emamian
امامت از اصول اساسی مذهب شیعه
ارتداد به معنای آن است که یک مسلمان، کافر شده و از دین اسلام خارج گردد.[1] آیات قرآن کریم بر حرام بودن این رفتار صراحت دارد.[2] همچنین منابع حدیثی شیعه[3] و اهلتسنن[4] نیز آن را یکی از گناهان کبیره برشمردهاند. فقهای مسلمان اعلام داشتهاند که ارتداد با انکار خداوند یا شریک قرار دادن برای او یا انکار نبوت خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآله یا انکار یکی از تعالیم شریعت نبوی که در میان امت اسلام ضروری است، حاصل میشود.[5]
نکته قابل توجه آن است که ارتداد و خروج از اسلام فقط با انکار ضروری دین ایجاد میشود، خواه چیزی که انکار میشود از اصول دین باشد مثل انکار توحید، خواه از فروع دین مثل وجوب نماز یا حرمت نوشیدن مایع مست کننده.
یکی از اختلافهای اساسی در امت اسلامی، بحث پیرامون امامت و رهبری پس از خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآله میباشد، بهطوری که در هیچ مسئلهای به اندازه این موضوع، در امت اسلامی جنگ و خونریزی انجام نشده است.[6]
شیعیان با توجه به استدلالهای استوار عقلی و نقلی بر این باورند که مذهب شیعه همان اسلام واقعی است که پیامبر معظم اسلام صلیاللهعلیهوآله آن را ترویج و تبلیغ کردند و پس از ایشان، امیرالمؤمنین علیهالسلام مامور گسترش و پاسداری از آن بودند تا اینکه این وظیفه به امام زمان علیهالسلام منتهی شد. بنابراین امامت و رهبری یکی از اصول مسلم و بیتردید اسلام خواهد بود.
با این حال، برخی روایات و گزارشها از سیره معصومان علیهمالسلام گواه بر آن است که امامت با تمام اهمیت آن، از ضروریات مذهب شیعه است و انکار آن توسط دیگر مسلمانان، دلیل بر ارتداد و خروج از اسلام نیست.[7] برای نمونه، هیچ گزارشی از سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل نشده که ایشان با طرفداران سقیفه و مسلمانان منحرف، همانند کفار و مشرکان رفتار کنند.
پینوشت:
[1]. خوئی، ابوالقاسم، فقه الشيعة - كتاب الطهارة، ج6، ص18، مؤسسة آفاق.
[2]. بقره، 217 ؛ مائده، 54.
[3]. حر عاملی، حسن، وسائل الشيعة، ج٢٨، ص٣٢٣-٣٢٤، مؤسسة آلالبیت علیهمالسلام.
[4]. نسائی، احمد، سنن النسائی، ج2، ص301، دار الکتب العلمیة.
[5]. کاشف الغطا، جعفر، کشف الغطاء، ج٤، ص٤١٨، جامعه مدرسین.
[6]. شهرستانی،محمد، الملل و النحل، ج1، ص31، الشریف الرضی.
[7]. گروه نویسندگان، امامت پژوهى (بررسى ديدگاههاى اماميه، معتزله واشاعره)، ص120، دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
وصیت خاص امام محمدباقر(ع) به شیعیان
امام محمدباقر فرزند امام سجاد علیهماالسلام، پنجمین امام شیعیان است. مادر او فاطمه، دختر امام مجتبی علیهالسلام میباشد. مشهورترین لقب ایشان «باقر» به معنای شکافنده علم است. ایشان در روز اول ماه رجب سال57 هجری قمری دیده به جهان گشود.[1]
داستانی پرمغز و آموزنده
ابوبصير مىگويد: «همراه با امام محمدباقر عليهالسلام وارد مسجد شدم، در حالی که مردم نيز به مسجد وارد و خارج مىشدند. حضرت به من فرمود: از مردم بپرس آيا مرا مىبينند؟
هر كس را ديدم از او پرسيدم: آيا امام محمدباقر عليهالسلام را ديدى؟
مىگفت: نه! در حالى كه او [در کنار من] ايستاده بود، تا اينكه هارون مكفوف[نابینا] وارد مسجد شد.
حضرت فرمود: از اين هم[که نابیناست] بپرس.
پرسيدم: آيا امام محمدباقر علیهالسلام را ديدى؟
گفت: مگر همین شخص ايستاده نیست!
گفتم: [تو که چشم نداشتی] از كجا فهميدى!؟
گفت: چگونه نفهمم، در حالى كه او نور درخشنده است.
سپس امام محمدباقر علیهالسلام از مردى که از آفريقا آمده بود، حال «راشد» را پرسید؟
آن مرد گفت: او را زنده و سالم ترک نمودم و به شما سلام مىرساند.
حضرت فرمود: خدا او را رحمت كند.
آن مرد پرسيد: مگر او از دنیا رفته است؟
حضرت فرمود: آرى! دو روز بعد از آمدن تو از دنیا رفت... مردى از دوستان و محبان ما بود.
سپس فرمود: آيا گمان مىكنيد براى ما در ميان شما، چشمان بينا و گوشهاى شنوا نيست؟ چه گمان بدى! «وَ اللَّهِ لَا يَخْفَى عَلَيْنَا شَيْءٌ مِنْ أَعْمَالِكُمْ، فَاحْضُرُونَا جَمِيعاً وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمُ الْخَيْرَ وَ كُونُوا مِنْ أَهْلِهِ تُعْرَفُونَ بِهِ... »؛ به خدا سوگند! هيچ يک از اعمال شما بر ما پوشيده نيست. پس اعمال خوب را به حضور ما بياوريد و خودتان را به نيكى عادت دهيد و از اهل نيكى باشيد و با آن شناخته شويد. به فرزندان و شيعيانم اين گونه وصيت مىكنم».[2]
پیامهایی از این روایت
این روایت دارای پیامهایی است که به برخی از آنها اشاره میشود:
یک. از این روایت استفاده میشود که ممکن است در حالی که امام در بین مردم حضور دارد، از چشم آنان غایب باشد. همین امر دلیلی بر امکان حضور امام زمان علیهالسلام در بین مردم است؛ زیرا اگرچه مردم جسم امام را نمیبینند؛[3] ولی حضرت در میان مردم حضور دارد.
دو. همیشه چشم ظاهر، قابلیت دیدار حقیقت امام معصوم را ندارد؛ زیرا چه بسیار افرادی بودند که چشم ظاهر داشتند؛ ولی از وجود امام بهرهای نبردند.
سه. امام از احوال دوستان و شیعیانش کاملا آگاهی داشته و خبر دارد؛ بلکه از تمام اعمال انسانها باخبر است.[4]
چهار. انسان مؤمن باید همواره امامان علیهمالسلام را حاضر بداند.
پنج. عادت دادن خویشتن به اعمال خیر برای انسان مؤمن ضروری است.
امام محمدباقر علیهالسلام در پایان روایت میفرماید: «فَإِنِّي بِهَذَا آمُرُ وُلْدِي وَ شِيعَتِي»؛ «پس به راستی من فرزندان و شیعیانم را به این موارد، امر[سفارش] میکنم».
پینوشت:
[1]. طوسی، محمدبن حسن، مصباحالمتهجد، مؤسسة الفقهالشیعه، ج1، ص801.
[2]. راوندی، قطبالدین، الخرائج و الجرائح، مؤسسةالامامالمهدی، ج2، ص595.
[3]. ابن بابویه، محمدبن علی، کمالالدین، اسلامیه، ج2، ص370.
[4]. طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، نشر مرتضی، ج2، ص497.
جایگاه مرگ در فرهنگ اسلامی و ایرانی
توجه به مرگ و سفر آخرت یکی از توصیههای مهم تعالیم اسلامی به مؤمنان است. برهانهای متعددی بر وجود عالمی فراطبیعی گواهی میدهد و هر کسی با کمترین تامل و اندیشه درمییابد که انسان برای گذران عمر در یک بازه زمانی کوتاه دنیایی به وجود نیامده که پس از آن نیستی و پوچی باشد.
روشنفکران اسلامستیز در برابر این ویژگی تعالیم اسلامی برنتابیده و ادعا میکنند پیامد توجه به دستورات اسلام آن است که انسان مؤمن همواره آرزوی مرگ کند و سر و سامان دادن به زندگی دنیایی برای او هیچ اولویتی نداشته باشد.
باید توجه داشت آنچه که در اسلام ناپسند شمرده میشود، دلبستگی و دلدادگی بیش از اندازه به دنیا و امور دنیوی است به گونهای که باعث غفلت انسان نسبت به جنبههای معنوی و روحانی شود. بر اساس باورهای اسلامی، دنیا یکی از آفریدههای خداوند است و خدا جز خیر نیافریده و مؤمن از این آفریده در راه آماده ساختن خویش برای سفر برزخ و آخرت بهره میبرد.
یاد مرگ و اندیشه در مورد آن، یکی از راههای غفلتزدایی از انسان مؤمن است. مؤمن هر روز با غمها و شادیهای گوناگونی روبرو میشود و در تجارت و کاسبی به سود رسیده و یا دچار زیان میشود، تمام اینها غباری از غفلت و فراموشی را به همراه میآورد و احتمال انحراف از مسیر هدایت را بیشتر میکند. از اینرو توجه به مرگ و نزدیک بودن آن به هر کسی، از دلبستگی به دنیا میکاهد و باعث میشود مؤمن در همان حال که به فکر به دست آوردن روزی حلال برای خود و خانوادهاش است، همین کار و فعالیت را در راستای پربار ساختن توشه آخرت خود بهشمار آورد.
بر خلاف گمان باطل ملحدان، امیرالمؤمنین علیهالسلام خطاب به مؤمنان میفرمودند: «هرگز آرزوى مرگ مكن جز آن كه بدانى در عالم پس از دنیا، نجات مییابی».[1] همچنین خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «نبايد هیچیک از شما آرزوى مرگ كند؛ زيرا ترس عذاب قيامت بسیار دشوار است. بیتردید یکی از توفیقات انسان آن است که عمرش طولانی باشد و خداوند فرصت توبه را نصيب او فرمايد».[2]
همچنین، اشاره به شاهنامه فردوسی در این زمینه برای ملحدان سود چندانی ندارد؛ زیرا به گفته شاهنامهپژوهان و مورخان ادبیات فارسی، فردوسی در دیوانش هرجا مناسب دیده به ویژه در پایان داستانهای مربوط به شاهان و پهلوانان و هنگام مرگ و قتل آنان، مسئله مرگ و توجه مخاطب به آن را مورد اشاره قرار میدهد. فردوسی میگويد در جهانى كه همه چيز در آن ناپايدارست، بايد به نيكى كوشيد و كردار، گفتار و انديشه را اصلاح کرد؛[3]
چنينست کيهان ناپايدار
تو در وى بجز تخم نيكى مكار.[4]
پینوشت:
[1]. نهج البلاغة، نامه 69.
[2]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج6، ص138، دار إحياء التراث العربي.
[3]. صفا، ذبیحالله، تاريخ ادبيات در ايران، ج1، ص488، انتشارات فردوس.
[4]. شاهنامه فردوسی، ص646، مؤسسه نور.
۸ خاصیت شفابخش شنبلیله برای سلامتی
شنبلیله گیاهی است که بخشی از خانواده حبوبات است. اولین بار در آسیا رشد کرد، اما اکنون در سایر نقاط جهان از جمله هند، شمال آفریقا، خاورمیانه، فرانسه، اسپانیا و آرژانتین رشد می کند.
مدتهاست که از شنبلیله برای فواید سلامتی آن استفاده میشده است (از حدود ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) و قدیمیترین گیاه از خانواده حبوبات است که در پزشکی استفاده میشود. دانه های آن غنی ترین مواد مغذی هستند و اغلب در پخت و پز استفاده می شوند.
فواید شنبلیله برای سلامتی
۱. برای قلب مفید است
آن داناهی، متخصص تغذیه میگوید که محتوای آهن شنبلیله آن را به غذایی مفید برای سلامت قلب تبدیل میکند. او میگوید: «بیشتر مردم وقتی به غذاهای غنی از آهن فکر میکنند به گوشت فکر میکنند، اما در گیاهان و دانههایی مانند شنبلیله نیز وجود دارد.» داناهی توضیح می دهد که بدن برای ساختن هموگلوبین، پروتئین موجود در گلبول های قرمز که اکسیژن را در سراسر بدن حمل می کند، به آهن نیاز دارد. جیمی لی مک اینتایر، دیگر متخصص تغذیه می گوید: «آهن اکسیژن را به ماهیچه ها و مغز می رساند. بدون آهن کافی، خستگی و ضعف هم از نظر جسمی و هم از نظر شناختی ایجاد می شود.»
علاوه بر این، تحقیقات علمی نشان میدهد افرادی که آهن کافی مصرف نمیکنند بیشتر در معرض خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، از جمله نارسایی مزمن قلبی هستند. به همین دلیل است، به خصوص اگر یک رژیم غذایی عمدتاً گیاهی دارید، مهم است که آجیل و دانهها مانند دانههای شنبلیله را در رژیم غذایی خود بگنجانید.
۲. به کاهش فشار خون کمک میکند
روش دیگری که شنبلیله از سلامت قلب حمایت می کند، تأثیر آن بر فشار خون است. داناهی می گوید که برخی تحقیقات علمی و شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد مصرف شنبلیله می تواند فشار خون و کلسترول را کاهش دهد. فشار خون بالا و کلسترول بالا دو مورد از بزرگترین عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی هستند، به همین دلیل است که این مزیت خاص بسیار قابل توجه است.
۳. التهاب را کاهش میدهد
شنبلیله سرشار از آنتی اکسیدان است که می تواند به محافظت در برابر سطوح بالای التهاب مزمن کمک کند. شنبلیله حاوی پلی فنول ها یا ترکیبات گیاهی به نام فلاونوئیدها است که دارای خواص آنتی اکسیدانی هستند، به این معنی که به مبارزه با آسیب رادیکال های آزاد در بدن کمک می کنند. شواهد علمی رو به رشدی وجود دارد که از خواص ضد التهابی فلاونوئیدها حمایت میکند و نشان میدهد که شنبلیله ممکن است به دلیل محتوای فلاونوئیدی خود به طور بالقوه به سرکوب پاسخ التهابی در بدن کمک کند. فلاونوئیدها با مسدود کردن مسیرهای التهابی و حمایت از سیستم ایمنی، از سلول ها محافظت می کنند و خطر ابتلا به بسیاری از بیماری های مزمن را کاهش می دهند.
۴. از افزایش سطح قند خون جلوگیری میکند
شنبلیله اغلب برای کنترل قند خون و پیشگیری از دیابت استفاده می شود زیرا به نظر می رسد حساسیت به انسولین را بهبود می بخشد. تحقیقات علمی این موضوع را تأیید می کند: در یک مطالعه، یک گروه از شرکت کنندگان مبتلا به دیابت نوع ۲ روزانه ۱۰ گرم دانه شنبلیله را که در آب داغ خیس شده بود مصرف کردند در حالی که گروه دیگری از شرکت کنندگان مبتلا به دیابت نوع ۲ این کار را نکردند. دو گروه پنج ماه بعد با هم مقایسه شدند و گروهی که دانههای شنبلیله خیسشده را روزانه مصرف میکردند نسبت به گروهی که دانههای شنبلیله را مصرف نمیکردند بهطور قابلتوجهی سطح قند خون پایینتری داشتند.
۵. به جلوگیری از زوال عقل کمک میکند
دو دلیل عمده وجود دارد که چرا مصرف منظم دانه شنبلیله ممکن است از سلامت شناختی حمایت کند: یکی خواص ضد التهابی آن است. کاهش التهاب در بدن، به ویژه مغز، می تواند به بهبود اختلالات شناختی کمک کند. دومی به دلیل محتوای منیزیم و آهن آن است.
۶. برای روده مفید است
در حالی که هیچ مطالعه علمی به طور خاص بر روی شنبلیله و سلامت روده متمرکز نشده است، چندین ماده مغذی در این گیاه وجود دارد که نشان می دهد می تواند از هضم سالم و سلامت کلی روده حمایت کند. منیزیم، آهن و فیبر که همگی در شنبلیله یافت میشوند، به سلامت روده کمک میکنند. منیزیم به هضم غذا کمک می کند زیرا به عضلات روده کمک می کند تا شل شوند. در مورد آهن، عدم دریافت کافی می تواند باعث کاهش اسید معده شود که می تواند باعث مشکلات گوارشی شود. فیبر نیز نقش مهمی در سلامت دستگاه گوارش دارد.
۷. به افزایش شیر مادر کمک میکند
اگر در حال شیردهی هستید، ممکن است بخواهید شنبلیله بیشتری را به رژیم غذایی خود اضافه کنید. چهار مطالعه علمی مختلف نشان دادند که مصرف منظم آن در مقایسه با دارونماها به طور قابل توجهی باعث افزایش شیر مادر میشود.
۸. به رشد مو کمک میکند
شواهد اولیه ای وجود دارد که نشان می دهد مصرف عصاره شنبلیله می تواند به رشد مو کمک کند. اما باید توجه داشت که تاکنون مطالعات علمی بسیار اندک بوده است و برای اثبات صحت این ارتباط باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
فواید کلم بروکلی و گل کلم ؛ کدام یک از این دو سبزی برای سلامت بهتر است؟
این هر دو عضو خانواده سبزیجات چلیپایی، به دلیل ویژگیهای تغذیهای و تطبیق پذیری در آشپزی هم به عنوان غذای اصلی و هم به عنوان غذایی جانبی در کنار بشقاب غذای اصلی مورد تحسین قرار گرفتهاند. با این حال گل کلم و کلم بروکلی هر کدام دارای ویژگیهای منحصر به فردی هستند. کلم بروکلی که به خاطر گلچههای سبز زیبا و جذابش شناخته میشود، مانند یک نیروگاه مغذی، سرشار از ویتامینهای C و K، فیبر و آنتی اکسیدان است. خواص ضد سرطانی بالقوه کلم بروکلی و حمایت آن از سلامت قلب این سبزی را تا حد یک منبع فوق العاده غذایی ارتقا داده است. از سوی دیگر، گل کلم، مجموعهای متمایز از مواد مغذی، از جمله سطوح بالای فیبر، ویتامین C و K، و همچنین ترکیبات منحصر به فرد با خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی را ارائه میدهد.

در این مطلب به بررسی فواید سلامتی بروکلی در مقابل گل کلم می پردازیم و در نظر داریم به این نکته پی ببریم که کدام یک از این دو سالمتر است.
کلم بروکلی

کلم بروکلی، به خاطر ویژگیهای غذایی استثنایی و فواید بالقوه سلامتی مشهور است. کلم بروکلی سرشار از ویتامینها و مواد معدنی ضروری و منبعی غنی از ویتامین C است که به خاطر خواص تقویتکننده سیستم ایمنی و ویتامین K که در حفظ سلامت استخوانها نقش مهمی دارد، شناخته شده است. این جواهر چلیپایی همچنین مقدار قابل توجهی فیبر فراهم میکند و سلامت دستگاه گوارش را ارتقا میدهد. بروکلی همچنین به دلیل آنتی اکسیدانهای قوی خود مانند «سولفورافان» که ممکن است به کاهش التهاب و مبارزه با استرس اکسیداتیو کمک کند، مشهور است. مطالعات نشان می دهد که مصرف منظم بروکلی ممکن است اثرات محافظتی در برابر سرطانهای خاص داشته باشد و از سلامت قلب حمایت کند. انتخاب کلم بروکلی به عنوان یک غذای اصلی می تواند یک انتخاب خوش طعم و مغذی برای ترویج سبک زندگی سالمتر باشد.
گل کلم

گل کلم به دلیل غنای غذایی و کاربردهای متنوع در آشپزی شناخته شده است. گل کلم سرشار از ویتامینها و مواد معدنی ضروری، منبع خوبی از ویتامین C است که به عملکرد سیستم ایمنی کمک میکند. گل کلم همچنین حاوی ویتامین K است که برای لخته شدن خون و سلامت استخوانها ضروری است. محتوای کم کالری و فیبر بالا گل را به یک مکمل ارزشمند برای یک رژیم غذایی متعادل تبدیل کرده و سلامت دستگاه گوارش را ارتقا میدهد. فراتر از محتوای غذایی، گل کلم حاوی ترکیبات منحصر به فردی از جمله گلوکوزینولاتها با خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی بالقوه است. این ترکیبات ممکن است مزایای سلامتی، از جمله حمایت از سلامت قلب و کاهش خطر ابتلا به برخی سرطانها را ارائه دهند.طعم خنثی و تطبیق پذیری گل کلم آن را به یک جایگزین محبوب برای مواد غذایی پر کربوهیدرات مانند برنج یا آرد تبدیل کرده است.
مقایسه مزایای کلم بروکلی با گل کلم؛ کدامیک سالمتر است؟
ارزش غذایی ۱ فنجان کلم بروکلی خام
- کالری: ۳۰
- پروتئین: ۲ گرم
- چربی: ۰ گرم
- کربوهیدرات: ۶ گرم
- شکر: ۲ گرم
- فیبر: ۲ گرم
- سدیم: ۲۹ میلی گرم
ارزش غذایی ۱ فنجان گل کلم خام
- کالری: ۲۷
- پروتئین: ۲ گرم
- چربی: ۰ گرم
- کربوهیدرات: ۵ گرم
- شکر: ۲ گرم
- فیبر: ۲ گرم
- سدیم: ۳۲ میلی گرم

کلم بروکلی و گل کلم هر دو سبزیجاتی غنی از مواد مغذی با طعم و بافت متمایز هستند که آنها را به یک رژیم غذایی سالم تبدیل میکند. هر دوی این سبزیها مزایای سلامتی منحصر به فردی را ارائه میدهند.
کلم بروکلی به دلیل محتوای بالای ویتامین C خود که از عملکرد سیستم ایمنی پشتیبانی میکند، مشهور است و همچنین منبع خوبی از ویتامین K، فیبر و آنتی اکسیدان ها است. حاوی سولفورافان است، ترکیبی که با خواص ضد سرطانی بالقوه مرتبط است.
گل کلم در حالی که ویتامین C کمی کمتر دارد، سرشار از فیبر، ویتامین K و کولین است که یک ماده مغذی ضروری برای سلامت مغز است. گل کلم همچنین حاوی آنتی اکسیدانها و ترکیبات ضد التهابی است.
راهکارهایی ساده که سرطان را از شما دور میکند
محققان برخی از سبکهای زندگی را شناسایی کردهاند که میتواند خطر سرطان را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.
رعایت بیشتر توصیههای پیشگیری از سرطان که سبک زندگی سالم را تشویق میکند، خطر ابتلا به انواع سرطانها و برخی سرطانهای خاص را کاهش میدهد.
رفتارهای سالم میتوانند به بهبود سلامت شما و کاهش خطر ابتلا به بسیاری از سرطانها همچنین بیماریهای قلبی، سکته، دیابت و پوکی استخوان کمک کنند و حتی تغییرات کوچک میتواند تاثیر زیادی داشته باشد؛ بنابراین کنترل سلامتی خود را به دست بگیرید و دوستان و خانواده خود را نیز تشویق کنید که این کار را انجام دهند.
برای شروع یک یا دو رفتار را انتخاب کنید. هنگامی که آنها را حذف کردید، به سراغ بقیه بروید. هر روز فعالیت بدنی را وارد زندگی خود کنید. زمان حضور در مقابل تلویزیون و رایانه را محدود و سعی کنید بیشتر بایستید.
از رژیم غذایی غنی از میوهها، سبزیجات و غلات کامل استفاده کنید. وعدههای کوچکتر را انتخاب، آهستهتر غذا بخورید و نوشیدنیهای شیرین را محدود کنید.
نتایج تحقیق جدید برخی از گزینههای کلیدی در سبک زندگی را شناسایی کرده است که میتواند خطر ابتلا به سرطانهای خاص را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. این موارد شامل محدود کردن مصرف گوشت قرمز به سه وعده در هفته، پرهیز از نوشیدنیهای شیرین و حفظ رژیمغذایی غنی از فیبر است.
فعالیت بدنی منظم، دستیابی به وزن مناسب و به حداقل رساندن مصرف فست فود نیز نقش مهمی ایفا میکند. نکته قابل توجه، پرهیز کامل از مصرف الکل بهعنوان یکی دیگر از مراحل مهم در پیشگیری از سرطان خواهد بود.
ارتباط مصرف فست فود با سرطان به نقش آن در چاقی نسبت داده شد که میتواند باعث تغییرات هورمونی شود و رشد تومور را تقویت کند.
گوشت قرمز و فرآوری شده به دلیل داشتن ترکیبات بالقوه مضر مورد توجه قرار گرفتند، در حالی که الکل مرتبط با آسیب دی ان ای و سرطانهای مختلف مورد توجه قرار گرفت.
با این حال، یافتههای منتشر شده در مجله BMC Medicine بر اهمیت انتخاب سبک زندگی در پیشگیری از سرطان تاکید میکند.
محققان برخی از غذاهایی که ممکن است به دلیل خواص آنتیاکسیدانی، ضد التهابی و غنی از مواد مغذی، خطر سرطان را کاهش دهند را در ذیل معرفی کردند:
سبزیجات با برگ سبز مانند اسفناج و کلم که مملو از ویتامینها، مواد معدنی و آنتیاکسیدانها هستند.
توتها، به ویژه زغال اخته، توت فرنگی و شاه توت، سرشار از آنتی اکسیدانها و ویتامینها هستند.
سبزیجات چلیپایی مانند کلم بروکلی، گل کلم و کلم بروکسل حاوی سولفورافان هستند که تصور میشود خواص ضد سرطانی دارد.
غلات کامل مانند برنج قهوهای و جو دوسر فیبر رژیمی دارند که با کاهش خطر سرطان روده بزرگ مرتبط است.
گوجه فرنگی منبع خوبی از لیکوپن، آنتیاکسیدانی با کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات است.
سیر و پیاز ترکیبات گوگردی دارند که ممکن است اثرات ضد سرطانی داشته باشد.
آجیل، به ویژه گردو و بادام، سرشار از مواد مغذی مفید و چربیهای سالم هستند.
زردچوبه، ادویهای حاوی کورکومین، به دلیل خواص ضد التهابی آن شناخته شده است.
ماهیهای چرب مانند سالمون و ساردین سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند که اثرات ضد التهابی دارند.
چای سبز سرشار از آنتیاکسیدانهایی است که ممکن است از آسیب سلولی جلوگیری کرده و خطر سرطان را کاهش دهد.
گنجاندن این غذاها در رژیم غذایی متعادل، همراه با فعالیت بدنی منظم، میتواند به سلامت کلی کمک کند و بهطور بالقوه خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهد.
خطر ابتلا به سرطان را میتوان بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر عوامل مختلف سبک زندگی قرار داد.
سیگار کشیدن شاید شناختهشدهترین و مهمترین عامل خطر برای بسیاری از انواع سرطان ازجمله سرطان ریه، گلو، دهان و مثانه باشد.
بهطور مشابه، مصرف الکل با افزایش خطر ابتلا به سرطانهایی مانند سرطان کبد، سینه و مری مرتبط است.
رژیم غذایی
رژیم غذایی نیز نقش مهمی دارد. رژیمهای غذایی سرشار از گوشتهای فرآوری شده و میوهها و سبزیجات کم میتوانند خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهند. به ویژه، گوشتهای فرآوری شده و قرمز با سرطان روده بزرگ مرتبط هستند. چاقی یکی دیگر از عوامل خطر مهم است که خطر ابتلا به چندین سرطان ازجمله سرطان سینه، روده بزرگ و کلیه را افزایش میدهد.
فعالیت بدنی
عدم تحرک بدنی بهطور غیرمستقیم با افزایش احتمال چاقی در خطر ابتلا به سرطان نقش دارد اما ممکن است تأثیر مستقیمی نیز داشته باشد. فعالیت بدنی منظم برای کاهش خطر برخی سرطانها ازجمله سرطان سینه و روده بزرگ شناخته شده است.
ترکیبات مضر؛ اشعه ماوراء بنفش
قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش از خورشید یا برنزه بهطور قابل توجهی خطر ابتلا به سرطانهای پوست ازجمله ملانوم را افزایش میدهد. اقدامات ایمن در برابر آفتاب، مانند استفاده از کرم ضد آفتاب و پوشیدن لباسهای محافظ، اقدامات پیشگیرانه مهمی هستند.
آلایندهها و مواد شیمیایی
سایر عوامل سبک زندگی شامل قرار گرفتن در معرض آلایندههای محیطی و مواد شیمیایی است که میتواند خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهد. این شامل قرار گرفتن در معرض آزبست، مواد شیمیایی خاص در محل کار و آلودگی هواست.
عفونتها
علاوه بر این، برخی عفونتها مانند ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و هپاتیت B و C با سرطان مرتبط هستند. واکسیناسیون و سایر اقدامات پیشگیرانه میتواند خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با این ویروسها را کاهش دهد.
نتایج بررسی نشان میدهد که پیروی از توصیههای پیشگیری از سرطان مبتنی بر سبک زندگی با کاهش خطر ابتلا به سرطان مرتبط است.
آیت الله مکارم شیرازی: برای رسیدن به تعالی باید توأمان از قرآن و معارف اهل بیت (ع) بهره برد
متن پیام آیتالله العظمی ناصر مکارم شیرازی به بخش معارفی چهلوششمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: «اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ.» (اصول کافی ج 2 ص 459)
در ابتدا لازم است از همه دستاندرکاران و مسئولان این مسابقات با برکت تقدیر و تشکر نمایم و امیدوارم این برنامه گام مفیدی در جهت معرفی و انتشار معارف ناب قرآنی و روایی باشد.
حقیقت این است که قرآن کریم در جایگاه نخست و پساز آن، کلام نورانی اهلبیت(ع)، دریایی زلال و بیپایان از معارف الهی است که انسان برای تکامل و تعالی به آن نیازمند است.
قرآن کریم که معجزه جاویدان برای همه نسلها است و همچون خورشید، راه را نشان میدهد و نهجالبلاغه که آن را در بلاغت و فصاحت و بیان معارف، برتر از کلام بشر دانستهاند و صحیفه سجادیه که زیباترین تعابیر خضوع و خشوع بندگان را در مقابل ذات پروردگار متعال در قالب مناجاتهای دلنشین آورده است، همگی در صدد نشاندادن راه سعادت و بندگی به انسان و تخلق او به اخلاق الهی و زندگی در فضایی بالنده و عاری از ظلم و ستم و تشویق و اضطراب و آراسته به آرامش و نشاط، حقطلبی، خیرخواهی و نوعدوستی است، همان برنامهای که نیاز همیشه انسانها خصوصاً در دنیای امروز بوده و نسخه رهایی بشر از مصائب و دردهایی است که امروزه دچار آن است.
البته دست یافتن به این معارف و بهره بردن از آن، نیازمند آشنایی، فراگیری، انس و همراهی و سپس عمل و بکارگیری آن است. امیدوارم همه ما و خصوصاً جوانان عزیز بیشاز پیش با این معارف آشنا شده و زندگی خود را براساس آن سامان دهند.
بار دیگر ضمن تشکر از همه مسئولین برگزاری و شرکتکنندگان در این مراسم، توفیقات الهی را برای همگان از خداوند متعال مسئلت دارم.
کلید همۀ بدیها از نگاه امام حسن عسکری (ع)
بهرهمندی از حسن خلق و اخلاق نیکو و از سوی دیگر کنار زدن بداخلاقی و پرهیز از عصبیت چه در محیط خانواده و چه در محیط بزرگتری مثل جامعه، پیوسته از جمله تأکیدات اهل بیت علیهمالسلام بوده است. این موضوع به قدری در رشد و پرورش الهی ما تأثیر دارد که مولایمان امام حسن عسکری (ع) در این باره فرمود: «أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلِّ شَرٍّ؛ خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدی است.»
عصبیت نقطۀ مقابل حسن خلق و اخلاق حسنه است؛ به عبارت دیگر، جایی که عصبیت وجود داشته باشد نباید به دنبال رفتار رحمانی و کریمانه بود. عصبیت و ایجاد خشم نسبت به دیگران از قویترین ابزارها و حربههای ابلیس لعین در حرکت دادن انسانها به سوی تاریکی و ضلالت به شمار میرود.
در روایت دیگری پیامبر اکرم(ص) در حدیثی میفرمایند: «إنّ الغضب من الشّیطان و إنّ الشّیطان خلق من النّار و إنّما تطفا النّار بالماء فإذا غضب أحدکم فلیتوضّأ»، خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش مىشود، پس هرگاه یکى از شما به خشم آمد، وضو بگیرد. (نهجالفصاحه، ص286، ح660)
بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
به نظرم جلسه تا همینجا کافی است؛ واقعاً حدّاکثرِ استفاده را کردیم، از شعر و از مضمون و از مدح و از آهنگ و از همه چیز. اوّلاً عید سعید ولادت صدّیقهی طاهره (سلام الله علیها) را تبریک عرض میکنم و خداوند را قسم میدهم به حرمت فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) که معرفت ما را نسبت به این بزرگوار روزبهروز بیشتر کند؛ همچنین ولادت فرزندش امام بزرگوارمان که راه جهاد فاطمی را این بزرگوار بخوبی طی کرد و پیش رفت. روز شهادت عزیز ما حاج قاسم سلیمانی هم هست که انشاءالله خدای متعال تفضّلاتی را که بر خاندان پیغمبر کرده است، بر روح این عزیز پیرو واقعی خاندان پیغمبر نازل کند، ما را هم به ایشان ملحق کند و از شفاعتشان برخوردار کند.
من یک مطلبی را آماده کردهام دربارهی مسئلهی «جهاد تبیین»؛ چرا؟ چون این جلسه متشکّل از کسانی است که میتوانند پیشروان «جهاد تبیین» باشند. جلسهی مادحان اهلبیت و ستایشگران مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) جلسهی بیان تبیین مجاهدانه است. بحث من امروز این است؛ حالا هر مقداری که توانستیم و وقت بود.
در میان خصوصیّات برجسته و ممتاز فاطمهی زهرا (سلام الله علیها)، یکی از خصوصیّات بسیار برجسته «جهاد تبیین» فاطمهی زهرا است. ایشان دو خطابهی ممتاز و نامدار ایراد کردند که یکی از آن دو خطابه، خطابهی معروف ایشان: «اَلحَمدُ لِلَّهِ عَلىٰ ما اَنعَمَ وَ لَهُ الشُّکرُ عَلىٰ ما اَلهَم»(۲) در جمع صحابه است که دربارهی این خطابه گفته شده که در ردیف بهترین خطبههای نهجالبلاغه است ــ آن کسانی که اهل بلاغت و اهل فهمند، اینجور گفتهاند؛ مملو است از معارف و حقایق ــ یکی هم آن خطبهی حضرت خطاب به زنان مهاجر و انصار است: «اَصبَحتُ وَ اللَهِ عائِفَةً لِدُنیاکُم قالِیَةً لِرِجالِکُم»(۳) یا «عائِفَةً لِدُنیاکُنَّ قَالِیَةً لِرِجالِکُنَّ»؛(۴) این دو خطابه «جهاد تبیین» فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) در مدّت کوتاهی بعد از رحلت پیغمبر است.
دربارهی آن خطبهای که در جمع صحابه بیان کردند، مرحوم مجلسی (رضوان الله علیه) طرق متعدّدی را، اسانید مختلفی را ذکر کرده؛ غیر از ایشان هم دیگران سندهای معتبر و مهمّی را بیان کردهاند. ابنابیالحدید این خطبه را که نقل میکند، میگوید من از کتب شیعه و علمای شیعه نقل نمیکنم اینها را، از طرق اهلسنّت نقل میکنم؛(۵) ذکر میکند که از چه کسی نقل میکند این خطبه را و او شخص ثقهای است و خصوصیّاتش را بیان میکند. آن کسانی که روایتِ این خطبه به آنها نقل میشود چند نفرند، از جمله جناب عایشه است؛ عایشه یکی از نقلکنندگان خطبهی فدکیّهی حضرت زهرا است. از جناب زیدبنعلی (سلام الله علیه و علی ابیه) نقل شده است که من دیدم بزرگان آل ابیطالب این خطبه را از پدرانشان نقل میکردند، به فرزندانشان یاد میدادند، برای اینکه این خطبه در تاریخ بماند؛ عبارت ایشان این است: رَاَیتُ مَشایِخَ آلِ اَبی طالِبٍ یَروونَهُ عَن آبائِهِم وَ یُعَلِّمونَهُ اَبنائَهُم؛(۶) یعنی اعتبار این خطبه اینجوری است، در این حد است. انتظام فکری و منطق قوی در این خطبه، از لحاظ مضمون، همراه شده با استحکام لفظی و زبان فاخر و با زیباییهای ادبی. تصوّرش را بکنید فاطمهی زهرا (سلام الله علیها)، بانوی هجدهساله، بیستساله، حدّاکثر بیستوپنجساله، با آن مصائب، خطبهای بیان میکند که بزرگان اهل بلاغت اینجور با حیرت آن را تلقّی میکنند و به آن نگاه میکنند.
در یک چنین خطبهای با این لفظ و معنا، حقایقی را که در نظرها نبود یا اگر بود، مورد غفلت بود، بیان میکند و روشن میکند. معارف زیادی در این خطبه هست، توحید هست، نبوّت هست، مسئلهی امامت و ولایت هست، مسئلهی عدالت هست؛ این سنّت را فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) بعد از پیغمبر پایهگذاری کرد، فرزندان ایشان و خاندان پیغمبر هم از ایشان پیروی کردند؛ خطبههای امیرالمؤمنین، خطبهی امام حسین (علیه السّلام) خطاب به علما که خطبهی تکاندهندهی فوقالعادهای است ــ اَنتُم اَیَّتُهَا العِصابَةُ عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَة ــ(۷) خطبهی حضرت زینب در کوفه، خطبهی امام سجّاد در شام، خطبهی امام صادق در عرفات که «امامت» را معنا میکند ــ اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ رَسولَ اللَهِ کانَ هُوَ الاِمام ــ(۸) اینها همه دنبالهی سنّتی است که زهرای اطهر پایهگذاری کرده. این سنّت خطبهخوانی، تبیین حقایق، از اینجا شروع شد و ادامه پیدا کرد، تا آنجایی که ممکن بود؛ یک جاهایی هم ممکن نبود.
بعد، به تبَع اهلبیت، زبانآوران ممتاز و برجستهی پیرو اهلبیت هم این خط را دنبال کردند، تبیین حقایق کردند در زبان شعر؛ نه شعرای درجهی دو و متوسّط، [بلکه] شعرای درجهی یک. این شعرای معروفی که شما میشنوید اهلبیت را مدح کردند، شاعران درجهی یک عرب در دوران خودشان هستند: فرزدق در زمان خودش شاعر درجهی یک است، کُمیت اسدی شاعر درجهی یک است، سیّد حمیَری شاعر ممتاز درجهی یک است. دعبل خزاعی شاعر درجهی یک است. ابوالفرج اصفهانی شرححال این شعرا را که ذکر میکند ــ در کتابِ بیستوچندجلدیِ اغانی ــ به سیّد حمیَری که میرسد، چون سیّد حمیری خیلی روشن و صریح مخالفین اهلبیت را هجو کرده، میگوید من دلم میخواهد دربارهی این شاعر بزرگ حرف بزنم ــ چون [واقعاً ایشان] خیلی بزرگ است ــ منتها چون نسبت به بعضی از صحابه حرفهایی زده، ملاحظه میکنم و نمیگویم، مقداری میگویم؛ آن «مقدار» پنجاه صفحه است؛ بیش از همهی شعرائی که در آنجا ذکر کرده! یعنی عظمت این شاعر در این حد است. اینها هستند کسانی که معارف اهلبیت را تبیین کردند؛ [کار] اینها فقط شعر گفتن نیست، تبیین معارف اهلبیت است. همهی اینهایی که اسم آوردم و غیر از اینها ــ شاعران بزرگ دیگری هم هستند، برجستههایشان اینها هستند ــ این را دنبال کردند. این مال تاریخ زمان ائمّه (علیهم السّلام) و اندکی بعد از ائمّه.
در زمان ما، بزرگترین کسی که «جهاد تبیین» کرد امام راحل بود، و بزرگترین کاری که با «جهاد تبیین» انجام گرفت، کاری بود که امام بزرگوار ما انجام داد. امام راحل با «جهاد تبیین» کاری کرد که دیگران با هیچ وسیلهی سختافزاری و نرمافزاریِ دیگری، نه میتوانستند بکنند، نه امیدش را داشتند که بکنند؛ امام با زبان و با منطق [این کار را کرد]؛ «جهاد تبیین» این است. [امام] از روز اوّل نهضت شروع کرد به حرف زدن، تا روزی که آمد اینجا در بهشت زهرا گفت من تو دهن این دولت میزنم و دولت تعیین میکنم؛(۹) همه با «جهاد تبیین» بود. با «جهاد تبیین» چه کار کرد؟ با «جهاد تبیین» حکومت دیرپای فاسد ننگین دیکتاتوری و مستبدّانهی سلطنتی ارثی را ازاله کرد و حکومت مردمسالاری اسلامی و دینی را سر کار آورد؛ مسئلهی «جهاد تبیین» این است، اهمّیّتش این است. خب این درس فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) است که در طول زمان ادامه پیدا کرد و رسید به امام بزرگوار.
در زمان مبارزات روحانیّت و نهضت روحانیّت، جریانهای دیگری بودند که تلاش میکردند، کار میکردند، دوندگی میکردند، با سلاح وارد میدان میشدند، [امّا] هیچ کار نتوانستند بکنند؛ یا سرکوب شدند یا منحرف شدند. تبیین، شاخصهی جهاد و نهضت اسلامی بود. در تهران در یک جمعی از دوستان نشسته بودیم، یک جوانی بود اهل مشهد ــ من میشناختم ــ که مرتبط بود با این گروههای مسلّح مارکسیست؛ ناگهان وارد جلسه شد برای یک کاری، صحبت بین ما و او شروع شد، یک مقداری حرف زدیم ــ اینها آنوقت معروف بودند به «گروه جنگل»؛ اینکه میگویم مال سالهای ۴۷ یا ۴۸ است ــ من گفتم خب شما که دارید این کارها را میکنید، با مردم حرف بزنید؛ مردم نمیدانند شما که هستید، چه هستید؛ گفت «آقا! این حرفها مال اسلام است، مال مسلمانها است»! اعتقادی به «جهاد تبیین» نداشتند، آن را مال اسلام میدانستند؛ درست هم میگفت، مال ما بود، مال اسلام بود. آنها حرف واقعی برای قانع کردن دلهای مردم نداشتند، [لذا] نتوانستند، مغلوب شدند، منکوب شدند، بسیاریشان هم منحرف شدند. امّا امام راه تبیین را پیش گرفت و به اینجا رساند. این راه، امروز هم ادامه دارد.
من چه میخواهم بگویم؟ من میخواهم بگویم امروز بارِ «جهاد تبیین» بر روی دوش شما مدّاحها است؛ امروز شما هستید که این رشتهی آغازشدهی به وسیلهی زهرای اطهر را دارید ادامه میدهید. حواستان باشد که مدّاحی چیست. مدّاحی به معنای ادامه دادن کار آن کسانی است که در طول تاریخ، چه در زمان اهلبیت توانستند مذهب را نگه دارند، تشیّع را و جریان شیعه را حفظ کنند، چه در زمان ما که توانستند دنیا را عوض کنند، نظام کشور را از «طاغوتی» به «اسلامی» تبدیل کنند؛ این رشته دنبالهی همان رشتهی منوّری است که آنها شروع کردند؛ با این چشم به مدّاحی نگاه کنید.
هنر مدّاحی و موجودیّتی به نام «هیئت» ــ که محورِ هیئت مدّاح و واعظ است؛ واعظ در کنار مدّاح ــ جزو مهمترین بخشهای قدرت نرم جامعهی اسلامی است. قدرت نرم از قدرت سخت نافذتر و مؤثّرتر است. علّت چیست که قدرتمندان عالم مثل آمریکا، بمب اتم دارند، انواع و اقسام سلاحهای پیشرفته را دارند، درعینحال مهمترین سرمایهگذاریها را برای هنر و سینما و هالیوود و تبلیغات و امثال اینها میکنند؟ چرا؟ چون سینما قدرت نرم است، قصّهنویسی و فیلم قدرت نرم است؛ این [کار] است که اثر میگذارد؛ قدرت سخت اثرِ آنی دارد، بعد، از بین میرود. قدرت سخت یعنی اینکه آمریکا میآید بیست سال در افغانستان میماند، میلیاردها خرج میکند، آخرش هم با نفرت مردم مجبور به فرار از افغانستان میشود؛ این قدرتِ سخت است. قدرت سخت یعنی آمریکا با تجهیزات کامل میآید همهی عراق را تصرّف میکند، حکومت عراق را ساقط میکند، خودش آنجا به جای حکومت مینشیند و بعد از حدود بیست سال، امروز منفورترین دولت در عراق عبارت است از دولت آمریکا؛ قدرت سخت این است. امّا قدرت نرم یعنی یک گروهِ بظاهر در اقلّیّت امّا دارای نفوذ معنوی، میتوانند دنیا را به خودشان متوجّه کنند. امروز شما ببینید فلسطینیهای مظلومی که سلاح دفاع از خودشان را ندارند، توانستهاند با مظلومیّت خودشان، با صبر خودشان، با ایستادگی خودشان، دنیا را متوجّه به خودشان کنند؛ یعنی فاصلهی بین قدرت سخت و قدرت نرم اینقدر زیاد است، و تأثیرش اینقدر متفاوت است.
خب، عرض بنده این است که مجموعهی مباشر و متصدّی مدح و مرثیه، یعنی همین جامعهی مدّاح که یک مجموعهای و یک بخشی از قدرت نرم جامعهی اسلامی است، بایستی بداند که چهکاره است و چه کار میخواهد بکند و وظیفهی او چیست. معارف اسلامی جزو محتواهای کار شما است، منطق قرآن جزو محتواهای کار شما است، معارف اهلبیت جزو محتواهای کار شما است، تاریخ اهلبیت جزو محتواهای کار شما است، مصائب اهلبیت هم جزو محتواهای کار شما است؛ این مجموعه بایستی با بهترین زبان و بهترین شیوه، با همان خصوصیّاتی که شما در تاریخ «جهاد تبیین» در گذشتهی شیعه ملاحظه میکنید، امروز ارائه بشود؛ توقّع این است. اگر تلاوت زیبایی از قرآن باشد، شعر زیبایی با صدای خوش و با آهنگ خوشی خوانده بشود، محتوای صحیح و متعالی به وسیلهی این صدای خوش و آهنگ خوش منتشر بشود، این از بسیاری از قدرتهای سخت دنیا نفوذش بیشتر است، تأثیرش بیشتر است. جمهوری اسلامی در این چهلوچند سال اینجوری حرکت کرده؛ جمهوری اسلامی بیش از آنچه به قدرت سخت متّکی باشد، به قدرت نرم متّکی بوده. البتّه شماها میدانید که من به تسلیحات پیشرفته و منطبق با نیاز و مطابق با تواناییهای دشمنان اعتقاد دارم و دنبال میکنم، امّا عقیدهام این است که در کنار آن قدرت سخت و قدرت تسلیحاتی، تسلیحات فکری، تسلیحات زبانی و تسلیحاتِ منطقِ قوی بایستی در بین ما گسترده بشود؛ این توقّع ما است. ما از شاعرمان توقّع داریم، از مادحمان توقّع داریم، از خوشصدا و خوانندهمان توقّع داریم.
در این قدرت نرم، دو شاخص مهم وجود دارد که اینها بایستی مورد توجّه قرار بگیرد؛ یعنی کار خودتان را با این دو شاخص بسنجید: یکی عبارت است از توانایی برانگیختن و حرکت آفریدن، و دیگری عبارت است از جهت درست و دقّت؛ [یعنی] هدفگیریاش دقیق باشد. ببینید، یکی از چیزهایی که ما در موشکهایمان هم به آن اهمّیّت دادهایم و موفّق شدهایم و به آن رسیدهایم، دقّت در هدفگیری است؛ یعنی در دوهزارکیلومتری یک نقطهای را هدف میگیرد، درست به همان نقطه فرود میآید؛ یعنی مثلاً ده متر این طرف یا ده متر آن طرف نیست. در کاری که میخواهید انجام بدهید باید اینجوری هدفگیری کنید. این دو شاخص را در نظر داشته باشید: یکی اینکه ببینید آنچه شما ارائه میدهید چقدر قدرت برانگیختن دارد، چقدر میتواند دل را تکان بدهد، چقدر میتواند حرکت ایجاد کند، و دوّم اینکه چقدر دقیق است؛ دقّت در حرکت خیلی مهم است. گاهی اوقات میخواهیم کار خوبی بکنیم، یک حرفی میزنیم، دقّت نمیکنیم در خصوصیّات این حرف، [لذا] در هنگامی که دنیای اسلام نیاز به اتّحاد دارد اختلاف ایجاد میکنیم، شکاف ایجاد میکنیم؛ این عدم دقّت است. من اصرار دارم که در فهم معارف دینی و بیان معارف دینی دقّت بشود. خوشبختانه امروز بسیاری از مدّاحان عزیز ما از قشرهایی هستند تحصیلکرده، درسخوانده، مراتب علمی گذرانده، عربیدان، عربیفهم، خیلیهایشان با قرآن مأنوس، با روایات مأنوس. امروز این[جوری] است دیگر؛ جامعهی مدّاحی ما مثل دورهی جوانی ما نیست. جامعهی مدّاحی جامعهی متعالی و بلندمرتبهای است؛ توقّع ما این است که معارف را دقیق، درست، با همان ابزار بسیار ممتاز مدح و مرثیه، به طرف مقابل منتقل کند؛ توقّع ما این است.
با کتب حدیث آشنا بشوید، مأنوس بشوید. با نهجالبلاغه مأنوس بشوید. نهجالبلاغه یک دریا از معارف است. خطبههای نهجالبلاغه را وقتی شما نگاه میکنید، بخصوص بعضی از خطب نهجالبلاغه، سرشار از معارفی است که یک کلمهی آن را انسان بتواند گسترش بدهد، میتواند یک ملّت را به حرکت دربیاورد. با صحیفهی سجّادیّه مأنوس بشوید. قالب صحیفهی سجّادیّه قالب دعا است، در محتوا هم تضرّع و دعا است، امّا در کنار آن، سرشار از معارف دینی است. صحیفهی سجّادیّه یک پدیدهی عجیب در مکتب اهلبیت است. شما ملاحظه کنید امام سجّاد (سلام الله علیه) در صحیفهی سجّادیّه مرزداران را دعا میکند؛ یک دعائی دارد مخصوص مرزداران. مرزدارانِ آنوقت چه کسانی بودند؟ سربازان بنیامیّه بودند دیگر؛ برای آنها دعا میکند. مرزدار، مرزدار است؛ مرز کشور اسلامی را دارد حفظ میکند، هر کسی هست. مرزدار را دعا میکند. اینها درس است برای ما.
مرز دنیای اسلام امروز در غزّه است، نبض دنیای اسلام امروز در غزّه میزند. آنها ایستادهاند در مقابل دنیای کفر، دنیای طاغوت، دنیای استکبار، در مقابل آمریکا؛ طرف آنها فقط رژیم صهیونیستی نیست. رئیسجمهور آمریکا(۱۰) صریحاً میگوید من یک صهیونیستم!(۱۱) راست میگوید؛ همان خباثتی که در صهیونیستها وجود دارد در او هم هست؛ همان اهداف پلیدی که در آنها وجود دارد در او هم هست. [مردم غزّه] در مقابل اینها ایستادهاند. باید بدانیم که چه کار باید بکنیم. یکی از خصوصیّات همین است که مجاهدِ تبیین بداند امروز چه چیزی را باید تبیین کند؛ مسئلهی روز خودش را بشناسد. امروز شما باید غزّه را تبیین کنید، امروز شما باید دشمنیهای با نظام اسلامی را تبیین کنید. انواع و اقسام دشمنی با نظام اسلامی را دارند عمل میکنند، اجرا میکنند؛ حالا از لحاظ کارهای نظامی و تسلیحاتی و مانند اینها به صلاح خودشان نمیدانند، امّا از لحاظ قدرت نرم ــ حالا نه فقط آمریکا، [بلکه] دنبالهروهای آمریکا و مخالفین اسلام ــ فیلم میسازند، تبلیغات دروغین میکنند، علیه اسلام و علیه نظام اسلامی. باید سینه سپر کنید.
ما انتخابات در پیش داریم؛(۱۲) یک عدّهای نمیخواهند این انتخابات آنچنان که شایستهی این ملّت است انجام بگیرد؛ تلاش میکنند مردم را مأیوس کنند، مردم را بیاعتماد کنند، وانمود کنند که انتخابات فایدهای ندارد، تأثیری ندارد؛ در مقابل اینها «جهاد تبیین» باید سینه سپر کند، در مقابل اینها باید حقیقت را بیان کند. کسانی هستند که [میخواهند] حضور مردم در ادارهی کشور ــ که ثابتکنندهی تحقّق مردمسالاری دینی در کشور است ــ ضعیف بشود، تا حرف امام بزرگوار دروغ دربیاید؛ هدفشان این است که وعدهی الهی را مخالف واقع نشان بدهند. این حرکت، خصمانه است؛ در مقابل این حرکت خصمانه باید تلاش کرد. هر کس با انتخابات مخالفت کند، با جمهوری اسلامی مخالفت کرده، با اسلام مخالفت کرده. انتخابات یک وظیفه است. این یکی از کارها است؛ امروز احساس وظیفه نسبت به انتخابات یکی از کارهای نقدِ جامعهی مجاهد در «جهاد تبیین» است.
کسانی که مردم را به نظام بدبین میکنند، مردم را نسبت به آینده ناامید میکنند، [در نتیجه] یک نقطهی قوّت که گاهی در نظام وجود دارد، به نقطهی ضعف تبدیل میشود. یکی از نقاط قوّت نظام مبارزهی با فساد است؛ به مجرّد اینکه یک فسادی در یک جایی ظاهر میشود و دولت و مسئولین قضائی و دیگران در مقابلش بنا میکنند حرکت کردن ــ که این یک نقطهی قوّت است، مبارزهی با فساد است ــ یک عدّهای از آن طرف پیدا میشوند که «آقا ببینید، فساد وجود دارد»! خب بله، فساد وجود دارد؛ آنچه نقطهی ضعف است این است که فساد تحمّل بشود، به فساد کمک بشود؛ اگر با فساد مبارزه شد، این میشود نقطهی قوّت. سعی میکنند این نقطهی قوّت را تبدیل کنند به نقطهی ضعف؛ در مقابل اینها باید ایستاد. امام بزرگوار هیچ ملاحظهای نمیکرد؛ یک جاهایی ماها ملاحظه میکردیم، امام ملاحظه نمیکرد، صریح و روشن حقّ مطلب را اداء میکرد، آنچه را باید بیان کند بیان میکرد؛ اسم میآورد از افراد، اسم میآورد از جریانها و گروهها، برای اینکه مردم روشن بشوند؛ و به همین ترتیب توانست پایههای نظام را پایههای محکمی قرار بدهد که تا امروز، چهل و چند سال است که بحمدالله این بنا ارتفاع پیدا کرده، باز هم ارتفاع پیدا خواهد کرد.
ملّت ایران اسلام را دوست دارند؛ ملّت ایران استقلال را دوست دارند، عزّت ملّی را دوست دارند؛ ملّت ایران از دنبالهروی و پیروی قدرتها بیزارند؛ ننگشان میکند که مثل دوران طاغوت، آمریکاییها و دیگر قدرتمندان بخواهند بر این ملّت فخر بفروشند و امر و نهی کنند؛ ملّت ایران تحمّل نمیکند این چیزها را، برای همین هم هست که پای جمهوری اسلامی ایستادهاند؛ چون شعار جمهوری اسلامی شعار عزّت ملّی، استقلال ملّی و پیشرفت ملّی است؛ اینها شعارهای جمهوری اسلامی است؛ ملّت به اینها علاقهمند است و این راه، راه خدا است. آنچه راه خدا است و بندگان خدا در آن راه حرکت میکنند، هیچ قدرتی قادر به عقب نشاندن آن نیست.
جهادِ باارزشِ تبیین را باقوّت و باقدرت انشاءالله ادامه بدهید و این مواریث گرانقدر را به نسل بعد از خودتان منتقل کنید. [اگر] جوانها احساس کنند وظیفهشان نسبت به گذشتگانشان مضاعف است، روزبهروز انشاءالله پیشرفت را بیشتر مشاهده خواهیم کرد.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بیانات در دیدار خانواده سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
خدا را شاکریم که اجر دنیوی شهید سلیمانی را جلوی چشم ما هر روز دارد به این شخص بزرگ و به این شخصیّت برجسته اهدا میکند. آنچه شما ملاحظه میکنید، این بسط و نشر اسم و یاد ایشان، اجر دنیایی این بزرگوار است؛ اجر اخروی را اصلاً ماها تصوّرش را نمیتوانیم بکنیم و نمیتوانیم بفهمیم که چیست؛ این اجر دنیایی است. من تصوّر میکنم از روزی که ایشان شهید شده تا امروز، اسم شهید سلیمانی و یاد شهید سلیمانی و خصوصیّاتی از شهید سلیمانی، چندین برابرِ زمانِ حیاتش در بین مردم دارد منتشر میشود. این همان حرفی است که یک وقتی کسی گفته بود که «شهید سلیمانی» از «قاسم سلیمانی» برای ما خطرناکتر است! [این را] آن طرفهای مقابل گفته بودند؛ راست گفتند، واقعاً همینجور است. یعنی نه فقط غبار فراموشی بر چهرهی این شهید ننشسته، بلکه روزبهروز جلوهاش بیشتر شده، نورانیّتش بیشتر شده، وضوحش بیشتر شده و انشاءالله بیشتر هم خواهد شد. این لطف خدا است.
[این] ناشی از چیست؟ به گمان من علّتش اخلاص شهید سلیمانی است؛ یعنی آن چیزی که ماها در آن غالباً مشکل داریم. کار انجام میگیرد، [ولی] روح کار، اخلاص است؛ کارهای این شهید، به معنای واقعی کلمه این روح را داشت؛ یعنی واقعاً بااخلاص کار میکرد؛ این را ما که با ایشان در کارهایش معاشر بودیم میفهمیدیم. در کارش خودنمایی نبود، تظاهر نبود، منیّت نبود؛ برای خدا کار میکرد، برای خدا حرکت میکرد. به نظر من این اخلاص است که این اجر دنیوی را اینجور نمایان کرده. این را ما در مورد امام هم مشاهده کردیم؛ امام هم همینجور بود. روز سوّم یا چهارمِ دفنِ امام بود که در مرقد ایشان ــ که آنوقت هنوز هیچ چیزی هم نبود؛ یک حصاری کشیده بودند ــ یک جلسهی بزرگی بود، ما هم میرفتیم آنجا و من با هلیکوپتر میرفتم؛ همینطور که به این بیابان نگاه میکردم ــ حالاها آن قسمت ساخته شده، [امّا] آن روزها غالباً بیابان بود ــ من دیدم این جمعیّت همینطور با پای پیاده دارند میروند! چه کسی اینها را میبرَد؟ چه جاذبهای است که اینها را میکشد به آنجا؟ من گفتم این اخلاص امام است که دارد اینها را اینجور میکشاند و میبرد. این شهید عزیز ما هم همینجور؛ بااخلاص بود.
حالا این خانم(۲) گفتند به ما یک نصیحتی بکنید؛ خیلی خب، همین نصیحت: در کارهایتان اخلاص داشته باشید؛ یعنی نگذارید شائبهی منیّت در انگیزههای شما و در کارهای شما دخالت کند؛ اخلاص یعنی فقط برای خدا [کار کردن]. آنجایی که میبینید شائبهی منیّت است، پس بکشید؛ یعنی انسان کار را ترک کند، بهتر از این است که کار را برای دیده شدن انجام بدهد. این یک نکته است؛ نکتهی اخلاص در ایشان.
یک نکته در مورد ارزش کاری شهید سلیمانی ــ که خب خیلی در این زمینهها حرف زدند و میزنند، و این نکته باید مورد توجّه قرار بگیرد ــ نقش شهید سلیمانی در احیای جبههی مقاومت در منطقه است. البتّه این را اگر کسی بیان میکند، باید درست بیان کند. شهید سلیمانی نقش مهمّی در زنده کردن جبههی مقاومت در منطقه دارد؛ خیلی نقش دارد. یک وقت یک گروه مقاومی در یک منطقهای هستند، خب بله، این قبل از شهید سلیمانی هم بود؛ [امّا] یک وقت یک جبهه به وجود میآید؛ ما همیشه این را میخواستیم. چون طرف مقابل جبههبندی میکند، این طرف هم باید جبههبندی کند. خب الان اگر این جبهه نبود، غزّه نمیتوانست اینقدر مقاومت کند. این جبههی مقاومت، به همهی اطراف قضیّه قدرت میدهد. اگر چنانچه چهار واحد با هم متّحد بشوند، پنج واحد با هم متّحد بشوند، زورشان و قدرتشان بیشتر از پنج برابرِ یک واحد است؛ یک هویّت جدیدی به وجود میآید؛ آن هویّت جدید خیلی مهم است. شهید حاج قاسم سلیمانی در این قضیّه خیلی نقش داشت، خیلی کار کرد. مردم حضور او روی کوههای سوریه و نترسیدنش و رفتنش به استقبال خطر را میبینند؛ خب این خیلی مهم است، امّا اهمّیّت اصلی مال این است که همین رفتنها، همین حضورها، همین تلاشها توانست این جبهه را احیا کند، زنده کند، تقویت کند.
خداوند انشاءالله درجاتش را عالی کند. [ایشان] با تدبیر، با سیاست، با عقل، با اخلاق، با تحرّک و تلاش تمامنشدنی این کار را دنبال میکرد و این بسیار مهم بود و مهم است؛ امیدواریم انشاءالله ادامه پیدا کند. البتّه آقای قاآنی(۳) حقّاً و انصافاً خوب دارد حرکت میکند؛ حرکت ایشان خیلی خوب است الحمدلله. بایستی همین خطّ تقویت جبههی مقاومت که شهید در این زمینه خیلی فعّال بود و خیلی شاخص است و رتبهی خیلی بالایی در این قضیّه دارد، انشاءالله ادامه پیدا کند.
خداوند انشاءالله شماها را حفظ کند، خانم(۴) را محفوظ بدارد؛ ایشان هم در جهتگیری و انگیزهی شهید سلیمانی نقش دارند. شاید بیست سال پیش یا بیست و سه چهار سال پیش [بود که] اینجا در این حیاط، با بچّههای سپاه، فرماندهان سپاه ــ شاید حدود بیست نفر بودند ــ نماز خواندیم، بعد من نشستم روی پلّه، یک صحبت گرم و گیرایی کردم؛ قبلاً هم فکرش را نکرده بودم؛ خدای متعال همینطور حرف میزد! در واقع زبان من بود، حرف خدا بود؛ خیلی جلسهی عجیبی بود، خیلی تأثیراتی گذاشت. بعد از آن جلسه، چند نفر از بچّهها به من مراجعه کردند، یکی از آنها حاج قاسم بود؛ آمد یک جملهای از ایشان نقل کرد، گفت عیال من اینجوری میگوید؛ در همان جهتی که من صحبت کرده بودم. من دیدم تأثیر همسر چقدر زیاد است؛ یعنی این خانم روی حاج قاسم مؤثّر بودند؛ [لذا] ایشان در زحمات حاج قاسم شریکند، علاوه بر اینکه محرومیّتهای خانوادهها ــ نبودن همسر، نبودن پدر ــ خیلی مهم است، تحمّل این چیزها خیلی مهم است؛ تحمّل کردند.
انشاءالله خداوند به شماها اجر بدهد، توفیق بدهد، همهی شما را حفظ کند. انشاءالله موفّق و مؤیّد باشید.































