Super User
قرائت بخشی از نامه دوم رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی در سازمان ملل
نماینده کشورمان در سازمان ملل متحد در نشست مجمع عمومی سازمان ملل با موضوع فرهنگ صلح، با تاکید بر اینکه نامه رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان غربی یادآوری تغییر ذهنیتهاست، گفت: هدف از این نامه، ارائه دیدگاهی اصیل از درون جهان اسلام درباره مبارزه با تروریسم برای مخاطبان جوان است.
«غلامعلی خوشرو» بعد از این جلسه درباره اشاره به این نامه در این نشست مجمع عمومی گفت: از آنجا که موضوع این نشست مجمع فرهنگ صلح بود و موضوع اصلی نامه مقام معظم رهبری نیز به همین فرهنگ صلح اشاره دارد، مناسب بود تا بخشهایی از آن در این جلسه طرح شود.
وی افزود: در این نامه ایشان خواستند تاکید کنند که مسلمانها از ابتدا خواستار صلح و پیشبرد فرهنگ صلح بودند و اگر امروز تروریسم کور در کشورهای اسلامی و ضد مسلمانان و غربیها به کار میرود، دلیل دیگری دارد لذا از جوانان غربی خواستند که به آن دلیل واقعی توجه کنند.
نماینده کشورمان در سازمان ملل تاکید کرد: من با نقل قول از این نامه خواستم نشان دهم که ذهنیتهایی که تروریسم را به خوب و بد تقسیم میکنند و از تروریستها به عنوان وسیلهای برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده میکنند و همچنین ذهنیتهایی که به دنبال شبیه سازی فرهنگی هستند و در مواجهه با فرهنگهای مختلف به خصوص فرهنگ غنی اسلامی، قصد دارند از تضادی که ایجاد میکنند، بهرههای خشونت و تندروی ببرند، باید این قبیل رفتارها را کنار گذارند.
خوشرو به موضوع تروریسم در نامه مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: در این نامه آمده است که تروریسم درد مشترک بشر است و مسلمانان هم خود قربانیان تروریسم هستند، مضافاً اینکه ایشان فقط به این درد اشاره نکردند بلکه جوانان غربی را به این آگاهی فراخواندند که دلیل این درد را ببینند و زمینههای زدودن را ایجاد کنند. خوشرو به تعبیر رهبر معظم انقلاب از تروریستهایی مانند داعش به زبالههای تاریخ اشاره کرد و گفت: این تعبیر زیبایی بود که به جوانان غربی گفتند که باید این تروریستها را به عنوان زبالههای تاریخی زدود.
وی افزود: برای زدودن این زبالهها نیاز است که ما از راه دموکراسی، مردم سالاری، ارزش واقعی دادن به رأی مردم و همچنین جبران عقب ماندگی ذهنی، دوری از جزم اندیشی به همراه درمان مشکل اشغال سرزمینهای اسلامی اقدام کنیم. نماینده کشورمان در سازمان ملل تروریسم را درد و اضطراب مشترک بشریت امروز خواند و گفت: راه رفع این درد مشترک نیز گفتگو، تفاهم و همکاریهای فرهنگی و ازبین بردن معیارهای دوگانه در کنار کمک به فهم بهتر واقعیت اصیل اسلام است که در واقع دینی مبتنی بر عدالت و اخلاق است که طبق آموزههای آن کشتن یک نفر بی گناه، مساوی با کشتن همه بشریت تلقی شده است.
نماینده کشورمان در سازمان ملل در پاسخ به سئوالی درباره ضرورت پرهیز غربیها از برخوردهای عجولانه با مسلمانانی که در این کشورها زندگی میکنند نیز گفت: مسلمانان اکنون اوضاع سختی را در کشورهای غربی میگذرانند و به صرف مسلمان بودن ممکن است مورد تبعیض و فشار قرار گیرند. وی افزود: باید میان اسلام واقعی و ذهنیتهای معیوبی که به تروریسم کمک میکنند و همواره تروریسم پرور بودهاند، به طور کامل تفکیک قائل شد.
خوشرو، در عین حال خود غربیها را در ایجاد فرایند خشونت در کشورهای اسلامی مقصر دانست و گفت: اشغال و ایجاد بی ثباتی، زمینههایی است که به این خشونت کمک کرده و عقب ماندگی و استعمار نیز از دیگر ریشههای آن است.
وی مسلمانان حاضر در کشورهای غربی را شهروندانی خواند که با کار و تلاش و حضور در مجامع اسلامی خود، نه تنها هیچگاه با تروریسم هم نوا و همراه نبودهاند بلکه از تروریستها ضربه هم خوردهاند.
نماینده ایران در سازمان ملل در پایان گفت: متاسفانه عدهای که از ابتدا به دنبال اسلام ستیزی بودند، مسلمانان را هدف حملات خود قرار میدهند و رسانههایی مانند لابی صهیونیستها و دیگران در مشوه کردن چهره مسلمانان مداخلات خیلی نابجا و ممتدی داشتهاند و دارند و ما باید جایگاه و واقعیت مسلمانان را از جایگاه تروریستها تفکیک کنیم.
دشمن به دنبال بهانهجویی برای ایجاد اختلاف در انتخابات است
مولوی علی بائی بیان کرد: دشمنان اسلام در برهههای زمانی مختلف ثابتکردهاند که از کاه کوه میسازند.
وی اظهار کرد: انتخابات ایران طی سالیان گذشته با رصد دقیق رسانههای غربی مواجه شده و آنان از تمام ابزارهای خود برای مخدوش کردن چهره نظام اسلامی در این راستا استفاده می کنند و لذا مردم هم با درک این شرایط و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان همیشه حضور حداکثری خود را نشان دادهاند.
مدرس حوزه علمیه اهل سنت انوارالعلوم خیرآباد مشارکت سیاسی مردم و حضور حداکثری ایشان در انتخابات را لبیک به ندای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دانست و گفت: تحقق حماسه سیاسی موردنظر آن رهبر حکیم در گرو این حضور خواهد بود و به یاری خدا با حضور پرشور و حداکثری مردم بار دیگر تمامی آرزوهای اردوگاه استکبار به خوابی پریشان و آشفته بدل خواهد گشت.
مولوی علی بائی گفت: در طول عمری که از انقلاب اسلامی گذشته است بیش از سی انتخابات در کشور برگزار شده ومردم آزادانه پای صندوقهای رای رفتند و ضمن اعلام نظر خود برای اداره جامعه با حضور پرشور خویش مهر تاییدی بر مردمی بودن نظام جمهوری اسلامی زدند.
وی از انتخابات به عنوان پایگاه مردمی نظام نام برد و گفت: نقش روحانیان در تنویر افکار عمومی مردم برای حضور در عرصههای مختلف اجتماعی و به ویژه انتخابات در این راستا بسیار حائز اهمیت است.
وی بیان کرد: همواره مساجد و اماکن مذهبی به عنوان پایگاههای اصلی نشر فکر و اندیشه در ایران اسلامی مطرح بودهاند و علمای دینی به عنوان رهبران این عرصه نقش موثری در هدایت افکار عمومی برای مشارکت در عرصههای مختلف داشتهاند.
وی با اشاره به رسالت خطیر روحانیت در عرصه اطلاعرسانی به مردم و تنویر افکار عمومی ادامه داد: روحانیون باید با تشویق و ترغیب مردم به حضور در انتخابات اسفند دین خود را به اسلام و نظام ادا کنند.
ایشان انتخابات را تجلی خواست و اراده مردم در اداره کشور و یکی از جلوههای مهم مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی ایران دانست و افزود: نماینده منتخب آینده باید خدمت به مردم را سرلوحه کار خود قرار دهد و عدالت در راس برنامههای کاری وی باشد و هیچ گونه تبعیضی بین اقشار جامعه قائل نشود.
وی گفت: اهل سنت شهرستان تایباد با جامه عمل پوشاندن به فرمان رهبری و در راستای تحقق حماسه سیاسی، در انتخابات 94 نسبت به سایر انتخابات ها حضور پر رنگ تری خواهند داشت باتوجه به شناختی که از مردم شریف شهرستان تایباد داریم انشاءالله بالای 90 درصد مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد.
جوانان بايد از نهضت حسيني درس آزادگي و شرافت را بياموزند
مولوي نيكعلي كريمي، امام جماعت مسجد اهل سنت توحيد سردشت (خراسان رضوي) گفت: نهضت امام حسين(ع) نماد ظلم ستيزي و دفاع از حريم سنت نبوي(ص) است و امام حسين(ع) اسلام را زنده كرد.
وي تصريح كرد: مهمترين دستاورد قيام امام حسين(ع) آزادگي بود تا جايي كه اين حضرت از جان و مال و فرزندانش در راه گذشت.
امام جماعت مسجد توحيد سردشت افزود: پيام آزادگي عاشورا بر همه ملتهايي كه مستعمره استكبار و صهيونيزم است بانگ مي زند كه براي حفظ شعائر اصيل اسلامي بپا خيزيند، تن به ذلت ندهند و با عزت و آزادگي و شرف زندگيكنند.
وي افزود: جوانان به جاي اين كه به طرف وعدههاي پوچ و توخالي دشمن بروند بايد به دين اسلام افتخار كنند و با اعتماد به نفس بالا به سمت رشد و تعالي پيش بروند و از آزادي و عزت و شرافت نهضت حسيني درس بگيرند.
مولوي كريمي با بيان اين كه وحدت از نعمتها و ثمرات انقلاب اسلامي ايران است خاطرنشان كرد: دشمنان اسلام هميشه از تفرقه بين مسلمانان و پراكندگي آنها سوء استفاده ميكنند و امام خميني (ره) همواره به ايجاد اين شكاف مهم بين شيعه و سني هشدار ميدادند و آن را عامل عقب ماندگي مسلمانان ميدانستند.
اربعین بزرگترین نماد قدرت اسلامی را دربرابر نقشه های استکبار به نمایش گذاشت
ماموستا یدالله محمدی امام جمعه دهگلان در بخشی از خطبه های نماز جمعه این هفته دهگلان درمسجد جامع این شهر ضمن تسلیت اربعین حسینی گفت: مراسم اربعین حسینی نمادی از وحدت و یکپارچگی در جهان اسلام و بیانگر عشق و علاقه مسلمانان به خاندان اهل بیت (ع) است.
ماموستا محمدی افزود: اربعین نشان دهنده این است که حماسه عاشورا در برابر ظلم ایستادن، سکوت وسکون نمی شناسد و مسلمانان با حضور پرشور خود در گردهمایی عظیم حسینی در واقع تصویری از اقتدار اسلام را به نمایش می گذارند.
امام جمعه دهگلان گفت: مسلمین از همه کشورها در راهپیمایی اربعین حضور پیدا میکنند، بنابراین تجمع باشکوه مسلمین اتفاق میافتد و در حقیقت اربعین نماد وحدت اسلامی است.
ماموستا محمدی افزود: امام حسین(ع) برای احیای دین جدش، امر به معروف و نهی از منکر، مقابله با استکبار و نظام سلطه و نفاق و ستم قیام کردند، این حضور مسلمین و زائران بیعتی با امام حسین(ع) است.
محمدی درادامه گفت:اربعین بزرگترین نماد قدرت اسلامی را در برابر نقشههای استکبار به نمایش میگذارد و تنها با اتحاد میتوانیم در برابر نقشههای استکبار و سلطه بایستیم و مقابله کنیم
ريشه اصلی مشکلات جامعه «فقدان اخلاق» است
حضرت آیتالله العظمی «جوادی آملی» اظهار داشتند: فقدان اخلاق، ريشه اصلی مشکلات جامعه است و ما وظيفه انتقال معارف اهلبيت(ع) را به جامعه بر عهده داريم.
ایشان افزودند: اما متاسفانه شاهد خروجی مناسبی در جامعه نيستيم که سرّش همان فقدان اخلاق است.
ايشان با بیان اینکه خداوند در وجود هيچ موجودی حتی فرشتگان به اندازه انسان سرمايهگذاری نکرده است، تصریح کرد: اينکه خداوند متعال میفرمايند "و نفخته فيه من روحي"، اين «ي» متصل به روح نشان میدهد که بين خداوند و انسان يک رشته و حبل متين وجود دارد و فن شريف اخلاق براي شناخت همين نکته نهفته در اين «ي» است که انسان متوجه باشد به کجا و چه کسی متصل است.
آيتالله جوادیآملی، اخلاق را غير از موعظه دانسته و تاکید کردند: اخلاق يک رشته عميق علمی است که موضوع آن شناخت نفس انسان است، تا از اين طريق انسان بتواند روح خود را درمان کند، طهارت ببخشد و خود را از شر گناهان آبرو بر نجات دهد.
ایشان خواستار تاليف کتب درسی عميق و کارشناسیشده با موضوع علم اخلاق به منظور استفاده در سرفصلهای آموزشی حوزههای علميه و دانشگاهها و همچنين توجه به "فقه الاخلاق" شدند.
معظم له در این باره گفتند: لازم است هدف اخلاق که همان تقويت عقل عملی و قوهانگيزه است، در کنار توجه به عقل نظری و قوه انديشه مورد توجه جدی قرار گيرد، چراکه رشد يکی از اين دو بعد بدون ديگری اثری نخواهد داشت.
مولانا عبدالحمید:ایجاد هرگونه ناامنی در استان به ضرر ایران و در جهت منافع استکبار جهانی است
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در فرازی از سخنانشان در مراسم نماز جمعه اهلسنت زاهدان اظهار داشتند: همه ما میبینیم که ناامنی جهان را فراگرفته است. اما این لطف و احسان پروردگار است که در استان و کشور ما امنیت حاکم است، لذاباید شکر این نعمت را بهجا بیاوریم.
ایشان در ادامه افزودند: بدخواهان و دشمنان ایران اسلامی تلاش میکنند تا ایران هم دچار تفرقه و تشتت و ناامنی شود. آنان بهخاطر منافع خودشان از هر طریق ممکن میخواهند در کشور ناامنی ایجاد کنند. اما توجه داشته باشیم که ایجاد هرگونه ناامنی به ضرر ایران اسلامی و در راستای منافع دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران است. استکبار جهانی و اسرائیل غاصب از اختلاف و ناامنی در ایران سود میبرند. لذا همۀ ما باید مواظب و هوشیار باشیم که در منطقه ناامنی بهوجود نیاید.
امام جمعه اهلسنت زاهدان با اشاره به برخی ناامنیهای اخیر در استان اظهار داشتند: اخیرا گزارشهایی از موارد ناامنی و بمبگذاری در برخی نقاط استان شنیدهایم که این مسأله به شدت ما را نگران کرده است. ما به صراحت اعلام میکنیم که مردم استان به هیچکس اجازۀ ناامنی در استان را نمیدهند.
ایشان خاطرنشان کردند: الحمدلله امروز در استان سیستانوبلوچستان تفاهم وجود دارد. مسئولین استانی انسانهای مردمی و دوراندیشی هستند. تفاهم و احساس اخوت بین شیعه و سنی استان نیز از هر زمان دیگری بیشتر است. این اخوت و برادری و محبت به نفع مردم استان است که به توسعه و آبادانی و ایجاد اشتغال بیشتر در استان میانجامد. این امنیت و اخوت بههیچ وجه نباید ضربه بخورد و مختل شود.
ایشان تاکید کردند: درخواست ما از مردم عزیز استان، اعم از علما، متنفذین، معتمدین، تحصیلکردگان و اقشار مختلف مردم آن است که به هیچ کسی اجازه ایجاد ناامنی در استان را ندهند. همچنین خطاب به افرادی که فریب دیگران را خوردهاند میگوییم که ایجاد هرگونه ناامنی در استان به ضرر استان و کشور است. اگرچه مردم استان، شیعه و سنی، مشکلات و نگرانیهایی دارند، اما هیچکدام از مردم استان، به ایجاد ناامنی و مشکلات در استان راضی نیستند، بلکه میخواهند مشکلات استان، نه از راه خشونت و ناامنی، بلکه از راههای صحیح و قانونی مورد پیگیری قرار گیرند.
مولانا عبدالحمید در ادامه افزودند: امیدواریم الله تعالی امنیت استان ما را پایدار بدارد و کسی نتواند در امنیت و در بین صف واحد ما خلل ایجاد کند.
خدمترسانی مسیحیان به زائران پیاده کربلا
اعضای کتائب بابلیون که از جمله گردانهای سازمان بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) به شمار میرود، موکبهایی را در مسیر پیادهروی به سوی کربلا برپا کردند.
این گردان عضو حشد شعبی که متشکل مسیحیان عراق است؛ در موکبهای بغداد از عزاداران پیاده اربعین حسینی پذیرایی میکند.
در بنر معرفی این موکب تصویر حضرت مسیح(ع) در کنار حضرت سید الشهدا(ع) قرار دارد و بر روی آن نوشته شده است: سالروز شهادت امام حسین(ع) را به جهان اسلام تسلیت عرض مینماییم.
مسیحیان عراق در این موکبها، غذا، آب معدنی، میوه، آبمیوههای بسته بندی شده و ... را در اختیار عزادارانی که رهسپار سرزمین کربلا هستند؛ قرار میدهند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا
مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، بهشت های فردوس جای پذیرایی آنان است.(کهف107)
بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1393/12/21

بسماللهالرّحمنالرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الأرضین.
خوشامد عرض میکنم به آقایان محترم. علاوهی بر مزایایی که جناب آقای یزدی - رئیس محترم مجلس خبرگان - بیان فرمودند، (۲) یک مزیّت دیگری هم وجود دارد که آن مخصوص بنده است و آن اینکه ما در این اجلاسها، برادران عزیز و آقایان محترم را از نزدیک زیارت میکنم؛ این هم برای ما یک فرصتی است و از خداوند متعال میخواهیم که شما را - همهی آقایان را، دوستان را - موفّق بدارد که این وظایف سنگینی که بر عهدهی همهی ما است، انشاءالله به بهترین وجهی انجام بگیرد.
من اوّلاً تبریک عرض میکنم به جناب آقای یزدی بهخاطر احراز مسئولیّت ریاست این جلسه. خب، شخصیّت ایشان، سوابق ایشان، لواحق ایشان، همهی اینها چیزهایی است که این انتخاب را انتخاب مناسب و بجایی نشان میدهد. انشاءالله که ایشان از لحاظ مزاجی و آمادگیهای گوناگون، خداوند کمکشان کند و بتوانند به وظایفشان عمل کنند. یاد مرحوم آقای مهدوی(۳) (رضوان الله علیه) را هم گرامی میداریم. ایشان شخصیّت برجستهای بودند و حقّاً وجود مرحوم آقای مهدوی در دوران طولانی بعد از پیروزی انقلاب - علاوه بر مجاهدتشان قبل از پیروزی - یک وجود اثرگذار و مظهر یک روحانی فعّال و عالم عامل بود. امیدواریم که خداوند متعال ایشان را جزای اوفی عنایت کند و از رحمت و مغفرت خودش ایشان را برخوردار کند.
بحمدالله این جلسهی اجلاس آقایان که در آن انتخابات داخلی انجام گرفت - آنطوری که به من گزارش کردند - اجلاس بسیار متین و در واقع الگو برای دستگاههایی [بود] که اینجور انتخاباتها را انجام میدهند؛ با متانت کامل و بدون این حرفها و چیزهایی که معمولاً در جلساتِ یارگیری و انتخاباتی پیش میآید، بحمدالله کار بزرگی را انجام دادید.
بهمناسبت اوضاعی که در منطقهی ما حاکم است و بلکه اوضاعی که در جهان حاکم است و چالشی که میان جمهوری اسلامی و چند دولت متکبّر و مستکبر بر سرِ قضایای مختلف - چه قضیّهی هستهای و چه بقیّهی قضایا - در جریان است و همچنین بهمناسبت بحثهای اقتصادیای که در داخل کشور هست و تلاشی که مسئولان مختلف هرکدام بهنحوی برای تحقّق مقاصد اسلامی و منافع مردم انجام میدهند، و سرانجام بهمناسبت مسئلهی اسلامهراسیای که امروز یکی از پدیدههای رایج دنیای استکبار و دنیای غرب است - مجموع این مطالب - بهنظر رسید که این موضوع را مطرح کنیم که آنچه ما از مجموع معارف قرآنی استفاده میکنیم و درمییابیم، این است که مطالبهی اسلام از مسلمین، ایجاد نظام اسلامی بهنحو کامل است؛ مطالبهی اسلام، تحقّق کامل دین اسلام است. این آن چیزی است که انسان در مجموع آن را احساس میکند.
دین حدّاقلّی و اکتفای به حدّاقلها، از نظر اسلام قابل قبول نیست؛ ما در معارف خودمان چیزی بهعنوان دین حدّاقلّی نداریم، بلکه در قرآن کریم در موارد متعدّدی اکتفای به بعضی از تعالیم دینی دون(۴) بعضی، مذمّت شده است؛ «اَلَّذینَ جَعَلُوا القُرءانَ عِضین» (۵) یا آیهی شریفهی «وَ یَقولونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعض» (۶) که مربوط به منافقین است، اشارهی به همین است. حتّی برخی از بخشهای دین که خیلی برجسته است - مثل اقامهی قسط - هم کافی نیست که انسان دل خود را خوش کند که ما حالا دنبال اقامهی قسطیم و اقامهی قسط خواهیم کرد، پس اسلام تحقّق پیدا کرد؛ نه، این نیست. بله مسلّماً اقامهی قسط در جامعه، یک قلم مهم است. از این آیهی شریفه در سورهی مبارکهی حدید، لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبِیِّنت وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتبَ وَ المیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط(۷) اینجور بهنظر میرسد در بادی(۸) امر، که هدف از ارسال رسل و انزال کتب و معارف الهی، اقامهی قسط است که حالا این جملهی «لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط» را هرجور معنا کنیم - چه به این معنا بگیریم که «لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط» یعنی «لِیُقیمَ النّاسُ القِسطَ» که مثلاً «باء» را «باء تعدیه» بگیریم، که این وظیفهی مردم است که در محیط زندگی خودشان اقامهی قسط کنند؛ یا نه، «باء تسبیب» که «لِیَقومَ النّاسُ بِسَبَبِ القِسط»، یعنی با قسط با مردم [رفتار کنیم]؛ هرکدام از این دو معنا یا معانیِ احتمالیِ دیگری که وجود دارد، اگر در نظر گرفته بشود - اهمّیّت اقامهی قسط را در جامعه روشن میکند. لکن این بدین معنا نیست که شارع مقدّس از ما قبول میکند که ما مثلاً اکتفا کنیم به اقامهی قسط و همهی همّت خودمان را بگذاریم برای اینکه اقامهی قسط بشود، ولو برخی از احکام دیگر اسلام - مثلاً - مورد بیتوجّهی قرار بگیرد؛ نه، آیهی شریفه میفرماید که «اَلَّذینَ اِن مَکَّنّهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا الصّلوةَ وَ ءاتَوُا الزَّکوةَ وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَر».(۹) یعنی انتظاری که خدای متعال از متمکّنین در ارض دارد، اینها است که اوّلش «اَقامُوا الصّلوة» بعد «وَ ءاتَوُا الزَّکوةَ وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ للهِ عاقِبَةُ الاُمور» (۱۰)[است]. اینجور نیست که اگر ما به قسط توجّه میکنیم، حق داشته باشیم که از اقامهی صلات و اهمّیّت دادن به صلات یا به زکات یا به امر به معروف و نهی از منکر غفلت کنیم، بلکه «اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغوت» (۱۱) - که چندین بار این لفظ و این مضمون در قرآن تکرار شده - نشان میدهد که اصلاً خدای متعال پیغمبران را فرستاد برای توحید، برای اجتناب از طاغوت، برای عبودیّت خداوند؛ اساس کار این است. یا وصیّتی که خدای متعال در آن آیهی شریفهی سورهی شوری، به نوح و به ابراهیم و به موسی و به بقیّه کرده است: اَن اَقیمُوا الدّین؛ (۱۲) آنکه مورد نظر است، اقامهی دین است؛ یعنی همهی دین را باید اقامه کرد؛ وَ لاتَتَفَرَّقوا فیهِ کَبُرَ عَلَی المُشرِکینَ ماتَدعوهُم اِلَیهِ اللهُ یَجتَبی اِلَیهِ مَن یَشآءُ وَ یَهدی اِلَیهِ مَن یُنیب؛ (۱۳) یعنی همهی دین - همهی اجزا و همهی ارکان دین - مورد توجّه است، و معارض اصلی هم در مقابل این حرکت و این رویکرد - یعنی اقامهی دین بتمامه، بجمیع اجزائه، بکلّه - عبارتند از قلدرهای عالم، مستکبران عالم؛ کَبُرَ عَلَی المُشرِکینَ ما تَدعوهُم اِلَیه؛ (۱۴) آنچه تو به آن دعوت میکنی، برای مشرکین[گران است]؛ یا در آیهی شریفه در اوّل سورهی مبارکهی احزاب؛ یاَیُّهَاالنَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المنِفقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حَکیمًا؛ (۱۵) یعنی هم علیم است خدای متعال که احاطهی علمی دارد به تمام اجزا و ذرّات عالم و سازوکار زندگی ذرّات، و هم حکیم است؛ با حکمت، راه تو را در این مجموعه مشخّص کرده و باید دنبال کنی. وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا * وَ تَوَکَّل عَلَی اللهِ و کَفی بِاللهِ وَکیلًا؛ (۱۶) در مقابلهی با این حرکت تو، دشمنی وجود خواهد داشت. بنابراین [قضیّه] این است.
نظام اسلامی که ما مدّعی آن هستیم و دنبال آن هستیم - حالا نظام اسلامی بهمعنای مجموعهی ظرفیّتهایی است در کشور که حرکت عمومی مردم را و مسئولین را شکل میدهد؛ به این میگوییم نظام؛ همهی ظرفیّتهایی که موجب حرکت عمومی مردم و مسئولین میشود، مجموع اینها، نظام اسلامی است - وقتی این نظام واقعاً اسلامی است که در آن همهی اجزای اسلام محفوظ باشد و صورت و سیرت اسلام در آن حفظ بشود. صورت اسلام، همین حرفهای ما و اظهارات ما و کارهایی که میکنیم و این ظواهر امر است؛ سیرت اسلام، این است که ما یک هدفی را، یک آرمانی را، یک سرمنزلی را در نظر بگیریم و تعریف کنیم و برای رسیدن به آن سرمنزل، برنامهریزی کامل کنیم، و در این راه عمل کنیم، حرکت کنیم، با همهی وجود راه بیفتیم؛ آنوقت در آن صورت، سیرت اسلامی هم، هم، محفوظ خواهد ماند، هم رو به کمال خواهد رفت؛ یعنی در یک حد هم متوقّف نمیماند؛ خب، این برنامهای است که ما برای رسیدن به آن اهداف، به آن احتیاج داریم.
آنچه ما امروز در زبان مستکبرین و مخالفین نظام اسلامی و مشخّصاً جمهوری اسلامی مشاهده میکنیم که با «تغییر رفتار» از آن یاد میکنند - گاهی میگویند ما تغییر نظام را نمیخواهیم، تغییر رفتار را میخواهیم - [همین است]. تغییر رفتار با تغییر نظام هیچ تفاوتی ندارد؛ درست همان است؛ یعنی تغییر آن سیرت اسلامی؛ این معنای تغییر رفتار است. تغییر رفتار یعنی شما از آن چیزهایی که از لوازم قطعی و حتمی حرکت به آن سرمنزل است، دست بردارید؛ از آن کوتاه بیایید و نسبت به آن، اهتمام خودتان را از دست بدهید؛ این معنای تغییر رفتار است؛ یعنی همان چیزی که گاهی از آن در برخی از گفتهها و نوشتهها تعبیر میشود به دین حدّاقلّی؛ یعنی کاستن از آرمانها که بهمعنای نابودی سیرت دین است. این دین حدّاقلّی یعنی در واقع دین را حذف کردن.
حالا در چنین وضعیّتی هدف ما این است و خطّمشی قطعی ما باید این باشد که دنبال اسلامِ تمام و کامل باشیم؛ یعنی دنبال این باشیم که واقعاً تا آنجایی که در قدرت ما است تلاش کنیم - حالا خدای متعال بیش از آنچه در توان ما و در قدرت ما است، از ما توقّع نمیکند - امّا تلاش ما این باشد و هدفگذاری ما این باشد که همهی اسلام - اسلام به کامله، بتمامه - در جامعهی ما تحقّق پیدا کند. وقتی هدف این شد، فوراً یک مسئلهای پیش میآید و آن مسئلهی «اسلامهراسی» است که امروز در دنیا رایج است. بهنظر من در برابر پدیدهی اسلامهراسی مطلقاً نباید منفعل شد؛ بله، اسلامهراسی وجود دارد؛ عدّهای دارند مردم را، جوامع را، جوانان را، اذهان را از اسلام میترسانند؛ اینها چه کسانی هستند؟ درست که مسئله را میشکافیم و در مسئله دقّت میکنیم، میبینیم که اینها همان اقلّیّت قلدر و زیادهخواهی هستند که از حاکمیّت اسلام میترسند؛ از اسلام سیاسی میترسند؛ از حضور اسلام در متن زندگی جوامع میترسند؛ علّت ترسشان هم این است که منافع آنها لطمه خواهد خورد. اسلامهراسی در واقع ترجمهی هراس و سراسیمگی قدرتها در مقابل اسلام است؛ واقع قضیّه این است. یعنی شما اینجا زحمت کشیدید، ملّت ایران تلاش کردند، زحمت کشیدند، مجاهدت کردند، نظام اسلامی را سرِ کار آوردند و این نظام اسلامی را تثبیت کردند، پایهاش را محکم کردند، آن را در مقابل حوادث گوناگون مصونیّت و ایمنی دادند و روزبهروز قوی کردند؛ این، قلدرهای دنیا را میترساند. اسلامهراسیای که امروز وجود دارد، در واقع انعکاس و بازتاب دغدغهی آنها است، سراسیمگی آنها است؛ نشان میدهد که شما پیش رفتید؛ نشان میدهد که اسلام توانسته است حرکت خود را بهطور موفّق تا اینجا پیش ببرد.
و البتّه علیرغم آنها، این حرکت آنها علیه اسلام و تلاش آنها برای اسلامهراسی، نتیجهی عکس خواهد داد؛ به این معنا که اسلام را در کانون پرسش جوانها قرار میدهد؛ یعنی اگر به مردم معمولی دنیا یک تلنگری زده شود، یک توجّهی به آنها داده شود، اینها ناگهان به فکر میافتند که علّت اینکه اینقدر اسلام در این مطبوعات صهیونیستی، در این شبکههای تلویزیونیِ وابستهی به محافل قدرتمند و دارای زر و زور مورد تهاجم قرار میگیرد چیست؟ این خود زمینهی یک پرسش است و این پرسش به نظر ما برکاتی دارد و میتواند این تهدید را تبدیل به فرصت کند.
ما بایستی تلاش کنیم، یعنی در نظام جمهوری اسلامی، کار بزرگ و مهم این است که ما همه - هر کسی در هر نقطهای قرار دارد که توانی در این زمینه دارد - باید تلاشمان این باشد که اسلام ناب را مطرح کنیم، اسلامِ طرفدار مظلوم و ضدّ ظالم را در دنیا مطرح کنیم. همان جوانی که در اروپا است، یا در آمریکا است، یا در مناطق خیلی دوردست است، از این خصوصیّت مبتهج میشود، به هیجان میآید که معلوم بشود اسلام عبارت است از نیرویی، انگیزهای، فکری که علیه ظالمین و ستمگران و به نفع مظلومین حرکت میکند، برنامه دارد و این را وظیفهی خودش میداند. اسلامِ طرفدار عقلانیّت، اسلامِ فلسفههای عمیق، اسلامِ تفکّر، اسلامی که در قرآن اینهمه به عقل و فکر و لبّ(۱۷) و مانند اینها اهمّیّت داده شده را معرّفی کنیم؛ اسلامِ طرفدار عقلانیّت و ضدّ قشریگری، ضدّ تحجّر، ضدّ اسیر اوهام و تخیّلات خود شدن - که کسانی به نام اسلام این چیزها را دارند - اسلام ناب را نشان بدهیم، بگوییم اسلام، این است؛ اسلامِ متعهّد در برابر لاابالیگری. بله، امروز دستگاههای فراوانی جوانها را به بیمبالاتی، به لاابالیگری، به لاقیدی در امور گوناگون سوق میدهند. خب، اسلامی که انسان را متعهّد دانسته، او را متعهّد میخواهد و میطلبد؛ اسلامِ حاضر در متن زندگی، در برابر اسلام سکولار! اسلام سکولار شبیه مسیحیّت سکولار است که میرود در گوشهی کلیسا، خودش را زندانی میکند و در محیط واقعی زندگی هیچ حضوری ندارد؛ اسلام سکولار هم همینجور است؛ کسانی هستند امروز دعوت میکنند به اسلام منزوی؛ اسلامی که هیچ کاری به کار زندگی مردم ندارد؛ مردم را به یک عبادتی، به یک چیزی گوشهی مسجد یا گوشهی خانهها فرامیخواند. اسلامِ واردِ در متن زندگی را معرّفی کنیم؛ اسلامِ رحمت به ضعفا؛ اسلامِ جهاد و مبارزهی با مستکبران. به نظر من این یک وظیفهای است که بهعهدهی همه است؛ دستگاههای تبلیغاتی ما، دستگاههای علمی ما، حوزههای علمیّهی ما باید این هدف را دنبال بکنند. اینکه امروز اسلام را آماج حملات خودشان قرار دادهاند [بهخاطر این است]؛ آن کسانی هم که آماج قرار دادهاند، مشخّص است چه کسانی هستند و چه دستگاههایی و چه جریانهایی هستند؛ مشخّص است؛ اینها وابستهی به یک مجموعهی قدرتمندِ زر و زور سیاسی و اقتصادیِ غالباً صهیونیست یهودی، و اگر صهیونیست یهودی هم نیستند صهیونیست غیر یهودی - که امروز در دنیا صهیونیستهای غیر یهودی داریم - هستند. در مقابل اینها ما از این فرصت استفاده کنیم و این سؤال را مطرح کنیم در ذهن مردم دنیا و در ذهن جوانها که فکر کنید، ببینید چرا به اسلام اینهمه حمله میکنند؛ آنوقت اسلامِ واقعی را در اختیار اینها بگذاریم.
به نظر بنده اگر ما مجموعهی روحانیّون و اهل علم و کسانی که در مسائل دینی کار میکنند، در همهی مسائل خودمان این را هدف قرار بدهیم یعنی تحقّق اسلام بکامله و مقابلهی با دشمنیها با این شکل، موفّقیّتهای زیادی خواهیم داشت.
چالشهای جهانی هم داریم؛ به نظر من از سطحینگری در چالشهای جهانی بایستی خودداری کرد. ما امروز با آمریکا چالش داریم، با بعضی از کشورهای اروپایی چالش داریم؛ حالا امروز موضوع چالش بهطور آشکار و نمایان، مسئلهی هستهای است؛ مسائل گوناگون دیگر هم هست که مایهی چالش بین ما و اینها است؛ نگاه کنیم ببینیم این چالش از چه چیزی ناشی میشود؛ یعنی ریشهها را بفهمیم و از سطحینگری پرهیز کنیم.
و مشکلاتی را هم که متوجّه ما میشود درست بشکافیم. حالا مثلاً فرض بفرمایید ما از تحریم صدمه دیدیم و آسیبهایی از تحریم به اقتصاد ما، به مسائل گوناگون ما وارد شده است؛ این آسیبها ناشی از چیست؟ انسان اگرچنانچه درست موشکافی کند، میبیند این آسیبها بیشتر ناشی از وابستگی ما به نفت است مثلاً؛ یا بیشتر ناشی از عدم حضور مردم در متن میدان اقتصادی است، [یعنی] دولتی کردن اقتصاد؛ بیشتر ناشی از اینها است. اگر ما نگاه کنیم و عامل اصلی را بشناسیم و آن عامل اصلی را بهنحوی علاج کنیم، تحریم یا بیاثر خواهد شد یا کماثر خواهد شد. اینکه دشمن میتواند ما را تحریم کند و مثلاً دست روی نفت ما بگذارد و این ما را آزار میدهد، بهخاطر این است که ما نفت را در زندگی خودمان و در اقتصاد خودمان عمده کردهایم؛ اینکه وقتی با دولت برخورد میکند، دستگاههای گوناگون دولتی مورد تحریم قرار میگیرند، بهخاطر این است که این دستگاهها متعلّق به دولتند. ما میتوانستیم در عرصهی اقتصادی، دستهای گوناگون مردمی را وارد بکنیم. آن اشتباهاتی که کردیم در اوایل انقلاب که همینطور اصرار کردیم بر اینکه همهچیز بایست متعلّق و در اختیار دولت باشد و چیزهای جزئیِ کوچک زندگی را هم ما سپردیم به دولت، خب نتیجهاش همین چیزها است؛ اینها را بایستی علاج کرد.
به نظر ما اگر اینجور فکر کنیم و اینجور حرکت بکنیم، مشکلات حل خواهد شد؛ یعنی ما در مشکلات، وابستهی به عطف محبّت طرف مقابل نخواهیم بود؛ میتوانیم واقعاً خودمان تأثیر بگذاریم بر فضای چالشیای که بین ما و دشمنان ما و مستکبرین وجود دارد؛ از جمله همین مذاکراتی که حالا جاری است. فعلاً مذاکراتی که بر فعّالیّتهای دیپلماسی ما و فعّالیّتهای سیاست خارجی ما بیشتر سایه افکنده، مذاکرات مربوط به مسائل هستهای است. همین حرف، همین معیار، همین منطق، در این مذاکرات هم به نظر ما کاملاً کارایی دارد.
من البتّه همینجا این را عرض بکنم: این تیمی و هیئتی که رئیس جمهور محترم برای مذاکرات هستهای گذاشتهاند، مردمان امین و مردمان خوبی هستند. بعضی را ما از نزدیک میشناسیم و واقعاً مورد قبولند، بعضی را هم از حرفهایشان و از کارهایشان دورادور میشناسیم؛ هم امینند، هم دلسوزند؛ دارند تلاش میکنند کار میکنند؛ این را ما لازم است که منصفانه بیان کنیم. البتّه بااینکه این دوستان و این برادران برادران خوبی هستند، برادران امینی هستند و میدانیم که دارند برای صلاح کشور تلاش میکنند، درعینحال من نگرانم؛ چون طرف مقابل، طرف حیلهگری است. از جملهی چیزهایی که غالباً پنهان میماند از چشمها، حیلهگری اشخاص یا جهاتی است که دارای ظاهر بزرگ و فربهی هستند؛ آدم فکر نمیکند که اینها هم حیلهگر باشند. خب امروز آمریکا ظاهر فربهی دارد؛ قدرت مالی، قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی، قدرت نظامی، قدرت امنیّتی، و غفلت میشود از اینکه همین دستگاه صاحب قدرت، اهل موذیگریهای آدمهای ضعیف هم باشد، ولی هست؛ اهل حیلهگری است، اهل خدعه است، اهل خنجر از پشت زدن است؛ اینجوری است. ما نباید اینجور تصوّر بکنیم که حالا اینها چون مثلاً بمب اتم دارند یا وسایل نظامی قدرتمندی دارند، بنابراین احتیاجی ندارند به اینکه دست به حیله و خدعه بزنند؛ نه، اتّفاقاً احتیاجشان هم زیاد است و عمل هم میکنند و واقعاً خدعهگری میکنند؛ این ما را نگران میکند. باید مراقب شگردهای دشمن باشیم. هر وقتیکه یک زمان معیّن شده است برای پایان مذاکرات و ما به این زمان نزدیک میشویم، لحن طرف مقابل - بخصوص لحن آمریکاییها - تندتر، سختتر، خشنتر میشود؛ این برای این است که جزو شگردهای اینها است، جزو حیلهها و خدعههای اینها است.
و میبینید اظهاراتی هم که میکنند، واقعاً اظهارات سخیفی است، اظهارات مشمئزکنندهای است. مسئولین آمریکایی در همین ایّام بهمناسبت اینکه حالا یک دلقک صهیونیست رفته آنجا و حرفهایی زده، (۱۸) برای اینکه خودشان را کنار بکشند مطالبی گفتند، امّا ایران را هم متّهم کردند که ایران طرفدار تروریسم است. خب این حرف، خندهآور است؛ امروز در دنیا همه دارند مشاهده میکنند که آن قدرت و آن دولتی که از خبیثترین تروریستها - یعنی از همین داعش و امثال اینها - حمایت کرده است و اینها را بهوجود آورده و هنوز هم علیرغم اینکه بهظاهر میگوید در مقابل اینها است، دست از حمایت اینها برنمیدارد، آمریکا است و همپیمانان آمریکا. کسانی که در منطقه دست به دستِ آمریکا دارند و پشتیبانی میکنند، کمک میکنند، همکاری میکنند، اینها هستند که طرفدار تروریسم و تروریستهای جرّار(۱۹) خبیث هستند. آمریکا دولتی را که رسماً اعتراف میکند به تروریست بودن - یعنی دولت جعلی صهیونیستی - دارد حمایت میکند؛ صریحاً حمایت میکنند؛ اصلاً حمایت از تروریسم یعنی این. این زشتترین شکل حمایت از تروریسم است که آنها میکنند، آنوقت درعینحال جمهوری اسلامی را متّهم میکنند به اینکه این طرفدار تروریست است؛ که باید اینها را مورد توجّه قرار داد.
همین نامهای که این سناتورها نوشتند - که انواع مطالب را واقعاً انسان در این نامه [میبیند] - از نشانههای فروپاشیِ اخلاق سیاسی در نظام آمریکا است؛ پیدا است واقعاً اینها دچار فروپاشیاند؛ چون همهی دولتهای عالم طبق مقرّرات شناخته شده و پذیرفتهی بینالمللی به تعهّدات خودشان پایبندند. بالاخره یک دولتی در یک کشوری سرِ کار است، یک تعهّدی میکند، بعد آن دولت میرود دولت دیگری میآید، آن تعهّد به جای خود باقی است؛ نقضِ تعهّد نمیکنند. این آقایان سناتور صریحاً برداشتند اعلام کردند که اگر چنانچه این دولت در آمریکا از کار برکنار شد، این قراردادی که با شما میبندد و تعهّدی که میکند کأنلمیکن است! این نهایت فروپاشی اخلاق سیاسی است و نشاندهندهی این است که آن دستگاه دستگاهی است که واقعاً قابل ادامه نیست؛ یعنی آن دستگاه دستگاه متلاشی شدهای است که اینجور چیزها را انسان در آن مشاهده میکند. آنوقت میگویند ما میخواهیم به ایرانیها یاد بدهیم، درس بدهیم که بفهمند قوانین ما چیست! خب ما احتیاج به درس آنها نداریم؛ ما اگر چنانچه به توافقی هم برسیم، بلدیم چهجوری عمل بکنیم که بعد آنها نتوانند جمهوری اسلامی را پشت در نگه دارند. این را مسئولین نظام جمهوری اسلامی بلدند که چه جوری عمل بکنند، احتیاج به درس آنها نیست امّا آنها اینجوری عمل میکنند؛ این واقعاً نشاندهندهی فروپاشی است.
بههرحال در همهی کارهایی که ما داریم، در همهی تلاشهایی که میکنیم، چه تصمیمهایی که در مسائل اقتصادی میگیریم، چه در مسائل فرهنگی - که حالا اگر بنده زنده بودم و به اوّل سال رسیدیم، مطالبی هست برای گفتن که انشاءالله عرض خواهم کرد - ما باید این اصل را از یاد نبریم که وظیفهی ما تحقّق بخشیدن به اسلام بکامله است؛ باید دنبال اسلام کامل باشیم. اینجور نباشد که از آرمان اسلام بکاهیم بهخاطر اینکه مثلاً در فلان قضیّه موفّق بشویم؛ نه، موفّقیّت ما، پیشرفت ما وابسته به این است که انشاءالله بتوانیم [اسلام کامل را محقّق کنیم]. اگر اینجور شد، خدای متعال هم کمک خواهد کرد، و نصرت الهی قطعاً و یقیناً و بدون هیچ تردیدی متوقّف به این است که ما دین خدا را نصرت کنیم. اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛ (۲۰) دیگر صریحتر از این و واضحتر از این، حرفی وجود ندارد؛ «اِن تَنصُرُوا الله» یعنی دین خدا را نصرت کنید؛ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم؛ (۲۱) وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه؛ (۲۲) اینها دیگر چیزهای مؤکّدی است که وعدههای الهی است؛ نباید به این وعدههای الهی بیتوجّه بود؛ اَلظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوء؛ (۲۳) اینکه واقعاً انسان وعدهی خدا را غیر قابل تحقّق بداند، بدترین سوءظنّ به خدای متعال است که خدای متعال در سورهی مبارکهی انّافتحنا، آن کسانی را که اینجور حرکت میکنند مورد غضب خود دانسته است. (۲۴)
امیدواریم خداوند متعال به شما و به ما توفیق بدهد که بتوانیم آنچه را وظیفهی ما است در این زمینه، انجام بدهیم و برکات الهی را که ناشی از اینجور حرکت کردن است، انشاءالله شامل حال خودمان، کشورمان، ملّتمان قرار بدهیم؛ و امیدواریم خداوند متعال روح مطهّر امام بزرگوار را شاد کند، ارواح طیّبهی شهدا را انشاءالله شاد کند که آنها این راه را به ما نشان دادند و بر روی ما باز کردند و ما را در این راه به حرکت آوردند.
والسّلامعلیکمورحمةاللهوبرکاته
۱) این دیدار بهمناسبت برگزاری هفدهمین اجلاس رسمی چهارمین دورهی مجلس خبرگان رهبری در روزهای نوزدهم و بیستم اسفند سال جاری، برگزار شد. قبل از شروع بیانات معظمٌله، آیتالله محمّد یزدی (رئیس مجلس خبرگان) گزارشی ارائه کردند.
۲) رئیس مجلس خبرگان با اشاره به اینکه «بروز بودن اعضا» از مهمترین فلسفههای اجلاسهای سالانهی این مجلس است، برنامههای چهار جلسهی این اجلاس را در دو بخشِ دعوت از شخصیّتهای مطّلع از وقایع روز (وزیر امور خارجه و فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و نطقهای پیش از دستور نمایندگان (در موضوعات: بررسی وضعیّت اسلام در اروپا، استاندارد «غذای حلال» در ایران و سایر کشورها، بررسی مسائل اقتصادی و فرهنگی کشور) بیان کرد.
۳) آیتالله محمّدرضا مهدویکنی (رئیس پیشین مجلس خبرگان)
۴) منهای
۵) سورهی حجر، آیهی ۹۱؛ «همانا که قرآن را جزء جزء کردند [به برخی از آن عمل کردند و بعضی را رها نمودند]»
۶) سورهی نساء، بخشی از آیهی ۱۵۰؛ «.... و میگویند: ما به بعضی ایمان داریم و بعضی را انکار میکنیم ...»
۷) سورهی حدید، بخشی از آیهی ۲۵؛ «براستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانهکردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند ...»
۸) ابتدای
۹) سورهی حج، بخشی از آیهی ۴۱؛ «همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وامیدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند...»
۱۰) همان؛ «... و فرجام همهی کارها از آنِ خدا است.»
۱۱) سورهی نحل، بخشی از آیهی ۳۶؛ «... [تا بگوید:] "خدا را بپرستید و از طاغوت [ = فریبگر] بپرهیزید"...»
۱۲) سورهی شوری، بخشی از آیهی ۱۳؛ «... دین را برپا دارید...»
۱۳) همان؛ «... و در آن تفرقهاندازی نکنید. بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوی آن فرامیخوانی، گران میآید. خدا هرکه را بخواهد، به سوی خود برمیگزیند، و هرکه را که از در توبه درآید، به سوی خود راه مینماید.»
۱۴) سورهی شوری، بخشی از آیهی ۱۳؛ «... بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوی آن فرا میخوانی، گران میآید ...»
۱۵) سورهی احزاب، آیهی ۱؛ «ای پیامبر، از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مبر، که خدا همواره دانای حکیم است.»
۱۶) سورهی احزاب، آیات ۲و۳؛ و آنچه را که از جانب پروردگارت به سوی تو وحی میشود، پیروی کن که خدا همواره به آنچه میکنید آگاه است. و بر خدا اعتماد کن، همین بس که خدا نگهبان [تو] است.»
۱۷) عقل، فکر
۱۸) اشاره به سفر نخست وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا و سخنان وی در کنگره.
۱۹) بسیار کُشنده
۲۰) سورهی محمّد، بخشی از آیهی ۷؛ «اگر خدا را یاری کنید یاریتان میکند...»
۲۱) همان؛ «... و گامهایتان را استوار میدارد.»
۲۲) سورهی حج، بخشی از آیهی ۴۰؛ «... و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری میکند، یاری میدهد...»
۲۳) سورهی فتح، بخشی از آیهی ۶؛ «به خدا گمان بد بردهاند...»
۲۴) همان؛ «و [تا] مردان و زنان نفاقپیشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد بردهاند، بدِ زمانه بر آنان باد و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده و جهنّم را برای آنان آماده گردانیده و چه بد سرانجامی است.»
بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز 1393/12/17

بسماللهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میکنیم به آقایان محترم، خانمهای محترم. از مشاهدهی این جمعیّتِ بحمدالله بزرگ در ارتباط با مسائل زیستمحیطی، هم انسان خوشحال میشود، هم نگران میشود؛ خوشحال از این جهت که بحمدالله اینهمه نیروی انسانیِ شاداب و گرم و علاقهمند و وارد در کار، متوجّه این مسئولیّت بزرگ و مهمّند؛ لکن نگرانیای هم وجود دارد و آن اینکه آیا این مجموعهای که شما هستید که از دستگاههای مختلف هستید، حول یک محور، هماهنگی لازم را دارید یا نه. اهمّیّت مسئلهی محیط زیست ایجاب میکند که همهی دستگاههایی که بهنحوی با مسئلهی محیط زیستیِ انسان در کشور مرتبطند، با یکدیگر بهصورت صمیمانه همکاری کنند. بههرحال از خداوند متعال، هدایت او را و کمک او را برای شما مسئلت میکنیم.
و امّا مناسبت جلسهی امروز ما این است که ما هر سال در هفتهی نهالکاری و روزهای مربوط به محیط زیست و مانند اینها، بهصورت نمادین یکی دو درخت اینجا بر زمین مینشاندیم؛ خب، احساس وظیفهای بود که مردم توجّه پیدا کنند به مسئلهی درختکاری؛ بیتأثیر هم نبوده. به درختکاری - بخصوص در برخی از مناطق کشور، از جمله تهران - در این سالها توجّه شده است؛ برخی از کمبودها و مشکلاتی که در گذشته بهوجود آمده، بتدریج اندکی حل شده؛ لکن همهی مسئله این نیست. امسال به نظر ما رسید که به مناسبت اهمّیّت مسائلی که امروز ما دست به گریبان با آن مسائلیم، خوب است که این جلسه را تشکیل بدهیم و قدری مطالبی را عرض بکنیم. بعد هم دنبالهی کار رها نشود و مسئولان در پی یک اقدام اساسی و جدّی در [حلّ] مسائل مربوط به محیط زیست انشاءالله باشند. البتّه برای من یک گزارشی آوردند از صحبتهایی که در این چند سال - از سال ۷۷ تا امروز، پانزده سال - دربارهی این مسئله کردهایم، خیلی حرفها گفته شده، توصیهها شده، لکن توصیه بهتنهایی علاج و درمان مشکلات بزرگ نیست. یک تحرّک و حرکت جدّیای باید دنبال کار باشد. البتّه کارهای خوبی هم در این سالها انجام گرفته که چشم به آنها هم نمیشود بست.
من چند مطلب را عرض میکنم؛ اوّلاً نظر اسلام نسبت به زمین و کرهی خاکی و این مجموعهای که گاهوارهی زندگی انسان و محلّ ولادت و نشوونما و سپس مرکز بازگشت انسان است؛ نظر اسلام نسبت به زمین و آنچه در زمین است. یک جا قرآن میفرماید: وَ الاَرضَ وَضَعَها لِلاَنام؛ (۱) زمین را - یعنی این کرهی ارضی را - برای انسانها ما آفریدیم؛ مال همه است. متعلّق به بعضی نیست؛ بعضی حقّ بیشتری از بعض دیگری ندارند؛ متعلّق به نسلی دونِ(۲) نسلی نیست؛ امروز متعلّق به شما است؛ فردا متعلّق به فرزندان شما، به نوههای شما و به دودمان شما تا آخر؛ و در همهجای سطح کرهی زمین اینجوری است. خلقت زمین مال انسانها است؛ متعلّق به آنها است. در یک آیهی دیگر میفرماید: خَلَقَ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعًا؛ (۳) همهی آنچه در زمین است و متعلّق به زمین است، برای شما انسانها آفریده شده؛ بنابراین چون مال خودتان است، به نفع شما است، متعلّق به شما است، باید تخریبش نکنید. همه چیزش هم [باارزش] است؛ یک چیزهایی هست که بهنظر انسان سطحی ممکن است باارزش بیاید، چیزهایی هم بهنظر او بیارزش بیاید، امّا همهی آنها باارزش است. یک روزی هم در همین کشور ما کسانی بودند که میگفتند این مادّهی متعفّن به چه درد ما میخورد؛ منظورشان نفت بود. عدّهای ممکن است از سرسبزی منطقهی شمال کشور لذّت ببرند، از کویرها خوششان نیاید؛ امّا بروید با آقای دکتر کردوانی(۴) بنشینید و ببینید ایشان راجع به کویر چه میگوید. همهی آنها مثل هم است؛ همهی آنها نعمت است، همهی آنها موهبت است، همهی آنها هم مال شما است؛ حق ندارید تخریب کنید؛ نه باغ و بوستان را، نه جنگل را، نه مرتع و دشت را، نه کویر را؛ همهی آنها متعلّق به انسانها است؛ بایستی از اینها بهره ببرید.
در آیهی دیگر میفرماید: وَ استَعمَرَکُم فیها؛ (۵) خداوند متعال که خالق این زمین و خالق شما است، شما را موظّف کرده است که این زمین را آباد کنید؛ یعنی ظرفیّتهای موجود در این مجموعهی کرهی ارضی را به فعلیّت برسانید. خیلی از ظرفیّتها هست که ناشناخته است، بعد شناخته میشود و بعد اهمّیّت آنها و ارزش آنها فهمیده میشود؛ این کار کار شما است؛ شما باید بکنید. امروز هم که ما خیال میکنیم از همهی ظرفیّتهای زمین داریم استفاده میکنیم، حقیقت مطلب این نیست؛ ممکن است میلیونها برابرِ آنچه امروز شما از آب و از خاک و از هوا و از موادّ زیرزمینی و از محصولات روی زمین استفاده میکنید، بشود بهنحوی استفاده کرد که امروز ما از آن خبری نداریم. باید بشر بهطور دائم ظرفیّتهای جدیدی را پیدا کند؛ از این ظرفیّتها به نفع زندگی بشر استفاده کند.
یک آیهی دیگر دربارهی الدّالخصام است؛ یعنی لجوجترین، خبیثترین، سرسختترین دشمنان که خصوصیّاتی برایش ذکر میشود؛ یکی از خصوصیّات این است: اِذا تَوَلّی سَعی فِی الاَرضِ لِیُفسِدَ فیها وَ یُهلِکَ الحَرثَ و النَّسل؛ (۶) حرث و نسل را از بین میبرد، فاسد میکند؛ کشت را - یعنی تولید گیاهی را و تولید انسانی را - نابود میکند و از بین میبرد.
امروز اگر شما نگاه کنید در سیاستهای دنیا میتوانید پیدا کنید کسانی را که همین کار را بالفعل با همهی ملّتها و یا با بسیاری از ملّتها دارند انجام میدهند؛ اِهلاک حرث و اِهلاک نسل؛ این را خدای متعال فساد میداند، بعد هم میفرماید: وَ اللهُ لا یُحِبُّ الفَساد. (۷) حالا این چند آیه بود که من خواندم؛ دهها روایت با مضامین عالی در اسلام، در متون دینی ما دربارهی زمین، دربارهی محیط زیست ما هست؛ همین آیاتی که الان اینجا تلاوت کردند(۸) از جملهی این آیات است که اشاره میکند به فراوردههای روی زمین که همهاش مال بشریّت و متعلّق به شما است؛ قضیّهی محیط زیست خیلی قضیّهی مهمّی است. خلاصهی اهمّیّت این قضیّه عبارت است از مسئولیّت انسان در قبال طبیعت؛ باید احساس مسئولیّت کند. همچنانکه در قبال انسانها احساس مسئولیّت میکنیم، در قبال طبیعت هم باید احساس مسئولیّت کنیم. اسلام و ادیان الهی خواستهاند تعادل میان انسان و طبیعت را حفظ کنند؛ این، آن هدف اساسی و اصلی است. عدم حفظ این تعادل ناشی از عواملی است که عمدهاش خودخواهیهای انسان است؛ قدرتطلبی است؛ قلدری و گردنکلفتی بعضی از ما انسانها است. وقتی این اتّفاق نیفتاد - یعنی این تعادل حفظ نشد - آنوقت بحران محیط زیست پیش میآید؛ بحران محیط زیست به همهی بشر و بههمهی نسلها آنوقت ضرر میزند.
امروز این بحران مخصوص ما نیست - حالا اگر تعبیر «بحران» صحیح باشد؛ لااقل «چالش بزرگ» - این چالش بزرگ، امروز مخصوص ما نیست؛ امروز در همهی دنیا این چالش وجود دارد و ناشی از همان عدم احساس مسئولیّت است. شما دیدید در قضیّهی «پیمان کیوتو» (۹) آمریکا بهعنوان یک دولت قلدر ایستاد - چندسال قبل از این من در نماز جمعه هم مطرح کردم و همین را گفتم -(۱۰) یعنی یک برخورد قلدرمآبانه با یک پیمانی که این پیمان مربوط به یک کشور و دو کشور و این گوشهی دنیا و آن گوشهی دنیا نیست؛ مربوط به همهی جهان است. مسئلهی گازهای گلخانهای چیزی نیست که به یک کشور و به یک عدّه از مردم صدمه بزند؛ نه، مال همهی بشریّت است. منتها مشکل اساسی در باب مسائل محیط زیست این است که آثار تخریب با آسانی و بزودی ظاهر نمیشود؛ وقتی ظاهر شد، علاج آن آسیبها و مشکلها هم بعضاً بلندمدّت و بعضاً ناممکن است. فرض بفرمایید که آب شدن یخهای قطبی - که منتهی بشود به بالا آمدن سطح آب دریاها و مسائل گوناگون زیستیِ فراوان دیگری که برایش پیش میآید - دیگر چیزی نیست که قابل علاج باشد برای بشر؛ اینها دیگر چیزهایی نیست که بشود در ظرف ده سال و بیست سال و صد سال جبران کرد؛ آثار ماندگاری برای بشریّت دارد. یعنی وقتی انسانهایی پیدا شدند که احساس مسئولیّت نکردند، ثروتهای عمومی عالم را خواستند تبدیل کنند به ثروت شخصی، از هر امکانی برای فربه کردن وجود خودشان استفاده کنند، نتیجه میشود این. قلدری بشر، خطشکنیهای قلدرمآبانه و گردنکلفتیهای قدرتهای بشری، قدرتهای زر و زور در دنیا و در سطح جهان یکچنین نتایج و آثاری دارد.
خب، اینها در ابعاد جهانی اینجوری است؛ در ابعاد کشوری هم همین است؛ در ابعاد کشوری هم که ما حالا دربارهی مسائل کشور خودمان فعلاً داریم بحث میکنیم، قضیّه این است؛ یعنی آنجا هم آسیبها آسیبهایی نیست که بهآسانی بشود برطرف کرد. فرض بفرمایید فرسایش خاک در کشور بر اثر سهلانگاریها و بدعملکردنها و ندانمکاریها؛ فرسایش خاک چیزی نیست که بعد بشود بهآسانی جبرانش کرد. قضیّهی خاک از قضیّهی آب مهمتر است؛ ما مشکل آب هم داریم، مشکل بزرگی هم هست، لکن برای تهیّهی آب راههای فراوانی وجود دارد؛ برای تهیّهی خاک حاصلخیز این راهها دیگر وجود ندارد. یعنی بیتوجّهی به مبانی حفظ محیط زیست، گاهی اوقات یک چنین مشکلاتی را بهوجود میآورد؛ آسیبی که وارد میشود، آسیبی نیست که بشود [جبران کرد]. خب، میشود پیشگیری کرد، میشود علاج کرد؛ هم پیشگیری میشود کرد بسیاری از این چیزها را - که عمدتاً هم پیشگیری است - هم بعضیها قابل علاج است و بایستی اینها را علاج کرد.
حالا فرض بفرمایید مسئلهی آلودگی هوا. جزو مسائل مهمّ زیست محیطیِ امروز ما در کشور، مسئلهی آلودگی هوا در شهرهای بزرگ کشور است؛ در تهران و کلانشهرهای کشور؛ خب، مسئلهی مهمّی است، این را میشود پیشگیری کرد، میشود هم علاج کرد. اگر ما حقیقتاً با هم همدل، همزبان، همنیّت نیروهایمان را روی هم بگذاریم - همهی کسانی که اطراف این قضیّه هستند - این کار را میشود حل کرد. فلان کشور یک پنجم خاک ما وسعت دارد، دو برابر ما جمعیّت دارد، مشکل آلودگی هوا را حل کرده؛ پس میشود [حل] کرد. بنابراین این کار ممکن است؛ ما هم میتوانیم حل کنیم. مسئلهی غبار را - به قول معروف این ریزگردها را - مثلاً میشود حل کرد؛ اینها قابل حل است، البتّه صبر، حوصله، تدبیر، دنبالگیری و این چیزها لازم است. مسئلهی محیط زیست، مسئلهی این دولت و آن دولت نیست؛ مسئلهی طولانیمدّت است؛ مسئلهی زید و عمرو نیست؛ مسئلهی این جریان و آن جریان نیست؛ مسئلهی همهی کشور است؛ همه باید دستبهدست هم بدهند و این مشکل را حل کنند.
سه عنصر اساسی در محیط زیست هست که اینها را بایستی مورد توجّه قرار داد: هوا، آب، خاک. همهی همّت را باید [روی اینها] گذاشت. [طبق] این آماری که به من دادند، در تهران هفتاد درصد مشکل آلودگی هوا، مربوط به حمل و نقل است، سی درصد مربوط به صنایع آلاینده است - حالا این آماری است که به من دادند؛ ممکن است اندکی کمتر یا زیادتر [باشد]؛ در بین شماها متخصّصین هستند، اطّلاعاتشان ممکن است دقیقتر باشد - خیلی خب، پس [عامل] معلوم شد؛ عامل را وقتی شناختیم، یک قدم به حلّ مشکل نزدیک شدیم؛ باید با جدّیّت سراغ این مسئله رفت. این چیزها چیزهای تبلیغاتی نیست؛ اینها از آن اموری نیست که اوّل تابلویش را باید زد؛ [بلکه] اوّل باید کار را انجام داد. وقتی کار انجام گرفت، همهی مردم بدون تابلو [هم] احساس میکنند.
مسئله و مشکل پدیدهی غبار که دیروز در خوزستان، امروز در کرمان و ممکن است فردا در یک نقطهی دیگر زندگی مردم را مشکل بکند، باید علاج بشود. مشکل پدیدهی غبار فقط تنفّس مردم نیست؛ به بنده گزارش دادند که جنگلهای غرب کشور - جنگلهای بلوط - بهخاطر این پدیدهی غبار در خطر نابودی است؛ که اگر چنانچه خدای نکرده این مشکل پیش بیاید، ضررهایش بمراتب بیشتر از آن چیزی است که ما از تنفّس در تهران یا در یک جای دیگر در هوای غبارآلود ضرر و زیان میبینیم. باید بهطور جدّی دنبال بود، باید کار را دنبال کرد، باید دید علّت چیست؛ علّتها را شناخت و بهصورت جدّی درصدد علاج برآمد.
یک مسئله مسئلهی آب و مصرف آب [است]. من دو سه سال پیش به نظرم در صحبت اوّل فروردین اشاره کردم که نود درصد آب کشور صرف کشاورزی میشود. (۱۱) همهی مصارف دیگر - مصارف شرب و شهر و صنعت و غیره - ده درصد است. ما اگر چنانچه بتوانیم با تدابیری در آن نود درصد که صرف کشاورزی میشود، ده درصد صرفهجویی بکنیم، معنایش این است که به همان اندازهای که امروز آب برای شرب و شهر و روستاها و صنعت و غیره مصرف میکنیم، به همین اندازه آب در اختیار کشور قرار میگیرد. این چیز کوچکی است؟ این چیز با این عظمت، ارزش این را ندارد که همهی مسئولین، دستاندرکار بشوند و بروند دنبال این قضیّه؟ با آبیاری قطرهای، با شبکهسازیهای درست و خوب [صرفهجویی کنند]. آب پشت سدها را ما اگر چنانچه جمع کنیم، [امّا] شبکهسازی درست نکنیم - کمااینکه متأسّفانه در موارد زیادی قضیّه از این قرار است - خب این آب را درواقع هدر میدهیم، تبخیر میشود میرود؛ علاوه بر اینکه حالا مشکلاتی هم پشت سدها به وجود میآید. کارهای فراوانی است که باید انجام بگیرد؛ اینها جزو چیزهای بسیار مهم است.
مسئلهی خاک. عرض کردیم فرسایش خاک، در بلندمدّت خطر بزرگتری از کمبود آب است. چند سال قبل از این بحثهای آبخیزداری و آبخوانداری و مانند اینها مطرح شد، کارهایی هم انجام گرفت؛ باید اینها با جدّیّت و قوّت دنبال بشود؛ این کارها متوقّف نماند.
یکی از مشکلات عمدهی ما در کشور - که این را برحسب تجربه من عرض میکنم به شما برادران و خواهران عزیز - پیگیرینکردن است؛ کار را خوب شروع میکنیم [امّا] پیگیری لازم همیشه وجود ندارد؛ در بعضی از موارد چرا؛ هرجا خوب پیگیری کردیم، به نتایج خیلی خوب رسیدیم، در بسیاری از جاها هم کار، وسط کار متوقّف میشود، پیگیری نمیشود؛ این یکی از مشکلات اساسی است. هرکدام از شماها در بخشهای مختلف، مدیریّتی دارید؛ مدیران کشور باید به این مسئله توجّه کنند که پیگیری بسیار مهم است.
یک مسئله مسئلهی جنگلها و مراتع است؛ این جنگلهای ما و مراتع ما، هم ریههای تنفّسی شهرها و محیطهای زندگیاند، هم نگهبان خاکند و خاک را که اینهمه دربارهی اهمّیّتش گفتیم، حفظ میکنند؛ این جنگلها را باید حفظ کرد. متأسّفانه در بخشهای مختلف کشور، این جنگلهای متراکم و انبوه شمال کشور بعضاً مورد چپاول و غارت، و بعضاً آخر(۱۲) مورد بیتوجّهی و بیاهتمامی قرار میگیرد. من تأکید میکنم اجازه ندهید به این جنگلها دستدرازی بشود؛ بخشهای مختلف کشور که مسئولیّتی در این زمینه دارند، از منابع طبیعی گرفته تا محیطزیست تا بقیّهی دستگاههایی که ارتباطی با این قضایا دارند، اجازه ندهند با بهانههای مختلف - از شهربازی درست کردن و جذب گردشگر و هتلداری و مانند اینها بگیرید تا مدرسهی علمیّه و حوزهی علمیّه؛ همهی اینها بهانههایی میشوند و شده تاکنون - که جنگلهای ما دست بخورند، به آنها تعرّض بشود؛ به جنگلها تعدّی بشود و تاکنون به جنگل تعدّی شده؛ جلویش را با استحکام کامل بگیرید.
یک مسئله پدیدهی زمینخواری است. البتّه پدیدهی زمینخواری پدیدهی جدیدی نیست؛ قدیمی است؛ ما از دورهی نوجوانی و جوانی مکرّر میشنفتیم زمینخواران، زمینخواران! خب، توقّع این بوده است که در نظام اسلامی و جمهوری اسلامی این پدیده متوقّف بشود؛ اجازه ندهیم کسانی بیایند با دستاندازی به زمینهای گوناگون اطراف شهر و حومههای شهر و مناطق خوب، ثروت عمومی را بهنوبهی خود تبدیل کنند به ثروت شخصی. این بوستان عظیمی که فرض کنید در فلان نقطهی شهر واقع است، یک ثروت عمومی است؛ [اینکه] کسانی بیایند با زرنگی، با دستکاری کردن قانون، با احیاناً خریدنِ یکی دو نفر آدم سستعنصر در فلان دستگاه، این ثروت عمومی را تبدیل کنند به ثروت شخصی خودشان، خیلی رنجآور است!
حالا بحث زمینخواری، یواشیواش شده کوهخواری! بنده گاهی که میروم ارتفاعات شمال تهران و نگاه میکنم، انسان واقعاً خیلی متأسّف میشود. بارها من در دیدار با مسئولین شهری و مسئولین دولتی و مانند اینها این مسائل را در میان گذاشتهام. خب تلاش هم کردهاند لکن قاطع باید برخورد کنند. مسئولین باید در مقابلِ این سوءاستفادهکننده قاطعیّت بهخرج بدهند؛ عُرضه باید بهخرج بدهند؛ نگذارند فلان آدمِ سوءاستفادهچی با شیوههای مشخّص [سوءاستفاده کند]. انسان از آن بالا که نگاه میکند، میفهمد و میبیند که چهکار دارند میکنند. اوّل میروند اجازه میگیرند، یک تأسیساتی در انتهای یک زمین درست میکنند؛ بعد که انتهای زمین مال آنها شد، همهی سطح زمین بهطور طبیعی قابل نقلوانتقال خواهد شد؛ از این کارها میکنند. این شمال تهران و غرب تهران، در واقع مجاری تنفّسی شهر تهران است؛ ارتفاعات شمال تهران را یکجور، طرف زمینهای غرب تهران را یک جور. در مشهد - شهر ما - من رفتم دیدم طرف ارتفاعات جنوب شهر که درواقع مرکز تنفّس شهر است، دارند افرادی آن بالا خانه میسازند، هتل میسازند، ساختمانهای چند طبقه میسازند؛ اینها بد است، اینها غلط است؛ جرم بدانید اینها را. یکی از کارهای اساسی «جرمانگاری» در قانون است؛ اینها را باید جرم دانست در قانون و این کسانی که این کارها را میکنند تعقیب قضائی کرد. صِرف اینکه بروند قلع بنا بکنند، کافی نیست؛ که آن را هم متأسّفانه در مواردی نمیکنند، کوتاهی میکنند.
نباید اجازه داد که منبع شرب تهران مورد تعرّض قرار بگیرد؛ منبع هوا و تنفّس تهران مورد تعرّض قرار بگیرد؛ منابع زندگی در تهران - پایتخت کشور و مرکز دولت اسلامی - مورد تعرّض یک عدّهای قرار بگیرد؛ با اینها باید برخورد کنید. اگر خدای نکرده در داخل دستگاهها کسانی هستند که کوتاهی میکنند، با آنها شدیدتر برخورد کنید؛ اینها جزو کارهای لازم و اساسی است. هم منابع طبیعی، هم شهرداری، هم محیط زیست، هم دستگاههای نظارتی - همهی اینها - بایستی با این وضع اَسَفبار مقابله کنند. بالاخره حفظ محیط زیست و رعایت محیط زیست، یک وظیفهی حاکمیّتی است؛ البتّه مردم هم نقش دارند؛ مردم میتوانند نقشهای خوبی ایفا کنند، همکاری کنند؛ شرطش این است که دستگاههای حاکمیّتی بهطور جدّی دنبال قضیّه باشند. اگر جدّیّت بهخرج بدهند، مردم هم به اینها کمک خواهند کرد.
[پس] اوّلاً تهیّهی سند ملّی برای مسائل محیط زیست؛ [و بعد] همکاری دستگاهها که اوّل اشاره کردم که همهی دستگاهها باید بجد با همدیگر همکاری کنند؛ [و بعد] پیوستِ محیط زیستی برای همهی برنامههای سازندگی. همهی برنامههای سازندگی از شهری و صحرایی و صنعتی و بقیّهی طرحها، حتماً یک پیوست محیط زیستی باید داشته باشد؛ جادّه میخواهید بکشید، مشخّص باشد که تأثیرش در محیط زیست چیست؛ کارخانه میخواهد نصب بشود، باید معلوم باشد که تأثیرش در محیط زیست چیست؛ بعضی از مسائل تجاری، بعضی از نقلوانتقالها و کارهای بازرگانی؛ اینها بایستی پیوست محیط زیست داشته باشد.
جرمانگاریِ تخریب محیط زیست. دستگاه قضائی و دستگاههای ضابط، و پیش از آنها قوانین مجلس، باید روی این تکیه بکنند. البتّه قوانینی داریم و الان قوانین خوبی هست، منتها بازنگری لازم است؛ بایستی تخریب محیط زیست جرم محسوب بشود؛ بهعنوان جرم بایستی تعقیب بشود. پالایش و بازنگری قوانین موجود، تقویت نظارتهای بیاغماض - نظارت انجام بگیرد، هیچ گونه اغماضی هم در این نظارتها صورت نگیرد و رؤسای دستگاهها شخصاً نظارت کنند - و شاید از جهتی از همه مهمتر، فرهنگسازی است؛ فرهنگسازی؛ مردم بدانند که اهمّیّت حفظ محیط زیست چقدر است. این را از دبستان باید شروع کنیم، در کتابهای درسی؛ باید بچّههای ما اهمّیّت مرتع و جنگل و هوا و آب و خاک و دریا و مانند اینها را از کودکی بفهمند و روی آن حسّاس باشند. حفظ حریم محیط زیست باید جزئی از فرهنگ عمومی بشود. البتّه نقش رسانهی ملّی را هم نباید نادیده گرفت، بایستی حتماً رسانهی ملّی نقش ایفا کند امّا مردم هم میتوانند کار کنند.
بنده یک مورد را خودم دیدم در یکی از ییلاقات مشهد - جاغرق - یک دوست قدیمی ما یک زمین کوچکی داشت و دارد. یک آب مختصری بهقدر مثلاً نصف آنچه از لولهی قوری میآید بیرون، آن بالا بود. این آب را جمع کردند، هدایت کردند، حفظ کردند، چند استخر در این زمین از این آب بهوجود آمد و زمین آباد شد؛ از یک آب خیلی مختصر که میتوانست به هدر برود و هیچکس هم نفهمد و نبیند.
یکی از دوستان ما نقل میکرد و میگفت در یزد - که خب، یزد جزو مناطق کمآب کشور است - یک نفری دعوت کرد از ما در یک باغی، بوستانی - یک جایی ترتیب داده بود با درخت و کشت و زرع و همهچیز - گفتش که میخواهید منبع آب اینجا را ببینید؟ گفتیم بله. گفت ما را مبالغ طولانیای برد - شاید مثلاً چند کیلومتر؛ حالا من درست یادم نیست خصوصیّات را - آنجا رفتیم، دیدیم بله، بهقدر یک لولهی آفتابه، مختصر آبی دارد میآید؛ این آدم همّت کرده، این آب را حفظ کرده، هدایت کرده، آورده، از این آب استفادهی بهینه کرده. یعنی از این آبهای کشور میشود مردم در محیطهای زندگی خودشان استفادههای بهینه بکنند. «درختکاری» از جملهی کارهای خوب است. البتّه درخت را میکارند، من شنیدم درست نگهداری نمیشود. درختکاری رایج شده امّا درخت که کاشتید، باید درخت را نگهداری کنید؛ حالا یا خودشان نگهداری بکنند یا دستگاههای شهرداری بکنند؛ بالاخره این کار باید انجام بگیرد.
یک جاهایی هم هست در اطراف تهران - حالا این را من اینجا بگویم - طرف شرق تهران، یک بوستان بزرگی است، یک منطقهی خیلی وسیعی است بین بزرگراه بابایی تا ارتفاعات قوچک؛ یک زمینی است متعلّق به ارتش. بنده گاهی اوقات در این مسیرهای صبحگاهی در بعضی از روزها از آنجا میرویم و ارتفاعات را حرکت میکنیم، راه میرویم؛ من هروقت آنجا میروم، دلم میلرزد! چون میدانم دهها چشم طمعکار متوجّه اینجا است. کارهایی هم شروع کردند، ما جلویش را گرفتیم، یک تشری زدیم، دعوایی کردیم؛ میدانم موقّتاً دست برداشتند، امّا منتظرند یک غفلتی صورت بگیرد؛ یا این حقیر نباشم، یا غفلتی پیش بیاید، بالاخره بروند اینجا را تصرّف کنند؛ واقعاً انسان دلش میلرزد؛ یک بوستان بزرگِ شاید چند صد هکتاری - نمیدانم چقدر است - که اصلش هم ظاهراً متعلّق به ارتش بوده لکن الان مورد استفادهی ارتش نیست و مورد اختلاف بین ارتش و وزارت اطّلاعات و اینها است. به نظر من اینجا مال مردم است؛ اینجا باید بهصورت یک گردشگاه عمومی مردمی دربیاید. مکرّر هم من این را پیغام دادم به مسئولین گوناگون، شهرداری باید برود اینجا را تصرّف کند، دراختیار مردم بگذارد. جای بسیار وسیع، خوب، خوشآبوهوا در شرق تهران، پُر درخت. حتّی من یکوقتی آنجا دیدم یک گلهی آهو یا بز کوهی بود که از دور دیده میشد؛ یک جای اینجوری. [این] در اختیار مردم قرار بگیرد، مردم بروند استفاده بکنند. اگر کوتاهی بشود، آنجا هم مثل بعضی جاهای دیگر [خواهد شد] که متأسّفانه کوتاهی شد و یکوقت دیدیم که ساختمانها آنجا سر بلند کردند و مدّعی پیدا شد، بعضی از دستگاهها هم متأسّفانه از روی غفلت - نه از روی غرض - فلان زمینها را به کارمندان خودشان دادند، آنها هم به یکی دیگر فروختند؛ این کارهایی و بیانضباطیهایی که متأسّفانه در زمینهی زمینها و در زمینهی این منطقهی تنفّسی شهرهای بزرگ بهوجود میآید و از این قبیل [قبلاً هم] بهوجود آمده است.
به هر حال مسئله مسئلهی بسیار مهمّی است؛ کار کار مهمّی است. ما در این زمینهها همیشه هر سال صحبت کردهایم. من حالا اینها را گفتم تا در معرض اطّلاع مردم و قضاوت مردم قرار بگیرد و بر این اساس نمره بدهند به دستگاهها. معیار، دست مردم باشد، به دستگاهها نمره بدهند، قضاوت کنند راجع به دستگاهها که کدام دستگاه توانست دربارهی محیط زیست این اقدامات را بکند و این موفّقیّتها را به دست بیاورد و کدام دستگاه نتوانست. امیدواریم انشاءالله خداوند همهی شماها را از کسانی قرار بدهد که میتوانید در این زمینهها کار کنید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) سورهی رحمن، آیهی ۱۰
۲) بدون توجّه به
۳) سورهی بقره، بخشی از آیهی ۲۹
۴) دکتر پرویز کردوانی
۵) سورهی هود، بخشی از آیهی ۶۱
۶) سورهی بقره، بخشی از آیهی ۲۰۵
۷) همان
۸) سورهی نحل، آیات ۹ تا ۱۳
۹) پیمان بینالمللی بین کشورهای صنعتی بهمنظور کاهش گازهای گلخانهای که عامل اصلی گرم شدن کرهی زمین هستند.
۱۰) خطبههای نمازجمعهی تهران (۱۳۸۱/۰۱/۱۶)
۱۱) از جمله، بیانات در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی در مشهد مقدّس (۱۳۹۰/۰۱/۰۱)
۱۲) و بعضی دیگر































