emamian

emamian

پنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا، پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است.

این روز را روز پرستار می نامند و علت نام گذاری این روز به نام «روز پرستار» این است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت،

و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد. درود بی پایان خداوند بر این بزرگ بانوی اسلام باد.

نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم این است که: حیف است حضرت زینب (س)را پرستار بیمار بخوانند زیرا پرستاری از بیمار یکی از کوچک ترین مسؤولیت های بی بی زینب(س) بود، و هر چند پرستاری وظیفه سنگین و ارزشمندی است و پرستار متعهد باید با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملایمات برای انجام خدمتش بنماید و چنین کاری از عهده هر کس برنمی آید ولی با این حال مقام حضرت زینب، آن قدر والا و عظیم است که او را پرستار نهضت و انقلاب حسینی باید بنامیم، زیرا این پرستاری به مراتب مهم تر و سرنوشت سازتر از پرستاری بیمار بود.

حضرت زینب(س) نقش نگهداری از قیام خون بار حسینی را بر عهده داشت که قطعا اگر او این بار را بر دوش نمی گرفت، خون حضرت حسین(ع) پایمال می شدو بسیار دشوار بود که نهضت ابی عبد الله علیه السلام به مردم اعلام و ابلاغ گردد و شاید بدون اسارت خاندان رسول الله و پیش تازی حضرت زینب کبرا(س) در رسوا نمودن هیئت حاکم ظالم، و تبلیغ او از انگیزه قیام برادر بزرگوارشان، یزیدیان به هدف پلید خود نائل می آمدند و نام رسول الله(ص) را نه تنها از مناره های مساجد بلکه از تاریخ، پاک و محو می کردند و این بود نیت شوم آنان.

و بی بی زینب کبری(س) با مجاهدت و قیام شجاعانه خویش در برابر زورگویان و همچنین فریب خوردگان زمانش، آن چنان از قیام حسین بن علی (ع)دفاع کرد که تا قیام رستاخیز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و این نام جاودان و مقدس برای همیشه با عظمت باید برده شود.

زینب در پس آن مصیبت بزرگی که آن چنان بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه ایستاد و سخنرانی کرد و خطابه خواند و مردم را بیدار کرد و حرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابین و دیگر حرکت های اسلامی آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار این حرکت عظیم زینبی، هویدا است و به برکت زینب(س) و قیام مبارکش، هم چنان بیرق های خونین عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته می شود زیرا زینب بود که پیام خونین حسین را به تمام نسل ها و عصرها رساند.

در اینجا نتیجه ای که می خواهیم از این مطالب بگیریم این است که علت نامگذاری روز میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها به روز پرستار به خاطر دو وجه است:

۱. تجلیل از مقام شامخ و شخصیت والای حضرت زینب(س) است که با برگزاری این مراسم یادی از این بزرگ بانو می شود و باعث الگو سازی در جامعه می شود.

۲. تقویت روحیه حضرت زینب گونه در میان پرستاران و تقدیر و تشکر از زحمات و نقش پرارزش پرستار در جامعه. که به دست آن ها برسد ان شاءالله

 

سلیمانی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق

خانه‌ی حضرت فاطمه شلوغ بود آقا أمیرالمؤمنین و پیغمبر در یک اتاق نشسته بودند، پنجم جمادی‌الأولی سال ششم هجری بود یک وقتی آقا نبی مکرم اسلام به علی علیه السلام فرمود قدم نورسیده مبارک باشد، آقا امام حسن و امام حسین کوچک بودند پیش بابا آمدند ، بابا اسم خواهرمان را چی بگذاریم؟ آقا أمیرالمؤمنین تجسم ادب است به بچه‌ها گفت ما بر بزرگترها پیشی نمی‌گیریم و نامگذاری بچه‌ها به عهده‌ی بزرگترهاست.

اولین نکته درس در اینجا دارد: تو هر کسی و هر چه که هستی احترام بزرگترت را داشته باش، اول نظر بزرگترت را بشنو. بعضی ها هنوز بچه در رحم مادر است، زن و شوهر هرکدام یک اسمی می‌گذارند، کار به پدر و مادر ندارند، این پدر و مادر قدیمی هستند و ما اسم جدید می‌خواهیم، هدیه به ما ز پاریس آمد و آفرین رخت کشید و عوضش مرس آمد. اینجاها را کار ندارم بروید تهران اسمی از فاطمه و زینب و کلثوم نماند و عوضش زی‌زی و می‌می و فرنگیس آمده و تازه افتخار می‌کنیم به این اسم‌های چمندرقیچی که روی بچه‌هایمان گذاشتیم و گاهی اصلاً تلفظش هم سخت است و گاهی معنای بعضی اسم‌ها را می‌پرسیم چی است؟ می‌گویند نمی‌دانیم.

قا أمیرالمؤمنین به نبی مکرم اسلام عرض کرد اسم نوه‌تان را چی می گذارید؟ پیغمبر یک دختری داشت به نام زینب که این در جوانی فوت کرد و پیامبر فرمود من زینبم را خیلی دوست داشتم، اسم این را زینب بگذارید. زینب از زین و أب است یعنی زینت پدر، واقعاً هم زینت پدر است، زینت عالم و زینت دین است، زینت اسلام است.

پنج سال در دامن پیغمبر پرورش یافت و پیغمبر خیلی به حضرت زینب توجه داشت و آن را تربیت می‌کرد.

نکته‌ی دیگر این است که تربیت بچه را از دوران رحم مادر باید شروع کرد، بی‌بی دوعالم حضرت فاطمه وقتی که بچه‌ها را حامله بود قرآن می‌خواند، غذای پاک می‌خورد، غذای پاک بچه‌ی پاک می‌آورد، هر غذایی را نخورید. این غذایی که ما می‌خوریم روی فرزندمان اثر دارد و حتی در شیردادن هم اثر دارد، وقتی بچه رودل می‌کند، دکتر می‌گوید حبوبات نخور، حبوبات را من می‌خورم چکار به بچه دارد؟ این تبدیل به شیر می‌شود و بچه دارد از آن استفاده می‌کند. به بچه‌هایمان غذای پاک بدهیم و در فضای پاک هم باشیم، غیبت که نمی‌کنیم هیچی در جای غیبت هم ننشینیم.

حضرت زینب سلام الله علیها در خانواده‌ای بزرگ شده مراقب بودند هر کاری نکنند، هر حرفی نزنند و هر چیزی را نگویند، انسانی که گرایش به دنیا یاگرایش به دین دارد دربچه‌اش اثرمی‌ گذارد.

لقبش را گذاشتند عقیله بنی‌هاشم، عقیله یعنی زنی که دارای عقل و کرامت و فضیلت در قوم خودش است. حضرت چهار پسر و یک دختر داشت، اسم پسرهایش علی و محمد و عون و عباس و اسم دخترش را هم ام‌کلثوم گذاشت.

در زمان وفات پیغمبر و حضرت فاطمه همین ۵ سال داشت چون فاصله‌ی بین شهادت حضرت زهرا و وفات پیغمبر ۹۵ روز بود.

معلمش مادرش بود، چی یاد گرفت؟ صفا و صمیمیت، قلبی آکنده از معنویت، به دور از هوا و هوس که نه پدرش جاه‌طلب بود نعوذبالله و نه مادرش اهل هوا و هوس بود. آداب و معاشرت را یاد می‌گیرد.

هر چه را از پدر و مادرش در دوران کودکی یاد می‌گرفت به دیگران انتقال می‌داد، این یک نکته است، آنچه را در زندگی یاد می‌گیرید خوب است به دیگران هم انتقال بدهید.

حضرت زهرا سلام الله علیها معلم زینب است، معلم علمش را با احساس انتقال بدهد تا اثربگذارد، گاهی دوتا جوان کنار هم می‌نشینند و یکی می‌گوید یک فیلم دستم آمده اگر بدانی چه معرکه ی است و من تا به حال همچین فیلمی ندیدم، دیدن یک فیلم را با یک احساسی انتقال می‌دهد و دوستش بخود می‌گوید اگر این فیلم را نبینم ضرر کردم ، گناه می‌کنم، جوانی‌ام را از دست دادم، و باید این فیلم را ببینم. من و شما چه می‌کنیم؟ می‌آئیم می‌رویم نماز می‌خوانیم، نماز جمعه می‌رویم در محافل و مجالس مذهبی شرکت می کنیم اما یک بارنشد با احساس برای فرزندانمان از حال و هوای و صفا و معنویت و اثار و برکات و لذاتش ؟ با بچه‌هایمان اینگونه صحبت نکردیم، بعد توقع داریم که بچه‌هایمان به سمت دین بیایند.

اگر بچه‌ای غذا نمی‌خورد و غذا را می‌بری جلوی دهانش که بخور، نه نمی‌خورم. یکذره خودت می‌چشی و می‌گویی وای چقدر خوشمزه است و بچه می‌گوید که پدر و مادرم می‌گویند خوشمزه است پس من هم بچشم ببینم خوشمزه است یا نه؟ مزه‌ی دین ومعنویت را به بچه‌هایمان بچشانیم. زینب در کنار پیامبر و مادرش این گونه چشید.

اگر بخواهیم بچه‌مان راحفظ کنیم، داروی تلخ را با یک احساس شیرین‌ و شیرین زبانی به بچه‌مان ب‌دهیم، اصلاً زندگی حضرت زینب این را می‌خواهد به من و شما یاد بدهد، اگر دین‌داری من و شما روی اهل خانواده‌ی خودمان اثر نگذارد دیندار نیستیم، این چه دینی است که تأثیر روی خانواده‌ی خودش نگذارد؟ اگر می‌خواهیم بچه‌هایمان مریض نشوند بچه‌ها را واکسینه می‌کنیم، اگر می‌خواهیم بچه‌ها فلج نشوند واکسن فلج می‌زنیم، اگر می‌خواهیم در دین فلج نشوند واکسن دین را بزنید، پیغمبر، آقا امام حسن و امام حسین و زینب را واکسینه کرد.

وقتی که اینها آمدند وارد جامعه می‌شدند و در کوچه‌ها راه می‌رفتند، اگرمردم آنها نمی‌شناختند می‌گفتند این بچه‌های مؤدب چه کسانی هستند؟ چون پیامبر و فاطمه‌ اینها را واکسینه‌ی ادب کرده بودند، اگرمی‌گفتند اینها بچه‌های فاطمه و پیغمبر هستند. می‌گفتند بارک‌الله باید هم اینطوری باشند.

اینها در خانواده درس صبر و بردباری، عدالت‌گستری از باباش علی و مادرش فاطمه یاد گرفتند.

فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها درحین اینکه دارد کار خانه می‌کند و به دخترش کار یاد می‌دهد، قرآن هم می‌خواند. آیات قرآن هم یاد می‌دهد.

نبی مکرم اسلام از سفر برگشته و خانه‌ی دخترش فاطمه رفته و می‌بیند یک پرده‌ای آویزان است و از دم درب خانه برمی‌گردد و بی‌بی‌دوعالم می‌فهمد برای چی است؟‌ پرده را باز می‌کند و اصلاً پرده را به خاطر باباش آویزان کرده بود، به آقا امام حسن وامام حسین یک درسی یاد می‌دهد و می‌گوید بروید دنبال جدّتان و بگویید که برگردد. برگشت. یعنی فقط به فکر دنیای بچه‌هایتان نباشید به فکر آخرتشان هم باشید. دخترم من خیلی تو را دوست دارم اما به فکر آخرت هم هستم، به در گفتن و دیوار گوش کردن است. حضرت صدیقه‌ی طاهره اهل دنیا نیست چون هر چیزی که به حضرت می‌رسید به دیگران می‌داد و حتی غذای خودش را به دیگران می‌داد، حضرت زینب از مادرش دید انقدر ایثار دارد که روزه گرفته و غذای خودش را به دیگران می‌دهد

وقتی که چند سالی می‌گذرد و بزرگ می‌شود خواستگاران زیادی از خاندان بزرگ عرب می‌آیند، آقا أمیرالمؤمنین همه‌ی اینها را با دخترش مشورت کرد، یک نکته‌ی دیگری هم اینجا دارد. هر خواستگاری که می‌آمد مولا أمیرالمؤمنین با زینب صحبت می‌کرد که یک همچین شخصیتی دارد و باباش هم این است و چنین ویژگی‌ای دارد و خانواده‌اش هم این است، دخترم تو چه می‌گویی؟ پدرسالاری جای خودش، تحمیل به دختر نمی‌کند یعنی خودخواهی نمی‌کرد.

اگردین را ما اجرا کنیم دین ما دین بسیار خوبی است، ما معمولاً‌ دین درست می‌کنیم با افکار و اندیشه‌ی ناقص خودمان دین درست می‌کنیم

تا اینکه عبدالله بن جعفر طیاربرادر امام علی ، جعفر طیار در جنگ موته به شهادت می‌رسد دو بالش را از دست می‌دهد ولی پرچم پیامبر، پرچم اسلام را با اینکه دو بال را از دست داد نگه داشت و شهید شد که بعد پیامبر فرمود خداوند دو بال به آن دادند که با آن به بهشت پرواز کرده است، جعفر طیار که می‌گویند برای این است.

جعفر همان کسی است وقتی که جنگ خیبر پیروز شده بودند و جعفر برگشت پیامبر فرمود من نمی‌دانم از آمدن جعفر خوشحال باشم یا از جنگ خیبر، نمی‌خواهم در مورد جعفر بگویم که آن هم داستان مفصلی دارد و عبدالله فرزند آن جعفر است و پسرعموی زینب است. وقتی جعفر به شهادت رسید نبی مکرم اسلام آمد عبدالله را بغل کرد، نوازشش کرد و تا زمانی هم که زنده بود به عبدالله توجه می‌کرد، زینب خودش بهترین زن در عالم که شوهر خوبی هم نصیبش شد. آن حضرت ازدواج می‌کند.

زینب یک اسم و رسمی داشت در آن زمان که از نظر علمی پهلو به پهلو با عصمت و امامت بود تا جایی که آقا امام سجاد علیه السلام فرمودند عمه تو عالمه‌ای هستی که معلمه ندیدی ولی همه‌ی علوم را داری.

آن حضرت در سخنرانی‌اش بی‌نظیر بود و اصلاً شما فقط یک مرد پیدا بکنید ، نه زن. چون امروزه مردها ادعایشان بیشتر است. مردی پیدا کنید که هم اهل سیاست بو هم اهل‌خانه‌داری و مدیر خوب، مجری خوب، آدم متفکر، زن و بچه‌دار، عالم عابد هم باشد و همه‌ی اینها در یک کسی جمع شود؟!!!!!!!!. ممکن است پیدا کنید عابدباشد اما در سیاست کاری ندارد، یک سیاست‌مدار پیدا کنید در عبادت و معنویت خیلی ضعیف است که هر کسی در یک چیزی رشد کرده اما حضرت زینب سلام الله علیها همه‌ی اینها را در وجود خودش دارد. در مدیریت که نظیر نداشت وقتی یک نفر را از دست می‌دهیم اصلاً فکرمان کار نمی‌کند اما واقعه‌ی کربلا وقتی رخ داد فکر و اندیشه‌ی زینب بود که قضیه‌ی کربلا را جمع و جور کرد ، چون مشکلات یکی دوتا نبود و داغ یکی دونفر نبود و این هم زن بود ولی با همه‌ی اینها می‌بینیم که آقا امام سجاد علیه السلام می‌گوید عمه‌ام زینب درشب شام غریبان نماز شبش را نشسته خواند، چون دیگر نمی‌توا نست روی پایش بایستد. ما چقدر نمازهای واجبمان را قضا کردیم.

در اخلاق نظیر نداشت، به هیچ کسی اخم و تندی نمی‌کرد مگر اینکه در مقابل ظالمی مثل ابن زیاد و یزید باشد، اصلاً بروید در زندگی حضرت زینب سلام الله علیها سیر بکنید نمی‌بینید حتی یک جا حضرت تندی کرده باشد، انقدر حلیم و بردبار بود که حد و حساب نداشت، با این علم ناقصم و با این ناتوانی از زینب چه بگویم ؟ یکی از علمای بزرگ می‌گوید همه‌ی صفات خوب را اگر در پیغمبر و أمیرالمؤمنین و حضرت فاطمه و حسن و حسین بیاوریم جمع بکنیم در وجود مبارک حضرت زینب متجلی بود، این خانم همه‌ی آنها را گلچین کرد و برداشت کرد و در وجودش داشت. این خانم می‌خواست بفهماند که من از کدام خاندان هستم، من در دامن کی پرورش یافتم.

یکی از وظایفی که من و شما داریم حفظ حرمت خانوادگی است که وقتی ما را دیدند بگویند خوشا به حال آن خانواده که چنین بچه‌ای دارند و باعث عزت و آبروی خانواده بشود، زینب باعث عزت و آبروی خانواده که هیچ، باعث عزت و آبروی انسانیت بود و نگاه زینب نگاه به انسانیت بود چون دید زینب، دید انسانی بود و برایش مسیحی و یهودی فرقی نمی‌کرد. در مسائل سیاسی همه جا حضور داشت، حضرت زینب مدرس بود، چه درسی می‌داده؟ حضرت زینب درس تفسیر و قرآن می‌گذاشت، درس اخلاق گذاشت، درس عقاید را گذاشت، اینکه می‌گویم معلم بود واقعاً معلم به تمام معنا بود و برای زینب فرقی نمی‌کرد همه جا برای زینب مدرسه بود، در خانه، کوچه، مسجد و هر کجا که زینب بود آنجا حضرت زینب کلاس درس بود.

عبدالله یکی از متمول‌ترین مردان دوران خودش بود اما زینب سلام الله علیها با ثروت ولباس خودش را زینت نمی‌داد، با اخلاقش خودش را زینب می‌داد یعنی دنبال لباس و طلا و فخرفروشی نبود، افتخار زینب به ثروت عبدالله نبود و گاهی بعضی از دخترها می‌گویند یا خانمی می‌آید می‌گوید ما داماد داریم که مهندس است، پولدار و ثروتمند است، دختر چی دارد؟ اصلاً وجود نازنین زینب افتخار برای عبدالله بود و به فضیلت خودش افتخار می‌کرد نه به ثروت عبدالله. آن حضرت در کنار پدرش بود خیلی کوتاه مختصر، با آقا امام حسن بود و آمد در کربلا با آقا امام حسین بود اما ویژگی‌های زینب را خیلی مختصر عرض بکنم که چه ویژگی‌هایی داشت.

یکی مقام علمی‌اش بود، وقتی در مجلس ابن‌زیاد سخنرانی می‌کرد، اول در مجلس ابن زیاد آوردند و حضرت رفت مثل غریبه آنجا نشست و ابن زیاد توهین‌های زیادی کرد و اول سؤال کرد این خانم کی است؟ حضرت جواب نداد. دوباره سؤال کرد این خانم کی است؟ جواب نداد. وقتی دوباره تکرار کرد گفتند این زینب دختر علی است. ابن زیاد شروع کرد به توهین کردن که دیدی خار و ذلیل شدی؟ وقتی شروع کرد خطبه‌خواندن یک وقتی ابن زیاد گفت این عین باباش علی سخن می‌گوید، حمد و ثنای الهی را و شکر نعمت‌های خدا را بجا آورد و بعد معرفی کرد ما کی هستیم؟ جدّم کی هست؟ وقتی گفت یابن مرجانه که مادربزرگش بود و زناکار بود بدتر از این نبود.

هفت‌ معصوم را درک کرد. پیغمبر، فاطمه، أمیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین ،امام سجاد، با امام محمد باقر هفت امام را حضرت زینب درک کرد.

آنچه که شما امروز از اسلام می‌بینید از برکت وجود زینب است، آن حضرت وقتی مدینه آمد شروع به سخنرانی‌ کرد و از شهرهای دیگر دیدنش ایشان می آمدند تبلیغ وسخنرانی می کرد و یزید دستور داد که آن حضرت را تبعید کردند.

 

سید جواد نورموسوی

کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه اعلام کرد: بعد از نامه مشترک سه کشور روسیه، چین و ایران به دبیرکل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت مبنی بر اعلام خاتمه قطعنامه ٢٢٣١ از ١٨ اکتبر، امروز نیز در چارچوب ابتکارات دیپلماتیک وزارت امور خارجه، سفرا و نمایندگان دائم سه کشور نزد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نامه مشترکی را به مدیرکل آژانس ارسال کردند.

وی افزود: در این نامه، ضمن غیرقانونی خواندن اقدام سه کشور اروپایی در فعال نمودن اسنپ‌بک، اعلام شده است که تمام مفاد قطعنامه ٢٢٣١ در ١٨ اکتبر خاتمه یافته‌اند.

اما یک نکته کلیدی دیگر در این نامه وجود دارد، و آن درخصوص پایان گزارش‌دهی مدیرکل آژانس پیرامون راستی‌آزمایی و نظارت در پرتو قطعنامه ٢٢٣١ و اجرای برجام است.

غریب‌آبادی ادامه داد: در این خصوص، در این نامه تصریح شده است؛ "در آژانس، راستی‌آزمایی و نظارت در ایران در پرتو قطعنامه ٢٢٣١ و اجرای برجام، بر اساس قطعنامه ١5 دسامبر ٢٠١5 شورای حکام مقرر شده است. بند ١4 اجرایی این قطعنامه، بدون قیدوشرط، تصریح می‌کند که شورا تصمیم می‌گیرد این موضوع را به‌مدت ١٠ سال و یا تا تاریخی که مدیرکل آژانس گزارش جمع‌بندی گسترده‌تر درخصوص ایران را منتشر نماید، هر کدام که زودتر فرا برسند، در دستورکار خود نگه‌دارد، ازاین‌رو، آیتم مربوطه در دستورکار آژانس در این خصوص از ١٨ اکتبر به‌طور اتوماتیک برداشته می‌شود و هیچ اقدام دیگری در این رابطه نیاز نیست".

تغییر رفتار در کودکان، یکی از چالش‌برانگیزترین و در عین حال حیاتی‌ترین وظایف والدین است. بسیاری از رفتارهایی که ما بزرگسالان "نامطلوب" می‌نامیم، در واقع پاسخ‌هایی به نیازهای کودک، مراحل طبیعی رشد او، یا بازتابی از محیط پیرامونش هستند. با صبر، دانش، و استفاده از روش‌های مؤثر تربیتی، می‌توانیم فرزندانمان را در مسیر رشد صحیح هدایف کنیم. این مقاله به شما کمک می‌کند تا با الهام از آموزه‌های دینی و روانشناسی کودک، به بهترین شکل ممکن با رفتارهای چالش‌برانگیز فرزندتان روبرو شوید.

1. شناسایی و درک ریشه رفتار: اولین گام به سوی تغییر
پیش از هرگونه اقدامی، باید بفهمیم چرا فرزندمان این رفتار خاص را از خود نشان می‌دهد. رفتار مانند نوک کوه یخ است؛ قسمت اعظم آن زیر آب و پنهان است.

مشاهده و تحلیل دقیق: به جای قضاوت زودهنگام، رفتار فرزندتان را با دقت مشاهده کنید. چه زمانی، در چه موقعیتی، و در حضور چه کسانی این رفتار رخ می‌دهد؟ چه چیزی قبل از آن اتفاق می‌افتد و چه پیامدهایی به دنبال دارد؟ (مثال: آیا وقتی خسته یا گرسنه است، بیشتر لجبازی می‌کند؟)

همدلی و گفتگو (با زبان کودک): به جای سرزنش، با او همدلی کنید. "می‌فهمم که الان ناراحتی/عصبانی هستی." سپس به او فرصت دهید تا احساساتش را بیان کند. از او بپرسید: "چه چیزی تو را ناراحت کرده؟" یا "چه اتفاقی افتاد که این کارو کردی؟" (بسته به سن کودک).

نیازهای برآورده نشده: بسیاری از رفتارهای نامطلوب، تلاشی برای برآورده کردن یک نیاز اساسی هستند. آیا فرزندتان به توجه، استراحت، بازی، یا توانایی بیان احساساتش نیاز دارد؟

مراحل رشد طبیعی: برخی رفتارها، بخشی طبیعی از فرآیند رشد هستند (مثلاً، لجبازی در دوران نوپایی). شناخت این مراحل به شما کمک می‌کند انتظارات واقع‌بینانه داشته باشید.

الگوبرداری از محیط: کودکان به شدت از محیط اطرافشان الگو می‌گیرند.
آیا این رفتار را از شما، سایر اعضای خانواده، دوستان یا رسانه‌ها آموخته است؟

2. آموزش و الگوبرداری: چراغ راه آینده
کودکان از طریق آموزش مستقیم و مشاهده رفتار ما، دنیا را می‌آموزند.

تعیین حد و مرزهای روشن و سازگار:
به وضوح و با زبانی ساده توضیح دهید که چه رفتارهایی قابل قبول نیستند و چرا. "پرت کردن اسباب‌بازی‌ها باعث شکستن آنها می‌شود و ممکن است به کسی آسیب برساند."
قوانین خانه را (در صورت لزوم با کمک فرزندان بزرگتر) تدوین کنید و در جایی قابل رویت قرار دهید. ثبات در اجرای این قوانین، کلید موفقیت است.

آموزش مهارت‌های ضروری زندگی:
مدیریت احساسات: به او کمک کنید نام احساساتش را بشناسد (عصبانی، ناراحت، خوشحال) و روش‌های سالم برای ابراز آن‌ها را بیاموزد (مثلاً نفس عمیق، کشیدن نقاشی، یا صحبت کردن).

حل مسئله: به جای حل کردن مشکلاتش برای او، به او کمک کنید خودش راه‌حل پیدا کند. "فکر می‌کنی چطور می‌تونیم این مشکل رو حل کنیم؟"

مهارت‌های اجتماعی: آموزش‌هایی مانند نوبت گرفتن، تقسیم کردن، عذرخواهی کردن، و همدلی با دیگران.

 بهترین الگو: فراموش نکنید که شما مهم‌ترین الگو برای فرزندتان هستید. رفتاری را که می‌خواهید در او ببینید، خودتان نیز رعایت کنید. اگر می‌خواهید او آرام باشد، شما نیز هنگام عصبانیت آرامش خود را حفظ کنید.

3. تشویق و تقویت مثبت: پرورش رفتارهای مطلوب
توجه به رفتارهای خوب، یکی از قوی‌ترین ابزارها برای ترویج آن‌هاست.

توجه فعال به رفتارهای مثبت: زمانی که فرزندتان رفتار خوبی از خود نشان می‌دهد (حتی اگر کوچک باشد)، بلافاصله او را تشویق کنید و به او توجه کنید. "چه خوب که اسباب‌بازی‌هاتو جمع کردی!"

تشویق‌های کلامی و معنوی: تحسین کلامی، در آغوش گرفتن، بوسیدن، یا صرف زمان با کیفیت برای انجام فعالیت مورد علاقه‌اش، پاداش‌های بسیار مؤثری هستند.

پاداش‌های مادی (با احتیاط): گاهی اوقات، پاداش‌های کوچک مادی نیز می‌توانند مفید باشند، اما نباید تنها محرک رفتار خوب شوند. تمرکز اصلی باید بر پاداش‌های معنوی باشد که به تقویت عزت نفس و انگیزه درونی کودک کمک می‌کنند.

4. آموزه‌های قرآنی و نبوی: بنیانی محکم برای تربیت
اسلام، برنامه‌ای جامع برای تربیت انسان ارائه می‌دهد که شامل اصول کلیدی برای تربیت فرزند نیز می‌شود:

صبر جمیل: "و استعینوا بالصبر و الصلاة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین"(1) (و از صبر و نماز یاری جویید و البته آن دشوار است، مگر بر خاشعان). تربیت فرآیندی طولانی و نیازمند صبوری بی‌حد و حصر است. نتایج یک شبه حاصل نمی‌شوند. از دعا و نماز برای کسب آرامش و صبر یاری بجویید.

کرامت انسانی:"و لقد کرمنا بنی آدم"(2) (و ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم). با فرزندتان با احترام کامل رفتار کنید. تحقیر، سرزنش، مقایسه با دیگران یا استفاده از الفاظ نامناسب، به شدت به کرامت و عزت نفس او آسیب می‌زند.

موعظه حسنه: "ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة" (3)(با حکمت و موعظه نیکو به راه پروردگارت دعوت کن). پند و اندرز باید با زبانی نرم، محبت‌آمیز، بدون تحقیر و متناسب با درک کودک باشد. استفاده از داستان‌های قرآنی و سیره معصومین (ع) می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

حفظ حرمت و راز (سیره اهل بیت): هرگز راز کودک را فاش نکنید یا او را در جمع شرمنده نسازید.
امام صادق (ع): أَکْرِمُوا أَوْلادَکُمْ وَأَحْسِنُوا ءادابَهُمْ یُغْفَرْلَکُمْ.(4)
فرزندانتان را گرامی بدارید و آدابشان را نیکو کنید تا آمرزیده شوید.

یادآوری ناظر بودن خداوند: به او بیاموزید که خداوند همیشه مهربان و ناظر بر اعمال ماست. این باور، می‌تواند یک عامل بازدارنده قوی برای رفتارهای نامطلوب و انگیزه‌ای برای کارهای خوب باشد. اما این یادآوری باید با لحنی محبت‌آمیز و نه ترسناک باشد.

5. پیامدهای منطقی و جبران خطا: درس گرفتن از اشتباهات
هدف از پیامدها، تنبیه نیست، بلکه آموزش مسئولیت‌پذیری و درک عواقب رفتار است.

پیامد طبیعی: اجازه دهید فرزندتان پیامدهای طبیعی رفتارش را تجربه کند. اگر اسباب‌بازی‌هایش را پخش کرده و نتواند پیدا کند، این یک پیامد طبیعی است.

پیامد منطقی: اگر رفتار نامناسبی انجام داده است، یک پیامد منطقی و مرتبط با آن رفتار برای او در نظر بگیرید. مثلاً اگر با مداد روی دیوار نقاشی کرده، باید به شما در تمیز کردن آن کمک کند.

جبران خطا: به او فرصت دهید تا اشتباهش را جبران کند. اگر به کسی آسیب رسانده، او را تشویق کنید که عذرخواهی کند و به هر طریق ممکن آن را جبران کند. این کار حس مسئولیت‌پذیری و همدلی را در او تقویت می‌کند.

نکات تکمیلی و بسیار مهم:
ثبات و قاطعیت (با محبت): در اجرای قوانین و پیامدها ثابت قدم باشید. تناقض در رفتار والدین باعث سردرگمی کودک می‌شود. قاطعیت به معنای فریاد زدن نیست، بلکه به معنای پایبندی به آنچه گفته‌اید است.

عشق بی‌قید و شرط: همیشه به فرزندتان نشان دهید که او را بی‌قید و شرط دوست دارید، حتی زمانی که از رفتار او ناراضی هستید. این عشق، پایه اصلی امنیت روانی کودک است.

وقت با کیفیت: صرف وقت با کیفیت با فرزندتان، مهم‌ترین سرمایه‌گذاری برای تربیت اوست. این زمان، فرصتی برای گفتگو، بازی، و تقویت رابطه عاطفی شماست.

مراقبت از خودتان: تربیت فرزند بسیار انرژی‌بر است. برای حفظ آرامش و انرژی خود، به استراحت و تفریحات شخصی نیاز دارید. والدین آرام، فرزندان آرام‌تر تربیت می‌کنند.

مشورت و کمک حرفه‌ای: در صورت لزوم، از مشاوران تربیتی یا روانشناسان کودک کمک بگیرید. هیچ اشکالی ندارد که در این مسیر از متخصصان یاری بجویید.
تغییر رفتار یک فرآیند مستمر و طولانی است که نیازمند عشق، صبر، فهم و تلاش مداوم است. با توکل بر خداوند و به کارگیری این اصول، می‌توانید به فرزندتان کمک کنید تا به بهترین نسخه از خود تبدیل شود و آینده‌ای روشن و صالح را رقم بزند.


پی نوشت:
1.سوره بقره/آیه 45
2.سوره اسراء/ آیه 70
3.سوره نحل/ آیه 125
4.وسائل الشیعة، ج 15، ص 195

باور به امامت و غیبت حضرت مهدی(عج)، یکی از مفاهیم بنیادین در اعتقادات شیعه است که از دیرباز تاکنون محل بحث و گفتگو بوده است. سوالاتی درباره طول عمر و استمرار امامت ایشان، همواره ذهن‌ها را به خود مشغول کرده و زمینه‌ساز اختلافاتی میان مذاهب شده است. اما آیا این پرسش‌ها پاسخ منطقی و علمی دارند؟



۱. دیدگاه اهل سنت و شبهات اصلی
  ۱.۱. عدم گزارش گسترده تاریخی


برخی از عالمان اهل سنت مانند ابن تیمیه در منهاج السنة مدعی شده‌اند که تولد فرزند امام حسن عسکری(ع) در منابع اهل سنت ثبت نشده است (۱). ابن حجر و دیگر کتب اهل سنت نیز به این نکته اشاره دارند که شواهد تاریخی تولد و زندگی امام مهدی(عج) محدود و نامشخص است (۲).


۱.۲. محدودیت طبیعی عمر انسان
دیدگاه دیگری بر این است که عمر انسان محدود به چند دهه یا حداکثر صد سال است و تصور طول عمر بیش از هزار سال، غیرممکن و خلاف طبیعت انسان است (۳).

۱.۳. تفاوت مبانی امامت
در کلام اهل سنت، امامت یک منصب سیاسی-اجتماعی است و نه استمرار نبوت؛ لذا استمرار امامت در یک فرد خاص در تمام اعصار ضرورتی ندارد. ابن تیمیه بر این باور است که امامت پس از پیامبر(ص) صرفاً برای رهبری جامعه و نظم سیاسی مشروعیت دارد و استمرار آن در یک انسان خاص نیازمند دلیل نقلی قطعی نیست.

۱.۴. جمع‌بندی دیدگاه اهل سنت

اهل سنت بر اساس منابع خود، شبهات را بر سه محور تاریخی، طبیعی و کلامی طرح می‌کنند. این دیدگاه به رغم مستند بودن به منابع خود، فاقد تحلیل عقلی جامع و تطبیقی با سلسله امامت شیعه است.


۲. پاسخ شیعه به شبهات
  ۲.۱. دلیل عقلی: ضرورت وجود حجت الهی

اصل عقلی شیعه می‌گوید زمین هیچ‌گاه از حجت الهی خالی نمی‌ماند. امام صادق(ع) فرموده‌اند: "لو لا الحجة لساخت الأرض بأهلها" (اگر حجت نباشد، زمین اهل خود را فرو می‌برد) (۱۰).

استاد جعفر سبحانی بیان می‌کنند که فیض الهی و ارتباط عالم بالا با زمین از طریق انسان کامل (امام) باید همیشه برقرار باشد. قطع این فیض پس از پیامبر(ص) با حکمت خداوند سازگار نیست. بنابراین وجود امام زنده در هر عصر، از جمله عصر حاضر، ضروری است (۱۱).


۲.۲. دلیل نقلی و قرآنی: آیات و روایات

قرآن کریم می‌فرماید:
"تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ" (فرشتگان و روح در آن [شب قدر] به فرمان پروردگارشان بر هر امر نازل می‌شوند)  (۱۲).

به تصریح روایات، محل نزول این امر قلب مقدس ولی عصر(عج) در هر زمان است. امام جواد(ع) فرمودند: "به آیه 'إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَکَة' (سوره دخان) استدلال کنید؛ این پس از پیامبر(ص)، خاص ولی امر در هر عصر است"  (۱۳).

نقل شده است روزی یکی از یاران امام صادق(ع) از طول عمر و استمرار امامت پرسید. امام صادق(ع) پاسخ دادند: «اگر حجت خدا نباشد، زمین اهل خود را فرو می‌برد» و اشاره کردند که استمرار هدایت، حتی اگر دیده نشود، برای بقای جهان ضروری است. این داستان نشان می‌دهد که محور ایمان و عقلانیت، حضور دائمی حجت الهی است.

۲.۳. دلیل تاریخی و علمی: امکان عمر طولانی

در ادیان الهی سابقه عمرهای طولانی ثبت شده است. قرآن عمر حضرت نوح(ع) را ۲۵۰۰ سال گزارش می‌کند (۱۴).

از منظر علمی، طول عمر طولانی غیرممکن نیست، بلکه غیرمعمول است. علامه سید محمدحسین طباطبایی در گفت‌وگو با هانری کربن بیان کردند که طول عمر امام زمان(عج) می‌تواند با کند شدن متابولیسم بدن و قرار گرفتن در حالت «حیات معلق» توضیح داده شود. همچنین به پدیده «تعلیق حیات» در برخی گونه‌های جانوری مانند خرس آبی (Tardigrade) اشاره کرده‌اند که صدها سال زنده می‌مانند (طباطبایی) (۱۵).


۳. مقایسه و تحلیل
  ۳.۱. تحلیل تطبیقی


شیعه با استفاده از منابع نقلی، عقلی و علمی نشان می‌دهد که استمرار امامت و طول عمر حضرت مهدی(عج) نه تنها ممکن، بلکه ضرورت دارد. در مقابل، دیدگاه اهل سنت بیشتر بر محدودیت تاریخی و طبیعی تأکید دارد و دلیل عقلی فراگیر ارائه نمی‌کند.


۳.۲. رد شبهات اهل سنت
با تحلیل منابع، مشخص می‌شود که بسیاری از شبهات اهل سنت درباره طول عمر و استمرار امامت حضرت مهدی(عج) ریشه در تفاوت مبانی کلامی و فلسفی میان شیعه و اهل سنت دارد. این شبهات عمدتاً سه محور دارند:

۳.۱. ضرورت وجود حجت در هر عصر (استدلال عقلی)

شیعه معتقد است زمین هیچ‌گاه نباید از حجت الهی خالی بماند. امام صادق(ع) فرموده‌اند:
"لو لا الحجة لساخت الأرض بأهلها" (اگر حجت نباشد، زمین اهل خود را فرو می‌برد) (10).

  • تحلیل:

    • حضور امام زنده در هر عصر برای حفظ نظم، هدایت و استمرار فیض الهی ضروری است.

    • اهل سنت، امامت را بیشتر منصبی سیاسی می‌دانند و ضرورت استمرار آن در یک فرد خاص را نمی‌بینند؛ در حالی که از دیدگاه عقلی، نبود حجت در جهان سبب فروپاشی نظم اخلاقی و اجتماعی خواهد شد.

    • بنابراین، باور شیعی به امامت مستمر از منظر عقل و فلسفه هدایت، شبهه اهل سنت را رد می‌کند.


۳.۲. استمرار نزول ملائکه و هدایت در هر زمان (استدلال نقلی و قرآنی)

قرآن کریم در سوره قدر می‌فرماید:
"تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ" (فرشتگان و روح در شب قدر به فرمان پروردگارشان بر هر امر نازل می‌شوند) (11).

  • تحلیل نقلی:

    • روایات اهل بیت(ع) تصریح دارند که محل نزول این امر قلب مقدس ولی عصر(عج) در هر زمان است. امام جواد(ع) فرمودند: «به آیه 'إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَکَة' استناد کنید؛ پس از پیامبر(ص)، این امر خاص ولی امر در هر عصر است» (12).

    • این نشان می‌دهد که هدایت و فیض الهی به صورت مستمر از طریق امام زمان(عج) برقرار است.

  • پیام:

    • استمرار نزول ملائکه و امر الهی، نیازمند حضور ولی امر زنده است.

    • شبهه اهل سنت در این محور به دلیل عدم توجه به این براهین نقلی و تفسیر متفاوت از امامت، مردود است.


۳.۳. امکان طول عمر و حیات معلق (استدلال علمی)

از منظر علمی، طول عمر طولانی غیرمعمول اما ممکن است. قرآن عمرهای طولانی برخی انبیاء را گزارش کرده است؛ مانند حضرت نوح(ع) با ۲۵۰۰ سال (13).

  • توضیح علمی و طبیعی:

    • علامه طباطبایی اشاره کردند که طول عمر امام زمان(عج) می‌تواند با کند شدن متابولیسم بدن و قرار گرفتن در حالت «حیات معلق» توضیح داده شود.

    • نمونه‌های طبیعی مانند خرس آبی (Tardigrade) که صدها سال زنده می‌مانند، نشان‌دهنده امکان حیات طولانی است (14).

  • تحلیل تطبیقی:

    • شبهه اهل سنت که طول عمر طولانی را غیرممکن می‌داند، صرفاً بر محدودیت‌های تجربی انسان و مشاهده معمولی استوار است.

    • اما با توجه به شواهد نقلی و علمی، طول عمر امام زمان(عج) هم امکان‌پذیر و هم معقول است.
       

۳.۴. جمع‌بندی رد شبهات

  • شبهه تاریخی: فقدان ثبت گسترده تولد امام مهدی(عج) در منابع اهل سنت دلیل بر نبود ایشان نیست؛ منابع شیعی مستند و متواتر هستند.

  • شبهه طبیعی: طول عمر بیش از هزار سال با استدلال قرآنی، نقلی و علمی قابل توجیه است.

  • شبهه فلسفی: امامت صرفاً منصب سیاسی نیست، بلکه استمرار هدایت و فیض الهی است.


نتیجه نهایی:

با ترکیب استدلال‌های عقلی، نقلی و علمی، شبهات اهل سنت به طور مدلول و مستند رد می‌شوند. استمرار امامت و طول عمر حضرت مهدی(عج) از منظر شیعه هم ممکن، هم ضروری و تضمین‌کننده هدایت و عدالت الهی در هر عصر است.

 


فهرست منابع

  1. ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۸۲
  2. ابن حجر، الفتح الباری، ج۳، ص۱۵۰
  3. منابع اهل سنت درباره عمر انسان، مقالات کلامی
  4. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۷۹
  5. استاد جعفر سبحانی، فصلنامه انتظار، ج۱، ص۶۶-۷۰
  6. قرآن کریم، سوره قدر، آیه۴
  7. شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۸۶
  8. قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه۱۴
  9. علامه سید محمدحسین طباطبایی، مباحثات با پروفسور هانری کربن
  10. ‌امام صادق(ع)، الکافی، ج۲، ص۱۰۴
  11. قرآن کریم، سوره قدر، آیه۴
  12. شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۸۶
  13. قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه۱۴

تقویت سرمایه‌های معنوی از طریق عوامل مختلفی امکان‌پذیر است و آیات قرآن کریم نیز به این عوامل اشاره کرده‌اند. در ادامه به برخی از این بسترها به همراه آیات مربوطه اشاره می‌شود:

ایمان به خدا و عمل صالح:
ایمان راسخ به خداوند و انجام اعمال نیکو، اساس و بستر اصلی تقویت سرمایه‌های معنوی است.
"مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَیٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ" (1)
 هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و پاداششان را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

تقوا و پرهیزگاری:
تقوا به معنای خویشتنداری و پرهیز از گناهان، موجب رشد فضایل اخلاقی و تقویت ابعاد معنوی انسان می‌شود.
 "وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ" (2)
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد. (رزق معنوی نیز شامل می‌شود.)

تلاوت و تدبر در قرآن:
قرآن کریم منبع هدایت و نور است و تلاوت با تدبر در آن، بصیرت معنوی را افزایش می‌دهد.
"إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ" (3)
 به راستی این قرآن به استوارترین راه‌ها هدایت می‌کند.

ذکر و یاد خدا:
یاد دائمی خداوند، آرامش‌بخش دل‌هاست و موجب اتصال روحی با مبدأ هستی می‌شود.
"الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ" (4)
همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.

دعا و نیایش:
ارتباط با خداوند از طریق دعا و نیایش، نیازهای روحی را برطرف کرده و موجب تقویت توکل و اعتماد به خدا می‌شود.
"وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ" (5)
و هنگامی که بندگانم از من دربارهٔ من بپرسند، (بگو) من نزدیکم؛ دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند، اجابت می‌کنم.

جهاد با نفس و مبارزه با هوای نفسانی:
پیروی نکردن از خواسته‌های نفسانی و مبارزه با رذایل اخلاقی، موجب رشد فضایل انسانی و تقویت سرمایه‌های معنوی می‌شود.
"وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ" (6)
و کسانی که در راه ما جهاد کنند، قطعاً آنها را به راه‌های خود هدایت می‌کنیم؛ و همانا خداوند با نیکوکاران است.

صبر و شکیبایی:
صبر در برابر مشکلات و سختی‌ها، مقاومت روحی انسان را افزایش داده و موجب قرب به خداوند می‌شود.
"إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ" (7)
 حقاً که صابران پاداش خود را بی‌حساب و کامل دریافت می‌کنند.

8. تفکر و تدبر در آفرینش
اندیشیدن در عظمت و نظم جهان هستی، انسان را به سوی خالق و آفریدگار سوق می‌دهد و حس شگفتی و خضوع را در او زنده می‌کند که خود تقویت‌کننده ایمان و معنویت است.
"إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ" (8)
 همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هایی برای صاحبان خرد است.

9. نیکی به والدین و صله رحم:
احترام و نیکی به والدین و حفظ روابط خویشاوندی، از دستورات مهم الهی است که موجب برکت در زندگی و تقویت روحیات معنوی می‌شود.
"وَقَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا" (9)
 و پروردگارت حکم کرده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.

10. انفاق و کمک به نیازمندان:
بخشیدن از آنچه داریم به دیگران، روحیه ایثار و گذشت را در انسان تقویت کرده و دل را از تعلقات دنیوی آزاد می‌سازد. این عمل، هم موجب رضایت خداوند است و هم برکات معنوی فراوانی به همراه دارد.
"مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ" (10)
 مَثَل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، مانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خداوند برای هر کس که بخواهد، چند برابر می‌کند؛ و خداوند گشایش‌دهنده و داناست.

11. توبه و استغفار:
بازگشت از گناهان و طلب آمرزش از خداوند، تطهیرکننده روح است و راه را برای رشد معنوی هموار می‌سازد.
 "وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ" (11)
 ای مؤمنان، همگی به سوی خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.

12. اخلاص در عمل:
انجام کارها تنها برای رضای خداوند و دوری از هرگونه ریا و خودنمایی، ارزش معنوی اعمال را چندین برابر می‌کند و انسان را به کمال نزدیک‌تر می‌سازد.
"وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ" (12)
و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند، در حالی که دین را برای او خالص گردانند، حق‌گرا باشند.

13. علم‌آموزی و افزایش معرفت:
طلب علم و معرفت، به ویژه در حوزه‌های دینی و اخلاقی، موجب افزایش بصیرت و درک عمیق‌تر از حقایق هستی می‌شود که خود از سرمایه‌های بزرگ معنوی است.
"قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ۗ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ" (13)
بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟ تنها خردمندانند که پند می‌گیرند.

14. محبت اهل بیت (ع) و پیروی از ایشان (در اسلام شیعی):
در مکتب تشیع، محبت و پیروی از اهل بیت پیامبر (ص) به عنوان الگوهای کامل انسانیت، از مهمترین راه‌های تقویت سرمایه‌های معنوی و رسیدن به سعادت است.
"قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیٰ" (14)
بگو: من بر این (رسالت) هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم جز دوستی و مودت در مورد خویشاوندان. (که در تفاسیر شیعه به مودت اهل بیت تعبیر شده است).

چرا این بسترها مهم هستند؟
تقویت سرمایه‌های معنوی تنها به معنای انجام فرایض و عبادات نیست، بلکه شامل یک سبک زندگی جامع است که تمام ابعاد وجودی انسان را در بر می‌گیرد. این بسترها، انسان را به سوی خودشناسی، خداشناسی، و در نهایت به سعادت حقیقی رهنمون می‌شوند. با درک عمیق‌تر این آیات و عمل به آموزه‌های آنها، می‌توانیم گام‌های مؤثری در جهت ارتقاء معنویت فردی و اجتماعی خود برداریم.


پی نوشت:
1.سوره نحل/ آیه97
2.سوره طلاق/آیه 2-3
3.سوره اسراء، آیه9
4.سوره رعد/آیه 28
5.سوره بقره/آیه 186
6.سوره عنکبوت/آیه 69
7.سوره زمر/آیه 10
8.سوره آل عمران/آیه190
9.سوره اسراء/آیه 23
10.سوره بقره/آیه 261
11.سوره نور/آیه 31
12.سوره بیّنه/آیه 5
13.سوره زمر/آیه9
14.سوره شوری/ 23

این مقاله تلاشی است برای فهم پیوند میان توسل و توحید عملی، و تبیین آن برای نسل امروز که در جست‌وجوی ایمان آگاهانه است.

۱. مقدمه تحلیلی: از ایمان نظری تا توحید زیسته

توحید، ستون فقرات اندیشه‌ی اسلامی است؛ اما آنچه جوهر دین را می‌سازد، نه شناخت زبانی از توحید، بلکه زیستن در پرتو آن است.
در جامعه‌ی رسانه‌ای امروز، جوان مؤمن بیش از همیشه در معرض نوعی «دوگانگی دینی» است: از یک‌سو ایمان درونی به خداوند، و از سوی دیگر، دل‌سپردگی‌های پنهان به قدرت‌های بیرونی، الگوهای مصرف، یا افراد خاص.

در نگاه قرآن، توحید تنها در اعتقاد نیست، بلکه در رفتار و نیت نیز باید ظهور یابد:

﴿قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ﴾ (انعام/۱۶۲)
«بگو نماز من، عبادت من، زندگی و مرگم، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است.» (ترجمه المیزان، ج ۷، ص ۲۴۶)

از نگاه علامه طباطبایی، این آیه «نشان می‌دهد که توحید در مقام عمل یعنی خروج از هرگونه تعلق به غیر خدا» (۱).
اما چگونه می‌توان در زندگی روزمره، از وابستگی‌های پنهان رهایی یافت؟ پاسخ در «توسل» نهفته است؛ یعنی اتصال قلبی و عملی به اولیای الهی که مظهر تام توحیدند.


 ۲. شبهه: آیا توسل نوعی شرک در پرستش نیست؟

یکی از شبهات مشهور علیه آموزه‌های شیعی این است که توسل، نوعی واسطه‌تراشی میان انسان و خداست و با اصل توحید منافات دارد.
در فضای مجازی نیز این شبهه بارها با عنوان‌هایی چون «چرا با خدا مستقیماً سخن نمی‌گویید؟» یا «آیا امامان می‌توانند دعا را مستجاب کنند؟» مطرح می‌شود.

ریشه‌ی این شبهه در فهم سطحی از توحید و خلط میان وساطت وجودی و شریک‌سازی در الوهیت است.
قرآن، اصل وساطت را تأیید می‌کند، اما شرط آن را «بِإِذْنِ الله» می‌داند. همان‌گونه که فرمود:

﴿وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ﴾ (مائده/۳۵)
«به‌سوی خدا وسیله‌ای بجویید.» (۱)

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد:
«وسیلۀ الهی، تنها راه مشروع تقرب است؛ و توسل به اولیای الهی، چون در جهت رضای خداست، عین توحید است نه خلاف آن» (۲).


۳. تحلیل آکادمیک: توحید به‌مثابه ساختار معنا و اعتماد

از منظر فلسفه‌ی دین و روان‌شناسی ایمان، توحید صرفاً گزاره‌ای ذهنی نیست، بلکه ساختار اعتماد وجودی انسان است.
اریک فروم در کتاب دین و روان می‌نویسد: «انسان بی‌خدا، ناچار به بت‌های ذهنی خویش پناه می‌برد؛ قدرت، پول، شهرت و حتی عشق را الهه می‌کند» (۳).

در این چارچوب، «توسل» به معنای بازگرداندن اعتماد از موجودات ناقص به منبع کامل هستی است. انسان، وقتی از طریق اولیای الهی به خدا می‌رسد، در واقع از مسیرِ «آینه‌های صاف‌تر حقیقت» عبور می‌کند.
همان‌گونه که در عرفان اسلامی آمده است: «النبیّ مرآة الحقّ» — پیامبر، آینه‌ی حق است.

در نتیجه، توسل نه شرک، بلکه درمان شرک درونی است؛ زیرا انسان را از اعتماد به نفسِ خودبنیاد، به اعتماد به خدا از طریق بندگان برگزیده‌اش سوق می‌دهد.


۴. دیدگاه اهل سنت

در میان علمای اهل سنت، توسل به پیامبر(ص) و صالحان، در اصل امری مشروع و حتی مستحب دانسته شده است.
قاضی عیاض در الشفا می‌نویسد: «اجماع امت بر جواز توسل به پیامبر پس از وفات اوست؛ چه در دعا، چه در زیارت» (۴).

امام نووی نیز در الأذکار آورده است:
«مستحب است که دعاکننده، خدا را به حق پیامبر(ص) یا اولیای صالح یاد کند، زیرا آنان محبوبان خدا هستند و دعا به برکت آنان پذیرفته‌تر است» (۵).

فقط در قرون اخیر، جریان‌های سلفی (به‌ویژه ابن‌تیمیه و پیروانش) این سنت را بدعت دانستند، با این استدلال که «دعا باید مستقیم به خدا باشد». اما بسیاری از علمای الازهر، از جمله شیخ شلتوت، در پاسخ نوشتند که «توسل، شرک نیست؛ بلکه یادکرد محبوبان خداست و موجب تقویت محبت و اخلاص است» (۶).


۵. دیدگاه شیعی: توسل و توحید ولایی

در اندیشه‌ی شیعی، توسل ریشه در معرفت به ولایت دارد. ولایت، تجلی توحید در انسان کامل است. امام علی(ع) فرمودند:

«نَحنُُ وَجْهُ اللَّهِ الَّذی یُؤْتی مِنهُ» (بحارالأنوار، ج ۲۵، ص ۲۲).
«ما همان چهره‌ی خدایی هستیم که از طریق ما باید به او روی آورند.»

در تبیین این معنا، علامه طباطبایی در المیزان می‌گوید:
«انسان کامل، مظهر صفات الهی است؛ و توسل به او، در حقیقت توجه به خدا از مجرای ظهور تامّ اوست» (۷).

آیت‌الله جوادی آملی نیز در تسنیم تأکید می‌کند که:
«توسل، نه تفویض قدرت به غیر خدا، بلکه بازشناسی جایگاه جریان فیض الهی در نظام هستی است. انکار آن، به نوعی نفی سنت‌های الهی در عالم می‌انجامد» (۸).

در نتیجه، توسل در منطق اهل‌بیت(ع) یعنی حرکت از تعدد ظاهری به وحدت باطنی؛ همان جوهر توحید.


 ۶. روایت تربیتی از سیره

در زمان امام حسن عسکری(ع)، مردی از اهل سامرا برای دعا به حضور حضرت رسید و گفت: «از خدا بخواه فرزندم شفا یابد.»
امام تبسمی کرد و فرمود: «به درگاه خدا تضرع کن، و ما را وسیله قرار ده، که ما جز به اذن او کاری نمی‌کنیم.»
مرد چنین کرد و روز بعد خبر سلامتی فرزندش را آورد. امام فرمودند:
«سپاس خدای را که ما را باب رحمت خویش قرار داد، نه شریک در ربوبیتش.» (۹)

این روایت، جوهره‌ی توسل را روشن می‌کند: وساطت در رحمت، نه مشارکت در الوهیت.


۷. جمع‌بندی 

توحید در عمل، یعنی اینکه انسان در همه‌ی وجوه زندگی خود، وابستگی حقیقی را فقط به خدا بداند.
توسل، تمرینی است برای رهایی از شرک پنهان؛ زیرا به انسان می‌آموزد که قدرت حقیقی در دست خداست، اما رحمت او از طریق بندگان خاصش جاری می‌شود.

برای نسل امروز، فهم درست این آموزه، پاسخی است به بحران هویت دینی و گسست میان ایمان و زندگی.
کسی که از طریق اولیای الهی به خدا می‌رسد، در واقع خود را در مدار توحید قرار می‌دهد و از پرستش «من» رها می‌شود.

چنان‌که امام صادق(ع) فرمودند:

«مَن أخلَصَ لله أربعینَ صباحاً، جَرَتْ ینابیعُ الحکمةِ من قلبهِ علی لسانهِ.» (۱۰).
«کسی که چهل روز برای خدا خالص شود، چشمه‌های حکمت از دلش بر زبانش جاری می‌گردد.»

توسل، راه همین اخلاص است؛ پیوندی میان بندگی، معرفت و توحید زیسته.

 


فهرست منابع

۱. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۲۴۶، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
۲. همان، ج ۵، ص ۳۱۶.
۳. اریک فروم، دین و روان، ترجمه اکبر تبریزی، تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۸۴.
۴. قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۱، قاهره: دارالکتب، ۱۳۶۴ق.
۵. امام نووی، الأذکار، ص ۴۲۲، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
۶. محمود شلتوت، الفتاوی، ص ۳۴۹، قاهره: دارالنهضة، ۱۳۸۰ق.
۷. علامه طباطبایی، المیزان، ج ۲۵، ص ۲۲.
۸. عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج ۸، ص ۱۲۴، قم: مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۷.
۹. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج ۲، ص ۵۳۴، قم: دارالحدیث، ۱۳۸۱.
۱۰. کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶، تهران: دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.

دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران به این باور که مصرف سالاد و سبزیجات همراه با وعده‌های اصلی غذایی ممکن است موجب مشکلات گوارشی مانند سوءهاضمه یا ناراحتی معده شود، پاسخ داد و اعلام کرد: به‌طور کلی، در صورتی که فرد دچار بیماری‌های خاص گوارشی مانند گاستریت (ورم معده)، زخم‌های دستگاه گوارش، رفلاکس معده به مری و یا اختلالات مشابه نباشد، مصرف سبزیجات و سالاد پیش از غذا، هم‌زمان با غذا یا پس از آن، مشکلی برای دستگاه گوارش ایجاد نخواهد کرد.

در افرادی که دارای مشکلات زمینه‌ای گوارشی هستند، مصرف فیبر بالا (مانند آنچه در سبزیجات خام وجود دارد) می‌تواند به دلیل کند کردن حرکات دستگاه گوارش، علائمی مانند نفخ، درد شکمی یا سنگینی معده را تشدید کند.

براساس این گزارش، مصرف سالاد و سبزیجات برای افراد سالم نه تنها مشکلی ایجاد نمی‌کند بلکه به دلیل داشتن فیبر، ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها، بخشی مهم از یک رژیم غذایی سالم محسوب می‌شود.

دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توصیه کرد: افرادی که بیماری‌های گوارشی دارند، در مورد نوع، مقدار و زمان مصرف سبزیجات با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنند.

شبکه الجزیره در یک گزارش تحلیلی نوشت: تاخت و تاز ارتش رژیم صهیونیستی در سوریه به ویژه جنوب آن به شدت حاکمان جدید دمشق را در تنگنا قرار داده و تداوم این تحرکات اوضاع را به شدت بحرانی می‌کند. به گزارش پارس تودی به نقل از ایرنا، سوریه در کانون پروژه ژئوپلتیک اسرائیل برای تغییر ساختار غرب آسیا قرار دارد؛ طرحی که بر تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد رژیم‌های کوچک طایفه‌ای و نژادی مبتنی است. این هدف از اظهارات مقامات اسرائیلی نیز قابل استنباط است.

سوریه به‌دلیل پیوندهای اجتماعی و جغرافیایی با عراق و ترکیه و شباهت‌های قومی و طایفه‌ای با ایران، از نگاه تل‌آویو نمونه‌ای ایده‌آل برای اجرای این طرح است. به باور تحلیلگران، هرگونه تغییر در ساختار سوریه می‌تواند به کشورهای همسایه نیز سرایت کند.

الجزیره همچنین به پروژه‌های اسرائیل در سوریه اشاره کرده است؛ از جمله طرح منطقه حائل در جنوب سوریه، گذرگاه انسانی در استان السویداء و پروژه موسوم به «گذرگاه داوود». برخی از این طرح‌ها در مرحله اجرا هستند و برخی دیگر در حد نظریه باقی مانده‌اند، اما اسرائیل در پی فرصت مناسب برای عملیاتی کردن آن‌هاست.

از سوی دیگر، شکنندگی اوضاع داخلی سوریه، مشوقی برای دخالت در این کشور است. سوریه همچنان آبستن تحولات بسیاری حداقل از دیدگاه تل‌آویو است. در ذهنیت سران اسرائیل، سوریه به مثابه آزمایشگاهی برای موازنه قوا در منطقه و بستر مناسبی برای پیاده کردن معادلات جدید است و اوضاع این کشور همچنان قابلیت انفجار به علت شکاف حاصل میان طیف‌های آن و بن بست سیاسی میان بازیگران محلی را داراست.

توافق امنیتی یا تحمیل واقعیت میدانی؟

الجزیره تأکید می‌کند که اسرائیل وضعیت سوریه را بر اساس دو گزینه طراحی کرده است: یا جنگ، یا تسلیم تحقیرآمیز. این گزینه‌ها شامل بلندی‌های جولان و مناطق وسیعی از جنوب سوریه می‌شوند. تل‌آویو با استناد به توان نظامی خود و ضعف دمشق، به دنبال گسترش سیطره بر پایتخت سوریه و حومه آن است.

در همین راستا، اسرائیل از انعطاف‌پذیری برای دستیابی به توافق امنیتی با دمشق خودداری می‌کند. گشایش گذرگاه به سویدا نیز به‌عنوان راهی برای طفره رفتن از توافق معرفی شده است. افسران سابق موساد و ژنرال‌های بازنشسته ارتش اسرائیل نیز تأکید دارند که توافق امنیتی در این مرحله به نفع اسرائیل نیست، چرا که مانع تحرکات نظامی شده و مستلزم عقب‌نشینی بدون دستاورد خواهد بود.

در حال حاضر، جنوب سوریه تحت سیطره اسرائیل است و دمشق نیز در تیررس آن قرار دارد. منابع آبی مهمی چون قنیطره و درعا نیز در کنترل تل‌آویو است و خطر فوری از سوی سوریه احساس نمی‌شود. از این رو، اسرائیل ضرورتی برای عقب‌نشینی از دستاوردهای ژئوپلتیک خود نمی‌بیند.

با این حال، تداوم این وضعیت، تحرکات اسرائیل را بی‌ثبات می‌کند و هر قدرتی در دمشق، اگر نتواند از طریق مذاکره یا میانجی‌گری از این بحران خارج شود، خود را در برابر گزینه‌های سختی خواهد یافت. گسترش سیطره اسرائیل بر حومه دمشق، انعطاف‌پذیری و عمل‌گرایی مقامات سوری را تضعیف کرده و مسیر به‌سوی جنگ را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد.

نظم امنیتی ترامپ و سکوت در برابر تجاوز

الجزیره در پایان گزارش خود به نقش دولت ترامپ در تحولات منطقه پرداخته و می‌نویسد: دولت آمریکا ادعای  ایجاد نظم امنیتی جدیدی در غرب آسیا را دارد که جایگزین نظم پس از فروپاشی شوروی شود. اما این نظم جدید، نه بر اساس قواعد بین‌المللی، بلکه بر پایه منافع امنیتی اسرائیل طراحی شده است.

از سویی، واشنگتن حامی توافق امنیتی میان تل آویو و دمشق طبق شروط مدنظر اسرائیل است، نه طبق منطقه سیاسی و قواعد قانون بین المللی، از این رو با فشار تل آویو بر نظام جدید سوریه مخالفتی نخواهد کرد و گواه آن نیز، عدم مخالفت حتی در حد کلام با نقض حاکمیت سوریه از سوی تل آویو است. این بدان مفهوم است که واشنگتن روند ایجاد نظام امنیتی غرب آسیا را از منافع امنیتی اسرائیل در سوریه جدا می کند.

الجزیره نوشت که اشتیاق ترامپ برای توقف جنگ در غزه نیز بیشتر ناشی از محاسبات داخلی و هزینه‌های سیاسی است تا دغدغه‌ای واقعی برای صلح. در چنین شرایطی، تداوم ترکیب کابینه افراطی در اسرائیل، بزرگ‌ترین تهدید برای ثبات سوریه و منطقه به شمار می‌رود.

رهبر معظم انقلاب همچنین با اشاره به قلدرمآبی‌ها و یاوه‌گویی‌های اخیر رئیس جمهور آمریکا، گفتند: این شخص سعی کرد با رفتار سخیف و دروغ‌های فراوان درباره منطقه، ایران و ملت ایران، به صهیونیست‌ها روحیه و خود را توانا جلوه دهد اما اگر توانایی دارد، برود میلیون‌ها نفری را که در همه ایالت‌های آمریکا علیه او شعار میدهند آرام کند.

ایشان با ابراز خرسندی از حضور در جمع جوانان قدرتمندی که با همت و تلاش و مدال‌آوری در عرصه‌های ورزشی و علمی، ملت را شاد و جوانان را سرِ شوق آوردند، گفتند: مدال‌های شما بر مدال‌های مقاطع دیگر زمانی، امتیاز مضاعفی دارد؛ زیرا در وضعیتی به دست آورده‌اید که دشمن در جنگ نرم، سعی می‌کند ملت را افسرده و از توانایی‌های خود غافل یا ناامید کند اما شما با ظاهر کردن توانایی و قدرت ملت، در میدان عمل، محکم‌ترین پاسخ را به او دادید.

رهبر انقلاب برخی وسوسه‌ها درباره ناامیدی جوانان کشور را حرف‌های مطالعه‌نشده دانستند و تأکید کردند: ایران عزیز ما و جوانانش، «مظهر امید» هستند و باید این واقعیت مهم را درک کرد که جوان ایرانی، به شرط همت و تلاش، توانایی و مهارت رسیدن به قله‌ها را دارد؛ همچنانکه شما بر قله‌های جهانی ورزشی و علمی تکیه زدید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به پیشرفت جهشی در برخی بخش‌ها در بعد از انقلاب، افزودند: یک نمونه همین مجموعه موفقیت‌های شما در امسال است که شاید در تاریخ ورزش کشور بی‌سابقه باشد.

ایشان با تجلیل از صعود نوجوانان خوش‌استعداد میهن به قله‌های علمی جهان، گفتند: این کارهای شما به حساب ملت ایران گذاشته می‌شود و چشم‌ها را متوجه ایران می‌کند.

رهبر انقلاب «احترام به پرچم، سجده و دعای ورزشکاران پیروز» را نماد ملت ایران خواندند و افزودند: جوانان عزیز المپیادی نیز الان یک ستاره درخشانند اما ده سال بعد، به شرط ادامه تلاش، یک خورشید درخشان می‌شوند که وظیفه مسئولان در این زمینه مهم است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نقش‌آفرینی جوانان را بعد از پیروزی انقلاب، جریانی مستمر برشمردند و گفتند: در جنگ تحمیلی ۸ ساله، نسل جوان بود که با کمبودهای فراوان و دست خالی چنان ابتکارات نظامی به خرج داد که ایران در مقابل دشمنِ بسیار مجهزی که از هر طرف تأیید و حمایت می‌شد، به پیروزی رسید.

ایشان میدان نبرد دانش را از دیگر عرصه‌های نمایان افتخارآفرینی جوانان کشور دانستند و با اشاره به حضور ایران در ده رتبه اول تحقیقاتی و علمی جهان در رشته‌های مختلف از جمله در «نانو»، «لیزر»، «هسته‌ای»، «صنایع گوناگون نظامی» و «پیشرفت‌های پزشکی»، گفتند: همین چند روز قبل، خبر بسیار مهمی شنیدم مبنی بر اینکه یکی از مراکز تحقیقاتی کشور موفق به یافتن راه درمان برای یک بیماری لاعلاج شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری فعالیت دشمن برای جلوگیری از پیشرفت‌های علمی مختلف ایران گفتند: بدخواهان ملت ایران همچنین سعی می‌کنند «با انکار یا نپرداختن به برخی موفقیت‌ها»،« درهم کردن راست و دروغ»، «بزرگنمایی برخی ایرادات» و «تبلیغات جهت‌دار»، فضای ایران را تاریک و گرفته نشان دهند اما شما با ایستادن بر قله‌های ورزش و علم، فضای روشن کشور را به همه نشان دادید.

ایشان از دست دادن باور به توانایی‌ها را یکی دیگر از روش‌های دشمن برای ناامید کردن ملت و نسل جوان خواندند و تأکید کردند: در نقطه مقابل این فعالیت‌ها، جوانان با تکیه بر نیروی لایزال جوانی، سعی و تلاش خود را برای موفقیت، امیدآفرینی و تجلی اقتدار ملت افزایش دهند.

رهبر انقلاب اهتمام جوانان به صرف استعدادها برای ملت ایران را مهم دانستند و افزودند: ممکن است برخی مایل باشند که در کشور دیگری زندگی کنند اما این افراد متوجه باشند که در کشورهای دیگر هر قدر پیشرفت کنند باز هم بیگانه هستند؛ در حالیکه ایران متعلق به شما و نسل شما و «خاک و خانه» شماست.

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به یاوه‌گویی‌های اخیر رئیس‌جمهور آمریکا درخصوص منطقه و ایران عزیز گفتند: رئیس‌جمهور آمریکا با سفر به فلسطین اشغالی و بیان مُشتی حرف پوچ همراه با لودگی سعی کرد صهیونیست‌های مأیوس را امیدوار کند و به آنها روحیه بدهد.

ایشان سیلی باورنکردنی جمهوری اسلامی ایران به رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه را عامل مأیوس شدن آنها دانستند و افزودند: صهیونیست‌ها توقع نداشتند که موشک ایرانی بتواند با شعله‌ها و آتش خود به اعماق مراکز حساس و مهم آنها نفوذ و این مراکز را نابود و تبدیل به خاکستر کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ایران موشک‌ها را از جایی نخرید یا کرایه نکرد بلکه دست‌ساخته و شناسنامه جوان ایرانی است، گفتند: جوان ایرانی وقتی وارد میدان می‌شود و با سعی و تلاش زیرساخت‌های علمی را فراهم می‌کند قادر به انجام‌دادن چنین کارهای بزرگی است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این موشک‌ها را نیروهای مسلح و صنایع نظامی ما آماده داشتند و استفاده کردند و باز هم دارند و اگر لازم باشد در وقت دیگر از آن استفاده می‌کنند.

ایشان پس از جمع‌بند علت یاوه‌گویی‌های ترامپ در قالب حرفهای سبک و رفتارهای جلف برای روحیه دادن به صهیونیست‌ها، به بیان چند نکته در خصوص ادعاهای او پرداختند و گفتند: در جنگ غزه، آمریکا بی‌تردید شریک اصلی جنایات رژیم صهیونیستی است همچنان که خود رئیس‌جمهور آمریکا هم اعتراف کرد که ما با این رژیم در غزه کار می‌کردیم البته اگر این را هم نمی‌گفت، معلوم بود چرا که امکانات و تسلیحاتی که در طول این جنگ بر روی سر مردم بی‌پناه غزه ریخته می‌شد، متعلق به آمریکا بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادعای دیگر ترامپ مبنی بر جنگ آمریکا با تروریسم را نمونه دیگری از سخنان دروغ او خواندند و افزودند: بیش از ۲۰ هزار کودک و نوزاد در جنگ غزه به شهادت رسیدند. آیا آنها تروریست بودند؟ تروریست، آمریکا است که داعش را ایجاد می‌کند و به جان منطقه می‌اندازد و امروز هم عده‌ای از افراد آن را در منطقه‌ای در اختیار گرفته و برای استفاده خود نگه داشته است.

ایشان کشتار حدود ۷۰ هزار انسان در جنگ غزه و همچنین به شهادت رساندن بیش از هزار ایرانی در جنگ ۱۲ روزه را شواهدی آشکار از خوی تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی خواندند و خاطرنشان کردند: آنها علاوه بر کشتار کور مردم، دانشمندان ما همچون طهرانچی و عباسی را ترور و به این جنایت افتخار کردند اما باید بدانند که نمی‌توانند علم را ترور کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حرف‌های رئیس‌جمهور آمریکا که ضمن افتخار کردن به بمباران صنعت هسته‌ای ایران مدعی از بین بردن آن شده بود، افزودند: ایرادی ندارد، به همین خیال باشید اما اصلاً شما چه کاره هستید که اگر کشوری صنعت هسته‌ای دارد، در قبال آن باید و نباید مطرح کنید. چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات و صنعت هسته‌ای دارد یا ندارد. این دخالت‌ها ناباب، غلط و زورگویانه است.

ایشان با اشاره به تظاهرات سراسری و ۷ میلیونی علیه ترامپ در ایالت‌ها و شهرهای مختلف آمریکا گفتند: شما اگر خیلی توانایی دارید به جای دروغ‌پراکنی، دخالت در کار دیگر کشورها و اقداماتی همچون ساخت پایگاه نظامی در آنها، این میلیون‌ها نفر را آرام کنید و به خانه‌های خود بازگردانید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه تروریست و مظهر واقعی تروریسم، آمریکا است، ادعای ترامپ مبنی بر طرفداری از مردم ایران را هم دروغ خواندند و افزودند: تحریم‌های ثانویه آمریکا که تعداد زیادی از کشورها نیز از ترس با آن همراهی می‌کنند علیه ملت ایران است بنابراین شما دشمن ملت ایران هستید نه دوست آن.

ایشان با اشاره به اظهار آمادگی ترامپ برای معامله گفتند: می‌گوید من اهل معامله‌ام در حالی که اگر معامله با زورگویی همراه و نتیجه آن از قبل معلوم باشد، معامله نیست بلکه تحمیل و زورگویی است. ملت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت.

رهبر انقلاب با اشاره به حرف دیگر ترامپ مبنی بر وجود مرگ و جنگ در منطقه غرب آسیا و به قول آنها خاورمیانه، خاطرنشان کردند: جنگ‌ها را شما به راه می‌اندازید. آمریکا جنگ‌پرداز است و علاوه بر ترور، جنگ‌افروزی می‌کند. وگرنه این همه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه برای چه هدفی است؟ شما اینجا چه کار دارید؟ این منطقه چه ربطی به شما دارد؟ منطقه از آن مردم خود منطقه و جنگ و مرگ در این منطقه ناشی از حضور آمریکا است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان، مواضع رئیس‌جمهور آمریکا را غلط و در بسیاری از موارد دروغ و حاکی از زورگویی برشمردند و تأکید کردند: اگرچه زورگویی بر روی برخی کشورها اثرگذار است اما به توفیق الهی هرگز روی ملت ایران تأثیری نخواهد گذاشت.

در این مراسم تیم ملی نونهالان باستانی کشور، حرکاتی از این ورزش را اجرا کردند که با تمجید و تعریف رهبر انقلاب روبه‌رو شدند.

احادیث