emamian

emamian

پیروزی مقاومت فلسطین بر اشغالگر اسرائیلی در تجاوز اخیر به نوار غزه، معادلات جدیدی را در خصوص ازسرگیری درگیری‌ها، علل و زمان آن به وجود آورد و تغییرات زیادی در معادلاتی که تاکنون در فلسطین چیده شده بود، ایجاد کرد.

پایگاه خبری «عربی 21» با انتشار یادداشتی در این زمینه نوشت: «با وجود آن‌که پیشتر سه جنگ میان مقاومت در غزه و اشغالگران به وقوع پیوسته بود، اما در تاریخ جنگ‌های میان دو طرف، این نخستین بار بود که علت آغاز آن، تنها به نوار غزه مربوط نمی‌شد و یک موضوع نمادین در پشت آغاز این جنگ قرار داشت، همین امر موجب به وجود آمدن معادلات جدید همراه با آغاز یک انتفاضه فراگیر در فلسطین و همبستگی عربی گسترده شد. این معادلات  موجب شکست واقعیت تحمیلی موجود از سوی رژیم اشغالگر که با جداکردن مردم فلسطین از یکدیگر ایجاد کرده، شد.»

در این یادداشت معادلات جدیدی که با پیروزی مقاومت طی جنگ 12 روزه اخیر بر اشغالگران تحمیل شد، ذکر شده که در ادامه می‌آید: 

قضیه و آرمان فلسطین حذف‌شدنی نیست

در این یادداشت آمده است، پیروزی مقاومت برای قدس و مقابله آن با تجاوز اسرائیل در غزه موجب شد که آرمان و قضیه فلسطین به صدر قضایای عربی و اسلامی بازگردد.‌ وضعیتی که تنها در «یوم النکبه» (فاجعه اشغال فلسطین) در سال ۱۹۴۸ شاهد آن بودیم.

با وجود آن‌که اهتمام به فلسطین یک قضیه محوری و مرکزی و موضوع مشترک عرب‌ها و مسلمانان بود، اما طی سالهای اخیر، در سایه شعله‌ور بودن منطقه، جنگ سوریه و لیبی، بحران سیاسی مستمر در یمن، عراق و لبنان و شکاف‌های مستمر و شکست‌های بزرگ در کنار پیامدهای ضد انقلابی این قضیه به حاشیه رانده شده بود.

در ادامه این یادداشت آمده است: «از پیامدهای پیروزی مقاومت فلسطین، بازگشت قضیه فلسطین به صدر اخبار رسانه‌ها و محافل سیاسی خارجی و داخلی است. در حالی که طی دوره‌ای که عمر آن به هفت دهه می‌رسد _ به ویژه پس از عادی‌سازی روابط عربی با تل‌آویو و معامله قرن _ جانبداری زیاد از اسرائیل در جامعه بین‌الملل موجب شد که فلسطین از دایره توجه ویژه در این محافل خارج شده بود.»

نگارنده در ادامه تاکید می‌کند که فلسطین در نبرد رسانه‌ای و جلب حمایت افکار عمومی نیز گوی سبقت را از طرف اسرائیلی ربود و پیروز این عرصه نیز بود. به این ترتیب معادله‌ای جدید نمایان شد که با استناد به اظهارات اروپایی و آمریکایی به تعمیق روایت از قضیه فلسطین، بازگشت دیپلماسی بین‌المللی برای سخن گفتن از کشور فلسطین، حق فلسطینی‌ها در تشکیل و  به رسمیت شناختن آن و درخواست‌ها برای بازگشت به مذاکرات برای فرار از پیروزی مقاومت و پیامدهای آن منجر شد.

واقعیت موجود و تحمیلی (Status quo)

در ادامه این یادداشت آمده است: از جمله معادلاتی که پیروزی مقاومت آن را تغییر داد، شکست تلاش‌های اشغالگر اسرائیلی در باز تعریف وضعیت و واقعیت تحمیل شده در مسجدالاقصی و قدس معروف به «Status quo» به عنوان بخشی از طرح الحاق و سلطه بر اراضی فلسطینی بیشتر، بود. این امر با شعله‌ور شدن آتش انتفاضه گسترده مردمی در سراسر فلسطین از قدس تا کرانه باختری، اراضی اشغالی ۱۹۴۸ و غزه و بروز یک انسجام و وحدت ملی با وجود تمام تلاش‌های اشغالگران برای تقسیم جغرافیایی و جمعیت‌شناختی در فلسطین کاملا نمایان است.

بنا بر این تحلیل، این امر نشان داد که فلسطینی‌ها، وضعیت موجود و واقعیتی که رژیم اشغالگر سالهاست به دنبال تحمیل آن است، به رسمیت نمی‌شناسند و این رژیم در این زمینه نیز با شکست مواجه شد.

نویسنده در ادامه با اشاره به این‌که درگیری‌های روزانه و روتین میان فلسطینی‌ها و نظامیان صهیونیست و شهرک‌نشینان تندرو، ورود گشت‌های نظامی اسرائیلی در مناطق مختلف فلسطین از جمله کرانه‌باختری، شرق قدس اشغالی و دستگیری‌های مستمر فلسطینی‌ها عادی شده‌بودند و این‌چنین به نظر می‌رسید که فلسطینی‌ها تسلیم واقعیت موجود شده‌اند، نوشت که به مدد مقاومت و پیروزی آن ثابت شد که برعکس، هنوز این امور از پدیده‌های اشغالگری برای فلسطینیان به شمار می‌روند و کاملا مردود هستند و فلسطینی‌ها تسلیم واقعیت تحمیلی موجود نشده‌اند.

بازگشت ایمان به پیروزی

نگارنده در ادامه تاکید کرد که پس از پیروزی مقاومت فلسطین، پیشرفت نظامی حاصله و شکست‌های وارده به اشغالگر اسرائیلی موجب شد که بار دیگر از امکان پیروزی فلسطین سخن به میان آید و فلسطینی‌ها، عرب‌ها و فعالان بار دیگر از امکان پیروزی نهایی و عملی در روزی از روزها سخن گفتند زیرا به چشمهای خود دیدند که این امر میسر و قابل تحقق است.

عادی‌سازی روابط شکست خورد

بنا بر این یادداشت؛ برغم آن‌که، دوره گذشته، شاهد شتاب در عادی‌سازی رسمی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و بروز ناامیدی عمومی و تاثیر این عادی سازی بر آرمان فلسطین بودیم، اما جنگ اخیر آمد و با آن همبستگی عربی گسترده با مقاومت در غزه نیز آمد. ملت‌های عرب برای کتائب عزالدین القسام و سایر جناح‌ها و گروه‌های مبارز و حق ملت فلسطین و قضیه آن و قدس به فریاد درآمدند.

«محمد غازی الجمل» تحلیلگر سیاسی در این‌باره می‌گوید: «این نبرد، تلاش‌های کشورهای سازشگر برای دور کردن مردمشان از آرمان فلسطین را به شکست کشاند و شعار "فلسطین موضوع من نیست" را که رسانه‌ها و مزدوران الکترونیکی آنها تلاش داشتند به افکار عمومی این کشورها تلقین کنند، نابود کرد.»

به اعتقاد وی، با تحولات اخیر در فلسطین، مقوله «فلسطینی‌ها زمینهایشان را فروخته‌اند» که نظریه‌پردازان عادی‌سازی روابط برای توجیه تنها گذاشتن فلسطینی‌ها در مقابل رژیم اشغالگر از آن استفاده می‌کنند و می‌گویند نباید «دایه مهربان‌تر از مادر شویم» به کنار رفت. مردم فلسطین بار دیگر قهرمانی و تعصب خود بر مقدساتشان را به رخ کشیدند و باعث شگفتی جهانیان شدند. 

الجمل توضیح داد: «این نبرد، وجهه دولت اشغالگر را در منطقه که برخی کشورهای سازشکار آن را تبلیغ می‌کردند، متزلزل کرد. دولتی که در مقابل دشمنی مانند مقاومت غزه با امکاناتی محدود، بی‌ثبات شد. نبرد مقاومت همچنین بلندشدن صداهایی در عرصه بین‌المللی در انتقاد از تاثیر منفی توافق‌ عادی‌سازی روابط را تقویت کرد. تا جایی که «جوزپ بورل» نماینده عالی جدید اتحادیه اروپایی در امور سیاست خارجی و امنیتی گفت که عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل، این تصور را در میان برخی در اسرائیل به وجود آورده بود که قضیه فلسطین دیگر تمام شده است.»

به اعتقاد این تحلیلگر سیاسی، این نبرد، استقبال ملت‌های عرب از برقراری روابط نزدیک‌تر با دولت اشغالگر چه در کشورهایی که توافق عادی‌سازی را امضا کرده‌اند و چه کشورهایی که قصد این کار را دارند، تضعیف کرد.

کوچ اجباری

رژیم صهیونیستی طی سالهای گذشته سیاست کوچ اجباری را در فلسطین به طور کلی و شهر قدس به صورت خاص تشدید کرده بود اما پیروزی مقاومت در غزه برای محله «الشیخ جراح» که ساکنان آن با خطر کوچ اجباری مواجهند، این حُسن را داشت که اشغالگران مجبور شدند این مسأله را از بیم پیامدهای خطرناک آن به تاخیر اندازند.

نگارنده با اشاره به این دستاورد مقاومت تاکید کرد که اکنون دیگر مسأله الشیخ جراح در مرکز بحران با اشغالگر قرار گرفته است و کوچ اجباری زیر لنزهای جامعه بین‌الملل و همبستگی جهانیان قرار گرفته که برای اسرائیلی‌ها شرم‌آور است. این امر در سایر مناطق قدس و کرانه باختری مانند محله «بطن الهوی» در «سلوان» نیز منعکس خواهد شد. تاجایی که فعالان اجتماعی و فلسطینیان طی روزهای گذشته با انتشار ماجرای بطن‌الهوی بر ضرورت همبستگی با آن و حمایت از آن متمرکز شده‌اند.

شکست معادله «اسرائیلیزه کردن»

بر اساس این تحلیل، از دیگر معادلاتی که در جریان نبرد اخیر مقاومت غزه با اشغالگران تغییر کرد، معادله اسرائیلیزه کردن است. اسرائیل به صورت فشرده بر روی اجرای موفق این معادله تلاش می‌کرد و تاکید داشت که جهان را با قوانین جدید مربوط به فلسطین و آرمان آن متقاعد کرد و به آنها این‌چنین القاء کند که به فلسطینی‌ها به صورت برابر، تابعیت اسرائیلی می‌دهد.

در این یادداشت آمده است: دولت اشغالگر تلاش کرد تا این معادله را در داخل اراضی اشغالی ۴۸ اجرا کند و  به اسرائیلیزه کردن ساکنان این منطقه و به عبارت دیگر یهودی‌سازی فلسطینی‌ها پس از یهودی‌سازی سرزمین آنها روی آوَرَد تا دولت اسرائیل بتواند در جغرافیا، شکم‌های مردم، مزارعشان، منابع آبی و خدمات پزشکی، برق و جاده‌های آنها دست بِبَرد و در نهایت به سرویس‌های امنیتی، آموزش و پرورش و همه بخش‌های حیاتی آنها برسد. اما رویارویی اخیر و کمک ساکنان اراضی ۴۸ به قدس و مقاومت غزه، معادله اسرائیلیزه کردن را نیز به شکست کشاند.

استفاده از سلاح به عنوان یک اقدام نه واکنش 

نویسنده در ادامه نوشت که واکنش غزه به تجاوز اشغالگران به قدس اشغالی، معادله نمادین جدیدی را ایجاد کرد که موجب ایجاد یک موهبت ملی در سراسر فلسطین اشغالی شد و برای نخستین‌بار در تاریخ فلسطین، یک اعتصاب فراگیر در ۱۸ می ۲۰۲۱ صورت گرفت.

جنگ‌های گذشته به دلایلی آغاز می‌شد که به صورت مستقیم به منازعه میان جنبش حماس و اشغالگر اسرائیلی مربوط بود و در واکنش به تشدید محاصره نوار غزه و تجاوزها به آن یا ترور رهبران این جنبش و شاخه نظامی آن آغاز می‌شد. اما جنگ اخیر اقدام مقاومت غزه برای یاری و کمک به قدس و مرتبط با مبارزه ملی فلسطین در سراسر اراضی اشغالی بدون هیچ تقسیمی بود.

ضرورت ارتباط با حماس
جنگ اخیر اذهان آمریکایی و اروپایی و میانجیگران عرب را واداشت تا به اهمیت داخل کردن جنبش حماس در دایره اقدام سیاسی در عرصه بین‌المللی اذعان کنند.

«آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان تماسهایی با حماس برقرار کرد که نشانگر مهمی از گشایش بین‌المللی در مقابل این جنبش و پذیرفتن آن به عنوان یک بازیگر مهم در عرصه فلسطین است. مرکل گفت که تماسهای غیرمستقیم با جنبش حماس در غزه را تایید می‌کند و این مسأله برای دستیابی به آتش‌بس با اشغالگر اسرائیلی بسیار مهم است.
 
 به وجود آمدن این معادله جدید، می‌تواند فرصتی را برای بازگشت به مذاکرات غیرمستقیم میان حماس و اشغالگران درباره پرونده تبادل اسرا ایجاد کند. ضمن اینکه در اردن نیز، درخواست‌های مردمی برای از سرگیری روابط سیاسی با جنبش حماس و تاکید بر این‌که این جنبش، بازیگر اصلی در قضیه فلسطین است، طرح شد.

ضرورت‌های داخلی فلسطین

انتظار می‌رود که تماس‌های طرف‌های مختلف با جنبش حماس پس از این جنگ افزایش یابد و این امر فرصتی برای پایان دادن به تک‌روی تشکیلات خودگردان فلسطین، اصلاح سازمان آزادی‌بخش و توقف هماهنگی امنیتی است.

«عریب الرینتاوی» تحلیلگر سیاسی می‌گوید که به نظر می‌رسد که جهان در حال متقاعد شدن به عدم وجود تعادل و موازنه در میان نیروهای داخلی فلسطین است. امروز، حماس و نه تشکیلات خودگردان فلسطین، ستونی است که پایداری اسطوره‌ای ملت فلسطین به رهبری آن متکی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه‌های آقایان اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و زیاد نخاله دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، مبارزه با غاصبان فلسطین را مقاومت در برابر ظلم، کفر و استکبار خواندند و تأکید کردند: دلهای ما در صحنه مبارزات شما حاضر و دعای ما برای دوام استمرار پیروزی‌های شما، دائم است.

متن پیام‌های رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر مجاهد جناب آقای اسماعیل هنیه اعزّه الله
سلام علیکم
نامه‌ی جنابعالی را که در آن شرح و تحلیل جهاد اخیر فلسطین را مرقوم داشته‌اید، دریافت کردم. مبارزه‌ی شما، مقاومت در برابر ظلم و کفر و استکبار است و چنین مبارزه‌ئی مرضیّ خداوند عزیز قدیر و مصداق: اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم است. به حول و قوه‌ی الهی پیروز خواهید شد و ارض مقدّسه را از لوث وجود غاصبان تطهیر خواهید کرد ان‌شاءالله.

برادرتان سیّدعلی خامنه‌ای
دوشنبه ۱۲ شوال ۱۴۴۲
۳ خرداد ۱۴۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر مجاهد جناب آقای زیاد نخاله وفّقه الله و اَعانه
سلام علیکم
نامه‌ی برادرانه‌ی جنابعالی را دریافت کردم. جهاد بزرگ و پیروز شما برادران فلسطینی، چشم دوستدارانتان در سراسر جهان را روشن کرد. دلهای ما در صحنه‌ی مبارزات شما حاضر و دعای ما برای دوام و استمرار پیروزیهای شما، دائم است. وعده‌ی الهی راست است که فرمود: وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، و شما پیروزی نهائی را خواهید دید ان‌شاءالله و بحوله و قوّته.

برادر شما سیّدعلی خامنه‌ای
دوشنبه ۱۲ شوال ۱۴۴۲
۳ خرداد ۱۴۰۰

 

«ریاض المالکی» وزیر خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین با «مصطفی الکاظمی» نخست وزیر عراق در بغداد دیدار و گفتگو کرد.

بر اساس این گزارش، در این دیدار روابط دوجانبه عراق و فلسطین و پیامدهای تجاوزهای رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان به ویژه در نوار غزه و قدس اشغالی، بررسی شد.

الکاظمی تاکید کرد: عراق هرگز از موضع خود در قبال مسأله فلسطین دست نمی‌کشد. فلسطینیان همواره از حمایت‌های عراق در سطوح ملی، سیاسی و رسمی برخوردار خواهند بود.

از سوی دیگر المالکی نیز اعلام کرد: فلسطین از حمایت های عراق قدردانی می کند. ما تلاش می کنیم تا قدرت مسأله فلسطین در منطقه را افزایش دهیم و در این مسیر کمک عراق از اهمیت بسزایی برخوردار است.

مولوي غلام حیدر فاروقی مدیر حوزه علميه الصدیق و امام جمعه اهل سنت بیرجند  ضمن محکوم نمودن جنایات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه ملت مظلوم فلسطین،بیان نمود: متاسفانه شاهد جنایات بسیار فجیعی از سوی رژیم غاصب صهیونیستی هستیم؛ علاوه بر آنکه امت اسلامی باید به طور یکپارچه این جنایات را محکوم نمایند، علما ،اندیشمندان و اصحاب رسانه جهان اسلام باید به طور جدی و قاطعانه وارد میدان شده و  این اعمال دردمنشانه را محکوم نمایند.

وی افزود: پیامبر اسلام می فرماید: "کسی گره از کار مومنی را بگشاید خداوند متعال گره ها و مشکلات او را باز می کند؛ در روایات بسیاری تاکید شده است که مسلمانان در تمامی مسائل مرتبط با یکدیگر به یاری و کمک هم بشتابند و همدیگر را همراهی کنند.

وی ادامه داد: پیامبر اسلام در روایتی می فرمایند: « المسلم أخو المسلم، لا يظلمه، ولا يخذله، ولا يكذبه، ولا يحقره»؛ در قرآن کریم نیز بر این مسئله تاکید شده است که « انما المسلمون اخوه»؛ تاکیدات و توصیه های موکد قران کریم و پیامبر اسلام و بزرگان دین بر این موضوع، موکد براین است که یاری رساندن به برادران مسلمان خود در اولویت قرار دهید.

امام جمعه اهل سنت بیرجند، عنوان کرد: اکنون شاهد هستیم که مسلمانان و فلسطنیان در زیر ظلم و جور رژیم صهیونیستی گرفتار شده اند که بنا بر دستور خداوند متعال و احادیث و روایات، وظیفه همگان است که به یاری آنان بشتابند.

وی اضافه کرد: در این میان متاسفانه در بین برخی از کشورهای اسلامی اختلافاتی وجود دارد؛ این اختلافات و انحرافات در عادی سازی روابط با رژیم غاصب صهونیستی مانع حمایت ها به ملت مظلوم فلسطین شده است.

وی اظهار داشت: نکته دیگر این است که با توجه به ترفندهای دشمنان اسلام در تفرقه افکنی در بدنه امت اسلام؛ این اختلافات سبب شده است که هماهنگی و اتحاد لازم در حمایت از ملت های مظلوم مسلمان صورت نگیرد و به همین جهت قرآن کریم می فرماید: « ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم».

وی در پایان تاکید کرد: قدرت حدود یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمان در مقابل اسرائیلی که دارای جمعیت محدود می باشد، منفعل است و این نشان از عدم اتحاد کافی در میان مسلمانان می باشد که امیدواریم این اتحاد تقویت شده تا شاهد این فجایع نباشیم.

مولوی سید ابراهیم فاضل حسینی عضو شورای عالی مجمع تقریب و از علمای برجسته ی اهل سنت خراسان  ضمن اعلام انزجار خود از جنایات رژیم صهیونیستی بر حق مردم بی دفاع و مظلوم فلسطین، پیروزی ارزشمند نیروهای مقاومت فلسطینی بر رژیم غاصب صهیونیست را تبریک گفت و بیان نمود: خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»، هر که خدا را یاری کند خدا او را یاری خواهد کرد، که خدا را منتهای اقتدار و توانایی است؛ این نصرت و پیروزی درنتیجه مجاهدت مومنان در راه خدا است.

وی افزود: درپی پیام مسرت بخش و دلگرم کننده مقام معظم رهبری به ملت فلسطین پیرامون پیروزی مقتدرانه بر اسرائیل غاصب و کودک کش، جانی تازه به پیکره گروه های مقاومت فلسطین بخشید و آنان را استوارتر از گذشته و ثابت قدمتر از گذشته پایدارنمود.

مولوی فاضل حسینی، تصریح کرد: مشاهده کردیم در طول حدود یازده روز هیمنه امپرالیسم و استکبار جهانی فرو ریخت و حتی نتوانستند لحظه ای را استراحت و سلطه گری خود را ادامه دهند.

وی درپایان تاکید کرد: امیدواریم اقدامات گروه های مقاومت برای آیندگان درسی ماندگار باشد؛ تا امثال اسرائیل و دیگر ایادی استکبار جهانی آنان نسبت به اماکن مقدس مسلمانان و امت اسلامی دست درازی نکنند؛ آینده جهان از آن اسلام خواهد بود و دشمنان خوار و ذلیل خواهند گشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور عصر دوشنبه در جلسه شورای عالی هماهنگی سران قوا با اشاره به گرامیداشت سالروز آزادسازی خرمشهر گفت: اگر چه روز سقوط خرمشهر یکی از تلخ‌ترین روزهای آغازین جنگ تحمیلی بود، اما در مقابل روز فتح خرمشهر نیز زیباترین روز در دوران هشت ساله دفاع مقدس بود.
 
رئیس جمهور با بیان اینکه روزهای تلخ و شیرین زیادی در دوران جنگ داشتیم، اما شیرینی آزادسازی خرمشهر از دلنشین‌ترین اتفاقات این دوران پر افتخار بود، افزود: فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 61 همواره باعث افتخار و سربلندی این ملت بوده است و به روان شهیدان دفاع مقدس و به ویژه شهیدان آزادسازی خرمشهر و نیز به صبر و مقاومت قابل ستایش مردم خرمشهر درود می‌فرستیم و امیدواریم ادامه دهنده راه شهدا و ایثارگران باشیم.
 
روحانی در ادامه با اشاره به اعتراف مقام‌های آمریکایی به شکست سیاست فشار حداکثری علیه مردم ایران اظهار داشت: اعتراف دولت آمریکا به شکست تحریم‌ها، پیروزی دیگری را در تاریخ کشورمان ثبت کرد و در اثر پایداری و مقاومت ملت مردم ایران، آمریکایی‌ها امروز ناگزیرند همه تحریم‌های ناقض برجام را برطرف کنند و این پیروزی مضاعفی برای ایران خواهد بود.
 
رئیس جمهور تصریح کرد: این پیروزی حاصل صبر و مقاومت ملت ایران در طول سه و نیم سال گذشته با هدایت‌های مقام معظم رهبری بوده و دولت تمام توان خود را برای مدیریت سخت‌ترین دوران کشور به میدان آورده است.
 
روحانی اظهار داشت: با وجود شیوع کرونا در 15 ماه گذشته فشارهای مضاعفی به کشور وارد شد و به نوعی سخت‌ترین دوران را در یک قرن اخیر رقم زد.
 
روحانی در ادامه با تشکر از تدبیر مقام معظم رهبری برای ارائه پیشنهاد تشکیل شورای هماهنگی قوا خاطرنشان کرد: از سال 97 و با آغاز فشار حداکثری دولت آمریکا، تشکیل این شورا به دولت کمک کرد تا در برخی از مسائل که ساز و کارهای معمول اجازه سرعت در تصمیم‌گیری و اقدام را نمی داد، بتواند در مسیری کوتاه تر برای حل و فصل مسائل تصمیم‌گیری کند.
 
رئیس جمهور ادامه داد: مقام معظم رهبری علاوه بر ارائه پیشنهاد تشکیل این شورا، مصوبات آن را نیز در کوتاه‌ترین زمان تایید و ابلاغ فرموده اند و بابت این درایت و کمک، از مقام معظم رهبری و همه اعضای شورای هماهنگی قوا سپاسگزاری می‌کنم.
 
در ابتدای این جلسه و پیش از ورود به دستور، وزیر امور اقتصادی و دارایی گزارشی از وضعیت بازار سرمایه پیشنهادهای تکمیلی برای مدیریت بهینه بازار سرمایه ارائه کرد که پس از بحث و بررسی اعضا مورد تصویب قرار گرفت.
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با صدور بیانیه‌ای پیروزی مقاومت فلسطین در جنگ دوازده روزه با رژیم صهیونیستی را تبریک گفتند.
 
متن بیانیه رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم
 
سلام بر فلسطین مقتدر و مظلوم؛ سلام بر جوانان شجاع و غیور فلسطین، سلام بر غزه‌ی قهرمان و مقاوم، سلام بر حماس و جهاد و همه‌ی گروههای جهادی و سیاسی فلسطین.
 
خداوند عزیز و قدیر را برای نصرت و عزتی که به مجاهدان فلسطینی عطا کرد سپاس میگویم، و نزول سکینه و طمأنینه بر دلهای مجروح شهید دادگان، و رحمت و بشارت برای شهیدان، و شفای کامل برای آسیب‌دیدگان را از خداوند منان مسألت میکنم، و پیروزی بر رژیم جنایتکار صهیونیست را تبریک میگویم.
 
آزمون این چند روز، ملت فلسطین را سرافراز کرد. دشمن وحشی و گرگ صفت به درستی تشخیص داد که در برابر قیام یکپارچه‌ی فلسطین ناتوان است. آزمون همکاری قدس و کرانه‌ی باختری با غزه و اراضی ۴۸ و اردوگاه‌ها، راهکار آینده‌ی فلسطینیها را نشان داد. در این ۱۲ روز رژیم جابر، جنایات بزرگی عمدتاً در غزه مرتکب شد و عملاً ثابت کرد که بر اثر ناتوانی در مقابله با قیام یکپارچه‌ی فلسطین، رفتارهایی آنچنان ننگین و دیوانه‌وار مرتکب میشود که افکار عمومیِ همه‌ی عالم را بر ضد خود برمی‌انگیزد و خود و دولتهای غربی پشتیبان خود بویژه آمریکای جنایتکار را از گذشته باز هم منفورتر میکند. ادامه‌ی جنایتها و درخواست آتش‌بس هر دو شکست او بود. او ناچار شد شکست را بپذیرد.
 
رژیم خبیث از این هم ضعیف‌تر خواهد شد. آمادگی جوانان فلسطینی، و قدرت‌نمایی مجموعه‌های ارزشمند جهادی، و اعداد قوّه به صورت مستمر، فلسطین را روزبروز قدرتمند‌تر و دشمن غاصب را روزبروز ناتوان‌تر و زبون‌تر خواهد کرد.
 
زمان آغاز و توقف درگیریها بسته به تشخیص بزرگان جهادی و سیاسی فلسطینی است، ولی آماده‌سازی و حضور قدرتمندانه در صحنه، تعطیل‌بردار نیست. تجربه‌ی «شیخ‌ جراح» در ایستادگی در برابر زورگویی رژیم و شهرک‌نشینانِ مزدور، باید دستورالعمل همیشگی مردم غیور فلسطین باشد. به جوانمردان «شیخ جراح» درود میفرستم.
 
دنیای اسلام یکسره در برابر قضیه‌ی فلسطین، مسئول و دارای تکلیف دینی است. عقل سیاسی و تجربه‌های حکمرانی هم این حکم شرعی را تأیید و بر آن تأکید میکند. دولتهای مسلمان باید در پشتیبانی از ملت فلسطین صادقانه وارد میدان شوند، چه در تقویت نظامی، چه در پشتیبانی مالی که امروز بیش از گذشته مورد نیاز است، و چه در بازسازی زیرساختها و ویرانیها در غزه.
 
مطالبه و پیگیری ملتها، پشتوانه‌ی این خواسته‌ی دینی و سیاسی است. ملتهای مسلمان، باید انجام این وظیفه‌ را از دولتهای خود مطالبه کنند، خود ملتها نیز در حدّ توان موظف به پشتیبانی مالی و سیاسی‌اند.
وظیفه‌ی مهم دیگر، پیگیری مجازات حکومت تروریست و سفاک صهیونیست است. همه‌ی وجدانهای بیدار تصدیق میکنند که جنایت گسترده‌ی کشتار کودکان و زنان فلسطینی در این ۱۲ روز نباید بی‌مجازات بماند. همه‌ی عوامل مؤثر رژیم و شخص جنایتکار نتانیاهو باید تحت پیگردِ دادگاههای بین‌المللی و مستقل قرار گیرند و مجازات شوند؛ و این به حول قوه‌ی الهی تحقق خواهد یافت، والله غالبٌ علی امره.
 
جمعه ۹ شوال ۱۴۴۲
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
سیّد علی خامنه‌ای

«اسماعیل هنیه» رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس امروز (جمعه) در سخنانی گفت که مردم فلسطین برای دفاع از قدس و مسجدالاقصی به پا خواستند و دهها هزار نفر از تمامی مناطق برای حمایت از الاقصی به این مکان روانه شدند.
 
او تأکید کرد: «افق جدیدی پیش روی ما باز شده و مرحله جدیدی در تاریخ مبارزه امت که مرکزیت آن موضوع فلسطین، قدس و مسجدالاقصی است آغاز گردیده و پیروزی که رقم خورده حاصل مجاهدت مردم و یک پیروزی الهی در این مرحله است.»
 
اسماعیل هنیه سپس گفت: «شادی و سرور را به قلب مردم و امت و آزادگان جهان وارد کردیم و آن‌ها قهرمانی و ثبات و ایستادگی در بیت‌المقدس و اطراف آن و غزه را مشاهده کردند و اکنون فرزندان امت حول پیروزی و مقاومت مردم فلسطین جمع شده‌اند.»
 
او پس از آن این پیروزی را به فرماندهان حماس و گروههای مقاومت به ویژه «یحیی السنوار» و «محمد الضیف» تبریک گفت و افزود: «ضربات دردناکی به رژیم اسرائیل، مردمش و آینده‌اش وارد کردیم که اثرات آن در آینده مشخص خواهد شد. غزه برای یاری قدس و قطع دستان دراز شده به سوی الشیخ جراح، باب العامود، کرانه باختری و فلسطینیان ۱۹۴۸ برخواست و این پیروزی با خون شهدا و فداکاری خانواده‌هایشان تحقق یافت.»
 
به گفته رئیس دفتر سیاسی حماس، اکنون میلیون‌ها نفر نام «محمد الضیف» را فریاد می‌زنند در حالی که او شناخته شده نبود و کسی او را ندیده است و اکنون با تمامی افتخار مقابل مقاومت و فرماندهان قهرمانش می‌ایستیم.
 
هنیه افزود: «هنگامی که به دشمن گفتیم با آتش‌ بازی نکند و دست از تجاوز به مسجدالاقصی بردارد، می‌دانستیم چه می‌گوییم و دشمن نیز سخن ما را می‌فهمید. تمامی خون‌هایی که در این جنگ و جنگ‌های گذشته ریخته شده، برای قدس بوده و قدس محور درگیری است. غزه شمشیر قدس را برداشت و درس فراموش نشدنی به دشمن داد.»
 
او سپس تأکید کرد که مقاومت تنها گزینه و کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به آزادی و بازگشت آوارگان فلسطینی است و مقاومت توانست معامله قرن و طرح‌های سازش و اسکان دائمی آوارگان را ناکام سازد.
 
رئیس دفتر سیاسی حماس، در بخش دیگری از سخنان خود از کشورهای مصر و قطر به علت نقش دیپلماتیک خود در پایان حملات رژیم صهیونیستی قدردانی کرد و سپس به جمهوری اسلامی ایران پرداخت و گفت: «از جمهوری اسلامی ایران که از هیچ کمک مالی و تسلیحاتی به مقاومت دریغ نکرد، ممنونیم. همچنین قدردان تمامی کشورهای عربی و اسلامی هستیم که موضع شرافتمندانه‌ای در این جنگ در پیش گرفتند.»
 
اسماعیل هنیه همچنین گفت که باید روابط با جامعه جهانی توسعه یابد و تغییر بزرگی در جوامع اروپایی و داخل آمریکا رخ داده و همزمان باید روابط با کشورهای عربی و اسلامی گسترش یابد و همگان دیدند که امت اسلامی چگونه از همه طیف‌ها پشت قدس درآمدند.
 
رئیس دفتر سیاسی حماس در بخش پایانی سخنان خود به بحث بازسازی منطقه غزه پرداخت و گفت که به زودی کار بازسازی آغاز خواهد شد و حماس به وظیفه خود در قبال خانواده شهداء و اسرا عمل خواهد کرد.
 
شامگاه روز گذشته،‌ پس از گزارش برخی منابع خبری درباره احتمال آتش‌بس، کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی رسما بر سر توقف درگیری‌ها و آتش‌بس با میانجیگری مصر موافقت کرد. گروه‌های مقاومت فلسطین نیز ساعتی بعد در بیانیه‌هایی جداگانه تأکید کردند که تا زمان پایبندی تل‌آویو به آتش‌بس به آن متعهد خواهند بود.
 
طبق آمار وزارت بهداشت غزه، در طول ۱۱ روز حملات همه جانبه صهیونیست‌ها ۲۴۳ تن از جمله ۶۶ کودک به شهادت رسیده و ۱۹۱۰ نفر نیز مجروح شده‌اند.

شنبه, 01 خرداد 1400 00:36

سیره امام صادق (ع) در حج

سیره امام صادق(ع) در حج، معیار و الگویی سازنده در حجِ همه شیعیان و مسلمانان به شمار می رود. آنچه ما در این زمینه بدان دست یافتیم و متون تاریخی و روایی ما را به آن راهنمایی می کند، موارد ذیل است:
1. مناظرات
حج، کنگره ای عظیم و بستری مناسب برای گفتگو و مناظره با همه اقوام و ادیان است. به همین جهت، امام صادق(ع) از این زمینه برای ارشاد همگان استفاده کرد.
هشام بن حکم می گوید: در مصر زندیقی بود که خبرهای امام صادق(ع) به او رسیده بود. او خود را به مدینه رساند تا با حضرت مناظره کند. وقتی وارد مدینه شد، حضرت را نیافت. به او گفته شد که آن حضرت در مکه است. او نیز به طرف مکه حرکت کرد. هشام می گوید: ما در خدمت امام صادق(ع) در حال طواف بودیم که با آن زندیق برخورد کردیم. او شانه اش را به شانه امام(ع) زد . امام پرسید: اسمت چیست؟
ـ عبدالملک.
ـ کنیه ات؟
ـ ابوعبدالله.
ـ این ملکی که عبد او هستی، کیست؟ ایا از ملوک آسمان است یا زمین؟ ایا فرزند تو، بنده خدای آسمان است یا زمین؟
زندیق در جواب فرو ماند.
آنگاه حضرت به او فرمود:
ـ طوافم که تمام شد، بیا.
پس از طواف، زندیق نزد امام آمد و رو به روی ایشان نشست و ما (هشام و جمعی از شیعیان) هم در خدمت حضرت بودیم. امام صادق(ع) به زندیق فرمود:
ـ ایا می دانی زمین، تحت و فوق دارد؟
ـ بله.
ـ تو زیر زمین رفته ای؟
ـ نه.
ـ چه می دانی زیر زمین چیست؟
ـ نمی دانم، گمان می کنم چیزی زیر زمین نباشد.
ـ گمان، عجز است. پس تو یقین نداری.
ـ به آسمان رفته ای؟
ـ نه.
ـ می دانی در آسمان چیست؟
ـ نه.
ـ تعجب است از تو! نه به مشرق رفته ای و نه به مغرب، نه درون زمین رفته ای و نه به آسمان، اما وجود چیزی را در آنها انکار می کنی؟ ایا عاقل می تواند چیزی را منکر شود که نمی داند؟
ـ تا کنون کسی با من چنین سخن نگفته بود!
امام(ع) ادامه داد:
ـ پس تو، شک داری که شاید آنچه فکر می کنی، همان باشد و شاید نباشد؟
ـ بله، شک دارم.
ـ ای مرد! عالم بر غیر عالم حجت ندارد و برای جاهل حجتی نیست. ای برادر مصری! بدانکه ما در خدا شک نداریم. مگر نمی بینی خورشید و ماه و شب و روز می روند و به جای خود برمی گردند و اشتباه نمی کنند. اگر اینها به اختیار خود می روند و باز می گردند و از خود توانایی دارند، چرا شب تبدیل به روز و روز تبدیل به شب نمی گردد.
ای برادر اهل مصر! به خدا قسم اختیار آنها به دست دیگری است و او از آنها بزرگ تر و تواناتر است.
ـ راست می گویی.
امام(ع) ادامه داد:
ـ اگر گمان می کنید «دهر» این امور را انجام می دهد، پس چرا قادر بر تغییر نیست؟ چرا آسمان مرتفع است و بر زمین فرود نمی اید و زمین گسترده است و بالاتر از سطح خود نمی رود و این دو به یکدیگر متصل نمی شوند؟
زندیق گفت:
ـ این دو را خدایشان نگه داشته است!
هشام می گوید: مرد زندیق به دست امام صادق(ع) مسلمان شد. و حمران بن اعین به امام(ع) گفت: جانم فدایت! اگر زنادقه به دست شما مسلمان می شوند، کفار نیز به دست پدر شما مسلمان شدند.
آن گاه زندیق تازه مسلمان شده، به امام صادق(ع) عرض کرد: مرا از شاگردان خودت قرار ده. امام(ع) خطاب به هشام فرمود: «او را تعلیم ده». آن مرد نیز خود معلم اهل شام و اهل مصر گردید و موفقیت او تا بدان حد رسید که مورد رضایت حضرت قرار گرفت.[1]
مناظره دیگر، میان امام صادق(ع) و ابن ابی العوجاء صورت گرفت. روزی عبدالله بن مقفع و ابن ابی العوجاء در مسجدالحرام نشسته بودند. ابن مقفع به ابن ابی العوجاء خطاب کرد:
این مردم را می بینی؟ (با دست اشاره به طواف کنندگان) کرد. هیچ یک از اینها شایسته نام انسان نیستند، مگر این مردی که نشسته است؛ یعنی امام صادق(ع)، و بقیه، چهارپایان اند.
ابن ابی العوجا: چرا فقط او شایسته نام انسان است و بقیه چنین نیستند؟
ابن مقفع: من چیزی در او می بینم که بقیه ندارند.
ابن ابی العوجاء: باید آنچه را در مورد او می گویی، امتحان کنیم.
ابن مقفع: این کار را نکن (با او مناظره نکن)؛ چرا که عقایدت را از تو سلب می کند.
ابن ابی العوجاء: چنین نیست، تو می ترسی توصیفاتی را که از او کردی، نتوانی برای من اثبات کنی!
ابن مقفع: حال که چنین است، بلند شو و نزد او برو، ولی مواظب باش و عنان خود را رها نکن که تو را به بند خواهد کشید.
ابن ابی العوجاء نزد امام صادق(ع) رفت و پس از مدتی که با ایشان گفتگو کرد، پیش ابن مقفع برگشت و خطاب به وی گفت: ای پسر مقفع! او بشر نیست. اگر در دنیا روحی وجود داشته باشد که هر گاه بخواهد ، در قالب جسد ظاهر شود و هر گاه بخواهد، غایب شود، او همین مرد است.
ابن مقفع: چگونه؟
ابن ابی العوجاء: وقتی نزد او نشستم و دیگران رفتند، او شروع به سخن کرد و گفت: اگر امر چنان باشد که مسلمانان می گویند (یعنی مبدأ و معاد وجود داشته باشد)، آنان در امان اند و شم هلاک خواهید شد و اگر امر چنان باشد که شما می گویید که چنین نیست، شما و موحّدان مساوی هستید.
گفتم: سخن ما و اینها، یکی است.
حضرت فرمود: چگونه گفته شما و اینها یکی است و حال آنکه آنها می گویند: معاد و ثواب و عقاب در کار است و دنیا نظم و نظام و خدایی دارد، ولی شما معتقدید خدایی نیست و جهان بی نظم است.
ابن مقفع: تحویل بگیر!
ابن ابی العوجاء ادامه داد: به او گفتم: اگر امر چنان است که اینها می گویند، چرا خدا برای خلقش ظاهر نمی شود تا در وجود او اختلاف نشود؟ او خود را مخفی کرده و پیامبران را می فرستد. اگر خود را بنمایاند، بهتر به او ایمان خواهند آورد.
حضرت پاسخ داد: چگونه کسی که قدرتش را به تو نشان داده، از تو مخفی است؟ تو را به وجود آورد، در حالی که نبودی.
آن گاه قدرت خداوند را یک به یک برای من شمرد، آن قدر که نتوانستم از خود دفاع کنم و چنان شدم که گویی الآن خدا در حضور ما ظاهر می شود.[2]
موردی دیگر از این دست، هنگامی بود که چهار تن از زندیق ها در مسجد الحرام گردآمده و قرآن را به سخره گرفته بودند. هشام بن حکم می گوید:
ابن ابی العوجاء گفت: بیایید هر کدام از ما یک چهارم از قرآن را نقض کنیم. فردا در همین مکان جمع می شویم و تمام قرآن را ابطال می کنیم؛ چرا که با نقض قرآن، نبوت محمد باطل می شود و در ابطال نبوت محمد، مهر بطلان بر اسلام می خورد و سخنان ما هم اثبات می شود.
آنها رفتند و روز بعد، به کنار کعبه آمدند. ابن ابی العوجاء گفت: از دیروز که از یکدیگر جدا شدیم، در این ایه فکر می کنم: )فَلَمّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیّا(.[3] من نتوانستم در فصاحت و معنای بلند این ایه جمله ای مانند آن را بیابم و تفکر در این ایه، مرا از ایات دیگر بازداشت.
عبدالملک گفت: من از دیروز که از یکدیگر جدا شدیم، در این ایه تفکر می کنم: )یا أَیّهَا النّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنّ الّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبابًا وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذّبابُ شَیْئًا لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ(.[4] نتوانستم مثل این ایه را پیدا کنم.
ابوشاکر گفت: من از زمانی که از یکدیگر جدا شدیم، در این ایه فکر می کنم: ) لَوْ کانَ فیهِما آلِهَةٌ إِلاّ اللّهُ لَفَسَدَتا(.[5] ولی نتوانستم مثل آن را بیاورم.
ابن مقفع گفت: این قرآن از جنس کلام بشر نیست و من از زمانی که از شما جدا شدم، این ایه فکرم را مشغول کرده: ) وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعی وَ غیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ اْلأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیّ ِ وَ قیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ([6]. نه به نهایت معرفت این ایه رسیدم و نه توانستم مثل آن را بیاورم.
هشام می گوید: در این هنگام، جعفر بن محمد صادق(ع) از کنار آنان می گذشت که فرمود: ) قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ اْلإِنْسُ وَ الْجِنّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیرًا(.[7]
این چهار نفر به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: اگر برای اسلام حقیقتی باشد، امر وصایت محمد نباید منتهی شود، مگر به جعفر بن محمد. به خدا قسم، مانند او را هرگز ندیدیم و به خدا قسم که پوست ما از هیبت او می لرزد. سپس پراکنده شدند؛ در حالی که به عجز خود اقرار می کردند.[8]
دیگر مناظره، با سفیان ثوری بود که خود را زاهد زمان خویش می دانست. او روزی از مسجدالحرام می گذشت که دید امام صادق(ع) لباس های گران قیمت و زیبا پوشیده است. گفت: نزد او می روم و او را توبیخ می کنم. پس نزد امام آمد و گفت: مثل این لباس را نه رسول الله(ص) پوشید و نه علی(ع) و نه هیچ کس از پدرانت.
امام(ع): رسول الله(ص) در زمان گرفتاری و فقر زندگی می کرد و آن حضرت با اینکه قدرت داشت، ولی ساده می زیست. بعد از ایشان وسعت بر مردم روی آورد و از این رو، سزاوارترین مردم به نعمت ها، ابرار هستند. آن حضرت سپس این ایه را خواند: )قُلْ مَنْ حَرّمَ زینَةَ اللّهِ الّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ([9]. فرمود: برای بهره مند شدن از نعمت های خداوند، ما از همه سزاوارتر هستیم.
آن گاه حضرت، دست سفیان را گرفت و به سمت خود کشید، فرمود: این لباس را به خاطر مردم پوشیده ام و لباس زیر آن را که زبر و خشن است، برای خودم؛ ولی تو لباس رویین را که زبر است، به خاطر مردم (ریا) پوشیده ای و لباس زیرین را که نرم و راحت است، به خاطر خودت.[10]
2. حاجت مؤمن
پرداختن به نیازهای برادران و خواهران دینی از دستورهای اکید امام صادق(ع) است. این فرمان در سفر و به خصوص سفر حج اهمیت بیشتری می یابد.
ابان بن تغلب می گوید: به همراه امام صادق(ع) در حال طواف بودم که مردی از شیعیان نزد من آمد و درخواست کرد با او به دنبال کاری بروم، ولی من دوست نداشتم که امام(ع) را رها کنم و به سوی او بروم. در حال طواف، آن مرد بار دیگر به من اشاره کرد. امام صادق(ع) دید و فرمود: ای ابان! این شخص با تو کار دارد؟
گفتم: بله.
امام(ع): او کیست؟
عرض کردم: یکی از یاران ماست.
امام: شیعه است؟
گفتم: بله.
امام: برو.
عرض کردم: پس طوافم را قطع کنم؟
حضرت: بله.
گفتم: هر چند طواف واجب باشد؟
امام: بله.
ابان می گوید: به همراه آن مرد رفتم و سپس نزد امام برگشتم و از ایشان در مورد «حقّ مؤمن» سؤال کردم.
حضرت: ای ابان! وارد این مطلب نشو.
عرض کردم: جانم به قربانت! می خواهم بدانم، و پیوسته اصرار کردم.
امام: بخشی (نصفی) از مال خودت را باید با او تقسیم کنی.
حضرت نگاه به چهره من کرد که چگونه متغیر شدم، و فرمود: ای ابان! مگر نمی دانی که خدای عزوجل، ایثارکنندگان را یاد فرموده؟
گفتم: آری، جانم به فدایت!
امام(ع): مالت را که با برادرت تقسیم کنی، هنوز ایثار نکرده ای. ایثار، وقتی است که از نصف دیگر مالت نیز به او بپردازی![11]
در موردی دیگر، امام صادق(ع) اهمیت پرداختن به امر مسلمان (و نه فقط شیعه) را گوشزد کرده است.
یکی از شیعیان آن حضرت به نام ابواحمد می گوید: با حضرت صادق(ع) در طواف بودیم و دست ایشان در دست من بود. در این هنگام مردی نزد من آمد و کاری داشت. با دست اشاره کردم که صبر کن تا طوافم تمام شود.
امام(ع) به من فرمود: موضوع چیست؟
گفتم: شخصی آمده و کاری با من دارد.
امام(ع): مسلمان است؟
گفتم: بله.
امام(ع): برو به کارش رسیدگی کن.
عرض کردم: طوافم را قطع کنم؟
فرمود: بله.
گفتم: حتی طواف واجب؟
فرمود: بله، حتی طواف واجب را.
آن گاه فرمود: «من مشی مع أخیه المسلم فی حاجته کتب الله له ألف ألف حسنة و محی عنه ألف ألف سیئة و رفع له ألف ألف درجة؛ کسی که با برادر مسلمانش برای رفع حاجت او حرکت کند، خداوند یک میلیون حسنه در حق او می نویسد و یک میلیون گناه را از او محو می کند و یک میلیون درجه او را بالا می برد».[12]
3. حرمت مسجد الحرام و کعبه
سیره امام صادق(ع) و همه امامان معصوم(ع)، بر حفظ حرمت «مسجد الحرام» و اولویت بخشیدن به آن بوده است.
زمانی منصور دوانیقی تصمیم گرفت که خانه های اطراف مسجدالحرام را بخرد و به مسجدالحرام بیفزاید و آن را توسعه دهد، ولی مردم امتناع ورزیدند. او خدمت امام صادق(ع) رسید و مشکل خود را با آن حضرت در میان گذاشت. حضرت فرمود: اندوهگین مباش؛ چرا که حجت تو بر آنها آشکار است.
منصور: چگونه بر آنان احتجاج کنم؟
امام(ع) به کتاب خدا.
منصور: به کدام ایه؟
امام(ع): با این ایه که خدا فرموده: )إِنّ أَوّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلّذی بِبَکّةَ مُبارَکًا.([13] خداوند از اولین خانه به تو خبر داده است. اگر در این سرزمین اول آنان ساکن شدند، خانه های آنان از آنِ خودشان است و اگر اول کعبه بنا شده، پس حق تقدم با کعبه است.
منصور دوانیقی پس از شنیدن سخنان امام(ع)، صاحبان منازل اطراف مسجد الحرام را دعوت کرد و همین دلیل را برای آنها بیان داشت. آنان وقتی حجت را بر خود تمام دیدند، به او گفتند: هر چه دوست داری، انجام ده.[14]
مورد دیگر در این زمینه، این پرسش و پاسخ است.
ابی الصباح کنانی می گوید:
از امام صادق(ع) پرسیدم: اسلام برتر است یا ایمان؟ زیرا بعضی می گویند اسلام افضل از ایمان است.
امام: ایمان بالاتر از اسلام است.
ابی الصباح: این مطلب را برای من اثبات کن.
امام: چه می گویی در مورد کسی که عمداً در مسجدالحرام محدث گردد؟
ابی الصباح: به شدت او را می زنند.
امام: درست گفتی. چه می گویی درمورد کسی که در کعبه عمداً محدث گردد؟
ابی الصباح: کشته می شود.
امام: درست گفتی. مگر نمی بینی که کعبه از مسجد الحرام افضل و شریک با مسجدالحرام است، ولی مسجد الحرام شریک کعبه نیست. همین گونه ایمان نیز شریک اسلام است، ولی اسلام (در فضیلت) شریک ایمان نیست.[15]
جمیل بن درّاج از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود: «للجنب أن یمشی فی المساجد کلّها ...إلاّ المسجد الحرام و مسجد الرسول(ص)؛[16] جنب می تواند از همه مساجد عبور کند... مگر از مسجد الحرام و مسجد النبی».
محمد بن یحیی با یک واسطه از امام صادق(ع) نقل می کند: «همگان برای نماز عید فطر و قربان، باید به بیرون شهر بروند، مگر اهل مکه که باید نماز را در مسجدالحرام بخوانند».[17]
حلبی از امام صادق(ع) نقل می کند: از حضرتش در مورد اعتکاف سؤال شد. ایشان فرمود: «اعتکاف صحیح نیست، مگر در مسجد الحرام یا مسجد الرسول(ص) یا مسجد کوفه یا مسجد جامع، و در حال اعتکاف پیوسته باید روزه دار بود».[18]
حماد بن عثمان از امام صادق(ع) حدیث می کند که حضرت فرمود: «یکره الاحتباء للمحرم و یکره فی المسجد الحرام؛[19] نشستن به شکل احتباء (گرفتن زانو در بغل) برای محرم و در مسجد الحرام، مکروه است». شیخ صدوق می گوید: «و انما یکره الاحتباء فی المسجد الحرام تعظیما للکعبه؛[20] علت کراهت احتباء، بزرگداشت کعبه است».
معاویة بن عمار، در مورد کیفیت ورود به مسجدالحرام از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود: «اذا دخلت المسجد الحرام فادخله حافیاً علی السکینة و الوقار و الخشوع...؛ آن گاه که داخل مسجد الحرام می شوی، با پای برهنه و با آرامش روحی و جسمی و خشوع وارد شو. کسی که با خشوع داخل مسجد الحرام شود، خداوند به خواست خودش او را می آمرزد».
به امام عرض کردم: مقصود از خشوع چیست؟
امام فرمود: «السکینة لا تدخله بتکبّر؛ آرامش بدون تکبر است». سپس فرمود وقتی به در مسجد رسیدی، بایست و بگو: «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته، بسم الله و بالله و من الله و ماشاء الله...».[21]
امام صادق(ع) فرمود: «یجوز أخذ حصی الجمار من جمیع الحرم الا من المسجد الحرام و مسجد الخیف؛[22] جمع کردن ریگ برای جمرات از تمام حرم جایز است، مگر از مسجد الحرام و مسجد خیف».
صامت می گوید: امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل فرمود: «الصلاة فی المسجد الحرام تعدل مأة الف صلاة؛[23] نماز در مسجد الحرام، برابر صدهزار نماز است».
ابوبصیر می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: در چهار مکان نماز تمام است: مسجد الحرام، مسجد الرسول، مسجد کوفه و حرم حسین(ع).[24]
اما خوابیدن در مسجدالحرام، در برخی از روایات به طور مطلق جایز شمرده شده؛ مثل روایت معاویة بن وهب که می گوید: از امام پیرامون خواب در مسجدالحرام و مسجد پرسش کردم. فرمود: «نعم فاین ینام الناس؛[25] بله (جایز است)، مردم کجا بخوابند؟»
از امام کاظم(ع) نیز روایاتی در این زمینه نقل شده است.[26] اما با وجود این، در روایت دیگری اسماعیل بن عبدالخالق از امام صادق(ع) درباره خوابیدن در مسجدالحرام می پرسد و آن حضرت می فرماید: «چنانچه چاره ندارد، اشکال ندارد».[27]
این روایت می تواند شاهد بر این باشد که جواز خوابیدن، مختص به صورت اضطرار است. البته می توان بین این روایات به گونه ای دیگر جمع کرد و گفت: عدم جواز خوابیدن مربوط به قسمت هایی از مسجد الحرام و مسجد النبی است که در زمان پیامبر(ص) بنا شده است؛ چنان که زراره می گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم که چه می فرمایید در مورد خوابیدن در مساجد؟ آن حضرت فرمود: «اشکالی ندارد، مگر در مسجدین (مسجدالحرام و مسجدالنبی)».[28]

پي‌نوشت‌ها:
 

[1] .الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج1، ص72، دار الکتب الاسلامیه؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج3، ص51، مؤسسه الوفاء بیروت؛ التوحید، شیخ صدوق، ص293، انتشارات جامعه مدرسین.
[2] . الکافی، ج1، ص74؛ بحارالانوار، ج3، ص42.
[3] . یوسف/80.
[4] . حج / 73.
[5] . انبیاء / 22.
[6] . هود / 44.
[7] . اسراء / 88.
[8] . الاحتجاج، احمد بن علی الطبرسی، ج2، ص377، نشر مرتضی، 1403؛ الصراط المستقیم، علی بن یونس نباطی، ج1، ص43، کتابخانه حیدریه، نجف.
[9] . اعراف / 32.
[10] . الکافی، ج6، ص443، باب اللباس.
[11] . همان، ج2، ص171؛ التهذیب، شیخ طوسی، ج5، ص120، دار الکتب الاسلامیه؛ وسائل الشیعه، ج12، ص209؛ ج13، ص380 ـ 383، مؤسسه آل البیت.
[12] . الکافی، ج4، ص414، باب الرجل یطوف فعرض له الحاجه؛ التهذیب، شیخ طوسی، ج5، ص119، دارالکتب الاسلامیه، تهران؛ الاستبصار، شیخ طوسی، ج2، ص224، دارالکتب الاسلامیه، تهران؛ وسائل الشیعه، ج13، ص383.
[13] . آل عمران / 96.
[14] . التفسیر، محمد بن مسعود بن عیاش السلمی، ج1، ص185، انتشارات علمیه اسلامیه؛ وسائل الشیعه، ج13، باب وجوب بناء الکعبه ان انهدمت.
[15] . الکافی، ج2، ص26، باب ان الایمان یشرک الاسلام... .
[16] . همان ،ص198؛ من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج1، ص508، انتشارات جامعه مدرسین، قم؛ التهذیب، ج1، ص125؛ وسائل الشیعه، ج2، ص205.
[17] . الکافی، ج3، ص461، باب صلاة العیدین؛ التهذیب، ج3، ص138.
[18] . الکافی، ج4، ص176، باب المساجد التی یصلح الاعتکاف فیها.
[19] . همان، ص366، باب ادب المحرم.
[20] . همان. ممکن است این جمله ، بخشی از روایت باشد.
[21] . همان، ص401، باب دخول المسجد الحرام.
[22] . همان، ص478؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص473.
[23] . الکافی، ج4، ص526، باب فضل الصلاة فی المسجد الحرام.
[24] . همان، ص586.
[25] . التهذیب، ج3، ص258؛ الکافی، ج3، ص319؛ وسائل الشیعه، ج5، ص219.
[26] . قرب الاسناد، عبدالله بن جعفر حمیری قمی، ص120، انتشارات کتابخانه نینوا.
[27] . بحارالانوار، ج96.
[28] . علامه مجلسی نیز با این روش میان این دو دسته روایت، جمع کرده است. ر.ک: بحارالانوار ، ج80، ص358.

مسجد الحرام و بویژه کعبه مکانی مقدس و با شرافت است که از سوی خداوند متعال به عنوان عبادتگاه بندگان، قبله ی مناجات و محل آمرزش و مغفرت اهل زمین انتخاب شده است.در دعای هنگام دیدار کعبه می خوانیم:
( الحَمدُالله الّذی عَظَّمَکِ و شَرَّفَکِ وَ کَرَّمَکِ و جَعَلَکِ مَثابَهً لِلنّاس و أمنا مُبارکاً وَ هدیً لِلعالَمین.) (1) «ستایش خدایی که تو را بزرگ داشت، شرافت بخشید، اکرام نمود و تو را محل بازگشت مردمان و مکانی أمن و با برکت و سبب هدایت عالمیان مقرّر فرمود.»
امام صادق (ع) فرمودند:
(أحبُّ الأرض إلی الله تعالی مکّهُ و ما تربَهُ
أحبَّ إلی اللهِ عزّ و جَلَّ مِن تُربَتِها و لا حَجَرَ
أحبُّ إلی الله عزَّو جَلَُّ من حَجَرِها و لا شَجَرُ أحبُّ إلی اللهِ عزَّو جَلُّ من شَجَرِها و لا جبالُ أحبُّ إلی اللهِ عزَّو جَلُّ من جِبالِها و لا ماءُ أحبُّ إلی اللهِ عزَّو جَلُّ من ماءِها.) (2)
(محبوبترین زمین نزد خداوند متعال مکه است و هیچ خاکی نزد خداوند عزَّ و جَلّ محبوبتر از خاک مکه نیست و هیچ سنگی نزد خدا از سنگهای مکه محبوبتر نیست و هیچ درختی نزد خدا از درختان مکه محبوبتر نیست و هیچ کوهایی نزد خداوند از کوههای مکه محبوبتر نیست و هیچ آبی نزد خداوند از آب مکه محبوبتر نیست.)
نکته ی سوم: توجه به مکانهای مقدّس در مکّه و مسجدالحرام

مکان - محدوده

1. حجرُ الاسود

(سنگ سیاه) سنگی است که نصب شده در رکن اول کنار درب خانه خدا.
1. قال رسول الله (ص) : ( الحَجَرُ الأسودُ مِنَ الجَنَّهِ) «حجر الاسود از بهشت است.»
(الحَجَرُ الأسودُ یمینُ الله فی الارضِ یصافِحُ به عبادَهُ)
«حجر الاسود دست (راست) خدا در زمین است که بدان با بندگان مصافحه می کند.»
(الحَجَرُ یَمینُ اللهَ فی أرضِهِ فَمَن مَسحَهُ مَسَحَ یَدَاللهِ)» حجرالاسود دست خدا در زمین است هر کس آن را لمس کند (گویی) دست خدا را لمس کرده است.»
(الحج والعمره، ص 102).
1. بوسیدن حجر
2. لمس حجر به عنوان بیعت و مصافحه با خدا
3. بوسیدن و اشاره به حجر به عنوان بیعت و لمس حجر در صورت امکان.
4. شروع طواف از رکن حجر می باشد.
5. لمس حجر به عنوان بیعت با خدا بر گناه نکردن.

2. مقام ابراهیم

(سنگی است که حضرت ابراهیم (ع) هنگام ساختن کعبه روی آن می ایستاده و اکنون جای پای ابراهیم بر آن نقش بسته است و در مقابل درب کعبه قرار دارد.
یکی از مکانهای مهم مسجد الحرام است.
امام صادق (ع) فرمودند: (إنَّ الله فَصلَ مَکَهَ و جَعَلَ بَعضَها أفضِل مِن بعضٍ فقال: «وَ اتَّخِذوا مِن مقام ابراهیمَ مَصلّی»
(الحجّ والعمره، ص 98)
«خداوند مکه را برتری بخشید و بعضی از مکانهایش را بر برخی دیگر برتری داد و فرمود: از مقام ابراهیم جایگاهی برای عبادت برگزینید».
1. پشت مقام ابراهیم محل نماز طواف واجب است.
2. بین رکن حجر و مقام ابراهیم (ع) محل ظهور امام زمان (6) است.
3. مُلتَزَم (به معنای محل ایستادن و چسبیدن)
- دو نام دیگر ملتزم عبارتند از
مُتَعوَّذ ( پناه گرفته شده)
-المَدعی (محل دعا)
به اجماع فقهاء و محدثین شبعه قسمتی از دیوار کعبه قبل از رکن یمانی و قبل از دیوار مستجار است.(الحج والعمره، ری شهری، ص 121).
و بنابر قولی بین رکن حجر و درب فعلی خانه کعبه است.
1- محل استجابت دعا.
2- محل دعای حضرت آدم و پذیرش، توبه او
3 - محل استغفار و مناجات امام سجاد(ع)
4- محل مناجات امام صادق (ع)
5- امام صادق (ع) درباره ملتزم می فرمایند:
(عندَهُ نَهرُ مِن أنهارِ الجَنَّهِ «نزد ملتزم چشمه ای از چشمه های بهشت است.»
6. پیامبر (ص) فرمودند: (ما دَعا أحدُ بِشَیء فی هذا المُلتزم إلا استُجیبَ لَه)
(الحجّ والعمره ص 109).
«هیچ کس در این ملتزم دعا نمی کند مگر اینکه دعایش مستجاب می شود.»
1. استغفار
2. اقرار به گناهان و طلب توبه با این بیان : ( و ما حَفِظَتهُ عَلَینا حَفَظَتک وَ نَسیناهُ فاغفِرهُ لَنا [ (خدایا) آنچه ملائکه ما ) ثبت کرده اند. و ما را فراموشش کرده ایم را برای ما بیامرز.]
(الحج والعمره، ص 110).
3- خواندن دعای امام سجاد (ع): (أللّهم إنَّ عِندی أفواجاً من ذُنوبٍ و أفواجاً من خَطایا و عِندَک أفواجٌ مِن خَطایا و عِندَّک أفواجٌ مِن رحمَهٍ و أفواجُ من مغفرهٍ یا مَن إستجابَ لأبغَضِ خلقِهِ إلیه اذ قال: « أنظِرنی إلی یَوم یُبعَثون» إستَجب لی و افعلَ بی کذا و کذا)» خداوندا ! نزد من گناهان و خطاهای بسیاری است و نزد تو رحمت ها و مغفرتهای بسیاری، ای آنکه دعای منفورترین خلقش را مستجاب کرد آنگاه که (شیطان) گفت: « به من تا روز رستخیز مهلت بده» دعایم را مستجاب کن و برای من چنین و چنان کن.»
(الحج والعمره، ص 110)
4. دعا و درخواست از خدا
5. دعا برای رفع بیماری ها و اندوه ها و غصه ها.
پیامبر (ص) می فرمایند:
(بین الرکن والمقام مُلتزم ما یَدعو به صاحب عاهَهٍ اِلا بریُ).
(الحج والعمره، ص 109).
«ملتزم بین رکن و مقام است، بیمار و گرفتار آنجا دعا نمی کند جز آنکه بهبودی می یابد.»

 4. حجر اسمعیل
(حجر یعنی محدوده ای که با حَجَر، سنگ چین و مجزّا شده است.)
محدوده ای نیم دایره کنار خانه خدا که اسماعیل به خاطر احترام به قبر مادرش، آن قسمت را جدا کرد و حجّاج باید آن را داخل طواف قرار دهند».
1- یکی از آیات بیّنات حجر استمعیل است .(فیه آیاتٌ بینات...)
2- محل زندگی هاجر و اسمعیل
3- محل دفن اسمعیل و هاجر
4- محل نماز شَبَر و شُبَیر فرزندان هارون پیغمبر
5- محل عبادات امام زین العابدین (ع)
7- محل دفن بیش از 70 پیامبر الهی
1. نماز
2. سجده
3. خواندن ذکر امام سجاد(ع) در سجده در حجر اسماعیل:
(عُبَیدکَ بِفَنائِکَ، مِسکینکَ بِبابِکَ أسألکَ ما لا یَقدِرُ عَلیهِ سِواکَ).
(الحجّ والعمره، ص 170)
4- خواندن دعای امام سجاد(ع).
(عُبیدُکَ بَبابِکَ، أسیرکُ بِفنائِکَ، مِسکینکَ بِفَنائِکَ سِائلُکَ بِفَنائکَ، یَشکُو إلَیکَ ما لا یَخفی علیکَ إلَیکَ ما لا یَخفی علیکَ و لا تَرُدَّنی عن بابِکَ)
(الحج والعمره، ص 107).

5. حطیم

(یعنی مکانی پر ازدحام) امام صادق (ع) می فرمایند: (حطیم مابین رکن حجر و باب خانه خداست.)
(الحجّ والعمره، ص 108).
و به قولی بین رکن حجر و مقام ابراهیم است.
1. محل توبه ی حضرت آدم
2. محل نماز پیامبر اکرم (ص) به امامت جبرئیل.
قال رسول الله (ص): (أمَنّی جبرئیل عند باب الکعبه مرّتین)
(اسرار عرفانی حجّ، ص 389) (کنار درب کعبه دو بار جبرئیل امام جماعت من شد.)
3. محل نماز امام صداق(ع)
4. امام صادق (ع) فرمود:
( با فضیلت ترین مکانها روی زمین حطیم است.)
(فقیه، ج 20، ص 209).
1- نماز ( در صورت امکان)
2- استغفار و توبه از گناهان.

6. رکن یمانی

رکنی از کعبه که به سمت یمن (جنوب) است را رکن یمانی گویند. چهارمین رکن خانه خدا پس از رکن حجرالاسود را گویند.
1. رکن یمانی محل ورود فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (ع) به کعبه است.
2. دری از درهای بهشت است.
3. جبرئیل همیشه در این رکن توقف می کند و آن را استلام می نماید.
4. هر کس آن را استلام کند، مشمول دعای خیر جبرئیل قرار می گیرد.
5. پیامبر (ص) و معصومین (ع) این محل را استلام می کردند و می بوسیدند.
6. در این رکن فرشته ای حضور دارد و صلوات و درودهای مؤمنین بر پیامبر (ص) را به حضرتش می رسان.
7. هفتاد فرشته از سفیران نور در این مکان مستقرند و بر دعای مؤمنین «آمین» می گویند.
8. امام صادق (ع) فرمودند:
(الُّرکن الیمانیِ بابُنا الّذی نَدخُلُ مِنهُ الجَنَّهَ.)
(الفقیه، ج 2، ص 238).
(رکن یمانی باب مخصوص ماست که از آن وارد بهشت می شویم.)
1- انجام اعمال پیامبر اکرم (ص) در این رکن:
- استعلام
- بوسیدن
- بوسیدن دست خود پس از استلام
- قرار دادن صورت بر رکن یمانی
- دعای بسیار
- صلوات فرستادن بر پیامبر (ص)
3- گفتن ذکر شریف:
(أللّهمّ تُب عَلَیَّ حَتّی أتوبَ واعصِمنی حَتّی لا أعودُ.)
«خدایا بر من نظر رحمت کن تا توبه کنم و مرا مصون بدار تا (به سمت گناه) برنگردم.»
4- خواندن دعای شریف:
(الّلهمَّ إنّی أسئلکَ العَفو وَ العافِیَهَ فی الدّنیا و الآخِرهِ رَبَّنا آتِنا فی الدّنیا حَسَنَهً و فی الآخره حسنهً وَ قِنا عذاب النّار.)
( خدایا از تو طلب بخشش و عافیت در دنیا و آخرت دارم ، خداوندا، در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش حفظ نما.)
(الحج والعمره، ص 113)

7. مستجار

محل پناهندگی به خدا. قسمتی از دیوار کعبه نرسیده به رکن یمانی مقابل درب فعلی کعبه و جایگاه درب قبلی کعبه (درب غربی) قسمتی در ضلع غربی کعبه
1. در بعضی از روایات محل توبه حضرت آدم معرفی شده است.
2. محل شکافته شدن دیوار کعبه برای ورود حضرت فاطمه بنت اسد به داخل کعبه و محل خروج او با مولود کعبه حضرت علی (ع)
1- دعا و نیایش با خدا
2- توبه و استغفار

8. مقام جبرئیل

جایی که در آن جبرئیل به محضر پیامبر (ص) شرفیاب می شد. زیر ناودان خانه خدا داخل حجر اسمعیل
1. محل دعا و نیایش اهلبیت (ع)
2. محل تشرّف جبرئیل به محضر رسول اکرم (ص)
1- خواندن دعای زیر ناودان با دستانی گشاده و در حال نگاه به کعبه: (أللّهمَّ ارحَم ضَعفی وَ قِلَّهَ حیِلتی، اللّهمَّ أنزل عَلَیَّ کِفلَین مِن رَحمَتِکَ)
(الحجّ والعمره، ص 108)
2- خواندن دعای زیر:
(أی جَوادُ کریمُ، أیِ قَریبُ، أسئلُک أن تُصَلّیَ عَلیَ مُحَمدٍ أن تَرُدَّ عَلَیَّ نِعمَتَک.)
(المناقب ، ج 4، ص 148).

9. کوه صفا

چون حضرت آدم
«صفوه الله» هنگام هبوط بر این کوه فرود آمد بدان صفا می گویند.
کوهی در قسمت شرقی کعبه
1.محل شروع سعی
2. محل تبلیغ اسلام توسط رسول الله (ص)
3. از شعائر الهی است (إنَّ الصَّفا وَالمَروَهَ مِن شَعائرِ الله)
(بقره/ 158).
4- گاهی پیامبر اکرم (ص) به مقداری که سوره بقره خوانده شود، بر کوه صفا توقف می نمودند و دعا می خواندند.
5. محل هبوط آدم از بهشت.
6 . قال الصادق (ع):
(مَن أراد أن یکثِرَ مَالَهُ فَلیُطلِ الوُقُوفَ عَلی الصّفا والمَروه.)
(الحج والعمره، ص 308).
هر کس می خواهد مالش فزونی یابد توقفّش بر صفا و مروه را طولانی کند.»
1- ورود به صفا از دربی که رسول خدا (ص) از آنجا به صفا می رفتند.
2- رفتن به سوی صفا با وقار و سکینه
3- بالا رفتن از کوه صفا و نگاه به خانه خدا
4- حمد و ثنای پروردگار
5- گفتن هفت مرتبه ذکر شریف: «الله اکبر»
6- خواندن سه مرتبه دعای شریف: «لا اله الا الله وحدَه لا شریک له، له المُلکُ و لَه الحَمدُ یُحیی و یُمیت و هو حَیُّ لا یموت و هو علی کُلّ شیء قَدیرُ»
(الحج والعمره، ص 205).
7- صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (ص)
8- خواندن سه مرتبه دعای: «اللّهمَّ إنّی أسألَکَ العَفوَ و العافیه والیقین فی الدّنیا وَ الآخرهِ». همان 206
9- ودیعه گذاشتن دین، جان و خانواده نزد خدا تا برای همیشه در پناه خدا باشند.

احادیث