emamian

emamian

گاهی پشت یک دروغ کودکانه، نه شیطنت که ترس پنهان شده است.

خیلی وقت‌ها وقتی بچه‌ها دروغ می‌گن، دلیلش بد بودن یا خرابکاری نیست؛ ترسه.

ترس از تنبیه شدن، دعوا شدن، تحقیر شدن یا حتی ترس از ناامید کردن پدر و مادر.

بچه‌ای که احساس امنیت نکنه، برای نجات خودش دروغ می‌گه. ذهن کودک ساده‌ست؛ فکر می‌کنه با گفتن یه حرف خلاف واقع می‌تونه از دردسر فرار کنه.

اگه می‌خوایم دروغ کمتر بشنویم، باید اول ترس رو کمتر کنیم. به‌جای دعوا، گوش بدیم.

به‌جای تهدید، فرصت توضیح بدیم. وقتی بچه بدونه حتی با اشتباه کردن هم دوست‌داشتنیه و می‌تونه راستشو بگه، کم‌کم جرأت راستگویی توی دلش شکل می‌گیره.

یادمون باشه: بچه‌ها با امنیت راستگو می‌شن، نه با ترس.

برای طرح پرسش‌های کودکانه درباره خدا، پیش از هر پاسخ باید فضای فهم و گفت‌وگو را فراهم کرد. این پرسش‌ها از کتاب «خداشناسی قرآنی کودکان» اثر حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری ابهری برگرفته شده و با سؤالات ساده و عمیق، راهی روشن برای اندیشیدن کودکان درباره خدا باز می‌کنند.

واسه چی نماز بخونیم؟

تا حالا شده معلمت از تو بخواهد درس‌هایت را خوب بخوانی؟ چرا این را می‌گوید؟ حتماً جواب می‌دهی: برای این‌که باسواد شوم و زندگی بهتری داشته باشم.

یا اگر پدر و مادرت از تو بخواهند که در کنار خوراکی‌های خوشمزه، شیر، سبزی و خرما هم بخوری، چرا این را می‌گویند؟ حتماً جواب می‌دهی: برای این‌که قوی و سالم بمانم.

یا اگر گل‌های زیبای پارک هر روز آب بخورند و نور آفتاب ببینند، چرا این اتفاق می‌افتد؟ حتماً می‌گویی: برای این‌که رشد کنند و پژمرده نشوند.

نماز هم همین‌طور است!
خدا از ما نمی‌خواهد نماز بخوانیم چون خودش به نماز ما نیاز دارد. نماز خواندن فقط به نفع خود ماست.

نماز دل ما را روشن و روح ما را پاک نگه می‌دارد. نماز کمک می‌کند آدم‌های خوب، مهربان، خوش‌اخلاق و امیدواری باشیم.

حضرت محمد (ص) نماز را به رودخانه‌ای تمیز و زلال تشبیه کرده‌اند که ما هر روز پنج بار خودمان را در آن می‌شوییم و از آلودگی‌ها پاک می‌کنیم.

کسی که نماز می‌خواند و هر روز چند بار با خدا حرف می‌زند، کمتر دروغ می‌گوید، کمتر دیگران را اذیت می‌کند و کمتر حرف‌های زشت می‌زند.

نماز ما را از کارهای بد دور می‌کند!
در قرآن، آیه 45 سوره عنکبوت آمده است: "نماز انسان را از کارهای زشت و ناپسند دور می‌کند."

حتی اگر کسی که نماز می‌خواند اشتباهی مرتکب شود، کم‌کم نماز او را به راه درست هدایت می‌کند.

مثل داستان جوانی که کنار پیامبر نماز می‌خواند ولی هنوز گاهی کارهای اشتباه می‌کرد.

وقتی مردم از او شکایت کردند، پیامبر فرمود: نماز او را درست می‌کند. و این اتفاق هم افتاد! آن جوان بعد از مدتی توبه کرد و از کارهای بدش دست کشید.

نماز، گفت‌وگوی ما با خداست!
خدا نیازی به نمازهای ما ندارد. این ما هستیم که به کمک او نیاز داریم. اگر همه مردم نماز نخوانند یا حتی کافر شوند، هیچ ضرری به خدا نمی‌رسد.

در قرآن (آیه 8 سوره ابراهیم) آمده است: "اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، به خدا هیچ زیانی نمی‌رسد، چون خدا بی‌نیاز و ستایش‌شده است."

روح ما مثل یک گل است!
همان‌طور که اگر گلی آب نخورد و نور نبیند پژمرده می‌شود، روح ما هم بدون نماز پژمرده و تاریک می‌شود.

نماز کمک می‌کند روح ما زنده بماند و از دوستی با خدا لذت ببریم. پس نماز را برای خودمان بخوانیم، تا دل و روحمان همیشه شاداب و روشن بماند!

پرسش از جاودانگی بهشت و جهنم، پیش از آن‌که مسئله‌ای کلامی باشد، تلاشی برای فهم رابطه عمیق میان انتخاب آگاهانه انسان و پیامدهای طبیعی و ماندگار آن در نظام حکیمانه الهی است.

این‌که بهشت و جهنم «ابدی» باشند، برای برخی پرسش‌برانگیز است؛ چون به نظر می‌رسد با اعمال محدود انسان در این دنیا تناسبی ندارد.

این پرسش از دیرباز در مباحث کلامی مطرح بوده و حتی در زمان امام باقر علیه‌السلام نیز درباره آن گفت‌وگو می‌شده است.

اصل مسئله در واقع تردیدی در وجود بهشت و جهنم نیست، بلکه سؤال اصلی درباره «جاودانگی» آن‌هاست.

قرآن کریم در آیات متعددی به صراحت از جاودانگی بهشت و جهنم سخن گفته است. برای نمونه، درباره بهشت از «جَنَّةُ الخُلد» یاد می‌کند و آن را پاداش و سرانجام پرهیزگاران می‌داند.(فرقان/25)

همچنین می‌فرماید مؤمنانِ نیکوکار در بهشت‌هایی وارد می‌شوند که جاودانه در آن می‌مانند.

روایات پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز به‌روشنی بر بهشت جاویدان دلالت دارد و عدل الهی اقتضا می‌کند کسانی که عمری را در ایمان و اطاعت سپری کرده‌اند، به سرگردانی یا عذاب دچار نشوند.

درباره جهنم نیز قرآن با تعابیر صریح از ماندگاری همیشگی برخی افراد در آن سخن می‌گوید؛ مانند آیاتی که می‌فرماید آتش، جایگاه آنان است و همواره در آن خواهند بود.«خالِدینَ فیها أَبَداً لا یجِدُونَ وَلِیا وَ لا نَصیراً»(65/ أعراف)

این جاودانگی مربوط به کسانی است که آگاهانه راه کفر، عناد و ستم را انتخاب کرده‌اند.

قرآن همچنین تصریح می‌کند که آتش جهنم خاموش نمی‌شود و خودِ دوزخیان ماده آتش‌زای آن هستند؛ یعنی عذاب، نتیجه مستقیم کردار خود انسان‌هاست. «فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِی وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلحِجَارَةُ أُعِدَّتۡ لِلکافِرِین»(24/ بقره)

نکته اساسی اینجاست که پاداش و کیفر آخرت «قراردادی» مانند قوانین دنیوی نیست، بلکه رابطه‌ای «تکوینی» و طبیعی با عمل انسان دارد.

برای روشن‌تر شدن این موضوع می‌توان به یک مثال ساده دنیوی توجه کرد: گاهی انسان تنها به‌دلیل یک اشتباه کوچک یا لحظه‌ای غفلت، دچار پیامدی بزرگ و ماندگار می‌شود؛ مانند راننده‌ای که در اثر یک لحظه بی‌دقتی دچار تصادفی می‌شود که به معلولیت دائمی خود یا دیگری می‌انجامد.

در اینجا هیچ‌کس نمی‌گوید چون خطا چند ثانیه بیشتر طول نکشیده، پیامد آن هم باید کوتاه‌مدت باشد؛ زیرا نتیجه، اثر طبیعی همان عمل است.

در همین چارچوب، اعمال انسان در دنیا نیز بذرهایی هستند که آثارشان در آخرت آشکار می‌شود. همان‌گونه که کاشتن بذر خار، نتیجه‌ای جز خار ندارد، گناه و سرپیچی آگاهانه از حق نیز پیامدهایی دارد که از خود عمل جداشدنی نیست.

به همین دلیل، کوتاه بودن زمان انجام یک عمل، به معنای کوتاه بودن اثر آن نیست.

از سوی دیگر، عقل نیز حکم می‌کند که نیکوکاران و تبهکاران سرانجامی یکسان نداشته باشند.

اگر جاودانگی جهنم برای گروهی خاص پذیرفته نشود، لازمه‌اش این است که کسانی که عمر خود را در ایمان و تقوا گذرانده‌اند با کسانی که آگاهانه راه فساد و انکار را پیموده‌اند، در یک جایگاه قرار گیرند؛ امری که با عدالت الهی سازگار نیست.

از این رو، جدایی همیشگی این دو گروه، لازمه حکمت و عدل خداوند است.

البته باید توجه داشت که همه کسانی که وارد جهنم می‌شوند، برای همیشه در آن نمی‌مانند. بر اساس آیات و روایات، گروهی پس از مدتی که مدت آن را تنها خدا می‌داند ، مشمول رحمت الهی می‌شوند، اما عده‌ای نیز به سبب انتخاب آگاهانه و مسیر زندگی خود، در آن جاودانه خواهند بود.

زیارت جامعه کبیره از دیگر زیارتهای جامعه، شهرت و مقبولیت بیشتری دارد و در بین شیعیان وقتی از زیارت جامعه سخن به میان می‌آید منظور همین زیارت جامعه کبیره است.

این زیارت از جهت سند، صحیح‌ترین و از جهت موارد شمولش نسبت به ائمه(ع)، شامل‌ترین و عام‌ترین زیارات و از جهت لفظ، روشن‌ترین و فصیح‌ترین و از جهت معنا و محتوا بلیغ‌ترین و از جهت شأن و مقام، عالی‌ترین زیارات است این زیارت پر معنا به نظر علامه مجلسی و دیگران از بهترین زیارت‌هاست.[۵]

ایشان پس از نقل زیارت جامعه کبیره می‌فرمایند: " این زیارت از جهت سند، صحیح‌ترین و از جهت موارد شمولش نسبت به ائمه(ع)، شامل‌ترین و عام‌ترین زیارات و از جهت لفظ، روشن‌ترین و فصیح‌ترین و از جهت معنا و محتوا بلیغ‌ترین و از جهت شأن و مقام، عالی‌ترین زیارات است".[۶]

مجلسی اول، پدر بزرگوار علامه مجلسی نیز در شرح من لا یحضره الفقیه می‌فرماید: "این زیارت، احسن و اکمل زیارات است و من تا زمانی که در عتبات عتبات عالیات بودم زیارت نکردم ائمه را مگر به این زیارت".[۷]

* گوشه‌ای از معارف زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره گنجینه‌ی ارزشمندی است که نویسندگان و محققان بسیاری از زوایای مختلف به آن پرداخته‌اند.

اولین نکته در این زیارت توجه به اصل توحید و خداشناسی است.

حضرت آیه الله جوادی آملی، در کتاب "ادب فنای مقربان" که در شرح زیارت جامعه کبیره نوشته شده است به این موضوع مهم اشاره کرده و می‌فرمایند:

"زیارت جامعه کبیره که به مثابه تفسیر مقام عترت طاهرین(ع) و تحریر نبوت و امامت ارائه شده در جامه خلافت و شرح آنان در کسوت ولایت است، سهم شجره طوبای توحید را همچنان در رأس معارف خود قرار داده است. لذا پیش از عرض ادب در فنای مقربان معصوم(ع) چراغ توحید را برافروخته است و آن حقیقت بی‌همتای معرفت را با تکبیر صدگانه تثبیت نموده است".[۸]

* ارتباط امامت و توحید و رابطه امام شناسی به خدا شناسی

زیارت جامعه کبیره در واقع توصیف بلند و بلیغی است از جوانب گوناگون اصل امامت که از نظر شیعه استمرار دین منوط به اعتقاد و تمسک به این اصل است.

به دلیل محتوای این زیارت بر مضامین ناظر به مقامات امامان، امام هادی(ع) فرموده‌اند که پیش از خواندن این زیارت، زائر صد بار تکبیر بگوید تا دچار غلو در حق امامان نشود.[۹]

امام هادی(ع) در این زیارتنامه به معرفی جایگاه وشناسایی ابعاد وجودی امامان در نظام آفرینش و نقش هدایت‌گرانه‌شان در به کمال رساندن استعدادهای بشر و سیراب نمودن تشنگان، از سرچشمه‌های زلال و معرفت و دانش پرداخته است امام هادی(ع) در این زیارتنامه به معرفی جایگاه وشناسایی ابعاد وجودی امامان در نظام آفرینش و نقش هدایت‌گرانه‌شان در به کمال رساندن استعدادهای بشر و سیراب نمودن تشنگان، از سرچشمه‌های زلال و معرفت و دانش پرداخته است.

 

 

در این زیارت در وصف ائمه هدی(ع) مطالب بلندی گفته شده است مانند: بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ ] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ...( خدا به واسطه شما آفرینش را آغاز کرد و به شما نیز به آفرینش پایان می‌دهد.

به سبب شما باران را فرو می‌ریزد و به سبب شما آسمان را از سقوط بر زمین نگه می‌دارد جز به اذن او...) لذا غرض آنکه اهل بیت(ع) آینه دار جلال و جمال حق‌اند. اهل بیت بنا بر مفاد زیارت جامعه و مانند آن نور واحدند.[۱۰]

در زیارت جامعه کبیره، اهل بیت پیامبر(ص) جانشینان بر حق وی توصیف شده‌اند و به تمام آموزه‌های شیعی از جمله به ارتباط ائمه با پیامبر اکرم(ص)، بر شمردن مقامات علمی و اخلاقی و سیاسی ائمه، اسوه بودن آنان، ارتباط امامت و توحید و رابطه امام شناسی به خدا شناسی به زبان فصیح اشاره شده است.

از دیگر مباحث مطرح در این زیارت، عصمت اهل بیت(ع)، یکپارچگی خلقت ایشان، تولی و تبری و رجعت و تسلیم می‌باشد.

زیارت جامعه علاوه بر بیان اصل امامت، مسئله‌ی مهدویت و دوران ظهور حضرت مهدی(عج) و رهاورد حکومت ایشان را مورد اشاره و توجه قرار داده است.

خلاصه آنکه به فرموده‌ی آیه الله جوادی آملی همان طور که دعای جوشن کبیر یک دوره کلاس توحید و خداشناسی است که معارف آن را امین وحی بر رسول اکرم(ص) القا کرده، زیارت جامعه نیز یک دوره امام شناسی است که هادی آل محمد(ص)، حضرت امام علی النقی(ع) به رهپویان مکتب امامت و سالکان طریق ولایت آموخته است.[۱۱]

* زیارت جامعه کبیره از منظر بزرگان

علما و بزرگان دین همواره در زندگی خویش به قرائت زیارت جامعه کبیره مداومت داشته و خواندن آن را به شاگردان خود نیز توصیه می‌نمودند.

در حالات شیخ انصاری(ره) که از بزرگان و علمای برجسته‌ی روزگار است آمده که این بزرگوار با وجود مشغله‌های علمی بسیار، هر روز علاوه بر خواندن جزئی از قرآن و نماز جعفر طیار، به خواندن زیارت جامعه کبیره نیز مداومت داشته است.[۱۲]

حضرت آیه الله قاضی(ره) در ضمن توصیه به خواندن زیارات مختلف و توسل به ائمه هدی(ع) شاگردان خود را به قرائت زیارت جامعه در هر روز جمعه سفارش می‌نمودند.[۱۳]

حضرت آیه الله مرعشی نجفی(ره) نیز در وصیت نامه‌ی خود توصیه به قرائت این زیارت گهربار کرده و فرموده‌اند: "سفارش می‌کنم به مداومت قرائت زیارت جامعه کبیره اگر چه در هفته یکبار باشد."

حضرت آیه الله بهجت(ره) نیز در این زمینه می‌فرمایند: "خواندن زیارت جامعه و دعای کمیل در نجف و کربلا در شب‌های جمعه گویا بر اخیار لازم بود".[۱۴]

در تشرف مرحوم سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی خدمت امام زمان(عج)، آمده است که هنگامی که در مسافرت حج از قافله جدا شده و در راه گم می‌شود آن حضرت به او فرمودند: نافله (نماز شب) بخوان تا راه را پیدا کنی.

او نماز شب می‌خواند. بعد به او می‌فرمایند: زیارت جامعه را بخوان. ایشان زیارت جامعه را از حفظ می‌خواند. بعد می‌فرمایند: زیارت عاشورا بخوان. او زیارت عاشورا را نیز از حفظ با تمام صد لعن و سلام به همراه دعای علقمه می‌خواند.

آنگاه او را سوار بر مرکب می‌کند و می‌فرمایند: چرا شما نافله نمی‌خوانید؟ نافله، نافله، نافله. و باز می‌فرمایند: چرا شما عاشورا نمی‌خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا. بعد می‌فرمایند: چرا شما زیارت جامعه نمی‌خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه. سپس می‌فرمایند: اینها دوستان شما هستند که در کنار نهر آبی فرود آمده‌اند تا برای نماز صبح، وضو بگیرند.[۱۵]

در حالات رهبر فقید انقلاب، امام خمینی(ره) نیز آمده است که ایشان به مدت پانزده سال در نجف، به طور مرتب هرشب و در یک ساعت معین در کنار قبر مطهر مولای متقیان می‎‌آمدند و زیارت جامعه کبیره می‌خواندند.( به استثنای شبهایی که به کربلا می‌رفتند و یا شدیدا بیمار بودند).[۱۶]

پی نوشت:

۱. کلیات مفاتیح نوین، ص۲۴۲

۲ بحارالانوار، ج۹۹، ص۱۴۴

۳. روضه المتقین،محمد تقی مجلسی، ج۵، ص۴۵۲

۴. ادب فنای مقربان، جوادی آملی، ج۳، ص۱۴۷

۵. روضه المتقین، ج۸، ص۶۶۶

۶. تفسیر انسان به انسان، جوادی آملی، ص۲۶۱

۷. ادب فنای مقربان، ج۱، ص۸۷

۸. شط شراب، هفتصد و پنجاه کلمه در اخلاق و معارف از آیه الله بهجت، م.الف.گفتار ۲۲، ص۶۴

۹. اسوه عارفان( گفته‌ها و ناگفته‌هایی درباره آیه الله قاضی)، صادق حسن زاده، ص ۱۳۸

۱۰. شط شراب، گفتار ۳۶۸، ص۲۵۵

۱۱. نجم الثاقب، محدث نوری، ص ۶۶۴

۱۲. صحیفه دل، سید مجتبی رودباری، ج۱، ص۷۵

هر روز که بیدار می‌شویم، وارد یک مسیر بزرگ می‌شویم که پر از انتخاب‌های مختلف است. ما دائماً در حال تصمیم‌گیری هستیم؛ این تصمیم‌ها مسیر زندگی ما را مشخص می‌کنند. مهم این است که بفهمیم این دنیا و فرصت‌هایی که به ما می‌دهد، دقیقاً چه ماهیتی دارند و چطور باید از آن‌ها استفاده کنیم تا در نهایت احساس موفقیت کنیم.

می‌توانیم دنیا را به یک بازار بزرگ تشبیه کنیم. در این بازار، چیزی که معامله می‌شود، پول یا کالا نیست، بلکه زمان و فرصت‌هایی است که هر روز به ما داده می‌شود. در این بازار، همه در حال خرید و فروش هستند. بعضی‌ها با دقت و هوشیاری معاملات خود را انجام می‌دهند و مراقبند چه چیزی را به دست می‌آورند و چه چیزی را از دست می‌دهند.

آن‌هایی که در این بازار زندگی به اصطلاح «سود» می‌کنند، کسانی نیستند که فقط پول بیشتری دارند. سود اصلی اینجاست که یاد بگیریم چطور از وقتمان استفاده کنیم، چطور مهربان باشیم و چطور کارهای خوب انجام دهیم. این افراد می‌دانند که فرصت‌ها زود از دست می‌روند؛ برای همین، کارهای بیهوده نمی‌کنند و بیشتر وقتشان را صرف یادگیری و کارهایی می‌کنند که در آینده به دردشان بخورد.

متأسفانه، گروهی هم در این بازار ضرر می‌کنند. ضرر آن‌ها به خاطر کمبود امکانات نیست، بلکه به خاطر بی‌توجهی و غفلت است. این افراد ممکن است تمام انرژی خود را صرف دنبال کردن چیزهایی کنند که ارزشی ندارند، یا اجازه دهند روزها و سال‌ها بدون هدف بگذرد. وقتی متوجه می‌شوند چه چیزهای مهمی را از دست داده‌اند، دیگر دیر شده است.

آنچه باعث می‌شود یک نفر در این بازار زندگی برنده باشد، نیت و هدف درونی اوست. آیا ما در این مسابقه برای جمع کردن چیزهای زودگذر شرکت کرده‌ایم یا برای ساختن یک شخصیت بهتر؟ هر کاری که انجام می‌دهیم، چه حرفی که می‌زنیم و چه تصمیمی که می‌گیریم، ما را به سمت سود یا ضرر می‌برد. موفقیت واقعی از درک همین تفاوت‌ها شروع می‌شود.

این بازار زندگی یک فرصت است تا ما خودمان را بسازیم. هر لحظه فرصت جدیدی است. نباید اجازه دهیم که لحظات ارزشمند عمرمان از دست بروند. اگر بیدار باشیم و آگاهانه انتخاب کنیم که چه چیزهایی را بخریم (فرصت‌ها و ارزش‌ها) و چه چیزهایی را نفروشیم (اخلاقیات و زمانمان)، می‌توانیم از ضرر کردن فرار کنیم و به یک زندگی پربار دست یابیم.

 این مفهوم ریشه‌ای عمیق دارد؛ چنانچه امام هادی علیه السلام نیز فرموده‌اند: « دنیــا بـازارى اسـت که جمعى درآن سود مى برند و گروهى زیان مى بینند. » * این حدیث تأکید می‌کند که وضعیت ما در این دنیا ثابت نیست و نتیجه‌ی اعمال ما در آن تعیین می‌شود. پس، باید هشیار بود و از این فرصت برای کسب بالاترین ارزش‌ها استفاده کرد، چرا که این بازار، گذرگاهی است که در آن، انتخاب‌های امروز ما، ارزش واقعی فردا را رقم می‌زنند.

-------------
* أَلدُّنیـا سـُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخـَرُونَ. [تحف العقول، ص 774.]

گزارش جدید آژانس حقوق بنیادین اتحادیه اروپا (FRA) در سال ۲۰۲۵، تصویری بی‌سابقه از گسترش اسلام‌هراسی در سراسر قاره اروپا ترسیم می‌کند.

گزارش جدید آژانس حقوق بنیادین اتحادیه اروپا (FRA) نشان می‌دهد نژادپرستی ضد مسلمانان دیگر یک استثنا یا واکنش حاشیه‌ای نیست، بلکه به بخشی از ساختارهای نهادی، سیاسی و رسانه‌ای اروپا تبدیل شده است. بر اساس گزارش آژانس حقوق بنیادین اتحادیه اروپا، مستندات مربوط به نفرت‌پراکنی و تبعیض علیه مسلمانان در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح در دهه اخیر رسیده است. این پدیده از خیابان و فضای مجازی تا محیط کار و آموزش را در بر گرفته است.

نتایج پیمایش FRA نشان می‌دهد تقریباً از هر دو مسلمان در اتحادیه اروپا، یک نفر تجربه مستقیم تبعیض یا تحقیر نژادی را گزارش کرده است. رقمی که از ۳۹ درصد در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۴۷ درصد در ۲۰۲۵ رسیده است. زنان مسلمان به‌ویژه به دلیل پوشش اسلامی، بیش از دیگران در معرض حذف شغلی، توهین و تهدید قرار دارند. هم‌زمان، بی‌اعتمادی گسترده نسبت به نظام قضائی و نهادهای دولتی سبب شده بسیاری از قربانیان از گزارش‌دهی خودداری کنند. موضوعی که باعث شکاف میان داده‌های رسمی و واقعیت میدانی شده است.

در بریتانیا، داده‌های نهاد نظارتی Tell MAMA نشان می‌دهد سال ۲۰۲۵ با رکورد بالاترین میزان حوادث ضداسلامی در یک دهه گذشته همراه بوده است. از حملات خیابانی و توهین‌های آنلاین تا تخریب مساجد و تهدید فعالان مسلمان، گستره نفرت‌پراکنی به اندازه‌ای افزایش یافته که پارلمان بریتانیا را وادار به طرح مجدد تعریف رسمی «اسلام‌هراسی» کرده است.

در مقابل، منتقدان با طرح ملاحظات سیاسی و حقوقی، روند تصویب را متوقف کردند و بدین‌ترتیب، مشکل اصلی یعنی نبود سازوکار حقوقی شفاف برای پیگرد تبعیض علیه مسلمانان همچنان پابرجا ماند.

در فرانسه، تشدید منازعات هویتی و مهاجرتی در کنار رخدادهای خشونت‌بار علیه مسلمانان، از جمله حملات به مساجد و قتل یک نمازگزار، بار دیگر نسبت میان سیاست‌های سکولار سخت‌گیرانه، امنیتی‌سازی دین و افزایش نفرت اجتماعی را به کانون توجه آورده است.

پژوهش‌های دانشگاهی در این کشور نشان می‌دهد که گفتمان سیاسی و رسانه‌ای، نقشی مستقیم در مشروعیت‌بخشی به طرد مسلمانان دارد. فرآیندی که در آن، اقدامات اداری و نظارتی به نام امنیت، به‌طور نامتناسب خانواده‌ها و نهادهای مذهبی مسلمان را هدف می‌گیرد.

آلمان نیز از این روند مستثنا نیست. اگرچه وزارت کشور از ثبت صدها مورد جرم اسلام‌هراسانه در سال ۲۰۲۵ خبر داده، اما نهادهای مدنی و پژوهشگران تأکید دارند که بسیاری از موارد یا گزارش نمی‌شود یا در آمار رسمی ذیل عناوین دیگر ثبت می‌گردد. هم‌زمان، پیوند خوردن سیاست‌های مهاجرتی سخت‌گیرانه با فضای پس از جنگ غزه و حمایت بی‌قیدوشرط سیاسی از رژیم اسرائیل، زمینه‌ای فراهم کرده که در آن اعتراض‌های طرفدار فلسطین، به‌ویژه وقتی حامل صدای مسلمانان است، با سوءظن امنیتی و محدودیت‌های فزاینده مواجه شود.

در دانمارک و اتریش نیز با قدرت‌گیری احزاب راست افراطی، لفاظی‌های ضداسلامی به سیاست‌های رسمی نزدیک‌تر شده‌اند. روندی که در گزارش European Islamophobia Report 2024 با عنوان «عادی‌سازی نژادپرستی» مورد اشاره قرار گرفته است.

در سراسر اروپا، پس از جنگ غزه و جرم‌انگاری اعتراضات طرفدار فلسطین، اسلام‌هراسی ابعاد  تازه‌ای یافت. بسیاری از فعالان مسلمان تحت نظارت و فشارهای امنیتی قرار گرفتند و اعتراض‌های مدنی آنان با برچسب افراط‌گرایی سرکوب شد. تحلیلگران این روند را نوعی «امنیتی‌سازی مسلمان بودن» می‌دانند.

وضعیتی که در آن هویت دینی به موضوعی مظنون و سیاسی تبدیل می‌شود. در اتریش، تنها در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۵۰۰ جرم ناشی از نفرت علیه مسلمانان ثبت شد. بیشترین میزان از زمان بحران پناهجویان در ۲۰۱۵. در فنلاند، ۶۳ درصد مسلمانان از تجربه تبعیض در بازار کار سخن گفتند و در فرانسه و آلمان نیز ممنوعیت‌های تازه درباره پوشش اسلامی در مدارس و دانشگاه‌ها به اجرا درآمد. این فشارها نه فقط محدود به سیاست‌های داخلی بلکه بازتاب مستقیم رقابت‌های انتخاباتی و بهره‌برداری احزاب راست‌گرا از ترس‌های فرهنگی است.

کمیسیون اروپا در مواضع رسمی خود بر «مبارزه با نژادپرستی و حفاظت از آزادی دینی» تأکید کرده است. اما واقعیت میدانی حاکی از تناقض میان گفتار و کردار است. بسیاری از سیاست‌هایی که به‌نام امنیت یا مبارزه با افراط‌گرایی اجرا می‌شوند، در عمل به کنترل و محدودسازی مسلمانان منتهی شده‌اند.

اسلام‌هراسی در اروپا امروز نه صرفاً بحران فرهنگی، بلکه نشانه فرسایش اعتبار اخلاقی و حقوقی غرب است. اروپا که خود را الگوی آزادی و حقوق بشر می‌داند در برابر تبعیض ساختاری علیه دومین گروه مذهبی بزرگ اروپا با بیش از ۲۶ میلیون مسلمان دچار ناتوانی مزمن در اصلاح شده است.

اگر نژادپرستی ضد مسلمانان همچنان بدون پاسخ بماند، چنان‌که FRA هشدار می‌دهد، نه‌تنها انسجام اجتماعی اروپا فرسوده‌تر خواهد شد، بلکه ادعای دفاع از حقوق بشر نیز بیش از پیش تهی جلوه خواهد کرد.

رئیس جمهوری ایران در پیامی فرارسیدن سالروز میلاد فرخنده حضرت عیسی (ع) را به مسیحیان جهان تبریک گفت.

مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران روز پنج‌شنبه در پیامی با تبریک سالروز ولادت فرخنده حضرت عیسی بن مریم (ع) به سران و مردم کشورهایی که این مناسبت و سال نو میلادی را جشن می‌گیرند، نوشت: آرمان دیرینه بشری، ایجاد صلح و گسترش اخلاق در تمامی جوامع بشری که موجب سعادت و شکوفایی انسان است، می‌باشد. تمامی صفحات روحانی و وحیانی خداوند در عیسی مسیح (ع) متبلور بوده و می‌توان از ایشان الگو گرفت. امیدوارم در سال پیش‌رو با مساعی مشترک و با اتکا بر اصل همزیستی مسالمت‌آمیز و با به‌کارگیری عمل مبتنی بر عدالت، بتوانیم موجبات برقراری صلح و آرامش را در دنیای پرتلاطم کنونی فراهم آوریم.

پیام رئیس مجلس شورای اسلامی ایران به مناسبت میلاد حضرت مسیح(ع) 

در همین حال محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران ضمن تبریک میلاد حضرت مسیح(ع) بر  ضرورت تقویت گفت‌وگو و همگرایی میان ادیان الهی تأکید کرد. قالیباف  در نامه ای به رؤسای مجالس کشورهای مسیحی به مناسبت میلاد حضرت مسیح (ع) و آغاز سال نو میلادی  گفتند: خرسندم فرارسیدن سالروز میلاد مبارک و فرخنده حضرت عیسی مسیح (ع)، پیامبر بزرگ الهی و آغاز سال نو میلادی را به شماها ، نمایندگان محترم پارلمان و مردم شریف کشورتان صمیمانه تبریک گویم. رئیس مجلس شورای اسلامی ایران  خاطر نشان کرد: در روزگاری که جهان با چالش‌های پیچیده و تنش‌های فزاینده روبه‌رو است، ضرورت تقویت گفت‌وگو و همگرایی میان ادیان الهی و بهره‌گیری از آموزه‌های پیامبران بزرگ، یادآور همزیستی مسالمت‌آمیز، عدالت و حفظ کرامت انسانی است و بیش از هر زمان دیگری می‌تواند در مسیر درک متقابل و شکل‌گیری تعامل سازنده برای کاهش تنش‌ها در عرصه بین‌المللی نقش‌آفرین باشد. امید است در سال جدید میلادی، با گسترش صلح، ثبات و تقویت تعاملات سازنده میان پارلمان‌های کشورها، بتوانیم سهمی مؤثر در ارتقای گفت‌وگوهای بین‌المللی و توسعه همکاری‌های مبتنی بر احترام متقابل و منافع مشترک داشته باشیم.

عراقچی: سالروز میلاد پیام‌آور صلح و مهربانی برای شما سرشار از برکت باشد

همچنین  سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران  در شبکه اجتماعی ایکس با صدور پیامی سالروز میلاد حضرت مسیح (ع) را تبریک گفت.  سید عباس عراقچی افزود : برای همه کسانی که در سراسر جهان میلاد حضرت عیسی مسیح (ع) را جشن می‌گیرند، کریسمسی شاد، همراه با سلامتی، آرامش و امنیت آرزو می‌کنم. عراقچی خاطر نشان کرد: باشد که سالروز میلاد پیام‌آور صلح و مهربانی، برای شما سرشار از برکت باشد. 

اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه ایران هم با انتشار نوشته‌ای در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: میلاد حضرت عیسی مسیح (ع) و فرارسیدن سال نو میلادی را به همه مسیحیان جهان، به‌ویژه هم‌میهنان مسیحی، صمیمانه تبریک می‌گویم. وی در ادامه نوشت: این مناسبت فرخنده یادآور ارزش‌های مشترک انسانی و الهی است که ریشه در آموزه‌های ادیان توحیدی دارد و انسان‌ها را به صلح، همزیستی، احترام متقابل و مسئولیت‌پذیری در قبال یکدیگر فرا می‌خواند.

بقائی ادامه داد: ایران، به‌عنوان وارث تمدنی دیرپا با سابقه‌ای درخشان در همزیستی پیروان ادیان مختلف، بر ضرورت حفظ و ارتقای تفاهم و احترام متقابل میان ملت‌ها و پیروان ادیان مختلف تأکید دارد. آرزو می‌کنیم سال پیشِ رو برای همگان همراه با آرامش و امید باشد و گام‌هایی مؤثر در مسیر عدالت و صلح در جهان برداشته شود.

حضرت عیسی (ع ) یکی از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت است و کتاب آسمانیش انجیل نام دارد.  حضرت عیسی (ع ) آخرین پیامبر قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و از بشارت دهندگان به ظهور آن حضرت بود. زنده کردن مردگان، شفای کور مادرزاد و خبر دادن از غیب، از معجزات حضرت عیسی( ع ) بود.  مطابق با قران ، حضرت عیسی (ع ) به گونه‏‌ای اعجازآمیز از مادری باکره و مقدس به نام مریم  متولد شد و سپس در گهواره شروع به سخن گفتن کرد و پیامبری خود را بشارت داد. 

یک تحلیلگر فرانسوی اقدام آمریکا را در به شهادت رساندن سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقض آشکار حقوق بین‌الملل خواند.

سردار سپهبد «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سوم ژانویه 2020 در حالیکه  به دعوت رسمی مقامات عراق به این کشور سفر کرده بود، در حمله هوایی نیروهای متجاوز و تروریست آمریکایی نزدیک فرودگاه بغداد، به همراه «ابومهدی المهندس» نایب‌ رئیس بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) و 8 نفر از همراهانش به شهادت رسید. به گزارش پارس‌تودی، آرنو دُووله (Arnaud Develay) وکیل بین‌المللی و تحلیلگر سیاسی فرانسوی اقدام ایالات‌متحده  را در به شهادت رساندن سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  نقض آشکار حقوق بین‌الملل دانست.
دُووله تاکید کرد که آمریکا بی‌توجه به کنوانسیون‌های بین‌المللی، بزدلانه سپهبد قاسم سلیمانی را به شهادت رساند. وی گفت: در حقیقت سردار سلیمانی بسیار به رهبر انقلاب اسلامی نزدیک بود و آمریکا بدون توجه به کنوانسیون‌های بین‌المللی تصمیم به  ترور وی گرفت. وی با اشاره به خروج یکجانبه آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌ها علیه ایران افزود: نکته مهم این است که آمریکا در افکار عمومی به عنوان یک دولت سرکش و بی‌اعتنا به همه کنوانسیون‌ها مطرح می‌شود.

انتظار فعال، نیازمند برنامه‌ریزی، هماهنگی و اقدام جمعی است؛ اتحاد میان منتظران نه شعار که ابزار عملی برای آماده‌سازی جامعه است.

نامه دریافتی- منتظر بودن به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای سازمان‌دهیِ ظرفیت‌های فردی و اجتماعی برای تحقق ارزش‌های مشترک است. منتظران حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) وقتی متحد شوند، می‌توانند از پراکندگی انرژی‌ها جلوگیری کرده و تأثیرگذاری خود را در سه حوزه مشخص افزایش دهند: اصلاح اجتماعی، ترویج اخلاق مطلوب ظهور، و ساخت نهادهای مدنی مبتنی بر اهداف ظهور. 

برای تبدیل اتحاد به نیروی عملی، لازم است گام‌های مشخص برداشته شود: تعریف اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت؛ ایجاد شبکه‌های محلی برای هم‌افزایی پروژه‌های مختلف همچون خیریه، آموزشی و حقوقی؛ تدوین منشور رفتاری برای حل اختلافات و جلوگیری از تفرقه؛ و آموزش مهارت‌های گفت‌وگو و میانجی‌گری. هدایت شفاف و مساله‌گرا، همراه با تقسیم وظایف بر اساس ویژگی‌های هر طرف، از دیگر پیش‌شرط‌هاست. 

اتحاد منتظران مهدی و مسیح، به معنای همسان‌سازی عقاید نیست؛ بلکه به معنای تمرکز بر اولویت‌های مشترک و زمینه‌سازی برای ظهور است. این را باید دانست که وقتی گروه‌ها با معیارهای عملی و قابل اندازه‌گیری کار کنند، نتایج ملموس تولید می‌شود و اعتماد عمومی تقویت می‌گردد. 

در نهایت، انتظارِ سازنده محصولِ همدلی و کار سازمان‌یافته است. اتحادِ هوشمندانه منتظران مهدی و مسیح، نه تنها زمینه‌ساز ظهور وعده‌شده الهی، بلکه راهی برای ساختن جامعه‌ای است که شمار دوچندانی انسان مناسب عصر ظهور تربیت می‌کند.

حرکت علمی و اجتماعی امام باقر علیه‌السلام را می‌توان نقطه‌عطفی دانست که در میانه‌ی تلاطم‌های سیاسی و تخریب ارزش‌ها به بازسازی فکری و اجتماعی امت اسلام انجامید.

در دوران مروانیان که ارزش‌ها اسلامی رو به زوال رفته بود و انحطاط فرهنگی گریبان جامعه اسلامی را گرفته بود؛ در دورانی که آموزه‌ها و هنجارهای دینی در معرض تحریف و فراموشی قرار داشت؛ امام باقر (ع) با درکی عمیق از خطرات زمانه، حرکت نوینی را آغاز کرد. او به‌جای واکنش‌های احساسی یا قیام مسلحانه، راه آموزش منظم و تربیت نسلی از نخبگان متعهد را برگزید تا از طریق دانش و اخلاق، بنیان‌های فکری و اجتماعی جامعه اسلامی را بازسازی کند. با تربیت شاگردان متعهد و شکل‌دادن به شبکه‌ای از عالمان، نقش اجتماعی و تمدنی مهمی در رشد جامعه اسلامی ایفا کرد. در مکتب او، علم با اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند خورد و این میراث در نسل‌های بعدی تداوم یافت.

ایشان آموزش را فراتر از انتقال معلومات دید و آن را ابزاری برای تربیت انسان‌های مسئول و هدایت‌گر جامعه قرار داد. ایشان شاگردان را بر اساس استعداد به حوزه‌های تخصصی هدایت می‌کرد تا هر یک به‌عنوان مرجع در فقه، حدیث، تفسیر یا کلام عمل کنند؛ این رویکرد باعث شد علم به‌صورت شبکه‌ای در جامعه منتشر شود و نهادهای فکری شکل بگیرد. تربیت هدفمند، تخصصی‌سازی و تأکید بر اخلاق عملی از شاخصه‌های مکتب او بود.

بر اساس گزارش‌های تاریخی نه تنها با شاگردانش بلکه با مخالفانش نیز به گفتگو می‌نشست و آنها را از سرچشمۀ دانش خود سیراب می‌کرد. در همین رابطه نقل شده است که ابوحنیفه، فقیه بزرگ اهل سنت، در مدینه با امام محمد باقر(ع) دیدار و مباحثه‌ای علمی داشته است؛ این گفت‌وگو منزلت علمی امام در جامعه را نشان می‌دهد و بیانگر این است که چگونه مکتب او به گفت‌وگوی علمی میان اندیشمندان مختلف دامن زد. چنین مواجهاتی نه‌تنها به تبادل علمی انجامید، بلکه به تثبیت جایگاه اهل بیت به‌عنوان مرجع فکری در جامعه کمک کرد.

البته حرکت علمی آن امام تنها به ترویج دانش خلاصه نمی‌شد. ایشان علم را با اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند زد؛ شاگردان او نه صرفاً راوی حدیث، بلکه عاملان تغییر اجتماعی و فرهنگی شدند. این نسل از عالمان، با تبیین معارف و پاسخ به پرسش‌های زمانه، به آرام‌سازی فضای فکری و جلوگیری از تحریف اسلام کمک کردند و زمینه‌ساز نهضت علمی گسترده‌تری در دوره‌های بعد شدند.

امام محمد باقر(ع) با روش آموزشی منظم، تخصصی و اخلاق‌محور، بنیان‌های مرجعیت علمی اهل بیت را تثبیت کرد و از طریق تربیت شاگردانی مانند زراره و جعفر بن محمد، تأثیر اجتماعی عمیقی بر رشد فکری و فرهنگی جامعه اسلامی گذاشت؛ میراثی که مانند درختی پربار و تنومند به ثمر نشست و در سده‌های بعدی به شکل‌گیری مکتب‌های فقهی و کلامی بزرگ انجامید.

احادیث