emamian
بیانات در دیدار کارگران
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، کارگران عزیز. سلام صمیمی و قلبی خودم را به وسیلهی شما حضّار محترم به جامعهی کارگری کشور ابلاغ میکنم. انشاءالله که موفّق باشید، مؤیّد باشید. بنده از این جهت خیلی خرسندم که این «هفتهی کارگری» وجود دارد که ما بتوانیم در این هفته با جمع کارگران مواجه بشویم، اقلّاً یک تشکّر زبانی بکنیم از جامعهی کارگری؛ این فرصت برای ما مغتنم است. بله، تشکّر زبانی البتّه کافی نیست، لکن لازم است. بنده صمیمانه تشکّر میکنم از زحمات کارگرانمان، از نجابت کارگرانمان، از همّت کارگرانمان و انشاءالله از پیشرفت جامعهی کارگری.
چند نکته را عرض میکنم. این نکاتی که گفته میشود، ممکن است بعضی از این نکات برای شماها روشن باشد، واضح باشد. علّت اینکه من تکیه میکنم روی بیان این نکات، این است که اینها باید عرف بشود، به افکار عمومی تبدیل بشود، نگاه عمومی جامعه بایستی به این مطالب توجّه پیدا کند. اگر چنانچه یک مطلبی در افکار عمومی به صورت عرف درآمد، فهمیده شد، دانسته شد، پذیرفته شد، آنوقت تحقّق آن خواسته آسان خواهد شد، دولتها و مسئولین و همهی دستاندرکاران کمک خواهند کرد که آن خواسته برآورده بشود؛ ما میخواهیم این تحقّق پیدا کند.
نکتهی اوّل در مورد ارزش کارگر است. خب دربارهی ارزش کارگر خیلی صحبت شده، ما هم عرایضی کردهایم،(۲) دیگران هم گفتهاند ، شماها هم میدانید. بالاترین جملهای که در این زمینه میشود گفت این است که نبیّ مکرّم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، طبق این روایت، به دست پینهبستهی کارگر بوسه زد.(۳) دیگر از این بالاتر چه میشود؟ این ارزش کارگر است. منتها یک نکتهای در اینجا هست؛ در دنیا، کشورهای مختلف، ملّتها و فرهنگهای مختلف، همه روز کارگر دارند، روز کارگر مال همهی دنیا است، لکن نکته اینجا است که نگاه دنیای مادّی به کارگر با نگاه اسلام به کارگر متفاوت است. بله، دنیای مادّی هم برای کارگر اهمّیّت قائل است، لکن چرا؟ چون کارگر یک ابزار است، ابزار تولید ثروت است برای کارفرما؛ نگاه دنیای مادّی به کارگر نگاه ابزاری است، مثل پیچومهره، مثل خود ماشین. اسلام اینجور نیست؛ نگاه اسلام به کارگر و ارزشی که برای کارگر قائل است، ناشی است از ارزشی که برای کار قائل است؛ عمل؛ اسلام برای عمل ارزش ذاتی قائل است.
مراد از این تعبیراتِ «عمل صالح» که در قرآن هست و انواع تعبیرات و تمجیدهایی که از «عمل» در روایاتِ متعدّد هست، فقط نماز و روزه نیست؛ «عمل» یعنی همه جور عملی؛ هم عملی که انسان میکند به عنوان عبادت، هم عملی که انسان میکند برای آوردن نان حلال در سفره؛ این هم عمل است، این هم عمل صالح است؛ «اِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات»(۴) شامل این عمل هم میشود؛ عنوان «عمل» یک عنوان عامّی است. لذا میبینید در قضیّهی سعدبنمعاذ که شهید شده بود، رسول اکرم رفتند داخل قبر، او را گرفتند داخل قبر خواباندند، بعد این لحد را که درست میکردند، مرتّب گفتند گچ بدهید، آب بدهید، گِل بدهید که [لحد را] محکم کنند؛ خب محکم کردن لحد [برای] چیست؟ خب معلوم است چهار روز دیگر خراب میشود. پیغمبر جواب این سؤالِ مقدّر را داد؛ کسی سؤال نکرده بود، امّا یک سؤالی بود که مطرح میشد. پیغمبر جواب داد فرمود بله، ما میدانیم این چند صباح دیگر متلاشی خواهد شد ــ هم آن بدن، هم آن لحد ــ لکن خدا دوست دارد که وقتی انسان یک عملی را انجام میدهد، آن عمل را محکمکاری کند، درست انجام بدهد؛ تعبیر روایت این است: اِنَّ اللهَ تَعالیٰ یُحِبُّ اِذا عَمِلَ اَحَدُکُم عَمَلاً اَن یُتقِنَه.(۵) پس پیدا است که عملی که در لسان روایات هست، شامل اینجور عملی هم هست. این [عمل،] احترامِ ذاتی دارد.
لذا در یک روایتی ــ که این دربارهی جامعه است، دربارهی اجتماعات بشری است ــ [آمده]: مَن یَعمَل یَزدادُ قُوَّةً؛ جامعهای که در آن، کار وجود داشته باشد و عمل انجام بگیرد، قدرت و قوّتِ آن افزایش پیدا خواهد کرد؛ وَ مَن یُقَصِّر فِی العَمَلِ یَزدادُ فَترَةً؛(۶) آن جامعهای و آن فردی که در عمل کوتاهی بکند، سستی او روزبهروز بیشتر خواهد شد. عمل، قوّت ایجاد میکند؛ هم در فرد، هم در جامعه؛ عمل این[جوری] است. پس عمل در اسلام ارزش ذاتی دارد. چه کسی این عمل را انجام میدهد؟ شما؛ کارگر. پس کارگر ارزش ذاتی دارد. ببینید، نگاه این نگاه است. نگاه این نیست که اگر این نباشد، جیب من خالی میماند؛ [این نیست که] به عنوان یک ابزار به کارگر نگاه کند؛ اسلام اینجوری نگاه نمیکند؛ میگوید این دارد عمل میکند و عمل ارزش ذاتی دارد، پس این کارگر هم ارزش ذاتی دارد. بنده این را میخواهم بگویم تا هم شما که کارگر هستید خودتان به ارزش و اهمّیّت جایگاه کارگری توجّه بکنید و تکیه بکنید، هم جامعهی کشور و مردم کشور توجّه کنند که کارگر چقدر اهمّیّت دارد. این یک نکته.
نکتهی دوّم در مورد مسئلهی امروز کشور است که مسئلهی اقتصاد است. یکی از مسائل مهمّ امروز کشور مسئلهی «اقتصاد» است؛ لذاست که ما این چندساله، در شعار سال، روی نقطههای حسّاس اقتصادی تکیه کردهایم. امسال(۷) هم گفتیم «جهش تولید»، نه «افزایش تولید»؛ «جهش»! جهش چه جوری حاصل میشود؟ با مشارکت مردم. بنده عقیدهی راسخ دارم، نظر همهی کارشناسهای اقتصادی صاحبنظر ما هم همین است که اگر مردم وارد میدان اقتصاد بشوند، بخصوص اگر وارد میدان تولید بشوند، تولید جهش پیدا میکند؛ تولید که جهش پیدا کرد، کشور ثروتمند میشود، آحاد مردم ثروتمند میشوند، جیب کارگر پُر میشود، دست کارگر پُر میشود، اشتغال افزایش پیدا میکند، بیکاری کم میشود و مشکلات فراوان کارگری و اقتصادی در کشور از بین میرود. این مسئلهی اقتصاد است.
خب حالا در این شعار ــ «جهش تولید» ــ رکن جهش تولید کیست؟ کارگر؛ یعنی غیر از آن ارزش ذاتیای که قبلاً در نکتهی اوّل عرض کردم، نکتهی دوّم این است که در شعار امسال و در سیاست کلّیای که امسال باید دنبال بشود و مسئولین کشور بحمدالله دارند دنبال میکنند و جلسه میگذارند، بحث میکنند، راهحل انشاءالله پیدا میکنند، نقش کارگر یک نقش برجسته است؛ یعنی نقش یک کارگر ماهر و باروحیه و پُرانگیزه، در جهش تولید، یک نقش انکارناکردنی و غیر قابل انکار است، نقش مهمّی دارد. اگر بخواهیم درست عرض بکنیم، میگوییم [نقش] کارگر و کارآفرین. کارآفرین هم مهم است؛ او هم باید باشد تا کارگر بتواند کار کند. کارگر و کارآفرین دو همکارند در خطّ مقدّم نبرد اقتصادی. امروز ما دچار یک نبرد اقتصادی هستیم دیگر؛ جنگِ اقتصادی است؛ این جنگ هم مثل جنگ هشتسالهی اوّل انقلاب جنگ تحمیلی است؛ آن جنگِ نظامیِ تحمیلی بود، این جنگِ اقتصادیِ تحمیلی است. آمریکا یک جور، کشورهای همراه آمریکا یک جور، با ایران اسلامی، با جمهوری اسلامی، در واقع دارند میجنگند؛ جنگِ اقتصادی است. در این جنگ اقتصادیای که ما داریم، خطّ مقدّم و جبههی جلوییِ خط، متعلّق به کارگر و کارآفرین است؛ [نقش] اینها این است.(۸) ولی نظر من این قسمت قضیّه نبود؛ نظرم این است که شما که دارید با آمریکا مبارزه میکنید، قدر کار خودتان را بدانید؛ یعنی کارگر و کارآفرین در خطّ مقدّم این مبارزه هستند. هرچه شما خوب کار کنید، هرچه به خوب کار کردنِ شما کمک بشود ــ که حالا بعداً عرض خواهم کرد ــ در این نبرد اقتصادی مؤثّر است. این هم نکتهی دوّم.
نکتهی سوّم این است که یک وظایفی در اینجا وجود دارد؛ هم یک وظایفی است که بر عهدهی دولت و مسئولین است در قبال کارگر ــ کارهایی را برای کارگر باید انجام بدهند ــ هم یک وظایفی است بر عهدهی خود کارگر؛ یعنی دو طرف وظایفی دارند که بایستی انجام بدهند. من حالا یک اشارهای به این وظایف میکنم. اوّلاً این را همه توجّه داشته باشند که بهبود حال جامعهی کارگری تأثیر بزرگی در بهبود حال کلّ جامعه دارد. آنطور که حالا به من گزارش کردهاند، ما در حدود چهارده میلیون کارگر داریم که اگر با خانوادههایشان حساب کنیم، بیش از چهلوچند میلیون انسان میشوند؛ خب چهلوچند میلیون یعنی نصف جمعیّت کشور. اگر تلاشی انجام بگیرد، کاری انجام بگیرد که حال جامعهی کارگری خوب بشود، معنایش این است که حال نصف جامعهی کشور خوب شده؛ این چیز خیلی مهمّی است. حالا این وظایفی که اینجا وجود دارد که من بعضی از آنها را یادداشت کردهام، عرض بکنم.
مسئلهی اوّل که یکی از مهمترین نیازهای جامعهی کارگری است و وزیر محترم(۹) هم اینجا هستند، مسئولین کشور هم میشنوند، مسئلهی امنیّت شغلی است. «امنیّت شغلی» یعنی اینکه کارگر به آیندهی کاریِ خودش اطمینان داشته باشد. ما در یک دورهای مبتلا شدیم به تعطیلی کارخانهجات بزرگ و احیاناً سابقهدار. خب یک کارخانهی بزرگ که تعطیل میشود، گاهی اوقات چند هزار کارگر بیکار میشوند؛ این چیز خیلی مهمّی است. خب حالا بحمدالله در این یکی دو ساله، به همّت مسئولین، خیلی از کارگاههای تعطیلشده راه افتاد. آنطور که به من گزارش کردهاند، نزدیک به ده هزار کارخانه که تعطیل یا نیمهتعطیل بود، احیا شد، زنده شد؛ این کار باید ادامه پیدا کند. انواع و اقسام روشها برای امنیّت شغلی برای کارگران بایستی فراهم بشود. بنابراین، مسئلهی امنیّت شغلی یکی از وظایفی است که بر عهدهی مسئولین است که کارگری که حالا با قناعت و با نجابت مشغول کارش است، لااقل بداند که آیندهی شغلیاش تضمینشده است و مشکلی برایش پیش نمیآید.
یک نکتهی دیگر مسئلهی بیمهها است که وزیر محترم اشاره کردند؛ مسئلهی بیمهها خیلی مهم است. سیاستهای کلّی تأمین اجتماعی که شامل کارگر و غیر کارگر میشود، مدّتها پیش ابلاغ شده،(۱۰) رئیسجمهور محترم(۱۱) هم دستور داده که آئیننامههایش تهیّه بشود؛ منتها آنطور که به بنده گزارش کردهاند، تا حالا کارهایی که باید انجام بگیرد، درست و کامل انجام نشده.
یک مسئلهی مهم، ایمنی نیروی کار است؛ نیروی کار بایستی در محیط کار دچار آسیب نشود. ایمنی نیروی کار خیلی مهم است. یکی از نیازهای مهمّ کارگر که وظیفهای را در مقابل مسئولین دولتی و صاحبان کارگاهها و بیشتر، دولت و امثال اینها قرار میدهد، نیاز به مهارت است. کارگر آماده است کار کند، [منتها] یک جاهایی احتیاج دارد به مهارت بیشتر. این مهارتافزایی و دانشافزایی در مورد کار، خیلی به پیشرفت کار کمک میکند؛ هم به نفع کارگر است، هم به نفع کشور است. این مهارتافزایی هم که توانمندسازی نیروی کار است ــ نیروی انسانی از لحاظ مهارت کاری توانمند بشود ــ یکی از [وظایف] اینها است.
از همین باب، مسئلهی جستجوی استعدادهای درخشان است. در بین جامعهی کارگری، گاهی استعدادهای برجستهای وجود دارد که ابتکارهایی به ذهنشان میرسد؛ اگر چنانچه دستگاههای ذیربط اینها را شناسایی کنند، استعدادها را پیدا کنند، به اینها میدان بدهند، مجال بدهند که بتوانند نوآوری و خلّاقیّت بکنند، به نظر من وضع جامعهی کارگری و وضع کار در کشور بسیار پیشرفت خواهد کرد.
البتّه بعضی از این وظایفی که عرض کردیم، بر عهدهی دستگاههای دولتی است، مثل وزارت کار یا حتّی دستگاههای آموزشی و مراکز آموزشی. بنده مکرّر به وزارت آموزشوپرورش در مورد آموزش فنّیوحرفهای توصیه کردهام؛(۱۲) این به نیروی کار و مهارتافزایی آنها خیلی کمک میکند. حالا نظر بعضیها این است که شاید لازم باشد و ممکن باشد که در دانشگاهها، در مدارس، در آموزشوپرورش، در کنار درسهای نظری، آموزشهای عملی هم داده بشود و حتّی شناسه بدهند، مدرک تحصیلی بدهند تا شایستگی و صلاحیّت کار در یک کارگر، در یک جوان که اینجا مثلاً تحصیل فنّی کرده، معلوم بشود و بتواند کار کند. این هم یک مسئلهی دیگر است که عرض کردیم بعضی از اینها بر عهدهی دولت است، بعضی هم بر عهدهی خود مدیران بنگاههای تولیدی است. اگر چنانچه این وظایف انجام بگیرد، به نظر ما جامعهی کارگری ارتقاء پیدا میکند؛ اینها وظایفی است در قبال جامعهی کارگری.
خود جامعهی کارگری هم وظایفی دارند. در اسلام اینجوری است دیگر؛ هر کسی که حقّی بر شما دارد، شما هم حقّی بر او دارید؛ حقوق، متقابلند. حقّ بر شما مستلزم این است که شما هم حقّی داشته باشید؛ اگر شما بر کسی حق دارید، او هم بر شما حقّی دارد. این حقوق، متقابل است. یک وظیفهی کارگر این است که کار را ارزش بداند. توصیهی جدّی من به جامعهی کارگری این است: شما که کارگر هستید، مشغول کار هستید، بدانید که دارید ارزشآفرینی میکنید. مسئله فقط این نیست که «کار میکنیم، نان حلال سر سفره میبریم»؛ البتّه این هست، امّا فقط این نیست. شما کار که میکنید، دارید کشور را آباد میکنید. کار شما موجب آبادی کشور است. کشور که آباد شد، آبرو و سرافرازی به وجود میآید، کشور قدرتمند میشود. خواندم روایت را که اگر کار انجام گرفت، کار برای کشور قوّت میافزاید. بنابراین، کار شما دو جنبه دارد: یک جنبهی شخصی، یک جنبهی عمومی؛ خب این خیلی ارزش دارد. خود شما به ارزش کار توجّه کنید.
دوّم اینکه کار را امانت بدانید؛ این وظیفهای که به شما سپرده شده، امانتی است دست شما. سوّم اینکه کار را محکم انجام بدهید، متقن انجام بدهید، کار سرهمبندی نشود، که البتّه بنده روی این مسئله بارها در گذشته تکیه کردهام، مثالهای متعدّدی زدهام، [لذا] نمیخواهم تکرار کنم.(۱۳) انضباط در محیط کار، احساس مسئولیّت نسبت به کار، اینها همه وظایف کارگری است.
اینکه میگوییم «کار را ارزش بدانیم»، مخصوص خود جامعهی کارگری نیست؛ همهی مردم باید کار را ارزش بدانند. [این کار] دو فایده دارد: یک فایده این است که [جامعه] به کارگر به چشم یک موجود ارزشمند نگاه میکند. وقتی که جامعه کار را ارزش دانست، کارگر را ــ هر کارگری؛ کارگری که روی ماشین کار میکند، کارگری که روی زمین کار میکند، کارگری که در ساختمان کار میکند؛ آن که اصطلاح «کارگر» بر او صادق است ــ یک موجود ارزشمند به حساب میآورد. دوّم اینکه خود آن آدم هم میل به کار پیدا میکند. ما یک تعداد جوان داریم در کشور، متأسّفانه جوانند امّا هیچ میلی به کار ندارند، دنبال کار هم نمیروند؛ نه آموزشِ کار میبینند، نه جستجوی کار میکنند. بعضیها را هم داریم که دنبال کار هستند، منتها کار را فقط پشتمیزنشینی میدانند، دنبال آن هستند؛ در حالی که پشتمیزنشینی اوّلاً همیشه کار نیست، بعضی اوقات بیکاری است، وانگهی حالا آنجایی هم که کار محسوب بشود، منحصر به پشتمیزنشینی نیست. بنابراین، جوانها باید در فرآیند تولید در کشور نقش بیافرینند، نقشآفرینی کنند؛ این، آن وقتی انجام میگیرد که احساس بشود که کار ارزشمند است.
یک نکتهی دیگر در مورد مسئلهی مشارکت مردم در تولید است که خب ما گفتیم «جهش تولید با مشارکت مردم». «مشارکت مردم» چه جوری [حاصل] میشود؟ این سؤال است دیگر. حالا یک نفری فرض کنید که مایل است در جهش تولید شرکت کند؛ چه جوری شرکت کند؟ چه کسی باید به او یاد بدهد؟ حرف من این است. یکی از وظایف مهمّ مسئولین این است که بنشینند زمینههای حضور مردم و مشارکت مردم در تولید را، در کار تولیدی را تبیین کنند و زمینهها را آماده کنند. حالا مثلاً یکیاش تعاون است ــ ایجاد شرکتهای تعاونی تولید ــ یکیاش کمک به کارهای خانگی است؛ یکی کمک به کارهای دستی است؛ یکی کمک به ایجاد شرکتهای دانشبنیان است. البتّه دولت میتواند از صاحبنظران اقتصادی که در دولت بحمدالله هستند و در خارج دولت هم هستند، استفاده کند؛ اینها میتوانند راههای فراوان دیگری را ارائه بدهند که [موجب] مشارکت مردم باشد؛ مشارکت در زمینهی مسائل صنعتی، مسائل خانگی، صنایع دستی، مسئلهی کشاورزی، مسئلهی دامداری؛ در همهی اینها مردم میتوانند مشارکت کنند؛ راهش باید به مردم نشان داده بشود، زمینهی مشارکت مردم فراهم بشود، بحث مشارکت مردم آسانسازی بشود.
البتّه یک نکتهی دیگر هم هست که مربوط به دولت است، [و آن اینکه] اعتبارات بانکی هم به سمت تولید هدایت بشود، که امروز البتّه اینجور نیست. اعتبارات بانکی و تسهیلات بانکی باید بیشتر به سمت تولید هدایت بشود؛ مسئولین بانکی باید به این توجّه کنند.
نکتهی آخر مربوط به تحریمها است. خب ما وقتی راجع به مسائل اقتصادی صحبت میکنیم، نمیتوانیم راجع به تحریمها بیتفاوت باشیم. ما سالها است با تحریمهای شدید مواجهیم؛ تحریمهایی که خود تحریمکنندهها، یعنی عمدتاً آمریکاییها و به تبع آنها بعضی از اروپاییها، گفتند این تحریمهایی که نسبت به ایران انجام گرفته در تاریخ بیسابقه است! خودشان گفتند. خب، اوّلاً هدف از این تحریمها چیست؟ آنها یک اهدافی را ذکر میکنند، [ولی] دروغ میگویند؛ هدف، اینها نیست. بحث انرژی هستهای را مطرح میکنند، بحث سلاح هستهای را مطرح میکنند، بحث حقوق بشر را مطرح میکنند؛ مسئله اینها نیست. [میگویند] ما ایران را تحریم میکنیم به خاطر اینکه از تروریسم حمایت میکند! «تروریسم» کیست؟ مردم غزّه! مردم غزّه از نظر آن حضرات تروریستند! یک دولتِ خبیثِ جعلیِ غاصبِ بیرحمی، در ظرف شش ماه، نزدیک چهل هزار آدم را که چند هزار نفرشان کودکند، به قتل میرساند، قتلعام میکند، [امّا] او تروریست نیست، و آن مردمی که زیرِ بمبارانِ او هستند تروریستند! پس این بهانهها، بهانههای دروغین است؛ هدف از تحریم، این مسائل نیست.
هدف از تحریم در تنگنا گذاشتن ایران اسلامی است. میخواهند جمهوری اسلامی ایران را با تحریم در تنگنا بگذارند؛ که چه بشود؟ که از خطوط استعماری و استکباری آنها تبعیّت کند، تسلیم خواستههای زورمدارانه و توقّعات قدرتطلبانهی آنها بشود، سیاستهایش را تابع سیاستهای آنها بکند؛ هدف این است. حالا بعضی خیرخواهانه ــ نظرشان خیرخواهی است انشاءالله ــ مدام توصیه میکنند که «خب آقا با آمریکا مثلاً فلان[توافق را] کنید، یک چیزی میگویند گوش کنید»! خب توقّعات آنها که تمامی ندارد؛ توقّعات آمریکا که تمامی ندارد. چند سال قبل از این، همین جا داخل حسینیّه راجع به مسائل هستهای صحبت بود، بنده در صحبت عمومی(۱۴) گفتم آمریکاییها مشخّص کنند چه اندازه عقبنشینی هستهای اگر انجام بگیرد، آنها قانع میشوند؛ حاضر نیستند مشخّص کنند؛ معلوم است. قدمبهقدم میآیند تا میرسند به آنجایی که در یک کشور آفریقایی شمال آفریقا اتّفاق افتاد؛(۱۵) یعنی تمام وسایل هستهای را جمع کنیم. یک کشور احتیاج دارد به انرژی هستهای [برای] مداوای هستهای و درمان هستهای ــ از این پیشرفتهای هستهای، صدها کارِ لازم در کشور انجام میگیرد ــ همهی اینها باید تعطیل بشود؛ آنها این را توقّع دارند. در زمینههای سیاسی، در زمینههای اقتصادی، در تدابیر کلّی کشور، آنها تبعیّت محض میخواهند. میگویند اصلاً در مقابل ما تسلیم بشوید؛ همان وضعی که بعضی از دولتها دارند که میبینید، میدانید؛ ثروتشان در اختیار آنها، آبرویشان در دست آنها، سیاستشان دنبالهرَوی از آنها؛ آنها این را میخواهند. خب معلوم است که نظام اسلامی، غیرت اسلامی، ملّت بزرگ و باسابقهی اسلامی محال است که تسلیم یک چنین زورگوییای بشود. بحث تحریمها این است.
البتّه بله، تحریمها به اقتصاد کشور صدمه میزند؛ در این شکّی نیست، در این تردیدی نیست؛ یعنی بخشی از مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمها است؛ در این تردید نیست؛ لکن یک نکتهای در کنار این وجود دارد و آن اینکه همین تحریمها موجب شکوفایی استعدادها در درون کشور میشود، همین تحریمها موجب بُروز ظرفیّتهای کشور میشود. ما امروز بسیاری از چیزهایی را که مجبور بودیم با هزینهی گزاف از دولتهای خارجی ــ بعضیشان دشمن ــ تهیّه کنیم و وارد کنیم، در داخل کشور میسازیم؛ چرا؟ برای خاطر اینکه مجبور شدیم؛ آنها به ما نفروختند، آنها راه را بستند، ما به خودمان مراجعه کردیم، در درون خودمان رشد کردیم. جوان ما و دانشمند ما توانست آن وسیلهای را که آنها با منّت و با قیمت گران به ما میفروختند، با قیمت ارزان در داخل تولید کند. یک ملّت زنده اینجور است؛ یک ملّت زنده از دشمنیِ دشمن هم برای خودش فرصت درست میکند.
این توصیهی همیشگی ما است به جوانان عزیزمان، به مسئولان محترممان، به مردان و زنان غیور و متدیّنمان: از دشمنیِ دشمن برای خودتان فرصت درست کنید. حالا یک نمونهاش همین مسئلهی تسلیحات و پیشرفتهای تسلیحاتی است؛ دشمنان را متعجّب کرد که ایران در بحبوحهی تحریم بتواند سلاح پیشرفته، آن هم با این تعداد، به وجود بیاورد! بله، میتواند؛ بیشتر از این هم میتواند، بهتر از این هم میتواند، انشاءالله پیشرفتهتر از این هم میتواند. فقط هم سلاح نیست؛ حالا سلاح، خودش را یک جا نشان داد.(۱۶) در خیلی زمینهها همینجور است؛ ما امروز در زمینهی پزشکی، در زمینهی سلامت، با همهی گرفتاریهایی که وجود دارد، با همهی تحریمها، جزو پیشتازان هستیم. مسئلهی پزشکی ما در منطقهی خودمان که شاید نظیری نداشته باشد، در دنیا هم پزشکیمان جزو موارد برجسته است. در زمینههای صنعتی همینجور، در بخشهای گوناگون مهندسی همینجور. در یک جاهایی هم البتّه عقبیم؛ [اگر] همّت کنیم، در همهی جاها پیشرفت خواهیم کرد.
حالا دشمن با بهانهی تروریسم و امثال اینها ما را تحریم میکند؛ این تحریمها هم اثرش بتدریج دارد کمرنگ میشود؛ چند سال تحریم کردند، دیدند فایدهای ندارد. منابع معتبر جهانی میگویند رشد تولید ناخالص ملّی ایران در این سال، از سال قبل بیشتر است؛ خب چرا بیشتر است؟ چون بیشتر کار میکنند، چون بهتر کار میکنند، چون تحریمها آنها را از پا درنمیآورد، چون دل به کمک بیرون از کشور و بیرون از مرزها نمیبندند. این را باید تقویت کرد؛ این روحیه را بایستی در کشور افزایش داد.
به این حرفهایی که آنها بگویند «آقا شما طرفدار تروریسم هستید» [اهمّیّت ندهید]. به جبههی مقاومت میگویند تروریسم! میگویند شما چرا از فلسطین حمایت میکنید. حالا امروز همهی دنیا دارند از فلسطین حمایت میکنند؛ در خیابانهای کشورهای اروپایی، در خیابانهای واشینگتن و نیویورک، مردم راه میافتند از فلسطین حمایت میکنند و به نفع فلسطین شعار میدهند؛ مخصوص ما که نیست. [میگویند] از حزبالله [لبنان] چرا حمایت میکنید. یک موردی را نشان دادند که پرچم حزبالله را در یکی از خیابانهای یکی از شهرهای آمریکا بلند کردهاند؛ مردم دارند در دنیا از اینها حمایت میکنند؛ اینها مقاومتند، اینها غیرتند، اینها ضدّ ظلمند. فلسطینی دارد از خانهی خودش دفاع میکند؛ خانهای که غصب شده، خانهای که بزور از او گرفته شده. شهرکنشین به پشتیبانی پلیس خبیث رژیم صهیونیستی میآید باغ طرف را، مزرعهی طرف را، خانهی مسکونی طرف را با بولدوزر صاف میکند، برای اینکه آنجا شهرک بسازد، [در حالی که] فلسطینی دارد از خانهی خودش دفاع میکند؛ او تروریست است؟ جبههی مقاومت تروریست است؟ تروریست آن کسی است که اینها را بمباران میکند، در این فاجعهای که اینها آفریدهاند؛ البتّه به جایی هم نرسیدهاند و به جایی هم نخواهند رسید.
علیایّحال، برای ملّت ما معلوم باشد ــ و معلوم است برای ملّت ــ که دشمنی با ملّت ایران، به خاطر این مسائلی که اینها میگویند و دروغهایی که سرِ هم میکنند نیست؛ دشمنی به خاطر این است که ایران کشور مستقلّی است، زیر بار آنها نمیرود، زورگوییشان را قبول نمیکند، حاضر نیست دنبالهروِ سیاستهای این و آن باشد، آن هم سیاستهای شکستخورده. امروز خود این قدرتهای بهاصطلاح برجستهی عالم، اعتراف میکنند که در حال شکستند. من یک خبری دیدم از یکی از مجلّات آمریکایی ــ مال همین دو سه روزه است ــ که میگوید اعتباری که آمریکا در ظرف دویست سال به دست آورده بود، در ظرف بیست سال دارد از دست میدهد و از دست داده. این را خود آنها میگویند؛ مجلّهی معتبر آمریکایی مینویسد این را؛ ما که نمیگوییم. حالا همین سیاستِ عقبماندهی شکستخوردهی ناکامِ خلافِ فطرتِ بشری و خلافِ همهی ارزشهای الهی و انسانی، توقّع دارد که یک ملّت مستقلّی مثل ایران ــ ملّتی باسابقه، ریشهدار و متمدّن ــ بیاید از سیاستهای او پیروی کند! خب معلوم است که نمیشود.
ملّت ایران ایستاده و محکم است. و این استحکام را در عمل باید نشان بدهیم، در کار باید نشان بدهیم، در تحصیل علم باید نشان بدهیم، در تحقیقات باید نشان بدهیم، در اتّحاد ملّیمان باید نشان بدهیم. اگر این شد، آنوقت سختیها و گرفتاریها هم در دل خود، گشایش به ما ارائه خواهند داد. سختی تحمیلی ــ آن سختیای که دشمن تحمیل میکند ــ در دل خود، فرصت و گشایش دارد؛ مشروط بر اینکه ما تنبلی نکنیم، مشروط بر اینکه ما کاهلی نکنیم. بحمدالله ملّت زنده است و ظرفیّتِ زندهتر بودن در کشور ما وجود دارد؛ اگر انشاءالله در همین جهت [پیش] برویم، به توفیق الهی، افقِ روشنِ آینده قابل دسترسی است و ملّت ایران انشاءالله [به آن] خواهد رسید.
امیدواریم خداوند شما ملّت ایران را و همهی جامعهی مؤمن کارگری را حفظ کند و شما را بر دشمنانتان پیروز کند و روح شهدا را از ما راضی کند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
ویژگیهای شخصیتی از والدین به ارث میرسد؟
جامعه ما به شدت معتقد است که خانوادهها ویژگیهای شخصیتی را منتقل میکنند و ما اغلب عباراتی مانند «او دقیقاً مانند پدرش است» یا «او شبیه مادرش است» را میشنویم. این گفتهها این باور را تقویت میکند که قرار است کودکان منعکسکننده شخصیت والدین خود باشند.
نتایج تحقیق اخیر این فرض طولانیمدت را به چالش میکشد و نشان میدهد که ارث مستقیم ویژگیهای شخصیتی از والدین به فرزند ممکن است بهطرز شگفتآوری محدود باشد. محققان دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند و دانشگاه تارتو (استونی) تحقیقات جامعی را در مورد راههای انتقال شخصیت از والدین آغاز کردند.
دکتر رنه موتوس، نویسنده اصلی این مقاله میگوید: «به همین دلیل است که ژنهایی که والدین به فرزندان خود منتقل میکنند برای شبیهسازی بیشتر ویژگیهای شخصیتی آنان کافی نیست.»
آیا واقعاً شخصیت از والدین به ارث رسیده است؟
محققان به این نتیجه رسیدند که پیشبینی دقیق ویژگیهای شخصیتی کودک از روی ویژگیهای مادر یا پدرش غیرممکن است. این یافته فراتر از توجه به تفاوتهای جزئی بین والدین و فرزندان است و نشان میدهد که ممکن است اساساً از نظر شخصیتی بیشتر از یک غریبه در خیابان شبیه والدین خود نباشیم.
این تصور که وراثت شخصیتی محدود است، ما را وادار میکند تا در نحوه نگرش خود و اعضای خانواده خود تجدیدنظر کنیم. این موضوع به ما یادآوری میکند که شخصیت ما صرفاً شخصیت والدین ما نیست، بلکه افراد پیچیدهای هستیم که توسط عوامل متعددی فراتر از ژنتیک و به تنهایی شکل گرفتیم.
این مطالعه وراثتپذیری شخصیت را در حدود ۴۰ درصد تخمین میزند. وقتی دانشمندان تخمین میزنند که شخصیت وراثتپذیری حدود ۴۰ درصد است، نشاندهنده تأثیر ژنتیکی قابلتوجهی در شکل دادن به شخصیت ماست. این مورد نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از تنوع در شخصیت ما که الگوهای تفکر، احساس و رفتار ماست را میتوان با توجه به دیانای که از والدین بیولوژیکی خود به ارث بردهایم ردیابی کرد.
نتایج تحقیقات نشان میدهد که تربیت ما با وجود تأثیر ژنتیکی قابلتوجه، تأثیر مستقیم نسبتاً کمتری بر ویژگیهای اصلی شخصیت ما دارد، با این حال، نتایج نشان می دهد که وقتی صحبت از عناصر اساسی شخصیت به میان میآید، تربیت مشترک ممکن است عامل تعیینکننده مهمی نباشد که اغلب تصور میشود.
تعامل ما با محیط بر شخصیت تاثیر دارد؟
این تحقیق تعامل مداوم و پیچیده بین طبیعت و پرورش را روشن میکند. ما محصول ژنهای خود هستیم و با تجربیات، روابط و تأثیرات محیطی در تعامل هستیم.
این ایده که پویایی خانواده ما میتواند به شدت شخصیت ما را دیکته کند، فرضی است که توسط تحقیق کنونی به چالش کشیده شده است و نشان میدهد که فراتر از تأثیرات ژنتیکی، چگونگی رشد شخصیتهای منحصربهفردمان در تعامل پویا بین استعدادهای ذاتی و دنیای اطراف ما نهفته است.
این تحقیق نیاز به ارزیابی مجدد مشاهدات روزمره دارد و تأکید میکند که شخصیت ما تنها کپی از والدین ما نیست. توجه به این نکته بسیار مهم است که شخصیت ویژگی چند عاملی در نظر گرفته میشود، به این معنی که عوامل زیادی، هم ژنتیکی و هم محیطی، میتوانند در آن نقش داشته باشند.
نحوه تربیت کودک بر شخصیت تأثیر دارد؟
نحوه تربیت کودک نیز میتواند بر شخصیت تأثیر بگذارد. تجارب همچنین میتوانند بر شخصیت نهایی ما تأثیر بگذارند.
دکتر موتوس میگوید این یافتهها به این نتیجه نمیرسد که ویژگیهای شخصیتی قابل وراثت نیستند، اما این وراثت قابل توجه نیست. در عوض، ویژگیهای شخصیتی به احتمال زیاد از طریق ژنها نه از طریق تربیت به ارث میرسند. بر اساس دقیقترین تخمینها، حدود دو سوم دلایلی که افراد دارای ویژگیهای شخصیتی متفاوت هستند، به ژنهای آنها مربوط میشود.
این یافته ها نباید تأثیر عمیق نفوذ والدین را در سایر جنبههای زندگی ما کاهش دهد. با این حال، محققان تأکید میکنند که وقتی صحبت از جنبههای اصلی شخصیت میشود، ممکن است آزادی بیشتری نسبت به آنچه قبلاً تصور میشد برای شکلدهی مسیرهای خود داشته باشیم.
راهکارهایی برای کاهش میل به شیرینی جات
شاید شما هم از آن دست افرادی باشید که گاه و بیگاه به مصرف شیرینیجات تمایل دارید و بارها تصمیم به ترک این عادت گرفتید اما موفق نشدید.
میتوانید با پنج ترفند ساده، میل به شیرینیجات را کاهش دهید:
۱. دوش آب گرم بگیرید :
مطالعات نشان میدهد حداقل ۵ تا ۱۰ دقیقه دوش آب گرم یا حمام آب گرم در برخی افراد که هوس قند دارند، باعث فراموشی و تسکین این هوس میشود.
۲. آب بنوشید
گاهی اوقات علت میل به شیرینیجات، کمآبی بدن است. در مواقعی که تمایل به مصرف قند و شیرینی دارید، یک لیوان آب بنوشید تا موقتاً از این حس فاصله بگیرید.
۳. خوب بخوابید
طبق تحقیقات، خواب نامناسب و ناکافی در شب منجر به مصرف قند یا غذاهای ناسالم در روز بعد میشود. همچنین مدت زمان خوابیدن با بهبود میزان حساسیت به انسولین و کاهش اشتها و میل به خوردن شیرینی و شوری مرتبط است.
۴. استرس خود را کنترل کنید
برخی افراد در مواقعی که مضطرب هستند، به مصرف شیرینیجات روی میآورند. سعی کنید با نوشیدن آب، تنفس عمیق و دوری از موقعیت تنشزا، بر استرس و اضطراب خود غلبه کنید تا به سمت مصرف شیرینیجات نروید.
۵. پیادهروی سریع داشته باشید
پیادهروی به دو منظور برایتان مفید است؛ اول، سبب هضم وعده غذایی قبلی میشود. دوم اینکه ورزش باعث آزاد شدن اندورفین در مغز و ایجاد حس خوب میشود که میتواند به از بین بردن ولع شیرینیجات کمک کند.
خوردن این میوه به کنترل فشار خون کمک میکند
تحقیقات نشان میدهد که خوردن دو عدد سیب کامل در روز به دلیل داشتن فیبر محلول و پلیفنول، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و همچنین فشار خون بالا را کاهش میدهد.
سیب همچنین حاوی ویتامینهای ث (C)، کا (K)، ئی (E)، ب۱ (B ۱)، ب۶ (B ۶)، مس و پتاسیم است. یک سیب متوسط ۱۰۴ کالری و پنج گرم فیبر دارد. خوردن سیب با کره بادام زمینی یا در اسموتی (Smoothie)، میانوعدهای سالم و پر فیبر برای قلب محسوب میشود.
خواب رفتن پاها نشانه کمبود این ویتامین در بدن است
احساس خستگی، بروز زخمهای دهانی و همچنین افت توان ذهنی از جمله علائم کمبود ویتامین B۱۲ هستند اما درصورتیکه در پاهای خود احساس خواب رفتگی میکنید هم احتمالا با خطر کمبود این ویتامین مواجه هستید و این علائم نشاندهنده ضرورت گنجاندن خوراکیهای حاوی این ویتامین به رژیم غذایی روزانهتان است.
بدن برای ساختن گلبولهای قرمز خون به ویتامین B۱۲ نیاز دارد. همچنین برای حفظ سلامت سیستم عصبی و تولید DNA وجود این ویتامین ضروری است. به علاوه بدن برای تولید میلین از این ویتامین استفاده میکند. میلین ماده چربی است که اطراف عصب را میپوشاند. اما بدون وجود مقدار کافی از این ویتامین، عصبها پوشش حفاظتی خود را از دست میدهند و فرد دچار احساس خواب رفتگی میشود.
همچنین از دیگر علائم کمبود ویتامین B۱۲ میتوان به سردرد، احساس خستگی و از دست دادن اشتها اشاره کرد.
برای رفع کمبود ویتامین B۱۲ علاوه بر مکمل ها و داروهای موجود می توان از محصولات حیوانی نظیر ماهی، گوشت، مرغ، تخم مرغ، جگر و همچنین محصولات لبنی و غلات استفاده کرد.
به گفته محققان، سالها زمان نیاز است تا علائم کمبود ویتامین B۱۲ ظاهر شود و تشخیص آن میتواند پیچیده باشد.
تولید کتاب و ترویج کتابخوانی، وظیفه مهم مسئولان
رهبر انقلاب در این بازدید ضمن گفتگو با ناشران، نویسندگان و صاحبان غرفههای کتاب، از نزدیک در جریان تازههای نشر و وضعیت بازار کتاب و همچنین میزان استقبال از نمایشگاه قرار گرفتند.
حضرت آیتالله خامنهای پس از بازدید از نمایشگاه کتاب در مصاحبهای، انگیزه خود از چنین بازدیدی را در درجه اول میل شخصی و علاقه به کتاب برشمردند و افزودند: یکی دیگر از دلایل بازدید از نمایشگاه کتاب، زمینهسازی برای ترویج کتاب و کتابخوانی است.
ایشان گفتند: اعتقاد من این است که همه آحاد مردم در طبقات مختلف سنی و علمی نیازمند به کتاب هستند و هیچ چیزی نمیتواند جای کتاب را بگیرد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تاثیر فضای مجازی برموضوع کتابخوانی، خاطر نشان کردند: نباید فضای مجازی جای کتابخوانی را بگیرد و کتاب باید همواره در سبد خرید و در مجموعه اوقات مردم جای خاص خود را داشته باشد.
حضرت آیتالله خامنهای با تاکید بر اینکه مسئولان وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی باید به کسانی که در کار نشر و تولید کتاب فعال هستند کمک کنند، افزودند: البته در این بخش کمکهایی میشود و این روند باید ادامه یابد اما کار مهم دیگر این است که فعالان فضای مجازی، ترویج کتاب و کتابخوانی را از جمله وظایف خود بدانند.
ایشان تاکید کردند: فعالان فضای مجازی کتابهای خوبی را که در زمینههای مختلف علمی، ادبیات، تاریخ، هنر، مسائل دینی و اعتقادی و در یک کلام «کتابهای مفید» را معرفی و ترویج کنند.
رهبر انقلاب اسلامی به چند نکته قابل توجه در نمایشگاه کتاب امسال نیز اشاره کردند.
حضرت آیتالله خامنهای گفتند: افزایش کارهای جدید، افزایش شمارگان کتابها و تجدید چاپ مکرر برخی کتابها از خبرهای خوب نمایشگاه امسال است.
بخش پایانی سخنان رهبر انقلاب یک توصیه مهم به مسئولان و دستگاههایی بود که با نوجوانان و جوانان سروکار دارند.
حضرت آیتالله خامنهای گفتند: دستگاههایی همچون وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات و حوزه هنری باید در زمینه تولید کتاب مناسب برای نسل جوان و «وزارت آموزش و پرورش» و «وزارت علوم» نیز باید در زمینه ترویج کتابخوانی میان نوجوانان و جوانان بیش از پیش تلاش کنند تا هم زمینه کتابخوانی فراهم شود و هم کتاب خوب در اختیار آنان قرار گیرد.
ایشان یکی از نیازهای جدی برای نسل جوان را تولید کتاب در زمینه شرح قضایا و حوادث گوناگون دانستند و افزودند: در زمینه قضایایی همچون مشروطیت، دفاع مقدس، «انقلاب اسلامی» و شخصیت برجسته و کمنظیری همچون امام(ره) یا کتاب مناسب وجود ندارد و یا کتاب «خواندنی» بسیار کم است که باید در این موضوعات تولید کتاب مناسب برای نسل جوان انجام گیرد.
بدرقه حاجیهای ایرانی به عربستان
پروازهای حج تمتع از بامداد دوشنبه ۲۴ اردیبهشتماه از فرودگاه بینالمللی تهران با اعزام نخستین کاروانها و با بدرقه حجتالاسلام والمسلمین سید عبدالفتاح نواب ـ نماینده ولی فقیه در امور حج وزیارت ـ، سیدعباس حسینی ـ رییس سازمان حج و زیارت ـ، مهرداد بذرپاش ـ وزیر راه و شهرسازی ـ، جمعی از مسئولان هواپیمایی و عبدالله بن سعود العنزی ـ سفیر عربستان در ایران، آغاز شد.
نخستین گروه از زائران با یک پرواز به ظرفیت ۲۶۲ نفر، بامداد ۲۴ اردیبهشت ماه از تهران راهی مدینه شدند.
پروازهای حج از ۲۱ ایستگاه پروازی به مقصد مدینه و جده انجام میشود و بخشی از زائران مدینه قبل و بخشی دیگر مدینه بعد هستند.
پروازهای رفت حج تمتع تا ۱۸ خردادماه ادامه خواهد داشت. امسال در موسم حج تمتع ۸۷ هزار و ۵۵۰ نفر از ایران به حج تمتع اعزام میشوند.

محمد محمدیبخش ـ رئیس سازمان هواپیمایی کشوری ـ در آیین بدرقه اعزام نخستین گروه زائران حج تمتع که شامگاه یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه در ترمینال سلام فرودگاه امام خمینی (ره) برگزار شد، گفت: تمام اقدامات و تدابیر لازم برای آنکه زائران با ناوگان هوایی کشورمان، در رفاه و ایمنی به به فرودگاههای مدینه وجده اعزام شوند و بعد از انجام اعمال و مناسک به کشور بازگردند، انجام شده است.
سیدعباس حسینی، رئیس سازمان حج و زیارت در این مراسم با قدردانی از تمام نهادها و دستگاههای که در خدمترسانی به زائران مشارکت دارند، بیان کرد: روحی دوباره در سازمان حج و بعثه مقام معظم رهبری با تفقد رهبر انقلاب نسبت به سازمان حج، بعثه مقام معظم رهبری، دستاندرکاران و کارگزاران حج دمیده شد. از ابراز محبت و التفات مقام معظم رهبری و تفقد ایشان نسبت به فرزندانشان در سازمان حج وزیارت و بعثه مقام معظم رهبری و همه کارگزاران حج در راستای خدمت رسانی به ضیوف الرحمن تشکر می کنیم.
رئیس سازمان حج و زیارت در ادامه تاکید کرد: زائران باید به برخی نکات توجه جدی داشته باشند، رعایت قوانین و مقررات کشور میزبان (عربستان)، همدلی و همراهی با مجموعه سازمان حج و زیارت و بعثه مقام رهبری و همچنین همزیستی با همسفران در این سفر حائز است.
او ادامه داد: همکاران ما در سازمان هواپیمایی زحمات زیادی متحمل شدند تا عملیات عمره را هرچند محدود برگزار کنند و پایان عملیات عمره و برگشت آخرین پرواز زائران عمره با آغاز عملیات حج و اعزام نخستین کاروانهای حجاج سال جاری مصادف شده است که آن را به فال نیک میگیریم و امیدواریم به لطف خداوند متعال، اعزام عمره پس از پایان موفق مراسم حج تمتع آغاز شود.
حجتالاسلام والمسلمین سیدعبدالفتاح نواب، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت نیز در این مراسم با یادآوری شعار حج امسال که «قرآن محوری، همدلی و اقتدار اسلامی و دفاع از فلسطین مظلوم» نامگذاری شده است، از زائران ایرانی خواست که ارتباط و تعامل خوبی با زائران و مسلمانان کشورهای مختلف داشته باشند.
او یادآور شد: مرحوم «شیخ صالح بن عبدالرحمن الحصین»، رئیس اسبق شئون مسجدالحرام و مسجدالنبی پیوسته تأکید داشت که زائران ایرانی، نظم و برنامهریزی و تعامل و ارتباط خوبی با حجاج سایر کشورها دارند.
نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت اقتدار اسلامی و دفاع از فلسطین مظلوم را بخش دیگری از شعار حج امسال عنوان کرد و افزود: زائران باید مشی نبوی داشته باشند و برای پیروزی مردم فلسطین در سرزمین وحی دعا کنند.

مهرداد بذرپاش، وزیر راه و شهرسازی نیز در سخنانی، اظهار کرد: در مراسم حج تمتع امسال ۷۶۵ پرواز رفت و برگشت انجام خواهد شد که مسئولیت آن را دو شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران ایر) و معراج متقبل شدهاند.
وزیر راه افزود: عملیات انتقال زائران حج از ۲۱ فرودگاه کشور از جمله ترمینال سلام فرودگاه بینالمللی امام خمینی(ره) انجام میشود و سفارت عربستان سعودی در ایران هم همکاری خوبی در زمینه سفر به سرزمین وحی داشته است.
بذرپاش با بیان اینکه ترمینال سلام فرودگاه امام (ره) تا چند ماه آینده آماده انتقال زائران اربعین به کشور عراق خواهد بود، گفت: امیدواریم عملیات انتقال زائران حج تمتع که از ۲۴ اردیبهشت آغاز میشود، سرآغاز حرکتی باشد که به سربلندی مجموعه دستاندرکاران بیانجامد.
سعید چلندری، رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شهر فرودگاهی امام خمینی (ره) در آیین بدرقه زائران حج تمتع 1403 با اشاره به این که عملیات انتقال حجاج از ترمینال سلام فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) امسال برای سومین سال متوالی است که انجام میشود، گفت: ترمینال سلام در حج پیشرو میزبان ۴۰ درصد زائران کشور است.
او با بیان اینکه شهر فرودگاهی میزبان زائرانی از ۱۱ استان کشور است، افزود: ۲۳۷ پرواز از فرودگاه امام (ره) انجام خواهد شد و در مجموع ۳۳ هزار زائر از این فرودگاه به سرزمین وحی مشرف میشوند.
نصرالله: بازدارندگی اسرائیل پس از عملیات ایرانی «وعده صادق» فرو پاشید
دبیرکل حزبالله لبنان در جریان سخنرانی امروز (دوشنبه) خود، از فروپاشی بازدارندگی رژیم صهیونیستی در فضای پسا عملیات «وعده صادق» سخن به میان آورد و تاکید کرد که عملیات مذکور باعث تعمیق شکاف میان فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی شده و آنها معتقدند نتانیاهو با اصرار بر ادامه جنگ، اسرائیل را به مهلکه میکشاند.
«سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزبالله لبنان در ابتدای سخنرانی خود به توصیف شخصیت مصطفی بدرالدین به عنوان یک فرمانده جهادی پرداخت.
امروزه، مساله فلسطین به مساله اول در جهان تبدیل شدهاست
حتی متحدان نتانیاهو ادعای پیروزی او بر مقاومت را مورد تمسخر قرار می دهند
تصویر بازدارندگی اسرائیل پس از عملیات «وعده صادق» فرو پاشید
اسرائیل دو راه در پیش دارد: قبول پیشنهاد میانجیها و پذیرش شکست یا جنگ فرسایشی
بهائیت | خواندنیها از فرقهای که رباخواری را حلال میداند
بهائیت فرقهای انشعاب یافته از فرقه «بابیه» است که اصول، مبانی اعتقادی و احکام آن را در بر میگیرد. بنیان گذار فرقه بابیه «علی محمد شیرازی» از طریق آشنائی با فرقه «شیخیه» اطلاعات محدودی پیرامون مسائل عرفانی، تفسیر آیات و احادیث اسلامی کسب نمود.
پس از مرگ سید کاظم رشتی، علیمحمد در ابتدا خود را «باب» و نایب خاص امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و واسطه فیض رسانی و ارتباط آن حضرت با مردم معرفی مینماید و پس از اندک زمانی در بالای منبر به مردم اعلام میدارد: «من خود امام زمان هستم!».[۱]
به مرور زمان و پس از آن که گروهی از پیروانش با جسارت اساس اسلام را منسوخ دانستند، علی محمد باب با حمایت علنی و تلویحی سفارت روس در تهران، پا را فراتر نهاده و از ادعای مهدویت به ادعای نبوت تغییر شکل میدهد و سپس با نوشتن کتاب «بیان» به نسخ احکام شریعت اسلام میپردازد.
سرانجام باب در آخرین نوشتهاش به نام «لوح هیکل الدین» مدعی مقام الوهیت نیز میشود [۲] هرچند نامبرده در مناظراتی که با علمای ایران در شیراز، اصفهان و تبریز انجام داد [۳] نتوانست از عهده اثبات مدعیات سنگین خویش برآید و این امر، به همراه وجود خطاهای بسیار ادبی و علمی در آثار و الواح وی، و مهمتر از آن ظلم و جنایاتی که پیروان او در مناطق مختلف کشور مرتکب میشدند، باعث گردید چندین بار توسط حکومت وقت دستگیر و هر دفعه از گذشته خود ابراز ندامت نماید [۴]؛ لکن هربار توبه را میشکست و دوباره تبلیغ و آشوب را شروع مینمود تا اینکه سرانجام در تبریز به جرم ارتداد (طبق فتوای علمای تبریز) به فرمان امیرکبیر تیرباران شد.
عقائد بهائیت:
پس از مرگ باب از آنجا که وی به ظهور فردی پس از خود با مقام «من یظهره الله» نوید داده بود افراد زیادی ادعای چنین مقامی کردند که توسط حسینعلی و همکاری یحیی، یا کشته شدند یا از ادعای خود دست برداشتند. سپس میرزا حسینعلی مقام پیامبری را برای خود ادعا کرد و از اینجا نزاع اصلی در میان بابیان آغاز شد.
بابیهایی که ادعای حسینعلی را نپذیرفتند و بر جانشینی یحیی باقی ماندند «ازلی» نام گرفتند و پیروان حسینعلی (بهاءالله) «بهائی» خوانده شدند. او با ارسال نامههایی به اطراف رسماً آیین جدید را اعلام و عدهای از بابیان به او ایمان آوردند.
بهاءالله مقامات زیادی برای خود ادعا کرد که مهمترین آنها مقام «الوهیت و ربوبیت» بود.[۵] او همچنین ادعای شریعت جدیدی نمود و با نگارش کتاب هایی نظیر «ایقان»، «اقدس»، «لوح اشراقات»، «بدیع»، «مجموعة الالواح» که براساس تفکر، اعتقادات و تعالیم باب تنظیم یافته، عقاید و احکام فرقه خود را بیان مینماید.[۶]
منابع اعتقادی و احکام بهائیان، نوشته های علی محمد باب، میرزا حسینعلی بهاء، عبدالبهاء و تا حدی نیز شوقی افندی است که از نظر بهائیان مقدس بوده و در مجالس ایشان قرائت میشود؛ هرچند کتب باب عموماً در دسترس بهائیان قرار نمیگیرد [۷] و دو کتاب اقدس و ایقان میرزا حسینعلی نزد آنان از اهمیت خاصی برخوردار است.
بیشتر عقاید بهائیت در محور میرزا حسینعلی (بهاءالله) است که در اینجا به چند نمونه اشاره میشود:
۱. نسخ اسلام؛ با ظهور سید علی محمد باب اسلام پایان گرفته و اینک دین جدید ظهور کرده و مردم باید همگی بهائی شوند.[۸]
۲. شناخت بهاءالله؛ اولین چیزی که بر بندگان واجب شده است شناخت محل تابش وحی و طلوع امرالله است، یعنی معرفت به میرزا حسینعلی بهاء که در اثر این شناخت اعمال قبول میشود.[۹]
۳. بهاءالله دارای مقام الوهیت و ربوبیت است.[۱۰]
۴. بهاء مژدهی انبیای گذشته و باب است [۱۱]، یعنی علی محمد شیرازی باب هم پیامبر و هم مژده رسان بهاء بود و با ظهور او قیامت برپا شده است.[۱۲]
۵. علاوه بر عقایدی از این قبیل، امروزه بهائیت به آموزههای دوازدهگانهای پرداخته و آنها را تبلیغ مینماید. اموری از قبیل؛ تحری حقیقت، ترک تقلید، تطابق دین با علم و عقل، وحدت اساس ادیان، وحدت عالم انسانی، ترک تعصبات، اُلفت و محبّت میان افراد بشر، تعدیل معیشت عمومی، تساوی حقوق رجال و نساء، تعلیم و تربیت اجباری، صلح عمومی و تحریم جنگ از جمله اصول دوازدهگانه بهائیت به شمار میرود.[۱۳]
احکام بهائیت:
منبع اصلی احکام در میان بهائیان کتاب اقدس است.[۱۴] احکام اعلام شده از جانب حسینعلی بهاء بر اساس احکامی است که علی محمد باب در کتاب بیان آورده است. در فلسفه و فروع تفاوتهایی بین این دو میباشد.
برخی از احکام این فرقه عبارتند از:
۱. نماز: بهائیان موظف به نماز روزانهاند. این فریضه از اول بلوغ واجب شود و بر سه نوع (صغیر، وسطی و کبیر) است. و هر بهائی مخیر به انجام یکی باشد.[۱۵] قبلهشان قبر میرزا حسینعلی (بهاء) در شهر عکا است و کسی که آب ندارد به جای وضو، پنج بار می گوید: «بسم الله الاطهر الاطهر».[۱۶]
۲. روزه: به عقیده بهائیت، هر سال ۱۹ ماه دارد و هر ماه نوزده روز. روزه ۱۹ روز در آخرین ماه سال واجب است که عید نوروز، عید فطرشان میشود.[۱۷]
۳. حج: زیارت محل تولد باب در شیراز و خانه حسینعلی میرزا در بغداد در همه ایام به جای زیارت کعبه قرار داده شده است.[۱۸]
۴. ازدواج و زنا: ازدواج با بیش از دو زن حرام است.[۱۹] هرچند خود بهاء و بسیاری بهائیان بیش از دو زن گرفتهاند! همچنین ازدواج با محارم در این آیین مگر با زن پدر، منع نشده است [۲۰] و حکم مابقی مانند: دختران، خواهران، خالهها، عمه ا و... به بیت العدل محول شده است! حد زنا در مرحله اول نُه مثقال طلا و در مرحله بعد هیجده مثقال به بیت العدل پرداخته میشود.[۲۱]
۵. حجاب: حجاب زنان ملغی گردیده و بی حجابی آزاد میباشد.[۲۲]
۶. مطهرات پنج چیز است؛ آتش، هوا، آب، خاک و کتاب بیان و در صورت تطهیر با هرکدام ازعناصر اربعه، باید آیه تطهیر «الله اطهر» خوانده شود.[۲۳]
۷. نجاسات: بهائیت چیزهائی را که در دین اسلام، نجس شمرده شدهاند پاک و طاهر گردانیده است. مانند: بول، غائط، منی، فضله موش، سگ. و این موهبت بهاء به بندگان اوست.[۲۴]
۸. ربا: معاملات ربوی آزاد و رباخواری حلال است.[۲۵]
۹. سیاست: در کتاب های مذهبی بهائیان به شدت از دخالت در سیاست منع شدهاند.[۲۶]
بدین گونه عوامل استعماری جریان انحرافی بهائیت به مرور و در مراحل مختلف، به منسوخ اعلام نمودن دین اسلام و نفی و انکار نبوت، امامت، معاد و تعالیم و قوانین و احکام مقدس و نورانی قرآن میپردازند. سپس ابتدا ادعای نیابت خاص حضرت حجت (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و در مرحله دوم ادعای مهدویت و پس از آن ادعای نبوت و مرحله آخر ادعای الوهیت و خدایی مینمایند! آنگاه به هدم و نابودی آثار اسلام یعنی کعبه و قبور انبیاء و امامان و مساجد فرمان میدهند و سپس به ساختن کعبه جدید! در شیراز اهتمام میورزند و با آداب و ادعیه و ذکر و زیارتنامههای استعمار ساخته به طواف به گرد آن میپردازند! احکام دین جدید را صادر و مطابق با خواست و اهداف استعمار، به رفع حجاب و پوشش زنان فرمان میدهند و دخالت در سیاست را (که آرزوی دیرینه قدرت های سلطه جهانی در مناطق اسلامیست که همواره از اصل ورود و دخالت در سیاست به عنوان یک تکلیف و وظیفه اسلامی ضربه خوردهاند) ممنوع اعلام مینمایند!.
بدین ترتیب همه زمینهها آماده و مهیا میشود تا مبانی و ارکان اعتقادی و ارزشهای اخلاقی و پایبندیهای معنوی جامعه اسلامی متزلزل شده، وحدت و یکپارچگی مسلمانان در ایران به تفرقه و تشتت تبدیل گردد و از قدرت بی نظیر مذهب تشیع و مراکز علم و فقاهت و مراجع و فقها و علمای بیدار و آگاه که مدافعان راستین اسلام و سنگرهای مستحکم دفاع از هویت دینی و استقلال و شرف و اعتلا و اقتدار مسلمانان میباشند، کاسته شود و راههای تاخت و تاز و سلطه استعمار خارجی همواره گردد.[۲۷]
پینوشت:
۱. تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی، تهران: نشر سخن، ۱۳۷۱، ص ۵۱.
۲. در بخش مربوط به نقد عقاید بهائیت، به بررسی این ادعاها و مستندات آنها پرداخته شود. به عنوان نمونه علی محمد باب در وصیتنامه خود به یحیی صبح ازل چنین می نویسد (ترجمه): «این نامه ای از طرف خدای مهیمن و قیوم به سوی خدای مهیمن و قیوم است،...» (ر.ک: نقطة الکاف، میرزا جانی کاشانی، ضمیمه کتاب، به همّت ادوارد براون).
۳. در بخش مربوط به نقد عقاید بهائیت نمونه ای از این مناظرات ارائه گردیده است.
۴. متن توبه نامه باب در بخش مربوط به نقد عقاید بهائیت ارائه گردیده است.
۵. نکته ای که خوانندگان گرامی در زمینه عقاید و احکام بهائیت لازم است توجه داشته باشند این است که مقامات بهائی به دلیل وجود مشکلات متعددی که در بسیاری از این آموزه ها وجود داردهمواره اقدام به کتمان، تحریف یا توجیه آن برای پیروان خویش نموده اند. و حال آنکه - همانگونه در ادامه و بخش نقد عقاید بهائیت ملاحظه می نمائید - کاملاً مستند و غیر قابل انکار می باشد.
۶. تاریخ جامع بهائیت، ص ۲۷۱ و ۲۹۸ و ۳۲۳ و ۵۶۳. ر.ک: فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، قم: امیر، ۱۳۷۷ شمسی، ص ۳۴۱؛ شلبی، احمد، مقارنة الادیان الیهودیه، قاهره، مکتبة النهضة المصریه، سوم، ۱۹۷۳ میلادی، ص ۳۳۶. لازم به ذکر است «الواح» که در نزد بابیان و بهائیان بسیار «مقدس»! و حکم وحی! را دارد، همان مجموعه «اصول» و «احکام» نوشته شده در دو کتاب مقدس! بهائیان است. کتاب اول «بیان» نام دارد که توسط سیدعلی محمدباب تنظیم شده است، و کتاب دوم را «کتاب اقدس» می گویند که به وسیله میرزا حسینعلی بهاءاللّه رهبر بهائیت تنظیم و آماده شده است.
۷. دلیل آن این است که بهائیان از حقایق اعتقادات خود آگاه نگردندبه همین دلیل بیت العدل مانع چاپ وانشار کتب باب می گردد.
۸. بیان، علی محمد باب، واحد اول، باب ۱۵؛ واحد دوم، باب اول؛ واحد سوم، باب ۱۴؛ همچنین ر.ک: شخصیت و اندیشه های کاشف الغطاء، کتاب «الایات البینات»، به کوشش: احمد بهشتی، کانون نشر اندیشه اسلامی، ص ۱۰۹.
۹. کتاب اقدس، میرزا حسینعلی نوری، ص ۱؛ مجموعه الواح، میرزا حسینعلی نوری، قاهره: مطبعه سعادت، ۱۳۳۸، ص ۳۶؛ مفتاح باب الابواب، محمدمهدی خان زعیم الدوله تبریزی، ترجمه حسن فرید گلپایگانی، تهران: کتابخانه شمس، ۱۳۴۹.
۱۰. کتاب اقدس، میرزا حسینعلی نوری، ص ۷۷؛ کتاب مبین، میرزا حسینعلی نوری، چاپ ۱۳۰۸ قمری، ص ۲۸۶؛ جامعه جعفریه، خندق آبادی، کتابفروشی و چاپخانه پامنار، ۱۳۳۵ه.، ص ۲۸ و ۳۶.
۱۱. بیان فارسی، علی محمد باب، ص ۱۶۳ و باب نوزدهم، واحد ۲.
۱۲. بیان، واحد ششم، باب سیزدهم؛ واحد دوم، باب اول، دوم و چهارم و یازدهم، سیزدهم شانزدهم.
۱۳. در صفحات آینده نقد و بررسی اصول اعتقادی و ادعاهای فرقه بهائیت ارائه می گردد.
۱۴. این کتاب، متممی نیز دارد که به رسالة سؤال و جواب معروف است.
۱۵. ادعیه محبوب، میرزا حسینعلی نوری، ص ۴۶؛ لازم به ذکر است از نماز دیگری که ۹ رکعت است نیز در منابع بهائیت نام برده می شود که بنا به اعای بهائیان، به دلیل اختلافات ناشی از جانشینی بهاء، این نماز نه رکعتی بهائیت به همراه احکام متمم کتاب اقدس تا کنون مفقود می باشد. عبدالحمید اشراق خاوری، گنجینة حدود و احکام، ص ۳۱.
۱۶. گنجینه حدود و احکام، گردآوری: عبدالحمید اشراق خاوری، تهران: مؤسسه لجنه ملی نشر آثار، ۱۳۲۷، ص ۴۵ ج ۱۱.
۱۷. همان.
۱۸. ریاض قدیمی، گلزار تعالیم بهائی، به نقل از رساله سؤال و جواب، ص ۱۴۷.
۱۹. اقدس، میرزا حسینعلی، ص ۳۸.
۲۰. اقدس، میرزا حسینعلی، ص ۷۴؛ لازم به ذکر است در رساله سؤال و جواب، نیز بهاء در پاسخ به سؤالی درباره حرمت ازدواج با اقارب چنین می گوید: «این امور به امنای بیت العدل راجع است.» حسینعلی نوری، رسالة سؤال و جواب، سؤال ۵۰ و در پیام ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱بیت العدل چنین آمده است: «شما راجع به محدودیت های حاکم بر ازدواج با اقارب، سوای موردی که ازدواج با زن پدر را ممنوع می سازد، سؤال کرده اید بیت العدل همچنین خواسته اند به اطلاع شما برسانیم که آن معهد اعلی!، هنوز موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب، مقتضی نمی داند بنابر این در حال حاضر تصمیم گیری در این مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده». (به نقل از: انوار هدایت، ص۴۸۷، حکم ۱۲۸۹ در موضوع ازدواج بین فامیلی.) که در حقیقت محول کردن آن به جامعه بهائی خود به منزله تأیید چنین موضوعی است که با اصول انسانی در تعارض است.
۲۱. همان، ص ۳۱.
۲۲. همان، ص ۹۴.
۲۳. همان، ص ۵.
۲۴. همان، ص ۷۳.
۲۵. بیان، باب ۱۸؛ مجموعه الواح، ۷۸.
۲۶. گنجینه احکام، حسینعلی میرزا؛ عبدالبهاء، رساله السیاسیه؛ نظر اجمالی در دیانت بهائی، صص۵۰-۴۹؛ جهت آگاهی بیشتر با احکام و عقاید بهائیت ر.ک: فرق و مذاهب کلامی، پیشین، ص ۳۴۳؛ بهائیت در ایران، پیشین، صص ۱۱۰ -۱۱۴.
۲۷. بهائیت، مذهب استعمار ساخته برای مقابله با اسلام -۴، روزنامه جمهوری اسلامی ۲۶/۱۱/۱۳۸۲، صفحه عقیدتی
زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) معادل بهشت است
۱- اگر خداوند دختر پیامبرش را فاطمه نام نهاد تا دوستان و شیعیانش را از آتش جهنم نجات دهد، زیارت فاطمه معصومه سلام الله علیها را هم معادل و هم وزن بهشت قرار داده است.
۲-اگر خدا وند به فاطمه زهرا سلام الله علیها مقام شفاعت راعنایت فرموده:=یا وَجِیهَهًً عِدَاللهِ اِشفَعِی لَنَاعِندَاللهِ =ای کسی که نزد خدا آبرو داری، برای ما درپیشگاه خدا شفاعت کن!به فاطمه معصومه سلام الله علیها هم همان عنایت شده است:=یَافاَطمهًًاشفَعِی لَی فَی الجَنَّهِِ=،ای دختر موسی بن جعفر(فاطمه معصومه سلام الله علیها )برای من دربهشت شفاعت کن.
۳-اگر خداوند به فاطمه زهرا سلام الله علیها این مدال افتخار را داده است که در روز قیامت صدای از مقام پروردگار بگوش خلایق میرسد که یا اهل محشر سرها را پاین بیاورید وچشم ها را ببندید تادختر پیامبر اسلام ص ازپل صراط بگذرد. آنگاه زهرا سلام الله علیها با هفتاد هزار فرشته همانند برق درخشنده ازپل صراط میگذرد و بر در بهشت میایستد ندای از ذات ربوی می آید، ای برگزیده من بانوی بانوان چرا داخل بهشت نمی شوی؟زهرا سلام الله علیها به در گاه خدا عرض می کند! دوست دارم با دوستان حسینم وارد شوم و آن گاه بعد از اجازه پروردگار و با ندای او هزاران دست است که به طرف چادر فاطمه زهرا سلام الله علیها دراز میشود. همین مقام و جایگاه به تعبیر دیگر از زبان گهر بار صادق آل محمد (ص) امام صادق علیه السلام به فاطمه معصومه سلام الله علیها داده شده که فرمود:=مَن زَارَهَاوَجَبَت لَهُالجَنَّهً)،کسی که اورا زیارت کند بهشت بر او واجب می شود.
۴-اگرخداوند برای فاطمه زهرا سلام الله علیها خطاب به پیامبر اسلام ص فرمود:اگر علی علیه السلام به دنیا نیامده بود برای دخترت فاطمه زهرا سلام الله علیها درمیان مردان شوهر وهمسری که هم شاءن وهم کفوء ولایق او باشد نبود فاطمه معصومه سلام الله علیها هم ازنظر کمالات وارزشهای معنوی ومقام پسندیده واین کمال نمونه فاطمه زهرا سلام الله علیها بود، یکی ازدلایل انتخاب ایشان همسر و شوهر را علاوه گرفتاریها و مصیبتها که برای بی بی معصومه سلام الله علیها پیش آمد نبود همسر لایق وهم شاءن که از جهت کمالات عقلی و فکری و علمی و روحی که لیاقت همسری وهم سنگری کریمهء اهل بیت علیهم السلام راداشته باشد می باشد. هم چنان که افراد و شخصیت هاوثروتمندان به خواستگاری فاطمه زهرا سلام الله علیها آمدن ولی خداوند آن صدف دریای معنویت و کمال ونورانیت را برای ولّی خودش برگزید،افراد و اشخاص سر شناس و اشراف وثروت مندان به خواستگاری فاطمه معصومه سلام الله علیها آمدن ولی هیچ کدام آنان لایق همسری اورا نداشتند، ادامه دارد.
منابع:عیون اخبار الرضا ج۲ صفحه ۲۶۷ وبحارالانوار ج۶۰صفحه ۲۱۹،سفینهًالبحار ج۲صفحه ۴۶۶.































