emamian

emamian

ناو اقیانوس‌پیمای «شهید مهدوی» نیروی دریایی سپاه با عبور از مدار صفردرجه (خط استوا) وارد نیمکره جنوبی زمین شد.

این اولین ماموریت دوربُرد دریایی سپاه از لحاظ طی مسافت و نوع ماموریت است که به نام ناو شهید «نادر مهدوی» ثبت می‌شود.

ناو شهید مهدوی که در اسفند 1401 به نیروی دریایی سپاه الحاق شده، بیش از 2100 تُن وزن دارد، طول آن 240 متر و عرض آن 27 متر است.

این ناو انواع رادارهای پیشرفته نظیر رادار سه‌بعدی، سامانه‌های موشکی، سطح به سطح، سطح به هوا و سامانه‌ سوم خرداد و سایر سامانه‌های مخابراتی پیشرفته را داراست و در نوع خود از جمله ناوهای خاص کشور محسوب می‌شود.

علاوه بر این، ناو شهید مهدوی اولین شناور ایرانی مجهز به موشک‌های بالستیک دوربُرد است.

در بهمن ماه سال گذشته، خبر رسمی شلیک موشک بالستیک از روی این شناور منتشر شد و طبق تصاویری که نیروی دریایی سپاه منتشر کرد، 2 موشک بالستیک با برد تقریبی 1700 کیلومتر از داخل 2 کانتینر به سمت اهداف خود شلیک شدند.

 به گفته سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه، بر روی این ناو، علاوه بر موشک‌های بالستیک برد بلند، موشک‌های کروز 750 کیلومتری و  2هزار کیلومتری با نام «قدر474» نیز نصب شده است.

سپاه پاسداران از اواخر دهه 80 شمسی و در پی تفکیک ماموریت نیروهای دریایی ارتش و سپاه، مسئول اصلی حراست از خلیج فارس و تنگه هرمز است اما در سالهای اخیر، مامور به حضور در آبهای اقیانوسی نیز شده است و برای این ماموریت، شناورهای مختلفی ازجمله همین ناو شهید مهدوی، رودکی و باقری (در آستانه الحاق) در اختیار دارد.

به گفته سردار تنگسیری، مهمترین ماموریت نیروی دریایی سپاه در آبهای دوردست، ایجاد و حفظ سیادت دریایی و تأمین امنیت خطوط کشتیرانی است.

شنبه, 15 ارديبهشت 1403 17:35

چرا باید صابر باشیم؟

مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «صبر در روایات و کلام اساتید اخلاق همراه با بررسی مفاهیم، آثار، نتایج و اقسام آن» پرداختند که متن آن بدین شرح است:

 

مؤمنین نشانه هایی دارند که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «صَبَروا اَیّاماً قَصیرة اَعْقَبَتْهُم راحَةٌ طَویلَةً، تِجارَةٌ مُرْبِحةٌ یَسِّرها لَهُم رَبُّهُم/ ایام کوتاهی در مشکلات و سختی‌ها صبر می کنند نتیجه این صبر راحتی بسیار طولانی است چند صباحی بر مشکلات صبر می کنند در عوض راحتی طولانی نصیبشان شود این تجارتی پرسود است».

در قرآن هفتاد و دو بار کلمه صبر و مشتقات آن آمده است.

بعضی از بزرگان اخلاق گفته‌اند: «الصبرُ ضدُ الجزع/ صبر ضد شکایت کردن است».

صبر کردن یعنی تحمل کردن، به این صورت که نباید شکایت و ناراحتی و بدبینی داشته باشد و حتی در زبان نباید شکایت از خدا کند یا چیزی بر خلاف رضای خدا بگوید. معنای دیگری که کرده‌اند این است که «هو اضطرابُها فیحبس لسانَه»، یعنی این که مضطرب نیست که بر خلاف رضای خدا حرف بزند.

المقدرُ کائن، پیشامد آمدنی است و نمی شود جلویش را بگیریم، پس تحمل کنیم و صابر باشیم. معنای دیگر این است که «مقاومةُ النفس عن الهوی»، یعنی تابع هوا و هوس خود نباشد که هر کاری خواست بکند.

بعضی از بزرگان اخلاق گفته اند که اگر در برابر مشکلات فقط زبان خود را کنترل کنی و در دل ناراضی باشی این مقام تائبین است، اگر زبان را کنترل کنی و راضی به رضای خدا باشی این مقام زاهدین است، اگر زبان را کنترل کنی و نه تنها قلباً راضی باشی بلکه خوشحال باشی که خدا این چنین برای تو رقم زد این درجه محبین است.

 

درس اخلاق | چرا باید صابر باشیم؟

 

در این زمینه روایتی است که حضرت عیسی علی نبینا وآله علیه وعلیه السلام عرض کرد: پروردگارا آیا کسی در امت من هست که در مرتبه من باشد؟ ندا آمد بله پیرزنی در بیابان هست، حضرت رفت به سوی این پیرزن و دید در یک اتاق خرابه ای زندگی می کند که روی یک پلاس کهنه است و بدنش مریض و فرتوت و نابیناست و مشغول ذکر الحمدلله علی نعمائه و الشکر علی آلائه است. به معنی حمد و سپاس خدایی را سزاست که این همه نعمت به من داده است. حضرت عیسی علیه السلام فرمود: السلام علیک یا أمة الله، پیرزن گفت: وعلیک السلام یا روح الله، حضرت فرمود: چه کسی مرا به تو معرفی کرد؟ پیرزن گفت: همان کسی که مرا به تو معرفی کرد، حضرت فرمود: بر کدام نعمت این چنین شکر می کنی؟ پیرزن گفت: خدا به قدری به من نعمت

داده است که به احدی نداده است، حضرت فرمود کدام نعمت؟ گفت: بدنی به من داده است که بر بلا صابر است و زبانی داده که شکر او را دائماً می کنم و قلبی داده که همیشه متوجه خداست.

بعضی اگر کمی درآمد کمتری نسبت به گذشته داشته باشند بی تابی و گلایه و شکایت از خدا و روزگار می کنند، کمی هم صبر کن چون خدا کسی را بدون رزق و روزی نمی گذارد، این همه خدا مخلوق دارد و روزی همه را هم می دهد، حضرت صادق علیه‌السلام فرمودند: «مَن اُبْتُلیَ مِنَ اَلْمُؤْمِنینَ بِبَلاَءٍ فَصَبَرَ عَلَیْهِ کانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِیدٍ/ مومنینی که مبتلا به بلایی می شوند اگر صبر کنند خدا اجر هزار شهید برای او می نویسد».

 

صبر در روایات سه قسم است که خلاصه اش را بیان می کنم:

 

اول صبر بر مصائب: اگر در این جا صبر کند و لب به شکایت نگشاید در این صورت خداوند سیصد درجه در بهشت به او عنایت کند.

 

دوم صبر بر طاعت: مثلاً در ماه مبارک در هوای گرم روزه می گیرد و بر طاعت خدا علی رغم سختی‌‎ها صابر است در این صورت خداوند در بهشت به او ششصد درجه عنایت کند.

 

سوم صبر بر شهوت جنسی: مثل جوانی که چشم خود را از دیدن نا محرم حفظ کند، وقتی در خیابان صحنه‌ای شهوت انگیز وجود دارد سرش را پایین می اندازد در این صورت خدا هم حوری در بهشت به او تزویج خواهد کرد، غریزه جنسی خود را کنترل می کند و خداوند نهصد درجه در بهشت به او عنایت کند.

شنبه, 15 ارديبهشت 1403 17:34

ثمره باور به امام زمان (عج)

باور به امام مهدی(عجل‌الله‌فرجه) و در انتظار ایشان به سر بردن، مقاومت و مبارزه در برابر قدرت‌های نامطلوب مستقر در دنیا را به دنبال دارد. در حقیقت این آموزه این امید را در درون انسان زنده می‌کند که با مقاومت می‌توان وضعیت موجود را تغییر داد و به وضعیت مطلوب دست یافت.

موعودباوری در انسان شور سیاسی و دینی می‌دمد، تا در سایه انتظار استقرار حکومت جهانیِ مطلوب در آینده با حکومت‌های نامطلوبِ مستقرّ در دنیا به مبارزه و مقاومت برخیزد. موعودباوران، وضعیت موجود و شرایط فعلی دنیا را نابسامان و از هم گسیخته ارزیابی می‌کنند و در انتظار وضعیت مطلوبی در آینده به سر می‌برند، که به دست مبارک امام مهدی(عجل‌الله‌فرجه) جهان سرشار از عدالت، صلح، امنیت و آسایش می‌شود.

اگر ملت‌ها اعتماد به ایفای نقش در آینده را سرلوحه مدیریت عملکرد خود قرار دهند، حربه دشمنان و قدرت‌های استکباری کارگر نخواهد بود.

انتظار ظهور موعود و تشکیل حکومت او در آینده، نوعی اعتراض علیه وضع موجود است که می‌تواند مقاومت و مبارزه در برابر قدرت‌های مستکبر را به همراه داشته باشد. میشل فوکو، از نظریه‌پردازان انقلاب در جهان، در تحلیل چگونگی پیدایش انقلاب اسلامی ایران و مقاومت مردم در برابر قدرت مستقر، به خصوصیت موعودگرایی در جامعه شیعی اشاره کرد که باعث شد توده‌های مومن و معترض، بسیج شوند و انقلابی را ایجاد کنند.[۱]

بنابراین باور به امام مهدی(عجل‌الله‌فرجه‌) که روزی دنیا را به زیر پرچم توحید در می‌آورد و دین جهانگیر می‌شود، مومنان را در برابر دشمنان پایداری و استقامت می‌دهد. در حقیقت این امید را در انسان برمی‌انگیزد که با مقاومت می‌توان به وضعیت مطلوب دست یافت.

 

پی‌نوشت:


[۱]. میشل فوکو، ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند؟، ترجمه حسین معصومی همدانی، تهران: هرمس، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص ۲۹- ۴۲

 

قالَ مولانا الامام جعفر بن محمد الصّـادِقُ علیهما السلام:

إنَّ اللّه َ تَبارَکَ وَ تَعـالی أَوجَبَ عَلَیْکُمْ حُبَّـنا وَ مُوالاتَنا وَ فَرَضَ عَلَیکُمْ طاعَتَنا.

ألا فَمَنْ کانَ مِنّا فَلْیَقتَدِ بِنا فَإنَّ مِن شَأنِنا: ألوَرَعُ وَالإجتِهادُ

و أداءُ الأمانَةِ إلَی البِرِّ وَالفاجِرِ وَ صِلَةُالرَّحِمِ وَ إقْراءُ الضَّیْفِ وَالعَفوُ عَنْ المُسی ءِ.

و مَنْ لَمْ یَقْتَدِ بِنا فَلَیسَ مِنّا.

 

حضرت امام جعفرصادق علیه السلام فرمود:

خداوند محبت و ولایت و اطاعت ما را بر شما واجب کرده است؛

پس هر کس از ماست، به ما اقتداء کند. روش و منش ما اینهاست:

تقوا، تلاش و کوشش، ادای امانتِ نیکوکار و گنهکار،

و صله رحم و گرامی داشت میهمان و گذشت از خطاکار.

و کسی که از ما پیروی نکند از ما نیست.

 

الاختـصاص: ۲۴۱

 

۱- «اختصاصات امام صادق علیه السلام»

هرچند ذوات معصومین علیهم السلام «کلهم من نور واحد» اند، ولی به دلیل موقعیت ها هریک از معصومین علیهم السلام اختصاصاتی دارند که معصومین دیگر آن را ندارند، از همین رو امام‌ صادق علیه السلام نیز دارای اختصاصی است که این اختصات در امامان پیشین و امامان بعدی وجود ندارد.

 

نخستین از اختصاصات امام صادق علیه السلام «نقطه اتصال تشیع و تسنن» است، چرا که که مادرش «ام فروه» است، همین موجب شده است امام صادق همانگونه که ازطرف پدر «امام باقر علیه السلام» نسبش به امام علی علیه السلام می رسد، از طرف مادرش «ام فروه» نیز نسبش به ابوبکر برسد، چرا که مادر امام صادق علیه السلام هم از طرف پدر و هم از طرف مادر، نسبش به ابوبکر می رسد؛ زیرا که مادر امام صادق(علیه السلام) دختر قاسم و قاسم پسر محمد و محمد پسر ابوبکر است. و همچنین مادر ام فروه اسماء دختر عبدالرحمن و عبدالرحمن هم پسر ابوبکر بوده است. ازهمین رو که شیعیان به وجود آن حضرت به دلیل انتساب به امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها افتخار می کنند و امام را ازخود می دانند، و اهل سنت نیز به دلیل انتساب آن حضرت به ابوبکر به وجود امام صادق علیه السلام افتخار می کنند.

ولی نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است اینکه در بعضی از منابع آمده است که امام صادق علیه السلام فرمودند «ان ابابکر ولدنی مرتین»؛ (الملل والنحل، ج۱، ص۱۹۴) من از ابوبکر دو بار متولد شدم» و به این افتخار می کرد، به دلایل مختلف صحیح نیست چراکه:

 

اولا:
گر چه نسب امام از طرف مادر به ابوبکر بر می گردد؛ ولی این روایت را که امام صادق(علیه السلام) بر آن افتخار می کرد را هیچیک از علمای شیعه صحیح ندانسته اند و تنها مرحوم ابو الفتح اربلی در کتاب کشف الغمه آن را از یک عالم سنی نقل کرده که باز مرحوم تستری آن را کذب دانسته است.(کشف الغمة: ج۲، ص ۳۷۴؛ الصوارم المهرقة، نور الله التستری، ص ۲۴۱ و ۲۴۲.)

 

ثانیا:
حافظ عبد العزیز جنابذی که گفته: قال ابو عبدالله جعفر بن محمد: «لقد ولدنی ابوبکر مرتین»؛ (ابوبکر دو بار مرا به دنیا آورده). متوفای ۶۱۱ است و امام صادق (علیه السلام) در سال ۱۴۸ هجری به شهادت رسیده است. چطور به صورت مستقیم این حرف را به امام نسبت می دهد در حالی که بین او و امام ۴۶۳ سال فاصله وجود دارد. لذا روایت مرسله می شود و روایت مرسل ارزشی برای استدلال ندارد.(شذرات الذهب، ج ۵، ص ۴۶.)

 

ثالثا:
در اینکه ام فروه مادر امام صادق(علیه السلام) بوده و از زنان پاکدامن و باعظمت و عفیف و نوه محمد بن ابی بکر بوده است، و اینکه خود محمد نیز از شیعیان مخلص علی(علیه السلام) بوده هیچ شکی نیست؛ ولی این تنها از جهت بیان نسب فامیلی است و هیچ فضلیتی را برای ابوبکر ثابت نمی کند.

 

رابعا:
این روایت هم از نظر شیعیان بی ارزش است و همچنین بر طبق قواعد رجالی اهل سنت نیز بی اعتبار شناخته شده است. چرا که در سلسله سند این روایت چندین راوی مجهول از قبیل: أبو البرکات ،عبد الصمد بن علی، احمد بن محمد بن إسماعیل الآدمی و حفص بن غیاث وجود دارد که علمای اهل سنت آنان را مجهول دانسته اند.(تهذیب الکمال، المزی، ج ۵، ص ۸۱-۸۲.،خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص ۴۶؛ ذهبی، تاریخ اسلام، ج ۴۴، ص ۲۸۷ و صفدی در الوافی بالوفیات، ج ۱۳، ص ۲۸۶؛ مستدرکات علم الرجال، ج۴، ص۴۴۵، شماره ۷۹۰۹.)

 

خامسا :
چگونه می توان پذیرفت امام صادق(علیه السلام) به کسی که مادرش صدیقه طاهره را غضبناک کرده و همچنین جدش امیرالمومنین علی(علیه السلام) او را خائن و دروغگو می دانسته است، افتخار کرده است بعضی از ظلم هایی که ابوبکر به آن اعتراف کرد این است که آخر عمرش گفت: ما خشم فاطمه را فراهم کردیم، خانه علی و فاطمه را گشودیم و.... (تاریخ الطبری، ترجمه: ج ۴، ص۱۵۷۲؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه، ج ۲، ص۱۷).

 

سادسا:
برفرض صحت و مستند بودن این گزارش‌، از این روایت هیچگونه بیان فضیلتی استفاده نمی شود بلکه امام علیه السلام صرفا در مقام بیان نسب خویش هستند که مادرش از دو جهت نسبش به ابوبکر می رسد.

 

دومین از اختصاصات امام صادق علیه السلام که در زمان هیچ یک از ائمه نبوده است ظهور و بروز فتنه فکری «موعودگرایی» و «ادعای مهدویت» است، چرا که عبدالله محض فرزندحسن مثنی بر این باور بودند که محمد نفس زکیه همان مهدی است، دلیل این ادعا که نفس زکیه مهدی موعود است حدیث ازپیامبر اکرم بود: «المهدی من ولدی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی: مهدی از فرزندان من است نام او چون نام من و نام پدر او چون نام پدر من است.» و چون محمد نفس زکیه همنام با آن حضرت بود و همچنین «بین دو کتف او خال بزرگ سیاهی» بود عقیده داشتند که او مهدی اهل بیت(علیهم السلام) است و می‌گفتند که همان مهدی موعود است که مالک شرق و غرب عالم می‌شود، امام صادق علیه السلام نه تنها بیعت نکرد بلکه خطاب به عبدالله محض فرمود: این کار را نکنید. «فانّ هذا الامر لم یات بعدُ ان کنتَ تری انّ ابنک هذه هو المهدی فلیس به... یعنی: مساله مهدی که پیامبر خبرش را داده وقتش الان نیست و با جمله‌ای زیبا و با صراحت موضع خودش را مشخص کرد که «ان کنت ان تخرجه غضبا لله ولیامر بالمعروف و نهی عن المنکر فانّا و الله لا نَدعُک فانت شیخنا و نبایع اِبنَک فی الامر. یعنی: اگر شما می‌خواهید به نام مهدی این امت با محمّد بیعت کنید من بیعت نمی‌کنم چون این شخص مهدی نیست و الان هم وقت ظهور نرسیده ولی اگر قیام شما جنبه امر به معروف و نهی از منکر دارد من حاضرم بیعت کنم».

عبدالله خشمگین شد و گفت: به خدا سوگند خدا تو را از غیب آگاه نساخته، و آنچه می گویی از روی حسدی است که به پسرم داری، جعفر گفت: به خدا آنچه گفتم از حسد نیست ولی این و برادرانش و فرزندانش و دست بر دوش ابو العباس نهاد، سپس دست بر دوش عبد الله بن حسن زد و گفت آری بخدا (خلافت) از آن تو و فرزندانت نیست و از آن آنهاست، و دو پسر تو کشته خواهند شد. پس برخاست و بر دست عبد العزیز پسر عمران تکیه کرد و گفت: آن را که ردای زرد پوشیده دیدی؟ (مقصودش ابو جعفر بود) -آری! -به خدا او آنان را می کشد. -محمد را؟ -بلی!من به خود گفتم پروردگار چنین چیزی بدو نگفته، بلکه حسد او را واداشته است این سخن را بگوید. ولی به خدا سوگند، نمردم تا دیدم منصور هر دو را کشت. :ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق،ص ۱۸۵،۱۸۶الارشاد، ج۲، ص۱۹۲، ۱۹۱‌»

 

سومین اختصاصات امام صادق علیه السلام نهادینه کردن و رسمیت پیدا کردن مذهب تشیع با نام آن حضرت بنام «مذهب جعفری» است، به این معنا هر چند مذهب تشیع درسال سوم بعثت و با نزول آیه ۲۱۴ سوره شعراء «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» پیامبر گرامی اسلام پایه فکری و حتی نام تشیع را بنا گذاشت، ولی در زمان امام صادق (ع) به علت درگیری های بنی امیه و بنی عباس بر سر تصرف خلافت بوجود آمد و این زمان دقیقا مصادف شده بود با زمان امامت امام ششم ( ۱۱۴ تا ۱۴۸ زمان امامت امام ششم و سال ۱۳۲ سال انقراض سلسله اموی بوده است).

امام از این دو فرصت به دست آمده نهایت استفاده را برای تبلیغ مذهب تشیع و بیان احکام فقهی اسلام را با تشکیل کلاس های درس که تعداد دانشجویان ایشان را در مدت امامتشان بالغ بر ۴۰۰۰ نفر می دانند اقدام نمودند و حتی دو نفر از رؤسای مذاهب اهل تسنن یعنی ابو حنیفه و مالک بن انس در نزد ایشان درس می خواندند و شافعی و احمدبن حنبل هم از شاگردان شاگردان ایشان محسوب می شوند .

لذا با توجه به مطالب فوق و اوج گسترش معارف اسلامی و فقه و احکام اسلام بخصوص شیعه در زمان حضرت امام صادق (ع)، مذهب شیعه از آن زمان به بعد به عنوان مذهب جعفری نامیده شد.

چهارمین اختصاصات امام صادق علیه السلام، بروز و ظهور گسترده فتنه فکری غلو و «غلات» است، به این معنا هرچند در زمان ائمه دیگر تفکر و اندیشه «غلات» وجود داشته است، ولی در عصر امام صادق (ع) غلوّ و غلات، رشد چشم گیری پیدا کرد. این مسئله، هم موجب زیر سؤال بردن جای گاه اهل بیت می گردید و هم مردم را در تشخیص شیعیان واقعی از غیر آن دچار مشکل می کرد، زیرا عقاید غلات با معارف اهل بیت هم سویی نداشت، رفتار آنان نیز با رفتار شیعیان واقعی، متضاد بود. از این رو امام صادق (ع) در کنار فعالیت های علمی دیگر، با غلات و غلوّگرایی مبارزه نمود، زیرا هرگونه ارتباط و مراوده با غلات، اثرات سوء اعتقادی و اجتماعی... در پی داشت. به همین دلیل و برای حفظ شیعه اصیل و نهادینه کردن آن لازم بود امام صادق(ع) با آنها مبارزه آشکاری را شروع کند و افکار و نظریات باطلشان را از ساحت شیعه دور کند، چرا که در غیر این صورت اثری از شیعه واقعی باقی نمی ماند و این مذهب بازیچه دست بوالهوسانی می شد که با تأثّر از فرهنگ های مسیحی - یهودی، چهره ای دیگر از شیعه ارائه می دادند.

 

از همین رو امام‌ صادق علیه السلام درنفی غلات و دور کردن تشیع از الوده شدن به این مرام فاسد چند گام برداشت:

 

گام اول
امام صادق علیه السلام عقائد و باور غلط «غلات» را که حضرت را «اله یانبی» می پنداشتند به شدت رد و نفی کردند و امام(علیه السّلام) کوشید تا با تکفیر غلات، آنان را از جامعه مسلمین طرد کرده و حوزه فکری شیعه را از آلودگی‌ های آنان به طور کامل رهایی بخشد.

از همین رو فرمودند: «مَنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِیَاءٌ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ مَنْ شَکَّ فِی ذَلِکَ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ» (اختیار معرفة الرجال، ۱۳۰)؛کسی که بگوید ما نبی هستیم، لعنت خدا بر او باد، کسی که در این امر تردید کند بر او هم لعنت خدا باد)،وازاینکه برخی از غالیان لفظ «اله» را با «امام(علیه السّلام)» یکی گرفته در تأویل آیه: «هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ» اظهار می‌کردند که مقصود از اِلهِ زمین، همان امام(علیه السّلام) است. امام صادق(علیه السّلام) آنها را بدتر از مجوس و یهود و نصارا و مشرکین دانستند.(همان، ص ۳۰)

و چون غلات جنبه‌ «الوهیت» را به امامان نسبت می دادند. آن حضرت می‌ فرمود: «لَعَنَ اللهُ مَنْ قَالَ فِینَا مَا لَانَقُولُهُ فِی أَنْفُسِنَا وَ لَعَنَ اللّهُ مَنْ أَزَالَنَا عَنِ الْعُبُودِیَّةِ لِلّهِ، اَلَّذِی خَلَقَنَا وَ إِلَیْهِ مَآبَنَا وَ مَعَادَنَا وَ بِیَدِهِ نَوَاصِینَا»(همان، ص۳۰۲)؛ (لعنت خداوند بر کسی که چیزی در حق ما بگوید که ما خود نگفته‌ ایم، لعنت خداوند بر کسی که ما را از عبودیت برای خدایی که ما را خلق کرده و بازگشت ما به سوی او و سرنوشت ما در ید قدرت اوست، جدا سازد). همچنین در روایت دیگری آمده که حضرت فرمودند: «لَعَنَ اللّهُ الْمُفَوِّضَةَ(۱۴)
فَإِنَّهُمْ صَغَّرُوا عِصْیَانَ اللهِ وَ کَفَرُوا بِهِ وَ أَشْرَکُوا وَ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فِرَاراً مِنْ إِقَامَةِ الْفَرِائِضِ وَ أَدَاءِ الْحُقُوقِ»(علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۷)؛ (خداوند مفوضه را لعنت کند. آنها عصیان .

 

گام دوم
برای آن که شیعیان بتوانند قدرت نقد احادیث متعارض را، که بسیاری از آنها ساخته غالیان بود، پیدا کنند، امام علیه السلام قرآن را به عنوان ملاک معین کردند. از جمله فرمودند: «لَاتَقْبَلُوا عَلَیْنَا حَدِیثاً اِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِیثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ؛ فَإِنَّ الْمُغَیْرَةَ بْنَ سَعِیدٍ لَعَنَهُ اللهُ دَسَّ فِی کُتُبِ أَبِی أَحَادِیثَ لَمْ یُحَدِّثْ بِهَا أَبِی؛ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ لَاتَقْبَلُوا عَلَیْنَا مَا خَالَفَ قُوْلَ رَبِّنَا تَعَالَی وَ سُنَّةَ نَبِیّنَا(صلّی اللّه علیه و آله) فَإِنَّا إِذَا حَدَّثَنَا قُلْنَا: قَالَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ»(مناقب لامام امیر المومنین بن علیه‌ السلام، لسلیمان کوفی، ج۲، ص۲۲۴)؛ (آنچه را که از ما روایت می‌ کنند جز آن که موافق قول خدا و رسول بوده و یا شاهدی از سخنان پیشین ما بر آنها داشته باشید نپذیرید. مغیرة بن سعید که خداوند او را لعنت کند، در کتب پدرم احادیثی را وارد کرد که هرگز از پدرم نبود. از خداوند بترسید و آنچه را که از ما نقل کرده و مخالف قول خدا و پیامبر ماست نپذیرید. ما وقتی حدیثی نقل می‌ کنیم و می‌ گوییم: خداوند یا رسول او فرموده است).

امام(علیه السّلام) برای طرد غلات از جامعه شیعه، عقاید آنان را مورد انکار قرار داده و با میزان قرار دادن «کتاب الله» برای سنجش نقل‌ ها و گفته‌ های خود، از شیعیان می‌ خواست ادعاهای نادرست غلات را نپذیرند. بنا به نقل «شهرستانی»، «سدیر صیرفی» نزد امام(علیه السّلام) آمد و گفت: جانم به فدای تو باد! شیعیانِ شما درباره شما اختلاف کرده‌ اند، بعضی اظهار می‌ کنند که در گوش شما سخن گفته می‌ شود؛ بعضی گویند به شما وحی می‌ شود؛ بعضی گویند به قلب شما الهام می‌ شود؛ بعضی گویند در خواب می‌ بینید؛ بعضی گویند به کتب آباء خویش فتوا می‌ دهید. کدام یک را باید اخذ نمود؟ امام(علیه السّلام) فرمود: «لَاتَأْخُذُ بِشَیْ‌ءٍ مِمَّا یَقُولُونَ، نَحْنُ حُجَّةُ اللّهِ وَ أُمَنَاءُهُ عَلَی خَلْقِهِ، حَلَالُنَا مِنْ کِتَابِ اللهِ وَ حَرَامُنَا مِنْهُ»(مجله تراثنا، شماره، ۱۲،ص۱۸)؛ (آنچه را که گفته شده رها کن، ما حجّت خداوند و امین او بر خلق او هستیم، حرام و حلال ما از کتاب خداوند است). این روایت نشان می‌ دهد که به سبب القائات نادرست غالیان، این تصوّر برای برخی پیش آمده که آیا به راستی ائمه(علیهم السّلام) دین جدیدی آورده و وحی تازه‌ای به آنان می‌ شود یا مسأله به گونه دیگری است؟ امام(علیه السّلام) با تأکید بر این که آنان هر چه دارند همان مطالب کتاب الله است از شیعیان می‌ خواستند تا از پیروی و پذیرش این عقاید نادرست خودداری کنند با این حرکت صحیح امام صادق(علیه السّلام)بود شیعیان اصیل ازفتنه فکری غلوّ رهایی یافتند.

 

گام سوم
امام صادق(علیه السّلام) شیعیان به ویژه جوانان را از نشست و برخاست با هر اهل بدعتی، بر حذر می‌ داشت: «وَ احْذَرْ مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْبِدَعِ فَإِنَّهَا تُنْبِتُ فِی الْقَلْبِ کُفْراً وَ ضَلَالاً مُبِیناً»(مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۳۱۵)؛ (از همنشینی با اهل بدعت پرهیز کن؛ زیرا باعث رشد و نموّ کفر و گمراهی آشکار در قلب می‌ شود).

امام(علیه السّلام) نسبت به جوانان شیعه حساسیت زیادتری داشته و می‌ فرمودند: «اُحْذُرُوا عَلَی شَبَابِکُمْ الْغُلَاةَ لَایُفْسِدُوهُمُ الْغُلَاةُ شَرُّ خَلْقِ اللهِ، یُصَغِّرُونَ عَظَمَةَ اللهِ وَ یُدَعُّونَ الرُّبُوبِیَّةَ لِعِبَادِ اللهِ»(امالی طوسی، ج۲، ص۲۴۶) ؛ (درباره جوانان خویش از این که غلاة آنان را فاسد کنند بترسید،غلاة بدترین دشمنان خدا هستند، عظمت خدا را کوچک کرده و برای بندگان خداوند ادعای ربوبیت می‌ کنند)

 

گام چهارم
حکم قتل غلات را به دلیل ارتداد وانکار بدیهیات دین که نفی «توحید ونبوت» بود، در ملاقات «عیسی الحجرانی» صادرکردند، چرا که راوی می گوید«: نزد جعفر بن محمد الصادق(علیهما السّلام) آمده، پرسیدم: آیا آنچه را از این قوم شنیدم باز گویم؟ امام(علیه السّلام) فرمود: بگو. گفتم: «فَإِنَّ طَائِفَةً مِنْهُمْ عَبَدُوکَ وَ اتَّخَذُوکَ إِلَهاً مِنْ دُونِ اللهِ وَ طَائِفَةً أُخْرَی وَالَوْا لَکَ النُّبُوُّةَ وَ ...»؛ (دسته‌ای از اینان تو را عبادت می‌ کنند و تو را الهی جز اللّه می‌ دانند؛ دسته‌ای دیگر تو را در حد نبوّت بالا می‌ برند ...). امام(علیه السّلام) آن قدر گریه کرد که محاسنش از قطرات اشک پر شد، آنگاه فرمود: «إِنْ أَمْکَنَنِیَ اللّهُ مِنْ هَؤُلَاءِ فَلَمْ أَسْفَکْ دِمَائَهُ سَفَّکَ اللهُ دَمَ وُلْدِی عَلَی یَدِی :اگر خداوند مرا بر آنان مسلط کرد و خون آنان را نریختم، خداوند خون فرزندم را به دستم بریزد:تاریخ جرجان، ص۳۲۲و۳۲۳»

 

چهارمین اختصاصات امام صادق علیه السلام شکل گیری «حکومت نفاق، تزویر ودوریی عباسیان»درعصر امام علیه السلام بوده است،چراکه حکومت اموی ومروانی هرچند باطل محض بودند ولی کفر عریان بودند مقابله باانان هرچند سخت وهزینه بربود ولی به مراتب آسانتر ازحکومت عباسیان بود، جراکه حکومت بنی العباس یک پارچه نفاق ودوریی بوده است که توانست خواصی چون بنی الحسن«عبدالله محض، محمد نفس زکیه»را پیاده نظام خود کند، رویا رویی باچنین جریانی که«پیچیده فکر» و«پیجیده عمل» می کرد، آنچنان سخت ودشوار بود که کاررا برامام صادق علیه السلام ازبرخورد نظامی به مراتب سخت وسختر می نمود چراکه:

اولا
بنی العباس به درستی دریافته بودند که آنان در کنار بنی الحسین چون امام صادق علیه السلام، وبنی االحسن چون عبدالله محض ومحمد نفس زکیه هیج وجهه واعتبار ومنزلتی بین مردم ندارنددرصورت قیام ازپشتبانی مردمی برخوردارنیستند، ازهمین روازراه نفاق وارد شدند وخودشان را پشت بنی الحسن پنهان کردند فتنه مهدویت را به راه انداختتندومحمد نفس زکیه را به عنوان مهدی موعود ومنجی در بسیج کردن شیعه وسنی جلو انداختند، ازهمین رو ابو الفرج اصفهانی از عمیر بن فضل خثعمی روایت کرده است:«روزی ابوجعفر منصور را دیدم در انتظار برون آمدن کسی بود که بعدا دانستم محمد بن عبدالله بن حسن است'،چون از خانه برون آمد،ابو جعفر برجست و ردای او را گرفت تا سوار اسب شد،آن گاه جامه های او را بر زین اسب مرتب ساخت، من ابوجعفررا می شناختم اما محمد را نه. از او پرسیدم: این که بود که او را چنین حرمت نهادی و رکاب او را گرفتی و جامه هایش را مرتب کردی؟ او را نمی شناسی؟ نه او محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن، مهدی ما اهل بیت است.:مقاتل الطالبین،ص۲۳۹»
همچنین شیخ مفید دراینکه بنی العباس به ویژه منصور دوانیقی چه نقش پررنگی درمهدویت«محمد نفس زکیه»داشته از عیسی بن عبدالله چگونگی بیعت کردن گروهی از بنی هاشم را با محمد بن عبدالله این چنین روایت می کند: «تنی چند از بنی هاشم که ابراهیم بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس،صالح بن علی،ابو جعفر منصور،عبدالله بن حسن،پسران او، محمد و ابراهیم و محمد بن عبدالله بن عمرو بن عثمان میان آنان بودند در ابواءگرد آمدند.صالح گفت:می دانید مردم دیده به شما دوخته اند، خدا خواسته است امروزدر این مجلس فراهم آیید.اکنون با یکی از خودتان بیعت کنید و بر آن پایدار مانید تا خدا گشایشی دهد، عبدالله بن حسن پس از سپاس خدا گفت: می دانید پسرم (محمد) مهدی است. با او بیعت کنیم. ابوجعفر (منصور) گفت: چرا خود را فریب می دهید. مردم به هیچ کس چون این جوان چشم ندوخته اند و چون دعوت او دعوت کسی را پاسخ نمی گویند. حاضران گفتند راست گفتی.این را می دانیم و همگی با محمد بیعت کردند:مقاتل الطالبین،ص۲۳۹».

ثانیا
بنی العباس می دانستندکه اگر بخواهند باانتساب به عباس عموی پیغمبر و اینکه از نوادگان وی هستند قیام کنند مورد اقبال مردم قرار نمی گیرند، شعار قیامشان را «الرضی مدن آل محمد» قرار دادند و قیامشان تحت عنوان اینکه می خواهیم خلافت را به خاندان پیامبر برگردانیم اغاز کردند توانستند بسج عمومی نمایند و تا سقوط حکومت مروانیان پیش روند از همین رو درگزارش آمده است: «اینان رنگ پرچم و لباس خود را به اعتبار اینکه پرچم پیامبر سیاه بود، یا به نشانی عزای خاندان پیامبر سیاه قرار دادند: الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۶۲»

ثالثا
برای اینکه مردم را اغوا ءکرده باشند ادعا می کردند کتابی دراختیار دارند که به صور ت رمز حکومت آنان را پیش بینی کرده است، چراکه دراین کتاب آمده است: «ان(ع) ابن(ع) سییقتل (م) ابن (م) وان را اینگونه تاویل می کردند مقصود عین اول«عبدالله بن علی بن عبدالله بن عباس» سر شاخه حکومت عباسیان ودو میم «مروان بن محمدبن مروان» است که به دست عبد الله بن عباس کشته می شود وحکومت عباسی تشکیل می گردد: الامام الصادق والمذاهب الاربعه،ج۲، ص ۳۰۹» بنی العباس که مثلت سه برادر «ابراهیم امام، سفاح، منصور» بدند رهبری قیام را بعهده گرفته و باچنین شگرد های مزورانه قیام برعلیه حکومت مروانیان را آغاز کردند، تا تشکیل حکومت بنی العباس وحذف عبدالله محض و فرزندش محمد نفس زکیه که دیر متوجه هدف پنهانی آنان شده بودند پیش رفتند، تنها امام صادق علیه السلام بود که نیت آنان راخوانده بود وباانان همراهی نکرد، وتوانست شیعه را از این بحران سیاسی پیجیده عبور دهد وآنان راه هزینه وخرج این دسته از مزوران و افراد دو رو نکند.

 

*******


۲_ «خصائص اسوه ای امام صادق علیه السلام»

امام صادق علیه السلام به عنوان امام و پیشوا دارای خصائص اسوه ای اند، که هریک ازاین خصیصه می تواند الگوی برای دلدادگان آن حضرت باشد ازهمین روبرخی از این خصیصه آورده می شود تاشاید به برکت وجود آن حضرت توفیق الگو گیری را پیداکنیم ودر رفتار عملی خود نهادینه و مهندسی نماییم:

 

یکم؛«عبادت عارفانه و بندگی‌‏ خالصانه»


امام صادق علیه السلام همانند پدران بزرگوارش از جهت عبودیت و خشوع و ذکر و دعا و نماز، سرآمد همه عارفان وسالکان، ودر مرتبه اعلای‌ انسانیت و برترین مردم عصر خویش بود.از باب نمونه به برخی‌ از آنها اشاره می‌‏شود.

۱- روایت شده که امام صادق علیه السلام در حال نماز، به تلاوت قرآن مشغول بود که از حال عادی‌ خارج شد، هنگامی‌ که به هوش آمد علت این حال را از او پرسیدند، فرمود: «آیاتی‌ از قرآن را آن قدر تکرار کردم که گویا آن‏ها را به طور شفاهی‌ از خدای‌ متعال یا جبرئیل می‌‏شنیدم.»( بحارالأنوار، ج ۴۷، ص ۵۸.)

۲- ابان بن تغلب گفته است: «بر حضرت صادق علیه السلام وارد شدم در حالی‌ که مشغول نماز بود، اذکار رکوع و سجده آن جناب را شمارش کردم، شصت مرتبه تسبیح گفت.»(همان، ج ۴۷، ص ۵۰.)

۳- حمزة بن حمران و حسن بن زیاد گفتند: بر حضرت صادق علیه السلام وارد شدیم در حالی‌ که با جمعیتی‌ مشغول نماز عصر بود. ذکر«سبحان ربّی‌ العظیم و بحمده»را ۳۳ یا ۳۴ مرتبه در رکوع و سجده تکرار کرد.(همان)

۴- یحیی‌ بن علاء گفته است: «امام صادق علیه السلام شب بیست و سوم ماه رمضان، سخت بیمار و بستری‌ بود. دستور داد بستر او را به مسجد رسول خدا صلی‌ الله علیه و آله بردند و تا صبح مشغول عبادت بود.»(همان، ص۵۳)

۵- ابن تغلب گفته است: «در سفر، بین مدینه و مکه، در خدمت امام صادق علیه السلام بودم. هنگامی‌ که به حرم رسید پیاده شد، غسل کرد، کفش‏های‌ خود را به دست گرفت و با پای‌ برهنه داخل حرم شد.»(همان، ص۵۴)

۶- حفض بن بختری‌ از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: دوران جوانی‌، در عبادت، بسیار جدّیّت می‌‏کردم، پدرم فرمود: «پسرم! در عبادت، خودت را به سختی‌ نینداز، زیرا خدای‌ متعال وقتی‌ بنده‏اش را دوست داشت، اعمال کم او را نیز قبول می‌‏کند.»(همان)

۷- معاویة بن وهب گفته است: با حضرت صادق علیه السلام به سوی‌ بازار مدینه می‌‏رفتیم، سوار بر الاغ بود. نزدیک بازار رسیدیم، حضرت از حیوان سواری‌ خود پیاده شد و به سجده افتاد، سجده‏اش طولانی‌ شد. هنگامی‌ که سر از سجده برداشت، عرض کردم: «از مرکب خود پیاده شدید و سجده کردید؟» فرمود: «یکی‌ از نعمت‏های‌ خدا به یادم افتاد، به همین جهت برای‌ شکر خدا سجده کردم.» عرض کردم: «در نزدیک بازار که مردم رفت و آمد دارند؟» فرمود: «کسی‌ مرا ندید.»«. همان، ص ۲۱»

۸- مالک بن انس گفته است: «مدتی‌ خدمت جعفر بن محمد رفت و آمد داشتم. او را جز در یکی‌ از این سه حال ندیدم، یا در حال نماز بود یا روزه‏دار بود یا در حال قرائت قرآن کریم. در حال نقل حدیث همیشه با وضو بود.»(. تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۱۰۴ و مناقب آل ابی‌ طالب، ج ۴، ص)

۹- مالک بن انس گفت: در یک سفر حج، خدمت امام صادق علیه السلام بودم. در میقات، حیوان سواری‌ خود را نگه داشت تا محرم شود، ولی‌ هر چه می‌‏خواست لبّیک بگوید، نمی‌‏توانست. صدا در دهانش قطع می‌‏شد. به گونه‏ای‌ که نزدیک بود از روی‌ مرکب سقوط کند. عرض کردم: «یا بن رسول‏اللّه! چرا تلبیه نمی‌‏گویی‌؟» فرمود: چه گونه لبّیک بگویم، در حالی‌ که امکان دارد خدای‌ متعال بگوید:
«لا لبّیک و لا سعدیک»؟(. مناقب آل ابی‌ طالب، ج ۴، ص ۱۴۲)

 

دوم «کار و تلاش‌ و دستگیری از مستمندان»


امام صادق (علیه‌السّلام) نه‌تنها دیگر ان را دعوت به کاروتلاش می‌کرد، بلکه‌ خود نیز با وجود مـجالس درس و مناظرات درروزهای داغ‌ تابستان،در مزرعه‌اش کارمی‌کرد.یکی از یاران حضرت‌ می‌گوید:آن‌ حضرت را در باغش دیـدم،پیراهن زبروخشن بـر تن و بـیل در دست،باغ را آبیاری می‌کرد و عرق ازسر و صورتش می ریخت،گفتم:اجازه‌ دهید من کار کنم.فرمود:من کسی را دارم‌ که این کارها را بکند ولی دوست دارم مرد در راه به‌دست آوردن روزی حلال از گرمی آفتاب‌ آزار ببیندوخداوند بـبیند که من در پی روزی حلال هستم.(بحارالانوار،ج‌۴۷،ص۵۷.)

حضرت در تجارت نیز چنین‌ بود و بر رضایت‌ خداوند تاکید داشت لذا وقتی کار پرداز اوکه با سرمایه امام برای تجارت به مصر رفت و با سودی کلان برگشت، امام از او پرسید:این هـمه سـودرا چگونه‌ به‌دست آورده‌ای؟او گفت:چون مردم نیازمند کالای ما بودند،ما هم به قیمت گزاف فرو ختیم.امام فرمود:سبحان الله! علیه مسلمانان هم‌پیمان شدید که کالایتان را جزدر برابرهردینارسرمایه‌ یک‌ دینارسود نفروشید!امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود:ای مصادف! چکاچک شمشیرها ازکسب روزی حلال آسانتر است(وسایل‌ الشیعه‌، ج‌۶‌، ص۱۶۰-۱۴۱.)،(سبحان الله تحلفون علی قوم ا لا تبیعونهم الابربح‌ الدیـنار دیـنارا..ثم قال:یا مصادف! مجالده‌السیوف اهون‌من طلب الحلال.)

حقیقت این است که امام علیه السلا م در نهایت علاقه به‌ کارو تلاش‌،هر گز فریفته درخشش درهم و دینار نـمی‌شد و مـی‌دانست‌ که‌ بهترین کار از نظر خداوند تقسیم دارایی خود با نیازمندان است،حقیقتی که ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملی نداشته و نداریم‌.امام‌ خود درباره‌ باغش می فرمود:وقتی خرماها می‌رسد،می گو یم دیـوارهارا بـشکافند تا مردم وارد شوندوبخورند،هـمچنین می گویم ده ظـرف‌ خرما که برسرهریک ده نفر بتوانندبنشینند،آماده سازندتا وقتی ده‌ نفرخوردند،ده نفردیگر بیایند و هریک،یک مدخرما بخورند.ان‌گاه مـی‌خواهم‌ بـرای تـمام همسا یگان باغ (پیرمرد،پیرزن،مریض،کودک وهر کس دیـگر کـه توان آمدن به باغ را نداشته)یک‌ مد خرما ببرند.پس مزد باغبان و کارگران را می‌دهم و باقی مانده محصول را به مدینه‌ آورده‌ بین نـیازمندان تـقسیم مـی‌کنم ود ست آخراز محصول چهارهزار دیناری، چهارصددرهم برایم‌ می‌ماند(بحار الانوا،ج‌۴۷،ص۵۹)

 

سوم: «پارسایی و ساده‌زیستی»
از خصیصه های اسوه ای امام صادق علیه السلام «پارسایی،زهد و ساده زیستی» است که با وجود فراهم بودن امکانات به حداقل قانع بود از همین رو همانند مردم معمولی لباس می‌پوشید و در زندگی رعایت اقتصاد را می‌کرد ‌می‌فرمود: بهترین‌ لباس در هـر زمان، لبـاس مـعمول همان‌ زمان است.

لذا گاه لباس نو و گاه لباس وصله‌داربر تن‌ می‌کرد،لذا وقتی سفیان ثوری به وی اعتراض می‌کردکه:پدرت علی‌ لباسی چنین گرانبهای نمی‌پوشید، فرمود: زمان علی (علیه‌السّلام)زمان فقر و اکنون زمان غـنا و فـراوانی اسـت و پوشیدن آن لباس در این‌ زمان‌،لباس شهرت است و حرام،پس آستین خودرا بالا زد و لبـاس زیـر را کـه خشن‌ بود، نشان داد و فرمود:لباس زیررا برای خدا و لباس نورا برای شما پوشیده‌ام‌.( اعیان الشیعه،ج۷،ص۲۶۶)

با این‌ هـمه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمی‌داد،امتیازی برای وی و خانواده‌اش در نظر گرفته‌ شـودوایـن ویژگی‌ هنگام بروز بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بیشتر بروز می‌یافت.ازجمله درسالی‌ که گندم در مدینه نایاب شـد،دستور داد گندم‌های‌ موجود در خانه را بفروشند و از همان،نان‌ مخلوط‌ از آرد جو و گندم که خوراک بقیه مردم بـود، تـهیه کنندوفرمود:«فان‌ الله‌ یعلم‌ انی واجدان اطعمهم الحنطه علی وجهها ولکنی‌ احب ان یرانی‌ الله قـد احـسنت تقدیر المعیشه:اعـیان الشیعه ،ج۱،ص‌۵۹) خدا می‌داند که‌ می‌توانم‌ به بهترین صورت نان گندم خانواده‌ام را تهیه کنم؛اما دوسـت دارم خـداوندمرا در حال برنامه‌ریزی صحیح‌ زندگی ببیند.»

 

چهارم‌: «شجاعت و صلابت درمقابل طاغوتیان»
هرچندامام صادق علیه السلام در برابرمردم «متواضع» بود ولی در برابر ستمگران از هـر طایفه و رتبه ای ‌با «صلابت و شجاعت» بود و با قدرت در برابر آنان می‌ایستاد و این شهامت را داشت که سخن حق را به زبان آورده و اقدام‌ حق‌طلبانه را انجام دهـد، هـر چند بـا عکس‌العمل‌ تندی‌ روبه‌رو شود، لذا وقتی منصور از ‌او پرسید: «یـاابا عـبدالله لم خـلق ‌الله الذباب‌، فقال: لیذل به الجبابره؛ چرا خداوند مگس را خلق‌ کرد؟» فـرمود: تـا جباران را خوار کند. و به‌ این‌ ترتیب منصور را متوجه قدرت الهی کرد (تهذیب الکمال،ج۱،ص۹۵.)

و آن‌گاه که فرماندار مدینه‌ در حضور بنی‌هاشم در خطبه‌های نماز به‌ علی (علیه‌السّلام) دشنام داد، امام چنان‌ پاسخی کوبنده داد که فرماندار خطبه را نـاتمام گـذاشت‌ و به‌ سوی‌ خانه‌اش راهی شد. وسایل‌ الشیعه ج۱۶،ص۴۲۳).

پایگاه خبری مرکز مطالعاتی «الزیتونه» در مقاله‌ای به بررسی رفتارشناسی آمریکا طی شش ماهه گذشته جنگ غزه پرداخته و می‌نویسد که آمریکا در شش ماه گذشته به صورت گسترده و در سطح بالا به مدیریت جنگ طوفان الاقصی در غزه پرداخته و به عنوان شریک کامل رژیم صهیونیستی در این جنگ تجاوزکارانه مشارکت کرده است.

دولت آمریکا با وجود مشغولیت در مدیریت پرونده روسیه و جنگ در اوکراین و همچنین رقابت با چین، خود را ناگزیر دانست تا بار دیگر به صورت قوی وارد درگیری‌های منطقه شود، چرا که احساس کرد ساماندهی ساختارهای امنیتی و نظامی و اقتصادی در منطقه که آنها را پیش از این طراحی کرده بود؛ در آستانه فروپاشی است.

با وجود شکاف‌هایی که در مواضع دولت «جو بایدن» رییس جمهور آمریکا و کابینه «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی دیده می‌شود و با وجود اختلافاتی که در جزییات روند جنگ و مدیریت آن وجود دارد، تاکنون هیچ اختلاف نظری در خصوص اهداف این جنگ به وجود نیامده است. اختلافاتی که به صورت موقت بین آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح شده و برخی از آنها ماهیت شخصی دارد، به سطحی نرسیده که بتوان آن را اختلافات بین آمریکا و اسراییل قلمداد کرد.

الزیتونه در ادامه این مقاله تلاش کرده مولفه‌های سیاسی آمریکا در رفتار این کشور و مواضع آن نسبت به جنگ غزه و بررسی رویکردهای قریب‌الوقوع و قابل پیش‌بینی از آمریکا تا زمان برپایی انتخابات ریاست جمهوری در این کشور در اواخر سال جاری میلادی را ترسیم کند.

اول: رفتار آمریکا در تعامل با جنگ غزه

مولفه‌های رفتاری آمریکا و فعالیت‌های عملی این کشور در قبال جنگ غزه را می‌توان در موارد زیر برشمرد:

۱- ارایه کمک و پشتیبانی کامل و نامحدود از مواضع رژیم صهیونیستی و تامین مطالبات تل‌آویو برای استمرار جنگ سیاسی و نظامی و اقتصادی و همراهی کامل با تمامی اهداف اعلام شده اسراییل از جنگ.

۲- پذیرش کامل روایت رژیم صهیونیستی و چراغ سبز دادن به این رژیم نسبت به آغاز جنگ و استمرار آن و توجیه جنایت‌های وحشیانه اسراییل در غزه و نفی نسبت دادن این جنایت‌ها به اسراییل. دولت آمریکا همچنین سعی کرده اقدامات رژیم صهیونیستی را نقض قوانین بین‌المللی یا انسانی ندانسته و اتهامات متوجه این رژیم را رد کند.

۳- ارسال کشتی‌های جنگی آمریکا به منطقه برای تاکید بر حمایت کامل از رژیم صهیونیستی و تلاش برای ممانعت از مداخله مستقیم ایران و متحدان منطقه‌ای این کشور در این جنگ تا به این ترتیب رژیم صهیونیستی بتواند زمان لازم برای اجرای اهداف خود در غزه را به دست آورده و مانع از گسترش جنگ در سطح منطقه شود.

۴- تامین پوشش لازم برای تجاوزطلبی صهیونیست‌ها و به شکست کشاندن صدور قطعنامه‌های شورای امنیت در محکومیت اسراییل و الزام این رژیم به آتش‌بس دایم و پایدار. آمریکا در این راستا تاکنون سه بار ازحق وتوی خود ضد قطعنامه‌های شورای امنیت استفاده کرده است.

۵- افزایش فشار بر تشکیلات خودگردان برای انجام اصلاحات اساسی در ساختار این گروه فلسطینی در جهت متناسب‌سازی آن با معیارهای مورد نظر رژیم اسراییل برای مدیریت روند تحولات غزه بعد از جنگ.

۶- افزایش فشار بر کشورهای عربی و اسلامی و اتحادیه عرب و سازمان همکاری‌های اسلامی جهت خودداری از صدور قطعنامه‌های سیاسی شدیداللحن ضد رژیم صهیونیستی و انجام تلاش‌های گسترده برای قانع کردن طرف‌های عربی به مشارکت در ساختار امنیتی آینده مد نظر صهیونیست‌ها در غزه.

۷- دعوت مستمر از رژیم صهیونیستی برای اجازه دادن به ورود کمک‌های انسانی به غزه و دوری از هدف قرار دادن غیرنظامیان و کاستن از حجم تلفات در میان نظامیان خود در حد امکان، بدون اینکه جرائم مستمر رژیم صهیونیستی ضد غیرنظامیان و از بین بردن زیرساخت‌ها و بیمارستان‌ها و مدارس و مساجد و کلیساها با تسلیحات و موشک‌های آمریکایی را مورد نقد یا محکومیت قرار دهد.

۸- انجام عملیات هلی‌برن کمک‌های انسانی در غزه با هدف بهبود وجهه آمریکا در ابعاد انسانی و آغاز تلاش برای احداث بندری در مقابل سواحل غزه جهت تامین ابزارهای مربوط به ورود کمک‌های انسانی.

۹- دعوت به آغاز روند سیاسی بر اساس راه حل تشکیل دو دولت. این در حالی است که آمریکا می‌داند هیچ فرصتی برای موفقیت این روند سیاسی وجود ندارد؛ چرا که اسراییلی‌ها به شدت با برپایی دولت فلسطین مخالف هستند و این موضوع در مصوبات کنیست رژیم صهیونیستی گنجانده شده است.

۱۰- ادامه تلاش‌ها برای پیشبرد عادی‌سازی روابط بین عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی و پشت سر گذاشتن مانع‌های این اتفاق که در نتیجه جنگ غزه پدیدار شده است. آمریکایی‌ها در این راستا توافق دفاع مشترک با سعودی‌ها امضا می‌کنند و قرار است ریاض را به تاسیسات هسته‌ای برای اهداف مسالمت‌آمیز تجهیز کنند. آنها همچنین وعده‌هایی مبنی بر تلاش برای برپایی دولت فلسطین در چهارچوب راه حل تشکیل دو دولت داده‌اند.

دوم: نقاط توافق و اختلاف در دیدگاه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی:

آمریکایی‌ها از زمان آغاز جنگ غزه همراهی کاملی با اهداف رژیم صهیونیستی در این جنگ از جمله در زمینه تحقق پیروزی نظامی و از بین بردن مقاومت فلسطین و جلوگیری از تبدیل شدن آن به تهدیدی ضد امنیت اسراییل و همچنین تلاش برای آزادی اسرای اسراییلی و تغییر موقعیت سیاسی نوار غزه و پایان دادن به حاکمیت حماس در آن از خود نشان دادند.

با این وجود دو طرف در خصوص برخی جزییات مدیریت جنگ، اختلاف نظر داشتند و دولت دموکرات آمریکا انتقاداتی را متوجه رفتارهای نتانیاهو و کابینه وی و برخی سردمداران راستگرای افراطی در سرزمین‌های اشغالی داشته است. از جمله مهم‌ترین این انتقادات زمانی بود که جو بایدن رییس جمهور آمریکا تاکید کرد نتانیاهو بیش از اینکه برای اسراییل سود داشته باشد، به زیان این رژیم رفتار می‌کند. وی به انتقاد از نحوه مدیریت جنگ غزه توسط نتانیاهو پرداخته است.

چاک شومر رییس اکثریت دموکرات در مجلس سنای آمریکا نیز اواسط مارس گذشته انتقاداتی را متوجه نتانیاهو کرده و او را متهم کرده که به مانعی در برابر سازش تبدیل شده و تسلیم مطالبات عناصر افراطی اسراییل شده است. شومر خواستار برپایی انتخابات زود هنگام در اسراییل شده و تاکید کرده که کابینه نتانیاهو دیگر برای تامین مطالبات این رژیم مناسب نیست.

نقاط اختلافی موجود بین دولت آمریکا و کابینه رژیم صهیونیستی را می‌توان در موارد زیر برشمرد:

۱- اختلاف نظر در خصوص جریانی که می‌تواند بعد از پایان جنگ غزه مسوولیت اداره این منطقه را در دست بگیرد. دولت آمریکا معتقد است که تشکیلات خودگردان با انجام برخی اصلاحات باید به عنوان تنها طرف فلسطینی همراه با آمریکا و رژیم صهیونیستی این مسوولیت را بپذیرد. آنها از دیدگاه وجود قدرت چند ملیتی عربی برای ساماندهی اوضاع امنیتی در نوار غزه نیز حمایت می‌کنند. کابینه نتانیاهو اما موضعی منفی نسبت به نقش آینده تشکیلات خودگردان در مدیریت غزه دارد و معتقد است که باید روشی منطقه‌ای برای مدیریت غزه متشکل از شخصیت‌های مطرح عشایر ارایه شود. مسوولان امنیتی این رژیم با تعدادی از شیوخ مورد نظر خود نیز دیدار کرده‌اند، اما این دیدارها نتیجه بخش نبوده است.

۲- اختلاف در خصوص مدیریت پرونده تبادل اسرا و انجام معامله در این رابطه. این در حالی است که رفتار بنیامین نتانیاهو و مواضع عملی وی هیچ تلاشی برای انجام معامله جدید برای آزادی اسرای اسراییلی در ازای آتش‌بس شش هفته‌ای را نشان نمی‌دهد. نتانیاهو طی هفته‌های گذشته مواضع سختگیرانه‌ای داشته که منجر به توقف مذاکرات شده است، وی حتی از دادن اختیارات لازم به هیئت مذاکره کننده اسراییلی نیز خودداری می‌کند. این در حالی است که طرف آمریکایی اصرار دارد این معامله انجام شود و در این رابطه بر میانجی‌های قطری و مصری برای ادامه تلاش‌ها فشار وارد می‌کند.

۳- اختلاف نظر در خصوص اشغالگری مجدد اسراییل در غزه و باقی ماندن طولانی مدت در این منطقه. آمریکا مخالفت خود را با دیدگاه‌های ارائه شده از سوی کابینه نتانیاهو در این خصوص مطرح کرده است. با این وجود دولت بایدن مخالفتی با حضور موقت رژیم صهیونیستی در غزه برای تامین اهداف جنگ از خود نشان نداده، ولی نمی‌خواهد این حضور به اشغالگری کامل در غزه منجر شود.

۴- اختلاف نظر در حجم و زمان انجام حمله نظامی گسترده به رفح: در حالی که کابینه نتانیاهو شور و شوق عجیبی برای انجام این حمله از خود نشان می‌دهد و مدعی است که این حمله می‌تواند توانمندی‌های نظامی حماس را فلج کرده و اهداف جنگ را برای اسراییل محقق کند و در شرایطی که مدعی شده عدم اجرای این مرحله به معنی پیروزی حماس در جنگ است، دولت آمریکا تلاش دارد این حمله را به تعویق بیندازد. بایدن از طرف اسراییلی درخواست کرده تا تضمین‌هایی برای جلوگیری از وقوع تلفات گسترده انسانی در نتیجه تمرکز زیاد شهروندان در رفح ارائه کند. آمریکایی‌ها گزینه‌های دیگری برای حمله به حماس و مقاومت و از بین بردن رهبران آن ارائه کرده‌اند و معتقدند که با این گزینه‌ها امکان جلوگیری از پیامدهای گسترده حمله احتمالی به رفح فراهم می‌شود.

۵- اختلاف نظر در خصوص مدت زمان ادامه جنگ: در حالی که نتانیاهو تلاش دارد جنگ را تا زمان نامحدودی ادامه دهد و تا زمان تحقق پیروزی کامل و رسیدن به اهداف، تجاوزهای خود را پیش ببرد؛ دولت آمریکا معتقد است محاسبات شخصی نتانیاهو و نگرانی وی از محاکمه نسبت به شکست در حمله ۷ سپتامبر باعث شده وی به گسترده‌تر کردن زمان جنگ پناه ببرد و نمی‌خواهد واقعیت عدم تحقق اهداف جنگ را بپذیرد. البته آمریکایی‌ها تغییر نسبی در مواضع خود در خصوص آتش‌بس دائم در غزه داده اند و این موضوع در پیش نویس ارائه شده در شورای امنیت -البته بر اساس چارچوب مورد نظر آمریکا- مطرح شد، پیش‌نویسی که با وتوی روسیه و چین و الجزایر مواجه شد.

۶- اختلافات علنی در خصوص کوچ اجباری فلسطینیان به خارج از غزه. کابینه رژیم صهیونیستی در ابتدای جنگ چنین طرحی را در نظر گرفته بود، اما با مخالفت مصر و بسته شدن گذرگاه رفح این طرح را کنار گذاشت. آمریکایی‌ها در ابتدا مخالفت صریح خود را با این طرح اعلام نکردند، اما وقتی مصر و اردن مخالفت خود را با آن اعلام کردند، گفتمان سیاسی آمریکا نیز به سمت مخالفت با طرح کوچ اجباری فلسطینیان پیش رفت.

پنج شنبه, 13 ارديبهشت 1403 16:49

سرفصل‌های آموزش و پرورش تراز انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین گسترش تظاهرات حمایت از ملت فلسطین در آمریکا و کشورهای دیگر را نشانه استمرار اولویت مسئله غزه در افکار عمومی جهان خواندند و تأکید کردند: جنایات رژیم صهیونیستی و همدستی آمریکا با او، حقانیت مواضع نظام و ملت ایران را در نفی رژیم اشغالگر و بدبینی به آمریکا اثبات کرد و همه بدانند هیچ راه حلی برای حل مسئله فلسطین جز بازگشت این سرزمین به صاحبان مسلمان، یهودی و مسیحی آن وجود ندارد و روابط با رژیم صهیونیستی و عادی‌سازی، مشکلی را حل نخواهد کرد.
ایشان با تبریک روز معلم به جامعه عزیز معلمان به عنوان پرورش‌دهندگان فضیلت و سازندگان آینده کشور، گفتند: توجه و احترام همگانی به معلمان، باعث ایجاد جاذبه بیشتر برای این شغل شریف، ارتقای سطح جامعه معلمین و در نتیجه، ارتقای کشور می‌شود و لازم است رسانه‌ها و صاحبان تریبون‌های عمومی در زمینه تبیین جایگاه معلم و ضرورت تمجید از او، فعال شوند.
رهبر انقلاب علت متفاوت بودن اهمیت آموزش‌وپرورش با دیگر دستگاه‌ها را تربیت منابع انسانی برشمردند و گفتند: همه دستگاه‌ها بکارگیرنده نیروی انسانی هستند اما آموزش‌وپرورش، پرورش‌دهنده منابع انسانی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معلمان فعال را هویت‌سازان نسل نوجوان و جوانان دانستند و گفتند: هر حرف و رفتار و موضع‌گیری و حتی اشاره معلم در شخصیت‌سازی نسل نو تأثیر دارد.
ایشان وجود نیروی انسانی خوب را غیرقابل مقایسه با منابع و سرمایه‌های طبیعی خواندند و گفتند: پیشرفت،‌ امنیت، سلامت، علم و تحقق همه ارزش‌های انسانی و اسلامی در کشور در گرو وجود نیروی انسانی مناسب است که این کار عظیم برعهده آموزش‌وپرورش است.
حضرت آیت‌‎الله خامنه‌ای سخنان وزیر آموزش‌وپرورش در این دیدار را خوب ارزیابی کردند و افزودند: بحمدالله برخی نکاتی که در سالهای گذشته بیان کرده‌ایم در مسیر اجرا قرار گرفته است.
رهبر انقلاب در تبیین سرفصل‌های مهم آموزش‌وپرورش، اجرای سند تحول را مهمترین خواندند و گفتند: از انفعال و کم‌توجهی به این سند در سالهای گذشته، ضرر کردیم اما بازنگریِ در حال نهایی شدن این سند و تدوین نقشه‌راه اجرایی آن خبر خوبی است که ترمیم سند تحول با استفاده از نخبگان داخل و خارج آموزش‌وپرورش، باید مستمر ادامه یابد.
«توانمندسازی»، سرفصل دومی بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در باب وظایف آموزش‌وپرورش مطرح کردند.
ایشان گفتند: توانمندسازی معیشتی و مادی معلمان همیشه مورد تأکید بوده و اکنون نیز هرچه ممکن است باید در این زمینه تلاش شود.
رهبر انقلاب افزودند: توانمندسازی اما محور دیگری هم دارد ‌و آن قوام‌یافتگی کار «معلمی» است؛ یعنی معلم از نیروی معنوی و عشقی که در وجود هر انسانی به تعلیم و تربیت وجود دارد، استفاده کند و با بهره‌مندی از ملزومات، نیازها و تجربیات، شغل پرمرتبت معلم را قوام و استواری و استحکام دهد.
ایشان در همین بحث، نیت، روحیه، انگیزه و درک حقیقی از «معلمی» را لازمه پرورش نسل‌ نو دانستند و افزودند: معلمی صرفاً با کلاس و تدریس محقق نمی‌شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین تقویت مراکز تربیت معلم را لازمه دستیابی جامعه معلمین به سطح تراز خواندند و افزودند: دانشگاه فرهنگیان و دیگر مراکز تربیت معلم باید کاملاً تقویت شوند.
سرفصل سومی که رهبرانقلاب به تبیین پرداختند، اهمیت و لزوم تقویت معاونت پرورشی بود. ایشان گفتند: در برهه‌ای عده‌ای می‌گفتند معاونت پرورشی لازم نیست و خود معلم در کنار تعلیم وظیفه پرورش را هم انجام می‌دهد؛‌ البته این حرف درست است اما صرف توجه معلم به مسائل پرورشی کافی نیست و باید مجموعه‌ای، متولی این مسئله بسیار مهم باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جلوگیری از ایجاد و شیوع آسیب‌های اجتماعی را جزو توقعات از جوانان خواندند و گفتند: مقدمه و شرط تحقق این مهم آن است که در خود مدارس آسیب‌های اجتماعی وجود نداشته باشد که این جزو وظایف معاونت پرورشی است.
تبیین صحیح مسائل بنیادی کشور و نظام برای نوجوانان و جوانان، وظیفه دیگر معاونت پرورشی بود که رهبر انقلاب با اشاره به آن گفتند: اگر میلیون‌ها جوان و نوجوان، مصالح بنیادی و مسائل اساسی کشور را بشناسند، از جبهه دوست و دشمن آگاه باشند و در مقابل اهداف دشمنان ملت واکسینه شوند، سرمایه‌گذاری عظیم رسانه‌ای و سیاسی دشمنان نتیجه‌ای نخواهد داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: دانش‌آموزان، جوانان و نوجوانان باید از منطق و عقلانیت سیاست‌ها و رفتار نظام باخبر باشند و بدانند پشت شعارهای  «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیلِ» ملت چه منطقی نهفته است و چرا ایران حاضر به ایجاد روابط با برخی کشورها و دولت‌ها نیست.
رهبر انقلاب در سرفصلی دیگر با تأکید بر اهمیت ثبات مدیریتی در آموزش و پرورش، تغییرات کوتاه‌مدت مدیریتی را موجب به ثمر نرسیدن کارهای اساسی دانستند و گفتند: بنده در مدیریت‌های سطح بالا تا متوسط تأکید بر ثبات دارم تا بتوان برنامه‌ها و کارهای مهم را دنبال کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به وجود الگوهایی برای اقشار در صنوف مختلف جامعه، الگوسازی و معرفی نمونه‌های برتر معلمان را ضروری و شوق‌آفرین خواندند و افزودند: آموزش و پرورش باید الگوهای موفقی همچون معلمی که خوب تدریس می‌کند یا سالهای طولانی از عمر خود را صرف تدریس کرده است، یا رنج رفت و آمد به مناطق دشوار برای تدریس به دانش‌آموزان را به جان خریده است، شناسایی، و این معلمان را به عنوان قهرمانان تعلیم و تربیت معرفی کند.
ایشان در بخش دیگری از سخنانشان و در بیان انتظارات از جامعه معلمان، معلم را نه فقط آموزنده علم بلکه پرورنده هویت دانش‌آموز خواندند و گفتند: معلم می‌تواند توانایی‌های بالقوه و استعدادهای دانش‌آموز را همچون استخراج طلا و نقره از معدن، کشف و بالفعل کند؛ بنابراین معلم باید در کنار علم‌آموزی، انگیزه، همت، اعتماد به نفس و شوق به درس و کار هم به دانش‌آموز بدهد تا ظرفیت‌های درونی او شکوفا شود.
«دادن نگاه ملی به دانش‌آموز» انتظار دیگری بود که رهبر انقلاب با اشاره به آن گفتند: نگاه ملی یعنی دانش‌آموز بداند که تحصیل و کلاس درس قطعه‌ای از حرکت عمومیِ پیشرفت و جزیی از ماشین عظیم پیش‌برنده کشور و نظام است، بنابراین لازم است دانش‌آموزان را با افتخارات ملی، داشته‌های کشور، پیروزی‌های ناشی از راههای درست، آشنا و همچنین از خطرها و دشمنی‌ها آگاه کنید.
ایشان امیدآفرینی را وظیفه دیگر معلمان دانستند و افزودند: امید تضمین‌کننده آینده کشور است و اگر کسی امید را در دل و جان جوان و نوجوان برانگیزد در واقع به ساخت آینده کشور کمک کرده است و به همین علت است که مکرراً بر امیدآفرینی اصرار می‌کنیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: افرادی که از سر لجاجت با نظام یا دولت یا اشخاص دیگر، جوانان را ناامید می‌کنند در واقع به آینده کشور لطمه می‌زنند.
«تشویق دانش‌آموزان به فعالیت‌های اجتماعی» و همچنین «مهارت‌آموزی به دانش‌آموزان»، توصیه‌های دیگر رهبر انقلاب به معلمان بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنانشان به مسئله غزه پرداختند و افزودند: با وجود تلاش‌های زیاد صهیونیست‌ها و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی آنها مسئله غزه همچنان مسئله اول دنیا است که اعتراض‌ها به جنایات رژیم صهیونیستی در دانشگاههای آمریکا و گسترش آن به دانشگاههای اروپا از نشانه‌های استمرار حساسیت افکار عمومی جهان به مسئله غزه است.
ایشان افزایش روزافزون فشار افکار عمومی بر روی رژیم اشغالگر را ضروری خواندند و افزودند: رفتار وحشیانه و بی‌‌رحمانه سگ هار صهیونیستی باعث اثبات حقانیت موضع جمهوری اسلامی و ملت ایران شد و کشتار سی و چند هزار نفر که نیمی از آنها زنان و کودکان هستند ذات شریر و خبیث رژیم صهیونیستی و حقانیت موضع همیشگی ایران را به همه دنیا نشان داد.
رهبر انقلاب، رفتار آمریکا و دستگاههای مرتبط با آنها را در قبال «اعتراض بدون خشونت و تخریب» دانشجویان معترض به جنایات اسرائیل، دلیل دیگری بر اثبات موضع جمهوری اسلامی ایران در بدبینی به دولت آمریکا دانستند و گفتند: این موضوع به همه نشان داد که آمریکا شریک جرم و همدست صهیونیست‌ها در گناه نابخشودنی کشتار مردم غزه است و برخی حرف‌های به‌ظاهر دلسوزانه آنها هم دروغ است؛ بنابراین موضع جمهوری اسلامی که نمی‌توان به دولت آمریکا خوش‌بین بود و به آن اعتماد کرد، اثبات شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تنها راه‌حل مسئله فلسطین را پیشنهاد مطرح شده از جانب ایران یعنی بازگشت فلسطین به صاحبان اصلی آن اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی خواندند و تأکید کردند: تا وقتی فلسطین به صاحبان خود بازنگردد مشکل غرب آسیا حل نخواهد شد و حتی اگر بیست، سی سال دیگر هم تلاش کنند که رژیم صهیونیستی را سر پا نگه دارند -که ان‌شاءالله نمی‌توانند- این مسئله، حل شدنی نخواهد بود.
رهبر انقلاب افزودند: فلسطین باید به مردم آن بازگردد و پس از تشکیل نظام فلسطینی، خودشان تصمیم بگیرند که با صهیونیست‌ها چه کنند.
ایشان با اشاره به تحرکاتی برای عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه، گفتند: بعضی‌ها خیال می‌کنند با این کارها مسئله حل خواهد شد در حالی که با فرض عادی شدن روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی اطراف، نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه مشکل متوجه دولت‌هایی خواهد شد که با چشم بستن بر جنایات رژیم اشغالگر با آن دست دوستی داده‌اند و ملت‌ها به جان خود آن دولت‌ها خواهند افتاد.
در ابتدای این دیدار وزیر آموزش و پرورش در گزارشی از مراحل نهایی بازنگری در سند تحول خبر داد. آقای صحرایی، تصویب نقشه‌‌ راه اجرایی سند تحول با محوریت معلمان، برنامه‌های درسی و تربیتی، مدارس و ارزشیابی تحصیلی را از دیگر فعالیت‌ها اعلام کرد.
استخدام کم‌سابقه ۷۰ هزار معلم با اولویت جذب دانشجو-معلمان، تکمیل و ساخت ۲۹۰۰ مدرسه در سراسر کشور، افزایش سهم دانش‌آموزان فنی‌وحرفه‌ای در مقطع تحصیلی متوسطه دوم، پیگیری سیاست «هر دانش‌آموز یک مهارت شغلی» ، ارتقای امور پرورشی و مشاوره‌ای از جمله محورهای گزارش وزیر آموزش‌وپرورش در این دیدار بود.

 اشتیاق ما برای مصرف شیرینی همیشه وجود دارد، اما مصرف شکر طول عمر را کاهش می‌دهد. به خاطر داشته باشید که همه شکرها بطور یکسان مضر نیستند و شکر سفید تصفیه شده، نوعی است که می‌تواند به طور جدی بر سلامتی تاثیر بگذارد. مهم است مضرات مصرف شکر را بدانید و اینکه چه تاثیر منفی روی بدن دارد.

وضعیت بدن بلافاصله بعد از ترک قند و شکر

بسیاری از افراد میزان مصرف قند خود را بسیار ناچیز می‌دانند در صورتی که مصرف آن‌ها بسیار بیشتر از آنچه است که تصور می‌کنند.

پس از یک ساعت: شکر اعتیاد آور است و واکنش دوپامین را در مرکز مغز، مانند یک دارو فعال می‌کند.

بسته به مقدار شکری که روزانه مصرف می‌کنید، ممکن است تغییرات مختلفی در سطح قند خون، عرق ریختن، لرزش، افسردگی، گرسنگی را تجربه و با مصرف سبزیجات تازه، فیبر، منابع پروتئینی ضد التهاب و چربی‌های سالم با این نشانه‌ها مقابله کنید.

بعد از یک روز: یک روز پس از قطع مصرف شکر شاید برایتان سخت باشد و ممکن است علائمی از جمله سردرد و افت در سطح انرژی را تجربه کنید. اما بدن شروع به التیام می‌کند و شکر میکروارگانیسم‌های مضر، مانند، کاندیدا را تغذیه می‌کند که با رشد بیش از حد می‌تواند سلامت دل و روده را تحت تاثیر قرار دهد.

قطع شکر فرآوری شده به حفظ آن میکرو ارگانیسم‌ها کمک می‌کند.

بعد از یک هفته: وقتی مصرف شکر را برای یک هفته کنار می‌گذارید بدن شما به سرعت شروع به ترمیم و بهبود در سطوح انسولین و واکنش‌های التهابی می‌کند.

ظرف مدت ۷۲ ساعت، از آنجا که سطح انسولین شروع به تثبیت می‌کند، هورمون‌های دیگر (مانند آن‌هایی که در ذخیره سازی چربی دست دارند) نیز به سطوح نرمال باز خواهند گشت که به شفافیت پوست و کاهش پف صورت می‌انجامد.

بعد از یک ماه: افزایش اشتها و وزن و عفونت‌های قارچی و التهاب مفاصل همگی جز مواردی هستند که به دلیل مصرف زیاد شکر ایجاد می‌شود. اما با ترک مصرف شکر شاهد کاهش وزن طبیعی، سلامت شکم و مغز خواهید بود.

بعد از شش ماه: با ترک مصرف شکر حدود شش ماه علاوه بر ثبات قند خون، کاهش وزن به سلامت کلی خواهید رسید و ریسک ابتلا به دیابت نوع ۲، بیماری‌های قلبی و پیری زودرس کاهش می‌یابد.

 

فواید و اثرات مثبت ترک قند و شکر برای بدن

ترک قند و شکر می‌تواند تاثیر مثبتی بر سلامتی قلب و بدن بگذارد.

بهبود سطح انرژی: بسیاری از افراد نوشیدنی‌های قندی شیرین، نوشیدنی‌های انرژی زا، و نوشیدنی‌های حاوی شکر را زمانی که احساس می‌کنند به انرژی بیشتری نیاز دارند، می‌نوشند. با این حال، مطالعات نشان داده اند که مصرف قند بیش از حد در بدن می‌تواند باعث اختلال در فعالیت‌های روزمره شود.

مصرف زیاد شکر توانایی بدن را برای حفظ ذخایر انرژی آن تا جایی که ممکن است، مسدود می‌کند پس با ترک این عادت از آسیب‌های این چنینی در امان خواهید بود.

سلامت قلب: طبق تحقیقات منتشر شده در ژورنال انجمن قلب آمریکا، کاهش مصرف شکر نیز خطر ابتلا به سکته قلبی را کاهش می‌دهد.

محافظت در برابر سرطان: مطالعات متعددی در سراسر جهان نشان داده اند که شکر مواد غذایی سلول‌های سرطانی را تامین می‌کند؛ بنابراین اگر مصرف قند را کاهش دهید یا متوقف کنید، ممکن است به جلوگیری از انواع مختلف سرطان کمک کنید.علاوه بر این، با ترک مصرف شکر می‌توانید گسترش و تکثیر سلول‌های بدخیم را متوقف سازید.

محافظت از کبد: فروکتوز و گلوکز می‌توانند منجر به تجمع سموم در کبد شوند، مشابه آنچه در زمان نوشیدن بیش از حد الکل رخ می‌دهد.متخصصان توصیه می‌کنند که سم زدایی کبد بطور متناوب ریسک ابتلا به مشکلات کبد را کاهش می‌دهد.

بهبود خواب: مصرف شکر می‌تواند باعث کاهش سطح انرژی شود. هم چنین می‌تواند خواب شما را مختل کند.افرادی که از مصرف شکر پرهیز می‌کنند به سرعت متوجه می‌شوند که بهتر می‌خوابند.

جوان سازی پوست: مصرف مقدار زیادی شکر می‌تواند با تولید کلاژن و الاستین که دو منبع پروتئین اصلی پوست هستند، اختلال ایجاد کند.در دراز مدت قند بیش از حد می‌تواند باعث پیری زودرس و دیگر بیماری‌های پوستی شود.

کنترل وزن: غذاهای قندی شامل مقادیر بالایی از چربی ها، کربوهیدرات‌ها و کالری بالا هستند که می‌تواند باعث افزایش وزن شود.حدف شکر از رژیم غذایی روزانه شما به محدود کردن این مواد کمک می‌کند و رسیدن به یک وزن متعادل و سالم را آسان‌تر می‌سازد.

بهبود هضم: با کاهش مصرف شکر، سیستم گوارشی برای پردازش غذا بهبود می‌یابد. این کار به جلوگیری از یبوست و مشکلات مربوط روده به کمک می‌کند.

احساس رضایت: مطالعات مختلف نشان داده اند که مصرف زیاد شکر باعث مقاومت در برابر لپتین می‌شود، هورمونی که به مغز پیام می‌دهد شما سیر هستید.

سلامت بهتر دندان: باکتری موجود در دهان با مصرف قند رشد می‌کند. خوردن بسیاری از غذاهای شیرین احتمال پوسیدگی دندان و دیگر مشکلات دندانی را افزایش می‌دهد.با توقف مصرف قند به بهبود سلامت دندان‌ها و لثه کمک کنید.

پنج شنبه, 13 ارديبهشت 1403 16:45

آیا خوردن میوه زیاد مضر است؟

 در اینجا ۴ نشانه‌ای که به شما هشدار می‌دهد روزانه بیش از اندازه نیازتان میوه دریافت می‌کنید، معرفی شده است:

احساس نفخ مداوم: میوه یک ماشه برای ابتلا به نفخ است. میوه‌ها غنی از یک نوع قند به نام فروکتوز هستند که متاسفانه بسیاری از ما قادر به جذب و هضم موثر مقادیر زیادی از فروکتوز نیستیم. محققان بر این باورند که ۴۰ درصد از مردم از یک بیماری به نام سوء جذب فروکتوز در روده کوچک رنج می‌برند. عدم جذب فروکتوز با علائمی مانند ایجاد گاز و نفخ در دستگاه گوارش همراه است. دریافت فروکتوز بیش از حد با واکنش‌های التهابی در بدن نیز همراه است.

ابتلا به اسهال یا وخیم شدن علائم سندرم آی بی اس: سوء جذب فروکتوز موجود در میوه منجر به نفخ، گرفتگی عضلات شکم، درد و اسهال و حتی گاهی سردرد نیز می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از میوه‌ها مانند سیب سرشار از پکتین هستند؛ یک نوع فیبر که مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر یا آی بی اس، برای شکستن کامل آن مشکل دارند.

افزایش وزن: حتی اگر مواد غذایی حاوی قند و کربوهیدرات‌های تصفیه شده، غذاهای فراوری شده و محصولات چرب حیوانی را نیز کنار بگذارید، مصرف بیش از حد میوه باز هم می‌تواند برای از دست دادن وزن، مشکل آفرین باشد. مصرف روزانه ۵ میوه متوسط توصیه شده است. یک میوه متوسط درحدود ۶۰ کالری انرژی دارد بنابراین برای حفظ وزن بدن در محدوده طبیعی باید اعتدال در مصرف میوه‌ها هم رعایت شود.

احساس ضعف و گرسنگی: فروکتوز نه تنها جلوی گرسنگی را نمی‌گیرد بلکه برعکس میل به مصرف مواد غذایی پرکالری را افزایش می‌دهد. محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی پس از زیر نظر گرفتن ۲۴ داوطلب که گروهی نوشیدنی‌های حاوی گلوکز و برخی نوشیدنی‌های حاوی فروکتوز مصرف می‌کردند اعلام نمودند، وقتی داوطلب نوشیدنی حاوی فروکتوز می‌خورد احساس گرسنگی بیشتری دارد و میل به مصرف مواد غذایی پرکالری مثل موز و بیسکوییت بیشتر می‌شود. متخصصان می‌گویند، گرچه فروکتوز قند میوه است، اما به هرحال قند ساده تلقی می‌شود و عامل ذخیره چربی در بدن است. گرچه این قند سبب مقاومت به انسولین نمی‌شود، اما برای حفظ تناسب اندام باید مراقب مصرف متعادل آن در طول روز باشید.

پنج شنبه, 13 ارديبهشت 1403 16:44

چگونه فرزندان نمازخوان تربیت کنیم؟

پرسش: فرزندان خود را چگونه تربیت کنیم تا نمازخوان شوند؟



پاسخ: طبق قراردادهای امروز ما براساس سیستم آموزش و پرورش نیز بچه‌ها از هفت سالگی به مدرسه می‌روند بنابراین خود این قراردادها فرصت خوبی برای آموزش نماز به بچه‌ها هم هست از درون خانواده، والدین و در مدرسه نیز مسئولان چنین وظیفه‌ای را بر عهده دارند.

البته نکته اینجاست که این آموزش نباید به صورت وادار کردن یا اجبار بچه‌ها باشد بلکه باید کاری کنیم که بچه‌ها تشویق به نماز خواندن شوند.

حال به هر شکلی که می‌خواهیم باید موجبات تشویق را فراهم کنیم تا با ذوق و شوق مشغول شوند از تشویق و آفرین گفتن کلامی تا اظهار محبت و جایزه دادن در این زمینه مؤثر است همین عوامل به افزایش محبت بچه‌ها نیز می‌انجامد.

نکته دیگر این است که بچه‌ها را باید در محیط نماز خواندن قرار داد، این به تجربه ثابت شده است که بچه‌هایی که از کودکی به مسجد می‌روند و در جمع نماز می‌خوانند نمازخوان تر می‌شوند، چرا که اصل حضور در جمع مشوق حضور انسان است حتی خود بزرگسالان هم در یک جمع مذهبی روح عبادیشان بیشتر است چه رسد به بچه‌ها.

متأسفانه کم‌رفتن به مسجد و مجالس دینی و مذهبی باعث می‌شود که بچه‌ها هم رغبت عبادت را نداشته باشند، این نکته برای ما وظیفه است، اسلام می‌گوید که بچه‌ها را به نماز خواندن تشویق کنید ولی فرمان ندهید بلکه از هر وسیله‌ای که بهتر است برای تشویق به عبادت و نماز استفاده کنید.

باید ما برنامه مسجد رفتن برای بچه‌ها داشته باشیم تا آنها روح عبادت در وجودشان متجسم شود.



منبع: کتاب آزادی معنوی، ص ۱۰۵

احادیث