Super User
بیانات در دیدار مردم آذربایجان 1393/11/29

بسماللهالرّحمنالرّحیم
اولاً خوشامد عرض میکنم به همهی برادران و خواهران عزیز که این راه طولانی را طی کردید و امروز حسینیّهی(۲) ما را با حضور خودتان، با اخلاص خودتان، با معنویّاتی که بحمدالله گسترده است در بین مردم عزیز آذربایجان و تبریز منوّر کردید، تشکّر میکنم؛ مخصوصاً از خانوادههای عزیز شهیدان و ایثارگران و علمای محترم و مسئولان محترم. حقیقتاً روز بیستونهم بهمن هر سال برای ما یک روز مبارک است. اینکه توفیق پیدا میکنیم جمعی از جوانان عزیز، مردم عزیز، مردم غیور، مردم مؤمن و امتحاندادههای دوران طولانی تاریخ کشور را در یک چنین روزی در این حسینیّه زیارت کنیم، برای من واقعاً مایهی خرسندی است و این روز را بهمعنای واقعی کلمه، روز مبارکی به حساب میآورم. بحمدالله مجلس مجلس پرشور و پرحال و پرمضمونی است؛ همانطور که در این سرود زیبا بیان کردید «آماده جوانلار، آزاده جوانلار»؛(۳) بنده هم حقیقتاً تصدیق میکنم. یک جملهای در این سرود شما بود که «شیطان بیزه ال تاپماز»؛(۴) واقعاً همینجور است؛ بدون تردید. آنچه از سابقهی آذربایجان و تبریز و حوادث گوناگون و فرازونشیبهای عجیب و غریب، انسان به یاد دارد همین معنا را تأیید میکند و تقویت میکند. از جناب آقای شبستری هم حقیقتاً تشکّر میکنم؛ وجود ایشان برای تبریز یک برکت است، یک نعمت است؛ و یقیناً محور وجود یک روحانی متعهّد و بابصیرت و قدردان نیروهای انقلابی، برای هر شهری بخصوص برای شهری مثل تبریز و استانی مثل استان آذربایجان، یک فرصت است؛ از این فرصت امیدواریم که انشاءالله بشود استفاده کرد.
بنده دربارهی مناقب آذربایجان و تبریز تا حالا مطالب زیادی عرض کردهام که واقعاً به آنها از بن دندان معتقدم. این جمله را فقط عرض بکنم که مردم آذربایجان و مردم تبریز نشان دادند که هم پیشرو هستند، هم موقعشناسند و بهنگام عمل میکنند، هم دلیر و شجاعند و از مشکلات هراسی به دل راه نمیدهند، هم به معنای واقعی کلمه با ایمانند. اینها یک حقایقی است؛ اینها را هرکسی که با تاریخ آذربایجان آشنا باشد تصدیق میکند؛ چه در قضایای مشروطیّت ایران، چه پیش از آن در قضیّهی تحریم تنباکو و مبارزهی با کمپانی انگلیسی، چه بعد از آن در ماجرای نهضت ملّی و حوادث آخر [و بعد از] دههی ۲۰ - یعنی سالهای ۳۰ و ۳۱ - و چه در حوادث نهضت اسلامی و چه در پیروزی انقلاب اسلامی، در همهی این حوادث که ما نگاه میکنیم، آذربایجان و تبریز، هم بهنگام عمل کردند، هم زودتر از دیگران وارد میدان شدند و پیشگام بودند، هم شجاعت و دلیری نشان دادند، هم به معنای واقعی کلمه پیر و جوان، مرد و زن، ایمان اسلامی و ایمان مذهبی را معیار قرار دادند. بعد از پیروزی انقلاب تا امروز هم همینجور بوده است؛ آن دوران هشتسال دفاع مقدّس، آن لشکر پرافتخار عاشورا، آن سرداران بزرگ و معنوی و الهی از قبیل شهید باکری و امثال اینها، و بعد هم قضایای دیگر تا امروز. روز نهم دی در سال ۸۸ همه جای کشور نهم دی بود، در تبریز هشتم دی بود؛ اینها معنا دارد، اینها نشاندهنده است، علامت است. اینها را عرض نمیکنیم برای اینکه شما خوشتان بیاید؛ عرض میکنیم برای اینکه معلوم بشود این قطعهی از کشور ما، این ظرفیّتهای عظیم را دارد. و این نظام، این انقلاب راه طولانیای هنوز درپیش دارد؛ همهی این خصوصیّات میتواند در گذر از این مسیر طولانی به کار بیاید.
حضور مردم در بیستونهم بهمن سال ۵۶، شبیه کار امام سجّاد (علیهالسّلام) و جناب زینب کبری بود که نگذاشتند حادثهی عاشورا فراموش بشود. تبریزیها در بیستونهم بهمن نگذاشتند این بار زمین بماند وَالّا بنا بر این بود که کشتار قم و حضور مردم و همهچیز فراموش بشود امّا تبریزیها نگذاشتند. من فراموش نمیکنم آن روزها خبرهایی میآمد که دستگاه جبّار و طاغوت شخصیّتهای برجستهی نظامی خودش را فرستاد تبریز برای اینکه جلوی حضور مردم را بگیرند امّا مردم بیستونهم بهمن را بهوجود آوردند؛ و تا امروز این روز زنده است. اینکه بنده هم اصرار دارم که در این روز با شما ملاقات بکنم بهخاطر اهمّیّت این روز است.
کار دست مردم، صحنه دست مردم، ابتکار عمل دست مردم؛ این هنر امام بود؛ این هنر امام بزرگوار بود؛ صحنه را داد دست صاحبان کار؛ چون کشور صاحب دارد. در دوران طاغوت میگفتند کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور کیست؟ شاه؛ درحالیکه او یک انگل و سربار و زیادی در کشور بود، نه صاحب کشور؛ صاحب کشور مردمند؛ بله، کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور کیست؟ مردم. کار وقتی دست خود مردم سپرده شد - که صاحبان کشورند، صاحبان آیندهاند - آنوقت کارها به سامان خواهد رسید. تدبیر مسئولان در هر برههای از زمان در دوران جمهوری اسلامی، باید این باشد؛ کارها با تدبیر، با برنامهریزی، با ملاحظهی همهی ظرایف و دقایق در اختیار مردم گذاشته بشود؛ آنوقت کارها پیش خواهد رفت. ما هم از اوّل انقلاب تا امروز هر وقتی هر کاری را محوّل به مردم کردیم، آن کار پیش رفته است؛ هر کاری را انحصاری در اختیار مسئولان و رؤسا و مانند اینها قرار دادیم، کار متوقّف مانده است. نمیگوییم حالا همیشه هم متوقّف مانده امّا غالباً یا متوقّف یا کُند [شده]؛ اگر متوقّف نمانده است، کُند پیش رفته است. امّا کار دست مردم که افتاد، مردم کار را خوب پیش میبرند.
این مخصوص ما هم نیست؛ این را هم عرض بکنم که این مخصوص ما ایرانیها نیست. در هر نقطهای اگر کار دست مردم قرار گرفت و مردم دارای هدف بودند -[نه] آدمهای بیهدف، آدمهای سرگردان در امور زندگی، گرفتار امور روزمرّهی شخصی، آنها نه - هرجور کاری، سختترین کارها، کارهای نظامی، کارهای امنیّتی، دست مردم وقتی افتاد، صحنه وقتی در اختیار مردم قرار گرفت، پیش خواهد رفت. شما الان نگاه کنید، در ظرف کمتر از ده سال مقاومت لبنان بر ارتش جرّار(۵) صهیونیستی چند بار فائق آمد؛ [اوّل] مقاومت لبنان، بعد مقاومت فلسطین. مقاومت لبنان، اوّل صهیونیستها را از جنوب لبنان بیرون کرد؛ بعد در جنگ ۳۳ روزه، بینی صهیونیستها را به خاک مالید. آمریکا صهیونیستها را کمک کرد، خیانتکاران داخلی کمک کردند امّا نیروی مقاومت - که نیروی مردمی بود، با ایمان بود، با هدف بود، میفهمید دارد چهکار میکند - توانست همهی اینها را از عرصه خارج کند. اخیراً هم این ضربشستی که نیروی مقاومت به ارتش صهیونیستی وارد کرد که هنوز داغ است، جزو حرفهایی است که هنوز فراموش نشده است. مقاومت فلسطین همینجور؛ در جنگ ۲۲ روزه، در جنگ ۸ روزه، در جنگ ۵۱ روزهی ماه رمضان گذشته در تابستان - همین تابستانی که گذشت - یک عدّه مردم کمتوان، کمسلاح، در یک منطقهی کوچک توانستند؛ چون مردم متعهّد بودند، چون مردم پشتیبان بودند، مقاومت فلسطین توانست نیروی صهیونیستی جرّار را زبون کند، ذلیل کند و او متوسّل بشود که بیایید آتشبس را قبول کنیم. این قضایای اخیر در عراق را شما ملاحظه کردید؛ کسانی که تحریکشدهی آمریکا و صهیونیست و دیگران بودند، تا پشت دروازهی بغداد آمدند؛ نیروهای مجاهد مردمی عراق در پشتیبانی از ارتش آن کشور توانستند این ضربه را به این نیروهای موسوم به داعش وارد کنند. در سوریه همینجور؛ نیروهای مردمی به کمک ارتششان رفتند. مردم اینجورند؛ هرجا صحنه به مردم سپرده شد، انگیزههای مردمی، نیروهای متنوّع و متکثّر مردمی، کارها را پیش خواهد برد. یکی از نشانههای آن همین بیستودوّم بهمن است.
من واقعاً زبانم قاصر است از اینکه از مردم عزیزمان، از ملّت بزرگ ایران تشکّر کنم و توصیف کنم این حضور امسال را در ماجرای بیستودوّم بهمن؛ در گزارشهای دقیقی که به بنده دادهاند که این گزارشها دقیق است، در اغلب نزدیک به همهی مراکز استان - حالا در هزار شهر راهپیمایی بود؛ آن طور که محاسبه کردند در اغلب نزدیک به همهی مراکز استان - جمعیّت امسال از سال گذشته بیشتر بود؛ در اغلب نزدیک به همه! در شهرهایی، مردم در سرما و برف و باران آمدند راهپیمایی کردند؛ در جاهایی مثل اهواز، مردم در طوفانِ خاک آمدند راهپیمایی کردند؛ اینها شوخی است؟ ۳۶ سال از انقلاب میگذرد، کجای دنیا سالگرد انقلاب بهوسیلهی مردم آنهم با این عظمت و با این شکوه برگزار میشود؟ این بهخاطر این است که کار، دست مردم است. نگاه انقلاب و نظام در مسئلهی بیستودوّم بهمن و بزرگداشت مراسم انقلاب بهسوی مردم است؛ کار به مردم محوّل میشود، مردم اینجوری حرکت میکنند. این یک قاعدهی کلّی است. در هر مسئلهای از مسائل خُرد و کلان کشور که ما حضور مردمی را داشتیم، این معجزه را مشاهده کردیم.
من امروز میخواهم یک مقداری راجع به اقتصاد صحبت بکنم؛ اقتصاد کشور. بنده چند سال است که در اوّل هر سال، راجع به مسائل اقتصادی تأکید میکنم، تکیه میکنم؛ این کشور کشور بزرگی است، پهناور است، پرجمعیّت است؛ بازار داخلی این کشور یک بازار هفتادوچند میلیونی است، اینها خیلی بااهمّیّت است، خیلی باعظمت است. شما نگاه کنید به امکانات و تواناییهای ما، چه تواناییهای انسانیمان - خیل عظیم جوان این کشور: کاربلد، تحصیلکرده، پُرانگیزه، پُرشور، آماده به کار - چه ثروتهای طبیعی این کشور، امّا در عین حال مشکل اقتصادی داریم؛ مشکل کجا است؟ راه حل چیست؟ چهکار باید کرد؟
این را من به شما عرض بکنم: از بعد از تمام شدن جنگ، یعنی از سال ۶۷ که هشت سال دفاع مقدّس تمام شد، یک برنامهریزیِ عمومیِ قدرتهای استکباری وجود داشت برای اینکه نگذارند ایران اسلامی تبدیل بشود به یک قدرت اثرگذار اقتصادی در منطقه؛ سعی کردند، روی این کار کردند. خب، جنگ که تمام شد، ما شروع کردیم به برنامهریزی برای مسائل اقتصادی و پیشرفتها؛ مشغول برنامهریزی شدیم؛ اینها فهمیدند که اگر جلوی ایران را نگیرند،اگر چنانچه اخلالگری نکنند، دخالت نکنند، مزاحمت نکنند، ایران اسلامی با تواناییهای خود - که آن روز سایهی وجود شریف امام بزرگوار هم بر سر ما بود و حیات مبارک ایشان ادامه داشت - با تکیهی به اسلام، با تکیهی به مردم، تبدیل خواهد شد به یک قطب اقتصادی منطقهای و روی اقتصاد منطقه و اقتصاد بینالملل اثر خواهد گذاشت، [لذا] برنامهریزی شد برای اینکه نگذارند. اینها مربوط به مسائل هستهای نیست؛ پیش از قضایای هستهای - مسائل هستهای مثلاً فرض کنید دهسال، دوازده سال است که پیش آمده؛ اینها مربوط به قبل از مسائل هستهای است - مربوط به سال ۶۷ و ۶۸ و آن سالها است؛ دشمنان ما از آن روز شروع کردند به تلاش. کسانی که اهل اطّلاعند، میدانند که برنامههای غربیها و عمدتاً آمریکا شروع شد برای دُور زدن ایران: در خطوط انتقال نفت و گاز، ایران را دُور بزنند؛ در خطوط اصلی هوایی و زمینی و دریایی، ایران را دُور بزنند؛ در خطوط انتقال شبکههای فنّاوری اطّلاعات و ارتباطات، ایران را دُور بزنند؛ یک نوع تحریم بیسروصدا؛ هر فعّالیّت اقتصادیِ مهمّی که ایران میخواهد انجام بدهد، طرفها را بترسانند. اینها اتّفاقاتی است که در این کشور افتاده است. افراد مدّعی و بیاطّلاع نیایند حرف بزنند و خیال کنند که خب هیچکاری کسی انجام نداده است؛ نه، خیلی تلاش شده است. دشمن برنامه داشت در این زمینه، و برنامهی خودش را قدمبهقدم تا امروز پیش برده است و عمل کرده است. آنچه شما مشاهده میکنید، برآیندِ تحرّکِ داخلی کشور و دشمنیِ دشمنان است. دشمن نباید فراموش بشود. در زمینهی اقتصاد، دشمن به معنای واقعیِ کلمه برنامهریزی کرد؛ بعضی جاها صریح وارد میدان شدند، بعضی جاها بدون صراحت وارد میدان شدند لکن خب اهل اطّلاع، ملتفت بودند، میفهمیدند که دشمن چهکار دارد میکند. دشمن کیست؟ آمریکا و چند کشور اروپاییِ دنبالهرو آمریکا. اینها مال امروز نیست.
خب، علاج چیست؟ معلوم است؛ دشمن دشمنی میکند؛ آیا ما توقّعی از دشمن داریم؟ نه. از دشمن که نمیشود توقّع داشت؛ از دشمن که نمیشود گِله کرد. آیا ما از آمریکا گِله داریم؟ ابداً؛ گِله را انسان از دوست میکند؛ خب طبیعت دشمن دشمنی کردن است؛ علاج چیست؟ علاج این است که یک ملّت در درون خود تلاشی بکند و کاری بکند که ضربهی دشمن که حتمی است، اثر نگذارد یا کم اثر بگذارد؛ علاج این است. عزیزان من، جوانان! اینها را توجّه کنید.
دو اشکال بزرگ در اقتصاد ما وجود داشته است: یکی اینکه اقتصاد ما نفتی بود؛ یکی اینکه اقتصاد ما دولتی بود؛ این دو اشکال بزرگ. اقتصاد ما نفتی [است]؛ یعنی چه؟ یعنی ما نفت را که سرمایهی ماندگار ما است و امکان ارزش افزودهی چندین برابری در آن وجود دارد، از زیر زمین بکشیم بیرون، خام خام بفروشیم به دنیا، پولش را بگیریم و صرف امور جاری کشور بکنیم؛ خسارت از این بالاتر نمیشود. اقتصاد نفتی اینجوری است. خب، نفت را میشود تبدیل کرد به فرآورده. بنده احتمال میدهم - بعضی از دقّتهای علمی هم همین را تأیید میکند - شاید؛ این نفتی که ما آن را تبدیل میکنیم به بنزین و گازوئیل و نفت سفید و مثلاً مصرف اینجوری میکنیم، با تولید فراوردههایی که تا امروز، بشر آن فراوردهها را تولید نکرده است، تا صدبرابرِ این بشود ارزش افزوده برای نفت بهوجود آورد؛ ما از اینها غافلیم؛ نفت خام را از درون چاهها بکشیم بیرون و این ذخیره را - این ذخیره که دوباره در زیر زمین تولید نمیشود؛ جزو چیزهای پایانپذیر است؛ اینها تبدیلپذیر نیست که بگوییم تمام [آن را] میکِشیم، جای آن میآید؛ نه، وقتی کشیدیم، تمام میشود؛ نفت اینجور است، گاز اینجور است - بفروشیم، پول آن را صرف کنیم در مصارف جاری کشور؛ از این بدتر واقعاً چیزی نمیشود؛ این جزو میراثهای شوم رژیم طاغوت و رژیم گذشته است. یک راه پول درآوردنِ آسانی هم هست و بعضی از مسئولین در طول زمانهای مختلف هم ترجیح دادند که از این پولِ آسان استفاده کنند. این یک اشکال.
اشکال دوّم؛ گفتیم اقتصاد دولتی است. این جزو مسائلی است که اوّل انقلاب - که اینهم کار خود ما بود، دیگران به ما تحمیل نکردند - خود ما بر اثر نگاههایی که آن روز وجود داشت، اقتصاد را سپردیم دست دولت؛ حالا هرچه تلاش میشود که اقتصاد منتقل بشود به مردم و داده بشود دست مردم، با برنامهریزیِ درست که خلاف عدالت هم کاری انجام نگیرد، کار درست پیش نمیرود؛ سخت است. ما سیاستهای اصل ۴۴ را ابلاغ کردیم که معنای آن همین بود که ما اقتصاد را از حالت دولتی بودن خارج کنیم. من در همین حسینیّه که مسئولین جمع شدند در آن طبقهی بالا، برایشان شرح دادم که ما به چقدر ارز نیاز داریم و این امکان ندارد، به دست نمیآید مگر اینکه ما این کار را بکنیم: اصل ۴۴ به این شکلی که سیاستهای آن را ابلاغ کردیم عمل بشود.(۶) اینها باید بشود.
خب بنده، امسال، سال گذشته، سال قبل، سال قبل [از آن]، اوّل سال راجع به اقتصاد صحبت کردم؛ مسئولین هم انصافاً تلاش میکنند. من تصدیق میکنم که تلاشهایی دارد انجام میگیرد - در طول این سالها همیشه تلاشهایی شده است - لکن کافی نیست. آنچه ما میخواهیم بگوییم، این است که باید یک نفَس جدیدی به این کار داده بشود.
امروز بیستونهم بهمن است. سال گذشته بیستونهم بهمن، سیاستهای اقتصاد مقاومتی را به دستگاههای مختلف ابلاغ کردیم؛ امروز یکسال گذشته. اقتصاد مقاومتی برای کشور ضروری است؛ تحریم باشد هم لازم است، تحریم نباشد هم لازم است. آنروزی که تحریمی هم در این کشور وجود نداشته باشد، اقتصاد مقاومتی برای این کشور ضروری است، لازم است. اقتصاد مقاومتی یعنی ما بنای اقتصادی کشور را جوری تنظیم کنیم و ترتیب بدهیم که تکانههای جهانی در آن اثر نگذارد. یکروز عزا نگیریم که نفت از ۱۰۰ دلار رسید به ۴۵ دلار؛ یکروز عزا نگیریم که آمریکاییها ما را تهدید میکنند که فلانچیز و فلانچیز و فلانچیز را تحریم میکنیم یا عملاً تحریم بکنند؛ عزا نگیریم که اروپاییها کشتیرانیِ ما را تحریم کردند. اگر در کشور اقتصاد مقاومتی باشد، هیچکدام از این تکانههای بینالمللی نمیتواند به زندگی مردم آسیب وارد کند. اقتصاد مقاومتی یعنی این؛ یعنی در داخل کشور، ساختِ اقتصادی و بنای اقتصادی جوری باشد که از نیروهای مردم استفاده بشود، کمک واقعی گرفته بشود، برنامهریزی بشود، بنای اقتصادی استحکام پیدا کند - که من حالا مواردی را ذکر خواهم کرد که این کارها باید انجام بگیرد - تکیهی مسئولان کشور بر این باشد که حرکت اقتصادی کشور را اینجوری قرار بدهند. اگر این شد، شکوفایی خواهد شد؛ اگر این شد، از تهدید دشمن دیگر نمیترسیم، از تحریم دیگر تنمان نمیلرزد، از پایین افتادن قیمت نفت عزا نمیگیریم؛ این اقتصاد مقاومتی است. تکیهی عمدهی اقتصاد مقاومتی هم باز روی مردم است؛ روی تولید داخلی است.
یک مسئلهی اساسی در مورد اقتصاد کشور این است که باید اتّکاء بودجهی کشور به نفت قطع بشود؛ باید به اینجا برسیم. البتّه این حرفهایی که من امروز به شما عرض میکنم و مکرّر گفتهایم، در مقام حرف آسان است، در مقام عمل کارهای مشکلی است. خود من دستم سالها در اجرا بوده است؛ بنده میدانم اجرا کار سختی است امّا معتقدم این کار سخت را میتوان انجام داد. اجرا کردن سختتر از حرف زدن است؛ امّا همین کار سخت را با همّت، با اعتماد به این مردم، با اعتماد به این جوانها، با اعتماد به سرمایههای داخلی کشور، با اعتماد به خدای متعال که وعدهی نصرت داده است، میشود انجام داد. یکی از کارها - که مهمترین کار همین است - [این است که] باید تکیهی بودجه به تولید داخلی باشد، یعنی به درآمدی که مردم تولید میکنند و مالیات میدهند. دو کلمه میخواهم راجع به مالیات عرض بکنم:
عزیزان من! مالیات یک فریضه است. ما امروز از ضعفا مالیات میگیریم - از کارمند مالیات میگیریم، از کارگر مالیات میگیریم، از کاسب جزء مالیات میگیریم - امّا از فلان کلانْسرمایهدار، فلان درآمددارِ بیحسابوکتاب مالیات نمیگیریم؛ فرار مالیاتی دارند؛ اینها جرم است؛ فرار مالیاتی جرم است. آن که از دادن مالیات به دولت خودداری میکند و مالیاتی که باید به دولت بدهد - که آن درآمدی که حاصل شده و در اختیار او است، به برکت فضایی است که دولت بهوجود آورده است و کاری است که دولت دارد میکند، پس باید مالیات را بدهد - نمیدهد، در حقیقت کشور را وابسته میکند به پول مفت نفت، و وقتی کشور به پول نفت وابسته شد، همین مشکلات پیش میآید: یک روز تحریم میشود؛ یک روز نفت ارزان میشود؛ یک روز شاخوشانه میکشند؛ کشور به این وضع دچار میشود. مسئلهی مالیات خیلی مهم است. البتّه من شنیدم که مسئولین مالیاتی کشور دارند طرّاحی میکنند، کارهای خوبی دارند انجام میدهند؛ این کارها باید سریع انجام بگیرد؛ باید تحقّق پیدا کند؛ از مردم باید کمک خواسته بشود و مردم باید کمک کنند؛ این قلم اوّل. قلم اوّل از کارهای مهمّی که باید انجام بگیرد، این است که بودجهی کشور، ادارهی دولت، بهوسیلهی درآمدهای از درون مردم باشد، یعنی از همین مالیات، که مالیات هم مربوط میشود به تولید و کسب و کار.
یک نکتهی دیگر، ارتقاء بهرهوری است که از تعبیرات رایجی است که میکنند؛ بنده این را خلاصه میکنم به دو کلمه در زبان فارسی. تولیدکنندهی ما، بنگاهدار ما سعی کند با کم کردنِ ریختوپاش، هزینهی تولید را کم کند، کیفیّت را بالا ببرد؛ این میشود بهبود بهرهوری. [البتّه] بخشی از هزینهی تولید مربوط به چیزهایی است که در اختیار بنگاهدار نیست؛ فرض کنید تورّم بالا است، مزد کارگر یا قیمت موادّ اوّلیّه بالا میرود؛ یک مقدار اینها است لکن یک مقدار هم ریختوپاش است؛ اسراف است؛ خرجکردنهای بیجا است؛ باید جلوی اینها را بگیرند.
یک مسئلهی مهمّ دیگر، استفادهی حدّاکثری از ظرفیّتهای داخلی است. کشور ما در منطقهی حسّاسی قرار دارد؛ همسایههای زیادی داریم، بالا دریا داریم، پایین دریا داریم، به همهی دنیا دسترسی داریم. کشور ما روی نقشه که نگاه کنید، یک چهارراه بسیار حسّاس و مهمّ زمینی و هوایی است؛ دسترسی به آبهای آزاد هم دارد؛ اینها فرصتهای بسیار مهمّی است؛ علاوه بر منابع، علاوه بر امکانات، برنامهریزی بشود، فکر کنند، از این فرصتها به نحو احسن استفاده کنند.
یک نکتهی دیگری که این بیشتر به مردم مربوط میشود، مصرف محصولات داخلی است که من بارها در سخنرانیهای اوّل سال و غیر آن تکرار کردم، الان هم به شما عرض میکنم: محصولات داخلی را مردم مصرف کنند؛ نروند دنبال این نشانهها. حالا مُد شده است بگویند «بِرَند» است، بِرَند فلان؛ بِرَند چیست! بروید سراغ مصرف تولیدات داخلی. آن چیزهایی که مشابه داخلی دارد، متعصّبانه و با تعصّبِ تمام، ملّت ایران، خارجیِ آن را مصرف نکنند. این را من فقط برای یک عدّهی خاص نمیگویم؛ خب بله، وقتی ما میگوییم، یک عدّه متدیّنین فوراً گوش میکنند حرف را، پیغام هم میدهند فلان چیز راکه خارجی است بخریم؟ فلان چیز را نخریم؟ من فقط برای متدیّنین و افرادی که برای حرف ما حجّیّت شرعی قائلند، این را نمیگویم؛ من این حرف را برای هرکسی میگویم که به ایران علاقهمند است، به آیندهی کشور علاقهمند است، به فکر بچّههای خودش است که بنا است فردا در این کشور زندگی کنند. شما مصنوعات خارجی را که مصرف میکنید، در واقع کمک میکنید به اینکه حجم آن بنگاه خارجی، آن کارگر خارجی، آن سرمایهدار خارجی، مدام بیشتر بشود و تولید داخلی ضربه بخورد، شکست بخورد. این را به همهی مردم، بخصوص آنکسانیکه مصارف زیادی دارند[میگویم]؛ دولتیها هم همینجور؛ دولتیها هم در مصارف دولتی، در اشیاء مصرفیای که در ساختمانها، در چیزهای گوناگون مصرف میکنند، حتماً ملاحظه کنند تولید داخلی را.
اجتناب از اسراف هم یک سرفصل دیگر است؛ اجتناب از اسراف، تضییع مال، هدر دادن منابع عمومی، هدر دادن آب، هدر دادن نان، از بین بردن خاک. خاک یک ثروت است، آب یک ثروت است، نان یک محصول ذیقیمت است؛ مراقب باشند، همه مراقب باشند، احساس مسئولیّت کنند، اینها را از بین نبرند.
شرکتهای دانشبنیان؛ که بنده روی این شرکتهای دانشبنیان تکیه میکنم. امروز ما جوان تحصیلکرده خیلی داریم. بچّههای دبیرستانی یکی دو هفته پیش در این حسینیّه، یک نمایشگاهی تشکیل دادند(۷)، آمدند چیزهای پیشرفتهی واقعاً عجیبوغریب و حیرتآوری را اینجا به ما نشان دادند؛ غالباً جوان، تعدادی جوان دبیرستانی! خب، سرمایهی ما این است، ثروت ما این است. شرکتهای دانشبنیان بهوجود بیاید. شرکتهای دانشبنیان هم فقط مخصوص صنعت نیست؛ در صنعت، در کشاورزی، در خدمات، در نیازسنجی؛ جمع بشوند، نگاه کنند ببینند بنگاههای گوناگون اقتصادی به چه چیزهایی نیاز دارند، کمبودهایشان کجا است، این را به آنها ارائه بدهند؛ شرکت دانشبنیان حتّی در این زمینه هم میتواند فعّال باشد. مبارزهی جدّی با قاچاق از جملهی کارهای لازم در اقتصاد کشور است. مبارزهی جدّی با بدحسابهای بانکی؛ یک عدّهای هستند از تسهیلات بانکی، بناحق و نادرست استفاده میکنند؛ برای یک کار تسهیلات میگیرند، در کار دیگری آن را مصرف میکنند که مصلحت کشور نیست؛ بعد هم بدهی خودشان را با بانکها تسویه نمیکنند؛ اینها واقعاً مجرمند. بنده نمیگویم هرکسی بدهکار بانکی است مجرم است؛ نه، یکی هست ممکن است بدهکار بانکی باشد، [ولی] کمک هم باید به او کرد؛ هستند مواردی که حتّی بدهکارند ولیکن بایستی کمک هم به او بکنند امّا بعضی هم هستند که باید مورد مؤاخذه قرار بگیرند، مورد سؤال قرار بگیرند. این کارها باید در کشور انجام بگیرد.
اینها را چه کسی بکند؟ ما در این سالها خیلی هشدار دادیم؛ مسئولین هم خیلی تلاش کردند امّا نه آن هشدارهایی که بنده دادم کافی است، نه آن تلاشی که مسئولین کردند کافی است؛ اینها کافی نیست. باید کار جدّی انجام بگیرد؛ مردم هم بایستی کمک کنند به دولت، به مسئولین، به قوّهی قضائیّه تا بتوانند این کارها را انجام بدهند. ما میتوانیم؛ ما در مقابل المشنگهای(۸) که دشمنان ما سر تحریم و این حرفها درمیآورند، میتوانیم ایستادگی کنیم؛ میتوانیم هدفهای آنها را ناکام بگذاریم. وقتی این کارها را نکنیم، این فعّالیّتها را نکنیم، آنوقت نتیجه همین میشود که حالا ملاحظه میکنید؛ دشمن مینشیند آنجا، برای برنامهی هستهای ما شرطوشروط معیّن میکند؛ بعد هم میگوید اگر این شرطوشروط را قبول نکردید، اینجور و آنجور تحریم میکنم؛ خب، همین میشود دیگر.
دشمن حدّاکثر استفاده را از حربهی تحریم دارد میکند؛ هدفشان هم این است که ملّت ایران را تحقیر کنند؛ هدفشان این است که این حرکت عظیمی را که فقط روی دوش ملّت ایران میتوانست انجام بگیرد، متوقّف کنند. حرکت انقلاب اسلامی، حرکت نظام اسلامی، حرکت بهسمت تمدّن نوین اسلامی را میخواهند متوقّف کنند؛ چون میدانند این حرکت درست نقطهی مقابل منافع سرمایهدارهای صهیونیست و کمپانیدارهای ظالم و خونخوار دنیا است. این را میفهمند و میبینند که این حرکت چطور در دنیا دارد توسعه پیدا میکند و ملّتها را متوجّه خودش میکند؛ میخواهند جلوی این را بگیرند. این تحریمها و این تهدیدها و این شرطوشروطکردنها بهخاطر این است.
بنده عقیدهام این است که اگر حتّی در مسئلهی هستهای هم همانجور که آنها دیکته میکنند ما پیش برویم و قبول کنیم دیکتهی آنها را، باز هم حرکت مخرّب آنها و تحریمهای آنها برداشته نخواهد شد؛ انواع و اقسام مشکلات را باز هم درست میکنند؛ چون با اصل انقلاب مخالفند. البتّه بنده معتقدم ظرفیّت جوانان ما، ظرفیّت بسیار بالایی است. همین دو روز قبل از این، دانشجویان بسیجی به بنده پیغام دادند و گِله کردند که چرا شما در پیشرفت هدفهای انقلاب اسلامی از ما دانشجوها استفاده نمیکنید؛ حرف مهمّی است. دانشجوی مشغول تحصیل توقّع دارد و به بنده پیغام میدهد که چرا از وجود ماها در مسائل مهمّ انقلاب در منطقه - چه مسائل نظامی و امنیّتی، چه مسائل گوناگون دیگر - استفاده نمیکنید؛ روحیّهی جوانهای ما این است. روحیّهی ملّت ایران را شما در بیستودوّم بهمن دیدید. حالا از آنطرف دولت زورگوی قلدر آمریکا که با همهی شکستهایی که در منطقه خوردهاند از زورگویی دست برنمیدارند، از اینطرف هم دنبالهروهای اروپاییاش باز تحریم جدید [اعمال میکنند].
ملّت ایران هم میتواند تحریم کند؛ این را بگوییم که اگر بنای بر تحریم باشد، در آینده این ملّت ایران است که آنها را تحریم خواهد کرد. بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ما است، مال ملّت ایران است؛ گازی که یک انرژی بسیار مهم و اثرگذاری است و دنیا به آن احتیاج دارد و همین اروپای بیچاره احتیاج به این گاز دارد، این گاز در اختیار ما است؛ ایران بیشترین سهم گاز موجود در دنیا را فعلاً - تا حدّ اکتشافات فعلی در ایران - دارد؛ مجموع نفت و گاز را هم که حساب کنیم، باز بیشترین اندازهی نفت و گاز بر روی هم را جمهوریاسلامیایران دارد؛ ما تحریم میکنیم آنها را در وقتی که مناسب باشد؛ و جمهوریاسلامی میتواند این کار را بکند.
ملّت ایران و جمهوریاسلامی نشان داده است که ارادهاش قوی است؛ در هر زمینهای، در هر مسئلهای که بهطور جدّی جمهوریاسلامیایران وارد شد، نشان داد که ارادهاش قوی است، عزمش راسخ است، میتواند کار کند. در همین قضیّهی داعش، اینها ائتلاف تشکیل دادند؛ البتّه دروغ میگویند، مزوّرانه است؛ نامه نوشتند به وزارت خارجهی ما که اگر شماها میگویید آمریکا از داعش حمایت میکند، نه، این دروغ است، ما حمایت نمیکنیم. خب، اندکی بعد از آن، عکسهای کمک تسلیحاتی آمریکا به داعش که در اختیار مجاهدین انقلابی بود، منتشر شد! میگویند، حرف میزنند، ادّعا میکنند، [امّا ]خلاف میگویند، آن هم خلافی که به این روشنی و به این وضوح و به این زودی آشکار میشود. جمهوری اسلامی اینجوری نیست؛ ما وقتی وارد بشویم، همانطور که امیرالمؤمنین فرمود که ما رعد و برق نخواهیم داشت، مگر آنوقتی که بارانی به دنبال آن باشد.(۹) ملّت ایران بدون تردید در آیندهای که آن آینده انشاءالله خیلی دور نخواهد بود و شما جوانهای عزیز قطعاً آن آینده را مشاهده خواهید کرد، از همه جهت در قلّههای شرف و افتخار خواهد بود.
انشاءالله که خداوند به شماها توفیق بدهد؛ انشاءالله خداوند شما را مشمول رحمت و لطف خودش قرار بدهد. «مندن ده سلام یتیرین عزیزلریم تبریزلی لرو آذربایجانی لار»؛(۱۰) زنده باشید؛ انشاءالله موفّق و مؤیّد باشید.
۱) قبل از شروع بیانات رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله محسن مجتهدشبستری (نمایندهی ولیفقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعهی تبریز) مطالبی بیان کرد.
۲) حسینیّهی امامخمینی (ره)
۳) جوانان آماده، جوانان آزاده
۴) شیطان نمیتواند به ما دست یابد.
۵) بسیار کشنده
۶) بیانات در دیدار فعّالان و برگزیدگان بخشهای اقتصادی (۱۳۹۰/۵/۲۶)
۷) بیانات در بازدید از نمایشگاه دستاوردهای فنّاوری نانو در حسینیّهی امام خمینی (۱۳۹۳/۱۱/۱۱)
۸) سروصدا و دادوفریاد
۹) نهجالبلاغه، خطبهی ۹؛ «وَ لَسنا نُرعِدُ حَتّی نوقِعَ وَ لانُسیلُ حَتّی نُمطِر»
۱۰) از جانب من هم به عزیزانم - تبریزیها و آذربایجانیها - سلام برسانید.
بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی»، «کنگره شهدای دانشجو»، و «کنگره شهدای هنرمند» 1393/11/27

بسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
بسیار جلسهی نورانی و معطّر و پرمغز و پرمعنایی است. کسانی که بهعنوان شهید در این جلسه معرّفی شدند، جزو قشرهای برتر و نخبهی جامعهاند؛ دانشجویانند، هنرمندانند، معلّمانند، دانشآموزانند؛ این نشاندهندهی این است که انگیزهی فداکاری در راه خدا و شهادت در این راه، در سطوح گوناگون در جامعهی ما رواج و گسترش داشته؛ این خیلی مطلب مهمّی است. استاد دانشگاه میرود شهید میشود، هنرمند میرود شهید میشود، دانشجو میرود شهید میشود. بسیاری از این نامآوران عرصهی دفاع مقدّس ما - که نامهایشان زینتبخش خیابانهای ما و مراکز ما و عکسهایشان زینتبخش محیطهای زندگی ما است - یا اغلبشان، دانشجویانی بودند؛ بعضی از اینها حقیقتاً نوابغ بودند؛ هنرمندانی بودند، معلّمانی بودند، اساتیدی بودند؛ رفتند و جان خودشان و عمر خودشان را - ارزشمندترین چیزی که انسان از امور مادّی در اختیار دارد یعنی زندگی خودشان را - در راه خدا، در راه اهداف، هدیه کردند، تقدیم کردند؛ این بسیار مهم است.
جلسات بزرگداشت، ادامهی حرکت جهادی و ادامهی شهادت است. اگر نام شهیدان ما تکرار نمیشد، تجلیل نمیشدند و احترام به آنها و خانوادههای آنها در جامعهی ما بهصورت یک فرهنگ درنمیآمد - که خوشبختانه بهصورت فرهنگ درآمده - امروز بسیاری از این یادهای ارزشمند و گرانبها فراموش شده بود؛ این ارزشگذاری عظیمی که با حرکت شهادت در یک جامعه بهوجود میآید، به فراموشی سپرده شده بود. نباید بگذارید این اتّفاق بعد از این هم بیفتد؛ روزبهروز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکتهیابی و نکتهسنجی زندگی شهدا در جامعهی ما رواج پیدا کند. و اگر این شد، آنوقت مسئلهی شهادت که به معنای مجاهدت تمامعیار در راه خدا است، در جامعه ماندگار خواهد شد. و اگر این شد، برای این جامعه دیگر شکست وجود نخواهد داشت و شکست معنا نخواهد داشت؛ پیش خواهد رفت. عیناً مثل ماجرای حسینبنعلی (علیهالسّلام)؛ امروز ۱۳۰۰ سال یا بیشتر از شهادت حضرت اباعبدالله (علیهالسّلام) میگذرد و روزبهروز این داستان برجستهتر و زندهتر شده. این داستان در بطن خود دارای یک مضامینی است که این مضامین برای حیات اسلامی جامعه ضروری است. اگر این مضامین گسترش پیدا نمیکرد، از اسلام و از قرآن و از حقایق معارف اسلامی هم امروز خبری نبود. اینجا هم همینجور است؛ نگذارید نام شهدا و یاد شهدا فراموش بشود یا در جامعهی ما کهنه بشود؛ و البتّه با ابتکارات؛ این جلسات بزرگداشتی که آقایان بهوجود میآورید - که خیلی باارزش است - صرفاً یک جلسهی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژهی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.
در مورد شهید خدای متعال میفرماید که اینها زندهاند: وَ لا تَقولوا لِمَن یقتَلُ فی سَبیلِ اللهِ اَموات.(۲) وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتًا بَل اَحیآءٌ عِندَ رَبِّهِم یرزَقون* فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللهُ مِن فَضلِه.(۳) اینها آیات قرآن است؛ اینها صریحِ در یک معارفی است که از این معارف هیچ مسلمانی نمیتواند چشم بپوشد. هر کسی به اسلام و به قرآن اعتقاد دارد، این معارف بایستی جلوی چشمش باشد. این آیهی شریفه قرآن میگوید اینها زندهاند؛ حیات اینها یک حیات واقعی است، یک حیات معنوی است و نزد خدای متعال مرزوقند؛ یعنی دائم تفضلّات الهی دارد به اینها میرسد؛ فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللهُ مِن فَضلِه. آن طرف مرز زندگی و مرگ چه خبر است؟ انسانها از آن عالم و نشئهی مجهول چه میدانند؟ در مورد شهدا میدانیم که اینها خرسندند، خوشحالند، مسرورند؛ فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللهُ مِن فَضلِه. بعد از این بالاتر: وَ یستَبشرونَ بِالَّذینَ لَم یلحَقوا بِهِم؛(۴) یعنی با ما دارند حرف میزنند، خطاب میکنند به ما: اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یحزَنون.(۵) خیلی مهم است؛ این گوشی که بتواند ندای ملکوتی شهدا را بشنود، این گوش را باید در خودمان بهوجود بیاوریم. آنها دارند به ما بشارت میدهند، مژده میدهند، خوف و حزن را نفی میکنند: اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یحزَنون. ما بر اثر ضعفهای خودمان دچار خوف میشویم، دچار حزن میشویم؛ اینها به ما میگویند که شما خوف ندارید، حزن ندارید یا در مورد خودشان میگویند یا در مورد ما - بنابر اختلافی که حالا در تفسیر این آیهی شریفه ممکن است مطرح بشود - خوف و حزن را برمیدارند؛ چه در این نشئه، چه در آن نشئه. برای یک ملّت چقدر مهم است که در حرکت خود، در پیشرفت خود حقیقتاً دارای خوف نباشد، دارای حزن نباشد، با امید حرکت کند؛ این پیام شهدا است به ما؛ که باید این پیام را شنید. شماها با این جلسات، با این اجتماعاتی که تشکیل میدهید، موظّفید این پیام را به گوشها برسانید.
نکتهی خوبی را برادرمان(۶) گفتند که وقتی جلسهای تشکیل میشود در بزرگداشت شهیدان، آنهایی که شرکت میکنند در این جلسه، هرچه دارای ارج و مقام باشند، بیش از آنچه آنها به آن جلسه برکت و فایده و عظمت بدهند، آن جلسه است که به آنها خیر و برکت و هدایت و معرفت میدهد؛ واقع قضیه این است. کاری کنید که این جلسات، این برکات را داشته باشد؛ اینها را گسترش بدهد، این فرهنگ را در جامعه گسترش بدهد. ملّت ایران کار بزرگی انجام داد؛ کار عظیمی انجام داد. در دنیایی که مبتنی بر مدار زور و زورگویی و چپاولگری قدرتمندان و زورمندان است و ملّتهای مستضعف در مناطق فراوانی از عالم دائماً در زیر فشار این زورمندان قرار دارند، در این دنیا یک موجودی، یک هویتی سر بلند کرد که صریحاً، بدون ملاحظه، با شجاعت کامل این حرکت غلط عالم را - که حرکت سلطهگری است و ما از آن تعبیر میکنیم به نظام سلطه - نفی کرد؛ این کار ملّت ایران است. ملّت ایران نظام سلطه را که مبتنی بر سلطهگر و سلطهپذیر است، نفی کرد. مبنای دنیای قدرتمندِ چپاولگر، بر تقسیم دنیا به سلطهگر و سلطهپذیر است؛ امروز هم همینجور است، در دورانی که انقلاب اسلامی بهوجود آمد هم همینجور بود و در طول تاریخ هم همینجور بوده است؛ البتّه امروز شدیدتر از دورانهای گذشته است؛ چون امروز ابزارهای سلطه، قابل مقایسه با صد سال پیش و هزار سال پیش و پنج هزار سال پیش نیست؛ لذا سلطهگران امکان تسلّط بیشتری بر مظلومان و بر مستضعفان دارند و از این امکان دارند بهطور کامل استفاده میکنند؛ منابع را میبرند، فرهنگها را نابود میکنند، انسانها را تذلیل میکنند، در بین ملّتهای مظلوم و محروم گرسنگی را گسترش میدهند؛ و فجایع فراوان دیگر. در مقابل این حرکت، یک هویتی بهوجود آمد به نام انقلاب اسلامی که متّکی بود به مبانی وحی، مبانی الهی، اخلاق الهی، حرکت الهی و آنچه قرآن با صراحت دارد آن را بیان میکند؛ این حرکت ملّت ایران است. این حرکت بحمدالله روزبهروز هم توسعه پیدا کرده؛ این حرکت پیش رفته.
ما مدّعی نیستیم که توانستیم اهداف اسلامی را در کشور پیاده کنیم؛ ما این را اصلاً ادّعا نمیکنیم. ما در بسیاری از موارد تواناییهایمان محدود بوده است و آنچه را میخواستیم عمل کنیم، نتوانستیم در آن حدّ مورد علاقهی خودمان عمل کنیم امّا حرکت خودمان را ادامه دادیم؛ ما به سمت این قلّه داریم حرکت میکنیم. سعی کردند ما را از این حرکت پشیمان کنند، نتوانستند؛ سعی کردند متوقّف کنند، نتوانستند؛ سعی کردند ما را به عقب برگردانند، نتوانستند. بله، به قلّه نرسیدیم امّا از این دامنه، مبالغ زیادی حرکت کردیم و پیش رفتیم و این حرکت ادامه دارد و این انگیزه ادامه دارد و این انگیزه روزبهروز انشاءالله بیشتر خواهد بود و متوقّف نمیشود. یک روزی بعضیها فکر میکردند و بعضیها هم به زبان میآوردند که آقا شما این بچّههای دانشجو را دارید میبرید جبهه - درحالیکه ما نمیبردیم، خودشان داشتند با شوق میرفتند؛ آنهایی هم که جلویشان گرفته میشد، با انواع تلاشها و ترفندها افراد پیرامون خود را وادار میکردند که اجازه بدهند بروند - دانشگاهها خالی میشود، علم متوقّف میشود؛ حرکت آنها و تلاش آنها و مجاهدت آنها موجب شد که ما در حرکت علمی خودمان؛ از سایر حرکاتی که در جامعه بهوجود میآید، پیشتر و بیشتر جلو برویم. بحمدالله امروز ما در حرکت علمیمان در سطح کشور، یک وضعیت قابل قبولی داریم؛ یک وضعیت افتخارآمیزی داریم؛ آن روز تصوّر نمیشد؛ آن روز شاید گفته میشد که اگر چنانچه این نخبه، این هنرمند، این دانشجو، این استاد، این معلّم برود به جبهه و کشته بشود، خلأ بهوجود میآید. معلوم شد که برکات شهادت و جهاد در راه خدا خیلی بیش از این حرفها است. آنها رفتند، [امّا] امروز بحمدالله برجستگانی بهوجود آمدند که در عالم علم، در زمینههای هنر، در بخشهای گوناگون، برجستهاند؛ یعنی قابل نشان دادن در سطح بینالمللی و جهانی هستند. اینها برکات حرکت و مجاهدت یک ملّت است و این ادامه خواهد داشت؛ پیش خواهد رفت و ادامه خواهد داشت.
من عقیدهی راسخ دارم بر اینکه یکی از نیازهای اساسی کشور، زنده نگه داشتن نام شهدا است؛ این یک نیازی است که ما - چه آدمهای مقدّسمآب و متدینی باشیم؛ چه آدمهایی باشیم که خیلی هم مقدّسمآب نیستیم، امّا به سرنوشت این کشور و به سرنوشت این مردم علاقهمندیم - هرجور که فکر بکنید، بزرگداشت شهدا برای آیندهی این کشور، حیاتی و ضروری است. فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ تلاش کردن با سرمایهگذاری از خود برای اهداف بلندمدّت مشترک بین همهی مردم؛ که البتّه در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملّت ایران هم نیست، برای دنیای اسلام بلکه برای جهان بشریت است. این فرهنگ در جامعهای اگر جا افتاد، درست نقطهی مقابل فرهنگ فردگرایی غربی امروز [است] که همهچیز را برای خود و با محاسبهی شخصی میسنجند؛ برای همهچیز یک قیمت اسکناسی و پولی قائلند و آن، به دست آوردن آن پول است؛ این درست نقطهی مقابل آن فرهنگ است؛ یعنی «وَ یؤثِرونَ عَلی اَنفُسِهِم»؛(۷) اینها کسانی هستند که ایثار میکنند؛ فرهنگ ایثار، فرهنگ گذشت، فرهنگ مایه گذاشتن از خود برای سرنوشت جامعه و برای سرنوشت مردم. این فرهنگ اگر عمومی شد، این کشور و هر جامعهای که این فرهنگ را داشته باشد، هرگز متوقّف نخواهد شد؛ به عقب بر نخواهد گشت و پیش خواهد رفت. این کار شما این فرهنگ را زنده میکند. بنابراین من از همهی برادران و خواهرانی که در این کار نیک مشغول همکاری و شرکت در این کار هستند تشکّر میکنم و امیدوارم که همه موفّق باشید. این سه مجموعهای که امروز اینجا حضور دارید - مجموعهی ستاد بزرگداشت شهدای هنرمند، ستاد بزرگداشت شهدای دانشجو، ستاد بزرگداشت شهدای معلّمان امور تربیتی - هرکدام از اینها در نوبهی خود یک کار باارزش و پرمغز و پرمضمونی است که انشاءالله آثار آن را هم در جامعه مشاهده خواهیم کرد.
والسّلام علیکم و رحمةالله.
۱) در این دیدار اعضای کنگرهی ملّی شهدای دانشجو و کنگرهی بزرگداشت شهدای هنرمند و کنگرهی شهدای تئاتر حضور داشتند.
۲) سورهی بقره، بخشی از آیهی ۱۵۴
۳) سورهی آلعمران، آیهی ۱۶۹ و بخشی از آیهی ۱۷۰؛ «هرگز کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند ...»
۴) همان؛ «...و برای کسانی که... به آینده نپیوستهاند شادی میکنند...»
۵) همان؛ «...که نه بیمی برایشان است و نه اندوهگین میشوند.»
۶) آقای حسین مسافرآستانه
۷) سورهی حشر، بخشی از آیهی ۹؛ «...آنها را بر خودشان مقدّم میدارند...»
بیانات در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان نیروى هوایى 1393/11/19

بسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
خوشامد عرض میکنم به برادران عزیز، مسئولان مشاغل بسیار حسّاس در بخش مهمّی از نیروهای مسلّح، یعنی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی و پدافند. و این روز را که در واقع روز نیروی هوایی است، به همهی شما، به همهی کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و پدافند و به خانوادههای شما تبریک عرض میکنم. از گروه سرود هم بهخاطر اجرای خوبشان تشکّر میکنیم.
مسئلهی نوزدهم بهمن که شما هر سال این روز را گرامی میدارید، فراتر از یادآوریِ یک خاطرهی شیرین است؛ بله، خاطرهی مهمّی است، خاطرهی شیرینی است و جا دارد که اینگونه خاطرات را انسان نگه دارد لکن قضیه از این فراتر است. حادثهی نوزدهم بهمن، یک مضمون پرمغز و ماندگار است؛ یعنی این حادثهای که اتّفاق افتاد و جوانهای نیروی هواییِ نظام پادشاهی پا شدند، آمدند با امام بیعت کردند، با آن وضوح، با آن شجاعت - که من حاضر بودم در آن مراسم؛ برخی از اینها، کارتهای شناساییشان را بالای دست گرفته بودند و نشان میدادند - این یک معنایی دارد، یک مضمونی دارد، که آن مضمون را باید حفظ کرد؛ [ این] یک وظیفهی انقلابی است. آن مضمون چیست؟ آن این است که انقلاب، یک سخن حق و پرجاذبهای بود که توانست دلها را - دلهای بیغرض و مرض را، دلهای آگاه و روشن را - در هر نقطهای از کشور که بودند به سمت خود جذب کند؛ حتّی در جایی مثل نیروی هوایی ارتش پادشاهی که نورچشمی و سوگلیِ دستگاههای حاکم آن روز، بلکه سوگلیِ آمریکا بود. با نیروی هواییِ ارتش، آن روز مثل یک سوگلی رفتار میشد؛ هم آمریکاییها، هم عوامل آنها در کشورمان - که متأسّفانه در رأس امور قرار داشتند و حکومت دست آنها بود - اینجوری با نیروی هوایی رفتار میکردند و برخورد میکردند. آنوقت همین نیروی هوایی، تحت تأثیر جاذبهی حقیقت انقلاب، آنچنان به هیجان آمد که یک چنین کار بزرگی را انجام داد؛ یعنی در روز روشن، جلوی چشم این همه مأمور و در معرض تهدیدهای گوناگونی که آن روز وجود داشت، بلند شدند آمدند با امام در خیابان «ایران» بیعت کردند، سرود خواندند، ایستادند و کارتهای شناساییشان را سرِ دستشان گرفتند. آن مضمون مهمّ این حادثه این است؛ جاذبهی عجیب انقلاب، و آن حقیقتی که در درون انقلاب نهفته بود که دلها را به سمت خودش جذب میکرد؛ این را ما بایستی بشناسیم، بدانیم و حفظ کنیم.
علاوه بر کشور، در دنیا هم همین اتّفاق افتاد. خب، این انقلاب، این توانایی را داشت که به تمام زوایای کشور نفوذ کند و حضور پیدا کند، یعنی مثلا فرض کنید نه فقط در شهرها، در روستاها هم مردم بلند میشدند و از نقطهای به نقطهی دیگر میرفتند و شعار میدادند؛ شعار به نفع امام و انقلاب، و علیه رژیم مستبد و دیکتاتور؛ اینجور همهی ملّت به پا خاستند. علاوهی بر این، در سطح جهان هم همین اتّفاق افتاد - البتّه با نوعی تدریج - یعنی در همهجای دنیا؛ در آسیا، در اعماق آفریقا، حتّی در آمریکای لاتین ملّتها از اینکه یک ملّتی پیدا شده است که این شجاعت را، این دلیری را دارد که در مقابل آمریکا بِایستد و زورگویی آمریکا را علنا رد بکند، به هیجان میآمدند. خیلیها با زحمت رادیوهای ایران را میگرفتند. من دیدم کسانی را که در کشورهای عربی بودند، و از بس رادیوی فارسی ایران را گوش کرده بودند، فارسی یاد گرفته بودند. این جاذبه است؛ جاذبهی انقلاب است که دلها را - تودههای مردم را، روشنفکران را، جوانان را، دانشگاهیان را - در همهجای دنیایی که تحت تأثیر شدید تبلیغات دشمن قرار نداشت، توانست به خودش جذب کند؛ این اتّفاق در همهجا افتاد. اینکه ببینند یک ملّتی در مقابل زورگویی میایستد، ملّتهایی را که خودشان در چالش زورگوییهای آمریکا و قدرتهای غربی بودند، به هیجان میآورْد؛ اینها را طرفدار میکرد؛ علاقهمند میکرد. این در همه جای - باید گفت - دنیای استضعاف؛ در آفریقا، در آسیا، در نقاط دوردست، در آمریکای لاتین، در همه جا تقریبا عمومیت داشت. این را ما کاملا مطّلع شدیم؛ افراد زیادی میرفتند، میآمدند و تأثیر انقلاب و تأثیر نام امام را انسان بروشنی مشاهده میکرد.
خب، نقطهی مقابل چه بود؟ نقطهی مقابل، آن قدرتهایی بودند که این حرکت عظیم علیه آنها بود؛ در رأس آنها، دولت ایالات متّحدهی آمریکا. اینها از اینکه یک چنین حرکت عظیم و رو به گسترشی، همهی ملّتهای تحت نفوذ اینها را دارد فرا میگیرد، بشدّت برآشفته و متوحّش بودند و وادار به عکسالعمل شدند و عکسالعملهای تند نشان دادند. اوّلین علاجی هم که به ذهنشان رسید، این بود که کانون را خاموش کنند؛ آن مرکزی، آن کانونی را که همهی این هیجانها از آنجا برمیخیزد، این را خاموش کنند تا بهطور طبیعی در جاهای دیگر، مسئله از بین برود. لذا هرچه توانستند فشار آوردند.
دشمنیِ آمریکا با جمهوری اسلامی از روز اوّل شروع شد؛ این را جوانها بدانند. هرچه توانستند انجام دادند؛ یعنی واقعا هیچ کاری که یک دولتی مثل آمریکا بتواند با یک ملّتی، با یک کشوری بکند از لحاظ نظامی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ امنیتی، از لحاظ ارتباطات فرهنگی وجود ندارد که نکرده باشد؛ هر کاری توانستهاند تا امروز انجام دادهاند. دشمنیِ آنها با «انقلاب» بود و هست؛ دشمنیِ آنها با مردمی است که این انقلاب را پذیرفتهاند و قبول کردهاند. این غلط است که بعضی اینجور وانمود کنند که دشمنیِ آمریکا و رژیم مستکبر با اشخاص است - با امام دشمن بودند یا امروز با علی خامنهای دشمنند - اینجور نیست؛ دشمنیِ آنها با اصل این مفهوم است، با اصل این حرکت است، با اصل این جهتگیریِ توأم با ایستادگی و استقلالطلبی و عزّتطلبی است و با ملّتی که اینها را پذیرفته است و دارد عمل میکند؛ دشمنی با اینها است. و این دشمنی، آن روز بوده است، امروز هم هست و ادامه دارد. ملّتی که پای این حرف ایستاد در طول این سالهای متمادی و مشکلات آن را تحمّل کرد، برایشان مبغوض است. بعضی از سیاستمداران آمریکایی خطا کردند و در لفظ هم همین را گفتند؛ در این چند سال گذشته از دهنشان در رفت، تصریح کردند که با ملّت ایران دشمنند؛ با ملّت ایران مخالفند؛ امروز هم هر حرکتی از سوی آمریکاییها و همپیمانانشان و همراهانشان انجام میگیرد، برای به زانو درآوردن ملّت ایران است؛ برای تحقیر ملّت ایران است.
البتّه دچار خطایند؛ دچار اشتباه در تحلیلند؛ این یک واقعیتی است که آمریکاییها در تحلیل حوادث این منطقه و بهطور خاص تحلیل حوادث کشور عزیز ما دچار خطایند؛ دچار اشتباههای راهبردی هستند؛ همین خطاها هم هست که به آنها دارد مرتّبا صدمه میزند، ضربه میزند و ناکامشان میکند؛ خطای محاسباتی دارند.
[ یک] مسئول آمریکایی(۲) همین چند روز قبل از این میگوید که ایرانیها گیر افتادهاند؛ ایرانیها در قضایای هستهای، با دستِ بسته پشت میز مذاکره حاضر میشوند. خب، این خطای محاسباتی است؛ ایرانیها گیر نیفتادهاند، حالا شما در بیست ودوّم بهمن انشاءالله خواهید دید ملّت ایران چه خواهد کرد و چه حضوری خواهد داشت؛ آنوقت معلوم میشود که آیا دست ملّت ایران بسته است؟ دست ملّت ایران بسته نیست و این را در عمل نشان دادهاست و بعد از این هم نشان خواهد داد؛ مسئولین هم همینجور؛ مسئولین کشور هم انشاءالله با ابتکارات خودشان، با شجاعت خودشان نشان خواهند داد که دست ملّت ایران بسته نیست. او تصوّر میکند که ایران را در سهکنج گیر انداخته! میگوید پشت ایرانیها به دیوار رسیده است! نه آقا، اشتباه میکنید! شما هستید که دچار مشکلید. همهی واقعیتهای منطقهی ما نشاندهندهی این است که آمریکا در اهداف خود در این منطقه و در بیرون این منطقه شکست خورده است. آمریکا در سوریه شکست خورد، آمریکا در عراق شکست خورد، آمریکا در لبنان شکست خورد، آمریکا در قضیهی فلسطین شکست خورده است، آمریکا در غزّه شکست خورده است، آمریکا در تسلّط بر مسائل افغانستان و پاکستان شکست خورده است، در بین آن ملّتها منفور است؛ در خارج از این منطقه هم همینطور است؛ آمریکا در اوکراین شکست خورده است؛ شما هستید که دچار شکست شدید؛ سالهای متمادی است شکست پشتِ سرِ شکست!
جمهوری اسلامی پیش رفته است. امروز جمهوری اسلامی با نظام جمهوری اسلامی در ۳۵ سال قبل، قابل مقایسه نیست. تراکم تجربهها، تراکم کارها، پیشرفتهای فراوان، نفوذ عظیم منطقهای، رسوخ مبانی انقلاب در اعماق دلهای جوانان این کشور؛ اینها چیزهای کوچکی است؟ این حوادث وجود دارد؛ اینها حقایقی است.
در مورد مسائل گوناگون دچار همین خطای محاسباتی هستند. به فضل پروردگار، با همّت مردم، با همّت شما جوانها در همه جای کشور، در همهی بخشهای گوناگون دیگر هم شبیه همین فعّالیتهایی که فرماندهی محترم الان گفت که در نیروی هوایی انجام گرفته است، در یک سطح وسیعی، در همهی دستگاههای کشور در حال انجام است؛ آن هم در حال تحریم، آن هم درحالیکه دشمنان تحریم کردهاند؛ ما در علوم پیشرفت داریم، در فنّاوری پیشرفت داریم، در مسائل گوناگون اجتماعی پیشرفت داریم، در مسائل گوناگون بینالمللی پیشرفت داریم؛ تجربیات گوناگون، پیدرپی برای جمهوری اسلامی یک ذخیرهی ارزشمند دارد بهوجود میآورد. ما داریم جلو میرویم و پیشرفت میکنیم، علیرغم دشمن، به کوری چشم دشمن؛ آنها هستند که نتوانستند. آنها میخواستند این ریشه را قلع و قمع کنند، آنها حاضر نبودند نظام جمهوری اسلامی را تحمّل کنند [امّا] امروز مجبورند نظام جمهوری اسلامی را تحمّل کنند. در مسائل گوناگون هم با طرق مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی - انواع و اقسام ترفندها - هر ضربهای که بتوانند وارد میکنند لکن بی نتیجه است؛ جمهوری اسلامی، با قدرت در حال پیشرفت کردن است.
حالا آنها مسئلهی هستهای را بهعنوان یک نمونهای در دست گرفتهاند و اینجور وانمود میکنند که جمهوری اسلامی در قضیهی هستهای درمانده است؛ قضیه اینجور نیست.
من همین جا این را بگویم: اوّلا بنده با توافقی که بتواند انجام بگیرد موافقم؛ البتّه توافق بد نه. آمریکاییها مکرّر تکرار میکنند و میگویند «ما معتقدیم که توافق نکردن، بهتر از توافق بد کردن است»؛ بله، ما هم همین عقیده را داریم؛ ما هم معتقدیم که توافق نکردن، بهتر است از توافق بد، توافقی که به ضرر منافع ملّی است، توافقی که موجب تحقیر ملّت بزرگ و با عظمت ایران است.
ثانیا این را هم همه بدانند: مسئولین ما و هیئت مذاکره[ کنندهی] ما و دولت ما همهی تلاششان را دارند میکنند که حربهی تحریم را از دست دشمن خارج کنند.
تلاش آنها برای این است که حربهی تحریم را از دست این دشمن غدّار بیرون بیاورند. البتّه اگر توانستند چه بهتر [امّا ]اگر نتوانستند همه بدانند، هم دشمنان ما بدانند، هم دوستان ما در دنیا بدانند، در داخل راهکارهای فراوانی وجود دارد که حربهی دشمن را کند میکند. اینجور نیست که تصوّر کنیم حربهی تحریم، بلاشک یک حربهی کاری است؛ نخیر، ما اگر همّت کنیم، ما اگر به داشتههای خودمان درست توجّه کنیم - که خب این روحیه بحمدالله هست - میتوان حربهی تحریم را کند کرد، ولو از دست دشمن نتوان خارج کرد.
ثالثا در این قضیه، یک نکتهی خوبی را رئیسجمهور محترم، چندی پیش در یک سخنرانیای برزبان آوردند و آن اینکه مذاکره معنایش این است که دو طرف سعی کنند به نقطهی مشترک برسند؛(۳) خب این معنایش این است که یکطرف نخواهد همهی آنچه را مورد علاقهی او و مورد توقّع اواست تحقّق پیدا کند. آمریکاییها اینجورند. آمریکاییها و چند کشور اروپایی - که مثل بچّه دنبال آمریکا در حرکتند و واقعا اشتباه هم دارند میکنند، دچار یک اشتباه راهبردی هستند این کشورهای اروپایی تابع آمریکا - با پرتوقّعیِ تمام، حرفشان این است که همانچه آنها میخواهند، با همان خصوصیات که آنها میخواهند بایستی تحقّق پیدا کند؛ خب این غلط است، این راه مذاکره نیست. طرف ایرانی، برخی از کارهایی که میتوانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است. کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعهی ماشینهای غنیسازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برههای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّند میدانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانهی اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کردهاند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاههای سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کردهاند. این همه کارهای بزرگ انجام دادهاند، طرف ایرانی بنابراین منطقی عمل کرده است، طبق منطق مذاکره عمل کرده است؛ طرف مقابل زیادهخواهی میکند، پررویی میکند، باجخواهی میکند؛ خب مسئولین ما اگر چنانچه در این زمینهها ایستادگی نشان بدهند، حق با آنها است، کسی نباید آنها را ملامت بکند، باید ایستادگی به خرج بدهند و دارند به خرج میدهند، ایستادگی بهخرج میدهند. یعنی جمهوری اسلامی از آغاز و در مسائل گوناگون، با منطق حرکت کرد؛ ما در جنگ تحمیلی، منطق را مبنای کار خودمان قرار دادیم؛ در قبول قطعنامه، منطقی عمل کردیم؛ در قضایای گوناگونی که بعد از جنگ تا امروز وجود داشته است، همه جا بر اساس منطق و استدلال عمل کردیم؛ هیچ کجا جمهوری اسلامی بیمنطقی نشان نداده است؛ در این قضیه هم با منطق دارد حرکت میکند. منتها طرف مقابل منطق سرش نمیشود؛ طرف مقابل هم به بیمنطقیِ با تکیهی بر زور - خود آنها هم میگویند که ما توانستهایم ایران را وادار کنیم که دستگاههای هستهای را گسترش ندهد، فلان چیز را متوقّف کند، فلان چیز را تعطیل کند؛ راست میگویند، این کارها را جمهوری اسلامی بر طبق منطق مذاکرات انجام داده است - اقرار میکند؛ منتها زیادهخواهی میکنند. خب، ملّت ایران زیر بار زیادهخواهی و زورگویی نخواهد رفت.
ما با پیشرفت این کاری که مسئولین دولتی ما شروع کردهاند و تلاش هم دارند میکنند - واقعا دارند تلاش میکنند و وقت میگذارند و نیرو صرف میکنند - موافقیم؛ به یک توافق خوب هم اگر برسد موافقیم. بنده هم موافقم، مطمئنّم که ملّت ایران هم آن توافقی را که در آن عزّت او محفوظ بماند، احترامش محفوظ بماند، منافعش حفظ بشود، مخالفتی ندارد، موافقت خواهد کرد؛ منتها باید این خصوصیات، بلاشک ملاحظه بشود؛ باید تکریم و حرمت ملّت ایران و مسئلهی اساسیِ مهمّی که عبارت است از پیشرفت ملّت ایران، محفوظ بشود و محفوظ بماند. ملّت ایران عادت نکرده است که به زورگوییِ دشمنان گوش فرا بدهد و تسلیم زورگویی و باجخواهی بشود؛ آنطرف هرکه باشد، آمریکا باشد[یا دیگران]. یکروزی آمریکا و شوروی سابق، در مقابل جمهوری اسلامی دست به دست هم داده بودند و با همهی اختلافاتی که داشتند، زور میگفتند؛ جمهوری اسلامی زیر بار زور آنها نرفت، جمهوری اسلامی پیروز شد، جمهوری اسلامی موفّق شد؛ امروز هم همینجور خواهد بود. امروز هم ملّت ایران و نظام جمهوریاسلامی، زیر بار زور نخواهد رفت.
این حرفی هم که حالا انسان میشنود که میگویند که «در یک برههای دربارهی اصول کلّی توافق کنیم، بعد دربارهی جزئیات»، این را هم بنده نمیپسندم؛ این را من نمیپسندم. با تجربهای که از رفتارهای طرف مقابل داریم، احساس میکنم که این وسیلهای خواهد شد برای بهانهگیریهای پیدرپی برسر جزئیات. اگر توافق میکنند، جزئیات و کلّیات و همه را در یکجلسهی واحد تمام بکنند، امضا کنند. اینکه کّلیات را جداگانه توافق کنند، و بعد بر اساس آن کلّیات - که یکچیزهای مبهمی است، تفسیرپذیر است، تحلیلپذیر است - بروند سراغ جزئیات، نه، این منطقی نیست.
همهی آنچه هم قرارداد بسته میشود بین مسئولین ما و بین طرف مقابل، باید روشن، واضح، غیر قابل تفسیر و تأویل باشد. اینجور نباشد که طرف مقابل - که با دبّهکردن و چکوچانه زدن، کار خود را پیش میبرد - بتواند باز سر قضایای گوناگون، بهانهگیری کند، دبّه در بیاورد، کارها را مشکل بکند؛ نه، همهی اینها برای این است که سلاح و حربهی تحریم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند این کار را بکنند خوب است. البتّه باید به معنای واقعی کلمه تحریم از دست دشمن خارج بشود، تحریم برداشته بشود؛ توافقِ به این صورت[ بشود]؛ والّا اگرچنانچه در این زمینه به توفیق نرسیدند، ملّت ایران و مسئولین و دولت محترم و دیگران، راههای فراوانی دارند و یقینا باید آن راهها را طی کنند برای اینکه بتوانند حربهی تحریم را بیاثر کنند و کُند کنند.
انشاءالله در بیستودوّم بهمن، ملّت ایران نشان خواهد داد که کسی که ملّت ایران را بخواهد تحقیر کند، با ضربهی متقابل ملّت ایران مواجه خواهد شد. همهی ملّت ایران، همهی دلسوزان، در این جهت متّفقند که عزّت ملّی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است. اگر عزّت بود، امنیت هم خواهد آمد؛ اگر امنیت بود، پیشرفت هم عملی خواهد بود؛ والّا اگر یک ملّت تحقیر شد، همه چیز او به بازی گرفته خواهد شد؛ حتّی امنیت او، حتّی ثروت او، و همه چیز او. عزّت ملّی بایستی محفوظ بماند و مسئولین این را میدانند و ملّت ایران انشاءالله در بیستودوّم بهمن با حضور خود، با نشان دادن اقتدار خود، با نشان دادن عزم راسخ خود، انشاءالله دشمن را به زانو درخواهد آورد. پروردگارا ! همهی ملّت ایران را مشمول الطاف و برکات خود قرار بده؛ همهی ما را مشمول هدایتهای خود قرار بده؛ پروردگارا ! شهدای عزیز دوران جنگ تحمیلی و قبل از آن و بعد از آن و همهی شهدای نیروهای مسلّح و شهدای نیروی هوایی را با پیغمبر محشور بفرما؛ امام بزرگوار ما را - که سلسلهجنبان این حرکت مبارک، آن مرد بزرگ بود - با پیغمبر محشور کن.
والسّلامعلیکمورحمةاللهوبرکاته
۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌله، امیر سرتیپ خلبان حسن شاهصفی (فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) گزارشی ارائه کرد.
۲) دیوید کوهن
۳) سخنرانی در جمع مردم استان زنجان ۱۳۹۳/۰۷/۲۹
کسی که اخلاص وتقوا واز خود گذشتگی دارد میتواند بسیبجی والگوی دیگران باشد
شیخ محمد صدیق بهجت امام جمعه اهل سنت بندرلنگه در اجتماع بزرگ 3000 نفری بسیجیان بندرلنگه اظهار داشت : پنجم آذرماه درتاریخ ملت ما وکشور ما یکروز تاریخی است زیرا امام فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر نمودواین تشکل با اخلاص خودهنوز ثمرات زیادی داشته است
وی ضمن اشاره به سخن امام خمینی که فرمودند بسیج لشکر مخلص خداست افزود: کسی که اخلاص وتقوا واز خود گذشتگی دارد میتواند بسیبجی والگوی دیگران باشد
امام جمعه اهل سنت بندرلنگه بیان داشت : بسیج ریشه درتاریخ اسلام نیز دارد در زمان صدر اسلام آن زمانی که پیامبر(ص ) به مدینه مشرف شدند اصحاب صفه آن مستضعفین زمان درمسجد مدینه گرد آمدند وپا به پای پیامبر درعلم ودانش وجهاد پیش رفتند چرا که آنها تقوا را پیشه کرده بودند وبه نوعی بسیجی بودند
شیخ بهجت خاطر نشان کرد:اگر بسیجیان به تقوا وایمان مسلح باشند دشمن از آنها حساب میبرد وما به فرموده رهبری ، بسیج را در میدان عمل وجهاد علمی وسازندگی میشناسیم امروز باید مکر وحیله دشمنان را بشناسیم وفریب او را نخوریم وهوشیار باشیم که دشمنان بین ما تفرقه نیاندازند وبا مقاومت وایستادگی در مقابل آنها با ایستیم
وی درپایان تصریح کرد:حضرت محمد(ص) آخرین پیامبرالهی بوده وما باید به ایشان وآل البیت (ع) افتخار کنیم واگر ماندگاری قیام امام حسین (ع) را میبینیم واین حرکتی که از او ماند همه به اخلاص وعمل بدون ریای او بوده است وتا الان وآینده نیز ماندگار خواهد ماند
دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با نخست وزیر مجارستان
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار آقای «ویکتور اوربان» نخست وزیر مجارستان، با اشاره به زمینههای متعدد ارتباط و همکاری بین دو کشور، منطق جمهوری اسلامی را همکاری با ملتها خواندند و خاطرنشان کردند: سیاست اعلامی دولت مجارستان در «نگاه به آسیا» سیاستی درست است و میتواند منشأ افزایش همکاریها باشد.
حضرت آیت الله خامنهای در این دیدار، سطح پایین روابط اقتصادی و غیر اقتصادی ایران و مجارستان را نامناسب ارزیابی کردند و افزودند: ملت ایران از مجارستان هیچ خاطره ناخوشایندی ندارد و با توجه به هیئت همراه شما که از تراز خوبی برخوردار است امیدواریم با وجود اراده، این سفر مقدمهای برای افزایش همکاریها شود.
رهبر انقلاب، منطق جمهوری اسلامی را همکاری با همه انسانها و ملتها خواندند و گفتند: البته استثناهایی با دلایل مشخص وجود دارد اما بهجز آن موارد خاص، ما عواطف و سیاستهای شرافتمندانه را با عواطف صادقانه پاسخ میدهیم.
ایشان، با تأیید اظهارات نخست وزیر مجارستان در خصوص ضرورت درک متقابل ملتها و دولتها بهعنوان پایه همکاریها، افزودند: باید شاکله و ساختاری اصولی برای همکاریها و تبادلات اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی ایجاد شود.
حضرت آیت الله خامنهای منشأ بسیاری از دشمنیها و کینهجوییها را نبود شناخت صحیح و متقابل برشمردند و گفتند: امروز در فضای تبلیغاتی حاکم بر دنیا واقعیتها دگرگون نشان داده و این فضاهای غبارآلود به ضرر انسانیت و بشریت تمام میشود.
رهبر انقلاب با اشاره به برقراری گفتوگوهای خوب و مهربانانه بین دنیای اسلام و مسیحیت از سوی جمهوری اسلامی ایران، خاطرنشان کردند: استفاده از این فرصتها برای «افزایش نقاط مشترک و روشن کردن حقایق»، گامی در ایجاد شناخت صحیح و از جمله دستورات اسلام است.
ایشان تبلیغات وسیع علیه انقلاب اسلامی در 4 دهه گذشته را نمونه دیگری از برخورد مزوّرانه دستگاههای تبلیغاتی دنیا با حقایق خواندند و افزودند: «گفتوگو و رفتوآمد میان متفکران و اندیشمندان» به نفع حقیقت و در جهت روشن شدن آن است و بر همین اساس ما با اینگونه تبادلات موافق هستیم.
حضرت آیت الله خامنهای در بخش دیگری از سخنان خود، ارزیابی نخست وزیر مجارستان از شرایط نامساعد غرب در بخشهای مختلف اقتصادی و دفاعی و وجود بحرانهای معنویت و مشکلات فرهنگی را ماهرانه و نزدیک به واقعیت خواندند و گفتند: برخی متفکرین دلسوز غربی سالهاست که این خطر را متوجه شده و در خصوص آن هشدار دادهاند.
ایشان خاطر نشان کردند: البته اکنون یک رویش معنوی آرام و نامحسوس، هم در اروپا و هم در امریکا با محوریت جوانان در حال شکلگیری است و در آینده نیز احتمال دارد اروپا بتواند بین پیشرفتهای «مادی، علمی و فناوری» با «معنویت» همگامی بهوجود آورد.
در این دیدار آقای ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان با ابراز خرسندی از حضور در ایران گفت: من با یک هیئت بزرگ تجاری و اقتصادی به منظور تقویت روابط دوجانبه به ایران آمده و معتقدم ظرفیتهای زیادی برای همکاریهای دو کشور وجود دارد.
نخست وزیر مجارستان، ضرورت «تقویت ساختار همکاریها» را یادآور شد و افزود: «درک متقابل»، پایه و اساس همکاریهای با دوام است و با توجه به جایگاه برجسته و محترم ایران در معادلات جهانی، امیدواریم با حمایت شما بتوانیم فرصت همکاریهای دوجانبه را در سطوح مختلف ایجاد کنیم.
نخستوزیر مجارستان، با اشاره به سخنان رهبر انقلاب اسلامی درباره وارونه جلوه دادن حقایق توسط دستگاههای تبلیغاتی، خود و اعضای کابینهاش را از عناصر انقلابی علیه اشغالگری خواند و افزود: تا زمانی که در جریان مبارزات انقلابی بودیم، مشکلی نداشتیم اما همین که فهمیدند بنا داریم نظام جدیدی را برای ساختن کشور ایجاد کنیم، تبلیغات منفی علیه ما شروع شد.
آقای اوربان با اشاره به اینکه مناسبات جهانی در حال «تغییر» است، گفت: این تغییرات سریع، به تصویری که غرب و قدرتهای جهانی از خود ایجاد کردهاند، صدمه زده و آنان را در شرایط نامساعد روحی قرار داده است.
وی گفت: مبنا قرار گرفتن «توسعه»، معیارهای گذشته غرب را در حوزههای اخلاق، سیاست و دین در معرض فروپاشی قرار داده و شرایط سخت و حساسی را ایجاد کرده است.
نخستوزیر مجارستان مشکلاتی نظیر «کاهش جمعیت»، «از دست رفتن ارزش خانواده و تشویق به تشکیل خانوادههای ناسالم»، «بحرانهای پیدرپی اقتصادی»، «تضعیف توان امنیتی و دفاعی» و «حضور تروریستها» را از مسائل فراروی اروپا در شرایط کنونی خواند و گفت: این بحرانها غرب را وادار کرده است که رویکرد و نگاه خود را به شرق نزدیک کند تا با یافتن ارزشهای معنوی بتواند به راه حلهایی دست یابد.
مولوی عبدالحمید: دشمن درصدد شعله ورکردن اختلاف بین شیعه و سنی است
مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امروز در بیست و سومین سمینار ائمه جمعه اهل سنت جنوب شرق کشور که در سالن اجتماعات «ولی امر» دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان برگزار شد، گفت: شرایط امروزی که در آن زندگی میکنیم بسیار حساس و بحرانی است.
امام جمعه اهل سنت زاهدان ادامه داد: بحرانی که اکنون شاهد آن هستیم در کشورهای اسلامی متمرکز شده است آن نهضت بیداری اسلامی که با انقلاب اسلامی آغاز شد و در حال تسری به جهان بود، با چالش مواجه شده است.
وی علت به ثمر ننستن بیداری اسلامی را مکر و حیله دشمنان دانست و بیان کرد: امروز با توطئههای دشمنان یعنی صهیونیسم و استکبار جهانی، مسلمانان از دستیابی به حقوق و منافع حَقه خود بازماندهاند در این شرایط، علما باید آگاه باشند.
مولوی عبدالحمید ابراز داشت: وظیفه ما عالمان دینی بسیار سنگین است ما باید با بیداری خود نگذاریم دشمن به اهداف شوم خود برسد یقین داشته باشید کشورهایی که با ما اختلاف دارند، قطعا برای از بین بردن ثبات و امنیت ایران نقشه دارند.
وی با اشاره به حربه های دشمن اضافه کرد: بسیاری از دشمنان ما در خارج از کشور طرح اختلاف میان قومیتها و مذاهب را روی میز دارند تا به بهانه تضییع حقوق اقوام در کشور، به اهداف خود برسند علما باید در برابر افراد تندرو بایستند و اجازه ندهند افراطگرایی باب شود؛ زیرا نتیجه آن ناامنی خواهد بود و ثمره ناامنی چیزی جز ضرر و نقصان نیست.
امام جمعه اهل سنت زاهدان نگاه به اقوام را در کشور و به ویژه سیستان و بلوچستان مثبت ارزیابی کرد و اظهار داشت: بهترین شیوه که مایه برکت و خیر است، اعتدال و حرکت بین افراط و تفریط است تمام سنتهای الهی نیز در همین مسیر قرار گرفتهاند امروز هم نماینده ولی فقیه در استان و هم استاندار افرادی معتدل و دوراندیش هستند و فراقومی و فرامذهبی فکر میکنند.
وی خاطرنشان کرد: هم شیعه و هم سنی مشکلاتی دارند راه حل این مشکلات، گفتمان است علما باید با تأکید بر وحدت، افراد تندرو را قانع کنند و از بروز اختلاف جلوگیری نمایند.
مولوی عبدالحمید با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: در انتخابات باید تمام گرایشهای قومی و مذهبی را کنار بگذاریم و افرادی را که شایستگی و توانایی خدمت به مردم دارند انتخاب کنیم.
حضور اهل سنت ايران درپیاده روی اربعين برای اولین بار
براي اولين بار يك هيات از اهل سنت ايران براي شركت در مراسم اربعين حسيني، روز شنبه وارد نجف اشرف شد.حالا اين هيات قرار است پياده از نجف راهي كربلاي معلي شود و به نوشته «الفرات نيوز» اين اولين هيات اهل سنت از ايران است كه در مراسم اربعين حسيني شركت مي كند.
مسئول اين هيات گفته كه در آغاز اين سفر ابتدا به حرم مطهر امام خميني(ره) رفتيم و از آنجا راهي نجف شديم.
حالا اين هيات قرار است پياده از نجف راهي كربلاي معلي شود و به نوشته «الفرات نيوز» اين اولين هيات اهل سنت از ايران است كه در مراسم اربعين حسيني شركت مي كند.
اين هيات شامل گروهي از شخصيت هاي روحاني، فعالان اجتماعي، فرهنگي ، ورزشي، ادبي و نيز خيريني از اهالي سيستان و بلوچستان و گلستان ايران هستند كه با موج عاشقان ولايت همراه شده و به سوي كربلا گام بر مي دارند.
آنها در پاسخ به خبرنگاران عراقي گفته اند كه هدف از سفر به عراق و شركت در اربعين حسيني ابراز دوستي و عشق به اهل بيت (ع) از سوي اهل سنت و نيز تحكيم حلقه هاي وحدت ميان مسلمين است.
يكي از آنان گفته كه ما قصد داريم همراه با برادران شيعه ، پيام جهاني امام حسين (ع) را به جهانيان از همه ملت ها و اديان و مذاهب ابلاغ كنيم.
اربعين صحنه وصل همه است و به گفته برخي ها سفينه نجات امام حسين(ع) براي همه مسلمانان و حتي ساير اديان و مذاهب جا دارد.
هم اكنون مسيحيان و ايزدي ها در طول جاده بغداد - كربلا چندين خيمه پذيرايي و خدمت رساني برپا كرده اند و خدام الحسين شده اند.
پاپ فرانسیس: مسلمانان و مسیحیان برادرند
پاپ فرانسیس تحت تدابیر شدید امنیتی از مسجد جامع کودوکو در شهر بانگی (پایتخت) بازدید کرد.
وی در این بازدید در سخنانی مسلمانان و مسیحیان را برادر خواند و آن ها را به دوری از نفرت و خشونت دعوت کرد و گفت: هرکس که به خدا ایمان دارد باید صلح طلب باشد.
پاپ افزود: امروز باید به نفرت ، انتقام و خشونت به ویژه خشونتی که به اسم دین و خداوند صورت می گیرد، نه بگوییم.
آفریقای مرکزی از حدود 3 سال پیش و هم زمان با روی کار آمدن دولت اقلیت مسلمانان به صحنه حملات شبه نظامیان مسیحی علیه مسلمانان تبدیل شده است. با وجود کناره گیری این دولت، شبه نظامیان آنتی بالاکا هم چنان به حملات خود علیه اقلیت مسلمان ادامه داده اند.
اخلاص بسیجی خود عامل تحکیم جامعه در برابر توطئه وکارشکنی استکبار است
شیخ حسین بازماندگان، امام جمعه اهل سنت بندرپل با بیان اینکه از صدر اسلام افرادی مانند سلمان و بوذرها جانثارانه و بدون هیچ چشمداشتی در خدمت رهبر دینی فعالیت می نمودند، گفت:در صحنه پیروزی انقلاب و هشت سال دفاع مقدس این لشکریان مخلص خدا و جان برکفان از جان ومال خود مایه گذاشتند در زیر سایه ولی امر مسلمین حضرت امام راحل و هم اکنون با همراهی مقام عظمای ولایت معیت کامل دارند و گوش به فرمان حضرت امام خامنه ای(مدظلع العالی) هستند.
وی بسیج را سرمایه اصلی اسلام و مسلمین دانست و اظهار کرد: بسیج و بسیجی با خلوص نیت وارد میدان مقدس خدمت شده و اخلاص بسیجی خود عامل تحکیم جامعه در برابر توطئه وکارشکنی استکبار است.
بازماندگان افزود: بسیج از بطن جامعه و اقشار مختلف پدید می آید و این نشانه موفقیت جامعه درهمه عرصه ها است .
وی تصریح کرد: همانگونه که بسیج ظفرمندانه در طول هشت سال دفاع مقدس توانست در پشت خاکریزهای و جنگ نابرابر تحمیلی افتخار بیافریند و مانع نفوذ دشمن گردد در این جبهه جدید استکبار نیز با سلاح علم و دانش با اتکای بخدا و با رهبری علی گونه ی مقام معظم رهبری بسیج با اقتدار مانع نفوذ دشمن خواهد گردید و نقشه ی شوم دشمنان را به خودشان بر خواهد گرداند.
امام جمعه اهل سنت بندر پل با بیان اینکه دشمن قصد دارد از هر طریقی به کشور نفوذ پیدا بکنند، تصریح کرد: نفوذ در عرف سیاسی به معنای ورود و تخریب است و تخریب بخشی از هدف نفوذ دشمن است لذا بر بسیجیان در این مقطع حساس واجب است که آگاهانه در میدان حاضر باشند و به عامه مردم عواقب نفوذ دشمن را گوشزد نمایند.
ایشان تاکید کردند : در شرایط فعلی یکی از اصلی ترین راه های سد نفوذ ناکام گذاشتن دشمنان در حوزه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی است که باید بنیه اعتقادی و ذهنیت اجتماعی مردم به ویژه جوانان را تقویت شود.
اتحادیه جهانی علمای مسلمان دفاع از مسجد الاقصی را بر همه واجب دانست
”مرکز اطلاع رسانی فلسطین”، مروان ابو راس امروز شنبه در اظهاراتی در نخستین نشست علمای مسلمان که به همت هیات علمای فلسطین و اتحادیه جهانی علمای مسلمان در غزه برگزار شد، تصریح کرد که نام “اسرائیل”، ستاره پرچم آن، اسامی خیابان ها و شهرهای آن همگی بر این دلالت دارد که این رژیم بر پایه و اساسی دینی تاسیس شده است، پس مقابله با آن با مواضع سیاسی هرگز شدنی نیست.
ابو راس اظهار داشت که علمای مسلمان وظیفه سنگینی بر دوش دارند و دفاع از ملت فلسطین وظیفه دینی هر مسلمانی است و فلسطین تنها متعلق به فلسطینیان نیست بلکه متعق به همه امت اسلام است و مسجد الاقصی، قبله اول مسلمانان نیز در این سرزمین مقدس واقع شده است.
وی خوستار تشدید مبارزات و مقاومت ملت فلسطین در برابر دشمن صهیونیستی شد و از سراسر امت اسلامی و عربی خواست با مال و سلاح فلسطینیان را در این نبرد مقدس یاری کنند.
از سوی دیگر، دبیر کل اتحادیه جهانی علمای مسلمان در اظهاراتی از طریق ویدیو کنفرانس از قطر تصریح کرد که فلسطین مساله اصلی و مرکزی امت اسلام است و در صورت حل و فصل مساله فلسطین، تمامی بحران ها و مشکلات منطقه حل خواهد شد.
علی قره داغی خواستار کمک مالی و تسلیحاتی به مبارزان و مجاهدان فلسطینی به منظور دفاع از قبله نخست شد و تاکید کرد که مقاومت در برابر اشغالگران وظیفه شرعی و دینی تمامی مسلمانان است.
همچنین رئیس شورای عالی قضات فلسطین خاطر نشان کرد که امت اسلامی و عربی مادامی که جنایت های دشمن صهیونیستی علیه ملت فلسطین ادامه داشته باشد، رنگ آرامش و امنیت را به خود نخواهد دید.
شیخ حسن جوجو از امت اسلامی خواست با تمامی ابزارها و امکاناتی که در اختیار دارند به دفاع از فلسطین برخیزند. وی از علما نیز خواست برای آزادی فلسطین از اشغال صهیونیست ها نقش آفرینی کرده و مسلمانان را به دفاع از قبله نخست تشویق کنند.
در همین راستا، احمد عمری رئیس هیات علمای مسلمان در لبنان نیز در اظهاراتی از طریق ویدیو کنفرانس خواستار حمایت همه جانبه امت اسلامی و عربی از ملت فلسطین شد و متعهد شد که در راستای دفاع از پاسداران مسجد الاقصی، طرح ها و پروژه هایی را به مرحله اجرا بگذارند.
عبدالفتاح مورو رئیس جنبش نهضت تونس ضمن تقدیر از ثبات و پایداری مثال زدنی ساکنان قدس، تاکید کرد که قدس و فلسطین تنها قضیه امت اسلامی و عربی نیست، بلکه قضیه سراسر بشریت است.
همام سعید از رهبران اخوان المسلمین اردن نیز در سخنانی خطاب به فلسطینیان تاکید کرد: « شما انتفاضه سوم را به راه انداختید و این انتفاضه لرزه بر اندام اشغالگران انداخته است و اکنون صهیونیست ها دریافته اند که جایی در این سرزمین نخواهند داشت.»
سلمان ندی از علمای برجسته و سرشناس هند هم امت اسلام را به مسئولیت پذیری در قبال ملت فلسطین و دفاع از آنان در برابر اشغالگران صهیونیست دعوت کرد.
عبدالهادی اونج رئیس حزب اسلامی مالزی هم تاکید کرد که فلسطین سرزمین مسلمانان و پیامبران الهی است و ملت فلسطین به نیابت از تمامی مسلمانان در حال دفاع از مسجد مبارک الاقصی و دیگر مقدسات این سرزمین است.
از سوی دیگر، خیر مفید ابو عمشه رئیس هیات علمای فلسطین در خارج تصریح کرد که اشغالگران صهیونیست دو گزینه بیشتر پیش رو ندارند: یا اینکه از این سرزمین مقدس رخت بربندند و یا اینکه به دست مبارزان فلسطینی به هلاکت خواهند رسید.
ابو عمشه از تشکیلات خودگردان نیز خواست به جای همکاری با دشمن صهیونیستی از ملت خویش دفاع کند.
احمد رفاعی رئیس شورای اسلامی سوریه هم اظهار داشت که تمامی رنج و محنت های امت اسلامی و عربی به یک طرف و مصیبت فلسطین و مسجد الاقصی نیز به یک طرف. وی تاکید کرد که فلسطین مساله اصلی و محوری سراسر امت اسلامی و عربی است.
زینه عمرو یکی از پاسداران مسجد الاقصی نیز خواستار نقش آفرینی علمای اسلام در خصوص دفاع از مسجد الاقصی و بانوان فلسطینی در برابر جنایت ها و تجاوزات رژیم اشغالگر قدس شد.































