دعوت پروردگارش را پذیرفت».

 

نهج البلاغة ترجمه دشتی، خطبه ۱۶۰، ص۲۱۳-۲۱۵.

به مناسبت رحلت پیامبر اسلام (ص)، به این نکته می‌پردازیم که چرا با وجود تمام سختی‌هایی که انبیا در مسیر دعوت به دین خدا تحمل کردند، پیامبر اکرم فرموده‌اند که ایشان بیشترین اذیت‌ها و سختی‌ها را کشیده‌اند؟

 

مقدمه:

رنج‌ها و سختی‌هایی که پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، در مسیر رسالت خود متحمل شد، چنان سنگین و جان‌فرسا بود که حتی خود آن حضرت از آن چنین یاد می‌کند:

«ما أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ» هیچ پیامبری به آن‌گونه که من اذیّت شدم، اذیّت نشد. (کشف الغمة، ج‏۲، ص ۵۳۷)

این سخن، که با همین تعبیر در منابع معتبر دیگر نیز آمده است، از جمله در کتاب المناقب ابن شهرآشوب نیز نقل شده است: قال المصطفی (ص): «ما أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ» (المناقب، ج ۳)

نه تنها خود پیامبر اکرم (ص) بر بی‌مانند بودن رنج‌هایش در میان پیامبران تصریح کرده، بلکه ائمه‌ی اهل بیت علیهم‌السلام نیز این معنا را بازگو کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، امام صادق (علیه‌السلام) در حدیثی گهربار می‌فرماید:

«إِذَا أُصِبْتَ بِمُصِیبَةٍ، فَاذْکُرْ مُصَابَکَ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَإِنَّ الْخَلْقَ لَمْ یُصَابُوا بِمِثْلِهِ قَطُّ» اگر به مصیبتی گرفتار شدی، مصیبت رسول خدا (ص) را به یاد آور، زیرا هیچ‌کس از مخلوقات مانند او دچار مصیبت نشد. (الکافی، ج‏۳، ص ۲۲۰)

این روایات، تنها نمونه‌هایی از چندین نقل مشابه هستند که در منابع مختلف حدیثی شیعه و سنی به‌صورت مکرر با عبارات گوناگون نقل شده‌اند.

 

اکنون این پرسش مطرح است: چه اتفاقاتی در زندگی پیامبر اسلام رخ داد، چه رنج‌ها، محرومیت‌ها و آزارهایی بر پیامبر نازل شد که او را به رنج‌کشیده‌ترین فرستاده‌ی الهی بدل کرد؟

دوره رسالت و بعثت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مجموع حدود ۲۳ سال به طول انجامید. با این حال، مطابق فرمایش ایشان، در همین مدت کوتاه بیش از همه پیامبران دیگر رنج و سختی کشیدند. وقتی این حقیقت را در نظر می‌گیریم که حضرت نوح (علیه‌السلام) با آن عمر طولانی و رنج‌های بسیار، یا پیامبرانی مانند ابراهیم خلیل (علیه‌السلام)، زکریا (علیه‌السلام) و دیگران چه سختی‌هایی را متحمل شدند، به خوبی درک می‌کنیم که چه میزان رنج طاقت‌فرسایی بر پیامبر اسلام (ص) وارد شده است.

این واقعیت نشان می‌دهد که پیامبر اکرم (ص) در مسیر تبلیغ دین، تا چه اندازه اذیت و آزار دیده‌اند. به گواه تاریخ، تنها در حدود ۱۰ سال اقامت ایشان در مدینه بیش از ۸۰بار سریه و غزوه رخ داده است.

پیامبر با تحمل این همه رنج و مصیبت، دین خدا را در میان مردم استوار و گسترش دادند. ایشان اسلام را به طور کامل و بدون هیچ کاستی به مردم عرضه کردند. پیامبر (ص) در سال‌های پایانی عمر شریفشان فرمودند: «من همه آنچه که حرام و حلال خدا بوده است، برای شما ابلاغ کرده‌ام و اکنون هیچ چیز دیگری باقی نمانده که بازگو نشده باشد.»

 

سه بار سنگینی که پیامبر (ص) بر دوش کشید

مسئولیت هدایت امت در میان تاریکی و جهل: در نگاه نخست باید مسئولیت حضرت محمد مصطفی (ص) مورد توجه قرار گیرد. مثلا اگر شخصی مامور مراقبت از شخصیتی بزرگ و گرانقدر شود و دیگری مسئول نگهداری کودکی باشد، مراقبت از آن شخص بزرگ مسئولیتی بسیار سنگین‌تر است و شخص مراقب با اضطراب و حساسیت زیادی این کار را انجام می‌دهد؛ کوچک‌ترین اتفاق، بزرگ‌ترین نگرانی‌ها را برای او ایجاد می‌کند.

اگر مسئولیت رسالت خاتم‌الأنبیاء (ص) را در کفه ترازو قرار دهیم، یقیناً از مسئولیت تمام انبیاء سنگین‌تر است؛ زیرا ایشان باید ثمره خلقت انسان را به کمال برساند و دینی کامل و انسان‌ساز تا قیام قیامت عرضه کند و مصداق اتمّ خلیفة اللهی را در انسان‌های عقل‌پرورده به کمال برساند. روشن است که چنین مسئولیتی که کوه‌ها از پذیرفتن آن سرباز زدند، فکر، انجام، سرانجام و پاسخگویی‌اش هر انسان مسئولیت‌پذیری را به سختی و رنج وادار می‌کند، چه رسد به نبی رحمت.

این موضوع باید در کنار وضع عقب‌مانده و تاریک عرب جاهلیت دیده شود؛ پیامبر (ص) در راه انجام این مسئولیت سنگین نه تنها از کمک قومش بهره نبرد، بلکه شدیدترین آزارها را تحمل کرد؛ از اتهام‌های روحی چون ساحر و دیوانه بودن تا آزارهای جسمی که در تاریخ به تفصیل آمده است. این بار سنگین، به‌ویژه با توجه به علم، عمل و عقل پیامبر (ص)، سبب می‌شود که ایشان بیش از تمام رسولان دیگر رنج کشیده باشند.

مبارزه به دشمن پنهان و آشکار: در نگاه دوم، پیامبر (ص) مامور به «جهاد با کافران و منافقان» بودند. مبارزه با جریان خاص نفاق، بیشترین آزار فکری، ذهنی و سپس عملی را برای ایشان ایجاد کرد.

جریان خزنده نفاق هر روز به شکلی نهان یا آشکار، ستیزه‌جویانه یا مسالمت‌آمیز، قصد ضربه زدن به اسلام را داشت. پیامبر اکرم (ص)، مامور جهاد با این گروه بود؛ جهادی که ظاهراً مقابل مسلمانان بود، اما باطناً مجاهده با کسانی بود که کینه‌شان به اسلام حتی از کفار شدیدتر بود؛ زیرا بدون ایمان واقعی مجبور به رفتار مومنانه بودند که برای منافق چون سوهان روح بود و نفرتش از اسلام را افزون می‌کرد.این جریان نفاق که در لباس اسلام در اطراف پیامبر اکرم بودند بارها قصد جان مبارک ایشان را کرده بودند!

پیامبری که درد آینده امت را در دل داشت: در سومین نگاه باید دانست رسول گرامی اسلام (ص) به اذن خدا از آینده خبر داشتند. چه رنجی بالاتر از این که عمری برای هدایت امتش صرف کنند، اما بدانند مردم نه تنها از عترت تبعیت نمی‌کنند، بلکه حرمتشان را هم نگه نمی‌دارند و با دختر و پاره تنش فاطمه زهرا سلام‌الله علیها آنطور برخورد می‌کنند؟ و اهل بیتش شدیدترین مصیبت‌ها را باید متحمل شوند! و چه اذیتی بالاتر از این که برای سعادت آنان زحمت کشیده‌ای اما نتیجه را با بدعهدی می‌دهند؟

با این حال، پیامبر (ص) آنان را به راه راست هدایت کرد و امتی ساخت که در طول قرون، پیشرو بشریت شدند. اما پاداش این تلاش جز ستم و جفا نبود؛ اهل و یارانش شکنجه، آواره و کشته شدند، در حالی که تنها درخواست پیامبر (ص) مودت نسبت به اهل بیت بود!

شاید فرزند غائبشان، حضرت مهدی منتظر (عج)، که شباهت‌های فراوانی به جدشان دارند، در این ویژگی نیز مشابه باشند؛ یعنی ظلم‌های متعدد به ایشان روا داشته می‌شود و مدت‌ها مظلومیت را تحمل می‌کنند، اما موظف به صبر و بردباری‌اند و با خون جگر می‌خورند!

نتیجه گیری

پیامبر اسلام (ص) برخلاف پیامبران پیشین که تنها برای قوم خود مبعوث شده بودند، دارای رسالتی جهانی بود؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید: «وما أرسلناک إلا کافّة للناس بشیراً و نذیراً» (سبأ: ۲۸). این گستردگی رسالت، به‌طبیعت، سختی‌های بیشتر و مسئولیتی سنگین‌تر را به همراه داشت. علاوه بر این، بعثت ایشان در تاریک‌ترین دوره تاریخ، یعنی دوران جاهلیت رخ داد؛ زمانی که بت‌پرستی، جنگ‌های قبیله‌ای، زنده به گور کردن دختران و سقوط اخلاقی بر جامعه حاکم بود. دعوت به توحید و اخلاق در چنین فضایی، با شدیدترین واکنش‌ها مواجه شد. پیامبر اکرم (ص) از سوی دشمنان با تهمت‌هایی چون دیوانگی و جادوگری، سنگ‌باران در طائف، محاصره سه‌ساله در شعب ابی‌طالب و تهدیدهای پی‌درپی به قتل روبه‌رو بود. حتی از سوی نزدیکان نیز بی‌مهری دید؛ مانند دشمنی ابولهب و زنش یا نفاق گسترده پس از هجرت به مدینه. در کنار این آزارها، ایشان در طول ده سال حضور در مدینه، بیش از هشتاد جنگ و درگیری را رهبری کرد.

و نکته مهم دیگر فاصله زمانی بین پیامبران معمولاً کوتاه بود، اما بین حضرت عیسی (ع) و پیامبر اکرم (ص) حدود پانصد و هفتاد سال طول کشید که به دوره فترت نام گذاشته شد؛ دوره‌ای که جامعه به صورت اساسی و ریشه ای به سمت شرک و عبادت بت‌ها پیش رفت.

امام صادق علیه‌السلام:

مَن جَلَسَ مَجلِساً یُحیی فیهِ أمرُنا، لَم یَمُت قَلبُهُ یَومَ تَموتُ القُلوبُ.

هر که در مجلسی بنشیند که در آن یاد ما (اهل بیت) زنده می‌شود، قلبش در روزی که قلب‌ها می‌میرند، نمی‌میرد.

 

وسائل الشیعه، ج۴۴، ص۲۷۸

حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «عدم شفاعت پنچ گروه خاص در روز قیامت» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

 

روایات اسلامی بیان می‌کنند که شفاعت شامل پنج گروه خاص نمی‌شود و این افراد از دایره شفاعت بیرون هستند.

نخستین گروه «کافران» هستند؛ برای نمونه، در منابع آمده است که افرادی همچون ابوجهل، هرگز مشمول شفاعت قرار نخواهند گرفت.

دومین گروه «مشرکان» به شمار می‌آیند؛ کسانی که برای خداوند شریک قائل می‌شوند، خواه دو خدا را باور داشته باشند یا سه خدا یا بیش‌تر.

سومین گروه «منافقان» هستند. در آموزه‌های دینی تأکید شده است که نفاق از کفر بدتر است، زیرا منافق در ظاهر خود را هم‌عقیده نشان می‌دهد اما در باطن به گونه‌ای دیگر می‌اندیشد و عمل می‌کند.

چهارمین گروه «منکران شفاعت» هستند؛ کسانی که اساساً وجود شفاعت را انکار می‌کنند و آن را ساخته و پرداخته روحانیون می‌دانند. بدیهی است کسی که به اصل شفاعت باور ندارد، هرگز نمی‌تواند مشمول آن گردد.

پنجمین گروه کسانی هستند که در مسئله نماز سستی می‌ورزند و برای آن اهمیت لازم را قائل نمی‌شوند.

در روایت آمده است که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «شفاعت من به کسی که نماز را سبک بشمرد و آن را بی‌ارزش بداند، هرگز نخواهد رسید.»

این سبک شمردن می‌تواند به اشکال گوناگون باشد؛ گاهی انسان نماز را به تأخیر می‌اندازد تا ابتدا به کارهای دیگری بپردازد، مانند تماشای فیلم، دنبال کردن مسابقه فوتبال، خوردن میوه یا استراحت.

در چنین حالتی نماز در اولویت نیست و عملاً بی‌اهمیت تلقی می‌شود.

نقل شده است برخی افراد نماز صبح خود را به اصطلاح «لب طلایی» می‌خوانند؛ یعنی هنگامی که آفتاب در حال بالا آمدن است، تازه نماز صبح را می‌گزارند.

نماز مغرب را نیز گاهی تا آخرین لحظات «حاشیه طلایی» غروب به تأخیر می‌اندازند؛ یعنی آفتاب در حال غروب کامل است و آن وقت تازه به فکر نماز می‌افتند.

این رفتار نشان می‌دهد که فرد نماز را در حاشیه قرار داده و نه در متن زندگی دینی خویش.

در روایتی بسیار مهم آمده است که امام صادق علیه‌السلام در واپسین لحظات عمر شریف خویش، هنگامی که در بستر رحلت قرار داشتند، فرمودند: «خویشاوندان مرا جمع کنید.» همسر ایشان می‌گوید: «ما به همه افراد خانواده خبر دادیم و آنان را گرد آوردیم، زیرا گمان کردیم که ایشان می‌خواهند سخنی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز را بیان کنند.»

پس از آنکه همه خانواده حاضر شدند، امام صادق علیه‌السلام این جمله را با صراحت بیان فرمودند: «بدانید که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمرد و آن را خوار بداند، هرگز نخواهد رسید.»

احادیث