emamian
چرا خوردن غذا در اواخر شب مضر است؟
هنگام کار اواخر شب یا تماشای برنامه های تلویزیونی مورد علاقه خود اغلب احساس گرسنگی می کنیم که بیشتر منجر به مصرف غذاهای سنگین یا بی ارزش می شود.
در طول روز سعی می کنیم مواد غذایی سالم و مقوی بخوریم، اما فقط یک وعده غذایی اشتباه در زمان نامناسب یک روز سخت و پرتلاش را خراب می کند. تمام رژیم های غذایی حاوی کربوهیدرات کم و پروتئین زیادی که دنبال می کنیم، ورزش هایی که انجام می دهیم و میزان کالری بررسی شده به دلیل یک وعده غذایی اشتباه از بین می روند.
به گزارش تایمزسوفاندیا، اگر شما در زمره کسانی هستید که غالبا شب ها دیروقت غذا می خورند در ادامه بخوانید چرا انجام این کار مضر است.
در واقع چقدر دیر است؟
اواخر شب به طور معمول 3 ساعت قبل از خواب دیر تلقی می شود، بنابراین اگر در طول روز کار می کنید و از ساعت 12 نیمه شب تا 8 صبح می خوابید دیروقت برای شما ساعت 9 شب تا 12 نیمه شب است.
در پایان روز بدن تمام مواد دریافتی را متابولیزه می کند و اگر آنقدر فعال نباشید که از انرژی جذب شده از آن استفاده کنید در بدن به صورت چربی ذخیره می شود که در نهایت منجر به بروز مشکلاتی برای سلامتی می شود.
مطالعات پزشکی اخیر نشان می دهد غذا خوردن بین ساعات 12 ظهر تا 11 شب منجر به افزایش سطح قند خون، انسولین و کلسترول در مقایسه با غذا خوردن بین ساعت 8 صبح تا 7 بعدازظهر می شود، بنابراین اگر هدف شما کاهش چربی بدن یا کلسترول بدن است باید عادت های غذایی خود را در اواخر شب کنترل کنید.

عوارض دیر غذا خوردن چیست؟
همانطور که در زیر ذکر شده است چند اثر اصلی غذا خوردن دیروقت وجود دارد:
اختلال در خواب: افرادی که دیر غذا می خورند به طور معمول دیر هم می خوابند. این امر منجر به ایجاد یک چرخه خواب آشفته می شود، همچنین می تواند دلیل سردرگمی رویاهای شبانه نیز باشد.
هضم ضعیف: هنگامی که آخر شب شام می خورید منجر به بروز چندین مشکل برای معده می شود زیرا غذا به درستی هضم نمی شود و منجر به ترشح بیش از حد اسید در معده می شود.
افزایش وزن: متابولیسم بدن در طول شب کند می شود، همچنین به اندازه زمان روز در سوزاندن کالری موثر نیست، بنابراین دیر غذا خوردن منجر به افزایش وزن می شود.
تاثیر بر سلامت روان: هنگامی که درست نخوابیده باشید احساس تحریک و بدخلقی می کنید. به دلیل دیر غذا خوردن شما با ساعت بدن خود اشتباه می گیرید که این امر منجر به احتمال بیشتری برای بروز افسردگی و اضطراب می شود.
افزایش فشار خون: خوردن و خواب دیر وقت منجر به ابتلا به فشار خون و دیابت می شود.
در صورت عذاب گرسنگی در اواخر شب چه باید کرد؟
حتی اگر بعد از تلاش زیاد یا به دلیل یک روز طولانی کاری اگر بعد از زمان عادی شام خوردن خود احساس گرسنگی می کنید در اینجا چند راهنما برای غلبه بر این روند توضیح داده شده است:
آیا واقعا گرسنه هستم: اگر قبلا یک شام متعادل خورده اید در واقع دیگر به غذا خوردن نیازی نیست. گرسنگی ممکن است مبدل به چیز دیگری باشد، بنابراین همیشه از خود بپرسید: آیا واقعا گرسنه هستم؟
از مصرف کربوهیدرات ها دوری کنید: این امر به شما در جلوگیری از افزایش زیاد سطح قندخون کمک می کند و به بدن فرصت کمتری برای ذخیره قند خون اضافی به عنوان چربی می دهد.
مواد غذایی سرشار از فیبر مصرف کنید: افزودن برخی از میان وعده های غنی از فیبر در رژیم غذایی نه تنها شما را راضی و سیر نگه می دارد بلکه باعث بهبود هضم غذا برای خواب بهتر نیز می شود.
مواد غذایی حاوی از آهن / با این مواد غذایی سیستم ایمنی را تقویت کنید
تقویت سیستم ایمنی بدن از زمان شیوع کووید-19 در سراسر جهان به بالاترین اولویت تبدیل شده است. افراد نسبت به سلامتی خود آگاهی بیشتری پیدا کرده و اقدامات مفیدی را برای کاهش خطر عفونت انجام می دهند.
چیزی که برای بهبود سلامت سیستم ایمنی بدن بهترین نتیجه را می دهد رژیم غذایی است. مصرف مواد غذایی با ویتامین ها و مواد معدنی می تواند سلامتی و تناسب اندام را حفظ کنند.
انواع مختلفی از مواد مغذی می توانند به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک کنند و آهن فقط یکی از آنهاست. آهن ضمن کمک به بهبود سطح هموگلوبین که اکسیژن رسانی به سلول ها، بافت ها و اندام های آسیب دیده را افزایش می دهد در نتیجه باعث سیستم ایمنی بدن می شود، بنابراین مواد غذایی سرشار از آهن بسیار مهم هستند که باید در رژیم غذایی گنجانده شوند. به گزارش تایمزسوفاندیا، در اینجا چند ماده غذایی برای افزودن به رژیم غذایی معرفی می شوند.
اسفناج
اسفناج به افزایش میزان هموگلوبین در خون کمک می کند و یکی از بهترین منابع تامین آهن به حساب می آید. این ویتامین علاوه بر اینکه دارای محتوای آهن زیادی است سرشار از ویتامین C (دارای آنتی اکسیدان های متعدد و بتا کاروتن است)، کلسیم، سدیم و فسفر است. خوردن اسفناج کمی پخته شده جذب ویتامین A را آسان تر می کند.
میوه های خانواده مرکبات
این میوه های مایل به قرمز رنگ از نظر ویتامین C بسیار غنی هستند که تولید گلبول های سفید خون را افزایش می دهند و به تقویت و بهبود سیستم ایمنی بدن نیز کمک می کند. برخی از مرکبات معروف شامل پرتقال، گریپ فروت، نارنگی، لیمو شیرین و لیموترش است.
میوه های خشک
تمام میوه های خشک از جمله کشمش، خرما، زردآلو، بادام، انجیر برای مقابله با کمبود آهن در بدن بسیار عالی عمل می کنند. میوه های خشک با افزایش سطح هموگلوبین در بدن گزینه سالم و مفیدی به شمار می آیند و در بهبود تعداد سلول های خون بسیار مفید هستند.

حبوبات
حبوبات یا لوبیا مانند نخود فرنگی، عدس و نخود از منابع عالی آهن محسوب می شوند. مصرف این گروه غذایی به شما در مقابله با بیماری های قلبی، دیابت، التهاب و فشار خون بالا کمک می کند.
سیب زمینی
یک عدد سیب زمینی پخته به اندازه متوسط برابر با 10 درصد آهن روزانه شماست. از آنجا که تقریبا همه سیب زمینی ها منبع خوبی از آهن هستند، اما هنوز برخی از ارقام خاص مواد مغذی بیشتری نسبت به گیاهان دیگر دارند.
سویا
100 گرم سویا خام حاوی حداکثر 15.7 میلی گرم آهن است که آن را به منبع غنی آهن تبدیل می کند. توفو یکی از این مواد غذایی با پایه سویا است که همچنین به عنوان یک منبع عالی پروتئین، کلسیم، منگنز، فسفر، ویتامین B1 و زینک عمل می کند. علاوه بر این، ضمن حفظ سطح کلسترول خطر کم خونی و سرطان را نیز کاهش می دهد.

گوشت
جگر مرغ مملو از آهن و ویتامین های گروه B است. اگر به دنبال منابع گوشتی دیگر سرشار از آهن هستند می توانید تخم مرغ، گوشت گاو و بوقلمون را امتحان کنید.
ماهی
غذاهای دریایی آهن و پروتئین های کم کالری را برای بدن تامین می کنند. ماهی تن، ساردین، ماهی خال مخالی و شاه ماهی منابع بسیار خوبی هستند که می توانید از آنها برای تامین آهن مورد نیاز بدن استفاده کنید، همچنین دارای چربی های اشباع کم و اشباع شده با چربی های سالم هستند.
شکلات تلخ
درنهایت شکلات یکی از منابع تامین آهن مورد نیاز بدن است، اما هر شکلاتی نه فقط شکلات های تلخ. هرچه مقدار کاکائو در شکلات بیشتر باشد (حداقل باید حاوی 55 درصد کاکائو باشد) غنی تر از آهن و آنتی اکسیدان است.
۷ تیر انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی
وز هفتم تیر سال 1360 بر اثر انفجار یک بمب قوی در مقر حزب جمهوری اسلامی در تهران، آیتالله بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی به شهادت رسیدند؛ آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهرههای برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند.
این حادثه شش روز پس از عزل بنیصدر از ریاستجمهوری صورت گرفت. روز سهشنبه 30 /3 /1360 طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر در مجلس شورای اسلامی بررسی و با 177 رای موافق، 12 رای ممتنع و یک رای مخالف تصویب شد و روز اول تیرماه، حضرت امام خمینی(ره) حکم عزل بنیصدر را از مقام ریاست جمهوری صادر کردند.
سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع، در 30 خرداد 1360، اعلام کرد که فعالیتهای این سازمان وارد فاز نظامی شده است، موج این فعالیتها به قدری گسترده بود که از مردم عادی در کوچه و خیابان تا مسوولین شاخص نظام را در بر گرفت. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر که در آن آیتالله خامنهای، امام جمعه وقت تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد.

چگونگی واقعه:
درساعت ۲۰:۳۰ هفتم تیر ۱۳۶۰ جلسه ای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. موضوع جلسه تورم و انتخابات ریاست جمهوری آینده بود. پس از تلاوت قرآن و اعلام برنامه، سید محمد حسینی بهشتی سخنانش را به این شکل آغاز کرد:
ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمیگیرند انتخاب شوند…
که در این لحظه انفجاری سالن اجتماعات را ویران کرد.
مرتضی محمدخان که از این انفجار جان به در بردهاست این واقعه را چنین شرح میدهد:
بهشتی هم پشت همین میز نشسته و مدت کوتاهی از شروع جلسه نگذشته بود که بمب عمل کرد و دفتر حزب منفجر شد، در ردیف جلوی من محمد منتظری نشسته بود، باغانی و قندی هم در اطراف من بودند. جواد سرافراز، در ردیف پشت من بود… وقتی بمب منفجر شد ما یک زردیای دیدیم و دیوار را من دیدم که زرد شد و انفجار… در آن شرایط همه قرآن میخواندند و ناله هم شنیده میشد ولی بیشتر همه قرآن میخواندند و شهادتین میگفتند، صداها به تدریج کمتر میشد، و بعد هم از بالا مثل اینکه یک جرثقیل آوردند که این طاق یکتکه را بردارند. جرثقیل نتوانست سقف را بلند کند و زنجیرش پاره شد و دوباره این طاق افتاد روی آوار، البته در این شرایط افراد در لابهلای صندلیها قرار گرفته بودند. عبدالکریمی نماینده لنگرود، که در حال قرائت قرآن بود، در همین شرایط شاید با افتادن مجدد طاق، شهید شد. از بعضی دوستان دیگر هم صداهایی میآمد، بعداً متوجه شدم که تقریباً سرم روی سینه آقای باغانی بود و این بنده خدا داشت به لقاءالله میرفت. صداها، از هزاران نفری که روی پشتبام ایستاده بودند شنیده میشد، که هیچ کاری هم از دستشان برنمیآمد. گویا در فضای روی طاق گرد و خاک بوده، اینها با پاشیدن آب، قصد رفع کردن گرد و خاک را داشتند، غافل از اینکه این کار تمام منافذی که برای تنفس ما وجود داشت مسدود میکرد. با حدود ۴ ساعت، احساس کردم که مقداری راه تنفس ایجاد شد و دست چپم را از زیر خاک بردم بالا و دست مرا پیدا کردند.
سعید شاهسوندی عضو سابق کمیته مرکزی سازمان مجاهدین میگوید که این انفجار توسط سازمان مجاهدین خلق طراحی و اجرا شدهاست و او و گروه دیگری که در جریان انجام این عملیات قرار داشتهاند در آن شب بیسیم سپاه را شنود میکردند تا از میزان موفقیت عملیات مطلع شوند. اجرای این عملیات را محمدرضا کلاهی به عهده داشت که خود از نیروهای خدماتی حزب بهشمار میآمد.
او پس از انفجار توانست فرار کند و بعد از آن راهی فرانسه شد و با اینکه از مجاهدین بریدهبود ولی به دلیل سابقهاش امکان زندگی علنی را نداشت تا سرانجام سال ۱۳۹۴ به احتمال زیاد در یک ترور کشته شد. مدفن تعدادی از کشتهشدگان این واقعه در بخشی از قطعه ۲۴ بهشت زهرا قرار دارد که بعداً آرامگاه شهدای هفتم تیر در آن بنا گردید. امروزه در محل سابق دفتر مرکزی حزب جمهوری که در انفجار ویران شد مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی بنا شده است و زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی اداره میشود.

عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی چه کسی بود؟
محمدرضا کلاهی فرزند حسن متولد 1338، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت ایران که نامبرده در حین وقوع حادثه متواری شده است.
سخنگوی سپاه نیز در مصاحبهای با ارائه توضیحات بیشتر در مورد نتایج تحقیقات گفت: ... بمب گذاری از ناحیه سازمان مجاهدین خلق، این گروه وابسته و مزدور آمریکایی، صورت گرفته است. شکل و نحوه کار هم به این طریق بوده که به وسیله یک عامل نفوذی به نام محمدرضا کلاهی که در میان کارکنان حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرده بود ... این بمب گذاری صورت میگیرد ... این بمبگذاری خیلی ساده و به نوعی بوده که هر کسی میتوانسته این کار را انجام دهد، به جهت اینکه فرصت کافی داشته و یکی از بمبها را در زیر تریبون قرار داده، بمب دیگر را در کنار ستونی از سالن کار گذاشته ... بمبگذار در ارتباط با همان سالن کنفرانس و به عنوان یک کارمند معمولی و ساده کار میکرده است.
حجتالاسلام محمدی ریشهری، اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران نیز در خاطرات خود آخرین و کاملترین اطلاعات منتشره درباره کلاهی را ارائه داده است: محمدرضا کلاهی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1357 به سازمان منافقین پیوست. ابتدا در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و پس از مدتی با خطدهی سازمان از انجمن اظهار بریدگی نموده، ضمن اینکه در همان مقطع با سازمان ارتباط تنگاتنگی داشته است، به عنوان پاسدار کمیته انقلاب اسلامی ولی عصر (تهران) واقع در خیابان پاستور، شروع به فعالیت و بهتدریج با هدایت منافقین، وارد حزب جمهوری اسلامی میشود.
کلاهی از تاریخ 1359/9/1 در منزل شخصی فردی به نام سعید عباس مودبصفت، به عنوان مستاجر و به صورت انفرادی زندگی میکرده و بعضا افرادی را نیز با خود به منزل میآورده است. وی ساعت 7 صبح از خانه خارج و حدود 8 شب به خانه باز میگشت و در رفت و آمد بسیار محتاط و مرتبا خودش را چک میکرد و حتی برای رفتن به دستشویی، در اتاق خودش را قفل مینموده است.
وی چند روز قبل از انفجار حزب، کیف سامسونت خود را عوض کرده و یک کیف بزرگ را با خودش حمل مینموده و چون رفت و آمد وی در طول روز به حزب زیاد بوده، کمتر مورد بازرسی قرار میگرفت.
کلاهی پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی، متواری و در خانههای تیمی منافقین مخفی و نهایتاً از طریق مرز غرب کشور توسط عوامل منافقین به عراق منتقل شد. در مقطعی که وی در ایران مخفی بود، گزارشهای متعددی مبنی بر محل اختفای وی در مناطقی از جمله جاده چالوس، روستای سیاهبیشه و قلعه میرفتاح در اطراف همدان، واصل که با مراجعه تیمهای عملیاتی، نتیجهای حاصل نشد.
گفته میشود کلاهی در سال 1370، نسبت به سازمان منافقین مسئلهدار شد و پس از جدایی از سازمان طی سال 1372 از عراق به آلمان گریخته است.
رهبر انقلاب: این انتخابات حقاً و انصافاً حماسه بود/ رویکرد تحولی در قوه قضائیه شدت یافت
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در سالروز شهادت آیتالله بهشتی و روز قوه قضائیه، در دیدار رئیس و مسئولان این قوه، ادامه مسیر اعتمادافزا و امیدبخش دو سال اخیر و استمرار اجرای سند تحول را در فصل جدید دستگاه قضا ضروری خواندند و با تجلیل از حماسه واقعی مردم در انتخابات ۲۸ خرداد گفتند: مردم در شرایط کرونایی و دشواریهای اقتصادی و برخی مسائل دیگر، برنامهریزی چند ماهه دنیای استکبار را بر هم زدند و به عنوان برندگان اصلی انتخابات، شکست و ناکامی را نصیب دشمنان ایران و عناصر وابسته به آنان کردند.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار، شهید آیتالله بهشتی را عالمی متفکر و نظریهپرداز، شخصیتی برجسته و حقیقتاً انقلابی، مؤمن، متشرع و بسیار مؤثر خواندند و افزودند: شهید بهشتی با پایهگذاری کار دشوار و بزرگ ایجاد دادگستری اسلامی و نقشآفرینی در تدوین قانون اساسی حق بزرگی بر گردن کشور و ملت دارد و این حق باید شناخته و ادا شود.
رهبر انقلاب با اشاره به جنایت فجیع منافقین در به شهادت رساندن آیتالله بهشتی و حدود ۷۰ نفر از شخصیتها گفتند: این قاتلها صراحتاً به این جنایت بزرگ اعتراف کردهاند اما امروز با حمایت فرانسه و دیگر کشورهای مدعی حقوق بشر آزادانه فعالیت میکنند که انسان از وقاحت غربیها در ادعاهای حقوق بشری و دادن تریبون و حمایت از این تروریستها حیرت میکند.
حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از فعالیتهای مسئولان و همه عناصر فعال دستگاه قضایی در سراسر کشور، حرکت آقای رئیسی در دوران تصدی را مصداق حرکت جهادی خواندند و با تشکر از آقای رییسی افزودند: این تلاش شبانهروزی و پرانگیزه به فضل الهی به آثار و نتایج خوبی نیز منجر شده است.
ایشان، زنده شدن امید و افزایش اعتماد مردم به دستگاه قضا را مهمترین اثر حرکت جهادی دو سال اخیر در قوه قضائیه برشمردند و افزودند: این امید و اعتماد سرمایه گرانقدر اجتماعی است که هیچ چیزی با آن برابری نمیکند.
رهبر انقلاب با اشاره به تغییر و تحول طبیعی در قوه قضائیه بعد از انتخاب آقای رئیسی بهعنوان رئیسجمهور منتخب ملت، چند نکته را در ترسیم مسیر آینده دستگاه قضا بیان کردند.
ایشان، ادامه رویکرد تحولی در قوه قضاییه را بسیار مهم و کاملاً ضروری خواندند و افزودند: این مسیر باید با شدت و حتی پرشتابتر ادامه یابد و سند خوب، متقن، عملیاتی، غیرنمایشی، غیرشعاری و زمانبندی شده تحول در دستگاه قضا، همچنان ملاک حرکت تحولی باشد.
حضرت آیتالله خامنهای، اطلاع و درک همه نیروهای قوه قضاییه از سند تحول را ضروری دانستند و افزودند: دستگاه قضا در رفع خلأهای مقرراتی برای اجرای سند تحول فعال شود و بدنه قوه را برای اجرای درست، کامل و پیگیرانه این سند به شکلهای مختلف تشویق کند.
رهبر انقلاب با ابراز رضایت از ورود دستگاه قضا به بحث احیای حقوق عامه گفتند: این کارِ بسیار لازم و پر ارزش، جزو وظایف حتمی قوه قضائیه است و دایره عمل به آن باید از احیای واحدهای تولیدی و رفع تصرف منابع طبیعی، به عرصههایی همچون سلامت، آموزش، محیط زیست و امر به معروف و نهی از منکر گسترش یابد.
ایشان با ابراز تأسف از جاری نبودن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه گفتند: کسانی که بهطور حقیقی و نه برای هیاهو یا مقاصد دیگر به این واجب الهی عمل میکنند باید مورد حمایت قرار گیرند.
رهبر انقلاب، دستگاه قضا را به رفع خلأهای قانونی در بحث حقوق عامه فرا خواندند و افزودند: باید مشخص شود که حکم ضایعکنندگان حقوق عامه چیست تا از صدور احکام سلیقهای جلوگیری شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با ابراز خرسندی از مبارزه با فساد در درون قوه قضائیه، این کار را دارای اولویت کامل و جزو واجبترین امور خواندند و افزودند: البته اکثریت عظیم قضات و کارکنان دستگاه قضا، «مؤمن، شریف، پاکدامن و مسئولیتپذیر» هستند و گاهی نیز درباره میزان فساد در قوه افراط و جنجال میشود اما باید با تعداد کمِ عناصر فاسد هم به شدت و قاطعانه برخورد شود.
ایشان، برخورد سریع و فعال با گزارشهای مردمی درباره وجود برخی عناصر فاسد در دستگاه قضا را ضروری خواندند و گفتند: البته ممکن است این گزارشها واقعیت نداشته باشد اما باید آنها را مغتنم شمرد و با پرهیز از برخوردهای خوشبینانه، بلافاصله بازرسی آشکار یا پنهان و ناشناخته را فعال کرد و در صورت اثبات، با عناصر فاسد حقیقتاً برخورد کرد.
رهبر انقلاب حضور در میان مردم را از جمله نقاط قوت آقای رئیسی خواندند و تأکید کردند: مسئولان بعدی دستگاه قضا نیز باید این کار بسیار خوب و ضروری و پر برکت را ادامه دهند.
حضرت آیت الله خامنهای ارتباط مسئولان به خصوص رئیس دستگاه قضا با گروههای فعال جامعه نظیر فعالان دانشگاهی، حوزوی، اقتصادی، کارگری، تولیدی و بخشهای مربوط به زنان را در چارچوب حضور مردمی برشمردند و گفتند: در ارتباط با گروههای فعال جامعه حرفهای آنان را بشنوید و سیاستها را به درستی برای آنان تبیین کنید که گاهی دلیل برخی اعتراضها بیاطلاعی از سیاستها و واقعیات است.
حضرت آیتالله خامنه ای در جمعبندی این بخش از سخنانشان ابراز امیدواری کردند قوه قضائیه در فصل جدید خود، همان مسیر دو سال اخیر را با قدرت ادامه دهد و با فعالیتهای بیشتر، نتایج بهتری را نصیب کشور و ملت کند.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان به حماسهآفرینی ملت در انتخابات ۲۸ خرداد اشاره کردند و با بیهوده خواندن برخی تلاشها در فضای مجازی و رسانهای برای انکار کار بزرگ مردم، گفتند: این انتخابات حقاً و انصافاً یک حماسه بود و تحلیلگرانی که چشم به انتخابات ایران داشتند، فهمیدند چه اتفاق مهمی رقم خورد.
ایشان فعالیت هزاران دستگاه تبلیغاتی از جمله رسانههای آمریکایی، انگلیسی و برخی کشورهای مرتجع و روسیاه و بکارگیری تعدادی از عناصر خائن ایرانی برای منصرف کردن مردم از حضور در انتخابات را در دنیا بیسابقه دانستند و افزودند: آنها به برخی بهانهها مانند مشکلات معیشتی یا بعضی حوادثی که بعداً رخ داد مانند بحث احراز یا عدم احراز صلاحیتها نیز امید بسته بودند.
حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: البته بنده ممکن است با بعضی از نظرات شورای محترم نگهبان مثلاً در باره یکی دو مورد یا کمتر و بیشتر موافق نباشم اما اعضاء محترم این شورا را افراد متشرع، پرهیزگار و مقید به وظیفه دینی میدانم که بر طبق قانون و وظیفه دینی عمل میکنند.
ایشان افزودند: امید بیگانگان این بود که بر اثر این بهانهها مشارکت در انتخابات به ۲۰ تا ۲۵ درصد برسد که این امید محقق نشد.
رهبر انقلاب، مسئله کرونا و تأثیر حدود ۱۰ درصدی آن بر مشارکت بر اساس محاسبات کارشناسان را نیز یادآور شدند و افزودند: با وجود همه این مسائل، مردم با صفوف پر شور و اظهارات پر انگیزه خود از ساعات اول صبح، حماسه عظیم و واقعی آفریدند و مشت محکمی بر سینه تحریمکنندگان و مخالفان و معارضان انتخابات زدند.
ایشان در تبیین برندگان و بازندگان انتخابات ۲۸ خرداد گفتند: برنده انتخابات، ملت ایران و همه کسانی هستند که به شور و هیجان انتخابات کمک کردند بنابراین نامزدهایی هم که رأی نیاوردند جزو برندگان هستند و در مقابل، بازنده انتخابات کسانی هستند که همه تلاش خود را کردند که مردم را از صندوق رأی دور کنند اما مردم با حضور خود، آنها را طرد و امید و طمعشان به نتیجه انتخابات را ناکام کردند.
حضرت آیتالله خامنهای به برخی تحلیلهای غلط درباره آراء باطله نیز اشاره کردند و گفتند: این آراء، ابداً به معنای جدایی آنها از نظام نیست، بلکه بر عکس است، زیرا کسی که پای صندوق رأی آمده و فرد مقبول خود را در لیست نامزدها ندیده ولی اسم شخص مورد نظرش را نوشته یا رأی سفید داده، در واقع علاقهمندی خود را به صندوق رأی و نظام نشان داده است.
ایشان برخی حوادث در جریان انتخابات را مایه تجربه و عبرت دانستند و گفتند: در مناظرهها تنوع سلایق مشاهده شد، در عین حال همه نامزدهای محترم بر خلاف القاء دشمن در این مسئله همنظر بودند که مشکلات اقتصادی کشور راهحل دارد و بنبستی وجود ندارد البته یکی میگفت راهحل من درست است و دیگری میگفت راهحل من.
رهبر انقلاب افزودند: در مناظرهها، بعضی کاندیداها از مواضع انقلاب دفاع کردند و با ادب و رعایتهای لازم شرعی سخن گفتند ولی برخی، بداخلاقیهایی کردند که مایه تأسف است.
ایشان با یادآوری رقابتهای انتخاباتی در آمریکا و فحاشی نامزدها علیه یکدیگر، افزودند: آمریکاییها سرمشقهای خوبی نیستند بنابراین در مسائل سیاسی باید با رعایت ادب و جهات اخلاقی و شرعی و بدون اهانت و تهمت، سخن گفت نه اینکه از شیوههای فحاشی و اهانت آمریکاییها و ترامپ استفاده کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به سخنان یک مقام آمریکایی درباره انتخابات کشورمان، گفتند: انتخابات آمریکا در چشم همه دنیا مفتضح شد حالا همان مفتضحین بعد از چند ماه زبان درآورده و از انتخابات ایران ایراد میگیرند در حالیکه آنها با آن افتضاح، دیگر نباید یک کلمه راجع به انتخابات حرف بزنند.
رهبر انقلاب با تقدیر از برخورد خوب مسئولان و دیگر نامزدهای انتخابات با رئیسجمهور منتخب گفتند: بعد از انتخابات و پیروزی نامزد مقبول مردم با رأی خوب و درصد بالای آراء، مسئولان تراز اول و سایر نامزدها بسیار خوب برخورد کردند و با دیدار با رییس جمهور منتخب، تبادل نظر و پیام تبریک، طمأنینه و آرامش روحی لازم در کشور را نشان دادند.
ایشان با مقایسه این رفتار متین با درگیریهای پس از انتخابات آمریکا، خداوند را به دلیل وجود این نعمت در کشور شکر گذاشتند و افزایش این جهتگیریها را خواستار شدند.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان ابراز امیدواری کردند نتیجه انتخابات بر مردم و رئیسجمهور منتخب مبارک باشد و مسئولان بتوانند وظایفی را که برعهده دارند به خوبی انجام دهند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین رئیسی در چهار محورِ «اجرای سند تحول در قوه قضائیه»، «مبارزه با فساد»، «احیاء حقوق عامه» و «مردمی شدن» قوه قضائیه، به بیان گزارش یکساله از عملکرد خود و همکارانش پرداخت.
رئیس قوه قضائیه ابلاغ و آغاز اجرای سند تحول قضایی را از جمله مطالبات محققشده رهبر انقلاب برشمرد که موجب تسهیل کار قضات، تسریع دادرسیها و کاهش ۲۰ روز از متوسط زمان رسیدگی به پروندهها در این دستگاه شده است.
حجتالاسلام والمسلمین رئیسی، مبارزه با فساد را گفتمانی ملی برشمرد و با اشاره به کاهش آمار تخلفات درون قوه قضائیه، به بازگرداندن بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان به خزانه کشور و قطعی شدن احکام مجرمان پروندههای کلان اقتصادی اشاره کرد.
آقای رئیسی با اشاره به نظامیافته شدن حقوق مالکیت و رفع تصرف از هزاران هکتار از اراضی ملی در سال گذشته، توجه به مسائل محیطزیستی و اجرای طرح کاداستر را از دیگر اقدامات این دستگاه در جهت احیای حقوق عامه برشمرد.
رئیس قوهقضائیه با بیان اینکه پشتوانه مردمی این دستگاه به واسطه تقویت ارتباطات مردمی بیش از گذشته شده است، از رسیدگی ویژه به پروندههای کثیرالشاکی و مؤسسات مالی و اعتباری و همچنین صدور بخشنامههایی در جهت حمایت از تولیدکنندگان و ممانعت از تصمیمات خلقالساعه بانکها در این حوزه خبر داد.
رهبر انقلاب پس از دریافت واکسن «کوو ایران برکت»: منتظر واکسن ایرانی ماندم برای پاسداشت افتخار ملی
رهبر معظم انقلاب، صبح امروز دُز اول واکسن «کوو ایران برکت» را دریافت کرده و تاکید کردند: باید این افتخار ملی (تولید واکسن ایرانی) را پاس بداریم.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (جمعه 4 تیرماه) دُز اول واکسن «کووایران برکت» را دریافت کردند.
این واکسن که محصول تلاش محققان و دانشمندان جوان ایرانی است به تازگی مجوز مصرف را با اتکا به دانش بومی دریافت کرد و ایران به یکی از ۶ کشور تولیدکننده واکسن کرونا در جهان تبدیل شد.
رهبر انقلاب اسلامی پس از تزریق واکسن، با تشکر از همه دستاندرکارانی که با دانش، تجربه و کوشش علمی و عملی خود کشور را از این افتخار ملی برخوردار کردند، گفتند: از وزیر محترم و همه مجموعه بهداشتی و درمانی کشور، از آقای مخبر و همکارانشان که در این قضیه نیز همچون مسائل دیگر با دلسوزی، علاقهمندی، ابتکار و توانایی ظاهر شدند و از آقایان دکتر مرندی و دکتر سجادی به دلیل مراقبتهای همیشگی از وضع سلامتی بنده، صمیمانه تشکر میکنم.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اصرارهایی که از چند ماه قبل برای تزریق واکسن به ایشان وجود داشت، خاطرنشان کردند: من اولاً مایل نبودم از واکسن غیرایرانی استفاده کنم بنابراین گفتم منتظر واکسن ایرانی میمانم؛ چرا که باید این افتخار ملی را پاس بداریم و تا وقتی امکان پیشگیری و علاج در داخل وجود دارد، چرا از آن استفاده نکنیم؟
ایشان افزودند: البته وقتی نیاز باشد، استفاده از واکسن خارجی در کنار واکسن ایرانی نیز ایرادی ندارد، اما باید به واکسن ایرانی احترام بگذاریم و از همه دانشمندان جوان، پرتلاش و فعال در تولید این واکسن و سایر مراکزی که در کشور مشغول تولید واکسن هستند، تشکر کنیم.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: علاوه بر اصرار به استفاده از واکسن ایرانی، تأکید داشتم که دریافت واکسن در نوبت طبیعی خود انجام شود که امروز بحمدالله افراد بالای ۸۰ سال و همسن بنده، اغلب واکسن را دریافت کردهاند.
ایشان همچنین بر ضرورت ثبت اسناد علمی و انتشار مقالات مربوط به واکسن تأکید کردند و افزودند: در کنار تولید قوی، سریع و بهنگام واکسن، اسناد و مقالات علمی آن را نیز برای آگاهی دنیا از کار بزرگ خود آماده و منتشر کنید.
در ادامه آقای دکتر نمکی وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی، با تشکر از حمایتهای رهبر انقلاب، به مدیریت خوب پیک چهارم کرونا در کشور در مقایسه با کشورهای دیگر و ثبت مدل درمان ایرانی اشاره کرد و گفت: در خصوص واکسن، از ابتدا برای خرید و همچنین انتقال دانش فنی اقدامات خوبی انجام شد و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام نیز علاوه بر واکسن در تأمین ماسک و دستگاه اکسیژنساز همکاری بسیار مناسبی انجام داد.
دکتر نمکی با اشاره به رسوا شدن آمریکاییها در ادعای نبود محدودیت در انتقال تجهیزات و دارو به ایران گفت: پس از آنکه ما مجوز واکسن صادر کردیم، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد امکان انتقال واکسن به ایران وجود دارد که نشان داد حرفهای قبلی آنها دروغ بوده است.
وزیر بهداشت گفت: تا پایان مرداد گروههای آسیبپذیر، بیماران صعبالعلاج و افراد بالای ۶۰ سال واکسن دریافت خواهند کرد و پس از آن دانشآموزان و عوامل مدارس در نوبت تزریق قرار میگیرند.
دکتر نمکی همچنین از فعالیت یک گروه ویژه برای ثبت مستندات علمی واکسنهای مختلفی که در کشور در حال تولید هستند و ارائه این مستندات به سازمانهای جهانی خبر داد.
وی درباره رعایتهای لازم پس از تزریق واکسن نیز گفت: همچنان باید از ماسک استفاده شود، چرا که واکسن احتمال بیماری سخت را پایین میآورد اما همچنان احتمال ابتلا وجود دارد.
همچنین آقای مخبر رئیس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره) نیز تزریق واکسن به رهبر انقلاب اسلامی را اتفاقی منحصر بفرد و ترجمه عملی اعتماد بنفس داخلی و اتکاء به جوانان و تلاشهای بیش از ۲۰۰ جوان متخصص با میانگین سنّی زیر ۳۰ سال دانست.
مخبر با اشاره به تلاشهای محققان شرکتهای دانشبنیان در تولید انبوه ونتیلاتور و داروهایی مانند رمدیسیور، گفت: تا پایان شهریور بخش عمدهای از نیاز کشور به واکسن تأمین خواهد شد.
یاران ایرانی امام رضا(ع)
یاران ایرانی امام رضا(ع)رفتار و آداب معاشرت عمومی امام(ع) چه پیش از ولایتعهدی و چه پس از آن به گونهای بود که پیوسته نقشههای مأمون را برهم میزد. هرگز مردم ندیدند امام(ع) تحت تأثیر زرق و برقِ شئون حکومتی قرار گرفته و در نحوه رفتار و سلوکش با مردم اندکی تغییر پدید آید.
وصف یاران ایرانی امام رضا(ع) و حتی آوردن نام همه آنان در یک نوشتار دشوار است. از این رو در این نوشته به معرفی افرادی معدود از یاران ایرانی حضرت امام رضا(ع) بسنده میشود.
ابراهیم بن محمد همدانی – مولی همدانی
معروفیت او به این نام از آن روست که حضرت امامرضا(ع) در نوشته از وی به مولی همدانی یاد میکند. وی از دلباختگان امامت و ولایت به شمار میآید، زیرا نام مولی همدانی در زمره یاران سه معصوم دیده میشود و این افتخاری است که او را از دیگر همگنان خود برجسته میسازد. پس از شهادت امام رضا (ع) از امام جواد(ع) بهره میبرد و پس از آن حضرت نیز در گروه یاران امام علیالنقی(ع) جای میگیرد.
ابراهیم بن محمد در زمره وکلای امام هادی(ع) است. او چهل بار به زیارت خانه خدا میرود. کشی در کتاب رجال خود، در ذیل أحمد بن اسحاق تصریح دارد که محمد بن مسعود، علی بن محمد، محمد بن أحمد، محمد بن عیسی، ابو محمد رازی و أحمد بن ابوعبدالله برقی، برخی دیگر، همگی از ابراهیم بن محمد همدانی و ایوب بن نوح و أحمد بن ضمره و احمد بن اسحاق به عنوان ثقه یاد میکنند. همچنین در ذیل سخن از ابراهیم بن محمد همدانی مینویسد: حدیث کرد برایم أحمد بن محمد، از ابراهیم بن محمد همدانی که گفت: «حضرت ابوجعفر – امام جواد به پدرم نوشت که برای ایشان توطئهای که سمیع – (از دشمنان تشیع) در حقم مرتکب میگردد «بنویسم» برای حضرت نوشتم. امام با خط مبارک خود برای من نوشتند: «اندوهگین مباش، خداوند تو را در برابر ستمکاران یاری میکند، من نیز تو را به یاری پروردگار بشارت میدهم. پاداش معنویت هم نزد خداوند کریم محفوظ است. پس آفریدگارت را فراوان ستایش نما و هرگز از یادش غافل مباش.
ابراهیم بن اشعری قمی
وی نخست پروانه شمع وجود موسی بن جعفر است. پس از شهادت آن حضرت در زمره یاران امام علی بن موسی الرضا(ع) در میآید و نزد حضرتش به کسب دانش و تهذیب نفس میپردازد.
او از ویژه عالمانی است که پرورش شخصیت او مرهون تلاش امام معصوم بوده و برای همین از هردو بزرگوار روایت میکند. با همکاری برادرش فضل بن محمد کتابی مینویسد که حسن بن علی بن فضال از آن روایت مینماید.
ابراهیم بن ابیمحمود خراسانی، معروف به مولی خراسانی
از اینرو که ایرانی است و هم شخصیتی برجسته دارد. در کشورهای عربی به مولی خراسانی شناخته میشود. از یاران موسی بن جعفر(ع) شمرده میشود، اما پس از شهادت آن حضرت در صف یاران امام علی بن موسیالرضا(ع) قرار میگیرد. عالمانی چون نجاشی و شیخ طوسی موثقش میخوانند و کتابی هم داشته که أحمد بن عیسی آن را روایت میکند.
ابراهیم بن سلام نیشابوری
وی راوی حدیث و از وکلای امام به شمار می آید. برخی صلاحیتش را انکار میکنند و برای همین نیز به سمت وکالتش از سوی امام هم به دیده تردید مینگرند. حدیثش را هم معتبر نمیدانند. اما بزرگانی چون شیخ طوسی، علامه حلی، نه در صلاحیتش تردید دارند و نه اعتبار روایتش و وکالتش از سوی امام را نیز تأیید میکنند و سمت وکالت از جانب معصوم را بر صلاحیت و درستی گفتارش دلیل میآورند.
بیشک ابراهیم بن سلام(سلامه) نیشابوری در زمره یاران فرهیخته امام رضا(ع) است، زیرا غالب سخنان منفی که درباره شخصیتهای برجسته شیعی در تاریخ اسلام به چشم میآید، براساس شایعات و انگیزههای سیاسی دشمنان اهلبیت رخ مینماید. با کمی ژرفبینی در تاریخ روشن میشود که شخصیتهای شیعی هرچه برجستهتر و در خدمت به اهداف اهلبیت به توفیقاتی فزونتر دست یابند، تبلیغات دشمنان نیز در تخریب چهره آنان حجم و گسترش بیشتر خواهد داشت.
ابوخالد سجستانی
از یاران امامرضا(ع) و راوی حدیث است و شیخ طوسی بر این مطلب تأیید دارد. چون شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) در زندان هارون مظلومانه و محرمانه رخ مینماید، نخست بسیاری از شیعیان و حتی نزدیکان امام شهادتش را باور نمیکنند، اما با گذشت زمان هریک از راهی شهادت امام را بهعنوان یک واقعیت تلخ میپذیرند به جز گروهی که در آرزوی رسیدن به رفاه و لذایذ دنیا با اموال و وجوهات شرعی در دام نیرنگ حکومت عباسی گرفتار میآیند و امامت امام هشتم را انکار مینمایند. بقیه نزد امام رضا(ع) میروند و به امامتش ایمان میآورند.
از اینرو عدم پذیرش شهادت امام کاظم(ع) از سوی یاران خالص آن بزرگوار را میتوان دلیل بردید باز و ذهن کاوشگر آنان دانست، نه تردید در امامت امامرضا(ع). شیخ ابوالعباس کشی نیز، ابوخالد سجستانی را در زمره همین دسته از یاران امام معرفی کرده و نقل میکند که ابوخالد سجستانی به گمان اینکه امام موسی بن جعفر(ع) زنده است، به جمع واقفیه میپیوندد و سپس با بهره از دانش ستارهشناسی که بیشک نزد امام آموخته است، به شهادت امام کاظم(ع) یقین مینماید و در صف یاران امام رضا(ع) در میآید.
ابوطاهر بن حمزة بن الیسع قمی
او ثقه و راوی حدیث است. نجاشی او را از یاران امام رضا(ع) و راوی حدیث آن حضرت میداند.
أحمد بن عامر
یار فرهیخته امامرضا(ع) است. جد بزرگوارش «وهب بن عامر» از مردان جاوید تاریخ تشیع به شمار میآید. به سال ۶۱ هجری در یاری امامحسین(ع) به شهادت میرسد. أحمد بن عامر راوی حدیث نیز هست و پسرش عبدالله بن أحمد از وی روایت میکند.
ادریس بن عبدالله اشعری قمی
دانشمند و دارای کتاب است. از زکریا حسین بن عثمان و برادرش عبدالملک از او روایت میکنند که دانش او مرهون بهرهگیری از حضرت امامصادق(ع)، امامکاظم(ع) و امامرضا(ع) است. بیشک فردی که دانش خود را از سه معصوم آموخته باشد در گفتار ثقه و در رفتار و کردار نیز قابل الگوگیری است.
ادریس بن حسین اشعری قمی
این راوی ثقه شمرده میشود، نزد امامرضا(ع) شرفیاب میشود و به فراگیری دانش میپردازد و از آن حضرت روایت میکند.
ادریس بن یقین
وی اهل خراسان و از یاران امام رضا(ع) است. پیش از امام رضا(ع) نیز چندی به محضر حضرت موسی بن جعفر(ع) میرسد و از آن حضرت بهره میگیرد، اما بیشترین دوران بهرهگیری او نزد امامرضا(ع) است. شیخ طوسی هم او را در شمار یاران ابوالحسن(ع) نام میبرد.
اسحاق بن ابراهیم حضینی
در شمار یاران امام رضا(ع) است، توسط حسن بن سعید اهوازی نزد هشتمین پیشوای شیعیان میرسد و از آن حضرت بهره علمی و معنوی میبرد. در زمره روات حدیث است. از امام رضا(ع) روایت میکند: علی بن مهزیار اهوازی و پسرش حسن بن علی اهوازی از او روایت میکنند. برخی وثاقتش را تأیید میکنند.
اسحاق بن آدم
از شیفتگان علی بن موسی الرضا(ع) در شهر قم به شمار میرود. کتابی هم داشته که در حال حاضر در دست نیست. محمد بن ابیالخطاب آن را روایت میکند. به گفته ابوالعباس فضل بن حسان دالانی، کتاب اسحاق ابن آدم، مورد نقل محمد بن الحسین بن ابیالخطاب نیز هست.
منابع: کتب خلاصة الاقوال، قاموس الرجال و اعیان الشیعه و ensani.ir
بهترین مردم در روایتی از امیرالمومنین علیه السلام
امام علی (علیه السلام):
خَیرُ النّاسِ رَجُلٌ حَبَسَ نَفسَهُ فِی سَبیلِ اللّه ، یُجاهِدُ أعداءَهُ، یَلتَمِسُ المَوتَ أوِ القَتلَ فی مَصافِّهِ.
بهترین مردم کسی است که در راه خدا خویشتن داری می کند و با دشمنان او به نبرد برمی خیزد، و مرگ یا کشته شدن در میدان نبرد را آرزو می کند.
مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۷
آیا بهشت تنها پاداش انسان هاست؟
- سؤال
نهایت جاودانگی چیست؟ آیا بهشت تنها پاداش است و یا هدف لذت بردن آدمی است؟
- پاسخ
در دنیا جاودانگی گاهی حقیقی است و گاهی پنداری؛ امّا جاودانگی پنداری آن است که انسانهای کم ظرفیت هنگامی که به جایی رسیدند و برتری مختصری از نظر مقام و ثروت بر دیگران یافتند، گرفتار بلای غرور میشوند. نخست سعی میکنند امکانات خود را به رخ دیگران بکشند و آن را وسیله برتریجوئی قرار دهند؛ این همان است که قرآن با جمله «أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً» از آن یاد کرده است عشق و علاقه آنها به دنیا کمکم پندار جاودانگی آن را در نظرشان مجسم میسازد و فریاد «ما أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هذِهِ أَبَداً» «گمان نمیکنم این خوشیها را پایانی رقم زند» را سر میدهند ایمان به جاودانگی دنیای مادّی چون تضاد روشنی با رستاخیز دارد نتیجتاً به انکار معاد میانجامد و معتقدان به آن «وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» «گمان نمیکنم قیامتی در کار باشد» میگویند. [۱]
این پندار جاودانگی است. نه جاودانگی حقیقی امّا جاودانگی حقیقی این است که انسان رنگ الهی به خود بگیرد زیرا جاودانگی بدون متصل شدن به خدا امکان ندارد زیرا تمام جهان طبیعت روزی فانی خواهد شد و قرآن میفرماید: «کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ» [۲] طبیعت این جهان مادّی فنا و نابودی است محکمترین بناها و بادوامترین حکومتها، قویترین انسانها، و هر چیز که مستحکمتر از آن یافت نمیشود سرانجام کهنه و فرسوده و نابود میشود و همه بدون استثنا فناپذیرند امّا اگر بتوان این موجودات را به نحوی با ذات پاک خداوند پیوند داد و برای او و در راه او به کار انداخت رنگ جاودانگی به خود میگیرند؛ چراکه ذات پاکش ابدی است و هر چیز که نسبتی به او دارد رنگ جاودانگی و ابدیت مییابد اعمال صالح ابدی هستند.
شهیدان حیات جاودان دارند پیامبران و امامان و دانشمندان راستین مجاهدان راه حق تاریخشان توأم با ابدیت است چرا که همه رنگ الهی دارند. [۳] پس در دنیا هر چیزی که در رابطه با خدا باشد و اتصال به خداوند پیدا کند جاودانگی پیدا میکند چون خداوند جاوید است و امّا در آخرت همه چیز جاودانه است و جهان پس از مرگ جهانی است جاودانه و بهشتیان در بهشت جاودانه میمانند و جهنمیان در جهنم.
ابیبصیر از امام باقر ـ علیهالسّلام ـ نقل میکند که فرمود وقتی اهلبهشت داخل بهشت میشوند و اهل جهنم به آتش درمیآیند مرگ را به صورت گوسفندی درمیآورند و بین بهشت و دوزخ سر میبرند و میگویند دیگر برای احدی مرگ نیست و هرکس تا ابد در جای خود هست، در این هنگام اهلبهشت میگویند آیا دیگر ما نمیمیریم مرگ ما همان مرگ اول بود؟ و آیا ما عذاب نمیشویم؟ راستی این چه رستگاری عظیمی است و برای چنین مقامی شایسته است تلاشگران تلاش کنند، علاّمه طباطبائی میفرماید: سر بریدن مرگ به صورت گوسفند در روز قیامت از روایات معروف بین شیعه و اهلسنت است و این در حقیقت تمثیلی است از جاودانگی زندگی آخرت. [۴]
پس نهایت جاودانگی این است که انسان رنگ الهی پیدا کند که در آن صورت است که انسان از خدا راضی است و خدا از انسان که در سورة مبارکه مائده آمده است «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» [۵] هم خداوند از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود خواهند بود.
به این ترتیب کافران و مشرکان در جهنم جاویدانه خواهند بود و بهشتیان در بهشت جاویدانه خواهند بود و جاودانگی انسان در خشنودی خداست و اینکه انسان احساس کند که مولا و محبوب و معشوق و معبودش از او راضی است و نشانه این رضا و خشنودی آن است که هرچه از مواهب در تصور میگنجد یا نمیگنجد به او عنایت فرموده است.
امّا اینکه آیا بهشت تنها پاداش است؟ و یا هدف لذت بردن آدمی است؟
باید گفت که بهشت پاداش است برای مؤمنان و پاداشی که آخرین درجه لذت را نیز از آن میتوان برد امّا لذت انواع و اقسامی دارد.
لذات مادّی و لذات معنوی و لذات مادّی نیز یک وقت از خورد و خوراک است و گاه از غریزههای دیگر مانند غریزه جنسی و امثال آن؛ امّا برترین لذتها لذات معنوی است که قابل مقایسه با لذات مادّی نیست و این لذت معنوی از لقاءالله و همنشینی با انبیاء و اولیاء الهی به دست میآید.
چنانکه امام خمینی میفرماید: برترین مرتبة بهشت بهشت لقاء است که اعلا مرتبه بهشت است و آخرین مرتبة بهشت، لقاءالله است و آن جایی است که غیراز انسان هیچ کس راه ندارد فقط انسان راه دارد، وصول به لذّات جمال الهی و رسیدن به بهجتهای (سرور) انوار سبحات غیر متناهی که عبارت است از جنّت لقاء و این مرتبه یعنی جنّت لقاء از مهمات مقاصد اهل معرفت و اصحاب قلوب است و دست آمال نوعاً از آن کوتاه است و اوحدی از اهل معرفت به سعادت این شرف مشرفند. [۶]
و بالاترین لذتها این است که انسان احساس کند خداوند تبارک و تعالی از او راضی است این احساس رضایت آنچنان نشاطی به انسان میبخشد که با هیچ چیز برابر نیست آری لذت درک رضای محبوب از بالاترین لذات معنوی است لذتی است آمیخته با احساس شخصیت و ارزش وجودی؛ چراکه اگر ارزش و شخصیتی نداشت از سوی محبوب بزرگش پذیرفته نمیشد قرآن کریم کراراً به این نکته لطیف اشاره کرده و بر آن تکیه نموده است در آیه ۵ سورة آلعمران بعد از ذکر باغهای سرسبز بهشتی و همسران پاک و پاکیزه میافزاید (و رضوانٌ من الله) برای پرهیزکاران خشنودی خداوند است، این نعمتی است برتر از همة آنها در یک جمله کوتاه و سربسته بیان شده است.
در آیه ۷۲ سورة توبه از این مسأله کمی پرده بالاتر میزند و بعد از بیان شمّهای از نعمتهای مادّی بهشت از جمله باغهای پرطراوتی که نهرها از زیر درختانش جاری است و همچنین مسکنهای پاکیزه بهشتی میافزاید: «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ» رضا و خشنودی خدا از همة اینها برتر است سپس آیه را با این جمله پایان میدهد «ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» پیروزی بزرگ همین است تعبیر به اکبر و همچنین «ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» به خوبی نشان میدهد که هیچ موهبتی از مواهب الهی به این پایه نمیرسد به گونهای که جمله اخیر که مفهوم حصر را در بردارد میگوید: پیروزی بزرگ همین است و بس و ما هیچیک از مواهب مادّی جهان دیگر را نمیتوانیم در این قفس دنیا و محیط محدود در فکر خود ترسیم کنیم تا چه رسد به آن نعمت بزرگ روحانی و معنوی یعنی رضوانالله. [۷]
پی نوشت ها:
[۱] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات اسلامیه، ج ۱۲، ص ۴۳۹.
[۲] . الرحمن/ ۲۶ـ۲۷.
[۳] . تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۳۹۰.
[۴] . طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج ۱۷، ص ۲۱۵.
[۵] . مائده/ ۱۱۹.
[۶] . رحیمپور، فروغ السادات، معاد از دیدگاه امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۲۹۷.
[۷] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر موضوعی پیام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۹، ص ۲۹۳ـ۲۹۵.
پیام آیه "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ"
* رأفت
واژه (رأفـت) بـا واژه (رحـمـت) تـقـریـبـاً مـترادف و به معنای مهربانی و خوبی نسبت به دیـگـران اسـت. رحـمـت اگـر صـفـت خـداونـد سـبـحـان قـرار گـیـرد بـه مـعـنـای نـعـمـت بـخشی و تفضّل خواهد بود و اگر درباره انسان به کار رود معنای دلسوزی و ملاطفت دارد.۶۷
رأفت و رحمت الهی ، به طور عام شامل همه انسان ها می شود؛
(اِنَّ اللّهَ بِالنّاسِ لَرَءُوفٌ رَحیمٌ)۶۸
همانا خداوند نسبت به مردم رحیم و مهربان است .
و به شکل ویژه ، مؤمنان را در برمی گیرد:
(..اِنَّهُ بِهِمْ لَرَءُوفٌ رَحیمٌ)۶۹
خداوند نسبت به آنها (پیامبر، مهاجرین ، انصار و پیروان پیامبر) مهربان و رحیم است .
از سوی دیگر رأفت و مهربانی بی شائبه رسول اکـرم (ص) هـمـواره دل و روح مـؤمـنـان واقـعـی را مـی نـوازد و دل رحـیـم و دریـایـی آن بـزرگوار، کم ترین ناراحتی پیروان خویش را بر نمی تابد و رنج امّت ، نخست روح لطیف او را آزرده می سازد:
(لَقـَدْ جـأکـُمْ رَسـُولٌ مـِنْ اَنـْفـُسـِکـُمْ عـَزیـزٌ عـَلَیـْهِ مـا عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَءُوفٌ رَحیمٌ)۷۰
بـی تـردیـد، پـیـامـبـری از خـود شـمـا به سویتان آمد که بر او سخت گران است شما در رنج بیفتید، بر هدایت شما حریص و نسبت به مؤمنان ، مهربان و رحیم است.
رأفت مؤمنان نسبت به یکدیگر
مـؤمـنـان هـمـواره از دو مـحور خدا و پیامبر، مورد رأفت و مهربانی اند؛ خداوند از دریای بیکران رحـمـت و نـعـمت خویش ، بدانان تفضّل و انعام می کند و دمادم فیض ربوبی بر مؤمنان فرو می ریـزد و رسـول خـدا(ص ) نـیـز بـا دلی رؤوف و مـهـربان ، مردم را برای یافتن طریق سعادت راهـنـمـایـی مـی کـنـد و پـر واضـح اسـت کـه هـیـچ گـونـه بـخـل و تـنـگ چشمی به دریای رحمت الهی و حریم مقدس نبوی راه ندارد، همچنین فرشتگان مقرّب الهـی نـیـز گـاه و بیگاه برای سعادت و بهروزی مؤمنان ، دست به دعا بر می دارند و چنین می سرایند:
(...رَبَّنـا وَسـِعـْتَ کـُلَّ شـَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ)۷۱
پـروردگـارا تـو بـا رحـمـت و دانـش خویش بر همه چیز احاطه داری ، بنابراین ، کسانی را که توبه کرده و راه تو را دنبال می کنند، بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار.
بر این اساس ، مؤمنان از زمین و آسمان ، مورد عنایت و رأفت قرار دارند و در سلوک الی اللّه و پیمودن راه تکامل ، غرق نعمت و رحمتند، از این رو در میان خویش نیز باید رشته رأفت و رحمت را بـرقـرار و مـحـکـم سـازنـد و نـسـبـت بـه یکدیگر مهربان و دلسوز باشند؛ سعادت و کامیابی هـمـدیـگـر را طـلب کـنـنـد، بـرادرانـه در رفـع مـشـکـلات هـم بـکـوشـنـد و دل خود را از محبت به دیگران مالامال سازند و خشم و نفرت خویش را ارزانی ضد خدایان نمایند.
چنین امری هم سفارش قرآن و روایات و هم خواست فطرت انسانی است:
الف ـ دیدگاه قرآن
قرآن کریم، ویژگی مهمّ پیروان واقعی اسلام را مهربانی نسبت به یکدیگر و تنفّر و انزجار از دشمنان اسلام دانسته می فرماید:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ...)۷۲
محمّد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، بر کفار سختگیر و با همدیگر مهربانند.
پیشوای ششم در توضیح این آیه فرموده است:
بـر مـسـلمـانـان لازم است که در پیوند و همکاری بر مهربانی و مواسات با نیازمندان و عطوفت نسبت به یکدیگر تلاش کنند تا چنین شوند که خداوند در این آیه فرموده است .۷۳
پیام لطیف این آیه آن است که اگر کسی ادّعای مسلمانی کند، ولی نسبت به مؤمنان رؤوف نباشد یـا نـسـبـت بـه دشـمنان آنان کینه و دشمنی نورزد، در واقع مسلمان نیست و در ایمان چنین افرادی بـایـد تـردیـد کـرد.
ایـن مـطلب تحت عناوینی چون (توّلی و تبّری ) ـ در فروع دین و (حبّ و بـغـض فـی اللّه ) ـ در اخـلاق اسـلامـی ـ و... مـطـرح اسـت و هـرگـز قابل خدشه نیست .
از سوی دیگر، دوستی و مودّت مؤمنان با تقوا عطیّه ای الهی شناخته شده و در قرآن آمده است :
(اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً)۷۴
مـسـلّمـاً کـسـانـی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می دهند، به زودی خداوند رحمان برای آنان محبتی در دل ها قرار می دهد.
و با صراحت می فرماید:
(لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاْ خِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا ابائَهُمْ اَوْ اَبْنأهُمْ أوْ إِخْوانَهُمْ أوْ عَشیرَتَهُمْ...)۷۵
هـیـچ گـروهـی را نـیـابـی کـه بـه خـدا و روز بـازپـسـین ایمان دارند و کسانی را که با خدا و رسـولش مـخـالفت کرده اند دوست بدارند. گر چه پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند!
ب ـ دیدگاه معصومین علیهم السلام
مـعـصـومـیـن عـلیـهـم السـلام نیز بر ضرورت دوستی و محبت مؤمنان تأکید دارند وآن را لازمه مسلمانی می شمارند؛
رسول اکرم (ص )، خیر و سعادت امّت را در گرو محبت و مهربانی دانسته ، می فرماید:
(لا تَزالُ اُمَّتی بِخَیْرٍ ما تَحابُّوا...)۷۶
امّت من مادامی که همدیگر را دوست داشته باشند، در خیر و خوشی هستند.
و در سخنی دیگر فرمود:
(اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ رَحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رَحیمٍ)۷۷
براستی که خداوند بزرگ ، مهربان است و هر انسان مهربانی را دوست دارد.
امام صادق (ع) به یاران خویش چنین سفارش می کرد:
(اِتَّقـُوا اللّهَ وَ کـُونـُوا اِخـْوَةً بـَرَرَةً مـُتـَــحـابـّینَ فِی اللّهِ، مُتَواصِلینَ، مُتَراحِمینَ، تَزاوَرُوا وَ تُلاقُوا...)۷۸
تـقـوای الهـی پـیـشـه کـنـیـد و بـرادران خـوبـی بـاشـیـد، بـه خـاطـر خـدا دوسـتـدار یـکدیگر، مـتصل و مرتبط به هم و نسبت به هم مهربان باشید، به زیارت یکدیگر بروید و با هم دیدار کنید.
ج ـ خواست عقل و فطرت
فـطـرت پـاک و عـقـل سیلم نیز بر صفت زیبای مهربانی و غمخواری انسان ها نسبت به یکدیگر صـحـّه مـی گـذارد و کـیـنـه تـوزی و بـی مـهـری نـسـبـت بـه هـمـکـیـشـان را تـوبـیـخ مـی کـنـد رسول گرامی اسلام (ع )، لازمه خردناب را چنین بیان می کند:
(رَأسُ الْعـَقـْلِ بـَعـْدَ الدّیـنِ التَّودُّدُ اِلَی النـّاسِ وَ اصـْطـِنـاعُ الْخـَیـْرِ اِلی کـُلِّ اَحـَدٍ؛ بـَرٍّوَ فاجِرٍ)۷۹
اوج خـردمـنـدی پـس از دیـنداری ، دوستی با مردم و نیکوکاری نسبت به هر فردی است ؛ [خواه آن فرد] نیکوکار باشد یا بدکار.
امیرمؤمنان (ع) نیز در سخنان نغزی به تشریح جنبه عقلانی دوستی و مهربانی پرداخته ، می فرماید:
(مَنْ لَمْ یَرْحَمْ لَمْ یُرْحَمْ)۸۰
هر کس مهربانی نکند، مهربانی نمی بیند.
این یک قاعده عقلی است که اگر افراد یک جامعه مهربان و دلسوز باشند، همه نسبت به یکدیگر غـمـخـوار و بـا عـاطـفـه مـی شـونـد در نـتـیـجـه هـر کـس در حـالی کـه خـود دل رحـم و رؤ وف اسـت ، مـورد لطـف و مـهـربـانی دیگران نیز واقع می شود. چنانکه عکس آن نیز صادق است .
همان حضرت فرمود:
(کَما تَرْحَمُ تُرْحَمُ)۸۱
همان گونه که مهربانی کنی ، مهربانی می بینی .
نـکـته دیگری را که امام بدان اشاره کرده است ، اثر وضعی بی رحمی و خشونت به انسان ها و بـی تـفاوتی در برابر غم دیگران است که به طور طبیعی و در قالب یک سنّت الهی ، ظهور می کند و عقل سالم نیز بدان دست می یابد و آن اینکه :
(مَنْ لَمْ یَرْحَمِ النّاسَ مَنَعَهُ اللّهُ رَحْمَتَهُ)۸۲
هر کس به مردم ، رحم نکند، خداوند رحمتش را از او دریغ می دارد.
اولویت ها
گـر چـه رأفت و مهربانی در مرحله نخست باید عمومی و فراگیر باشد، ولی افراد جامعه از نـظر نیاز به لطف و دلسوزی ، یکسان نیستند و بدیهی است آنان که در کشاکش روزگار، بیش از دیگران سختی و ستم را متحمل شده اند، بیشتر به محبت نیازمندند.
به تعبیر امام علی (ع ):
(اَوْلَی النّاسِ بِالرَّحْمَةِ الْمـُحْتاجُ اِلَیْها)۸۳
سزاوارترین مردم به مهربانی ، نیازمند به آن است .
از نظر روایات ، برخی از کسانی که از چنین اولویتی برخوردارند، عبارتند از:
۱ـ دانشمندی که قدرش مجهول باشد و همچون نادانان با او رفتار شود.
۲ـ بزرگواری که گرفتار انسان پستی شده باشد.
۳ـ نیکوکاری که زیر دست بدکاران قرار گرفته است .
۴ـ عزیزی که خوار گشته است .
۵ـ ثروتمندی که فقیر شده باشد.
امیرمؤمنان (ع ) درباره سه دسته اول فرموده است :
(اَحَقُّ النّاسِ بِالرَّحْمَةِ عالِمٌ یَجْری عَلَیْهِ حُکْمُ جاهِلٍ وَ کَریمٌ یَسْتَوْلی عَلَیْهِ لَئیمٌ وَ بِرُّ تَسَلَّطَ عَلَیْهِ فاجِرٌ)۸۴
سـزاوارتـریـن مردم به ترّحم، دانشمندی است که حکم جاهلی بر وی اجرا گردد [یا جاهلی بر او حـکـم راند] و بزرگواری که انسانی پست بر او دست یافته ، و نیکوکاری که بدکاری بر او چیره گشته است .
امام صادق (ع ) درباره سه دسته آنها می فرماید:
(اِنـّی لاََرْحَمُ ثَلاثَةً وَ حَقُّ لَهُمْ اَنْ یُرْحَمُوا؛ عَزیزٌ اَصابَتْهُ مَذَلَّةٌ بَعْدَ الْعِزِّ وَ غَنِیُّ اَصابَتْهُ حاجَةٌ بَعْدَ الْغِنی وَ عالِمٌ یَسْتَخِفُّ بِهِ اَهْلُهُ وَ الْجَهَلَةُ)۸۵
مـن به سه دسته ترحّم می کنم و سزاوار ترحّم هم هستند: عزّتمندی که پس از عزّت ، خواری ای بـه او روی آورده وتـوانـگـری کـه پـس از دارایـی ، نـیـازمـنـدی نـصـیبش گشته و دانشمندی که نزدیکان و نادانان او را بی قدر کرده اند.
۶ـ پـدر و مـادر: قـرآن مـجید، مهربانی همراه با تکریم و احترام را نسبت به پدر و مادر واجب می داند:
(وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیراً)۸۶
بـال تـواضـع را از [روی ] محبت برای آن دو بگشا و بگو: پروردگارا به آن دو رحم کن چنانکه مرا در کوچکی پرورش دادند.
۷ـ کودکان : امام علی صلوات اللّه علیه می فرماید:
(اِرْحَمْ مِنْ اَهْلِکَ الصَّغیرَ وَ وَقِرِّ الْکَبیرَ)۸۷
به کودکان خاندانت ترحّم کن و بزرگان را احترام نما.
۸ـ گـنـاهـکـاران : ایـن گروه نیز به سبب از دست دادن ارزش های واقعی و انسانیت خویش ، شاید بیش از دیگران قابل ترحم باشند و نیکان و پاکان باید با دلسوزی و مهربانی ، این محروم شـدگـان از مـعـنـویت ها را بیشتر رسیدگی کنند و آنان را به سوی سعادت و راه مستقیم رهنمون گردند. امیرمؤمنان (ع ) دراین باره نیز می فرماید:
اِنَّمـا یـَنـْبـَغـی لاَِهـْلِ الْعـِصـْمـَةِ وَ الْمـَصـْنـُوعِ اِلَیـْهـِمْ فـِی السَّلامـَةِ اَنْ یـَرْحـَمـُوا اَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَهِ)۸۸
هـمـانـا شـایـسـتـه اسـت کـه خـویـشـتـن دارانِ از مـعـصیت و سلامت یافتگان [از گناه و زشتی] به اهل گناه و معصیت ترحّم کنند.
پی نوشت ها:
۶۷ ـ مفردات ، راغب اصفهانی ، واژه های رأف و رحم .
۶۸ ـ بقره (۲)، آیه ۱۴۳.
۶۹ ـ توبه (۹)، آیه ۱۱۷.
۷۰ ـ همان ، آیه ۱۲۸.
۷۱ ـ غافر(۴۰)، آیه ۷.
۷۲ ـ فتح (۴۸)، آیه ۲۹.
۷۳ ـ اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۷۴.
۷۴ ـ مریم (۱۹)، آیه ۹۶.
۷۵ ـ مجادله (۵۸)، آیه ۲۲.
۷۶ ـ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۹۹.
۷۷ ـ همان ، ص ۳۹۴.
۷۸ ـ اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۷۵.
۷۹ ـ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۹۲.
۸۰ ـ شرح غررالحکم ، ج ۵، ص ۲۴۵.
۸۱ ـ همان ، ج ۴، ص ۴۲۳.
۸۲ ـ همان ،ج ۵، ص ۴۰۹.
۸۳ ـ شرح غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۱۱.
۸۴ ـ همان ، ص ۴۳۱.
۸۵ ـ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۰۵.
۸۶ ـ اسرأ(۱۷)، آیه ۲۴.
۸۷ ـ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۹۹.
۸۸ ـ نهج البلاغه ، خطبه ۱۴۰، ص ۴۲۸.
سیره قرآنی امام رضا (علیه السلام)
حضرت هر سه روز یک بار قرآن را ختم می کرد و آنگاه می فرمود: اگر می خواستم زودتر از سه روز آن را به پایان برسانم، می توانستم «اما نخواستم چنین کنم.» زیرا در موقع تلاوت به هر آیه که می رسیدم در آن فکر و اندیشه می کردم که درباره چه چیزی و در چه زمانی نازل شده است.
قرآن در زندگی امام رضا علیه السلام
عشق فراوان امام رضا علیه السلام به کتاب خدا او را بر آن داشت تا نخست در زندگی فردی اش از آن بهره ببرد. نه زمان برای او مطرح بود و نه مکان و نه روز و شب که موارد زیر بهترین گواه این مدعا است:
هر سه روز یک بار ختم قرآن
ابوذکوان عشق زائد الوصف امام رضا علیه السلام به قرآن کریم را این چنین توصیف کرده است:
حضرت هر سه روز یک بار قرآن را ختم می کرد و آنگاه می فرمود: اگر می خواستم زودتر از سه روز آن را به پایان برسانم، می توانستم «اما نخواستم چنین کنم.» زیرا در موقع تلاوت به هر آیه که می رسیدم در آن فکر و اندیشه می کردم که درباره چه چیزی و در چه زمانی نازل شده است. بدین جهت در هر سه روز یک بار قرآن را به پایان می رسانم. [۱]
قرآئت قرآن در بستر خواب
عشق فراوان امام رضا علیه السلام به این کتاب آسمانی او را بر آن داشت تا علاوه بر روز، در شب نیز قرآن بخواند و حتی آیات زیادی را در آستانه خواب و در رختخواب تلاوت می کرد.
رجاء بن أبی الضحّاک که گزارشی از سفر امام داده چنین گوید:
امام به هنگام خواب در رختخواب خویش فراوان قرآن می خواند و هرگاه به آیه ای می رسید که در آن یادی از بهشت یا جهنّم آمده بود، گریه می کرد و از خداوند بهشت را درخواست می نموده و از آتش جهنم به او پناه می برد. [۲]
هزار ختم قرآن در یک پیراهن
شیخ طوسی در کتاب امالی به سند خود از علی بن علی فرزند برادر دعبل خزاعی نقل کرده که در سال ۱۹۸ ق. همراه برادرم دعبل خدمت امام رضا علیه السلام رسیدیم و تا پایان سال ۲۰۰ ق. در محضرش اقامت داشتیم و سپس به قم رفتیم. بعد از آن که امام رضا علیه السلام به برادرم دعبل پیراهن پشمینة سبز رنگی به همراه انگشتری که نگینش عقیق بود، هدیه کرد، همچنین به او درهم هایی که نام آن حضرت بر آن نقش بسته بود، مرحمت نمود و به او فرمود: ای دعبل به قم برو که در آنجا سود و بهره خواهی یافت. و به او یادآور شد: از این پیراهن به خوبی محافظت کن که من در این پیراهن هزار شب هزار رکعت نماز خوانده ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده ام. [۳]
قرائت سُوَر گوناگون در نماز
امام رضا علیه السلام در نمازهای واجب و مستحب در شب و روز از سوره های متنوع و گوناگونی استفاده می فرمود و قرائت می کرد.
رجاء بن أبی الضحاک که در سفر امام از مدینه تا مرو همراه آن حضرت بوده، در گزارشی مفصل به این مسأله اشاره کرده است:
امام رضا علیه السلام در اول ظهر شش رکعت نماز مستحبی می خواند که پس از سوره حمد سوره های یا ایها الکافرون و قل هو الله احد ر می خواند و در دور رکعتی که پس از نماز جعفر طیار می خواند از سوره های ملک و هل أتی استفاده می کرد. و همچنین در رکعت وتر سوره های قل أعوذ برب الفلق و قل أعوذ برب النّاس را تلاوت می کرد.
و در نمازهای واجب خود پس از سوره حمد از سوره های انا انزلناه فی لیلة القدر و همچنین در ظهر جمعه سوره جمعه و سوره منافقین و در نماز عشاء در شب جمعه سوره سبّح و در نماز صبح روز دو شنبه و پنج شنبه در رکعت دوم پس از حمد سوره غاشیه را تلاوت می فرمود. [۴]
۲. اذکار امام پس از تلاوت برخی سوره ها
محدّثان و راویان حدیث نقل کرده اند که امام رضا علیه السلام پس از تلاوت برخی آیات قرآنی و یا در پایان برخی از سوره های قرآن به طور آهسته یا بلند جملاتی را بر زبان جاری می کردند که بخشی از آنها را رجاء بن أبی الضحاک برای ما نقل کرده است.
وی می گوید: امام رضا علیه السلام در تمام نمازهای خود در شبانه روز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند می گفت و هرگاه آیه قل هو الله أحد را تلاوت می کرد، پس از آن آهسته می گفت: الله أحد و هر گاه سوره توحید را به پایان می رساند سه مرتبه می فرمود: کذلک الله ربّنا.
و اگر سوره جحد را می خواند آهسته می فرمود: یا ایهاالکافرون، و وقتی از تلاوت سوره فارغ می شد می فرمود: ربی الله و دینی الاسلام.
و هرگاه سوره والتین والزیتون را تلاوت می کرد در پایان می فرمود: بلی و أنا علی ذلک من الشاهدین. و هرگاه سوره لااقسم بیوم القیامة را تلاوت می کرد در پایان می فرمود: سبحانک اللهم بلی. و به هنگام تلاوت سوره جمعه می فرمود: قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة للذین اتقوا والله خیر الرّازقین.
و هرگاه از سوره حمد فارغ می شد می فرمود: الحمد لله ربّ العالمین، و اگر سوره سبّح اسم ربک الأعلی. و نیز اگر به آیه یا ایهاالذین آمنوا می رسید، آهسته می فرمود: لبیک اللهم. [۵]
۳. تکیه گاه کلام امام رضا علیه السلام
امام رضا علیه السلام در تمام زمینه ها و مسائل دینی و علمی و عقیدتی و فقهی از این کتاب آسمانی و این منبع پر فیض الهی کاملاً بهره می برد. و در هر سخن یا بیان به کلام الله مجید تکیه کند. صدوق در امالی از ابوذکوان از ابراهیم بن ابی العباس نقل کرده که می گفت: ندیدم چیزی را از امام رضا علیه السلام بپرسند که جوابش را نداند؛ بلکه جواب همه چیز را می دانست و نیز داناتر از او به زمان خویش را هرگز مشاهده نکردم.
مأمون پیوسته با پرسش های گوناگون خود امام را می آزمود؛ اما ایشان به همه پرسش های وی جواب می داد. تمام گفته های امام رضا علیه السلام و پاسخ های وی برگرفته از قرآن کریم بود. [۶]
قرآن در زندگی امام رضا علیه السلام
قرآن کریم در بین مسلمانان آنقدر رفیع است که هیچ کس نمی تواند در برابر آن بی اهمیت باشد چه رسد به مقام منیع امامت که خود حافظ دین و حامی کتاب خداست. امام رضا علیه السلام در ابعاد گوناگون از جمله بعد اجتماعی به رهنمودهای قرآن عنایت داشته اند: حضرت از آحاد ملت اسلامی خواسته تا اهمیت بیشتری به قرآن کریم داده و موارد زیر را در زندگی خود اعمال کنند.
اهتمام به قرآن
امام رضا علیه السلام با سفارش به یاران خود از جمله ریان به وی فرمود: کلام الله لا تجاوزه و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلّوا؛ قرآن سخن خداست، از مرز او تجاوز نکنید و هدایت را جز در پرتو قرآن نجویید و در غیر این صورت گمراه خواهید شد. [۷]
تلاوت کتاب خدا
شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا به سند خود از حضرت امام رضا علیه السلام از پدران خود از رسول خدا نقل کرده که پیامبر۶فرمود: شش چیز از مروّت و جوانمردی است، سه کار در حضر و سه نوع رفتار در سفر. اما در وطن، اوّل، تلاوت کلام الله مجید؛ و دوم، آباد کردن مساجد؛ و سوم، اتحاد برادران در راه خدمت به جامعه. و امّا آن سه امر که در سفر است: اوّل، زاد و توشه را بی دریغ در اختیار همسفران گذاشتن؛ و دوم، حُسن خلق؛ و سوم، مزاح و شوخی بدون آمیختن با هیبت. [۸]
قرائت قرآن با صوت و ترتیل
قرآن زیبا است و هرچه به زیبایی اش کمک کند، بسیار پسندیده است. از جمله این که قرآن را باید با صدای رسا و صوت حسن قرائت نمود.
امام رضا علیه السلام از پدرانش از رسول خدا۶ نقل می کند: حسّنوا القرآن بأصواتکم، فانّ الصوت الحسن یزید القرآن حسناً؛ قرآن را با صوت نیکو زینت دهید، زیرا که صدای نیکو بر زیبایی قرآن می افزاید. [۹]
قرائت قرآن در ماه رمضان
محدث نوری از کتاب فقه الرضا در باب روزه آورده است که امام رضا علیه السلام فرمود: و أکثر فی هذا الشهر المبارک من قراءة القرآن والصلاة علی رسول الله۶؛ در این ماه شریف قرآن زیاد بخوان و فراوان بر رسول خدا صلوات و درود بفرست. [۱۰]
همچنین از پدران خود از علی علیه السلام از رسول خدا نقل می کند که فرمود: من تلافیه (شهر رمضان) آیه من القرآن، کان له مثل أجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور؛ کسی که یک آیه از قرآن در ماه رمضان بخواند مانند یک ختم قرآن است در ماه های دیگر. [۱۱]
ختم قرآن در مکه مکرّمه
علامه محدّث نوری در کتاب مستدرک آورده که در برخی از نسخه های فقه رضوی از امام رضا علیه السلام آمده است که فرمود: فإن قدرت أن لاتخرج من مکه حتی تختم القرآن فافعل فإنه یستحبّ؛ اگر می توانی از مکه خارج نشوی تا قرآن را در آنجا ختم کنی، این کار را انجام بده؛ زیرا بسیار شایسته است. و این کار، یکی از مستحبّات می باشد. [۱۲]
۲. رهنمود های اخلاقی
امام رضا علیه السلام با الهام از کتاب خدا، درس های اخلاقی خود را برای جامعه اسلام بویژه به منتسبان به اهل بیت بیان می فرمود.
امام علیه السلام با بیان آیات مربوطه به دیگران گوش زد می کرد که هرگز انتساب به پیامبر یا امام بدون توجه به عمل و پیروی از خدا باعث نجات انسان نخواهد بود. فریب برخی از گفتارها را نخورده و راه صلاح را در پیش گیرند.
گفت و گو با زید بن موسی
صدوق در عیون به سند خود از یاسر خادم نقل کرده: در زمانی که امام رضا علیه السلام در خراسان بود برادرش زید بن موسی در مدینه شورش کرد و دست به آتش سوزی و ویرانی و کشتار زد. بدین جهت او را زیدالنّار می گفتند.
مأمون عباسی دستور جلب او را صادر کرده بدین جهت زید را اسیر و به سوی مأمون بردند. مأمون گفت: زید را به نزد امام رضا ببرند.
یاسر گوید: وقتی زید را به نزد امام وارد کردند، حضرت به او فرمود: ای زید! ایا گفتار فرومایگان اهل کوفه تو را فریب داده که فاطمه دامان خود را پاک نگه داشت پس خداوند آتش را بر ذرِّیه اش حرام کرد.
خیر چنین نیست. این گفتار فقط درباره امام حسن و امام حسین علهیماالسلام است. پس اگر در خود می بینی که گناه کنی و به سوی بهشت وارد شوی و (پدرت) موسی بن جعفر خدا را اطاعت کند و داخل بهشت شود، پس تو نزد خداوند عزیزتر هستی، بدان که هیچ کس به آنچه که نزد خداوند است نمی رسد، مگر به اطاعت و پیروی از ذات حق. و اگر چنین گمانی کرده ای که با گناه و معصیت می توانی به آنها برسی زهی خیال باطل و سخت در اشتباه هستی.
زید گفت: من برادر تو و فرزند پدرت هستم!؟
امام رضا علیه السلام فرمود: تا زمانی برادر من می باشی که از خداوند اطاعت و فرمان ببری. بدان که نوح پیامبر فرمود: )رب إن ابنی من أهلی و إنّ وعدک الحق و أنت أحکم الحاکمین، فقال الله عزّوجلّ : یا نوح إنه لیس من اهلک إنه عمل غیر صالح([۱۳] پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعدة تو (در مورد نجات خاندانم) حقّ است و تو از همة حکم کنندگان برتری. خداوند فرمود: ای نوح! او از اهل تو نیست او عمل غیر صالحی است.
پس خداوند فرزند نوح را به دلیل گناه و معصیت از خاندان نوح بیرون شمرد. [۱۴]
دقّت در عمل به قرآن
محمد بن یحیی بن أبی عباد از عموی خود نقل کرده که از امام رضا علیه السلام چند بیت شعری شنیدم با اینکه سروده ها بسیار کم بود. آن حضرت فرمود:
کلّنا تأمل مدِّاً فی الأجل
والمنایا هنّ آفات الأجل
لا تغرَّنکَ أباطیل المنی
والزم القصد و دع عنک العلل
إنّما الدنیا کظلٍّ زائلٍ
حلّ فیها راکب ثمّ رجل
همه ما مردم آرزوی طول عمر را داریم، در حالی که مرگ آفت های آرزوها می باشد. پس آرزوهای باطل تو را فریب ندهند، و مواظب پیمودن راه باش و بهانه جویی ها را کنار بگذار؛ بدانکه دنیا همانند سایه از بین رفتنی است، همانند سواری است که برای لحظاتی توقف کند و سپس آنجا را ترک گوید.
گوید: عرض کردم، خداوند شما را عزیز بدارد، این اشعار از کیست؟
امام فرمود: سروده یکی از شما عراقیان است.
عرض کردم: این اشعار را از زبان ابوالعتاهیه [۱۵] شنیدم.
حضرت فرمود: نامش را بگو و این لقب را بر زبان جاری نکن، خداوند می فرماید: )ولاتنابزوا بالالقاب([۱۶]؛ با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید.
شاید این مرد از این لقب خوشش نیاید.
معروف این است که ابوالعتاهیه به مرد کم عقل و گمراه و احمق می گویند و مقصود امام این بود که اکتفا به نام شاعر و سراینده کن و هرگز از لقبی که کسی کراهت دارد، استفاده نکن؛ چون مصداق فرمایش خدا که می فرماید باالقاب زشت یکدیگر را یاد نکنید، خواهی بود.
پی نوشت ها:
۱. امالی صدوق، ص ۶۶۰؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص۹۰.
۲. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۲؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۴.
۳. امالی شیخ طوسی، ص ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۳۸.
۴. بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۴.
۵. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۰؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۴.
۶. امالی صدوق، ص ۶۶۰؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص۹۰.
۷. همان، ص ۳۲۶.
۸. قرآن در احادیث اسلامی، ص ۵۹.
۹. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۶۹.
۱۰. مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۶۷.
۱۱. فضائل الاشهر الثلاثه، ص علیه السلام ۷.
۱۲. مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۲۹۴.
۱۳. هود / ۴۴.
۱۴. عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۳۴.
۱۵. نام این سراینده و شاعر اسماعیل بن قاسم، شاعر معروفی است.
۱۶. حجرات / ۱۱.
۱۷. منتهی الامال، ج ۲، ص ۲۸۰؛ بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۷.































