مقصود از وحدت اسلامی چیست؟

امتیاز بدهید
(1 امتیاز)

وحدت اسلامی

مقصود از وحدت اسلامی چیست؟ آیا مقصود این است: از میان مذاهب اسلامی یکی انتخاب شود و سایر مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها کنار گذاشته شود و مذاهب جدیدی بدین نحو اختراع شود که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینکه وحدت اسلامی به هیچ وجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین، اتحاد پیروان مذاهب مختلف در عین اختلافات مذهبی، در برابر بیگانگان است؟

مخالفین اتحاد مسلمین برای اینکه از وحدت اسلامی مفهومی غیر منطقی و غیر عملی بسازند، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می کنند تا در قدم اول با شکست مواجه گردد. بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها – که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی – نیست. منظور این دانشمندان متشکل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان.

این دانشمندان می گویند مسلمین مایه وفاق های بسیاری دارند که می تواند مبنای یک اتحاد محکم گردد. مسلمین همه خدای یگانه را می پرستند و همه به نبوت رسول اکرم(ص) ایمان و اذعان دارند، کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه است، با هم و مانند هم حج می کنند و مانند هم نماز می خوانند و مانند هم روزه می گیرند و مانند هم تشکیل خانواده می دهند و داد و ستد می نمایند و کودکان خود را تربیت می کنند و اموات خود را دفن می نمایند و جز در اموری جزئی، در این کارها با هم تفاوتی ندارند. مسلمین همه از یک نوع جهان بینی برخوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدن عظیم و با شکوه و سابقه دار شرکت دارند.

وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستش ها و نیایش ها، در آداب و سنن اجتماعی خوب، می تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم و حایل به وجود آورد که قدرت های عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند، خصوصاً اینکه در متن اسلام بر این اصل تأکید شده است. مسلمانان به نصّ صریح قرآن برادر یکدیگرند و حقوق و تکالیف خاصی، آنها را به یکدیگر مربوط می کند. با این وضع چرا مسلمین از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته، استفاده نکنند؟

از نظر این گروه از علمای اسلامی، هیچ ضرورتی ایجاب نمی کند که مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند، همچنان که ایجاب نمی کند که مسلمین درباره اصول و فروع اختلافی فیمابین، بحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. تنها چیزی که وحدت اسلامی، از این نظر، ایجاب می کند، این است که مسلمین – برای اینکه احساسات کینه توزی و در میانشان پیدا نشود یا شعله ور نگردد – متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یکدیگر را مسخره نکنند و بالاخره عواطف یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت – لااقل – حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند: «اُدعُ اِلی سَبیلِ رَبَّکَ بِالحِکمَه وَ المَوعِظَهِ الحَسَنَه وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ اَحسَنُ».

برای برخی این تصور پیش آمده که مذاهبی که تنها در فروع با یکدیگر اختلاف دارند، مانند شافعی و حنفی، می توانند با هم برادر باشند و با یکدیگر در یک صف قرار گیرند، اما مذاهبی که در اصول با یکدیگر اختلاف نظر دارند، به هیچ وجه نمی توانند با یکدیگر برادر باشند. از نظر این دسته، اصول مذهبی مجموعه ای به هم پیوسته است و به اصطلاح اصولیون از نوع «اقل و اکثر ارتباطی» است، آسیب دیدن یکی عین آسیب دیدن همه است. علی هذا آنجا که مثلاً اصل امامت آسیب می پذیرد و قربانی می شود، از نظر معتقدین به این اصل، موضوع وحدت و اخوّت منتفی است و به همین دلیل شیعه و سنی به هیچ وجه نمی توانند دست یکدیگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در یک جبهه قرار گیرند. دشمن هر که باشد. (1)

یکی از ابتلائات مسلمین این است که گذشته از اینکه از لحاظ پاره ای معتقدات، تفرق و تشتت پیدا کرده اند و مذهب ها و فرقه ها در میان آنها پیدا شده است – دچار سوء تفاهمات زیادی نسبت به یکدیگر می باشند؛ یعنی گذشته از پاره ای اختلافات عقیده ای دچار توهمات بیجای بسیاری درباره یکدیگر می باشند. در گذشته و حاضر آتش افروزانی بوده و هستند که کوشش شان بر این بوده و هست که بر بدبینی های مسلمین نسبت به یکدیگر بیفزایند.

تهدیدی که از ناحیه سوء تفاهمات بیجا و خوب درک نکردن یکدیگر متوجه مسلمین است، بیش از آن است که از ناحیه خود اختلافات مذهبی متوجه آنهاست. مسلمانان از نظر اختلافات مذهبی طوری نیستند که نتوانند وحدت داشته باشند، نتوانند با یکدیگر برادر و مصداق «انما المؤمنون اخوه» بوده باشند زیرا خدایی که همه پرستش می کنند یکی است، همه می گویند: لا اله الا الله، همه به رسالت محمد(ص) ایمان دارند و نبوت را به او پایان یافته می دانند و دین او را خاتم ادیان می شناسند، همه به سوی یک قبله نماز می خوانند و یک بانگ به نام اذان بر می آورند، همه در یک ماه معین از سال که ماه رمضان است روزه می گیرند، همه روز فطر و اضحی را عید خود می شمارند، همه مراسم حج را مانند هم انجام می دهند و با هم در حرم خدا جمع می شوند، و حتی همه خاندان نبوت را دوست می دارند و به آنها احترام می گذارند.

اینها کافی است که دل های آنها را به یکدیگر پیوند دهد و احساسات برادری و اخوت اسلامی را در آنها برانگیزد. ولی . . .

ولی امان از سوء تفاهمات، امان از توهمات و تصورات غلطی که فرق مختلف درباره یکدیگر دارند و امان از عواملی که کاری جز تیره تر کردن روابط مسلمانان ندارند.

یکی از هدف های اسلام که از مسلمین تأمین آن را خواسته است، اتحاد و اتفاق مسلمین است.

یکی از فلسفه های فریضه حج محکم شدن پیوندها و تفاهم بیشتر افراد مسلمین است.

بررسی انواع توهمات و سوء تفاهماتی که دیگران درباره ما شیعیان و بالاخص ایرانیان دارند.

بررسی سوء تفاهم هایی که از این طرف نسبت به برادران غیر شیعی وجود دارد.

راه های عملی برای کاستن و از میان بردن سوء تفاهم ها. (2)


 

1- م.آ.ا. ج 25 ، ص 26-27

2- م.آ.ا. ج 25 ، ص 38-39

خوانده شده 3131 مرتبه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید