emamian
رژه 31 شهریور نیروهای مسلح| از حضور «پاوه» و «فتاح» تا پرتابگر جدید سوم خرداد و زیرسطحی «نذیر» سپاه
مراسم رژه نیروهای مسلح صبح امروز (جمعه، ۳۱ شهریورماه) با حضور آیتالله رئیسی رئیسجمهور، سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در مقابل مرقد مطهر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی برگزار شد.
در این مراسم، یگان های نمونه از نیروهای چهارگانه ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروهای سه گانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهی انتظامی کل کشور از مقابل جایگاه رژه رفتند.
همچنین، رژه یگانهای نمونه پیاده، زرهی، موشکی، پهپادی و پدافندی نیز از مقابل جایگاه فرماندهان ارشد نیروهای مسلح رژه رفتند.
رژههای هوایی و دریایی نیز در بندرعباس به میزبانی ارتش جمهوری اسلامی ایران و حضور ارتش و سپاه پاسداران برگزار شد.
رئیسی: هم پهپاد و موشک رونمایی میکنیم هم عضو ائتلافهای جهانی میشویم
در ابتدای این مراسم، آیتالله رئیسی طی سخنانی با اشاره به دستاوردهای نیروهای مسلح، گفت: بسیاری از تحریمها و تهدیدها نمیگذاشت نیروی مسلح مجهز به سلاح پیشرفته و مورد نیاز شود ولی با هدایت مقتدای بصیرت آفرین رهبرانقلاب به سلاح های پیشرفته مجهز شدند و صنایع دفاعی و نظامی را بازسازی کردند.
رئیسجمهور همچنین تاکید کرد: خلع سلاح نیروهای تجزیه طلب در اطراف مرزهای جمهوری اسلامی ایران، حرکت مثبتی است که دولت عراق آغاز کرده است. هیچ گروه تجزیهطلبی در نزدیکی مرزهای ایران اجازه داشتن سلاح و فتنه علیه جمهوری اسلامی نخواهد داشت.
رئیسی، گفت: همچنان که در جمهوری اسلامی از موشک فتاح و پهپاد مهاجر ۱۰ رونمایی می شود در کنار آن، ایران به عضویت ائتلافهای منطقه ای و جهانی در آمده و برای رشد تولید و رشد اقتصادی در کشور تلاش میکند. این یعنی ایران در تمامی عرصه ها فعال است و در حوزه علم و فناوری در منطقه و جهان حرف برای گفتن دارد.
پهپاد کمان ۲۲ نیروی هوایی ارتش
رژه تجهیزات ارتش؛ از سامانههای پدافندی جدید تا پهپادهای انتحاری و غولپیکر
پس از سخنان رئیسجمهور، رژه نیروهای مسلح در تهران آغاز شد. در ابتدا یگانهای پیاده از ارتش، سپاه، فرماندهی انتظامی و بسیج رژه رفتند. سپس، یگانهای محمول از مقابل فرماندهان ارشد نیروهای مسلح رژه رفتند.
یگانهای محمول ارتش اولین یگان رژهرونده امروز بودند.
در این رژه، نیروی زمینی ارتش با سامانه مجید، سامانه ارتباطی، سامانه جهتیاب، سامانه جمر V/UHF، سامانه الینت، کیان ۸۰۰ پلاس، کیان ۷۰۰، کیان ۶۰۰، خودرو شناسایی رزمی صیاد حامل موشک تاو، کیان توپکش حامل توپ ۱۵۵ میلیمتری، تانک ذوالفقار نسل ۳، تانک تیام، سلاح تک تیرانداز ۱۴/۵ میلیمتر شاهر، سلاح اخگر، توپ ۵۷ میلیمتری دولول بهمن، خودرو ضد گلوله روینتن، ایسوزو GSM، هارد تاپ GIS، ارس محمول شیلتر مخابراتی، آمبولانس زرهی، سامانه سیار اتاق عمل، سامانه سیار آزمایشگاه، سامانه سیار دندانپزشکی، هارتاپ سیستمهای پزشکی، پهپاد مهاجر ۶، پهپاد مهاجر ۴، پهپاد ابابیل ۴، پهپاد آرش، خودرو ایستگاه کنترل زمینی، موشکهای فتح ۳۶۰ و فجر جزو تجهیزات نیروی زمینی ارتش در این رژه حاضر بود.
نیروی پدافند هوایی ارتش با رادار سامانه موشکی تلاش، سکوی پرتاپ سامانه موشکی تلاش، رادار سامانه۱۵خرداد (جوشن)، سکوی پرتاب سامانه ۱۵خرداد، صیاد تک خودرویی، موشک صیاد۳و۴، خودروی TM سامانه دماوند، موشک اس ۲۰۰ منصوب بر روی سکو، رادار هادی سامانه مرصاد، رادار کاوش سامانه مرصاد، سکوی پرتاب فایر از کن مرصاد ۱۶، سامانه موشکی دزفول، سامانه موشکی نواب، سامانه مجید، رادار کاشف، رادار جلیلوند، سامانه ی راداری کاوش، سامانه MSSR، سامانه تروپو ارتباطی، سامانه ارتباطی مفتاح، پهپادهای کرار و انتحاری امین رژه رفت.

نیروی هوایی ارتش با پهپاد آموزشی سفیر، پهپاد مهاجر ۲، پهپاد کمان ۲۲، موشک فکور ۹۰ هواپایه، موشک قادر هواپایه، موشک ستار و قائم، بمب هوشمند قاصد، پاد جنگ الکترونیک صحاب و شاهین و سامانه اخلالگر باند V/UHF در این رژه حاضر بود.
پاد جنگال سحاب
نیروی دریایی ارتش نیز با تجهیزاتی از قبیل شیلتر مخابراتی، سامانه پرتاب موشک برد بلند ولایت ۳، اژدر مارک ۴۶، اژدر اکسیژنی، اژدر الکتریکی، مین صدف، مین انفطار، مین کوسه، پهپاد باور ۵، پهپاد آرش، پهپاد صادق، پهپاد ابابیل۵، پهپاد چمروش، پهپاد یسیر، پهپاد هما، زیر دریایی مرطوب السابحات ۱۵ در رژه حضور پیدا کرد.

موشک هایپرسونیک فتاح
جدیدترین تجهیزات سپاه پاسداران؛ از کروز پاوه و پهپادهای معراج تا تانک قلاویزان و نفربر تیگران
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امسال با تجهیزات جدید خود در رژه حاضر شد، تجهیزاتی که تا پیش از آن به نوعی معرفی و الحاق شده بود ولی امروز برای اولینبار در رژه حاضر شدند.
نیروی هوافضای سپاه؛ از پرتابگر جدید سامانه سوم خرداد تا موشکهای فتاح، خرمشهر ۴ و شهید حاج قاسم
در این مراسم، نیروی هوافضای سپاه پاسداران برای اولین پرتابگرهای خشابی پهپاد شاهد ۱۳۶، پرتابگر جدید سامانه سوم خرداد، سامانه پدافند هوایی ۹ دی، موشک کروز پاوه، موشکهای فتاح، خرمشهر ۴ و شهید حاج قاسم سلیمانی را برای رژه به میدان آورد.
پرتابگرهای خشابی پهپاد شاهد ۱۳۶
پرتابگرهای خشابی پهپاد شاهد ۱۳۶: این نوع پرتابگر برای اولینبار در رزمایش پیامبراعظم(ص) ۱۷ سپاه پاسداران رونمایی و عملیاتی شده بود.

سامانه پدافند هوایی نهم دی
سامانه پدافند هوایی نهم دی: این سامانه پدافند موشکی از نسل سامانههایی همچون طبس، رعد و سوم خرداد است. برد آن، 30 الی 40 کیلومتر بوده و میتواند با موشکهای کروز، پهپاد، بمب هواپیمایی و بالگرد مقابله کند.
موشک کروز پاوه
موشک کروز پاوه: این موشک برای نخستینبار توسط سردار حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه در برنامه صف اول شبکه خبر معرفی شد و فیلم تست آن به نمایش درآمد. برد «پاوه» یکهزار و ۶۵۰ کیلومتر اعلام شده که موجب افزایش بُرد کروزهای ضد اهداف زمینی ایرانی تا ۲۲ درصد میشود. این موشک میتواند اهداف مورد نظر را از مسیرهای پیچیدهتر حتی از سمت مخالف هدف قرار دهد.
موشکهای فتاح: «موشک فتاح» ۱۶ خردادماه امسال با حضور آیتالله رئیسی رئیسجمهور، سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه و سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه رونمایی شد. این موشک، یکهزار و ۴۰۰ کیلومتر برد دارد و قادر است از تمامی سامانههای سپر موشکی عبور کند و این سامانهها را منهدم کند.

موشک خرمشهر-۴
موشک خرمشهر ۴: نسل چهارم موشک خرمشهر که از آن با نام «خیبر» نیز نام برده میشود، 4 خردادماه امسال رونمایی شد. این موشک جزو موشکهای بالستیک برد بلند و نقطهزن است که ۲ هزار کیلومتر برد دارد. سرجنگی این موشک با وزن یک تن و ۵۰۰ کیلوگرم و طول ۴ متر از انواع سرجنگیهای شدیدالانفجار است.
تامین دقت نقطهزنی در فاز میانی (پرواز بالای جو) این موشک در سرعت بالای ۱۶ ماخ انجام شده و سرجنگی با سرعت حدود ۸ ماخ به هدف اصابت میکند. یکی دیگر از ویژگیهای این موشک راهبردی، تاکتیکی بودن است که به کاربر کمک میکند تا به سرعت «خرمشهر ۴» را جابجا کرده و آن را در کمترین زمان ممکن عملیاتی کند.
امانه موشکی شهید حاج قاسم سلیمانی
موشک شهید حاج قاسم سلیمانی: موشک شهید حاج قاسم با وزن بیش از ۷ تن و طول ۱۱ متر، وزن سرجنگی ۵۰۰ کیلوگرم دارای برد عملیاتی ۱۴۰۰ کیلومتر و دقت نقطه زنی در حداکثر برد است. این موشک با سرعت ورود به جو معادل ۱۲ برابر سرعت صوت قادر است از هرگونه سامانه دفاع موشکی عبور کرده و با توجه به دقت بسیار بالا و سرجنگی پرقدرت خود، هدف را نابود می کند.

پرتابگر جدید سامانه پدافند هوایی سوم خرداد
پرتابگر جدید سامانه سوم خرداد: این سامانه همان قاتل گلوبال هاوک آمریکایی است. اما، در رژه امسال پرتابگر آن با شکل و شمایل تازهای پا به میدان گذاشت. این پرتابگر شامل ۴ کنیستر بزرگتر در دو طرف و دو کنیستر کوتاهتر در وسط است.
تانک رخش نیروی زمینی سپاه
نیروی زمینی سپاه؛ از قلاویزان و رخش تا ذوالفقار و معراج
نیروی زمینی سپاه پاسداران در رژه سراسری نیروهای مسلح تهران با دستاوردهای زرهی خود به میدان آمد.
تانک ارتقاءیافته قلاویزان یکی از این تجهیزات است که به سیستم کنترل آتش بومی، تیربار ضد هوایی اتوماسیون مجهز شده و قادر است تا با سیستم دید ترمال با اهداف درگیر شود.تانک رخش مجهز به زره واکنشی، تانک ذوالفقار، تانک مهندسی شبدیز، نفربرهای بیامپی مجهز به موشکانداز، نفربر رزمی ذوالجناح ۲، نفربر براق مجهز به خمپارهانداز ۱۲۰ میلیمتری و نفربر ارتقاء یافته تیگران مجهز به سیستم کنترل آتش بومی و قابلیت شلیک موشک دهلاویه با برد ۸ کیلومتر جزو سایر تجهیزات نیروی زمینی سپاه در رژه امسال بودند.
پهپادهای معراج نیز جزو تولیدات نیروی زمینی سپاه پاسداران در حوزه پهپادی است.
پهپاد معراج ۵۲۲
معراج ۵۳۲، ۳۱۳، ۵۲۱ و ۵۲۲ نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای اولین در رژه نیروهای مسلح به نمایش درآمدند.

زیرسطحی هوشمند نذیر نیروی دریایی سپاه
نیروی دریایی سپاه؛ دریادلان سبزپوش با نذیر میآیند
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امسال در رژه بندرعباس از یک دستاورد جدید نیز رونمایی کرد، زیرسطحیهای بدونسرنشین و هوشمند نذیر.
این زیرسطحیها را باید نسل جدید زیردریاییها دانست که توسط نیروی دریایی سپاه طراحی و ساخته شدند.

شناور شهید سلیمانی نیروی دریایی سپاه
یک فروند شناور شهید سلیمانی نیز که در عرشه آن یک فروند بالگرد نیز مستقر بود یکی از شناورهای حاضر در رژه دریایی بود.
عوامل تضعیف و تقویت روح و جان آدمی
انسان موجودی دو ساحتی و مرکّب از جسم و روح است. بدن انسان نیازهایی دارد که از آنها به نیازهای مادی و فیزیولوژیکی تعبیر میشود. مثل نیاز به غذا، آب، اکسیژن، مسکن، خواب، ازدواج، صیانت نفس و... که اگر این نیازها برآورده نشوند یا با تاخیر زیاد برآورده شوند، جسم انسان آسیب دیده و ضعیف و بیمار میشود. همچنان که اگر از چیزهایی که برایش مضر و زیانبخش هستند (مثل دخانیات، مواد مخدر، مشروبات الکلی، فستفودها و ...) پرهیز نشود، جسم لطمه میبیند.
روح و جان آدمی نیز مانند جسم، نیازهایی دارد که باید برای رفع آن نیازها کوشید و آفاتی دارد که باید از آنها اجتناب کرد. مانند: نیاز به امنیت و آرامش روانی، معنویت و عبادت، عشق و محبت، استقلال، خودشکوفایی.
بر اساس آموزههای دینی و فلسفه اسلامی، اولا: حقیقت و ماهیت اصلی انسان، روح و روان اوست و بدن مَرکب و ابزار روح میباشد. مرحوم آیتالله محیالدین حائری شیرازی در یکی از سخنرانیهایشان تعبیر ملیحی در این رابطه داشتند و میفرمودند: «اونی که مقابل آینه میبینی خَرته نه خودت!» یعنی جسم، مَرکب روح است.
ثانیا: روح موجودی جاودانه و فناناپذیر است برخلاف جسم و کالبد مادی انسان. چه این که بدن از خاک و گِل خلق شده و روح منسوب به خود خداست. چنانکه در سوره مبارکه صاد میخوانیم: «إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ، فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِین.» (آیات ۷۱ و ۷۲)
بنابراین، عمر کوتاه حیات مادی و زندگی این جهانی بدن در مقابل حیات اخروی و جاودانه و بینهایت روح آدمی، هرگز قابل مقایسه نیست و عقل سلیم حکم میکند که سرمایههای وجودی و توان اصلی انسان صرف تقویت روح و جان آدمی شود نه جسم فانی. اما متاسفانه اغلب ما انسانها تمام یا بیشتر انرژی و سرمایه وجودی خود را صرف آسایش تن و دنیای مادی خود میکنیم و از نیازهای روحی و روانی غافل میشویم. به بیان دیگر به جای اینکه بدن را خرج روح کنیم، روح را خرج بدن میکنیم!
استاد شهید مطهری (ره) چه زیبا این حقیقت را از زبان مولوی نقل میکند: «یکی از آن تفسیرها و تمثیلهای بسیار عالی که انصافاً شاهکار است، تمثیلی است که مولوی بیان کرده است. در این زمینه که انسان خود عالی خودش را با خود دانیاش اشتباه میکند یا بگویید جنبه روحی و معنوی خودش را که خود واقعی است با جنبه نفس و تن اشتباه میکند، یعنی خودش را این خیال میکند. مَثَل این جور میآورد: فرض کنید شخصی زمینی دارد. شروع میکند آن زمین را ساختن؛ مصالح میبرد، آجر میبرد، گچ و سیمان و خاک میبرد، چوب و آهن میبرد و یک خانه بسیار مجلّل در آن زمین میسازد. فردا میخواهد برود به خانه خودش. وقتی میخواهد اسباب کشی کند، میرود آنجا؛ یک وقت متوجّه میشود که خانه را روی زمین همسایه ساخته، اشتباه کرده، آن زمینی که مال او بوده آن است، این زمین مال دیگری است و او هر چه ساخته در زمین بیگانه ساخته است. طبق قانون هم حق ندارد از همسایه چیزی بگیرد، چون همسایه میگوید من که نگفتم بساز، خودت آمدی ساختی، بیا همه را بردار ببر و اگر بخواهد خانه را خراب کند باید پول دیگری خرج کند؛ مجبور است رها کند و برود. مولوی در بیان کردن این لطائف روحی عجیب است؛ میگوید:
در زمین دیگران خانه مکن کار خود کن کار بیگانه مکن
کیست بیگانه؟ تن خاکیّ تو کز برای اوست غمناکیّ تو
میگوید یک عمر داری برای تن و برای نفس کار میکنی و خیال میکنی برای خودت داری کار میکنی.
تا تو تن را چرب و شیرین میدهی گوهر جان را نیابی فربهی
گر میان مشک تن را جا شود وقت مردن گند آن پیدا شود
مشک را بر تن مزن بر جان بمال مشک چه بود؟ نام پاک ذو الجلال»
(مجموعه آثار شهید مطهری، ج۳، ص ۵۵۲ و ۵۵۳)
ثالثا: همچنانکه جنس چیزهایی که جسم انسان را قوی یا بیمار میکند، نوعا از جنس امور مادی است (مثل تغذیه سالم، آب و هوای سالم، ورزش و تحرک بدنی، خواب به موقع، استراحت کافی و... یا سوانح و حوادث، غذا و هوای ناسالم، سمومات، مواد مخدر، مشروبات الکلی، خواب نامنظم یا کم و...)، جنس چیزهایی که روح و جان انسان را قوی یا بیمار میکند نیز از جنس خودش است. به بیان دیگر، امور مادی و جسمانی به ندرت میتواند جنبه روحانی انسان را تقویت کند و برای تقویت بعد روانی و روحانی انسان، باید به سراغ امور روحانی و غیرمادی رفت. اما این امور روحانی چه چیزهایی هستند و چگونه و تحت چه شرایطی موجب تقویت روح میشوند؟ پاسخ روشن است؛ پروردگار عالمیان که خالق هستی و انسان است و از روح خود بر کالبد او دمیده است، بهتر از هر کسی نسبت به کاستیها و نیازهای روحی و روانی او آگاه است و برای رفع این کاستیها و نیازها، انبیا و اولیا علیهم السلام را همراه با شرایع و کتابهای آسمانی فرستاد تا مسیر درست رفع این نیازها و رشد و کمال روحی و معنوی را به انسان نشان دهند. مجموعه آنچه که به عنوان آموزههای دینی از آنها یاد میشود (عبادات، واجبات و مستحبات، فضایل و مکارم اخلاقی) اموری هستند که با التزام عملی به آنها روح و جان آدمی قوی شده و به کمال میرسد و برعکس، گناهان و رذایل اخلاقی روح و جان انسان را بیمار و ضعیف نموده و به سوی هلاکت و شقاوت میکشانند.
بنابراین تنها راه صحیح تقویت روح و روان و جان و دل انسان در دینداری و پایبندی و التزام عملی به آموزههای دینی است و هر راهی به جز این مسیر، انحراف و بیراهه است و انسان را به سر منزل مقصود نمیرساند.
بهترین انسان
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم:
خَیرُ النّاسِ رَجُلٌ حَبَسَ نفْسَهُ فی سبیلِ اللّه یُجاهِدُ أعْداءَهُ یَلتَمِسُ المَوتَ أوِ القَتلَ فی مَصافِّهِ
بهترینِ مردمان، مردی است که خود را وقف راه خدا کرده است و با دشمنان او جهاد می کند و خواستار مرگ یا کشته شدن در میدان کارزار است.
مستدرک الوسائل: ۱۱/۱۷/۱۲۳۱۰
چگونه نماز قدرت روحی ما را افزایش می دهد؟ رابطه نماز و کنترل ذهن چیست؟
کنترل ذهن یعنی اینکه بتوانی به موضوعی که می خواهی بیاندیشی.
یعنی اینکه کسی توجه تو را به چیزی که نمی خواهی جلب نکند ، اگر کسی خواست توجه تو را به چیزی جلب بکند، باید از تو اجازه بگیرد و تو اگر اراده کردی، بتوانی توجه خودت را منصرف کنی.
قدرت [کنترل] ذهن یعنی اینکه هر مقدار خواستی بتوانی درباره یک موضوع فکر کنی. مثلا یک ساعت یا دو ساعت بتوانی درباره آن موضوع فکر کنی. یعنی بتوانی به یک موضوع، عمیق فکر کنی نه سطحی.
حالا این قدرت ذهنی را چگونه باید تمرین کنیم؟ همان طور که برای تقویت عضلات بدن، باید ورزش و تمرین کنیم، قدرت ذهن را هم باید با «ورزش ذهنی» تمرین کنیم، «ذهن من هرجایی نباید برود، آن جایی باید برود که من به او دستور میدهم».
یک مثال برجسته برای تمرین کنترل ذهن، سر نماز است. نماز به شدت تکراری است؛ برای اینکه در نماز، چیزی نباشد که توجه تو را به خودش جلب کند.
اصلاً انگار نماز تمرین کنترل ذهن است. تو را در یک قالب رفتاری خاص قرار می دهد تا ببیند کنترل ذهن داری یا نه؟
[خداوند از ما در نماز حضور قلب می خواهد، یعنی از ابتدا تا انتهای نماز ذهنمان را از توجه به اطراف و اموال و اولاد و خالی کنیم و فقط به خدا و پیامبرش و نعمت هایش و روز قیامت و ... توجه کنیم].
چون قدرت روحی به کنترل ذهنی خیلی وابسته است با تقویت کنترل ذهن، روح ما هم قوی میشود.
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید جناب آقای رئیسجمهور و آقایان محترم، برادران و خواهر محترممان. از گزارشهایتان استفاده کردیم. من حرفی هم نداشتم اگر قرار بود دیگران هم گزارش بدهند، لکن حالا آقایان فرمودید، ما یک چند جملهای عرض میکنیم.
هفتهی دولت، در واقع، حلقهی وصل یک فصل از عمر دولت به یک فصل دیگر است؛ یعنی شما در این هفته یک نگاه به سالی که گذشت دارید، یک نگاه [هم] به سالی که در پیش است دارید؛ میتوانید مقایسه کنید، میتوانید تجربهاندوزی کنید، عبرتآموزی کنید. این هفته مزیّن است به نام دو شهید بزرگوار: شهید رجائی و شهید باهنر. یک نکتهای اینجا وجود دارد [و آن اینکه] ما از این دو شهید، چه نمادی در ذهن داریم که بخواهیم وزرای ما و مسئولین و مدیران ارشد ما در هدایت به سمت آن نماد پیش بروند؟ [آن نماد] چیست؟ کارکرد اینها که جلوی چشم ما نیست؛ فرصتی نشد؛ شهید رجائی حدود یک ماه رئیسجمهور بود، شهید باهنر [هم] در همین مدّت نخستوزیر بود؛ شهید رجائی چند ماه هم نخستوزیر بود، با آن شرایط سختی که آن روز داشت. بنابراین، کارکرد این دو بزرگوار مورد نظر نیست و هیچ نشانهای و اثری از کارکرد اینها نداریم. پس مسئله چیست؟ نکتهی مطرح شدن این دو نفر چیست؟ نکته در نیّت آنها است، در جهتگیری آنها است. جهتگیری این دو نفر شهید عزیز، جهتگیری انقلابی و الهی بود. آن کسانی که این دو نفر را از نزدیک میشناختند تصدیق میکنند این عرض ما را که این دو نفر چیزی را طلب میکردند که همهی شهدا و مجاهدین راه خدا آن را طلب میکنند؛ دنبال این بودند؛ یعنی زندگی آنها درست منطبق بود با سرنوشت آنها؛ یعنی دنبال رضای الهی بودند، همچنان که همهی شهدای ما و همهی مجاهدین فیسبیلالله که مخلصانه در کار جهاد هستند، هدفشان رضای الهی است؛ رضای الهی و کار برای مردم که این هم مشمول رضای الهی است؛ یعنی خدای متعال این را از ماها خواسته که برای مردم کار کنیم.
خب، پس این مهم است؛ یعنی اسم رمز دولتهای ما باید این باشد: کسب رضای الهی و کار برای مردم؛ اصلاً باید هدف را در این دو جمله خلاصه کنیم. اگر رضای الهی هدف انسان شد، این در همهی فعّالیّتهای ما، در همهی اقدامهای ما، در نوع کارکرد ما اثر خواهد گذاشت. آن وقتی که شما در خانه دارید فکر میکنید برای کاری که بر عهدهی شما است یا کار وزارت را که سنگین بوده، ناچار شدید شب ببرید خانه و در خانه روی آن کار کنید، هیچ کس نمیفهمد، هیچ کس به شما احسنت نمیگوید برای این کار، کسی اطّلاع ندارد، امّا شما این کار را میکنید؛ برای چه؟ برای رضای الهی؛ این درست است؛ در کارکرد ما اثر میگذارد، در انتصابات ما اثر میگذارد. یک جملهای در صحیفهی سجّادیّه هست دربارهی همین مسئلهی رضای الهی؛ عرض میکند به خدای متعال، میفرماید: مُؤثِراً لِرِضاکَ عَلىٰ ما سِواهُما فِی الاَولِیاءِ وَ الاَعداء؛ من رضای تو را ترجیح بدهم بر هر انگیزهی دیگری؛ اگر این شد، حَتّىٰ یَأمَنَ عَدُوّی مِن ظُلمی وَ جَوری وَ یَیأَسَ وَلِیّی مِن مَیلی وَ انحِطاطِ هَوای؛(۲) این خیلی مهم است. اگر چنانچه رضای الهی هدف من شد، دشمن من خاطرش جمع است که من به او ظلم نخواهم کرد؛ دشمن است، امّا مطمئن است که من به او ظلم نمیکنم؛ رفیق من و دوست من هم مطمئن است که من برای او یک امتیاز رفاقتی قائل نمیشوم. ما در انتصاباتمان طبعاً اینجور هستیم، اگر چنانچه رضای الهی را در نظر داشته باشیم؛ مراقب هستیم کسی را که شایسته است سر کار بگذاریم، نه آن کسی را که با ما رفیق است، با ما دوست است، به خاطر دوستی، بدون صلاحیّت. خصوصیّت رضای الهی این است. مرحوم شهید رجائی و مرحوم شهید باهنر واقعاً اینجوری بودند؛ یعنی واقعاً هدفشان رضای الهی بود. ما خب سالها اینها را از نزدیک میشناختیم، رفتارشان را دیده بودیم. هفتهی دولت مزیّن به نام اینها است. این شد دستورالعمل و بهاصطلاح آن پرچمی که روی آن، اسم این دولت نوشته شده؛ باید این را در نظر داشته باشید.
دربارهی مسائلی که من با شما امروز مطرح میکنم، دو بخش را در نظر گرفتهام: یک بخش کوتاهی نظر و قضاوت خودم دربارهی دولت را عرض خواهم کرد، یک بخش هم یک تذکّراتی است که برای دوستان عرض میکنم تا توجّه داشته باشند.
امّا راجع به قضاوت خودم، خب بنده از همهی دولتها در این سی و چند سال حمایت کردم؛ از همهی این دولتهای مختلف، با گرایشهای مختلف، با توانهای مختلف، بنده حمایت کردم؛ دلیلش هم واضح است: شرایط کشور و اهدافی که ما برای خودمان ترسیم کردهایم در جمهوری اسلامی، اقتضا میکند که همه به قوّهی مجریه ــ که وسط میدان است ــ کمک کنند؛ رهبری کمک کند، مردم کمک کنند، روشنفکرها کمک کنند، نخبگان کمک کنند؛ قاعدهاش این است. همهی دولتها مستحقّ این کمک همهجانبه هستند و ما به همهی دولتها کمک کردیم. لکن در مورد این دولت، علاوهی بر کمک، بنده با نگاه به این دوساله میخواهم تمجید هم بکنم؛ یعنی آنچه تا امروز در این دو سالی که این دولت بر سر کار بوده از عملکرد دولت مشاهده کردهایم، مستوجب این است که ما تقدیر کنیم و تمجید کنیم از دولت. در بخشهایی، دولت خوب و قوی ظاهر شده که این بخشها هم بخشهای مهمّی است؛ من حالا یک اجمالی عرض میکنم. علّت اینکه من اینها را میگویم این است که زبان دولت در بیان آنچه انجام گرفته متأسّفانه زبان رسایی نیست؛ اتّفاقات خوبی که افتاده، به آن اندازهای که شایسته و حقّش است، در نظر مردم و ذهن مردم منعکس نشده. بنده میخواهم یک مقداری بگویم تا شاید کمک بشود به اینکه حقایق و واقعیّتهایی که در مورد دولت هست، برای آحاد مردم و افرادی که نظر و غرضی ندارند بیشتر آشکار بشود. حالا من در چند بخش اشاره میکنم.
در بخش اقتصاد، کارهای خوبی در دولت انجام گرفته که حالا تفاصیلش را، هم آقای رئیسجمهور گفتند، هم آقای معاوناوّل تا حدودی تبیین کردند. آنچه من میخواهم [به آن] تکیه کنم این است که تعداد قابل توجّهی از شاخصهای اقتصاد کلان، رشد را نشان میدهد، پیشرفت را نشان میدهد، تغییرات مثبت را نشان میدهد. البتّه تا مسائل مربوط به اقتصاد کلان برسد به معیشت مردم و زندگی مردم یک مقداری فاصله وجود دارد؛ یعنی زمان باید بگذرد. طبیعت بعضی از دولتها این است که فردا را قربانِ امروز میکنند؛ این دولت این کار را نکرده؛ کارهای بزرگ و زیربنائی را انجام داده که اثرش ممکن است امروز به طور کامل ظاهر نشود، امّا بالاخره ظاهر خواهد شد. چند قلم را من ذکر میکنم، [امّا] گزارشی که به من داده شده خیلی بیش از اینها است؛ شاید نزدیک به پنجاه مورد اتّفاقات مثبتی که در زمینهی اقتصاد رخ داده در آن گزارش هست. حالا من تعداد محدودی از آنها را عرض میکنم.
افزایش رشد اقتصادی، بخصوص در بخش صنعت؛ این مهم است. افزایش رشد سرمایهگذاری که جزو مهمترین مسائل اقتصادی ما است و مشکل اساسی ما در بعضی از دورههای گذشته، مسئلهی سرمایهگذاری بود که رشدش منفی بوده؛ به تعبیر رایج، به آن میگویند «رشد منفی»، در حالی که اسمش رشد نیست، عقبگرد است. کاهش رشد نقدینگی که در بیانات آقایان هم بود. کاهش بیکاری، کاهش ضریب جینی، رشد قابل توجّه صادرات کالا، تقویت نظام مالیاتی که درآمدهای مالیاتیِ دولت توانسته بخش قابل توجّهی از بودجهِی جاری دولت را تأمین کند. رشد قابل توجّه تولید محصولات پتروشیمی که این مسئلهی محصولات پتروشیمی جزو چیزهای مهمّ کشور است. اقدامات ارزندهای در زمینهی نفت و گاز که یکی همین مرحلهی یازدهم پارس جنوبی بود که اخیراً آقای رئیسجمهور آن را افتتاح کرد.(۳) راهاندازی کارگاههای تعطیلشده یا نیمهتعطیل که عددی که ذکر کردند عدد بالایی است، چند هزار است؛ چند هزار کارخانهی تعطیل یا نیمهتعطیل راه افتاده؛ این خیلی مهم است. فعّالیّتهای مهم در زمینهی آبرسانی یا شبکههای آبیاری و زهکشی در جاهای مختلف که در گزارشات آقایان هم بود.
عرض کردم نزدیک به پنجاه قلم از این قبیل اقدامات به ما گزارش شده که اتّفاق افتاده ــ که اینها خیلی باارزش و مهم است ــ منتها دیده نمیشود. اوّلاً به خاطر اینکه کار اطّلاعرسانی در دولت متأسّفانه ضعیف است؛ یعنی آن کار اساسی برای اطّلاعرسانی نمیشود. اینکه یک نفر بیاید در تلویزیون حرف بزند و به مردم بگوید این کارها شده، این اطّلاعرسانی نیست؛ اطّلاعرسانی یک هنر است، یک کار هنری باید انجام بگیرد تا اینکه درست اطّلاعرسانی بشود. یکی این است، یکی هم چون مشکلات معیشتی الان در مردم وجود دارد ــ گرانی هست، بخصوص در بخشی از موادّ غذائی گرانیهای زیادی هست یا در مسکن گرانیهای زیادی هست ــ و اینها مسائل روزمرّهی مردم است، مردم اینها را میبینند و از کارهای مهم و باارزش اقتصادی طبعاً غفلت پیدا میشود؛ یعنی اینها غباری میشود که جلوی کارهای اساسی را میگیرد؛ یک فکر جدّی و عاجلی باید روی این مسئله بشود انشاءالله. خب، این در زمینهی کارهایی که در بخش اقتصادی انجام گرفته.
در بخش مدیریّتی هم کارهای بسیار خوبی در دولت انجام گرفته که برای من، در چشم من، ارزش این کارها کمتر از کارهای اقتصادی و پیشرفتهای اقتصادی نیست. یکی از آنها حضور در بین مردم و مواجههی مستقیم با مشکلات مردم است. اینکه شما میروید در بین مردم، از مردم میشنوید، به آنها پاسخ میدهید، مطرح میکنند مشکلاتشان را، این کار خیلی خوبی است، این کار بسیار مفیدی است. از چند جهت مفید است؛ یکی این است که شما اطّلاعات دستِاوّل پیدا میکنید، فواید دیگر هم دارد. ارتباط نزدیک و متواضعانه و صمیمی با مردم؛ این خیلی مهم است. ما حق نداریم با مردم از جایگاه استعلاء و استکبار برخورد کنیم و حرف بزنیم؛ ما کسی نیستیم؛ آنچه هست متعلّق به مردم است؛ اگر شأنی، شغلی، مقامی هم به ما داده شده، اوّلاً مردم دادهاند، ثانیاً داده شده برای اینکه به مردم خدمت بکنیم. سادهزیستی و کاهش تشریفات در سلوک شخصی و حکومتی دولت، بخصوص شخص آقای رئیسجمهور، برای من چشمگیر است و چیز مهم و قابل توجّهی است. مواضع انقلابیای که در دولت گرفته میشود؛ روحیهی جهادیای که نشان داده میشود در بخشی از کارها که حالا در گزارش آقایان هم بود؛ بهکارگیری جوانان در ردههای گوناگون مدیریّتی که بسیار چیز مهمّی است، چیز لازمی است و بحمدالله در این دولت انجام گرفته. بنابراین، در بخش مدیریّتی هم کارهای خوب و قابل تحسین و خرسندکنندهای وجود دارد.
در بخش سیاست خارجی؛ تحرّک دولت در باب سیاست خارجی تحرّک بسیار خوبی است. این سیاستی که شما اتّخاذ کردهاید که عبارت است از ارتباط با همسایگان، بسیار سیاست خوبی است، این را باید دنبال کرد. ما باید با هیچ یک از همسایگانمان مناقشه نداشته باشیم؛ باید سعی کنیم مناقشهای وجود نداشته باشد. هرچه مناقشه هست، تبدیل بشود به همکاری؛ این کاری ممکن است که خب یک مقداری انجام گرفته، بعد از این هم باید انجام بگیرد. یا ارتباط با همهی دولتهایی در دنیا که مایل به ارتباط با ما هستند، با یک استثنای محدودی که حالا مشخّص است. ارتباط با قارّههای مختلف؛ آمریکای جنوبی، آفریقا، آسیا، شرق آسیا، همه جا. این سیاستِ ارتباطِ متعدّد و متنوّع با کشورهای مختلف، با خصوصیّاتی که دارند از لحاظ سیاسی، از لحاظ اقلیمی، از لحاظ امکانات اقتصادی، فرهنگی و غیره، کار درستی است. عضویّت در دو پیمان مهمّ بینالمللی(۴) در فاصلهی کوتاه، موفّقیّت خیلی خوبی بود که خود این نه فقط مفید برای کشور است، بلکه حکایت از یک حقایقی و واقعیّاتی هم میکند. کشورهای دنیا عاشق چشم و ابروی کسی نیستند که بگویند آقا شما بفرمایید اینجا عضو بشوید؛ یک محاسبهای دارند که این حرف را میزنند، یک محاسبهای دارند که میپذیرند یک دولت را؛ این محاسبه خیلی مهم است؛ این نشاندهندهی این است که کشور در وضعی قرار دارد، در حدّی قرار دارد که مشترکان و مؤسّسان این پیمانهای بینالمللی راغبند، مایلند و بلکه گاهی مصرّند که کشور عزیزمان جزو آنها بشود.
در بخش فرهنگی هم کارهای خوبی شده که البتّه باید در کم و کیف هم افزایش پیدا کند. و [همچنین] در بخشهای مختلف که دیگر جزئیّات را خود شماها میدانید.
توصیهی من این است که آنچه در کارکردهای دولت وجود دارد که میتواند مردم را خوشحال کند، اینها را بتوانید به مردم منتقل کنید. فاصلهی بین واقعیّتها و تلقّی مردم از واقعیّتها الان خیلی زیاد است؛ یعنی واقعاً تلقّی از واقعیّتها با آن واقعیّت خیلی فاصله دارد؛ این فاصله را کم کنید، مردم واقعیّتها را بیشتر پیدا کنند. این احتیاج دارد به کار؛ یعنی یک کارِ سادهی روانِ معمولی نیست؛ این کار به تأمّل احتیاج دارد و کارشناسی لازم دارد که باید کارشناسها انجام بدهند.
امّا تذکّرات. خب، ما مکرّر گفتهایم(۵) که اولویّت اصلی کشور عبارت است از اقتصاد و فرهنگ؛ این دو اولویّتهای اصلیاند. در مورد اقتصاد هم، امسال ما شعاری که مطرح کردیم دو بخش داشت: یکی مهار تورّم، یکی رشد تولید. در مورد مهار تورّم هم بنده در صحبت و سخنرانی اوّل سال گفتم(۶) که مهار تورّم هم با رشد تولید حاصل میشود؛ یعنی مهمترین کاری که برای مهار تورّم میشود انجام داد این است که ما تولید کشور را بتوانیم بالا ببریم و افزایش بدهیم. پس تولید شد محور. اگر محور تولید است و باید رشد پیدا کند، باید ببینیم چگونه میتوان تولید را رشد داد. دو نکته اینجا وجود دارد: یکی اینکه ما حمایت کنیم، دوّم اینکه موانعِ سرِ راه را برداریم. حمایت یعنی چه؟ یعنی اوّلاً حمایت قانونی؛ مقرّرات جوری باشد که تولید برای تولیدکننده، هم آسان بشود، هم باصرفه بشود. بعد، حمایتهای مالی، در آن مقداری که به عهدهی دستگاههای دولتی است؛ تأمین منابع ارزی و ریالی در آن حدّی که جزو وظایف است. و همچنین حمایتهای فرهنگی از تولید داخلی. حمایت فرهنگی از تولید داخلی یعنی اینکه ما به مردم تفهیم کنیم که محصول داخلی باید مصرف بشود؛ یعنی آنجایی که محصول داخلی وجود دارد باید مردم به سمت محصول داخلی بروند؛ این مهمترین حمایت فرهنگی از تولید است. البتّه مکمّل این حمایتها مراقبت از عدم انحراف است؛ ما دورههایی داشتیم که منابع ارزی و ریالی در اختیار کسانی برای تولید قرار گرفته و برای تولید مصرف نشده! بحثِ یک ذرّه و دو ذرّه هم نیست، مبالغ هم مبالغ بسیار کلانی بوده؛ اینجا تقلّب شده؛ باید مراقبت کنیم که این اتّفاق و امثال این اتّفاقات نیفتد. کسانی هستند که با مسائل اقتصاد بلدند خوب بازی کنند؛ یعنی واقعاً آدم نگاه میکند میبیند کسی [هست که] از آن مسئول ارشد ما در این بخش، اطّلاع و آگاهیاش به پیچوخمها بیشتر است؛ پیچوخمها را میشناسد، گریزگاهها را میشناسند و میرود عمل میکند و سودهای کلانِ نامشروع میبرد؛ سودِ مشروع هیچ اشکالی ندارد، سودِ کلانِ نامشروع [اشکال دارد]. اینها را باید مراقبت کرد؛ اینکه میگوییم تولید کمک بشود و حمایت بشود، مکمّلش این است که مراقب باشیم از این طرف هم دچار انحراف نشویم.
نکتهی بعدی در مورد تجارت کشور است. تجارت باید پشتیبان تولید باشد. تجارت خارجی ما فقط برای تنظیم بازار نیست؛ یک بخش تنظیم بازار است، یک بخش افزایش تولید است. تجارت باید به تولید کمک کند؛ یعنی در این تفاهمها و تعاملهای اقتصادیای که ما با دنیا داریم، باید آن چیزی که تهِ کار درمیآید عبارت باشد از اینکه محصول داخلی برود بیرون و سرمایهی بیرون بیاید داخل؛ حالا «سرمایهی بیرون بیاید داخل» گاهی به صورت سرمایهگذاری است، گاهی به صورت کالای سرمایهای است که احتیاج داریم؛ خیلی از ماشینآلات هست [که نیاز داریم]. همهی دنیا هم اینجور هستند؛ یعنی اینجور نیست که در کشورهای گوناگون دنیا همهی نیازهای خودشان را در داخل تولید کنند؛ چیزهایی را از بیرون میآورند. مثلاً ما کالای سرمایهای را از بیرون بیاوریم و محصول داخلی را ببریم بیرون؛ اگر چنانچه این اتّفاق افتاد، یعنی تعامل اقتصادی به این نتیجه رسید، طبعاً تولید رشد پیدا میکند؛ یعنی این مهمترین کمک به تولید است و تجارت پشتیبان تولید میشود.
یک نکتهی دیگر این است که ما نیازهای داخلی کشور را بهنگام تشخیص بدهیم. گاهی اوقات هست که ما نیاز کشور را در وقت خودش تشخیص نمیدهیم، بعد که نزدیک به آن مرحلهی بحرانی شدیم، دستپاچه و باعجله رو میکنیم به واردات و از اینجا و آنجا وارد میکنیم و طبعاً دچار مشکل میشویم. تولیدکنندهی داخلی میتواند نیاز داخلی ما را در عمدهی مسائل کشور تأمین کند، همچنان که جنابعالی(۷) اشاره کردید ما امسال بالای ده میلیون تُن گندم توانستیم [از داخل] بخریم؛ خب مصرف کشور هم تقریباً همین است ــ حالا خیلی دقیق نمیشود گفت، امّا مصرف گندم کشور تقریباً در همین حدود است ــ یعنی به واردات گندم هیچ احتیاج نداریم و خودکفایی است؛ خب این چیز خیلی خوبی است. همه چیز همینجور است؛ اگر در باب کشاورزی، در باب صنعت، در باب معدن، در باب خدمات گوناگون کمک بشود، حمایت بشود، همه چیز همینجور است، میتواند در داخل تأمین بشود؛ مشروط بر اینکه نیازها در هنگام لازم و بهنگام تشخیص داده بشود.
یک نکتهی مهمّی وجود دارد و آن، این است که در برنامهی هفتم، تکالیف زیادی بر عهدهی دولت گذاشته شده که باید انشاءالله برنامهریزی بشود تا برای هر کدام از اینها کارهایی انجام بگیرد؛ لکن شما در این برنامه چند نقطهی مهم را در مدّ نظر قرار بدهید و در همهی کارها و تصمیمات اقتصادیای که میخواهید بگیرید و اقدام بکنید، این چند نقطه را رعایت کنید. حالا مثلاً فرض کنید مسئلهی عدالت و کاهش فاصلهی طبقاتی؛ این یک نقطهی مهم است. هر تصمیمی میخواهید بگیرید در زمینهی مسائل اقتصادی، نگاه کنید ببینید تأثیرش روی مسئلهی فاصلهی طبقاتی چگونه است، تأثیر مثبت است یا تأثیر منفی است؛ محاسبه کنید این را. یا مثلاً فرض کنید ثبات بازار، کاهش تورّم، ثبات نرخ ارز، رشد تولید؛ اینها نقاط برجسته است. همهی این نقاط هم نقاط کمّی است؛ یعنی قابل اندازهگیری است، قابل سنجش است، چیزهایی نیست که نشود اینها را اندازهگیری کرد. در همهی تصمیمها ببینید این تصمیم اقتصادیای که میخواهید بگیرید چه اثری روی این شاخصها میگذارد؛ با توجّه به آن اثری که روی شاخصها میگذارد، [ببینید باید] تصمیم بگیرید یا نگیرید. این هم مهم است.
یک مسئله هم که مسئلهی آخر در این زمینه است، مسئلهی معیشت مردم است. مسئلهی معیشت خیلی مهم است. عرض کردم وقتی که مشکلاتی در باب معیشت به وجود میآید، مثل همین گرانیِ خانه و اجارهی خانه و مانند اینها که خب یک عدّهای را واقعاً مستأصل میکند، همهی کارهای خوبی که شما میکنید تحتالشّعاع قرار میگیرد؛ یعنی همهی اقدامات مثبتی که با این زحمت انجام میگیرد، با مشکلات در معیشت مردم از چشمها دور میماند؛ واقعاً حیف است! روی این کار کنید. عمدهی هدفِ تحریمهایی که تحمیل شده همین معیشت مردم است؛ یعنی خواستهاند معیشت مردم را گروگان بگیرند. باید برای خنثی کردن تحریمها تلاش کرد. حالا البتّه کارهایی انجام میگیرد، برای رفع تحریم مذاکراتی میشود، آنها به جای خود محفوظ و کارهای درستی هم هست، امّا در کنار آن باید خطّ موازی عبارت باشد از خنثی کردن تحریمها. یکی از مهمترین شاخصهای خنثی کردن تحریمها هم یقیناً این است که تورّم را کاهش بدهید؛ یعنی تلاش بشود بر روی کاهش رشد تورّم. حالا این مقداری که گفته شد که [تورّم] از فلان مقدار درصد به فلان مقدار رسیده، خوب است امّا کافی نیست؛ یعنی تداومِ رشدِ تورّمِ دورقمی در چند سالِ پیدرپی کاملاً چیز نامطلوبی است؛ باید کاری کنید که این تورّم هرچه ممکن است پایینتر بیاید. به من اینجور گزارش شد که برخی از کارها هست که تأثیرش در کاهش تورّم تأثیر نسبتاً سریعی است، از جمله به سرانجام رساندن کارهای نیمهکاره، این طرحهای نیمهتمامی که وجود دارد که خیلی هم زیاد است؛ اینها را اگر به سرانجام برسانید، تأثیر سریعی را در کاهش تورّم میگذارد، آنطوری که افراد صاحبنظر به ما گفتهاند. یا مسئلهی ناترازی بانکها که اشاره کردید، از این قبیل است. مقابلهی با این دلّالبازیها و واسطهبازیها؛ میوه در باغ با زحمتی که باغبان میکشد یک قیمت دارد، به وسیلهی دلّال میآید در جایگاه مصرف، گاهی قیمتش ده برابر یا بیشتر افزایش پیدا میکند. اینها را باید یک جوری علاج کرد که کمک فراوانی میکند به کاهش تورّم و به مسئلهی کمک به معیشت مردم.
در باب تعاملات خارجی و سیاستهای بینالمللی هم من دو سه سفارش میکنم که خب دولت در این زمینه بحمدالله فعّال است؛ یعنی کارهای خوبی انجام گرفته که قبلاً اشاره کردیم. نکتهی مهم این است که ما در ارتباطات با کشورهای مختلف فرصتهایی داریم؛ این فرصتها را بشناسیم و از این فرصتها بهوقت استفاده کنیم. گاهی هست که یک ارتباطی با یک کشوری داریم، میتوانیم هم بهرهبرداری کنیم، [ولی] بیتوجّهی صورت میگیرد. [مراقب باشید] این اتّفاق نیفتد؛ یعنی فرصتها شناخته بشود و از فرصتها استفاده بشود. دوّم [اینکه] تفاهمنامههایی که انجام میگیرد، سندهای همکاریای که انجام میگیرد و امضا میشود، روی کاغذ نماند. الان دولت با بعضی از کشورها سندهای همکاری طولانیمدّت دارد؛ خب حالا کو؟ نتیجهاش چیست؟ نگذاریم این تفاهمنامه و سند همکاری صرفاً روی کاغذ باقی بماند؛ این مهم است.
یک نکتهی دیگر این است که وقتی میگوییم «تعامل با دنیا»، بعضی از عناصر سیاسی کشور «دنیا» را عبارت میدانند از چند کشور عمدتاً غربی، [فکر میکنند] «دنیا» یعنی این! اگر با آنها ارتباط داشتیم و همکاری گرم و صمیمانه داشتیم، ارتباط با دنیا داریم؛ اگر با آنها یک خرده ارتباطمان کم شد، کأنّه با دنیا ارتباط نداریم. این غلط است؛ این نگاه، نگاه ارتجاعی است؛ این نگاه، نگاه صد سال پیش است. بله، صد سال پیش همینجور بود؛ چند کشور اروپایی بودند که اینها همهکارهی دنیا بودند و ارتباط با آنها به معنای ارتباط با همهی دنیا بود. صد سال از آن روزگار گذشته؛ این نگاه مرتجعانه و کهنه را باید رها کرد. «ارتباط با دنیا» یعنی ارتباط با آفریقا، ارتباط با آمریکای لاتین، ارتباط با آسیا. آسیا منبع عظیم ثروت انسانی و طبیعی است، آفریقا هم همینجور. کشورهای غربی عمدتاً از ناحیهی فشار بر آفریقا و کشورهای اینجوری ثروتمند شدند. در واقع، اروپا ثروت خودش را به یک معنا اصلاً از ناحیهی به سرقت بردن ثروتهای [کشورهای] آفریقایی و بعضی از کشورهای آسیایی به دست آورده. ما از اینها غفلت نکنیم؛ ارتباط با اینها لازم است. پس بنابراین، ملاک ارتباطات بینالمللی منافع ملّی و عزّت ملّی است. این هم مهم است؛ عزّت ملّی خیلی مهم است و بایستی در این ارتباطات، هم سلطهپذیری وجود نداشته باشد و هم سلطهگری؛ یعنی ما، هم با سلطهگری مخالفیم، هم با سلطهپذیری مخالفیم.
چند تذکّر دیگر هم عرض کنم. یک تذکّر این است که این زیّ(۸) مردمی را حفظ کنید؛ این خیلی چیز باارزشی است. اینکه با مردم، صمیمی و خصوصی و متواضعانه حرف میزنید، رفتوآمد میکنید، داخل خانههایشان میروید، روی فرششان مینشینید، خیلی چیز خوبی است؛ این را از دست ندهید، این فرصت خوبی است.
دوّم: گفتگو با نخبگان را هرچه میتوانید پی بگیرید؛ [این] چیز باارزشی است. نخبگان کشور صاحبان فکرند، صاحبان طرحند، راهنماییهای خوبی میکنند، نکات خوبی به نظرشان میرسد؛ ارتباط با نخبگان را حتماً دنبال کنید و بخشهای مختلف دنبال کنند و داشته باشند.
نکتهی بعدی: حضور در دانشگاهها یکی از کارهای لازم است؛ بخصوص دانشگاهها؛ چه در میان دانشجویان، چه در میان اساتید، حضور پیدا کردن، حرفهای آنها را شنیدن و نکات لازم را به آنها گفتن. [اینها] از خیلی چیزها مطّلع نیستند؛ بله، دانشجو است، استاد است، روشنفکر است، آگاه است، امّا خیلی از چیزها را نمیداند. همین «راهیان پیشرفت»(۹) که راه افتاده و میروند میبینند چیزهایی را، برای همهی آنها چیز جالب و جدیدی است. خب این همه کار در کشور انجام گرفته، دانشجوی ما از آن مطّلع نیست، وقتی میبیند تعجّب میکند؛ استاد هم همینجور است. بنده یک وقتی گفتم یک تور گردشگری بگذاریم برای [بازدید از] امکانات دفاعی کشور؛(۱۰) حالا میخواهم عرض بکنم این گردشگری را برای همهی پیشرفتهای کشور بگذارید تا نخبگان بروند ببینند و از نزدیک مطّلع باشند. این هم این مسئله که بسیار کمک میکند برای مقابلهی با ستیزهگری دشمن. یکی از نقاط ستیزهگری دشمن که به آن امید دارد دانشگاهها است؛ حضور شما در دانشگاه این را خنثی میکند.
یک نکتهی دیگر و توصیهی دیگر مسئلهی کارآمدسازی فعّالیّتهای رسانهای دولت است که قبلاً هم اشاره کردم. به نظر من برای هر اقدامی یک پیوست تبلیغی لازم است؛ هر اقدام مهمّی که میخواهید انجام بدهید، یک پیوستِ تبلیغیِ روشن [داشته باشد]. فرض کنید حالا در مورد آن ارز ترجیحی که برطرف کردید ــ که کار لازمی هم بود ــ این باید به طور روشن برای مردم تبیین میشد که علّت اینکه ما این کار را میکنیم این است، این است، این است، فوایدش این است، [موجب] جلوگیری از این ضررها است. هر اقدامی که انجام میگیرد، به طور مشخّص یک پیوست تبلیغی داشته باشد.
یک توصیهی دیگر این است که در گفتارها، وعدهها، آماردهیهای ناشی از افراد دولت، انسجام وجود داشته باشد؛ یعنی اینجور نباشد که مثلاً یک دستگاهی یک آماری بدهد، بعد فردا یک دستگاهی آن آمار را رد کند یا یک آمار متضادّی بدهد یا مِنباب مثال این یک وعدهای بدهد، آن یکی بگوید این وعده عملی نیست؛ بالاخره اگر عملی است یا عملی نیست، قبلاً در دولت مشخّص بشود که ببینیم وعده را بدهیم یا ندهیم. از خِرد جمعی استفاده بشود، در کارها دقت بشود، تأمّل بشود و خردورزی بشود.
آخرین مطلب هم همین است که آقای رئیسجمهور هم اشاره کردند: به جوسازیها و حاشیهسازیها اعتنا نکنید، کار خودتان را بکنید. گاهی شما یک تصمیمی گرفتهاید، تصمیم درستی است، یک عدّه خوششان نمیآید، جنجال میکنند؛ حالا که دیگر فضای مجازی هم هست، هزار متن در فضای مجازی تولید میکنند علیه آن اقدام شما؛ اگر اقدامتان اقدام سنجیده و اندیشیدهای است و روی فکر تصمیمگیری شده، اعتنا نکنید، کار خودتان را انجام بدهید. گاهی اوقات میخواهند یک اقدامی را تحمیل کنند بر دولت که این کار را بکنید؛ باز آنجا یک وقت میبینید در فضای مجازی مثلاً چند هزار نوشته، نامه، متن منتشر میشود برای اینکه [شما را] وادار کنند؛ اینها گروههای فشارند؛ به اینها توجّه نکنید. کار را با فکر انجام بدهید، اندیشیده و سنجیده انجام بدهید، وقتی که تصمیم گرفتید، فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَى الله؛(۱۱) به خدا توکّل کنید، گامهایتان را محکم بردارید. پیگیری را ــ که تأکید بنده همیشه بر پیگیری است ــ مجدّداً عرض میکنم؛ کارها را نیمهکاره رها نکنید. گاهی انسان یک کاری را با انگیزهی فراوان شروع میکند، منتها یک چند قدمی که جلو رفت، انگیزهاش کم میشود؛ این درست نیست. انگیزه را حفظ کنید تا کار به آن نهایت برسد و انشاءالله تمام بشود.
امیدواریم انشاءالله خدای متعال از شما راضی باشد و بهتان توفیق بدهد و مدّت باقیماندهِی مسئولیّتتان هم با موفّقیّتهای مضاعفی انشاءالله همراه باشد که مورد قبول پروردگار و رضای حضرت ولیّعصر (ارواحنا فداه) باشد، روح مطهّر امام از شما راضی باشد و انشاءالله ارواح مطهّرهی شهدا از شما راضی و خشنود باشد.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
توصیهای کلیدی از امام رضا (ع) برای آخرت
امام رضا علیه السلام:
مَـنْ فَـرَّجَ عـَنْ مُـؤمِنٍ فَرَّجَ اللّه ُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ
کسی که گِره از کار مؤمنی بگشاید و شادش کند، خداوند هم در روز قیامت، کارِ بسته او را می گشاید.
اصول کافی، ج ۲، ص ۲۰۰
تاملی بر حملات توپخانهای جمهوری آذربایجان به قره باغ کوهستانی
خبرگزاری دولتی آذرتاج به نقل از وزارت دفاع جمهوری آذربایجان گزارش داد، در واکنش به عملیات مین گذاری ارمنستان در خطوط تماس، امروز سه شنبه 19 سپتامبر مواضع نیروهای ارمنی را در این منطقه هدف قرار داده است.
در گزارش وزارت دفاع جمهوری آذربایجان، اقدام مین گذاری ارمنستان، نقض توافق سه جانبه مسکو از سوی دولت ایروان خوانده شده و آمده است: عملیات مین گذاری در جاده فضولی توسط ارامنه صورت گرفت که دو غیرنظامی آذری کشته شدند.
باکو با متهم کردن نیروهای ارمنی به وحشت آفرینی و کاشت مین اعلام کرد: عملیات ضدتروریستی محلی برای سرکوب اقدامات تحریک آمیز و خلع سلاح و خروج نیروهای مسلح ارمنستان از اراضی جمهوری آذربایجان آغاز شده و هدف از عملیات نظامی، نابودی تاسیسات نظامی ارمنستان در قره باغ است.
در گزارش وزارت دفاع جمهوری آذربایجان آمده است، فرماندهی نیروهای صلحبان روسیه در جریان اقدامات جاری قرار گرفته است.
در واکنش به اتهام های دولت الهام علی اف، وزارت دفاع ارمنستان در بیانیهای اعلام کرد: هیچ واحد نظامی در منطقه قرهباغ نداریم و اظهارات جمهوری آذربایجان در این زمینه گمراه کننده است. وزارت امور خارجه ارمنستان هم از شورای امنیت سازمان ملل و صلحبانان روس خواست مانع از اقدامات نظامی جمهوری آذربایجان در قرهباغ شوند.
به رغم مداخلات کشورهای منطقه و جهان و همچنین نهادهای بین المللی، حل و فصل مناقشه آذری- ارمنی در شرایط فعلی بی نتیجه است. ضمن اینکه تشدید عملیات نظامی باکو در منطقه مورد مناقشه، پس از اعلام به رسمیت شناختن اراضی جمهوری آذربایجان و تعلق قره باغ کوهستانی به این کشور از سوی «نیکول پاشینیان» نخست وزیر ارمنستان صورت گرفته است.
مقام های دولت الهام علی اف می گویند، حق دارند در اراضی خود هر گونه نیروی نظامی مستقر کرده و مانور نظامی انجام دهند. اما مقام های دولت ایروان تاکید می کنند که دولت الهام علی اف باید درباره ارامنه مقیم قره باغ تضمین های لازم را به ارمنستان ارائه دهد.
بدیهی است که در این شرایط پایان دادن به مناقشه اراضی جمهوری آذربایجان و ارمنستان بعید به نظر می رسد. در این زمینه، علی الخصوص رزمایش مشترک جاری ارمنستان با آمریکا مشکلات دولت ایروان را دو چندان کرده است. «میکائیل زولیان» تحلیلگر سیاسی ارمنستان می گوید:«فکر میکنم که ممکن است که نخست وزیر ارمنستان پیامهایی از غرب دریافت کرده باشد. این پیامها او را نیز بر آن داشت که در روابط خود با روسها جسورتر عمل کند».
«نیکولای سیلایف» تحلیلگر سیاست خارجی در موسسه دولتی روابط بینالملل مسکو نیز با این ایده معتقد است:«تصور پاشینیان این است که برای بهبود روابط با غرب باید کاری کند که روسیه را عصبانی کند. از نظر روسیه، این یک انتقال به غرب به نظر میرسد.»
روسیه به شدت نگران تحرکات اخیر دولت ایروان و برگزاری رزمایش مشترک با آمریکا است. در این شرایط، وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد، مسکو در حال برقراری تماس با جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مورد وضعیت قرهباغ است.
وزارت امور خارجه روسیه در ادامه تصریح کرد: توافقات مربوط به قره باغ باید برای حل و فصل مناقشات میان ارمنستان و آذربایجان به جای تشدید اوضاع اجرا شوند. مسکو از جمهوری آذربایجان و ارمنستان می خواهد که اقدامات نظامی علیه یکدیگر را متوقف کنند و به حل و فصل دیپلماتیک باز گردند.
«ماریا زاخارووا» سخنگوی وزارت امورخارجه روسیه نیز اعلام کرد:«روسیه به همکاری با ارمنستان متعهد است. مسکو از افزایش تنش در قره باغ نگران است و هر دو طرف را به توقف خونریزی دعوت می کند.»
در یک جمعبندی کلی، باید گفت: ارمنستان و جمهوری آذربایجان هر دو کشور همسایه و متخاصم به کمک نیروهای نظامی بیگانه چشم دو خته اند. دولت ارمنستان کمی علنی تر با روسیه مخالفت کرده و جمهوری آذربایجان در پشت پرده، با دیپلمات های وابسته به استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل و جران خطرناک ترک گرایی رابطه برقرار، و به حمایت های بیگانگان دل خوش کرده است. در حالی که هر دو کشور صرفا با حمایت های داخلی می توانند از توانمندی های نظامی سخن به میان آورند و وابستگی به بیگانگان نمی تواند از مشکلات طرفین مناقشه بکاهد.
رهبران جهان و سازمان ملل احترام به جایگاه اصیل خانواده را در صدر دستور کار خود قرار دهند
دکتر سید ابراهیم رئیسی بعد از ظهر سهشنبه به وقت محلی، در دومین روز سفر خود به نیویورک، در هفتاد و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قدرت جمهوری اسلامی ایران را قدرتی امنیتساز دانست که با حذف گزینههای جنگ، اشغالگری و تجزیهی کشورها از روی میز قدرتهای سلطهگر، افقهای جدیدی را برای منطقه گشوده است و اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران باور دارد که اولویت منطقه، وحدت اسلامی و توسعه جمعی است؛ بدون تردید، پایدارسازی امنیت منوط به توسعه جمعی بوده و این تنها راه سعادت غرب آسیا است.
متن کامل سخنرانی رئیس جمهور به شرح زیر است؛
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
فَبَشِّر عِبادِ الذینَ یَستَمِعونَ القول فَیتبعونَ أحسَنَهُ
(قرآن کریم – سوره زمر – آیه 17 و 18)
آقای رئیس؛
انتخاب جنابعالی را به ریاست هفتاد و هشتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد تبریک میگویم.
از سال قبل که من از این تریبون با شما سخن گفتم، جهان دستخوش تحولات مهم تلخ و شیرینی بوده است.
قریب به هشت دهه پس از تأسیس سازمان ملل، اجلاس جدید مجمع عمومی در حالی آغاز میشود که جهان، تحولات بیسابقه و تاریخسازی را تجربه میکند.
در این میان آنچه تضمین کننده آیندهای روشن برای جامعه بشری است، توجه به ارزشهای والایی است که انسان را به سمت کمال و کرامت سوق میدهد؛ و چه چیزی بهتر از کلام پروردگار، میتواند انسانیت و ارزشهای تعالیبخش انسانی را تعریف کند.
حضار گرامی؛ خانمها و آقایان؛
قرآن کلام خداوند و کتابی است که انسان را به عقلانیت، معنویت، عدالت، اخلاق و حقباوری دعوت میکند. سه رکن اساسی در قرآن، توحید، عدالت و کرامت انسانی است که تامین کننده سعادت بشر است. مگر قرآن چه فرموده است که کینههای مستکبرین و ارباب قدرت و ثروت را برانگیخته است؟
قرآن میفرماید ای بشر؛ ستم و تفرقه را نپذیر. با این رهنمود میتوان جهانی از کرامت و عظمت ساخت. قرآن از وحدت بشر میگوید و اینکه همه ساکنان زمین، همچون خواهر و برادرند و از یک پدر و مادر؛ قرآن انسان را نماینده خداوند، و زن و مرد را با وجود تفاوتهای طبیعی، مکمل یکدیگر و مساوی در محضر خداوند میداند؛ قرآن از حریم خانواده دفاع میکند و کودک را امانت خدا میداند؛
وفای به عهد و پیمان، راستگویی و امانتداری، صداقت در مراودات و معاملات، خدمت به محرومان و مبارزه با فقر و فحشا و بیعدالتی... آری اینهاست محتوای قرآن شریف؛
آیا این نخستین بار است که کلمات خداوند را میسوزانند و گمان میکنند، صدای ملکوت را برای همیشه قطع میکنند؟ آیا نمرود و فرعون و قارون بر ابراهیم و موسی و عیسی پیروز شدند؟
قرآن، توهین به عقاید و باورها را منع کرده، و احترام به ابراهیم و موسی و عیسی را احترام به محمد(ص) میداند.
وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (قرآن کریم سوره آل عمران- آیه 84)
این مفاهیم وحدت بخش و تعالیم متعالی، الهامبخش، انسانساز، جامعهساز و تمدنساز انبیا برای جوامع بشری، ابدیاند و هرگز نمیسوزند. آتش توهین و تحریف، هرگز حریف «حقیقت» نخواهد شد.
آقای رئیس؛
اسلامستیزی و آپارتاید فرهنگی، در صورتهای مختلف خود ازجمله سوزاندن کتاب مقدس قرآن تا منع حجاب در مدارس و دهها تبعیض شرمآور دیگر، شایسته پیشرفت های انسان معاصر نیست.
پشت پردهی این نفرتپراکنیها، طراحی بزرگتری وجود دارد و تقلیل آن به مقولهی آزادیِ بیان، گمراهکننده است. غرب که اینک با بحران هویتی و کارکردی مواجه شده است، جهان را جنگل و خود را باغی زیبا میبیند. برخی جریانهای شوم ولی قدرتمند، راهحل را در بحرانسازی و دشمنتراشی میبینند. این آپارتاید فرهنگی، جامعه مسلمانان و بخصوص مهاجران را هدف گرفته است؛ مهاجرانی که خود قربانیان سیاستهای استعمار هستند.
ما نیز همچون همه مؤمنان و آزادیخواهان بر این باوریم که احترام به ادیان الهی باید جزو دستورکارهای بین المللی قرار گیرد و سازمان ملل نیز با طراحی سازوکاری، احترام به ادیان الهی را تضمین نماید.
در کنار جنگ علیه اسلام، شاهد جنگ علیه خانواده نیز هستیم. خانواده اصیل ترین، دیرپاترین، بنیادی ترین و فطری ترین نهاد بشری است که امروز در معرض تهدید قرار گرفته است.
امروز جنایت علیه بشریت، فقط اشغال سرزمین ها و کشتار بی گناهان و استعمار ملت ها نیست بلکه هجوم به پناهگاه فطری و طبیعی بشر یعنی خانواده نیز جنایت علیه بشریت است. حفاظت از حریم خانواده و ازدواج، که از وصلت یک زن و یک مرد شکل میگیرد، یک واقعیت جهانی است که باید به دستور کار مشترک جهانی تبدیل شود. آموزش، توسعه و تعالی انسانی جز در چارچوب ارزشهای خانوادگی به کمال نمیرسد. روایتهای ساختگی از زوجیت و جنسیت، در حقیقت تلاش برای حذف مفاهیم متعالی نظیر مادر، پدر و خانواده طبیعی است؛ اقداماتی که میتوان آن را مصادیق جنایت علیه بشریت و موجب انقطاع نسل بشر دانست. مقابله با چنین رویکردهایی وظیفه انسانی ماست. ما امروز نیازمند جنبش جهانی تعهد به خانواده هستیم تا همه اعضای خانواده زندگی گرم در کنار یکدیگر را تجربه کنند.
ما از همه رهبران جهان و رهبران ادیان الهی میخواهیم به وظیفه تاریخی خود در حمایت از جایگاه اصیل مفهوم خانواده و مقابله با روایتهای ساختگی عمل نمایند. ما از سازمان ملل انتظار داریم که احترام به جایگاه والا و اصیل خانواده را در صدر دستورکار خود قرار دهد.
خانمها و آقایان؛
ما در یک دوره سرنوشتساز تاریخی قرار گرفتهایم. جهان در حال تغییر و گذار به نظم بینالمللی نوظهور است و این مسیر غیرقابل بازگشت است.
معادله سلطه غربی برای جهان، دیگر جواب نمیدهد.
نظم کهنه لیبرال که در خدمت منافع سلطهگران و سرمایهداران سیریناپذیر بود کنار زده شده؛ و در یک کلام، پروژه آمریکایی کردن جهان شکست خورده است.
ملت ایران افتخار دارد که به مدد انقلاب شکوهمند اسلامی خود، بیشترین روشنگری را در برانداختن نقاب از چهره سلطهگران شرق و غرب انجام داده و با همراهی دیگر ملتهای غرب آسیا، نقش تعیینکنندهای در ناکامی نظام سلطه داشته است.
اینک که مقاومت و بیداری ملتهای جهان از همیشه بیشتر شده و قدرتهای نوظهور سر بر آوردهاند، امید است که نظمی جدید و عادلانه بر جهان حاکم شود.
آنچه برای نظم بینالمللی جدید کلیدی است کنار گذاشتن سلطه ی جهانی و جایگزینی آن با نظمها و همکاریهای منطقهای است.
جمهوری اسلامی ایران از حداکثر همگرایی اقتصادی و سیاسی درون و میانمنطقهای حمایت میکند و علاقمند است تا براساس عدالت، با همه جهان، تعامل داشته باشد.
با این حال، اینک که کشورهای مستقل جهان در مسیر همکاری و همگرایی بیشتر قدم برمیدارند، شاهد تلاش برخی قدرتها برای شعلهور کردن آتش درگیری در مناطق مختلف هستیم. آنها با داشتن ذهنیت جنگ سرد، به دنبال بلوکبندی مجدد جهان هستند. این حرکت، ارتجاعی و به ضرر امنیت و رفاه ملتهاست.
جمهوری اسلامی ایران قاطعانه بر این باور است که نباید اجازه داد شرق و غرب جدیدی شکل بگیرد.
ناامن کردن کریدورهای تجاری، تنزل درجه کشورها از متحد به وابسته، ممانعت از رشد اقتصادی کشورهای مستقل، و ایجاد جنگهای نیابتی در آسیا و اروپا بخشی از همین زنجیره شوم است.
طنز ماجرا آن است که این اقدامات را به اسم دفاع از دموکراسی مطرح میکنند؛ اما همه جهان از جمله ملتهای ما، در غرب آسیا معنای واقعی دموکراسی غربی را لمس کردهاند و می دانند که صرفاً اسم رمزی است برای کودتا، اشغالگری و جنگ.
تکلیف دنیا با پروژه و مکتب لیبرال دموکراسی مشخص است چرا که میدانند چیزی نیست جز یک دستکش مخملی که زیر آن دستی چدنی قرار دارد. اینک مکتبی که میخواست الگوی جهان باشد به درس عبرت تبدیل و به پایان راه خود نزدیک شده است.
خانمها و آقایان؛
درست در زمانی که برخی قدرتها، جهان را به سوی جنگهای بیشتر پیش میبرند، جمهوری اسلامی ایران سیاست «همسایگی و همگرایی» را مطرح کرده است.
سیاست همسایگی، سیاستی خیرخواهانه برای منطقه است و بر این اساس، همکاریهای گسترده اقتصادی و تقویت پیوندهای زیرساختی در صدر دستور کار منطقهای قرار میگیرد. جمهوری اسلامی هر دستی را که برای دوستی دراز شود، به گرمی میفشارد. همسایه مستقل و قدرتمند برای منطقه فرصت است.
اینک که منطقه ما از دو دهه تنش و بحران تحمیلی عبور کرده و مقاومت ملتهای آزاده در ایران و عراق و یمن و لبنان و سوریه و فلسطین و افغانستان، به ثمر نشسته است، چشمانداز فراروی منطقه را صرفاً میتوان با تعمیق اعتماد سیاسی متقابل، همکاریهای اقتصادی گسترده و امنیت درونزا تضمین کرد.
بر این اساس، ایران، فصل نوینی از روابط سودمند با کشورهای همسایه، همسو و هماندیش را رقم زده است؛ با عضویت در ساز و کارهای منطقهای و بینالمللی، ظرفیتهای خود را برای شکلدهی به نظمی عادلانه به اشتراک گذاشته است؛ و با اولویت دادن به تکمیل راهگذرهای تجاری از جمله راه گذر شمال – جنوب که پیونددهنده جهان شمال با جهان جنوب است، منافع پایدار اقتصادی را برای همه ملتهای منطقه تضمین میکند.
همچنین جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد به منظور کاهش و مدیریت آثار مخرب تغییر اقلیم، ظرفیتهای بینظیر طبیعی و فنی خود را در حوزه تولید و انتقال انرژیهای پاک با دیگر کشورها به اشتراک گذارد.
در سطح امنیتی، سیاست همسایگی به دنبال تضمین امنیت پایدار از طریق همکاریهای درون منطقهای و ممانعت از مداخله خارجی است. از قفقاز تا خلیج فارس، هرگونه حضور بیگانه، نه تنها بخشی از راهحل نیست بلکه خود مشکل است. ما امنیت همسایگان را امنیت خود؛ و هرگونه ناامنی برای آنها را ناامنی برای خود میدانیم.
ما با جدیت و حسن نیت، ابتکاراتی را در منطقه رقم زدیم. با این حال، پیوند سیاست و امنیت، نیازمند تحکیم است و تنها زمانی پایدار میشود که با همکاریهای اقتصادی معنادار، ترکیب شود.
منطقه غرب آسیا بخاطر تجربه طولانی استعمار و تجاوزات نظامی مکرر، فرصتهای زیادی را برای توسعه و پیشرفت از دست داده است. اینک که با هدایت رهبر معظم انقلاب اسلامی امام خامنه ای، دکترین مقاومت، امواج اشغالگری و تروریسم را با موفقیت به عقب رانده، فرصت و عصر جدیدی برای منطقه رقم خورده است.
قدرت جمهوری اسلامی قدرتی امنیتساز است و با حذف گزینههای جنگ، اشغالگری و تجزیهی کشورها از روی میز قدرتهای سلطهگر، افقهای جدیدی را برای منطقه گشوده است. جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که اولویت منطقه، وحدت اسلامی و توسعه جمعی است. بدون تردید، پایدارسازی امنیت منوط به توسعه جمعی است و این تنها راه سعادت غرب آسیا است.
سرزمین ایران فرصتهای بینظیری برای سرمایهگذاری دارد و اولویت دادن جمهوری اسلامی به همکاریهای اقتصادی، فرصتی برای کشورهای منطقه و جهان محسوب میشود.
جناب آقای رئیس؛
سال گذشته، سال پیروزی ملت ایران بود. برخی از کشورهای غربی و سرویس های اطلاعاتی آنها در سال گذشته دچار اشتباه محاسباتی شدند و یکبار دیگر قدرت ملت ایران را دست کم گرفتند.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، دشمنان ملت ایران با "بحرانسازیهای پیاپی"، انواع جنگ و تحریم و فشار حداکثری را بر مردم ما تحمیل کردند. چهل و پنج سال است که این سیاستها شکست خورده و ملت ایران به "پیروزیهای پیاپی" دست یافته است. اکنون آنها با جمهوری اسلامیای مواجه هستند که به پشتوانه پیوند عمیق با ملت خود، هم مقاومت کرده و هم پیشرفت.
در سال گذشته نیز ملت ایران آماج بزرگترین حمله رسانهای و جنگ روانی تاریخ قرار گرفت. آیا آمریکا که خود، بزرگترین زندان مادران در جهان است می تواند صادقانه نگران حقوق زنان باشد؟ در این مدت، تصویری که از ایران به جهان مخابره میشد، محصول سرکوب اطلاعات معتبر و اشاعه اطلاعات نامعتبر بود.
با وجود تولید و انتشار دهها هزار خبر و گزارش دروغ درباره ایران، واقعیتهای مهمی از ایران در سراسر جهان سانسور می شود:
- آیا شما تاکنون چیزی درباره بمباران شیمیایی مردم ایران شنیدهاید؟ آن سلاح های شیمیایی را برخی از اروپایی ها به صدام داده بودند.
آیا تصویر مصدومان شیمیایی را که هنوز زنده اند ولی حدود 35 سال است که در بیمارستان بستری هستند و درد می کشند، دیده اید؟
آیا تصویر کودکان مبتلا به بیماری پروانه ای که بخاطر تحریم دارو توسط آمریکا و برخی کشورهای غربی، درد می کشند، از قاب رسانه های اصلی به دنیا مخابره شده است؟
آیا تصاویر جلوه های صبر و مقاومت و ایثار و شهادت در مردم مقاوم ایران اسلامی دیده اید؟
آیا از حرکت بیبدیل و 22 میلیونی مردم کشورهای مختلف در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی در عراق چیزی شنیده اید؟
آیا جلوه های صبر و مقاومت و ایثار و شهادت انقلاب اسلامی ملت ایران را دیده اید؟
امنیت امروز اقلیم کردستان مدیون مجاهدت های سردار شهید قاسم سلیمانی، فرمانده مبارزه با تروریسم است وگرنه در آتش داعش می سوخت. اما آیا چیزی از این رشادتها در رسانهها و هالیوود به شما نشان داده یا خواهند داد؟
تشییع جنازه 25 میلیونی فرمانده مبارزه با تروریسم سردار حاج قاسم سلیمانی سانسور شد. اندوه و خشم و حس انتقام 85 میلیونی ملت ایران و امت اسلامی سانسور شد.
ترور شهید قاسم سلیمانی جایزه به داعشی بود که به گفته مقامات سابق آمریکا ساخته دست خودشان بود. به همین خاطر، بجای آنکه از آن فرمانده شجاع، تقدیر کنند او را ترور کردند.
اما جمهوری اسلامی ایران با استفاده از همه ابزارها و ظرفیتها برای اجرای عدالت و محاکمه عاملین و مباشرین این تروریسم دولتی تا حصول نتیجه قطعی از پای نخواهد نشست.
خون مظلوم پایمال نخواهد شد و دامان ظالم را خواهد گرفت.
رؤسای محترم دولتها و هیأت ها
اشغالگری، تروریسم و افراطگرایی از جمله مهمترین تهدیدهای جدی در غرب آسیا هستند که بر هم زننده هر نظم مبتنی بر منافع ملتهای منطقه است.
ریشهکنی تروریسم در گرو مبارزه فراگیر و هدفمند با ریشهها و جلوههای آن و مجازات بدون تبعیض تروریستها در سراسر جهان است.
استفاده برخی دولتهای غربی از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی، مبارزه کشورهای منطقه علیه تروریسم را خنثی می کند.
مدیریت و بهرهبرداری برخی از سرویسهای امنیتی غربی از بستر گروههای افراطی و به ویژه جابجایی هدفمند نیروهای جنگجوی خارجی در حوزه های مختلف جغرافیایی نیز به این نگرانیها دامن میزند.
برخی از کشورهای اروپایی باید پاسخ دهند که چرا در عین ادعای مبارزه با تروریسم، به پناهگاه امن گروه تروریستیای تبدیل شده که تاکنون بیش از 17 هزار نفر از شهروندان ایرانی را در کوچه و خیابان ترور کرده است؟
تبعیض در مبارزه با تروریسم به معنای چراغ سبز به تروریستها است.
ایران که خود بزرگترین قربانی تروریسم است پیشقراول مبارزه با تروریسم در منطقه می باشد.
ملتهای منطقه، ایران را شریکی مطمئن برای امنیت خود و رژیم اشغالگر قدس را عامل اصلی ناامنی، بی ثباتی و ترویج خشونت در منطقه میدانند.
آیا وقت آن نرسیده که به 75 سال اشغال سرزمین فلسطین و ظلم به آن ملت مظلوم و کشتار زنان و کودکان پایان داده شود و حقوق ملت فلسطین به رسمیت شناخته شود؟
تداوم اشغال فلسطین و بخشهایی از خاک لبنان و سوریه توسط رژیم صهیونیستی و محروم ساختن ملت مظلوم فلسطین از حقوق مسلم و ذاتی خود، بویژه در تشکیل دولت فلسطینی به پایتختی بیتالمقدس منجر به تشدید جنایات این رژیم و گسترش دامنهی تجاوز و تهدید به سایر کشورهای منطقه شده است.
تنها حکومت مبتنی بر آپارتاید و تبعیض نژادی باقیمانده در جهان که بر مبنای جنگ، اشغال، تروریسم و نقض حقوق ملتها پایهگذاری شده و بر همین مبنا و روش ادامه حیات میدهد، نمیتواند شریک صلح باشد.
وضعیت امروز افغانستان نمودی دیگر از آثار مداخله غرب در منطقه است که به کشتار بیش از 170 هزار تن از زنان و مردان و کودکان انجامید. در افغانستان، ایران بر دولت فراگیر و ضرورت رعایت حقوق همه طوایف، قومیت ها و مذاهب این کشور تأکید دارد. در عین حال اقدام عاجل بین المللی برای رسیدگی به بحران فوری پناهجویان خارج شده از این کشور بخصوص در ایران ضروری است.
در قضیه جنگ اوکراین و روسیه نیز مایلم بار دیگر بر موضع جمهوری اسلامی ایران در ردّ جنگ به عنوان راه حلی برای هرگونه مخاصمه تاکید کنم. ما جنگ در اروپا را به نفع هیچ طرف اروپایی نمی دانیم. رد کردن هر طرح آتش بس در جنگ اوکراین از سوی آمریکایی ها نشان می دهد که آمریکا برای تضعیف اروپا برنامه بلندمدت دارد.
ما از هر ابتکاری برای پایان جنگ و آغاز روند سیاسی حمایت می کنیم و آمادگی خود را برای نقش آفرینی سازنده در این عرصه اعلام می کنیم.
آقای رئیس؛
خروج آمریکا از برجام، نقض اصل مسلّم وفای به عهد بود. دولت آمریکا همچنان با نقض صریح مفاد قطعنامه 2231 شورای امنیت، از عمل به تعهدات خود ذیل برجام اجتناب می کند.
با این رفتار، آمریکا عملاً و برخلاف تمام ادعاهایش، قانونگریزی و زورگویی را به جای همکاری تجویز کرده است. آمریکا باید با اعتمادسازی اثبات کند که دارای حسن نیت است و ارادهی واقعی برای عمل به تعهدات خود و نهایی کردن مسیر را دارد. اروپایی ها نیز که در پی سال ها عدم پایبندی به تعهدات خود از جمله در لغو تحریم ها، اکنون برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل را نقض می کنند، باید درک کنند که با سرعت گرفتن در مسیر پرهزینه تقابل، بازنده خواهند شد.
سلاح هسته ای هیچ جایگاهی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران ندارد. گزارش های رسمی مراجع ذیربط بین المللی و حتی جوامع اطلاعاتی غربی نیز بارها بر صحت این ادعا تاکید کرده اند. جمهوری اسلامی ایران همانند دو دهه گذشته به هیچ عنوان از حقوق مسلم ملت خود برای بهرهمندی صلحآمیز از فناوری هستهای کوتاه نخواهد آمد. تنها مجرم اتمی جهان، نه تنها به تعهدات خود ذیل ان.پی.تی مبنی بر خلع سلاح اتمی عمل نمی کند بلکه با اعمال تحریمهای یکجانبهی غیرقانونی، اصول مسلم حقوق بینالملل و منشور ملل متحد را نقض و حقوق ملت ها را پایمال می کند. اما این تحریمها بر عزم قاطع ملت ما در مسیر پیشرفت کشور، بیتأثیر بوده است. وقت آن رسیده که آمریکا به بحران تصمیم گیری خود پایان دهد و مسیر صحیح را انتخاب کند.
خانمها و آقایان؛
بشر در حال ورود به مدار جدیدی است. قدرتهای کهنه، در حال افولاند. آنها «گذشته» هستند و ما «آینده»ایم. تکرار میکنم که آنها «گذشته» هستند و ما «آینده»ایم.
نگاه ما به آینده امیدوارانه است. جهان در انتظار منجی است که ادیان الهی آن را وعده داده اند. این منجی وجود و حضور دارد. مؤمنانه باور داریم که بر مبنای مشیت و اراده الهی، همانطور که پیامبران الهی وعده داده اند، عدالت، جهانی خواهد شد و حکومت بندگان صالح پروردگار در سراسر زمین، حکمفرما و بشریت با رشد آگاهی و نابودی جهل، رستگار میشود. جهان در انتظار روزی است که حرمان به فرجام رسد.
از توجه شما سپاسگزارم.
زردچوبه در درمان سوءهاضمه موثر است
یافته محققان نشان میدهد شرکت کنندگان پس از مصرف مکملهای زردچوبه به مدت ۲۸ روز، کاهش قابل توجهی در شدت علائم سو هاضمه را تجربه کردند.
کورکومین، ماده موجود در زردچوبه، دارای خواص ضد التهابی است که باعث کاهش التهاب میشود.
زردچوبه را میتوان در چای و خورش، یا به صورت مکمل استفاده کرد.
تحقیقات جدید نشان داده است که کورکومین ممکن است به اندازه امپرازول- دارویی که برای مهار اسید معده اضافی استفاده میشود- در تسکین سوءهاضمه در افرادی که مبتلا به سوءهاضمه هستند مؤثر باشد.
محققان دانشکده پزشکی دانشگاه چولالانگ کورن در بانکوک تایلند، به طور تصادفی ۱۵۱ بیمار ۱۸-۷۰ ساله را به مدت ۲۸ روز به یکی از سه گروه درمانی تقسیم کردند.
گروه اول دو کپسول بزرگ ۲۵۰ میلی گرم کورکومین چهار بار در روز و یک کپسول دارونما کوچک دریافت کردند. گروه دوم روزانه یک کپسول ۲۰ میلی گرم امپرازول و دو کپسول بزرگ دارونما چهار بار در روز مصرف کردند. سرانجام، به گروه سوم زردچوبه به علاوه امپرازول داده شد.
در آغاز مطالعه، شرکت کنندگان در هر سه گروه خصوصیات بالینی و نمرات سو هاضمه مشابه داشتند.
در پایان مطالعه، کاهش قابل توجهی در شدت علائم در روز ۲۸ برای درد و سایر علائم برای افراد در گروههای ترکیبی، کورکومین به تنهایی و امپرازول به تنهایی مشاهده شد.
این پیشرفت حتی بعد از ۵۶ روز قویتر بود.
نتایج این مطالعه، زردچوبه را به عنوان یک درمان سوءهاضمه نشان میدهد، اما محققان معتقدند انتخاب بین زردچوبه و امپرازول در نهایت به شدت علائم، ترجیحات فردی و توصیههای یک متخصص مراقبتهای بهداشتی بستگی دارد.
در نهایت، محققان تاکید میکنند مردم نباید مصرف داروهای PPI مانند امپرازول را بدون مشورت با پزشک خود کنار بگذارند، به ویژه که ممکن است هنگام ترک این داروها، ریفلاکس اسید را تجربه کنند.
بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین (ارواحنا فداه).
خیلی خوش آمدید. امروز برای بنده هم روز بسیار خرسندکننده و دلنشین در دیدار شما عزیزان، شما مردان انقلاب و مردان پاسداری از حق و حقیقت است. از بیانات فرمانده محترم سپاه و نمایندهی محترم تشکّر میکنم؛ بیانات بسیار خوبی را بیان کردند.
یک قسمت از عرایض بنده یک اجمالی دربارهی سپاه است. مایلم مطالبی را دربارهی سپاه عرض بکنم که این مطالب شاید بارها گفته شده، لکن در عین حال، مردم ما، جوانهای ما و جوانهای خود سپاه احتیاج دارند این مطالب را بشنوند. ما باید شناسنامهی خودمان را فراموش نکنیم. یکی از اهداف شیاطین عالم، خودفراموشیِ ما است؛ نباید بگذاریم. یک مختصری ــ البتّه کوتاه ــ در زمینهی سپاه عرض میکنم، یک جمله هم دربارهی انقلاب که سپاه رسالت پاسداری از آن را متعلّق به خودش میداند. این انقلابی که شما سپاهِ پاسدارانِ آن هستید، چه خصوصیّاتی دارد؟ چند جملهای هم در این زمینه عرض میکنم.
دربارهی سپاه، چند نکته را یادداشت کردهام که عرض بکنم. نکتهی اوّل این است که تشکیل سپاه در ابتدای انقلاب، یک پدیدهی منحصربهفرد در بین انقلابهای بزرگ تاریخ بود. در انقلابهای بزرگی مثل انقلاب فرانسه یا انقلاب بُلشویکی شوروی، گروههایی پیدا شدند که در اوایل انقلاب به عنوان طرفداری از انقلاب سر بلند کردند، اقداماتی کردند، لکن سپاه مطلقاً قابل مقایسهی با آن گروهها و آن جمعیّتها نبود؛ آنها ویرانگر بودند، خودسر بودند، بیانضباط بودند، بدون پایبندی به مبانی و اصول بودند، سپاه نه؛ سپاه از اوّل تشکیل ــ اینها مهم است ــ زیر نظر مرکزیّت انقلاب تشکیل شد؛ فرماندهی و سازماندهیاش متمرکز بود؛ شورای مدیریّت و فرماندهی بود؛ از اوّل، یک فرماندهی متمرکزی وجود داشت. [فرماندهی سپاه] در مرکز بود؛ در همه جای کشور حضور داشت، امّا مرکزیّت به معنای واقعی کلمه فرماندهی میکرد.
از اوّلِ تشکیل سپاه، افراد سپاه و عناصر سپاه برخوردار بودند از ارزشهای دین و انقلاب، مثل ایثار، مثل فداکاری، مثل حضور جهادی دائمی و شبانهروزی، مثل اطاعت و تسلیم در مقابل امام بزرگوار؛ مطلقاً غیر از این دیده نشد. ما از اوّل ناظر و حاضر بودیم، مسائل سپاه را میدیدیم؛ یعنی یک پدیدهای بود منحصربهفرد. افراد دارای طهارت بودند، دارای تقوا بودند. بنده نمیخواهم مبالغه کنم، بالاخره نقص و ضعف در همهی افراد هست؛ نقصهایی وجود داشت، ضعفهایی وجود داشت، امّا بر حسب قرائن، در تاریخ کشور ما تا آن روز، شاید هیچ مجموعهی نظامی با این اندازه سلامت دیده نشده بود؛ سلامت انسانی و سلامت خدایی. در طول تاریخ کشور، تا آنجایی که بنده اطّلاع دارم، نمیشناسیم هیچ مجموعهی نظامی را که تا این حد از سلامت معنوی و اخلاقی و سیاسی برخوردار باشند؛ این یک نکته است. تشکیل سپاه یک پدیدهی اینچنینی بود.
نکتهی بعدی، مسئلهی رشد و زایش درونی سپاه است؛ این هم یک پدیدهی بینظیر است. سپاه در آغاز تشکیل خودش از یک مجموعهی چندصدنفری تشکیل شد امّا در یک مدّتی، کمتر از دو سال، تبدیل شد به یک سازمان نظامی گسترده، با تشکیلات منظّم، با سازماندهی یگانهای تیپی که این خیلی چیز مهمّی بود؛ توانست مجموعههای نظامی را سازماندهی تیپی بکند؛ یعنی از مجموعههای کوچک بیاسم تا گروهانها، تا گردانها فراتر برود و تیپها را درست کند؛ در کمتر از دو سال این اتّفاق افتاد. همین موجب شد که بعد از مدّت کوتاهی بتواند در همراهی و همکاری با ارتش چند عملیّات بزرگ و تعیینکننده را به سامان برساند؛ عملیّات ثامنالائمّه، طریقالقدس، فتحالمبین، و بیتالمقدّس. یعنی آن روزی که مثلاً یک عملیّات عظیمی مثل فتحالمبین با شرکت تعیینکننده و سرنوشتساز سپاه به وجود آمد، یعنی فروردین سال ۶۱، از تشکیل سپاه تا آن روز دو سال و خردهای میگذشت؛ یعنی یکچنین رشد، یکچنین زایش با آن فرماندهیها، با آن حرکتهای اعجابانگیز [وجود داشت] که من عقیدهام این است هنوز هم با اینهمه نوشتههایی که ما در این زمینه داریم، جزئیّات مسائل و عظمت کار درست روشن نیست، درست تبیین نشده. سپاه توانست با فداکاری ــ اینجا، هم آمادگیهای ذهنی و فکری و روحی بود، هم فداکاریهای عملی ــ قدرت عظیم دفاع نظامی انقلاب را به دشمن نشان بدهد، که این تعیینکننده بود:
نهد جان در یکی تیر و رهانَد
ز ننگ تیرهروزی کشوری را(۲)
یک چنین حالتی به وجود آمد. این حرکت، این زایش و استحکام بینظیر است؛ این یک پدیدهی بینظیری است؛ ما [مثل این را] نداریم. و این پدیدهی بینظیرِ استثنائی ادامه پیدا کرد، متوقّف نشد؛ یعنی اینجور نبود که یک حرکتی را شروع کنند، یک رشدی بکنند بعد متوقّف بشوند؛ نه، این تا امروز ادامه پیدا کرده، به طوری که ما با گذشت حدود چهار دهه، یک کانون عظیم و کاملاً مجهّز دفاعی و نظامی و بزرگترین سازمان ضدّ تروریستی دنیا را داریم. امروز سپاه بزرگترین سازمان ضدّ تروریستی در همهی دنیا است؛ یک سازمان مجهّز نظامی است؛ یک سازمان کارآمد و مستقلّی است که کارهایی میتواند انجام دهد که خیلی از ارتشهای بزرگ دنیا نمیتوانند انجام بدهند. این هم در مورد رشد و زایش [سپاه].
یک نکتهی دیگر مربوط به عملکرد سپاه است؛ این هم یک پدیدهی جذّاب و چندوجهی است. اوّلاً یکی از مهمترین کارهایی که سپاه از روز اوّل تا امروز انجام داده، مواجهه با بحرانهای دستساز دشمن است؛ این خیلی مهم است. من یک سابقهی تاریخی را مطرح کنم؛ مدّت کوتاهی، تقریباً یک ماه قبل از پیروزی انقلاب، یعنی به طور دقیق در نیمههای دیماه سال ۵۷، سران چهار کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه، و آلمان جمع شدند در یک کنفرانسی ــ به تعبیر خودشان یک گردهماییای ــ در یک جزیرهی فرانسوی به نام گوادلوپ که بعدها به کنفرانس گوادلوپ معروف شد. موضوع بحث در این کنفرانس، انقلاب بود، انقلاب ایران بود، انقلاب اسلامی بود. نشستند بحث کنند که «چه کار کنیم؟ چه چاره کنیم در مقابل این انقلاب؟»؛ میدیدند که [انقلاب] دارد پیروز میشود دیگر. به این نتیجه رسیدند که نجات رژیم دستنشاندهی پهلوی ناممکن است؛ این نتیجهی اوّل؛ گفتند این کار شدنی نیست؛ نمیشود. نتیجهی دوّم این بود که به خودشان مژده دادند، گفتند بله، این انقلاب پیروز خواهد شد، لکن بحرانهایی برای این انقلاب پیش میآید ــ این را اسناد منتشرشدهی این کنفرانس میگوید ــ که هیچ دولتی که بعد از انقلاب سر کار بیاید، قادر به مواجههی با آن بحرانها نیست؛ به این نتیجه رسیدند. یعنی آن مقداری که از این کنفرانس گفته شده، این است. گفتند هر دولتی که بعد از انقلاب سر کار بیاید با این بحرانها از پای در خواهد آمد و نمیتوانند ادامه بدهند. بعدها اسناد لانهی جاسوسی درآمد؛ در اسناد لانهی جاسوسی این معنا تصریح شده بود که غربیها برای اینکه این انقلاب پا نگیرد و قابل تداوم نباشد، یک سیاست راهبردی را طرّاحی کردند؛ آن سیاست راهبردی عبارت بود از بحرانهای پیاپی، حوادث پیدرپی. ببینید! ما اوایل انقلاب در غرب کشور مسئله داشتیم، در شمال غربی مسئله داشتیم، در شمال شرقی تقریباً مسئله داشتیم، در جنوب مسئله داشتیم، در جنوب شرقی مسئله داشتیم؛ یعنی اطراف کشور دائماً بحران بود. این خبر، تفسیر این حوادث را برای ما روشن میکند که این حوادث چه بود؛ این حوادث خودجوش نبود؛ اینها همان بحرانهای پیدرپی است. بعد از مدّتی هم که جنگ و حملهی صدّام شروع شد. چه کسی توانست این بحرانها، این حوادث و اغتشاشها را سرکوب کند و کشور را از دست اینها نجات بدهد؟ چه کسی توانست مردم کردستان را، مردم بلوچستان را، مردم مناطق گوناگون کشور را از شرّ این اغتشاشها نجات بدهد؟ چه کسی توانست در تهران آحاد مردم را از هجمهی تروریستی گسترده نجات بدهد؟ سپاه؛ سپاه بود. آن سازمانی که این سیاست بحرانهای پیدرپی را که نشسته بودند طرّاحی کرده بودند برای زمینگیر کردن انقلاب، شکست داد، سپاه بود؛ این آتش را آنها بودند که خاموش کردند. هدف دشمن این بود که با این بحرانها رمق انقلاب را بگیرند، بعد که انقلاب ضعیف شد، یک کودتایی مثل کودتای بیستوهشتم مرداد درست کنند و قضیّه را تمام کنند. سپاه جلوی بیستوهشتم مردادها را گرفت؛ سپاه نگذاشت حرکت صحیحی را که کشور آغاز کرده بود، با سیاست دشمن خنثی بشود. اینکه شما میبینید غربیها اینقدر با سپاه بدند، نام سپاه همیشه با بغض و کینه از طرف آنها ادا میشود، علّتش این است. خب، این هم یک بخشی از عملکرد سپاه بود.
عملکرد سپاه در دفاع مقدّس یک فصل جداگانه و بسیار مهم و مبسوطی است که خب دربارهی آن چیزهایی نوشته شده و کتابها و گزارشهای بسیار خوبی تهیّه شده که وارد آن نمیشویم؛ [چون] خودش یک فصل مجزّا و طولانی است.
یک بخش دیگر از عملکرد سپاه مسئلهی تواناییهای روزافزون است. سپاه در درون خودش متوقّف نماند، تواناییهای خودش را روزبهروز افزایش داد؛ هم با همّت درونی خود سپاه، هم با همکاری فراسازمانیای که انجام گرفت. این افزایش توانمندیها را فقط به چشم اینکه ما سلاح ذخیره میکنیم و سلاح زیاد میکنیم و نوآوری میکنیم نباید دید؛ معنایش بازدارندگی کشور است، معنایش حفظ امنیّت کشور است. دشمن وقتی احساس کند شما ضعیفید، تشویق میشود به حمله؛ وقتی احساس کند شما نیرومند هستید، اگر قصد حمله هم داشته باشد، مجبور میشود تجدید نظر کند. لذا میفرماید: تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَهِ وَ عَدُوَّکُم؛(۳) این اِعداد و استعدادی که در قرآن بر آن تأکید شده «تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَه» است، ایجاد امنیّت برای کشور است. لذا شما میبینید یک مدّتی مکرّراً میگفتند که «گزینهی نظامی روی میز است»، [حالا] مدّتی است که این حرف دیگر تکرار نمیشود، سبک شده، بیارزش شده، میفهمند که این حرف بیمعنا است. این به خاطر تواناییهای شما است؛ تواناییها را در درون وقتی افزایش میدهید، نتیجهاش اینجا ظاهر میشود.
یک بخش دیگر در مورد عملکرد [سپاه] مسئلهی سازندگیهای سپاه در حوزههای گوناگون است؛ این فصل درخشانی است، بحث بسیار مهمّی است، از این نمیشود آسان گذشت. در امور زیربنائی، سپاه حرف اوّل را دارد میزند؛ کمتر دستگاهی را ما داریم که در مسائل زیربنائی کشور ــ راهها، بزرگراهها، سدها، پالایشگاهها و امثال اینها ــ توانسته باشد به قدر سپاه، این مقدار کار را با هزینههای کمتر از معمول و با سرعت بیشتر از معمول انجام بدهد. این یک فصل افتخارآفرین بسیار مهمّی است.
یک فصل دیگر مسئلهی خدمات عمومی سپاه است. سپاه، در بخشهای مختلف، در کنار مردم قرار گرفت. در بخش سلامت ــ که بسیار مهم است ــ سپاه توانست کارهای بزرگ انجام بدهد. در حوادث طبیعی و بلیّاتی مثل زلزله و سیل و کرونا و امثال اینها کمکهای اساسی کرد. رفع محرومیّت؛ یکی از بخشهایی که همچنان ناشناخته است، همچنان گزارش درستوحسابیای از آن به مردم داده نشده، حرکات سپاه و اقدامهای سپاه در رفع محرومیّت اقشار ضعیف مردم است؛ [در این بخش] کارهای بزرگی انجام گرفته، کارهایی گستردهای انجام گرفته.
یک فصل مهمّ دیگر در زمینهی عملکرد که این هم باید مورد توجّه قرار بگیرد، اثرگذاری سپاه در فضای عمومی کشور است. طبیعی است یک مجموعهای مثل سپاه با این خصوصیّاتی که گفته شد، برای نسل جوان میتواند جذّاب باشد و واقعاً جذّاب است. نیروی جوان نگاه میکند میبیند در این مجموعه، علم و عمل در هم تنیده است؛ قدرت سخت و قدرت نرم در هم تنیده است. قدرت سخت موشک و پهپاد و امثال اینها است، قدرت نرم حضور در بین مردم، حرف زدن با مردم، کمک به مردم؛ اینها هر دو [هست]. نگاه به آرمانها در کنار توجّه به واقعیّتها و پرداختن به واقعیّتها در سپاه وجود دارد. ارتباط با مردم، حضور بسیجی در کنار مردم؛ اینها را وقتی نیروی جوان در یک مجموعه نگاه میکند، مجذوب میشود؛ اینها جذّاب است برای نیروهای جوان. اگر این شرح حال شهدای دفاع از حرم و مانند اینها را شما نگاه کنید ــ شهدای دفاع از حرم، شهدای امنیّت که در طول این سالها به شهادت رسیدهاند ــ شرح حال اینها را که انسان میخواند، میبیند جاذبهی حضور سپاه و سابقهی سپاه مهمترین عامل و مؤثّر در این زایش، در این حرکت، در پدید آمدن این شخصیّتها است. جوانها الگو میگیرند، اثر میپذیرند. یک مجموعهای که هم رسالتمحور است، هم آرمانطلب است، هم در میدان حاضر است، هم در عمل پایبیند به ارزشها است، یک چنین مجموعهای میشود جذّاب. نه فقط سازمان جذّاب است، [بلکه] آدمهایش و افرادش هم جذّابند، افرادش هم برای هر دل سالمی جذّاب است. سردار بلندمرتبهاش مثل شهید سلیمانی یک جور، جوان فداکارش مثل شهید حججی یک جور، پاسدار بیپیرایه و دلاوری مثل ابراهیم هادی یک جور؛ اینها همه جذّابند؛ هر کدام از اینها یک الگویند، یک الگوی تمامنشدنی. این هم یک بخشی از عملکرد سپاه است.
حالا اگر وارد بخش فراتر از مرزهای کشور بشویم، که بحث خیلی طولانی است؛ تأثیراتی که حرکت سپاه و وجود سپاه و آرمانهای سپاه و نوع جهتگیری و اقدام سپاه در جوانهای کشورهای دیگر گذاشته که اگر وارد این قضیّه بشویم، بحث خیلی طولانی میشود و من هم مایل نیستم در آن بحث وارد بشوم؛ ولی خیلی مهم است. خب، این یک گوشهای راجع به سپاه.
حالا شما ملاحظه کنید؛ یکی از بخشهای مهمّ فعّالیّت دشمن مخدوش کردن چهرهی سپاه است، مخدوش کردن چهرهی بسیج است؛ چرا؟ به همین علّت؛ چون سپاه جذّاب است، چون بسیج جذّاب است؛ این جذّابیّت، آنها را نگران میکند، آنها را سراسیمه میکند، مجبورند مخدوش کنند. با خبر دروغ، با شایعهی دروغ، با انواع و اقسام حیلهها و شگردها میخواهند این الگوگیری وجود نداشته باشد، این یادگیریها وجود نداشته باشد، این یارگیریها وجود نداشته باشد. خب این هم یک سرفصل که سرفصل عملکرد سپاه است. پس پیدایش سپاه، رشد و افزایش سپاه، و عملکرد سپاه؛ این سه سرفصل را عرض کردیم.
یک سرفصل مهم در مورد سپاه، مسئلهی پاسداری است، نه از انقلاب، [بلکه] از خود. قبل از آنکه راجع به پاسداری سپاه از انقلاب اهتمام بورزیم و بحث کنیم و توجّه کنیم، به پاسداری سپاه از خود باید توجّه کنیم. همهی انسانها در معرض لغزشند. همهی سازمانها در معرض لغزشند، در معرض کسالت و تنبلی و مغرور شدن و گرایشهای گوناگون گمراهکننده و [مانند] اینها هستند؛ همه اینجورند، غیر از معصومین. همهی رؤسا، همهی مدیران، همهی رهبران، همهی فرماندهان، همهی ماها، همهی ماها در معرضیم، پس نیازمندیم به خودحفاظتی؛ در درجهی اوّل نیازمندیم به پاسداری از خویش. این پاسداری از خویش در فرهنگ قرآنی اسمش «تقوا» است. تقوا یعنی همین، یعنی پاسداری از خویش؛ مراقب خودمان باشیم؛ این وظیفهی سازمان به عنوان سازمان است؛ وظیفهی شخصی به عنوان یکایک ماها است؛ من، شما، [همه]. یکی از کارهای مهمّی که همواره باید مورد توجّه ما باشد، همین حفاظت از خود است. ما ضعفهایی داریم. هر انسانی در درون شخصیّت خودش یک ضعفی دارد. گاهی اوقات این ضعفها در لایههای درونی ذهن انسان و وجود انسان و روح انسان پنهان میماند؛ یک جا فرصت بُروز پیدا میکند و بُروز میکند؛ بعضیمان عشق به پول داریم، بعضیمان عشق به مقام داریم؛ انواع و اقسام شهوات گوناگون، ما را مجذوب خودش میکند. گاهی از اینها غافلیم، خیلی اوقات از این خصوصیّات غافلیم؛ یک جا یک موقعیّتی به وجود میآید، این بُروز پیدا میکند، ما را مغلوب خودش میکند؛ اگر مبارزه نکنیم، ما را مغلوب خودش میکند، ما را زمین میزند. باید از خودمان پاسداری کنیم.
ارزشهای سپاه، برجستگیهای سپاه خیلی ارزشمندند؛ از اینها باید حراست کرد؛ از اینها باید حفاظت کرد؛ مسئولانِ رتبههای مختلفِ سپاه موظّفند در این زمینهها فعّال باشند، حسّاس باشند، مراقب باشند، نگران باشند؛ اگر از یاد خدا غفلت پیدا شد، این خطر تشدید میشود؛ اگر انگیزههای جهادی به هر دلیلی کاهش پیدا کرد، این خطر تشدید پیدا میکند؛ اگر دستاوردها ما را مغرور کرد، این خطر افزایش پیدا میکند. عوامل خطرزا اینها است: غفلت از خدا، مغرور شدن به دستاوردها، خسته شدن از کار جهادی، بیتوجّهی به نعمتهای الهی؛ [اینکه] از نعمتهای عظیم الهی که خدا به ما داده غفلت کنیم و تا یک نابسامانی در مقابل ما قرار گرفت ما را مأیوس کند. یک مشکلی که پیش میآید یادمان میرود که خدای متعال صد مشکل ما را حل کرده، حالا این هم یک مشکل؛ [این] چه اهمّیّتی دارد. در دعاها به ما یاد دادهاند: اَللهُمَّ تَمَّ نُورُکَ فَهَدَیتَ فَلَکَ الحَمدُ رَبَّنا و بَسَطتَ یَدَکَ فَاَعطَیتَ فَلَکَ الحَمدُ رَبَّنا وَ عَظُمَ حِلمُکَ فَعَفَوتَ فَلَکَ الحَمدُ رَبَّنا؛(۴) به یاد بیاورید نعمتهای الهی را. به مجرّد اینکه یک سنگی سر راه پیدا شد یادمان میرود که صخرههای عظیمی در مقابل پای ما بود برطرف شد و خدا برطرف کرد؛ فراموش میکنیم؛ دچار تردید میشویم، دچار شک میشویم، دچار کسالت میشویم، ناامید میشویم. اینها بیماریهایی مهلک است؛ مراقب این بیماریها باید بود.
در همین زمینه توجّه کنیم که بعضی از قشرها هستند که اگر خطایی از آنها سر بزند خدای متعال، آن را دو خطا حساب میکند؛ ما معمّمین از این قبیل هستیم؛ [یک] خطای ما دو خطا است. خدای متعال به زنهای پیغمبر میفرماید: یا نِساءَ النَّبیِّ مَن یَأتِ مِنکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَین؛(۵) به زنهای پیغمبر! زنهای پیغمبر امّالمؤمنینند، مقامشان این قدر بالا است؛ [آن وقت] خدای متعال به همین خانمهای محترم میگوید اگر شما خطا کردید، یُضاعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَین؛ دو برابر شما را عذاب میکنیم، مؤاخذه میکنیم. البتّه «وَ مَن یَقنُت مِنکُنَّ لِلّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تعمَل صالِحاً نُؤتِها اَجرَها مَرَّتَین»؛(۶) اگر کار خوب هم بکنید دو برابر به شما پاداش میدهیم. شما سپاهیها هم همینجور هستید؛ اگر چنانچه شما هم کار خوب بکنید دو برابر پاداش میگیرید؛ یکی پاداش خود آن کار خوب، یکی پاداش الگو شدن برای دیگران. ما معمّمین هم همینجور هستیم: دو برابر. از آن طرف اگر چنانچه خطائی از ما سر بزند هم همینجور: یک گناه، خود گناه و یک گناه [هم] برای آثار بیرونیای که این گناه ما دارد؛ به این باید توجّه کرد.
من به نسلهای جدید سپاه ــ که خب بحمدالله امروز دهها هزار جوان در طول این سالها وارد سپاه شدهاند و هدفهای بزرگ را دنبال کردهاند و افتخار آفریدهاند و کارهای بزرگی را همین جوانها انجام دادهاند ــ سفارش مؤکّد میکنم که سعی کنید آراستگی معنوی و علمی و عملی خودتان را از گذشتگانتان بالاتر ببرید. گذشتگانتان مردمان خوبی بودند؛ آنهایی که در دوران جوانی از دانشگاه و از مناطق مختلف آمدند وارد میدان جنگ شدند، جانشان را در کف دست گرفتند، در روزی که امید پیروزی نبود. امید پیروزی واقعاً نبود؛ آن وقتی که دفاع مقدّس شروع شد، بعد از مثلاً مدّت کوتاهی، به مناطق جنگی که انسان میرفت، جز حزن، جز غم، جز تاریکی و تیرگی چیزی نمیدید؛ در این فضا، این جوانها از جان خودشان گذشتند آمدند وارد میدان شدند، ثابتقدم ایستادند و توانستند صفحه را برگردانند، توانستند هدایت الهی و پیروزی پروردگار را جلب کنند. وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا؛(۷) کسانی که جهاد کنند، خدای متعال هدایتش را، کمکش را، نصرتش را به آنها عنایت میکند.
همین آیاتی که تلاوت کردند ــ «تُؤمِنونَ بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللَهِ بِاَموالِکُم وَ اَنفُسِکُم» تا «یُدخِلکُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ ... وَ اُخرىٰ تُحِبّونَها نَصرٌ مِنَ اللَهِ وَ فَتحٌ قَریب»(۸) ــ [میفرماید] تلاش میکنیم، خدای متعال نصرش را میفرستد؛ از آن طرف اگر خطا بکنیم، اثرش را در لحظهی خطر در صف مقدّم فوراً میبینیم: اِنَّ الَّذینَ تَوَلَّوا مِنکُم یَومَ التَقَى الجَمعانِ اِنَّمَا استَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبوا؛(۹) در جنگ اُحد، آنهایی که پایشان لغزید و صحنهی پیروزی را تبدیل به شکست کردند و آن خسارت بزرگ را به جبههی حق وارد کردند، اِنَّمَا استَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبوا، مشکل مالِ قبل بود؛ رفتارشان با خودشان رفتار خوبی نبوده، اثرش در جبهه، در آن منطقهی حسّاس، در آن پیچ حسّاس ظاهر میشود. بنابراین، این سرفصل، سرفصل مهمّی است؛ سرفصل حفاظت از خود، پاسداری از خود.
خب، حالا برسیم به پاسداری از انقلاب: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی». اوّلین سؤالی که پیش میآید این است که در انقلاب اسلامی، چه خصوصیّتی هست که آن را آماج حملهی دشمن قرار میدهد که احتیاج پیدا میشود به اینکه یک پاسداری وجود داشته باشد تا از آن پاسداری کنید؟ کجای انقلاب اسلامی است که موجب این است که دشمنان، پیدا و پنهان صفآرایی کنند و ما ناچار بشویم برایش پاسدار فراهم کنیم که از انقلاب حفاظت کند و حراست کند؟ جواب این سؤال جواب روشنی است؛ جواب این است: حاکمیّت سیاسی انقلاب. اسلام خیلی جاها در دنیا هست؛ اسلامی که به گاو و گوسفند استعمارگر و استثمارگر و مستکبر و کمپانیهای آنچنانی هم کاری ندارد، اینها هم کاری با آن ندارند؛ اگرچه حالا با همانها خیلی دلشان صاف نیست امّا خب به آنها هم خیلی اهمّیّت نمیدهند. آن چیزی که دشمن را بسیج میکند در مقابل اسلام بِایستد، حاکمیّت سیاسی اسلام است؛ این چیزی است که به همّت ملّت ایران، با رهبری آن مرد بینظیر ــ امام بزرگوار به معنای واقعی کلمه بینظیر بود ــ در اینجا تحقّق پیدا کرد، و دشمنها را در مقابلش به صفآرایی وادار کرد: حاکمیّت سیاسی اسلام.
خب، سؤال بعدی این است که حاکمیّت سیاسی اسلام مگر چه خصوصیّتی دارد که آنها را حسّاس میکند، آنها را وادار به عکسالعمل و واکنش میکند؛ این چیست؟ این مهم است؛ باید روی این تعمّق کنیم؛ اینجا است که هر چه فهم ما از انقلاب اسلامی عمیقتر باشد، دقیقتر باشد، روشنتر باشد، همّتمان برای پاسداری بیشتر خواهد شد. البتّه در این زمینه دیگر اگر آدم بخواهد بحث کند، بحث یک ساعت و دو ساعت نیست؛ خصوصیّتی که در نظام اسلامی و جامعهی اسلامی و سیاست اسلامی هست، اینها خب بحثهای طولانی است. من چند نقطه را فقط اشاره میکنم.
نظام سیاسی اسلام با ظلم مخالف است، با ظالم مخالف است؛ خیلی ساده. دستور دارد «کونا لِلظّالِمِ خَصماً»؛ به ما گفتهاند «کونا لِلظّالِمِ خَصماً». امیرالمؤمنین، مظهر اسلام واقعی، وصیّتش به عزیزترین عناصر عالم یعنی دو فرزندش این است که با ظالم دشمن باشید؛ با ظالم خصومت کنید؛ وَ لِلمَظلومِ عَوناً؛(۱۰) این اوّل. خب اگر یک سیاستی در دنیا، یک دستگاهی در دنیا، یک قدرتی در دنیا بر اساس ظلم بنا شده، خب معلوم است با این نظام مخالف است؛ چون میداند این [نظام] خصمش است. بنای رژیم صهیونیستی بر ظلم است، اصلاً مبتنی بر ظلم است؛ یک ملّت را از خانه و زندگیشان بیرون کردهاند، [آن هم] نه با پول و درخواست، [بلکه] با تفنگ و با شکنجه و با باتوم، و جای آنها نشستهاند. مبنایش ظلم است. خب این رژیم قهراً با نظامی که «کونا لِلظّالِمِ خَصماً» را تابلو کرده و بالای سرش نگه داشته مخالف است؛ طبیعی است.
نظام اسلامی با دستدرازی کردن به منافع ملّتها مخالف است. حتّی اگر در عقیده و رفتار همسان هم نباشند. وَ لَا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلَىٰ اَلّا تَعدِلُوا؛(۱۱) در مواجههی با ملّتها، با دادگری و عدالت رفتار بکنید، حتّی اگر چنانچه با شما همعقیده نیستند. شَنَآنُ قَومٍ، یعنی با شما حتّی مخالفت هم دارند، امّا در برخورد با آنها بیعدالتی نباید بکنید. خب، رژیمهایی که مبنای کارشان بیعدالتی است، اینها طبعاً مخالفند. انگلیس یک روزی ثروتمندترین کشور اروپا بود. از کجا آورده بود؟ از هندوستان، از منطقهی شرقیِ بعد از شبهقارّهی هند، از سرزمینهای آمریکا آن وقتی که در اشغال انگلیسها بود. ثروت با غارت منافع دیگران به دست آمده. فرانسه کشور ثروتمندی شد، توانست کارهای علمی بکند؛ [ثروتش را] از کجا به دست آورده بود؟ از الجزائر، از مراکش، از تونس، از مناطق فرانسوینشین آفریقا یا آمریکای لاتین؛ بقیّه هم همینجور. بنای کار اینها بر استثمار بوده؛ چون کشتیرانی بلد بودند، کنار دریا بودند، میتوانستند به اینجا و آنجا بروند، اوّل با حیله و فریب، بعد هم که تفنگ به دست آوردند، با تفنگ توانستند منافع ملّتها را بزور از حلقشان بیرون بکشند. خب پیداست که این دولتها، این قدرتها، این رژیمها با یک نظامی که اساسش بر عدم ظلم به ملّتها و عدم دخالت در کار ملّتها است، با این مخالفند؛ این[جور] است دیگر. حالا فلان بهاصطلاح تحلیلگر سیاسی مینشیند تحلیل میکند که انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، جمهوری اسلامی چهکار کرده که فلان کشور و فلان کشور و فلان کشور با آن مخالفند؛ تحلیل میخواهد؟ خب معلوم است. مسئله این است: دستگاه اهریمنی استعمار نمیتواند با نظامی مثل نظام اسلامی خوب باشد.
نقطهی بعدی؛ نظام اسلامی معتقد به کرامت انسان است؛ انسان بماهو انسان، نه انسان فلان منطقه، انسان فلان نژاد، انسان فلان رنگ. وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم؛(۱۲) ما بنی آدم را تکریم کردیم؛ این قرآن است؛ سیاهِ منطقهی سیاهپوست هم «بَنی آدَم» است؛ هیچ فرقی ندارد. این منطقِ تبعیضی که غربیها این منطق را به شکل فضاحتباری گسترش دادند و عمل کردند و تا امروز هم دارند ادامه میدهند، صد درصد ضدّ قرآن و ضدّ اسلام است؛ نظام اسلامی با این مخالف است. خب شما میخواهید آمریکا، که هنوز که هنوز است بعد از گذشت دویست سیصد سال، سیصد چهارصد سال از آغاز ورود غربیها به آمریکا، [که] هنوز مسئلهی تبعیض نژادی در آنجا وجود دارد، شما میخواهید این رژیم، این نظام با نظام اسلامی مهربان باشد؟ خب نظام اسلامی مخالف با این چیزها است. این هم یک خصوصیّت.
یکی دیگر از خصوصیّات نظام اسلامی، [این است که] نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمهی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و میگوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَه.(۱۳) طرف، یک دولتی است که همفکر و همعقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، میگوید بیایید با هم باشیم، با هم با مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. لا یَنهاکُمُ اللَهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم»؛(۱۴) [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضهای با شما ندارند، قبول کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ میگوید، حیله میکند، نه؛ لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم؛(۱۵) اگر اینجوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینهها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ میگوید، در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را قبضه کرده و گرفته، فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم،(۱۶) شما هم با آنها مقابلهبهمثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید. ببینید! اینها درسهای نظام اسلامی است. خب این درسها در مقابلهی با اهریمنان، دشمنساز است. بله! آدمهایی که اهریمن نیستند، خباثت ندارند، رذالت ندارند برایشان قابل قبول است، امّا آن دشمنی که خباثت دارد، رذالت دارد، کینهورز است، عهدشکن است، دروغگو است، قهراً دشمن میشود دیگر. پس چیزهایی که در نظام اسلامی هست و دشمنساز است اینها است؛ و از این قبیل.
تهاجم از طرف کیست؟ از طرف کسانی که با این خصوصیّات مخالفند؛ پس دشمن را شناختیم. ما وقتی این تعمّق را میکنیم، هم انگیزه برای پاسداری پیدا میکنیم، هم میفهمیم که در مقابل چه کسی باید از انقلابمان پاسداری کنیم؛ طرف را میشناسیم و اشتباه نمیکنیم. یکی از گرفتاریهایی که گاهی ما به آن مبتلا شدهایم و باید مراقب باشیم مبتلا نشویم، این است که در شناخت دشمن اشتباه نکنیم. گاهی اوقات انسان در شناخت دشمن اشتباه میکند. امام (رضوان الله علیه) با آن چشم بصیرت ــ یعنی واقعاً هیچ تعبیری بهتر از این دیگر در مقابل آن مرد نمیشود گفت، بصیرت به معنای واقعی کلمه ــ که در لایههای پنهان نفوذ پیدا میکرد و چیزهایی را میدید، گفت: «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید».(۱۷) پس معلوم شد که علّت اینکه با این انقلاب دشمنی وجود دارد چیست و آن کسانی که دشمنی دارند چه کسانی هستند.
یک نکتهی دیگر هم در باب این دشمنیها وجود دارد؛ اگر جمهوری اسلامی الگو نمیشد، باز این دشمنیها کمتر بود امّا جمهوری اسلامی الگو شده، پیشگام شده؛ جمهوری اسلامی پیشران حرکتهای مقاومتی در این منطقهی حسّاس شده؛ مسئله این است. این هم یکی از چیزهای مهم است. ببینید! تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این رژیم حقیر صهیونیستی میتوانست در ظرف شش روز ارتش چند کشور نسبتاً قوی دُور و بَر خودش را زمینگیر کند؛ مصر را، سوریه را، اردن را. در ۱۹۶۷ در جنگ ششروزه، ارتش صهیونیست توانست ارتشهای مجهّزِ این سه کشور را زمینگیر کند و مبالغ زیادی از خاک اینها را هم تصرّف کند؛ صدها کیلومتر مربّع از خاک این سه کشور را گرفت. عین همین قضیّه در سال ۱۹۷۳ اتّفاق افتاد؛ آنجا این کشورهای مصر و سوریه توانستند از یک غافلگیری استفاده کنند، اوّلِ کار یک حرکتی انجام بدهند؛ ولی بلافاصله باز توانست آنها را محاصره کند، باز هم آنها را شکست داد؛ یعنی رژیم صهیونیستی جوری بود که سه کشور، با همهی ارتششان حریف او نمیشدند و او در ظرف ۶ روز آنها را زمینگیر میکرد. بعد از انقلاب اسلامی، کار به جایی رسید که همین رژیم ۳۳ روز همهی تلاش خودش را کرد که حزبالله را در لبنان شکست بدهد، نتوانست و مجبور شد با فضاحت فرار کند؛ در مقابل حزبالله نتوانست مقاومت بکند. فاصلهی قبل از انقلاب و انقلاب، فاصلهی جنگ ششروزه و جنگ سیوسهروزه است. امروز کار به جایی رسیده که در داخل سرزمینهای اشغالی فلسطین، در منطقهی غرب رود اردن، خود جوانها جوری حرکت میکنند، جوری حمله میکنند که رژیم صهیونیستی را عاجز میکنند و عاجز کردهاند. انقلاب این است؛ خب قهراً دشمنی پیدا میشود دیگر.
خب، نکتهی آخر را هم من عرض بکنم. پیشرفتها زیاد است، کارهای خوب فراوان است، تواناییها روزافزون است ــ فرمانده محترم سپاه بیانات خوبی کردند دربارهی تواناییها و در بیان توصیف آنچه وجود دارد ــ همهی اینها هست، شاید خیلی چیزهای دیگر هم هست که طبعاً در گزارشها نمیآید، لکن من عرض میکنم به تواناییها و پیشرفتها مغرور نشوید؛ مراقب باشید غرّه نشویم به آنچه داریم؛ قدرش را بدانیم، اهمّیّتش را درک کنیم، بدانیم که آن سیاستِ راهبردیِ [ایجادِ] بحرانهای پیدرپی که در کنفرانس گوادلوپ تصویب شد، هنوز جریان دارد، آن سیاست هنوز در حال جریان است، از آن سیاست دست برنداشتهاند. [میخواهند] در داخل نظام جمهوری اسلامی، کشور عزیز ما، دائماً بحران ایجاد کنند؛ یک روز به بهانهی انتخابات، یک روز به بهانهی بنزین، یک روز به بهانهی زن، به بهانههای گوناگون، [میخواهند] بحرانسازی کنند و میکنند. ابزارها هم امروز ابزارهای پیشرفتهتری است؛ معلوم است. هدف دشمن هم از این بحرانها، در درجهی اوّل، این است که امنیّت کشور را از بین ببرد؛ امنیّت که نبود، اقتصاد هم نیست؛ امنیّت که نبود، علم نیست، دانشگاه نیست، مراکز تحقیقاتی نیست؛ امنیّت که نبود، اشتغال نیست؛ امنیّت که نبود، کارهای زیرساختسازی هم نیست؛ امنیّت که نبود، راهاندازی کارخانههای تعطیلشده هم نیست؛ امنیّت اصل است. هدف از این بحرانسازیها مخدوش کردن امنیّت کشور است؛ این را به عنوان یک حقیقت باید بدانیم و وظیفهی خودمان را در قبال آن مشخّص بکنیم. دشمن میخواهد در امنیّت کشور تصرّف کند، در زندگی مردم اختلال ایجاد کند؛ حرکت دشمن این است. خب عامل اصلی البتّه معلوم است؛ عامل اصلی همین دستگاههای جاسوسی سیا و موساد و امآی۶ و مانند اینها هستند دیگر؛ اصل اینها هستند، منتها پادوهایی هم دارند: پادوهای داخلی، پادوهای خارجی، عناصر غربگرا، عناصر بیتوجّه؛ اینها هم پادویی میکنند، امّا اصل قضیّه آنجا است؛ سَر قضیّه آنجا است.
امروز وظیفهی ما مراقبت دائمی از انقلاب است؛ وظیفهمان امروز وحدت ملّی است؛ وحدت ملّی مهم است؛ وظیفهمان امروز مشارکت دادن مردم است؛ کمک کردن به آحاد مردم بخصوص به طبقات ضعیف است؛ وظیفهمان امروز کار جهادی مسئولان است؛ این دیگر مربوط به خصوصِ سپاه نیست، همهی مسئولان کشور امروز موظّفند کار جهادی کنند، شبانهروزی کار کنند، خستگی نشناسند. ما فصل مُشبعی(۱۸) را حرکت کردهایم؛ این سربالایی، این شیب تند را عبور کردهایم، به قلّهها نزدیک شدهایم. نباید خسته بشویم. امروز روز خسته شدن نیست، روز ناامید شدن نیست؛ امروز روز شوق است، روز امید است، روز حرکت است؛ مسئولین کشور در بخشهای مختلف باید با این روحیه حرکت کنند. اعتماد باید وجود داشته باشد، نمیگویم انتقاد نباشد؛ انتقاد همراه با اعتماد. میخواهند انتقاد بکنند، اشکال ندارد، امّا اعتماد داشته باشند. مسئولین دارند کار میکنند؛ با اخلاص، با علاقهمندی، با شوق، با توکّل به خدا، با همهی توان؛ اعتماد بشود به آنها، انتقاد هم اگر لازم بود، [بشود]؛ من مخالفتی با انتقاد ندارم. اگر این راه را دنبال کردیم و بحمدالله تا امروز دنبال شده و بعد از این هم به فضل الهی، به توفیق الهی دنبال خواهد شد، پیروزی بر دشمن قطعی است.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته































