emamian
چرا امامان(ع) با وجود اعمال و دعا برای دوری از فقر، مانند فقرا، ساده زندگی میکردند؟
با توجه به آنکه ائمه اطهار(ع) از منابع درآمدی نسبتاً مناسبی برخوردار بودند، نمیتوان گفت که آنحضرات، فقیر و نیازمند به شمار میآمدند؛[1] اما با این وجود به دلایلی در استفاده از اموال خود نهایت دقت را میکردند که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
- همگامی با جامعه:
با توجه به اینکه شایسته است زندگی شخصی رهبر جامعه اسلامی در حد پایینترین مردم باشد، آنها نیز زندگی سادهای داشتهاند.[2]
امام على(ع) در پاسخ به این سؤال که چرا آنحضرت از نعمتهای دنیا کمتر استفاده میکنند، فرمود: «خداوند بر رهبران عادل واجب کرده که زندگى خود را چنان ساده و تنگ بگیرند که تحمل تنگدستی بر فقرا چندان سخت نباشد».[3]
- بیاعتنایی به دنیا:
امامان(ع) به فقیر نبودن در آخرت میاندیشیدند، لذا توجهی به فقر در دنیا نداشتند. امام صادق(ع) فرمود: «فقر، مرگ سرخ است». پرسیدند: منظورتان نداشتن درهم و دینار است؟ فرمود: «نه، ولی منظورم فقر دینى است».[4]
همچنین امام علی(ع) در این زمینه میفرماید: «الْفَقْرُ وَ الْغِنَى بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى الله سُبْحَانَه»؛[5] «درویشى و توانگرى پس از عرضه به پیشگاه خدای پاک و منزّه روشن شوند»؛ یعنى پریشانى و توانگرى دنیا چیزى نیست، عمده پریشانى و توانگرى آخرت است. هرگاه اعمال بر خدا عرضه شود و عمل خیرى نداشته باشد یا کم داشته باشد، او فقیر حقیقى است، و هرکسی اعمال خیر بسیار داشته باشد او ثروتمند حقیقى است.[6]
امام علی(ع) میفرماید: «اى دنیا! از من دور شو، به طرف من روى آوردهاى، و یا به من اشتیاق پیدا کردهاى، تو نمیتوانى مرا فریب دهى، برو دیگرى را گول بزن که من نیازى به شما ندارم و تو را سه طلاقه گفتهام و رجعتى هم نیست».[7]
- مبارزه با نفس:
«زید بن وهب» میگوید: گروهی از اهل بصره به حضور امام رسیدند و مردی از رؤسای خوارج به نام «جعده بن نعجه» نگاهی به لباس علی(ع) انداخت و گفت: چه چیز تو را از پوشیدن لباس خوب باز میدارد؟ امام فرمود: «این لباس مرا از کبر و غرور دور میسازد...».[8]
[1]. ر.ک: «محل درآمد زندگی پیامبر(ص) بعد از بعثت»، 58417؛ «منبع در آمد هزینه زندگی امامان شیعه»، 23060.
[2]. ر.ک: «ساده زیستی رهبر جامعه اسلامی»، 9285.
[3]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 410 – 411، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[4]. همان، ج 2، ص 266.
[5]. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 83، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
[6]. مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، رسولى محلاتى، هاشم، ج 9، ص 376، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[7]. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبیطالب(ع)، ج 2، ص 102، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق.
[8]. ثقفى، ابراهیم بن محمد، الغارات، محقق، محدث، جلال الدین، ج 1، ص 107 – 108، تهران، انجمن آثار ملى، چاپ اول، 1395ق.
فواید بعثت انبیاء از دیدگاه نهج البلاغه (بخش دوم)
- شکوفا کردن فطرت خدا جویی انسان
حضرت امیر می فرماید: فبعث فیهم رسله... لیستادوهم میثاق فطرته. (1) خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، تا وفا داری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند.
همه انسانها همواره از فطرت خدا جویی برخوردارند و این امر فطری مثل تمام فطریات دیگر از آغاز آفرینش همراه آنها است. آیة الله جعفر سبحانی در این باره می فرماید: «فطرت انسان را به سوی خدا رهبری می کند، حس خدا جویی بسان سایر احساسات درونی انسان، بدون تعلیم و رهبری در درون انسان پیدا می شود و همان طوریکه افراد انسان در مواقع مخصوص از عمر به یک سلسله از امور مانند منصب و مقام، ثروت و پول متوجه می گردند. و توجه به این امور نا خود آگاه بدون تعلیم کسی در داشته باشد. پیدائش میل به مذهب و توجه به خدا در انسان بدون تعلیم، نشانة فطری آن است.» (2)
البته اینجوری نیست که امور فطری در تقویت و رشد نیاز به مربی و معلم نداشته باشد بلکه استاد مصباح یزدی در بحث ویژگیهای امور فطری این طوری می فرماید: «امور فطری از آن حیثیت که فطری و مقتضای آفرینش موجودی است نیازی به تعلیم و تعلم ندارد هر چند تقویت یا جهت دادن به آنها نیازمند به آموزش باشد.» (3)
وگرنه اگر این جوری نبود (یعنی امور فطری نیازی به آموزش نداشتند) انسانی از خداوند منحرف نمی شد. و بخاطر همین است که خداوند انبیاء (ع) را فرستاد تا این امور فطری را تقویت و درست تربیت کنند و از راه انحراف دور کنند.
- رفع اختلاف
همیشه انسان ها از اختلافات رنج برده و جامع بشری در اختلاف می سوزند و نیروهای عظیم و امکانات فراوان به خاطر آن برباد می رود و اگر اختلاف در بین انسان ها از بین برود نیرو و امکانات بجا بکار گرفته می شود و با مصرف به جای امکانات و نیروهای جهان به سوی ترقی و تکامل گام برمی دارد.
از این رو قرآن کریم نیز یکی از فواید بعثت انبیاء را رفع اختلاف معرفی کرده است از آنجا که فرمود: کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ. (بقره/213) مردم (در آغاز) یک دسته بودند؛ (و تضادی در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایی در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت میکرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند.
- تکمیل فضائل اخلاقی
وقتی در مورد اخلاق، یعنی رفتار و برخورد انسان با اطرافیانش، صحبت به میان می آید. صفاتی مثل عدالت، صداقت، خوشرویی و... به ذهن انسان می آید. اخلاق هم خوب است و هم بد، به طور خلاصه برائ اخلاق خوب می توانیم بگوییم که هر رفتار و برخوردی که موجب رنج و آزردگی دیگران شود در اخلاق بد و هر رفتار و سلوکی که این طور نباشد در اخلاق خوب و نیک جای دارد. انسان دارائ اخلاق نیک کسی است که کاری جز نیکی نکند و از زشتی ها پرهیز نماید، که همین خواسته خداوند منان است. امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: فانه لا یأمرک إلا بحسن، و لم ینهک إلا عن قبیح. (4) خدای متعال تو را جز به نیکوکاری فرمان نداده، و جز از زشتی ها نهی نفرموده است.
رسول گرامی اسلام درباره بدخلقی می فرماید: سوء الخلق یفسد العمل کما یفسد الخل العسل. (5) بدخلقی اعمال خوب را محو می کند همان طوری که سرکه عسل را فاسد می کند. نیز می فرماید: أبی الله عز و جل لصاحب الخلق السوء بالتوبة. (6) خداوند إبا دارد که توبه بنده بدخلق را بپذیرد.
هر چند انسان با به کار گیری قوه تعقل و تفکر به طور مستقل می تواند بعضی از اصول و قواعد اخلاقی را درک کند (مانند نیکو بودن اصل عدالت و زشت بودن ظلم) ولی به طور مطلق نیاز به معلم دارد که جزئیات و مصادیق این اصول اخلاقی را تبیین کند و بر تمام قواعد ارزشمند اخلاقی آگاه و احاطه کامل داشته باشد. کسی از عهده این کار بر می آید که انسان را آفریده و از ویژگیهای او آگاه است و می داند چه رفتاری انسان را به سعادت یا شقاوت می رساند.
بر این اساس، خداوند اسوه های کامل اخلاقی را برائ انسان مبعوث فرموده تا او را از رذائل تذکیه و پاک کند و از کتاب و حکمت آگاه سازند. لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ... (آل عمران / ۱۶۴) خداوند بر مؤمنان منت نهاد هنگامی که درمیان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت، که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد.
انبیاء بشر را به سود و زیان رفتارهای خوب و بد آشنا می کنند، آنان را از دوزخ می ترسانند و به بهشت مژده می دهند، و از این راه انسان را به رفتار خوب و پسندیده دعوت می کنند. که امام علی (ع) می فرماید: والمعتام لشرح حقائقه، و المختص بعقائل کراماته، و المصطفی لکرائم (لمکارم) رسالاته، و الموضحة به أشراط الهدی والمجلو به غربیب العمی. (7) پیامبر برای تشریح حقائق آیین الهی، و به ارزش های ویژه اخلاقی گرامی داشته شد. او را برای رساندن رسالت های کریمانه اش برگزید، نشانه های هدایت به وسیله او آشکار و تاریکی های جهل و گمراهی با نور هدایت او از میان رفت.
اخلاق خوب می تواند سرنوشت یک انسان را عوض و موجب هدایت آن شود. چنانچه در سیرت پیامبر گرامی اسلام آمده است که بخاطر اخلاق خوب پیامبر یک پیر زن که همیشه بر آنحضرت زباله می انداخت ایمان آورد.
امام علی درباره اخلاق خوب می فرماید: حسن الخلق رأس کل بر.(8) اخلاق نیک سر منشأ همه خوبیها است.
و خود پیامبر اسلام یکی از فوائد و هدفهای اصلی بعثت را تکمیل فضائل و مکارم اخلاقی بیان فرموده اند: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. (9) من برای تکمیل و تتمیم اصول و کرامت های اخلاقی مبعوث شدم.
خداوند متعال درباره اخلاق پیامبر می فرماید: وَ إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ. (قلم /۴)و تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری.
بنابراین، یک فائده مهم بعثت انبیاء، تکمیل فضائل اخلاقی بوده است.
پی نوشت ها:
(1) نهج البلاغه، خطبه اول، ص۲۰.
(2) سبحانی جعفر، الهیات و معارف اسلامی، ص ۳۰.
(3) مصباح یزدی محمد تقی، آموزش عقاید، ج ۱، ص ۶۲.
(4) نهج البلاغه، مکتوب ۳۱، ش ۴۸، ص۳۷۴.
(5) مجلسی، محمد باقر،بحاالانوار، ج ۶۸، ص۳۹۳.
(6) پیشین، ج۷۰، ص۲۹۹.
(7) نهج البلاغه، خطبه ۱۷۸، ش۵، ص۲۴۲.
(8) ری شهری محمد محمدی، میزان الحکمه، ج۲، ص۷۹۹.
(9) مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۱۰.
آنچه به عزت مومن میانجامد در کلام امام جواد(ع)
امام جواد علیه السلام در کلامی گرانبها اسباب عزت مومن و حمایت خدا از بنده مومن مخلص را بیان و فرمودهاند: چگونه گمراه و درمانده خواهد شد کسی که خداوند سَرپرست و متکفّل اوست.
قالَ علیه السلام:
کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللّهُ کافِلُهُ، وَکَیْفَ یَنْجُو مَنِ اللّه طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إ لی غَیْرِاللّهِ وَ کَّلَهُ اللّهُ إ لَیْهِ.
امام جواد علیه السلام:
چگونه گمراه و درمانده خواهد شد کسی که خداوند سَرپرست و متکفّل اوست. چطور نجات می یابد کسی که خداوند جوینده او (در تعقیب او) می باشد. هر که از خدا قطع امید کند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار می کند.
"بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۱۵۵"
یاری خدا پس از عبور از آزمایشات الهی
همه ملتها و امتها و افراد باید از کوران آزمایش بگذرند. آزمایشات الهى به قدرى سخت است که بعضى مواقع رسولان را نیز به استغاثه میکشاند.
یکی از سنتهای خداوند در جهت رشد مؤمنان، ابتلای آنها به انواع و اقسام بلایای طبیعی، جانی و مالی است. در این فرآیند، انسان مؤمن به ضعفها و قوتهای رفتاری و صفاتی خود پی میبرد و از دیگر سو صبر او مورد آزمون قرار میگیرد. اساساً شناسایی ظرفیتهای معنوی در برخورد با آزمونهای الهی یکی از ثمرات این آزمونها محسوب میشود. انسان مؤمن آنگاه که این آزمونها را با موفقیت سپری کند سروری وصفناپذیر سراسر وجود او را میگیرد و در عین حال شاکر محبتهای خداست، اما آنگاه که دچار دستانداز میشود سعی در اصلاح عملکرد خود خواهد داشت.
خداوند در آیه214 سوره بقره در این باره میفرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ؛ آیا پنداشتهاید در حالى که هنوز حادثههایى مانند حوادث گذشتگان بر شما نیامده ، وارد بهشت مىشوید؟ ! به آنان سختىها و آسیبهایى رسید وچنان مضطرب شدند تا جایى که پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده بودند [ در مقام دعا و درخواست یارى ] مىگفتند : یارى خدا چه زمانى است ؟ [ به آنان گفتیم:] آگاه باشید، یقیناً یارى خدا نزدیک است».
در این آیه به همان سنت خداوند نسبت به آزمون مردم اشاره دارد و میفرماید قطعاً شما را مانند گذشتگان دچار رنج و دشواریهای میکنیم تا حدی که دچار تنشهای عمیق شوید. عبارت زُلْزِلُوا در این آیه میتواند اشاره به همان تنشها و تزلزلهای قلبی و ایمانی داشته باشد.
" بَأْساء" از ماده" بأس" در اصل به معنى شدت و مانند آن است و به هر گونه رنج و عذاب و ناراحتى گفته مىشود و "ضرّاء" به گفته راغب در "مفردات" نقطه مقابل سراء یعنى آنچه مایه مسرت و موجب منفعت است. بنابراین هرگونه زیانى که دامنگیر انسان شود در امور جانى و مالى و عرضى و امثال آن را شامل مىشود. همچنین گفتهاند: «بأساء» سختىهایى است که از خارج به انسان تحمیل مىشود، مثل جنگ و سرقت و «ضرّاء» سختىهاى درونى است؛ مانند بیمارى، زخم و جراحت.
بر این اساس در سنتهاى الهى، هیچ تغییرى نیست. همه ملتها و امتها و افراد باید از کوران آزمایش بگذرند. آزمایشات الهى به قدرى سخت است که بعضى مواقع رسولان را نیز به استغاثه میکشاند آنجا که فرمود «یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ؛ پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده بودند [ در مقام دعا و درخواست یارى ] مىگفتند : یارى خدا چه زمانى است؟». از این جهت میتوان نتیجه گرفت یکى از شروط استجابتِ دعا، اضطرار و قطع امید از غیر خدا و استغاثه به درگاه اوست. از دیگر سو این نتیجه حاصل میشود که فرج و گشایش جامعه اسلامی پس از عبور از کوران حوادث متعدد اجتماعی حاصل میشود.
منبع:
تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی، ج2، ص101
تفسیر نور حجتالاسلام قرائتی، ج1، ص: 330
راهکاری برای بهبود رابطه با مردم
گاهی افراد به دلیل عدمتوانایی در اصلاح و سالمسازی محیط خود دچار التهابات روحی و روانی میشوند؛ دراینباره امیرالمؤمنین(ع) راهکاری معرفتی ارائه میدهند.
گاهی دیده میشود افراد بهدلیل عدم توانایی در اصلاح و سالمسازی محیط خود دچار التهابات روحی و روانی میشوند؛ این محیط میتواند شامل فضای خانواده، محیط کار یا هر مکان اجتماعی دیگری باشد. راهکاری که در این شرایط امیرالمؤمنین(ع) پیشنهاد میدهند، اصلاح رابطه فرد با خداست.
امیرالمؤمنین(ع) در یک روایت این قاعده را اینگونه توضیح دادند: «هر که رابطه میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند نیز رابطه او را با مردم اصلاح کند و هر که کار آخرت خود را بهصلاح آورد، خداوند کار دنیایش را بهصلاح آورد؛ مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ، أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ».
اصلاح رابطه با خداوند مستلزم صدق و امانت و راستى است. کسى که این خصلتها را پیشه کند بهیقین مردم به او علاقهمند مىشوند و او نیز امین مردم خواهد بود و به وی اعتماد مىکنند. بهیقین انسانهاى باتقوا در زندگى مادى خود نیز موفق خواهند بود، زیرا راه خلاف در پیش نمىگیرند، به کسى ظلم و ستم نمىکنند، همه با او مهربان هستند و او نیز با همه مهربان. (پیام امام امیرالمؤمنین(ع) آیت الله مکارم)
نمونه برتر چنین افرادی را ما در سیره انبیاء و اوصیای الهی و در رأس ایشان رسول گرامی اسلام(ص) و اهلبیت عصمت و طهارت(ع) مشاهده میکنیم. این بزرگواران از آنجایی که کارهای خویش را مخلصانه برای خداوند انجام میدادند و در همین مسیر مقید به برترین اخلاقیات و رفتارها میشدند، مردم را ناخودآگاه جذب خویش میکردند و از این طریق زمینه گرایش جامعه بهسوی ارزشهای اصیل دینی را فراهم میآوردند.
راه های تقویت و اصلاح رابطه فرد با خدا
تداوم یاد خدا
اولین راهکاری که جهت تقویت و اصلاح رابطه بین فرد با خدا میتوان نام برد، تداوم یاد خداست که از طریق نماز و مناجات به درگاه مقدس او و توسل و رابطه با ائمه اطهار(ع) و قرائت قرآن و امثالهم حاصل میشود. کسی که مخلصانه رو به درگاه الهی میآورد و از هر عُجب و ریایی پرهیز میکند قطعاً گامی در مسیر اصلاح رابطه خود با خدا برمیدارد.
دوری از گناه
دومین راهکار اصلاح رابطه فرد با خدا، دوری از گناهان است. کسی که خود را در محضر خدا میبیند، بهطور قطع از گناهان بهویژه گناهان کبیره دوری میکند، لذا هر اندازه فرد از گناهان دوری میکند، بیشتر انوار الهی در قلب او رسوخ میکند و زمینه را برای اتصال به انوار ملکوتی و بهره از این انوار معنوی در وجود خویش فراهم میکند.
همنشینی با نیکان
سومین راهکار در مسیر اصلاح رابطه با خدا همنشینی با نیکان و صالحان است که تأثیری شگرف در افزایش معنویت و گرایش به ارزشهای ایمانی و اخلاقی در فرد بهجای میگذارد. روزی حمرانبن اعین به امام باقر علیه السلام عرضه داشت "ما وقتى در حضور شما هستیم و از بیانات شما استفاده میکنیم، از این محضر بیرون نمیشویم مگر با یک دل مهربان و حالت خوش، نسبت به دنیا بىاعتنا میشویم و این زخارف و ثروتهایى که در دست مردم است در نظر ما بىارزش جلوه میکند ولى وقتى در اجتماع قدم میگذاریم و با بازار و بازرگانان مربوط میشویم محبت و علاقه به دنیا در دل ما جا باز میکند"؛ حضرت فرمود: البته اینها حالات قلب است، گاهى سخت و گاهى نرم مىشود؛ إِنَّمَا هِیَ الْقُلُوبُ مَرَّةً یَصْعُبُ عَلَیْهَا الْأَمْرُ وَ مَرَّةً یَسْهُل». (تفسیر العیاشی، ج1، ص109)
وقتی نقطه مشترک شیعه و سنی، اهل بیت(ع) باشند، اختلافات از بین می رود
مدرس حوزه علمیه مطهره آقایان و بانوان آق قلا با بیان اینکه وضعیت اهل سنت بعد از انقلاب اسلامی بسیار خوب شده است، گفت: وقتی محوریت و نقطه مشترک شیعه و اهل سنت، اهل بیت رسول الله(ص) باشد، بسیاری از اختلافات حل می شود.
«علی ارخی» مدرس حوزه علمیه مطهره آقایان و بانوان آق قلا پیرامون فعالیتهای این حوزه و وضعیت اهل سنت در منطقه گفت:
اهل سنت شمال کشور اغلب حنفی مذهب هستند؛ علمای قبلی ما به خاطر سنتی بودن نسبت به قضیه دین آموزی خواهران حساسیت هایی داشتند که بنده به اتفاق همسرم در این منطقه در حال سنت شکنی هستیم، قرائت و حفظ قرآن و دروسی که در این حوزه ها برای آقایان تدریس میشود، برای خانم ها نیز تدریس می شود.
وی ادامه داد: الان در منطقه ما شاید در 20 نقطه حوزه علمیه خواهران راه اندازی شده و برای مردم قبولانده شده است که مسئله دین آموزی خواهران باید اتفاق بیافتد.
ارخی در ذکر سوابق خود گفت: اولین مدیر جامعه المصطفی در شمال کشور و همچنین 15 سال کارشناس برون مرزی صدا و سیما بوده ام، چندین سال است که برای مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی مقاله نوشته، در کنفرانسهای وحدت فعالیت های دیگری انجام داده ام و چند کتاب هم تألیف کردهام و در حال حاضر در نماز جمعه های استان سخنرانی می کنم.
وی در خصوص وضعیت اهل سنت منطقه آق قلا گفت: وضعیت اهل سنت بعد از انقلاب اسلامی بسیار خوب شده است، در منطقه ای ترکمن صحرا، هیچ اختلاف مذهبی وجود ندارد، ما در دو استان گلستان و خراسان شمالی تقسیم می شویم و همرز باترکمنستان هستیم که بعد از فروپاشی شوروی همچنان ارتباطات بین ما و مردم این کشور وجود دارد؛ خود من در حال حاضر از روسیه، افغانستان، تاجیکستان، قفقاز و....طلبه دارم که در حال آموزش و یا فارغ التحصیل جامعه المصطفی گرگان هستند.
ارخی اظهار کرد: ما هیچ اختلافی و تنشی با شیعیان نداریم، چون راه ما راه عرفان است و عرفان ما وابسته به اهل بیت(علیهم السلام) است، کسانی که اهل عرفان باشند، میدان دید وسیعی دارند و وقتی محوریت و نقطه مشترک شیعه و اهل سنت، اهل بیت رسول الله(ص) باشد، بسیاری از اختلافات حل می شود و مشکلی پیش نمیآید.
استاد مطهری: وحدت و اخوت اسلامی سخت مورد عنایت و اهتمام شارع مقدس اسلام است
استاد مطهری می فرماید: ـ وحدت و اخوت اسلامی سخت مورد عنایت و اهتمام شارع مقدس اسلام است و از اهم مقاصد اسلام محسوب میشود؛ چنان که قرآن و سنت و تاریخ اسلام بر آن گواه است. وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها نیست، بلکه متشکل شدن مسلمین در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان است. وحدت در جهانبینی، در فرهنگ، در سابقة تمدن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستشها و نیایشها و در آداب و سنن اجتماعی خوب، میتواند از مسلمانان ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند.
۴ معیار شناخت دوست ناباب در نهج البلاغه
امیرالمؤمنین (ع) در توصیههای خویش به فرزندشان امام حسن مجتبی (ع) ۴ معیار را در شناخت دوست ناباب بیان فرمودند.
دوستی و مهرورزی به همنوعان از نیازهای فطری هر انسانی است و نقش بسزایی در رشد و ارتقای جامعه ایفا میکند؛ این پیوند آنگاه که عاقلانه و بر اساس معیارهای ارزشی صورت گیرد، عاملی جهت استحکام بنیانهای اجتماعی خواهد بود. چرا که دستیابی به آرامش روانی و تقویت بنیههای معرفتی و علمی، دو گزاره مهم در استحکام یک سرزمین است که این مهم در پرتو روابط اجتماعی سالم تحقق مییابد.
از این روست که دین مبین اسلام بر تقویت عنصر دوستی تأکید فراوانی دارد. از نظر آموزههای دین، جامعه مطلوب انسانی در اسلام، جامعهای است که بر اساس محبت مردم نسبت به یکدیگر شکل بگیرد. اسلام میخواهد جامعهای بسازد که همه مردم، خود را برادر یکدیگر بدانند و تا سر حد ایثار نسبت به هم عشق بورزند و همان طور که اشاره شد، این بدان جهت است که هیچ چیز مانند مهرورزی در ساماندهی یک جامعه مطلوب کارساز نیست. از این جهت شناخت معیارهایی برای انتخاب دوست ضرورت مییابد.
جالب اینجاست که امیرالمؤمنین (ع) در توصیههای خویش به فرزندشان امام حسن مجتبی (ع) این مسئله را مورد توجه قرار دادند و 4 معیار را در شناخت دوست ناباب بیان فرمودند. حضرت در فرازهایی از بیانات خویش فرمود:
1ـ اى فرزند، بپرهیز از دوستى با احمق، زیرا احمق خواهد که به تو سود رساند، ولى زیان مىرساند ؛ یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرُّکَ
2ـ و بپرهیز از دوستى با بخیل که او چیزى را که بسیار به آن نیازمند هستى از تو دریغ مى دارد ؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ، فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ
3ـ و بپرهیز از دوستى با تبهکار که تو را به اندک چیزى مىفروشد ؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ، فَإِنَّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ
4ـ و بپرهیز از دوستى دروغگو که او چون سراب است، دور را نزدیک نشان مىدهد و نزدیک را دور مىنمایاند ؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْکَذَّابِ، فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ.
حضرت در فراز اول اشاره دارد «بپرهیز از دوستى با احمق، زیرا احمق خواهد که به تو سود رساند، ولى زیان مىرساند»؛ چرا که آدم احمق هم آخرت خود را به باد مىدهد و هم دنیایش را. او منافع زودگذر را بر سعادت جاویدان و لذت ناپایدار را بر سعادت پایدار مقدم مىدارد. به همین دلیل روز رستاخیز دستش از حسنات تهى و پشتش از بار سیئات سنگین است همچنان که امیرالمؤمنین (ع) در فراز قبلی اشاره دارند «بزرگترین فقر، حماقت و نادانى است؛ وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ». فرد احمق در دنیا نیز بر اثر ندانمکارىها دوستان خود را از دست مىدهد و منافع آنى را بر درآمدهاى آینده مقدم مىشمرد. بخل و تنگنظرى که لازمه حماقت است، مردم را به او بدبین مىکند و تدبیر لازم براى ساماندهی امور مادى را از دست مىدهد و به همین دلیل فقر عقل، باعث فقر در زندگى مادى او نیز مىشود.
یکى از مشکلات مهم کار احمق نیز مشکل بودن درمان اوست، زیرا او مانند بیمارى است که نه دارو مىخورد و نه پرهیز مىکند. مطابق آنچه مرحوم مفید در کتاب اختصاص آورده در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «حضرت عیسى بن مریم گفت: من بیماران (غیر قابل علاج) را مداوا کردم و آنها را به اذن خدا بهبودى بخشیدم. نابیناى مادرزاد و مبتلا به بیمارى برص را به اذن خدا شفا دادم حتى مردگان را به اذن خدا زنده کردم; ولى به سراغ معالجه احمق رفتم و نتوانستم او را اصلاح کنم؛ إنَّ عیسَى بْنَ مَرْیَمَ قالَ: دَاوَیْتُ الْمَرْضَى فَشَفَیْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأَبْرَأْتُ الاَْکْمَهَ وَالاَْبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْیَیْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الاَْحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلاَحِه».
عوامل استحکام و ثبات خانواده
اسلام اهمیت بسیار زیادی به خانواده و حفظ و استحکام آن داده است. استحکام خانواده از مهم ترین عوامل استحکام اجتماع است؛ امنیت روحی و روانی در خانواده مهم ترین عامل تحقق امنیت روانی در جامعه است؛ اهتمام به دین در نهاد خانواده، به اهتمام به دین در سطح جامعه منجر می شود. بر این اساس باید تلاش کرد که نهاد خانواده کاملًا مستحکم باشد. اما عوامل استحکام خانواده چیست؟ بسیاری از افراد گمان می کنند اگر بخواهند از ابتدا لوازم و مقدمات استحکام خانواده را فراهم نمایند باید مهریه های سنگین و جهیزیه های مجلل و گران قیمتی را در نظر بگیرند. و به طور کلی شرایط اقتصادی و مادی را به گونه ای چینش نمایند که از فروپاشی این نهاد جلوگیری کنند! اما تجربه نشان داده است، این روشی کاملًا اشتباه است. هیچگاه مهریه های سنگین یا جهیزیه های مجلل عامل بقاء خانواده نبوده و نیست. هر چند ممکن است در برخی موارد از نظر ظاهری مانع جدایی شود؛ اما هرگز نمی تواند مانع جدایی روحی و روانی و جدایی دل ها شود.
از نظر اسلام مهم ترین ارکان استحکام خانواده «مودت» و «رحمت» میان زن و مرد است:[1]
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکرُونَ؛[2]
و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد؛ به یقین در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.
«مودت» یعنی «دوستی عاقلانه و نه دوستی غریزی» و «رحمت» یعنی «گذشت مهربانانه از لغزش ها و کوتاهی های یکدیگر». اگر تشکیل خانواده بر پایه دوستی های غریزی باشد، دیر یا زود چنین دوستی و مودتی فروکش خواهد کرد و آرام آرام روابط زناشویی به سردی می گراید. به علاوه، تصمیم هایی که بر اساس غریزه است، تصمیم های آگاهانه و انتخاب های عاقلانه ای نیستند. به همین دلیل، خیلی زود با مشاهده موارد دیگری برای ارضای غریزه ممکن است نسبت به همسر خود بی رغبت شود. اما دوستی هایی که با انتخاب آگاهانه و تصمیمی عاقلانه آغاز می شود، هر چه بر مدت آن بگذرد، بر استحکام آن افزوده می شود. زیرا با افزایش سن و با گذشت زمان تجارب زن و مرد افزوده تر می شود و عقل آنها قوام بیشتری می یابد. به همین دلیل، فضایی صمیمی تر و مهربان تر را در کانون خانواده شکل خواهند داد. از سوی دیگر، خانواده ای که اختلاف در آن رخ ندهد، و لو در سطح اختلافات سلیقه ای، وجود ندارد. مهم، داشتنِ مهارت حل اختلافات است. اگر خانواده بر پایه مودت شکل گرفته باشد، اختلافات نیز بر پایه «رحمت» رفع خواهند شد. توصیه اسلام همین است که به هنگام اختلافات و در برابر لغزش های طرف مقابل از سر رحمت برخورد کنید. یعنی با مهربانی و رأفت از لغزش های یکدیگر درگذرید.
پی نوشت ها:
[1] . ر. ک: جامعه در قرآن، عبدالله جوادى آملى، صص 68- 69.
[2] . سوره روم، آیه 21.
منافقین، سربازان بدون یونیفورم آمریکا هستند
رئیس قوه قضاییه با اشاره به جنایات آمریکا و اذناب آن در منطقه و جهان از تلاشهای اخیر نیروهای امنیتی و قضایی در شناسایی، دستگیری و محاکمه جاسوسان آمریکایی قدردانی کرد و گفت: نفرت و کینه ملت ایران از حکام ایالات متحده آمریکا در حال افزایش است.
حجتالاسلام سیدابراهیم رئیسی در جلسه شورای عالی قضایی با تسلیت ایام شهادت نهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت جوادالائمه(ع)، تصریح کرد: لازم میدانم به نیروهای امنیتی و همکاران قضایی خود بهخاطر اقداماتی که در شناسایی، کشف و دستگیری جاسوسان آمریکایی داشتند خسته نباشید بگویم و بهسهم خود از این عزیزان تقدیر و تشکر کنم.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: آنچه امروز استکبار جهانی در سر میپروراند و برای تحقق اهدافش افرادی را برای جمعآوری اطلاعات به کشور ما گسیل میکند، خیال باطلی است که بارها آن را تجربه کردهاند. از جمله نخستین تجربههای آنها مأمور کردن منافقین در عملیاتهایی نظیر مرصاد بود که میتوانیم از آن بهعنوان یکی از قلههای پیروزی جبهه انقلاب در برابر استکبار یاد کنیم.
رئیسی با اشاره به ایام سالروز عملیات غرورآفرین مرصاد، یاد و خاطره شهدای گرانقدر این عملیات را گرامی داشت و افزود: منافقین، سربازان بدون یونیفورم آمریکا هستند که در مقاطع گوناگون از جمله در عملیات مرصاد، با اقدام عبرتآموز فرزندان این ملت مواجه شدند و ما همواره لعنت ابدی را برای منافقین بر زبان جاری میکنیم.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: چه آن روز که استکبار جهانی، منافقین را علیه ایران مأمور کرد و چه امروز که افرادی را در پوششهای مختلف بهعنوان جاسوس و برای اقدام علیه امنیت ملی ایران مأمور میکند یا با کمک برخی کشورها در منطقه دست به جنایت میزند، همواره دست تفوق و برتری با جبهه انقلاب اسلامی بوده است.
رئیسی با ابراز اینکه طبق آمارهای سازمان ملل، امروز بیشترین میزان کشتار کودکان در یمن توسط آلسعود و در فلسطین بهدست رژیم صهیونیستی ثبت شده است، آمریکا را مسئول مستقیم این جنایات دانست و یادآور شد: براساس تاریخ حیات ملتها و آنچه قرآن کریم نوید داده است، روحیه استکباری دوامی نخواهد داشت و بر همین مبناست که امروز ایران اسلامی با وجود همه فتنهها بیش از هر مقطع دیگر امنیت و آرامش دارد و این امنیت بهمدد حضور پرصلابت مردم و تلاشهای نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی تحت رهنمودهای رهبر معظم انقلاب روز به روز در حال افزایش است.
رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه کینه ملت ایران بهدلیل جنایات آمریکا نسبت به هیئت حاکمه این کشور همواره در حال افزایش است، بار دیگر از تلاشهای سربازان گمنام امام زمان(عج) و همکاران خود در دستگاه قضایی بهدلیل وارد آوردن ضربه سنگین به شبکه جاسوسی آمریکا در کشور، قدردانی و ابراز امیدواری کرد که بیش از پیش با هوشیاری و بصیرت خود، فضا را رصد کنند تا مانع از هرگونه اقدام علیه امنیت ملی توسط دشمنان شوند.
رئیسی در بخش دیگری از سخنان خود، به موضوع نظارت اشاره کرد و با تأکید بر ضرورت توجه ویژه همه مدیران و مسئولان در دستگاههای گوناگون نسبت به نظارت درونسازمانی اظهار کرد: بهعنوان یک اصل غیرقابل تردید، هر سازمان و دستگاهی که درون مجموعه خود را بهخوبی کنترل میکند، میزان جرم و تخلف در آن سازمان بهشکل محسوسی کاهش مییابد.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: دستگاههای ناظر برونسازمانی مانند سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات، وزارت اطلاعات یا بخشهای دیگری که کار نظارتی را بهعهده دارند، مکلف به پایش روند اجرای قانون و حسن جریان امور در سازمانها هستند اما نباید فراموش کنیم که همه این دستگاههای ناظر، در واقع بازوی کمکی سازمانها هستند و نظارت اصلی را مدیران و مسئولان هر سازمان بهعهده دارند.
رئیسی گفت: هرجا یک مدیر نسبت به نارسایی، فساد و تخلف در مجموعه خود حساسیت دارد، طبعاً تخلفات در آن مجموعه کاهش مییابد و هر جا این حساسیت نیست، شاهد تخلف، فساد و ناهنجاری هستیم، بر همین مبنا، ما اصل را بر تقویت و تشدید نظارت و بازرسی درونسازمانی در خود دستگاه قضایی و سایر دستگاهها میدانیم.
رئیس قوه قضاییه، تقویت نظارت و بازرسی درونسازمانی را تضمینی برای اجرای قانون و حسن جریان امور در دستگاهها دانست و خاطرنشان کرد: خبرهایی که در جراید، لسان مردم و فضای حقیقی و مجازی منتشر میشود و دغدغه و مطالبه افکار عمومی است، مسئولیت مدیران کشور را برای نظارت سازمانی سنگینتر میکند تا در هر سه حوزه پیشگیری، حین فعالیت و پس از فعالیتها، نظارت و بازرسی جریان داشته باشد.
رئیسی همچنین در پایان جلسه امروز ضمن قدردانی از تلاشهای سیدمرتضی بختیاری در طول دوران تصدی حوزه ریاست قوه قضاییه و آرزوی موفقیت برای وی در سنگر کمیته امداد امام خمینی(ره) در گرهگشایی از کار مستمندان و توانمندسازی مددجویان، غلامحسین اسماعیلی را با حفظ سمت سخنگویی بهعنوان رئیس حوزه ریاست قوه قضاییه منصوب کرد و از انتصاب رئیس کل دادگستری استان تهران در آیندهای نزدیک خبر داد.































