emamian

emamian

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

به ملّت عزیز ایران سلام عرض میکنم. این روزها، روزهای مربوط به بسیج است. من یکی دو نکته درباره‌ی مسئله‌ی بسیج میخواستم عرض بکنم؛ مایل بودم در جمع بسیجیان این را بگویم که متأسّفانه توفیق پیدا نکردم، و حالا آن را با ملّت عزیز ایران در میان میگذارم. یکی دو مطلب هم درباره‌ی مسائل غرب آسیا و مسائل خودمان عرض خواهم کرد.

نکته‌ی اوّلی که درباره‌ی بسیج میخواهم مطرح کنم، این است که چرا مسئولین کشور مقیّدند که همه‌ساله این ایّام را به یاد بسیج باشند و بزرگداشت بسیج و تمجید از بسیج را برنامه قرار بدهند؟ علّت چیست؟ جواب این سؤال این است که بسیج باید در نسلهای پی‌درپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملّی است. انگیزه‌های بسیج، هم انگیزه‌های خدایی است، هم انگیزه‌های وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفْس است. امروز بحمدالله بسیج با این خصوصیّات در همه‌جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعه‌ی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است؛ این را نباید از دست داد؛ این ثروت بایستی نسل‌به‌نسل در کشور باقی بماند. در همه‌جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است؛ بخصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکش‌های بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان «جبهه‌ی مقاومت» پدید آورده، نیاز کشوری مثل کشور ما با این خصوصیّات به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است.

دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزی‌ها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ [یعنی] عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما می‌بینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی ــ کشورهای اروپا و حتّی خود آمریکا ــ به نفع مقاومت شعار میدهند؛ به نفع مقاومت غزّه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، امروز بتدریج در بخش عظیمی از دنیا گسترش پیدا کرده؛ این لازم است؛ این باید وجود داشته باشد.

این جریان مبارک، این جریان بسیج، [این] جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند؛ بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءالله قوی‌تر و کامل‌تر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل، از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده‌به‌کار کشور، آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشت‌گرمی خواهند کرد؛ احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند. این نکته‌ی اوّل.

نکته‌ی دوّم درباره‌ی شناسه‌ی بسیج است؛ بسیج یعنی چه؟ بسیج چیست؟ این خیلی چیز مهمّی است. بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ این چهره، [هم] چهره‌ی باصلابتی است، [هم] چهره‌ی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، به معنای واقعی کلمه دشمن‌شکن و قوی است؛ آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید؛ این، آن چهره‌ی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی [از آن] است؛ لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که خیلی مهم است برای کشور؛ هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده‌به‌کار و پُرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است که عقبه‌ی این چهره‌ی آشکار بسیج و چهره‌ی سازمانی است. کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعّالند، پُرتلاشند، پُرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه‌جا، همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همّت، با امید مشغول کار هستند، در واقع اجزای این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعّم به وجود آنها است. چنین مجموعه‌ای که امروز بحمدالله وجود دارد و باید ادامه پیدا کند، میتواند در مقابل نقشه‌ی دشمن بِایستد، با کار جهادی خود نقشه‌ی دشمن را خنثی کند؛ چه در زمینه‌ی مسائل نظامی، چه در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، چه در زمینه‌ی تولید، چه در زمینه‌ی تولید علم، چه در زمینه‌ی پیشرفتهای فنّاوری و امثال اینها.

دانشمندانی که در این جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسیدند، همه بسیجی بودند؛ اینها درواقع کار بسیج را میکردند؛ رسماً عضو سازمان بسیج نبودند امّا واقعاً جزو بسیج بودند و آنها را باید یک بسیجی خالص و ارزشمند دانست. سازندگان ابزارهای نظامی، بسیجی‌اند؛ آن که موشک را یا دیگر ابزارهای نظامی را طرّاحی میکند، آن که میسازد، آن که پرتاب میکند، آن که ده‌ها خدمات پیرامونی آنها را انجام میدهد، همه‌ی اینها بسیجی هستند؛ با اینکه عضو سازمان بسیج هم نیستند امّا به معنای واقعی کلمه بسیجی‌اند. آن کسی که صاحب منطق محکم و بیان رسا و زبان گویا است و در مقابل شبهه‌های دشمن، شبهه‌پراکنی‌ها، وسوسه‌ها، می‌ایستد و حرف میزند و مسائل را تبیین میکند، بسیجی است. آن پزشک یا پرستار فداکاری که در ایّام جنگ بیمارستان را رها نمیکند و به مجروحان رسیدگی میکند، یک بسیجی است. آن قهرمان ورزشی که در میدانهای بین‌المللی در مقابل چشم میلیون‌ها انسان به خدای خود، به دین خود، به ملّت خود، به کشور خود ابراز ارادت میکند، یک بسیجی است. در واقع بسیجی به معنای وسیع کلمه شامل همه‌ی اینها هست. بسیج همگانی‌ای که امام در پی آن بود، یک چنین بسیجی است که وجود دارد و امام افتخار میکرد که خودش بسیجی است.(۱)

این بسیج متعلّق به قشر خاصّی نبود و نیست و همه‌ی اقوام، همه‌ی اشخاص گوناگون، همه‌ی اصناف، همه‌ی قشرهای کشور جزو این بسیجند. نتیجه‌ای که من از این بیان میگیرم، این است که برای افزایش قدرت ملّی باید بسیج را قدر دانست، باید بسیج را تقویت کرد، باید بسیج را به نسلهای بعدی منتقل کرد که همه بتوانند از برکات بسیج استفاده کنند و توصیه‌ی من به دستگاه‌های دولتی همیشه این بوده که بسیجی عمل کنند، کار و وظایفشان را بسیجی انجام بدهند؛ به معنای واقعی کلمه بایستی بسیجی عمل بکنند؛ یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت. این راجع به مسائل مربوط به بسیج.

امّا دو سه نکته درباره‌ی مسائل منطقه که شما هر روز بخشی از اخبارِ آنها را در تلویزیون‌ها می‌شنوید و می‌بینید، عرض میکنم.

نکته‌ی اوّل این است که ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ کدام از هدفهای خودشان نرسیدند. بنا به قولی، رژیم صهیونی بیست سال برای این جنگ برنامه‌ریزی و آماده‌سازی کرده بود؛ بعضی این‌جور نقل کردند. بیست سال برنامه‌ریزی برای اینکه یک جنگی در ایران رخ بدهد و مردم تحریک بشوند و با آنها همراهی کنند و با نظام بجنگند؛ برای این برنامه‌ریزی شده بود. [امّا] دست خالی برگشتند؛ قضیّه بعکس شد و ناکام شدند و حتّی کسانی هم که با نظام زاویه داشتند، در کنار نظام قرار گرفتند؛ یک اتّحاد عمومی در کشور به وجود آمد که باید این را قدر دانست و نگه داشت. بله ما خسارتهایی دیدیم، جانهای عزیزی از دست ما رفتند، در این تردیدی نیست؛ خب این طبیعت جنگ است؛ در آیه‌ی شریفه‌ی قرآن [میفرماید:] «فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون»؛(۲) در طبیعت جنگ همین هست لکن جمهوری اسلامی نشان داد که کانون «اراده» و «قدرت» است؛ میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بِایستد و از های‌وهوی این و آن واهمه نکند. خسارتهای مادّی‌ای که بر دشمن وارد شد، بسیار بیشتر بود از خسارتهای مادّی‌ای که بر کشور ما وارد شد؛ ما هم البتّه خسارت دیدیم امّا او که حمله را شروع کرد، بیشتر از ما خسارت دید.

مطلب دوّم اینکه در این جنگ دوازده‌روزه، آمریکا بشدّت ضرر کرد؛ آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد: از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد امّا نتوانست به آنچه میخواهد برسد. او میخواست ملّت ایران را فریب بدهد، ملّت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیّه بعکس شد؛ همان‌طور که گفتم اتّحاد ملّت ایران در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.

در این فاجعه‌ی غزّه که امروز یکی از مهم‌ترین فجایع تاریخ منطقه‌ی ما است، رژیم صهیونی بشدّت بی‌آبرو و بدنام شد و آمریکا هم در این بدنامی و بی‌آبرویی در کنار آن رژیمِ غاصب و ظالم قرار گرفت و او هم بی‌آبرو شد، او هم بشدّت لطمه دید. مردم دنیا میدانند که اگر آمریکا نبود، رژیم صهیونیستی قادر به این‌همه فاجعه‌آفرینی نبود. امروز منفورترینِ انسانهای دنیا رئیس دولت صهیونی(۳) است؛ امروز منفورترین انسان دنیا او است و منفورترین سازمان و باندِ حاکم در دنیا رژیم صهیونی است و آمریکا هم در این جهت، در کنار او است و از منفوریّت او به آمریکا هم حتماً سرایت کرده.

دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف عالم هم یکی از عواملی است که روزبه‌روز آمریکا را در دنیا بیشتر منزوی میکند؛ ولو حالا رؤسای بعضی از کشورها تملّق او را بگویند امّا در میان ملّتها، روزبه‌روز آمریکا را منفورتر میکند. هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است؛ اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پُرخسارت اوکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید. این رئیس[جمهور] کنونی آمریکا میگفت که سه‌روزه قضیّه را حل خواهد کرد؛ الان بعد از یک سال، یک طرح بیست‌وهشت‌مادّه‌ای را دارد بِزور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش او را وارد جنگ کرده. و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه[‌ی باختری] و غزّه هم که همه‌ی دنیا شاهد وضع آن هستند، همه‌ با پشت‌گرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد. حالا البتّه شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه‌ی فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده؛ دروغ محض که چنین چیزی حتماً وجود نداشت.

آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت میکنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت میکنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز این جنگ‌افروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛(۴) و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد.

و امّا چند جمله هم به عنوان نصحیت به فرزندان خودم، به ملّت عزیز ایران عرض بکنم:

در برابر دشمن، همه با هم باشید. در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف اختلافاتی وجود دارد، اختلافاتی هست، باشد؛ لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده‌روزه همه در کنار هم قرار بگیریم؛ این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملّی کشور عزیزمان است.

توصیه‌ی بعدی: از رئیس‌جمهور محترم(۵) و دولت خدمتگزار حمایت کنیم. کارهای خوبی را شروع کرده‌اند؛ بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمه‌کاره مانده بود، ادامه دادند؛ این کارها دارد انجام میگیرد و ان‌شاءالله نتایج این کارها را مردم بعدها خواهند دید. بایستی از دولت حمایت کرد؛ دولت بار سنگینی بر دوش دارد؛ اداره‌ی کشور کار آسانی نیست، کار سختی است و این بر عهده‌ی دولت است.

توصیه‌ی بعدی: همه‌ی ما‌ از اسراف اجتناب کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در خوراکی‌ها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهم‌ترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانواده‌ها اسراف در اینها است؛ و اگر اسراف نباشد، در واقع اگر دور ریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.

و آخرین توصیه‌ی من: ارتباط با خدا را بیشتر کنید؛ برای باران، برای امنیّت، برای عافیت، برای همه‌چیز از خدای متعال کمک بخواهید؛ با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، متضرّعانه به درگاه خدا بروید؛ ان‌شاءالله خدای متعال اسباب اصلاح همه‌ی امور را فراهم خواهد کرد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
 
 صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۱۹۴؛ پیام به ملّت ایران و بسیجیان (۱۳۶۷/۹/۲)
سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۱۱؛ «... همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته می‌شوند ...»
 بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی)
اشاره به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا برای در اختیار گرفتن نفت ونزوئلا
آقای دکتر مسعود پزشکیان
بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

این جلسه به مناسبت سیزدهم آبان تشکیل شده است. البتّه تبعید امام (رضوان الله علیه) در سال ۴۳ و کشتار دانش‌آموزان در سال ۵۷ در همین روز اتّفاق افتاده لکن قضیّه‌ی مهم و آنچه تاریخ‌ساز است برای ما، مسئله‌ی تسخیر لانه‌ی جاسوسی است. این جلسه را من صرف میکنم برای تبیین این مسئله؛ لکن قبل از آنکه وارد این صحبت بشویم، چون نام مبارک حضرت زینب (سلام الله علیها) آورده شد و نام مبارک حضرت زهرا (سلام الله علیها) آورده شد، مناسب میدانم به شما جوانها عرض کنم که به نام و یاد قلبی اکتفا نکنید، عملاً به معنای شیعه‌ی واقعی دنبال اینها باشید. اوّلین قدم عبارت است از نحوه‌ی حضور این دو بزرگوار و سایر معصومین در مقابل خدای متعال.‌ هر جا هستید، مجموعه‌ی دُوروبَر خودتان را تشویق کنید به اینکه نماز را آن‌چنان که مطلوب بندگان صالح خدا است انجام بدهند. به دختران عزیزم، خانمهای حاضر در جلسه، عرض میکنم توجّه بدهید کسانی را که در پیرامون شما هستند که مسئله‌ی حجاب را یک مسئله‌ی دینی و اسلامی و زهرائی و زینبی بدانند. به همه سفارش میکنم که اُنس با قرآن را فراموش نکنید. بارها گفته‌ام؛ قرآن را هر روز بخوانید، ولو نیم صفحه از هر جای قرآن؛ قرآن را باز کنید، نیم صفحه قرآن بخوانید، یک صفحه قرآن بخوانید، هر چقدر رغبت و میل دارید بخوانید. ارتباطتان با معنویّات را حفظ کنید. جوان ما، در این روزگار پُرمسئله، آن وقتی میتواند به معنای واقعی کلمه «مرگ بر آمریکا» بگوید که از لحاظ درونی، از لحاظ دینی، از لحاظ اعتقاد و اتّکاء به خدای متعال و قدرت الهی قوی باشد. آن جوانی میتواند در مقابل سطوت(۱) و قدرت و تشر فرعون‌های زمان بِایستد که دلش با خدا باشد، با خدا مرتبط باشد. این [ارتباط] را حفظ کنید. این مجموعه‌ی جوانی که اینجا هستید، این چند هزار نفر جوان، همه‌ی شما و جوانهای کشور اگر چنانچه به این نکته توجّه کنید، به نظر من، ما پیشرفتهای بیشتر و بهتری، هم در امر دنیایمان، هم در امر اداره‌ی کشورمان، هم در امر مقابله‌ی با دشمنانمان خواهیم داشت.

و امّا سیزدهم آبان. حادثه‌ی سیزدهم آبان و تسخیر سفارت آمریکا به وسیله‌ی دانشجویان را از دو زاویه میشود نگاه کرد: یکی از زاویه‌ی تاریخی، و دیگری از زاویه‌ی هویّتی. یک حادثه‌ای است که اتّفاق افتاده، میخواهیم این حادثه را درست بفهمیم، درک کنیم. از نظر تاریخی، بدون شک، در تاریخ آینده‌ی کشور، این روز یک روز افتخار و پیروزی برای ملّت خواهد بود، بدون تردید؛ روزی است که جوانهای ما در مقابل قدرتی که سیاستمداران عالم از آن قدرت میترسیدند، جرئت کردند، نترسیدند، به سفارت او تهاجم کردند به استدلالی، با یک دلیلی، به یک علّتی که حالا من شرح خواهم داد. روز افتخار است، روز پیروزی است. ما در تاریخ خودمان روزهای پیروزی داشته‌ایم، روزهای ضعف و اضمحلال هم داشته‌ایم که هر دو را باید به یاد داشت. تاریخ خودمان که میگویم، منظورم تاریخ هزارساله و دوهزارساله نیست. از دورانی که استعمار به وجود آمد و استعمار و استکبار در دنیا رایج شد، کشور ما هم برکنار نماند، و حوادثی در کشور به وجود آمد؛ بعضی از این حوادث، حوادث مهم، پیروزمندانه، قدرت‌نمایانه است برای ملّت ایران، بعضی از این حوادث هم حوادث تلخی است که من حالا اشاره خواهم کرد.

هم حوادث شیرین را باید در ذهن نگه داریم، تکرار کنیم، در حافظه‌ی ملّی خودمان محفوظ بداریم، هم مسائل و حوادث تلخ را باید نگه داریم. روزهای اوج را، روزهای شیرین را وقتی به یاد می‌آوریم، اعتماد به‌ نفْس پیدا میکنیم، احساس قدرت و توانمندی میکنیم. مثلاً فرض بفرمایید که ماجرای خنثی‌سازی قرارداد استعماری تنباکو یک اتّفاق مهمّی است در کشور که به وسیله‌ی میرزای شیرازی انجام گرفت؛ این حادثه را ما وقتی که در یاد داشته باشیم، احساس توانایی میکنیم، میفهمیم که ملّت ما میتواند بر قدرت بزرگی مثل انگلیسِ آن روز ــ آن روز انگلیس از همه‌ی قدرتهای دنیا بزرگ‌تر بود و قو‌ی‌تر بود ــ فائق بیاید. یا لغو قرارداد وثوق‌الدّوله؛ قرارداد وثوق‌الدّوله هم یک قراردادی بود که همه‌چیز کشور را دست انگلیس‌ها میداد. چند نفر از سران سیاستمدار کشور رشوه گرفتند و این قرارداد با انگلیس‌ها را امضا کردند. مرحوم سیّدحسن مدرّس و یارانش تلاش کردند، این را باطل کردند. خب، روز ابطال این قرارداد، یک روز شیرینی است؛ برنامه‌ریزی‌های انگلیسی‌ها را باطل کردند.

خب، ضبط این روزها در حافظه‌ی ملّی کار لازمی است. حالا ممکن است شما این حوادث را درست نشناسید؛ ممکن است شما جوانهای عزیز، حادثه‌ی وثوق‌الدّوله یا حادثه‌ی [فتوای تحریم] تنباکوی میرزای شیرازی را درست ندانید که قضیّه چیست؛ من توصیه‌ی مؤکّد میکنم جمعهای دانشجویی، جمعهای دانش‌آموزی، جمعهای بسیجی، جمعهای اهل کتاب، بنشینند اینها را مطالعه کنند، بحث کنند، بدانند که در کشور چه اتّفاقی افتاده. این توصیه‌ی مؤکّد من به همه‌ی شماها است.

خب، گفتیم که ضبط وقایع اوج، وقایع شیرین، وقایع پیشرفت و پیروزی را باید به خاطر این نگه داریم؛ وقایع تلخ را هم بایستی در ذهنمان نگه داریم و فراموش نکنیم؛ چرا؟ برای اینکه مراقب باشیم آن وقایع در زندگی ما تکرار نشود. وقایع تلخ مثل چه چیزی؟ مثل کودتای سال ۱۲۹۹ به وسیله‌ی رضاخان؛ یک کودتایی انجام گرفت؛ [یعنی] انگلیس‌ها به وسیله‌ی رضاخان در ایران کودتا کردند، آن کودتا بعد از سه چهار سال منتهی شد به پادشاهی پهلوی و این فجایع و این سختی‌ها و این استبداد و دیکتاتوری بی‌نظیر در کشور و تسلّط خارجی بر کشور؛ خب روز تلخی بود. حواسمان باشد، یادمان باشد، بلد باشیم، بفهمیم که آن روز چه اتّفاقی افتاد، چه مقدّماتی را فراهم کردند که به این اتّفاق منتهی شد. اینها را هم باید ضبط کنیم و نگه داریم.

خب، سیزدهم آبان از نگاه تاریخی یک چنین روزی است؛ سیزدهم آبان روزی است که دانشجوهای ما رفتند سفارت آمریکا را تسخیر کردند؛ یکی از روزهایی است که در تاریخ ما، در حافظه‌ی ملّی ما باید بماند؛ باید فراموش نشود، باید مردم ما همه از آن مطّلع باشند. خوشبختانه منابع اطّلاع هم در کشور وجود دارد؛ خیلی از مسائلِ آن روز را میتوان درون کتابهای مختلف و کتابهایی که ویژه‌ی این مسئله نوشته شده، خواند و فراگرفت. این از لحاظ تاریخی.

امّا از جنبه‌ی هویّتی، که این مهم‌تر است. تسخیر سفارت، هویّتِ حقیقی دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا را روشن کرد، هویّت واقعی و ذاتی نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی را هم روشن کرد و مشخّص کرد؛ تأثیر هویّتی این حادثه این است. البتّه ما ایرانی‌ها ذات استکباری آمریکا را می‌شناختیم؛ این‌جور نبود که ندانیم آمریکا چه‌کاره است ــ من حالا بعد توضیح میدهم ــ لکن این حادثه برای ما این قضیّه را بیشتر روشن کرد. دلم میخواهد شما جوانهای عزیز تا عمقِ مسئله را درک کنید؛ بادقّت توجّه کنید.

من اوّل «استکبار» را معنا کنم. «استکبار» یعنی چه؟ [وقتی] میگوییم «استکبار جهانی»، «استکبار» یعنی چه؟ کلمه‌ی «استکبار» یک کلمه‌ی قرآنی است، در قرآن به کار رفته. آن‌طور که شمرده‌اند و به من گفته‌اند، کلمه‌ی «استکبار» و مشتقّاتش در حدود پنجاه مرتبه در قرآن تکرار شده. «استکبار» یعنی خودبرتربینی؛ این معنای «استکبار» است؛ [یعنی] یک دولت، یک انسان، یک مجموعه، حالت خودبرتربینی داشته باشد. البتّه [این] صفت بدی است، لکن موجب دشمنی نمیشود. اوّلین مستکبر هم ابلیس بود که وقتی خدای متعال گفت میخواهد آدم را خلق کند، این گفت من برتر از آدم هستم، سجده نمیکنم به آدم و لعنت الهی تا ابد، دامن او را گرفت. «استکبار» یعنی خودبرتربینی؛ منتها خودبرتربینی دو جور است: یک وقت هست که یک نفری یا یک دولتی خودش را برتر از دیگران میداند، امّا کاری به دیگران ندارد؛ این هم صفت خوبی نیست، استکبار بد است، خودبرتربینی چیز خوبی نیست لکن دشمنی و خصومت ایجاد نمیکند، صرفاً بد است؛ امّا یک وقت هست که نه، یک دولتی، یک انسانی، یک مجموعه‌ای، یک قلدری خودش را برتر از دیگران میداند و به خودش حق میدهد که به دیگران تنه بزند، به منافع حیاتی دیگران دست‌درازی کند، درباره‌ی دیگران تکلیف معیّن کند؛ استکبار به این صورت بد است. یک دولتی ــ فرض بفرمایید در یک دوره دولت انگلیس بود، امروز آمریکا ــ به خودش حق میدهد که در فلان کشور که یک دولتِ قوی‌ای ندارد، مردمِ هوشیاری ندارد، مثلاً ده پایگاه نظامی ایجاد کند، برای خودش امکانات فراهم کند، نفتشان را ببرد، منافعشان را ببرد، منابع زیرزمینی‌شان را غارت کند؛ این استکبار است؛ استکباری که ما با آن بدیم، استکباری که درباره‌اش حرف میزنیم، استکباری که علیه آن شعار میدهیم، این است.

خب، کشور ما مواجه شد با استکبار دولت آمریکا. تا قبل از جنگ جهانی دوّم، دولت آمریکا یک دولتی که متعرّضِ این و آن باشد نبود؛ بعد از جنگ جهانی دوّم، دولت آمریکا شد یک دولت مستکبر به همین معنایی که گفتیم؛ همه‌جا تصرّف کند، همه‌جا دست بزند، همه‌جا وارد بشود و هر جا منافعش ایجاب میکند، با هر وسیله‌ای، گاهی با خشم و با اخم، گاهی با لبخند، گاهی با زور، گاهی با رشوه، منافع خودش را غلبه بدهد بر منافع ملّتها. خب، این وضع آمریکا است. این، اتّفاقاً در این دوره ــ در این دوره‌ای که محلّ بحث ما است، زمان سال ۵۶ و ۵۷ و آن وقت‌ها ــ با وقوع انقلاب در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفت. البتّه ما ایرانی‌ها سابقه‌ی آمریکا را داشتیم؛ یعنی این‌جور نبود که خوی استکباری آمریکا را نشناخته باشیم؛ چرا، ما آمریکا را از بیست‌وهشتم مرداد شناخته بودیم.

بیست‌وهشتم مرداد حادثه‌ی مهمّی است. ببینید، من یک جمله در باب بیست‌وهشتم مرداد بگویم؛ هنوز خیلی‌ها اهمّیّت کودتای بیست‌وهشتم مرداد و ضربه‌ای را که به ایران زد، نمیدانند، توجّه ندارند؛ فقط اسم بیست‌وهشتم مرداد را میدانند [که] یک کودتایی انجام گرفت. کشور ما از بعد از مشروطه تا حدود چهل سال، یا دچار هرج‌ومرج و آشفتگی بود یا دچار دست‌اندازی دولتهای بیگانه بود و یا دچار استبداد و دیکتاتوری خشن و بی‌رحم رضاخان بود؛ تقریباً حدود ۴۲ سال؛ یعنی ملّت ایران در طول این چند ده سال در یک‌ چنین وضعی زندگی میکردند. در سال حدود ۲۸ و ۲۹ قضایایی در کشور پیشامد کرد و لطف خدا هم کمک کرد، یک دولت ملّی‌ای برای اوّلین بار در کشور به وجود آمد که دولت مصدّق بود؛ دولت ملّی بود. دولت ملّی تشکیل شد، در مقابل انگلیس‌ها ایستاد ــ انگلیس آن وقت در واقع پادشاه جهان بود؛ از همه‌ی قدرتها برتر و قوی‌تر و بزرگ‌تر بود ــ نفت کشور که تقریباً شبیه مفت در اختیار انگلیس‌ها قرار داشت، این نفت را از انگلیس‌ها گرفت و به تعبیر آن روز «ملّی» کرد، یعنی در اختیار دولت خودمان قرار داد، و یک دولت ملّی در کشور تشکیل شد.

از سال ۲۹ تا سال ۳۲، این سه سال، توطئه‌های انگلیس و همراهانش خیلی فشار آوردند روی این دولت که این دولت را از کار بیندازند. مصدّق یک ساده‌اندیشی انجام داد، یک غفلت انجام داد؛ برای اینکه بتواند خودش را از شرّ انگلیس رها کند، رفت سراغ آمریکایی‌ها، از آمریکایی‌ها کمک خواست. آمریکایی‌ها هم به او لبخند زدند. البتّه سابقه‌ی اصل چهارم ترومن و مانند این چیزها هم بود که فکر میکرد که آمریکا به او کمک خواهد کرد. آمریکایی‌ها به مصدّق لبخند زدند امّا در پشت، با غفلت مصدّق و عدم توجّه او، با انگلیس‌ها همدست شدند، یک کودتایی به راه انداختند و دولتی را که بعد از چهل سال در کشور تشکیل شده بود و ملّی بود، ساقط کردند، مجدّداً شاه را که از کشور فرار کرده بود برگرداندند. این ضربه‌ی سختی به ملّت ایران بود. بیست‌وهشتم مرداد یعنی این؛ یعنی یک دولت انتخاب‌شده‌ی به وسیله‌ی مردم را که نمیخواست در اختیار انگلیس و استعمار خارجی قرار بگیرد و [میخواست] یک دولت ملّی باشد، این دولت را، آمریکایی‌ها با انواع و اقسام حیله‌ها ساقط کردند، از بین بردند؛ آمریکایی‌ها ضربه‌ی سختی به ملّت ایران زدند. این [قضیّه‌ی] بیست‌وهشتم مرداد است. ملّت ایران از آن وقت آمریکا را می‌شناخت؛ میدانست که آمریکا چه موجود خطرناکی است برای کشور. بنابراین ما آمریکا را از بیست‌وهشتم مرداد می‌شناختیم، برای ما جدید نبود. یعنی این را میخواهم بگویم که بعد از آنکه کودتا شد و محمّدرضای فراری را به کشور برگرداندند، و ۲۵ سال آن دیکتاتوری خشن و سخت و سخت‌گیر به مردم [بود]، در همه‌ی اینها، آمریکا کمک‌کار محمّدرضا بود، پشتیبان او بود، مایه‌ی دلگرمی او بود.

حالا، این دشمن حقیقی ملّت ایران اینجا سفارت دارد؛ دشمن حقیقی ملّت ایران. انقلاب که شد، اوّلین مخالفت با انقلاب را آمریکایی‌ها کردند. در سنای آمریکا، یک مصوّبه‌ای علیه ملّت ایران و علیه انقلاب تصویب کردند.(۲) بعد هم محمّدرضا را به آمریکا راه دادند؛ او را به عنوان اینکه برای معالجه رفته، در یک بیمارستان ساکن کردند امّا دستگاه‌های سیاسی و امنیّتی، ارتباطاتشان با او برقرار بود. ملّت ایران این را فهمید، مردم عصبانی شدند؛ در خیابانها علیه آمریکا تظاهرات راه افتاد. چرا؟ چون حس کردند که قرار است قضیّه‌ی بیست‌وهشتم مرداد تکرار بشود؛ حس کردند که این بردنِ محمّدرضا به آنجا، مقدّمه‌ی آوردنِ دوباره‌ی او به ایران است، با انواع روشهایی که آمریکایی‌ها دارند.

مردم عصبانی شدند، در خیابانها راه افتادند، تظاهرات کردند؛ یک بخشی از این تظاهرات هم حرکت دانشجوها بود که وارد سفارت شدند و سفارت را تصرّف کردند. [البتّه] نمیخواستند در سفارت بمانند؛ این را همه توجّه داشته باشند؛ دانشجوها قصد ماندن در سفارت نداشتند؛ فقط  میخواستند همین‌قدر به دنیا منعکس بشود که ملّت ایران چقدر عصبانی است از اینکه شاه را به آمریکا راه داده‌اند؛ فقط این بود. میخواستند بروند دو سه روز بمانند و بیرون بیایند؛ تصمیم دانشجوها این بود. بعد که رفتند داخل سفارت، اسنادی را آنجا پیدا کردند که دیدند قضیّه خیلی عمیق‌تر از این حرفها است؛ قضیّه، قضیّه‌ی یک مصوّبه‌ی مجلس سنای آمریکا نیست؛ سفارت، مرکز توطئه و نقشه‌پردازی و نقشه‌کشی برای به هم زدن انقلاب است؛ یعنی مشغول توطئه هستند تا نقشه‌هایشان [را عملی کنند]. سفارت، دیگر سفارت نبود. خب همه‌ی سفارتها مرکز اطّلاعات دارند و اطّلاعات کشور را ــ آن کشوری که این سفارت در آنجا متوقّف است ــ جمع میکنند، به کشور خودشان میفرستد؛ این اشکالی ندارد. مسئله‌ی سفارت آمریکا این نبود؛ مسئله‌ی سفارت آمریکا این بود که اتاق توطئه‌ی علیه انقلاب بود: افراد را ببینند، افراد را تحریک کنند، تشکیلات به وجود بیاورند، از ناراضی‌های بازمانده‌ی از رژیم قبل استفاده کنند و ارتش را اگر بتوانند، دُور هم جمع کنند، علیه انقلاب اقدام کنند. [دانشجویان] این را فهمیدند؛ وقتی که این را فهمیدند، آن وقت در سفارت ماندند.

اینکه حالا ما بگوییم که «سفارت را چرا گرفتند؟ مشکل ما با آمریکا از اینجا به وجود آمد»، این به نظر من حرف دقیقی نیست. اوّلاً مشکل ما با آمریکا از قضیّه‌ی سیزدهم آبان به وجود نیامد، از بیست‌وهشتم مرداد به وجود آمد؛ مخالفت ملّت ایران با آمریکا مال آن وقت است؛ ثانیاً سیزدهم آبان، در واقع، کشف یک توطئه و یک خطر بزرگ برای انقلاب بود که دانشجوها این کار را کردند؛ دستشان درد نکند! با زحمت زیاد توانستند اسناد را جمع کنند و این اسناد را که داخلِ ماشینِ خردکن ریخته بودند، کنار هم بگذارند تا بفهمند که در سفارت چه میگذرد.

آمریکا انقلاب را تحمّل نمیکرد، [چرا که] انقلاب یک طعمه‌ی شیرین را از گلوی آمریکا بیرون کشیده بود. یک طعمه‌ی بی‌نظیر در اختیار آمریکا بود؛ ایران، یکپارچه تحت سلطه‌ی آمریکا و تحت قدرت آمریکا بود؛ نفتش را میبردند، منافع زیرزمینی‌اش را میبردند، امکاناتش را میبردند، پولش را میبردند، جنس مورد نظر خودشان را با هر قیمتی که دوست داشتند، به حساب ایران میفروختند؛ یک چنین وضعی بود، حالا این از دست آمریکا گرفته شده بود. انقلاب مقابل آمریکا ایستاد. [آمریکایی‌ها] حاضر نبودند به این آسانی دست بکشند، لذا توطئه‌ها شروع شد و آمریکا از اوّل انقلاب تحریکات خودش را علیه ملّت ایران شروع کرد؛ علیه ملّت ایران، نه‌فقط علیه جمهوری اسلامی؛ علیه ملّت شروع کرد. قطع رابطه را شروع کرد ــ قطع رابطه اوّل از سوی آمریکا شد ــ بعد تحریم را شروع کرد، بعد کارهای گوناگون، پشت سر هم. واقعاً هر کسی که بداند یعنی در یاد نگه دارد و فراموش نکند که آمریکا در این سالها چه کارهایی را انجام داده، به حقّانیّت فرمایش امام که «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید»(۳) پی میبرد.

دشمنی آمریکا با ایران، فقط دشمنی زبانی نبود، صرفاً تحریم هم نبود؛ دشمنیِ عملی بود. آمریکایی‌ها تا توانستند، تا آن جایی که دستشان میرسید، علیه جمهوری اسلامی توطئه کردند؛ هر چه توانستند به دشمنان ذاتی جمهوری اسلامی کمک کنند، کمک کردند؛ هر چه توانستند به منافع ملّت ایران ضربه بزنند، ضربه زدند. ذات استکباری آمریکا با ذات استقلال‌طلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود. من این را میخواهم بگویم: اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است. آمریکا وقتی بتواند، هواپیمای مسافری ایران را با سیصد مسافر ساقط میکند در دریا؛(۴) وقتی بتواند، کسی مثل صدّام را وادار میکند به حمله‌ی به ایران و انواع کمکها را به او میکند؛ وقتی بتواند، حمله‌ی مستقیم هم به کشور میکند؛ وقتی بتواند، انواع و اقسام کارهای تبلیغاتی را علیه جمهوری اسلامی انجام میدهد؛ وقتی بتواند، همه‌کار میکند. این وضع مقابله و مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با آمریکا است.

بعضی‌ها تاریخ را وارونه مینویسند؛ اختلاف بین جمهوری اسلامی و بین آمریکا را از ناحیه‌ی همین مرگ بر آمریکای شما میدانند! این ساده‌لوحی است که کسی خیال کند که چون یک ملّتی شعار میدهد «مرگ بر آمریکا»، بنابراین آن دشمن هم مثلاً این‌جور دشمنی میکند؛ نه، شعار «مرگ بر آمریکا» آن‌چنان مسئله‌ی مهمّی نیست که آمریکایی‌ها به خاطر آن با ایران مخالفت کنند، مقابله کنند، معارضه کنند؛ مسئله، مسئله‌ی اختلاف ذاتی است، ناسازگاری ذاتی است؛ مسئله، مسئله‌ی تقابل منافع دو جریان است: جریان آمریکا و جریان جمهوری اسلامی.

بعضی میپرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛ آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلاً با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟ جوابش این است که اوّلاً ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمیکند؛ این را همه‌ی رؤسای جمهور آمریکا میخواستند ولی به زبان نمی‌آوردند؛ این رئیس‌جمهور فعلی(۵) به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد. تسلیم شدن یک ملّت، آن هم ملّتی مثل ایران، با این‌همه توانایی، با این‌همه ثروت، با این سابقه‌ی فکری و معرفتی، با این‌همه جوان هشیار و پُرانگیزه، چه معنا دارد؟

ما حالا آینده‌ی دور را نمیتوانیم حدس بزنیم لکن این را همه بدانند که در حال حاضر علاج خیلی از مشکلات «قوی شدن» است؛ کشور را باید قوی کرد. دولت در بخشهای مختلفِ مربوط به خودش کار را با قوّت انجام بدهد؛ نیروهای نظامی کار خودشان را با قوّت انجام بدهند؛ جوانها تحصیل و پیشرفت علمی را با قوّت انجام بدهند. اگر چنانچه کشور قوی بشود و دشمن احساس کند که با برخورد با این ملّت قوی، سود نخواهد برد و ضرر خواهد دید، قطعاً کشور مصونیّت پیدا میکند؛ بدون تردید. قوّت نظامی لازم است، قوّت علمی لازم است، قوّت مدیریّت کشوری لازم است؛ این کارها باید انجام بگیرد. قوّت انگیزه‌ی شما جوانها هم لازم است؛ یعنی این انگیزه را از دست ندهید، این روحیه را از دست ندهید.

آمریکایی‌ها میگویند ــ البتّه گاهی، همیشه نه ــ که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛ همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست. آمریکا به رژیم ملعون صهیونی با این وضعی که در این اواخر همه‌ی دنیا دیدند، همه‌ی دنیا فهمیدند، همه‌ی دنیا محکوم کردند، کمک میکند؛ آمریکا پشتیبانی میکند، آمریکا حمایت میکند؛ با این وضع، همراهی با ایران معنی ندارد، قابل قبول نیست. بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد، پایگاه‌های نظامی‌اش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد، آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را؛ [این] مال حالا نیست، مال آینده‌ی نزدیک هم نیست.

آنچه من میخواهم به شما جوانهای عزیز عرض کنم، این است: اوّلاً معرفت خودتان، آشنایی خودتان، اطّلاع خودتان را از مسائل اساسیِ سیاسیِ امروز و دیروز و فردای کشور افزایش بدهید؛ همین حلقه‌های معرفتی که عرض کردم، راجع به گذشته‌ی کشور و حوادثی که اتّفاق افتاده، آنجایی که ضرر کردیم، آنجایی که سود بردیم، آنجایی که ضعف نشان دادیم، آنجایی که قوّت نشان دادیم و نتایج هر کدام از اینها را به معنای واقعی کلمه بررسی کند؛ بعد هم علم باید در کشور پیشرفت کند. چند سال قبل از این، حرکت و پیشرفت ما از لحاظ علمی خیلی خوب بود، [حالا] مقداری اُفت کرده. من میخواهم به مسئولین دانشگاه‌های کشور و محقّقین کشور و دانشجویان کشور بگویم که نگذارید پیشرفت علمی اُفت کند؛ آن سرعت پیشرفت برای ما لازم است. کشور از لحاظ علمی باید جلو برود؛ از لحاظ نظامی هم باید جلو برود که به توفیق الهی نظامیان ما شب و روز کار میکنند و تلاش میکنند و ان‌شاءالله جلوتر از این هم خواهد رفت. به فضل الهی کشور خواهد توانست نشان بدهد که یک ملّت قوی است و هیچ قدرتی با همه‌ی توانایی‌های خودش نخواهد توانست ملّت ایران را تسلیم کند و به زانو در بیاورد؛ خدای متعال هم کمک خواهد کرد.

با خدا ارتباطتان را قوی کنید؛ با نماز، با قرآن، با اُنس با حقایق دینی، کمک الهی را جلب کنید و ان‌شاءالله فردای بهتری را برای خودتان و برای ملّت  به وجود بیاورید.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 شدّت عمل، ابّهت
 اشاره به قطعنامه‌ی شماره‌ی ۱۶۴ که بیست‌وهشتم اردیبهشت‌ ۱۳۵۸ علیه ایران صادر شد.
صحیفه‌ی امام، ج ۱۱، ص ۱۲۱؛ سخنرانی در جمع پاسداران تهران (۱۳۵۸/۹/۴)
 در دوازدهم تیر ماه ۱۳۶۷ هواپیماى مسافرى جمهورى اسلامى که از بندرعبّاس عازم دوبى بود، هدف موشک ناو جنگى وینسنس آمریکا در خلیج فارس قرار گرفت و ۲۹٠ مسافر آن ــ از جمله ۶۶ کودک و ۵۳ زن ــ شهید شدند. پس از چندى، دولت آمریکا به «ویلیام راجرز»، فرمانده ناو وینسنس، نشان شجاعت اعطا کرد!
 دونالد ترامپ

اگر بخواهیم یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شخصیتی شهید آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی را نام ببریم، بی‌شک «ولایتمداری» و «ذوب ولایت بودن» از بارزترین آن‌هاست.

شهید رئیسی در جایگاه دومین مقام رسمی کشور، با پشتوانه رأی ۱۸ میلیونی ملت، هرگز خود را در تراز ولی‌فقیه ندانست و همواره خود را سرباز ولایت معرفی کرد. این روحیه نه‌تنها در گفتار، بلکه در کردار او نیز به‌وضوح مشهود بود.

در روز مراسم تنفیذ، که هم‌زمان با ایام شیوع کرونا بود، با ادب و تواضع و حسرتی مثال‌زدنی گفت:

«شرط ادب این بود که دست رهبر معظم انقلاب را می‌بوسیدم، اما شرایط اجازه نمی‌دهد.»

یا در یکی از سفرهای استانی، وقتی یکی از بانوان تصویر او را نقاشی کرده بود، پاسخ داد:

«من که کسی نیستم، ای کاش تصویر حضرت آقا را می‌کشیدید.»

این جملات ساده، اما پرمعنا، نشان‌دهنده عمق باور و پایبندی او به اصل ولایت فقیه بود؛ ولایتمداری‌ای از سر معرفت، نه مصلحت.

تفاوت او با برخی از رؤسای‌جمهور گذشته نیز دقیقاً در همین نکته نهفته است؛ آنجا که برخی با تکیه بر آرای مردمی، دوگانه‌ای میان "رئیس‌جمهور منتخب مردم" و "ولی‌فقیه" ایجاد کردند، شهید رئیسی هرگز به این وادی قدم نگذاشت و همواره خود را در مسیر ولایت تعریف کرد.

همان‌گونه که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمود:

«هر اندازه افتادگی کنید، به همان اندازه بالا برده می‌شوید.»

و امروز، شهید رئیسی را در اوج می‌بینیم؛ در جایگاه یک رئیس‌جمهور خدمتگزار، متواضع، و ولایت‌مدار.

علی مدرسی

امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام:

ذَرِ السَّرَفَ فَإِنَّ الْمُسْرِفَ لا یُحْمَدُ جُودُهُ وَلا یُرْحَمُ فَقْرُهُ.

زیاده‌روی و اسراف را ترک کن؛ زیرا بخششِ اسراف‌کار ستوده نمی‌شود و تنگدستی او نیز مورد ترحم قرار نمی‌گیرد.

بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۲۹۲، ح ۶۶

نام‌ها تنها واژه نیستند؛ ظرفی‌اند که فرهنگ و ایمان در آن‌ها حفظ می‌شود.

یکی از شعارها که تحت تأثیر غرب‏زدگی داریم از دست می ‏دهیم، «نامگذاری» است. یک حسی در میان بعضی طبقات ما پیدا شده که خیال می‏ کنند اسم های اسلامی کهنه شده و به شخصیت آنها ضربه می‏ زند که اسم بچه ‏اش را حسن یا حسین بگذارد، با اینکه ایمان به امام حسن و امام حسین دارد! مثل اینکه خیال می‏ کنیم مسلمانی به این حرفها نیست، حالا من به جای این اسم ها، اسمی از گبرهای سه هزار سال پیش می‏ گذارم. خیر! از دست دادن تدریجی شعارها باعث می‏ شود، خودِ محتوا را از دست بدهیم.

قبول دارم واقعیت اسلام هرگز به این مطلب نیست که اسم من حسن باشد یا کامران. این‏قدر اشخاصی بوده ‏اند که اسمشان حسن بوده و کمر اسلام را شکسته ‏اند. نمی ‏گویم هرکسی با اسم، مسلمان می ‏شود و با اسم از اسلام خارج می‏ شود؛ ولی اسمها را به عنوان‏ ظرف ها باید حفظ کنیم تا محتوا و مظروف را از دست ندهیم.

منبع: مجموعه آثار شهید مطهری، لزوم تعظیم شعائر اسلامی(پانزده گفتار)، ج‏۲۵، ص۳۶۷

نه همه حقایق با چشم دیده می‌شوند و نه هر شهادتی نیاز به مشاهده مستقیم دارد؛ عقل و دل هم می‌توانند شاهد باشند.

یک شبهه‌ی رایج این است که می‌گویند: «ما چگونه می‌توانیم به رسالت پیامبر یا ولایت امام علی علیه‌السلام شهادت بدهیم، وقتی آن‌ها را ندیده‌ایم؟ در دادگاه، کسی فقط می‌تواند درباره چیزی که دیده یا تجربه کرده شهادت دهد!»

اما این مقایسه دقیق نیست، زیرا شهادت همیشه به دیدن چشم نیست. ما با ابزارهای متعدد شناخت داریم: عقل، استدلال، تجربه، دل و وجدان.

مثال ساده: اگر شما یک ساختمان بلند ببینید، هیچ‌کس نمی‌گوید «من مهندسش را ندیده‌ام پس وجود ندارد.» عقل شما می‌گوید این ساختمان حتماً سازنده‌ای دارد، بدون اینکه دیده باشید. یا وقتی غذا آماده است، شما می‌فهمید کسی آن را پخته، بدون اینکه آشپز را دیده باشید.

حتی در علوم تجربی، شهادت‌ها معمولاً بر مبنای شواهد و محاسبات است، نه دیدن مستقیم. پزشک قانونی می‌تواند بگوید «این فرد دیشب فوت کرده است»، در حالی که آنجا نبوده و فقط بر اساس شواهد و ساعت مرگ گواهی می‌دهد.

یا یک هواشناس می‌گوید دما در یک شهر زیر صفر بوده است، بدون اینکه خودش در محل باشد؛ ابزار و داده‌ها کافی هستند.

این اصل در ایمان هم صادق است. وقتی می‌گوییم «أَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّداً رَسُولُ الله»، یعنی با عقل و دل خود رسالت پیامبر را درک کرده‌ایم، نه با چشم سر دیده‌ایم.

همان‌طور که حضرت علی علیه‌السلام فرمود: «دیده‌های ظاهر او را نمی‌بینم، اما دل‌ها به وسیله حقایق ایمان او را مشاهده می‌کنند.» دل و عقل، ابزار مشاهده‌اند، نه فقط چشم.

مثال دیگر: اگر شما ببینید زمین خشک است، می‌دانید باران نباریده است، بدون اینکه شاهد باران باشید. اگر خوراک شور است، می‌فهمید بدون اینکه فرآیند آشپزی را دیده باشید. همه این‌ها گواهی دادن به چیزی است که دیده نشده، اما واقعی و صادق است.

پس شهادتین، «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاّ الله» و «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله»، دقیقاً به همین معناست: ما با عقل، دل و تجربه‌ی ایمان، حقایق توحید و نبوت را درک کرده‌ایم و گواهی می‌دهیم.

شهادت ما درست و صادق است، همان‌طور که وقتی شما می‌گویید «این ساختمان ساخته شده است» یا «این غذا شور است» صادقانه سخن گفته‌اید.

در نهایت، شهادت یعنی «اقرار به حقیقتی که عقل و دل آن را درک کرده‌اند»، نه «دیدن با چشم». پس هیچ شبهه‌ای در صداقت و حقیقت آن وجود ندارد.

گردان‌های القسام، شاخه نظامی جنبش حماس با صدور بیانیه‌ای، از شهادت «رائد سعید سعد»، فرمانده بخش «ساخت تسلیحات و تجهیزات نظامی» خود خبر داد.

در بیانیه القسام آمده که تجاوزات و ترورهای اخیر رژیم صهیونیستی علیه فرماندهان مقاومت و مردم فلسطین، همه خطوط قرمز را پشت سر گذاشته است. در این بیانیه تأکید شده که حملات روزانه و مستمر به مناطق مختلف نوار غزه و ادامه سیاست ترور، بی‌اعتنایی آشکار به طرح‌ها و ابتکارهای سیاسی، از جمله «طرح ترامپ»، به شمار می‌آید.

القسام در این بیانیه، مسئولیت پیامدهای این اقدامات را متوجه آمریکا و میانجی‌گرها دانسته و اعلام کرده است که حق پاسخ به تجاوزات اشغالگران برای مقاومت محفوظ است و ملت فلسطین حق دارد با همه ابزارها از خود دفاع کند.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است که گردان‌های القسام، فرمانده جدیدی را برای انجام مأموریت‌های فرمانده شهید «ابومعاذ»، تعیین کرده است.

القسام با تأکید بر تداوم مسیر جهاد و مقاومت اعلام کرد که ترور فرماندهان نه‌تنها باعث توقف این مسیر نخواهد شد، بلکه عزم و اراده مقاومت را برای ادامه راهی که فرماندهان شهید با خون خود ترسیم کرده‌اند، راسخ‌تر می‌کند.

در پایان این بیانیه، گردان‌های القسام با اشاره به سابقه 38 ساله جنبش حماس در جهاد، ایثار و فداکاری، تأکید کرد که این جنبش همچنان به دفاع از ملت، سرزمین فلسطین و مسجدالاقصی ادامه خواهد داد و این حرکت متوقف نخواهد شد.

ررسی‌ها نشان می‌دهد چند خوراکی پرمصرف روزانه، بیش از آنچه تصور می‌شود حاوی قند هستند.

ماست‌ طعم‌دار

کارشناسان هشدار می‌دهند ماست‌ طعم‌دار با وجودی که ظاهرا سالم به نظر می‌رسند، می‌تواند سرشار از قند باشند به‌ طوری که یک بسته از این نوع ماست‌ها گاهی به اندازه یک شکلات، شکر دارد. مثلا یک ماست میوه‌ای معمولی حدود ۲۰ گرم قند دارد که معادل نیمی از مقدار توصیه‌شده برای یک روز است. به گفته متخصصان، پوره یا شربت میوه موجود در این محصولات نه‌تنها جایگزین میوه تازه نیست بلکه باعث افزایش شکر افزوده در رژیم غذایی می‌شود. آن‌ها توصیه می‌کنند برای انتخابی سالم‌تر به سراغ ماست ساده بروید و خودتان میوه تازه به آن اضافه کنید.

سس سالاد

مطالعات نشان می‌دهد بسیاری از سس‌ سالادهای آماده به‌ویژه انواع خامه‌ای و میوه‌ای، مقدار قابل‌توجهی قند دارند؛ حتی نمونه‌هایی که با برچسب «سبک» یا «بدون چربی» عرضه می‌شوند. طبق گزارش منتشرشده در مجله آکادمی تغذیه و رژیم‌شناسی، تولیدکنندگان برای بهبود طعم و بافت این محصولات به آن‌ها شکر اضافه می‌کنند. افرادی که سالاد را به‌عنوان یک وعده سالم انتخاب می‌کنند در صورت استفاده از این سس‌ها، عملا مزایای آن را از بین می‌برند. از این رو خواندن دقیق برچسب ارزش غذایی یا تهیه سس خانگی با موادی چون روغن زیتون، سرکه و سبزیجات معطر بهترین راه برای پرهیز از مصرف قند پنهان در سس‌های آماده است.

میوه خشک

آزمایش‌ها نشان می‌دهد میوه‌های خشک که اغلب به‌عنوان میان‌وعده‌ای سالم شناخته می‌شوند در بسیاری از موارد سرشار از قند هستند چرا که فرایند خشک‌ کردن، قند طبیعی میوه را غلیظ می‌کند و برخی تولیدکنندگان نیز برای افزایش طعم، شکر به آن‌ها می‌افزایند. مصرف بی‌رویه این خوراکی می‌تواند به‌اندازه آب‌نبات برای سلامتی مضر باشد.

غلات صبحانه

گزارش‌ها نشان می‌دهد بسیاری از غلات صبحانه تجاری، حتی آن‌هایی که با عنوان «سالم» یا «سبوس‌دار» عرضه می‌شوند قند زیادی دارند. به‌طوری که یک وعده آن‌ها می‌تواند به‌اندازه یک قوطی نوشابه قند داشته باشد.

کارشناسان تغذیه هشدار می‌دهند این محصولات به‌دلیل استفاده از غلات تصفیه‌شده، علاوه بر قند زیاد موجب افزایش سریع قند خون نیز می‌شوند. به گفته آنان، تبلیغات فریبنده با شعارهایی مانند «غنی‌شده با ویتامین‌ها» باعث می‌شود مصرف‌کنندگان از توجه به میزان واقعی قند موجود در این محصولات غافل شوند. متخصصان توصیه می‌کنند برای حفظ تعادل در تغذیه روزانه به سراغ غلات پرفیبر و کم‌شکر یا جو دوسر با افزودنی‌های طبیعی بروید و برچسب مواد تشکیل‌دهنده را با دقت بررسی کنید.

سوپ‌ آماده

مطالعات نشان می‌دهد سوپ‌های آماده به‌ویژه سوپ‌ گوجه‌فرنگی یا خامه‌ای، اغلب حاوی مقدار قابل‌توجهی شکر هستند در حالی‌ که طعم شیرین آن‌ها به دلیل وجود نمک و طعم‌دهنده‌ها، کمتر احساس می‌شود.

به گزارش انتشارات سلامت هاروارد، تولیدکنندگان برای بهبود طعم و افزایش ماندگاری این محصولات شکر به آن‌ها اضافه می‌کنند و مصرف‌کنندگانی که به‌دنبال انتخابی سریع و مغذی‌ هستند، ناخواسته ممکن است قند زیادی دریافت کنند. انتخاب سوپ‌های «کم‌نمک» یا تهیه سوپ خانگی بهترین راه برای کاهش مصرف قند و بهره‌مندی از فواید واقعی سبزیجات و فیبر است.

میان‌وعده‌های پروتئینی

کارشناسان تغذیه هشدار می‌دهند بسیاری از میان‌وعده‌های پروتئینی (پروتئین بار) که به‌عنوان میان‌وعده‌ای سالم تبلیغ می‌شوند در واقع می‌توانند به‌اندازه یک شکلات معمولی قند داشته باشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد تولیدکنندگان برای افزایش جذابیت این محصولات با وجود تامین پروتئین، مقدار بالایی شکر به آن‌ها اضافه می‌کنند و مصرف مداوم آن‌ها به‌عنوان میان‌وعده یا جایگزین وعده غذایی می‌تواند میزان دریافت قند روزانه را به‌ مقدار قابل‌توجهی افزایش دهد. بنابراین در هنگام خرید، برچسب ترکیبات را به‌دقت بخوانید و محصولاتی را که با شیرین‌کننده‌های طبیعی یا شکر پایین تهیه شده‌اند انتخاب کنید.

چای سرد آماده

تحقیقات نشان می‌دهد چای سردهای آماده که معمولا به صورت بطری‌شده به فروش می‌رسند با وجود شهرت به‌عنوان جایگزینی سالم برای نوشابه در بسیاری موارد حاوی مقدار بالایی قند هستند و برخی نمونه‌ها حتی نسبت به نوشابه‌های شیرین، شکر بیشتری دارند.

طبق مطالعه‌ منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی، نوشیدنی‌های شیرین‌شده از جمله چای سرد صنعتی یکی از اصلی‌ترین منابع شکر افزوده در رژیم غذایی محسوب می‌شوند.

سس اسپاگتی

کارشناسان تغذیه هشدار می‌دهند بسیاری از سس‌های پاستای تجاری به‌ویژه انواعی که پایه گوجه‌فرنگی دارند، مقداری قند پنهان دارند، حتی اگر طعم شیرینی در آن‌ها احساس نشود.

به گفته متخصصان، تولیدکنندگان برای متعادل کردن اسیدیته گوجه‌فرنگی و افزایش ماندگاری محصول به این سس‌ها شکر اضافه می‌کنند. این موضوع به‌ویژه برای افرادی که پاستا، بخش ثابتی از رژیم غذایی‌شان است می‌تواند به دریافت ناخواسته شکر منجر شود. توصیه کارشناسان آن است که مصرف‌کنندگان با دقت برچسب ترکیبات را بررسی و در صورت امکان از سس‌های بدون شکر افزوده یا سس خانگی استفاده کنند.

سس قرمز یا کچاپ

بررسی‌ها نشان می‌دهد سس کچاپ (قرمز)، یکی از پرمصرف‌ترین چاشنی‌ها در وعده‌های غذایی، قند بسیار بالایی دارد. به‌ طوری که هر قاشق غذاخوری آن می‌تواند معادل یک قاشق چای‌خوری شکر داشته باشد.

کارشناسان تغذیه تاکید می‌کنند قند در این محصول علاوه بر تقویت طعم، نقش نگهدارنده را ایفا می‌کند. به گفته آنان، کاهش مصرف کچاپ یا استفاده از نسخه‌های کم‌شکر و جایگزینی آن با چاشنی‌هایی مانند خردل یا سس‌های سرکه‌ای، راهکاری مناسب برای کنترل مصرف قند در رژیم غذایی است.

جو دوسر طعم‌دار

جو دوسر طعم‌دار که به‌عنوان صبحانه‌ای سریع و سالم تبلیغ می‌شوند هم می‌توانند به‌اندازه یک شکلات، شکر داشته باشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد قند افزوده در این محصولات مزایای اصلی جودوسر را خنثی می‌کند. متخصصان توصیه می‌کنند مصرف‌کنندگان به جای استفاده از این محصولات، جودوسر ساده تهیه و آن را با میوه تازه یا ادویه‌های طبیعی، طعم‌دار کنند.

کره‌ مغزها

بسیاری از انواع کره‌ مغزها که به صورت تجاری تولید می‌شوند با وجود ظاهر سالم به دلیل شکر افزوده می‌توانند به یکی از منابع قند پنهان در رژیم غذایی تبدیل شوند. برای طعم‌دهی و افزایش ماندگاری به این محصولات، مقدار قابل‌توجهی شکر اضافه می‌شود که سلامت مصرف‌کنندگان را تهدید می‌کند. لذا برای بهره‌مندی از فواید واقعی این خوراکی به سراغ نمونه‌های طبیعی و بدون شکر بروید یا کره مغزها را در خانه تهیه کنید.

سالاد کلم آماده

گزارش‌ها نشان می‌دهد سالاد کلم که به‌عنوان یک دورچین محبوب کنار غذاهای کباب‌شده و ساندویچ‌ها سرو می‌شود به دلیل قند افزوده در سس خامه‌ای‌ آن، کمتر از آنچه به نظر می‌رسد، سالم است. شکر برای متعادل کردن اسیدیته سرکه و بهبود طعم به این سس‌ها اضافه می‌شود اما همین موضوع ارزش غذایی سالاد کلم را کاهش می‌دهد.

چرت زدن کوتاه می‌تواند انرژی‌بخش باشد، اما بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب کوتاه دچار احساس گیجی، سنگینی ذهن یا حتی سردرگمی می‌شوند. این حالت که به‌طور علمی «خواب‌آلودگی پس از بیداری» یا sleep inertia نام دارد، ناشی از فرآیندهای عصبی و فیزیولوژیکی‌ست که مغز را از حالت خواب به بیداری منتقل می‌کنند. طبق گزارش Sleep Foundation و Harvard Medical School, شدت این گیجی به مدت خواب، مرحله‌ای که در آن بیدار می‌شویم و وضعیت بدن قبل از خواب بستگی دارد.

علت‌های علمی احساس گیجی پس از خواب کوتاه

۱. بیدار شدن در مرحله خواب عمیق (Slow-Wave Sleep) 

   اگر چرت کوتاه وارد مرحله خواب عمیق شود و فرد در همان لحظه بیدار شود، مغز هنوز در وضعیت کند و نیمه‌فعال قرار دارد. این حالت باعث گیجی، کندی واکنش و کاهش تمرکز می‌شود.

۲. اختلال در تنظیم انتقال‌دهنده‌های عصبی 

   در خواب، سطح برخی انتقال‌دهنده‌ها مانند آدنوزین، GABA و ملاتونین تغییر می‌کند. بیداری ناگهانی باعث ناهماهنگی در بازگشت این مواد به سطح طبیعی می‌شود.

۳. عدم تطابق دمای بدن و فعالیت مغز 

   در خواب، دمای بدن کاهش می‌یابد. بیدار شدن ناگهانی قبل از بازگشت دمای طبیعی می‌تواند باعث احساس سردی، گیجی یا بی‌حالی شود.

۴. کمبود اکسیژن یا وضعیت نامناسب خواب 

   خوابیدن در حالت فشرده یا با تنفس سطحی ممکن است باعث کاهش اکسیژن‌رسانی به مغز شود و بیداری را با احساس سنگینی همراه کند.

چرا بعد از چُرت، احساس گیجی داریم؟/ راهکارهای بهبود هوشیاری پس از خواب کوتاه

راهکارهای بهبود هوشیاری پس از چرت

- تنظیم مدت چرت بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه 

  این مدت معمولاً وارد مرحله خواب عمیق نمی‌شود و باعث افزایش انرژی بدون گیجی می‌شود.

- اجتناب از چرت‌های طولانی‌تر از ۳۰ دقیقه در روز 

  چرت‌های طولانی احتمال ورود به خواب عمیق را افزایش می‌دهند.

- بیدار شدن با نور طبیعی یا صدای ملایم 

  نور خورشید یا صدای آرام به مغز کمک می‌کند تا به‌تدریج از خواب خارج شود.

- حرکت دادن بدن بلافاصله پس از بیداری 

  کشش عضلات، نوشیدن آب یا قدم زدن کوتاه باعث افزایش جریان خون و کاهش خواب‌آلودگی می‌شود.

- تنفس عمیق و نوشیدن آب خنک 

  این کارها به تنظیم دمای بدن و تحریک سیستم عصبی کمک می‌کنند.

هنگام سرماخوردگی و آنفلوآنزا، هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از این نیست که جایی گرم و دنج استراحت کنیم و دمنوشی آرامش‌بخش بنوشیم. دمنوش‌های گیاهی متعددی وجود دارد که مناسب درمان علائم سرماخوردگی و آنفلوآنزا هستند. از این دمنوش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. نعناع

منتول موجود در برگ‌های نعناع اثر تسکین‌دهنده‌ای روی گلو دارد و از سرفه‌هایتان می‌کاهد. فعالیت‌های ضدمیکروبی و ضدویروسی فوق‌العاده نعناع هم به درمان بیماری‌تان سرعت می‌بخشد.

۲. بابونه

بابونه حاوی فلاونوئید است و این ترکیب پلی‌فنولی اثر آرامش‌بخش و ضدالتهابی دارد و موجب داشتن خواب راحت شبانه می‌شود. استراحت کافی هنگام بیماری، به‌ویژه سرماخوردگی و آنفلوآنزا، روند درمان را سرعت می‌بخشد.

۳. اکیناسه

اکیناسه یا سرخارگل، یکی دیگر از گیاهانی است که دمنوش آن برای کاهش خطر ابتلا به سرماخوردگی و آنفلوآنزا تا ۵۸ درصد موثر است و بنا بررسی‌های علمی، نوشیدن دمنوش این گیاه، از طول دوره این بیماری‌های فصلی کم می‌کند.

۴. زنجبیل

مواد زیست‌فعال موجود در زنجبیل همچون ضدالتهابی عالی عمل می‌کنند و از آنجایی‌که ضدویروس هم هستند جلوی فعالیت عفونت‌زای میکروارگانیسم‌ها را می‌گیرند. درضمن اگر سرماخوردگی‌تان با معده‌درد همراه باشد، این دمنوش تسکین‌دهنده خوبی است و حالت تهوع‌تان را درمان می‌کند.

۵. زغال اخته سیاه

این میوه سرشار از آنتی‌اکسیدان است و دمنوش بسیار خوش‌طعم آن از طول دوره بیماری‌های سرماخوردگی و آنفلوآنزا می‌کاهد.

۶. دمنوش لیموترش

لیموترش به‌دلیل محتوای بالای ویتامین C، قدرت فوق‌العاده‌ای در مبارزه با سرماخوردگی و آنفلوآنزا دارد. برای درست کردن این دمنوش، فقط کافی است آب نصف یک عدد لیموترش را درون فنجانی از آب گرم بریزید و با کمی عسل ترکیب کرده و نوش جان کنید.

۷. گل ختمی

مواد موجود در گل ختمی تسکین‌دهنده گلودرد هستند و سرفه‌های ناشی از سرماخوردگی و آنفلوآنزا را آرام می‌کنند. همچنین این گیاه خواص ضدالتهابی و آنتی‌اکسیدانی دارد که در بهبودی سریع‌تر علایم این بیماری‌ها موثرند.

از دیگر دمنوش‌هایی که می‌توانید هنگام سرماخوردگی و آنفلوآنزا نوشیده و سرعت درمان‌تان را افزایش دهید باید به دمنوش‌هایی چون شیرین‌بیان، نارون کوهی (درمان مخاط گلو و تسکین سرفه) و چای سبز اشاره کرد.

دمنوش‌های گرم گلودرد را تسکین داده و گرفتگی بینی را برطرف می کنند. همچنین گیاهان حاوی مواد فیتوشیمیایی هستند که از سلول‌های بدن در برابر رادیکال‌های آزاد و مواد سمی محافظت می‌کند.

هنگام ابتلا به بیماری‌های سرماخوردگی و آنفلوآنزا بهترین روش مصرف دمنوش‌های گیاهی و استراحت کافی است تا روند درمان به‌خوبی طی شود.  

احادیث