ایران در هندسه جدید قدرت: از «مهندسی مهار» تا «معماری معادلات»

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
ایران در هندسه جدید قدرت: از «مهندسی مهار» تا «معماری معادلات»

منطق حاکم بر تقابل غرب با ایران، نه پدیده‌ای مقطعی و ایدئولوژیک، بلکه یک «مهندسی مهار» تاریخی و ساختاری است. هدف این مهندسی، مدیریت ظرفیت‌های ژئوپلیتیک ایران برای جلوگیری از تبدیل آن به یک قطب مستقل قدرت بوده است. این رویکرد، سیر تحول ایران از یک «متغیر وابسته» در معادلات دیگران به یک «بازیگر تعیین‌کننده» را در سه سناریوی روایت می‌کند:

متغیر تابع: از «قرارداد بیگانه» تا «مهار دوگانه»

روسیه و انگلیس سال ۱۲۸۶ طبق «قرارداد ۱۹۰۷» ایران را به سه منطقه تقسیم کردند: منطقه‌ شمال تحت نفوذ روسیه، منطقه جنوب تحت نفوذ انگلیس و منطقه‌ مرکزی بی طرف می ماند. ایران را نه به‌عنوان یک«کشور مستقل» بلکه به‌ عنوان یک «فضای حائل» برای مدیریت خودشان تقسیم کردند. این اولین بار بود که ایران به‌جای یک «بازیگر مستقل» به یک «متغیر قابل تنظیم» در معادلات قدرت تبدیل شد. راهبردی که ایران را نه یک بازیگر، بلکه یک ابژه جغرافیایی برای تنظیم موازنه میان قدرت‌های رقیب تعریف می‌کرد.

مقاومت سازنده: از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن»

‌انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نقطه چرخش تاریخی بود که نگاه به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به محور سیاست ملی تبدل کرد. پس از انقلاب ۵۷، ایران از «متحد مهارشده» به «سوژه ساختارشکن» تبدیل شد و غرب را به سمت «دکترین مهار دوگانه» سوق داد تا با تضعیف همزمان ایران و رقبای منطقه‌ای‌اش، از ظهور هرگونه هژمون مستقل جلوگیری کند. در این مرحله، ایران در مسیر کنشگری مستقل در حال گذار از تابعیت به مقاومت است و مهار دیگر صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه مهار اراده راهبردی ایران برای استقلال هدف اصلی می شود.

قدرت تعیین‌کننده: از «وابسته سازی» تا «آستانه‌سازی»

در این سناریو، استراتژی دشمن به «محدودسازی ظرفیت از طریق فشار ترکیبی» تکامل یافته است. نگرانی اصلی غرب دیگر نه برنامه‌های مشخص، بلکه «آستانه‌سازی راهبردی» ایران است؛ یعنی توانایی تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای بدون عبور از خطوط قرمز رسمی. این توانمندی، ذات مهندسی مهار را به چالش می‌کشد. الگوهای منطقه‌ایِ مقاومت و ظرفیت‌های بومی قدرت، ایران را به بازیگری تبدیل کرده‌اند که می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد، نه فقط در خاورمیانه بلکه در معادلات نوین جهانیِ پس از افول هژمونی غرب.

نتیجه‌گیری راهبردی:

تقابل ایران و غرب، امتداد یک منطق تاریخی است که در آن غرب تلاش کرده تا ایران را در چارچوب‌ های تعیین‌شده‌ خود نگه دارد. منازعه موجود، ماهیتی ساختاری دارد و بر سر جایگاه ایران در معماری نظم منطقه‌ای است.ایران از جایگاه «بازیچه متغیر» عبور کرده و در حال تثبیت نقش «بازیگر مستقل» است. بنابراین، پرسش کلیدی امروز «چرا با ما دشمنی می‌کنند؟» نیست، بلکه این است: «چگونه می‌توان با عبور کامل از «مهندسی مهار»، به مرحله «معماری نظم منطقه‌ای» با قواعدی نوین دست یافت؟»

دکتر مرتضی امیری نژاد

خوانده شده 2 مرتبه

احادیث