emamian
چگونگی مطّلع شدن امام هادی از شهادت امامجواد «علیهماالسلام»
امام هادی علیهالسلام در روز شهادت امام جواد علیهالسلام فرمودند: «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» و از راه اینکه ذلّت و خضوعی برای خدا در دلش افتاد که پیش از آن درک نمیکرد، از شهادت آگاه شدند؛ زیرا امامت مستلزم نهایت معرفت و خضوع در برابر خداست.
عَنْ هَارُونَ بْنِ اَلْفَضْلِ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِی اَلْیَوْمِ اَلَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَیْهِ رٰاجِعُونَ» مَضَی أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقِیلَ لَهُ وَ کَیْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِی ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَکُنْ أَعْرِفُهَا .
هارون بن فضل گوید: من امام هادی علیه السلام را در روز شهادت امام جواد علیه السلام دیدم گفت:« إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَیْهِ رٰاجِعُونَ »، امام جواد علیهالسلام درگذشت به او عرض شد:از چه راه فهمیدی؟?فرمود:یک خضوع و ذلّتی برای خدا در دلم افتاد که پیش از آن درک نمیکردم
* توضیح روایت:
تداخلنی" أی دخلنی، و فیه مبالغة و لما کانت الإمامة منتهی درجات الکمال للبشر و هو یستلزم نهایة معرفة الله عز و جل، و هی مستلزمة لغایة الإخبات و الخضوع و التذلل له تعالی، فلذا استدل علیه السلام بحصولها علی حصول الإمامة
مرحوم علامه مجلسی در این مسئله مینویسند:
«تداخلنی» یعنی «مرا فرا گرفت»، و در آن نوعی مبالغه وجود دارد. از آنجا که امامت بالاترین مرتبهٔ کمال برای انسان است و این مقام مستلزم نهایت معرفت به خداوند عزّوجل میباشد، و این معرفت نیز مستلزم نهایت فروتنی، خشوع و تذلل در برابر اوست، بنابراین امام علیهالسلام با تحقق این حالت، بر تحقق امامت استدلال کرده است.
:منابع:الکافی ج۱ ص۳۸۱ و مراة العقول ج ۴ ص۲۴۰
رهبر شهید انقلاب: امام جواد (ع) نماد مبارزه با باطل و پیشاهنگ حرکت الهی در برابر سلطهگران بود
اشاره: با اوجگیری نبرد مستقیم جبههی مقاومت با دشمنان، بازخوانی سیرهی ائمه معصومین علیهمالسلام بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ سیرهای که در آن، مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر قدرتهای فاسد و دفاع از حقیقت، جایگاهی محوری دارد. در این میان، شخصیت امام جواد (علیهالسلام) به عنوان الگویی از مقاومت، روشنگری و جهاد فکری، بار دیگر در کانون توجه تحلیلگران و اندیشمندان قرار گرفته است.
رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله امام سید علی خامنهای (قدس سره)، در سخنان مختلف خود با اشاره به ابعاد شخصیتی امام جواد (علیهالسلام)، این امام همام را نماد مبارزه با باطل و پیشاهنگ حرکت الهی در برابر سلطهگران معرفی کردهاند. ایشان تأکید دارند که مسیر ملت ایران در مقابله با استکبار، ادامه همان راهی است که اهلبیت علیهمالسلام ترسیم کردهاند.
شهید امام خامنهای (قدس سره) در بخشی از بیانات خود میفرمایند: «امام جواد (علیهالسلام) مظهر مبارزهی با باطل بود، او کوششگر برای حکومت الله بود. او برای خدا و قرآن مبارزه میکرد، او از قدرتها نمیترسید». رهبر انقلاب همچنین امام جواد (علیهالسلام) را «امام، الگو و پیشاهنگ» حرکتی دانستهاند که امروز ملت ایران آن را دنبال میکند. (۶۳/۷/۱۷)
ایشان در سخنانی دیگر، زندگی کوتاه اما پرفروغ امام جواد (علیهالسلام) را نمونهای کمنظیر از مقاومت در برابر دستگاه فریبکار عباسی توصیف کرده و فرمودهاند: «این بزرگوار نمودار و نشانهی مقاومت است». به گفتهی رهبر شهید انقلاب، امام جواد (علیهالسلام) با وجود فشارها و محدودیتهای گسترده، هرگز در برابر مأمون عباسی عقبنشینی نکرد و همهی دشواریها را برای دفاع از حق تحمل کرد.
رهبر شهید انقلاب، یکی از مهمترین جلوههای مبارزاتی امام جواد (علیهالسلام) را ترویج منطق و گفتوگوی علمی دانستهاند. ایشان با اشاره به مناظرات تاریخی امام در دربار مأمون عباسی، تصریح کردهاند که امام جواد (علیهالسلام) نخستین کسی بود که به صورت علنی، سنت «بحث آزاد» را بنیان گذاشت و در برابر دانشمندان و مدعیان آن دوران، با استدلال و برهان از حقانیت مکتب اهلبیت دفاع کرد. (۱۳۶۰/۲/۲۵)
تأکید رهبر شهید انقلاب بر سیرهی علمی و مبارزاتی امام جواد (علیهالسلام)، ناظر به نیاز امروز جامعه اسلامی است؛ جامعهای که همزمان با میدان نبرد نظامی، درگیر جنگ روایتها، جنگ رسانهای و تقابل فکری با جریانهای سلطهگر نیز هست. از این منظر، مقاومت تنها به عرصهی نظامی محدود نمیشود، بلکه ایستادگی فرهنگی و تبیین حقیقت نیز بخشی از آن به شمار میرود.
در همین چارچوب، سیرهی امام جواد (علیهالسلام) میتواند الگویی برای نسل جوان باشد؛ امام جواد (علیهالسلام) در شرایطی مسئولیت هدایت جامعه اسلامی را بر عهده گرفت که دشمن تلاش میکرد با جنگ روانی و ایجاد تردید، جایگاه امامت را تضعیف کند، اما آن حضرت با علم، شجاعت و استقامت، این توطئهها را ناکام گذاشت.
امروز نیز همزمان با افزایش فشارها و تهدیدهای دشمنان علیه جبههی مقاومت، بازخوانی این الگوهای تاریخی میتواند به تقویت روحیهی ایستادگی و بصیرت اجتماعی کمک کند. آنچه از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره امام جواد (علیهالسلام) برمیآید، تأکید بر این حقیقت است که مسیر مقاومت، تنها با پایداری، روشنگری و اعتماد به وعدههای الهی استمرار خواهد یافت.
از سوی دیگر، بررسی سیرهی امام جواد (علیهالسلام) نشان میدهد که آن حضرت حتی در سختترین محدودیتهای سیاسی نیز میدان هدایت جامعه را رها نکرد. شبکهسازی میان شیعیان، پاسخگویی به پرسشهای اعتقادی و تربیت نیروهای مؤمن و آگاه، بخشی از راهبرد امام برای حفظ جریان حق در دوران خفقان عباسی بود. همین مسئله سبب شد جریان امامت، باوجود فشار شدید حکومت، نهتنها تضعیف نشود بلکه در عرصهی فکری و اجتماعی عمق بیشتری پیدا کند؛ تجربهای که امروز نیز در معادلات جبههی مقاومت مورد توجه قرار دارد.
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی صادر شده، به این شرح است:
«بسمالله الرّحمن الرّحیم
زبان فارسی علاوه بر ابزار گفتار و نوشتار، قالب شناخت و رشتهی اتّصال اندیشه و مرزهای هویتی ایرانیان را تشکیل میدهد. زبان و ادب فارسی یکی از بزرگترین ظرفیتها برای ترویج فرهنگ و تمدّن غنی ایرانِ اسلامی در گسترهی جهانی است؛ و توصیهی رهبر حکیم و شهیدمان اعلیالله مقامهالشریف به قدرتمند شدن زبان فارسی، چراغ راه اقتدارِ «تمدن ایرانی ـ اسلامی» میباشد.
ملت عزیز ایران در دفاع مقدس سوم نیز همچون دو جنگ تحمیلی قبلی ثابت کردند که داستانهای اسطورهای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانهی آنان بوده و مفاهیم انسانساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همهی اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاکوَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز میکند. این حماسهی حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.
از سوی دیگر مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی امریکایی آمادهتر کرده است تا با ابتکار و نوآوریِ فعالان عرصهی فرهنگی در جهت تأمین پدافند زبانی و گفتمانی و رشد و بالندگی کودکان، نوجوانان و جوانان، مراحل باقیمانده تا پیروزی نهایی را با استواری بیشتر بپیماید، بِعَون الله تعالی.
سیدمجتبی حسینی خامنهای»
شیخ عیسی قاسم: امام خامنهای، امت را به اسلام بازگرداند
همزمان با هفتاد و پنجمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، مراسم رونمایی از کتاب «حکایة السیّد» با حضور شخصیتها و مهمانان ایرانی، عربی و بینالمللی در رواق کشوردوست برگزار شد. آیتالله عیسی قاسم در پیامی تلویزیونی به این مراسم، به ابعاد شخصیتی امام شهید انقلاب اسلامی اشاره کرد و جنگ امروز را نبرد میان دو اردوگاه جاهلیت و ایمان دانست.
مرجع شیعیان بحرین در این پیام، امام شهید، حضرت آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای قدسالله نفسه الزکیه را چهرهای برجسته از چهرههای انقلابی دارای هوشیاری و عزمی راسخ، و توانا در برنامهریزی، و از آن دسته شخصیتهایی برشمرد که جان خود را در راه انقلاب و رهبر عظیمش امام خمینی رحمهالله فدا میکردند.
آیتالله قاسم در این پیام خاطرنشان کرد: تمام وجود امام خامنهای رضواناللهعلیه را اصول آن انقلاب بزرگ و عزتمندانه و الهی فرا گرفته بود؛ ایشان در انقلاب ذوب شده و دارای اندیشهای سالم و نگاهی خردمندانه بودند و همواره با تلاش و همّتی بلند در راه انقلاب مجاهدت میکردند.
وی افزود: پس از رحلت امام خمینی رحمهالله، امام خامنهای رضواناللهعلیه جانشینی شایسته برای امامّت و رهبری حکومت پیروزمند اسلامی بود، و به راستی تمامکننده موفقیت درخشان مسیر آن انقلاب بودند.
رهبر شیعیان بحرین تأکید کرد: امام خامنهای رضواناللهعلیه مردی کاردان، توانا و کوشا در بازگرداندن واقعی و راستین امّت به اسلام بود و توانست وحدت امّت اسلامی را در خط درست آن مطابق با راه و رسم اسلام، و تربیت شایسته، اهداف سازنده و سیاست موفق این دین مبین حفظ نماید.
آیتالله قاسم، هدف و مقصود بازگرداندن امّت به اسلام و حفظ وحدت اسلامی و انسجام صفوف امّت را دارای اهّمّیتی فوقالعاده در جریان مستمر انقلاب و حکومت اسلامی دانست و در پیام خود تأکید کرد: این هدف است که مسئولیت بزرگ و همیشگی رهبری آن را روشنتر و آشکارتر جلوه میدهد، و همه بالهای گوناگون قدرت از مسئولان سیاسی گرفته تا دیگر فرزندان این مردم باایمان، غیرتمند و انقلابی، همه و همه باید یاریدهنده و متّحد بر همان هدف و همان دیدگاه باشند.
ایشان انقلاب بزرگ اسلامی در این عصر را برپاکننده حکومتی هدایتگر و هدایتیافته و عظیم در زمانی توصیف کرد که امّت از نظر علم و عمل از اسلام دور شده بود.
وی با یادآوری اینکه اسلام تنها راه زندگی شرافتمندانه است و بدون اسلام، هیچ زندگی انسانیِ شرافتمندانه، پیشرفته، آسوده و سعادتمندی ممکن نیست، گفت: هیچ سرانجام نیک، باشکوه، امن، پایدار، پاکیزه و اوجگیرندهای بدون اسلام در کار نخواهد بود. این انقلاب و حکومت اسلامی، آمدند تا امّت اسلامی و تمام بشریّت را از بدبختی حال و آیندهشان در دنیا و آخرت نجات دهند.
آیتالله قاسم برای نجات و سعادتمندی، شرطی را تذکر داده و تصریح کرد: البته به همان اندازه که امّت در عمل به اسلام، جدّی و مؤثر باشد و تمام زندگی خود را بر هدایت آن بنا کند و به راه و روش آن پایبند شود و به رهبری آن متعهد گردد و حول محور کلمه آن اجتماع کند -کلمهای که هیچگاه پیروان خود را از حق به باطل، و از عدل به ظلم، و از صلاح به فساد منحرف نمیکند- رستگاری و سعادت حاصل خواهد شد.
ایشان به تلاش امام خمینی قدس سرّه و فقها و علما حول رهبری ایشان برای پیروزی انقلاب و برپایی حکومت اسلامی اشاره کرد و جانفشانیهای در راه برپایی دولت و حراست از حریم آن توسط سختترین و بزرگترین مردان در راه خدا را پایه و اساس پیروزیهای الهی دانست.
آیتالله قاسم در بخش دیگری از پیام خود، به برهم خوردن رؤیاها و اهداف شوم طاغوت و استکبار با پیروزی انقلاب اسلامی و بر باد رفتن منافع آنها اشاره کرد و با اشاره به ترسی که پس از تأسیس دولت اسلامی آنها را فرا گرفته بود، گفت: هیچ ترسی به پای آن نمیرسد، چرا که این نظام، نظامی اسلامی و شاخص و حاکم بر زمین است که به عنوان شاهدی زنده و الگویی بینظیر از حکومت راستین، عادلانه، حکیمانه، توانگر، امن و بالابرندهی زندگی روح و بدن است؛ حکومتی که برادری انسانی را زنده میکند و سستی، فساد، کاستی و ستم دیگر نظامهای طاغوتی و جاهلی را که در جهان اجرا میشوند، به رخ میکشد.
ایشان با بیان اینکه جنگ امروز، میان اردوگاه جاهلیت و اردوگاه ایمان شعلهور است، تأکید کرد: رهبری اردوگاه جاهلیت را طاغوت آمریکایی، صهیونیسم گمراه، و یهودیت سرکش از آیین راستین موسی علیهالسلام به عهده دارند.
وی افزود: در رأس رهبری آمریکایی، «فرعون ترامپ» است، و در رأس رهبری صهیونیسم «فرعون نتانیاهو». این دو، امروز از بدترین اشرار و دشمنترین آنها با ارزشها و مقدّسات، و غرقشدهترین در خونها، و جریترین آنها در برابر خدا و محرّمات او هستند.
آیتالله قاسم درباره اردوگاه ایمان گفت: در مقابل، اردوگاه ایمان قرار دارد که در جبهه گسترده مقاومت، فرزندان امّت مسلمان و در رأس آنها جمهوری اسلامی و رهبری شجاع، مؤمن، قهرمان و حکیم آن است که برای ارزشها، خونها، نوامیس، کرامّت انسانی و تمام مقدّسات، امینتر و بیش از هر کسی نسبت به حفظ آن سختگیرتر است.
شیخ عیسی قاسم در ادامه به این نکته اشاره کرد که استکبار جهانی بشریت را به سوی دو فاجعه بزرگ رهبری میکند، یکی فاجعه مادی و دیگری فاجعه معنوی.
این عالم برجسته جهان اسلام خاطرنشان کرد که در برابر این فجایع استکباری، محور مقاومت اسلامی، فریضه جهاد در راه خدا و دفاع از حقوق و مقدّسات را زنده کرد، و بدین وسیله راهی پیمودنی برای نجات بشریت از این دو فاجعه را نشان داد.
آیتالله قاسم در رابطه با نقش رهبری اسلامی گفت: رهبریِ اسلامی و شایسته به فرزندان مقاومت این فرصت را داد تا صادقانه و با اخلاص در مسیر خدمت به بشریت گام بردارند.
ایشان تصریح کرد: این جنگ، با مواضع شرافتمندانه، شجاعت بینظیر، فداکاریهای بزرگ و پایبندی به خط صداقت، عدالت و اخلاق والای فرزندان مقاومت، حس قدرتمندی را در میان مردم و نخبگان جهان بیطرف، بیدار کرد. این حس، نشاندهنده عظمت اسلام و توانایی آن در ساختن انسانی سالم و قدرتمند است؛ و همچنین درک عمیقی از زیبایی و حقّانیّت اسلام در هدایت جهان به سوی ساحل نجات، امنیّت، صلح، موفّقیّت، کرامت و محبت و دوستی ایجاد کرده است.
آیتالله قاسم با بیان اینکه اسلام برای هر انسانی که ذرّهای از حقیقت را درک کند، حجّتی تمامعیار است، تأکید کرد: حجّت اسلام بر اعراب بسیار روشنتر و بزرگتر است؛ چرا که زیبایی این دین بر آنان عظیمتر، حقّ آن بر آنان استوارتر، و یاری نکردنش از سوی آنان، ظالمانهترین، تأسفبارترین، منکرانهترین و عجیبترین رفتار است.
وی خاطرنشان کرد که اعراب پیش از اسلام دوران طولانیای را سپری کردند، اما تنها پس از پیوستن به نور اسلام بود که به شکوفایی رسیدند.
شیخ عیسی قاسم یادآور شد: هرگونه علم، هدایت و خیری که در میان اعراب جریان یافته، برخاسته از آموزههای اسلام بوده است و در واقع، پیش از اسلام یا پس از رها کردن دین، هیچ دستاورد برجستهای برای آنان متصور نیست.
ادامه نقض آتش بس؛ ۳ امدادگر در حمله هوایی اسرائیل به لبنان شهید شدند
وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که هواپیماهای جنگی رژیم صهیونیستی روستای حاروف در جنوب آن کشور را هدف حمله هوایی قرار دادند که در نتیجه آن ۳ امدادگر به شهادت رسیدند.
این حمله بار دیگر نگرانیهای جدی درباره هدف قرار گرفتن عمدی کادر درمان و امداد در منطقه را به دنبال داشته است.
در همین راستا، وزارت بهداشت لبنان امروز جمعه اعلام کرد که تعداد شهدا در این کشور از ۲ مارس گذشته تاکنون به ۲ هزار و ۹۵۱ تن افزایش پیدا کرده است.
حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان تاکنون ۸ هزار و ۹۸۸ زخمی برجای گذاشته است.
بر اساس این گزارش جدیدترین حملات رژیم صهیونیستی به مناطق مختلف صور در جنوب لبنان دست کم ۳۷ زخمی برجای گذاشته است.
هماهنگ کننده سازمان ملل در امور بشردوستانه لبنان نیز گفت: با وجود آتش بس حملات اسرائیل علیه این کشور ادامه دارد و غیر نظامیان در حال قربانی شدن هستند.
ایران در هندسه جدید قدرت: از «مهندسی مهار» تا «معماری معادلات»
منطق حاکم بر تقابل غرب با ایران، نه پدیدهای مقطعی و ایدئولوژیک، بلکه یک «مهندسی مهار» تاریخی و ساختاری است. هدف این مهندسی، مدیریت ظرفیتهای ژئوپلیتیک ایران برای جلوگیری از تبدیل آن به یک قطب مستقل قدرت بوده است. این رویکرد، سیر تحول ایران از یک «متغیر وابسته» در معادلات دیگران به یک «بازیگر تعیینکننده» را در سه سناریوی روایت میکند:
متغیر تابع: از «قرارداد بیگانه» تا «مهار دوگانه»
روسیه و انگلیس سال ۱۲۸۶ طبق «قرارداد ۱۹۰۷» ایران را به سه منطقه تقسیم کردند: منطقه شمال تحت نفوذ روسیه، منطقه جنوب تحت نفوذ انگلیس و منطقه مرکزی بی طرف می ماند. ایران را نه بهعنوان یک«کشور مستقل» بلکه به عنوان یک «فضای حائل» برای مدیریت خودشان تقسیم کردند. این اولین بار بود که ایران بهجای یک «بازیگر مستقل» به یک «متغیر قابل تنظیم» در معادلات قدرت تبدیل شد. راهبردی که ایران را نه یک بازیگر، بلکه یک ابژه جغرافیایی برای تنظیم موازنه میان قدرتهای رقیب تعریف میکرد.
مقاومت سازنده: از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن»
انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نقطه چرخش تاریخی بود که نگاه به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به محور سیاست ملی تبدل کرد. پس از انقلاب ۵۷، ایران از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن» تبدیل شد و غرب را به سمت «دکترین مهار دوگانه» سوق داد تا با تضعیف همزمان ایران و رقبای منطقهایاش، از ظهور هرگونه هژمون مستقل جلوگیری کند. در این مرحله، ایران در مسیر کنشگری مستقل در حال گذار از تابعیت به مقاومت است و مهار دیگر صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه مهار اراده راهبردی ایران برای استقلال هدف اصلی می شود.
قدرت تعیینکننده: از «وابسته سازی» تا «آستانهسازی»
در این سناریو، استراتژی دشمن به «محدودسازی ظرفیت از طریق فشار ترکیبی» تکامل یافته است. نگرانی اصلی غرب دیگر نه برنامههای مشخص، بلکه «آستانهسازی راهبردی» ایران است؛ یعنی توانایی تغییر موازنه قدرت منطقهای بدون عبور از خطوط قرمز رسمی. این توانمندی، ذات مهندسی مهار را به چالش میکشد. الگوهای منطقهایِ مقاومت و ظرفیتهای بومی قدرت، ایران را به بازیگری تبدیل کردهاند که میتواند قواعد بازی را تغییر دهد، نه فقط در خاورمیانه بلکه در معادلات نوین جهانیِ پس از افول هژمونی غرب.
نتیجهگیری راهبردی:
تقابل ایران و غرب، امتداد یک منطق تاریخی است که در آن غرب تلاش کرده تا ایران را در چارچوب های تعیینشده خود نگه دارد. منازعه موجود، ماهیتی ساختاری دارد و بر سر جایگاه ایران در معماری نظم منطقهای است.ایران از جایگاه «بازیچه متغیر» عبور کرده و در حال تثبیت نقش «بازیگر مستقل» است. بنابراین، پرسش کلیدی امروز «چرا با ما دشمنی میکنند؟» نیست، بلکه این است: «چگونه میتوان با عبور کامل از «مهندسی مهار»، به مرحله «معماری نظم منطقهای» با قواعدی نوین دست یافت؟»
دکتر مرتضی امیری نژاد
۱۰ نکته راهبردی رهبر معظم انقلاب درباره خلیج فارس و تنگه هرمز
۱۰ نکته راهبردی رهبر معظم انقلاب درباره خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان از پیروزی ایران در خلیج فارس، طلیعه نظم جدید منطقهای است.
در ادامه به نکات راهبردی میپردازیم:
۱. حضور بیگانگان آمریکایی و آشیانهکردن آنها در سرزمینهای خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه
۲. ناتوانی پایگاههای پوشالی آمریکا در تأمین امنیت خود
۳. آینده درخشان منطقه خلیج فارس، بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش
۴. «همسرنوشت» بودن ما با همسایگانمان در پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان
۵. جا نداشتن بیگانگانِ شرور در خلیج فارس مگر در قعرِ آبهایش
۶. زنجیره پیروزی ایران اسلامی در خلیج فارس، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان
۷. ایمن ساختن منطقه خلیج فارس با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز
۸. برچیدن بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم از تنگه هرمز
۹. رقم زدن آسایش و پیشرفتِ ملتهای منطقه با قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز
۱۰. شاد شدن دل ملت ایران با مواهب اقتصادیِ ناشی از مدیریت جدید تنگه هرمز
آیین طواف خانه خدا از نظر تاریخی و دینی چگونه بوده است؟
آغاز طواف خانه خدا از نظر تاریخی و دینی چگونه بوده است؟
پاسخ حجتالاسلام احمدی:
دربارهی طواف، نکاتی را به اختصار بیان میکنم:
۱. تعریف و جایگاه طواف
طواف، در ظاهر به معنای هفتبار چرخیدن پیرامون خانهی خدا (کعبه) است که از ارکان اصلی و مهمترین مناسک حج و عمره به شمار میرود.
۲. بُعد باطنی طواف
طواف تنها یک حرکت ظاهری نیست؛ بلکه دارای عمق و معنایی باطنی است. این بُعد به اسرار حج بازمیگردد که در روایات به آن اشاره شده است. نکات اصلی عبارتند از:
- توجه کامل به خداوند و یکتاپرستی
- تواضع و فروتنی در برابر پروردگار
- حضور قلب و خلوص نیت
- طهارت باطنی و پاکی درون
این ابعاد معنوی، طواف را از حرکتی جسمانی فراتر برده و آن را به عبادتی کامل تبدیل میکند.
تاریخچه و آغاز طواف
سؤال اصلی این است که طواف چگونه و از چه زمانی آغاز شده است. این موضوع را میتوان در چند مرحله تاریخی بیان کرد:
۱. در اسلام
طواف به شکل رسمی و کامل در سال دهم هجرت، در «حجهالوداع» توسط پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان آموزش داده شد. در این سفر، که اولین و آخرین حج واجب ایشان بود، مناسک حج از جمله طواف هفتگانه دور کعبه به امت اسلامی آموخته شد.
۲. در عصر حضرت ابراهیم(ع):
پس از ساختن کعبه به دستور خداوند به دست ابراهیم و اسماعیل(ع)، طواف به عنوان یکی از عبادات اصلی برگزار گردید. آیات قرآن نیز به این موضوع اشاره دارد (مانند آیهای که میفرماید: «وَعَهِدْنَا إِلَیٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ...»). در آن دوران، طواف رکن اصلی و محوری حج محسوب میشد و دیگر اعمال به نسبت کمرنگتر بودند.
۳. در زمان حضرت آدم(ع):
بر اساس روایات، حضرت آدم(ع) نخستین کسی بود که پس از هبوط به زمین، مأمور بنای خانهی خدا شد و در اطراف آن طواف کرد. گفته میشود طواف او همانند طواف فرشتگان در عرش الهی بوده است.
۴. پیش از خلقت انسان: طواف فرشتگان:
در روایات اشاره شده که پیش از آفرینش انسان، فرشتگان در آسمانها به دور «بیتالمعمور» که در آسمان چهارم و در راستای کعبه قرار دارد ـ طواف میکردند و خدا را به این شکل عبادت مینمودند. بر اساس برخی نقلها، کعبه زمینی بر اساس آن الگوی آسمانی ساخته شد و سنت طواف نیز از آن سرچشمه گرفته است.
گفته میشود که کعبه بر اساس «بیتالمعمور» در آسمانها ساخته شد و دستور طواف پیرامون آن نیز برگرفته از طواف فرشتگان است. بنابراین، چهار مرحله اصلی تاریخی برای این عبادت متصور است.
این سنت در طول تاریخ تداوم داشته است، تا جایی که حتی در دوران جاهلیت، مشرکان نیز با وجود انحرافات اعتقادی، برای خانهی خدا اهمیت قائل بودند و آن را طواف میکردند. این امر نشاندهندهی باقیماندن اساس سنت حضرت ابراهیم(ع) است، اگرچه با خرافاتی همچون طواف دور بتها نیز آمیخته شده بود.
چگونه بدون جنجال، پل اعتماد بین خودمان و والدین را بسازیم؟
رابطه میان فرزند و والدین، همواره در مرز باریکی میان «احترام» و «استقلال» حرکت میکند. بسیاری از جوانان، در حالی که به دنبال یافتن هویت مستقل خود هستند، با دیواری از کنترل، نگرانی و انتظارات والدین روبرو میشوند که این تقابل، از شکافهای عمیق روحی تا تنشهای دائمی خانوادگی را به همراه دارد. آیا میتوان بدون از دست دادن پیوند با والدین، به استقلال فردی دست یافت؟ و چگونه میتوان میان تکالیف شرعی و نیاز به آزادی، تعادلی پایدار برقرار کرد؟
حجتالاسلام والمسلمین سید علیرضا تراشیون به این چالش جوانان میپردازد که در ادامه آن را میخوانید.
سوال:
رابطهی من با خانوادهام، بهویژه با مادرم و برادرم، سالهاست که درگیر چالشی عمیق و پیچیده شده است. این تنشها از دوران نوجوانی آغاز شد و تا امروز، با شدتی بیشتر، ادامه یافته است. فاصلهای عمیق بین ما ایجاد شده است. مادرم همواره انتظار دارد من همانگونه باشم که او میخواهد، در حالی که من توانایی و تمایلی به این همسو شدن ندارم. این تضاد، ما را در موقعیتی قرار داده که در مقابل هم قرار گرفته ایم و قصد مستقل شدن دارم.
پاسخ حجتالاسلام والمسلمین تراشیون:
میخواستم با صراحت و شفافیت،بیان کنم؛ اعتقاد قلبی من بر این است که فرزندان موظف به اطاعت از والدین هستند، مگر در مواردی که والدین امر به معصیت کنند؛ در آن لحظه، اطاعت جایز نیست و نافرمانی در آن موارد، وظیفهای شرعی و اخلاقی است. این باور، ریشه در ایمان عمیق من دارد و معتقدم که خداوند حکیم، این چالش را در زندگی ما قرار داده تا خیری در آن نهفته باشد.
در این راستا، روایتی عجیب و تأملبرانگیز دارم که پیش از بیان آن، لازم میدانم مقدمهای کوتاه بر آن بیفزایم تا زمینهی درک بهتر آن فراهم شود.
تعادل میان کمال فردی و رضایت والدین
فرض کنید نوجوانی یا جوانی را در اوج کمال انسانی تصور کنید؛ کسی که نماز شب میخواند، در مراسمات زیارت اهلبیت (ع) شرکت میکند، پیادهروی اربعین را به پا میگذارد، نمازهایش را در اول وقت ادا میکند و حجاب کاملی دارد. گویی تمام معیارهای دینی و اخلاقی در وجود او جمع شده است. اما اگر با دقت به «نامه عمل» چنین فردی بنگریم، نکتهای حیاتی و سرنوشتساز را مییابیم: رضایت والدین.
روایات متعددی وجود دارد که صراحتاً بیان میکنند: اگر والدین از فرزند خود ناراضی باشند، آن فرزند بوی بهشت هم بهرهمند نخواهد شد. این روایات، که تکرار و تأکید فراوانی دارند، حکایت از یک حکمت عمیق دارند: چرا خداوند اینگونه دستور داده است که به حرف پدر و مادر گوش دهیم؟ پاسخ در این است که این اطاعت، زمینهساز رشد واقعی ماست.
البته، این به آن معنا نیست که فرزندان باید مانند رباتهایی بدون تفکر، هر چه والدین بگویند را بدون چالش بپذیرند. یک جوان یا نوجوان، حق دارد استقلال رفتاری، کلامی و فکری داشته باشد؛ این استقلالها نه تنها منافاتی با احترام به والدین ندارند، بلکه لازمهی بلوغ فکری هستند. اما مرز باریکی وجود دارد: اگر والدین بخواهند فرزندشان را به یک ربات تبدیل کنند، یا اگر دستورات آنها با اصول شرعی و عقلانی در تضاد باشد، آنگاه اطاعت جایز نیست.
در آن لحظات، ما باید با تامل بگوییم: «پدر و مادر، شما نیز انسانهایی هستید که گاهی خطا میکنید، اما گاهی نیز چیزهایی را میبینید که ما از جایگاه خودمان قادر به درک آن نیستیم.»
اعتماد؛ پل ارتباطی دوسویه
چند روز پیش، در حاشیهی یک جلسهی سخنرانی، نوجوانی حدوداً شانزده یا هفده ساله با چهرهای آشفته و دغدغهمند رویکرد و گفت: «آقای تراشیون، نمیدانم چرا پدر و مادرم به من اعتماد ندارند؟»
پرسش او مرا به فکر فرو برد. در پاسخ، سوالی ساده اما بنیادین از او پرسیدم: «آیا تو نیز برای دریافت این اعتماد، گامی در جهت «اعتمادسازی» برداشتهای؟»
این موضوع، یک حقیقت دوسویه است. انتظار اینکه والدین، بدون هیچ پیشزمینهای و با چشمی بسته به فرزندشان اعتماد کنند، انتظاری غیرواقعی است. همانطور که آنها باید به ما اعتماد کنند، ما نیز باید با رفتارمان، زمینهی اعتماد را در آنها فراهم آوریم.
وقتی این نکته را برای نوجوان بیان کردم، او در سکوتی عمیق فرو رفت و به نظر میرسید که این جمله، دریچهای جدید در ذهن او گشوده است. او تازه متوجه شده بود که «چگونه» باید این اعتماد را بسازد.
برای روشنتر شدن موضوع، چند نکته را به او گوشزد کردم. مثلاً وقتی میخواهید از خانه خارج شوید و مادرتان میپرسد: «کجا میروی؟»، پاسخ کوتاه و مبهمی مانند «دارم میروم جایی» کافی نیست؛ این پاسخ، نگرانی مادر را تشدید میکند.
در عوض، با شفافیت و صمیمیت بگویید: «مادر جان، دلم گرفته و میخواهم کمی در پارک قدم بزنم و هوای تازه بخورم. نگران نباشید، نیم ساعت دیگر برمیگردم.»
این شفافیت، کوچکترین اما مؤثرترین گام برای ساختن پل اعتماد است. وقتی فرزند با صداقت و جزئیات، مسیر خود را برای والدین ترسیم میکند، نگرانی جای خود را به اطمینان میدهد و این اطمینان، بستر رشد و استقلال سالم را فراهم میآورد.
شفافیت؛ کلید آرامش و استقلال
وقتی فرزند با شفافیت کامل صحبت میکند، مادر نهتنها نگران نمیشود، بلکه یک نفس راحت میکشد. اما وقتی پاسخها مبهم است و فقط گفته میشود: «دارم میروم»، ذهن مادر درگیر هزاران سناریوی منفی میشود: «شاید میخواهد سیگار بکشد؟»، «شاید با دوستان ناباب در ارتباط است؟»، «شاید قصد رفتن به جای نامناسبی را دارد؟» یا «شاید کار دیگری انجام میدهد که ما نمیدانیم؟». در این حالت، یک جملهی کوتاه و مبهم، میتواند دریچهای از شک و نگرانی را در ذهن والدین باز کند.
در مقابل، وقتی فرزند پیشدستانه و با جزئیات اعتماد میسازد، اوضاع کاملاً تغییر میکند. مثلاً به مادر بگوید: «مادر جان، موبایلم همیشه همراه من است. هر زمان که زنگ زدی و کاری داشتی، من در خدمتم. هر وقت هم خواستم برگردم، خبر میدهم.» این جملهی ساده، بار سنگین نگرانی را از دوش مادر برمیدارد. دیگر نیازی نیست مادر مدام بپرسد: «کی میآیی؟»، «برای چه کاری میروی؟»، «کجا میروی؟» یا «با کی میروی؟».
وقتی فرزند با این رویکرد، اعتماد را پیشدستانه میسازد، مسیر ارتباطی هموارتر میشود. در این حالت:
مادر خیالش راحت میشود و آرامش خود را حفظ میکند.فرزند نیز در آرامش و امنیت به فعالیتهای خود میپردازد.
استقلال فردی نیز کاملاً حفظ میشود، زیرا مادر با آگاهی و اطمینان، اجازهی رفتوآمد را میدهد و دیگر نگران نیست که فرزندش کجا برود.
بنابراین نکته ی اول: شفافیت، نهتنها مانع استقلال نمیشود، بلکه بستر اصلی برای رشد و استقلال سالم است. وقتی مادر بداند فرزندش در کجا و با چه هدفی است، دیگر نیازی به بازجویی و کنترل نیست و هر دو طرف در فضایی سرشار از اعتماد و آرامش زندگی میکنند.
مدارا؛ هنرِ تغییرِ نگاه، نه تغییرِ دیگران
نکتهی دوم و بسیار کلیدی که باید به این دخترخانم (و هر جوان دیگری) یادآوری کرد، یادگیری یکی از مهمترین «فرامهارتهای» ارتباطی است: مدارا کردن.
مدارا به چه معناست؟ یعنی اگر در برابر والدین بایستیم و با آنها «مقابله» کنیم، نتیجهای جز بدبختی برای هر دو طرف نخواهد داشت. (ما نمیتوانیم والدین خود را تغییر دهیم)
اما یک حقیقت انکارناپذیر دیگر این است که: والدین، حتی اگر روشهایشان اشتباه باشد، قطعاً خیر فرزندشان را میخواهند.
حتی در مواردی که والدین ممکن است رفتارهای نادرستی از خود نشان دهند (مانند تنبیه فیزیکی یا لحن تند)، باز هم نباید تصور کنیم که آنها قصد آزار فرزند را دارند. آنها «نمیدانند»؛ آنها «بلد نیستند». آنها با دانش و تجربیات محدود خودشان، بهترین کاری که در آن لحظه میتوانند انجام دهند را میکنند، هرچند که ممکن است آن کار برای ما دردناک باشد.
جلب روزی با صدقه
امام علی علیهالسلام:
«اِستَنزِلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ»
روزی را با صدقه دادن، درخواست کنید.
نهج البلاغه، حکمت ۱۳۷































