emamian

emamian

امیرالمؤمنین(ع) در روایتی سه راهکار را در زمینه اصلاح نفس،‌ سامان‌بخشی به امور دنیوی و اصلاح رابطه با مردم معرفی کرد. آن‌حضرت می‌فرماید: «هرکس باطن خود را نیکو کند، خداوند هم ظاهرش را نیکو جلوه دهد. هر که براى دینش کار کند، خداوند کار دنیایش را کفایت کند و هرکه رابطه خود را با خدا نیکو کند، خداوند رابطه او را با مردم نیکو کند؛ مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ، أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ؛ وَمَنْ عَمِلَ لِدِینِهِ، کَفَاهُ اللَّهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ؛ وَ مَنْ أَحْسَنَ فِیَما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ، أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ». (نهج‌البلاغه، حکمت432 صبحی صالح)

بر این اساس، آراستن باطن و درون انسان به‌وسیله اخلاق خوب زمینه است براى آنکه خداوند گفتار و رفتار ظاهرى او را به‌لطف خود اصلاح کند، زیرا آراستگى ظاهر به‌منزله نتایج آرایش باطن است و همچنین عمل انسان به‌خاطر دین و برپا داشتن حدود الهى زمینه است براى اصلاح حال او در زندگى دنیوى‌اش و انگیزه‌اى براى توجه مردم نسبت به اوست، زیرا او به‌جاى اینکه مثل آنها شیفته دنیا شود، به خدا توجه دارد.

و جمله سومى نیز همین معنى را دارد، زیرا که خالص کردن بندگى براى خدا و نیکو ساختن رفتار خود، باعث بریدن از محبت و حرص بر دنیایى است که باعث برهم زدن و فساد بین مردم است و در نتیجه زمینه براى از بین بردن و برطرف ساختن این فساد فراهم خواهد بود. (شرح ابن‌میثم بحرانی)

همچنین این نکته برداشت می‌شود کسى که پیوند خود را با خدا محکم کند، به‌یقین خیانت نمى‌کند، راستگو و درست‌کردار است، داراى سخاوت و محبت دربرابر خلق خداست و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کند و به‌یقین این اعمال سبب حسن ظن مردم به او و حسن رابطه آنها با وى مى‌شود. خداوند در سوره مریم(س) مى‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدّاً; مسلّماً کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبت و مودتی براى آنان در دل‌ها قرار مى‌دهد»، و در دعاى ابراهیم علیه‌السلام براى فرزندانش در سوره ابراهیم مى‌خوانیم: «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَیْهِمْ; دل‌هاى گروهى از مردم را متوجه آنها کن».

 

 (پیام امام امیرالمؤمنین ــ شرح نهج‌البلاغه آیت‌الله مکارم شیرازی)

- سؤال

در روایات آمده است که «اگر علی ـ علیه السّلام ـ نبود برای حضرت فاطمه (س) همتایی پیدا نمی شد» و همچنین در مورد حضرت زهرا (س) نیز ذکر شده است که «اگر زهرا (س) نبود همتایی برای علی ـ علیه السّلام ـ پیدا نمی شد» سؤال این است که چرا حضرت علی ـ علیه السّلام ـ بعد از حضرت زهرا (س) ازدواج دیگری کردند؟ آیا روایت اشکال دارد یا اینکه دلیل دیگری دارد؟

 

- پاسخ

ازدواج حضرت علی ـ علیه السّلام ـ با حضرت زهرا (س) ازدواجی بی نظیر است و این بی نظیری از جنبه های مختلف است از جمله:

  1. ازدواج آنان به امر خدا بوده و از آسمان نازل شده است[1].
  2. هر دو معصوم بوده اند چرا که آنان جزء اهل بیت پیامبرند و آیة تطهیر[2] در شأن ایشان نازل شده و عصمت آن خاندان پاک را به تمام جهانیان اعلام کرده است.
  3. طبق روایات حضرت زهرا (س) سیده زنان (بانوی بانوان) است[3] و علی ـ علیه السّلام ـ نیز سید و آقا در دنیا وآخرت می باشد[4]. و...

 

و اما در ارتباط با سؤال فوق باید گفت: در روایات مختلف با تعابیر گوناگون بر این مطلب تأکید شده است که اگر علی ـ علیه السّلام ـ نبود همتا و هم شأنی برای حضرت زهرا (س) یافت نمی شد[5]. به عنوان نمونه : از پیامبر اکرم ـ صلی الله علی علیه و آله ـ روایت شده است: «لولا علیٌ ماکانَ لفاطمةَ کفوٌ ابدا[6]» اگر علی ـ علیه السّلام ـ نبود هرگز همتایی برای فاطمه (س) وجود نمی داشت. و فراوانی این گونه روایات صحت آن را تقویت می کند.

اما درباره ادعای دوم که در سؤال مطرح شده ـ اگر زهرا (س) نبود همتایی برای علی ـ علیه السّلام ـ پیدا نمی شد ـ باید گفت هرچند که اصل این سخن حق است وحضرت زهرا (س) تنها بانویی بود که می توانست همتای علی ـ علیه السّلام ـ باشد، ولی با تتبع نسبتاً وسیعی که صورت گرفت روایتی در این خصوص دیده نشد.

 

بنابراین آنچه می توان به روایات منسوب کرد این است که اگر علی ـ علیه السّلام ـ نبود همتایی برای حضرت زهرا (س) وجود نمی داشت و همانطور که ذکر شد این مطلب در روایات متعدد در کتب معتبری چون: کافی، تهذیب الاحکام و... آمده است و نمی توان آن را نادرست دانست.

 

درباره علت ازدواج حضرت علی ـ علیه السّلام ـ بعد از شهادت حضرت زهرا (س) باید نکاتی را متذکر گردید:

  1. حضرت زهرا (س) از لحاظ کمالات انسانی در بین زنان از بالاترین مرتبه برخوردار بود و هیچ نقصی نداشت به همین جهت بعضی از فقها فرموده اند: «تا زمانی که فاطمه زهرا (س) در قید حیات بودند ازدواج با زن دیگر بر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ حرام بود[7] چنانکه روایتی از ابوبصیر از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می کند بر این مطلب دلالت می کند، ایشان می فرمایند: «حرم الله النساء علی علی ـ علیه السّلام ـ مادامت فاطمه (س) حیة قال: قلت کیف؟ قال: لانها طاهرة لاتحیض[8]» یعنی: خداوند متعال زنان را بر علی ـ علیه السّلام ـ تا زمانی که فاطمه (س) زنده بود حرام کرده بود. راوی می گوید: گفتم چرا؟ حضرت پاسخ داد: زیرا ایشان پاک بود و حیض نمی شد».

از این روایت می توان استفاده کرد که بعد از شهادت حضرت زهرا (س)، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌توانست ازدواج کند چون حرمت ازدواج با زنان دیگر برای آن حضرت مقید و محدود به زمان زنده بودن حضرت زهرا (س) بوده است.

 

  1. علاوه بر مطلب فوق بنا بر بعضی روایات خود حضرت زهرا (س) به علی ـ علیه السّلام ـ وصیت کرد بعد از او با امامة دختر خواهر حضرت زهرا (س) ازدواج کند تا او از فرزندانش مراقبت کند[9]. یعنی اصل ازدواج علی ـ علیه السّلام ـ بعد از فاطمه (س) مورد سفارش خود حضرت فاطمه (س) بوده است.

 

  1. شوهر هر زنی طبق آیه «الرجال قوامون علی النساء...[10]» بر او قیمومیت و ولایت دارد و از آنجایی که حضرت زهرا (س) دارای مقام عصمت بودند کسی جز علی ـ علیه السّلام ـ که امام زمان حضرت فاطمه نیز بود این لیاقت را نداشت که همسر او باشد و حضرت فاطمه تحت قیمومیت او قرار گیرد و شاید بتوان روایت مورد بحث را علاوه بر سایر اموری که آن دو بزرگوار را همتای هم می کند، ناظر به این مطلب نیز دانست. اما چون مرد زیر قیمومیت و ولایت زن خود قرار نمی گیرد مانعی ندارد که با کسی که از حداقل شرط صحت ازدواج (مسلمان بودن) برخوردار است ازدواج کند چنانکه حضرت پیامبر اکرم ـ صلی علی علیه و آله ـ با بعضی از زنانی که به هیچ وجه قابل مقایسه با ایشان نبودند ازدواج کردند بنابراین علی ـ علیه السّلام ـ نیز می توانستند بعد از حضرت زهرا (س) با زنان دیگر ازدواج کنند.

 

نتیجة بحث:

روایاتی که دلالت بر این دارند که اگر علی ـ علیه السّلام ـ نبود برای حضرت فاطمه (س) همتایی وجود نداشت نمی تواند مانعی برای ازدواج حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ بعد از شهادت حضرت زهرا (س) باشد.

 

پی نوشت ها:

[1] . رک: شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، مشهد، الموتمه العالمی الامام الرضا(ع)، چاپ اول، 1413، ج1، ص 436-438، ح174 و ص440، ج176؛ و محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403، ج43، ص144ـ145، ح47.

[2] . احزاب/33.

[3] . رک: رحمانی همدانی، احمد، فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفی، تهران، نشر المرضیة، چاپ دوم، 1372، ص66، ح11.

[4]. رک: همان، ح10.

[5]. رک: محمد بن یعقوب، کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، 1388ق، ج1، ص461؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1365، ج7، ص470، ح90؛ عیون اخبار الرضا(ع)، همان، ص440، ح176؛ بحارالانوار، همان، ج40، ص77 و ج43، ص58، 92-93، 107 و 145.

[6] . بحارالانوار، همان، ج43، ص58.

[7] . البحرانی، الحدائق الناضرة، قم، جامعة المدرسین، 1363، ج23، ص108.

[8] . تهذیب الاحکام، همان، ص475، ج116.

[9] . رک: بحارالانوار، همان، ج28، ص304 و ج43، ص192 و فاطمه الزهرا (س)، بهجة قلب المصطفی، همان، ص550.

[10] . نساء/34.

قرآن کريم، بدون شک کلام خداوند و وحي الهي است که توسط پيامبر اکرم (ص)، براي هدايت مردم و قرار دادن انسانها و جوامع بشري در مسير وحدت و يگانگي و انسجام اسلامي ، به جهانيان عرضه و هديه شده است.

وحدت اسلامي يکي از آرزوهاي شيرين و ديرين امت اسلامي است .هيچ مسلمان آگاه و دلسوزي نيست که شکوفايي دوبارة تمدن اسلامي و مجد و عظمت اسلام را نخواهد و تمام مسلمانان بر اين باورند که يکي از عوامل مجد و عظمت اسلام و شکوفاييِ مجدّد تمدن بزرگ اسلامي، وحدت، همبستگي و انسجام همة نيروها و مذاهب اسلامي در ساية عمل به قرآن و بازگشت به قرآن است مسلمانان با اين اتحاد و يکپارچگي مي‌توانند در برابر قدرتهاي استکباري بايستند و آنها را مغلوب نمايند.

قبل از آنکه زمينه‌ها، راهکارها، ضرورت و مباني اين بحث مورد بررسي قرار گيرد لازم و ضروري است که به اين پرسش که مقصود از وحدت اسلامي چيست؟ پاسخ داده شود. يک تصوّر از وحدت اين است که همة مسلمانان اعم از شيعه و سنّي دست از اعتقادات اختصاصي خود بر دارند و فقط به وجوه مشترک ميان مذاهب اسلامي اعتقاد ورزند و بدان عمل كنند.

تصور ديگري كه مي توان ارائه داد اين است که ديگر مذاهب از همان مذهب پيروي كنند. قطعاً مقصود از وحدت اسلامي اين نيست که شيعه‌ها سنّي شوند و يا سنّي‌ها شيعه شوند و همة افراد مسلمان در سراسر جهان در عقائد و احکام و اصول و فروع و همة جزئيات دين، متحد و منسجم گردند بگونه‌اي که هيچ اختلاف نظري در اعتقادات و احکام فقهي در جامعة اسلامي وجود نداشته باشد، واقعيت اينست که مقصود از وحدت اسلامي، يکي کردن اعتقادات و يکنواخت کردن احکام عملي مذهب اسلامي نبوده و چنين چيزي در خارج امکان‌پذير نخواهد بود.

مقصود از وحدت اسلامي اين است که پيروان هر يک از مذاهب گوناگون اسلامي در عين حال که عقايد و احکام خاص آن مذهب را براي خود حفظ مي‌کنند و به آنها پاي‌بند هستند، در روابط اجتماعي و سياسي و نظامي و اقتصادي و فرهنگي خود با مسلمين ديگر همسو و تابع مصالح عاليه اسلام و امت اسلامي باشند و براساس اين برداشت از وحدت، امت اسلامي مقابل دشمنان اسلام همواره به صورت «يد واحده» عمل کنند. آيا چنين نظري امکان دارد؟ قطعاً امکان پذير است و اين درست مانند اجزاي مختلف يک بدن است که هر يک از اعضاء با ديگري متفاوت است و هر يک نام و ويژگي هاي متفاوتي با همديگر دارند و حتي وظايف و کارهاي هر يک با هم متفاوت است ولي علي‌رغم اين تفاوتها، همة آنها با همديگر همکاري دارند و به هنگام بروز خطر همگي متحد و با انسجام کامل با خطر مقابله مي‌کنند.

واقعيت اين است که با توجه به وجوه مشترک فراواني که مسلمانان در زمينه‌ مسائل اساسي و حتي مسائل فرعي که با همديگر دارند، قطعاً وحدت اسلامي با معنايي که ارائه شد، امکان دارد و چنين وحدتي مستلزم وحدت نظر مسلمانان در همة مسائل اعتقادي و احکام عملي نيست و اصولاً وحدت نظر در کلية مسائل اعتقادي و احکام نه تنها در ميان شيعه و سني عملاً امکان‌پذير نيست بلکه حتي در ميان مذاهب چهارگانه اهل سنت هم چنين چيزي ممكن نيست. زيرا اختلاف در بعضي از اعتقادات و احکام که نتيجة طبيعي اجتهاد و تفکر و انديشة آزاد است نبايد موجب جدائي و دوري قلوب مسلمانان از همديگر شوند.

وحدت اسلامي حول محور دين و مشتركات اسلام، عامل مؤثر در پيشرفت مادي معنوي مسلمانان است. علما و انديشمندان اسلامي با همفكري و آگاهي خود تلاش عميق در جهت وحدت اسلامي در بين مسلمانان انجام دهند و موارد اختلاف را تا آنجا كه ممكن است از بين ببرند و زمينه هاي وحدت اسلامي را در جهت ايجاد دوستي و هماهنگي و نزديك كردن قلوب بيكديگر در همة سطوح ايجاد نمايند.(1)

امام علي (ع) بزرگ منادي وحدت و انسجام اسلامي در اين مورد مي‌فرمايد:

«امم پيشين تا مادامي که با هم «يد واحده» بوده‌اند همواره در حال پيشرفت و شکوفايي بوده و به عزت و اقتدار و خلافت و وراثت زمين نائل گشته، رهبر و زمامدار جهانيان شده‌اند. و از آن هنگام که خدا را فراموش کرده و به ماديگري روي آورده دچار خود برتر بيني و تعصبات قومي و فرقه‌اي و تشتت و پراکندگي گشته با هم به نبرد پرداخته‌اند؛ خداوند لباس کرامت و عزت و خلافت را از تنشان بيرون آورده و خير و برکت و وفور نعمت را از آنان سلب و به ذلّت و استعمار مبتلا کرده است. به عنوان نمونه بني اسرائيل در اثر تفرقه، کسراها و قيصرها بر آنان مسلّط شدند و آنها را به بردگي گرفتند، و از سرزمينهاي آباد و کناره‌هاي دجله و فرات به بيابانهاي کم گياه و بي‌آب و علف تبعيد کردند و به ذلّت و فقر و مسکنت و جهل و پراکندگي دچار ساختند. خداوند با نعمت پيامبر اکرم (ص) و اسلام، بني اسماعيل و ساير مسلمانان را متحد و برادر ساخت و پر و بال کرامت خود را بر آنها گشود؛ نهرهاي مواهب خود را به سويشان جاري گرداند، و آنان را به نعمت و قدرت و عظمت و عزّت رساند؛ و حکومتي پايدار نصيبشان ساخت بطوري که کسي قدرت در هم شکستن نيروي آنان را نداشت. متأسفانه پس از چنين هجرتي با شکوه، مسلمانان به احزاب و فرقه‌هاي گوناگون تقسيم شدند».(2)

وحدت اسلامي از ديدگاه قرآن

قرآن کريم، بدون شک کلام خداوند و وحي الهي است که توسط پيامبر اکرم (ص)، براي هدايت مردم و قرار دادن انسانها و جوامع بشري در مسير وحدت و يگانگي و انسجام اسلامي ، به جهانيان عرضه و هديه شده است.

به اعتقاد همة امت اسلامي قرآن کريم برخلاف ساير کتب آسماني بدون تحريف و دست نخورده از گزند و توطئه‌هاي دشمنان اسلام، باقي مانده است و خداي متعال خود حافظ و نگهبان آن است: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾(3)

و اين رمز جاودانگي قرآن کريم است و قرآن کريم و تعاليم آن براي همة مسلمانان داراي سنديت و اعتبار قطعي مي‌باشد. قرآن کريم با تعابير مختلفي بر وحدت و انسجام اسلامي تأكيد نموده است و واژه‌هاي قرآني در مورد وحدت اسلامي عبارتند از:

«واعتصموا[4]، اصلحوا[5]، رابطوا[6]، تعاونوا[7]، السلّم[8]، اصلاح بين الناس[9]، الّف بين قلوبکم[10]، امّة واحد[11]، اخوّت[12]، موّدت[13]».

به عنوان نمونه به يکي از آيات شريفه بطور اختصار اشاره مي‌شود:

اعتصام به حبل الله اساس وحدت اسلامي

در قرآن کريم، بطور آشکار اعتصام به حبل الله، به عنوان پايه و اساس وحدت و انسجام اسلامي محسوب شده است که در شکل‌ها و قالب هاي مختلفي ظاهر مي‌شود و بزرگترين محور وحدت و انسجام اسلامي يعني الله، سبب اصلي و اول و آخر حيات و رشد و تعالي و توحيد امت اسلامي، مبنا و اساس اعتصام، قرار گرفته است.

در آية شريفه 103 آل عمران، با يادآوري نعمت اسلام و قرآن و حبل الله که بواسطة آن مسلمين صدر اسلام از دشمني و تفرقه و اختلافات طولاني ميان خود دست برداشته و در قلب‌هايشان الفت و موّدت و دوستي و احساس برادري و انسجام اسلامي ايجاد شده خداي متعال در قرآن کريم در اين مورد مي‌فرمايد:

﴿وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ اَعْدَاء فَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَاَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً﴾(14)

(همگي به ريسمان خدا، تمسّک جوييد، و پراکنده نشويد، و نعمتِ خدا را بر خودتان، به ياد آريد، آنگاه که دشمنان (يکديگر) بوديد، و (او) ميان دلهاي شما، الفت انداخت، پس به (برکتِ) نعمت او،‌ برادران (همديگر) شديد...)(15)

در مورد شأن نزول آية 103 آل عمران، چنين آمده که اين آيه دربارة دو طايفة اوس و خزرج نازل شده که صد سال در ميان آنها جنگ و اختلاف و کشمکش بوده و نسل اندر نسل در اوقات شب و روز ميان آنها جنگ و برادرکشي بود تا اينکه خداوند پيامبر رحمت و مودّت را مبعوث به رسالت کرد و آنان به دين اسلام گرويدند و مسلمان شدند و از برکت اسلام و قرآن آن کينه و دشمني طولاني از ميان آنان رخت بر بست و با هم برادر شدند.(16)

در آيات ديگري از قرآن کريم، از اعتصام به حبل الله به عنوان «صراط مستقيم» نام برده شده و عاملين به آن، کساني معرفي شده‌اند که در صراط مستقيم قدم نهاده‌اند. و در نتيجه کساني که در راه وحدت و انسجام اسلامي قدم بر مي‌دارند در صراط مستقيم قرار دارند و آيات شريفه اي كه به اين مفاد دلالت دارند عبارتند از: 101 آل عمران، 36 مريم، 64 زخرف، 175 نساء، 78 حج.

وحدت و انسجام اسلامي در سنت

کتاب و سنت، هر دو با هم، نزد همة مذاهب اسلامي، دو منبع اصيل و اساسي اسلام و احکام اسلامي مي‌باشند، البته در اين مقاله در مورد سنّت، با عنايت به حجيّت احاديثي که توسط افراد مورد اعتماد، در کتابهاي معتبر شيعه و سني نقل شده است،سخن خواهيم گفت.

پيامبر گرامي اسلام، از بعثت تا وفات، همواره در آموزش‌ها و تعاليم خود و در عمل، در جهت نفي تفرقه و اختلاف و تحکيم پايه‌هاي وحدت و انسجام اسلامي و اخوت و همدلي و همبستگي ميان مسلمين و حتي تفاهم با غير مسلمين غير معارض از اهل کتاب و غيره، قدم برداشته است.

شعار اساسي توحيد که پيامبر (ص) در آغاز دعوتش، اعلام نمود، به بهترين وجه گوياي دعوت دو جانبة توحيدي، (که عبارت بود حضرت پيامبر از نفي معبودهاي ساختگي که سرچشمة تفرقه‌ها و اختلافات بود و اثبات الله، که منشأ وحدت و يگانگي آن حضرت مي باشد. حتي تا هنگام رحلت شان، در راه استقرار توحيد و وحدت اسلامي و همبستگي مسلمين و از بين بردن ريشه‌هاي اختلاف و تفرقه تلاش کرد و حتي ايشان نگران بازگشت اختلافات قبيله‌اي و تفرقه در ميان مسلمين بعد از رحلت شان بودند.

تعداد قابل توجهي از سخنان پيامبر گرامي اسلام (ص)، در جهت نفي تفرقه و نکوهش از آن و نهي مسلمين از امور تفرقه‌افکن و اختلاف برانگيز است.

از جمله پيامبر (ص)، فاصله گرفتن از جامعه مسلمين را باعث بيرون آمدن از حوزة اسلام و ديانت خوانده و فرمود:

«مَن فارق جماعة المسلمين، فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه.»(17)

و در تعبير مشابه ديگري، کسي را که به اندازة يک وجب، از جماعت مسلمين کناره بگيرد و در آن حال بميرد، مرگش را در حال جاهليت خوانده و فرموده:

«من فارق الجماعة شبراً فميتته جاهلية»(18)

آن حضرت جماعت و اجتماع را مايه خير و تفرقه را مستوجب عذاب دانسته و فرمود:

«والجماعة خير والفرقة عذاب»(19)

و نيز در تأکيد بر جماعت و اينکه مظهر قدرت الهي جماعت و اجتماع است فرمود:

«يد الله مع الجماعة»

پيامبر (ص) قهر و قطع رابطه ميان دو برادر مسلمان را بيش از سه روز جايز ندانسته و فرمود: «لايحل لمسلم ان يهجر اخاه فوق ثلاثة ليال، يلتقيان فيعرض هذا و خيرهما الذّي يبدء بالسلام»(20)

يکي ديگر از تعاليم حضرت رسول (ص)، در اين رابطه، تحت عنوان اخوت و پيوند ديني، برابري و برادري و وحدت اسلامي هست که در موارد مختلف در ميان اهل بلاد و قبائل مختلف آن را اعلام و تأکيد نموده است.

از جمله در پيام مسجد الخيف، مؤمنان را برادر و با خون هاي يکسان و برابر و کوشا در حفظ پيمان با دشمنان و همگي يکدست و متّحد بر عليه دشمن، خوانده و فرمود:

«... المؤمنون اخوة تتکافؤ دمائهم و يسعي بذمتهم ادناهم و هم يد علي من سواهم»(21)

حضرت رسول (ص)، مَثَل مؤمنان را در دوستي و رحمت و عطوفت به يکديگر، مانند اعضاي پيکر يک انسان دانست، که با درد گرفتن و رنجور شدن يک عضو آن، اعضاء ديگر هم متأثّر مي‌شوند، و فرمود:

«مثل المؤمنين في توادهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد الواحد، اذا اشتکي منه عضو تداعي له سائر الجسد بالسهر والحمي»(22)

آن حضرت مسلمانان را همانند دندانه‌هاي شانه، يکسان و برابر خوانده و فرمود: «والمسلمون سواسية کأسنان المشط»(23)

زمينه‌هاي وحدت و انسجام اسلامي

در آموزه ها و اعقتادات دين اسلام زمينه‌هاي وحدت نظر در مسائل اساسي و وجوه مشترک و مورد قبول همة مسلمانان نه تنها در اصول، بلکه در فروع نيز آنقدر زياد است که مي‌توان به راحتي گفت که مسلمانان با يکديگر اختلاف قابل توجهي ندارند و چيزي که بتواند مانع وحدت آنها باشد وجود ندارد. درحال حاضر، مسلمانان در مورد مسائل زير که همگي از مسائل اساسي اسلام هستند و پايه‌هاي اصلي دين اسلام را تشکيل مي‌دهند همه با يکديگر وحدت نظر داشته و اختلافي ندارند.

1ـ توحيد

همة مسلمانان اعم از شيعه و سني به خداي واحد با همة خصوصيات و صفاتي که قرآن کريم بيان مي‌کند ايمان دارند و پرستش را مخصوص و شايستة او مي‌دانند. به اعتقاد همة مسلمانان پرستش و عبادت غير خدا، هر کس و هر چيز که باشد، شرک و غير قابل قبول است. (لااله الا الله)

2ـ پيامبر اعظم (ص)

اعتقاد همة مسلمانان بر اين است که حضرت محمد ابن عبدالله (ص) آخرين پيامبر و فرستادة الهي است و پس از او پيامبري نيامده و نخواهد آمد. (محمد رسول الله)

3ـ قرآن کريم

در ميان مسلمانان اعم از شيعه و سني در مورد اينکه قرآن کريم کتاب خداست که بر پيامبر خود حضرت محمد (ص) نازل فرمود تا مردم را با آن هدايت کند، هيچ اختلافي نيست.

همة مسلمانان معتقدند که قرآن کريم از سوي خدا به پيامبر اکرم (ص) نازل شده و پس از رحلت آن حضرت هيچ چيز از سوي خدا نازل نشده است. اين نکته که قرآن موجود در دست مسلمانان همان قرآني است که بر پيامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله (ص) نازل شده و هيچ آيه و حتي کلمه‌اي بر آن افزوده و يا از آن کم نشده است، اعتقاد همة مسلمانان اعم از شيعه و سني است.

البته در ميان علماي شيعه و سني افراد بسيار نادري ديده شده‌اند که دربارة احتمال کم شدن چند آيه از قرآن کريم مطلبي اظهار داشته‌اند ولي اين اقوال قابل اعتنا نيست و اجماع قاطع علماي شيعه و سني بر اينست که هيچ چيزي از قرآن کم و يا بر آن افزوده نشده است.

4ـ کعبه

همة مسلمانان، کعبه را که در مکه مکرمه قرار دارد به عنوان قبلة مسلمين قبول دارند و به سوي آن نماز مي‌خوانند. در ميان شيعه و سني کسي وجود ندارد که به قبلة ديگري معتقد باشد.

5 ـ نماز

بر هر فرد مسلمان واجب است در شبانه روز پنج بار نماز بخواند. صبح، ظهر،‌عصر، مغرب، عشاء. نماز به اعتقاد همة مسلمانان مهمترين عبادت خداست و در تعداد رکعات آن نيز ميان همه فرقه‌هاي اسلامي وحدت نظر وجود دارد.

همه مسلمانان هنگام عبادت و نماز خواندن سوي کعبه مي‌ايستند. حتي در مورد کيفيت خواندن نماز نيز اختلافي نيست، البته تفاوتهايي از قبيل دست بسته يا باز نماز خواندن و همچنين چگونگي بيان برخي از اذکار وجود دارد که اين تفاوتها چيزهايي نيستند که ميان شيعه و سني باعث جدايي و تفرقه شود و ديگر اينکه ميان فرقه‌هاي چهارگانه اهل تسنن نيز اين تفاوتها وجود دارد و بعضي از فرقه‌هاي اهل سنت مثل شيعيان با دست باز نماز مي‌خوانند. از همه مهمتر اين امور به برخي از اجزاء نماز بر مي‌گردد نه به اصل نماز.

6 ـ روزه

روزه نيز از عبادات مهمي است که همة مسلمانان در ماه مبارک رمضان هر سال با نيّت اطاعت از فرمان خداي متعال انجام مي‌دهند و دربارة مسائل عمدة آن ميان فرقه‌هاي مختلف اسلامي اتفاق نظر وجود دارد.

7ـ حجّ

يکي ديگر از عبادات بسيار مهم و شکوهمند مسلمانان حج است که بر هر فرد مسلمان مستطيع واجب است يک بار در عمر خود آن را انجام دهد.

خوشبختانه در مورد اصل اين عبادت و ارکان آن ميان همه مسلمانان اعم از شيعه و سني اتفاق نظر وجود دارد. زمان حج، مکان حج، احرام، تعداد طواف ها، سعي، وقوف در عرفات و مشعرالحرام، وقوف در مني، رمي جمرات، قرباني، حلق و تقصير از مسائلي هستند که همة مسلمانان نسبت به آنها هم عقيده هستند و يکسان عمل مي‌کنند. البته در بعضي از موارد جزئي اختلاف نظرهايي بين فرقه‌هاي اسلامي از جمله بين فرق چهارگانه اهل سنّت وجود دارد که ناشي از اختلاف فتواهاي فقهاي آنهاست و ضرري به اصل حجّ و ارکان آن که مورد اتفاق همة مسلمانان است وارد نمي‌کند.

خوشبختانه همين اتفاق نظر مسلمانان در عبادت شکوهمند و وحدت آفرين حج سبب شده است ميليونها مسلمان يکدل از سراسر جهان هر ساله در بيت الله الحرام در يک گردهمايي با شکوه گرد هم آيند و از مسائل و مشکلات همديگر آگاه شوند و قدم‌هاي مثبتي در جهت حل مشکلات جهان اسلام بر دارند.

بديهي است اگر وحدت اسلامي و انسجام اسلامي تحقق يابد کنگره عظيم و شکوهمند حج مي‌تواند بزرگترين نقش را در حل مشکلات مسلمانان و پيشبرد اهداف اسلام داشته باشد.

8 ـ جهاد

عموم مسلمين اعم از شيعه و سني در مورد وجوب جهاد براي حفظ کيان اسلام و دفع ظلم و تجاوز به امت اسلامي اتفاق نظر دارند. در حال حاضر، با وجود مشکلات و موانع زيادي كه مسلمانان در جهان اعم از شيعه و سني و از جمله فلسطيني‌هاي مظلوم و لبنان و حزب‌الله شجاع در حال جهاد و نبرد عليه صهيونيسم و حاميان غربي آن هستند.

با اينکه در حال حاضر جهاد في سبل الله يکي از وظايف فراموش شده در ميان مسلمين است را استعمارگران طوري برنامه ريزي کرده‌اند که کمتر از اين حکم بسيار مهم و سرنوشت‌ساز الهي سخن بميان آيد. ولي ملتهاي مسلمان در اکثر کشورهاي اسلامي نياز به کمک و ياري دارند تا عليه حکومتهاي وابسته و ضد اسلامي قيام کنند و به جاي آنها حکومتهايي را ايجاد نمايند که به اسلام و احکام قرآن پاي‌بند باشند. و طبعا اين آرزو جز با تحقق وحدت و انسجام اسلامي بدست نمي‌آيد.همة مسلمانان در وجوب جهاد براي حفظ اسلام و اجراي احکام قرآن و دفاع از امت اسلامي اعتقاد دارند و با ياري و اتّحاد و انسجام اسلامي خواهند توانست به اين هدف بزرگ دست يابند.

9ـ امر به معروف و نهي از منکر

يکي از مهمترين و حياتي‌ترين وظايف مسلمانان فريضة امر به معروف و نهي از منکر است در روايات زيادي از پيامبر (ص) آمده است که، ترک امر به معروف و نهي از منکر موجب تسلّط اشرار و ستمگران بر مسلمانان مي‌شود. و فرموده چنين مسلماناني هر قدر به درگاه خداي متعال دعا و تضرّع کنند، دعايشان مستجاب نخواهد شد. (24)

رمز اين مسئله در اينست که امر به معروف و نهي از منکر وسيلة بسيار خوبي براي پاکي جامعه و مبارزه با گناهان است و اين عمل مهم و حياتي از طريق خود مردم به عنوان يک وظيفة ديني انجام مي‌شود و اثرات بسيار مثبتي در پاکي جامعه از آلودگيها و رشد و تعالي مسلمانان دارد. (25)

به همين دليل است که قرآن کريم امر به معروف و نهي از منکر را يکي از ويژگيهاي امت اسلامي بشمار مي‌آورد و مي‌فرمايد:

﴿كُنتُمْ خَيْرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ...﴾(26)

(شما بهترين امتي بوديد که براي مردم پديدار شده‌اند؛ (چه اينکه) به (کار) پسنديده فرمان مي‌دهيد و از (کار) ناپسند منع مي‌کنيد و به خدا ايمان داريد).

و همچنين مي‌فرمايد:

﴿وَلْتَكُن مِّنكُمْ اُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي الْخَيْرِ وَيَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾(27)

(و بايد از ميان شما، گروهي (مردم را) به سوي نيکي دعوت کنند، و به (کار) پسنديده فرمان دهند و از (کار) ناپسند منع کنند. و تنها آنان رستگارند).

خوشبختانه هم مسلمانان اعم از شيعه و سني به وجوب و اهميّت امر به معروف و نهي از منکر اعتقاد دارند.

و قطعاً يکي از علل عقب افتادگي مسلمين نيز بي‌توجهي و فراموشي امر به معروف و نهي از منکر است و به همين دليل دشمنان اسلام در عصر حاضر به اهدافشان در جهت شکاف و تفرقه بين مسلمين رسيده‌اند و اگر مسلمانان همين توصية قرآن کريم را در مورد امر به معروف و نهي از منکر عمل مي‌کردند، هرگز استعمارگران نمي‌توانستند اين تفرقه و شکاف را در ميان صفوف امت اسلامي ايجاد کنند.

امر به معروف و نهي از منکر يکي از زمينه‌هاي بسيار مهم براي وحدت اسلامي است که مورد اعتقاد همه مسلمانان جهان است.

 

پي نوشت ها

[1]ـ قرآن کريم، ترجمه گروهي، رضايي اصفهاني و همکاران، قم، اعتماد، چ اول، 1383 ش.

[2]ـ امام علي (ع)، نهج البلاغه، خ192

[3]ـ حجر/9.

[4]ـ آل عمران/103.

[5]ـ حجرات/10و9.

[6]ـ انفال/11، آل عمران/200، کهف/14.

[7]ـ مائده/2.

[8]ـ بقره/208.

[9] ـ بقره/224، نساء/114، انفال/1.

[10] ـ انفال/63، توبه/60، قريش2و1، آل عمران/103.

[11] ـ انبياء/92، مؤمنون/52، آل عمران/73، حجرات/10.

[12] ـ احزاب/5، حجر/47، توبه/11، شوري/23.

[13] ـ همان.

[14] ـ آل عمران/103.

[15] ـ ترجمه گروهي قرآن کريم، رضايي، اصفهاني و همکاران، قم،‌ اعتماد، چ اول، 1383ش.

[16] ـ تفاسير علي ابن ابراهيم و برهان از خاصه، بنقل از بيّنات شأن نزول آيات، ص139، محقق: محمد باقر، چ2، تهران، 1359ش.

[17] ـ شيخ طوسي، امالي، ص297.

[18] ـ صحيح بخاري، باب فتن، ص2، صحيح مسلم باب اماره، ص53، بنقل از کتاب وحدت ص146.

[19] ـ نهج الفصاحة، ص241.

[20] ـ مؤطاء مالک، ص324، بنقل از کتاب وحدت، ص94.

[21] ـ کليني، اصول کافي، ج1، ص333.

[22] ـ من لايحضره الفقيه، ص576.

[24]- مجلسي، بحار الانوار،ج97،ص72

[25] - قرائتي، محسن، امر به معروف و نهي از منكر،ص34

[26] ـ آل عمران/110.

[27] ـ آل عمران/104.

امام کاظم علیه‌السلام فرموده‌اند سه نفرند که در سایه عرش خدایند، و یکی از آنها کسی است که برادر مسلمان خود را زن دهد.

 

الإمامُ الکاظمُ علیه ‏السلام:

ثلاثةٌ یَستَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرشِ اللّه یَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّهُ: رَجُلٌ زَوَّجَ أخاهُ المسلمَ، أو أخدَمَهُ، أو کَتَمَ لَهُ سِرّا.

 

امام کاظم علیه‌السلام:

سه نفرند که در روزی که سایه‏ ای جز سایه عرش خدا نیست در سایه عرش اویند: مردی که برادر مسلمان خود را زن دهد، یا به او خدمت کند، یا راز او را بپوشاند.

 

 

"خصال، صفحه ۱۴۱"

امام جواد (ع) در حدیثی به رفتاری اشاره کردند که غیر قابل بخشش است.

یکی از زیباترین رفتارهایی که خداوند بسیار آن را دوست دارد، تقویت روحیۀ شکر نعمت است، چقدر زیباست که وقتی مؤمنان کنار هم می‌نشینند، به این رفتار پسندیده عمل کنند و به تبع این رفتار، از نعمات و برکات خداوند بهره‌مند شوند.

خداوند ازدیاد نعمت را منوط به شکر آن کرده و به این موضوع در قرآن کریم به صراحت اشاره کرده است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِى لَشَدِیدٌ». امیرالمومنین (ع) در حدیثی می‌فرماید: «شُکْرُ کُلِّ نِعمةٍ اَلوَرَعُ عَمّا حَرَّمَ الله؛ شکر هر نعمتی در این است که انسان آنچه خدا بر او حرام کرده از آن دوری کند». (خصال، ج 1، ص 11). حضرت امام جواد (ع) نیز در حدیثی فرمود: «نِعْمَةٌ لاتُشْکَرُ کَسِیَّئَةٍ لاتُغْفَرُ؛ نعمتى که مورد شکر و سپاس قرار نگیرد، همچون خطایى است که غیر قابل بخشش باشد». (بحارالانوار، ج 75، ص 364)

باید به این نکته نیز توجه داشت که استفاده درست از نعمات هم به نوعی شکر نعمت است، اینکه ما از زمان و فرصت‌ها، سلامتی جسم، فرصت شغلی و ... به خوبی و در مسیر رضای خدا استفاده کنیم، علاوه بر اینکه به نحوی در مسیر عبادت گام برداشته‌ایم، شکر نعمت هم کرده‌ایم؛ چراکه داریم از آن نعمات خداوند در مسیر صحیح استفاده کنیم.

مرجع تقلید شیعیان در پیامی به مناسبت مراسم ازدواج آسان گفت: من از همه جوانان تقاضا می‌کنم که شجاعت به خرج دهند و این تابوی مراسم و تشریفات سنگین را بشکنند.

 

در پیام آیت‌الله مکارم شیرازی به مناسبت مراسم ازدواج آسان آمده است: ایام مصادف است با سالروز ازدواج آسمانی حضرت امیر مؤمنان علی(ع) با زهرای مرضیه(س) و بسیار متناسب با مراسم ازدواج آسان است، زیرا آن ازدواج آسمانی پیام بسیار روشنی برای همۀ جوانان دارد، ازدواج با مهریه 500 درهم و جهیزیه بسیار بسیار ساده و ولیمۀ شام عروسی که با حلوایی که با دست پیغمبر اکرم(ص) درست‌ شده بود، صورت گرفت پیام عجیبی دارد.

 

در این پیام آمده است: حقیقت این است که طبیعت ازدواج جوانان، طبیعت سهل و آسان است، سنگینی‌های ازدواج امروز که گاه افراد توانا را ناتوان می‌سازد، ساخته‌ و پرداختۀ اوهام و خیالات و تشریفات بی‌معناست.

 

در پیام این مرجع تقلید افزوده‌ شده است: مسابقه در بالا بودن مهریه و تشریفات سنگین جهیزیه و مراسم کمرشکن جشن عقد و عروسی با آن اختلاط‌های پرگناه چیزی نیست که در ذات ازدواج جوانان نهفته باشد؛ همه اموری است که با دست خودمان آن را فراهم می‌سازیم و هیچ دلیل منطقی برای آن وجود ندارد بلکه مفاسد سنگینش روزبه‌روز آشکارتر می‌شود.

 

در این پیام خاطرنشان شده است: خوب است جوانانی که ازدواج‌ نکرده‌اند سری به پرونده‌های ازدواج جوانان دیگر بزنند که چه گرفتاری‌ها با دست خودشان فراهم کردند، مهریه سنگینی که گاه به‌زودی به اجرا گذاشته می‌شود و نتیجۀ آن یا زندان است و یا اقساط سنگین؛ تشریفات ازدواجی که گاه سال‌ها ادای دین آن مشکل است.

 

در پیام آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان شده است: خوشبختانه گروهی از جوانان در این موارد شجاع هستند، با مهریه 14 سکه و جهیزیه در حد ضرورت و به‌جای مراسم هر دو نفر باهم یک سفر مشهد یا عتبات می‌روند وزندگی را به این صورت آغاز می‌کنند.

 

در پایان این پیام تأکید شده است: من از همۀ جوانان تقاضا می‌کنم که شجاعت به خرج دهند و این تابوی مراسم و تشریفات سنگین را بشکنند و با واقع‌بینی مسئلۀ ازدواج را شروع کنند و به گرفتاری‌های بعد از آن بیندیشند.

جامعه ایران برای تغییر شرایط موجود در ساختار مدیریتی پیر و خسته کشور به دنبال یک اتفاق نو و جریان پرتکاپوی «جوان» است؛ جریانی که ساختارهای محافظه کارانه را بشکند و با انرژی برای تغییر و تحول گام بردارد. جوانی که مخاطب اصلی بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب قرار می گیرد و آتیه تشکیل یک «دولت جوان» نیز برایش ترسیم می شود.

اما سوالی که ممکن است برای خیلی از مردم جامعه پیش بیاید این است که برای روی کار آمدن این دولت جوان تا چه حد به «جوان گرایی» اهمیت و اهتمام ورزیده ایم؟

 

*جوان گرایی و آرزوی بیش از 30 درصد جمعیت ایران

در اغلب کشورهای دنیا مشاوران و تصمیم سازان افراد با تجربه هستند، اما مسئولان و تصمیم گیرندگانی که باید کار اجرایی انجام دهند، متشکل از جوانان هستند. این در حالی است که در کشور ما این مساله دقیقا برعکس است، مشاوران جوان و مدیران پا به سن گذاشته‌اند. در صورتی که سهم جمعیت جوان از کل جمعیت ایران طبق چیزی که آمارهای سازمان ثبت احوال در سال 97 نشان می‌دهد حدود 30 درصد است؛‌ این یعنی 30 درصد جمعیت ایران را جوانان تشکیل می‌دهند؛ به عبارت دیگر یعنی یک و نیم درصد بالاتر از میانگین جهان! اما در شرایط فعلی شاهد سهم اندک مشارکت این جمعیت جوان در اداره کشور هستیم. در حالی که برانگیختن رضایت جوانان یعنی برانگیختن رضایت حدود 30 درصد جامعه و این هم به مشروعیت و هم به کارآمدی نظام کمک می کند.

 

*قوانینی که کاری از پیش نمی برند/ مدیران دولتی پنج سال پیرتر شدند

در سال گذشته پس از رسانه ای شدن خبر اصلاح قانون «ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان» از سوی مجلس علی رغم آنچه از حضور پررنگ تر جوانان در عرصه مدیریتی کشور انتظار می رفت؛‌ کماکان شاهد منع برخی سمت‌ها از این قانون بودیم وهمین مساله بستری فراهم کرد که بسیاری از مدیران سالمند، همچنان به فعالیت ادامه دهند.

نمونه مشابه این قانون در روزهای گذشته توسط دفتر هیئت دولت اعلام شد که شورای عالی اداری در مصوبه‌ای سن تصدی سطوح مدیریتی را کاهش می‌دهد، موضوعی که فی‌نفسه خبر خوبی بود و می‌توانست ترکیب مدیران کشوری را تغییر دهد. اما بررسی\ های بیشتر و مقایسه این مصوبه با نمونه قبلی خود، این شبهه را بوجود میآورد که آیا سن مدیران پایین تر رفته و یا بیشتر شده است؟

با یک مقایسه ساده از مصوبه تازه ابلاغ شده با مصوبه ای که مشابه آن در سال 93 به منظور «آموزش و تربیت مدیران آینده دستگاه‌های اجرایی»، ابلاغ شد و سقف سن افراد را 45 سال تعیین کرده بود؛ می فهمیم در مصوبه جدید، با تقسیم‌بندی سطوح مدیران، افراد برای حضور در مدیریت سطح ارشد می‌توانند تا 50 سال سن داشته باشند و این یعنی دولت نه‌تنها سن مدیران را نسبت به قبل پایین‌تر نیاورده، (در هردو مصوبه سن 45 وجود دارد) بلکه در بخشی از سطوح مدیریت، ما با افزایش سن نیز روبه‌رو هستیم چراکه طبق مصوبه جدید، در سطح ارشد، افراد 50ساله نیز می‌توانند حضور پیدا کنند.

این در حالی است که اجرای چنین قوانینی به شکل صحیح،‌ برای کشوری که بخش عمده‌ای از جمعیت آن در سن جوانی قرار داشته و تحصیلات عالی دارند، حتما مفید خواهد بود. البته مشکلات ریشه ای در این زمینه آنقدر زیاد است که صرفا با اصلاح قانون حل نخواهد شد واز بخش آموزش کشور گرفته تا فرهنگ، جامعه، مردم و ... برای رسیدن به جوان گرایی در کشور دخیل هستند. برای بررسی این موانع و مشکلات، خبرگزاری تسنیم نیز به همین خاطر در پرونده ای تحت عنوان «دولت جوان» پای صحبت ها و نظرات صاحب‌نظران درباره چرایی و چگونگی «جوانگرایی» در مدیریت کشور نشسته است.

 

*صاحب نظران چه می گویند؟

امروز صاحب نظران بر روی اینکه جوانان از انرژی بالاتر و نیروی بیشتری نسبت به مدیران اسبق خود برخوردار هستند متفق القول اند؛ اما این نکته را نیز متذکر می شوند که این حضور باید مشروط به یک انتخاب شایسته باشد. انتخابی که با درک بهتر از مقتضیات امروز ایران و جهان،‌ بهره ‌وری و کارایی بالا،‌ علم و دانایی، مسئولیت پذیری، نشاط، ‌خستگی ناپذیری، محفاظه کار نبودن همراهی بیشتری داشته باشد و از همه مهم تردو ویژگی اصلی «متعهد و انقلابی» را که مورد تاکید رهبر است دارا باشد. اما در این بین باید به یک نکته کلیدی نیز توجه کرد که جوان گرایی و به طبع آن دولت جوان حتما در کنار یک سامانه کارآمد در ساختار اداره کشور می‌تواند معنای لازم را بدهد و‌گرنه ممکن است مانند دولت های پیشین خود، شرایط را به ‌مراتب بدتر کند.

آنها معتقدند برای اینکه مردم به جوانان اعتماد کنند باید بستر کسب تجارب آنها در حوزه های جدی مدیریتی فراهم گردد و سیستم آموزشی مدارس و دانشگاه ها بر روی توانایی های جوانان کار کرده و آنها را آماده پذیرش مسئولیت های بزرگ و سخت کنند.

در کنار اصلاح بعضی قوانین، مجلس و سازمان امور اداری و استخدامی نیز باید، معیارهایی برای استفاده از جوانان شایسته تدوین و به ‌طور جدی آنها را اعمال کنند. در غیر این صورت ممکن است به جای بازنشستگان ناکارآمد، جوانان فرصت‌طلبی بر سر کار بیایند که بدون طی کردن مراحل کارشناسی و سلسله ‌مراتب مدیریتی، تبدیل به تهدید تازه‌ای برای سیستم اداره کشور شوند.

 

*جوانان چه می گویند؟
جوانان نیز از طرف دیگر معتقدند،‌ برای افزایش حضور آنها در عرصه‌های مدیریتی باید تحولات عمده ای اعمال شود، زیرا چیزی که تا کنون شاهدش بودند عدم فرصت و زمینه حضور آنها در پست های مدیریت کشور بوده است.

شاید بتوان در این بین تنها کسی که کلید شروع جوان گرایی را در کشور زده است؛ رهبر انقلاب عنوان کرد. چرا که در سال های اخیر در خصوص انتصاباتی که به مجموعه های تحت امر ایشان بر می گشته، شاهد حضور جوانان شاخص انقلابی بوده ایم، که حضورشان موجب تحول در حوزه مدیریتی کشور گشته است.

رسیدن به یک دولت جوان نیازمند ایجاد جوان‌گرایی در پست‌های مدیریتی است تا ساختارهایی که در جامعه در حال درجا زدند هستند را با تکانه پر شور و عالمانه خود به سمت جلو پیش ببرد.

اما بسیاری از افراد جوان به‌ رغم تجربیات فراوان و مدارج علمی تاکنون در حوزه انتصاب‌ها هیچ تغییر و تحولی برایشان ایجاد نشده است. از سوی دیگر در کشور هم نیازمند تغییر در زمینه انتصاب مدیران هستیم، چون سالمندی مدیران اجرایی موجب شده تا برای تصمیم‌گیری ها و تحولات به سختی دست به اقدام و یا حتی تغییر بزنند.

حالا زمانی است که باید به جوانان اعتماد کرد. ایران یک کشور جوان است، اما دستگاه عریض و طویل اداری کشور در طول این سال‌ها به یمن مدیران سالخورده و محافظه‌کار،‌ کند و بدون انعطاف شده و از حداقل بهره‌ وری بهره مند شده است. شاید بر همین اساس مقام معظم رهبری سیاست‌هایی در جهت تحول اداری به روسای قوای سه‌گانه، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ کردند. متاسفانه پس از سال‌ها هنوز بسیاری از آنها اجرایی نشده است. نمی شود در سیاست‌های راهبردی ارائه شده از سوی رهبری برای تحول نظام اداری دقت کرد و اثری از جوان‌گرایی و تخصص‌گرایی در آن ندید.

 

*جوان گرایی به معنای پیرزدایی نیست
حقیقت این است که مدیران سالخورده کشور باید بپذیرند که حمایت از روحیه نوآوری و ابتکار و اشاعه فرهنگ و بهبود مستمر به منظور پویایی نظام اداری؛ از طریق حلقه مدیران سالخورده محقق نخواهد شد. باید باور کنند که یکی از راه‌های شفاف ‌سازی و آگاهی بخشی نسبت به حقوق و تکالیف متقابل مردم و نظام اداری که مورد تاکید رهبری نیز هست جز از طرق جوان‌‌گرایی و شایسته‌سالاری به سر منزل مفصود نمی‌رسد.

البته باید این نکته را یادآور شد که منظور رهبر از روی کار آمدن یک دولت جوان به منزله «پیرزدایی» نیست چرا که پیران و مرشدان انقلاب در هر سطحی باید زمینه ظهور و پیدایی جوانان در صحنه های مدیریت کشور را فراهم سازند. اما انقلاب امروز در موقعیتی خاص قرار دارد و از گردنه ای در حال گذر است که به تعبیر رهبر انقلاب «پیچ تند تاریخ معاصر» است و عبور از این گردنه بدون همت مدیران و فرماندهان جوان ممکن نیست.

در واقع حقیقت امر در باب جوان گرایی و اهمیت به روی کار آمدن آن در قالب یک دولت، لزوما به مثابه حضور جوانان بیست تا بیست و پنج ساله نیست، بلکه منظور از جوان گرایی نوع تفکر و نگرشی است که در فرد جریان دارد. گاهی ما در همین جوان بیست ساله محافظه کاری یک مدیر شصت ساله را شاهدیم و گاهی در یک فرد شصت ساله پویایی، نشاط، کارآمدی، خلاقیت و محافظه کار نبودن یک جوان را. از سوی دیگر فراگیر شدن فرهنگ جوان گرایی در سیستم اداری کشور، تنها منوط به ابلاغ مصوبات و قوانین دستگاه های اجرایی نیست که اگر اینگونه بود امروز در خصوص عدم توجه به جوان گرایی در کشور سخن به میان نمی آوردیم. پس باید این مهم را یادآور شد که جوان گرایی صرفا نه به سن افراد و نه به قوانین و اجرایی شدن آنها برمی گردد؛ بلکه باید فرهنگ مردم و جامعه، نگرش و بینش، تفکر و ساختارهای ذهنی موجود در کشور را در برگیرد.

در قرن بیست ویکم که بنابر نتایج مطالعات بین المللی در باب شاخص سرمایه های انسانی، «استعداد» عامل اصلی رشد، رقابت پذیری و نوآوری است و توسعه اقتصادی کشورها در گرو حفظ استعدادها، جذب سرمایه گذاری های خارجی و توسعه زیرساخت های فناورانه بوده و دسترسی عموم به اطلاعات و اشتراک محتوا بر بسترهای نوین ارتباطی از الزامات آن است، چگونه می توان با ذهن دیروز، فردایی بهتر ساخت که توان رویارویی با رقبای منطقه ای و بین المللی را داشته باشد؟

اینجاست که باید از خود بپرسیم چگونه است در کشورهای توسعه یافته، افراد کاردان از بخش خصوصی و مستقل، دانشگاه ها و پزوهشکده ها برای مقاطعی به بدنه دولت جذب می شوند، ولی در کشور ما مدیران اسبق دولتی هستند که به وفور در سطوح مدیریتی بخش خصوصی و دولتی حضور دارند؟

 

*میوه نارسی که هنوز نرسیده است

نگاه به چنین تغییر و تحولی حدودا از 10 سال گذشته آغاز شده، اما در عمل محصول این نگرش، میوه نارسی است که هنوز آن طور که باید کام جوانان مستعد و توانمند کشور را شیرین نکرده است. آنچه در این سال ها شاهد بوده ایم، حضور انگشت شمار جوانان در مناصب مدیریتی و تصمیم سازی کشور است. اما در حال حاضر روایت های گسترده ای از مقامات درباره لزوم به کارگیری جوانان در حوزه های ارشد اجرایی شنیده می شود؛ که نشان دهنده پالس های جدی جریان جوان گرایی در سال های پیش روی کشور است.

اما باید مراقب این آفت نیز بود که اگر در زمان درست تعریف مشخصی از جوان متعهد انقلابی ارائه نشود، با تهدید انتصابات وراثتی و ژنتیکی یا به عبارت دیگر جوان گرایی وراثتی مواجه خواهیم شد که در این صورت طیف گسترده ای  از نخبگان و جوانان مستعد را به دایره امور مملکتی کشور راه نخواهیم داد.

آشتی ملی ۲۰۱۱ فلسطین بر تشکیل دولت وفاق ملی در فلسطین تأکید داشت تا طی مراحلی به نتیجه نهایی برسد. سند ۲۰۱۷ را همین دولت باید اجرایی می‌کرد اما این دولت دیگر وجود ندارد که مجری سند ۲۰۱۷ باشد لذا باید دولت وفاق ملی جدیدی به‌وجود آید.

طی روزهای گذشته عرصه فلسطین شاهد تغییری بنیادین در رویکرد گروه‌های حامی سازش است. رهبران سازمان آزادی‌بخش فلسطین، حکومت خودگردان و جنبش فتح اعلام کرده‌اند تمامی توافقات خود با رژیم صهیونیستی، از جمله همکاری امنیتی را لغو خواهند کرد. این اقدام ابومازن با یک شرط با استقبال گروه‌های مقاومت مواجه شد. گروه‌های مقاومت خواستار عملی شدن و اجرای این تصمیم هستند.

یکی از نتایج این تصمیم این بوده است که هر دو جناح حامی سازش و گروه‌های مقاومتی آماده اجرای آشتی ملی هستند، اما در اینجا باز یک اختلاف بروز کرده است؛ ابومازن اعلام کرده آماده اجرای سند آشتی ملی فلسطین 2017 مصر است، در مقابل یحیی موسی از رهبران جنبش حماس اعلام کرد سند 2017 از بین رفته است و حال اگر خواستار اجرای آشتی ملی هستند باید سند 2011 مصر اجرایی شود، یعنی ابومازن به‌دنبال اجرایی کردن سند 2017 و حماس خواستار اجرای سند 2011 است.

 

تفاوت سند 2011 و 2017

سال 2011 هنگامی که سند آشتی ملی توسط مصر اصلاح و به هر دو گروه ارائه شد، فضای کلی حاکم بر آن، تشکیل دولت وفاق ملی با همکاری و توافق همه گروه‌های فلسطینی بود. این دولت موظف شده بود یک دوره کوتاه، ضمن رسیدگی به امور جاری فلسطینیان، در کوتاه‌ترین زمان که نباید بیش از 6 ماه به‌طول انجامد، انتخابات ریاست حکومت خودگردان، شورای ملی فلسطین و مجلس قانونگذاری فلسطین را برگزار کند. بر اساس همین سند بود که سال 2013 دولت وفاق ملی با سرپرستی رامی حمدالله تشکیل شد.

سند آشتی ملی سال 2017 با این پیش‌فرض که دولت وفاق ملی هنوز پابرجا است به این نکته اشاره داشت که اداره امور نوار غزه باید طی یک دوره کوتاه به حکومت خودگردان منتقل شود و در مقابل مشکلات نوار غزه از جمله قطع دستمزد کارکنان حکومت خودگردان در نوار غزه و مسئله محاصره و برق و تعطیلی گذرگاه‌ها حل شود. در آن سند زمان‌بندی لازم برای این اقدام در 4 مرحله و طی یک دوره تقریباً 2ماهه نیز ارائه شد.

 

اختلاف بر سر چیست؟

با توجه به فحوای کلی دو سند 2011 و 2017 آشتی ملی فلسطین، علت اختلاف بین دو گروه به اوایل سال 2019 بازمی‌گردد. فوریه 2019 (بهمن 1397) رامی حمدالله، سرپرست دولت وفاق ملی از سمت خود استعفا داد و این استعفا از سوی ابومازن پذیرفته شد. گروه‌های فلسطینی از جمله حماس، در این مقطع خواستار تشکیل دولت وفاق ملی جدید با توافقات جدید تمامی گروه‌های فلسطینی شدند. اما ابومازن بدون توجه به این مسئله و بدون توجه به سند آشتی ملی 2011، مارس 2019 (اسفند 1397) به محمد اشتیه، دبیر کمیته مرکزی فتح دستور داد تا دولت جدیدی را در رام‌الله تشکیل دهد.

دولت محمد اشتیه، آوریل 2019 (اردیبهشت 2019) با وجود مخالفت شدید گروه‌های فلسطینی و تنها با موافقت جنبش فتح و چند گروه زیرمجموعه ساف که حامی ابومازن هستند تشکیل شد.

 

خواسته حماس و سایر گروه‌ها

حماس و سایر گروه‌های فلسطینی به این مسئله استدلال می‌کنند که سند 2017 با این فرض که دولت وفاق ملی وجود دارد تهیه شده بود، اما حال که دولت وفاق ملی دیگر وجود ندارد اصلاً سند آشتی ملی 2017 از وجاهت برخوردار نیست لذا امکان اجرای آن وجود ندارد. حماس در زمانی سند 2017 را پذیرفته بود و مقرر شد زمام نهادهای حاکمیتی نوار غزه را به حکومت خودگردان دهد که دولت وفاق ملی مسئول این امر بود اما حال که دولت وفاق ملی وجود ندارد دیگر این واگذاری معنا پیدا نمی‌کند زیرا حماس دولت اشتیه را به‌رسمیت نمی‌شناسد که زمام امور غزه را به آن واگذار کند.

حال باید دولت وفاق ملی جدیدی شکل بگیرد و آنگاه در خصوص واگذاری امور غزه به آن دولت، توافق جدیدی به‌وجود آید.

 

جمع‌بندی

معامله قرن و اقدامات یکجانبه رژیم صهیونیستی در کرانه باختری ــ که شامل تخریب خانه فلسطینیان و فشار حداکثری بر ساکنان فلسطینی است ــ حکومت خودگردان را به بن‌بست رسانده است اما اقدامات یکجانبه ابومازن، اجرایی شدن آشتی ملی فلسطین و ایجاد یک جبهه واحد علیه رژیم صهیونیستی را با مشکل روبه‌رو ساخته است. به‌نظر می‌رسد بیشتر این موانع برآمده از دیدگاه شخصی ابومازن باشد شاید تغییر در رهبری ساف، فتح و حکومت خودگردان فلسطین تا حدی بتواند ممر جدیدی را فراروی آشتی ملی فلسطین و وحدت دیدگاه برای نجات فلسطین به‌وجود آورد.

به نقل از روزنامه "دی ولت" آلمان، "جولیان کینگ"، کمیسر امنیت اتحادیه اروپا درباره عملیات تروریستی در این اتحادیه با هواپیماهای بدون سرنشین با توجه به تکنولوژی پیشرفته این ابزار نظامی هشدار داده و در این باره ابراز نگرانی کرد.

کینگ اعلام کرد که از کشورهای عضو اتحادیه اروپا در راه اندازی سیستم های دفاعی همچنین از طریق ابزار مالی حمایت خواهد کرد.

"جولیان کینگ" که در گفتگو با روزنامه "دی ولت" آلمان سخن می گفت همچنین تصریح کرد که  هواپیماهای بدون سرنشین همواره هوشمندتر و شایسته عمل تر می شوند و این مسئله آن‌ها را برای استفاده قانونی و همچنین اقدامات خصملنه جذاب  تر می کند.

وی با توجه به تحول سریع تکنولوژیک هواپیماهای بدون سرنشین تاکید کرد که اتحادیه اروپا تهدیدهایی که امروز به نظر می رسد و اینکه این تهدیدها در آینده چگونه خواهد بود را در دست بررسی قرار می دهد.

وی افزود: ما از کشورهای عضو اتحادیه اروپا در راستای ایجاد شبکه هایی برای تبادل اطلاعات و افزایش تعاملات در سطح بین المللی و تامین بودجه برای پروژه هایی که برای مقابله با تهدیدها از طرف هواپیماهای بدون سرنشین به کار می رود حمایت می کنیم.

روزنامه آلمانی دی ولت همچنین با استناد به منابع آگاه گزارش داد که واحد هماهنگی برای مبارزه با تروریسم فرانسه در یک گزارشی محرمانه درباره تروریسم از جمله درباره خطر یک حمله تروریستی به یک استادیوم فوتبال توسط هواپیمای بدون سرنشین هشدار داده است. بر اساس این گزارش چنین هواپیمای بدون سرنشینی می تواند مجهز به مواد جنگی بیولوژیکی باشد.

حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان درباره مذاکرات صلح افغانستان گفت که هیچ صلحی بدون در نظر گرفتن لزوم مذاکره بین افغانستانی‌ها و البته تفاهم همسایگان مخصوصاً ایران به نتیجه نمی‌رسد و پایدار نمی‌ماند.

کرزی در «برنامه بدون مرز» با اشاره به 18 سال حضور نظامیان خارجی در افغانستان خاطرنشان کرد که همیشه با سیاست‌های آمریکا مخالف بوده است چون شعار و عمل این کشور با هم فرق داشته است.

آمریکایی‌ها با شعار برقراری امنیت و زندگی بهتر به افغانستان آمدند اما نتیجه حضور آنها جز بمباران خانه‌های مردم، ناامنی و نابود شدن زندگی مردم عادی چیز دیگری نبود.

اخبار ضدونقیضی از افغانستان به گوش می‌رسد؛ از یک طرف افزایش درگیری‌ها و از طرف دیگر روند مذاکرات صلح در جریان است،  اکنون 17 سال از حضور آمریکا در این کشور می‌گذرد و افغانستان همچنان ناآرام است. چه اتفاقی افتاده که آمریکایی ها در حال حاضر به‌فکر برگزاری مذاکرات صلح هستند؟

متأسفانه مردم افغانستان در سال‌های اخیر رنج بسیاری کشیده‌اند. حملات تروریستی، آمدن داعش به افغانستان و کشتار در هر قسمت از کشور، مردم افغانستان را به سطوح آورده است. مردم دنبال راه نجات هستند. اینها یک طرف قضیه است، طرف دیگر کوشش‌های تازه با حضور طالبان، شورای صلح افغانستان و... برای مذاکرات صلح است. ما این تلاش را حمایت و تشویق می‌کنیم تا این شورا کار کند و افغانستان به صلح برسد.

مسئله دیگر کوشش تازه آمریکا توسط زلمی خلیلزاد برای اجرای صلح است. ما امیدوار هستیم حقیقی باشد و آنها واقعاً درپی برقراری صلح در افغانستان باشند تا این صلح از راه مذاکره بین افغانستانی‌ها و در تفاهم با کشورهای منطقه اتفاق بیفتد. اگر آمریکا در افغانستان صلح می‌خواهد این صلح بدون تفاهم با همسایگان افغانستان مخصوصاً ایران و پاکستان ممکن نیست. امیدواریم کوشش آمریکا شامل این شرایط باشد.

برخی معتقدند آمریکا در افغانستان شکست خورده اما گروهی از کارشناسان می‌گویند که آنها دنبال بازی جدیدی با عنوان مذاکره صلح هستند، نظر شما چیست؟

هر دو دیدگاه وجود دارد. ناامنی افغانستان باعث شکست آمریکاست. آمریکا هدفش را امنیت بهبود وضعیت زندگی مردم و ثبات مردم‌سالاری در افغانستان اعلام کرده بود اما هیچ‌کدام از این اهداف محقق نشد. مردم افغانستان برای بار اول در تاریخ کشورمان به حضور نیروهای خارجی نظامی روی خوش نشان دادند. اکثریت مردم بعد از سالها اشغال ضمنی و خونریزی دنبال رهایی بودند. روزهای اول خوب بود اما بعداً دیدید که کار به‌عکس شد. افغانستان در هر حالتی دنبال صلح است و البته نمی‌خواهد محل تقابل قدرت‌ها باشد بلکه مایل است تا محل تفاهم آنها باشد. اگر این تفاهم ایجاد شود هم برای آمریکا خوب است هم برای افغانستان.

اگر استراتژی آمریکا علیه افغانستان ثابت مانده باشد و فقط تاکتیک آن تغییر کرده باشد باز هم صلح در افغانستان محقق نخواهد شد؟

اگر استراتژی آنها ادامه جنگ در افغانستان و استفاده از خاک ما برای منافعشان باشد قطعاً این صلح محقق نخواهد شد و نقشه آمریکا افشا می‌شود. اما اگر آمریکا به سالهای 2002 تا 2004 برگردد که در همکاری مطلق با منطقه و کشورهای منطقه مخصوصاً ایران همه برای صلح تلاش می‌کردند دراین‌صورت شانس موفقیت وجود دارد. ما دنبال تقابل قدرت‌ها نیستیم و نمی‌خواهیم افغانستان محل جنگ‌های غیرمستقیم و نیابتی کشورهای مختلف باشد.

برخی کارشناسان معتقدند که استراتژی آمریکا عوض نشده چون هنوز با کانون تروریسم در منطقه یعنی عربستان و کشورهای دوست آن کاری ندارد و مقابله‌ای نمی‌کند. آمریکا سراغ عربستان نرفته و حالا سراغ افغانستانی آمده که خود قربانی تروریسم است.

زمانی که سازمان ملل آمریکا را موظف کرد تا به افغانستان برود و با تروریسم مبارزه کند ما مردم حضور آنها را در افغانستان پذیرفتیم. در ابتدا موفقیت‌های خوبی هم نصیب کشورمان شد از بازسازی گرفته تا تعلیم و تربیت جوانان. در آن مقطع ایران و عربستان هم همکار و همراه افغانستان شدند و کمک‌های مهمی کردند ولی بعدتر دیدیم که آمریکا به لانه تروریست‌ها در کشورهای همسایه مثل پاکستان هیچ توجهی نکرد که باعث ناکامی‌های امروز در رسیدن به صلح و امنیت پایدار شد.

 اگر آمریکا در افغانستان دنبال صلح پایدار است راهش تفاهم با مردم افغانستان و اجازه دادن به مذاکره بین افغانستانی‌ها و همکاری مستقیم و صادقانه با همسایگان ما مخصوصاً ایران است.
ایران و آمریکا با هم سازگار نیستند آمریکا باید به ایران ثابت کند که از خاک ما علیه ایران استفاده نخواهد کرد. این همکاری برای صلح ضروری است. تمام این مذاکرات باید در شفافیت کامل باشد و مردم افغانستان در جریان امور باشند، دراین‌صورت است که ما با آمریکایی‌ها همکاری خواهیم کرد.

زلمی خلیلزاد در قطر با طالبان مذاکره کرد، در مسکو هم نشستی برگزار شد که کشورهای همسایه حضور داشتند اما نمایندگان دولت افغانستان حضور نداشتند. فکر می‌کنید روسیه و آمریکا که امروز برای مسئله افغانستان تلاش می‌کنند دنبال رقابت‌های بین خود هستند یا نگاهشان این است که واقعاً امنیت در کشور شما برقرار شود؟

تلاش ما این است که کشورمان را از رقابت کشورهای بزرگ در امان نگهداریم. افغانستان باید جای تفاهم باشد نه تقابل.
یکی از دستاوردهای حکومت من در  افغانستان این بود که افغانستان محل همکاری و تفاهم بین کشورها حتی میان آمریکا و ایران بود. امیدواریم آمریکا به این حالت برگردد. ما روسیه و آمریکا را به همکاری در افغانستان دعوت می‌کنیم تا هم مذاکرات مسکو و هم مذاکرات آقای خلیلزاد به برقراری صلح پایدار ختم شود.

شما سالها با آمریکایی‌ها کار کردید و آنها را می‌شناسید، فکر می‌کنید استراتژی آنها در منطقه چیست؟ آنها با برخورد دوگانه از تروریست‌ها در منطقه حمایت می‌کنند و در نهایت دنبال مذاکرات صلح هستند؟

من با عملکرد آمریکا در افغانستان شدیداً مخالف بودم و در تضاد با آن بودم چون شعار و عمل آنها یکی نبود، شعارشان امنیت بود اما عملشان بمباران خانه‌ها و نابودی زندگی مردم افغانستان بود. هر وقت آمریکا برنامه جدیدی برای صلح آغاز کند ما طرفداری و همکاری می‌کنیم.

 نیت آمریکا را نمی‌توانم تفسیر کنم اما آرزو می‌کنم که برای عزت، امنیت و سلامت مردم ما همکاری کند. آمریکا باید درک کند که افغانستان همسایگان بزرگی دارد که همه صاحب منطق و ایده هستند. افغانستان دنبال دوستی با همسایگانش است و تلاش آمریکا نباید خلاف این دوستی‌ها و روابط منطقه‌ای باشد.

ایران تمایل دارد در افغانستان صلح باشد، شما در روزها و هفته‌های گذشته با آقای ظریف هم دیدار داشتید، مشخصاً برای برقراری صلح در افغانستان از ایران چه همکاری‌ای نیاز دارید؟

 ایران در افغانستان بازوی صلح است چون صلح ما تأثیر مستقیمی در وضعیت ایران دارد علاوه بر اینکه هم‌مرز هستیم هم‌زبان هستیم و فرهنگ مشترکی داریم. ایران همیشه همکار مردم افغانستان برای برقراری صلح بوده است که باید از رهبر و مردم ایران تشکر کنم.

 ما به آمریکایی‌ها برای برقراری صلح لبیک گفتیم و همکاری می‌کنیم اما مراقب هم هستیم تا معامله دیگری صورت نگیرد و اتفاقاتی که بعد از خروج شوروی رخ داد تکرار نشود. امروز از ایران می‌خواهیم تلاش‌های مختلف برای برقراری صلح در افغانستان را حمایت کند و برای ثبات و امنیت افغانستان تلاش کند همچنین از ایران می‌خواهیم برای تقویت حکومت وحدت ملی و دولت افغانستان کمک کند.

تاکنون ایران همکار برقراری صلح بوده است. قطعاً اختلافات مهمی بین ایران و آمریکا وجود دارد اما ما دیده‌ایم که ایران برای صلح افغانستان با آمریکا هم همکاری کرده است. امیدوارم این همکاری ادامه‌دار باشد اما اگر دوباره آمریکایی‌ها صادق نباشند، ما افغانستانی و شما ایرانی‌ها می‌دانیم که چطور باید رفتار کنیم.

آمریکا همه فشارهای تحریمی را علیه ایران اعمال کرده است، ارزیابی شما از وضعیت فشارهای امروز علیه ایران چیست؟

ما شدیداً مخالف تحریم‌های آمریکا علیه ایران هستیم ابداً این تحریم‌ها را قبول نداریم. توصیه ما به آمریکایی‌ها این است که این رفتار درستی در همکاری‌های بین‌المللی نیست. تصور امروز مردم از آمریکا این است که با یک کشور زورگو روبه‌رو هستند. افغانستان پیرو تحریم‌های آمریکا علیه ایران در هیچ زمینه‌ای نیست.

احادیث