emamian
پنج فضیلت از فضائل حضرت فاطمه زهرا (س)
١. اصل و ریشه درخت پاکی ها
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَآءِ. (۱)
ترجمه: آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک مانند درخت پاک است، ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است.
امام باقر(ع) در تفسیر و توضیح آیه فوق فرمود: مقصود از این شجره رسول خدا (ص) است که ریشه و اصل آن فاطمه زهرا (س) است. (۲) منظور از عنصر الشجرة که در روایت آمده است همان ریشه و اصل میباشد. (۳)
۲. صاحب صحیفه آسمانی
یکی از امور بسیاری مهمی که اهل بیت علیهم السلام از آن یاد میکردند مصحف و نوشته ای بوده است که از فاطمه زهرا س برای آنها باقی مانده است.
امام صادق (ع) فرموند: حضرت فاطمه (س) ۷۵ روز بعد از پدرشان زنده بودند. در این مدت حزن و ناراحتی زیادی در فراق رسول خدا (ص) داشتند. جبرئیل بارها نزد او آمد و و در عزای رسول خدا به او دلداری می داد و از حال رسول خدا و جایگاه او در بهشت آگاهی میکرد و از آنچه در آینده برای فرزندان او اتفاق می افتاد خبر می داد. این اخبار را امام علی (ع) با دست مبارکش می نوشت. این نوشته ها همان مصحف فاطمه (س) است. (۴) دراین مصحف علم مربوط به آینده به طور کامل آمده است. (۵)
۳. خشم او خشم خدا و خشنودی اش خشنودی خدا
امام رضا علیه السلام از پدرانش از رسول خدا (ص) نقل میکند که خدا با ناراحتی و خشم فاطمه، غضبناک و با خشنودی و رضایت فاطمه خشنود میشود. (۶) یعنی هر کسی و هر چیزی که فاطمه از آن خشنودنباشد؛ قطعا خدا هم از آن خشنود نخواهد بود. این نکته حاکی از مقام بسیار بزرگ فاطمه زهرا می باشد که هیچ گونه اندیشه و علاقه و انگیزه غیر الهی در وجود او راه ندارد.
۴. برترین زنان دنیا و آخرت
برترین و با فضیلت ترین زنان در دنیا و آخرت فاطمه زهرا می باشد. در قرآن در فضیلت حضرت مریم آمده است که او بهترین زنان عالم است و خداوند او را از میان زنان جهان برگزیده است. (۷)
امام صادق (ع) فرمودند: خداوند مریم (س) را بر زنان زمان خودش برتری داده است اما فاطمه برترین زنان دنیا و آخرت است. (۸)
٥. محبوب قلب رسول خدا (ص)
قطعا یکی از شخصیت های مورد علاقه رسول خدا ص دخترش فاطمه زهرا س بوده است بلکه بر اساس روایات می توان ادعا کرد که محبوب ترین شخصیت نزد رسول خدا ص دخترش فاطمه س بوده است. هنگامی که از رسول خدا سوال شد از فاطمه و امیرالمومنین کدام یک نزد شما محبوب تر است؟ حضرت فرمود: فاطمه محبوب تر و علی عزیزتر است. (۹) از رسول خدا ص نقل شده است که فاطمه بخشی از وجود من است. هر کسی که فاطمه را ناراحت کند من را ناراحت کرده است. (۱۰)
پی نوشت ها:
۱. قرآن کریم، ابراهیم ۲۴
۲. بصایر الدرجات، ج۱، ص ۱۳۳
۳. مقاییس اللغة، ابن فارس و فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، أحمد رحمانی همدانی، ص ٤٩
۴. بصایر الدرجات - مجلد ۱، ص ۳۱۱
۵. الکافی ج۱، ص ۲۴۰
۶. بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار، ج ۴۳، ص ۱۹
۷. قرآن کریم، آل عمران ۴۳
۸. معانی الأخبار، الشیخ الصدوق، ص ٢٠١
۹. بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار، ص ۳۸
۱۰. بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار، ص ۳۹
نکته ای که حضرت زهرا (س) را نزد پیامبر ممتاز کرد
رابطه ویژه و شاخص پدر و فرزندی در میان پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) یکی از نمونههای بسیار مهم در سبک زندگی اسلامی به شمار میرود که میتواند آموزههای بسیار مهمی برای زندگی مسلمانان و مردم آزاده به همراه داشته باشد. این رابطه عاطفی عمیق ریشهها و دلایل گوناگونی دارد که یکی از مهمترین آنها شأن و منزلت ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها در نزد خدای متعال است که چون نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه از آن آگاه بودند، دختر خود را بسیار گرامی و محترم میداشتند. از سوی دیگر محبت بیمانند و بیدریغ بانوی گرامی اسلام نسبت به پدر بزرگوارشان دلیل دیگری بوده این محبت را عمیق و پندآموز برای ما کرده است.
در گفتوگویی که با دکتر معصومه علیزاده، استاد حوزه و محقق دینی، انجام دادیم به بررسی گوشههایی از رابطه عاطفی پدر و فرزندی عمیق و درسآموز میان پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و حضرت زهرا سلام الله علیها پرداختیم. آن طور که این محقق اسلامی توضیح میدهد، حضرت زهرا سلام الله علیها کوچکترین دختر پیغمبر اسلام صلیالله علیه و آله هستند و زمانی که خواهران بزرگتر از ایشان ازدواج کرده و به خانه همسران خود رفته بودند، حضرت زهرا سلام الله علیها در کنار نبی مکرم اسلام زندگی میکرد. در این شرایط به نوعی به تنها دختر آن حضرت تبدیل شده بود و چون نسبت به رسول خدا صلوات الله علیه بسیار با محبت بودند، آن حضرت لقب «امابیها» یعنی «مادر پدرش» را به او داده بودند. این مطلب نشان میدهد که رابطه عاطفی عمیقی میان این دو بزرگوار وجود داشته که بسیار با یکدیگر صمیمی و مهربان بودند و هر قدر زمان میگذشت این رابطه پدر و فرزندی عمیقتر و دوستانهتر میشد. زمانی که حضرت خدیجه سلام الله علیها از دنیا رفتند، گفته شده که حضرت زهرا سلام الله علیها تنها دو سال داشتند و در همان سن کم دوست و همدم پدر بودند. از آن به بعد هر قدر ایشان بزرگتر شده و رشد میکردند، حامی جدیتر و دلسوزتری برای پدر گرامی خود بودند و به این صورت رابطه ایشان رنگ و عطر تازهتری به خود میگرفت.
ریشههای محبت مثالزدنی میان پیغمبر صلوات الله علیه و دختر گرامیشان
میدانیم که رسول خدا صلیالله علیه و آله فرزندان دیگری به غیر از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هم داشتند. اما چرا درباره رابطه پدر و فرزندی رسول گرامی اسلام با حضرت زهرا سلام الله علیها این اندازه تأکید شده است؟
یکی از دلایلی که رابطه پدر و فرزندی میان رسول خدا صلیالله علیه و آله و حضرت زهرا سلام الله علیها مورد توجه علما و دانشمندان از مذاهب گوناگون قرار گرفته، جایگاه و منزلت ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها است که ایشان را در میان خواهران خود ممتاز کرده است. به طوری که وقتی گفته میشود حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی زنان و مردان جهان است، انسان از خود سؤال میکند که آن حضرت چگونه زندگی میکرد. درنتیجه متوجه رابطه ایشان با پدر گرامی خود میشویم و این، یکی از علتهای شاخص شدن این رابطه پدر و فرزندی است.
از طرف دیگر در تاریخ نوشته شده که هر زمان پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله به سفری میرفتند، حضرت زهرا سلام الله علیها تا آخرین لحظه سعی میکردند در کنار پدر خود باشند و آخرین نفری بودند که با ایشان وداع میکردند. حتی وقتی حضرت از سفری برمیگشتند، یا حضرت زهرا سلام الله علیها به استقبال ایشان میرفتند و یا خود نبی مکرم اسلام صلوات الله به دیدار دختر گرامیشان میرفتند.
استشمام عطر بهشت
حتی نبی مکرم اسلام حضرت زهرا سلام الله علیها را پارهای از وجود خود معرفی میکردند و این مطلب را بارها در جمع مسلمانان عنوان کرده بودند تا همه بدانند حضرت زهرا سلام الله علیها تا چه حد برای ایشان عزیز و محترم هستند. حتی آن حضرت میفرمودند: هر زمان که مشتاق بهشت باشم، به دیدار دخترم زهرا سلام الله علیها میروم و او را میبوسم.
آن حضرت در روایت دیگری فرمودهاند که: «فاطمه حوراء فی صوره انسیه، فاذا اشتقت الی الجنه قبلت فاطمه فاشم منها رائحه الجنه» به این مفهوم که فاطمه سلام الله علیها حوری بهشتی است که به صورت انسان آفریده شده است. من هر زمان که مشتاق بهشت میشوم به نزد او میروم و عطر بهشت را از او استشمام میکنم.
زمینههای لقب امابیها
این مطالب و احادیث نشاندهنده عمیق بودن رابطه عاطفی میان رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه با حضرت زهرا سلام الله علیها است.
همین طور است. دقت کنید که حضرت زهرا سلام الله علیها کوچکترین دختر پیغمبر اسلام صلیالله علیه و آله هستند و زمانی که خواهران بزرگتر از ایشان ازدواج کرده و به خانه همسران خود رفته بودند، حضرت زهرا سلام الله علیها در کنار نبی مکرم اسلام زندگی میکرد. در این شرایط به نوعی به تنها دختر آن حضرت تبدیل شده بود و چون نسبت به رسول خدا صلوات الله علیه بسیار با محبت بودند، آن حضرت لقب «امابیها» یعنی «مادر پدرش» را به او داده بودند. این مطلب نشان میدهد که رابطه عاطفی عمیقی میان این دو بزرگوار وجود داشته که بسیار با یکدیگر صمیمی و مهربان بودند و هر قدر زمان میگذشت این رابطه پدر و فرزندی عمیقتر و دوستانهتر میشد.
زمانی که حضرت خدیجه سلام الله علیها از دنیا رفتند، گفته شده که حضرت زهرا سلام الله علیها تنها دو سال داشتند و در همان سن کم دوست و همدم پدر بودند. از آن به بعد هر قدر ایشان بزرگتر شده و رشد میکردند، حامی جدیتر و دلسوزتری برای پدر گرامی خود بودند و به این صورت رابطه ایشان رنگ و عطر تازهتری به خود میگرفت.
دلسوزی مادرانه حضرت زهرا سلام الله علیها
چه نکات ویژهای در رابطه حضرت زهرا سلام الله علیها با رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه به خصوص در دوران قبل از ازدواج آن حضرت وجود داشته که باید به آن توجه کرد؟
یکی از موارد بسیار مهم در این دوران این است که در مدتی که مسلمانان در شعب ابیطالب محاصره اقتصادی شده بودند، دوران بسیار سختی بود که در آن زمان حضرت خدیجه سلام الله علیها و حضرت ابوطالب علیه السلام، یعنی دو حامی بزرگ و مهم پیامبر صلوات الله علیه از دنیا رفتند. این واقعه به شدت برای آن حضرت سخت بود. بعد از آن دوران هم کفار به شدت آن حضرت را مورد آزار قرار میدادند.
همه این اوضاع در حالی بود که حضرت زهرا سلام الله علیها حامی و دلسوز پدر در خانه بودند و آن حضرت را به خوبی دلداری و قوت قلب میدادند. حتی در ماههای حرام هم کفار از آزار نبی مکرم اسلام دست برنمیداشتند و در این شرایط وجود مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها تسلای خاطر نبی اسلام صلیالله علیه و آله بود که مانند دختری دلسوز دور پدر میچرخیدند و به امور آن حضرت رسیدگی میکردند و دلداری میدادند.
هدیه مسلمانان برای رفع دلتنگی حضرت زهرا سلام الله علیها
آن طور که در تاریخ نوشته شده بعد از ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها با حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، مدتی خانه آن حضرت از خانه نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه دور بود. آیا این مطلب صحت دارد؟
بله. بعد از اینکه رسول خدا صلیالله علیه و آله از مکه به مدینه هجرت کردند، اوضاع مالی مسلمانان چندان مناسب نبود. در آن شرایط حضرت زهرا سلام الله علیها با حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام ازدواج کرده بودند ولی خانه و محل سکونت ایشان از خانه رسول خدا صلیالله علیه و آله دور بود و گویا فاصله نسبتاً زیادی داشت.
در این شرایط حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از دوری راه اظهار ناراحتی میکنند اما نبی مکرم اسلام به ایشان تسلی خاطر میدهند که این اوضاع به دلیل مشکلات اقتصادی مسلمانان است و باید در این شرایط صبور بود.
در این اوضاع، مسلمانان که ارادت ویژهای نسبت به ساحت مقدس رسول خدا و حضرت زهرا علیهماالسلام داشتند، خانهای در نزدیکی خانه پیامبر برای ایشان تدارک میبینند تا حضرت زهرا و امام علی علیهماالسلام در آن ساکن شوند. به این ترتیب دیدار حضرت زهرا سلام الله علیها با پدر گرامی ایشان به آسانی و سهولت مقدور شد.
این اندازه دلبستگی حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به نبی مکرم اسلام مثالزدنی است. اما ایشان در دوران جنگ چه میکردند؟ به هر حال نبی مکرم اسلام غزواتی داشتند و حتماً از شهر و خانه خود دور میشدند.
رابطه عاطفی حضرت زهرا سلام الله علیها با پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله به قدری عمیق بود که وقتی جنگها در نزدیکی شهر و محل سکونت مردم اتفاق میافتاد، حضرت زهرا سلام الله علیها گاهی به دیدار پدر گرامی خود میرفتند و در ضمن این دیدارها به امور مجروحان جنگ هم رسیدگی کرده و از آنها پرستاری و مراقبت میکردند.
مراقبت حضرت زهرا علیهاالسلام از پدر بزرگوارشان
همان طور که اشاره کردید، آن حضرت را با لقب «امابیها» میشناسیم. آیا نمونهای مراقبت ایشان از پدر گرامیشان یعنی رسول خدا صلیالله علیه و آله در تاریخ اسلام و روایتها ثبت شده است؟
بله. یکی از ماجراها به دوران جنگ احد مربوط است. در طی جنگ احد صدمههای زیادی به مسلمانان وارد شد و تعداد شهدای اسلام زیاد بود. همچنین عده زیادی از امت اسلام مجروح شده و آسیب دیدند. حتی در این جنگ سنگی از سوی لشکر دشمن به سر مبارک نبی مکرم اسلام صلیالله علیه و آله اصابت کرد، به طوری که دندان آن حضرت شکست. در اثر اصابتهای جنگی، سر ایشان هم جراحت برداشت و خون بر روی مبارکشان ریخت.
وقتی خبر به حضرت زهرا سلامالله علیها رسید، ایشان همراه تعدادی از زنان مسلمان و مؤمن، خود را به میدان احد رسانده و به پرستاری از مجروحان این جنگ مشغول شدند. به طوری که حضرت زهرا سلامالله علیها با دست خود خون ناشی از جراحت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله را میشستند و امام علی علیه السلام در این کار به ایشان کمک میکردند. چون خون سر حضرت بند نمیآمد و خونریزی همچنان ادامه داشت، تکهای از حصیر را سوزانده و خاکستر آن را روی زخم گذاشتند تا خون بند بیاید.
بیانات در سخنرانی تلویزیونی در سالروز قیام ۱۹ دی
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
سلام عرض میکنم به مردم عزیز قم و به حوزهی علمیّهی عظیمالشّأن؛ وضع دیدار سالیانهی امسالِ ما متأسّفانه به این شکل است و من از مشاهدهی چهرههای منوّر برادران عزیز قمی محرومم، ولی خب این هم یکی از اَشکال زندگی است، از فراز و نشیبها است؛ زندگی از این کوچه پسکوچهها زیاد دارد، مسیر زندگی را باید طی کرد، انشاءالله خواهد گذشت؛ این هم مثل همهی حوادث تلخ و شیرین دیگر گذرا است و انشاءالله به توفیق الهی مسیر زندگی در جادّهی آسفالته قرار خواهد گرفت.
حمد الهی و سپاسگزاری از مردم عزیز ایران و عراق بابت حرکات خودجوش سالگرد شهید سلیمانی و شهید ابومهدی
بحث امروزِ من چند کلمه در باب حادثهی مهم و حماسهی مهمّ نوزدهم دی است، و چند کلمه هم در باب برخی از مسائل روزی که در افکار عمومی مطرح است؛ ولی قبل از آنکه موضوع اصلی را شروع کنم، لازم میدانم حمد الهی را به جا بیاورم و از مردم عزیز کشورمان سپاسگزاری کنم به خاطر حرکت عظیم حماسهگونهای که در سالگرد شهید عزیزمان سلیمانی،(۱) در کشور به وجود آوردند. شهید سلیمانی و شهید ابومهدی در حرکات خودجوش مردم در سرتاسر کشور بحمدالله تجسّم عینی پیدا کردند و با این حرکت عظیم مردمی، روح تازهای به کالبد کشور و ملّت دمیده شد که با هیچ بخشنامهای، با هیچ دستوری امکان نداشت چنین حرکتی به وجود بیاید؛ این حرکت، ناشی از عواطف مردم، دلهای مردم، بصیرت مردم و انگیزههای درست مردم بود؛ همچنین تجمّع بزرگ و شگفتانگیزی که در بغداد و در بعضی از شهرهای دیگر عراق برای تکریم و بزرگداشت شهید ابومهدی، فرماندهی برجستهی عراقی و شهید سلیمانی -مهمان عزیز مردم عراق-تشکیل شد. از همهی براداران و خواهرانی که در اینجا و در عراق در این مراسم شرکت کردند، صمیمانه تشکّر میکنم.
لازم میدانم نام شهدای همراه شهید سلیمانی را هم بیاورم؛ چون عظمت شهید سلیمانی موجب شد که نام اینها کمتر آورده بشود و کمتر مطرح بشود: شهید پورجعفری،(۲) شهید مظفّرینیا،(۳) شهید طارمی،(۴) شهید زمانینیا(۵) که همهی اینها جزو شهدای عالیقدر هستند؛ و همچنین همراهان شهید ابومهدی عراقی که نام آنها را البتّه من در ذهن ندارم.
همچنین لازم میدانم گرامی بدارم یاد شهدای جانباختهی در تشییع کرمان و همچنین در حادثهی بسیار تلخ و ناگوار هواپیما در تهران(۶) که حقیقتاً حادثهی تلخی بود، حادثهی ناگواری بود، مسئولین کشور را هم داغدار کرد. و امیدواریم انشاءالله خدای متعال آن شهدا را -چه شهدای کرمان را، چه شهدای تهران را- مشمول لطف و رحمت خودش قرار بدهد و به خانوادههای آنها صبر و تسلّا و آرامش دل عنایت کند، بفضله و منّه. البتّه مسئولین هم وظایفی دارند که به آنها تذکّر داده شده.
همچنین لازم میدانم به مناسبت چهلمین روز شهادت شهید فخریزاده (رضوان الله تعالی علیه) یاد ایشان را هم گرامی بدارم؛ شهید عالیقدری بود، شخصیّت بزرگی بود. ما دو چهرهی بزرگ علمی را در این اواخر از دست دادیم: یکی شهید فخریزاده بود، یکی جناب آقای آیتالله مصباح(۸) بود؛ هر دوی اینها چهرههای علمی برجستهای بودند، هر کدام در منطقهی خودشان و کار خودشان، و از هر دو هم میراثهای ارزشمندی در دستگاهی که تحت نظرشان بود باقی مانده که بایستی با قوّت انشاءالله و به بهترین وجهی ادامه پیدا کند.
دو مطلب دربارهی قیام نوزدهم دی:
امّا دربارهی نوزدهم دی؛ دو مطلب را در باب نوزدهم دی عرض میکنم: یکی اینکه لازم است ما از یاد نوزدهم دی و حادثهی نوزدهم دی حراست کنیم و نگهبانی کنیم، یکی هم این است که باید از محتوا و مضمون حماسهی نوزدهم دی حراست و نگهبانی کنیم؛ یعنی هم حراست و نگهبانی از خود حادثه به معنای زنده نگه داشتن آن بر ما لازم و واجب است، هم حراست و نگهبانی از مضمون و محتوای این حماسهی بزرگ؛ حالا علّت آن را عرض میکنم.
۱) حراست از یاد حادثهی نوزدهم دی به عنوان یکی از نقاط اوج حیات ملّت ایران
امّا اینکه از خود آن حماسه بایستی حراست کنیم و نگهبانی کنیم، چون این یکی از نقطههای اوج حیات ملّت ایران بود. ملّتها نقاط اوج و نقاط حضیض دارند؛ نقاط اوج را بایستی زنده نگه داشت. نقاط اوج، آنهایی هستند که زنده بودن و پای کار بودن و با اراده و عزم بودن یک ملّت را و بصیرت یک ملّت را در این مواقع حسّاس نشان میدهند؛ نوزدهم دی این جوری بود. نقطهی اوج را باید زنده نگه داشت، چون هم به آیندگان روحیه میدهد، هم مایهی افتخار و عزّت ملّی است. این نقطههای اوج در تاریخ ثبت میشود و راه آینده را برای آیندگان روشن میکند. بنابراین، خود این حادثه را نباید گذاشت کهنه بشود و همین طور که تا امروز بحمدالله این حادثه زنده و پُرنشاط باقی مانده، همچنان باقی بماند.
۲) نگهبانی از محتوای حادثهی نوزدهم دی و جلوگیری از تفسیر غلط
و امّا نگهبانی از محتوای این حادثه. خب هر حادثهای یک مضمونی دارد، یک محتوایی دارد، یک معنایی دارد؛ مضمون این حادثه چه بود؟ ما بایستی این مضمون را درست بشناسیم و از آن حراست کنیم؛ چرا حراست کنیم؟ به خاطر اینکه راویان خائن و تحلیلگران مغرض سعی میکنند محتوای حوادث بزرگ را به سود خودشان و به سود قدرتهای غاصب دنیا تغییر بدهند. این کار از قدیم هم وجود داشته که راوی مغرضِ یک حادثهای که اتّفاق افتاده، آن را جوری تعریف میکند که عکس مقصودِ از آن حماسه به ذهن مخاطب تبادر کند.
امروز هم که با گسترش وسایل ارتباطجمعی و این امکانات فراوان و وسیعی که هست، این امکان در اختیار قدرتهای مغرض و دستهای خائن وجود دارد که حوادث را تغییر بدهند، محتوای حوادث را عوض کنند و غلط تفسیر کنند و افکار عمومی را منحرف کنند؛ بخصوص افکار نسلهای بعدی و کسانی را که در آن حادثه حضور نداشتند و آن را از نزدیک ندیدند یا در زمان نزدیک نشنیدند و دورند از حادثه، عوض کنند. امروز یکی از کارهای مهمّ دستگاههای جاسوسی همین است که مینشینند حوادث دنیا را رصد میکنند و بعد نه خودشان مستقیم بلکه به زبان دیگران، از قلم دیگران، با مقاله و تحلیل اشخاص معتبر و معروف، با وسایلی که خودشان دارند -با پول، با تهدید، با تطمیع- آنچه را که در تفسیر یک حادثه مورد نظر خودشان است، منعکس میکنند.
من اخیراً یک کتابی را مطالعه کردم که یک آمریکایی این کتاب را نوشته؛ در واقع جمع کرده این کتاب را، چون افراد گوناگونی در نگارش این کتاب دست دارند. این کتاب دربارهی تسلّط سازمان جاسوسی سیا(۹) بر مطبوعات و مجلّات عمدهی دنیا است؛ اصلاً این کتاب دربارهی این است. شرح میدهد که چگونه سازمان سیا در مقالات، در تحلیلها، در نوشتهها و در گفتههای نویسندگان معروف و بعضاً مجلّات معتبر دخالت کردند و تفسیر خودشان را به جای تفسیر واقعی به افکار عمومی القا کردند و آنها را کنترل کردند؛ نه فقط در مطبوعات آمریکا بلکه در سایر کشورها، در اروپا؛ یک مجلّهی معروف فرانسوی را اسم میآورد و میگوید در آنجا این کارها را کردند، این جور گفتند، این جور نوشتند؛ یعنی این کار الان در دنیا رایج است و وجود دارد. در واقع سازمان سیا با این کار تحلیل انحرافی خود و تفسیر غلط خود از مسائل و حوادث را به افکار عمومی منتقل میکند و افکار عمومی را گمراه میکند و این خطری است که همیشه وجود دارد.
حادثهی نوزدهم دی، مقدّمهای برای قیام عمومی مردم کشور
خب در مورد نوزدهم دی ما [باید] مراقب باشیم که چنین اتّفاقی نیفتد؛ حالا البتّه به اجمال من عرض میکنم که مضمون و محتوا و معنای حرکت نوزدهم دی در قم که مردم و حوزهی علمیّه مشترکاً آن حرکت عظیم را انجام دادند چه بود. اگر قضیّهی قم در همان شهر قم تمام میشد و به قم منحصر میماند، ممکن بود آدم این را حمل کند بر یک حرکت عاطفی و ناشی از هیجانات مثلاً مذهبی و زودگذر که بگویند: «مردم نترسی بودند، در یک حادثهای قیام کردند و بعد هم سرکوب شد و تمام شد»؛ ممکن است این جور بگویند لکن حادثهی قم این جور نبود. حادثهی قم در قم تمام نشد، به قم منحصر نماند؛ از قم سرایت کرد به تبریز، به یزد، به کرمان، به شیراز، به مشهد، به تهران و تدریجاً به یک قیام عمومی منتهی شد. شروع از قم بود، شروعکننده قمیها بودند، امّا حادثه در قم خاتمه نیافت؛ این حادثه در ظرف تقریباً پنج شش ماه تبدیل شد به یک قیام عمومی سراسری در همهی شهرها و تدریجاً در روستاها؛ همه قیام کردند؛ این چه حادثهای است؟ بعد هم بر اساس این قیام، یک انقلاب عظیم مردمی و کمنظیر در تاریخ -شاید از جهاتی بینظیر- به وقوع پیوست.
معنای حادثهی نوزدهم دی: خشم و اعتراض مردم به رژیم دیکتاتور، وابسته، فاسد، ضدّ دین، اشرافی و طبقاتی
خب با این نگاه دیگر نمیشود حادثهی قم را آن طور سادهنگری کرد و تفسیر کرد به یک هیجان؛ نه، این حادثه یک معنای دیگری دارد، یک عمقی دارد، معنای عمیقتری پیدا میکند. خب معنای حادثهی نوزدهم دی چیست؟ عبارت است از خشم و شدّت اعتراض مردم به رژیم دیکتاتور، وابسته، فاسد، ضدّ دین، اشرافی و طبقاتی. نارضاییهای مردم و خشمهای مردم در طول زمان متراکم شده بود و یک پشتوانهی فکری هم از درسهای امام، سخنرانیهای امام، بیانیّههای امام که از قم و از نجف منتشرمیشد پیدا کرده بود؛ این حرکت عظیم، این خشم عمومی مردم، متّکی به آن پشتوانهی فکریای که امام دائماً و پیدرپی القا میکرد و به وسیلهی جوانهای مبارز و بخصوص به وسیلهی طلّاب در سراسر کشور منعکس میشد، توانست این قیام عظیم را به وجود بیاورد.
دو نکتهی مهمّ حادثهی نوزدهم دی: جنبهی دینی و جنبهی ضدّ آمریکایی قیام مردم
دو نکتهی مهم در اینجا باید مورد توجّه قرار بگیرد و تعیینکننده است. یک نکته اینکه رهبر این حرکت عمومی یک مرجع تقلید بود؛ یک روحانی بزرگ، یک شخصیّت برجستهی مبلّغ و مروّج مبانی معرفتی دینی. این رهبر بزرگ از روز اوّلِ مبارزه هم مردم را به دین دعوت میکرد؛ از اوّل مبارزه، از سال ۴۱، دعوت امام متّکی به مبانی دینی بود و اگر اعتراض میکرد، اگر پیشنهاد میکرد، همه متّکی بود به مبانی دینی. پس حرکت مردم اساساً یک حرکت دینی بود، به خاطر اینکه با رهبری امام بود، با تعلیم و هدایت و راهنمایی امام بود و امام یک مرجع تقلید بود، یک روحانی برجسته بود و کار امام از اوّل متّکی به مبانی دینی بود؛ این یک نکته که نکتهی بسیار مهمّی است.
نکتهی دوّم این است که تقریباً یک هفته قبل از قیام مردم قم، رئیسجمهور آمریکا -که آن وقت کارتر بود- در تهران، حمایت و پشتیبانی صددرصد خودش را از رژیم پهلوی و محمّدرضا ابراز کرد؛ یک نطقی برایش تنظیم کرده بودند که در مهمانی آن نطق را بخواند، آن نطق را گذاشت داخل جیبش و خودش شروع کرد حرف زدن -بعدها مفسّرینش و همراهانش این را افشا کردند- و تعریف و تمجید و حمایت صددرصد از محمّدرضا و از رژیم پهلوی. بنابراین این حرکت قم، یک حرکت ضدّ آمریکایی بود، یک حرکت ضدّ استکباری بود؛ حرکتی بود ضدّ آن قدرتهای خبیثی که به خاطر منافع خودشان از رژیم دیکتاتور و ضدّ دین و فاسدِ پهلوی حمایت میکردند. حالا در واقع این قیام، هم جنبهی دینی داشت، هم جنبهی ضدّ آمریکایی داشت.
قیام نوزدهم دی، اوّلین ضربهی تبر ابراهیمی بر پیکر بت بزرگ آمریکا
در واقع قیام نوزدهم دی را میتوان اوّلین ضربهی تبر ابراهیمی بر پیکر بت بزرگ به حساب آورد. این اوّلین [ضربهی] تبری بود که به وسیلهی مردم قم به بت بزرگ آمریکا زده شد. بعد از آن هم ادامه پیدا کرد و شما امروز وضع آمریکا را مشاهده میکنید؛ وضع و حال بت بزرگ را امروز شما میبینید که این دموکراسیشان است؛ این افتضاح انتخاباتیشان است؛ این حقوق بشرشان است، حقوق بشری که هر چند ساعت یک بار، یا حدّاقل چند روز یک بار، یک سیاه پوست را بدون دلیل، بدون جرم در خیابان میکُشند، و کشنده و قاتل هم تعقیب نمیشود؛ این ارزشهایشان است که همین طور میگویند ارزشهای آمریکایی، ارزشهای آمریکایی، و امروز این ارزشها مایهی مسخرهی همهی دنیا شده، حتّی دوستانشان آنها را مسخره میکنند؛ این هم اقتصاد فلجشان است؛ اقتصاد آمریکا به معنای واقعی فلج است، دَهها میلیون بیکار و گرسنه و بیخانمان [وجود دارد]؛ این وضع امروزِ آمریکا است. این البتّه چیز مهمّی است لکن عجیبتر از این، این است که یک عدّهای هنوز قبلهشان آمریکا است، هنوز امید و آرزویشان به آمریکا است؛ آمریکایی که در یک چنین وضعی است.
خب گفتیم قیام عمومی مردم ضدّ آمریکایی بود؛ علّت هم فقط این نبود که حالا رئیسجمهور آمریکا آمده و صددرصد [حمایت کرده]؛ این در واقع یک سر باز کردن آن ناراحتیها و خشمهای درونی ملّت بود، وَالّا ۲۵ سال بود که آمریکا در ایران انواع فشار را بر مردم وارد میکرد و به وسیلهی رژیم مستبد و فاسد پهلوی، در واقع ایران را پایگاه اصلی خودش قرار داده بود و نتیجهاش هم برای کشور ما پیشرفت نبود؛ بلکه بعکس، نتیجهی حضور آمریکا در کشور ما فقر اقتصادی بود، فقر علمی بود، فساد و بی بند و باری فرهنگی بود؛ یک چنین وضعی را اینها به وجود آوردند. حالا یک عدّهای خیال میکنند که اگر با آمریکا تعامل کردیم و اگر آشتی کردیم و رفیق شدیم، اوضاع کشور بهشت برین خواهد شد؛ نه، به قبل از انقلاب نگاه کنید ببینید چه جوری است. به کشورهایی که الان با آمریکا قربان صدقهی هم میروند نگاه کنید ببینید وضعشان چه جوری است؛ آن وضع اقتصادیشان، آن وضع علمیشان. در همین منطقهی خودمان [هم هستند] که من دیگر اسم نمیآورم، خودتان میدانید.
البتّه بعد از آن حادثهی انقلاب بزرگ ما هم، آمریکا دست برنداشت. دنبال استمرار همان سلطهی جهنّمی بر کشور ما است؛ نه فقط بر کشور ما، [بلکه] بر ایران و بر کلّ منطقه. اینکه بعضی میپرسند که خب، فرق آمریکا و فلان کشور اروپایی چیست؟ فرق در همین است. آمریکا چون سالها اینجا منتفع بوده و استفاده کرده و جا خوش کرده بود، خودش را هم یک قدرت برتر میداند، دائم در صدد بازگشت به همان وضعیّت گذشته است؛ این، آن چیزی است که ملّت ایران را هشیار میکند و مراقب میکند. البتّه برخی از دولتهای خائن منطقه هم به او کمک میکنند.
منافع آمریکا در گرو بیثباتی و آشوب در منطقه
این را هم عرض بکنم: آمریکا نفع خودش را، منافع خودش را، در شرایط کنونی در بیثباتی این منطقه میبیند، مگر آن وقتی که به طور کامل خودش را مسلّط بر منطقه بکند؛ تا قبل از آن، نفع آمریکا در بیثباتی منطقه است؛ این را خودشان میگویند، این را خودشان بصراحت ابراز میکنند. یک کارشناس معروف یک اندیشکدهی معروف آمریکایی -اندیشکدهی اینترپرایز(۱۰)- که اگر اسم بیاورم، خیلیها که دستشان در کار سیاست است او را میشناسند، صریحاً این حرف را زد؛ گفت ما خواهان ثبات در ایران و عراق و سوریه و لبنان نیستیم. فقط هم ایران نیست؛ [میگوید] در ایران و عراق و سوریه و لبنان، ما مایل به ثبات و خواهان ثبات نیستیم. مسئلهی اصلی، لزوم یا عدم لزوم بیثباتی در این کشورها نیست -یعنی مسلّم است که باید بیثباتی در این کشورها به وجود بیاید- بلکه چگونگی ایجاد بیثباتی مورد نظر است؛ بیثباتی را چه جوری ایجاد کنند. حالا یک وقت در یک جا با داعش، یک وقت [هم] با فتنهی ۸۸ و امثال اینها، و کارهایی که شما میبینید در منطقه دارند انجام میدهند. دنبال بیثباتی منطقهاند، آن وقت یک یاوهگوی آمریکایی درمیآید میگوید ایران موجب بیثباتی در منطقه است! نه، ما موجب ثباتیم، ما در مقابل بیثباتسازی آمریکا ایستادهایم. در سال ۸۸ آمریکا میخواست ایران را بیثبات بکند؛ همان بلائی که در سال ۹۹ سر خودشان آمد. همان کاری که در واشنگتن انجام گرفت در این چند وقت، بخصوص پریروز(۱۱) که آدمهایی رفتند در کنگره اعضای کنگره را از داخل دالانهای مخفی فراری دادند و [بیرون] بردند، این کار را میخواستند در ایران بکنند؛ اینجا میخواستند ایجاد آشوب بکنند، میخواستند جنگ داخلی راه بیندازند، خداوند متعال موفّقشان نکرد. آنها سال ۸۸ در فکر [آشوب در] اینجا بودند، حالا در سال ۹۹ خدای متعال به سر خودشان آورد.
ایجاد تمدّن نوین اسلامی؛ هدف نهایی ما
ما البتّه وقتی مسیر حرکت کشور را و انقلاب را از نوزدهم دی تا امروز نگاه میکینم، [میبینیم] حدّاقل دهها برابر -شاید بشود گفت صدها برابر؛ حالا من نمیخواهم الفاظ خیلی بزرگ به کار ببرم- کشور ما قوام و استحکام و عمق و پختگی پیدا کرده، تجربه به دست آورده، مجهّز شده. ما آن روز مجهّز نبودیم، امروز خیلی مجهّزیم؛ هم مجهّز فکری، هم مجهّز عملی، هم مجهّز سیاسی، هم مجهّز نظامی بحمدالله؛ بر خیلی از موانع غلبه پیدا کردهایم. هدف هم ایجاد تمدّن نوین اسلامی است؛ این هدف نهایی ما است. ممکن است یک نسل به این هدف نرسد، امّا این راه ادامه خواهد داشت و انشاءالله نسلهای بعدی به این هدف خواهند رسید. و باید غلبه کنیم بر دستاندازیهایی که سلطهگران در راه ما ایجاد میکنند و سیاستهای خباثتآلودی که علیه کشورمان به وجود میآورند. مواضع ما در مقابل دولت آمریکا ناشی از این تفکّر است، ناشی از این استدلال و این فلسفه است. این راجع به نوزدهم دی.
چند چالش مهم بین ایران و جبههی استکبار:
و امّا راجع به چند مسئله از مسائل مطرح روز؛ از مسائل پُرتکرار در چالش بین جمهوری اسلامی و جبههی استکبار به سرکردگی آمریکا، یکی مسئلهی تحریم است، یکی مسئلهی حضور منطقهای ایران است، یکی هم مسئلهی توان دفاعی ایران و قدرت موشکی ایران است که دائم آنها یک چیزی میگویند، یک حرفی میزنند، یک نقّی میزنند و این طرف هم یک جوابی به آنها میدهند. البتّه عناصر داخلی و مسئولین داخلی ما جواب جبههی استکبار را در هر سه مسئله دادهاند؛ هم مسئولین نظامی ما، هم وزارت خارجهی ما و هم شعارهای مردمی ما؛ جواب آنها داده شده ولی حالا من سخن قطعی و پایانی را در این زمینه عرض میکنم.
۱. مسئلهی تحریمهای خائنانه و خباثتآمیز
امّا در مورد تحریمها؛ جبههی غرب و دشمنان ما موظّفند که این حرکت خباثتآمیز -یعنی تحریم ملّت ایران را- خاتمه بدهند و آن را فوراً متوقّف کنند؛ این وظیفهی آنها است که باید همهی تحریمها را بردارند؛ این یک حرکت خائنانه است، یک حرکت خباثتآمیز است، یک دشمنی بزرگ و بیجهت است با ملّت ایران؛ نه فقط با نظام جمهوری اسلامی یا با دولت، [بلکه] با ملّت ایران دارند دشمنی میکنند؛ وظیفهی آنها این است که سریعاً این تحریمها را بردارند. البتّه بنده بارها گفتهام،(۱۲) باز هم تکرار میکنم که آنها باید تحریم را بردارند، ما [هم] باید اقتصادمان را جوری تنظیم و برنامهریزی کنیم که با وجود تحریم هم بتوانیم کشور را بخوبی اداره کنیم؛ این را من بارها تکرار کردهام، الان هم باز میگویم. ما فرض کنیم تحریم برداشته نخواهد شد -البتّه تحریم بتدریج دارد بیاثر هم میشود؛ یعنی دارد به صورت یک چیز لغوی درمیآید امّا حالا گیرم که تحریم باقی بماند- ما باید اقتصاد کشور را جوری برنامهریزی کنیم که با رفتن و آمدن تحریم و با بازیگریهای دشمن، در امر اقتصاد کشور دچار مشکل نشویم. این هم ممکن است؛ این را من نمیگویم، صاحبنظران اقتصادی میگویند، دلسوزان میگویند؛ میگویند این کار ممکن است، ظرفیّتهای داخلی خیلی فراوان است. و ما این را به صورت یک سیاست ابلاغ کردیم(۱۳) که همان سیاست «اقتصاد مقاومتی» است که این باید بشدّت و با جدّیّت دنبال بشود. بنابراین [پاسخ قطعی به] مسئلهی تحریم، این است؛ اینکه فلان کار را بکنید، فلان کار را نکنید، اینها حرف بیخودی است؛ تحریم یک خیانت است، یک جنایت در حقّ ملّت ایران است که باید برداشته بشود. این یک مسئله.
۲. مسئلهی حضور ثباتآفرین ایران در منطقه
در مورد حضور منطقهای ما که مدام میگویند چرا ایران در منطقه حضور پیدا میکند، نظام جمهوری اسلامی موظّف است طوری رفتار کند که دوستانش و هوادارانش در منطقه تقویت بشوند؛ این وظیفهی ما است. حضور ما به معنای تقویت دوستانمان و تقویت هوادارانمان است. ما نباید کاری کنیم که دوستان و وفاداران به جمهوری اسلامی در منطقه تضعیف بشوند؛ این حضور ما یک چنین حضوری است. و حضور ما ثباتآفرین است؛ ثابت شده که حضور جمهوری اسلامی موجب برداشته شدن موجبات بیثباتی است؛ [مانند] مسئلهی داعش در عراق، مسائل گوناگون در سوریه و امثال اینها که حالا این جزئیّات را ما نمیخواهیم عرض کنیم؛ کسانی که دستاندرکارند اینها را میدانند؛ بنابراین این حضور منطقهای قطعی است، بایستی وجود داشته باشد و وجود خواهد داشت.
۳. مسئلهی قدرت دفاعی و موشکی ایران
امّا در مورد قدرت دفاعی؛ نظام جمهوری اسلامی حق ندارد وضع دفاعی کشور را جوری قرار بدهد که یک آدم بیعُرضهای مثل صدّامحسین بتواند بیاید شهر تهران را بمباران کند، موشک بزند و هواپیمای میگ ۲۵ او بیاید روی آسمان تهران حرکت کند و کاری از دست نظام برنیاید. این اتّفاق افتاد؛ در همین شهر تهران یا موشک عراقی میآمد -که همین آقایان اروپاییها تقویت کرده بودند وضع موشکی او را که موشکهای او میتوانست از بغداد برسد به تهران؛ حالا شهرهای دیگر به جای خود- یا هواپیمای میگ ۲۵ میآمد از ارتفاع بالا بمباران میکرد، کاری هم نمیتوانستیم بکنیم، امکاناتی نداشتیم. نظام اسلامی حق ندارد کشور را به این شکل نگه دارد و ما به توفیق الهی [این جوری] نگه نداشتهایم. امروز قدرت دفاعی ما جوری است که دشمنان ما در محاسباتشان ناگزیرند تواناییهای ایران را به حساب بیاورند. وقتی که موشک جمهوری اسلامی میتواند پرندهی متجاوز آمریکایی را که آمده روی آسمان ایران ساقط کند، یا آن وقتی که موشکهای ایرانی میتوانند پایگاه عینالاسد(۱۴) را آن جور در هم بکوبند، آن وقت دشمن مجبور است در محاسبات خودش، در مورد تصمیمهای نظامی خودش، روی این قدرت کشور و روی این توانایی کشور حساب کند. ما نباید کشور را بیدفاع بگذاریم؛ این وظیفهی ما است. نبایستی کاری کنیم که دشمن جرئت کند و در مقابل دشمن از ما کاری برنیاید.
چند نکته دربارهی برجام و کاهش تعهّدات جمهوری اسلامی ایران:
یک مسئلهی دیگری که امروز زیاد تکرار میشود در زبان مسئولین و مردم و سیاسیّون و در فضای مجازی و غیر مجازی تکرار میشود، مسئلهی برجام و تعهّدات جمهوری اسلامی است که جمهوری اسلامی اعلام کرد و برخی از این تعهّدات را کنار گذاشت، اخیراً هم که [غنیسازی] بیست درصد را شروع کرد و مصوّبهی مجلس را دولت به مرحلهی عمل درآورد؛ این یکی از بحثهایی است که امروز مطرح است. من در مورد این مسئلهی برجام، دو سه نکته را عرض میکنم.
۱. برگشت آمریکا به برجام
نکتهی اوّل این است که بحث میکنند که آمریکا برگردد به برجام یا برنگردد. ما هیچ اصراری نداریم، هیچ عجلهای نداریم که آمریکا به برجام برگردد؛ اصلاً مسئلهی ما این نیست که آمریکا به برجام برگردد یا برنگردد. آنچه مطالبهی منطقی ما و مطالبهی عقلانی ما است، رفع تحریمها است؛ تحریمها باید برداشته بشود. این حقّ غصبشدهی ملّت ایران است؛ چه آمریکا، چه اروپا -که آویزان به آمریکا و دنبالهروِ آمریکا است- وظیفه دارند این حقّ ملّت ایران را اداء کنند. اگر تحریمها برداشته شد، خب آن برگشت آمریکا به برجام معنایی خواهد داشت -البتّه مسئلهی خسارتها هست که جزو مطالبات ما است و در مراحل بعدی دنبال خواهد شد- امّا اگر چنانچه تحریمها برداشته نشد، برگشت آمریکا به برجام ممکن است حتّی به ضرر ما تمام بشود؛ به نفع ما که نیست، [بلکه] به ضرر ما هم ممکن است باشد. البتّه بنده به مسئولین، هم در قوّهی مجریّه و هم در قوّهی مقنّنه، گفتهام که در این زمینهها با دقّت و رعایت کامل ضوابط پیش بروند و عمل کنند.
۲) تصمیم درست لغو تعهّدات برجامی
مطلب دوّم این [است] که تصمیم مجلس و دولت در باب لغو تعهّدات برجامی، تصمیم درستی است؛ کاملاً تصمیم منطقی و عُقلایی و قابل قبولی است. وقتی طرفِ مقابل، تقریباً به هیچ کدام از تعهّدات خودش در برجام عمل نمیکند، معنی ندارد که جمهوری اسلامی به همهی تعهّدات خودش در برجام عمل کند؛ لذا از مدّتی پیش تدریجاً بعضی از تعهّدات را لغو کردند، اخیراً هم تعهّدات دیگری را کنار گذاشتند. و البتّه اگر چنانچه آنها به تعهّداتشان برگردند، ما هم به تعهّداتمان برمیگردیم؛ بنده از اوّل هم همین را گفتم. از اوّلی که برجام مطرح شد، بنده گفتم که تعهّد در مقابل تعهّد؛ متناظر، کار آنها در مقابل کار ما؛ هر کاری که ما بنا است بکنیم، باید طرف مقابل هم متناظر با آن کار را بکند؛ خب این اوّل کار انجام نگرفت، حالا بایستی انجام بگیرد.
استفاده از ابتکار و نشاط جوانان در کنار تجربهی افراد مجرّب در مدیریّتهای کشور
یک موضوع دیگری که بد نیست مطرح بکنم و اینجا یادداشت کردهام، این است که شنیدم سؤال میشود که بنده در یک برنامهی تلویزیونی(۱۵) که ظاهراً اخیراً پخش شده، یک بار گفتهام که دولت جوان حزباللهی باید سرِ کار بیاید، یک بار هم گفتهام که صلاح نیست از مجرّبین استفاده نشود. بعضیها گفتند چطور؟ اینها با هم نمیسازد. من عرض میکنم نه، اینها با هم میسازد، اینها با همدیگر هیچ منافاتی ندارد. ببینید، من معتقد به تکیهی به نیروهای جوانم [و به این] اعتقاد راسخ دارم؛ مال امروز هم نیست، از قدیم بنده چنین اعتقادی داشتم. معنای اعتماد به نیروهای جوان این است که اوّلاً در برخی از مدیریّتهای مهم کشور از جوانها استفاده بشود و به جوانها اعتماد بشود؛ ثانیاً از ابتکارهایی که انجام میدهند و حرکت اینها و حوصله و نشاط کار اینها استقبال بشود. گاهی اوقات جوانی به همه جا مراجعه کرده، یک کار مهمّی را پیشنهاد کرده که میتواند انجام بدهد، جواب ندادهاند، مراجعه میکند به ما؛ بعد که میدهیم دست کارشناس، تصدیق میکند، میگوید درست است، این کار، کار مهمّی است و این شخص میتواند این کار را انجام بدهد. خب من معتقدم که کشور بایستی از ابتکارات جوانها، از نشاط جوانها، از روحیهی کار و پُرانگیزهی جوانها حدّاکثر استفاده را بکند؛ اینها بچّههای ما هستند، بچّههای کشورند و کشور حق دارد که از اینها استفاده کند. بنابراین، هم مسئلهی مدیریّتها است، هم این [نکته]. منتها اینکه ما میگوییم در مدیریّتها از اینها استفاده بشود، معنایش این نیست که نسل قبلی را بکلّی بشوریم بگذاریم کنار! نه، بر حسب اقتضا، یک جا مدیریّت یک جوان، یک جا مدیریّت یک فرد مجرّب و کارکشته. از اوّل انقلاب هم همین جور بوده؛ حالا بعضیها گفتند که امام در تهران یک امام جمعهی چهلساله را گذاشتند که این حقیر بودم؛ خب بله، همان وقت در کرمانشاه هم یک امام جمعهی هشتادساله را گذاشتند؛(۱۶) در یزد و در شیراز و در مشهد و در تبریز و مانند اینها، علمای بزرگ، مردانی را که در حدود هفتاد سال سنّشان بود گذاشتند؛ اقتضائات مختلف است. در اوّل انقلاب امام بزرگوار در رأس سپاه یک جوانی را گذاشتند که کمتر از سی سال داشت،(۱۷) در رأس نیروی زمینی ارتش مردی را گذاشتند که حدود شصت سال داشت؛(۱۸) اقتضائات این جوری است. یک جا اقتضا دارد که یک مدیر جوان بر سر کار بیاید، یک جا اقتضا دارد که یک مدیر مجرّب [بر سر کار بیاید]. حالا در مورد دولت جوان حزباللهی انشاءالله بعدها، نزدیک انتخابات، بنده صحبت خواهم کرد؛ یعنی حرفهایی دارم که بعد عرض میکنم؛ امّا اینکه تصوّر بشود اگر ما گفتیم از مجرّبین استفاده بشود، با استفادهی از جوانها منافات دارد، نه، این هیچ منافاتی ندارد.
و البتّه این را هم باید توجّه داشت که بعضی از افراد میانسال مثل جوانهایند؛ سنّ شهید سلیمانی حدود شصت سال بود، [امّا] دیدید در کوه و دشت و بیابان و همه جا چطور مثل جوانها حرکت میکرد، از هیچ چیز نمیترسید. حالا البتّه از فعّالیّتهای کاری او اطّلاعات کمی دست مردم هست، همینهایی است که در تلویزیون مشاهده شده؛ آنچه بنده میدانم خیلی بیش از اینها است. گاهی اوقات در ۲۴ ساعت، در یک کشوری به قدری تلاش و فعّالیّت میکرد که آدم از خواندنش احساس خستگی میکرد که چقدر تلاش و تحرّک انجام گرفته در ظرف ۲۴ ساعت یا در ظرف ۳۶ ساعت؛ بعضی هم این جور هستند دیگر.
چند نکته در مورد مسئلهی کرونا: ۱) واکسن تولید شده در ایران، مایهی افتخار و عزّت
موضوع آخر هم مسئلهی کرونا است، که این را هم مجدّداً عرض کنیم. اوّلاً واکسنی که برای کرونا آماده شد مایهی افتخار است؛ این را انکار نکنند؛ این مایهی عزّت یک کشور است، مایهی افتخار کشور است. البتّه از طرق مختلفی دارند دنبال واکسن حرکت میکنند که خب در یک موردی به آزمایش انسانی رسید و موفّق بود. سعی نکنند این را انکار کنند. بعضی هستند هر کار بزرگی را که در کشور انجام میگیرد مستبعد میدانند. وقتی این سانتریفیوژهای هستهای را جوانهای ما درست کرده بودند و بنده چند بار در سخنرانی اسم آوردم و اشاره کردم، چند نفر از این بزرگان علمی به من نامه نوشتند که آقا! نبادا شما گول اینها را بخورید، اینها نمیتوانند چنین کاری بکنند؛ انکار میکردند، میگفتند نمیشود، ولی خب دیدید چه شد و به کجا رسید. عین همین قضیّه در مورد سلّولهای بنیادی بود؛ وقتی مرحوم کاظمی(۱۹) و این جوانان عزیزی که بحمدالله امروز هم هستند، توانستند سلّولهای بنیادی را که یک کار بسیار بزرگ در مسائلِ زیستیِ انسانی است انجام بدهند، یک عدّهای باز همان وقت به ما پیغام میدادند یا نامه مینوشتند ــ حالا نامه را یادم نیست ــ که خیلی باور نکنید. بعضیها آمدند اینجا به خود من گفتند؛ گفتند اینها را خیلی باور نکنید، اینها خیلی قابل قبول نیست. نه، قابل قبول بود و باور هم کردیم و آن وقت درست بود، بعد از آن هم ده برابر پیشرفت کرد. الان هم همین جور است؛ این واکسن را درست کردند و تست انسانی شد، انشاءالله بهترش را و کاملترش را هم درست خواهند کرد -یعنی روزبهروز کاملتر خواهد شد- تا الان موفّق بوده، بعد از این هم انشاءالله موفّق خواهد بود. این نکتهی اوّل که این مایهی افتخار است. من از همهی دستاندرکاران، از وزارت بهداشت و دیگران که دستاندرکار تولید واکسن بودند، تشکّر میکنم.
۲) ممنوعیّت ورود واکسن آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی به کشور
نکتهی دوّم در مورد کرونا این است که ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوع است. این را من به مسئولین هم گفتهام، الان هم به طور عمومی میگویم. اگر آمریکاییها توانسته بودند واکسن تولید کنند، این افتضاح کرونایی در کشور خودشان پیش نمیآمد. چند روز پیش در ظرف ۲۴ ساعت، اینها چهار هزار نفر تلفات داشتند. اینها اگر بلدند واکسن درست کنند، اگر کارخانهی فایزرشان میتواند واکسن درست کند، چرا میخواهند به ما بدهند؟ خب خودشان مصرف کنند که این قدر مرده و کشتهی زیاد نداشته باشند. انگلیس هم همین جور. بنابراین، به اینها اعتماد نیست؛ من واقعاً اعتماد هم ندارم، نمیدانم، گاهی اوقات هست که اینها میخواهند واکسن را روی ملّتهای دیگر امتحان کنند، ببینند اثر میکند یا نمیکند. بنابراین، از آمریکا و از انگلیس [واکسن تهیّه نشود]. البتّه به فرانسه هم من خوشبین نیستم، علّتش هم این است که سابقهی آن خونهای آلوده را اینها دارند.(۲۰) [البتّه] از جاهای دیگر اگر بخواهند واکسن تهیّه کنند -که جای مطمئنّی باشد- هیچ اشکالی ندارد.
۳) لزوم ادامهی مراقبتهای بهداشتی
نکتهی سوّم در باب کرونا اینکه مراقبتهای مردمی باید ادامه پیدا کند. حالا یک خردهای تلفات کم شد. البتّه [باز هم] زیاد است؛ صد نفر یا صد و چند نفر در شبانه روز، چیز کمی نیست، خیلی زیاد است؛ امّا حالا [چون] یک مقداری نسبت به قبل کمتر شده، مردم خیال نکنند که حالا دیگر مسئله حل شد و تمام شد؛ نخیر، مراقبتها را ادامه بدهند؛ مسئولین کشور هم که در زمینهی این کار مسئولیّت دارند، وظایفشان را دنبال کنند.
۴) ضرورت استفاده از تجربههای جدید
نکتهی چهارم در باب کرونا این است که بعضی از افراد، تجربههای خوبی در این زمینه انجام دادهاند و دارویی درست کردهاند، این دارو را یک جایی زیر نظر مسئولینی امتحان کردهاند و تصدیق شده، تأیید شده که موثّر است؛ با اینها مخالفت نشود. اطراف و اکناف، کسان زیادی هستند که ممکن است یک کار جدیدی بکنند. نه اینکه حالا هر ادّعائی را قبول کنند؛ نه، امّا همان کارهایی را که ادّعا میشود، مورد مداقّه(۲۱) قرار بدهند.
امیدواری به آینده و موفّقیّت در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی
حرف آخر به ملّت عزیزمان و مردم عزیز قم و حوزهی علمیّهی معظّم این است که دیروز، ملّت ایران در سایهی اتّحاد، در سایهی عزم راسخ، در سایهی دینداری، در سایهی حضور بهنگام، در سایهی مجاهدت توانست این انقلاب عظیم را انجام بدهد، توانست این کار بزرگ را که مسیر تاریخ دنیا و بشر را عوض کرد انجام بدهد؛ امروز همان ملّت، با همان تواناییها و با تجربههای بیشتر، با امکانات فراهمشدهی چندین برابر حضور دارد و میتواند بر همهی موانع فائق بیاید. این ملّت میتواند، هم در زمینهی اقتصادی، هم در زمینهی مسائل تولید و مسائل ارزش پول، هم در زمینهی مسائل فرهنگی، هم در زمینهی مسائل سیاسی، هم در زمینهی مسائل نظامی و امثال اینها موفّق بشود. امیدواریم انشاءالله خداوند فضل و لطف خودش را بر این ملّت روزبهروز افزایش بدهد.
سلام خدا بر ولیّ اعظم خدا بقیّةالله الاعظم حجّةبنالحسن (ارواحنا فداه) که یاری ایشان همیشه پشتیبان ما است؛ و رحمت و درود پروردگار بر روح مطهّر و مبارک امام بزرگوارمان که این راه را به روی ما باز کردند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی (فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) در حملهی پهپاد آمریکایی به فرودگاه بغداد در بامداد جمعهی (۱۳۹۸/۱۰/۱۳) به همراه شهید ابومهدی المهندس (از فرماندهان حشدالشّعبی عراق) و ده نفر دیگر از همراهان به شهادت رسید.
حاجقاسم به دنبال وحدت امت اسلامی بود/ همه مشکلات امت اسلامی بهدلیل اختلاف و تفرقه است
مولوی نذیر احمد سلامی امروز در حاشیه حضور در گردهمایی تقریب مذاهب(شیعه و سنی) در مصلی کرمان به مناسبت نخستین سالگرد شهدای مقاومت اظهار داشت: سردار شهید حاجقاسم سلیمانی ابعاد زندگی و شخصیتی زیادی دارد که یکی از اهدافش که دنبال میکرد ایجاد وحدت بود نه فقط در ایران بین شیعه و سنی بلکه او هدفی را دنبال میکرد که تمام اقشار امت اسلامی را در صف واحد قرار دهد.
نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری عنوان کرد: هدف حاجقاسم این بود که اتحاد و انسجام ایجاد کند تا امت اسلامی بتواند با اتحاد در برابر دشمنان صف واحدی باشد و در این راستا ایشان در کشورهای متعددی سفرهایی انجام داد از جمله کشورهای خاورمیانه صرفا به خاطر اینکه وحدت عملی ایجاد کند.
عضو شورای عالی مجمع تقریب خاطرنشان کرد: همه مشکلات امت اسلامی بهدلیل اختلاف و تفرقه است و تنها راه برون رفت از این همه مشکلات وحدت است که سردار سلیمانی آن را دنبال میکرد و توصیه این است که همه ملتها روشنفکران، علما و روحانیون از این خط مشی تبعیت کنند تا امت به صف واحد برسد.
با صدور بیانیهای در نخستین سالگرد شهدای مقاومت؛ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی: سردار سلیمانی اسطوره مانای کشور است
در بیانیه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران که همزمان با نخستین سالگرد سردار شهید قاسم سلیمانی صادر شد آمده است؛ "تاریخ دربرگیرنده حماسهها و اسطورههای هر قوم و ملت است که این عناصر در ساخت و شناخت فرهنگ جوامع سهم عمدهای دارد. اسطورهها در دیدگاه رشتههای مختلف علوم انسانی مانند زبانشناسی، جامعهشناسی و تاریخ مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. این عناصر فرهنگی گاهی با رویاهای یک جامعه و گاهی با واقعیتهای آن سروکار داشته و در ارتباط هستند. همانگونه که در روایات تاریخی، اسطورههای کهنی در ایران باستان چون کاوه آهنگر، آرش کمانگیر و آریوبرزن و بعدها در ایران بعد از اسلام مانند ابومسلم خراسانی، کوچک جنگلی، ستارخان و… هر یک کنشهایی اسطورهای سازنده و نشانگر وضعیت روانی و معنایی ویژهای از کنش اجتماعی بودهاند که واقعیتهای فرهنگی زمانه خود را سامان دادهاند. بدینگونه اندیشههای اساطیری انعکاسی از نظامهای اجتماعی تحلیلی و منطقی جوامع به حساب میآید. "
بیانیه خاطرنشان می کند؛ "شخصیتی همچون شهید سردار قاسم سلیمانی جایگاه ویژهای را به لحاظ دینی و ملی برای نوع مبارزات نظامی خود برجای میگذارد به نحوی که پس از ترور ناجوانمردانه این سرباز میهن آحاد مردم بدون توجه به جناحبندهای سیاسی پیکر او را بر دوش میکشند و به خاطر احساس ویژه نسبت به هویت مشترک ایرانی ـ اسلامی از او تقدیر مینمایند."
بیانیه می افزاید؛ "این تقدیر در اسطورهشناسی نشان از آن دارد که معنای این شخصیتها زبان سیاسی مشترکی را برای ادراک پیکره حمیت و همبستگی اجتماعی به وجود میآورد. از آنجا که اسطورهها از یک سلسله نامحدود مصالح فرهنگی بنا شدهاند، پیوسته ساختار مصالح فرهنگی معینی را ترکیب میکنند، رخداد کنش نظامی این سرباز جانباز و سلحشور دین و میهن مصالح فرهنگ معینی را به وجود میآورد که علیرغم وجود تضادهای گوناگون سیاسی در جامعه، وحدت نوعی ویژهای را در این حیطه رقم میزند."
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران تاکید می کند؛ "انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با چنین استدلالی به تحلیل درباره یکی دیگر از اسطورههای ایرانزمین که وظیفه اصلیاش مبارزه در راه دفاع از میهن بوده بهعنوان یک اسطوره ملی ـ دینی در قالب افسانهای حقیقی یاد میکند و از آن سردار شهید که اسطوره مقاومت، ایستادگی، مردانگی، شرف و عزت در دفاع از ایران و اسلام در مبارزه با استکبار جهانی بوده، بهعنوان یکی از مفاخر نظامی ایران اسلامی تاریخ معاصر و اسطوره مانای کشور تقدیر مینماید. اسطورهای که مانند دیگر اسطورههای ایرانی ـ اسلامی برای شناخت فرهنگی اجتماعی ایرانیان میتواند از اهمیت بسزایی برخوردار باشد به نحوی که نه تنها در جای جای ایران، بلکه جهان، با یاد او ملیت و هویت ایرانی احیا میشود."
بیانیه آورده است؛ "با توجه به اهمیت تشریح مفهوم اسطوره و بازنمایی نقش آن بهعنوان یکی از بنیانهای سازنده هویت ملی که شناسنامه هر ملتی است، باید گفت این اساطیر با ایجاد پلی میان گذشته شکوهمند و آینده آرمانی، علاوه بر اتحاد گروههای مختلف مردم، نقش تعیینکنندهای در ایده ملت و فرایند تمدنسازی دارد. بنابراین لازم است تا تاریخنگاران و فرهنگشناسان این مرز و بوم به رمز و رازهای چنین رخدادهایی در زندگی ایرانیان تحت عنوان اساطیر ایران بیش از پیش توجه کنند. چراکه این اسطورهها نه تنها روح میهن پرستی و سلحشوری را در میان مردم احیاء و در تثبیت امنیت و اقتدار ملی سهم عمدهای دارند بلکه اسوه و الگویی برای نسلهای آینده ایران اسلامی به شمار میروند."
در پایان بیانیه آمده است؛ "بی تردید یاد و خاطره سردار رشید و شهید، حاج قاسم سلیمانی، در دل وجان عاشقان ایران اسلامی همواره زنده و چونان اختری فروزان، روشنگر راه حقیقت جویان خواهد بود."
سردار سپهبد «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و «ابومهدی المهندس» نائبرئیس بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) به همراه 8 نفر دیگر از رزمندگان جبهه مقاومت، 13 دی ماه 1398 در حمله هوایی نیروهای امریکایی در نزدیک فرودگاه بغداد عراق، به شهادت رسیدند.
اولین سالگرد ترور سردار دلها در جغرافیای وسیع محبان
با فرا رسیدن اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس چهرهها و شخصیتهای مختلفی در سطح بین المللی با صدور پیامهایی یاد شهید سلیمانی را گرامی داشتند.
عراق
عراق در مقام محلی که ترور شروروانه سردار سلیمانی و المهندس در نزدیکی فرودگاه بغداد اتفاق افتاد، بیشترین واکنشها را جریانها و رهبران سیاسی این کشور به این رخداد نشان دادهاند. در مهمترین واکنش، فالح الفیاض، رئیس سازمان الحشد الشعبی عراق در مراسم اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس که در تهران برگزار شد، گفت: ما صاحب عزای شهید فرمانده قاسم سلیمانی هستیم زیرا مهمان ما در خاک عراق به شهادت رسید. وی گفت: ملت عراق زمانی عاشق سردار سلیمانی شد که منطقه در معرض عملیات از بین بردن آگاهی بود. ملت عراق توانست راه درست را تشخیص دهد تا در تمام مسائل امت و در راس آنها مساله فلسطین حاضر باشد. الفیاض خاطرنشان کرد: عراق نمیتواند در راه برخی افراد ضعیف النفس حرکت کند و در کنار ملت فلسطین باقی خواهد ماند. رئیس الحشد الشعبی گفت: ما مدیون فرمانده شهید قاسم سلیمانی هستیم.
در واکنشی دیگر، سید عمار حکیم، رهبر جریان حکمت ملی عراق در پیامی به مناسبت سالگرد شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی مهندس گفت: در نخستین سالروز شهادت فرماندهان پیروزی بر داعش، ابومهدی المهندس و میهمان عراق سپهبد قاسم سلیمانی، نقش حماسی و بزرگ و تأثیر شگرف ایشان در مصاف تروریسم تاریکاندیش را به یاد میآوریم. حکیم در ادامه این پیام با بیان اینکه اقدام آمریکا در به شهادت رساندن سپهبد شهید سلیمانی با نقض حاکمیت ارضی عراق صورت گرفته است، تاکید کرد: اقدام به نقض حاکمیت ارضی عراق در کنار جایگاه والای ایشان در نزد دوستدارانشان، نه فقط در میهنشان که نزد بسیاری از دیگر ملتها، باعث میشود که این حادثه هنوز هم دلها را به درد آورد.
همچنین، «محمد البلداوی» نماینده فراکسیون پارلمانی «الصادقون» درباره راهپیمایی بزرگ فردا (یکشنبه - 3 ژانویه) که قرار است همزمان با نخستین سالروز شهادت سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و «ابومهدی المهندس» نائب رئیس سازمان الحشد الشعبی عراق توضیح داد. وی در گفتگو با پایگاه خبری «المعلومه» گفت: هدف از این تظاهرات بزرگ که در بغداد و سایر استانهای عراقی در سالروز شهادت فرماندهان پیروزی برگزار خواهد شد، اعلام مخالفت مردم عراق با حضور نیروهای آمریکایی در عراق است و به منزله یک سیلی به صورت دولت شکستخورده ترامپ است.
«عامر حسن الفیاض» رئیس دانشکده علوم سیاسی النحرین عراق نیز در سالروز شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس معاون حشد الشعبی عراق با حضور در برنامه "سلام سردار" اظهار کرد: میدانیم که غربیها همیشه متقلب هستند و هیچوقت اعتبار خاص و صداقت ندارند. عامر حسن الفیاض افزود: همانطور که میدانیم هیچوقت نخواهند توانست در مقابل آفتاب بایستند.
فلسطین اشغالی
در کشور فلسطین نیز جریانهای سیاسی و سیاستمداران نیز سطحی گسترده از واکنشها را به سالگرد ترور ناجوانمردانه سردار شهید قاسم سلیمانی نشان دادند. در همین زمینه، زیاد نخاله، دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در گفتگو با شبکه المیادین گفت: حاج قاسم یک شخصیت متمایز نظامی بود و تجربه زیادی در این زمینه داشت، او یک فرمانده متمایز بود. نخاله در بخش دیگری از سخنانش خاطرنشان کرد: حاج قاسم شخصیتی است که مرز معجزات را نمی شناسد و می گوید که هیچ چیز غیرممکن نیست. او ایده آموزش رزمندگانی از غزه برای ساخت موشک های دور برد را مطرح کرد و این یک دستاورد بزرگ است.
اسامه حمدان، یکی از رهبران جنبش حماس در گفتگو با شبکه المیادین گفت: شهید سلیمانی از جنگ فرقان در نوار غزه با رژیم اشغالگر دور نبود و مقاومت را لحظه به لحظه همراهی می کرد. حمدان در ادامه خاطرنشان کرد: شهید سلیمانی نقش مهمی در ایجاد صفوف مجاهدان و رزمندگان مقاومت در منطقه برای مقابله با اشغالگران و مستکبران ایفا کرد. وی همچنین گفت: سردار سلامی به ما گفت که موضع ایران در حمایت از مقاومت ثابت خواهد ماند و ما به جمهوری اسلامی ایران اعتماد داریم.
در سطحی دیگر، ابومجاهد، سخنگوی کمیتههای مقاومت فلسطین در گفتگو با شبکه المیادین با اشاره به حمایت های شهید سلیمانی از مقاومت فلسطین تاکید کرد: شهید سلیمانی در راس تلاش هایی بود که باعث رسیدن مقاومت فلسطین به امکانات و توانمندی کنونی شد. وی گفت: شهید سلیمانی فرماندهای بزرگ و حامی اساسی مقاومت فلسطین بود. او مورد هدف قرار گرفت زیرا خطری وجودی برای رژیم صهیونیستی به شمار می رفت.
سوریه
در کشور سوریه نیز همانند بسیاری از کشورهای منطقه سالگرد شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس برگزار شد. در همین راستا، مردم شهر البوکمال سوریه مراسم پرشکوهی به مناسبت اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی برگزار کردند. به گزارش العهد، مردم شهر البوکمال سوریه واقع در شرق دیر الزور به پاس قدردانی از تلاش ها و مبارزات سردار سلیمانی برای آزادسازی این شهر از دست داعش، مراسم پر شکوهی به مناسبت اولین سالگرد شهادت سپهبد شهید سلیمانی برگزار کردند.
همچنین، شیخ احمد بدرالدین حسون، مفتی اهل سنت سوریه در حاشیه مراسم اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس که روز جمعه در تهران برگزار شد گفت: پیام امروز ما این است که شهید حاج قاسم سلیمانی از ایران به عراق، لبنان، سوریه و غزه نرفت تا تفکرات یک مذهب و یا یک گروه را انتشار دهد بلکه آمد تا بگوید ما امتی واحد هستیم که مرزها مانع یاری ما به یکدیگر نمی شود. وی تاکید کرد: حاج سلیمانی امروز حجتی است برای تمام کسانی که ترسیدند وروابط خود با رژیم صهیونیستی را عادی کردند تا به آنها بگوید اگر مانند ما بودید و از فلسطین قبله اول مسلمانان دفاع می کردید، فلسطین امروز آزاد می شد.
لبنان
در کشور لبنان نیز همانند دیگر کشورهای منطقه سالگرد شهادت سردار سلیمانی و المهندس، با واکنشهای جریانها و رهبران سیاسی و نیز رهبران دینی مواجه شد.
شیخ «حسام العیلانی» امام جمعه اهل تسنن مسجد الغفران صیدای لبنان در سالروز شهادت سردار سپهبد «قاسم سلیمانی» اعلام کرد شهید سلیمانی به دلیل همه آنچه به مقاومت در دستاوردها و پیروزی ها مقابل دشمن صهیونیستی داده و لبنان را از موضع ضعف به قدرت رساند بر گردن همه ما لبنانی ها حق داشته و از ایشان قدردانی میکنیم. وی افزود: نقش شهید سلیمانی در حمایت از مقاومت فلسطین پوشیده نیست و این همان چیزی است که ما از رهبران جنبش های مقاومت فلسطین شنیدیم.
همچنین، حزب الله لبنان در اولین سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس یادمانی از شهید سلیمانی در منطقه حفاظتشده «تل العویضه» در جنوب لبنان نصب کرده و آن منطقه را به نام سپهبد شهید سلیمانی نامگذاری شد.
در سطحی دیگر، علی فیاض، نماینده فراکسیون وفاداری به مقاومت در پارلمان لبنان به نمایندگی از سیدحسن نصرالله اعلام کردکه این اقدام به پاس قدردانی از تلاشهای فرمانده تاریخی محور مقاومت شهید حاج قاسم سلیمانی و مسیر طولانی جهادی ایشان در مقابله با پروژه آمریکایی- صهیونیستی و پروژه تروریستی تکفیری داعش انجام شده است.
سید هاشمصفی الدین، رئیس شورای اجرایی حزب الله لبنان در مراسم اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس که در تهران برگزار شد، گفت: خون شهید سلیمانی همچنان در رگهای محور مقاومت می جوشد؛ محوری که خودش آن را ایجاد کرد و جان خود را فدای آن کرد. وی تاکید کرد: ترامپ گمان می کرد که با ترور سردار سلیمانی محور مقاومت از بین می رود، مقاومتی که شهید سلیمانی با جان و خون خود آن را تغذیه کرد در تمام میدان ها باقی خواهد ماند. صفی الدین خاطرنشان کرد: پرچم شهید سلیمانی برافراشته خواهد ماند و مجاهدان آن را بر بالای گنبد اقصی بلند خواهند کرد.
یمن
در یمن نیز گروههای و رهبران سیاسی این کشور سالگرد شهادت سردار سلیمانی را گرامی داشتند و بر تداوم مسیر آغاز شده از سوی او تاکید کردند. در همین زمینه، عبدالملک بدرالدین الحوثی، رهبر جنبش انصارالله یمن در اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی در پیامی به خانواده آن شهید تاکید کرد که سطح خشم و ناراحتی طغیانگران و مستکبران شاهدی بر تاثیرگذاری زیاد شهید سلیمانی است. الحوثی خاطرنشان کرد: شهید سلیمانی سرباز اسلام بود و در تمام میدان های مقابله مشارکت و حضور داشت. رهبر انصارالله یمن تاکید کرد: شهید سلیمانی در وجدان تمام آزادگان و در تمام نسل های آینده جاودان خواهد ماند. او سربازی از سربازان خداوند با درجه بالایی از آگاهی، بصیرت، اخلاص، فداکاری و تواضع بود.
همچنین، بنابر گزارش خبرگزاری فارس، در کشور یمن، امروز (شنبه)، شاهد برگزاری مراسم یادبودی برای سالروز شهادت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و شهید ابومهدی المهندس معاون سابق رئیس سازمان الحشدالشعبی عراق بود. به گزارش پایگاه خبری شبکه «المسیره» این مراسم در صنعاء پایتخت یمن برگزار شد و مقامات این کشور در آن حضور پیدا کردند.
در کشور عمان نیز با همت رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مراسم یادبود و گرامیداشت شهادت سردار سلیمانی برگزار شد. مراسم بزرگداشت سالگرد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و همرزمان شهیدش همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با حضور سفیر، اعضای سفارت و نهادهای کشورمان و جمعی از ایرانیان مقیم، در سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسقط برگزار شد. در این مراسم، علی نجفی سفیر جمهوری اسلامی ایران طی سخنانی ضمن برشمردن برخی از صفات و ویژگیهای سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، تاکید کرد: راز ماندگاری نام و یاد سردار دلها، علاوه بر رشادتها و دلاوریهای ایشان، بخاطر صفات شخصی برجستهاش همچون اخلاص و فروتنی و رفتار نیک با مردم و همچنین معامله با خدا بوده است. سفیر ایران در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تروریسم، خاطرنشان کرد: اگر نبود جان فشانی آن شهید بزرگوار در مبارزه با تروریسم و افراط گرایی، ما شاهد گسترش این پدیده شوم و خطرناک در سراسر منطقه و بخشهای مختلف جهان بودیم.
اهمیت و روش صحیح عیادت از مریض و بیمار
امـام کـاظم علیه السلام با توجه به تأثیر دعای عیادت کننده از بیمار می خواهد که اجازه دهد تا مردم به دیدارش آمده، جهت شفا و سلامتی اش دعا کنند.
اهمیت و ارزش عیادت
در مـکـتب انسان ساز اسلام، عیادت مریض و دیدار او از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است؛ چراکـه ایـن رفـتـار نـیـک اخـلاقـی مـورد رضـایـت خـداوند بوده، نقش بسزایی را در تحکیم روابط انسانی و صمیمیت و اخوت ایفا می کند.
بـه هـمـیـن دلیـل، رسـول خـدا صـلی الله عـلیـه وآله در تـفـسـیر آیه (فَاِذا قُضِیَتِ الصَّلوةُ فـَانـْتـَشـِرُوا فـِی الاَْرْضِ) (۳۳۹) عـیـادت مـریض را در کنار دیگر رفتارهای ارزشمند اخلاقی ذکر کرده، می فرماید:
(مـنـظـور آیه [از پراکنده شدن در زمین] طلب کارهای دنیوی نیست، بلکه منظور عیادت مریض، تشییع جنازه و دیدار برادر دینی در راه خداست). (۳۴۰)
امـیـر مـؤمـنـان صـلوات الله عـلیـه، اهـمـیـت عـیـادت مـریـض را نـسـبـت بـه دیـگـر اعمال نیک یادآور شده، می فرماید:
(مِنْ أحْسَنِ الْحَسَناتِ عِیادَةُ الْمَریضِ) (۳۴۱)
از جمله نیکوترین اعمال انسان، عیادت مریض است.
امـام صـادق عـلیـه السـلام نـیـز جـایـگـاه آن را در پـیـشـگـاه خـدای متعال، چنین بازگو می کند:
(روز قـیـامـت بـنـده مـؤمـنـی بـه سـوی خـدای تـعـالی نـدا سـر مـی دهـد و حـسـابـش بـه شـکـل آسـانـی انجام می پذیرد. آنگاه خداوند خطاب به او می فرماید: ای مؤمن، چه چیز تو را مانع شد هنگامی که مریض بودم به عیادتم نیایی؟ او می گوید: تو پروردگار من هستی و من بـنده تو هستم، تو زنده و پایداری و درد و ناراحتی به تو اصابت نمی کند، خدای عزّوجلّ می فرماید: کسی که مؤمنی را عیادت کند، مرا عیادت کرده است، سپس می فرماید: آیا فلانی پسر فـلانی را می شناسی؟ می گوید: بلی، خداوند می فرماید: چه چیز تو را مانع شد که او را در هـنـگام بیماری اش عیادت نکنی؟ همانا اگر او را عیادت می کردی مرا عیادت کرده بودی و مرا نـزد وی مـی یـافـتـی، آنـگـاه اگـر از مـن درخواست برآوردن حاجتی را داشتی، برایت برآورده ساخته، آن را ردّ نمی کردم). (۳۴۲)
وظایف عیادت کننده
کـسـی کـه بـه عـیـادت مریض می رود، می تواند به گفتار و رفتارش تأثیر بسزایی را در بـهـبودی و سلامتی او داشته باشد. از این رو، برخی از وظایف عیادت کننده را به اختصار بیان می کنیم:
دلجویی
نـشـسـتـن در کـنـار مـریـض، پـرسیدن حال او و اینکه شب و روز را چگونه گذرانده، همدلی با مریض و دلجویی از او بوده، موجب آرامش خاطر و تسکین دردش خواهد شد.
رسـول خـدا صـلی الله عـلیـه و آله رفـتـاری را کـه حـاکی از دلجویی و محبت به مریض است، مشخص کرده، می فرماید:
(تـَمـامُ عـِیادَةِ الْمَریضِ اَنْ یَضَعَ أحَدُکُمْ یَدَهُ عَلَیْهِ وَ یَسْألَهُ کَیْفَ أنْتَ؟ کَیْفَ أصْبَحْتَ؟ وَ کَیْفَ أمْسَیْتَ؟) (۳۴۳)
کـمـال عـیـادت مـریـض در آن اسـت کـه دسـت خود را بر [سر یا پیشانی] او قرار داده، حالش را بپرسی و اینکه شب را چگونه تا صبح و صبح را چگونه تا شب گذرانده است.
همدردی
هـمـراهـی و هـمـدری بـا مسلمانی که بیماری و درد و رنج وجودش را فرا گرفته، از وظایف مهم عـیـادت کننده، بلکه جامعه اسلامی است؛ زیرا اسلام، جامعه را چون پیکر واحدی می پندارد که در یـک مـسـیـر (بـه سـوی خـدا) در حـرکـت و تـکـاپـوسـت تـا آنـجـا که اگر عضوی از آن، دچار مـشـکـل و نـاراحـتـی شـود، دیـگـر اعضا به یاری اش شتافته، با رسیدگی، محبت و کمک خود، درمانش می کنند.
پـیـامـبـر اکرم صلی الله علیه و آله، ضمن اشاره به جامعه اسلامی و تشبیه آن به یک پیکر، همدردی با مریض را مورد تأکید قرار داده است :
(إنَّمـَا الْمُؤْمِنُونَ فی تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ بِمَنْزِلَةِ الْجَسَدِ الْواحِدِ، اِذَا اشْتَکی مِنْهُ عُضْوٌ واحِدٌ تَداعی لَهُ سائِرُ الْجَسَدِ بِالْحُمّی وَالسَّهَرِ) (۳۴۴)
هـمـانـا مـؤ منان در مهربانی و عطوفتشان به یکدیگر همانند یک پیکرند که وقتی عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا را به همدردی در تب و بیداری شب فرا می خواند.
سعدی نیز با توجه به مضمون این حدیث، شعر زیبا و معروفش را سروده است :
بنی آدم اعضای یکدیگرند /// که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار /// دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی /// نشاید که نامت نهند آدمی
هدیّه
از جـمـله چـیـزهـایـی کـه نـشـانـه مـحـبـت و تـوجـه خـاص بـه طـرف مـقـابـل مـی بـاشد، هدیه است. عیادت کننده با هدیّه خود ـ اگر چه ناچیز باشد ـ صفا و صمیمیت قلبی اش را به بیمار نشان داده، او را که در یک حالت افسردگی، نگرانی و رنج قرار داده، خوشحال خواهد کرد.
امام صادق علیه السلام در ضمن صحبت خود با یارانش که قصد عیادت مریضی را داشتند؛ اهمیت هدیه و تأثیر آن را بازگو می کند:
(یکی از یاران امام می گوید: ما به عیادت یکی از دوستان ایشان که مریض بود، می رفتیم در بـیـن راه آن حضرت با ما برخورد کرد و فرمود: کجا می روید؟ گفتیم : به عیادت فلانی می رویـم، فـرمـود: بـایستید، چون ایستادیم، فرمود: آیا قدری سیب، گلابی، بالنگ یا اندکی عطر و عود به همراه دارید؟ گفتیم : چیزی از اینها را با خود نداریم، فرمود: آیا نمی دانید که مریض به خاطر آنچه که برایش می آورند، خوشحال می شود.)(۳۴۵)
دعـا
از دیدگاه اسلام، استفاده از دوا و دکتر برای بهبودی بیمار، کاری مقدماتی و به عنوان ابزار و وسیله است و در حقیقت، سلامتی واقعی و شفای کامل به دست خداست. از این رو، همانطور که در هـیـچ حـالی نـبـایـد خـدا را فـرامـوش کـرد، در مرض و بیماری نیز باید به یاد او بود و از او اسـتـمداد جست و چه دعایی بهتر و مؤثرتر از دعای عیادت کنندگانی که برای رضای خدا به دیدار بیمار می روند.
امـام کـاظم علیه السلام با توجه به تأثیر دعای عیادت کننده از بیمار می خواهد که اجازه دهد تا مردم به دیدارش آمده، جهت شفا و سلامتی اش دعا کنند:
(إذا مـَرِضَ أحـَدُکـُمْ فـَلْیـَاءْذَنْ لِلنـّاسِ یـَدْخـُلُونَ عـَلَیـْهِ، فـَاِنَّهُ لَیـْسَ مـِنْ أحـَدٍ اِلاّ وَ لَهُ دَعـْوَةٌ مُسْتَجابَةٌ) (۳۴۶)
هـر زمـان کـه یـکی از شما بیمار شد، به مردم اجازه دهد تا به دیدارش بیایند؛ زیرا کسی (از عیادت کنندگان) نیست مگر آنکه دعای اجابت شده ای (برای بیمار) در پیشگاه خدا دارد.
امام صادق علیه السلام نیز به کیفیت دعا اشاره کرده، می فرماید:
(دسـت خـود را بـر سـر بـیـمـار نـهـاده، می گویی : (بِسْمِ اللّهِ، وَ مِنَ اللّهِ، وَ اِلَی اللّهِ، وَ ما شـأاللّهُ، وَ لا حـَوْلَ وَ لا قـُوَّةَ اِلاّ بـِاللّهِ)... آنـگـاه آیة الکرسی و سوره های حمد، فلق، ناس، تـوحـیـد و ده آیـه از اوّل سـوره یـس را قـرائت مـی کـنـی و پس از آن می گویی : (اَللّهُمَّ اشْفِهِ بـِشـِفـائِکَ وَ داوِهِ بـِدَوائِکَ وَ عـافـِهِ مـِنْ بـَلائِکَ) آنـگـاه بـه حـق مـحـمـد و آل مـحـمـد صـلوات الله عـلیـه و عـلیـهـم أجـمـعـیـن اسـتـجـابـت دعـا را از خـدای متعال درخواست می کنی). (۳۴۷)
اطعام مریض
مرض و بیماری از سویی سبب ضعف و ناتوانی فرد در انجام کارهای شخصی اش می شود و از سـوی دیـگـر دسـت او را از فـعـالیـت و امـرار معاش کوتاه می کند، در چنین وضعیتی غذا دادن به بـیـمـار و خـودداری از خـوردن چـیـزی نـزد او از جـمـله وظایف و رفتارهای پسندیده ای است که در پیشگاه خدای تعالی پاداش بسیار بزرگی دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:
(مَنْ أطْعَمَ مَریضاً شَهْوَتَهُ، أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الجَنَّةِ) (۳۴۸)
هـر کـس، بـیـماری را طبق خواسته اش اطعام کند، خداوند با میوه های بهشت او را پذیرایی خواهد کرد.
امـام عـلی علیه السلام ضمن تأکید بر خودداری از خوردن در نزد مریض، سخن پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه را بازگو می کند:
(نـَهـی رَسـُولُ اللّهِ(ص) أنْ یـَأکـُلَ الْعـائِدُ عـِنـْدَ الْعـَلیـلِ، فـَیـُحـْبـِطُ اللّهُ أجـْرَ عِیادَتِهِ) (۳۴۹)
رسـول خـدا(ص)، عـیـادت کـنـنـده را از خـوردن چیزی (به ویژه اگر برای مریض ضرر داشته باشد) در نزد مریض نهی فرمود؛ زیرا این کار موجب از میان رفتن پاداش عیادتش می شود.
رعایت زمان عیادت
اسـتـراحـت و آرامـش از جـمـله نـیـازهای اساسی و اوّلیه یک مریض بوده، در بهبودی اش تأثیر قـابـل تـوجـه و شـایـانـی دارد. از ایـن رو، عـیـادت کـنـنـده بـایـد زمـان دیـدار را بـه حداقل کاهش دهد تا محیط برای استراحت مریض، آماده شود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با اشاره به سنگینی و سبکی بیماری، زمان عیادت را مشخص کرده است:
(أغِبُّوا فِی الْعِیادَةِ وَ أرْبَعُوا) (۳۵۰)
یک روز در میان (در صورتی که بیماری سخت و سنگین باشد) یا هر سه روز یک بار، مریض را عیادت کنید.
امـیـر مـؤمـنـان صـلوات الله عـلیه نیز بیشترین پاداش را برای کسی می داند که زمان عیادتش محدود و کم باشد، مگر آنکه خود مریض از او درخواست ماندن کند:
(إنَّ مـِنْ أعـْظـَمِ الْعـُوّادِ أجْراً عِنْدَاللّهِ لَمَنْ اِذا عادَ أخاهُ خَفَّفَ الْجُلُوسَ إلاّ أنْ یَکُونَ الْمَریضُ یُحِبُّ ذلِکَ وَ یُریدُهُ وَ یَسْألُهُ ذلِکَ) (۳۵۱)
هـمـانـا پـاداش عـیـادت کـنـنـده ای در پیشگاه خدا بیشتر است که هنگام عیادت از برادر دینی اش، انـدکـی نزد او بنشیند، مگر آنکه خود بیمار آن را دوست داشته، از او بخواهد (که زمان بیشتری را در کنارش باشد).
آثار عیادت
عـیـادت مـریـض و دلجویی از او به عنوان یک رفتار پسندیده اخلاقی و اجتماعی که با عواطف و احـسـاسات درونی و فطری انسان نیز هماهنگ است، آثار و برکات دنیوی و اخروی فراوانی را در پی دارد؛ زیرا از سویی موجب می شود که روحیه بیمار تقویت شده، از بار سنگین بیماری که جسم و جانش را فرا گرفته، کاسته شود و زودتر سلامتی از دست رفته را بازیابد و از سـوی دیـگـر دلهـای افـراد جـامـعـه را بـه هـم نـزدیـکتر کرده، برادری و همدلی را در بینشان افزایش می دهد، تا آنجا که هم فرد و هم جامعه به واسطه این رفتار الهی و انسانی مورد لطف و رحمت پروردگار قرار می گیرند.
رسـول خـدا صـلی الله عـلیـه وآله بـا تـاءکـیـد بـر عیادت مریض، پاداش آن در پیشگاه خدای متعال را یادآور می شود:
(مـَنْ عـادَ مـَریـضـاً فَجَلَسَ عِنْدَهُ ساعَةً، أجْرَی اللّهُ عَمَلَ ألْفِ سَنَةٍ لا یَعْصَی اللّهَ فیها طَرْفَةَ عَیْنٍ) (۳۵۲)
کـسـی کـه بـیـمـاری را عـیـادت کـرده، سـاعـتـی نـزد او بـنـشـیـنـد، خـداونـد پـاداش عمل هزار سال را که لحظه ای در آن معصیت نکرده باشد، به او ارزانی می دارد.
امـام صـادق علیه السلام، غوطه ور شدن عیادت کننده در رحمت الهی و استغفار فرشتگان برای او را، از آثار عیادت می داند:
(أیُّمـا مـُؤْمـِنٍ عـادَ أخـاهُ فی مَرَضِهِ فَاِنْ کانَ حینَ یُصْبِحُ شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَکٍ فَاِذا قَعَدَ عـِنـْدَهُ غـَمـَرَتـْهُ الرَّحـْمـَةُ وَاسـْتـَغـْفـَرُوا لَهُ حَتّی یُمْسِیَ وَ اِنْ کانَ مَساءاً کانَ لَهُ مِثْلُ ذلِکَ حَتّی یُصْبِحَ) (۳۵۳)
هـر مـؤمـنـی کـه بـرادر دیـنی اش را در هنگام بیماری، عیادت کند، اگر صبح باشد؛ هفتاد هزار فـرشـته او را همراهی می کنند و هنگامی که کنار بیمار بنشیند، رحمت الهی او را فرا گرفته، تـمـامی آن فرشتگان تا شب برایش طلب آمرزش می کنند و اگر شب باشد همین پاداش (رحمت و استغفار) تا صبح، ادامه خواهد داشت.
در جـای دیـگر با اشاره به الهی کردن عیادت، دعای مریض برای عیادت کننده را، اثر بخش و اجابت شده قلمداد می کند:
(مـَنْ عـادَ مـَریـضـاً فـِی اللّهِ، لَمْ یـَسـْألِ الْمـَریـضُ لِلْعـائِدِ شـَیـْئاً اِلا اسـْتـَجـابَ اللّهـُ لَهُ) (۳۵۴)
کـسـی کـه بـرای رضـای خـدا، بیماری را عیادت کند، هر چیزی را بیمار برای او درخواست کند، خداوند برآورده خواهد کرد.
امـام خـمـیـنـی قـدس سـرّه نـیـز عـیـادت بـیـمـار و مـحـبـت بـه او را از جـمـله عوامل مؤ ثر در بهبودی زودتر بیمار دانسته است :
(شـمـا بـا ایـن مریضها، با این بیمارها، هر چه محبت بکنید، ... این در روحیه بیمار مؤ ثر است و بر خوب شدن، سرعت خوب شدن بیماران نیز مؤ ثر است.)(۳۵۵)
پی نوشت ها:
۳۳۹- جمعه (۶۲)، آیه ۱۰ .
۳۴۰- مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۲۸۸ .
۳۴۱- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۷۷ .
۳۴۲- محجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۱۰ و ۴۱۱ .
۳۴۳- مکارم الاخلاق، ص ۳۵۹ و ۳۶۰، بیروت.
۳۴۴- سفینة البحار، ج ۱، ص ۵۶، انتشارات اُسوه.
۳۴۵- محجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۱۱ .
۳۴۶- فروع کافی، ج ۳، ص ۱۱۷ .
۳۴۷- بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۶ .
۳۴۸- مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۹۳ .
۳۴۹- بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۲۸ .
۳۵۰- محجّة البیضاء، ج ۳، ص ۴۱۰ .
۳۵۱- فروع کافی، ج ۳، ص ۱۱۸، ۱۱۹ .
۳۵۲- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۷۹ .
۳۵۳- مکارم الاخلاق، ص ۳۶۱ .
۳۵۴- محجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۱۱ .
۳۵۵- صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۲۶۷ .
نمازی که انسان را به مرتبه بالای عرفانی می رساند
حضرت آیت الله مظاهری، سلسله دروس اخلاقی با موضوع «شرح چهل حدیث اخلاقی» داشته اند که مطالب شنیدنی و خواندنی این استاد اخلاق حوزه در اینجا آورده شده است.
حدیث سی و هفتم: درک مراتب والای عرفانی با مداومت بر نماز شب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی»
علامۀ مجلسی «رحمت الله علیه» در جلد ۷۵ بحارالانوار، روایت مهمّی از امام یازدهم، امام حسن عسکری «سلام الله علیه» نقل میکند. ایشان میفرمایند:
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیْلِ» [۱]
رسیدن به خداوند، سفری است که جز با درهمپیچیدن شبانه حاصل نمیشود.
این روایت مربوط به نماز شب و تهجّد شبانه است. امام «سلاماللهعلیه» نیل به مقامها و درجات عرفانی و معنوی را وابسته به نماز شب میدانند. به بیان دیگر، اگر کسی بخواهد به مقام شهود برسد، سیروسلوک داشته باشد و به لقای پروردگار متعال نائل گردد و فانی در او شود، باید از سیر در شب بهره بگیرد.
از نظر قرآن کریم و از نظر روایات، رسیدن به مقامات معنوی و عرفانی، شب بیداری و نماز شب میخواهد. اساتید اخلاق و عرفان نیز همواره به شاگردان شود برای اهتمام به نماز شب توصیه کردهاند. اساساً موفقیّت در هر رسالت معنوی و پیروزی در هر هدف متعالی، مرهون مداومت بر نماز شب و راز و نیاز با خداوند در دل شب است.
هنگامی که پیامبراکرم «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» به رسالت مبعوث شدند و از غار حرا به خانه آمدند، سورۀ مزمّل نازل شد. خداوند متعال در آن سوره، یک دستورالعمل سازنده برای پیشبرد اهداف رسالت، به رسول خویش القاء فرمود. از جملۀ آن دستورهای کاربردی، تهجّد شبانگاهی است. چنانکه میفرماید:
«یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً، نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً، أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلا» [۲]
آن دستور العمل و از جمله نماز شب، برای سیروسلوک پیامبر «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و نیز برای پیروزی ایشان در پیشبرد اهداف رسالت، بسیار مؤثر بود.
ساعتهای شبانگاهی برای ثمربخشی حرکتهای معنوی، کاربرد بیشتری دارد. مثلاً مبعث پیامبر اکرم «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و اولین وحی به ایشان، در شب رخ داده است. وحی به حضرت موسی «سلاماللهعلیه» در کوه طور نیز در شب اتفاق افتاده است. قرآن کریم در شب نازل گردیده است. چنانکه میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» [۳]. معراج آن نبّی گرامی نیز، معراجی شبانه است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ سُبْحانَ الَّذی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ» [۴]
حضرت موسی «سلاماللهعلیه» سی شب به میقات رفت و بعد ده شب دیگر هم به آن افزوده شد:
«وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً» [۵]
از این آیات شریف، معلوم میشود که سیروسلوک و طیّ مقامات معنوی مربوط به شب است. ارتباط عاطفی با خداوند متعالی و قرب به ذات باری، مختصّ شب است.
در سورۀ مزمّل نیز به عنوان اولین دستور، پیامبر اکرم «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» را به تهجّد شبانه توصیه میفرماید. رسم پیامبرگرامی «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» چنین بوده است که شبها زود میخوابیدندو نیمه شب بیدار میشدند. از نیمه شب تا هنگام اذان صبح در چند مرحله نماز شب میخواندهاند و در بین نمازها خواب کوتاهی داشتهاند. یعنی نیمۀ دوّم شب را به چند قسمت تقسیم و در هر قسمت چند رکعت نماز میخواندهاند.
قرآن کریم راجع به متقیّن و در بیان ویژگیهای آنها میفرماید:
«وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» [۶]
یعنی افراد با تقوا، هنگام سحر، با خداوند راز و نیاز و مناجات دارند و از او طلب مغفرت میکنند. در آیۀ دیگر، علامت مؤمن را تقیّد به عبارت و ارتباط شبانه با خدا میداند. میفرماید:
«تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ، فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ» [۷]
مؤمن کسی است که شبها پشت پا به رختخواب میزند و به سوی خدا سیر میکند. گاهی صفات جلال خدا و گاهی صفات جمال خدا بر دلش حکمفرما میشود و فقط خدا میداند که به چه مقامهایی نائل میگردد.
این مقامها مختصّ قیامت هم نیست، بلکه در همین دنیا نیز نمازشبخوانها عالمی دارند، سیری دارند و حالات و مقامات والایی کسب میکنند. تمام لذّت شبانهروز آنها در مداومت بر نماز شب است. اگر در روز گرفتاری و غم و غصه دارند، اگر دچار بلا و مصیبت هستند و زندگی را به سختی میگذرانند، صبر میکنند تا آن ساعت نیمه شب یا آخر شب فرا برسد و تمام گرفتاری و غم و نگرانی خود را با نماز شب رفع کنند.
امام باقر «سلاماللهعلیه» میفرمایند: این آیۀ شریفه، دربارۀ امیرالمومنین «سلاماللهعلیه» و شیعیان نازل شده است. آنها سر شب میخوابند و وقتی یک سوّم از شب گذشت، با خداوند راز و نیازها دارند: «یَنَامُونَ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ فَإِذَا ذَهَبَ ثُلُثَا اللَّیْلِ أَوْ مَا شَاءَ اللَّهُ فَزِعُوا إِلَی رَبِّهِمْ رَاغِبِینَ رَاهِبِینَ طَامِعِینَ فِیمَا عِنْدَهُ ...»[۸]
نزد اهل دل و در پیش اولیای الهی، دو رکعت نماز در دل شب، از دنیا و همۀ آنچه در دنیاست، ارزشمندتر و عزیزتر است. پیامبر اکرم «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرمایند:
«لَرَکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُ إِلَیَ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا» [۹]
یعنی اگر به پیامبر «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» یا به امام صادق «سلاماللهعلیه» یا به هر یک از اهلبیت «سلاماللهعلیهم» بگویند: تمام ثروت و دارایی دنیا را به شما میدهیم، امّا دو رکعت نماز شب نخوانید، به دنیا پشت پا میزنند و حاضر نیستند نماز شب را از دست بدهند.
این مطالب اغراق نیست، حتی فقط برای تأکید هم نگفتهاند، بلکه صددرصد واقعیّت است؛ آن کسانی که عاشق حقیقی خداوند متعال هستند، نماز شب را از دنیا و محتویات آن افضل میدانند.
اگر کسی از این حرفها شگفتزده میشود و باور آن را سخت میداند، به خاطر آن است که به این مقامها نرسیده و بهطور طبیعی درک آن را ندارد. یک «الله اکبر» یا یک «لاالهالاالله» در نماز، مکالمه با خداست و شیفتگان نیایش الهی آن را با هیچ چیز معاوضه نمیکنند. بیجهت نیست که گاهی امام صادق «سلاماللهعلیه» در نماز هفتاد مرتبه آیۀ «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» [۱۰] را تکرار میکردند. به رکوع میرسیدند، ذکر آن را مرتب تکرار میکردند و از آن رد نمیشدند.
اگر آدمی به مقام شهود برسد و نماز شب برایش به مکالمۀ با حق تعالی مبدّل گردد و در نماز با خدا معاشقه کند، هنگام خواندن حمد و سوره، توجه پیدا میکند که خداوند در حال حرفزدن با اوست و با زبان خودش با او مکالمه دارد. این توجه، عرضی هم نیست، بلکه واقعی است و از مقام شهود ناشی میشود.
هنگامی که حمد و سوره تمام میشود و به رکوع میرود، در گفتن ذکر «سبحان ربی العظیم و بحمده»، در مییابد که خودش دارد با خدا حرف میزند و خداوند توجه به حرفزدن او دارد و پاسخ ذکر او را میدهد. معلوم است که یک لحظه از این حالات عرفانی، به دنیا و آنچه در آن است، ارزش دارد.
باید توجه شود که این مقامهای روحانی، مختصّ به معصومین «سلاماللهعلیهم» نیست، بلکه همۀ کسانی که واقعاً اهل نماز شب هستند، میتوانند به آن دست یابند.
آنان که در سیر و سلوک به جایی رسیدهاند و مقام شهود را درک کردهاند، کسانی که از دانستن عبور کرده و به یافتن حقایق عرفانی رسیدهاند، این مقامها را به خوبی درک میکنند.
اهمیّت نماز شب به قدری است که در برخی کتب روایتی از قول پیامبر اکرم «صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» نقل شده که میفرمایند: اگر نماز شب برای عموم مردم سخت نبود، آن را واجب میکردم. [۱۱]یعنی اقتضای وجوب دارد، مصلحت تامّۀ ملزمه را دارد و به خاطر رفع مشقّت از امّت، وجوب آن برداشته شده، وگرنه مثل نماز صبح واجب بود.
قرآن کریم میفرماید: نماز شب، مقام محمود دارد:
«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» [۱۲]
مقام محمود چیست؟ در روایات شریف اهلبیت «سلاماللهعلیهم» مصادیقی برای مقام محمود ذکر شده است. از جمله فرمودهاند: مقام محمود، شفاعت است. نه تنها اهل نماز شب، مشمول شفاعت میشوند، بلکه میتوانند از دیگران شفاعت کنند.
در برخی روایات آمده است که مقام محمود آن است که در قیامت، دیگران حسرت او را میخورند. یعنی کسی که مداومت به نماز شب داشته، مقامی دارد که سایر افراد که اهل نماز شب نبودهاند، حسرت مقام او را میخورند. بعضیها هم مقام محمود را برای همین دنیا معنا کردهاند و گفتهاند: انسان در پرتو نماز شب، ابهّت اجتماعی پیدا میکند. یعنی حکومت بر دلها و محبوبیّت و ابهّت اجتماعی، در سایۀ مداومت بر نماز شب به دست میآید. روحانیون، مبلّغین و افراد تأثیرگذار در اجتماع که به ابهّت و محبوبیّت اجتماعی برای اثرگذاری بر دیگران نیاز دارند، میتوانند با نماز شب، در بین مردم عزیز شوند و بر آنان اثر بگذارند، بر دلشان حکومت کنند و کلامشان نافذ گردد.
امام صادق «سلاماللهعلیه» میفرمایند:
«صَلَاةُ اللَّیْلِ تُبَیِّضُ الْوُجُوهَ وَ صَلَاةُ اللَّیْلِ تُطَیِّبُ الرِّیحَ وَ صَلَاةُ اللَّیْلِ تَجْلِبُ الرِّزْقَ» [۱۳]
بعضی هم گفتهاند: مقام محمود همان است که قرآن کریم میفرماید:
«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» [۱۴]
اولیای خداوند، غم گذشته را نمیخورند و از آینده ترسی ندارند؛ یک نفس مطمئنّه دارند که زندگی منهای غم و غصّه و عاری از اضطراب و نگرانی از آن نشأت میگیرد. این آیات و این خطابها، خصوصیّت ندارد و علاوه بر اهلبیت «سلاماللهعلیهم»، افراد متّقی را نیز دربر میگیرد.
علّامۀ مجلسی اول «رحمتاللهعلیه» میگوید: مشغول نماز شب بودم که فرزندم محمدتقی، یعنی علّامۀ مجلسی دوم «رحمتاللهعلیه» گریه کرد. در همان حال که مادرش سرگرم آرام کردن او بود، در نماز شب از خدا خواستم که او را از مروّجین اسلام عزیز قرار دهد. این دعا، در نماز شب مستجاب شده و علّامۀ مجلسی را با آن همه خدمات و برکات برای اسلام، تحویل جامعه داده است. پس برکات نماز شب، برای همه مثل باران میبارد و مختصّ به چهارده معصوم «سلاماللهعلیهم» نیست. در مجموع میتوان گفت: مقام محمود، یک مقام پسندیدۀ عام است که همه حسرت آن را میخورند، چه در دنیا و چه در آخرت. مقام محمود یعنی مقامی که علّامۀ مجلسی دارد و همۀ ما حسرت آن را میخوریم؛ در قیامت هم حتماً منزلتی دارد که حسرت و حیرت همگان را برمیانگیزد.
امام صادق «سلاماللهعلیه» تعبیری راجع به نماز شب دارند. میفرمایند:
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُصَلِّ صَلَاةَ اللَّیْلِ» [۱۵]
کسی که نماز شب نخواند، از ما نیست، یعنی شیعه نیست. آنکه نماز شب نخواند، خود را از برکات و مواهب آن محروم ساخته و مثل افراد بیبهره و ورشکسته است.
در برخی روایات، تعبیر دیگری برای غافلان از نماز شب بهکار گرفته شده که بسیار تکاندهنده است.
میفرمایند: «أَبْغَضُ الْخَلْقِ إِلَی اللَّهِ جِیفَةٌ بِاللَّیْلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَارِ» [۱۶]؛ مبغوضترین افراد نزد خداوند تعالی کسی است که از اول شب تا صبح بخوابد و در روز، بیکار و تنبل باشد. جالب اینکه در این روایت برای کسی که شب تا صبح را میخوابد، نفرمودهاند: «نوامٌ باللیل» بلکه فرمودهاند: «جِیفَةٌ بِاللَّیْلِ»، یعنی آنکه همۀ شب را میخوابد را، به جیفه، به معنای مردۀ متعفّن تشبیه کردهاند.
از آنچه تاکنون بیان شد، این نتیجه حاصل میشود که غفلت از نماز شب و کوتاهی در مداومت بر آن، خسارات فراوانی دارد. به همه توصیه میشود قبل از اذان صبح بیدار شوند و بهواسطۀ نماز شب، با خداوند متعال راز و نیاز و ارتباط عاطفی داشته باشند. آیتالله بهجت «رحمتاللهعلیه» در این زمینه جملۀ شیرینی داشتند و میگفتند: «کوه که نمیخواهید جابهجا کنید، بلکه زمان خوابیدن خود را اینطرف و آنطرف میکنید.»
مرحوم آیتالله مرعشی نجفی «رحمتاللهعلیه»، به من میگفتند: در تشرّف خدمت حضرت ولیّعصر «عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف»، ایشان فرمودند: «ننگ است که یک طلبه نماز شب نداشته باشد؛ عیب است که شیعه نماز شب نخواند.»
استاد بزرگوار ما، مرحوم علّامۀ طباطبائی «رحمتاللهعلیه» میفرمودند: مرحوم آقای قاضی «رحمتاللهعلیه» در بازار نجف به من رسیدند، دست روی شانۀ من گذاشتند و فرمودند: «فرزندم! دنیا میخواهی، نماز شب؛ آخرت میخواهی، نماز شب!»
توصیه به نماز شب و تأکید به خواندن آن، در سفارشهای همۀ علمای بزرگ اخلاق و عرفان، فراوان یافت میشود. مرحوم آقای ملکی تبریزی «رحمتاللهعلیه»، مینویسد که مرحوم محقّق همدانی، همان فقیه و عارف بزرگی که بیش از هزار مجتهد و عارف، تحویل عالم اسلام داده است، میفرماید: «فرزندم! اگر نماز شب نداشته باشی، به هیچ کجا نمیتوانی برسی!»
کسی که از نماز شب و ارتباط عاطفی با خداوند بیبهره است، دنیای آبادی نخواهد داشت؛ زندگیاش پر از غم و غصّه و اضطراب و نگرانی است و مثل کرم ابریشم به دور خود میتند تا بمیرد.
پی نوشت ها:
[۱]. بحار الأنوار، ج۷۵، ص ۳۸۰.
[۲]. المزمل، ۱تا۴: «ای جامه به خویشتن فروپیچیده، به پا خیز شب را مگر اندکی، نیمی از شب یا اندکی از آن را بکاه، یا بر آن [نصف] بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان.»
[۳]. القدر، ۱: «به نام خداوند رحمتگر مهربان، ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم ...»
[۴]. الأسراء، ۱: «به نام خداوند رحمتگر مهربان، منزّه است آن [خدایی] که بندهاش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الأقصی -که پیرامون آن را برکت دادهایم- سیر داد، تا از نشانههای خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.»
[۵]. الأعراف، ۱۴۲: «و با موسی، سی شب وعده گذاشتیم و آن را با دَه شب دیگر تمام کردیم. تا آنکه وقت معینِ پروردگارش در چهل شب به سر آمد.»
[۶]. الذاریات، ۱۸: «و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش میکردند.»
[۷]. السجدة، ۱۶و۱۷: «پهلوهایشان از خوابگاهها جدا میگردد [و] پروردگارشان را از روی بیم و طمع میخوانند، و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند. هیچ کس نمیداند چه چیز از آنچه روشنیبخش دیدگان است به [پاداش] آنچه انجام میدادند برای آنان پنهان شده است.»
[۸]. ر. ک: من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۸۲.
[۹]. علل الشرائع، ج ۲، ص ۳۶۳.
[۱۰]. الفاتحه، ۵: «تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.»
[۱۱]. احیاء العلوم، ج ۴، ص ۴۴؛ تهذیب الاسرار، ص ۴۴۴.
[۱۲]. الإسراء، ۷۹: «و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو [به منزله] نافلهای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند.»
[۱۳] . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۴۱.
[۱۴]. یونس، ۶۲: «آگاه باشید، که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین میشوند.»
[۱۵].وسائل الشیعة، ج۸، ص ۱۶۲.
[۱۶].بحار الأنوار، ج۸۴، ص ۱۵۸.
روایات زیادی درباره فضائل حضرت زهرا(س) در کتب اهل سنت وجود دارد
شیخ «حاتم الجبوری» نماینده مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در عراق، در سخنانی در نخستین روز برگزاری وبینار بین المللی «سیره حضرت زهرا(س) مشعل راه عصر حاضر و آینده امت اسلامی و استلهام از سیره ایشان در مواجهه با معضل افراط گرایی دینی و فکری» که امروز جمعه 17 مردادماه آغاز به کار کرد، ضمن تبریک عید غدیر و عید ولایت حضرت علی (ع) و همچنین تسلیت به مردم لبنان به دلیل فاجعه انفجار بیروت، با اشاره به موضوع این کنفرانس گفت: هیچ تحقیق یا کتاب یا رساله ای نمی تواند فضائل حضرت زهرا (س) را به طور کامل بیان کند و تنها جزء کوچکی از فضائل اخلاقی ایشان را روایت می کنند.
وی افزود: خداوند متعال در سوره حشر امر به تبعیت از پیامبر اسلام (ص) فرموده و پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز بر اخلاق حسنه تأکید فرموده است. از این رو باید دستورات الهی و دستورات پیامبر گرامی اسلام(ص) را به درستی اطاعت کرد.
الجبوری در ادامه با تأکید بر اینکه حضرت زهرا(س) پاره تن پیامبر اسلام (ص) است، گفت: این اخلاق نبوی در وجود حضرت زهرا(س) تجسم پیدا کرده است لذا ایشان بهترین دختر، بهترین همسر و بهترین مادر بودند.
وی ادامه داد: حضرت زهرا (س) کوچکترین دختر رسول خدا (ص) بودند اما «سیدة نساء العالمین» لقب گرفتند. ترمذی، از علمای اهل سنت نیز در کتاب سنن خود درباره فضائل حضرت فاطمه (س) از پیامبر (ص) روایت کرده و می نویسد: «حسبک من نساء العالمین: مریم ابنة عمران، وخدیجة بنت خویلد، وفاطمة بنت محمد، وآسیة امرأة فرعون».
وی با ذکر چندین روایت دیگر از کتب اهل سنت درباره فضائل حضرت فاطمه (س) و با اشاره به اینکه روایت های زیادی در منابع اهل سنت درباره ایشان ذکر شده است، گفت: بیان این روایات از منابع اهل سنت بدان جهت است که برخی از افراط گرایان می گویند اهل سنت، نسبت به اهل بیت رسول خدا (ص) بغض و کینه دارند؛ از این رو عمدا روایاتی در فضیلت حضرت فاطمه (س) از کتاب های اهل سنت روایت شد.
وی افزود: از روایاتی که درباره حضرت زهرا(س) نقل شده می توان دریافت که کل زندگی آن حضرت دوستی و محبت و احترام متقابل و فداکاری بوده است و زندگی شخصی ایشان می تواند الگویی برای ما باشد.
حضرت زهرا (س) نمونه مقابله با افراط گرایی و غلو فکری بودند

در ادامه این کنفرانس مجازی، «نازی کریمی» از بانوان مسلمان بحرین طی سخنانی تأکید کرد: موضوع کنفرانس موضوعی بسیار مهم است و لازم است که همه جوامع در جهان به این موضوع اهتمام ورزند.
وی با اشاره به حدیثی از رسول خدا (ص) که فرموده اند: «فسادُ العالِم فسادُ العالَم» یعنی فساد انسان عالم موجب فساد همه جهان می شود، گفت: ما باید در زمینه افراط گرایی دینی به راهکارهایی درباره نشر اندیشه دینی بپردازیم و اجازه ندهیم که کل جهان فاسد شود.
کریمی دلیل اهمیت این موضوع را آخرین فاجعه ای در جهان دانست که در روز سه شنبه هفته جاری در بیروت رخ داد و همه جهان را دوباره بیدار کرد.
وی با اشاره به اینکه «جنگ نرم و جنگ سخت، دو روی یک سکه هستند و آن سکه استکبار جهانی است» گفت: امام خامنه ای - مد ظله العالی - درباره حادثه لبنان، مردم این کشور را به صبر فراخواندند؛ دعوت به صبر در چنین فاجعه عظیمی، بیانگر مسالمت آمیز بودن دین اسلام و رحمت جهانی این دین است.
این بانوی فعال بحرینی با بیان اینکه افراط گرایی در تمام دوران ها آثاری بر جوامع بشری داشته است؛ گفت: انسان در مقابل این آثار مکلف است که امانت الهی را بر دوش بکشد تا به کمال دست یابد. زن هم انسان است و باید نقش خود را در این زمینه ایفا کند. از سوی دیگر پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت اطهار (ع) موضع شرعی در مقابل افراط گرایی و غلو و تروریسم فکری داشته و روش میانه روی در این زمینه تأسیس کردند.
وی درباره بانوان بحرینی نیز اظهار کرد: بانوان بحرین مانند خواهران خود در سایر جوامع اسلامی در زمینه وحدت و تقریب مذاهب اسلامی تلاش بسیاری می کنند و با نشر تعالیم اسلام در راه وحدت کلمه فعالیت می کنند. نقش زن همانند مرد در صلاح و اصلاح است و صلاح زن در یادگیری علم و معرفت است.
کریمی در پایان تأکید کرد: حضرت زهرا (س) روشی الهی داشتند و نمونه مقابله با افراط گرایی و غلو فکری بودند.
علمای اهل تسنن خراسان شمالی: اقدامات سردار شهید سلیمانی باعث استحکام بیشتر پایههای تقریب مذاهب شد
۱۳ دیماه مصادف با سالروز شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس میباشد که روز جهانی مقاومت نامیده شده است.
جامعه اهل تسنن خراسان شمالی نیز از همان ساعات اولیه شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و دیگر شهیدان محور مقاومت با انتشار بیانیهای، اقدام آمریکای جنایتکار را محکوم و شهادت وی را به مقام معظم رهبری و خانواده محترم آن شهید تبریک و تسلیت گفتند و آنها به سبک و روش خود با برگزاری آیینهای عزاداری و قرآنخوانی در ۶۰ مسجد اهل سنت شهرستان مرزی رازوجرگلان، ارادت خود را به سردار دلها نشان دادند.
آمریکا ابرقدرت پوشالی است / حاج قاسم جلو فساد در دنیا را گرفت
گلدی آخوند کمالی در بجنورد با اشاره به سالروز شهادت سپهبد سلیمانی اظهار کرد: این شهادت داغ و مصیبت بزرگی برای مسلمین و حتی بشریت است، اما این خواست خداست که جهادگران فی سبیل الله به نزد پروردگارشان بازگردند و رزمندگان ما شهید که میشوند، نمیمیرند، بلکه در این دنیا و در آخرت بالاتر در نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
وی افزود: باید بگویم که مسلمین و برادران عزیز فکر نکنند که آمریکا ابرقدرت است زیرا ازنظر نظامی ابرقدرت پوشالی جهان است، اما زورگویی و ظالم بودن آمریکا بر کسی پوشیده نیست و خداوند وعده داده، کسانی که در مظلومیت قرار گرفتند که همانا مسلمین است.
عضو شورای برنامهریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور ادامه داد: قرآن کریم در خصوص دفاع مقدس در سوره بقره آیه ۲۵۱ به کشته شدن در راه خدا اشاره دارد بنابراین حاج قاسم سلیمانی، عزیز است و همه قومیتها و ملتها دوستش دارند و مختص شیعه و سنی نبود بلکه برای بشریت بود.
وی خاطرنشان کرد: همه مظلومان دنیا حاج قاسم را میشناختند و چون خداوند، جلوی فساد را در جهان میگیرد و خداوند جمعی از بندگان خود را برمیگزیند و یاری میکند که جلوی طغیان ظالمان را بگیرد بنابراین برای همه مشخص شد که ارتشهای دنیا نمیتوانند قانون الهی را اجرا کنند و حاج قاسم سلیمانی توانست این قانون الهی را درروی زمین پیاده کردند.
گلدی آخوند کمالی تصریح کرد: سردار سلیمانی در مقابل کافران جنگید همانا کفار آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب بودند که قدس را اشغال کردند و فلسطینیها را از منازل خود بیرون آوردند.
وی در انتها گفت: اگر خداوند از انسانهای حزباللهی در مقابل کفار دفاع نمیکرد، فساد زمین را فرامیگرفت و امروز برادران حزباللهی از حرم اهلبیت دفاع میکنند و این کارشان خدایی است و خداوند به این دفاع کنندگان از دین الهی، وعده بهشت داده است، همانطوری که مقام معظم رهبری فرمودند: ما یک سیلی به آمریکای جنایتکار زدیم؛ سیلی اصلی را مسلمین جهان با اتحاد بیشازپیش به کافران خواهند زد.
اقدام سردار سلیمانی علیه داعش پایه های تقریب مذاهب را محکم تر کرد
رحیم آخوند صمدی نیز گفت: براساس آیات قرآن فتح نصیب مسلمانان میشود و اگر سردار سلیمانی نبود جهان اسلام زیان بسیاری میدید.
وی افزود: این مجاهد فی سبیل الله با ایثار و ازجانگذشتگی، جهان اسلام و حتی بشریت را در برابر فتنه بزرگ داعش نجات داد و پایههای تقریب مذاهب را مستحکمتر کرد.
امامجمعه یکه سعود راز و جرگلان خاطرنشان کرد: براساس آنچه در اسلام به آن اشارهشده افراطوتفریط بزرگترین آسیب را به هر ملتی میزند چراکه موجب جهل در جامعه میشود و سردار سلیمانی در مقابل این افراطوتفریط ایستاد.
وی ادامه داد: آمریکای جنایتکار و منافقین در طول تاریخ انقلاب همیشه با ترور افراد شاخص مردمی درصدد ایجاد شکاف و ضربه زدن به پیکره نظام و انقلاب بودند ولی نمیدانستند، شهادت مجاهدان بیادعایی نظیر شهید سلیمانی، نه تنها آسیبی بهنظام اسلامی نمیزند، بلکه موجب وحدت فزاینده مظلومان و مسلمانان جهان خواهد شد.































