emamian

emamian

چرا پیامبر(ص) از بیان موضوع ولایت امام علی(ع) هراس داشت و آن را تا غدیر خم به تعویق انداخت؟! آیا سرپیچی از دستور خداوند نبود؟!

 

پاسخ

 

«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ؛ ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شده به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده ای و خداوند تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت».[1]

 

این آیه در مورد جانشینی حضرت علی ـ علیه السلام ـ و نصب او به ولایت در غدیر خم به هنگام برگشت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از سفر حج و در سال دهم هجرت است.[2]

 

در پاسخ باید گفت در سؤال سه احتمال وجود دارد:

 

  1. منظور این باشد که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ چرا در طول 23 سال دوران نبوت خود امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ را بیان نکرده صبر کرد تا در روز غدیر اعلام کرده؟

 

  1. چرا پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که در عرفات قصد داشت امامت را بیان کند آن را به غدیر تعویق انداخت.

 

  1. در حالی‌که جبرئیل در غدیر سه بار بر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شد که این پیام را برسان چرا پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در مرتبه سوم آن را بیان کرد؟ علت این تأخیر چیست؟[3]

 

احتمال اول

اگر منظور از تعویق وجه اول باشد که این وجه اصلاً ثابت نیست چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در طول 23 سال بعثت هر جا که موقعیت را مناسب می دید یادی از ولایت امام علی ـ علیه السلام ـ و جانشین خود کرده و مردم را به این مساله مهم تذکر می داد.

 

از جمله جاهایی که به این مطلب اشاره و تصریح کرده اند:

 

  1. حدیث ولایت که پیامبر فرموده «انت ولی کل مؤمن بعدی؛ تو پس از من بر هر مؤمنی ولایت داری».

 

  1. حدیث دار که ابن عباس از علی ـ علیه السلام ـ نقل می کند وقتی آیه «انذر عشیرتک الاقربین؛ نزدیکان از قوم خود را بترسان»[4] نازل شد، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز سوم مهمانی توانست دعوت خود را برای قوم اعلام کند. فقط من بودم که قبول کردم تا اینکه در آخر جلسه پیامبر فرمود: «علی ـ علیه السلام ـ بعد از من وصی و جانشین من است» و قوم هم به خاطر این مطلب حضرت ابوطالب را مسخره می کردند که باید از پسرت پیروی کنی!

 

  1. یا بعد از اینکه مسلمانان از جنگ برگشته بودند بعضی از کسانی که با علی ـ علیه السلام ـ مخالف بودند، محضر پیامبر آمدند و از علی ـ علیه السلام ـ بدگویی کردند. پیامبر فرمودند: «انّ لکل نبی وصیاً و وارثاً و انّ علی وصی و وارثی؛ هر پیامبری وصی و جانشینی دارد و علی وصی و جانشین من است» و دهها مورد دیگر که همه اینها قبل از روز غدیر اتفاق افتاده است. لذا این گونه نبود که بیان ولایت علی ـ علیه السلام ـ در غدیر برای اولین بار بوده پس بنا بر وجه اول اصلاً تعویق در کار نیست.[5]

 

احتمال دوم

و اما اگر منظور از تعویق وجه دوم باشد، آن گونه که از احادیث استفاده می شود پیامبر قصد داشت که در سرزمین عرفات در آن اجتماع عظیم به موضوع ولایت و خلافت امامان بعد از خود و از جمله امام علی ـ علیه السلام ـ اشاره کند.

 

جابر بن سمره می گوید: «پیامبر مشغول ایراد خطبه در بین جمعیت بود، چون سخن او به این جا رسید که فرمود لن یزال هذا الامر عزیزاً ظاهراً حتی یملک اثنا عشر کلهم... همواره این دین عزیز و پیروز است تا وقتی که دوازده نفر بر آنها حکومت کنند که تمام آنها... . جابر می گوید همه آنها در این هنگام سر و صدا کردند و هیاهو نمودند. لذا نفهمیدم که بعد از کلمه کلهم حضرت چه فرمود از پدرم پرسیدم که پیامبر چه فرمود: گفت: فرمود همه آنها از قریش اند».[6]

 

از این روایت و روایات دیگر استفاده می شود که چون مخالفان نمی خواستند بنی هاشم و در رأس آنها علی ـ علیه السلام ـ خلافت بعد از رسول خدا را بر عهده بگیرند، لذا وقتی حرف پیامبر به این جا رسید جلسه را بر هم زدند تا پیامبر به هدف خود نائل نشود.

 

بعد از آن موقع پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به دنبال فرصت مناسبی بود تا این مساله را به طور آشکار به مردم ابلاغ نماید. و از طرفی خوف داشت در اثر اصرار و تأکید بر آن، دین و آیینش مورد تعرض قرار گیرد. و مایه ایجاد اختلاف شود. تا اینکه آیه تبلیغ بر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شد و پیامبر را تهدید کرد که اگر این امر را به مردم ابلاغ نکنی گویا که اصلاً اصل رسالت را ابلاغ نکردی. لذا پیامبر مردم را در وسط بیابان گرم و سوزان نگه داشت و موضوع ولایت علی ـ علیه السلام ـ را بر مردم ابلاغ داشت.[7] پس علت تعویق بیان امامت از عرفات به غدیر این بود که در عرفات جو مناسب نبود و مجلس و خطبه حضرت را به هم زدند و موجب خوف پیامبر از تفرقه در دین و آسیب دیدن دین شد، لذا بیان امامت به غدیر انداخته شد.

 

احتمال سوم

اما اگر منظور وجه سوم باشد؛ که جواب این وجه را پیامبر خودش در خطبه غدیر فرموده‌اند که به آن قسمت خطبه اجمالاً اشاره می کنیم.

 

پیامبر فرمود: همانا جبرئیل سه بار بر من نازل شد و سلام خدا را رساند و فرمود که در این مکان (غدیر خم) توقف نمایم و به سیاه و سفید شما اعلام کنم که علی ـ علیه السلام ـ وصی و جانشین و پیشوای شما بعد از من است. جایگاه او نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی پیامبر است. با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد آمد. علی ـ علیه السلام ـ پس از خدا و پیامبر رهبر شماست. سپس از فضائل امام علی ـ علیه السلام ـ سخن گفت و ادامه داد: از جبرئیل درخواست کردم تا مرا از اعلام ولایت علی ـ علیه السلام ـ معاف بدارد، زیرا ای مردم می دانم که تعداد پرهیزکاران اندک و شمار منافقان فراوان است و گنهکارانی پر فریب که اسلام را مورد استهزاء قرار می دهند وجود دارد. هم اکنون اگر بخواهم منافقان را با نام و نشان معرفی کنم یا با انگشت به سوی آنان اشاره نمایم، یا مردم را برای شناخت آنان راهنمایی کنم می توانم اما من سوگند به خدا نسبت به آنان کرامت و بزرگواری پیشه می سازم.[8]

 

پاورقی ها:

  1. مائده / 671
  2. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، ص702
  3. دشتی، محمد، حماسه غدیر، انتشارات مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، ص14
  4. شعراء / 214
  5. سید شرف الدین، رهبری امام از دیدگاه قرآن و پیامبر، انتشارات اسلامی، ص433؛ رضوانی، علی اصغر، غدیرشناسی، قم، انتشارات جمکران، ص58
  6. رضوانی، علی اصغر، امام شناسی و امامت در حدیث، قم، انتشارات جمکران، ص150
  7. رضوانی، علی اصغر، امام شناسی و امامت در قرآن، قم، انتشارات جمکران، ص77
  8. خطبه پیامبر در حجة الوداع از کتاب احتجاج طبرسی، ج1، ص66؛ دشتی محمد، حماسه غدیر، ناشر موسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، ص17

30 نفر از ائمه جمعه و جماعت اهل تسنن و تشیع از 14 استان کشور عراق به حرم مطهر رضوی مشرف شدند.

 

این گروه که به میزبانی مدیریت امور زائران غیر ایرانی آستان قدس رضوی به حرم مطهر مشرف شده‌ بودند، از ویژه برنامه‌های فرهنگی و مذهبی که برای آنان در نظر گرفته شده بود بهره‌مند شدند.

 

سید محمد احمد رفیع؛ امام جمعه علمای اهل سنت عراق در حاشیه بازدیدی که از اماکن متبرکه داشت، گفت: تنها اهل تشیع نیستند که از سر ارادت و عشق سر تعظیم در برابر ائمه اطهار(ع) فرود می‌آورند بلکه اهل تسنن نیز به‌ خاطر محبتی که به خاندان حضرت رسول(ص) دارند احترام ویژه‌ای برای امامان شیعه قائل هستند.

وی تاکید کرد: من به نمایندگی از علمای اهل تسنن و با تاکید بر وحدت بین مسلمانان به این مکان آمدم تا پیام‌آور محبت و دوستی باشم؛ بی تردید ابراز مودت به این خاندان پاک سبب‌ می‌‌شود که انسان از گفتار و رفتار آنان پیروی کرده‌ و برنامه زندگی خود را با دستورهای آنان تنظیم‌ کند.

احمد رفیع با بیان اینکه شیعه و سنی با احترام به عقاید و مذاهب یکدیگر می‌توانند متحد شده و همانند یک ملت دشمنان اسلام را شکست دهند، افزود: از خداوند متعال برای رهبر معظم انقلاب و تولیت آستان قدس رضوی صحت و سلامتی و همچنین برای تمامی خادمان و خدمتگزاران توفیق بزرگ آرزو می‌کنم و از خداوند مسئلت دارم بتوانم باری دیگر به حرم امام رضا(ع) مشرف شوم. 

وی که برای سومین بار به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شده است، اضافه کرد: چند سالی است که توفیق تشرف به مشهد را نداشتم اما در این مدت شاهد تغییرات زیادی در حرم مطهر هستم، ایرانیان رونق خاصی به این حرم بخشیده‌اند که واقعا مثال زدنی و بی بدیل است.

چهارشنبه, 23 مرداد 1398 19:27

پاداش کسی که دل مردم را شاد کند

امیرالمؤمنین(ع)‌ در یک روایت به بیان پاداش شاد کردن دل مردم می‌پردازد.

 

در اندیشه دینی کمک مادی و معنوی به نیازمندان، درماندگان و گرفتاران، عرصه‌ای است که هر فردی توفیق انجام آن را ندارد مگر آنکه خداوند توفیق آن را نصیب فرد کند؛ از این روست که امام حسین (ع) در یک روایت فرمود: «بدانید که نیازمندی‌های مردم به شما از نعمت‌های الهی بر شماست؛ پس، از این نعمت‌ها خسته نشوید که هر آینه به سوی دیگران سوق یابد؛ اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم» (مستدرک الوسائل، ج 12، ص 209) حال این یاری چه در بُعد کمک مالی باشد و چه در حد زدودن غم از دل بندگان خدا و شاد کردن آن‌ها باشد، توفیقی از جانب خداست.

 

از دیگر سو یاری‌رسانی به همنوعان یکی از ارزش‌های صفاتی محسوب می‌شود که موجبات رشد روحی انسان را فراهم می‌آورد؛ زیرا در این نوع ارزش‌ها ویژگی برتری به نام ایثار و از خودگذشتگی نهفته است. امام کاظم ‏علیه‌السلام در اهمیت آن فرمود: «خداوند در زمین بندگانی دارد که برای برآوردن نیاز‌های مردم می‌‏‌کوشند؛ اینان ایمنی یافتگان روز قیامتند؛ إنَّ لِلّهِ عِباداً فِی الأرضِ یَسعَونَ فی حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ یَومَ القِیامَةِ» (الکافی، ج 2، ص 197) نکته قابل توجه در این روایت، قرارگیری آن دسته از افرادی که در برآوردن نیاز‌های مردم در تلاشند، در زمره عباد الله است که این خود مقامی بزرگ محسوب می‌شود.

 

متأسفانه دنیاى مادى امروز، کمک‌رسانى به نیازمندان را تحت برنامه‌هاى محدود، در اختیار دولت‌ها قرار مى‌دهد و افراد، کمتر مسئولیتى براى خود قائلند، در حالى که در اسلام چنین نیست؛ همه کسانى که توانایى دارند، در برابر مشکلات ونیازهاى حاجتمندان مسئولیت دارند تا آن‌جا که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیث معروفى مى‌فرماید: «سوگند به کسى که جان محمد در دست قدرت اوست کسى که شب سیر بخوابد و برادر مسلمانش (یا فرمود: همسایه مسلمانش) گرسنه باشد به من (که پیغمبر اسلام) ایمان نیاورده است؛ وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لا یُوْمِنُ بِی عَبْدٌ یَبِیتُ شَبْعَانَ وَأَخُوهُ أَوْ قَالَ جَارُهُ الْمُسْلِمُ جَائِعٌ». (الأمالی (للطوسی)، ص598)

 

بنابراین تشویق نسبت به یاری همنوعان همواره یک ارزش معنوی در قاموس سیره اهل‌بیت وحی شناخته می‌شود تا حدی که گاهی اثرات معنوی آن را متذکر می‌شدند. در بخشی از توصیه‌های امیرالمؤمنین(ع)‌ خطاب به جناب کمیل، آن حضرت برخی از اثرات معنوی شاد کردن دل مردم را اینگونه بیان می‌فرماید: «سوگند به خدایى که تمام صداها را مى‌شنود، هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالى بر او باریدن گرفته و تلخى مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور کنند؛ فَوَالَّذِی وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ، مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِکَ السُّرُورِ لُطْفاً، فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَیْهَا کَالْمَاءِ فِی انْحِدَارِهِ حَتَّى یَطْرُدَهَا عَنْهُ، کَمَا تُطْرَدُ غَرِیبَةُ الْإِبِلِ.»

 

این فراز نشان‌ می‌دهد کسانى که نسبت به همنوعان بی‌تفاوتند و کارى براى حل مشکلات دیگران انجام نمى‌دهند از حقیقت اسلام دورند. همچنین کسانى که براى انجام حوائج مردم تلاش مى‌کنند و از خود غافلند آن‌ها نیز بیگانه‌اند؛ مسلمان واقعى کسى است که هم به اصلاح خویش بپردازد و هم به حل مشکلات مردم توجّه کند.

 

همچنین امیرالمؤمنین(ع) در بیانی دیگر اثر معنوی یاری به مردم و شاد کردن دل آنها را در کفاره گناهان بشمرده و فرمودند: «از جمله کفاره‌هاى گناهان بزرگ، به فریاد بیچاره و مظلوم رسیدن و تسلّى دادن به افراد غمگین است؛ مِنْ کَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِیسُ عَنِ الْمَکْرُوبِ» (حکمت24 نهج‌البلاغه)

 

ذکر این نکته ضروری است که شاد کردن دیگران به قیمت ریختن آبروی دیگران و یا در صورت کلی، عبور از خط قرمزهای اخلاقی و رفتاری نه تنها ثمرات مثبتی به همراه ندارد بلکه گاهی بروز چنین رفتارهایی تبعات بسیار منفی برای فرد به همراه خواهد داشت. بنابراین متفکران و اندیشمندان جامعه باید به فکر الگوهای شادی‌آفرین برای جامعه آن هم مبتنی بر مبانی اخلاقی باشند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 اوّلاً از دیدار شما عزیزان، جوانها خیلی خوشحال شدم و بیاناتتان را با دقّت گوش کردم و به معنای واقعی کلمه از بسیاری از حرفهایی که شما دوستان زدید، بهره‌مند شدم؛ یعنی واقعاً استفاده کردم. خدا را شکر، ما در مجموعه‌ی نیروهای جهادی، مجموعه‌های کارآمد، اهل فکر و اهل برنامه‌ریزی داریم.

 

 آن چیزی که من میخواهم عرض بکنم دو سه‌ نکته است؛ البتّه مطالبی یادداشت کرده‌ام [ولی] میبینم که خب شما غالباً‌ به آنها توجّه دارید و لزومی ندارد که حالا آنها را من تکرار کنم. من دو سه نکته را یادآوری میکنم:

 

 یکی اینکه میدان جهاد، میدان خیلی وسیعی است؛ یعنی شاید ده برابرِ این مقداری که شما حالا پیش رفته‌اید، میتوانید پیش بروید؛ جهاد این ‌جوری است.‌ جهاد یعنی یک حرکت جوشیده‌ی از اعتقاد و باور قلبی و ایمان و به کارگیری توانایی‌ها؛ اگر چنانچه‌ آن ایمان وجود دارد، آن باور قلبی وجود دارد، پس این کار حدّ نهایی ندارد؛ چون توانایی‌ها حدّ نهایی ندارند؛ توانایی‌های انسان واقعاً هیچ حدّی ندارد، اندازه ندارد. دل شما، روح شما، ذهن شما، مغز شما توانایی فوق‌العاده‌ای دارد؛ یعنی [مثل] این کارهایی که کرده‌اید.

 

 همین که از بیست سال پیش تا حالا از کارهای ساده‌ی آن‌چنانی رسیده‌اید به برنامه‌ریزی‌های کلان این‌چنینی، این را ادامه بدهید؛ همین طور پیش بروید و بگذارید ما یک مجموعه‌ی عظیمی از نسل انقلاب اسلامی را در کشورمان شاهد باشیم که از لحاظ سطح فهمِ مسائل مدیریّتی و خدمت‌رسانی و ایجاد عدالت و قیام به قسط ــ که اینها در اسلام لازم است و جامعه‌ی اسلامی قیام به قسط لازم دارد ــ به جایی برسد که ذهنهای معمولی بشر به آنجا نرسیده و باید از آن الگو بگیرند. این یک [نکته] که خلاصه‌اش پیشرفت در جهت اندیشه‌ی جهادی و کار جهادی و فکر جهادی است.

 

 دوّم اینکه ببینید، آن وقتی کار، شکل عمومی و مردمی پیدا خواهد کرد که این فکر شما، این جهت‌گیری شما تبدیل به یک گفتمان عمومی بشود. [شما] در این مجموعه‌ی دوازده هزار [گروهی] که ایشان میگویند،(۱) ده درصد جوانهای کشور، یا مثلاً پانزده درصد جوانهای کشور هستید؛ آن ۹۰ درصد یا ۸۵ درصد دیگر چرا باید از این حرکت جهادی مبارک، از این کار محروم بمانند؟ سعی کنید ترویج کنید و این ترویج در صورتی آسان خواهد شد که به گفتمان تبدیل بشود. ما در طول گذشته‌ی خودمان، در مسائل گوناگونی این را داشته‌ایم که حالامثالهایش در ذهنم هست و دیگر نمیخواهم [بگویم]. شما میتوانید با ترویج این گفتمان عدّه‌ی خودتان را افزایش بدهید؛ همچنان که کیفیّت خودتان را زیاد میکنید، کمیّت خودتان را هم میتوانید افزایش بدهید که یکی از وسایلش همان است که به ایشان گفتم:(۲) [یعنی] کار تبلیغاتی است؛ تبلیغات درست، تبلیغات هنری.

 

 من گاهی اوقات میبینم که تبلیغات و کارهای خوبی شده؛ حالا مثلاً فرض کنید همین قلعه‌ی گنجی(۳) که یکی از دوستان اشاره کردند و بنده در جریانش هستم؛ خب [در مورد] قلعه گنج هم مدام گفته شده، امّا مردم این را نمیدانند که یک کاری در یک گوشه‌ی کشور، در یک منطقه‌ِی محروم به وسیله‌ِی یک جمعِ با‌همّت انجام گرفته که تقریباً محرومیّت را از یک بخشی از منطقه ریشه‌کن کرده؛ این چیز مهمّی است؛ این را مردم نمیدانند؛ اگر چنانچه همین معلوم بشود، شما ببینید چقدر امید در جوانها به وجود می‌آورد. حالا در دنباله‌ی موضوع افزودن بر کمّیّت عاملین به فکر جهادی و جهادگران، این را عرض بکنم که باید این فکر را، این کار را، این حرکت را در محیط‌های خانوادگی، در محیط‌های دانشکده، در مدرسه، در محیط کار ترویج کنید که ان‌شاءاللّه دنبال کنند؛ این هم یک نکته.

 

 نکته‌ی مهمّی که  به نظر من هست، مسئله‌ِی ثبات و عدم لغزش است؛ من خواهش میکنم به این اهمّیّت بدهید. شما با یک مجموعه‌ِی جوان دارید کار میکنید؛جوان در معرض دو آسیب است: یکی آسیب عدم ثبات در راه، آن تغیّر فکری؛ یکی هم آسیب دچار شدن و مبتلا شدن به ابتلائات بشری؛ مُجمل و سربسته‌اش این است. مراقب باشید این جوانهای شما از این آسیب‌ها محفوظ بمانند؛ در صراط مستقیم ثبات لازم است، باید دارای ثبات باشند.

 

 حالا غیر از کار اعتقادی و فکری و مانند اینها که حتماً در جای خود لازم است، یک مقداری‌اش مربوط میشود به کار عملی؛ یعنی عبادت، ‌توجّه، اوّل وقت نماز خواندن، حتماً هر روز قرآن خواندن، در حدّ امکان پرداختن به مستحبّات. فرض کنید در یک منطقه‌ای یک مشت جوان دارند کار میکنند، حتماً نمازشان را در مسجد بخوانند و اوّل وقت بخوانند و نماز خوب و با توجّه بخوانند. رعایت اخلاص؛ سعی کنند که کار را برای خدا انجام بدهند که این کار در سنین ماها کار سختی است؛ اگر سابقه نداشته باشیم، نکرده باشیم، از جوانی به فکرش نبوده باشیم و حالا بخواهیم خودمان را مخلصاً وارد میدان بکنیم، خیلی کار سختی است. در سنین شماها خیلی کار آسانی است؛ در سنین جوانی اخلاص آسان است. میتوانید واقعاً نیّتتان را برای خدا خالص کنید؛ وقتی که نیّت را خالص کردید، رحمت الهی و هدایت الهی از همه طرف برای شما میبارد؛ هُدًی لِلمُتَّقین‌؛(۴) قرآن هدایت خودش را برای متّقین قرار میدهد. واقعاً اگر چنانچه این رعایتها بشود، هدایت الهی و کمک فکری الهی هم زیاد خواهد شد. ان‌شاءاللّه موفّق باشید.

 

والسّلام علیکم و‌ رحمة‌الله

رهبر معظم انقلاب در پیامی خطاب به جوانان جهادگر تاکید کردند: شعار «خدمت‌رسانی برای تحقق عدالت و پیشرفت» را همگانی کنید.

پنج‌شنبه ۱۰ مرداد ۹۸ جمعی از نمایندگان گروههای جهادی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار بر «پیشرفت بدون حد در اندیشه و کار جهادی»، «لزوم تبدیل حرکتهای جهادی به گفتمان عمومی» و «لزوم ثبات قدم در صراط مستقیم» تأکید کردند.

 

رهبر انقلاب اسلامی یک روز پس از این دیدار صمیمی نیز نکاتی را در قالب پیام به جوانان گروههای جهادی و بسیج سازندگی مرقوم کردند که این پیام امروز (چهارشنبه) در مراسمی با حضور ۱۵۰۰ تن از اعضای گروههای جهادی در مصلای حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی قرائت شد.

 

 

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

 

بسمه‌تعالی

 

جوانان عزیز گروههای جهادی و بسیج سازندگی

افزون بر چند کلمه‌ئی که دیشب حضوراً گفته شد:

- اولاً: کارتان با ارزش است. سپاس امثال من حق آن را ادا نمیکند؛ سپاس خدا نصیبتان باد، شکّر الله مساعیکم.

- ثانیاً: کار جهادی، به معنی کار برخاسته از ایمان و به کار گیرنده‌ی هر چه بیشتر از ظرفیت وجودی انسان است، و این دو هیچیک نقطه‌ی پایان ندارد. پس کار جهادی امروز شما میتواند دهها و صدها برابر، کیفیت و ارتقاء و گسترش یابد.

- ثالثاً: ارتقاء فکری و عملی جهادگران (که گزارش آن را دادید) آنها را از خدمت‌رسانیهای ابتدائی و یَدی غافل و دور نکند. تعمیر دیوار و بام و خانه‌ی آن پیرزن روستائی، به شما و کارهای بزرگتان برکت و نورانیت می‌بخشد.

- رابعاً: شعار «خدمت‌رسانی برای تحقق عدالت و پیشرفت» را همگانی کنید. منظومه‌ی معرفتی اسلام در این‌باره را که مشتمل بر صدها درس از لزوم انفاق و لزوم تعاون در بِرّ و تقوا و لزوم نفع رساندن به مردم و لزوم قیام به قسط و امثال اینها است در برابر میلیونها جوان کشور بگذارید.

- خامساً: جهاد خدمت‌رسانی پیش از سود رساندن به گیرنده‌ی خدمت، به خود خدمت‌رسان سود میرساند. دل‌کندن از بهره‌های شخصی برای بهره‌رساندن به دیگران، دل را روشنی و ذهن و اندیشه را ارتقاء و اراده را قوّت می‌بخشد و فراتر از همه، رضای الهی را جلب میکند.

این را با قول و عمل خود به کسانی که هنوز قدم در وادی خدمت‌رسانی نگذاشته‌اند، نشان دهید.

- سادساً: در محیط خدمت‌رسانی با اخلاق نیکو و عمل مؤمنانه؛ اجتناب از محرمات، تقید به مستحبات، فضای پیرامون خود را آکنده از عطر ایمان و عمل صالح کنید.

- سابعاً: حتماً خودِ مردم منطقه‌ی خدمت‌رسانی، بویژه جوانان را در کار خدمت‌رسانی شریک کنید. این نیز خدمتی بزرگ به آنها است.

- ثامناً: به ارتباط گروههای جهادی با یکدیگر و ارتباط آنها با دستگاههای قادر بر پشتیبانی، بپردازید بی‌آنکه دچار ارتباطهای اداری مرسوم و دست‌وپاگیر شوید.

- تاسعاً: کارهای خود، پیشرفتهای خود، موقعیتهای خود، توانائیهای روزافزون خود را به شکل هنرمندانه به اطلاع همگان برسانید. نشان دهید که جهاد موفق شما که فقط بر گوشه‌ئی از ظرفیتهای انسانی کشور متکی است، چقدر زیبا و شوق‌انگیز است.

صلوات و سلام خدا بر روح مطهّر حضرت امام ابی‌جعفر الجواد سلام‌الله‌علیه.

نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان با تاکید بر برگزاری جشن‌های غدیری با موضوع وحدت و اخوت اسلامی بین تشیع و تسنن، گفت: موضوع غدیر و حضرت علی (ع) تنها بحث شیعه و مذهب تشیع نیست و متعلق به امت اسلامی است.

 

آیت‌الله محامی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شهرستان زاهدان در نشست برنامه ریزی جشن‌های دهه امامت و ولایت که با حضور حجت‌الاسلام عیسی بزمانی مدیر کل تبلیغات اسلامی استان و اعضای بنیاد بین‌المللی غدیر استان در محل نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت استان سیستان و بلوچستان برگزار شد، اظهار کرد: همه برنامه‌ها و جشن‌های غدیر باید با رویکرد وحدت برگزار شود، زیرا حضرت علی (ع) حلقه اتصال کل عالم اسلام است، بحث امیر المومنین حضرت علی (ع) تنها بحث شیعه و مذهب تشیع نیست، در حالی که بنا به فرمایشات رهبر معظم انقلاب حضرت علی (ع) بحث امت اسلامی است.

 

امام جمعه زاهدان ادامه داد: با توجه به بافت مذهبی و قومی سیستان و بلوچستان باید از این سرمایه معنوی (حضرت علی"ع") به منظور حفظ وحدت اسلامی استفاده کنیم.

 

وی اظهار داشت: برداشت شیعیان از غدیر، سرپرستی و زعامت و برداشت اهل سنت از این اتفاق، دوستی و محبت رسول مکرم اسلام(ص) به حضرت علی(ع) است.

 

نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان تاکید کرد: غدیر در اسلام باید به گونه ای مطرح شود که حالت اتصال و وحدت میان تشیع و تسنن مخدوش نشود.

 

محامی گفت: ما وظیفه داریم برداشتمان از غدیر به‌عنوان گران سنگ ترین سرمایه دینی را با قاطعیت تمام به نسل های آینده منتقل کنیم.

 

وی اضافه کرد: این انتقال باید به دور از تشنج، نزاع، خشونت و دشمنی انجام شود.

 

این مقام مسئول گفت: همه نهادهای دولتی و غیر دولتی باید در برنامه های ویژه بزرگداشت غدیر، حلقه اشتراکی بودن غدیر را به همگان نشان دهند.

 

در ادامه حجت‌الاسلام عیسی بزمانی مدیرکل تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان در این نشست گفت: این بنیاد یک تشکیلات غیر دولتی و کاملا مردمی است.

 

دبیر بنیاد بین المللی غدیر سیستان و بلوچستان افزود: دفتر مرکزی این ستاد در تهران مستقر است و در تمام استان های کشور نمایندگی دارد.

 

وی اظهار داشت: مسوولیت نمایندگی ستاد های استانی غدیر برعهده نماینده ولی فقیه در هر استان است.

 

مدیرکل تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان ادامه داد: حضرت علی(ع)به همه بشریت و جهان آفرینش اختصاص دارد.

 

وی تاکید کرد: برنامه های بنیاد بین المللی غدیر باید حالت همگانی و مردمی پیدا کند و باید گنجیه آثار غدیر جمع آوری و در مرکز خاصی نگهداری شود.

 

بزمانی مشارکت گسترده همه گروه های مردمی، بازاریان، اصناف و نهادهای دولتی و غیردولتی برای اجرای باشکوه برنامه های غدیر را خواستار شد.

دوشنبه, 21 مرداد 1398 23:39

اسرار رمی جمرات

یکی از اعمال واجب در سرزمین منا، سنگباران کردن نمادین شیطان است. این عمل در روز دهم ذی الحجه (عید قربان)، در مورد «جمره عقبه» و با هفت سنگ انجام می‌شود و در روز یازدهم و دوازدهم ذی الحجه در مورد «جمره اولی و وسطی و عقبه» و برای هر کدام با هفت سنگ انجام می‌شود.

 

سنگباران نمادین شیطان، عملی عبادی است که با قصد قربت انجام می‌شود و محل هر سه «جمره اولی و وسطی و عقبه» ، در سرزمین منا مشخص و مشهور است، و در حال حاضر به صورتی ساخته شده که ستون‌های بزرگی برای ضربه زدن به آنها وجود دارد و سنگباران از دو طبقه ممکن است.

 

بررسی واژه رمی و جمرات

واژه «رمی» به معنای انداختن چیزی و پرتاب کردن سنگ و انداختن تیر آمده است.  واژه «جمرات» به معنای محل سنگباران است که سه مکان مشخص ( جمره اولی، جمره وسطی و جمره عقبه) را شامل می‌شود.

 

از امام علی(ع) و امام صادق(ع) حکایت شده است: «شیطان خود را به ابراهیم(ع) نمایاند و جبرئیل به او دستور داد که با هفت سنگ شیطان را براند». محل‌هایی که ابراهیم به سوی شیطان سنگ پرتاب کرد، جمرات نام‌گذاری شد.

 

حکت‌های رمی جمرات

بخشی از اسرار و معارف آن عبارت است از:

 

* مبارزه با شیاطین

سنگباران شیطان، شیوه ابراهیمی در مبارزه است؛ چنان که گذشت شیطان بر ابراهیم(ع) ظاهر شد و جبرئیل به ابراهیم دستور داد که او را با هفت سنگ بزند. سپس در محل دوم و سوم ظاهر شد و ابراهیم(ع) هر بار، با هفت سنگ او را مورد حمله قرار داد. این عمل ابراهیم (ع)، آموزه‌ای برای همه نسل‌ها است که با شیطان (و شیطان صفتان دنیا) مبارزه کنند. پیامبر(ص) نیز هنگامی که روز عید قربان از مشعر به منا رفت، نزد جمره عقبه آمده و آن را با هفت سنگ زد. این امر در اسلام نیز سنت گردید  و همین گونه در مورد جمره اول و دوم عمل کرد.

 

* مبارزه با شیطان درون

امام صادق(ع) فرمود: «در رمی جمرات، شهوات و پستی‌ها و صفات نکوهیده را از خود دور کن آنها را با تیر سنگ خویش هدف قرار ده».

 

آیت الله جوادی آملی می‌نویسد: «اگر مساله رمی جمرات و سنگ زدن به جمره‌ها مطرح است، در حقیقت دیو درون و بیرون را رمی کردن و شیطان انس و جن را راندن است، تا انسان فرشته نشود، شیطان از حریم او بیرون نمی‌رود. اگر فرشته خوی شد، آن گاه است که از گزند شیطنت مصون می‌ماند.

 

«رمی جمرات یک تمرین عملی هدفدار و سازنده برای زنده نگه داشتن روح مبارزه، مجاهدت با صفات زشت شیطانی، زدودن اوهام و وسوسه‌های ابلیسی، رذایل و مفاسد اخلاقی و رفع شرک و آلودگی از درون وجود آدمی و محیط زندگی است.

 

*سر طهارت در رمی

براساس فرموده امام صادق(ع)، مستحب است حاجیان در هنگام رمی جمرات، با طهارت باشند؛ یعنی با حالت وضو یا غسل بوده و از ناپاکی‌های معنوی به دور باشند. آری کسی بهتر می‌تواند شیطان پلید را براند که خود پلید و ناپاک نباشد.

 

* پاکی از گناهان

در حدیثی از پیامبر(ص) حکایت شده است: «حج گزار هنگامی که رمی جمرات می‌کند، از گناهانش خارج می‌شود». در حدیث دیگری از امام صادق(ع) نقل شده است حاجیان با هر سنگی که می‌زنند، گناه کبیره‌ای از آنها برطرف می‌شود.

 

آری کسی که شیطان را از خود براند، از پلیدی‌ها به دور می‌شود و به لطف الهی پرونده گذشته او نیز پاک می‌گردد.

 

* کسب نورانیت در مبارزه با شیطان

پیامبر(ص) فرموده است: «هنگامی که رمی جمرات کردی، آن برای تو نوری در رستاخیز خواهد بود».

 

آری هر کس شیطان را از خود دور سازد، از تاریکی و گمراهی می‌رهد و به خدا نزدیک می‌شود و نورانی می‌گردد که خدا نور آسمان‌ها و زمین است.

 

* مبارزه مستمر با شیطان

«درمنطقه جمرات، شیطان بر آن شد که آدم را فریب دهد؛ ولی موفق نگردید، بعدها شیطان در سه منطقه تصمیم گرفت تا ابراهیم و اسماعیل و هاجر را گمراه کند؛ ولی از مایوس شدن ابراهیم (و دست برداشتن او از وظیفه قربانی فرزند)، در همان مرحله اول پشیمان گشت. اما هاجر و اسماعیل را در سه نوبت وسوسه نمود و شاید سر این که روز دهم حاجی فقط جمره عقبی را رمی می‌کند، ولی در روز یازدهم و دوازدهم هر سه جمره را رمی می‌نماید، اشاره به همین معنا باشد؛ یعنی، مبارزه با شیطان، باید مداوم و مستمر باشد و در آن غفلت و سستی صورت نگیرد.

 

* توجه به عظمت خدا

بر اساس احادیث متعدد، ابراهیم(ع) و پیامبر(ص) درهنگام سنگباران شیطان، بعد از هر سنگی «تکبیر» می‌گفتند؛ از این رو تکبیر گفتن هنگام رمی، استحباب دارد و نشانه آن است که تنها با تکیه بر خدا می‌توان با شیطان مبارزه نمود و او را تضعیف کرد. آری حاجیان بر ذلت شیطان، تکبیر میگویند و عظمت الهی را یاد آور می‌شوند؛ تا همه بدانند عاقبت شیاطین، ذلت و خواری است و سرافرازی و بلند مرتبگی مخصوص خداوند است.

 

در احادیث اهل بیت(ع) آمده است: سنگساری شیطان را با یاد خدا و حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر(ص) همراه سازید و از خدا بخواهید که از شما قبول کند. آری در اسلام مبارزه با دشمن نیز جهت‌دار است و هر گاه شیطان رانده می‌شود، به خاطر خدا و به یاد و دستور او است.

 

* رعایت حقوق دیگران

در حدیثی آمده است: وقتی پیامبر(ص) ازدحام مردم برای رمی جمرات را دید فرمود: «همدیگر را به کشتن ندهید، چون سنگ می‌زنید، با نوک انگشتان پرتاب کنید» و در حدیث دیگر فرمود: «با مثل اینها، با مثل اینها (سنگ ریزه‌ها) از زیاده روی در دین بپرهیزید که پیشینیان شما به دلیل غلو و زیاده‌روی در دین هلاک شدند».

 

آری افراط و تفریط در هر کار، موجب زیان فرد و اجتماع می‌شود. از این رو رعایت اعتدال در انتخاب اندازه سنگ‌ها و رعایت حال دیگران در هنگام پرتاب سنگ‌ها، لازم است. بدین جهت امام صادق(ع) به آرامش و وقار و عدم توقف در هنگام رمی جمرات سفارش کرده است.

 

این سفارش‌ها نکته مهمی را گوشزد می‌کند و آن اینکه با هر وسیله‌ای، نمی‌توان به مقصد رسید و حتی در مسیر عبادت و مبارزه با شیطان، بایستی حقوق دیگران را مراعات کرد و به آنان آزار نرساند.

 

* مبارزه با راه‌های نفوذ شیطان

در اینجا دو وجه به نظر می‌رسد:

وجه اول: شاید به این سبب باشد که شیطان و هوای نفس از هفت مجرا بر انسان مسلط می‌شود: پنج قوه حسی (بینایی، چشایی، بویایی، شنوایی، لامسه) و دو قوه شهوت و غضب. بنابراین شیطان از هفت راه داخل هویت و نفس انسانی می‌شود که باید راه نفوذش را بست.

 

وجه دوم: از آنجا که انسان در دنیا مسافری بیش نیست، بنابراین از زمان پیدایش تا آخرین نقطه وصول به کمال و انسانیت، باید از هفت مرحله ( طبع، نفس، عقل، روح، سر، خفی، اخفی) و منزلگاه بگذرد.

 

* موانع متعدد در راه حق

«تعداد عقبات (جمره اولی، وسطی، عقبه)، نشانه آن است که برای رسیدن به حق، تنها یک مانع نیست؛ بلکه موانع متعدد، متفاوت در سر راه وجود دارد. در هر قدمی که انسان به خانه حق نزدیک می‌شود، سنگی جلوی پای او می‌آید و دفاع بر او لازم می‌شود.

 

* سر استحباب استقبال قبله

«در رمی جمره اولی و جمره وسطی، چون شیطان مانع از آن است که انسان به طرف خانه کعبه به پیش رود؛ لذا شخص حاجی رو به طرف خانه خدا به رمی شیطان می‌پردازد تا او را از سر راه خویش بردارد. اما در جمره عقبه، چون نزدیک به حرم است، باید مانع از ورود شیطان به این حرم گردد؛ لذا پشت به کعبه و رو به شیطان به مصاف او می‌رود.

 

علاوه بر این تا با شیطان بزرگ مبارزه نشود، انسان نمی‌تواند رو به قبله حقیقی باشد و باید این مانع را بردارد، تا به قبله حقیقی رو کند.

 

* هجوم جمعی علیه شیطان

در حج، چند تجمع عام داریم (مثل حضور در عرفات و مشعر). یکی از اجتماعات واحد هم، در رمی جمره عقبه در روز عید وجود دارد. این هجوم همگانی و واحد علیه شیطان، این درس مهم را می‌دهد که در بعضی از موقعیت‌ها، بایستی مسلمانان نیروی خود را متمرکز کنند و علیه آن سنگرها و دشمنان اصلی موضع بگیرند و در مراحل زمانی که علیه آنها وارد عمل شدند و تضعیف‌شان کردند، تقسیم شوند؛ یعنی، در مرحله اول باید آن مانع بزرگ و دشمن اصلی را با یک هجوم همه جانبه و گسترده، تضعیف کرده؛ آن گاه به دشمنان دیگر پرداخت. از اینجا ضرورت مرحله بندی و اولویت گذاری، در مبارزه آشکار می‌شود.

 

* مبارزة جدی و زیاد با شیطان

در بین اعمال حج، بالاترین تکرار عمل مربوط به رمی جمره است. (۴۹ بار سنگ زدن) که بیشتر از تعداد طواف (۲۱ شوط) یا سعی (۱۴ شوط) است.

 

این کثرت، نشان‌دهنده آن است که بدون مبارزه زیاد، مستمر و فراگیر و جدی با شیطان، کمال و قرب حاصل نمی‌شود و واجب عملی نمی‌گردد.

 

علاوه بر این، تعداد زیاد رمی، ممکن است اشاره به تعداد فراوان گناهان و رذایل اخلاقی داشته باشد که باید از آنها دوری جست و نفس خود را از آنها پالایش کرد.

 

* مراحل هفتگانه رمی

همان گونه که طواف و سعی، هفت مرتبه است، رمی نیز هفت مرحله دارد که در هر مرحله نیز هفت سنگ زده می‌شود (در سه روز).

 

این هفت، در بسیاری دیگر از امور زندگی هم جاری است (مثل هفت مرحله زندگی) و این پیام را دارد که در همه این مراحل، بایستی با شیطان مبارزه کرد و آنی از او غفلت نورزید. لذا قرآن درباره شیطان می‌فرماید: وشارکهم فی الاموال و الاولاد؛ یعنی، حتی آن زمان که نطفه یک انسان منعقد می‌شود، از آسیب او در امان نیست. و همیشه تا لحظه مرگ باید هشیار و آماده بود.

دهم ذی‌الحجه از جمله روز‌های مبارک و بزرگی است که اهمیت آن در آیات الهی قرآن و روایات ائمه اطهار (ع) به آن تاکید شده است.

 

روز دهم ذی‌الحجه مصادف با عید قربان و اعمال مناسک حج، برای مسلمانان به ویژه شیعیان از اهمیت بالایی برخوردار است، همه جهان این روز را گرامی میدارند.

 

عید قربان در زمره اعیاد بزرگ مسلمانان شمارده می‌شود و آن را به عید اضحی نامگذاری کرده اند، چرا که اضحی جمع ماده ضحی به معنی ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب است و هنگامی که خورشید بالا می‌آید (قبل از ظهر)، آن موقع را ضحی گویند. به همین سبب حجاج به هنگام بالا آمدن آفتاب قربانی می‌کنند، بدین سبب روز دهم ذی‌الحجه را که قبل از ظهر آن، عمل قربانی انجام می‌شود «عید اضحی» می‌گویند.

 

عید قربان و قربانی کردن صرفا برای حاجیانی که در سرزمین الهی حضور دارند، واجب است و برای کسانی که در کشورهای مختلف زندگی می کنند، واجب نیست. دراصل فلسفه عید قربان، به مسلخ بردن شهوات نفسانی است که باید آن را به قربانگاه ببریم و در پیشگاه معبود آن را از بین ببریم. ما در نهم ذی‌الحجه با خواندن دعای عرفه منسوب به دعای امام حسین (ع) در روز عرفه به شناخت خود نزدیک تر می شویم و از خدا آمرزش طلب می کنیم، تا در دهم ذی‌الحجه نفس و آمال دنیوی خود را قربانی کنیم و به خدای متعال نزدیک تر شویم.

 

تاریخچه عید قربان

عید قربان پیش از دوران تاریخ بشر نیز وجود داشت. انسان‌های اولیه برای کسب رضایت خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسان‌ها می‌زدند. تاریخ قربانی بسیار قدیم است و از زمان حضرت آدم ابوالبشر (ع) وجود داشته و در ادیان گذشته نیز جزو مقررات دینی به شمار می‌آمده که شمه‌ای از آن به اختصار بیان می‌شود:

 

۱- قربانی فرزندان حضرت آدم (ع) که نخستین قربانی در عالم بشمار می‌رود و در آیات۳۰- ۲۷ سوره مائده تصریح شده که خلاصه شرح آن چنین است: دو پسر حضرت آدم به نام هابیل و قابیل به ترتیب شبانی (چوپانی) و کشاورزی می‌کردند و صاحب گوسفندان و آب و خاک فراوان بودند، حضرت آدم (ع) آنان را امر به قربانی در راه خدا کرد. هابیل یکی از بهترین شتران یا گوسفندان را برای قربانی در راه خدا اختصاص داد و قابیل دسته‌ای از گندم‌های پست و نامرغوب را جهت قربانی انتخاب کرد که قربانی هابیل مقبول درگاه پروردگار گردید و قربانی قابیل به علت عدم اخلاص مردود گشت. قابیل به سبب قبول نشدن قربانی حسادت ورزید و آتش خشم و کینه اش زبانه کشید، نفس اهریمنی و شیطانی قابیل او را به کشتن برادر وادار کرد و هابیل را کشت و در دنیا و آخرت زیانکار گردید.

 

در قرآن مجید این واقعه تاریخی چنین آمده است: «اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم تقبل من الاخر» (مائده ۲۷)

 

«وقتی که (هابیل و قابیل، پسران آدم) قربانی تقدیم کردند از یکی (یعنی هابیل) پذیرفته شد و از دیگری (قابیل) پذیرفته نشد.»

 

۲- حضرت نوح پیغمبر (ع) پس از طوفان، مذبحی ترتیب داد و حیوانات بسیاری در آنجا برای خدا قربانی کرد.

 

۳- قربانی حضرت ابراهیم خلیل (ع) یگانه فرزندش اسماعیل (ع) که در آیات ۱۰۲ تا ۱۰۷ سوره صافات بیان گردیده است «فلما بلغ معه السعی الی و فدیناه بذبح عظیم»

 

۴- در زمان حضرت موسی (ع) به عقیده یهودیان دو نوع قربانی وجود داشت، یکی قربانی دموی و دیگری قربانی غیر دموی که قربانی دموی بر ۳ قسم است: قربانی که آن را به آتش می‌سوزاندند و جز پوست آن چیزی باقی نمی‌گذاردند، قربانی که برای جبران گناه تقدیم می‌کردند و قسمتی از آن را می‌سوزاندند و قسمت دیگر را برای کاهنان باقی می‌گذاشتند و قربانی که برای تندرستی انجام می‌دادند و در خوردن گوشت آن مختار بودند.

 

قربانی غیردموی نیز عبارت از رها کردن حیوان در بیابان‌ها بود و اعراب نیز از بنی اسرائیل تقلید کردند و به عنوان تقرب به بتان خود، حیوانات را در بیابان رها می‌کردند و اسلام این عادات نکوهیده را تحریم کرد و این همان قربانی است که در آیه ۱۰۳ سوره مائده به نام بحیره و سائبه نامیده شده است.

 

۵- در آئین مسیحیت نیز به عقیده عیسویان، قربانی منحصر به شخص مسیح بوده و گویند حضرت عیسی (ع) خون و گوشت خود را فدای مردم جهان ساخت و به همین مناسبت یکی از فروع دین نصاری آن است که باید ماهی یک مرتبه و یا حداقل سالی یک بار نزد کشیش بروند و به قدر تمکن، وجهی به وی تقدیم دارند و به تمام گناهانی که در مدت مزبور مرتکب شده اند اقرار کنند تا کشیش که به عقیده آنان جنبه غفاریت دارد آن گناهان را بیامرزد.

 

۶- در اعراب زمان جاهلیت که سران قبایل به مکه می‌آمدند، ساکنان مکه مهماندار و میزبان آنان بودند و هر دو دسته خود را به کشتن شتر و گاو و گوسفندان برای بتان خویش و اطعام به فقرا و گرسنگان موظف می‌دانستند.

 

اهمیت و آداب و اعمال عید قربان

در باب اهمیت این روز و آداب و اعمال آن در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) ما بسیار یاد شده است که در زیر بخشی از آن را خواهیم خواند:

 

عید قربان همانند عید سعید فطر از جمله اعیاد بزرگی است که که در روایات به آن «یوم النحر» و «یوم الاضحی» گفته می‌شود و ائمه اطهار (ع) به حدی آن را حائز می‌دانند که نماز این عید را واجب دانستند و فرمودند: «صَلاةُ الْعِیْدِینِ فَریضَةٌ؛ نماز عید فطر و قربان واجب است.» (استبصار، ج. ۱، ص. ۴۴۳)، اما فق‌ها این نماز در عصر غیبت را به استناد روایت امام باقر (ع) که فرمود: «لَا صَلَاةَ یَوْمَ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَی إِلَّا مَعَ إِمَام؛ نماز دو عید باید همراه با امام باشد»، واجب نمی‌دانند.

 

خداوند نیز در آیات قرآن از قربانی کردن (ذبح) به مصادیقی، چون تقوا تعبیر کرده و فرموده است: «لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْکُمْ کَذلِکَ سَخَّرَها لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنینَ؛ هرگز [نه‏]گوشت‌هاى آن‌ها و نه خون‌هایشان به خدا نخواهد رسید، ولى [این‏]تقواى شماست که به او مى‌‏رسد. این گونه [خداوند]آن‌ها را براى شما رام کرد، تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده به بزرگى یاد کنید، و نیکوکاران را مژده ده.» (حج، ۳۷)

 

سنت پیامبر (ص) در عید قربان

عید قربان به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی، اعمال و آدابی دارد از جمله آن سنت پیامبر (ص) در این عید بزرگ است؛ روایت شده که رسول خدا (ص) در عید فطر و قربان هر اندازه هوا سرد و یا گرم بود، بُرد می ‏پوشید و عمامه به سر مى ‏نهاد. همچنین رسول خدا (ص) روز عید فطر و قربان، وقتی براى نماز عید خارج مى ‏شد، صدایش را به تکبیر بلند مى ‏کرد.

 

همچنین امام صادق (ع) در حدیثى فرمود: سنت بر آن جارى شده که آدمى روز «عید فطر»، قبل از رفتن براى خواندن نماز عید در مصلّى، و در «عید قربان» بعد از آن، افطار کند.

 

«همانگونه گفته شد قربانی کردند برای کسانی که در حج حضور ندارند، مستحب است، اما از سوی ائمه اطهار (ع) و پیامبر اکرم (ص) بسیار سفارش شده است و در روایتی آمده که امّ سلمه نزد پیامبر (ص) آمد و گفت:‌ ای رسول خدا (ص)، عید اضحى فرا می‌رسد، و من قیمت قربانى را در اختیار ندارم، پس آیا قرض کنم و قربانى کنم؟ فرمود: قرض بگیر؛ زیرا که آن قرضى ادا شده است.

 

در روایات آمده است که رسول خدا (ص) دو قوچ قربانى کرد، که یکى از آن‌ها را به دست خودش ذبح نمود، بعد عرضه داشت: خدایا این از جانب من و از جانب کسانی از اهل بیتم که قربانی نکردند، و بعد دیگری را ذبح نمود و عرضه داشت: خدایا این از جانب من و از جانب کسانی از اُمتم که قربانی نکردند.»

 

روایات در مورد عید قربان

همچنین در روایات بسیاری از ائمه اطهار (ع) داریم که بیان کرده‌اند:

رسول الله صلى الله علیه و آله: مَن أحیَا اللَّیالِیَ الأَربَعَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ: لَیلَةَ التَّروِیَةِ، ولَیلَةَ عَرَفَةَ، ولَیلَةَ النَّحرِ، ولَیلَةَ الفِطرِ.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:

هر کس این چهار شب را شب زنده دارى کند، بهشت براى او واجب است: شبِ ترویه، شب عرفه، شب عید قربان و شب عیدفطر.

کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث» صفحه ۳۴۳

 

الإمام الباقر علیه السلام: لَمّا أقبَلَ رَسولُ اللّه ِ. صلى الله علیه و آله مِن مُزدَلِفَةَ مَرَّ عَلى جَمرَةِ العَقَبَةِ یَومَ النَّحرِ، فَرَما‌ها بِسَبعِ حَصَیاتٍ، ثُمَّ أتى إلى مِنى، وذلِکَ مِنَ السُّنَّةِ

امام باقر علیه السلام:

رسول خدا صلى الله علیه و آله، چون از مزدلفه آمد، روز عید قربان بر جمره عقبه گذشت وهفت سنگ بر آن زد، سپس به منى آمد واین از سنّت است.

کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث» صفحه ۳۵۵

 

الإمام علیّ علیه السلام: سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ. صلى الله علیه و آله یَخطُبُ یَومَ النَّحرِ، وهُوَ یَقولُ: هذا یَومُ الثَّجِّ والعَجِّ، والثَجُّ: ما تُهریقونَ فیهِ مِنَ الدِّماءِ، فَمَن صَدَقَت نِیَّتُهُ کانَت أوَّلُ قَطرَةٍ لَهُ کَفّارَةً لِکُلِّ ذَنبٍ، والعَجُّ: الدُّعاءُ، فَعِجّوا إلَى اللّه ِ.، فَوَالَّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لا یَنصَرِفُ مِن هذَا المَوضِعِ أحَدٌ إلاّ مَغفورًا لَهُ، إلاّ صاحِبَ کَبیرَةٍ مُصِرًّا عَلَیها لا یُحَدِّثُ نَفسَهُ بِالإِقلاعِ عَنها.

 

امام علی علیه السلام: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله روز عید قربان، خطبه می‌خواند ومی فرمود:

امروز، روز «ثجّ» و «عجّ» است. ثجّ، خون قربانی هاست که می‌ریزید. پس نیّت هرکس صادق باشد، اولین قطره خونِ قربانی او کفّاره همه گناهان اوست، و «عجّ»، دعاست. پس به درگاه خداوند دعا کنید، قسم به آن که جان محمّد صلی الله علیه وآله در دست اوست، از اینجا هیچ کس بر نمی‌گردد، مگر آمرزیده شود، جز کسی که گناه کبیره انجام داده وبر آن اصرار ورزد ودر دل خود، تصمیم بر ترک آن ندارد.

کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث» صفحه ۳۶۱

 

مُعاوِیَةُ بنُ عَمّار: سَأَلتُ أباعَبدِاللّه ِ. علیه السلام عَن یَومِ الحَجِّ الأَکبَرِ، فَقالَ: هُوَ یَومُ النَّحرِ، والحَجُّ الأَصغَرُ العُمرَةُ.

معاویة بن عمار:

از امام صادق علیه السلام درباره «روز حجّ اکبر» پرسیدم. فرمود: روز عید قربان است و حج اصغر، عمره است.

کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث» صفحه ۴۵۵

 

الإمام علیّ (ع) خطب یوم الأضحى، فکبّر و قال ـ.: الله أکبر، الله أکبر، لا إله إلاّ الله و الله أکبر، الله أکبر، و لله الحمد، الله أکبر على ما هدانا، و له الشکر

 

امام على علیه السلام ـ. در سخنرانى روز عید قربان، پس از تکبیر ـ.:

خدا بزرگ است. خدا بزرگ است. خدایى جز خداى یگانه نیست. خدا بزرگ است. خدا بزرگ است. سپاس، از آنِ خداست. خدا بزرگ است بر آنچه که ما را هدایت کرد و شکر براى اوست، به خاطر آنچه که ما را بدان مبتلا ساخت. سپاس، از آنِ خداست براى آنچه که از چارپایان اهلى به ما روزى کرد.

کتاب «موسوعه امام علی بن ابیطالب علیه السلام فارسی جلد ۹» صفحه ۳۵۵

با رسوایی های گسترده آمریکا در عراق، چه در زمینه های نظامی و چه در زمینه های سیاسی و جاسوسی، وقت آن رسیده است که سیاستمداران عراقی به صورت جدی، برای اخراج این نظامیان وارد عمل شوند.

 

تحرکات و اقدامات اخیر آمریکا در عراق طی چند ماهه اخیر باعث شده تا نگاه ها به سمت نقش منفی واشنگتن در این کشور بسیار حساس و استراتژیک و راهبردی منطقه جلب شود، به ویژه آنکه عراق در همسایگی ایران قرار دارد و تحولات جاری در این کشور برای ایران نیز بسیار مهم است.

 

حضور آمریکا در عراق که در برهه کنونی به بهانه های مختلف استمرار یافته است، چیزی جز کشتار غیر نظامیان، تضعیف ارتش عراق، هدف قرار دادن مواضع حشد شعبی و نیروهای امنیتی عراق و هم چنین جاسوسی از این کشور برای ملت عراق به ارمغان نداشته است.

 

رسوایی جاسوسی آمریکا در عراق

یکی از ابزارهای آمریکا برای تحقق اهداف خود در تمام کشورهای مورد هدف از جمله عراق، جاسوسی از این کشورها به شیوه های مختلف است. در عراق نیز ما شاهد این مسأله هستیم؛ به عنوان مثال در این خصوص می توان به تلاش آمریکا برای تأسیس کنسولگری در دیالی، واقع در همسایگی ایران اشاره کرد. آمریکا به دنبال آن است تا با اعمال فشار بتواند یک در بعقوبه واقع در استان دیالی ایجاد کند و برخی از سیاستمداران عراقی نیز از این اقدام حمایت می کنند. نکته قابل توجه آن که تمام اقدامات آمریکا در این خصوص به صورت پنهانی بوده است.

 

سابقه کشور آمریکا و عملکرد هیأت های دیپلمات، به ویژه سفارتخانه ها و کنسولگری های این کشور در نقاط مختلف جهان(از جمله ایران در زمان انقلاب) بسیار سیاه بوده و کفه جاسوسی این سفارتخانه ها و کنسولگری ها بر کفه عملکرد دیپلماتیک و سیاسی آنها سنگینی می کند. آمریکا همین سیاست را نیز در عراق در پیش گرفته و تلاش می کند تا با اجیر کردن جواسیس داخلی اطلاعاتی را در خصوص مسائل مهم سیاسی و نظامی عراق به دست آورد.

 

تأسیس کنسولگری از سوی آمریکا در هر نقطه از عراق، هدفی جز جاسوسی و فتنه انگیزی در میان مردم این کشور ندارد. دلیل اینکه آمریکایی ها دیالی و بعقوبه را برای تأسیس این کنسولگری آن هم به صورت پنهانی انتخاب کرده اند، با توجه به نزدیکی این منطقه به ایران کاملا واضح و مشخص است.

 

رسوایی جاسوسی دیپلمات های آمریکایی با همکاری یک افسر عراقی در این کشور نیز بسیار خبر ساز شد. ماجرا از آنجا شروع شد که حزب الله عراق اعلام کرد که ارتباطاتی بین «محمود الفلاحی» فرمانده «عملیات الانبار» در ارتش عراق با یکی از عناصر سرویس اطلاعاتی مرکزی آمریکا «CIA» که تبعه عراق است، صورت گرفته است. حزب الله هم چنین اسناد و مدارک مربوط به این ارتباط را منتشر کرد.

 

به گفته حزب الله، این فایل، «توطئه وی علیه امنیت و سلامت نیروهای ارتش عراق، نیروهای امنیتی و حشد شعبی و گروه‌های مقاومت» را ثابت می‌کند و نشان می‌دهد که «به خاطر مخابره با سرویس جاسوسی مرکزی آمریکا و موساد اسرائیل، امنیت ملی [عراق] در معرض خطر قرار گرفته است». در این فایلها مشخص است که عنصر CIA از الفلاحی می‌خواهد که مختصات مقرهای نظامی موجود در منطقه مرزی عراق با سوریه را در اختیار وی قرار دهد تا «حملاتی از سوی نیروهای هوایی آمریکا و اسرائیلی به این مقرها صورت گیرد».

 

نکته مهم در خصوص عملکرد سفارت آمریکا در بغداد این است که دولت عراق اطلاعی از تعداد کارمندان و فعالیت های این سفارت خانه ندارد. به تازگی نیروهای اطلاعاتی ویژه آمریکایی جای دیپلماتهای این سفارتخانه را گرفته اند.

سقوط پهپاد جاسوسی آمریکا در شمال بغداد

 

وزارت خارجه آمریکا با صدور بیانیه ای اعلام کرد که می خواهد کارمندان غیر ضروری در سفارتخانه خود در بغداد و کنسولگری اش در اربیل را مرخص کند. این اقدام به دو دلیل انجام شده است: نخست آنکه اقدامات جاسوسی این دیپلمات ها و نام جاسوسی های داخلی آنها در عراق لو نرود، دوم آنکه نیروهای اطلاعاتی برنامه جدید خود را در عراق پیاده کنند.

 

رفت و آمدهای پنهان و مخفیانه نیروهای اطلاعاتی، جایگزینی کارمندان دیپلمات سفارتخانه آمریکا در بغداد با نیروهای اطلاعاتی و مشخص نبودن تعداد این کارمندان و ماهیت عملکرد آنها برای دولت عراق، همه و همه نشان از این دارد که تحرکات و فعالیتهای آمریکا در عراق در راستای جمع آوری اطلاعات حساس در این کشور و جاسوسی علیه آن صورت می گیرد.

 

حمله به نیروهای ارتش عراق و مواضع حشد شعبی

آمریکا اطلاعات مربوط به مواضع حشد شعبی را از طریق این افسر جاسوس، در اختیار گرفته و بر اساس همین اطلاعات بارها این مواضع را بمباران کرد. بر همین اساس یک پایگاه متعلق به نیروهای «حشد الشعبی» عراق در شهر «آمرلی» واقع در استان «صلاح الدین» هدف حمله هوایی قرار گرفت. رسانه‌های خبری اعلام کردند که بمباران پایگاه مذکور توسط یک پهپاد ناشناس انجام شده است. احزاب، جریان‌ها و ائتلاف‌های سیاسی در عراق، انگشت اتهام در حمله مذکور را به سمت ایالات متحده آمریکا نشانه رفتند اما پنتاگون هرگونه دست داشتن در این حادثه را تکذیب کرد.

 

مداخلات آمریکا در عراق کار را به جایی رسانده که عناصر داعش، نیروهای حشد شعبی و سربازان ارتش عراق را در مناطقی مانند «ریف خانقین» (در استان دیاله) با سلاح‌های آمریکایی هدف قرار می‌دهند. بدیهی است که آمریکا به وسیله استفاده ابزاری از داعش به دنبال تضعیف نیروهای حشد شعبی است.

 

کشتار غیر نظامیان به بهانه مبارزه با داعش

اصولا حضور نظامیان آمریکایی در عراق در برهه کنونی، به بهانه مبارزه تخیلی ائتلاف بین المللی با عناصر داعش صورت می گیرد. اساسا حیدر العبادی نخست وزیر سابق عراق، در دسامبر 2017 پایان مبارزه با داعش و شکست این تشکیلات تروریستی در عراق را اعلام کرد. درست است که عناصر باقی مانده از این تشکیلات هنوز در عراق دست به عملیات تروریستی می زنند، اما نیروهای امنیتی عراقی به حدی از توانایی رسیده اند که بتوانند با اتکا به توان داخلی خود این عملیات را خنثی کنند، همانطور که به تازگی این نیروها از خنثی شدن بزرگترین عملیات تروریستی داعش در عراق طی سال 2019 خبر دادند. بنابراین بهانه باقی ماندن نظامیان آمریکایی در عراق برای مبارزه با داعش نخ نما و کهنه شده است.

 

آمریکا از زمان حضور در عراق در چارچوب ائتلاف بین المللی، به بهانه مبارزه با داعش اقدامی جز هدف قرار دادن غیر نظامیان عراقی و کمک رسانی تسلیحاتی به عناصر داعش در مناطق مختلف از طریق هلی کوپترهای خود انجام نداده است. کشتار غیر نظامیان در عراق توسط جنگنده های آمریکایی به قدری آشکار و غیر قابل انکار است که حتی این ائتلاف چند روز گذشته در گزارش ماهانه خود به کشتار یک هزار و ۳۲۱ غیر نظامی در سوریه و عراق اعتراف کرده است.

 

ممانعت از تقویت نظامی نیروهای امنیتی عراق

آمریکا از طریق سفارتخانه خود در بغداد تلاش می کند تا مانع تجهیز ارتش و نیروهای پلیس عراق به سلاح های پیشرفته شود و بدین ترتیب با تضعیف این نهادهای امنیتی توجیهی برای باقی ماندن در عراق پیدا کند. واشنگتن هم چنین در مسیر تلاش های عراق برای خرید سامانه دفاع موشکی اس 300 سنگ اندازی می کند.

 

تشدید مخالفت‌های سیاسیون با حضور نظامیان آمریکایی در عراق

اقدامات آمریکا در عراق چه از جنبه جاسوسی و فتنه انگیزی و چه از جنبه نظامی و هدف قرار دادن مواضع نیروهای حشد شعبی، همواره با مخالفت سیاستمداران عراقی رو به رو شده است، اما این مخالفتها طی ماه های اخیر شدت گرفته و نمایندگان پارلمان عراق بارها بر ضرورت اخراج نظامیان آمریکایی از عراق تاکید کرده اند.

 

سیاستمداران عراقی به درستی معتقدند که حضور این نظامیان آمریکایی، نقض آشکار حاکمیت عراق بوده و دخالت در امور داخلی این کشور محسوب می شود؛ بر این اساس نمایندگان پارلمان عراق باید به سمت اصلاح توافق نامه استراتژیک امضا شده میان بغداد و واشنگتن حرکت کنند یا اینکه اساسا آن را ملغی اعلام نمایند.

 

به نظر میرسد که با رسوایی های گسترده آمریکا در عراق، چه در زمینه های نظامی و چه در زمینه های سیاسی و جاسوسی، وقت آن رسیده است که سیاستمداران عراقی به صورت جدی، برای اخراج این نظامیان وارد عمل شوند. تعداد زیادی از جریان های سیاسی در عراق، به دنبال راضی کردن پارلمان این کشور برای تصویب قانون اخراج نظامیان خارجی از این کشور هستند. این مسأله در سایه رسوایی های سریالی آمریکا و آگاه شدن بیش از پیش مردم و سیاستمداران عراقی از نقشه های واشنگتن امیدوار کننده است.

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در پیام حج امسال ضمن محکومیت معامله قرن، از آیه 42 سوره طور استفاده کردند. این آیه پس از مکر کفار مبنی بر قتل پیامبر اعظم(ص) نازل شد و مدتی پس از نزول آیه، همه کفار در جنگ بدر نابود شدند و طبق پیش‌بینی قرآن مکر آنها به خودشان بازگشت.

 

رهبر معظم انقلاب دیروز در بخشی از پیامشان به کنگره عظیم حج به موضوع معامله قرن اشاره و فرمودند: «ترفند معامله‌ قرن که به‌وسیله‌ آمریکای ظالم و همراهان خائن‌اش زمینه‌سازی می‌شود، جنایتی در حق جامعه‌ بشری و نه ‌فقط ملت فلسطین است. ما همگان را به حضور فعال برای شکست این کید و مکر دشمن فرا می‌خوانیم و به حول و قوه‌ الهی آن را و همه ترفندهای دیگر جبهه‌ استکبار را دربرابر همت و ایمان جبهه‌ مقاومت محکوم به شکست می‌دانیم.

 

ایشان در انتها به این آیه اشاره می کنند: «اَم یُریدونَ کَیداً، فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون». (طور ۴۲)

 

آیه ۴۲ سوره مبارکه طور به کافران اشاره دارد که برای از بین بردن حق نیرنگ به کار می‌برند و خداوند در این آیه وعده می‌دهد که خود آنها گرفتار نیرنگ خواهند شد.

 

نکته اینجا است که درست هنگام طراحی حیله کفار برای قتل پیامبر (ص) این آیه نازل شد و پیش‌بینی قرآن کریم مدتی پس از نزول محقق شد و مکر کفار در جنگ بدر به خودشان بازگشت و همه آنها نابود شدند. حال رهبر معظم انقلاب در پیام حج ۹۸ و هنگام اشاره به مکر آمریکا مبنی بر طراحی معامله قرن به همین آیه اشاره کردند.

 

به این آیات توجه کنید؛

 

أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ‏ ۴۰

أَمْ عِندَهُمُ الْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ ۴۱

أَمْ یُرِیدُونَ کَیْداً فَالَّذِینَ کَفَرُواْ هُمُ الْمَکِیدُونَ‏ ۴۲

 

ترجمه

 

آیا از آنان مزدى (براى رسالت خود) درخواست مى‏‌کنى، که پرداخت آن بر آنان سنگین است؟(۴۰)

آیا غیب نزد آنان است و ایشان (هر چه را مى‏‌خواهند در لوح محفوظ) مى‏‌نویسند؟(۴۱)

آیا مى‏‌خواهند (براى از بین بردن حقّ،) نیرنگى بکار برند؟ (پس بدانند که) کافران، خود گرفتار کید خواهند شد.(۴۲)

 

آیه ۴۲ و آیات قبل به صورت سؤال مطرح شده اما واضح است که خداوند هدفش رسیدن به پاسخ برای این سؤالات نیست بلکه هدف روشنگری است و پاسخ سؤال کاملاً آشکار و واضح است.

 

خداوند پیش از آیه ۴۲ در آیات ۴۰ و ۴۱ می‌فرماید: مگر پیامبر از آنان دستمزدی بابت رسالت طلب کرده که آنها ندای حق را از او قبول نمی‌کنند و یا مگر آنها خودشان از غیب خبر دارند که هدایت پیامبر را نمی‌پذیرند. خداوند در ادامه این عدم پذیرش ندای حق را به بهانه‌های مختلف مکر و نیرنگ می‌خواند و می‌گوید آنها کسانی هستند که خودشان مورد مکر و نیرنگ قرار خواهند گرفت.

 

رهبر معظم انقلاب در پیام خود به کنگره عظیم حج سال ۱۳۹۸ معامله قرن را مکر و کید از سوی آمریکا و متحدانش بیان می‌کند و به گواهی این آیه از قرآن کریم می‌فرماید: «به حول و قوه‌ الهی آن را و همه ترفندهای دیگر جبهه‌ استکبار را دربرابر همت و ایمان جبهه‌ مقاومت محکوم به شکست می‌دانیم».

 

علامه طباطبایی در المیزان درباره این آیه می‌گوید: کلمه (کید) به طورى که راغب مى‌گوید: به معناى نوعى حیله‌گرى است. ولى صاحب مجمع‌البیان آن را به مکر معنا کرده، بعضى دیگر گفته‌اند: کید به معناى هر عملى است که مایه خشم پنهانى شود.

 

هنگامی که کافران علیه پیامبر (ص) مکر کردند و خدا مکرشان را به خودشان بازگرداند

 

از ظـاهـر سـیـاق بـر مـى‌آیـد کـه مـراد از کـیـد مـکـذبـیـن، مـکـرى اسـت کـه بـا رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) مى‌کردند و نسبت‌هایى است که به آن جناب مى‌دادنـد، از قـبـیـل: کـهـانـت، جـنـون، شـاعـر بـودن و تـقـول تا به این وسیله مردم را از روى آوردن به وى روگردان کنند و از او دور سازند و ایـن وسـیـله دعـوتـش بـاطـل و بـى‌اثـر و نـورش خـاموش شود. این کید (با همه ماهرانه بـودنـش ) کـیـد بـه خـودشـان بـود، چـون در مـرحـله اول خود را از سعادت ابدى و از افتادن به راه حق محروم مى‌سازند، بلکه مى‌توان گفت: (هـر چـنـد پـیش خود خیال مى‌کنند که علیه آن جناب نقشه مى‌ریزند ولى خبر ندارند که) ایـن خـداسـت که به دست خودشان توفیق را از ایشان سلب کرده دارد مهر بر دلهایشان مى‌زند.

 

آیه ۴۲ سوره مبارکه طور یکی از پیشگویی‌های قرآن

 

بعضى از مفسرین گفته‌اند: مراد از کیدى که در این آیه آمده، خصوص آن عملى است که در دارالندوه انجام دادند یعنی تصمیم به قتل پیامبر (ص) گرفتند و مراد از (الذین کفروا) هم که از آنان به مکذبین تعبیر فرموده ، هـمان افراد دارالندوه اند که خدا کیدشان را درست علیه خود آنان به جریان انداخت و در جنگ بدر به کشتنشان داد. آیه شریفه یکى از پیشگویی‌هاى قرآن مى‌شود، چون سوره طور خیلى قبل از جنگ بدر نازل شده است.

 

حال رهبر معظم انقلاب با استفاده از این آیه به نوعی نابودی استکبار و ابرقدرت‌های زور‌گو را پیش‌بینی کرده همان‌طور که چند سال قبل موضوع وجود نداشتن رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال آینده را پیش‌بینی کردند که ان شا الله محقق خواهد شد.

 

پیام‌هایی از آیات ۴۰ تا ۴۲ سوره طور

 

انبیا درخواست مزد و پاداش از مردم نداشتند. «ام تسئلهم اجراً»

 

مردم به درخواستِ اجرت از سوى مبلّغ دین حسّاس هستند، در برنامه‏‌هاى تبلیغى باید به این خصلت توجّه داشت. «فهم من مَغرم مثقلون» و در ارشاد و دعوت مردم به حق، از طرح مسائل مادّى که سبب خنثى شدن آثار تبلیغ یا نوعى فشار بر مردم است، باید دورى کرد. «فهم من مغرم مثقلون»، همچنین استفاده از کمک‏‌هاى داوطلبانه که برخاسته از عشق و معرفت و نشاط است و مردم خود مى‏‌پردازند، مانعى ندارد، آنچه منفى است، درخواست مزد از مردم است. «تسئلهم اجراً... مثقلون»

 

مخالفان انبیا، نه پشتوانه علمى و عقلى دارند و نه پشتوانه‏‌اى از عالم غیب. «أم عندهم الغیب»

 

یکى از شیو‌ه‏‌هاى دعوت و هدایت، شیوه پرسش و پاسخ است که قرآن چگونگى پرسیدن را بیان کرده است. «أم... أم... أم... أم...»

 

کید و نیرنگ دشمنان مقطعى نیست، بلکه دائمى است. «یریدون کیداً»

 

نتیجه‏ نیرنگ، به خود افراد باز مى‏‌گردد. «یریدون کیداً... هم المکیدون»

احادیث