این که می‏ گویند: در دین اجباری نیست یعنی چه؟

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
این که می‏ گویند: در دین اجباری نیست یعنی چه؟

۱. این که می‏ گویند: در دین اجباری نیست یعنی چه؟

 

اگر کسی نقاشی کشیده باشد و به نظر شما نقاشی او زیبا نباشد آیا می تواند شما را مجبور کند که نقاشی او را زیبا ببینید؟ ممکن است او شما را مجبور کند، تا بگویید آن اثر زیباست، ولی نظر قلبی و واقعی شما با زور و اجبار عوض نمی‏شود.

چنانچه که اگرکسی را دوست نداشته باشید آیا می‏تواند شما را آنقدر بزند تا او را واقعا دوست داشته باشید؟ جواب روشن است.

 

چیزهایی که به نظر و عقیده افراد بستگی دارد مانند زیبایی، زشتی، دوستی، دشمنی و... از چیزهایی است که با زور نمی‏توان آن را به کسی تحمیل کرد.

دین و خداشناسی نیز همین طور است. اگر کسی وجود داشتن خداوند برایش ثابت نشده نمی‏توان به او آنقدر کتک زد، تا برایش ثابت شود و یقین کند که خداوند وجود دارد. چنانچه اگر کسی فکر کند در روی زمین سه خدا وجود دارد نمی‏توان با زور به او ثابت کرد که خدا یگانه است، بلکه باید به دلیل‏های عقلی، نظر او را اصلاح کرد.

 

این که می‏ گویند در دین اجباری نیست، ترجمه آیه: لا اکراه فی الدین ... است و معنای آن این است که دین از امور اعتقادی بوده و باید با دلیل و عقل ثابت شود. برای آگاهی بیشتر، مطالعه کتاب آزادی از دیدگاه علامه طباطبایی، نوشته علیرضا خراباتی منش، مناسب است.

 

۲. اگر در دین اجباری نیست آیا هر کس می‏تواند بگوید پس من کافر شده‏ام و قانون‏های اسلامی را زیر پا بگذارد؟

 

اگر کسی وارد گلخانه یا وارد مغازه گل فروشی شد و از بعضی از گل‏ها خوشش نیامد، آیا حق دارد گلهایی را که دوست ندارد بشکند و دور بریزد؟ اگر کسی وارد مغازه لباس فروش شد و بعضی از لباس‏ها را دوست نداشت آیا می‏ تواند آنها را آتش بزند؟

 

دین نیز همین طور است، در جامعه اسلامی کسی حق ندارد به بهانه آزادی، قانون‏های اسلامی را زیر پا بگذارد و جامعه اسلامی را به تباهی بکشاند. پس هیچ مسلمانی حق ندارد کافر شود و به قانون و شریعت اسلامی پشت پا بزند؛ چنانچه خدا می‏فرماید: و هر کس که به غیر از اسلام دینی بر گزیند، از او پذیرفته نخواهد شد واو در آخرت از زیان کاران خواهد بود.

 

برای کسب آگاهی بیشتر علاوه بر کتاب آزادی از دیدگاه علامه طباطبایی، می‏توانید کتاب قرآن و دستورات اجتماعی، نوشته سید علی کمالی دزفولی را بخوانید.

 

۳. چرا ما باید خدا بشناسیم و دین داشته باشیم؟

 

دلیل‏ های زیادی وجود دارد که نشان می‏دهد ما وظیفه داریم خدا را بشناسیم و دین دار باشیم، که فقط دو دلیل آن را برایتان می ‏نویسیم:

 

دلیل اول: برای آنکه ضرر را از خودمان دور کنیم؛   اگر روزی بخواهید به همراه پدر و مادر یا دوستانتان به اردوی شمال بروید و قبل از حرکت، رادیو اعلام کند هوا در مناطق شمالی کشور سرد و برفی خواهد بود، وقتی این خبر را شنیدید چه می‏کنید؟ آیا لباس گرم همراه خود بر نمی‏دارید؟ اگر وقت حرکت صدها نفر دیگر آمدند و گفتند هوای شمال سرد و برف و باران بود، مطمئن نمی‏شوید که این افراد راست می‏گویند؟ پس باید خودت را مجهز کنید.

 

با شنیدن این خبرها هیچ عاقلی تردید نمی‏کند که باید خودش را برای سفر آماده کند و پوشاک گرم بردارد. خداشناسی و دین‏داری نیز همین طور است، زیرا ۱۲۴۰۰۰ نفر از بهترین و راست‏گوترین افراد روی زمین یعنی پیامبران یکی پس از دیگری آمده‏اند و گفته‏اند: ای مردم خدا را بشناسید و خودتان را برای سفر آخرت آماده کنید.

 

اگر برای سفر آخرت، توشه و وسایل کافی بردارید، شما به سلامت به مقصد می‏رسید و وارد بهشت می‏شوید؛ ولی اگر خدا را نشناسید و خودتان را برای این مسافرت آماده نکنید به قعر پرتگاه جهنم سقوط می‏کنید.

حالا با شنیدن حرف این همه پیامبر راستگو، نباید خدا و صفت‏های خدا را بشناسیم و خودمان را برای مسافرت آخرت آماده کنیم؟ هیچ عاقلی شک ندارد که با دیدن این همه آثار خداوند در روی زمین و با سخنان پیامبران راستگو همه ما وظیفه، خدا پیامبر، معاد و... را بشناسیم.

 

دلیل دوم: آیا تا به حال فکر کرده‏اید که چه قدر نعمت در اختیار ماست؟ اگر هوا و اکسیژن برای تنفس ما نبود چه می‏کردیم؟ اگر نمی‏توانستیم ببینیم، بشنویم، حرف بزنیم، فکر بکنیم، راه برویم و... چه زندگی دردآوری داشتیم؟

آیا ما نباید کسی که این همه نعمت را به ما داده بشناسیم و از او تشکر نکنیم؟ اگر کسی را که این همه نعمت به ما داده نشناسیم و از او تشکر نکنیم، انسان ناسپاس و بدی نیستیم؟ پس به خاطر این همه نعمتی که به ما داده شده ما باید خدا را بشناسیم و از او تشکر کنیم.

خوانده شده 128 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید