emamian
دیدگاه ها درباره آیه 60 سوره نحل
خداوند در آیه شریفه ۶۰ سوره نحل می فرماید: «لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالاْخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلّهِ الْمَثَلُ الاَْعْلی وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ»؛ برای آنها که به سرای آخرت ایمان ندارند، صفات زشت است؛ و برای خدا، صفات عالی و او قدرتمند و حکیم است.
دورنمای بحث
همان گونه که در بحث های قبل گذشت هدف از «امثال القرآن»، بیان مسایل عقلی و پیچیده در قالب مسایل حسّی و قابل درک همگان است؛ زیرا قرآن مجید برای همه است؛ یعنی همانطور که آگاه ترین دانشمندان، مخاطب آیه های قرآن هستند، بی سوادترین مسلمانان نیز مخاطب آن هستند.
در مورد آیه مذکور در بین مفسّران اختلاف است که آیا از مثل های قرآن است یا خیر؟
علّت این اختلاف آن است که مفسّران برای آیه شریفه دو تفسیر بیان کرده اند بنابر یکی از آن دو، آیه شریفه از امثال القرآن به شمار می رود که به منظور نشان دادن آن به ذکر هر دو تفسیر می پردازیم.
تفسیر اوّل
طبق تفسیر اوّل کلمه «مَثَل» به معنای صفت آمده است؛ یعنی کسانی که ایمان به قیامت ندارند، صفات زشت و بد و ناپسندی دارند و حقیقت هم همین است؛ زیرا کسانی که ظلم می کنند، رشوه می گیرند، دروغ می گویند، مرتکب قتل نفس می شوند و... بی شک به روز قیامت اعتقادی ندارند وگرنه مرتکب چنین گناهانی نمی شوند.
قرآن مجید در آیه ۴ سوره مطفّفین، درباره کم فروشان می فرماید: «اَلا یَظُنُّ اُولئِکَ اَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْم عَظیم»؛ آیا آنها (کم فروشان) گمان نمی کنند که در روزی بزرگ برانگیخته می شوند؟!
بنابر آیه، علّت کم فروشی کم فروشان بی اعتقادی آنها به روز قیامت است وگرنه کم فروشی نمی کنند!.
آری؛ کسانی که اعتقاد و ایمان به روز آخرت ندارند، صفات بد و زشتی دارند. از این رو، انسان باید تحت کنترل و برنامه ای باشد وگرنه بسیارند کسانی که دست به هر جنایتی می زنند و برای به دست آوردن کمترین سودی، بزرگترین جنایت را مرتکب می شوند.
وَ لِلّهِ الْمَثَلُ الاَْعْلی: و برای خداوند صفات والا و عالی است؛ چون او هم قدرتمند و شکست ناپذیر است و هم حکیم و با برنامه.
انسان های به ظاهر قدرتمند، معمولاً انسان های حکیمی نیستند و از قدرت خود استفاده ناشایست می کنند.
قدرت، آفت های فراوانی دارد که از جمله آنها، بی توجّهی به حساب و کتاب و کارهای حکیمانه است؛ ولی خداوند قدرتمند - که بالاترین قدرت را داراست - حکیمی مطلق است.
در نتیجه بر اساس این تفسیر، آیه شریفه از امثال القرآن به شمار نمی رود.
تفسیر دوم
طبق تفسیر دوم کلمه «مَثَل» در آیه شریفه همان معنای لغوی خود را داراست.
کسانی که به روز قیامت ایمان ندارند و معاد را - چه در عقیده و چه در عمل - نپذیرفته اندمثل های بدی دارند؛ مانند همان مثال هایی که در قرآن مجید برای آنها ذکر شده است.
مثالی که در آیه ۱۷ سوره بقره درباره منافقان بیان شده است از این جمله است؛ در این مثال خداوند می فرماید: «مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمّا اَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فی ظُلُمات لا یُبْصِرُونَ»؛ مثل آنان [منافقان ] همانند کسی است که آتش افروخته اند [تا در بیابان تاریک، راه خود را بیابند]؛ ولی هنگامی که آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند [طوفانی می فرستد ] و آن را خاموش می کند؛ و در تاریکی های وحشتناکی که چشم کار نمی کند، آنها را رها می سازد.(۱۵)
و نیز همانند مثلی که در آیه ۱۷۶ سوره اعراف آمده است که در آن آیه، خداوند انسانهای مشرک را به سگ هاری تشبیه کرده است که نه به دوستان خود احترام می گذارد و نه به دشمنانش(۱۶).
وَ لِلّهِ الْمَثَلُ الاَْعْلی وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ: ولی خداوند مثال های اعلی و والایی دارد اگرچه هر مثالی برای خداوند در نظر گرفته شود ناقص است؛ زیرا مثال های ما از موجودات عالم امکان است و آنها همه محدود و ناقص هستند و روشن است که نمی توان ذات نامحدود کاملی را با موجودات محدود و ناقص به تصویر کشید و شاید آیه شریفه «فَلا تَضْرِبُوا لِلّهِ الاَْمْثالَ» (۱۷) به همین مسئله اشاره دارد.
علی رغم مطلب فوق، اگر بخواهیم مثالی برای خداوند بیان کنیم، آیه شریفه ۳۵ سوره نور برای این امر شایسته تر است؛ چه اینکه در آن آیه خداوند به نور تشبیه شده است؛ زیرا در عالم آفرینش هیچ موجودی مفیدتر، بابرکت تر، لطیف تر و سریع تر از نور نیست. از این رو، برای خداوند مثل های زیبا و والا و اعلی است.
پرسش: برخی این سؤال در ذهنشان خطور می کند که همه چیز را خداوند آفریده است، پس چه کسی خداوند را آفریده است؟
پاسخ: آری؛ همه چیز را خداوند آفریده است، ولی هیچ کس خدا را نیافریده است؛ زیرا خداوند موجودی ازلی و ابدی است؛ یعنی همیشه بوده و خواهد بود. اصلاً، آفریده نشده تا در پی آفریننده او باشیم. به منظور روشن شدن مطلب به مثال زیر - که امور معقول را در لباس محسوسات می آورد - توجّه کنید:
دانشمندان می گویند مبدأ تمام انرژی ها خورشید است؛ چه اینکه درخت هایی که منبع نور و گرما هستند، انرژی خود را از خورشید می گیرند.
ذغال سنگها - که باقیمانده جنگلهای دوران گذشته هستند - نیز معلول انرژی خورشید هستند. حتّی نفت - که اکنون از منابع مهم انرژی جهان است - منبع اصلی انرژی آن، خورشید است؛ زیرا می گویند: نفت باقیمانده حیوان های گذشته است که در دل خاکها دفن شده اند و روشن است که حیوانات از گیاهان تغدیه می شوند و گیاهان هم از نور آفتاب استفاده می کنند.
توربینهای بزرگ نیز که بر آبشارها نصب می شوند و تولید انرژی برق می کنند، انرژی خود را از خورشید می گیرند بدین گونه که خورشید به دریاها می تابد، آبها بخار می شود، بخارها تبدیل به ابر می گردد، ابرها بارانهای بابرکت را نازل می کنند، بارانها سیلابهایی به وجود می آورند و سیلابها بر توربینها جاری می شوند و در نتیجه تولید برق می نمایند.
اما نیرو و انرژی آفتاب از خود اوست؛ یعنی انرژی از خارج به خورشید نمی رسد، بلکه انرژی از ذات خود خورشید می جوشد.
حال، با اینکه خورشید یک مخلوق خدا است، اما منبع انرژی است و لازم نیست از جای دیگری انرژی او تأمین شود (با این مثال) روشن می شود که خداوند متعال نیز ازلی و ابدی است و نیازی نیست که آفریننده ای داشته باشد و یا قدرت او از جایی تأمین شود.
در نتیجه بنابر تفسیر دوم آیه شریفه جزء «امثال القرآن» محسوب می گردد.
ارتباط آیه مَثَل با آیات قبل
در آیات قبل، یعنی آیات (۵۷ و ۵۸ و ۵۹)، سخن از یکی از عادات و عقاید زشت اعراب جاهلی - که زنده به گور کردن دختران است - به میان رفته است.
در آیه (۵۸ و ۵۹) آمده است: «وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُمْ بِالاُْنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظیمٌ یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ اَیُمْسِکُهُ عَلی هُون اَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلاسآءَ ما یَحْکُمُونَ»؛ در حالی که هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده است، صورتش [از فرط ناراحتی] سیاه می شود؛ و به شدّت خشمگین می گردد. به خاطر بشارت بدی که به او داده شده از قوم و قبیله خود متواری می گردد؛ [و نمی داند] آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟! آگاه باشید که بد حکم می کنند!.
با استفاده از دو آیه فوق درمی یابیم که عرب جاهلی از اینکه خداوند به آنها دختری عطا می کرد به شدّت ناراحت می شدند. و این عمل برای همگان جای بسی سؤال دارد.
چرا عرب جاهلیّت دختران خود را می کشت؟
مطالعات نشان می دهد که منشأ امر فوق یکی از دو علّت زیر است:
۱- آنها پسران را تولیدکننده ثروت و دختران را فقط مصرف کننده ثروت می پنداشتند؛ چه اینکه در آن زمان دختران فعّالیت اقتصادی نداشتند و تولید کار نمی کردند، ولی پسران از راههای مختلف نان آور خانواده بودند، از راه کار و تلاش های اقتصادی و یا از طریق راهزنی ها و سرقت ها و غارت ها و راههای دیگر. به همین جهت، می گفتند: دختر حقّ حیات و زندگی ندارد؛ ولی پسر چنین حقّی را داراست!.
۲- تعصّب کر و کور؛ میگویند بین اعراب جنگی رخ داد. قبیله پیروز، مردان، زنان و دختران قبیله شکست خورده را به اسارت گرفتند. در مدّتی که دختران در بند اسارت بودند، کم کم با جوانان قبیله فاتح ازدواج و عروسی کردند. مدّتی گذشت و جنگ به صلح انجامید. کار مبادله اُسرا آغاز شد؛ اما دخترانی که ازدواج کرده بودند، حاضر نشدند به قبیله خود بازگردند. این مسئله سبب شد تا خانواده هایی که دخترانشان به دامان آنها بازنگشتند و نزد شوهرانشان ماندند، مورد سرزنش دیگران قرار گیرند. یک نفر از این خانواده ها از فرط عصبانیّت به بتها قسم خورد که از این پس اگر خداوند دختری به او بدهد، او را بکشد و زنده در گور بنهد تا شاهد چنین رسوایی نگردد!(۱۸)
کم کم این بیماری به دیگران نیز سرایت کرد و این گناه بزرگ تحت یک عنوان مقدّس رایج گردید؛ عنوان مقدّسی چون: «دفاع از ناموس»، یا «حفظ غیرت و حمیّت»، و مانند آن.
همانگونه که امروزه نیز مرسوم است که جنایات بزرگ را با عنوان های مقدّس و مورد احترام انجام می دهند؛ از جمله آنها اینکه غربی ها با تمسّک به شعار «حقوق بشر»، حقوق دیگران را پایمال می کنند و یا تحت لوای «آزادی» انسان ها را به اسارت می کشند و یا به نام «تمدّن» جنایاتی مرتکب می شوند که انسانهای ما قبل تاریخ هم نمی کردند!
خلاصه، به هر علّتی عرب عصر جاهلیّت به این گناه بزرگ آلوده بود؛ ولی با آمدن اسلام حیات بخش پرونده این جنایت بزرگ بسته شد و این دین نوپا به انسانیّت ارج نهاد و خدمت بزرگی به زنان کرد.
از سوی دیگر، همین عرب ها - که دختران را موجوداتی شوم می دانستند و آنها را زنده به گور می کردند - معتقد بودند که ملائکه و فرشتگان دختران خدا هستند و آنها را میپرستیدند تا رضایت الهی را جلب نمایند.
از این رو در آیه ۵۷ سوره نحل چنین آمده است: «وَ یَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ»؛ آنها [در پندار خود] برای خداوند دختران قرار می دهند؛ - منزّه است خداوند [ از اینکه فرزندی داشته باشد] - ولی برای خودشان، آنچه را میل دارند قائل می شوند.
در این آیه خداوند با منطق خودشان با آنها سخن گفته است: که اگر دختران خوب هستند و آنها را فرزندان خدا می پندارید؛ پس چرا وقتی خداوند دختری به شما عنایت می کند او را زنده به گور می کنید؛ و اگر دختران بد هستند و بدین جهت آنها را می کشید، پس چرا این موجودات بد را دختران خدا می دانید!
البتّه این فکر جاهلی - که ملائکه زن هستند - اکنون هم کم و بیش در ذهن برخی از مردم وجود دارد. به همین جهت، به هنگام ترسیم ملائکه آنها را به شکل دختران می کشند!
دختر دسته گل است
متأسّفانه، هنوز در برخی از خانواده ها این تفکّرِ غلطِ جاهلی پس از قرنها وجود دارد و برای دختران ارزش را به مساوات پسران قائل نیستند و از شنیدن خبر تولّد دختر ناراحت می شوند.
به منظور ردّ این گونه تفکّرات روایات فراوانی در منابع اسلامی وجود دارد که به دو نمونه از آن اشاره می شود؛ باشد که به برکت این آیات و روایات باقیمانده این اندیشه های شوم برچیده شود.
۱- رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با جمعی از اصحاب و یاران تازه مسلمان نشسته بودند، شخصی برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) خبر آورد که خداوند به آن حضرت فرزند دختری عنایت کرده است.
حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) از این خبر بسیار خوشحال گشت؛ ولی اصحاب تازه مسلمان - که هنوز رسوبات افکار جاهلی در اذهان آنها بود - از این خبر ناراحت گشته و چهره در هم کشیدند. پیام آور وحی(صلی الله علیه وآله) از این برخورد اصحاب ناراحت شد و خطاب به آنها فرمود: «ما بِکُمْ! رَیْحانَةٌ اَشُمُّها وَ رِزْقُها عَلَی اللّهِ»؛ شما را چه شده است که این گونه چهره در هم کشیده اید؟! دختر دسته گلی است که خداوند عنایت کرده است. من آن را می بویم [اگر کسی دسته گلی به شما بدهد، ناراحت و افسرده می شوید؟] رزق و روزی او هم بر خداوند است [و از این جهت هم جای نگرانی نیست].(۱۹)
چه بسا پسرانی که باعث سیه روزی پدران خود شدند و چه بسا دخترانی که باعث سرافرازی پدرانشان گردیدند. حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) تنها دختر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) باعث فخر و مباهات پدر بود و نسل آن حضرت از اوست.
۲- در ذیل آیه شریفه: «وَ اَمَّا الْغُلامُ فَکانَ اَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا اَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً فَاَرَدْنا اَنْ یُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَیْراً مِنْهُ زَکوةً وَ اَقْرَبُ رُحْماً؛ و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند؛ و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد. از این رو خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبّت تر به آن دو بدهد»(۲۰)
آمده است که خداوند به آن پدر و مادر به جای این پسر ناصالح - که نزدیک بود والدین خود را از راه حق منحرف کند - دختری عنایت کرد. دسته گلی که نه تنها باعث گمراهی والدین خود نگردید بلکه باعث فخر و مباهات آنان گشت؛ زیرا از نسل آن دختر مبارک ۷۰ پیامبر به وجود آمد(۲۱). آیا این دختر شوم و آن پسر خوب است؟
بنابراین، طبق آیه مَثَل، کافران به خدا و روز قیامت مثالهای بدی دارند و سخنان زشتی می گویند و معتقدند که خداوند فرزند دختر دارد، در حالی که چنین نیست، او نه فرزندی دارد و نه خود زاده شده است «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَد».
انسانها به دو جهت نیازمند فرزند هستند:
نخست اینکه، عمر انسان محدود است و برای بقاء نسل نیازمند فرزندانی است که نسل او را ادامه دهند.
دیگر اینکه، انسان همواره قوی و نیرومند نیست، بلکه زمان پیری و ضعف فرا می رسد و او نیازمند فرزندانی است که به هنگام ضعف و ناتوانی یاور او باشند.
ولی خداوندی که ازلی و ابدی است و مرگ برای ذات او بی معناست و همواره قوی و قادر مطلق است، هیچ نیازی به فرزند - چه پسر و چه دختر - ندارد.
علاوه بر همه اینها فرزند داشتن لازمه جسمانیّت است و بدیهی است که ذات حق، جسم نیست «تَعالَی اللّهُ عَنْ ذلِکَ عُلُوّاً کَبیراً» .
پی نوشت ها:
۱۵- شرح و تفسیر این مثل در اوایل کتاب به صورت مشروح گذشت.
۱۶- شرح و تفسیر این مثل در اوایل کتاب به صورت مشروح گذشت.
۱۷- سوره نحل، آیه ۷۴.
۱۸- تفسیر نمونه، جلد ۱۱، صفحه ۲۷۰.
۱۹- وسایل الشیعه، جلد ۱۵، صفحه ۱۰۲.
۲۰- سوره کهف، آیه ۸۰ و ۸۱.
۲۱- نورالثقلین، جلد ۳، صفحه ۲۸۶ و ۲۸۷ (به نقل از تفسیر نمونه، جلد ۱۲، صفحه ۵۰۴).
شب اول قبرِ کسانی که دفن نمیشوند چگونه است؟
* سؤال: دربارۀ مرگ و عذاب قبر توضیح دهید: شب اول قبر برای کسانیکه دفن نمیشوند و مثلاً در آب غرق میشوند، چگونه است؟
بر اساس آیات و روایات، روح انسان بعد از مرگ و انقطاع از بدن مادی، خود را در بدن برزخی و قالب مثالی مییابد. بدن مثالی، شباهت بسیاری به بدن دنیوی انسان دارد، اما در عین حال بدنی است که با نظام و قوانین عالم برزخ سازگار است و با بدن مادی دنیوی تفاوتهایی دارد.
در بیشتر موارد، مقصود از واژۀ «قبر» مسائل مربوط به برزخ است؛ مثلاً: «إِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّیرَان؛ قبر یا روضهای از ریاض بهشت یا گودالی از گودالهای آتش است»؛ البته قبر برزخی و قبر خاکی ارتباط خاصی با هم دارند که مجال تبیین آن نیست، اما باید توجه داشت که عمده مسائل شب اول قبر و بعد از آن، با عالم برزخ درپیوند است، نه با قبر خاکی.
بنابراین، هم عذاب قبر و فشار آن و هم شادیها و فراخی آن، به عالم برزخ و قالب مثالی مربوط است؛ ازاینرو، اگر مردهای را بسوزانند، به دریا بیندازند، مومیایی کنند و در محفظههای خاصی نگه دارند یا حیوانات آن را بخورند، باز هم مسائل شب اول قبر مانند فشار قبر، سؤال و مکافات، برای او وجود دارد و شب اول قبر او همان شبی است که به دریا افتاده یا در آتش سوخته و یا خوراک حیوانی شده است.
حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: «فروگذار نمیشود احدی از مردم که در شرق و غرب زمین و دریا و صحرا هستند، مگر آنکه فرشتههای سؤالکننده به ملاقات آنان خواهند رفت».
بهعبارتدیگر، شب اول قبر همان مراحل نخستین ارتحال از این عالم و ورود در عالم برزخ است و وضعیت جسم در این دنیا تأثیر چندانی در آن ندارد.
امام جواد (علیه السلام) به یکی از شیعیان که در حال احتضار بود، فرمود: «مردن مثل این است که بدنت خیلی کثیف باشد و به حمام بروی. وقتی خودت را تمیز کردی چه حالتی به تو دست میدهد؟ همان حالت، هنگام مرگ برای مؤمن رخ میدهد».
عذاب قبر برای افراد مختلف شدت و ضعف دارد. از روایت استفاده میشود که پرهیزنکردن از نجاسات، بداخلاقی (مخصوصاً در محیط خانواده) و بیهودهگویی از موجبات عذاب قبر است، برعکس خوشاخلاقی، احسان (مخصوصاً به پدر و مادر)، صدقه، اولاد صالح و تلاوت قرآن موجب راحتی در قبر است. اما عذاب قبر چگونه است؟ آیا تجسم آن با نیش مار و عقرب یا حملۀ سگ درست است یا به شکل دیگری واقع میشود؟ در پاسخ باید گفت که جزییات این عذاب برای ما معلوم نیست.
* سؤال: تا حد ممکن وجود فشار قبر را اثبات کنید؟
یادآوری میشود که منظور از واژۀ «قبر»، قبر خاکی و متعارف نیست. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «عالم برزخ، قبر است» و در روایت دیگری فرمود: «الْقَبْرُ مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ؛ مقصود از قبر، برزخ انسان است که از لحظۀ مرگ تا روز رستاخیز است» .
آیتاللّه سبحانی بر اساس این روایت و روایاتی دیگر دربارۀ عذاب قبر معتقد است: «واقعیت قبر همان برزخ است». به گفتۀ شیخ مفید: «اثبات عذاب قبر از طریق آیات و اخبار میسر میشود نه با عقل؛ اخبار عامه (اهلسنت) و شیعه دربارۀ عذاب و فشار قبر متواتر است».
محقق طوسی میگوید: «سؤال فرشتگان در قبر، و رحمت و عذاب برای مؤمنان و کافران در آن جایگاه از مسلّمات دین است. هرکس به سؤالات فرشتگان پاسخ درست بدهد، مشمول رحمت الهی و هرکس پاسخ نادرست بدهد، گرفتار عذاب خدواند خواهد شد» . تفتازانی نیز گفته است: «والاحادیث فی هذا الباب متواتر المعنی».
در اینجا به ذکر چند نمونه از این احادیث متواتر بسنده میشود:
۱. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «إِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّیرَان؛ قبر باغی است از باغهای بهشت یا گودالی است از گودالهای جهنم» . ایشان از عذاب و فشار و تنگی قبر به خدا پناه میبرد: «إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْر».
۲. امیرمؤمنان (علیه السلام) در نامهای به فرزندش مینویسد: «قبر باغی است از باغهای بهشت یا گودالی است از گودالهای جهنم».
با توجه به اخبار و مفاد آنها، دربارۀ عذاب قبر جای تردیدی نمیماند و فشار قبر اولین مرحلۀ کیفر در عالم برزخ است.
۳. در حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نقل شده است: «فَقَالَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لَهُ ضَمَّةٌ؛ هیچ مؤمنی نیست که فشار قبر نداشته باشد» . پیامبر، این فشار را کفارۀ گناه اسراف نعمتهای الهی خوانده است.
نخستین پرواز زائران عمره از فرودگاه مشهد انجام شد
محمود امانیبنی در گفتگویی بیان کرد: اعزام زائران عمره مفرده از امروز (3 اردیبهشت) از طریق فرودگاه بینالمللی شهید هاشمینژاد مشهدمقدس از سرگرفته شد.
مدیرکل فرودگاههای خراسانرضوی افزود: نخستین کاروان زائران عمره مفرده از فرودگاه مشهد از طریق پرواز شرکت هواپیمایی ایرانایر در ساعت 15 و 40 دقیقه امروز به عربستان اعزام شد.
امانیبنی از پیشبینی تمام تمهیدات برای عملیات اعزام و بازگشت زائران عمره مفرده در فرودگاه بینالمللی شهید هاشمینژاد مشهد خبر داد و خاطرنشان کرد: نخستین کاروان زائران خراسانی عمره مفرده درحالی امروز عازم سرزمین وحی میشوند که این سفر زیارتی 9 سال متوقف شده بود.
340زائر عمره مفرده کشور از خراسان رضوی هستند
سرپرست حج و زیارت خراسان رضوی نیز در جمع خبرنگاران در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد گفت: با توجه به تعطیلی 9 ساله حج عمره،با رایزنیهای سازمان حج و زیارت کشور مقرر شد که حدود 5 هزار زائر از زائرانی که سال گذشته ثبت نام کردند و موفق به اعزام نشدند، به ترتیب واریز وجه و ثبت نامی که انجام شده است در بازه زمانی 3 تا 13اردیبهشت سال 1403 به سرزمین وحی اعزام شوند.
حجت الاسلام مهدی شجاع افزود: 7درصد زائران عمره مفرده در کشور معادل 340 زائر سهم خراسان رضوی است که این زائران در قالب 4کاروان 85 نفره به سرزمین وحی اعزام خواهند شد.
وی گفت: دو کاروان از زائران امروز سوم اردیبهشت و دو کاروان دیگر 13 اردیبهشت به سرزمین وحی مشرف میشوند.
خواص دمنوش چای ترش
تحقیقات نشان دهنده فواید بسیار زیاد چای ترش هستند، از جمله کاهش فشار خون، کاهش رشد باکتری و حتی کمک به کاهش وزن. در ادامه به آنها اشاره می کنیم.
۱- سرشار از آنتی اکسیدان است
آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که به محافظت از بدن در برابر ترکیباتی به نام رادیکال های آزاد، کمک می کنند؛ رادیکال های آزاد می توانند به سلول های شما آسیب برسانند.
یک از خواص چای ترش، آنتی اکسیدان های قوی آن است که می تواند از آسیب و بیماری ناشی از تجمع رادیکال های آزاد جلوگیری کند.
یک مطالعه بر روی افراد مبتلا به سندرم مارفان، یعنی اختلالی که روی بافت پیوندی اثر می گذارد، نشان داد که مصرف عصاره چای ترش باعث کاهش استرس اکسیداتیو و افزایش سطح آنتی اکسیدان خون می شود.
نتایج مشابه در یک مطالعه روی حیوانات نشان داد که عصاره چای ترش به محافظت از بدن موش های در برابر آسیب سلولی کمک می کند.
با این حال، در این مطالعات به جای چای ترش، دوزهای غلیظی از عصاره آن مورد استفاده قرار گرفته است. برای مشخص شدن تاثیر احتمالی چای ترش بر انسان باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
۲- به کاهش فشار خون کمک می کند.
یکی از مهمترین و شناخته شده ترین خواص چای ترش، تاثیر احتمالی آن بر کاهش فشار خون است.
فشار خون بالا به مرور زمان باعث افزایش فشار روی قلب شده و آن را ضعیف می کند. فشار خون بالا همچنین باعث افزایش خطر بیماری قلبی می شود.
مطالعات متعددی نشان داده اند که خواص چای ترش موجب کاهش فشار خون سیستولیک و دیاستولیک می شود.
در یک مطالعه کوچک، ۴۶ بیمار مبتلا به فشار خون بالا، چای ترش یا دارونما مصرف کردند. پس از یک ماه، آن هایی که چای ترش نوشیده بودند، نسبت به گروه دارو نما، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک کم تری داشتند .
بطور مشابه، بررسی پنج مطالعه در سال ۲۰۱۵ نشان داد که خواص چای ترش بصورت میانگین و به ترتیب باعث کاهش ۷.۵۸ میلی متری جیوه و ۳.۵۳ میلی متر جیوه در فشار خون سیستولیک و دیاستولیک شده است .
در حالی که خواص چای ترش به طور طبیعی و بدون ایجاد عوارض به کاهش فشار خون کمک کند، مصرف آن برای کسانی که در حال استفاده از دارو برای درمان این بیماری هستند مناسب نیست، زیرا ممکن است با این داروها تداخل داشته باشد.
۳- به بهبود میزان چربی خون کمک می کند.
برخی مطالعات نشان داده اند که خواص چای ترش، علاوه بر کاهش فشار خون می تواند به کنترل چربی خون نیز کمک کند.
در یک مطالعه کوچک در سال ۲۰۰۹، ۶۰ نفر از بیماران مبتلا به دیابت، چای ترش یا چای سیاه مصرف کردند.
پس از یک ماه، آن هایی که چای ترش مصرف کرده بودند، شاهد افزایش سطح کلسترولHDL (خوب) و کاهش سطح کلسترول کلی، کلسترول LDL (بد) و تری گلیسیرید بودند.
یک مطالعه قدیمی تر در سال ۲۰۲۲ روی افراد مبتلا به سندرم متابولیک نشان داد که مصرف روزانه ۱۰۰ میلی گرم عصاره چای ترش می تواند باعث کاهش کلسترول و افزایش کلسترول HDL شود.
یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ نشان داد که خواص چای ترش، نسبت سایر انواع چای یا دارونما، میزان کلسترول LDL را به طور موثرتری کاهش می دهد.
با این حال، سایر مطالعات نتایج متناقضی درباره خواص چای ترش برای کلسترول خون نشان داده اند.
درواقع، بررسی ۷ مطالعه با مجموع ۳۶۲ شرکت کننده نشان داد که خواص چای ترش تاثیر قابل توجهی بر کاهش کلسترول یا تری گلیسیرید ندارد.
بیشتر مطالعاتی که فواید چای ترش بر چربی خون را نشان می دهند، محدود به افراد مبتلا به بیماری های خاص، مانند سندرم متابولیک و دیابت است.
برای مشخص شدن فواید احتمالی چای ترش بر میزان تری گلیسیرید و کلسترول خون باید مطالعات بیشتری روی افراد جامعه انجام شود.
۴- از خواص چای ترش: کمک به سلامت کبد
کبد شما عملکردهای متعددی دارد، از جمله تولید پروتئین ها، ترشح صفرا و تجزیه چربی، که برای سلامت کلی بدن ضروری است.
جالب است بدانید که مطالعات نشان داده اند، خواص چای ترش به تقویت سلامت کبد و عملکرد موثر آن کمک می کند.
یک مطالعه کوچک در سال ۲۰۱۴، روی ۱۹ فرد مبتلا به چاقی نشان داد که مصرف عصاره چای ترش به مدت ۱۲ هفته باعث بهبود کبد چرب می شود. این وضعیت ناشی از تجمع چربی در کبد است که می تواند باعث نارسایی کبد شود .
همچنین، یک مطالعه روی موش ها، خواص احتمالی عصاره چای ترش در محافظت از کبد و کاهش علائم آسیب کبدی را نشان داد.
در سال ۲۰۲۲، یک مطالعه روی موش هایی که رژیم غذایی پر چرب داشتند نشان داد که مصرف عصاره چای ترش، وضعیت کبد چرب آن ها بهتر کرده است.
با این حال، همه این مطالعات برای بررسی خواص عصاره چای ترش انجام شده اند. بنابراین، برای بررسی خواص چای ترش بر سلامت کبد انسان باید مطالعات بیشتری انجام شود.
۵- می تواند به کاهش وزن کمک کند
مطالعات متعددی نشان می دهند که خواص چای ترش می تواند به کاهش وزن و محافظت از بدن در برابر چاقی کمک کند.
در یک مطالعه کوچک در سال ۲۰۱۴، ۳۹ شرکت کننده که اضافه وزن داشتند، عصاره چای ترش یا دارونما مصرف کردند. پس از ۱۲ هفته، افرادی که عصاره چای ترش مصرف کرده بودند شاهد کاهش وزن، چربی بدن، شاخص توده بدنی و نیز کاهش نسبت دور کمر به دور لگن بودند.
یک مطالعه روی حیوانات، نتایج مشابهی داشت و نشان داد که عصاره چای ترش میتواند با جلوگیری از ذخیره چربی ها به کاهش وزن و اشتها کمک کند.
۶- حاوی ترکیباتی است که می تواند به پیشگیری از سرطان کمک کند.
چای ترش سرشار از پلی فنول ها است؛ ترکیباتی که دارای ویژگی های قدرتمند ضد سرطانی هستند.
مطالعات آزمایشگاهی، نتایج چشمگیری در ارتباط با اثرات احتمالی عصاره چای ترش روی سلول های سرطانی نشان می دهند.
در یک مطالعه آزمایشگاهی، عصاره چای ترش، رشد سلول سرطانی را مختل کرده و حالت تهاجمی سرطان دهان و سلولهای پلاسما را کاهش داده است.
یک مطالعه آزمایشگاهی دیگر نشان داد که عصاره برگ های چای ترش از گسترش سلول های سرطانی پروستات جلوگیری می کند.
همچنین، مطالعات آزمایشگاهی نشان می دهند که عصاره چای ترش و ترکیبات آن از رشد سایر سلول های سرطانی، از جمله سرطان سینه، معده و پوست جلوگیری می کند.
به خاطر داشته باشید که در این مطالعات آزمایشگاهی از مقادیر زیادی عصاره چای ترش استفاده شده است.
برای بررسی تاثیرات احتمالی چای ترش بر سرطان باید تحقیقات بیشتری روی انسان ها انجام شود.
۷- از خواص چای ترش کاهش رشد باکتری ها
باکتری ها میکروارگانیسم های تک سلولی هستند که می توانند باعث ایجاد عفونت های مختلف، مانند برونشیت، ذات الریه و عفونت های مجاری ادراری شوند.
برخی مطالعات آزمایشگاهی نشان داده اند که چای ترش علاوه بر خواص آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی، می تواند به محافظت از بدن در برابر عفونت های باکتریایی کمک کند.
در واقع، یک مطالعه آزمایشگاهی نشان داد که عصاره چای ترش میتواند با مهار کردن باکتری های کولی از بروز علائمی مانند گرفتگی عضلات، نفخ و اسهال جلوگیری کند.
مطالعه آزمایشگاهی دیگری نشان داد که عصاره این گیاه با هشت سویه باکتریایی مقابله کرده و به اندازه برخی داروها که برای درمان عفونت های باکتریایی استفاده می شوند، موثر است.
با این حال، هیج مطالعه انسانی درباره اثرات آنتی باکتریایی چای ترش انجام نشده است، بنابراین، هنوز مشخص نیست که این خواص چه عملکردی روی بدن انسان دارند.
۸- طعم خوب و سهولت در آماده سازی
چای ترش، علاوه بر فواید زیادی که برای سلامت بدن دارد، خوش طعم بوده و به راحتی می توان آن را در منزل آماده کرد.
برای درست کردن چای ترش، برگ های خشک آن را در یک قوری ریخته و سپس آب جوش را به آن اضافه کنید. اجازه بدهید ۵ دقیقه دم بکشد، سپس از صافی رد کرده و از نوشیدن آن لذت ببرید. در صورت تمایل می توانید چای ترش را با یک طعم دهنده شیرین بنوشید.
چای ترش، طعم ترشی دارد و بصورت گرم یا سرد قابل نوشین است بنابراین، اغلب آن را با عسل شیرین می کنند یا با اضافه کردن مقداری آب لیموترش، ترشی آن را متعادل می کنند.
خلاصه خواص چای ترش
چای ترش نوعی چای گیاهی است که فواید بسیاری برای سلامتی دارد.
چای ترش طعم لذیذی دارد، شما می توانید آن را در خانه آماده کرده و از نوشیدن آن لذت ببرید.
مطالعات حیوانی و آزمایشگاهی نشان داده اند که خواص چای ترش به کاهش وزن، بهبود سلامت قلب و کبد و حتی کاهش رشد سلول های سرطانی و باکتری ها کمک می کند.
واکنش امیرعبداللهیان به ماجرای اصفهان و ادعاهای اسرائیل
حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در ادامه رایزنیها و دیدارهای دیپلماتیک خود در نیویورک، در نشستی با حضور سفرای کشورهای عضو سازمان همکاریهای اسلامی، به بیان دیدگاههای کشورمان درباره مسئله فلسطین و جنایات رژیم صهیونیستی و همچنین دفاع مشروع ایران مقابل رژیم اسرائیل پرداخت.
رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان ضمن تشریح عملیات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه مواضع نظامی رژیم متجاوز صهیونیستی در چهارچوب دفاع مشروع و حقوق بینالملل تأکید کرد: با وجودی که جمهوری اسلامی ایران قادر بود این عملیات را در شعاعی گستردهتر انجام دهد، صرفاً آن بخش از مواضع نظامی رژیم صهیونیستی هدف قرار داده شد که از آنجا حمله به سفارت کشورمان در دمشق صورت گرفته بود.
حسین امیرعبداللهیان در ادامه یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران توانست به اهداف خود در چارچوب پاسخ حداقلی برسد. وی خاطرنشان کرد: ما توانستیم اراده قاطع خود را نشان بدهیم و پایگاههای نظامیای را که حمله از آنجا علیه سفارت ما صورت گرفته بود، هدف قرار بدهیم و پیام خود را به رژیم برسانیم.
رئیس دستگاه سیاست خارجی کشورمان گفت: در صورتی که رژیم اسرائیل مجدداً دست به ماجراجویی بزند و اقدامی علیه منافع ایران انجام بدهد، پاسخ بعدی ایران فوری، حداکثری و قاطع خواهد بود و این پیام بهروشنی به آمریکا و سایر طرفها منتقل شده است.
امیرعبداللهیان همچنین در واکنش به ساقطشدن چند ریزپرنده توسط پدافند کشورمان در اصفهان گفت: حامیان رسانهای رژیم صهیونیستی در تلاشی مذبوحانه سعی داشتند از شکست مجددشان، پیروزی بسازند و این موضوع را بزرگنمایی کنند؛ در حالی که ریزپرندههای ساقطشده هیچ خسارت مالی و جانی در بر نداشتهاند.
رئیس دستگاه سیاست خارجی کشورمان خاطرنشان کرد: باید ریشه بحران کنونی مورد توجه قرار گیرد که ناشی از جنگافروزی، نسلکشی و جنایات جنگی رژیم اسرائیل علیه غزه و کرانه باختری است و اگر جنگ علیه غزه متوقف شود، آرامش به کل منطقه بازمیگردد و همه ما از جمله ایران از این آرامش سود خواهیم برد.
وزیر امور خارجه کشورمان ضمن یادآوری این که امنیت منطقه برای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت بسزایی برخوردار است، تأکید کرد: رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا و متحدانش در حال قتلعام و نسلکشی کودکان و زنان بیدفاع فلسطینی در غزه است.
امیرعبداللهیان همچنین در پایان اظهاراتش از برگزاری رویداد بزرگ ششمین نمایشگاه توانمندیهای صادراتی ایران موسوم به ایران اکسپو در تهران با حضور هزاران میهمان خارجی طی هفته آینده خبر داد.
پس از سخنان امیرعبداللهیان در این نشست، سفرای کشورهای عضو سازمان همکاریهای اسلامی به بیان دیدگاههای خود درباره مسئله فلسطین و همچنین پاسخ مشروع کشورمان به تجاوزات رژیم صهیونیستی پرداختند.
عملیات «وعده صادق» را باید زنگ وحدت و اتحاد جهان اسلام دانست
ماموستا ملااحمد شیخی در سخنانی اظهار داشت: بیش از 75 سال از تجاوزگری رژیم صهیونیستی و قتل عام مردم فلسطین و غزه و سایر مسلمانان جهان میگذرد.
امام جمعه شهرستان ثلاث باباجانی گفت: در طول این مدت از جنایات رژیم صهیونیستی جمعیت یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفری جهان اسلام تاکنون هیچ حرکتی در برابر این ظلم و تجاوزات از خود نشان نداده بود، تا اینکه ایران اسلامی با اتکا به خداوند منان و نیز با روحیه ستم ستیزی و مبارزه با ظلم، توانست در یک عملیات بزرگ، پیچیده و کم نظیر رژیم صهیونیستی را به صورت کامل غافلگیر نماید.
این عالم اهل سنت با اشاره به اینکه عملیات «وعده صادق» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سیلی بزرگ و پرمعنایی به صورت رژیم منحوس و کودک کش اسرائیل بود، یادآور شد: بیگمان اگر اسرائیلیها و هم پیمانانش خیال باطلی در حمله به ایران اسلامی در سر داشته باشند با جواب قاطعتر و بسیار شدیدتری از سوی نیروهای مسلح ایران روبرو خواهند شد، بنابراین بهترین کار برای آنان سکوت در برابر این وضعیت میباشد.
ماموستا شیخی تصریح کرد: امروز جهان غرب و آمریکاییها و به ویژه صهیونیستها به خوبی به قدرت موشکی و نظامی ایران پی برده اند و میبینیم که در این روزها به تدریج قدرت و توان بازدارندگی نیروهای مسلح ایران را معترف میشوند که این یک پیروزی برای جبهه مسلمین و محور مقاومت در منطقه و جهان میباشد.
امام جمعه شهرستان ثلاث باباجانی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: بیگمان عملیات «وعده صادق» که توسط سپاه پاسداران انجام گرفت میتواند تلنگری بر جهان اسلام باشد تلنگری که وحدت و اتحاد مسلمین را دوباره به همه ما گوشزد میکند بنابراین وعده صادق را باید زنگ وحدت و اتحاد جهان اسلام دانست.
اقدام شجاعانه ایران اسلامی در نتیجه وحدت و تقریب ملت آن است
مولوی سید ابراهیم فاضل حسینی ضمن تحسین اقدام شجاعانه نیروهای مسلح کشور در تنبیه رژیم منحوس صهیونیستی، اظهار داشت: اقدام اخیر در جهت تنبیه رژیم منحوس صهیونیستی موجب شادمانی امت اسلامی گردید؛ بی تردید این موفقیت و پیروزی در نتیجه وحدت و تقریب ملت ایران و امت اسلامی شکل گرفته است.
مولوی فاضل حسینی، افزود: امت اسلام بر این موضوع واقف است که قدرت اسلام در نتیجه وحدت بین امت اسلامی می باشد و همه یک صدا ندا می دهند: «رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً، وَبِالإِسْلامِ ديناً وَبِالْقُرآنِ كِتاباً، وَبِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً»؛ راضى و خشنودم كه پروردگارم خدا است و محمد (ص)پيغمبرم هست و اسلام دینم ، قرآن كتابم و كعبه قبله ام می باشد.
این عالم اهل سنت، تصریح کرد: اتحاد امت اسلامی در این مقطع کنونی یک ضرورت و فریضه است؛ دین آن را بر همه مسلمانان و بر همه زعامداران کشورهای اسلامی واجب کرده است، این مسئله واقعیت اسلامی و جهانی است فلذا بر مسلمانان لازم است متحد باشند و قدرت خود را حفظ نمایند و تفرقه را کنار بگذارند.
وی عنوان کرد: دشمنان اسلام نمی خواهند مسلمانان متحد باشند؛ تفرقه امت اسلام را برای دشمنان لقمه آسانی می گرداند و مسلمان ها را قطعه قطعه و نابود می سازد، قرآن کریم می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»؛ در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيرد.
وی در پایان با اشاره به بی تفاوتی و انفعال کشورهای عربی، تاکید کرد: تمامی زعامداران و حاکمان کشورهای عربی در جهان باید در مواجهه با این جنایات و مصیبت تعاون و ایثار داشته باشند که متاسفانه فقط یک نام از اسلام برای آنان باقی مانده است و در عمل حرکتی را مشاهده نمی کنیم.
کلید تمام پلیدیها
امام عسکری علیه السلام:
جُعِلَتِ الْخَبائِثُ کُلُّها فی بَیْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتاحُها الْکِذْبُ
تـمام پلیدیها در خـانه ای گرد آمـده و کلید آنها دروغگویی قرار داده شده است.
جامع الاخبار، ص ۴۱۸، ح ۱۱۶۲
دو ابزار مهم برای ابراز محبت به خدای متعال
امام سجاد علیه السلام کتابی دارند به نام صحیفه سجادیه؛ در این کتاب مقداری از دعاهای حضرت را جمع آوری کرده اند و بزرگان گفته اند سزاوار است هر مؤمنی یک قرآن و یک صحیفه سجادیه در خانه داشته باشد.
حضرت در هر بابی از امور اخروی و دنیوی در صحیفه دعا دارند و یکی از این دعاها، دعای مکارم الأخلاق است که مرحوم شیخ عباس قمی به خاطر اهمیت زیادش این دعا را در مفاتیح الجنان آورده است.
این دعا بسیار مفصل و معتبر است و آنچه که انسان مؤمن از حیات و ممات و بعد از مماتش نیاز دارد را داراست.
یکی از فرازهای دعا این است: « وَانهَج لی إلی مَحَبَّتِکَ سَبِیلاً سَهلَةً » امام سجاد علیهالسلام و ائمه معصومین علیهم السلام این دعاها را برای ما گفته اند که بخوانیم و بدین وسیله راه را به ما نشان داده اند تا از این طریق برویم که دنیا و آخرت ما را تضمین میکند.
می فرمایند پروردگارا یک راه آسان به من نشان ده تا من بتوانم به محبت تو برسم. به عبارت دیگر خدایا من دلم می خواهد تو را دوست بدارم راهی که آسان و نزدیک باشد را به من نشان بده تا تو را دوست بدارم.
خداوند متعال همه محبت ها را عنایت می کند نه تنها محبت به خود، بلکه محبتی که به یکدیگر پیدا می کنیم نیز از سوی خداست و از الطاف الهی است. یکی از عنایات حضرت حق جل جلاله و یکی از رموز اولاد آدم و حیوانات علاقه و محبت است. رمز حیات ما محبت است به خاطر این که انسان خودش را دوست دارد فلذا دفع ضرر از خود می کند. حیوانات هم چنین هستند خود را دوست دارند. این محبت را چه کسی داده است؟

محبت دیگر دوست داشتن خانواده است. این دو محبت یعنی محبت به خود و خانواده سبب ادامه نسل آدم است، نسل اولاد آدم زاییده این دو محبت است. اگر انسان خودش و همسرش را دوست نداشت این همه اولاد نداشت.
این محبت را چه کسی داده است؟ خدا می دهد برای چه؟ برای این که نظام بقای عالم بر پا باشد، اگر انسان خود و همسرش را دوست نداشت دیگر عالمی باقی نمیماند.
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: «پروردگارا یک راه آسان به من نشان بده تا به محبت تو برسم تا تو مرا دوست داشته باشی و من هم تو را دوست داشته باشم».
معنی این چیست؟ یکی از آقایان می گفت اگر از شما سوال شد که خدا را دوست داری یا نه؟ جواب نده، اگر بگویی دوست دارم دروغ گفته ای و اگر هم بگویی دوست ندارم کافر شده ای، اگر بگویی دوست دارم چرا به دستورات او عمل نمی کنی؟ انسان هر امری از سوی محبوبش صادر شود عمل می کند حتی فرزند خود را که خیلی دوست داریم اگر چیزی مثل اسباب بازی ، غذا و... بخواهد برای او تأمین می کنیم.
معنی این که خدا ما را دوست دارد یعنی توفیق هدایت و بندگی به ما می دهد، توفیق می دهد که اعمال من طبق رضای خودش باشد، معنی خدا ما را دوست دارد، همین است. اگر کارهای مورد رضایت خدا را انجام دادی معلوم می شود خدا تو را دوست دارد، این یکی از معانی است.
معنای دیگری که کرده اند این است که دوست داشتن خدا از عوارض فعل خداست. خداوند به واسطه رحمانیت و رحیمیتش از اعمال شما کشف حجاب می کند و آثاری برای این کشف هست. کشف حجاب درونی نه بیرونی، یعنی این قلب من حجاب دارد و حجابش صفات رذیله اخلاقی است هر صفت رذیله مانند یک سلول آهنی دور قلب مرا می گیرد وقتی صد رذیله دارم صد حجاب هم دارم حالا این صفات وقتی هست هر چقدر دعا می کنم صدایم به جایی نمی رسد، عملی انجام می دهی و این صفات رذیله می رود وقتی از بین رفت نورانی می شوی به مقامات می رسی و بنده خدا می شوی بنده که شدی فیوضات الهی به شما می رسد، چشم بصیرت باز می شود، خدا بنده اش را دوست دارد به این معناست که کشف حجاب ظلمانی می کند تا به مقام عبودیت برسی.
البته معانی متعددی کردهاند برای محبت خدا نسبت به ما من این دو معنی به ذهنم آمد و خدمت شما عرض کردم.
حال معنای این که ما خدا را دوست داریم چیست؟
همانطور که عرض شد معنایش این است هر چه او گفت عمل کنم واجبات را به جا آورم و برای خدا محرمات را ترک کنم ، نه برای خودنمایی. منبر بروم برای خدا نه اینکه منبر بروم تا مردم بگویند منبر خوبی رفت، پس معنای خدا را دوست دارم این شد که به دستورات او عمل کنم و اگر این سه بعد را رعایت کنید خدا برای شما کشف حجاب می کند و ممکن است چشم بصیرت هم پیدا کنید.
روایتی از امام باقر علیهالسلام هست که می فرمایند: « أَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَی مُوسَی أَحْبِبْنِی وَ حَبِّبْنِی إِلَی خَلْقِی قَالَ مُوسَی یَا رَبِّ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْکَ فَکَیْفَ لِی بِقُلُوبِ الْعِبَادِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ فَذَکِّرْهُمْ نِعْمَتِی وَ آلَائِی فَإِنَّهُمْ لَا یَذْکُرُونَ مِنِّی إِلَّا خَیْرا». خدا به موسی وحی کرد مرا دوست بدار و کاری کن که مردم مرا دوست بدارند، حضرت موسی گفت پروردگارا این که من تو را دوست بدارم را می دانم اما چه کار کنم تا مردم تو را دوست بدارند؟ قلوب مردم دست من نیست. خودم تو را دوست داشته باشم را می فهمم که شکر نعمت هایت را کنم، چه کار کنم تا مردم تو را دوست داشته باشد؟ حضرت حق فرمودند: نعمت های مرا به آنها متذکر شو، به مردم بگو به آنها چه نعمت هایی داده ام تا به من علاقه مند شوند.
هر چه هست مال خداست ما که از خود چیزی نداریم خیلی بد است که منیت داشته باشیم، انسان باید فکر کند که آیا خودش راه میرود، اندیشه می کند، نفس می کشد، خودش رشد می کند و یا این اعضا و جوارح را خودش به وجود آورده است یا خداوند متعال؟
ما چه کاره ایم، چه کاری از دست ما می آید، خلاصه اینکه شکر خدای را باید به جا آوریم.
پس خدا را فراموش نکنید همیشه ما در محضر خدا هستیم، «وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَیهِ مِن حَبلِ ٱلوَرِیدِ» «هوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ» هر کجا هستی خدا با تو هست، خدا غائب نیست بلکه من غائب هستم.
پاسخ به شبههای درباره عدالت خدای متعال
چرا در قرآن کریم آمده است که خدا هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه میکند؟ آیا این با عدالت خدا سازگار است؟
پاسخ:
در قرآن مجید هدایت و گمراهی به خداوند متعال نسبت داده شده است. برای نمونه میفرماید: وَلَکِن یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ/ ولی هر که را بخواهد بیراه و هر که را بخواهد هدایت می کند و از آنچه انجام می دادید حتماً سؤال خواهید شد. (نحل، ۹۳)
هدایت و گمراهی به خواست و مشیت الهی است؛ یعنی تا او نخواهد کسی هدایت یا گمراه نمیشود و همه چیز تحت سیطرهی خواست و ارادهی اوست.
بر طبق توحید اَفعالی هر عملی که از هر موجودی سر میزند، با نیرو و خواست خدا انجام میشود.
اما خداوند متعال حکیم است و همین خواست و مشیت خدا حکیمانه است و بیمبنا و معیار و ملاک نیست. پروردگار متعال به طور فطری همه را هدایت کرده است اما برخی با اختیار خویش به ندای فطرت خود توجه نمیکنند و پردهای بر روی آن میافکنند و گمراه میشوند. کافری که معاند و مغرض است گمراه میشود این مجازات پروردگار است و به صورت ابتدایی کسی را گمراه نمیکند.
خداوند سبحان پیامبران الهی و کتب آسمانی را برای هدایت همه فرستاده است ولی تنها کسانی هدایت میشوند که به خدا ایمان آورند و به سوی او بازگردند و اراده کنند که انسان خوبی باشند.
در آیهی ۲۷ سورهی مبارکهی رعد میفرماید: قُلْ إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ/ بگو: خداوند هر کس را بخواهد گمراه، و هر کس را که بازگردد، به سوی خودش هدایت میکند.
یعنی خدا کسی را هدایت میکند که بخواهد به سمت خدا بازگردد و ارادهی بازگشت به سوی خدای خود را داشته باشد. یعنی هدایت او حکیمانه است.
در آیهی ۶۹ سورهی مبارکهی عنکبوت هم میفرماید: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ/ و آنها که در راه ما تلاش کنند، قطعاً به راههای خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.
یعنی هدایت خدا نصیب کسانی میشود که در راه خدا تلاش کنند. هدایت او بیملاک و معیار نیست و نصیب نیکوکاران و مجاهدان در راه خدا میشود.
اما در آیات دیگر میفرماید: ان الله لا یهدی القوم الفاسقین/ همانا خدا قوم گناهکاران را هدایت نمیکند، لایهدی القوم الکافرین/ خدا قوم کافران را هدایت نمیکند. لایهدی من هو کاذب کفار/ خدا کسی که دروغگو و کفرپیشه باشد را هدایت نمیکند.
یعنی خداوند آنهایی که به دنبال هدایت نیستند را هدایت نمیکند.
همان خدا هم میفرماید: و یضل الله الظالمین/ و ظالمین را خدا گمراه میکند. کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب/ اینچنین خدا گمراه میکند کسی را که اسرافکار و شکاک است. کذلک یضل الله الکافرین/ اینچنین خدا کافران را گمراه میکند.
یعنی خداوند آنهایی را گمراه میکند که به دنبال گمراهی هستند.































