emamian
تاکید آموزه های دینی بر پرهیز از آزار و اذیت دیگران و مصادیق آزار و اذیت در اسلام
نکوهش و مذمت آزار و اذیت
براى اينكه زندگى انسانها همراه با صفا و صميميت و همكارى باشد و در اثر آن وحدت و يكپارچگى در جامعه پديد آيد، اسلام روابط و حقوق هر مسلمان را در ارتباط با مسلمان ديگر، بر اساس مسالمت، رفق، مدارا و عدم مزاحمت برای یکدیگر قرار داده است. اين اصل علاوه بر اینکه مورد تأييد دين اسلام و اديان آسمانى است، مورد قبول همۀ عقلا و مصلحين جهان از هر فرقه و طايفهاى نیز میباشد؛ زيرا اگر بنا باشد مردم مانند حيوانات وحشى، بدون قانون و جنگلوار زندگى كنند و هيچ حقوق و قانون و آدابى را مراعات نكنند، شيرازۀ زندگی اجتماعی به طور قطع از هم مىپاشد؛ ازاينرو اسلام آزار به ديگران را امرى حرام و موجب وزر و وبال و در نتیجه مؤاخذه و عقاب مىداند. چنانكه وقتى گروهى در مدينه بر ضد اشخاص با ايمان شايعهپراكنى كردند و موجب آزار آنان شدند و نسبتهاى ناروا به ايشان دادند، مورد نکوهش قرآن كريم قرار گرفتند و خداوند دربارۀ آنان فرمود: (وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً):[1] كسانى كه مردان و زنان مؤمن را در رابطه با آنچه انجام ندادهاند، برنجانند [بدون اينكه كارى سزاوار ايذاء مرتكب شده باشند] پس اينان بهتان و گناه آشکاری را به گردن گرفتهاند.
آزار و اذیت رساندن به دیگران به اندازهای قبیح و زشت است که امام على بن موسى الرضا”علیه السلام” از جدش پيامبر”صلی االه علیه و آله” نقل فرموده: «من بهت مؤمناً أو مؤمنةً أو قال فيه ما ليس فيه اقامه الله تعالى يوم القيامة على تلٍ من نار حتى يخرج مما قاله فيه؛[2] کسی كه به مرد يا زن مسلمانى بهتان زند يا دربارۀ او سخنى بگويد كه در او نيست، خداوند او را در قيامت روى تلى از آتش قرار مىدهد تا از عهدۀ آنچه گفته برآید».
برخی از جنبههای نهی مؤکد از آزار و اذیت را میتوان در موارد زیر جستجو کرد:
1. بدترین عمل
طبق روایات یکی از بدترین و زشتترین اعمال، آزار و اذیت دیگران است؛ چرا که برهم زنندۀ تعادل در زندگی فردی و اجتماعیست. پیامبر اکرم”صلی االه علیه و آله” در اینباره فرمود: « خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی ءٌ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّه؛[3] دو خصلت ناپسند است كه بدتر از آنها نيست: شرك به خدا و آزار بندگان خدا». لذا انس مىگويد: هرگاه پيامبر”صلی االه علیه و آله” شبانه براى قرائت برمىخاست، آيات قرآن را بسيار آهسته تلاوت مىكرد. پرسيدند: اى رسول خدا! چرا به هنگام خواندن قرآن صدايت را بلند نمىكنى؟ فرمود: «خوش ندارم دوستانم و خانوادهام را بيازارم».[4]
2. پستترین مردم
ارزش آدمی در گرو اعمال و کمالات اوست و کسی که اعمالش از بدترینها باشد، در پیشگاه خداوند ارزشی ندارد و از پستترین مردم محسوب میشود؛ لذا از آنجایی که گفتیم آزار رساندن به دیگران از بدترین اعمال است، اینگونه افراد از پستترین مردم به شمار خواهند رفت؛ چنانکه رسول اكرم”صلی االه علیه و آله” در این زمینه فرمود: «اَذَلُّ النّاسِ مَن اَهانَ النّاسَ؛[5] پستترين افراد، کسى است كه به مردم اهانت كند».
3. اعلان جنگ با خداوند
ايذاء مؤمنان به اندازهای مذموم است كه در روايت اسلامى اين عمل زشت و ناپسند به منزلۀ اعلام جنگ با خدا و پيامبر”صلی االه علیه و آله” مىباشد. رسول اكرم”صلی االه علیه و آله” در این رابطه فرمود: «من آذى مؤمناً فقد آذاني و من آذاني فقد آذى اللَّه و من آذى اللَّه فهو ملعون في التّوراة و الإنجيل و الزّبور و الفرقان؛[6] هركس که مؤمنى را بيازارد، مرا آزرده و هركسى كه مرا بيازارد خدا را آزرده و هركسى كه خدا را بيازارد در تورات و انجيل و زبور و قرآن ملعون است». همچنین خداوند در حديث قدسى مىفرمايد: «مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ؛[7] هر كه به يك دوست من اهانت كند، آشكارا به جنگ با من آمده است». مرحوم كلينى; در كتاب شريف كافى، روايتى ذكر كرده كه مراد از «ولىّ» در روايت فوق را شيعيان مىداند.[8]
از منظر تعاليم اسلامی، اهانت به گناهكاران و مجرمين و حتّى محكومين به اعدام نيز جايز نيست و اساساً شكنجه و تحقير در اسلام ممنوع است و اين به خاطر عزّت و احترامى است كه پروردگار عالم براى انسان، خصوصاً مؤمنین قائل شده است؛ از اینرو امام صادق”علیه السلام” در حدیث قدسی فرمود: «ليأذن بحرب منّى من اذى عبدى المؤمن و ليأمن غضبى من اكرم عبدى المؤمن؛[9] بايد اعلام جنگ با من [خداوند] بكند هركسى كه بندۀ مؤمنى را بيازارد و از خشم و غضب من آسوده و ايمن باشد كسى كه بندۀ مؤمن مرا گرامى بدارد».
4. گناه اکبر
در دین مبین اسلام حفظ احترام، شرف، آبرو و بقاى آرامش مؤمن با مال دنيا قابل قياس نيست؛ زیرا مال دنيا هر قدر هم كه زياد باشد، خسارت روحى و روانی مؤمنِ آزار ديده را جبران نمىكند، از اینرو گناه آزار رساندن به دیگران به حدی عظیم است که پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” فرمود: «من آذى مؤمناً بغير حق فكأنما هدم مكة و بيت المعمور عشر مرات و كأنما قتل الف ملك من المقربين؛[10] هركه مؤمنى را به ناحق مورد آزار و اذيت قرار دهد، مثل اين است كه ده مرتبه مكۀ معظمه و بيت المعمور [مسجد ملائکه] را خراب كرده و هزار ملك مقرب را كشته باشد». همچنین در جای دیگر فرمود: «من احزن مؤمناً ثمّ اعطاه الدّنيا لم يكن ذلك كفارته و لم يؤجر عليه؛[11] هركس كه مؤمنى را محزون كند سپس تمام دنيا را به او بدهد، تلافى آن گناه را نخواهد كرد و دهنده هم اجرى ندارد».
مصادیق آزار و اذیت
اسلام روابط مسلمین را بر اساس مسالمت و رفق و مدارا با دیگران قرار داده و همگان را از اذیت و آزار یکدیگر برحذر داشته و آن را گناهی بزرگ به حساب آورده است، لکن متأسفانه با این همه سفارشها و هشدارها بسیارند کسانی که دیگران را با زبان، قلم و رفتارشان آزار میدهند. برای آزار و اذیت میتوان به چهار مصداق کلی اشاره کرد:
1. ایذاء المسلمین
آزار مسلمین به طرق مختلفی انجام مىگيرد که بارزترین مصداق آن تجاوز به حقوق يا كوتاهى از اداى حق و حقوق آنان است. گاهی حتى يك كلمۀ اهانتآميز و بىاعتنايى و بىاحترامى به او و مراعات نكردن موازين اخلاقى، میتواند مصداق آزار و اذيت او باشد که ما در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف) سلاح کشیدن روی مؤمن
اگر كسی به وسیلۀ سلاح [اعم از سلاح گرم یا سرد مانند چاقو] مؤمنى را تهديد كند و یا او را بترساند، از موارد آزار و اذيت محسوب مىشود و خداوند او را از رحمت خود دور مىكند؛ چنانچه رسول اكرم”صلی االه علیه و آله” در این راستا میفرماید: «من اشار الى اخيه المؤمن بسلاحه لعنته الملائكة حتّى ينجيه عنه؛[12] كسى كه با سلاح به برادر مؤمن خود اشارۀ تهديدآميزى بكند، فرشتگان به چنين كسى لعنت مىفرستند تا هنگامى كه آن مؤمن از دست او نجات مىيابد».
ب) تمسخر
از دیگر مصادیق آزار مسلمین، استهزاء و تمسخر آنهاست. کسی كه گفتار، كردار، صفات و یا خلقت و خلق و خوی مردمان را وسيلۀ استهزاء و تمسخر آنها قرار مىدهد، از فطرت انسانى به دور بوده و از صفات الهى بىبهره است. آنانكه بهرهاى درست از ايمان داشته باشند هرگز آلوده به چنين رفتاری نمیشوند. خداوند سبحان در قرآن کریم مىفرمايد:
(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یکُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یکُنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ):[13] ای کسانی که ایمان آوردهاید! نباید گروهی از شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید.
در عرصهگاه قيامت و صحرای محشر مسخرهكنندگان را مسخره مىكنند و تحقيركنندگان را دست مىاندازند تا به مكافات و جزاى عمل زشتشان برسند؛ چنانچه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” دربارۀ تمسخر دیگران مىفرمايد: «انَّ الْمُسْتَهْزِئينَ يَفْتَحُ لِاحَدِهِمْ بابُ الْجَنَّةِ فَيُقالُ: هَلُمَّ، فَيَجىءُ بِكَرْبِهِ وَ غَمِّهِ، فَاذا جاءَ اغْلِقَ دُونَهُ؛[14] به روى يكى از مسخرهكنندگان درب بهشت باز مىشود، به او گفته مىشود: به جانب بهشت بيا، به سوى بهشت با غم و غصهاى كه دارد مىآيد، چون به درب بهشت مىرسد درب به رويش بسته مىشود». این امر در حقیقت تجلی رفتار دنیوی او در قیامت بوده و امری است که او برای خوش رقم زده.
از نظر علم روانشناسی كسانى كه مردم را مسخره مىكنند، نوعى كمبود شخصيت دارند که از طريق كوچك كردن مردم، به دنبال جبران کمبودهای خود هستند؛ لذا افراد عاقل، آگاه و باشخصيت كه كمبود و نقصانى در خود احساس نمىكنند، هرگز دست به اين كار نمىزنند و از مشاهدۀ چنين رفتارى سخت رنج مىبرند.
ج) تحقیر و سبک شمردن
اگر فردى برادر مسلمان خويش را تحقير کرده و كلمات حقارتآميز به او بگويد، جزء كسانى خواهد بود كه او را آزرده است.[15] در مذمت و نکوهش این عمل شنیع همین بس که پيامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” در يكى از خطبههايشان فرمود:
هر كه مسلمان فقيرى را به خاطر فقرش خوار و پست بشمارد، خداوند را كوچك شمرده است و همواره مورد خشم و غضب خداوند خواهد بود تا اينكه او را از خود راضى كند و هر كه فقير مسلمانى را گرامى بدارد، روز قيامت خداوند را شاد و خندان ديدار مىكند. سپس فرمود: هر كه بر فقيرى ستم كند يا بر او تعدّى نمايد، يا او را حقير شمارد، خدا در روز قيامت وى را به شكل آدمكى به اندازۀ مورچه محشور گرداند تا اينكه داخل آتش دوزخ شود.[16]
همچنین سبک شمردن و بیاعتنایی به مسلمین، در روایات به مثابۀ سبک شمردن اهل بیت”علیهم السلام” محسوب شده است؛ چنانچه ابو هارون میگويد: در حضور امام صادق”علیه السلام” بودم که ایشان خطاب به حضار در جلسه فرمود:
شما چرا ما را سبك مىشماريد؟ مردى از اهل خراسان برخاست و گفت پناه مىبريم به خدا از اينكه شما و يا چيزى از اوامر شما را سبك بشماريم. حضرت فرمود: آرى تو يكى از آنهايى هستى كه مرا سبك شمردى! آن شخص گفت: به خدا پناه مىبرم از اينكه شما را كوچك بشمارم. حضرت فرمود: واى بر تو آيا حرف فلانى را نشنيدى؟ وقتى كه نزديك جحفه بوديم و او خسته بود و از تو درخواست كرد كه به اندازۀ يك ميل راه او را با خود ببرى، به خدا سوگند سرت را به سوى او نگرداندى و او را سبك شمردى، هر كه مؤمنى را سبك شمارد، ما را سبك شمرده و حرمت خدا را ضايع نموده است.[17]
د) سد معبر مسلمین
سد معبر یکی از گناهان رایجی است که متأسفانه برخی از افراد جامعه از آن غافلاند و لازم است مسلمانان به آثار و پیامدهای آن توجه داشته باشند و از این رهگذر به رفع آن بپردازند. اموری مانند: ایستادن، نشستن، تجمع، پارک کردن وسیلۀ نقلیه در جاییکه سبب ترافیک شود و نیز عروس گردانیهایی که امروزه باب شده است، نهادن هرگونه کالا و اشیاء در پارکها و پارکینگهای عمومی، اشغال معابر از سوی دستفروشان، نصب دکههای غیر مجاز، تخلیۀ نخالههای ساختمانی و ریختن مصالح ساختمانی اعم از آجر، سیمان، شن، ماسه و ... در معابر عمومی [البته این امر اگر برای مدت مشخص و با کسب مجوز از شهرداری باشد و نکات ایمنی را رعایت نمایند، سد معبر محسوب نمیشود] از موارد سد معبر است.
این عمل به حدی نکوهیده است که امام متقین علی”علیه السلام” فرمود:
كُنَّا فِي غَزَوةٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ”صلی االه علیه و آله” فَازْدَحَمَ النَّاسُ وَ تَضَايَقُوا فِي الطَّرِيقِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ مُنَادِياً فَنَادَى مَنْ ضَيَّقَ طَرِيقاً فَلَا جِهَادَ لَهُ؛[18] در جنگى همراه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” بوديم. مردم ازدحام كرده و موجب گرفتگی راه شدند. ایشان به شخصى دستور داد تا ندا دهد هر كس راه را بر مردم تنگ کند، هيچ جهادى نكرده است.
پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” نیز فرمود: «كسي كه سدّ معبر كند و مانع عبور رهگذران شود از رحمت خدا به دور است».[19] همچنین امام سجاد”علیه السلام” فرمود: «از گناهاني كه نابودي سريع آدمي را در پي دارد، سد كردن راه مسلمانان است».[20] و نیز طبق روایات هر كس راهي را ببندد و سد معبر کند، خدا عمرش را كوتاه ميكند.[21]
ه) افشای اسرار
هر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه اسرار مگویی دارد که بایستی در نگهداری آن کوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعۀ اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پیشرفته و حساس جاسوسی و اطلاعاتی و کاربرد گستردۀ آنها برای دگرگونی سرنوشت ملتها، ضرورت رازداری، بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آنکه فضیلتی اخلاقی بهشمار میآید، در نیکبختی انسانها نیز تأثیر بسزایی دارد. در مقابل، افشای اسرار دیگران یکی از مصایق بارز آزار و اذیت بوده و سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در تصمیمهای او میشود؛ چنانکه امام صادق”علیه السلام” فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛[22] برملا کردن راز، [مایه] سقوط است».
ز) ایجاد آلودگی صوتی
منظور از آلودگی صوتی امواج ناخواستهای است که در شرایط مکانی و زمانی ویژه بر فعالیت موجودات زنده به ویژه انسان تأثیر گذاشته و میتواند عوارض متعدد جسمی، روحی و علیالخصوص اختلال در اعصاب شنوایی را به بار آورد. آلودگی صوتی یکی از عوامل خستگی بوده و ظرفیت کار انسان را چه در مشاغل فکری و چه در شغلهای بدنی و ساده کاهش میدهد و با تأثیر بر روی اوضاع روانی و روحی شخص، موجب اشکال در تطابق یافتن انسان با محیط کار و حتی اجتماع و خانواده میشود و در صورتی که مدت در معرض آلودگی صوتی قرار گرفتن افزایش پیدا کند، میتواند موجب کاهش قدرت شنوایی شود و همچنین خطر ابتلا به امراض قلبی-عروقی را افزایش دهد.
یکی از حقوق زندگی اجتماعی، آرامش صوتی است. صلب مسئولیت از این مهم موجب بروز عدم تمرکز، پرخاشگری و در نهایت اختلالات روحی افراد میشود. منابع اصلی آلودگیهای صوتی شهری شامل: کارخانجات، کارهای ساختمانی، صداهای ناشی از سیستم تهویه منازل و صدای ناشی از حمل و نقل [صدای موتور هواپیما، بوق اتومبیل، بلند بودن ضبط ماشین و اموری از این قبیل] هستند. سر و صدای داخل منازل مثل صدای تلویزیون نیز حائز اهمیت است. بنابراین از آنجایی که آلودگی صوتی که سبب اختلال در آسایش افراد گشته و موجب آزار عصبی-روانی آنان میشود یکی از مصادیق بارز آزار و اذیت مسلمین به شمار میرود. قرآن کریم در اینباره میفرماید: (وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ):[23] از صدای خود بکاه [و هرگز فریاد مزن] که زشتترین صداها صدای خران است.
2. ایذاء الجار
دومین مصداق آزار و اذیت، ایذاء همسایه است که در روایات و متون اسلامی به شدت از آن نهی شده و مورد نکوهش قرار گرفته است؛ به گونهای که امام صادق”علیه السلام” فرمود: « ِاعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحْسِنْ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَه؛[24] از ما نيست كسى كه با همسايۀ خود به خوبى رفتار نكند».
همچنین از پيامبر اكرم”صلی االه علیه و آله” روایت شده است که فرمود: «هر كه به همسايۀ خود آزار برساند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مىکند و جايش را در دوزخ قرار میدهد و بد جايگاهى است و از ما نيست كسى كه حق همسايۀ خود را ضايع سازد و هميشه جبرئيل به من سفارش همسايه را مىكرد تا اينكه گمان كردم، همسايه از همسایهاش ارث میبرد».[25]
همسایهآزاری خود دارای مصادیق متعددی است که ما به دو نمونۀ آن اشاره میکنیم:
الف) بددهنی
یکی از مصادیق بارز آزار و اذیت همسایه، بددهنی و ناسزاگویی به او میباشد. طبق روایات فردی که مردم از بددهنى او در امان نباشند نيز مردمآزار است و در آتش جهنم خواهد بود.[26] هرچند ناسزاگویى و بددهنى نسبت به همۀ افراد ناروا میباشد اما نسبت به برادر مؤمن و همسایگان نارواتر است. تا حدّى كه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” فرمود: «سباب المؤمن فسق و قتاله کفر؛[27] ناسزاگویی به مؤمن فسق و جنگ با او کفر است».
همچنین سليم بن قيس از اميرمؤمنان على”علیه السلام” نقل مىكند كه رسول اللّه”صلی االه علیه و آله” مىفرمود: «خداوند بهشت را بر هر فحّاش بىآبرو و كمشرمى كه باكى از آنچه گويد و آنچه به او گفته شود ندارد، حرام كرده است؛ زيرا اگر بازرسى از حالش كنى يا از زنا است يا از شركت شيطان».[28]
حکایت: شبزندهدارِ همسایهآزار
روزى اصحاب پیامبر”صلی االه علیه و آله” به آن حضرت عرض كردند: فلان زن، روزها روزه و شبها را به عبادت مىگذراند و صدقه مىدهد؛ لكن همسايهاش را به زبان مىآزارد. رسول خدا”صلی االه علیه و آله” فرمود: «خيرى در آن زن نيست، او اهل جهنم است. گفتند: فلان زن، فقط نماز واجب و روزۀ ماه رمضان را به جا مىآورد و آزارى به همسايه نمىرساند. فرمود: او اهل بهشت است».[29]
ب) عدم رعایت حریم
در خصوص رعایت حقوق همسایه از جهات انسانی و دینی توصیههای فراوانی شده است؛ لذا رعایت حقوق همسایگان و دستگیری وکمک به آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از حقوقی که همسایه به گردن همسایهاش دارد این است که باید حریم او را رعایت کند. مثلاً چنانکه کسی بخواهد در حیاط منزل خود باغچهای احداث کند، باید موارد لازم و فنی این کار از قبیل حفظ فاصلۀ لازم بین دیوار همسایه و باغچه، استفادۀ از عایق مورد نیاز جهت جلوگیری از نفوذ آب و رطوبت به منزل همسایه و مواردی از این قبیل را رعایت کند، به گونهای که منجر به ورود ضرر و زیان به ملک همسایه نگردد. در غیر این صورت ملزم به جبران و پرداخت خسارات ناشی از آن میباشد. همچنین کسی حق ندارد ناودان خود را به طرف ملک همسایه بگذارد و یا اینکه بدون اجازۀ همسایه، برای خانۀ خود به سمت فضای خانۀ همسایه خروجی ایجاد کند و به طورکلی هیچ کس نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که موجب ضرر رساندن به همسایهاش شود و نیز استفادۀ از حریم منزلِ هر کسی باید مورد توجه او قرار گیرد و به خود اجازه ندهد حریم منزل دیگری را تصرف کند. مثلاً نباید برای اتومبیل خود از حریم منزل همسایه استفاده نماید و مانع استفادۀ او از حریم منزل خودش شود؛ چرا که تمامی این امور از مصادیق آزار به همسایه محسوب میشود و دارای عواقب و پیامدهای دنیوی و اخروی شدیدی خواهد بود.
حکایت: سزای همسایهآزاری
سمرة بن جندب که از مهاجرین و اصحاب پیامبر”صلی االه علیه و آله” بود یک نخل خرما در باغ یکی از انصار داشت به طوری که خانۀ مسکونی مرد انصاری که زن و بچهاش در آنجا به سر میبردند، در ورودی باغ قرار داشت. سمره طبق قوانین اسلامی گاهی میآمد و از نخل خود خبر میگرفت یا از آن خرما میچید. اما مشکل این بود که او هر وقت میخواست از درخت خود خبر بگیرد، بیاعتنا و سر زده داخل خانۀ انصاری میشد و ضمناً چشمچرانی هم میکرد. صاحبخانه از او خواهش کرد که هر وقت میخواهد داخل شود، سر زده وارد نشود، اما او قبول نکرد. صاحبخانه به ناچار نزد رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” رفته و شکایت کرد و گفت: این مرد سر زده داخل خانۀ من میشود. شما به او بگویید بدون اطلاع و سر زده وارد نشود، تا خانوادۀ من قبلاً مطلع باشند و خود را از چشمچرانی او حفظ کنند.
رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” سمره را احضار کرده و به او فرمود: «فلانی از تو شکایت دارد، میگوید تو بدون اطلاع وارد خانۀ او میشوی و قهراً خانوادۀ او را در حالی میبینی که او دوست ندارد. بعد از این اجازه بگیر و بدون اطلاع و اجازه داخل نشو». سمره تمکین نکرد. حضرت فرمود: پس درخت را بفروش. سمره حاضر نشد. رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” قیمت را بالا برد، باز هم حاضر نشد. بالاتر برد، باز هم حاضر نشد. فرمود: اگر این کار را بکنی، در بهشت برای تو درختی خواهد بود. باز هم تسلیم نشد. نه حاضر بود از درخت خود صرف نظر کند و نه حاضر بود هنگام ورود به باغ از صاحب باغ اجازه بگیرد. در این وقت پیامبر”صلی االه علیه و آله” فرمود: تو مردی زیانرسان و سختگیری هستی و در دین اسلام زیان رساندن و تنگ گرفتن وجود ندارد. سپس خطاب به مرد انصاری فرمود: برو درخت خرما را از زمین در آور و جلوی او بیانداز. رفتند و این کار را کردند. آنگاه حضرت به سمره فرمود: حالا برو درختت را هر جا که دلت میخواهد بکار.[30]
به طور کلی کسانی که همسایگان خود را اذیت میکنند، در سرای آخرت وضع ناگواری دارند؛ لذا رسول خدا”صلی االه علیه و آله” سرنوشت آشفتۀ آنان را چنین ترسیم میفرماید: «کسی که به اندازۀ یک وجب زمین به همسایهاش خیانت ورزد، خداوند آن یک وجب زمین را از پوستۀ هفتم زمین به گردنش حلقه کرده و او بدین حالت، خداوند را در روز جزا ملاقات میکند؛ مگر اینکه توبه کند و دست از ظلم به همسایۀ خود بردارد».[31]
3. ایذاء الوالدین
مورد دیگر از موارد آزار رسانی به دیگران، آزردن پدر و مادر میباشد؛ لذا در آموزههاى اسلامی توسط رسول خدا”صلی االه علیه و آله” نسبت به نافرمانى از پدر و مادر و آزردن و عقوق آنان هشدارهاى شديدی داده شده است. از امام باقر”علیه السلام” روايت شده است كه پيامبر اكرم”صلی االه علیه و آله” فرمود: «إيّاكم و عقوق الوالدين، فإنّ ريح الجنّة توجد من مسيرة ألف عام و لا يجدها عاقّ؛[32] بپرهيزيد از آزردن پدر و مادر؛ زيرا بوى بهشت از مسافت هزار سال راه به مشام مىرسد، ولى هيچگاه به كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسيد».
آزردن پدر و مادر و مورد خشم آنان واقع شدن به اندازهای نكوهيده و بازدارندۀ انسان از كمال است كه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” به پيروان خود مىفرمود: «كن بارّاً و اقتصر على الجنّة، و إن كنت عاقّاً [فظّاً] فاقتصر على النّار؛[33] با پدر و مادر نيكو رفتار باش تا پاداش تو بهشت باشد و اگر عاق و جفاكار باشی جهنمی خواهی بود».
عاق والدین به معنای به خشم آوردن و دل شکستن و آزردهخاطر کردن آنان، از گناهان کبیره و سبب بدبختی انسان در دنیا و آخرت است که موجب کوتاهی عمر، تلخ و سخت شدن زندگی بر انسان و فقر و پریشانی انسان میشود و در آیات و روایات از این کار مذمت شده و بدترین نوع قطع رحم محسوب میشود.
علامۀ مجلسی; در شرح کتاب اصول کافی دربارۀ معنای عاق والدین مینویسد:
عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آنها را رعایت نکرده و بیادبی نماید؛ آنها را به سبب گفتار یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که منع شرعی و عقلی ندارد، از آنها نافرمانی کند. [34]
چنانکه در کلام امام صادق”علیه السلام” آمده است که کمترین ناسپاسی والدین، گفتن «اُف» است، نگاه تند به پدر و مادر، محزون ساختن آنها و ترک وظایف حتمی در قبال آنها مثل برآورده نکردن نیازهای مالی والدین در صورت نیاز نیز از موارد عاق شدن فرزندان معرفی شده است.
حکایت: عاقب آزار و اذیت والدین
شیخ صدوق به نقل از امام باقر”علیه السلام” مینویسد: «در میان بنی اسرائیل، عابدی به نام جریح بود که همواره در صومعه به عبادت میپرداخت. روزی، مادرش، نزد وی آمد و او را صدا زد، اما جریح چون مشغول عبادت بود، پاسخ مادرش را نداد. مادر به خانهاش بازگشت و بار دیگر، پس از ساعتی به صومعه آمد و او را صدا زد؛ اما باز جریح به مادر اعتنا نکرد. برای بار سوم که مادر آمد و از او جوابی نشنید، از این رفتار فرزند، دلشکسته شد و او را نفرین کرد. فردای همان روز، زن فاحشهای که حامله بود، نزد جریح آمد و همانجا در کنار دیوار صومعه بچهای به دنیا آورد و نزد جریح گذاشت و ادعا کرد که آن بچه، فرزند نامشروع این عابد است. این موضوع شایع شد و سر زبانها افتاد، به طوری که مردم به یکدیگر میگفتند: کسی که مردم را از زنا نهی میکرد و سرزنش مینمود، اکنون خودش بدان مبتلا شده است.
ماجرا را برای حاکم وقت تعریف کردند و او فرمان اعدام جریح عابد را صادر کرد. هنگامی که مردم برای تماشای اعدام او جمع شده بودند، مادرش نیز حاضر شد. وقتی فرزندش را آنگونه در حالت رسوایی دید، از شدت ناراحتی به صورت خود میزد و گریه میکرد. جریح رو به مادر کرد و گفت: مادرم! ساکت باش! نفرین تو مرا به اینجا رسانده است وگرنه من بیگناه هستم. وقتی مردم این سخن جریح را شنیدند به او گفتند: ما از تو نمیپذیریم مگر اینکه ثابت کنی. عابد که مادرش، دیگر از او ناراضی نبود، گفت: طفلی را که به من نسبت میدهند، پیش من بیاورید. جریح از طفل چندروزه سؤال کرد پدرت کیست؟ و در حالی که همه متعجب بودند طفل به صورت واضح گفت: پدرم، فلان چوپان است. به این ترتیب پس از رضایت مادر، خداوند آبروی از دست رفتۀ عابد را باز گردانید و تهمتهایی که مردم به او میزدند، برطرف شد. پس از آن، جریح سوگند یاد کرد که هیچگاه، مادر را از خود ناراضی نکند و همواره در خدمت او باشد.[35]
4. ایذاء الزوجین
یکی دیگر از موارد آزار و اذیت، همسرآزاری است. پيامبر اكرم”صلی االه علیه و آله” مىفرمايد:
هركس زنى دارد كه او را مىآزارد، خداوند نمازها و كارهاى نيك آن زن را نمىپذيرد، تا وقتى كه حق شوهرش را ادا كند و او را از خود خشنود سازد. هر چند تمام روزها روزه باشد و بندهها آزاد كند و مال فراوان صدقه دهد و اول كسى است كه داخل جهنم مىشود. سپس فرمود: هر مردى كه زن خود را آزار دهد، آنچه دربارۀ زن گفته شد برای او هم هست و هر كسى بدرفتارى زنش را تحمل كند و مزد صبر خود را از خدا بخواهد، براى او است در هر مرتبهاى كه صبر مىكند، مثل آنچه به حضرت ايوب براى صبرش داده شده و گناه آن زن، در هر شبانهروزى مانند ريگهاى بيابان است و اگر بميرد، پيش از آنكه شوهر را از خود راضى سازد، با سر وارد جهنم مىشود و با منافقين در پایينترين دركات جهنم خواهد بود و هركه زنى دارد كه با او موافقت نمىكند و بر آنچه كه شوهر نفقه مىدهد، صبر نمىنمايد و بر شوهرش سخت مىگيرد و او را وادار به آنچه طاقت ندارد مىكند، خداوند از او كار خيرى كه آتش را از او دور سازد، نمىپذيرد و تا وقتى كه چنين است بر او غضب مىکند.[36]
آزار دادن همسر نیز به شیوههای مختلفی صورت میپذیرد که از باب نمونه به چند مورد آن اشاره میکنیم:
الف) تحمیل وظایف غیر مربوطه
قوام، تحکیم و استمرار زندگی زناشویی به محبت، دوستی، تفاهم، احترام متقابل و به رسمیت شناختن و رعایت حقوق همدیگر است. دین اسلام برای آنکه محیط و اجتماع کوچک خانواده قوام پیدا کند و تداوم یابد، برای هر یک از زن و شوهر حقوقی در نظر گرفته و در مقابل این حقوق وظایفی را نیز برای آنان تعیین کرده است؛ چرا که خداوند هر جا حقی در نظر گرفته، تکلیفی را هم مقرّر نموده است. بنابراین زن و شوهر باید وظایف یکدیگر را بشناسند و از تحمیل وظائف غیر مربوطه پرهیز نمایند. در حدیثی از امیرمؤمنان علی”علیه السلام” در سفارش به فرزندشان میخوانیم: «و لا تملک المراة من امرها ماجاوز نفسها فان المراة ریحانة و لیست بقهرمانة؛[37] کارى را که در توانمندى زن نیست، بر او تحمیل نکن، زنان چون گل بهارى هستند، نه پهلوان سخت کوش و پرتوان».
به همین جهت اسلام کارهاى دشوار را از دوش زنان برداشته و در مقابل کارهاى کلیدىترى را مانند تربیت و تعلیم، تأمین آرامش و امنیت خانواده را به او واگذار کرده است، تا در رسالت مربىگرى، مادرى و همسرى به خوبى نقش خود را ایفا نماید. از سوى دیگر حسن معاشرت با همسر را در سایۀ اصل مودت و رحمت بر زوجین واجب نموده، تا خانه و خانواده که محل رشد و نمو آدمى است، مهد صفا و آرامش باشد، به همین جهت تخلف از حسن معاشرت و رفتار غیر معروف براى زن و مرد، نشوز و عصیان محسوب مىگردد.
ب) اعلام برائت و بیزاری
همچنین اگر شخصی به همسرش بگويد من از تو بيزارم و یا اینکه تو را دوست ندارم، او را آزرده است؛ زيرا اظهار برائت نمودن از مؤمن بدون دليل، اهانت به اوست. امیرمؤمنان على”علیه السلام” فرمود: «از جمله حقوق مؤمن دربارۀ مؤمنی ديگر اين است كه خطاب به او نگويد من از تو بیزارم و برائت میجویم».[38] بنابراین چون زوجین از جملۀ مؤمنین هستند مشمول این حکم خواهند بود.
ج) بدزبانی و ترشرویی
یکی از موضوعات مهم و مورد توجه و تأکید دین مبین اسلام در احکام تکلیفی و تربیتی، بحث حفظ آبروی مسلمان است. در مقابل فحاشی و بدزبانی یکی از آسیبها و رذائل اخلاقی محسوب میشود. به طوری که میتوان انسانهای فحاش و بدزبان را در زمرۀ انسانهایی که بیمنطق و بیاستدلال هستند، به حساب آورد؛ زیرا کسی که اهل منطق و استدلال باشد، نیازی به فحاشی و بدزبانی ندارد.
یکی از مشکلات بعضی از خانوادهها بالاخص در مورد مردان، فحاشی کردن و بدزبانی نسبت به همسر خود است که بسیار مذموم و مورد نکوهش میباشد. يكي از حقوقي كه زن و شوهر بايد آن را رعايت كنند، دوري از بدگويي و بدزباني است؛ چرا كه اثر آن زدودن احترام، اعتماد، صمیمیت، محبت و عشق زن و شوهر نسبت به يكديگر است و چنين رفتار ناپسندي از مصادیق بارز آزار و اذیت همسر محسوب میشود؛ چرا که اگر زن در برابر شوهر بدزباني كند، در همان جملۀ اول احساس مرد را جريحهدار ميكند و اگر مرد چنين رفتاري انجام دهد به محبت همسر خود صدمه وارد كرده است و اگر اين تندخويي و بدزباني از طرف هر دو ادامه پيدا كند، قطعا حرمتها شكسته ميشود و ممكن است محبت به نفرت تبديل شود؛ درحاليكه ستون اصلي برپايي خانواده محبت میباشد. بنابراين زن و شوهر بايد تمام تلاش خود را بهكار بگيرند تا اجازه ندهند محبت بين آنها به وسيلۀ اين بياحتراميهاي كلامي از بين برود.
عواقب و پیامدهای آزار و اذیت دیگران
رفتار و گفتار آدمی تأثیر اساسی در سرنوشت انسان دارد. همانگونه که رفتار شایسته ممکن است انسان را به بالاترین مرتبۀ انسانی برساند، امکان دارد انسان در اثر برخورد نادرست ارزش و احترام خود را از بین ببرد. آزار و اذیت دیگران به هر شکل و عنوان که باشد به انسان ضربه میزند و نه تنها موجب عذاب اخروی است بلکه دنیا را نیز همچون جهنمی میکند که انسان در آن عذاب میکشد. آزاردهندگان همیشه مورد نفرت و دشنام مردم هستند و کسی به آنها علاقهمند نیست. همچنین این عمل شنیع دارای عواقب شومی است که به چند مورد آن اشاره میکنیم:
1. حزن و اندوه
از آنجایی که دنیا دار عمل و عکس العمل است، اگر کسی دیگران را آزار دهد و موجبات ناراحتی و اندوه آنان را فراهم کند، خداوند نیز دل آن شخص را محزون میکند؛ چنانچه پيامبر اسلام”صلی االه علیه و آله” فرمود: «من احزنه احزنه اللّه؛[39] كسى كه دل مؤمن را محزون کند خداوند نيز دل او را محزون و اندوهناك مىسازد». آری کسی که با رفتار و گفتارش دیگران را آزار میدهد و موجب ناراحتی و اندوه آنان میشود، كمترين سزاى چنين كسى اين است كه خداوند نيز قلب او را محزون مىكند.
2. ناامیدی از رحمت الهی
از دیگر عقوبتهای آزار رساندن به دیگران، محرومیت از رحمت الهی است؛ چنانچه رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” در این زمینه فرمود:
مَنْ آذَى مُؤْمِناً وَ لَوْ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَكْتُوباً بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ كَانَ كَمَنْ هَدَمَ الْكَعْبَةَ وَ الْبَيْتَ الْمُقَدَّسَ وَ قَتَلَ عَشَرَة آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَة؛[40] هر كه مؤمنى را اذيت كند، اگر چه با يك كلمه باشد، روز قيامت وارد محشر مىشود در حالى كه بر پيشانيش نوشته است: آيساً من رحمة اللَّه؛ ناامید از رحمت پروردگار و چنين شخصى مانند آن كسى است كه خانۀ كعبه و بيت المقدس را خراب نموده و ده هزار نفر از ملائكه را كشته باشد.
3. رفتن به دوزخ
با توجه به مطالب فوق الذکر، افرادی که دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدهند، از رحمت الهی ناامید هستند و هرگز به آن نمیرسند، در نتیجه جایگاهشان دوزخ خواهد بود؛ چنانچه امام صادق”علیه السلام” در این رابطه فرمود:
چون روز قيامت شود، منادى از جانب خداوند فرياد میزند و میگوید: آنانكه از دوستان من روگردانده بودند كجايند؟ گروهى بر مىخيزند كه رخسارشان گوشت ندارد، پس گفته شود، اينها كسانى هستند كه به مؤمنين آزار رسانده و با آنان دشمنى و عناد ورزيدهاند و در امور دينى آنها را با تندى سرزنش كردهاند، سپس دستور داده میشود كه آنها را به دوزخ ببرند.[41]
آری عاقبت آزار رساندن به دیگران نه تنها رفتن به دوزخ است، بلکه در دوزخ شدیدترین عذابها برای کسانی خواهد بود که گرفتار این رذیله بودهاند؛ چنانچه امام صادق”علیه السلام” خطاب به یکی از اصحابشان [زراره] فرمود:
آیا خبر ندهم تو را به سختترين مردم از حيث عذاب در روز قيامت؟ عرض كردم بيان فرمایيد [كه بسيار طالبم]. فرمود: آن كسى است كه به ضرر مؤمن كمك نمايد اگر چه به يك كلمه باشد. سپس فرمود: آیا ميل دارى سختتر از آن را بگويم؟ عرض كردم آرى، فرمود: سختتر از آن كسى است كه از گفتار و کردار مؤمن عیبجویی نماید. سپس به او فرمود جلو بيا و چون نزدیک شد، فرمود: به خداى يكتا و به رسول او و به ولايت ما اهل بيت ايمان نياورده كسى كه مؤمنى براى حاجتى نزد او بيايد و او گشادهرویى نكند و با وجود توانایی حاجت او را بر نياورد و اگر قرض بخواهد به او ندهد. اگر مردم ميدانستند كه مؤمن چه مقامى نزد خدا دارد، هر آينه براى تعظيمش گردن خم ميکردند، به درستى كه خداوند به جهت شرافت و تكريم مؤمن اسم او را از اسم خود «المؤمن» مشتق فرموده است، همانا مؤمن در قيامت شفاعت ميكند و امان از عذاب به گناهكاران ميدهد، پس خداوند شفاعت او را مىپذيرد و امان او را قبول ميكند.[42]
روش برخورد با آزار و اذیت دیگران
زندگی اجتماعی هرگز به دور از اذیت و آزار دیگران نیست. برخی از مردم به سبب علل درونی و بیرونی، روابط سالم هنجاری را نمیتوانند در پیش گیرند و برخی دیگر به سبب مسائلی هر از گاهی از تعادل و سلامت رفتاری بیرون میروند و به اذیت و آزار دیگران میپردازند.
هرچند که اذیت و آزار دیگران از نظر اخلاقی امری ناپسند و نابهنجار در حوزۀ رفتار اجتماعی است و حتی در برخی از موارد دارای بار حقوقی به معنای جرم و یا فقهی به معنای گناه است، ولی نمیتوان امید داشت که همواره هر کسی در همۀ شرایط به شکل طبیعی و سالم رفتار کند و رفتارهای آزاردهندهای را در پیش نگیرد؛ از اینرو در منابع دینی به راه کارهایی جهت مقابلۀ با چنین رفتاری از ناحیۀ دیگران در ضمن بیان اجر و پاداش شخصی که در برابر این آزار و اذیتها بردباری میکند بیان شده است که ما در این قسمت به ذکر آنها میپردازیم:
بخش اول: روش برخورد با آزاردهندگان
هرچند یک سوی داستان به شیوۀ اصلاح رفتاری شخص آزاردهنده باز میگردد ولی از آنجایی که آزار و اذیت همواره دو سویه است، شخص دیگر یعنی آزارشونده چگونه میتواند با این مسأله کنار آید و چه برخوردی باید داشته باشد؟ به نظر میرسد که برای هر یک از شرایط و نیز آزاردهندگان میبایست روشهای خاصی را در پیش گرفت و نمیتوان با یک روش خاص به نتایج مطلوب رسید. برخی از روشهایی که قرآن کریم در مقابله با آزار و اذیت دیگران بیان میکند عبارتند از:
1. تهدید
یکی از روشهای بازدارنده آن است که آزاردهندگان را تهدید کرد؛ به این معنا که برخی از اذیتکنندگان تحت تأثیر تهدید، از رفتار ناشایسته و نابهنجار خود دست میکشند و رفتاری درست و سالم را در پیش میگیرند و از اینروست که خداوند از روش تهدید برای جلوگیری از آزار زنان و مردان مؤمن به دست کافران و مشرکان بهره میگیرد و آنان را به عذاب سخت و یا مرگ تهدید میکند و میفرماید: (لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَکَ فيها إِلاَّ قَليلاً*مَلْعُونينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيلاً):[43] اگر منافقان و بیماردلان و آنهایی که اخبار دروغ و شایعات بیاساس در مدینه پخش میکنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان میشورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند! و از همه جا طرد میشوند و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید!
2. صبر
گاه تهدید نتیجهای نمیبخشد و اشخاص جسورتر و بیباکتر از آن هستند که از تهدید به ویژه تهدیدهایی که به نظر آنان نادرست و یا ناممکن میباشد، بترسند و رفتار خود را تغییر دهند. در این صورت یکی از روشهای برخورد با اذیت و آزار آن است که شکیبایی و صبر را پیشه کرده و منتظر فرصتی مناسب برای ادب کردن آزاردهنده باشیم.
از آنجایی که صبر در انظار بسیاری از مردم امری منفی تلقی میشود، میبایست گفت که صبر و شکیبایی نه تنها امری منفی و رفتار و واکنش منفی نیست، بلکه میتواند بسیار کارساز باشد؛ زیرا همان اندازه که توان و قدرت باطنی شخص را افزایش میدهد، همان اندازه میتواند شخص آزاردهنده را خسته کند؛ چرا که بینتیجه بودن آزار و عدم واکنش عصبی و احساسیِ شخص آزاردیده، میتواند آزاردهنده را نومید سازد؛ زیرا بسیاری از آزاردهندگان به حوزۀ عاطفی و احساسی شخص توجه دارند و میخواهند با آزار و اذیت، وی را در تنگناهای عصبی قرار داده و واکنش احساسی و عاطفی او را بر انگیزند.
بنابراین بهرهگیری از روش صبر و شکیبایی و عدم واکنش های تند و عصبیِ برخاسته از عواطف هیجانی میتواند شخص آزاردهنده را ناکام و نومید سازد و دست از اذیت و آزار بردارد؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید: (وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ): [44] و از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [نيز] از كسانى كه به شرك گراييدهاند، [سخنان دل]آزار بسيارى خواهيد شنيد، و[لى] اگر صبر كنيد و پرهيزگارى نماييد، اين [ايستادگى] حاكى از عزم استوار [شما] در كارهاست.
3. عفو و گذشت
از دیگر روشهایی که قرآن کریم برای مقابله و برخورد با آزار و اذیتهای دیگران ارائه میدهد، گذشت و عفو نسبت به آنان است. خصوصاً اگر آزار و اذیت در گذشته بوده و زمانی بر آن گذشته باشد، این مطلب لازم و ضروریتر است. به دیگر سخن، بر هم زدن گذشته و بیدار کردن خاطرات تلخ آن، امری نادرست و به دور از احسان و گذشت میباشد و شخص میبایست نسبت به کسی که در گذشته وی را آزرده و اذیت نموده از باب کرامت در آید و حتی به او یادآوری هم نکند. این عملی است که حضرت یوسف”علیه السلام” با برادران خویش انجام میدهد و حتی گذشتۀ ایشان را به یادشان نمیآورد.
4. پرهیز از عوامل آزاررسانی
پرهیز از علل و عواملی که موجبات آزاررسانی دیگران میشود خود یکی از روشهایی است که قرآن کریم بدان اشاره میکند و میفرماید: (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً):[45] ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسریهای بلند خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است [و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند] خداوند همواره آمرزندۀ رحیم است.
خداوند در این آیۀ شریفه به یک نمونه از علل آزار دیدن زنان اشاره کرده و میفرماید: بیحجابی زنان و تحریک عواطف و احساسات جنسی مردان میتواند خود عاملی برای اذیت و آزار ایشان شود. بنابراین میبایست در هر موردی با توجه به عوامل انگیزش احساسات آزاردهندگان رفتار کرد و کاری نکرد که احساسات آنان تحریک شده و موجبات آزاررسانی را فراهم آورد.
با این همه، گاه بهرهگیری از این روشها نمیتواند چندان کارساز باشد و میبایست نسبت به کنشهای آزاردهندگان واکنشهای مناسبی را اتخاذ کرد؛ از اینروست که با توجه به تفاوت علل و انگیزههای آزاردهندگان و نیز شیوهها و شدت و ضعف آزار و اذیت، میبایست روش و شیوههایی را در نظر گرفت. از لعن و نفرین آزاردهندگان گرفته تا انذار ایشان به عذابها و کیفر سخت الهی در رستاخیز، تا اسارت، تا تبعید ایشان و تا اعدام و قتل آنان روشهایی است که قرآن کریم برای برخورد با آزاردهندگان بیان میکند. لکن بخشهای اخیر چون اسارت و تبعید و قتل، در حوزۀ قضایی و حقوقی قرار میگیرد و میبایست از طریق مراجع صالح عمل کرد و خودسرانه بدان دست نزد.
بخش دوم: اجر و پاداش تحمل آزار و اذیت دیگران
بهترین راه برای مقابلۀ با آزار و اذیت دیگران، صبر و بردباری در مقابل رفتار ناشایست آنان میباشد. البته باید توجه داشت صبر در اینجا به معنای پذیرش ظلم و ذلت دیگران نیست؛ چرا که پذیرش ظلم و ذلت در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته است. همچنین ناگفته نماند که صبر در مقابل آزار و اذیت دیگران زمانی نیکو خواهد بود که منجر به جری شدن طرف مقابل، ضایع شدن حقوق دیگران و همچنین ضربه خوردن به احکام و مقررات اسلامی نشود، که در این صورت شخص صابر از اجر و برکات زیادی بهرهمند خواهد شد. به عنوان نمونه در روایات از این شخص با عنوان «پرهیزگار واقعی» یاد شده است؛ چنانچه در حدیثی از حضرت علی”علیه السلام” میخوانیم:«مَنْ صَبَرَ عَلَى مُرِّ الْأَذَى أَبَانَ عَنْ صِدْقِ التَّقْوَى؛[46] هر کسی که بر آزار تلخ و مکروه صبر کند واقعیت پرهیزگارى را ظاهر کرده است».
برخی دیگر از شاخصترین آثار صبر در برابر آزار و اذیت دیگران عبارتند از:
1. محشور شدن با ائمه”علیهم السلام”
فردای قیامت هر انسانی با تعلقاتی که به آنها علاقه داشته اعم از افراد، اعمال و داشتههایش محشور میشود. برای محشور شدن با اهل بیت”علیهم السلام” راههای متعددی وجود دارد. یکی از آن راهها صبر در برابر اذیتهایی است که در طریق تبعیت آنها متحمل میشویم؛ چنانچه امام صادق”علیه السلام” میفرماید: «أَ لَا تَعْلَمُ أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَى مَا یرَى مِنَ الْأَذَى وَ الْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا؛[47] آیا ندانستهاى هر که چشم به راه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى که مىبیند شکیبایى ورزد فرداى قیامت در زمرۀ ما محشور گردد».
منظور از آزار و اذیت در این حدیث شریف، آزار و اذیتی است که مؤمنین در راه پیروی از ائمۀ معصومین”علیهم السلام” متحمل میشوند. در عصر غیبت نیز این پاداش نصیب شخصی میشود که در راه تمسک به طریق امام زمان”علیه السلام” مورد آزار و اذیت و نیش و کنایههای بدخواهان دین قرار میگیرد.
2. دستیابی به ابواب رحمت
همچنین یکی از راههای رسیدن به رحمت الهی، صبر در برابر آزار و اذیت دیگران است. پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” در این زمینه میفرماید: «یا عَلِی ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِیبُ الْکَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى؛[48] اى على! سه چیز از درهاى خیر و رحمت است: دستبخشنده و خوشزبانى و صبر در برابر آزار و اذیت دیگران».
پرسش و پاسخ
دین اسلام برای در امان ماندن از آزار و اذیت دیگران چه راه حلهایی ارائه داده است؟
پاسخ: در آموزههای دینی به مؤمنان سفارش شده است که ابتدا در رویکردی پیشگیرانه، رفتار خود را به گونهای تنظیم کنند که انگیزه و یا زمینۀ آزار و اذیت را برای دیگران فراهم نیاورند. به عنوان نمونه انسان میتواند با زبان نرم و ملایم بسیاری از افراد را به خود جذب کرده و خود را از آسیب آنها مصون بدارد. امام باقر”علیه السلام” در اینباره میفرماید: «زبان کلید هر خیر و شرى است، سزاوار است که مؤمن زبان را مانند صندوق سیم و زر قفل کند». همچنین پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” فرمود: «خدا بر آن مؤمن رحمت فرستد که زبان را از هر شرى نگه میدارد. این صدقهاى است که به خود میدهد».[49]
بنابراین قبل از هر چیز، عملکرد خود انسان میتواند بهترین محافظ وی در برابر آزار و اذیت دیگران باشد. اما در عین حال برای در امان ماندن از شر افرادی که این روش در آنان تأثیرگذار نیست، با هر عملی میتوان از خداوند خواست که او را از اذیت و آزار دیگران محافظت کند و دعاهای مأثوری نیز در این زمینه وجود دارد:
- ۱. صدقه: امام باقر”علیه السلام” فرمود: «آیا میخواهید شما را از چیزى آگاه کنم که با انجام آن سلطان و شیطان از شما دور شوند؟! أبو حمزه گفت: بفرمایید تا انجامش دهیم. امام”علیه السلام” فرمود: روز را با صدقه دادن آغاز کنید، که صدقه روى ابلیس را سیاه مینماید و شرّ آن روز سلطان ستمگر را بر شما بیاثر میکند. بر شما باد به دوستى و محبّت در راه خدا و همکارى در اعمال شایسته، که آن ریشۀ سلطان و شیطان را قطع میکند. در آمرزش خواهى [استغفار] سماجت و اصرار کنید؛ چرا که استغفار موجب محو گناهان میشود».[50]
2. دعا: امام سجاد”علیه السلام” در دعایی اینگونه میفرماید: «وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، وَ مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهَامَّةِ و الْعَامَّةِ وَ اللَّامَّةِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطَانٍ عَنِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ مُتْرَفٍ حَفِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ضَعِیفٍ وَ شَدِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَرِیفٍ وَ وَضِیعٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ قَرِیبٍ وَ بَعِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها؛[51] خدایا، مرا و ذریّهام را از شیطان رجیم در پناه خود قرار ده و از آسیب هر گزندۀ زهر دارنده و هر بیم و هراس و بلا و چشم زخم در امان دار، از شر هر شیطان سرکش و هر پادشاه ستمگر کینهتوز، هر خدمتگذار غرق در ناز و نعمت، هر ناتوان و نیرومند، هر بلند پایه و فرومایه، هر خرد و کلان، هر نزدیک و دور و هر کس که علیه رسول تو و اهلبیتش به جنگ برخاسته، از جن و انس و هر جنبندهاى که زمامش به دست قدرت تو است، پناه ده.
[1] . سورۀ احزاب: آیۀ 58.
[2] . تفسیر نمونه: ذیل آیۀ شریفه.
[3] . تحف العقول: ترجمۀ جنتی، ص 63.
[4] . کنزالعمال: ج 2، ص 319.
[5] . بحارالانوار: ج 16، ص 52.
[6] . مستدرک الوسائل: کتاب حج، باب 125.
[7] . اصول کافی: ج 2، ص 351.
[8] . همان: ص 353.
[9] . همان: ج 3، ص 161.
[10] . مستدرک الوسائل: کتاب حج، باب 135.
[11] . گناهان کبیره: ج 2، ص 304.
[12] . مستدرک الوسائل: ج 2، ص 111.
[13] . سورۀ حجرات: آیۀ 11.
[14] . کنزالعمال: ح 8328.
[15] . اثنی عشریه: ص 13.
[16] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال: ص 46.
[17] . روضۀ کافی: باب 148، ص 102.
[18] . دعائم الاسلام: ج 1، ص 348.
[19] . اصول کافی: ج 2، ص 292.
[20] . معانی الاخبار: ص 271.
[21] . من لایحضره الفقیه: ج 1، ص 26.
[22] . تحف العقول: ص 315.
[23] . سورۀ لقمان: آیۀ 19.
[24] . اصول کافی: ج 2، ص 668.
[25] . وسائل الشیعه: ج 8، کتاب حج، باب 86، ص 488.
[26] . بحارالانوار: ج 17، ص 20.
[27] . منتخب میزان الحکمة: ص 264.
[28] . اخلاق اسلامی در نهج البلاغه: ج 2، ص 462.
[29] . مستدرک الوسائل: کتاب حج، باب 72.
[30] . وسائل الشیعه: ج 3، کتاب الشفعه، باب عدم جواز الاضرار بالمسلم، ص 329.
[31] . لئالی الاخبار: ج 3، ص 6.
[32] . اصول کافی، ترجمۀ مصطفوی: ج 2، ص 349.
[33] . همان: ص 348.
[34] . مرآة العقول، مجلسی: باب العقوق، ج 10، ص 371.
[35] . داستانهای بحارالانوار: ج 1، ص 4.
[36] . وسائل الشیعه: کتاب نکاح، باب 82، ص 116.
[37] . نهج البلاغه: نامۀ 31.
[38] . بحارالانوار: ج 16، ص 142.
[39] . بحارالانوار: ج 2، ص 103.
[40] . ارشاد القلوب دیلمی: ج 1، ص 76.
[41] . اصول کافی: باب 145، ص 470.
[42] . ارشاد القلوب دیلمی، ترجمۀ مسترحمی: ج 1، ص 176.
[43] . سورۀ احزاب: آیات 60 و 61.
[44] . سورۀ آل عمران: آیۀ 186.
[45] . سورۀ احزاب: آیۀ 59.
[46] . غررالحکم: ص 285.
[47] . فروع کافی: ج 8، ص 37.
[48] . تحف العقول، ترجمۀ حسن زاده: ص 14.
[49] . همان: ص 298.
[50] . همان.
[51] . صحیفۀ سجادیه: ص 114.
دیدار علمای اهل سنت با آیت الله العظمی جوادی آملی
حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار جمعی از ائمه جمعه و علمای اهل سنت استان های گلستان و گیلان با که در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء در قم برگزار شد، «قرآن کریم» را مهمترین عامل وحدت مسلمانان دانستند و بیان داشتند: تمسک به قرآن کریم قطعاً سعادت بخش است، بهترین تعریف از قرآن کریم که کلام خدای متعال است را خود قرآن درباره خود بیان می کند و می فرماید قرآن «حبل متین» است که خداوند برای هدایت شما آن را به زمین نازل کرده است.
ایشان ادامه دادند: ما یک «تجافی» داریم و یک «تجلی»؛ آنچه به صورت تجافی نازل می شود وقتی در پایین هست دیگر در بالا نیست، اما آنچه به صورت تجلی نازل می شود وقتی در پایین است در بالا هم هست. گرچه خداوند هم قرآن و هم باران، هر دو را نازل کرد، اما قرآن را به صورت تجلی و باران را به صورت تجافی نازل کرده است، به عبارت دیگر خداوند باران را به زمین «انداخت» اما قرآن کریم را به مثابه حبل متین به زمین «آویخت» که یک طرف آن به دست خود خدای متعال است و طرف دیگر آن نزد ماست و لذا در ابتدای سوره مبارکه زخرف فرمود این کتابی است که «لَعَلِی حَکِیمٌ».
معظم له تصریح داشتند: چون خداوند، قرآن را به زمین آویخت و یک طرف آن را به دست دارد به ما امر کرد که این حبل متین را بگیرید و بالا بیایید. فرمود «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا»؛ هم امر به اعتصام می کند «وَاعتَصِموا»، هم امر به اتحاد می کند «جَمیعًا» و هم از تفرقه نهی می کند «وَلا تَفَرَّقوا»، اگر این سه اصل رعایت شود و تمسک به این حبل صورت بگیرد قطعاً دیگر جا برای هیچ نگرانی و انحرافی باقی نخواهد ماند.
حضرت آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشتند: خداوند در قرآن کریم به قلم، مرکب و تالیفات علماء قسم یاد کرده است؛ «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ»، مرحوم علامه طباطبایی می فرمودند قَسم های قرآن به خود «بینه» است نه در مقابل «بینه». اگر کسی در یک جای تاریک ادعا کند که روز شد، او باید دلیل بیاورد و اگر دلیلی نداشت سوگند یاد می کند که الآن روز هست؛ ولی اگر کسی برابر آفتاب ادعا کرد که الآن روز است، این شخص می تواند به خود آفتاب سوگند یاد کند و بگوید که به این آفتاب قَسم الآن روز است! قَسم های قرآن اینچنین است، خداوند به قلم، مرکب و تالیفات علماء قسم یاد کرده چون سعادت و تربیت جامعه به دست علماء جامعه صورت می گیرد همان طور که این شهداء را علماء تربیت کردند و به این مقام رساندند.
ایشان ابراز امیدواری کردند: امیدواریم به برکت قرآن کریم، در هدایت جامعه بیش از گذشته موفق باشید و این اتحاد میان مسلمانان از هر خطری محفوظ باشد چرا که «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة»، این در کنار هم بودن توفیقی است که خدای متعال به ما عطا کرده است و باید همواره شاکر و قدردان این نعمت الهی باشیم.
در ابتدای این دیدار گزارشی از تحکیم وحدت میان شیعه و سنی در استان های شمال کشور و نیز وضعیت مدارس علمیه اهل سنت در استان گلستان و گیلان خدمت معظم له ارائه گردید.
توصیف شیعه علی علیه السلام در کلام امام عسکری(ع)
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: شیعیان علی"علیه السلام" کسانی هستند که برادران "دینی" خود را بر خویش مقدم میدارند گرچه خودشان نیازمند باشند.
امام حسن عسکری علیه السلام:
شِیعة عَلیٍّ هُم الَّذِین یُؤثِرون إخوانِهم عَلی أنفُسِهم و لَو کَان بِهِم خَصاصَة و هُم الّذینَ لایَراهُم الله حَیثُ نَهاهُم و لا یَفقُدُهُم حَیثُ أمَرهُم، و شِیعة عَلِیٍّ هُم الَّذِین یقتَدُون بِعَلِیٍّ فِی إکرامِ إخوانِهِم المُؤمِنین.
امام حسن عسکری علیه السلام:
شیعیان علی"علیه السلام" کسانی هستند که برادران "دینی" خود را بر خویش مقدم میدارند گرچه خودشان نیازمند باشند.
شیعیان علی"علیه السلام" کسانی هستند که خداوند آنها را در جایی که نهی کرده نمیبیند و در جاهایی که خواست خدا بر حضور در آن میباشد غایب نمیباشند و به آنچه امر نموده عمل میکنند.
و شیعه علی"علیه السلام" در تکریم و احترام برادران مؤمن خود به علی"علیه السلام" اقتدا مینماید.
"میزان الحکمه،جلد 5صفحه 231"
طلایه دار عبادت و عرفان است این آقا/ شیعه شناسی در نگاه امام یازدهم/ زمینهسازی امام حسن عسکری(ع) برای دوران غیبت فرزندشان
امام حسن عسکری(ع)، یازدهمین پیشوای شیعیان، در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانوی پارسا و شایسته، «حدیثه» است که برخی از او بنام «سوسن» یاد کرده اند. این بانوی گرامی، از زنان نیکوکار و دارای بینش اسلامی بود و در فضیلت او همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام پناهگاه و نقطه اتکای شیعیان در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود.
از آنجا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در «سامراء»، در محله «عسکر» سکونت (اجباری) داشت، به همین جهت «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین القاب دیگر حضرت، «نقی» و «زکی» و کینه اش «ابو محمد» است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش 6 سال و عمر شریفش 28 سال بود، در سال 260 ه به شهادت رسید و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد.

مظلومیت امام حسن عسکری (ع)
حجت الاسلام علوی تهرانی در مورد مظلومیتهای امام عسکری گفت: امام حسن عسکری به همراه پدرشان در کودکی به اجبار به منطقه سامرا تبعید شدند. علت نامگذاری لقب عسکری این بود که ایشان در سامرا و در منطقهای بنام عسکر (که لزوماً نظامی هم نبوده) مستقر بودند.
وی ادامه داد: شرایط امامت ایشان طبق فرمایش حضرت، بسیار سخت بودهاست. حضرت در مقام پاسخ به نامهٔ عدهای از شیعیان، فرمودند: «شیعیان در مورد امامت هیچیک از پدرانم، مانند من در شک و تردید نبودهاند.»
دوران امام هادی و امام عسکری در شدت اختناق حاکمان زمان خود بودهاست. سه دلیل برای این خفقان ذکر شدهاست:
دلیل اول: شرایط سخت ملاقات با امام
این کارشناس دینی گفت: شیعه برای ملاقات با امام هادی به سختی از شر نگهبانان خلاص میشد و خدمت حضرت میرسید. امام در یک اتاق زندانی بودند در حالیکه بر روی حصیری نشسته بودند و در مقابل ایشان قبری آماده بود. یعنی اگر حرفی میزدند، تکلیف معلوم بود.
وی افزود: با این شرایط، نمیتوانستد آشکارا امام بعد از خود را معرفی کنند؛ لذا معرفی امام عسکری در چند ماه آخر عمر ایشان اتفاق افتادهاست.
دلیل دوم: تضعیف امام عسکری علیهالسلام
وی ادامه داد: امام عسکری (ع) برادری بنام سیدمحمد داشتند که اکنون در سامرا دارای بارگاه است. عدهای از شیعیان آن زمان، حتی در زمان امام هادی، به امامت سیدمحمد گرایش پیدا کردند. سیدمحمد مورد تأیید بود. او بسیار بزرگوار بود و پناه شیعیان به حساب میآمد اما به هیچ عنوان خود را امام نمیدانست. حاکمان وقت، در جهت انحراف افکار شیعیان روی امامت ایشان مانور میدادند.
علوی تهرانی گفت: وکالت از عصر امام کاظم شروع شد تا شرایط سخت ارتباط امام با مردم، تسهیل شود. اما برخی از وکلاء بعد از شهادت امام کاظم، مردم را به امامت حضرت رضا راهنمایی نکردند و گروه واقفیه را شکل دادند. شخصی از این گروه به امام رضا نامه نوشت که: «پدر شما زنده است، او همان مهدی است که خواهد آمد اما اکنون از نظرها پنهان است، او هرگز توصیهای در مورد شما نکردهاست.»
وی افزود: به این ترتیب، همه اموال مسلمین را بین خود تقسیم کرده و خیانت کردند. سایر امامان نیز از خیانت برخی وکلاء مصون نبودند.
این کارشناس دینی اظهار داشت: جریانهای مخالف تشیع در عصر امام عسکری از این خفقان به نفع خود استفاده میکردند. تصوف یکی از آنها بود که از زمان امام صادق شکل گرفته بود و حضرت دربارهٔ آنها فرموده بودند: «آنها دشمن ما هستند، هرکسی به آنان تمایل داشته باشد از آنان است و با آنها محشور میشود.»
وی در مورد شهر سامرا افزود: سُرّ مَن رَأی، محل دفن امام است. امام عسکری فرمودند: هرکسی میخواهد از غم، رها شود و سرور و شادمانی پیدا کند، به زیارت من بیاید.
نامههای امام حسن عسکری به شیعیان
حجت الاسلام طبسی استاد حوزه در مورد شرایط دوران امام حسن عسکری و نامههای آن حضرت به شیعیان گفت: زمان امام حسن عسکری (ع) شرایط بسیار سختی بودهاست. تقریباً همان شرایط پدرشان امام هادی را داشته بعلاوه مشکلات عدیده دیگری نیز مطرح بودهاست. مسئله مکاتبات در زمان امام هادی و امام حسن عسکری (ع) بسیار زیاد بود. مکاتبات امام هادی و امام حسن عسکری (ع) به شیعیان مخصوصاً به قمیها نکات زیادی داشتهاست.
وی افزود: امام حسن عسکری (ع) که غالب ایامی که دوران امامتشان بود در زندان سپری شد در زمان آزادی و از زندان نامههایی به شیعیان فرستادند. از جمله این نامهها، به احمد بن اسحاق است که آن زمان نماینده مردم در قم بود. حضرت امام حسن عسکری راجع به تولد امام زمان در این نامه بشارت دادند و همچنین به ایشان گفتند این مژده فعلاً نزد تو مکتوم بماند. یعنی به کسی خبر ندهید.
طبسی یادآور شد: امام عسکری میفرماید علیرغم اینکه دشمنان میخواستند مرا را بکشند تا این نسل طیب و طاهر به دنیا نیاید فرزندم به دنیا آمد. یکی از نامهها این چنین بود.
این پژوهشگر مسائل دینی ادامه داد: بعضی از نامهها حتی به صورت علنی هم نبود. اینطور بود که حضرت چوبدستیای در خانه داشتند که داخل چوبدستی خالی بوده و گاهی وقتها حضرت برای بعضی از شیعیان نامه مینوشتند و با رساندن این چوبدستی توسط نامهرسانان یا پیشکارشان، نامه را بدست شیعیان میرساندند. این پیشکار میگوید چوبدستی را از طرف امام بردم، در بین راه دیدم که شخصی چند گوسفند همراه دارد که آنها را بطرفی میبرد. بعد میگوید به من گفت اینها را به این سو راهنمایی کن. من چوبدستی را برداشتم و به این گوسفند زدم یک دفعه دیدم چوبدستی دو تا شد و مقداری از نامهها از داخل چوب بیرون افتاد. گفت فوراً اینها را جمع و جور کردم و به اصحاب رساندم. وقتی برگشتم امام بسیار ناراحت شد فرمود چرا چنین و چنان کردی، بعد معلوم شد که حضرت در این چوبدستی نامههایی میگذاشته که به دست اصحابش برساند. خلاصه از بین نامههای فراوانی که از حضرت مینوشتند، بسیاری از این نامهها برای قم بود. تا زمان مرحوم صدوقنامهها نزد ایشان بوده اما بعد از فوت مرحوم صدوق، گم شدهاست و هیچیک از این نامهها فعلاً موجود نیست.
وی افزود: آخرین نامههایی که امام حسن عسکری (ع) برای شهرهای عراق به وسیله نامه رسان خود نوشت این بود که به فردی از شیعیان نوشته بود ظاهراً بعد از ۱۵ روز دیگر وقتی که وارد سامرا میشوی، میبینی که مردم به داغ و مصیبت من نشستهاند و هم منتظر کسی هستند که بیاید و برای من نماز میت را بخواند. آن شخص میگوید وقتی از بصره به سمت سامرا برگشتم دیدم که مردم به سوگ امام نشستهاند و منتظرند که کسی بیاید بر پیکر مطهر امام حسن عسکری (ع) نماز بخواند. حضرت در نامه میفرماید آن کسی که جواب نامهها را از تو مطالبه میکند و بر من نماز میخواند او امام بعد از من است. آن فرد میگوید امام را برای نماز آماده کردند جعفر کذاب برای خواندن نماز پیشآمد، تا خواست نماز را شروع کند کودک ۵ساله ای آمد او را کنار زد و فرمود من به خواندن نماز بر پدرم سزاوارترم.
طبسی اظهار داشت: حضرت امام حسن عسکری چند نشانه و علامت برای امام زمان بیان فرمود و آن فرد که ابوالادیان نام داشت وقتی از بصره برگشت همه این نشانهها را مشاهده کرد.
وی افزود: حضرت امام هادی و امام حسن عسکری (ع) بخاطر شرایطی که داشتند همه کس را نمیتوانستند بپذیرند زیرا دشمن آنها را اذیت میکرد. حتی بر کسانی که وارد بر امام میشدند دقت میکرد؛ لذا ارتباط آن حضرت با شیعیان با نامهها صورت میگرفت و نامهها رد و بدل میشد.

زمینهسازی امام عسکری (ع) برای غیبت
اما امام حسن عسکری (ع) چگونه شیعیان را برای دوران غیبت فرزند خود؛ حضرت مهدی (عج) آماده نمود؟! از آنجا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیتی، یک حادثه غیرطبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار میباشد، پیامبر اسلام و امامان پیشین به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته و افکار را برای پذیرش آن آماده میکردند. این تلاش در عصر امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) که زمان غیبت نزدیک میشد، به صورت محسوستری به چشم میخورد. چنانکه در زمان امام هادی (ع) آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمایندگان انجام میداد و کمتر شخصاً با افراد تماس میگرفت.
این معنا در زمان امام عسکری (ع) جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک طرف، با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی (ع) او را تنها به شیعیان خاصّ و بسیار نزدیک نشان میداد و از طرف دیگر تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت روز به روز محدودتر و کمتر میشد، به طوری که حتی در خود شهر سامّرا به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ میداد و بدین ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرائط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آمده میساخت.
«احمد بن اسحاق»، یکی از یاران خاص و گرانقدر امام عسکری (ع)، میگوید: به حضور امام عسکری (ع) رسیدم میخواستم دربارهٔ امام بعد از او بپرسم، حضرت پیش از سؤال من فرمود: ای «احمد بن اسحاق»! خداوند از زمانی که آدم را آفریده تا روز رستاخیز، هرگز زمین را از «حجت» خالی نگذاشته و نمیگذارد. خداوند از برکت وجود «حجت» خود در زمین، بلا را از مردم جهان دفع میکند و باران میفرستد و برکات نهفته در دل زمین را آشکار میسازد.
عرض کردم: پیشوا و امام بعد از شما کیست؟ حضرت برخاست و به اتاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت، در حالی که پسر بچهای را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده میدرخشید به دوش گرفته بود. فرمود: «احمد بن اسحاق»! اگر پیش خدا و امامان محترم نبودی، این پسرم را به تو نشان نمیدادم، او همنام و هم کنیه رسول خداست، زمین را پر از عدل و داد میکند. چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. او در میان این امت (از نظر طول غیبت) همچون «خضر» و «ذوالقرنین» است، او غیبتی خواهد داشت، که (در اثر طولانی بودن آن) بسیاری به شک خواهند افتاد و تنها کسانی که خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته و توفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او میبخشد، از گمراهی نجات مییابند.
طبسی در مورد اینکه امام حسن عسکری (ع) چگونه مردم را با دوران غیبت امام زمان (عج) آماده کردند گفت: یکی از کارهای امام حسن عسکری (ع) این بود که مردم را برای پذیرفتن امام غایب آماده میکردند زیرا قبل از این همه امام را میدیدند و با امام صحبت میکردند و از این جهت مشکلی نداشتند اما بعد از سال ۲۶۰ ه.ق مردم با نبود امام کمکم آشنا شدند و این آشنایی قهراً و طبعاً زمینهسازی ای میخواست که حضرت این کار را انجام دادند.
طبسی در ادامه گفت: یکی از آن زمینهسازیها این بود که حضور امام حسن عسکری (ع) در میان مردم کمتر شد. مسئله عمدی هم بود که در نبود امام نیز میتوان با امام اتصال برقرار کرد؛ لذا بسیاری از افرادی که میخواستند خدمت امام عسکری (ع) برسند امام آنها را نهی میکرد و میفرمود شرایط فعلاً مناسب نیست؛ لذا بعضی از افرادی که میخواستند خدمت به امام حسن عسکری برسند امام در بین راه پیام رسانی فرستاد که برگردید و وارد سامرا نشوید.
وی افزود: یکی از مواردی که حضرت نسبت به آماده کردن مردم برای امامت امام زمان (عج) انجام داد همین بود که مردم کمتر با ایشان تماس پیدا کنند.
طبسی تصریح کرد: تماسهای مردم هم اینطور بود که بعد از امام حسن عسکری (ع) در غیبت صغری برای اتصال با امام زمان هیچ راهی نبود و این نایبهایی که در زمان خود امام حسن عسکری (ع) شخصیتهای بسیار معروفی بودند، اینها را معین کردند تا در مدت زمانی با این وسیله با امام زمان (عج) ارتباط داشته باشند. آن هم با نامه و نه دیدار حضوری؛ و سپس غیبت کبری شروع شد خود امام حسن عسکری (ع) نسبت به نایبان عامشان که علما و فقهای زمان خود بودند آنها را به رشد رساندند که مردم اینها را شناختند از جمله همین ابن بابویه قمی است که حضرت امام حسن عسکری (ع) نامه مفصلی برای او مینویسد تا مردم او را بهتر بشناسند.
این محقق و پژوهشگر معارف دینی اظهارداشت: افرادی که در قم و غیر قم رشد پیدا کرده بودند افرادی مانند زکریا ابن آدم و دیگر شخصیتهای عظیمی که در کنار اهل بیت (ع) بودند یا اشعریهایی که در کنار اهل بیت (ع) بودند شاگردان ائمه بودند اینها کمکم رشد پیدا کردند همه اینها زمینه ای شد برای اینکه مردم یاد بگیرند با نبود امام چگونه میشود زندگی کرد.

جلد تفسیر قرآن از امام حسن عسکری (ع)
عابدی گفت: زمان امام عسکری غیر از این فرقه گرایی که در شیعه بود فیلسوفانی شروع کردند علیه قرآن کتاب نوشتند. علت اینکه خود امام عسکری نذر کرده بود که تفسیر قرآن درس بدهد و ۲۱ جلد تفسیر قرآن نوشت به خاطر هجمه ای بود که علیه قرآن شروع شده بود.
وی افزود: زمان امام عسکری کارهای علمی مانند ساختن قمر مصنوعی صورت گرفت. یا اینکه فردی کتاب طبی نوشت و در طب خود داروهایی که حرام بودند تجویز میکرد. امام عسکری با اینها مقابله کردهاست. احادیث امام عسکری را نگاه کنید نوعاً ناظر به این نوع حوادث زمان خود است.
.jpg)
هشت سفارش امام حسن عسکری(ع) به شیعیان
امام حسن عسکری علیه السلام ـ به شیعیان خود: شما را سفارش می کنم به تقوای الهی و پارسایی در دینتان و کار و کوشش برای خدا و راستگویی.
و ادای امانت به کسی که امانتی به شما سپرده است، نیکوکار باشد یا تبهکار.
و سجده طولانی و نیکو همسایه داری؛ زیرا محمّد صلی الله علیه و آله برای این امور آمده است.در میان عشیره هایشان، نماز بخوانید، در تشییع جنازه هایشان، شرکت ورزید، از بیمارانشان، عیادت کنید، حقوق آنان، را بگزارید.
زیرا هرگاه فردی از شما در دینش، پارسا و در گفتارش، راستگو باشد و امانت را ادا کند و با مردم خوشخویی کند، گفته شود: این شیعه است و این، مرا شاد می سازد.
از خدا پروا کنید و مایه آراستگی ما باشید، نه باعث ننگ و زشتی.
هرگونه دوستی را برای ما جلب کنید و هرگونه زشتی را از ما دور سازید؛ زیرا هر خوبی که در حقّ ما گفته شود، ما اهل آن هستیم و هر بدی که درباره ما گفته آید، نه چنانیم.
ما را در کتاب خدا، حقّی است و با رسول خدا، خویشاوندیم وخداوند، ما را پاک شمرده است و جز ما، هر کس چنین ادعایی کند، دروغ گوست.
خدا و مرگ را، فراوان یاد کنید و بسیار قرآن بخوانید و فراوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات فرستید؛ زیرا صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده ثواب دارد.
توسعه روابط تهران و پکن در چارچوب سند راهبردی روابط ۲۵ ساله
سپهبد «شائو یوئان مینگ» General Shaoyuan Ming ، معاون روابط بین الملل ارتش چین که در صدر هیئت عالیرتبه نظامی برای شرکت در دومین اجلاس کمیسیون مشترک نظامی نیروهای مسلح ایران و چین به تهران سفر کرده است ،در دیدار با رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران برگسترش روابط نظامی با ایران تاکید کرد.
روابط بلند مدت نظامی بین نیروهای مسلح ایران و چین و مقابله با تهدیدهای مشترک در آسیای غربی و دریای جنوب چین از موضوعات نشست روز سه شنبه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران و معاون روابط بینالملل ارتش چین بود.
سرلشکر «محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران در این دیدار با تاکید بر اینکه اراده دائمی دو کشور گسترش روابط است، از تدوین سند راهبردی روابط ۲۵ ساله ایران و چین خبر داد وتصریح کرد: سیاست و مواضع دیگر کشورها تاثیری در روابط تهران و پکن نخواهد داشت.
جمهوری اسلامی ایران و چین بعنوان دو کشور بزرگ آسیایی و با برخورداری از تمدنی کهن با روابطی دیرینه، اهداف و منافع مشترکی در بسیاری از حوزهها دارند.
در این راستا امنیت خلیج فارس به دو دلیل مورد توجه چین قرار دارد:
دلیل نخست؛ ضرورت تامین امنیت صادرات نفت و استمرار تجارت آزاد و کشتیرانی امن در منطقه است.
دلیل دوم؛ موقعیت ژئو استراتژیک ایران در غرب آسیاست که این موضوع برای چین اهمیتی راهبردی دارد.
موقعیت جغرافیایی ایران به نحوی است که با ۱۵ کشور همسایه است و حلقه ارتباط این کشورها از مسیر شاهراه ترانزیتی شمال – جنوب بشمار می رود. لذا از نظر چین نقش و جایگاه ایران در پروژه یک کمربند – یک جاده؛ حائز اهمیت است.
این در حالی است که ایران از نظر منابع انرژی در رتبه بالای جهانی قرار دارد.
بدیهی است که ناامن شدن منطقه از سوی ایالات متحده اقدامی به زیان منافع اقتصادی - سیاسی چین و دیگر کشورهایی است که خواهان صلح و امنیت در منطقه و جهان هستند. در واقع آنچه حساسیت چین را بعنوان یک عضو دائم شورای امنیت در این زمینه بیشتر کرده است؛ نگرانی از پیامدهای سیاستهای یکجانبه آمریکا و بحران سازیهای آمریکا در منطقه پس از خروج از برجام و نقض قطعنامه شورای امنیت است.
«وانگ یی» Wang Yi وزیر امور خارجه چین در دیدار اخیر ظریف از پکن گفت: چین از هر اقدامی که به کاهش تنش و افزایش ثبات و امنیت در منطقه منجر شود، حمایت می کند.
درواکنش به اقدامات بحران ساز آمریکا در منطقه؛ چین مصمم به حضور تاثیرگذار در حوزهها و مناطق استراتژیک دریایی است و برای نقش ایران نیز به عنوان کشور بزرگ منطقه اهمیت ویژه ای قائل است. زیرا ایران از قدرت بازدارنگی لازم در مقابل تهدیدها برخوردار است و در عین حال معتقد به همکاری منطقه ای برای حفظ امنیت جمعی، با همکاری کشورهای مستقل است.
از نگاه تحلیلگران مسایل سیاسی با توجه به دیدگاههای همسو بین تهران و پکن در باره مسایل منطقهای و بین المللی؛ این تعامل میتواند ثمرات فراوانی برای هردو کشور داشته باشد.
نیک بخش؛ کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به روابط دوجانبه راهبردی تهران و پکن معتقد است؛ برغم فشار ترامپ به کشورها با هدف قطع همکاریهای اقتصادی و مالی با جمهوری اسلامی ایران، در حال حاضر روابط ایران و چین در کلیه زمینهها، از سطحی مناسب برخوردار است.
طبیعی است که روابط روبه گسترش ایران و چین اکنون با تدوین سند همکاری 25 ساله دو کشور می تواند به تحول جدیدی در همکاریهای نظامی و امنیتی تبدیل شود.
برگزاری اجلاس کمیسیون مشترک نظامی نیروهای مسلح ایران و چین و برنامه ریزی برای اجرای مانور دریایی مشترک با ایران در این چارچوب قابل ارزیابی است.
سطح عالی از مناسبات بین ایران و چین، بیانگراین واقعیت است که علیرغم برخی تصورات؛ نه تنها روابط تهران - پکن، کاهش نیافته، بلکه اکنون شاهد تقویت چشمگیر روابطی هستیم که راهبردی محسوب میشوند.
مدیرکل جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی و آینده برجام
آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان نهاد ناظر سازمان ملل متحد بر تاسیسات و فعالیت های هسته ای کشورهای عضو آن، نقش بسیار مهمی در تضمین اقدامات هسته ای اعضا و نیز ترویج کاربردهای صلح آمیز فناوری هسته ای دارد.
"رافائل گِروسی" مدیرکل جدید آژانس روز دوشنبه پس از جلسه ویژه کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین برای تایید نهایی وی در جمع خبرنگاران از افزایش همکاری آژانس با ایران استقبال کرد و گفت: برخی می گویند در قبال ایران قاطع و منصف باشیم اما من می گویم در قبال همه باید قاطع و منصفانه رفتار کنیم.
مدیرکل جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد، بازرسی های آژانس در دوره مدیریت وی قاطعانه و منصفانه خواهد بود.
گِروسی افزود، جمهوری اسلامی ایران قصد دارد دیدگاه ها و انتظارات خود را درباره روند اقدامات آژانس بین المللی انرژی اتمی بیان کند که من از این موضوع استقبال می کنم.
اتنخاب گروسی با توجه به وضعیت حساس برجام اهمیت دو چندان پیدا کرده است.
تروئیکای اروپایی شامل فرانسه، آلمان و بریتانیا همراه با اتحادیه اروپا بعد از خروج آمریکا از برجام در مه 2018 وعده دادند که با تضمین منافع اقتصادی ایران، این توافق کلیدی برای صلح و ثبات بین المللی را حفظ کنند.
اروپایی ها به رغم انتقاد از رویکرد ضد برجامی آمریکا و دادن وعده های بسیار به ایران درباره اجرای سازو کار ویژه مالی موسوم به "اینستکس"، هیچ گام موثری برای اجرای تعهدات و وعدههای خود انجام ندادند.
در واکنش به این مساله، تهران همزمان با یک سالگی خروج آمریکا از برجام در 8 مه 2019 و پس از بدعهدی و ناتوانی طرف های اروپایی در تامین منافع برجامی ایران، به صورت گام به گام تعهدات خود در چارچوب این توافق را در چهار مرحله کاهش داده است.
با توجه به انتخاب نهایی گروسی به عنوان مدیر کل جدید نهاد ناظر بر فعالیت هسته ای کشورها، به نظر می رسد از مهمترین موضوعات کاری وی، توافق هسته ای برجام و آینده این توافق باشد.
جمهوری اسلامی ایران بارها بر لزوم رویکرد بی طرفانه و منصفانه آژانس در زمینه فعالیت هسته ای کشورهای عضو این نهاد از جمله ایران تاکید کرده است.
گروسی نیز روز دوشنبه تاکید کرد، درباره همه کشورهای عضو، قاطع و منصف خواهد بود.
بدین ترتیب انتظار می رود که وی تحت فشارها و اعمال نفوذها به ویژه از جانب آمریکا قرار نگیرد و درباره اقدامات برجامی ایران موضعی مبتنی بر عدالت، انصاف و بی طرفی اتخاذ کند.
با توجه به این که گروسی در سالهای 2010 تا 2013 که به عنوان معاون سیاسی "یوکیا آمانو" مدیرکل پیشین فعالیت می کرد، درباره ایران مواضع سختگیرانه داشت، لذا تهران در موضع گیری درباره انتخاب وی به عنوان مدیرکل آژانس به صراحت دغدغه های خود را طرح کرده است.
"کاظم غریب آبادی" نماینده دائم ایران نزد سازمان های بین المللی مستقر در وین در واکنش به انتخاب "رافائل گروسی" با بیان این که جمهوری اسلامی ایران همواره بر حرفه ای گری، استقلال و بی طرفی آژانس تاکید کرده است، خاطرنشان کرد تهران انتظار دارد آژانس و مقاماتش این رویکرد را در هر شرایطی حفظ و کشورهای عضو نیز از اعمال فشار به آژانس خودداری کنند.
به گفته غریب آبادی، سیاست و رفتار ایران نیز همواره بر ترویج و رعایت این اصول استوار است و بی شک تداوم و تقویت این اصول در آژانس، از ره یافت مثبت و تعاملی ایران برخوردار خواهد شد لذا با توجه به مسئولیت آژانس در راستی آزمایی اجرای برجام، مدیرکل جدید نیز همانند سلف خود، نقش مهم آژانس را در حفظ توافق هسته ای به درستی ایفا کند.
موضع تهران در قبال مدیرکل جدید آژانس علاوه بر بیان دغدغه ها، تاکید بر ادامه مشی بی طرفانه و مستقل در برخورد با مسائل مربوط به برنامه هسته ای صلح آمیز ایران به ویژه توافق برجام است؛ به ویژه این که ایران با اقداماتش در شفاف سازی برنامه هسته ای خود در چارچوب برجام، اصولا جایی برای بهانه جویی باقی نگذاشته است.
این حقیقتی است که در گزارش های 16 گانه آژانس مورد تایید قرار گرفته و از جانب اعضای گروه 1+4 بر آن صحه نهاده شده است.
اکنون آژانس بین المللی انرژی اتمی باید با توجه به کارشکنیهای آمریکا در مسیر برجام و تلاش برای نابودی کامل آن، تلاش خود را در راستای حفظ این توافق بین المللی که نقش مهمی در حفظ صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی دارد ایفا کند.
بن علوی در تهران سه موضوع را بررسی کرد
«یوسف بن علوی» وزیر خارجه عمان روز دوشنبه در سفر به تهران با مقامات کشورمان از جمله «حسن روحانی» رئیسجمهور، دیدار کرد.
روزنامه کویتی«الجریده» به نقل از یک منبع در دفتر ریاستجمهوری ایران نوشت که گفتوگوهای بن علوی در تهران شامل سه محور بود: طرح صلح هرمز، بحران یمن و نزاع بین واشنگتن و تهران.
این منبع که به نام آن اشارهای نشده است، افزود که بن علوی طرح صلح هرمز را ستود و به مقامات ایرانی تأکید کرد که پذیرش این طرح در هر کشوری جز با حل اختلافات با ایران و کشورهای عربی همسایه به خصوص عربستان، ممکن نیست.
به گفته این منبع، بن علوی همچنین بار دیگر بر پیشنهاد کشورش برای ایفای نقش در نزدیک کردن دیدگاههای بین تهران و ریاض تأکید کرد.
طبق گفته این منبع، بن علوی درباره بحران یمن نیز از مقامات ایرانی برای کمک به حل این بحران از طریق هدایت انصارالله به سمت نشان دادن انعطاف در مذاکرات مستقیم بین گروههای یمنی و ریاض در عمان، درخواست کرد اما مقامات ایرانی با این پیشنهاد او موافقت نکردند و گفتند که شروط کنونی عربستان به معنای شکست انصارالله است و بحران یمن نیز جز با مذاکرات داخلی یمنیها بدون دخالت خارجی، حل نخواهد شد.
این منبع همچنین گفت که وزیر خارجه عمان درباره روابط با واشنگتن نیز به تشریح نتایج سفر خود به واشنگتن و گفتوگو با «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا پرداخت.
بنابر گفته این منبع، بن علوی به مقامات ایرانی گفت که از دیدگاه دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا، سیاست فشار حداکثری بر ایران در حال نتیجه دادن است و ایرانیها دیر یا زود مجبور میشوند پای میز مذاکرات حاضر شوند لذا دولت آمریکا در حال حاضر عجلهای برای مذاکره ندارد اگر چه باب مذاکرات بسته نیست اما بستگی به اراده تهران برای گفتوگوی بدون پیش شرط دارد.
الجریده به نقل از این منبع مدعی شد: «بن علوی به روحانی ابلاغ کرد که ترامپ پس از اعتراضات اخیر در ایران، روحانی را در عرصه سیاست داخلی ضعیف میداند و به همین دلیل دیدار با او یا مذاکره با ایران دیگر اولویت ترامپ نیست اما با این حال باب گفتوگو با ایرانیها را نبسته است».
این روزنامه کویتی هفته گذشته نیز در خبری از تلاشهای جدید اروپا برای برگزاری دیدار بین روحانی و ترامپ به ابتکار فرانسه، ایتالیا و آلمان خبر داده بود.
ویزای پاکستان برای ایرانیها ارزان شد
مسئولین وزارت خارجه پاکستان در اقدامی مثبت برای گسترش روابط با ایران هزینه صدور روادید را برای اتباع کشورمان کاهش دادند.
طبق اعلام این وزارت خانه که از مدتی قبل توسط سفارت پاکستان در تهران و کنسولگری های این کشور در مشهد و زاهدان اجرایی شده است حداقل هزینه صدور روادید برای اتباع ایرانی از 50 دلار به 25 دلار کاهش پیدا کرده است.
مسئولین وزارت خارجه پاکستان دلیل کاهش قیمت صدور روادید را تسهیل سفر اتباع ایرانی و به خصوص گردشگران به پاکستان اعلام کردهاند.
در حال حاضر اکثر ایرانیانی که راهی پاکستان می شوند تجار و کوهنوردانی هستند که با اهداف اقتصادی یا صعود کوه های رفیع جهان عازم پاکستان می شوند.
پیش از این دریافت ویزای پاکستان مشکلات دیگری را نیز به همراه داشت که پس از روی کار آمدن دولت عمران خان این مشکلات در حال کم شدن است.
از چندی پیش پاکستان برای تجار ایرانی ویزای فرودگاهی در نظر گرفته است و تجار ایرانی می توانند با سفر به پاکستان در بدو ورود ویزا دریافت کنند.
دستور رهبر انقلاب درباره حوادث اخیر/ با رافت اسلامی رفتار شود
رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی) در پاسخ به گزارش ارائه شده از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی که چندی قبل پیرامون نحوه مدیریت وضعیت جانباختگان و مصدومین حوادث اخیر خدمت ایشان تقدیم شد، بر رافت اسلامی تاکید کردند.
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی) در پاسخ به گزارش ارائه شده از سوی دریابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی که چندی قبل پیرامون نحوه مدیریت وضعیت جانباختگان و مصدومین حوادث اخیر خدمت ایشان تقدیم شد، ضمن موافقت با پیشنهادات مطرح شده مقرر فرمودند: ... هرچه سریعتر انجام شود و نسبت به افراد مشکوک در هرگروه با جهتی که به رافت اسلامی نزدیکتر است عمل شود".
گزارش ارسالی بر اساس دستوری که بلافاصله پس از رخدادهای اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به دبیر شورای عالی امنیت ملی برای بررسی دقیق ریشه ها، عوامل و دلایل بروز ناآرامیها و همچنین رسیدگی سریع به وضعیت جانباختگان و خانواده های آنان ابلاغ گردید تهیه و ارائه شد.
در این گزارش پیشنهاد شد که بر اساس چارچوبهای قانونی موجود شهروندان عادی که بدون داشتن هیچگونه نقشی در اعتراضات و اغتشاشهای اخیر و در میانه درگیریها جان باختهاند در "حکم شهید" محسوب شده و خانوادههای آنان تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار بگیرند.
همچنین در خصوص قربانیانی که در جریان تظاهرات اعتراضی به هر نحو جان خود را از دست دادهاند موضوع پرداخت دیه و دلجویی از خانواده های آنان پیشنهاد گردید.
در مورد آن دسته از قربانیان حوادث اخیر نیز که به صورت مسلحانه و در درگیری با نیروهای حافظ امنیت کشته شدهاند مقرر گردید پس از بررسی وضعیت و سوابق خانواده آنان، حساب خانواده های موجه و آبرومند از فردی که اقدام به عمل مجرمانه نموده جدا شود و خانواده های آنان متناسبا مورد توجه و دلجویی قرار بگیرند.
مقام معظم رهبری در مورد نحوه مواجهه با خانواده های گروه سوم نیز که مشکوک به شرارت بودهاند نیز امر بر "رآفت اسلامی" و توجه به خانواده ها نمودند.
با توجه به دستور و تاکیدات رهبر معظم انقلاب از چندی قبل کار رسیدگی به پرونده های تشکیل شده برای جانباختگان و مصدومین رخدادهای اخیر در سطح استانها آغاز شده است.
آیا اهل سنت ولادت حضرت علی(ع) در کعبه را قبول دارند؟
* آیا ولادت حضرت علی(علیه السلام) در کعبه مورد اتفاق فریقین است؟
یکی از خصوصیاتی که حضرت علی (علیه السلام) به آن ممتاز گشته است، محل و مکان ولادت است که احدی از خلایق از انبیای عظام و اوصیای گرام از آدم تا خاتم به آن ممتاز نگشته است.
موقع ولادت حضرت عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام در بیت المقدس ندای غیبی مریم طاهره مادر او را از مسجد خارج کرد که اخرجی عن البیت فانّ هذه بیت العباده لا بیت الولادة»، (بیرون رو از خانه بیت المقدس زیرا که اینجا خانه عبادت است نه خانه ولادت و زائیدن) ولی زمانی که ولادت با سعادت علی(علیه السلام) نزدیک شد، مادرش فاطمه بنت اسد را به داخل کعبه دعوت نمودند. آن هم نه تصادفاً مثل زنی که در مسجد باشد و دفعتاً وضع حمل نموده باشد، بلکه به عنوان دعوت رسمی او را به درون خانه دربسته بردند.
فاطمه بنت اسد در کنار کعبه مشغول به دعا شده و از خداوند خواست تا درد زائیدن را بر او آسان گرداند؛ یک مرتبه دیوار خانه کعبه شکافته شد و ندایی برخاست یا فاطمه ادخلی البیت، فاطمه داخل خانه شد و دیوار به حالت اولیه برگشت و موجب تعجب همه گردید.
جناب عباس حاضر بود وقتی این قضیه را دید فوری برادرش جناب ابوطالب را خبر دادند که کلید درب کعبه را که نزدش بود بیاورد و آنچه کردند درب کعبه باز نشد و تا سه روز فاطمه در خانه کعبه ماند و در تمام خانه های مکه صحبت از این قضیه بود.
روز سوم همان محلی که فاطمه از آن جا داخل شده بود، خارج شد و مردم هجوم آوردند و دیدند که در دست او فرزندی به زیبایی ماه است.
اسدالله در وجود آمد *** در پس پرده هر چه بود آمد
و این قضیه مورد اتفاق فریقین است [۵۵]. چنانچه حاکم در مستدرک [۵۶] و نور الدین صباغ مالکی می گویند: «و لم یولد فی البیت الحرام قبله احد سواه و هی فضیلة حضه الله تعالی بها اجلالاً و اعداءً لمرتبته و اظهاراً لتکریمه» [۵۷]. (پیش از علی احدی در خانه کعبه متولد نشد مگر خود او که این فضیلتی است خدا داده که استثناءً از جمیع افراد بشر اختصاص به آن حضرت داده است تا رتبه بلند او را مردم بشناسند و از آن تجلیل و تکریم نمایند).
و آلوسی بغدادی صاحب تفسیر روح المعانی می نویسد: تولد علی در کعبه در میان ملل جهان مشهور و معروف است و تاکنون کسی به این فضیلت دست نیافته است.































