emamian

emamian

چهارشنبه, 01 بهمن 1399 20:02

آب زمزم بهترین آب روز زمین

قال رسول الله (ص): (ماءُ زَمزَمَ شِفاءٌ لِما شُرِبَ لَهُ.) (1) «آب زمزم برای دردی که به خاطرش نوشیده می شود شفاست.»
آب نماد نشاط و زندگی و منشأ حیات و حیات آفرینی است، همچنان که عبادت امری روح افزا، نشاط انگیز و حیات بخش است.
در عبادات دینی غالباً به تماس با آب به صورت واجب یا مستحب (غسل و وضو) دستور داده شده است و در آداب زیارت بر استفاده از آب های مقدّس در کنار برخی از مزارات و مکانهای مقدس جاری می باشد تأکید شده است، تا عابدان و زائران بتوانند با بهره گیری از این دو عامل حیات بخش و روح افزا یعنی عبادت و آب، به ارتباط موفق تری با خدا و روح مقدّس پیامبر اکرم (ص) و اهلبیت (ع) دست یابند؛ به طور نمونه می توان به چشمه ی زمزم و آب فرات اشاره نمود که هر دو مبشّر پاکی جسم و روح و مغفرت اند.
یکی از آداب مناسک حجّ و زیارت معصومین (ع) تماس با آب در قالب غسل، وضو و ریختن بر سر و بدن است. در خصوص اهل بیت آب زمزم در روایات آمده است:
قال رسول الله (ص):
(خَیرُ ماءٍ عَلی وَجهِ الأرضِ ماءُ زَمزَمَ.) (2)
«بهترین آب روی زمین، آب زمزم است.»
قال علی (ع):
(الإطّلاعُ فی بِئرِ زمزَمَ یُذهِبُ الدّاءَ فَاشرَبوا مِن ماءِها مِمّا یَلی الرُّکنَ الَّذی فیه الحَجَرالأسوَدُ فَإنَّ تَحتَ الحَجَرِ أربَعَهَ أنهارٍ مِنَ الجَنَّهِ.)(3)
«به آب چاه زمزم سر کشیدن، دردها را می زداید پس آب زمزم را از قسمت مقابل رکن حجرالاسود بنوشید چرا که زیر رکن حجر 4 نهر از بهشت جاری است.»
قال الصادق (ع): (ماءُ زَمزَم شفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ)(4)«آب زمزم شفای هر دردی است.»
همچنین امام صادق (ع) می فرمایند: «خوردن از آب ناودان خانه ی خدا موجب شفا و درمان خواهد بود.» (5)
در اینجا لازم است به ذکر آداب استفاده از آب زمزم بپردازیم:

آداب

1- خوردن 2- ریختن آب زمزم بر سر و بدن 3- خواندن دعای مخصوص
قال الصادق (ع): (إذا فَرَغَ الرَّجل مِن طوافِهِ و صَلّی رکعَتَین فلیَأت زمزَمَ و لَیستَقِ مِنهُ ذَنُوباً أو ذَنوبَین و لَیشرِب مِنهُ وَ لیَصُبَّ علی رَأسِهِ وَ ظهرِهُ وَ بَطنِهِ وَ یَقولُ:
«اللّهمَّ اجعَلهُ عِلماً نافِعاً و رِزقاً واسعاً و شِفاءً مِن کُلِّ داءِ و سُقم.»
(الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص 118)
چون مرد از طوافش فارغ شد و دو رکعت نماز را به جای آورد، باید به سراغ زمزم برود و یکی دو دَلو از آن بردارد، از آن بنوشد و روی سر و سینه و کمرش بریزد و این دعا را بخواند:
[خداوندا! آن را برای من علم سودمندی قرار ده و رزقی واسع و شفا از همه ی دردها و بیماری ها.»]

4- خوردن از آب زمزم در آخرین وداع
(عَن أبی اسماعیل قال: قُلتُ لأبی عبدالله (ع)... فَمِن أینَ اُوَدِّعُ البَیتَ قال: تَأنی المُستَجارَ بَینَ الحَجَرِ و البابِ فَتُوَدّعُهُ مِن ثَمَّ، ثُمَّ تَخرُجُ فَتَشرَبَ مِن زَمزَمَ...)
«أبی اسماعیل گوید، به امام صادق (ع) عرضه داشتم: از کجا به خانه ی کعبه وداع کنم؟ فرمود: نزد مستجار می آیی ما بین حجرالأسود و درب کعبه و از آنجا وداع می کنی، سپس خارج می شوی و از آب زمزم می نوشی...» (کافی، ج 4، ص 532)

5- هدیه بردن آب زمزم
قال الباقر (ع): (کان النَّبیٍ (ص) یَستَهدی مِن ماء زمزم وَ هُوَ بالمدینَهِ.)
«زمانی که پیامبر (ص) در مدینه بودند همیشه می خواستند که برایشان آب زمزم (از مکّه) هدیه آورده شود.) (الحجّ و العمره فی الکتاب و السنه، ص 118)

6. دعا کردن در کنار چاه زمزم
کفعمی در کتاب شریف مصباح پانزده موضع دعا در مکه را این گونه برشمرده است: (و امّا المکان فخمسه عشر موضعاً مِنه بمکه:
عِندَ المیزاب و عند المقام و عند الحجَر الأسودِ ... و عِندَ بئر زَمزَم...) (مستدرک، ج 5، ص 276)
«اما مکان های دعا» در مکّه پانزده موضع است: نزد ناودان (طلا)، نزد مقام ابراهیم، نزد حجرالأسود... و نزد چاه زمزم و ...»

7. نوشیدن آب زمزم به نیت ترک گناهان بصری و انجام عبادات
قال السّجاد (ع) - للشَّبلی- (أشرَفت علی بِئر زمزَمَ و شَربتَ مِن ماءِها؟ قال: نعم. قال علی (ع) نَوَیتَ أنَّکَ أشرَفتَ علی الطّاعَهِ و غَضَضتَ طَرفکَ عَن المَعصِیه؟...)
(مستدرک، ج 10، ص 166)
«آیا کنار چاه زمزم رفتی و از آب آن نوشیدی؟ گفت: بله، فرمود: آیا نیّت کردی که به طاعت حق در آیی و چشمت را از گناه بپوشانی؟...»

8. شفاطلبی و امان طلبی از آب زمزم
قال رسول الله (ص): (ماءُ زمزَمَ شفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ و سُقم وَ أمانٌ مِن کُل خوفِ و حُزن.»
(مستدرک، ج 17، ص 17)
«آب زمزم هر دردی را شفا می دهد و از هر بیم و اندوهی ایمنی می آورد.»
«آب زمزم آنقدر مؤثر است که حتّی از نام آن نیز می توان برای جلوگیری از ضررها و امراض جلوگیری نمود، امام صادق (ع) فرمودند:
(إذا أرَدتَ أن تشرَبَ الماءَ بِالَّیلِ فَحَرِّک الماء و قل: «یا ماء! ماءُ زمزمَ و ماءُ فُراتٍ یُقرءَانک السَّلام.»
(کافی، ج 6، ص 384)
«چون خواستی شب هنگام آب بنوشی، (ظرف) آب را حرکت بده و بگو: ای آب! آب زمزم و آب فرات به تو سلام می رسانند.»
و در برخی روایات دیگر در بیان حکمت این کار آمده است:
(... لم یضُرُّهُ شُربُ الماءِ بِاللَّیلِ.) (وسائل، ج 25، ص 240)
(اگر چنین کند) نوشیدن شب هنگام آب به او ضرری نمی رساند.

پی نوشت ها :

1. فقیه، ج 2، ص 135.
2. کافی، ج 3، ص 246.
3. وسائل، ج 13، ص 246.
4. کافی، ج 6، ص 386.
5. همان، ج 6، ص 388.

چهارشنبه, 01 بهمن 1399 18:12

آرزوی حج و راهکارهای عملی شدن آن

یکی از صفات مثبت ایمانی و آرزوهای تربیتی و معنوی هر مؤمن، درخواست حجّ از خداست، آن هم درخواستی توأم با اشتیاق و احساس برتری تمام سالهای عمر. چنین نوع درخواستی نه تنها برای کسانی که به حجّ مشرف نشده اند، بلکه برای حاجیان خانه ی خدا نیز سفارش شده است.

در فرهنگ تربیتی اهل بیت (ع) برای آرزوسازی نسبت به حجّ و ایجاد تمایل بندگان خدا به سوی حجّ، از راهکارهایی استفاده شده است که در اینجا به آنها اشاره می کنیم:

 

  1. درخواست دائمی حجّ در قالب دعا

- (اللّهمَّ ارزُقنی حَجَّ بَیتِکَ الحرام فی عامی هذا و فی کُلّ عام ما أبقَیتَنی فی یُسرٍ مِنکَ و عافِیهٍ وسَعَهِ رِزقٍ.)

«خداوندا! حجّ خانه ی خود را امسال و هر سال روزی من کن تا زمانی که زنده ام در آسانی و عافیت و وسعت مالی...»

- (اللّهم وَامنُن عَلَیَّ بِالحَجَّ و العُمرَهِ ... أبداً ما أبقَیتَنی فی عامی هذا و فی کُلِّ عامٍ...)

«خداوندا! بر من منّت بگذار با (روزی کردن) حجّ و عمره ... تا زمانی که زنده ام، در این سال و در همه سال ...)(1)

 

  1. تشویق به حجّ مکرّر

قال الصادق (ع): (علیکم بِحَجِّ هذا البَیتِ فأدمِنُوهُ، فَإنَّ فی ادمانِکُم الحَجَّ دفعَ مکارِه الدّنیا عَنکُم وَ أهوال یوم القیامَهِ.)(2)

« بر شما باد به حجّ این خانه، و بر آن مداومت داشته باشید، زیرا إدمان (مداومت) شما بر حجّ سبب برطرف شدن سختیهای دنیا و هراس روز قیامت از شما می گردد.»

قال الصادق (ع): (مَن حَجَّ حَجَّتَین لَم یَزَل فی خیرٍ حَتّی یَمُوتُ.)(3)

«هر کس دو حجّ به جای آورد تا زمان مرگ، در خیر و خوبی به سر خواهد برد.»

قال الصادق (ع): (مَن حَجَّ ثلاثَ حِجَجٍ لَم یُصِبهُ فَقرٌ ابداً.)(4)

«هرکس سه حجّ به جای آورد، هرگز فقری به او نرسد.»

قال الصادق (ع): (مَن حَجّ عَشرَ حِجَجٍ لَم یُحاسِبهُ اللهُ أبداً.)(5)

«هر کس ده حجّ به جای آورد خداوند هرگز از او حساب نکشد.»

قال الصادق (ع): (من حجَّ خمسین حجّهً بنی اللهُ لَهُ مدینهً فی جَنّهِ عدن فیها مأهُ ألف قصرٍ، فی کُلِّ قصرٍ حورٌ من حورالعین و ألف زوجهٍ و یُجعَلُ من رُفقاءِ مُحَمَّدٍ (ص) فی الجَنّهِ.)(6)

«هر کس پنجاه حجّ به جای آورد خداوند در بهشت عدن برایش شهری بنا می کند که در آن صد هزار قصر باشد که در هر قصری یک حورالعین و هزار همسر بهشتی باشد و از دوستان و همراهان محمد (ص) در بهشت قرار داده می شود.»

 

  1. درخواست مجدّد حجّ در زیارت وداع خانه ی خدا

قال الصادق (ع): )إذا أرَدتَ أن تَخرَجَ مِن مَکّهَ و تأتی أهلَکَ فَوَدِّعِ البَیتَ... ثُمَّ قُل:... اللّهُمّ لا تَجعَلهُ آخِرَ العَهدِ مِن بیتَکِ...)(7)

«هرگاه خواستی از مکه خارج شوی و به سمت خانواده ات برگردی، پس با خانه ی خدا وداع کن ... سپس بگو: ... خدایا! این زیارت را آخرین عهد من با خانه ی خودت قرار نده...»

 

  1. هشدار به زائرانی که آرزوی برگشت به حجّ را ندارند

قال رسول الله (ص): (مَن رَجَعَ مِن مکّه و هو لا یَنویِ العَود إلَیها فَقَد قَرُبَ أجلُهُ و دَنا عَذابُهُ.)(8)

«هر کس از مکه برگردد و نیت برگشتن به مکه را ننماید، مرگش نزدیک شده و (زمان) عذابش فرا رسیده است.»

 

  1. هشدار نسبت به تأخیر انداختن حجّ (تسویف)

عن أبی بصیر قال: (سَمِعت أبا عبدالله (ع) یقولُ: مَن ماتَ وَ هوَ صَحیحٌ موسِرٌ لم یَحُجُّ فَهُوَ مِمَّن قال اللهُ عزّوجلّ: «و نَحشُرُهُ یَوم القیامَهِ أعمی» قال: قلتُ: سبحانَ الله! أعمی! قال: نَعم، أنَّ اللهَ عزَّوجلَّ أعماه عن طریقِ الحَقِّ.)(9)

أبا بصیر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود:

«هر کس در حالت سلامتی و وسعت مالی بمیرد و حجّ به جای نیاورده باشد از جمله کسانی است که خداوند در موردشان فرموده است: «در روز قیامت او را کور محشور می کنیم» أبابصیر گوید: گفتم: سبحان الله! آیا کور محشور می شود؟ حضرت فرمود: آری، خداوند او را از دیدنِ راه حق کور کرده است.»

 

  1. هشدار نسبت به ترک حجّ

ممّا اُوصی به رسول الله (ص) علیّاً (ع): (یا علی! تارکُ الحَجّ وَ هُوَ مستطیع، کافرٌ، یقول الله تبارک و تعالی: «و للهِ علی النّاس حجُّ البَیتِ مَنِ استطاعَ ألیه سبیلاً و مَن کَفَرَ فَأنَ الله غنیٌ عن العالَمین.» یا علی! مَن سَوَّف الحَجَّ حَتّی یَموتَ بَعَثَهُ اللهُ یَومَ القیامَهِ یهودیّاً أو نَصرانیّاً.)(10)

«از جمله وصیت های پیامبر (ص) به علی (ع) این بود: یا علی! ترک کننده حجّ در حالی که توانایی آن را دارد، کافر (کفر عملی) است. خداوند متعال می فرماید: «برای خداست بر عهده مردمان، که هر کس توانایی دارد حجّ خانه ی او را به جای آورد و هر کس (با وجود توانایی آن را ترک کند و ) کفر بورزد (بداند) خداوند از جهانیان بی نیاز است.» یا علی! هر کس حجّ را به تأخیر بیندازد تا این که بمیرد خداوند او را روز قیامت یهودی یا مسیحی محشور می کند.»

 

  1. معرفی اموری که انسان را نصیب الحجّ می نماید

 

الف)قراءت سوره حجّ:

قال الصادق (ع): (مَن قَرَأ سورهَ الحَجِّ فی کُلِّ ثَلاثَهِ أیامٍ لم تَخرَج سنتُهُ حَتّی یخرُجَ إلی البَیتِ الحَرام.)(11)

« هر کس در هر سه روز سوره ی حجّ را بخواند، از آن سال خارج نمی شود مگر این که به سوی بیت الله الحرام خارج می شود.»

 

ب) 1000 مرتبه «ماشاء الله» گفتن:

قال الصادق (ع): (من قال ماشاء اللهُ ألف مرّهٍ فی دفعَهٍ واحِدَهٍ رُزِقَ الحَجَّ مِن عامِهِ فَإن لم یُرزَق أخَّرَهُ اللهُ حَتّی یَرزُقَهُ.)(12)

«هر کس در یک دفعه هزار مرتبه «ماشاء الله» بگوید، حجّ نصیبش می شود و اگر همان سال روزی اش نشد، خداوند (حجّش را به تأخیر اندازد و) به او مهلت می دهد تا این که روزی اش شود.»

 

ج) خواندن سوره ی نبأ

قال الصادق (ع): (مَن قَرَأَ سُورهَ «عَمَّ یَتساءلون» لَم تخرج سنتُهُ إذا کانَ یُدمِنُها فی کُلِّ یَومٍ حَتّی یَزورَ بَیتَ الحرامَ إن شاءَ اللهُ.)(13)

«هر کس سوره ی «عم یتساءلون» را بخواند به شرط آن که هر روز بر آن مداومت داشته باشد، از آن سال خارج نمی شود مگر این که خانه ی خدا را زیارت خواهد کرد. إن شاء الله.»

 

د) 1000 مرتبه «لا حول ولا قوه الاّ بالله العظیم» گفتن قال الصادق (ع):

(مَن قال ألفَ مَرَّهٍ لا حَولَ و لا قُوهَ إلاّ باللهِ رَزَقَهُ الله تعالی الحجَّ.)(14)

«اگر کسی هزار مرتبه ذکر حوقله را بگوید خداوند حجّ را نصیب او خواهد کرد.»

 

هـ) درخواست حجّ در شب 17 و 19 و 21 و 23 ماه مبارک رمضان

قال علی (ع):

(سَلوا الله الحَجَّ فی لیله سبع عَشَرَهَ من شهر رمضان و ...)(15)

«از خداوند زیارت خانه ی خدا را در شبهای قدر درخواست کنید...»

 

پی نوشت ها :

  1. صحیفه ی سجّادیه، دعای 23.
  2. الحجّ و العمره، ص 154.
  3. الحجّ و العمره ص 154.
  4. همان، ص 154.
  5. همان، ص 155.
  6. همان، ص 155.
  7. الحجّ و العمره، ص 265.
  8. همان، ص 157.
  9. همان، ص 171.
  10. الفقیه، ج 4، ص 308.
  11. وسائل، حدیث 7870.
  12. همان، حدیث 8822.
  13. همان، ج 6، ص 257.
  14. مستدرک، ح 9068.
  15. همان، ح 8673.
چهارشنبه, 01 بهمن 1399 18:11

علائم و نشانه های قبولی حجّ

یکی از نگرانی های اولیای خدا، نگرانی از مقبول افتادن اعمال و عباداتشان به درگاه خداوند متعال است، نیز یکی از سئوالات فراگیر برای زائرین خانه خدا آن است که یک زائر از کجا بداند حجّ او مقبول واقع شده است یا نه؟ و نشانه های قبولی حجّ و یا عمره چیست؟

برای پاسخ به این پرسش دانستن چند نکته لازم است:

 

نکته اول: حجّ مقبول و تفاوت آن با حجّ صحیح

«حجّ صحیح» حجّی است مطابق با احکام حجّ که در مناسک حجّ فقهاء ذکر شده باشد و با تحقق آن، وجوبِ حجّ از عهده مکلف و مستطیع ساقط می شود.

اما «حجّ مقبول» به حجّی گفته می شود که علاوه بر دارا بودن شرایط صحت، دارای شرایط کمال نیز باشد، به نحوی که مورد قبول درگاه الهی و امام زمان (ع) واقع شود، بدون شک چنین حجّی علاوه بر رفع تکلیف و پاداش اخروی، دارای آثار تربیتی فراوانی برای حاجی خواهد بود.

 

نکته دوم: اهمیت قبولی حجّ

برای آگاهی از اهمیت قبولی حجّ، دقت در روایات معصومین (ع) در این خصوص سودمند است.

 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

- (أفضَلُ الأعمال ایمانٌ لا شَکَّ فیه وَ غَزوٌ لا غُلُولَ فیه و حَجُّ مبرورٌ.)(1)

«برترین اعمال، ایمانی است که تردیدی در آن نباشد، جهادی است که فریبی در آن نباشد و حجّی است که مقبول واقع شود.»

- (الحَجُّ المَبرُور لَیسَ لَهُ جَزاءٌ إلا الجَنَّهِ.)(2)

«پاداش حجّ مقبول چیزی جز بهشت نیست.»

امام سجاد (ع) از خداوند طلب می کنند که نامشان در زمره ی کسانی که حجّشان مقبول و تلاششان مشکور درگاه أحدیت است، ثبت گردد.:

(... أن تَکتُبَنی مِن حُجّاجِ بَیتِکَ الحرام المَبرُور حَجُّهُم المَکشورِ سَعیُهُم...)

 

نکته سوم: شرایط قبولی اعمال عبادی از جمله حجّ

 

شرایط قبولی عبادات

 

  1. تقوی

قال الله تعالی: (إنَّما یَتَقَّبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقین.) (مائده/ 27)

«همانا خداوند تنها اعمال پرهیزکاران را قبول می کند.»

 

  1. عقل

قال الکاظم (ع): (قَلیلُ العَمَل مِن العاقِلَ مقبولٌ مُضاعَفٌ و کَثیرُ العَمَلِ مِن أهلِ الهوی و الجَهلِ مَردودٌ.) (میزان الحکمه، ح 14334)

«کار اندک عاقل پذیرفته و دو چندان می شود و کار بسیار اهل هوس و نادانی ردّ می شود.»

 

  1. خلوص نیّت

قال علی (ع): (إنَّکَ لَن یُتقَبَّلَ من عَمَلِکَ إلاّ ما أخلَصتَ فیه.) (میزان الحکمه، ح 14335)

«از عمل تو هرگز پذیرفته نشود مگر آنچه که با اخلاص انجام دهی.»

 

  1. پذیرفتن ولایت محمد و آل محمد (ص)

قال رسول الله (ص): (فَوَ الّذی نَفَسُ مُحمّدٍ بیدهِ، لا یَنفَعُ عَبداً عَمَلُهُ إلاّ بمَعرِفَتِنا و وَلایَتِنا) (میزان الحکمه، ح 797)

«سوگند به آن که جان محمد در دست اوست، کار هیچ بنده ای به حال او سودمند نیافتد مگر با معرفت و ولایت ما خاندان.»

قال الصادق (ع): (نحن أهلَ البیتَ لا یَقبَلُ اللهُ عَمَلَ عَبدٍ و هُوَ یَشُکُّ فینا.)(میزان الحکمه، ح 795)

«خداوند عمل بنده ای را که درباره ما خاندان شک و تردید کند نمی پذیرد.»

 

نکته چهارم: نشانه های قبولی اعمال عبادی از جمله حجّ

  1. عدم رجوع به گناهان و عادات منفی قبلی

قال رسول الله (ص):

(آیه قبول الحجِّ تَرکُ ما کان علیه العَبدُ مُقیماً مِنَ الذُّنُوبِ.)(3)

«نشانه ی قبولی حجّ، ترک گناهانی است که بنده قبلاً به آنها عادت کرده بود.»

  1. تصمیم گرفتن بر انجام کارهای خیری که بنده قبلاً آنها را انجام نمی داده است. (مانند نماز اول وقت، انفاق و ...)
  2. احساس تغییر مثبت در خود و تصمیم بر برنامه ریزی جدید در زندگی آینده و کسب فضائل اخلاقی
  3. پشیمانی از رذائل اخلاقی و گناهان قبلی و تصمیم بر اصلاح آنها
  4. استجابت همه یا بخشی از دعاها
  5. دریافت بشارتهای الهی مانند: رؤیای صادقه، دیدار با اولیای خاصّ الهی و مشاهده ی تغییر مثبت در روند زندگی
  6. ازدیاد عشق و محبّت به خدا و اولیای او در دل
  7. احساس شوق نسبت به عبادت، مناجات با خدا، خدمت به مردم و تکرار حجّ

 

پی نوشت ها :

  1. بحار، ج 66، ص 383.
  2. مستدرک، ج 8، ح 9087.
  3. الحجّ و العمره، ح 741.

غضب؛ قوه دافعه انسان

انسان برای بقا و زندگی در دنیایی که بر محور تضاد سامان یافته است، نیازمند قوای چندی از جمله قوه شهوت و قوه غضب و قوه عقل است. قوه شهوت در حکم قوه جاذبه است و آن چیزی را که انسان بدان نیاز دارد جذب می‌کند. شهوت غذایی و جنسی بقای شخصی و نوعی را تضمین می‌کند. در مقابل قوه غضب به انسان این امکان را می‌دهد تا از چیزهایی که به او زیان می‌رساند، رهایی یابد و به دفع آنها بپردازد. از این رو قوه غضب را قوه دافعه یا دفع‌کننده گفته‌اند. اگر خشم و غضب در انسان نبود، در برابر دشمنانی که در طبیعت وجود دارد، خلع سلاح بود و نمی‌توانست بقای خود و نوعش را تضمین کند. غضب به او این جرات و جسارت را می‌بخشد تا حیوانات درنده و خونخوار را از خود دفع کند و بر دشمنانش چیره شود و آنان را از خود براند.

غضب را هر کسی در وجود خود می‌شناسد. در حقیقت غضب همانند درد و شادی از معلومات حضوری و شهودی انسان است. اگر بخواهیم در علم حصولی آن را در قالب مفاهیم بیان کنیم تا درک ذهنی از آن داشته باشیم، باید گفت که غضب، به هيجان آمدن خون قلب براى دفع خطر یا گرفتن انتقام است.

وقتی انسان احساس خطر کند، حالت دفاعی به خود می‌گیرد. هر چه خطر افزایش یابد به همان میزان غضب شدت می‌یابد به طوری که به جای دفاع به حمله اقدام می‌کند؛ زیرا در این حالت حمله را بهترین دفاع می‌یابد.

البته وقتی ما از غضب خداوندی سخن می‌گوئیم، مراد هیجانات نیست؛ زیرا هیجان در خداوند معنا و مفهومی ندارد، بلکه مراد از غضب خداوند، فقط انتقام(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص 608 ،«غضب») يا عقاب الهى(لسان العرب، ابن منظور، ج 10، ص 78، «غضب») است.

در حديثى از امام محمد باقر(ع) نيز غضب خدا به «عقاب» تفسير شده است. (تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 386، ح 89) بنابراین، تفسیر غضب الهی به عقاب بهتر از تفسیر آن به انتقام است؛ مگر آنکه گفته شود که انتقام الهی همان عقاب الهی است که در این صورت مفهوم واحدی را می‌رساند.اما در اصطلاح علم اخلاق و علم النفس (روان شناسی)، وقتی ما از غضب انسانی سخن می‌گوئیم، مراد، حالتى نفسانى است كه مبدأ آن دفع خطر و یا اراده انتقام است. بر اساس بررسی‌های علمی و عملی، غضب انسانی همواره با سه حالت افراط، تفريط و اعتدال همراه است: 1. در حالت افراط غضب، انسان از پيروى عقل و شرع خارج مى شود؛ 2. در حالت تفريط، شخص در موردى كه بايد شرعاً و عقلاً خشم كند، غضبى از خود نشان نمى دهد؛ 3. و در حالت اعتدال، انسان هر جا سزاوار است خشم كرده، هر جا سزاوار نيست خشم نمىكند.(جامع السعادات، ج 1، ص 321 – 322)

غضب ممدوح و غضب مذموم

خشم و غضب می‌تواند ممدوح و پسندیده یا مذموم و ناپسند باشد. با توجه به سه حالت غضبی که در بالا گفته شد می‌توان گفت که تنها نوع سوم آن پسندیده است و دو حالت نخست مذموم و ناپسند است.

از آیات 48 و 49 سوره قلم به دست می‌آید که عجله در غضب بر مردم، از مصادیق غضب مذموم است؛ به این معنا که اگر انسان بخواهد حتی برای رضای خداوند بر مردمی خشم گیرد و خشم وی مرتبط با خدا و شریعت باشد، باید همواره در چارچوب شریعت و ماذون به اذن الهی باشد؛ چرا که حضرت یونس(ع) با آنکه خشم وی نسبت به قوم خویش برای خداوند بود ولی شتاب‌آمیز و پیش از اذن الهی بوده است. (روح المعانى، ج 16، جزء 29، ص 62)

بر اساس آیات بسیاری از قرآن لازم است که انسان مدیریت خشم داشته باشد و آن را مهار نماید. از همین رو خداوند از صفات متقین، مهار خشم و غضب دانسته است. (آل عمران، 133 و 134 و 136)

غضب بر مردمان تنها زمانی خوب است که برای رضای خدا و به اذن او باشد. در غیر این صورت غضبی ناپسند است. همچنین غضب بر زیردستان بسیار بد است؛ چرا که موجب بدنامی انسان می‌شود. امام هادى(ع) در این باره می‌فرماید اَلغَضَبُ عَلی مَن لاتَملِکُ عَجزٌ وَ عَلی مَن تَملِکُ لُؤمٌ؛ خشم و غضب بر مردمی که مالک آنان نیستی نشانه ناتوانی است و بر  زيردستان خشمگين شدن، نشانه پَستى  و فرومایگی است.(بحارالأنوار، ج 78، ص370، ح4؛ مستدرک الوسائل، ج12، ص 12)

 مدیریت و مهار خشم

خداوند در آیه 134 سوره آل عمران بیان می‌کند که انسان بر مهار غضب خويش توانايى دارد. بنابراین، نمی‌توان گفت که چون قوه غضب حالتی طبیعی در انسان است، نمی‌توان آن را مهار و مدیریت کرد؛ همان‌طورکه می‌شود قوه جاذبه و شهوت را مدیریت و مهار کرد.

خداوند در آیه فوق بیان می‌کند که مومنان کسانی هستند که غضب خویش را فرو می‌خورند و آتش خشم و زبانه‌های آن را مهار و مدیریت می‌کنند؛ بنابراین، حتی اگر اموری آنان را به خشم آورد و خون را در قلب و جانشان به جوشش آورد، باز هم چنان بر امور و شئون نفس خویش مسلط هستند که می‌توانند آن را مهار کنند و اجازه طغیان به آن ندهند.

بر اساس آموزه‌های اسلام، مدیریت و مهار خشم، چنان ارزشمند است که اگر بخواهیم به کسی یک دستور کلی و جامع بدهیم تا در زندگی از آن نفع برد، همان مهار خشم و مدیریت آن است. امام صادق(ع) می‌فرماید: مردی به پیامبر(ص) عرض کرد: ای رسول خدا! چیزی به من بیاموز! حضرت فرمود: برو و خشمگین مشو. (جهاد‌النفس، ح 524)

علت این امر در این است که بسیاری از شرور و بدبختی‌های انسان به سبب طغیان خشم و غضب و عدم مهار و مدیریت آن پدید می‌آید. از همین‌رو حضرت امام صادق(ع) می‌فرماید: الغضب مفتاح کل شر؛ غضب کلید همه بدی‌هاست. (تحف‌العقول، ص‏581، كافى، ج‏2 ص‏303)

البته مدیریت خشم در هنگام غضب بسیار دشوار است مگر آنکه انسان در فرایندی خود را تربیت و پرورش داده باشد تا بتواند خشم خود را مهار کند؛ زیرا خشم و غضب یک امر طبیعی است به طوری که اگر عامل خشم‌انگیز فراهم آید، انسان به طور طبیعی و خودکار خشمگین می‌شود و خونش به جوش آمده و چهره‌اش برافروخته و رفتار و کردارش متفاوت شده و آماده حمله و انتقام می‌شود. اما اگر انسان بتواند خود را عادت به مهار خشم دهد، با آنکه خشمگین می‌شود، ولی رفتار و کردارش را مدیریت می‌کند و اجازه نمی‌دهد که واکنش‌هایش بر اساس کنش‌های طبیعی و تحت تاثیر مستقیم عوامل خشم باشد.

انسان مومن می‌آموزد تا خود را تربیت و تزکیه کند. مهم‌ترین تزکیه نفس، مهار و مدیریت دو قوه شهوت و غضب است. اگر انسان بتواند این دو قوه را مدیریت و مهار کند، می‌تواند خشم خویش را در چارچوب رضای الهی و شریعت قرار دهد و واکنش‌هایش مبتنی بر آن باشد. این گونه است که رضایت خداوندی را به دست می‌آورد؛ چنانکه پيامبر(ص) می‌فرماید: ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَهًًْ اَفضَل عِندَ الله  مِن جُرعَهًْ غَيظٍ كَظَمَها اِبتِغاءَ وَجهِ الله؛ انسان هيچ جرعه‌اى ننوشيد كه نزد خدا از جرعه خشمى كه براى رضاى خدا فرو خورد بهتر باشد. (نهج‌الفصاحه، ح 2628)

آن حضرت(ص) در جایی دیگر مدیریت و مهار خشم را خصلت بهترین مردان دانسته و فرموده است: بدانيد كه بهترين انسان‌ها كسانى هستند كه دير به خشم آيند و زود راضى شوند.(نهج الفصاحه، ح 469)

عامل یا عوامل خشم گاه چنان قوی است که انسان را به مبارزه می‌طلبد، اینجاست که انسان باید همانند مبارزی قوی، پشت این خصم را به خاک بمالد و اجازه ندهد تا بر او چیره شود و بر سینه و قلب و جسم و جانش حاکم شود. پيامبر(ص) می‌فرماید: كمال دليرى آن است كه كسى خشمگين شود و خشمش شدّت گيرد و چهره‌اش سرخ شود و موهايش بلرزد، امّا بر خشم خود چيره شود. (نهج‌الفصاحه، ح 1872)

راه‌های مهار خشم

در آیات و روایات راه‌هایی برای مدیریت و مهار خشم بیان شده است که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

1. وضو گرفتن:

خشم هر چند یک قوه طبیعی برای انسان است که خداوند در نهاد بشر قرار داده است؛ ولی شیطان همواره از قوای نفسانی انسان علیه خودش استفاده می‌کند؛ چنانکه قوه شهوت و قوه غضب مهم‌ترین ابزاری است که شیطان برای رسیدن به اهدافش از آن سود جسته و انسان‌ها را از مسیر هدایت و صراط مستقیم الهی دور ساخته است. یکی از راه‌های مدیریت و مهار خشم آن است که انسان هنگام برخورد با عامل خشم به سرعت وضو بگیرد تا خشم و غضبی که به جوشش آمده و خون را به سرعت در تمام اعضا و جوارح تلمبه می‌کند، آرام و ساکن شود. پیامبر(ص) در این باره می‌فرماید: خشم از شيطان و شيطان از آتش آفريده شده است و آتش با آب خاموش مى‌شود، پس هرگاه يكى از شما به خشم آمد، وضو بگيرد. (نهج‌الفصاحه، ح 660)

2. زمین نشستن:

یکی دیگر از راه‌های مدیریت خشم و غضب، نشستن بر زمین است. انسانی که خشمگین می‌شود اگر در حالت ایستاده است بر زمین بنشیند تا وجودش آرام شود. پيامبر(ص)  در توضیح این راهکار می‌فرماید:  بدانيد كه خشم پاره آتشى در دل انسان است. مگر چشمان سرخش و رگ‌هاى گردنش را [هنگام خشم] نديده‌اید. هر كس چنين احساسى پيدا كرد، روى زمين بنشيند. (سنن الترمذى، ج 3، ص328، ح 2286)

3. تقویت حلم و بردباری:

از دیگر راهکارهای مدیریت خشم تقویت حلم است. حلم همان صبر همراه با عقلانیت است. به این معنا که انسان باید همواره در زندگی عقل را حاکم بر رفتار و کردار خود کند تا این گونه در هر کاری به‌ویژه در وضعیت بحرانی خشم بتواند خود را مهار و مدیریت نماید. امام على(ع) می‌فرماید: بردبارى آتش خشم را فرو مى نشاند و تندى، آن را شعله‌ورتر مى‌كند.(غررالحكم، ج2، ص 123، ح2063) سه كس جز در سه جا شناخته نمىشوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نيازمندى. (بحارالأنوار، ج78، ص 229، ح9)

امیرمومنان ‌علی(ع) می‌فرماید: بهترين مردم كسى است كه اگر او را به خشم آورند، بردبارى کند و چنانچه به او ظلم شود، ببخشايد و چون به او بدى شود، خوبى كند.  (غررالحكم، ج3، ص 430، ح 5000)

 آثار مدیریت خشم

بر اساس آیات و روایات آثار بسیاری برای مدیریت و مهار خشم است؛ زیرا اگر خشم کلید شرور است، مهار آن موجب می‌شود تا انسان از بسیاری از شرور در امان باشد و به طور طبیعی کمتر دچار رنج و مصیبت دنیوی و اخروی شود. برخی از آثار مدیریت خشم عبارتند از:

1. تشخیص و تصمیم درست:

یکی از مهم‌ترین آثار مهار خشم آن است که انسان به دور از هیجانات تصمیم می‌گیرد؛ زیرا هنگام خشم، انسان قدرت تشخیص حق و باطل و درست و نادرست را از دست می‌دهد، نمی‌تواند درست ببیند و درست حکم و داوری کند. در نتیجه نمی‌تواند درست عمل کند و کارش را پیش ببرد؛ اما وقتی خشم و غضب را مهار کند، عقلانی می‌اندیشد و شرعی و عرفی عمل می‌کند و در کارش موفق‌تر بوده  و دیگر گرفتار پشیمانی نخواهد شد. امام على(ع) دراین باره فرموده است: اَقدَرُ النّاسِ عَلَى الصَّوابِ مَن لَم يَغضَب؛ تواناترين مردم در تشخيص درست كسى است كه خشمگين نشود. (غررالحكم، ج2، ص408، ح3047) امام سجاد(ع) با بیان داستانی این مطلب را این گونه توضیح می‌دهد: پيامبر(ص)  بر گروهى گذشتند كه سنگى را بلند مى‌كردند. فرمودند: اين چه كارى است؟ گفتند: با اين كار، نيرومندترين خود را مى‌شناسيم. فرمودند: آيا به شما خبر دهم كه محكم‌ترين و قوى‌ترينِ شما كيست؟ گفتند: بلى اى پيامبر خدا! فرمودند: قوى‌ترين شما، كسى است كه هر گاه خشنود شود، خشنودى‌اش او را به گناه و باطل نكشاند، هر گاه خشمگين شود، خشمش او را از سخن حق، بيرون نبرد، و هر گاه به قدرت رسيد، آنچه برايش حق نيست، دست نزند. (معانى الأخبار، ص 366)

2. اهل ایمان و ولایت:

مومنان الگوهایی در زندگی دارند که می‌بایست بر اساس آن شیوه و سبک زندگی خود را سامان دهند. اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به عنوان خلفای الهی، الگوهای نیک بشری هستند که مومنان می‌بایست آنان را سرمشق خود قرار دهند. آنان اهل کظم غیظ بوده و خشم خود را مهار ومدیریت می‌کردند. مومنان نیز می‌بایست این گونه باشند. اگر بخواهیم شیعه واقعی باشیم و باید اهل مهار و مدیریت خشم باشیم. امام صادق (ع) می‌فرماید: لَيسَ مِنّا مَن لَم يَملِكُ نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ؛ كسى كه هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نيست.(كافى، ج2، ص 637، ح2) از همین رو آن حضرت در جایی دیگر می‌فرماید: مؤمن چون خشمگين شود، خشمش او را از حق بيرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودی‌اش او را به باطل نكشاند و چون قدرت يابد بيش از حقّ خود نگيرد (بحارالأنوار، ج78، ص 209، ح85)؛ زیرا این مومنی که ایشان بیان می‌کند، کسی است که همانند اهل بیت(ع) مهار و مدیریت غضب خودش را به دست گرفته است نه آنکه غضب، او را مدیریت و مهار نماید و به هر سمت و سویی ببرد به طوری که موجب خروج از حق و بی‌عدالتی و ظلم شود.

امیرمومنان امام على(ع) نیز می‌فرماید: شيعيان ما كسانى‌اند كه در راه ولايت ما بذل و بخشش مى كنند، در راه دوستى ما به يكديگر محبت مى نمايند، در راه زنده نگه داشتن امر و مكتب ما به ديدار هم مى روند. چون خشمگين شوند، ظلم نمى‌كنند و چون راضى شوند، زياده روى نمى‌كنند، براى همسايگانشان مايه بركتند و نسبت به همنشينان خود در صلح و آرامشند.(كافى، ج 2، ص 236، ح 24)

3. بهترین دوست:

انسان در انتخاب دوست می‌بایست بسیار دقت کند؛ زیرا دوستان از یکدیگر یاد می‌گیرند و سرمشق هم هستند. کسی که بتواند غضب خود را مهار و مدیریت کند، دوست خوبی است که می‌توان او را اسوه خود قرار داد. امام صادق(ع) می‌فرماید: هر كس سه بار بر تو خشم گرفت ولى به تو بد نگفت، او را براى خود به دوستى انتخاب كن. (معدن الجواهر، ص 34) اما اگر انسان نتواند با عقل، خشم و غضب خویش را مهار و مدیریت کند، موجبات از دست دادن دوستان را برای خود فراهم آورده است. امام على(ع) در  این باره به مردم هشدار داده و می‌فرماید: به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست. (محاضرات، ج2، ص28)

4. ادب:

از آنجا که خشم، انسان را از حالت طبیعی بیرون می‌برد، به طور طبیعی دیگر رفتاری مبتنی بر اخلاق و ادب نخواهد داشت؛ چنانکه امام على(ع) می‌فرماید:  لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ؛ ادب با غضب همراه نیست. (غرر الحكم، ح 10529) پس در هنگام غضب ادب می‌رود. در این حالت انسان نباید کاری انجام دهد زیرا هر رفتار و کارش به جای آنکه اثر مثبت و سازنده داشته باشد، اثر منفی به جا می‌گذارد. از همین رو در هنگام خشم نمی‌توان کسی را تربیت کرد و یا آموزش داد. شاید از همین عبارت امام(ع) این معنا به دست می‌آید که با خشم، تربيت ممكن نيست و باید در هنگام غضب ترک آموزش و تربیت و نصیحت کرد تا خشم فرو رود. از این عبارت به دست می‌آید که انسانی که مهار خشم خود را به دست داشته باشد، نه تنها اهل ادب است بلکه می‌تواند تربیت ادبی و اخلاقی خوبی داشته باشد و به عنوان یک الگو برای دیگران شود.

5. عزت:

عزت دنیا و آخرت از پیامدهای مهار است. امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید:  هيچ بنده اى خشم خود را فرو نخورد، مگر اينكه خداوند عزّوجلّ بر عزّت او در دنيا و آخرت افزود.(كافى، ج2، ص 110، ح5)

6. کمال عقل:

مهار و مدیریت خشم موجب می‌شود که عقل به کمال برسد و انسان از برکات آن در دنیا و آخرت بهره مند شود. امام على(ع) می‌فرماید: با هوا و هوس خود جهاد كن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهاى بد خود مخالفت كن تا نفست پاكيزه شود، عقلت به كمال برسد و از پاداش پروردگارت بهره كامل ببرى. (غررالحكم، ج3، ص365، ح4760)

7. رهایی از عذاب الهی :

از دیگر آثار مهار خشم، رهایی انسان از خشم الهی است. پيامبر(ص) درباره این اثر می‌فرماید: هر كس خشمش را برطرف سازد، خداوند كيفرش را از او بردارد و هر كس زبانش را نگه دارد، خداوند عيبش را بپوشاند. (امالى طوسى، ص 349، ح 721) امام باقر(ع) نیز می‌فرماید: مَن کَفَّ غَضَبَهُ عن النّاس کَفَّ اللهُ عنهُ عَذابَ یومَ القِیامة؛ کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نیز در روز قیامت عذابش را از او باز می‌دارد. (جهادالنفس، ح532)

8. سروری در میان مردم:

اگر کسی بخواهد سرور مردمان شود، خشم و غضب خویش را مهار و مدیریت کند. امام صادق(ع) می‌فرماید: سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن، گذشت از بدکـردار، صله رحـم بـا جـان و مـال. (تحف العقول، ص 317)

9. عیب‌پوشی:

مدیریت خشم موجب می‌شود تا عیوب و کاستی‌های انسان پوشیده شود. امام صادق(ع) می‌فرماید: مَن کَفَّ غَضَبَهُ سَتَرَ اللهُ عَورَتَهُ؛ کسی که جلوی خشمش را بگیرد خداوند نقصها و کاستی‌های او را می‌پوشاند. (جهاد النفس، ح 528)

دوازده سال پیش نیروهای فلسطینی پس از 22 روز مقاومت در برابر حملات رژیم صهیونیستی توانستند به پیروزی دست پیدا کنند، از این رو روز 29 دی روز غزه نامگذاری شده است.

صهیونیست‌ها پس از ناکامی در جنگ 33 روزه علیه حزب‌الله و شکستی که در طرح ایجاد خاورمیانه جدید متحمل شدند، حملات خود را متوجه فلسطین و نوار غزه کردند تصور آنان این بود که شکست در برابر حزب‌الله با محاصره و پیروزی در برابر غزه جبران خواهد شد از این رو در 28 دسامبر 2008 حمله صهیونیست‌ها به نوار غزه آغاز شد.

رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه از مجموعه‌ای از سلاح‌های متعارف و غیرمتعارف به منظور شکست مردم غزه و نابودی مقاومت استفاده کرد تسلیحات اسرائیل بالگردهای آپاچی، هواپیمای اف 16، هواپیماهای بدون سرنشین بود و فسفر سفید که طبق معاهده ژنو سال 1980 منع استفاده از آن به عنوان سلاح جنگی در مناطق مسکونی اعلام شده است بمب خوشه‌ای سلاح دیگری بود که اسرائیل از آن استفاده کرد که برای مدت‌ها حتی پس از جنگ جان غیرنظامیان را به خطر می‌اندازد که صلیب سرخ نیز آن را غیرانسانی خوانده است.

محاصره اقتصادی و سوختی نوار غزه نیز اقدام دیگری بود که رژیم صهیونیستی آن را به کار برد به طوری که تنها راه تامین غذا و مایحتاج مردم، کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل بود و حتی تامین آب آشامیدنی هم به مشکل خورده بود. توقیف کشتی راشل کوری از ایرلند که حامل محموله کمک‌های بشردوستانه برای غزه بود و در میان سرنشینان بک برنده جایره صلح نوبل و یک نماینده بلند پایه سازمان ملل حضور داشت و حمله به کشتی ملقب به کاروان آزادی که از ترکیه حرکت کرده بود و حامل 581 فعال حقوق بشر بود، نمونه‌ای از محاصره اقتصادی غزه توسط صهیونیست‌ها بود.

هرچند صهیونیست‌ها تمام تلاش خود را به کار بستند تا مقاومت غزه را بشکنند، اما موفق نشدند و در نهایت نیروهای فلسطینی و جبهه مقاومت موفق به پیروزی شدند.

** حضور سردار سلیمانی در غزه و نبرد مستقیم با صهیونیست‌ها

دو سال پس از پیروزی غزه در برابر رژیم صهیونیستی رهبر انقلاب اسلامی در یک سخنرانی اعلام کرد: «ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود.» (14 بهمن 1390)

ایشان همچنین سال گذشته و پس از شهادت سردار سلیمانی در سخنانی فرمودند: «این مرد، دست فلسطینی‌ها را پُر کرد؛ کاری کرد که یک منطقه‌ی کوچکی، یک وجب جا مثل نوار غزّه در مقابل رژیم صهیونیستیِ با آن همه ادّعا می‌ایستد، کاری و بلایی سرِ آنها می‌آورد که آنها سرِ 48 ساعت می‌گویند آقا بیایید آتش‌بس بدهید؛ اینها را حاج قاسم سلیمانی کرد دستشان را پُر کرد کاری کرد که بتوانند بِایستند، بتوانند مقاومت کنند. این چیزی است که برادران فلسطینی ما مکرّر ‌در ‌مکرّر پیش خود بنده گفته‌اند. البتّه من می‌دانستم امّا آن‌ها هم آمدند پیش ما شهادت دادند در سفرهای متعدّدی که این رهبران فلسطینی آمدند، همه‌‌ی آن‌ها این را [گفتند.]»

پس از شهادت سردار سلیمانی، مقامات فلسطینی در سخنرانی‌های مختلف به نقش و حضور سردار سلیمانی در غزه و جنگ 22 روزه اشاره کردند. چیزی که پیش از شهادت وی در خصوص آن سخن گفته نشده بود.

اسامه حمدان عضو ارشد جنبش مقاومت اسلامی حماس با اشاره به نقش شهید سلیمانی در حمایت از مقاومت فلسطین در جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی علیه غزه، گفت: «شهید سلیمانی در جریان این نبرد لحظه به لحظه با مقاومت فلسطین همراه بود.»

احمد عبدالهادی عضو دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی و نماینده جنبش حماس در لبنان نیز گفت: «سلیمانی بارها به غزه سفر کرد و در نقشه دفاعی و طراحی و ترسیم آن از همان لحظه اول شرکت داشت این یک راز نیست و دشمن همه این‌ها را می‌داند، اما آنچه را که نمی‌داند بسیار بیشتر از آن چیزهایی است که می‌داند.»

اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس نیز در مراسم تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی و همرزمانش در تهران اظهار داشت: «فرمانده شهید سلیمانی همه‌ی زندگی خود را در حمایت و پشتیبانی از فلسطین گذاشت و اعلام می‌کنم این فرمانده بزرگ شهید قدس است.»

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , کشور فلسطین , نوار غزه , شهید سپهبد قاسم سلیمانی , سپاه قدس | نیروی قدس , جنبش مقاومت اسلامی |حماس ,
اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس نیز در مراسم تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی در تهران گفت: «فرمانده شهید سلیمانی همه‌ی زندگی خود را در حمایت و پشتیبانی از فلسطین گذاشت و اعلام می‌کنم این فرمانده بزرگ شهید قدس است.»

**از ارسال موشک به فلسطین تا ساخت کارخانه موشک‌سازی در غزه

مهمترین اقدامی که سردار سلیمانی در خصوص جنگ 22 روزه انجام داد و رهبر انقلاب نیز بدان اشاره داشتند، رساندن تسلیحات به فلسطینی‌ها و شکست محاصره غزه بود.

زیاد النخاله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین در این رابطه گفت: «قدرت و امکاناتی که امروز غزه به آن دست یافته است، نتیجه تلاش‌های بزرگ شهید سلیمانی است گام راهبردی سردار سلیمانی با ارسال موشک‌ها و اسلحه‌ها به نوار غزه آغاز شد و این مسئله شبیه یک معجزه بود و از نظر فنی و امنیتی و امکان‌پذیر بودن بسیار سخت بود، امّا انجام شد سردار سلیمانی شخصاً در این مسیر تلاش کرد و به کشورهای متعدد سفر کرد و برای رساندن این سلاح‌ها برنامه‌ریزی و مقدمه‌چینی کرد و واقعاً این سلاح‌ها به غزه رسید. سلاح‌هایی که سردار سلیمانی به نوار غزه رساند، با همان موشک‌ها راه برای بمباران تل آویو باز شد.»

به گفته حمدان بخشی از این موشک‌ها از سوریه به فلسطین منتقل شد. وی سخنان چندی پیش دبیرکل حزب الله لبنان در خصوص ارسال موشک‌های کورنت از سوریه به حزب‌الله و حماس با وساطت شهید سلیمانی را تأیید کرد و گفت: «شهید سلیمانی تصمیم گرفت موشک‌های کورنت به نوارغزه فرستاده شوند و این اتفاق هم افتاد.»

او همچنین عنوان کرد که انتقال موشک‌های مدرن بخشی از کار مقاومت در غزه بود و آنها با حضور سردار سلیمانی توانستند از لحاظ کیفی تغییرات عمده‌ای در موشک‌ها به وجود آورند و توانستند چند کارخانه تولید موشک‌ در غزه تأسیس کنند حمدان خاطرنشان کرد: «برخی از گروه‌های فلسطینی در غزه هزاران موشک در اختیار دارند که آماده شلیک به سوی کل مناطق صهیونیست‌نشین هستند اینکه در درگیری‌های اخیر که چند روز بیشتر طول نکشید شاهد بودیم اسرائیلی‌ها دست به دامان قاهره شدند تا توافق صلح به دست آید، ناشی از مقاومت موشکی این گروه‌ها و نیز اطلاع تل‌آویو از قابلیت مقاومت فلسطین برای حمله موشکی بود.»

یکی دیگر از اقدامات شهید سلیمانی در جنگ 22 روزه ساخت تونل بود. احمد عبدالهادی عضو دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی و نماینده جنبش حماس در لبنان گفت: «اندیشه احداث تونل در زیرزمین در غزه که امروز بیش از 360 کیلومتر در آن تونل احداث شده است و آنان (صهیونیست‌ها) این را به خوبی می‌فهمند و همین کافی است از طرف 2 نفر یکی فرمانده شهید یعنی عماد مغنیه و دوم حاج قاسم سلیمانی مطرح شد.»

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , کشور فلسطین , نوار غزه , شهید سپهبد قاسم سلیمانی , سپاه قدس | نیروی قدس , جنبش مقاومت اسلامی |حماس ,
احمد عبدالهادی عضو دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی می‌گوید: «اندیشه احداث تونل در زیرزمین در غزه که امروز بیش از 360 کیلومتر در آن تونل احداث شده است و آنان (صهیونیست‌ها) این را به خوبی می‌فهمند و همین کافی است از طرف 2 نفر یکی فرمانده شهید یعنی عماد مغنیه و دوم حاج قاسم سلیمانی مطرح شد.»

انیس نقاش نیز در خصوص نقش سردار سلیمانی در شکست محاصره غزه گفته است: «وقتی که حزب الله تلاش کرد که در جنگ 22 روزه از مصر بخواهد که اجازه دهد زخمی‌های جنگ را از غزه برای مداوا از آنجا خارج کند و حسنی مبارک اجازه نداد. با تدبیر حاج عماد مغنیه و حاج قاسم اتفاق عجیبی رخ داد که نه تنها مجروحان را از آنجا خارج کردیم، بلکه سلاح به دست اهالی غزه رساندیم. به این ترتیب که حاج قاسم گفت «مگر مردم دارو و غذا نمی‌خواهند، مگر مجاهدان سلاح نمی‌خواهند پس چرا نشسته‌اند؟ کافی است به سمت مرزهای العریش مصر هجوم بیاورند و از مرز بگذرند، هم غذا و دارو آنجا هست هم سلاح آماده کرده‌ایم؛ هجوم بیاورند.» فلسطینی‌ها هم این کار را کردند بدون آنکه متوجه شوند از کجا دستور می‌گیرند، هجوم آوردند، از مرز گذشتند و مایحتاج و سلاح خود را دریافت کردند و برگشتند و مقاومت کردند و در جنگ پیروز شدند. این تدبیر حاج قاسم بود.»

حمایت‌های سردار سلیمانی از غزه و فلسطین تنها مربوط به جنگ 22 روزه نبود. ابوشریف نماینده جنبش جهاد اسلامی در تهران گفته است: «شهید سلیمانی همیشه به غزه کمک می‌کرد.» داود شهاب سخنگوی جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز عنوان کرده است: «شهید سلیمانی برای توسعه و پیشرفت مقاومت فلسطین در سطوح تسلیحات، آموزش و حمایت مادی و نظامی تلاش کرد.»

** سوگواری فلسطینی‌ها در شهادت سردار سلیمانی

پس از شهادت سردار سلیمانی گروه‌های فلسطینی از جمله فتح و حماس در بیانیه‌های مختلف ترور این سردار ایرانی را محکوم کردند و تسلیت گفتند. عباس زکی عضو کمیته مرکزی فتح قاسم سلیمانی را «چه‌گوارای خاورمیانه» نامید و گفت: این ترور پیامدهای خطرناکی برای منطقه دارد.

گروه‌های مختلف فلسطینی مانند الجبهه الشعبیه، حماس، جهاد اسلامی، لجان المقاومه، الساعقه، المقاومه الشعبیه، المجاهدین، الاحرار و جبهه مبارزه مردمی نیز مراسم بزرگداشت سردار سلیمانی برگزار کردند.

اکنون نیز تصاویر سردار سلیمانی به عنوان الگوی مبارزه با تروریسم در غزه به نمایش گذاشته شده است.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , کشور فلسطین , نوار غزه , شهید سپهبد قاسم سلیمانی , سپاه قدس | نیروی قدس , جنبش مقاومت اسلامی |حماس ,
بیلبورد شهید سلیمانی در غزه

** تاکید سردار سلیمانی بر دفاع از مردم فلسطین

سردار سلیمانی در سخنانی که در سال 90 و در جمع پیشسکوتان جهاد و شهادت ایراد کرد، اظهار داشت: «وقتی سال 2000 اتفاق افتاد و اسرائیل از جنوب لبنان فرار کرد، حادثه بعدی، عقب‌نشینی از غزه بود. به طوری که خاخام‌های یهودی با گریه از غزه عقب‌نشینی کردند. پس ثمره عقب‌نشینی از لبنان، عقب‌نشینی از غزه شد و ثمره پایداری در جنگ 33 روزه پیروزی دیگری در داخل غزه و در جنگ 22 روزه بود. این اتفاق‌ها در کنار مرزهای مصر افتاد.»

به گفته دبیرکل جنبش جهاد اسلامی شهر قدس اشغالی همیشه در قلب سردار سلیمانی قرار داشت و در تمامی نبردهایی که شهید سلیمانی در منطقه در آن حضور داشت، قطب‌نمای آن جنگ قدس بود؛ چراکه هدف حفظ مقاومت است.

ناصر ابوشریف نیز با اشاره به آخرین دیدار خود با شهید سلیمانی اظهار داشت: «حاج قاسم همواره بر اهمیت دفاع از مردم مظلوم فلسطینی تاکید داشت و در آخرین دیدارش به ما گفت که فلسطین بزرگترین مسئولیتی است که بر گردن ما نهاده شده و در آخرت اولین چیزی که از ما خواهند پرسید، درباره دفاع از مردم مظلوم فلسطین در برابر اسرائیل است.»

بنابراین سردار سلیمانی نقش بسیاری مهمی در مقاومت گروه‌های فلسطینی و جنگ 22 روزه داشت. در آن جنگ، حوادثی رقم خورد که سرنوشت مبارزات فلسطین را تغییر داد و نقطه عطف بزرگی در مقاومت اسلامی فلسطین شد.

ملت فلسطین که زمانی سلاحی جز سنگ نداشتند، در جنگ 22 روزه نشان دادند قابلیت­‌های بزرگی در خود ایجاد کردند. محمدباقر ذوالقدر از فرماندهان سابق سپاه می‌گوید: «این پشتیبانی‌­های نیروی قدس و حمایت‌­هایش از نهضت فلسطین بود که این موفقیت را رقم زد و معادله را به نفع فلسطین تغییر داد. در اهمیت این جنگ همین بس که رژیم صهیونیستی با آن قدرت و سلطه نظامی­‌اش نتوانست بر باریکه کوچک غزه فائق آید و پس از 22 روز جنگ و درگیری در نهایت با اعلام آتش­‌بس یک­جانبه از سوی رژیم صهیونیستی، جنگ به نفع فلسطینی‌­ها خاتمه یافت. این در مبارزات ملت فلسطین تبدیل به یک نقطه درخشان و نماد پیروزی مقاومت شد.»

سه شنبه, 30 دی 1399 16:54

مسجد«کچی‌اوا الجزایر»

مسجد جامع کچی‌اوا (کتشاوه) یکی از مشهورترین مساجد تاریخی الجزیره پایتخت الجزایر به شمار می آید که «حسن پاشا» آن را در دوره عثمانی در سال 1794 میلادی بنا کرد.
 
ژنرال «روفیگو» فرمانده نیروهای فرانسوی هنگام اشغال الجزایر در سال 1830 میلادی این مسجد را به کلیسا تبدیل کرد. روفیگو به نیروهای فرانسوی دستور داد تا قرآن های موجود در این مسجد را به میدان الماعز که بعدها به میدان شهداء معروف شد، منتقل کنند و سپس قرآن ها را آتش زدند.



این صحنه مشابه اقدام «هولاکو خان» حاکم مغول هنگام یورش به شهر بغداد بود که همه کتاب های موجود در این شهر را به آتش کشید.

ژنرال روفیگو در ابتدا مسجد کچی‌اوا را به اسطبل تبدیل کرد، پس از آن تصمیم گرفت که این مسجد را به کلیسا تبدیل کند. اما مسلمانان الجزایر به این اقدام روفیگو اعتراض کردند و آن را هتک حرمت به دین اسلام دانستند. به همین دلیل  بیش از چهار هزار نمازگزار در اعتراض به این اقدام در مسجد کچی‌اوا تحصن کردند و روفیگو همه آنها را به قتل رساند و این جمله مشهور را عنوان کرد که " باید زیباترین مسجد این شهر را به معبد مسیحیان تبدیل کنیم".


 
برهمین اساس، این ژنرال فرانسوی مسجد کچی‌اوا را در سال 1832 تخریب کرد و کلیسای «سنت فلیپ» را بنا کرد. مسیحیان نخستین نماز خود را در شب عید میلاد مسیح در 24 دسامبر 1844 در آن ادا کردند.  «ملکه امیلی» همسر «لویز فیلپ» هدایای گرانبهایی را به این کلیسای جدید فرستاد. پاپ «گریگور شانزدهم» نیز مجسمه هایی از قدیسین را ارسال کرد.


این کلیسا در سال 1962 یعنی زمان استقلال الجزایر از فرانسه دوباره به مسجد تبدیل شد. مسلمانان الجزایر در این مسجد نخستین نمازجمعه را پس از استقلال در پنجم جولای 1962 میلادی ادا کردند و «البشیر الابراهیمی» خطیب مشهور الجزایر و یکی از موسسان جمعیت علمای مسلمان الجزایر به عنوان خطیب این مسجد انتخاب شد.
 
مسجد کچی‌اوا شاهکار معماری بی نظیر ترکیه به شمار می آید. نام این مسجد برگرفته از بازاری است که در میدان مجاور آن قرار دارد.

ترک ها نام کچی‌اوا بر آن نهادند که به زبان عربی «العنزه» معنی می شود.

این مسجد نقش و نگارهای زیبایی از هنر اسلامی در خود دارد، به طوری که کتیبه های شگفت انگیز این مسجد در سال 1855 میلادی به موزه فرانسه منتقل شد و نقش و نگارهای دیگر که منعکس کننده فرهنگ دینی فرانسوی است، جایگزین این کتیبه ها شد.


 
روی دیوارهای این مسجد آیه های قرآنی دیده می شود که «ابراهیم چاکرهی» هنگام ساخت این مسجد در دوره عثمانی این آیه ها را نوشته است.

مسجد کچی‌اوا به عنوان یک قلعه علمی به شمار می آید که مردم را با مضامین دین اسلام آشنا می کند.



فعالیت های این مسجد در طول ماه مبارک رمضان افزایش می یابد. هر جمعه پس از نماز عصر، نشست هایی را علمای بزرگ الجزایر برای بررسی ضرورت شناخت امور دینی برگزار می کنند. علاوه براین، در این مسجد برنامه سالیانه ای برای حفظ قرآن خردسالان و زنان برگزار می شود.
 
این مسجد یکی از شاهکارهای معماری تاریخی الجزایر به شمار می آید که در فهرست میراث فرهنگی قرار دارد و معماری آن ترکیبی از معماری رومی، عربی و ترکی است.

اتفاقات فوق العاده ای که بعد از خوردن موز در بدن می افتد 

چه می شود اگر بگوییم یک ابزار نو برای کمک به کاهش وزن، کاهش تورم، مبارزه با سرطان و افزایش انرژی وجود دارد. همه میوه هایی که می خورید سرشار از مواد معدنی هستند که در این متن به یکی از آنها که موز است می پردازیم.

فواید موز

21 فایده تایید شده موز که پس از خوردن در بدن ایجاد می شود 

قوی ترشدن ماهیچه ها 

اگر بعد از ورزش، احساس می کنید که ماهیچه های تان درد می کند یا به اندازه کافی سریع رشد نمی کنند ممکن است در رژیم غذایی به اندازه کافی منیزیم نباشد. منبع خوب منیزیم، موز می تواند به انقباض عضلانی و تمدد اعصاب و نیز سنتز پروتیین کمک کند که به نوبه خود تود عضلانی را افزایش می دهد. جذب منیزیم به تسریع تجزیه تحلیل چربی کمک می کند، فرآیندی که بدن چربی را آزاد می کند.

 بهبود سریعتر 

همه ما می دانیم که موز منبع اصلی پتاسیم است. چون این یک الکترولیت است، پتاسیم به شما کمک می کند که بعد از ورزش بهبود پیدا کنید رشد آن ها را تقویت کرده و به شما اجازه می دهد بیشتر کار کنید.

فواید موز در بدنسازی

فواید موز برای سلامت بدن 

خوردن موز چه فوایدی دارد؟

شاد شدن سریعتر 

موز حاوی ویتامین ب9 (اسید فولیک)هستند که خواص ضد افسردگی دارند. به عبارت دیگر کمک می کند سروتونین سریعتر وارد مغز شود. مطالعه ای در مجله روانشناسی هندی نشان می دهد که بیماران مبتلا به افسردگی دارای میزان اسید فولیک هستند که به طور متوسط 25 درصد کم تر از سطح افراد سالم است. برخی پزشکان توصیه می کنند که مصرف اسید فولیک را افزایش دهند 

کم کردن استرس و اضطراب

 علاوه بر ب9، موز همچنین مقدار زیادی تریپتوفان دارد که ممکن است مهم ترین ماده شیمیایی مغز باشد چون یک ضد افسرده طبیعی است و می تواند اضطراب و بی خوابی، و دیگر مسائل روحی مانند خستگی، عصبانیت، هیجان، عصبانیت و پرخاشگری را درمان کند. موز همچنین نور اپی نفرین دارد که به تنظیم استرس کمک می کند.

کاهش استرس

فواید جالب موز برای رفع استرس 

فواید فوق العاده موز برای بدن

بهبود خواب 

این هم به خاطر تریپتوفان ماده تشکیل دهنده ملاتونین است، که آرامش را افزایش می دهد و به منظم کردن خواب کمک می کند.مصرف منظم موز به تجربه خواب بهتر کمک می کند. این میوه حاوی تریپتوفان است که ترشح ملاتونین را تحریک می کند. بدن انسان از ملاتونین به یک عنوان یک سیگنال برای آرامش و به خواب رفتن استفاده می کند. سطوح عادی ملاتونین در بدن انسان کسب آرامش و تنظیم خواب را بهبود می بخشد.

 نفخ کم تر

 نفخ شکم احساس بدی به فرد می دهد. موز در برابر گاز و نگهداری آب مبارزه می کند. مطالعه اخیر نشان داد زنانی که دو بار در روز به عنوان پیش غذا موز مصرف می کنند، نفخ شکم را به میزان 50 درصد کاهش می دهند. این میوه باکتری مبارز را در شکم افزایش می دهد و منبع خوبی از پتاسیم است که می تواند حفظ مایعات را کاهش دهد.

کاهش نفخ شکم

فواید موز برای نفخ شکم 

فواید شگفت انگیز موز برای لاغری

سوزاندن چربی 

موز 12 میلی گرم کولین دارد، ویتامین ب مستقیما روی ژن هایی که موجب ذخیره سازی چربی در شکم می شوند، عمل می کند. می توانید کولین را در گوشت بدون چربی، غذاهای دریایی و سبزیجات پیدا کنید.

 تثبیت قند خون 

آن ها به دلایل زیادی منبع تغذیه خوبی هستند. مصرف موز جذب شکر را کاهش می دهد و قند خون را ثابت نگه می دارد. این موثرترین راهکار برای حفظ پایداری سطح قند خون است که به معنی سطح انرژی ثابت و کاهش وزن است (از آنجایی که سطوح ثابت قند خون به پانکراس اجازه ترشح گلیکوژن ، که هورمون چربی سوز است را می دهد.) . 

کاهش اشتها

این یکی از فواید دیگر ثابت نگه داشتن قند خون است . خوردن یک موز بین وعده های غذایی به معنای کم تر غذا خوردن است .

موز برای خواب

فواید جالب موز برای اشتها 

فواید و مزایای خوردن موز

احساس سیری 

موزها غنی از چیزی به نام نشاسته مقاوم هستند و همان طور که از نامشان پیدا است در برابر فرآیند هضم مقاومت می کند. این باعث تغذیه باکتری سالم می شود که اشتها را سرکوب می کند و منجر به اکسیداسیون چربی کارآمدتر می شود.

کاهش سطح کلسترول بد 

حتمن چربی های ترانس را مصرف کرده اید نوعی چربی که سطح کلسترول بد را بالا می برد. موزحاوی ترکیباتی هستند که میزان کلسترول را با توجه به مطالعه در ژورنال تغذیه کاهش می دهند. علاوه بر این موز حاوی ویتامین ب6 است که برای تقریبا همه چیز مهم است سلامت قلبی، سلامت سیستم گوارشی و عملکرد سیستم عصبی.

کنترل قند خون

خواص و فواید موز برای بدن 

خوردن موز چه فوایدی دارد؟

بهبود هضم

 آیا به طور مداوم بعد از غذا خوردن احساس دل درد می کنید ؟ موز نیز می تواند به هضم کمک کند. آن ها منبع عالی ، از پروبیوتیک ، کربوهیدرات های هستند که به عنوان غذا برای باکتری های خوب روده عمل می کنند پروبیوتیک گوارش را بهبود می بخشد - چون آن ها حاوی مولکول های فروکتوز هستند که منجر به سلامت معده و روده بهتر می شوند.

 تنظیم حرکت روده

فیبر بالا در موز می تواند به نرمال کردن حرکت روده کمک کند. با 3 گرم فیبر محلول، به شما کمک می کنند که بهتر بتوانید ضایعات بدن را دفع کنید. 

قوی تر شدن استخوان ها

اگرچه موز حاوی مقدار زیادی کلسیم نیستند - کم تر از 1 درصد از مصرف توصیه شده آن ها می توانند به ترویج جذب کلسیم با پربیوتیک کمک کنند. همانطور که فروکتوالیگوساکارید در بخش گوارشی سر و کار دارد، توانایی بدن برای جذب کلسیم را با توجه به مطالعه در مجله آمریکایی تغذیه بالینی افزایش می دهند.

جذب کلسیم بیشتر

فواید موز برای استخوان ها 

فواید موز برای بهبود عملکرد بدن

انرژی بیشتر 

دلیلی وجود دارد که دونده ها یک موز را قبل از (و در طول و بعد از)مسابقه می خورند :موز غنی در گلوکز هستند و به راحتی منبع قابل هضم شکر هستند که انرژی بهینه برای دویدن،وزنه برداری و ... فراهم می کند.

 مبارزه با بیماری ها 

با اینکه موز ویتامین آ ندارد اما آن ها هنوز هم می توانند به کمبود ویتامین آ کمک کنند. چطور؟ آن ها در سه نوع مختلف از کاراتنوئید پرو ویتامین آ، کاراتنوئید ، بتا کاراتوئن، و آلفا کاروتوئن غنی هستند که در واقع به ویتامین آ تبدیل می شود. عالی است، درست است؟ غذاهایی که حاوی سطوح بالایی از کاراتنوئید هستند در مقابل بیماری های مزمن از جمله سرطان های خاص، بیماری های قلبی و عروقی و دیابت محافظت می کنند.

 مبارزه با سرطان 

دلفینیدین یک آنتی اکسیدان است که در موزه یافت می شود که خواص ضد توموری دارد. مطالعه ای نشان داد که ممکن است از سرطان جلوگیری کرده و آن را درمان کند.

موز ضد سرطان

فواید موز برای جلوگیری از سرطان 

فواید موز برای فشار خون

کاهش فشار خون 

ترکیبی ازسدیم کم ، پتاسیم بالا با کاهش سطح فشار خون و کم ترین بروز سکته در افراد و جمعیت ها در ارتباط است. موز حاوی پتاسیم بالا و سدیم کم است و این میوه قادر به کاهش فشار خون و محافظت در برابر حمله قلبی و سکته است. 

بیشتر شدن آهن خون 

آهن خون بیشتر می شودو کم خونی را بهبود می دهد آهن برای سطوح انرژی حائز اهمیت است وقتی اکسیژن به سلول ها انتقال می یابد .کمبود آهن می تواند در کاهش وزن توقف ایجاد کند زیرا وقتی سطح آن پایین است بدن تلاش می کند انرژی ذخیره کند یعنی متابولیسم را کاهش دهد

جذب آهن خون

فواید موز برای کسانی که کم خونی دارند

بهبود بینایی 

موز حاوی ویتامین آ و ث و هر دو آنتی اکسیدان ها هستند و مواد مغذی سالم برای پوست و چشم دارند. آن ها همچنین بتاکاراتوئن، آنتی اکسیدان دارند که می تواند به محافظت از سلول ها و ترمیم آسیب در سطح سلولی کمک کند. هم چنین موز نیز شامل مواد مغذی دیگر مثل ویتامین ایی و لوتئین است که هر دو برای سلامت چشم مناسب هستند. لوتئین ماده غذایی است که ممکن است به کاهش خطر انحطاط چشمی کمک کند.

 دفع سموم

موز غنی در پکتین و یک دفع مسمومیت طبیعی است. این ژلاتین مثل فیبر به ترکیبات سمی در خون می چسبد و آن ها را از طریق ادرار دفع می کند.پکتین مقدار جذب چربی را کاهش می دهد. 

برخي از حكمتهاي غيبت در روايات چنين گزارش مي‌شود: 
الف) راز بزرگ الهي
غيبت امام زمان (عج)  مسئله‌اي غيبي و معناي غيب، پوشيده ماندن و مستور بودن است و ازاين‌رو، علت آن نيز پوشيده خواهد ماند. البته خداوند اين علم را به اوليا و حجت‏هاي خود كرامت فرموده است؛ يعني آن بزرگواران، علت غيبت امام زمان (عج) را مي‏دانستند، اما براي پرده برداشتن از آن راز اجازه نداشته و تاكنون هم آن را فاش نكرده‏ و تنها درباره برخي از حكمت‏هاي آن سخن گفته‌اند. براي نمونه، حكمت آن را به حكمت كارهاي حضرت خضر تشبيه كرده‏اند و سرّ كارهاي حضرت خضر تنها پس از جدا شدن موسي از او روشن شد. 
«شيخ صدوق» از «عبدالله بن فضل هاشمي» چنين نقل مي‏كند: 
از امام جعفر صادق (ع) شنيدم كه مي‏فرمود: «براي صاحب اين امر غيبتي است كه ‏بايد رخ دهد و هر فرد ناخالصي به شك و ترديد دچار خواهد شد». عرضه داشتم: «فدايت گردم چرا چنين خواهد شد؟» امام فرمود: «به سببي كه به ما اجازه آشكار كردن آن را نداده‏اند». عرض كردم: «حكمت آن چيست؟» امام فرمود: «به همان حكمتي كه در غيبت‏هاي حجت‏هاي پيشين بوده است». سپس فرمود: «وجه حكمت روشن نمي‏شود، مگر پس از ظهور آن امام؛ چنان‌كه وجه حكمت كارهاي خضر براي موسي پس از جدايي آن دو از يكديگر روشن شد». سپس امام به عبدالله بن فضل فرمود: «اي فرزند فضل! اين امري از سوي پروردگار و راز و سرّي از اسرار الهي و غيبي از غيب‏هاي خداوند است. چنانچه بدانيم كه خداوند حكيم است، حتي به رغم آشكار نبودن دليل كارهاي او، تصديق خواهيم كرد كه همه آنها از روي حكمت صورت مي‌پذيرند». 
ب) شناختن مقام و منزلت امام
مردم پس از بعثت پيامبر بزرگوار اسلام تا ۲۶۰ ه. ق، به پيامبر و امامان معصوم: بسيار بي‌حرمتي كردند. قرآن و كتاب‏هاي تاريخي به برخي از اهانت‏هاي مردم به پيامبر رحمت اشاره مي‌كنند كه آن حضرت در راه تبليغ چه سختي‌هايي كشيد و در مدينه حتي از برخي ياران خود بسيار رنج مي‏برد. 
آنان سفارش‏هاي پيامبر را درباره اهل‌بيت مكرّمش نشنيده گرفتند و بيشترين اهانت‏ها را به خاندان او روا داشتند كه شرح آنها در اينجا نمي‌گنجد. اهانت‏ها و بي‏حرمتي‏ها به حجت‏هاي خدا پس از رسول الله (ص) فراوان است كه شهادت فاطمه زهرا (س)، اميرالمؤمنين (ع)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و ديگر امامان معصوم‏ نمونه‌اي از آنها به شمار مي‌آيد. همين بي‌حرمتي‏ها سبب شد كه خداي تعالي حجت دوازدهم خود را براي دوره نامعلومي از ديد مردم دور نگه دارد تا زنگ خطري براي تنبيه مردم و زمينه‌اي براي محفوظ ماندن آخرين ذخيره الهي باشد و مردم، بيش از پيش، به قدر و منزلت امام معصوم پي ببرند. 
«مروان انباري» مي‌گويد: امام باقر (ع) فرمود: «اگر خداوند حضور ما را نزد مردمي كراهت داشته باشد، ما را از آنان جدا مي‌كند».
ج) ظلم و جور و گنا‌هان مردم
ظلم و جور و گناهان بيشتر مردم جامعه از ديگر حكمت‌هاي اين غيبت شمرده شده و خداوند به دليل همين گناهان حجت خود را در پس پرده‌ي غيب نگه داشته است. امام صادق (ع) به «مفضل بن عمر» فرمود: «بدانيد كه زمين لحظه‏اي از حجت خدا خالي نمي‏ماند. اما خداوند در آينده بندگان خود را در پي ظلم و جور و گناهاني كه مي‏كنند، از داشتن اين حجت محروم خواهد كرد». 
د) امتحان الهي
خداوند منّان از راه‏هاي بسياري مانند مرگ و زندگي، گرسنگي، ترس، كمبود اموال، تشريع واجبات مالي، دستور به جهاد در راه خدا، انسان‏ها، به‌ويژه مسلمانان را مي‌آزمايد تا خوب و بد، خالص و ناخالص و مؤمن و غير مؤمن از يكديگر جدا شوند. 
در اين ميان، خداوند انسان‌ها را بر پايه ميزان قرب به او و ايمانشان مي‌آزمايد. از اينرو، پيامبران و اولياي خداوند بيش از ديگران به امتحانات سختي دچار مي‌شدند؛ مانند حضرت ابراهيم (ع) در قضيه ذبح فرزندش اسماعيل (ع) و حضرت ايوب (ع) در از دست دادن اموال و دچار شدن به بيماري. پس از پيامبران و اولياي خداوند، مؤمنان راستين بيش از ديگران در معرض امتحان قرار مي‌گيرند. امتحان شيعه در دوران غيبت امام زمان نيز از همان آزمايش‏هاي بزرگ و سخت است كه در روايت‌هاي بسياري بدان اشاره شده است. 
امام صادق (ع) در اين‏باره مي‌فرمايد: «به خدا سوگند آنچه (انتظار فرج) را كه گردن‏هاي خود را به سوي او كشيديد، نخواهد بود تا اينكه مورد آزمايش قرار بگيريد و از هم جدا شويد». 
«جابر جعفي» از امام باقر (ع) پرسيد: «چه وقت فرج شما فرا خواهد رسيد؟» آن حضرت پاسخ فرمود: «هيهات هيهات! فرج ما نخواهد بود تا آنكه تصفيه شويد؛ پس تصفيه شويد [سه بار اين جمله را تكرار كرد] تا آنكه خوب و بد از هم جدا شوند»
اميرالمؤمنين (ع) نيز بنابر نقلي در اين‌باره فرمود: 
لَيَبْعَثَنَّ اللهُ رَجُلاً مِنْ وُلْدِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ يُطَالِبُ بِدِمَائِنَا وَ لَيَغِيبَنَّ عَنْهُمْ تَمْيِيزاً لأَهْلِ الضَّلالَة. 
خداوند مردي را از فرزندانم در آخرالزمان براي خون‏خواهي ما برمي‏انگيزد و اين شخص پيش از ظهورش غيبتي خواهد داشت تا اهل ضلالت و گمراهي مشخص شوند. 
ه‍ ) بيم از كشته شدن
ترس از كشته شدن آن امام نيز از حكمت‌هاي غيبت اوست. معصومان برپايه برخي از روايات فرموده‏اند كه: «براي امام مهدي (عج) غيبتي پيش از ظهورش خواهد بود». از ايشان پرسيده شد: «براي چه؟» فرمودند: «بيم از كشته شدن». 
اين مسئله انكارناپذير است؛ زيرا جباران و صاحبان قدرت از همان روزهاي نخست در پي دستگيري و كشتن آن وجود مقدس بوده و هم‌اكنون اوضاع دگرگون نشده است، بلكه آنان به خون حضرت تشنه‏تر شده‏اند.
طراح سوال اذعان مي‌‌كند كه جامعه نياز به امامي دارد كه سرپرست جامعه باشد، و طبق روايتي كه اهل سنت نقل كرده‌اند، هركس بيعت امامي را بر گردن نداشته باشد و بميرد، مرگ او مرگ جاهليت است. مي‌‌گويند: پيامبر (ص) فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَكُن فِي عُنُقِه بَيعةُ إِمامٍ ماتَ مِيتةً جاهليَّةً». 
مسلماً اين امام بايد امامي عادل و پاكدامن و معصوم از گناه باشد كه جهانيان را از لغزش و جهالت حفظ كند. 
حاكمان فعلي كشورهاي عربي، واجد چنين شرايطي نيستند، چگونه مي‌‌توان گفت اگر كسي بيعت «مبارك» ها و «قذافي» ها را به گردن نداشته باشد، مرگ او مرگ جاهليت است. 
اكنون بايد رفت و اين امام والامقام را پيدا كرد تا مرگ انسانها، مرگ جاهليت نباشد. آن امام موردنظر در لسان پيامبر (ص)، همان حضرت مهدي (عج) است كه خداوند منّان او را براي دادگستري در جهان، حفظ كرده است. حال اگر شرايط براي زمامداري اين امام غايب، آماده باشد، مسلّماً سرپرستي ظاهري را برعهده خواهد گرفت و امّا اگر بشر خيره‌ سر، مانع از چنين بركت الهي باشد، او به عنوان امام غائب، تصرفاتي در جامعه اسلامي خواهد داشت كه در گذشته به آن اشاره كرديم، بسان تصرفات مصاحب موسي (ع) (خضر(ع در سه مورد. ولي سرپرستي ظاهري جامعه بنا به فرموده خود آن حضرت به مجتهد جامع الشرايط، عادل و آگاه، فقيه وارسته كه تالي تلو معصوم است، سپرده مي‌‌شود و در طول اين مدّت كه امام، از ديدگان ما غايب است، (هرچند در خود جامعه زندگي مي‌‌كند)، مجتهدان عالي‌مقام، سرپرستي جامعه را به‌عهده دارند. البته اين بدان معنا نيست كه مجتهد بدون كمك گرفتن از متخصصان امور اجتماعي، حكومت مي‌‌كند. مشروح اين قسمت را در كتاب «حكومت اسلامي در چشم انداز ما» مطالعه كنيد. 
از اين گذشته، در زمان غيبت امام، جانشينان او، امور جامعه را اداره مي‌‌كنند، اين جانشينان، فقيهان با ورع و پرهيزكار هستند. 
حضرت موسي (ع) چهل روز براي اخذ تورات به ميقات رفت و سرپرستي جامعه بني‌اسرائيل را بر عهده برادرش هارون نهاد و به او چنين گفت: 
{اُخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ} (اعراف: ۱۴۲) 
جانشين من در ميان ملتم باش و به اصلاح كارها بپرداز و از مفسدان پيروي مكن. 
چه مانعي دارد كه امام معصوم نيز در حالت غيبت، اداره امور را به ديگران واگذار كند و اين كوچكترين منافاتي با امامت وي ندارد. اتفاقاً در زمان غيبت، فقيهان آگاه به نمايندگي از آن حضرت به تشكيل حكومت مي‌‌پردازند و خود، در رأس حكومت قرار مي‌‌گيرند؛ زيرا امام، آنان را بر اين مقام، نصب كرده است و در مقبوله عمر بن حنظله آمده است: «فَانّي قد جَعلتُه عَليكُم حاكماً»، و در حديث ابيخديجه آمده است: «فإنّي قد جَعلتُه عليكم قاضياً». 
بنابراين، آنان حاكمان امّت و قاضيان ملت هستند، البته نه به تنهايي بلكه با به كارگيري متخصصان و تقسيم كار ميان آنان.
بر پايه برخي از آيات، دين يهود و نصارا تا قيامت استمرار خواهد داشت: 
{وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ} (مائده: ۱۴) 
و از كساني كه مي‌گفتند: ما نصراني [و ياور مسيح] هستيم [نيز] پيمان گرفتيم. ولي آنها بخش مهمي از آنچه را به آنان تذكر داده شده بود، به دست فراموشي سپردند. از اين‌رو در ميان آنها تا روز قيامت [و پايان دنيا] دشمني و كينه افكنديم. 
{إِذْ قالَ اللهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ… وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ} (آل عمران: ۵۵) 
[به ياد آوريد] هنگامي را كه خدا فرمود: اي عيسي! من تو را برمي‌گيرم… و كساني را كه از تو پيروي كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كساني كه كافر شدند، قرار مي‌دهم. 
{وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ… وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ…} (مائده: ۶۴) 
يهود گفتند: «دست خدا بسته است» … و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمني افكنديم…. 
اين آيات به استمرار دشمني و كينه‌توزي ميان يهود و نصارا تا قيامت اشاره مي‌كنند و ازاين‌رو، دين يهود و نصارا تا آن هنگام پابرجا خواهند ماند. برخي از روايات نيز چنين درون‌مايه‌اي دارند: 
عن ابي بصير عن ابي عبدالله (ع) … قُلتُ: فَما يَكونُ مِنْ اَهلِ الذّمّةِ عِندَه؟ قالَ: يُسالِمُهم كَما سالَمَهُم رَسولُ الله (ص) وَ يُؤَدُّونَ الجِزيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُم صاغرون…
ابوبصير گويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم صاحب امر (مهدي (عج) ) با اهل ذمه (يهود و نصارا) چه مي‌كند؟ » فرمود: «مانند پيامبر اكرم (ص) با آنان مصالحه ميكند و آنها با ذلت و خواري جزيه ميدهند». 
البته احاديثي هم وجود دارد كه بر اين نكته دلالت ميكند: «ديني جز دين محمد (ص) نمي‌ماند»: 
الف) «عبدالله بن بكير» از امام موسي بن جعفر (ع) روايت مي‌كند كه از آن حضرت درباره تفسير آيه {وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ} پرسيدم. او فرمود: 
آيه مذكور در شأن حضرت قائم نازل شده است. وقتي آن حضرت ظاهر شد، دين اسلام را بر يهود و نصارا و صابئين و كفار شرق و غرب عرضه ميدارد. پس هركس با ميل و اختيار اسلام بياورد، به نماز و زكات و ساير واجبات امرش مي‌كند و هركس از قبول اسلام امتناع ورزد، گردنش را ميزند تا اينكه در شرق و غرب زمين جز موحد و خداپرست كسي باقي نماند و…. 
ب) «جابر» نيز از امام باقر (ع) چنين نقل مي‌كند: «… خدا شرق و غرب جهان را براي صاحب امر مفتوح مي‌كند [و او] آنقدر جنگ مي‌كند تا اينكه جز دين محمد ديني باقي نماند». 
ج) همچنين امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه {لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ} فرموده است: «يَكُونُ أَنْ لايَبقَى اَحدٌ إِلّا اَقرَّ بِمُحَمَّدٍ»؛ «طوري ميشود كه احدي باقي نمي‌ماند، مگر اينكه به محمد ايمان بياورد». 
از اين آيات و روايات به دست مي‌آيد: 
يك مقصود از ماندگاري زندگاني يهود و نصارا تا روز قيامت، ماندن آنان تا دوره «آخرالزمان» است كه به دليل نزديكي ظهور امام زمان (عج) و برپايي قيامت با يك تعبير از آنها ياد كرده‌اند؛ چنان‌كه بسياري از نشانه‌هاي آخرالزمان با علايم برپايي قيامت يكسان است. 
بنابراين، يهود و نصارا تا آن دوران خواهند ماند، اما با ظهور امام زمان (عج) و اقتداي حضرت مسيح به ايشان، پيروان حق‌طلب اديان با حق آشنا مي‌شوند و زير پرچم امام زمان (عج) گرد مي‌آيند و حق‌ستيزان از ميان خواهند رفت. 
دو يهود و نصارا در دوران حكومت حضرت مهدي (عج) خواهند بود و از عقايد شرك‌آلود خود مانند تثليث دست برخواهند داشت و در حمايت حكومت اسلامي مهدوي خواهند زيست. اما دين جهاني اسلام بر همه دين‌ها پيروز خواهد شد. 
بنابراين، حضرت مهدي (عج) نه با همه يهوديان و مسيحيان از در صلح درمي‌آيد و نه با همه عرب‌ها مي‌جنگد، بلكه حكومتي جهاني بر پايه عدل و قسط برپا مي‌كند و اسلام واقعي پيامبر اكرم (ص) را زنده مي‌كند. گروهي از پاك‌سرشتان يهود و نصارا در اين هنگام به وي ايمان ميآورند و گروهي از عربهاي به‌ظاهر مسلمان با او مخالفت مي‌ورزند و حضرت با گروه نخست از در صلح درمي‌آيد و با شمشير در برابر گروه دوم مي‌ايستد. 

احادیث