emamian
نشانههای ظهور و قیام حضرت مهدی(عج)
چرا گفته شده که «صیحه آسمانی، خروج سُفیانی، قیام یَمانی، قتل نفس زَکیّه و خَسفِ بَیداء» از نشانههای ظهور است در حالیکه در روایات آمده که اینها قبل از قیام قائم رخ میدهند: «قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الصَّیْحَهُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاءِ»؟ آیا نمیتوان این احتمال را پیش کشید که اول امام زمان (برای عموم یا خواص) ظهور میکنند و سپس این علائم رخ میدهند و آنگاه ایشان در مکه مستقر شده و قیام میکنند؟
پاسخ:
ظهور آخرین امام (عج) بهعنوان حادثهای بسیار فوقالعاده، با تحقق وعده نهایی خداوند در مورد حکومت صالحان بر کل جهان،[1] همراه با علائم و نشانههایی است. این علائم انسانها را ترغیب میکند تا خود را برای این واقعه آماده کنند و حضوری فعال در آن داشته باشند. همچنین، صف مؤمنان و کافران را بهطور کامل جدا میکنند، بهطوریکه افرادی که ناآگاهانه در صف کافران قرار گرفتهاند، در انتخاب مسیر خود به تردید بیفتند و در نهایت به مؤمنان بپیوندند و از این طریق، موضع قائم و طرفداران او تحکیم شود.[2] این علائم پیش از ظهور اتفاق میافتند و نشاندهنده نزدیکی ظهور و قیام حضرت بقیهالله (عج) هستند.
نکته اول:
بر اساس روایات، خروج سفیانی به عنوان یکی از علائم حتمی ظهور و گویا اولین آنهاست که[3] در ماه رجب رخ میدهد.[4] همچنین صیحه آسمانی نیز در ماه رمضان اتفاق میافتد[5] و پساز آن امام مهدی (عج) ظاهر میشود.[6] در این روایات، چیزی درباره فاصله ظهور و قیام ذکر نشده و این علائم، هم بهعنوان علائم ظهور و هم بهعنوان علائم قیام مطرح شدهاند.
نکته دوم:
تنها یک روایت در این زمینه وجود دارد که نشان میدهد، ممکن است میان ظهور و قیام قائم فاصلهای وجود داشته باشد. این روایت بیان میکند که حضرت در منطقۀ «ذی طوی» (یکی از مناطق شهر مکه که در حرم است) ظهور کرده و سپس یارانش (313 نفر) به او ملحق شده و سپس حضرت به سمت مسجدالحرام حرکت میکند و قیام خود را اعلام و اعلان همگانی میکند.[7] اگرچه در این روایت، میان ظهور و قیام فاصله است؛ اما ظاهراً این فاصله خیلی زیاد نیست و عملاً با هم و در فاصلهای بسیار نزدیک رخ میدهند.
البته برخی روایات نیز نشان می دهند که اصحاب خاص حضرت در همان لحظه قیام به ایشان ملحق شده و در کنار کعبه ایشان را زیارت میکنند و نه قبل از آن.[8] از این منظر، اصلاً فاصلهای میان قیام و ظهور نیست و در روایات آمده که بعضی از یاران حضرت، در رختخواب خود در خواب هستند و با شروع قیام، یا در لحظه به حضرت ملحق میشوند یا آنکه به شکل اعجاز آور به مکه منتقل میشوند.[9] بنابراین، یاران ایشان نیز هنگام قیام به ایشان متصل میشوند و فاصلهای میان ظهور و قیام نیست.
نتیجه:
ظهور و قیام قائم، رخداد مهمی است که با علائمی همراه است و در روایات، این علائم گاهی بهعنوان علائم ظهور و گاهی بهعنوان علائم قیام بیانشدهاند. ظاهراً تفاوت در این تعابیر به معنای دوگانه بودن ظهور و قیام نیست و این دو ملازم و مصادف با یکدیگر رخ میدهند و به همین جهت، گاهی این علائم به عنوان نشانههای ظهور ذکرشدهاند و گاهی به عنوان نشانههای قیام.
بگذریم از اینکه حتی اگر فاصلهای میان این دو باشد، این فاصله ناچیز است و ابتدا ظهور حضرت رخ میدهد و پس از مدت کوتاهی، قیام حضرت علنی میشود که در این صورت نیز این علائم، به درستی، هم علائم ظهورند و هم علائم قیام.
پی نوشت ها:
[1]. سوره انبیاء، آیه 105: ﴿وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ﴾
[2]. «ثُمَّ قَالَ الصَّیْحَهُ لَا تَکُونُ إِلَّا فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لِأَنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ وَ الصَّیْحَهُ فِیهِ هِیَ صَیْحَهُ جَبْرَئِیلَ ع إِلَی هَذَا الْخَلْقِ ثُمَّ قَالَ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ ع فَیَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ لَا یَبْقَی رَاقِدٌ إِلَّا اسْتَیْقَظَ وَ لَا قَائِمٌ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَی رِجْلَیْهِ فَزِعاً مِنْ ذَلِکَ الصَّوْتِ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنِ اعْتَبَرَ بِذَلِکَ الصَّوْتِ فَأَجَابَ فَإِنَّ الصَّوْتَ الْأَوَّلَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِیلَ الرُّوحِ الْأَمِینِ ع ثُمَّ قَالَ ع یَکُونُ الصَّوْتُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فِی لَیْلَهِ جُمُعَهٍ لَیْلَهِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ فَلَا تَشُکُّوا فِی ذَلِکَ ...»؛ النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة للنعمانی، ترجمه: محمدجواد غفاری، تهران: نشر صدوق، 1418 ق، ص ۲۵۴، باب ۱۴، حدیث ۱۳.
[3]. به عنوان نمونه: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الصَّیْحَهُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاءِ»؛ صدوق، محمدبن علیبن بابویه، کمالالدین و تمامالنعمه، تحقیق، تصحیح و تعلیق: علیاکبر الغفاری، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ ق، ج 2، ص 650.
[4]. «إِنَّ أَمْرَ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِی رَجَبٍ»؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 650.
[5]. النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة للنعمانی، ص ۲۵۴، باب ۱۴، حدیث ۱۳.
[6]. «إِذَا نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَنَّ الْحَقَّ فِی آلِ مُحَمَّدٍ، فَعِنْدَ ذَلِکَ یَظْهَرُ الْمَهْدِی»؛ ابنطاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، قم: انتشارات خیام، 1400 ق، ص 59.
[7]. «الْقَائِمَ یَهْبِطُ مِنْ ثَنِیَّهِ ذِی طُوًی فِی عِدَّهِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثِمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا حَتَّی یُسْنِدَ ظَهْرَهُ إِلَی الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ یَهُزُّ الرَّایَهَ الْغَالِبَهَ»؛ صدوق، محمدبن علیبن بابویه، کمالالدین و تمامالنعمه، تحقیق، تصحیح و تعلیق: علیاکبر الغفاری، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ ق، ج 2، ص 373.
[8]. «إِذَا أُذِنَ الْإِمَامُ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعِبْرَانِیِّ فَأُتِیحَتْ لَهُ صَحَابَتُهُ الثَّلَاثُمِائَهِ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ فَهُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیَهِ مِنْهُمْ مَنْ یُفْقَدُ مِنْ فِرَاشِهِ لَیْلًا فَیُصْبِحُ بِمَکَّهَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یُرَی یَسِیرُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً یُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ حِلْیَتِهِ وَ نَسَبِهِ»؛ النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة للنعمانی، ترجمه: محمدجواد غفاری، تهران: نشر صدوق، 1418 ق، ص 313، باب 20 حدیث 3.
[9]. النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ترجمه: محمدجواد غفاری، تهران: نشر صدوق، 1418 ق، ص 313، باب 20 حدیث 3.
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
اوّلاً خداقوّت عرض میکنیم به همهی حضرات و دوستان در مجموعهی دولت چهاردهم؛ چه مدیران فعّال، چه کارکنان فعّال، بخصوص آن دستگاههایی که در این آزمونِ دوازدهروزه نقش آفریدند که جناب آقای دکتر پزشکیان اشاره کردند، [مانند] وزارت بهداشت و بعضی از نقاط دیگر. ما هم اطّلاع داریم که اینها در این دوازده روز، با فداکاری به معنای واقعی کلمه، نقشآفرینی کردند. از همهی آنها تشکّر میکنیم.
تشکّر ویژه میکنم از رئیسجمهور محترم به خاطر کار متراکم و مفیدی که ایشان انجام میدهند. اینجور کار کردن و با این انگیزهها کار کردن و با این روحیه کار کردن، همان چیزی است که کشور به آن نیاز دارد. از جمله این سفر اخیرشان به چین سفر بسیار خوبی بود و بالقوّه زمینهای است ــ نمیگویم بالفعل است ــ برای حوادث بزرگ مورد نیاز کشورمان، چه از لحاظ اقتصادی، چه از لحاظ سیاسی؛ خوشبختانه یک زمینهی اینچنینی را ایشان با این سفر به وجود آوردند که دستاوردهایی داشته و بایستی پیگیری بشود انشاءالله.
من قبل از اینکه وارد صحبت بشوم، یک مطلبی را آخرِ یادداشتهایم یادداشت کردهام که مناسب میبینم همین اوّل آن مطلب را بگویم؛ و آن، این است که دوستانی از مسئولان کشور که با مردم حرف میزنند، راوی قدرت و قوّت و امکانات کشور باشند ــ مثل این صحبتی که امروز ایشان(۲) کردند ــ راوی ضعفها نباشند. بله، ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لکن قوّتهایی داریم، تواناییهایی داریم، کارهایی شده، تلاشهایی شده؛ اینها را روایت کنیم و به مردم بگوییم. هم مطبوعات در این زمینه مسئولند، هم صداوسیما مسئول است، و بیش از همه خود مسئولان دولتی مسئولند که وقتی جلوی مردم پشت آن بلندگو قرار میگیرند، راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند. آقای رئیسجمهور الان حدود نیم ساعت صحبت کردند؛ همهی نقطهها [در صحبتشان] نقطههای قوّت بود. بنده البتّه آشنایی با مسائل اجرائی دارم، سالها در اجرا بودهام، میدانم که فاصلهی بین خواستن و تصمیمگیری کردن با شدن، فاصلهی کمی نیست ــ این را همه میدانیم ــ امّا اینکه انسان بخواهد، اینکه انگیزه داشته باشد، اینکه همّت داشته باشد، اینکه امیدوار باشد که خواهد توانست، بخش مهمّی از عامل تحقّق خواستهها است. این، آن مطلب لازمی بود که من واقعاً به خاطر این صحبتها هم از آقای دکتر پزشکیان تشکّر میکنم.
به دوستان عزیزمان عرض میکنم از فرصت خدمت به مردم قدردانی کنید. این فرصت اوّلاً به همه داده نمیشود، ثانیاً همیشه داده نمیشود. من و شما چند سال یک مسئولیّتی داریم، یک کاری داریم، یک میدانی داریم که میتوانیم در این میدان حرکت کنیم، کار کنیم، به مردم خدمت کنیم و میتوانیم در این مدّت خدا را از خودمان راضی کنیم؛ این را از دست ندهیم. از ساعتساعتِ این عمرِ خدمتیِ خودمان استفاده کنیم. اگر این توصیه را عمل کنیم و تحقّق پیدا کند و به موازیکاری و بیکاری و کمکاری و سرگرم شدن به مسائل دیگر نپردازیم، به نظر من همانطور که گفتند، مشکلات حل خواهد شد و در کوتاهمدّت یا میانمدّت هم حل خواهد شد؛ اینجور نیست که حالا بگوییم منتظر سالها خواهیم بود. بخصوص در مورد آن مسائل اقتصادی و مسائلی که به معیشت مردم ارتباط پیدا میکند، بایستی خیلی جدّیتر عمل کرد.
منتظر تحوّلات بیرونی هم نباشیم. در دنیا، در عالم سیاست، در عالم دیپلماسی، حوادثی اتّفاق میافتد؛ منتظر آنها نمانیم، کار خودمان را انجام بدهیم. آن کسانی که وظیفهشان آن کارها است، آنها را انجام میدهند. ما کار موظّف خودمان را انجام بدهیم. روحیهی کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت «نه جنگ، نه صلح» که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند. یعنی یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت «نه جنگ، نه صلح» است که خب خوب نیست، فضای خوبی نیست. روحیهی کار را، روحیهی تلاش را، همّت و انگیزه را، با گفتن، با عمل کردن، با نشان دادن نتایج، بر این حالت غلبه بدهیم.
وظیفهی مهمّ دولتها تقویت مؤلّفههای قدرت ملّی و عزّت ملّی است. در همهی دنیا اینجور است که وظیفهی همهی دولتها این است که مؤلّفههای قدرت ملّی را تقویت کنند که مهمترین آنها روحیه و انگیزه و یکپارچگی ملّت است؛ یعنی از مؤلّفههای قدرت ــ اگر چنانچه بخواهیم شماره کنیم ــ مهمترینش همین است که ملّت یکپارچه باشد، باروحیه باشد، امیدوار باشد، باانگیزه باشد. ما در کارکرد خودمان، در حرف زدن خودمان، در پایبندیمان به وظایف خودمان بایستی این روحیه را در ملّت به وجود بیاوریم و اگر وجود دارد، تقویت کنیم و مانع بشویم از زوال آن روحیه.
در کارها باید به اولویّتها توجّه کرد. کار زیاد است. توان ــ چه توان مالی و چه توان انسانی و بشری ــ قاعدتاً کمتر از نیاز به کاری است که باید انجام بگیرد. باید اولویّتها را پیدا کرد که ملاک در اولویّت هم یکی فوریّت است، یکی زیرساختی بودن؛ اینها اولویّت است. بعضی از کارها فوریّت دارد، بعضی از کارها جنبههای زیرساختی دارد؛ اینها اولویّت دارد. به این اولویّتها باید توجّه کنیم. یکی از خطوط اصلی مدیریّت همین است که انسان بتواند تشخیص بدهد و پیدا کند اولویّتها را.
من ضمناً میخواستم تشکّر کنم از آقای دکتر عارف(۳) که اطّلاع دارم جلسات پیگیر ایشان را برای کارهایی که تصمیمگیری میشود؛ بالخصوص، این فراموش نشود و از یاد نرود. حقیقتاً ایشان تلاش میکنند، کار میکنند و مطّلعیم از تحرّک وسیعی که ایشان در این زمینه دارند.
دولتها مسئول تأمین نیازهای مشترک و عمومی مردمند. [تأمین] این نیازهای مشترکی که دولتها موظّفند انجام بدهند، از قبیل معیشت، امنیّت، بهداشت، فرهنگ و سبک زندگی، محیط زیست و امثال اینها است. ما باید اولویّتها را در میان اینها پیدا کنیم؛ در این سرفصلهای اساسی ببینیم کدام اولویّت دارند و در میان آنها کدام شعبه اولویّت دارد. خب میدانید نظام اسلامی اساساً برای تحقّق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد؛ هر کس حرف دیگری بزند، خلاف واقع گفته. از روز اوّل، شعار امام بزرگوار این بود که بایستی برای خدا، برای تحقّق اهداف الهی و معارف الهی و شرایع الهی کار کرد، بعد هم به مردم گفتند، مردم هم با انگیزههای دینی عمدتاً برخاستند و حرکت انجام دادند. [بنابراین،] در نظام اسلامی کار برای خدا است، برای تحقّق اینها است.
یکی از مهمترین سرفصلهایی که بنده میخواهم روی آن تأکید کنم، مسئلهی پیگیری است؛ پیگیری. حالا این پیگیری یک وقت در سطح رئیسجمهور است که این بحمدالله هست؛ ایشان واقعاً پیگیری میکنند با این سفرهای استانی و تماسهای با مردم و رفتن در میان وزارتخانهها و تماس نزدیک با کارکنان و مدیران بالا؛ این پیگیریها بسیار باارزش است، این هم خیلی مفید است. لکن فقط این نیست؛ پیگیری باید در بدنه به وجود بیاید، باید در مدیران میانی به وجود بیاید. گاهی اوقات شما که وزیر هستید تصمیمی میگیرید، قبول هم دارید، میل هم دارید که این کار انجام بگیرد، دستور هم میدهید، معاون شما هم آن را به مدیر دستور میدهد، [امّا] با گذشتن دو سه واسطه قضیّه مدام به ترتیب ضعیف میشود تا بکلّی از بین میرود و وقتی به سرانگشتها رسید، چیزی وجود ندارد! در حالی که کار را سرانگشتها باید انجام بدهند، کار را دستها باید انجام بدهند؛ مغزها فقط فرمان میدهند. این پیگیری مهم است؛ پیگیری تا سرانگشتها، پیگیری تا آن نتیجهگیری، تا آخر؛ [چون] سلیقههایی وجود دارد.
خب امروز خوشبختانه در کشور امکان اجماعسازی هست؛ امروز اینجوری است. رؤسای سه قوّه با هم همدلند، همفکرند، آمادگی دارند؛ خیلی از بخشهای تصمیمگیر و تصمیمساز با هم همراهند؛ [لذا] اجماعسازی امروز از گذشته به نظر من آسانتر است. از این فرصت باید استفاده کرد، کارهایی را که مورد اجماع است پیش برد و حرکت کرد. کارها هم واقعاً کارهای مهمّی است. همین چند نکتهای که ایشان گفتند، یکی مسئلهی سبک کردن بدنهی دولت بود؛ یعنی کاستن از برخی دستگاههایی که وجود و عدمشان یکسان است یا شبیه یکسان است، یا کاستن از تعداد کارمندان یک مجموعه، یک وزارتخانه، یک مؤسّسه. اینها کارهای مهمّی است، کارهای سختی هم هست، کارهای آسانی نیست، لکن امروز همدلی وجود دارد و میشود این کارها را کرد؛ این کارها را باید انجام داد، باید کرد این کارها را. این فرصت بزرگی است. سلیقههای گوناگونی در میان هست، موانعی وجود دارد؛ اینها را باید برطرف کرد.
من در مورد اقتصاد که یک مسئلهی مهمّ کشور است، چند توصیه دارم که عرض میکنم. البتّه حرف برای گفتن زیاد است؛ همانطور که اشاره کردند، حرف و مطالب برای گفتن خیلی هست، منتها به حدّاقل باید اکتفا کرد.
مسئلهی اوّل، احیای واحدهای تولیدی است؛ آن کسانی که سررشتهی کار را دارند و مسائل اقتصاد واقعی را، اقتصاد عملی را درک میکنند، همه متّفقند بر اینکه تولید کلید پیشرفت اقتصاد کشور است. به تولید برسید، احیا کنید واحدهای تولیدی را. حالا البتّه اشاره شد به اینکه برقِ بعضی از کارخانهها قطع میشود؛ یک جاهایی هست که یک اضطراری وجود دارد، لکن آنجایی که اضطراری وجود ندارد مسئلهی تولید را باید جدّی گرفت. این توصیهی اوّل من است.
توصیهی دوّم من تأمین بموقع کالاهای اساسی است؛ این یکی از مسائل کشور است. در مواردی اتّفاق افتاده که مسئول مربوطه به ما گزارش کرده ــ حالا چرا به ما گزارش کرده، من نمیدانم! ــ که فلان جنسی که جزو کالاهای اساسیِ مهم است، بایستی مثلاً به قدر این مدّت باشد، به قدر ثلث این مدّت است. من نمیخواهم اسم مدّتها را بیاورم، [امّا] این خطر است. ما باید بموقع کالاهای اساسی را تأمین کنیم و میزان ذخایر کالاها نسبت به نصاب مورد نیاز باید همیشه ملاحظه بشود. مخاطرات محتملی وجود دارد؛ ما همیشه همهی مخاطرات را نمیتوانیم پیشبینی کنیم؛ یک وقت یک مشکلی پیش میآید، جنسی را که الان میشود وارد کرد ممکن است در یک برههی زمانیِ دیگر نشود وارد کرد؛ باید این فکرها را کرد، این مخاطرات را باید در نظر گرفت. بنابراین، وجود کالاهای اساسی در کشور باید کاملاً اطمینانبخش باشد. اگر بموقع کالاهای اساسی در کشور وجود داشته باشد، این در سفرهی مردم اثر مستقیم دارد؛ یعنی گرانیهای عارضی و دلبخواهی در بازار دیگر وجود نخواهد داشت و امنیّت غذائی تهدید نخواهد شد. این یک مسئله.
در باب کالاهای اساسی، یکی از حرفهایی که چند سال است مطرح است مسئلهی رقابتی کردن واردات کالاهای اساسی است. واردات بعضی از کالاهای اساسی انحصاری است؛ انحصار بد است، انحصار موجب دستبسته ماندن دستگاهها است. بایستی تلاش کرد که هم در مورد آن کشورهای مبدأ واردات، هم کسانی که مباشر واردات هستند، به اینها حالت رقابتی داد؛ این به مسئلهی واردات کالاها به کشور کمک خواهد کرد. گفته میشود که اگر چنانچه ما رقابتی کنیم، هم قیمتهای ارزیِ خریدِ خارجی کاهش خواهد یافت، هم قیمتهای ریالی در داخل کاهش خواهد یافت که این مژدهی بزرگی است، مسئله بسیار مهمّی است.
بالاخره مسئلهی معیشت مردم یکی از مهمترین مسائل کشور است؛ همانطوری که حالا آقای رئیسجمهور هم اشاره کردند، باید ترتیبی داد که مردم تعدادی ــ حالا مثلاً حدود ده کالا یا اندکی کمتر ــ از کالاهای اساسی را بتوانند بدون دغدغهی افزایش قیمت تهیّه کنند؛ یعنی اینجور نباشد که امروز یک قیمتی باشد و فردا به خاطر تورّم، قیمت دو برابر بشود یا مثل دو برابر بشود. حالا دوستان اسم کالابرگ را میآورند و کسانی که اهل فنّند، کسانی که واردند، تأیید میکنند؛ بنده هم چون خودم در این مسئله ورودی ندارم، به نظرم باید دنبال کرد این کار را. و گفته میشود که زمینهی بهکارگیری کالابرگهای الکترونیکی هم وجود دارد؛ یعنی زیرساختش الان موجود است و میشود از آن استفاده کرد که مثلاً ترتیبی اتّخاذ بشود که مردم بتوانند نزدیک به ده قلم کالا را بدون دغدغه با قیمت ثابت تهیّه کنند. این هم یک توصیه در این مورد.
در مورد دیگر کالاها هم بایستی برای انضباط بازار یک فکری کرد؛ یعنی مردم نباید احساس کنند که بازار رهاشده است؛ امروز یک قیمت است، فردا با یک فاصلهی عجیبی قیمت بالا رفته؛ اینجا یک قیمت است، آن طرف یک قیمت دیگر است! یک چنین حالتی که حالتِ رهاشدگیِ بازار است، به روحیهی مردم صدمه میزند؛ این حالت هم نبایستی احساس بشود.
در مورد ذخیرهی کالا که عرض کردیم، بیمناسبت نیست این را هم بگوییم که ذخیرهی گاز برای زمستان جزو مسائل مهم است. از حالا با واردات گاز و کارهایی مانند این، جوری عمل بشود که در زمستان مشکل گاز در کشور وجود نداشته باشد. حالا، هم ترکمنستان هست، هم جاهای دیگر هستند که میتوان این کارها را کرد.
مسئلهی مسکن هم یکی از مسائل مهم است؛ مسئلهی مسکن واقعاً یکی از مشکلات اساسی است. پیشنهادهایی به ما میشود که حالا ما چون کُننده نیستیم و کار دست ما نیست، محوّل میکنیم به مسئولینش. در مورد حلّ مشکل مسکن یا حلّ نسبی مشکل مسکن ــ ولو حلّ کامل نباشد ــ پیشنهادهایی به ما میشود؛ خب این پیشنهادها را مسئولین محترم میشنوند، دنبال کنند و انشاءالله به نتیجه برسانند.
یک مسئله، مسئلهی نفت است. حالا اشاره کردند که هم تولید و هم صادرات نفت افزایش پیدا کرده؛ لکن در عین حال، تولید نفت با اهمّیّتی که در اقتصاد کشور دارد ــ که معلوم است ــ تولید پایینی است. روشهای تولید نفت ما روشهای قدیمی است؛ ابزارها قدیمی است، روشها قدیمی است و از بسیاری از جاهای نفتخیز دنیا عقبیم، در حالی که امروز مطمئنّاً به وسیلهی دانشجویان جوان و تحصیلکردههای جوان ما که در زمینهی نفت کار کردهاند، بدون تردید کارهای مهمّی میشود کرد؛ از اینها [باید کمک] خواست. در این زمینه، ما در یکی از مسائل مشکل در دولتهای قبلی تجربه کردیم؛ مسئلهی مشکلی بود، دو سه دانشجو آمدند پیش ما گفتند ما این را حل میکنیم، من آنها را فرستادم پیش وزیر نفت، بعد وزیر نفت گفت این کار حل شد؛ یعنی چند دانشجوی جوان، چند تحصیلکردهی جوان، شاید بتوانند در شیوههای تولید نفت، استخراج نفت و مانند اینها یک تحوّلی ایجاد بکنند. در باب صادرات نفت هم البتّه ما نیاز به تحرّک بیشتری داریم؛ یعنی مسئلهی تعدّد مشتری و تنوّع مشتری در باب نفت، مسئلهی مهمّی است که بایستی انشاءالله دنبال بشود.
من یک توصیه هم مربوط به اسراف بکنم. ما واقعاً اسراف میکنیم! بنده چند سال قبل از این، شعار سال را به مضمون اسراف نکردن قرار دادم(۴) ــ حالا الان عین آن شعار یادم نیست ــ که مردم اسراف نکنند. آمدند به ما گفتند آن که بیشتر از همه اسراف میکند خود شما هستید، دولت بیش از همه اسراف میکند، دیدیم راست میگویند؛ هم در زمینهی برق، هم در زمینهی گاز، هم در زمینهی آب و هم در زمینهی ساختمان و بنا، هم در زمینهی سفر و غیره اسراف انجام میگیرد. سفرهای غیر لازم چه لزومی دارد؟ خیلی از سفرها اصلاً هیچ لازم نیست که انجام بگیرد. بعد، سفر با همراهانِ دو برابر یا سه برابرِ آنچه لازم است! چه لزومی دارد؟ اگر بنا است انسان به یک جایی سفر هم بکند، خب با یک تعداد معدودی [باشد] که مثلاً حضور اینها واجب و لازم است. یا مثلاً فرض کنید اقامت در هتلهای گرانقیمت در آن محلّی که به آنجا سفر شده! اینها اسراف است؛ این اسرافها را بایستی انجام نداد. بالاخره وقتی دخل کم است، خرج هم بایستی کم بشود:
چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن
که میگویند ملّاحان سرودی
اگر باران به کوهستان نبارد
به سالی دجله گردد خشکرودی(۵)
بایستی منابع را تأمین کرد، بعد به فکر خرج افتاد.
آخرین عرض ما مربوط به غزّه و جنایتهای بینظیری است که این صهیونِ ملعون در حال انجام آن است. واقعاً انسان حیرت میکند از این همه جنایت، این همه فاجعهآفرینی! و حیا هم نمیکنند؛ صریح به زبان میآورند، میگویند انجام میدهیم، میخواهیم بکنیم و میکنیم. این باید علاج بشود. بله، درست است، آمریکا پشتیبانش است، آمریکا هم قدرت بزرگی است، در این شکّی نیست، امّا راه برای مقابلهی با این وضع بسته نیست. کشورهای معترض ــ که امروز کشورهای اسلامی و غیر اسلامی را شامل میشود ــ بخصوص کشورهای اسلامی باید روابط بازرگانیشان با رژیم صهیونیست را بکلّی قطع کنند و حتّی روابط سیاسی را هم قطع کنند، [او را] منزوی کنند. امروز البتّه نظام خبیث صهیونی منزویترین دولت دنیا است، منفورترین دولت دنیا است؛ در این شکّی نیست، لکن بیش از این هم ممکن است؛ باید راهها بسته بشود. این وظیفهای است که بر عهدهی همهی دولتها است. به نظرم میرسد یکی از خطوط اصلی دیپلماسی ما باید این باشد: به دولتها سفارش کنیم و تأکید کنیم که روابطتان را قطع کنید؛ اوّلاً و در درجهی اوّل روابط بازرگانی، در درجهی بعد [هم] روابط سیاسی را قطع کنید.
من اینجا یک کلمه هم خطاب به اصحاب بیان و قلم نوشتهام و آن همین است که کسانی که روزنامه مینویسند، مقاله مینویسند، بیاناتی در صداوسیما دارند، بیاناتی در فضای مجازی دارند، سعی کنند به ضرر کشورشان حرف نزنند، راوی ضعف کشورشان نباشند، نقاط قوّت را برای مردم بیان کنند؛ نقاط قوّتی که واقعاً وجود دارد، ظرفیّتهایی که واقعاً وجود دارد؛ اینها را برای مردم بگویند.
انشاءالله خداوند متعال به همهی شماها توفیق بدهد، کمکتان کند و بتوانید این وظیفهی سنگین و مهم را به بهترین وجهی انجام بدهید. دعایتان میکنیم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
بیانات در مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیهالسلام
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
تسلیت عرض میکنم شهادت ولینعمت همهی عالم وجود، بخصوص ما ایرانیها، امام رئوف، علیّبنموسی الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) را. این جلسه هم لطف آن بزرگوار بود که توفیق داد بتوانیم این جلسه را، این دیدار را، این محفل گرم و پُرشور را تشکیل بدهیم. یک جمله راجع به امام رئوف، حضرت ابیالحسن الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) عرض میکنم، یک جمله هم مربوط به مسائل جاری روز عرض میکنم.
در زندگی علیّبنموسی الرّضا (علیه السّلام)، حوادث بزرگ، مکرّر اتّفاق افتاده است که یکی از آنها آمدن آن بزرگوار از مدینه به طوس و به مرو، به خراسان است؛ حوادث گوناگون دیگری هم در زندگی این بزرگوار وجود دارد. آنچه محصول این حادثهی سفر به خراسان است، یک مجموعهای از منافع و فواید برای مکتب اهلبیت است؛ یعنی این سفر اگرچه سفر اجباری بود، اگرچه آن بزرگوار با میل خود حرکت نکردند به سمت خراسان، امّا خدای متعال به این سفر برکت داد و حوادثی که اتّفاق افتاد ــ چه در طول سفر، چه بعد از شهادت آن بزرگوار ــ حوادث بزرگی بود؛ من به دو مورد اشاره میکنم.
یک مورد، انتشار فوقالعادهی مکتب اهلبیت است. مکتب اهلبیت منزوی بود، مظلوم بود. بعد از شهادت امام حسین (علیه السّلام)، شیعیان در هر نقطهای از دنیای اسلامِ آن روز دچار مشکلات فراوان در زندگی بودند؛ مشکلات جسمی، مشکلات معیشتی، مشکلات روحی؛ تدریجاً ــ در زمان امام باقر اندکی، در زمان امام صادق بیشتر، در زمان حضرت موسیبنجعفر بیشتر ــ این حالت انزوا کم شد، لکن در دوران علیّبنموسی الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) مکتب تشیّع در دنیای اسلام منتشر شد. آنچه انسان از حوادث تاریخی احساس میکند، این است که شیعه و پیروان مکتب اهلبیت، با این سفر و با این حادثه آنچنان روحیهای گرفتند که این روحیه توانست شیعه را حفظ بکند. امروز تقریباً ۱۲۰۰ سال از آن موقع میگذرد؛ روزبهروز پیروان مکتب اهلبیت بیشتر شدند ــ یا شیعیان یا غیر شیعهای که به معارف اهلبیت اعتقاد دارد، که ما زیاد داریم از این قبیل افرادی که رسماً شیعه هم نیستند امّا به معارف اهلبیت و به اصول فکری اهلبیت (علیهم السّلام) اعتقاد دارند ــ این از برکات سفر علیّبنموسی الرّضا است. این یک نکته؛ یعنی یک فایده و یک اثر از آثار حرکت بابرکت امام رضا (علیه السّلام) از مدینه به خراسان این بود. حضور آن بزرگوار، حوادثی که اتّفاق افتاد، مذاکراتی که انجام گرفت، مباحثاتی که انجام گرفت، رفتاری که این بزرگوار با مأمون کرد، با مردم کرد، با مسئولین آن روز کشور کرد، اینها همه هر کدام تأثیری گذاشت که شیعه را در چشمها بزرگ کرد، مکتب اهلبیت را بالا برد.
دوّمین اثری که مایلم روی آن تکیه کنم، این است که مسئلهی عاشورا را، مسئلهی امام حسین را علیّبنموسی الرّضا در سطح دنیای اسلام منتشر کرد؛ یعنی خود حادثهی عاشورا در بین مردمِ پیرو مکتب اهلبیت موجب شده است که شیعه به عنوان پرچمدار مبارزهی با ظلم در طول تاریخ شناخته بشود. حادثهی کربلا، حادثهای بود که باید در دلهای مردم جا میگرفت؛ آن کسی که توانست این حرکت را با یک جهشی شروع کند، علیّبنموسی الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) بود. این روایت معروف ابنشبیب ــ ریّانبنشبیب ــ که [حضرت] فرمود: اِن کُنتَ باکیاً لِشَیءٍ فَابکِ لِلحُسَینِ (علیه السّلام)(۲) ــ که این، اوّل روایت است و روایت مفصّل است ــ خیلی مطلب مهمّی است؛ «بر هر چه خواستی اشک بریزی و گریه بکنی، بر حسین گریه کن». این اهمّیّت مسئلهی کربلا را نشان داد. بعد هم وعدههای بزرگ برای کسانی که به زیارت امام حسین میروند یا عزادارای برای امام حسین میکنند یا اشک میریزند: در قیامت با ما محشور میشوید؛ در کنار ما هستید و مانند اینها؛ اینها در این روایت هست.
خب وقتی که مسئلهی کربلا مطرح شد، حادثهی شهادت حسینبنعلی (سلام الله علیهما) مطرح شد، به طور طبیعی این سؤال پیش میآید که چرا این بزرگوار به شهادت رسید؟ این سؤال، کلید بسیاری از معارف اجتماعی اسلام است: «چرا به شهادت رسید؟». این چه حادثهای بود که موجب شد حدود پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر یک چنین مصیبت بزرگی ایجاد بشود و شهادت فرزند پیغمبر به وقوع بپیوندد؛ حادثه چه بوده؟ این سؤال یک سؤال اساسی است. میتواند [نسبت] دلها را با حوادث طول تاریخ بشر و وظایف مسلمانها آشکار کند.
امام حسین با ظلم مبارزه میکرد، امام حسین بیعدالتی را برنمیتابید، امام حسین غلبهی فسّاق و فجّار بر جامعهی اسلامی را قبول نمیکرد، زیر بار نمیرفت؛ اینها مسائل بسیار مهمّی است که وقتی مسئلهی کربلا مطرح شد، این مسائل هم به طور طبیعی مطرح خواهد شد. این راجع به حضرت علیّبنموسیالرّضا (سلام الله علیهم) که شرح حادثهی کربلا و عاشورا به برکت بیان حضرت رضا (سلام الله علیه) اتّفاق افتاد و این بسیار مسئلهی مهمی است.
در باب مسائل کنونی کشور، خب درگیریهایی اتّفاق افتاد و حوادث مهمّی بر ملّت ایران تحمیل شد، جنگی تحمیل شد؛ ملّت هم با کمال قوّت، با کمال قدرت ایستادگی کرد و دنیا را به خودش متوجّه کرد. با این حوادث، ایران در چشم مردم دنیا یک عظمت ویژهای، یک عزّت جدیدی پیدا کرد. این که حالا مربوط به حادثه است.
یک سؤالی در اینجا مطرح است که دشمنی آمریکا با ایران به خاطر چیست؟ این سؤال، سؤال آسانی به نظر میرسد لکن سؤال پیچیدهای است؛ جواب این سؤال، جواب مهمّی است، جواب پیچیدهای است. این دشمنی مال امروز هم نیست؛ ۴۵ سال است که دولتهای آمریکا ــ از انواع و اقسام افراد و اشخاص و احزاب گوناگون آمریکا که سر کار آمدهاند ــ همین دشمنی را، همین تحریم را، همین تهدید را نسبت به جمهوری اسلامی و ملّت عزیز ایران داشتهاند. علّت چیست؟ در گذشته این علّت را کتمان میکردند، تحت عناوین گوناگونی به عنوان تروریسم، به عنوان حقوق بشر، به عنوان مسئلهی زن، به عنوان دموکراسی؛ تحت این عنوانها. یا اگر هم میگفتند، به شکل آبرومندانه میگفتند میخواهیم رفتار ایران عوض بشود؛ گذشتهها اینجور حرف میزدند. این آقایی که امروز سر کار است در آمریکا،(۳) مسئله را لو داد، آن هدف حقیقی را روشن کرد؛ گفت مقابلهی ما با ایران، با ملّت ایران برای این است که ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد! ما ملّت ایران باید این را درست بفهمیم؛ این مسئلهی مهمّی است. البتّه تعبیر او ممکن است یک مقداری با این [چیزی] که من گفتم متفاوت باشد؛ مثلاً «ایران حرفگوشکن باشد»؛ به این تعبیر گفته باشد. یعنی یک دولتی، یک قدرتی پیدا شده در دنیا که نسبت به ایران، ایرانِ با این تاریخ، ایرانِ با این عزّت، ایرانِ با این ملّت، این توقّع را دارد که این کشور، این تاریخ، این ملّت بزرگ با همهی افتخاراتش، گوشبهفرمان او باشد! علّت [دشمنی] این است؛ دشمنیها به خاطر این است.
این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی میکنند»، اینها ظاهربینند. این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکرهی مستقیم نمیکنید، مسائلتان را حل نمیکنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حلنشدنی است. او میخواهد که ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد. ملّت ایران از چنین اهانت بزرگی بشدّت رنجیده میشود و در مقابل آن کسانی و آن کسی که چنین توقّع غلطی از ملّت ایران دارد، با همهی قدرت میایستد. جنگ اخیر هم به خاطر همین بود. رژیم صهیون را پیش کردند، تحریک کردند، رضایت نشان دادند، کمک کردند برای اینکه به ایران حمله کند و به خیال خودشان کار ایران را تمام کند، کار جمهوری اسلامی را تمام کند! اینها تصوّر نداشتند که ایران در مقابل حرکت آنها آنچنان مُشتی به آنها خواهد زد که آنها را پشیمان خواهد کرد؛ این تصوّر را نداشتند.
آنها خیال میکردند با این حمله کار ایران تمام شد. ببینید؛ روز بیستوسوّم خرداد به ایران حمله شد، یک روز بعد ــ یعنی روز بیستوچهام خرداد ــ یک عدّه از عوامل آمریکا در یک پایتخت اروپایی نشستند و شروع کردند بحث کردن بر روی جایگزین جمهوری اسلامی! شنیدم این را در تلویزیون هم دو سه روز پیش گفتند، [منتها] این را همان وقت به ما اطّلاع دادند. یعنی اینقدر خاطرجمع بودند به اینکه این حمله اساس جمهوری اسلامی را در کشور متزلزل خواهد کرد؛ خاطرجمع بودند که مردم را در مقابل جمهوری اسلامی نگه میدارد. اینقدر مطمئن بودند که یک روز بعد از شروع حمله نشستند و بحث کردند که حالا بعد از جمهوری اسلامی چه کسی، کدام حکومتی و چگونه حکومتی بر ایران حکومت کند! پادشاه هم معیّن کردند؛ برای ایران، شاه هم معیّن کردند که فلان کس هم پادشاه ایران باشد! اینها اینجور دربارهی ایران خیال میکردند. تصوّر میکردند با این حمله بین نظام و مردم فاصله خواهد افتاد، نظام ضعیف خواهد شد و خواهند توانست بر مقصود سخیف و مقصود خباثتآمیز خودشان مسلّط بشوند و توجّه کنند و این کار را انجام بدهند؛ منتها «ملّت ایران» ــ این را بارها گفتهایم، و من اصرار دارم تکرار کنم ــ ملّت ایران، با ایستادگی خود در کنار نیروهای مسلّح، در کنار دولت، در کنار نظام، مشت محکمی به دهان همهی اینها زد.
در بین این جمع ابلهی که نشستند جایگزین برای جمهوری اسلامی در ایران پیدا کنند یک ایرانی هم بود؛ خاک بر سر آن ایرانیای که به [ضرر] کشور خودش، به نفع یهود، به نفع صهیونیسم، به نفع آمریکا مینشیند فعّالیّت میکند! البتّه اینها قبل از آن وقتی بود که نیروهای مسلّح ما قدرت خودشان را به طور کامل نشان بدهند؛ روزهای اوّل و دوّم بود. بعد نیروهای مسلّح بحمدالله توانستند کارهای بزرگی را انجام بدهند که جا دارد همهی ملّت ایران از نیروهای مسلّح تشکّر کنند و تشکّر میکنیم از اینها و بعد از این هم انشاءالله روزبهروز بر قوّت و توانایی ملّت ایران در نیروهای مسلّح افزوده خواهد شد.
خب یک نکتهی دیگر در اینجا وجود دارد که من آن را هم عرض کنم. آن نتیجهای که در این حوادث، دشمنان به آن نتیجه رسیدند، این است که ایران را با جنگ، با حملهی نظامی نمیتوان به زانو درآورد؛ جمهوری اسلامی را با این ابزار و وسایل خشن نمیشود عقب راند. خب ۴۵ سال است که دارند این کارها را میکنند؛ روزبهروز جمهوری اسلامی قویتر شده. دیدند راهش این است که در داخل اختلاف ایجاد کنند، در داخل نفاق ایجاد کنند؛ البتّه عواملی هم در داخل دارند؛ عوامل صهیونیسم، عوامل آمریکا، هستند گوشه و کنار در کشور؛ به وسیلهی اینها و یا به وسیلهی کسانی که غفلت دارند از آنچه میگویند و از آنچه مینویسند، بین مردم اختلاف ایجاد کنند و چندصدایی در کشور به وجود بیاورند. امروز بحمدالله کشور متّحد است. امروز مردم متّحدند. اختلاف سلیقه هست، اختلاف سلیقهی سیاسی، اجتماعی وجود دارد لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور، ایستادگی در مقابل دشمن، مردم امروز متّحدند. این اتّحاد به ضرر آنها است، این اتّحاد مانع تجاوز و تعرّض آنها است؛ این را میخواهند از بین ببرند. مراقب این باشید.
اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف میزنند، آنهایی که مینویسند، آنهایی که تحقیق میکنند، آنهایی که توییت میزنند، بفهمند چه کار میکنند. این اتّحاد مقدّس، این اجتماع عظیم، این سپر پولادین از دلهای مردم و ارادههای مردم نباید خدشهدار بشود. امروز بحمدالله اتّحاد وجود دارد. این اتّحاد را مردم حفظ کنند. مسئولان کشور بخصوص مسئولان سه قوّه که بحمدالله امروز آنها هم در کمال اتّحاد و همدلی دارند با هم کار میکنند، این را حفظ کنند. خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیسجمهور را حمایت کنند. رئیسجمهور، پُرکار و پُرتلاش و پیگیر است؛ عناصرِ اینجور که پُرکار باشند، پُرتلاش باشند، پیگیر باشند، اینها را باید قدرشناسی کرد. اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همهی وجود حفظ بشود؛ این توصیهی قطعی من است.
من از علائم و قرائنی اینجور احساس میکنم که امروز بیشترین تلاش دشمن برای این است که این همصدایی را، این یکصدایی را، این همدلی را، این همکاری را خدشهدار بکنند؛ امروز این کار را دشمن دارد با شیوههای مختلف میکند؛ مردم توجّه داشته باشند. البتّه بعضی ممکن است در مسائل گوناگون نظرات مختلفی داشته باشند؛ هیچ اشکالی ندارد، [امّا] اهل فکر توجّه کنند که ارائهی یک فکر نو که مکمّل موجودیِ ملّت ایران باشد، فرق دارد با تخریب کردن، با اهانت کردن؛ مبانی جمهوری اسلامی را تخریب نکنند. همین مبانی است که این ملّت را اینجور رشد داده، این کشور را اینجور بالا آورده، این قدرت را به این ملّت بخشیده؛ همین مبانی است. [اگر] این مبانی را میخواهند تکمیل کنند، اضافه کنند، اصلاح کنند، اشکالی ندارد، لکن تخریب نباید کرد؛ تخریب، خواست دشمن است. و این همکاری قوای سهگانه، همکاری مجلس و دولت و قوّهی قضائیّه و نیروهای مسلّح و دیگران، باید ادامه پیدا کند.
امروز دشمن ما، آن دشمنی که در مقابل ما قرار دارد، یعنی رژیم صهیونی، منفورترین رژیم دنیا است، منفورترین حکومت دنیا است. ملّتها هم از حکومت صهیونی منزجرند، از او متنفّرند؛ دولتها هم این حکومت را، حکومت صهیونی را محکوم میکنند. یعنی شما ببینید رؤسای دولتهای غربی که همیشه حامی رژیم صهیونی بودند، امروز آنها را محکوم میکنند؛ البتّه محکومیّت زبانی است؛ این کم است، محکومیّت زبانی فایدهای ندارد. جنایتی که امروز رؤسای حکومت صهیونی دارند انجام میدهند، به گمان من در تاریخ بیسابقه است. کودکان را با گرسنگی و تشنگی بکشند؛ کودکان را با تشنگی و گرسنگی به قتل برسانند؛ کودکانی را که برای گرفتن غذا به یک جایی آمدند، به رگبار ببندند؛ این در دنیا تا آنجایی که بنده از تاریخ اطّلاع دارم، چیز بیسابقهای است؛ این [جنایات] ملّتها را منزجر کرده؛ باید در مقابل این ایستاد. ایستادگی هم به زبان نیست که دولتها بگویند که ما مخالفیم، محکوم میکنیم ــ حتّی دولت فرانسه، دولت انگلیس و دیگران هم محکوم کردند ــ این فایدهای ندارد؛ بایستی راه کمک رساندن به رژیم صهیونیستی بسته بشود؛ راه کمک به آنها بسته بشود. این کاری که امروز مردم شجاع یمن انجام میدهند، کار درست است؛ کار درستْ آن است. در مقابل جنایتی که سران رژیم صهیونی انجام میدهند، هیچ راهی وجود ندارد جز اینکه راههای کمک به آنها بکلّی از همهطرف مسدود بشود.
ما البتّه برای هر کاری که برای جمهوری اسلامی ممکن باشد، هر کاری که امکان داشته باشد، آمادگی کامل داریم و امیدواریم انشاءالله خدای متعال به حرکت ملّت ایران و حرکت حقخواهان عالم برکت بدهد و ریشهی این سرطان عمیق مُهلک را از این مهلکه بکَند و انشاءالله ملّتهای مسلمان را بیدار کند و با یکدیگر متّحد کند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ در ابتدای این مراسم، دو نفر از مدّاحان به ذکر مدح و مرثیهی حضرت امام رضا (علیه السّلام) پرداختند.
چه بخوریم تا ریههای سالمی داشته باشیم؟
سلامت ریهها نقش حیاتی در کیفیت زندگی و عملکرد کلی بدن دارد. آلودگی هوا، مصرف دخانیات و استرسهای روزمره تهدیدی جدی برای سیستم تنفسیمان هستند. به همین دلیل مراقبت از ریهها بسیار مهم است. یکی از روشهای این مراقبت مصرف خوراکیهای مفید است. در ادامه به غذاهایی که دوست ریههایمان هستند اشاره کردهایم:
۱. مواد خوراکی سرشار از فیبر
بنابر تحقیقات، عملکرد ریهها با مصرف فیبر بیشتر بهتر میشود. تمشک، نخود، عدس، لوبیا، نان سبوسدار، برنج قهوهای، کینوا، گلابی و بروکلی مملو از فیبر هستند.
۲. قهوه
کافئین و پلیفنولهای موجود در قهوه، در کاهش التهاب و درنتیجه بهبود عملکرد ریهها موثرند.
۳. غلات کامل
مصرف غلات کامل، از جمله جو دوسر، برنج قهوهای و نان گندم کامل برای ریهها عالی هستند. این خوراکیها سرشار از فیبر و ویژگیهای آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی، حاوی سلنیوم و ویتامین E هستند که همگی سلامت ریه را تامین میکنند.
۴. سبزیجات برگسبز
سبزیجاتی مانند اسفناج و کلم پیچ حاوی کاروتنوئیدها هستند که خواص آنتیاکسیدانی دارند و میتوانند خطر ابتلا به سرطان ریه را کاهش دهند.
۵. لبنیات
خواص ضدالتهابی محصولات لبنی، خطر مرگ ناشی از سرطان ریه را کاهش میدهد.
۶. گوجهفرنگی
گوجهفرنگی و محصولات آن حاوی لیکوپن هستند که با کاهش التهاب مجاری تنفسی، عملکرد ریهها را بهبود میبخشند.
با مصرف مواد غذایی مناسب ریهها، سیستم تنفسیتان را سالم نگهدارید. همچنین بهتر است از مصرف یکسری از مواد خوراکی که التهابآورند و ریهها را در معرض بیماریهای گوناگون، مانند سرطان، قرار میدهند پرهیز کنید. از این مواد غذایی مضر میتوان به گوشتهای فرآوری شده، نوشیدنیهای گازدار شیرین یا الکلی، غذاهای سرخکردنی و چرب و نمک زیاد اشاره کرد. بیشتر این مواد غذایی التهابآور هستند و احتمال ابتلا به برونشیت مزمن، آسم و ذاتالریه را افزایش میدهند.
با مصرف مواد غذایی سالم و پرهیز از مضرها، سیستم تنفسیتان و عملکرد ریههایتان را سالم نگهدارید.
درمانی جدید برای دیابت که ممکن است نیاز به تزریق انسولین را از بین ببرد
تیمی از محققان در حال آزمایش یک درمان نوآورانه برای دیابت نوع ۲ هستند که ممکن است نیاز به تزریق انسولین سنتی را از بین ببرد. این درمان شامل اسپری کردن بخار داغ بر روی پوشش دوازدهه، اولین قسمت روده کوچک، برای بهبود حساسیت بدن به انسولین است.
مطالعات نشان میدهد که افراد دیابتی نوع ۲ که رژیم غذایی غنی از کربوهیدراتها، چربیها و قندها را دنبال میکنند، اغلب پوشش دوازدهه ضخیمتری دارند. محققان معتقدند که سطح بالای قند خون ترشح انسولین را تحریک میکند که به بدن سیگنال میدهد تا رشد سلولی را در پوشش دوازدهه افزایش دهد و حساسیت بدن به انسولین را کاهش دهد و خطر ابتلا به دیابت را افزایش دهد.
پس از درمان، سطح دوازدهه بازسازی میشود، حساسیت به انسولین را بازیابی میکند و به کنترل سطح قند خون کمک میکند. یک آزمایش اروپایی و برزیلی که در مجله تحقیقات دیابت و عمل بالینی منتشر شده است، پس از دو سال سطح قند خون را به طور قابل توجهی کاهش داد و بیش از نیمی از بیماران توانستند دوز داروهای دیابت خود را کاهش دهند یا دوز ثابتی را حفظ کنند.
طبق گزارش GIE (مجله انجمن آمریکایی آندوسکوپی دستگاه گوارش)، در یک آزمایش کوچکتر روی ۲۰ بیمار در شیلی که از نسخه جدیدتر این درمان استفاده میکردند، همه شرکتکنندگان پس از نه ماه تزریق انسولین را متوقف کردند، اگرچه برخی از آنها به مصرف داروهای خوراکی ادامه دادند.
این درمان شامل تخریب بخشی از پوشش دوازدهه با استفاده از یک دستگاه بادکنکمانند حاوی مایع گرم یا ابلیشن بخار با فرکانس رادیویی است. دستگاه از طریق آندوسکوپ عبور داده میشود و هر انفجار بخار حدود سه ثانیه طول میکشد. این دستگاه تا ۶۰ سانتیمتر از پوشش دوازدهه را پوشش میدهد و اثر جراحی بایپس معده را تقلید میکند که بخش بزرگی از دوازدهه را دور میزند تا جذب غذا را کاهش داده و کنترل قند خون را بهبود بخشد.
این عمل حدود نیم ساعت طول میکشد و بیمار پس از دو ساعت به خانه برمیگردد. پوشش داخلی ظرف چهار هفته بهبود مییابد. تا به امروز، هیچ عارضه یا ناراحتی در بین شرکتکنندگان گزارش نشده است.
نتایج نشان داد که میانگین سطح هموگلوبین گلیکوزیله (HbA۱c) از ۹.۳٪ به ۷.۶٪ با مقدار ایدهآل کمتر از ۶.۵٪ کاهش یافته است. دکتر ریحان حیدری، سرپرست این آزمایش، امیدوار است سال آینده آزمایش مشابهی را در بریتانیا آغاز کند.
آرین ساها، مشاور جراحی دستگاه گوارش و چاقی اظهار داشت: «اشتیاق زیادی برای این روش جدید درمان دیابت وجود دارد و میتواند به ابزاری مهم برای رسیدگی به تعداد رو به رشد افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ تبدیل شود.»
راب مالی: سیاست فشار بر ایران بارها شکست خورده است
نشریه آمریکایی در مقالهای با عنوان «دروغهایی که آمریکا درباره خاورمیانه به خود میگوید» تصویری انتقادی از سیاست ایالات متحده در این منطقه ارائه کرده و یادآور شده که در طول جنگ غزه، مقامات آمریکایی بارها ادعاهایی مطرح کردهاند که بر خلاف آن عمل کردهآند؛ از جمله اینکه آتشبس نزدیک است، ایالات متحده در پی تحقق آن است، به اسرائیلیها و فلسطینیها به یک اندازه اهمیت میدهد، و در مسیری بازگشتناپذیر برای تشکیل کشور فلسطین گام بر میدارد.
«رابرت مالی» نماینده ویژه سابق آمریکا در امور ایران و «حسین آقا» ستوننویس فارن افرز، این مطلب را به رشته تحریر درآوردهاند.
این دو نفر در این مقاله تأکید کردهاند که مذاکرات آتشبس بارها شکست خورده و ایالات متحده از انجام تنها اقدام مؤثر، یعنی مشروط کردن یا توقف کمکهای نظامی به رژیم صهیونیستی، خودداری کرده است. حالآنکه این اقدام میتوانست نشان دهد واشنگتن واقعاً نگران جان غیرنظامیان است.
عادت به فریب
فارن افرز خاطرنشان کرده که این عادت به فریبکاری سابقهای طولانی دارد. ایالات متحده همواره خود را میانجی نشان داده است، حالآنکه همیشه طرفدار یکی از طرفین بوده است. همچنین فرایند صلحی که از سوی واشنگتن طراحیشده، بیش از آنکه وضع موجود را تغییر دهد، آن را تثبیت کرده است. این نشریه نوشته که آمریکا به نام دموکراسی و حقوق بشر وارد عمل شده، اما نتیجه اقداماتش بحرانهای پیدرپی بوده است.
به اذعان نشریه آمریکایی، همین تناقضها باعث شده تا نفوذ آمریکا کاهش یابد. بازیگران محلی دیگر به شعارهای تکراری درباره «راهحل دو دولتی» یا «میانجیگری آمریکا» اعتنایی ندارند و به رفتارهای مستقیمتر و خشنتر روی آوردهاند.
بررسی زمینههای شکست
این مقاله مراحل شکست سیاستهای آمریکا را چنین توصیف کرده است: ابتدا رویکرد غلط و خطای محاسباتی؛ سپس تکرار همان خطاها بدون درس گرفتن؛ و در نهایت دروغ. نویسنده یادآور شده که مقامات آمریکایی بارها موقعیتها را اشتباه تحلیل کردند: چه در کمپدیوید ۲۰۰۰ با «یاسر عرفات»، چه در انتخابات فلسطین ۲۰۰۶ که حماس پیروز شد، و چه در خیزش سوریه ۲۰۱۱ یا در ارزیابی درباره ایران و طالبان.
به نوشته فارن افرز، این خطاها ناشی از تحریف عمدی نبود، بلکه نتیجه سوءبرداشت و استفاده از اطلاعات ناقص بود. مشکل اصلی، فقدان پاسخگویی و یادگیری نهادی است؛ به همین دلیل شکستهای آمریکا نیز تکرار شدهاند.
رسانه آمریکای در این مقاله تصریح میکند که مقامات آمریکا ابتدا خود را متقاعد میکنند که توافق نزدیک است، اما با گذشت زمان این توهم به دروغ بدل میشود. برای نمونه، تکرار بیپایان تعهد به «راهحل دو دولتی» در حالی که شرایط تحقق آن از بین رفته بود، نمونهای از این گذار است. این مقاله تأکید کرده که این دروغها دیگر حتی شنوندگان را فریب هم نمیدهد، چراکه خود گویندگان هم میدانند در حال طرح ادعاهایی بیاساس هستند.
محدودیت قدرت و بهار عربی
فارن افرز همچنین نوشته که تکیه بر خوشبینی توخالی، بازتابی از کاهش قدرت واقعی آمریکا در غرب آسیاست. با وجود برتری نظامی و اقتصادی، واشنگتن بارها از سوی متحدان و مخالفان نادیده گرفته شده و فاصله میان تواناییها و دستاوردهایش بسیار عمیق است.
در افغانستان و عراق، جنگهای آمریکایی به کشته شدن صدها هزار نفر انجامیده، اما نتیجهای پایدار نداشتهاند: طالبان در افغانستان به قدرت بازگشته و در عراق نیز دولتی نزدیک به ایران به قدرت رسیده است. این مقاله نتیجه گرفته که آمریکا نشان داد نه توان جنگیدن و پیروز شدن دارد و نه توان مدیریت صلح.
این مقاله در ادامه یادآور شده که خیزشهای عربی نیز خطاهای واشنگتن را آشکار کردند. «باراک اوباما» رئیسجمهور اسبق آمریکا از «ایستادن در سمت درست تاریخ» سخن گفته بود، اما تاریخ راه خود را رفت. در مصر، دولت سرنگون شد، در لیبی مداخله آمریکا باعث هرجومرج و جنگ داخلی شد، در سوریه نیز حمایت آمریکا از مخالفان فقط جنگ را طولانیتر کرد و به مداخله دیگر طرفین منجر شد.
همچنین به اذعان این نویسندگان، جنبشهای مقاومت منطقه که آمریکا قصد تضعیفشان را داشت - مانند حزبالله یا حماس - بارها از بحرانها جان سالم به در بردند و حتی قدرت بیشتری گرفتند.
فشار بینتیجه تحریمها و خوشبینی دروغین
مالی و آقا تاکید کردهاند که سیاست فشار بر ایران نیز بارها شکست خورده است، زیرا هر تحریم تازه، به جای تغییر رفتار، مقاومت بیشتری را به دنبال داشته است؛ چرخهای که فینفسه نشاندهنده ناکارآمدی رویکرد ایالات متحده است.
نمونه دیگری از این تناقض، سیاست اوباما در سوریه بود. او درباره «بشار اسد» رئیسجمهور وقت سوریه اعلام کرده بود که «این دیکتاتور سقوط خواهد کرد»، اما بعدها اعتراف کرد که چنین تصوری خیالپردازانه بوده است. دولت بایدن نیز از خروج ترامپ از توافق هستهای با ایران انتقاد کرد، اما خود بر تحریمها افزود.
فارن افرز در انتها به این نتیجه رسیده است که دیپلماسی آمریکا در غرب آسیا به فرهنگی از خوشبینی دروغین و تکرار وعدههای بیپایه و اساس بدل شده است. این عادت، محصول کاهش قدرت واقعی واشنگتن است. شعارهای مکرر درباره صلح، دموکراسی و حقوق بشر، در عمل پوششی برای سیاستهایی بوده که جز ویرانی و بیثباتی چیزی به بار نیاوردهاند.
قهرمانی کشتی، پیام رهبری و یک نکته مهم
با وجود شرایط سختی که در خرداد و تیر ماه سال جاری بهواسطه حمله جنایتکارانه رژیم صهیونیستی بر کشور حاکم شد یکی از حوزههایی که به فعالیت خود ادامه میداد ورزش بود. فدراسیونها و رشتههای مختلف با توجه به رویدادهای پیشِرو برنامههای خود را دنبال میکردند، بعد از دفاع 12روزه، فعالیت فدراسیونها شدت گرفت و موفقیتهایی در زمینههای مختلف رقم خورد از جمله قهرمانی تیم والیبال جوانان در جهان و کشتی آزاد در مسابقات قهرمانی جهان.
واقعیت این است که تحت هر شرایطی ورزش میتواند حالوهوای جامعه را تغییر دهد و فضای مثبتی را به وجود آورد، هیچ پدیده اجتماعی همانند ورزش این قابلیت را ندارد و «کوچکترین» موفقیتهای ورزش «بزرگترین» شور و نشاط را در جامعه ایجاد میکند، این موضوع در چند شب اخیر با تمام وجود احساس شد زمانی که کشتیگیران آزادکار کشورمان مقتدرانه قهرمان جهان شدند، امیرحسین زارع تاج سنگینوزن جهان را بر سر گذاشت و «رحمان بیرحم» در مدت زمانی کوتاه نسخه حریف ژاپنیاش را در فینال پیچید.

کنار قهرمانی، ادای احترام کشتیگیران و مربیان بهویژه امیرحسین زارع، رحمان عموزاد و پژمان درستکار به پرچم مقدس ایران موضوع دیگری بود که توجهات را به خود جلب کرد، احترام به مام میهن تکمیلکننده شب رؤیایی کشتی و ورزش ایران بود. بعد از قهرمانی ایران که پس از 12 سال به دست آمد، رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی ویژه صادر کردند که در تک تک جملات آن نکات مهمی نهفته بود؛ «تلاش اعجابانگیز» روی تشک برای قهرمانی، «رفتار تحسینآمیز» برای رفتار کشتیگیران پس از قهرمانی و «آمیزهی قدرت و معنویت» برای تلاش فدراسیون، مربیان، کشتیگیران که «آفرینندهی ارزشهای والا» شدند.

مقام معظم رهبری در بازههای زمانی مختلف برای موفقیتهای ورزش ایران پیام تبریک صادر کردهاند اما جنس این پیام تفاوت داشت، این پیامها یعنی اینکه رهبری توجهای ویژه به مقوله ورزش دارند و همین موضوع باعث دلگرمی ورزشکاران و دستاندرکاران ورزش میشود.
نکته مهم این است که باید به ورزش بهاندازه تأثیرگذاریاش توجه شود، این موضوع میطلبد که نهادهای مختلف تمام همّت خود را برای موفقیت ورزش و متعاقب آن شادی جامعه بهکار گیرند.
گفتوگوی اروپاییها با عراقچی درباره مسائل هستهای
وزارت امور خارجه آلمان امروز (چهارشنبه) با انتشار اطلاعیهای از گفتوگوی تلفنی وزرای خارجه آلمان، انگلیس و فرانسه و همچنین مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با «سید عباس عراقچی» وزیران امور خارجه ایران خبر داد.
در این اطلاعیه آمده است: امروز، وزرای امور خارجه سه کشور اروپایی و نماینده عالی اتحادیه اروپا، تماسی تلفنی با همتای ایرانی خود برای ادامه تلاشهای دیپلماتیک برقرار کردند.
بنابر اعلام وزارت امور خارجه آلمان، آنها در اظهارات خود ادعا کردند که ایران هنوز اقدامات منطقی و دقیقی را که برای دستیابی به تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ لازم است، انجام نداده است.
آنها همچنین تاکید کردند که ایران باید مذاکرات را از سر بگیرد، اجازه بازرسی از سایتهای حساس را بدهد و به ذخایر اورانیوم غنیشده با غلظت بالا رسیدگی کند.
علاوهبراین، سه کشور اروپایی در ادامه رویکرد خصمانه خود درقبال ایران بر فوریت و عزم خود برای پیشبرد اعمال مجدد تحریمها بدون اقدامات مشخص در روزهای آینده تأکید کردند.
یک سخنگوی وزارت خارجه آلمان نیز در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه، با ادعای اینکه «توپ در زمین ایران است»، گفته پیشنهاد برای تمدید موقت اسنپبک در صورت «انجام تعهدات مشخص از سوی ایران» روی میز است.
او همچنین مدعی شده است: در حال حاضر، گامهای برداشتهشده توسط ایران کافی نبود است.
شیخ نعیم قاسم: اسرائیل سقوط خواهد کرد
شیخ «نعیم قاسم» دبیرکل حزبالله لبنان در پیامی تصویری به مناسبت اولین سالگرد انفجار پیجرها که توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان صورت گرفت، مجروحان این عملیات را «پیشگامان بصیرت» و «ضربان واقعی مسیر مقاومت» خواند و با ستایش از ایستادگیشان، تأکید کرد که تلاشهایشان امروز ارزشمندتر از هر زمان دیگر است.
دبیرکل حزبالله لبنان در ابتدای سخنرانی خود زخمیهای عملیات انفجار پیجرها و سایر مجروحان، آنها را نور راهنمای امنیت مسیر و حیاتبخش استمرار نبرد توصیف کرد
وی با اشاره به سه ویژگی اصلی این مجروحان گفت نخستین ویژگی آنها، «بهبود و تعالی بر جراحات» همانند حضرت ابوالفضل العباس(ع)؛ دوم، «بصیرت و قیام دوباره با امید به آینده» که راه را روشن و بیابهام پیش چشمشان نگاه میدارد؛ و سوم، «استمرار حضور در میدان» برخلاف هدف دشمن صهیونیستی که میخواست توانشان را از کار بیندازد.
دبیرکل حزبالله لبنان خطاب به مجروحان این جنایت رژیم صهیونیستی افزود: دشمن میخواست تواناییهای شما را از بین ببرد و شما را از نبرد خارج کند، اما اکنون شما با قدرت و انرژی بیشتری وارد نبرد شدهاید.
شیخ نعیم قاسم تأکید کرد که این مجروحان حامل «پیام کامل اسلام» و پیروان ولایت و خط امام خمینی(ره) و امام خامنهای و در جستجوی آیندهای روشن در پرچمداری امام مهدی(عج) هستند.
دبیرکل حزبالله گفت: «بدانید اسرائیل سقوط خواهد کرد؛ زیرا مقاومت تا آزادی ادامه خواهد یافت و این پیروزی حتمی است.»
این پیام با سلام و دعا برای همه مجروحان و آرزوی پیروزی مقاومت پایان یافت.
جزئیات پیشنویس قطعنامه ایران، روسیه و چین درباره ممنوعیت حمله به تاسیسات هستهای
شبکه المیادین به سندی از پیشنویس قطعنامه مشترک ایران، روسیه، چین و کشورهای دیگر درباره ممنوعیت هدف قرار دادن تأسیسات هستهای زیر نظارت آژانس دست یافته است.
بر اساس پیشنویس این قطعنامه، باید هرگونه حمله یا تهدید به حمله علیه سایتها و تأسیسات هستهای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی ممنوع شود.
پیشنویس این قطعنامه تاکید دارد حملات به تأسیسات هستهای خطرات جدی برای نظام نظارتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، صلح و امنیت بینالمللی و ایمنی و امنیت مواد هستهای ایجاد میکند.
در ادامه پیشنویس قطعنامه بر حق کامل و تغییرناپذیر در انجام تحقیقات، تولید و بکارگیری انرژی صلح آمیز هستهای تاکید شده است.
همین طور در این سند منتشر شده توسط المیادین تاکید شده است که آژانس انرژی اتمی باید نقش خود را در جلوگیری از هرگونه آسیب به فعالیتهای صلح آمیز هستهای بر اثر حملات یا تهدیدات تضمین کند.
در پیشنویس این قطعنامه همچنین حملات "عمدی و غیرقانونی" انجامشده در ژوئن 2025 علیه سایتها و تأسیسات هستهای ایران محکوم شده است.
میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین، اعلام کرد که روسیه به همراه چین، نیکاراگوئه و ونزوئلا در تدوین پیشنویس قطعنامه ایران برای ممنوعیت حمله به تأسیسات هستهای مشارکت داشتند.
شبکه المیادین به سندی از پیشنویس قطعنامه مشترک ایران، روسیه، چین و کشورهای دیگر درباره ممنوعیت هدف قرار دادن تأسیسات هستهای زیر نظارت آژانس دست یافته است.
بر اساس پیشنویس این قطعنامه، باید هرگونه حمله یا تهدید به حمله علیه سایتها و تأسیسات هستهای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی ممنوع شود.
پیشنویس این قطعنامه تاکید دارد حملات به تأسیسات هستهای خطرات جدی برای نظام نظارتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، صلح و امنیت بینالمللی و ایمنی و امنیت مواد هستهای ایجاد میکند.
در ادامه پیشنویس قطعنامه بر حق کامل و تغییرناپذیر در انجام تحقیقات، تولید و بکارگیری انرژی صلح آمیز هستهای تاکید شده است.
همین طور در این سند منتشر شده توسط المیادین تاکید شده است که آژانس انرژی اتمی باید نقش خود را در جلوگیری از هرگونه آسیب به فعالیتهای صلح آمیز هستهای بر اثر حملات یا تهدیدات تضمین کند.
در پیشنویس این قطعنامه همچنین حملات "عمدی و غیرقانونی" انجامشده در ژوئن 2025 علیه سایتها و تأسیسات هستهای ایران محکوم شده است.
میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین، اعلام کرد که روسیه به همراه چین، نیکاراگوئه و ونزوئلا در تدوین پیشنویس قطعنامه ایران برای ممنوعیت حمله به تأسیسات هستهای مشارکت داشتند.































