Super User
تبیین شش اولویت اصلی برای قوه قضائیه
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس و مسئولان عالی دستگاه قضائی و همچنین رؤسای کل دادگستریها و دادستانهای مراکز استانها، ضمن بیان شش اولویت اصلی برای دوره جدید 5 ساله ریاست آیت الله آملی لاریجانی در قوه قضائیه، همکاری و همدلی و یکصدائی رؤسای سه قوه در مسائل کلان و مصالح عمومی کشور را بسیار ضروری و مهم برشمردند و با اشاره به تحولات اخیر عراق تأکید کردند پشت پرده فتنهانگیزی و آتشافروزی در عراق، قدرتهای غربی سلطهگر و در رأس آنها رژیم آمریکا قرار دارند و جمهوری اسلامی ایران ضمن مخالفت شدید با هر گونه دخالت آمریکا در مسائل داخلی عراق، معتقد است مردم و دولت و مرجعیت دینی این کشور توانائی پایاندادن به این آتشافروزی را دارند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هفتم تیر به ویژه شهید آیت الله بهشتی و همچنین تجلیل از شهید آیت الله قدوسی ، مهمترین ویژگی دستگاه قضایی نسبت به قوای دیگر را، تضمین تحقق اقامه حق و عدل از جانب همه دستگاه های نظام اسلامی دانستند و گفتند: بر همین اساس توقعات از قوه قضائیه بالا است و با توجه به تواناییها و صلاحیت های برجسته ریاست این قوه که عالِمی فاضل، متدین، مجتهد، خوش فکر، انقلابی، آگاه به مسائل و شجاع است، تحقق توقعات و اهداف مورد نظر امکان پذیر به نظر می رسد.
رهبر انقلاب اسلامی ضمن تشکر و قدردانی از تلاش های رئیس قوه قضائیه و مسئولان عالی این قوه در 5 سال گذشته، شش اولویت اصلی را برای دوره جدید بیان کردند.
«ساز و کار ویژه و روشن برای اجرای سیاستها» اولین اولویتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: باید ساز و کار ویژه و روشنی برای نظارت و اجرای سیاست های مربوط به قوه قضائیه و تبدیل این سیاست ها به برنامه و عملیاتی شدن همه آنها، تدارک دیده شود.
حضرت آیت الله خامنه ای دومین اولویت اصلی دستگاه قضائی را «نظارت بر عملکردها اعم از عملکرد قضات و عملکرد مدیران» برشمردند و خاطر نشان کردند: این نظارت ها باید بگونه ای جدی و گسترده باشند که اشکالات و شکایات از برخی عملکردها، به پایین ترین سطح ممکن برسد.
ایشان به موضوع «لزوم عدم تأخیر در اجرای احکام» بعنوان سومین اولویت اشاره کردند و افزودند: برخی تأخیرهای طولانی در اجرای احکام، معلول برخی نقیصه ها است که باید شناسایی و برطرف شوند.
رهبر انقلاب در خصوص اطاله دادرسی یک نکته را متذکر شدند و گفتند: کاهش آمار میانگین اطاله دادرسی، خوب است اما باید توجه شود که چه تعداد پرونده در محدوده مدت زمان حداکثریِ این آمار میانگین، بررسی می شوند که اگر این آمار بالا باشد، باید کاهش یابد.
«کادرسازی و جانشین پروری»، اولویت چهارمی بود که حضرت آیت الله خامنه ای به آن اشاره کردند و در خصوص «پیشگیری از جرم» به عنوان اولویت پنجم افزودند: پیشگیری از جرم یک موضوع فرا قوه ای است، بنابراین قوه قضائیه برای پیشگیری از جرم باید ارتباط خود را با دستگاههای مرتبط با این موضوع، مستحکم و نقاط اشتراک با آنها را تقویت کند.
ایشان خاطر نشان کردند: پیشگیری از جرم، یک موضوع کاملا علمی، نیز است و بر همین اساس باید برای شناسایی عوامل جرم و آسیب های ناشی از آن با صاحبنظران و کارشناسان این موضوع مشورت و همکاری شود.
ششمین و آخرین اولویتی که رهبر انقلاب اسلامی بیان کردند، «افزایش همکاری های سه قوه» بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: سفارش همیشگی و موکد من به روسای قوا، افزایش همکاریها است که این همکاریها شامل دو عرصهی مسائل درون دستگاهی، و مسائل کلان کشور است.
ایشان تأکید کردند: در مجموعه نظام اسلامی باید در مسائل گوناگون، «همصدایی» از روسای قوا شنیده شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مواضع بسیار خوب، متقن، مستدل و منطقی آیت الله آملی لاریجانی در مسائل گوناگون خاطر نشان کردند: همکاریها و همفکری های روسای سه قوه می تواند به گسترش این مواضع در بخش های مختلف حکومت کمک کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر این که مصالح ملی کشور از همه امور بالاتر است، گفتند: روسای سه قوه باید جلسات مشترک خود را بیشتر کنند زیرا این نشست ها به باز شدن گره ها و پیشرفت امور و بر طرف شدن برخی گله گذاری ها کمک زیادی می کند.
ایشان در خصوص مسائل مهم کشور، تأکید کردند: گره هایی که در کشور وجود دارند و حتی آنچه که برای برخی توهم گره بودن است، همه قابل بازگشایی است به شرط آنکه قدری به خودمان و توانایی های داخلی تکیه کنیم.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: یکی از چالشهای اصلی کشور، خصومت و مخالفت جدی نظام سلطه غرب با نظام اسلامی است که باید این حقیقت را فهمید و درک کرد.
ایشان خاطرنشان کردند: اگر خصومت نظام سلطه را متوجه نشویم، در تحلیل مسائل کشور دچار اشتباه خواهیم شد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: کسانی که حاضر نیستند برخورد خصمانه جبهه دشمن را ببینند، همانند کسانی هستند که چشم خود را به روی دشمن می بندند.
ایشان علت اصلی دشمنی نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران را، «سخن نو» نظام اسلامی و «متزلزل شدن بنای نظام سلطه» دانستند و با اشاره به تحولات اخیر عراق گفتند: در قضیه عراق قدرتهای سلطه گر غربی و بطور مشخص رژیم ایالات متحده آمریکا، درصدد سوء استفاده از جهالت ها و تعصب های تعدادی عوامل بی اختیار هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: هدف اصلی از قضایای اخیر در عراق، محروم کردن مردم این کشور از دستاوردهایی است که علیرغم حضور و دخالت آمریکا بدست آورده اند، که مهمترین آن، حاکمیت نظام مردم سالاری است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: آمریکا از روال کنونی در عراق یعنی برگزاری انتخاباتی با مشارکت خوب مردم و تعیین گزینه های مورد اعتماد مردم، راضی نیست زیرا آمریکا به دنبال آن است که عراق تحت سلطه قرار گیرد و افراد گوش به فرمان آمریکا، حاکم باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنان مقامات آمریکایی که تلاش دارند، قضایای عراق را یک جنگ مذهبی قلمداد کنند، افزودند: آنچه که در عراق روی داده است، جنگ شیعه و سنی نیست، بلکه نظام سلطه با استفاده از پس مانده های رژیم صدام بعنوان مهره های اصلی و عناصر تکفیریِ متعصب به عنوان پیاده نظام، تلاش برای برهم زدن ثبات و آرامش عراق و تهدید تمامیت ارضی این کشور دارد.
ایشان خاطر نشان کردند: عوامل اصلی فتنه در عراق، با سنی های مومن و معتقد به استقلال عراق همان اندازه خصومت دارند که با شیعه دشمن هستند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند دعوای اصلی در عراق میان کسانی است که میخواهند عراق به اردوگاه آمریکا ملحق شود و کسانی که خواهان استقلال عراق هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر این که خود عراقی ها، قادر به مقابله با این آتش افروزی و از بین بردن آن هستند افزودند: ما با دخالت آمریکاییها و دیگران در مسائل داخلی عراق بشدت مخالفیم و آن را تأیید نمی کنیم زیرا معتقدیم دولت و ملت عراق و مرجعیت دینی این کشور توانایی تمام کردن این فتنه را دارند و ان شاء الله آن را تمام خواهند کرد.
در ابتدای این دیدار آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه گزارشی از عملکرد پنج سال گذشته دستگاه قضایی ارائه کرد و گفت : ارتقای کمی و کیفی نیروی انسانی، آموزش های بدو خدمت و حین خدمت ، ارتقای علمی قوه قضاییه با تاسیس دو پژوهشگاه تخصصی در قم و تهران، تشدید ساز و کارهای نظارتی دادسرای انتظامی قضات، دیوان عالی کشور و مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضاییه، بکارگیری فناوری های نوین و گسترش خدمات الکترونیک، اصلاح ساختارها و تشکیلات و تدوین لوایح مهم مورد نیاز دستگاه قضایی از جمله لایحه پلیس قضایی و لایحه جامع وکالت ، از جمله اقدامات مهم دستگاه قضایی بوده است.
آیت الله آملی لاریجانی مهمترین چالش های قوه قضاییه را "بودجه" و "استقلال در استخدام" خواند و در خصوص کاهش زمان رسیدگی به پرونده ها افزود : متوسط زمان رسیدگی به پرونده های قضایی نسبت به کشورهای دیگر قابل قبول است.
وی همچنین با تاکید بر تعامل قوا گفت: تلاش می کنیم در عین حفظ استقلال دستگاه قضایی با قوای مجریه و مقننه تعامل خوبی داشته باشیم.
عناصر مؤثر در تقریب مسلمانان
عناصر وحدت
عناصر ومایه هایی که می تواند امت اسلامی را در نقطه واحدی گردآورد، دو گونه است:
الف : «عقیدتی و آرمانی» ب : «کرداری و رفتاری».
درباره عنصر نخست، باید بگوییم که قرآن مجید بر یگانگی صراط تأکید می ورزد و می گوید برای پیمودن راهِ رستگاری بیش از یک راه وجود ندارد و دیگر راه ها همگی انحراف از آن صراط است. چنان که می فرماید:
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیما فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(1)
«آگاه باشید که این است راه راست، از آن پیروی کنید و از راه های دیگر که شما را از آن راه پراکنده می سازد نروید، اینها است که خدا شما را به آن سفارش کرده تا به تقوا بگرایید.»
برای رسیدن به کمال از طریق عقیده و عمل، یک صراط بیش نیست و هر نوع راهی بر خلاف آن، گژراهی است که انسان را از پیمودن راه سعادت باز می دارد. تصوّر نشود که این صراطِ واحد، مربوط به پیامبر عظیم الشأن اسلام است، بلکه تمام پیامبران مردم را به پیمودن یک راه دعوت کرده اند و آن تسلیم در برابر خداوند است.
آنچه که امروزه از آن به «صراط ها» یاد می شود، درست نقطه مقابل وحی الهی است که همواره بر «وحدت صراط» تأکید داشته و دارد.
مسأله کثرت گرایی که از آن به پلورالیسم (Pluralism) تعبیر می شود، یک تز سیاسی است نه فلسفی و هدف از آن پایان بخشیدن به نبرد عقاید و خون ریزی در راه آرمان ها است و این که هر قومی در کنار قوم دیگر، با داشتن ایده و اندیشه گونه گون زندگی کنند و عقیده یکدیگر را محترم بشمارند.
مثلاً مسیحیِ کاتولیک می تواند با مسیحیِ «پروتستانت»، زندگی کاملاً آرام داشته باشد و دیگر لازم نیست به نفی یکدیگر برخیزند.
این مطلب، غیر از آن است که جامعه بشری با داشتن عقاید مختلف و گوناگون، همگی در صراط حق بوده و مورد پذیرش خدای جهانیان هستند! اگر چنین است، پس تأکید بر صراط واحد و پرهیز از صراط های دیگر چیست؟!
به خاطر همین وحدت صراط است که قرآن و حدیث در تمام موارد از «دین واحد» سخن به میان می آورد نه از «ادیان» و تنها در یک روایت و آن از امام هشتم علیه السلام است که لفظ «دین» به صورت جمع آمده و احتمال می رود که حدیث نقل به معنا شده است. اصرار قرآن بر لفظ «دین» به صورت مفرد، برای این است که اصول عقیدتی و قوانین کلّی در مسائل عملی، در تمام ادوار یکسان بوده و خداوند یک دین بیش نداشته و نخواهد داشت، چنانکه می فرماید: إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّه ِ الاْءِسْلاَمُ(2)
و همه شرایع در جوهر دین و قوانین سعادت؛ مانند حرمت شراب و قمار، اختلاف ندارند.
اکنون می پردازیم به تشریح اصل مطلب که آن «تبیین عناصر وحدت ساز در قلمرو عقیده و آرمان» است:
1 ـ یکتاپرستی و یکتاگرایی
«توحید» در جلوه های مختلف، رابطه ای است که می تواند همه مسلمانان را در نقطه واحدی گرد آورد. مسلمانان جهان به خدای یکتا، خالق و آفریدگار یکتا و مدبّر و گرداننده یکتا اعتقاد و باور دارند و آیات قرآن و همچنین دلایل عقلی، بر توحید در ذات و توحید در خالقیت و توحید در تدبیر گواهی می دهند. در زیر آسمانِ خدا، مسلمانی پیدا نمی شود که ثنویت در ذات را بپذیرد و به خالقی جز خدا و یا مدبّری جز او بیندیشد مگر این که از صراط مستقیم منحرف گردد.
یکی از مراتب توحید، توحید در عبادت است که همگان به آن معتقدیم و در نماز پیوسته می گوییم:
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ(3)
اعتقاد به اصل توحید در عبادت، برای یک مسلمان کافی است، دیگر لازم نیست در فروع آن به بحث و گفتگو پردازد.
از توحید که بگذریم، نبوت عامه و نبوت خاتم رسولان، عنصر وحدت ساز است و همه مسلمانان در این اصل یک صدا هستند و یک نظریه دارند.
مسأله «خاتمیت» اصل مستحکمی است که همه مسلمانان در آن وحدت نظریه دارند و معتقدند که با آمدن پیامبر خاتم، باب نبوت لاک و مهر گردید و دیگر این باب به روی کسی باز نخواهد شد.
از این اصل که بگذریم اصل سوّمی به نام «معاد» مطرح است و همه مسلمانان معتقدند که خداوند بزرگ روزی همه را زنده می کند و نیکوکاران را پاداش و بدکاران را کیفر می دهد.
قال سبحانه:
کَتَبَ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ(4)
«خداوند رحمت و بخشش را بر خویش واجب گردانید و به یقین شما را در روز قیامت که در آن شکی نیست، گرد خواهد آورد.»
این اصول سه گانه که از آن به عنوان «عقیده و آرمان» تعبیر می شود، عناصری است که یک میلیارد مسلمان در آن وحدت نظریه دارند و اختلاف در جزئیات، جزو مسائل کلامی است و نباید مایه اختلاف شود.
شکی نیست که در کتاب های کلامی، این اصول سه گانه به صورت گسترده مورد بحث و بررسی قرار گرفته، ولی در خود این اصول اختلافی نیست و اگر سخنی هست مربوط به فروع و شاخه های این اصول است و آنچه از ارکان اسلام به شمار می رود، خود این اصول است نه جزئیات آن.
بخاری در صحیح خود از عمر بن خطاب نقل می کند: هنگامی که علی علیه السلام به امر پیامبر صلی الله علیه و آله بر فتح قلاع و دژهای خیبر مأمور گشت، از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: این نبرد تا کجا باید ادامه پیدا کند؟
پیامبر فرمود:
«قاتِلُوهُم حتّی یَشْهَدُوا أنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَ أَنَّ مُحَمّدا رَسُولُ اللّه ، فإذا فَعَلوا ذلِکَ فَقَدْ مُنِعوا فیکَ دماؤَهم إلاّ بحقّها وَحِسابُهُم عَلَی اللّه».(5)
«با آنان نبرد کن تا به یگانگی خدا و رسالت محمد گواهی دهند، آنگاه که به این مرحله رسیدی خون و مال آنان محترم و حساب آنان با خداست.»
امام هشتم علیه السلام نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اُمِرْتُ أَنْ اُقاتِلَ الناسَ حَتّی یَقُولُوا لا اِلهَ إلاّ اللّه ُ فَإذا قالُوا حَرُمت علیَّ دِماؤهُم و أموالُهُم».(6)
اعتراف به این اصول سه گانه، مایه ایمان، و انحراف از آن مایه کفر است، بنابراین نباید گروهی گروه دیگر را، که هر دو در این اصول وحدت نظریه دارند، تکفیر کنند.
شایسته جهان اسلام است که بزرگان آن همایشی ترتیب دهند و در آن، حدّ ایمان و کفر را بررسی کنند و با قطعنامه ای که در آن ایمان و کفر به صورت منطقی تعریف شود، ناآگاهان را از تفرقه افکنی و تکفیر باز دارند و ندای آنان این باشد: وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیما فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا السُّبُلَ.
همچنان که بر آنان لازم است کنگره دیگری درباره «توحید و شرک» تشکیل دهند و در آن، «حدود توحید و شرک در عبادت» را روشن سازند تا حکم برخی از مسائل که مایه تفرقه گردیده، روشن شود.
همه مسلمانان همواره بر اصل «توحید در عبادت» تأکید دارند لیکن یک رشته مسائل جزئی است که در آن ها، دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ مانند درخواست شفاعت از پیامبر و اولیای الهی، که جز درخواست دعا چیز دیگری نیست و یا بوسیدن ضریح و امثال آن، که برخی این نوع اعمال را عبادت نبی اندیشیده و آن را شرک می شمارند، در حالی که این نوع اعمال از روح تکریم برخاسته است و بسان بوسیدن جلد قرآن نوعی تکریم و تعظیم است. و چنین همایشی می تواند به این نوع مسائل اختلافی پایان دهد.
2 ـ یگانگی شریعت و آیین
مقصود از شریعت و آیین، همان احکامی است که رفتار و کردار ما را از نظر فعل و ترک، محدود می سازد؛ برخی را واجب و برخی دیگر را مستحب و مواردی را مکروه و... معرفی می کند.
سرچشمه شریعت، کتاب خدا و سنت پیامبر است و همه مسلمانان در حجیت این دو اصل اختلافی ندارند و خوشبختانه امیر مؤمنان علی علیه السلام هم نگهبان قرائت قرآن(7) و هم حافظ سنت پیامبر است و در روزگاری که نگارش سنت بدعت بود، او سنت پیامبر را در کتابی که بعدها به نام «کتاب علی» معروف شد، گرد آورد و تا عصر حضرت صادق علیه السلام در اختیار عترت بوده است.
شیعه به سنت پیامبر احترام کامل گذارده و آن را صد در صد حجت می داند و روایاتی از طریق اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است که همگی به گونه ای به پیامبر علیه السلام منتهی می شود؛ زیرا پیشوایان ما حافظان سنت پیامبرند و اگر ما حدیثی را از امام صادق و باقر علیهماالسلام نقل می کنیم و باقی مانده سند را، تا پیامبر حذف می کنیم به خاطر واضح بودن بقیه سند است؛ زیرا همه آنان تصریح کرده اند که آنچه می گویند از پدران خود فرا گرفته اند و آنان نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله آموخته اند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
«ما مِنْ شَی ءٍ إلاّ وَ فیهِ کِتابٌ وَ سُنّةٌ»(8)
«پدیده ای نیست مگر این که حکم آن در کتاب و سنت است».
مردی از پیشوای هفتم حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام پرسید:
«أَ کُلُّ شیْ ءٍ فی کتابِ اللّه وَ سُنَّةِ نَبِیّهِ أَوْ تَقُولُون فِیه؟ قالَ: بَلی کُلُّ شَیْ ءٍ فِی کِتاب اللّه وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ.»(9)
«آیا همه چیز در کتاب خدا و سنت پیامبر وجود دارد یا شما چیزهایی از خود نیز می گویید؟ امام علیه السلام فرمود: همه چیز در کتاب و سنت پیامبر اوست»
بنابراین، روایاتی که از پیشوایان شیعه نقل می شود، اخبار «مسند» است نه «موقوف»؛ زیرا باقی مانده سند به خاطر روشنی و وضوح حذف شده است.
نکته ای که لازم به تذکر است، این است که پیشوایان اسلام بر اثر مواهب الهی، احکامی را از قرآن و سنت استخراج می کردند که افهام عادی را توان چنین استنباط نبود و لذا می گفتند همه چیز در کتاب و سنت است، در حالی که در مراجعه سطحی، حکم مورد نظر آنان در کتاب و سنت نیست.
مادراینجا نمونه ای را می آوریم تا کیفیت فهم برتر آنان را کتاب و سنت روشن شود.
در عصر متوکّل مردی مسیحی با زن مسلمانی عمل منکری را انجام داد، آنگاه که خواستند بر او حدّ الهی اجرا کنند، او اسلام آورد تا از این طریق حد را از خود دفع کند، یحیی بن اکثم گفت: حد ساقط است؛ زیرا ایمان، حکم سابق را محو می کند. برخی دیگر از قضات گفتند: باید سه حد بر او جاری کرد!
سرانجام متوکّل تصمیم گرفت نامه ای به حضرت هادی علیه السلام بنویسد و حکم موضوع رااز وی بپرسد. وقتی نامه متوکل رسید، امام نوشت: «یُضْرَبُ حَتّی یَمُوتَ»؛ «می زنند تا بمیرد»
فقیهانِ در باری از علت حکم امام جویا شدند، بار دیگر متوکّل نامه ای به حضرت نوشت و علت حکم را پرسید امام در پاسخ نامه این دو آیه را نوشت:
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللّه ِ وَحْدَهُ وَکَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ * فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّةَ اللّه ِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْکَافِرُونَ(10)
«پس چون سختی عذاب ما را دیدند، گفتند: فقط به خدا ایمان آوردیم و به آنچه او را شریک وی قرار می دادیم کافریم. ولی هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند، دیگر ایمانشان برای آنها سودی نبخشید سنت خداست که از دیرباز درباره بندگانش، و آنجاست که ناباوران زیان کرده اند.»
امام هادی علیه السلام از این آیه، حکم حادثه را استنباط کرد و روشن ساخت ایمانی که محصول خوف از اجرای حد باشد، بسان ایمان به هنگام نزول عذاب است و چنین ایمانی نمی تواند نجات بخش باشد. مسلّم است که استنباط این حکم کار انسان عادی نیست بلکه کار انسانی است که باید از مواهب برتری برخوردار باشد و بسان مصاحب موسی، دانش الهی و «لدنّی» داشته باشد؛ چنان که درباره مصاحب موسی می فرماید:
فَوَجَدَا عَبْدا مِنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما(11)
3 ـ وحدت رهبری
از عناصر سازنده «تقریب»، اتفاق مسلمانان بر وحدت رهبری است و این که رهبری را از آنِ خدا و رسول وی، و اولی الأمر می دانند و همگان این اصل را از وحی الهی برگرفته اند، آنجا که می فرماید:
أَطِیعُوا اللّه َ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الاْءَمْرِ مِنْکُمْ(12)
«از خدا اطاعت کنید و از رسول و صاحبان فرمان از خودتان نیز اطاعت کنید».
رهبری این گروه، در مسائل خاص سیاسی خلاصه نمی شود، بلکه همه جوانب زندگی جامعه اسلامی را فرا می گیرد، از این جهت باید در گروه سوم، شرایطی مانند تقوا و علم و دانش برتر وجود داشته باشد که صلاحیت آنان را بر امر رهبری بیمه کند.
4 ـ وحدت هدف
وحدت در هدف نیز از عوامل سازنده وحدت است. امّت اسلامی معتقد است که باید جامعه را به سوی خوبی ها و نیکی ها و فضیلت و مکرمت سوق داد؛ چنان که می فرماید:
کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرا لَهُمْ مِنْهُمْ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمْ الْفَاسِقُونَ(13)
«شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدید، به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان دارید. اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند، قطعاً برایشان بهتر بود، برخی از آنان مؤمنند ولی بیشترشان نافرمانند.»
یکی از اهداف رسالت پیامبر که همه مسلمانان باید در تحقّق آن کوشا باشند، محو شرک و بت پرستی در جهان و جایگزین ساختن توحید به جای آن است و این هدف بزرگ به وسیله مسلمانان در جهان تحقق خواهد پذیرفت و از شرک و بت پرستی اثری باقی نخواهد ماند چنان که می فرماید:
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(14)
«او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.»
بنابراین، امت اسلامی در عقیده و شریعت، در امر قیادت و رهبری و در غرض و هدف، وحدت نظریه دارند و باید در مجامع جهانی با هم همکاری کنند، نه این که به تکفیر و تفسیق یکدیگر بپردازند. خوشبختانه بزرگان اهل سنت در اعصار پیش، پیروان خود را از تکفیر گروه دیگر برحذر داشته اند.
سرخسی که از تلامیذ ابوالحسن اشعری است می گوید:
«استاد ما در خانه من بستری بود. او وقتی احساس کرد که آخرین روزهای زندگی خود را می گذراند به من دستور داد در حدّ امکان شاگردان او را گرد آورم، از این جهت از آنان دعوت به عمل آمد و او به عنوان آخرین سخن، رو به آنان کرد و گفت: شاهد باشید من کسی را که بر قبله مسلمانان نماز بگزارد، به خاطر صدور گناهی تکفیر نمی کنم؛ زیرا همه را دیده ام که به خدای واحد اشاره کرده و همگی در پوشش اسلام قرار دارند.»(15)
شایسته است از امام ابوالحسن اشعری تقدیر شود؛ زیرا او نام کتاب خود را «مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلّین» نهاد و مفاد آن این است که همه گروه هایی که در کتاب، از آنها سخن به میان آمده، مسلمان و نماز گزارند، هر چند در یک رشته مسائل کلامی با هم اختلاف دارند.
ابن حزم می گوید: از ابوحنیفه و شافعی و سفیان ثوری نقل شده است که نمی توان مسلمانی را تکفیر و تفسیق کرد.(16)
عضدی در مواقف می گوید: بزرگان متکلّمین و فقها بر این رأیند که نمی توان کسی از اهل قبله را تکفیر کرد. سپس می گوید: مسائلی که مورد اختلاف آنها است چیزی نیست که پیامبر و یاران او درباره آنها بحث کرده باشند. از این جهت اختلاف در این مسائل ضرری به اسلام نمی زند.(17)
گفتنی است که بخش مهمی از بحث اختلافات مسلمانان مربوط به مسائل کلامی و فقهی است و هیچ یک از آنها مانع از تقریب نیست و هر فردی در پیشگاه خدا، با حجتی که بر اندیشه خود دارد، معذور است.
از باب نمونه در زمان مأمون در میان متکلمان، مسأله حدوث و قدم قرآن مطرح گردید و پی آمدهای تندی از قبیل تفرقه و تبعید داشت، و شیوه شایسته را احمد بن حنبل، که سردمدار قدم قرآن و یا عدم حدوث آن بود، برگزید. او در این مسأله اصلاً اظهار نظر نکرد، چون معتقد بود که قرآن و سنت در این مورد چیزی نگفته است، اما دست های مرموزی از مسیحیان، به طرح این مسأله دامن می زدند، تا از اعتقاد به قدیم بودن قرآن، قدم «مسیح» و «کلمة اللّه » را توجیه کنند و از این آب گل آلود ماهی بگیرند، از این جهت پیشوایان شیعه نسبت به این مسأله راه دیگری را برگزیدند. وقتی از آنان درباره حدوث و قدم قرآن پرسیده شد، فرمودند: ما می گوییم قرآن کلام خدا است.(18)
البته این نوع سخن گفتن در موردی بود که سؤال کننده را توان اندیشه در این مسائل نبود ولی نسبت به گروهی که می توانستند با موازین عقلی در این مسائل غور کنند، بیان دیگری داشتند؛ چنان که امام هادی علیه السلام در پاسخ نامه محمد یقطینی نوشت:
«وَلیسَ الخالِقُ إلاّ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ وَما سِواهُ مَخْلُوقٌ».(19)
«آفریدگاری جز خدا نیست و جز او همه مخلوقند؟» (طبیعی است که خود قرآن هم مخلوق می باشد. )
تا اینجا با عناصر وحدت ساز یا تقریب آفرین آشنا شدیم، لیکن یک رشته موانع در طریق تقریب وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد.
موانع تقریب
1 ـ اختلافات کلامی و فقهی
پس از گذشت سه قرن از آغاز اختلافات کلامی، اهل سنت سرانجام در اصول عقاید مقلّدِ یکی از دو امام گردیده اند و آن دو عبارتند از: «اشعری» و «ماتریدی»
اما معتزله که از نظر ما شاخه ای از اهل سنت هستند ـ هر چند از نظر اهل سنت جزو آنان نمی باشند ـ برای خود مکتب خاصی دارند و به مرور زمان نابود شده و از آنان اثری جز چند کتاب باقی نیست.
شیعه در مسائل کلامی به سه گروه تقسیم می شوند: «اثنی عشری»، «زیدی» و «اسماعیلی» ولی اگر حقیقت این مذاهب کلامی، چه در سنّی و چه در شیعه، شکافته شود خواهیم دید اختلاف در مسائلی است که ارتباطی به ایمان و اسلام ندارد و اگر مسلمان درباره آنها سخن نگوید مشکلی نخواهد داشت. مسائلی مانند:
الف : صفات خدا عین ذات اوست یا زاید بر آن؟
ب : قرآن کریم قدیم است یا حادث؟
ج : افعال بندگان، مخلوق خداست یا مخلوق انسان ها؟
د : خدا در سرای دیگر قابل رؤیت هست یا نه؟
و ... که هرگز اسلام و ایمان وابسته به آنها نیست.
درست است که حق در این مسائل یکی بیش نیست و راه آن برای پویندگانش باز است و طبعا یکی از گروه ها بر خطا بوده و دیگری بر صواب، ولی این جریان چنان نیست که هر فرقه ای فرقه مخالف را تکفیر کند!
از این بیان روشن می شود که اختلاف در مسائل فقهی نباید مایه تنش در میان فرق اسلامی شود و لازم است بدانیم که اختلاف میان فقها و علمای اهل سنت، کمتر از اختلاف فقهای شیعه با فقهای اهل سنت نیست؛ مثلاً شافعی می گوید: تماس بدنی با همسر ولو بدون احساس شهوت، مایه بطلان وضو است، در حالی که دیگران با این نظر مخالف اند ولی در همین حال، نمازگزاران شافعی بر امام حنفی اقتدا می کنند، هر چند امام جماعت با همسر خود تماس برقرار کرده باشد، چون امام حنفی بر صحت وضوی خود حجت دارد، روی این اصل برادر سنی باید به امام شیعی اقتدا کند؛ زیرا هر کدام برای خود در پیشگاه خدا حجت دارند.
بزرگترین مانع تقریب
بزرگترین مانع تقریب میان شیعه و سنی، مسأله رهبری بعد از درگذشت پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله است.
اهل سنت معتقدند که خلیفه پس از رسول خدا، در سقیفه گزینش شد و ابوبکر به عنوان خلیفه مسلمین رأی آورد، در حالی که شیعه منصب امامت را یک منصب الهی می داند که باید متصدّی آن به وسیله پیامبر تعیین شود و پیامبر آن را در عصر خود معین کرد و در غدیر خم بر ولایت و امامت علی علیه السلام تصریح نمود.
درست است که این اختلاف به صورت یک اختلاف حادّ بر تقریب مسلمانان سایه افکنده، لیکن اگر مسأله را از دیدگاه اهل سنت مطالعه کنیم، خواهیم دید که با توجه به اصول آنان، این اختلاف مانع تقریب نیست؛ زیرا مسأله امامت در نزد آنان، از شاخه های امر به معروف و نهی از منکر است.
توضیح این که: یکی از واجبات، امر به معروف و نهی از منکر است و انجام این فریضه، بدون وجود امام مطاع میسر نیست، بنابراین از باب مقدمه واجب (امر به معروف و نهی از منکر) لازم است امامی برگزیده شود تا در پرتو قدرت او، این فریضه جامه عمل بپوشد.
همگی می دانیم که مسأله امر به معروف و نهی از منکر، یک مسأله فقهی است و مقدمه آن، (نصب امام) از آن فراتر نیست. در این صورت، چنین اختلافی در مسأله فقهی نباید مانع تقریب شود.
عضد الدین ایجی در مواقف می گوید:
«وَالإِمامَة عِنْدَنا مِنَ الْفُرُوع وَ إنَّما ذَکَرْناها فِی عِلْمِ الْکَلام تَأَسّیا بِمَنْ قَبْلنا.»(20)
«امامت نزد ما از فروع است و اگر آن را در دانش کلام وارد کردیم، به خاطر پیروی از پیشینیان است»
تفتازانی می گوید:
«لا نِزاعَ فی اَنَّ مَباحِث الإمامَة بِعِلْم الْفُرُوع أَلْیَق لِرُجُوعِها إلی اَنَّ الْقِیام بِالإمامَة وَ نَصْبِ الإمام الْمُوصُوف بِالصّفات الْمَخْصُوصَة مِنْ فُرُوض الْکِفایات وَهِی أُمُور کُلّیّة، تَتَعَلَّق بِها مَصالِح دِینیّة أَو دُنْیَویّة وَلا ینْتَظمُ الأَمْرُ إِلاّ بِحُصُولُها»(21)
«جای سخن و گفتگو نیست که امامت به فقه ارتباط بیشتری دارد؛ زیرا جز این نیست که ایجاد امامت با نصب پیشوایی که دارای صفات مخصوص باشد، از واجبات کفایی است و واجب کفایی آن رشته اموری است که مصالح دینی و دنیوی مسلمانان به آن وابستگی کامل دارد و امور مسلمین در پرتو آن تنظیم می شود.»
با توجه به این نصوص، نباید مسأله امامت در نزد برادران اهل سنت مانع از تقریب شود بلکه باید اختلاف در این مورد را، با توجه به این اصل، بسان دیگر اختلافات فقهی تلقّی کرد.
درگذشته، فقیهان اهل سنت در برابر یکدیگر از اهل «گذشت و اغماض» بهره می گرفتند، همگی می دانیم که ابوحنیفه قنوت را مشروع نمی داند، در حالی که شافعی آن را مستحب می شمارد ولی آنگاه که شافعی در بغداد به زیارت قبر ابوحنیفه رفت، در کنار مرقد او دو رکعت نماز گزارد و قنوت به جا نیاورد وقتی از فلسفه آن پرسیدند، گفت: «توقیرا للإمام»؛ «به پاس احترام ابوحنیفه این مستحب را ترک کردم».
تاریخ می گوید: عمر بن عبدالعزیز از جهت دادگری و تعصّب دینی، بسان خلفا بود؛ یعنی او را هم مسلمانان برگزیده بودند ولی اعتقاد و عدم اعتقاد به خلافتِ او، هیچ گاه مایه اختلاف و دو دستگی نیست در حالی که اختلاف در خلافت خلفا، در طول قرن ها، بزرگترین سد میان مسلمانان بوده است، اکنون پرسش این است که چه فرقی است میان خلافت او و دیگر خلفا.
استاد بزرگوار ما آیت اللّه العظمی بروجردی قدس سره می فرمود: مسأله خلافت را می توان به دو شیوه مطرح کرد:
الف : زمامدار مسلمانان پس از درگذشت پیامبر چه کسی بود؟
ب : پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله مرجع علمی مسلمانان کیست؟
بحث به شیوه نخست، یک بحث تاریخی است و نزاع در آن چندان مفید نیست. بالأخره هرچه بود عصر آن گذشته و نمی توان در آن به وحدت کلمه رسید.
اما بحث به شیوه دوم کاملاً زنده و حائز اهمیت است. مسلمانان، به یقین، پس از درگذشت او، به مرجع علمی قوی و نیرومند، که قرآن را تفسیر کند و موضوعات نو ظهور را بیان نماید و شبهات را پاسخ بدهد، نیاز مبرم داشتند و طبیعی است رسول خدا صلی الله علیه و آله برای رفع این نیاز مرجعی را معرفی کرده است و این مرجع به حکم حدیث ثقلین جز اهل بیت علیهم السلام کسی نیست، اگر مسلمانان جهان، مرجعیت علمی اهل بیت علیهم السلام را به حکم این حدیث متواتر بپذیرند، مشکلات زیادی از سر راه تقریب برداشته می شود.
2 ـ اختلافات قومی
دوّمین چیزی که مانع از تقریب مسلمانان می شود اختلاف قومی و عنصری و نژادی است. قرآن مجید و سنت رسول گرامی و عمل مسلمین در صدر اسلام، بر این مانع پیروز شد و وحی الهی جامعه بشری را با این خطاب مخاطب ساخت:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّه ِ أَتْقَاکُمْ(22)
«ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله کردیم تا یکدیگر را بشناسید، در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست، بی تردید خداوند دانا و آگاه است.»
ولی در قرن 19 برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان و تقسیم کشور بزرگ اسلامی به کشورهای کوچک، مسأله قومیت بار دیگر بر سر زبان ها افتاد و عوامل اجانب، به قومیت اصالت بخشیدند و به تحقیر دیگر نژادها پرداختند. در کشورهای عربی اندیشه «پان عربیسم» و در کشور عثمانی و ترکیه فعلی «پان ترکیسم» و در ایران «پان ایرانیسم» را زنده کردند و هر قومی، قوم دیگر را تحقیر کرد و خود را محور فضیلت و برتری دانست و هنوز هم این نعره جاهلی در بیشتر کشورهای اسلامی جنبه محوری دارد در حالی که اسلام با آن مبارزه کرده است.
گفتنی است مسأله نژاد و احترام به خاک و زبان، می تواند دو معنای مختلف داشته باشد؛ یکی بسیار مستحسن و دیگری کاملاً زشت و منفور.
انسان از این نظر که در سرزمینی دیده به جهان گشوده و از مواهب آنجا بهره گرفته، به آن منطقه مهر بورزد و در عمران و آبادی آن بکوشد و ... چنین گرایشی به نژاد و یا آب و خاک و یا زبان، بسیار مستحسن است؛ زیرا حقی را که آب و خاک و مردم منطقه به گردن او دارند ادا کرده است.
ولی اگر انسان به خاطر وابستگی به قومی و یا زبانی و خاکی خود محور گردد و در صدد تقویت قومی و تضعیف دیگران برآید و ... چنین قوم گرایی، همان ناسیونالیسم مبغوض و شوم است که اسلام آن را محکوم کرده است و برتری را در تقوا و ایثار دانسته است و به وابستگی هایی مانند زبان و خون، ارزشی قائل نشده و فخر فروشی از این طریق را انگیزه جاهلی معرفی کرده است.
3 ـ ناآگاهی از عقاید همدیگر
یکی از موانع تقریب، ناآگاهی فرق اسلامی از عقاید همدیگر است؛ ناآگاهی که همراه با یک رشته تهمت ها و ناروایی ها است، مسلماً چنین ناآگاهی مایه خصومت خواهد بود.
اکنون در اینجا نمونه هایی را یادآور می شویم تا پایه تأثیر این جهل بر تفرقه و دو دستگی روشن شود:
* در سال 1336 به زیارت خانه خدا مشرف شده بودم و در بازار مکه وارد مغازه ای شدم تا چیزی به عنوان سوغات تهیه کنم، اتفاقا صاحب آن نیز از قبل با من آشنا بود. او در صدد بود از عقاید من آگاه شود، از این رو پرسید: شما شیعیان بعد از نماز با حرکت دادن دست های خود، چه می گویید؟
گفتم: می گوییم: اللّه اکبر، اللّه اکبر، اللّه اکبر .
او با شگفتی گفت: من شنیده ام که شما سه بار می گویید: خان الأمین!
جایی که پایه اطلاع یک تاجر مکی، که هر سال با هزاران شیعی سر و کار دارد، این باشد، باید دید پایه اطلاعات دور افتادگان از این مکتب چگونه است؟!
باید دانست که جمله «خان الأمین» شعار یهودیان است که می گویند جبرئیل امین خیانت کرد و نبوّت را که از آن آل اسحاق بود به آل اسماعیل تفویض کرد و از این جهت جبرئیل را دشمن می شمارند و شعار خان الأمین سر می دهند.
متأسفانه این شعار ناروا که ساخته اندیشه ناپاک یهود است، به شیعه نسبت داده می شود.(23)
* باز در همان سال یکی از مدرسان حرم شریف که به منزل او وارده شده بودم، به دیدنم آمد و پس از مذاکراتی پرسید:
«هَلْ لِلشیعَة تَأْلیف؟»؛ «آیا شیعه کتابی دارد؟»
گفتم: یالَلأسف، شخصی در امّ القرای اسلام به سر می برد ولی تا این حد از فرهنگ شیعه ناآگاه است. در حالی که روزگاری مکه و مدینه مرکز شیعه بود(24) و سالیان درازی حاکمان مکه را شرفا تشکیل می داده اند که بر مذهب شیعه زیدی و یا امامی بودند، ولی تبلیغات سوء آن چنان اثر نهاده که مدرس حرم از اصالت شیعه تا این حد ناآگاه است که حتی نام کتب شیعه را نشنیده است! مقداری با او سخن گفتم و چند کتابی که در اختیارم بود تقدیمش کردم.
تقیه سلاح انسان ضعیف است
یکی از آثار سوء ناآگاهی از عقاید شیعه، این است که تقیه را به معنای نفاق می گیرند و خیال می کنند که شیعه همه جا با گروه اهل سنت از در تقیه وارد می شود و واقعیات را کتمان کرده، تظاهر به وفاق می کند.
در حالی که تقیه سلاح انسان ضعیفی است که در کشوری زندگی می کند و در آنجا آزادی ها مصادره شده و کسی که بر خلاف نظر حاکم سخن بگوید، قلع و قمع می شود در اینجا فرد ضعیف چاره ای جز کتمان عقیده ندارد. ولی این، به این معنا نیست که شیعه پیوسته بر اصل تقیه تکیه کرده و کتاب های خود را بر این اساس می نویسد یا پیوسته بر این اساس سخن می گوید.
و به دیگر سخن: تقیه مربوط به انسان خاص و در جریان خاصی است، آنجا که فرد ضعیف ناچار می شود عقیده خود را کتمان کند و بر طبق خواسته حاکم عمل نماید ولی تا کنون دیده و شنیده نشده است که یک دانشمند شعیی کتابی را بر وفق تقیه بنویسد.
اخیرا کتابی به نام «العقیدة الإسلامیه» در 150 اصل، از این جانب منتشر شده که در آن، به مجموع عقاید شیعه امامیه پرداخته و از اصیل ترین کتاب های شیعی، همراه با آیات قرآنی و احادیث نبوی بهره گرفته است. و هر فردی اگر بخواهد از عقاید شیعه آگاه شود، می تواند به این کتاب مراجعه کند و خوشبختانه این کتاب به زبان های مختلف نیز ترجمه شده است.
تقیه اصلِ قرآنیِ خدشه ناپذیر است که وحی الهی آن را برافرادناتوان وگرفتاردر چنگال ظالمان تجویز کرده است. مفسّران می گویند: وقتی قریش، عمار و پدر او یاسر و مادر وی سمیه را دستگیر کردند و از آنان خواستند که بر آیین اسلام کفر ورزند، یاسر و سمیه از اظهار خودداری کردند و در نتیجه کشته شدند ولی عمار با آنان موافقت کرد و آزاد شد و گریه کنان به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد، پیامبر اشک از چشمان او پاک کرد و فرمود: «إن عادُوالَکَ فَعُد لَهُمْ بما قلت»؛ «اگر بار دیگر گرفتار شدی، باز خواسته آنان را عملی کن.»(25)
تقیه یک اصل عقلایی است و اساس آن را تقدیم اهم بر مهم تشکیل می دهد و مؤمن آل فرعون، با این که عقیده محکمی داشت، ولی آن را مکتوم و پنهان می ساخت تا از این طریق بتواند جان و عرض خود را از تعریض فراعنه حفظ کند و به موسی و بنی اسرائیل خدمت نماید. چنان که وحی الهی درباره او می فرماید:
وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّی اللّه ُ...(26)
«آیا مردی را می کشید به خاطر این که می گوید پروردگارم خداست؟»
ممکن است گفته شود: این دو آیه و همچنین آیه لاَ یَتَّخِذْ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنْ اللّه ِ فِی شَیْءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً(27) مربوط به تقیه از کافر است، نه تقیه از مسلمان. ولی پاسخ آن وحدت ملاک است، هرگاه حاکم اسلامی بسان حاکم کافر آزادی های مشروع را مصادره کند و نفس ها را در سینه خفه سازد، مسلمانان چاره ای جز تقیه و مماشات ندارند و این حقیقتی است که بسیاری از دانشمندان اهل سنت بر آن تصریح کرده اند. عبارت امام شافعی، که رازی آن را نقل کرده، چنین است:
او در تفسیر آیه إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً می گوید:
«ظاهِرُ الآیة عَلی اَنَّ التَّقیَّةَ اِنَّما تَحلّ مَعَ الکُفّار الْغالِبِین إلاّ اَنَّ مَذهَبَ الشّافعی ـ رضی اللّه عنه ـ هُو اَنَّ الحالَةَ بَینَ المُسْلِمِین إِذا شاکَلت الحالَة بَین المُسلمین وَ الْکافِرِین، حَلَّت التَّقیَّة محاماة عَنِ النّفس»(28)
«ظاهر آیه این است که تقیه در مقابل کافر غالب مشروع است، ولی امام شافعی می گوید: اگر شرایط حاکم بر مسلمانان بسان شرایط مسلمانان با کافران باشد، تقیه برای حفظ نفس جایز است»
بدا چیست؟
بدا، یکی از معارف قرآن است و آیاتی درباره آن فرود آمده و احادیثی به تشریح آن پرداخته، همچنین دانشمندان اسلامی بر صحت آن اتفاق نظر دارند و به دیگر سخن: محتوای بدا چیزی نیست که مسلمانان آگاه از قرآن و سنت پیامبر بتواند آن را انکار کند، فقط از لفظ آن وحشت دارند، در حالی که در معارف و عقاید، مضمون و محتوا مطرح است نه لفظ و تعبیر.
حقیقت بدا، جز این نیست که انسان با اعمال نیک و بدِ خود، سرنوشت خود را دگرگون سازد، همچنان که قوم یونس به وسیله توبه و انابه سرنوشت بد خود را، که نزول عذاب الهی بود، دگرگون ساختند و عذاب را از خود دفع کردند؛ چنان که قرآن کریم می فرماید:
فَلَوْلاَ کَانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِیمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ یُونُسَ لَمَّا آمَنُوا کَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَی حِینٍ(29)
«چرا هیچ یک از شهرها و آبادی ها ایمان نیاوردند که مفید به حالشان باشد مگر قوم یونس، آنگاه که ایمان آوردند عذاب رسوا کننده را از زندگی آنان برطرف کردیم و تا مدّت معینی آنها را بهره مند ساختیم.»
مضمون آیه، همان محتوای «بدا» است؛ یعنی چیزی که همه مسلمانان در آن اتفاق دارند و می گویند فرد و جامعه می توانند با اعمال پاک و نیک و یا آلوده و زشت خود، سرنوشت موجود و حاکم بر خود را دگرگون سازند.
پاسخ یک سؤال
گاهی می پرسند: محتوای «بدا» مورد پذیرش همگان است و آیات قرآنی بر صحت آن گواهی می دهند، چه آیه ای صریح تر از این که می گوید:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنْ السَّمَاءِ وَالاْءَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ(30)
«هرگاه مردم شهرها ایمان آورده، تقوا پیشه می کردند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برای ایشان می گشودم، ولی تکذیب کردند پس به کیفر دستاوردشان گرفتیم»
ولی سؤال این است که: چرا از این اصل به جمله «بد اللّه فی قَومِ یُونِس» تعبیر می شود؛ چون مفاد ظاهری آن این است که برای خدا مخفی بود سپس چیز جدیدی آشکار گشت و اراده قطعی بر این تعلّق گرفته بود که آنان را کیفر دهد، سپس تبدل رأی به او دست داد.
پاسخ آن روشن است و آن این که به کار بردن این لفظ درباره خدا، از باب «مجاز» است نه حقیقت، همچنان که به کار بردن لفظ «مکر» و «استهزاء» در مورد خدا از باب مجاز است؛ چنان که می فرماید:
أَفَأَمِنُوا مَکْرَ اللّه ِ فَلاَ یَأْمَنُ مَکْرَ اللّه ِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ(31)
«آیا از مکر و حیله خدا مطمئن گشته اند، از مکر خدا جز قوم زیانکار کسی مطمئن نمی باشد.»
و علت به کار بردن این جمله که: «با مقام ربوبی سازگار نیست» این است که یک چنین جریانی از نظر بشرهای عادی نوعی «بدا» است؛ یعنی ظهور پس از خفا است، گویا بشر از دیدگاه خود سخن می گوید:
اتفاقا در حدیث پیامبر، خود این جمله وارد شده است.
بخاری نقل می کند: «ثَلاثَة مِنْ بَنی إسْرائیل: أَبْرص وَاَقْرَع وَأعمی بَدا للّه أنْ یَبْتَلیهم فَبَعَث ملکا...»(32)
برای آگاهی بیشتر از احادیث مربوط به بدا، مراجعه شود به کتاب «الدّرُّ الْمَنْثور» سیوطی(33)
آقای شیخ عبدالعزیز که مفتی اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان در خبرگان نخست بود و در کمسیون مربوط به احوال شخصیه همکاری داشتیم، روزی مسأله بدا را مطرح کرد، به او گفتم بدا به معنای امکان تغییر سرنوشت با اعمال صالح و طالح است. او گفت: کتابی از قدمای شیعه معرفی کن که این اصل را به این نحو تفسیر کرده باشد، کتاب «أوائل المقالات» شیخ مفید را در اختیارش نهادم. او پس از چند روز، کتاب را باز گرداند و گفت: اگر معنای «بدا» همین باشد که مؤلف این کتاب می گوید، همه مسلمانان به آن معتقدند.
این حادثه حاکی از آن است که جهل و ناآگاهی از عقاید و مشترکات شیعه، یکی از موانع تقریب است و با نشر کتاب های اصیل شیعه می توان بسیاری از بدبینی ها را زدود.
یکی از گام های بلندی که برای «تقریب» برداشته ایم، نگارش کتابی است به نام «طبقات الفقها» در 16 جلد، که 10 جلد آن منتشر شده و 6 جلد دیگر آن در دست تألیف و انتشار است. دو جلد اول آن مقدمه است که در نخستین جلد آن، مصادر فقه در نزد شیعه و سنی آمده و در جلد دوم آن ادوار فقه آن دو مطرح شده است ولی در تمام موارد از میراث فقهی همگان تجلیل شده، هر چند در مواردی به احقاق حق پرداخته ایم.
در پایان باید به برادران اهل سنت بگویم که: «ما یَجْمَعُنا، أَکْثر مِمّا یُفَرِّقُنا»؛ «مشترکات ما فزونتر از متمیزات ما است.»
انّا لتجمعنا العقیدة امة وَیَضُمُّنا دین الهُدی أتباعا
ویؤلّف الإسلام بین قلوبنا مهما ذهبنا فی الهوی أشیاعا
پدیدآورنده: جعفر سبحانی
پی نوشتها:
1 ـ اعراف : 153
2 ـ آل عمران : 19
3 ـ حمد : 5
4 ـ انعام : 12
5 ـ صحیح بخاری، ج 1، ص 10، کتاب الإیمان.
6 ـ بحار الأنوار، ج 68، ص 242
7 ـ قرائت فعلی قرآن از آنِ عاصم است که از علی علیه السلام اخذ کرده است.
8 ـ کافی، ج 1، صص 62 ـ 59 باب الرّد إلی الکتاب و السنّة.
9 ـ همان.
10 ـ غافر : 85 ـ 84
11 ـ کهف : 65
12 ـ نساء : 59
13 ـ آل عمران : 110
14 ـ توبه : 33
15 ـ شعرانی، یواقیت و جواهر، ص 58
16 ـ ابن حزم، الفصل، ج 3، ص 247
17 ـ مواقف، ص 392
18 ـ توحید صدوق، ص 224، حدیث 5
19 ـ همان، حدیث 4
20 ـ مواقف، ص 395
21 ـ شرح مقاصد، ج 2، ص 271
22 ـ حجرات : 13
23 ـ تفسیر رازی، ج 1، تفسیر آیه قُلْ مَنْ کَانَ عَدُوّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَی قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّه ِ بقره : 97
24 ـ ابن حجر در مقدمه کتاب «الصواعق المحرقه» علل نگارش کتاب خود را چنین می نویسد: «ثمّ سئلت قدیما فی اقراءه فی رمضان سنة 950 ه . بالمسجد الحرام لکثرة الشیعة و الرافضة و نحوهما بمکة المشرفة أشرف بلاد الإسلام.» (صواعق المحرقه، ج 3)
25 ـ طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص 388 ؛ کشاف، ج2، ص430 ؛ قرطبی، الجامع أحکام القرآن، ج4، ص 57
26 ـ غافر : 28
27 ـ آل عمران : 28
28 ـ رازی، مفاتیح الغیب، ج 8، ص 13، در تفسیر آیه یاد شده در متن.
29 ـ یونس : 98
30 ـ اعراف : 96
31 ـ اعراف : 99
32 ـ صحیح بخاری، ص 4، ص 172، باب حدیث الأبرص و الأعمی و الأعرج.
33 ـ الدر المنثور، ج4، ص660 تفسیر آیه یَمْحُوا اللّه ُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ رعد : 39
منبع: میقات حج :: تابستان 1379، شماره 32
اندیشه تقریب و امنیت جهان اسلام با تأکید بر اندیشه امام خمینی
امروزه حوادث گوناگونی در کشورهای اسلامی به وقوع میپیوندد، از جنگ و کشتار گرفته تا فقر و عقبماندگی. غرب نیز با الگوی تفرقه بینداز و حکومت کن، بر اختلافات و جنگهادرکشورهای اسلامی دامن می زند.همه اینها موجب ناامنی جهان اسلام گشته است.باپیروزی انقلاب اسلامی ایران،امام خمینی تلاش نمود با نزدیک کردن مسلمین به یکدیگرواحیای اندیشه تقریب ازمشکلات جهان اسلام بکاهد وامنیت آنان را تأمین نماید.
سؤال این است که با توجه به دیدگاه امام خمینی که احیاگر اندیشة تقریب بود، چگونه میتوان با ایجاد تقریب بین مسلمانان امنیت کشورهای اسلامی را بالا برد. برای پاسخگویی به این سؤال نیازمند یک الگو میباشیم. این الگو نظریة امیتای اتزیونی (Amitai Etzioni) میباشد. وی چهار مرحله برای ایجاد وحدت بیان مینماید که عبارت است از: 1ـ وضعیت قبل از وحدت؛ 2ـ نیروهای وحدت آفرین. این دو مرحله ناظر به عوامل ایجادکننده تقریب است؛ 3ـ فرایند وحدت؛ 4ـ مشغولیت سیستم به اموری که به خاطر آن به وجود آمده است. به عبارت دیگر، وحدت به خودی خود یک غایت نیست.
بنابراین با توجه به این الگو، در این پژوهش از عوامل ایجاد تقریب، حوزههایی که تقریب باید در آنها ایجاد شود و اهداف تقریب، بحث شده است. گرچه برای تقریب اهداف گوناگونی ذکر شده ولی هدف نهایی آن امنیت است، زیرا در صورت ایجاد امنیت است که رسیدن به سایر اهداف تقریب از جمله رشد معنوی و اخلاقی جهان اسلام محقق میشود. تا امنیت معنوی نباشد، رشد معنوی هم امکانپذیر نیست. برای ایجاد امنیت کشورهای اسلامی، باید قدرت آنان را بالا برد. قدرت از نظر امام خمیني تنها تقویت بعد خاصی مثل بالا بردن توان نظامی تعریف نمیگردد بلکه در بهبود وضعیت جهان اسلام در شبکة پیچیدهای از روابط داخلی و خارجی تعریف میشود. (افتخاری، 1380، ص45)
بنابراین برای ایجاد این قدرت عوامل گوناگونی دخیل میباشد که وحدت ایجاد شده در حوزههای تقریب میتواند این عوامل را تقویت نماید. همچنین امنیت امری چند بعدی است و در نتیجه لازم است در حوزههای گوناگون امنیت را تأمین نمود که باز وحدت ایجاد شده در حوزههای تقریب، میتواند ایجاد امنیت در این حوزهها را تسهیل نماید. پس میتوان گفت اندیشه تقریب از طریق تقویت همگرایی در جهان اسلام به افزایش قدرت مسلمین منجر میگردد و به ارتقای امنیت آنان در ابعاد معنوی، فردی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی کمک میکند.
مقدمه
قرآن همه مسلمانان را یک امت واحده خوانده است. « إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبیا/92). اسلام نیز با دعوت به توحید، اقوام و قبیلههای متفرق را متحد و منسجم ساخت، ولی امروزه برخی رویدادها موجب تفرقة مسلمانان گشته است و روابط مسلمانان با یکدیگر بر طبق همان الگویی که دولتهای استعماری به نفع خود بیان کردهاند، یعنی تفرقه بینداز و حکومت کن، رقم خورده است. مخالفان اسلام و کفر جهانی با حربههایی مانند بنیادگرایی، افراطگرایی و تروریسم و نسبتدادن آنها به اسلام، سعی در نابودی اسلام دارند.
اما انقلاب ایران به رهبری امام خمینی بار دیگر اندیشة تقریب بین مذاهب اسلامی و وحدت سیاسی جوامع را زنده کرد و آن را عاملی مؤثر در برابر تهدیدات دشمنان جهان اسلام و ارتقای امنیت آنان دانست. بنابراین در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال هستیم که با توجه به دیدگاههای امام خمینی چگونه میتوان با ایجاد تقریب بین مسلمانان، امنیت کشورهای اسلامی را بالا برد.
پاسخ ابتدایی به این سؤال این است که از دیدگاه امام خمینی اندیشه تقریب از طریق تقویت همگرایی در جهان اسلام باعث افزایش قدرت مسلمانان شده و به ارتقای امنیت آنان در ابعاد معنوی، فرهنگی، فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی کمک میکند.
مفاهیم:
1ـ تقریب
تقریب، از قرب به معنای نزدیکی و همکاری است و در اینجا همکاری بین شیعه و سنی مراد است. امام خمینی شیعه و سنی را یکسان دانسته و معتقد است همه با هم برادر و برابرند:
«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم، واحد هستیم، مسلمان و برادر هستیم ... قضیة شیعه و سنی اصلاً در کار نیست» (خمینی، 1371، ج5، ص77)
شیعه و سنی در موارد بسیاری با یکدیگر اتفاق نظر دارند، از جمله اینکه هر دو معتقدند: 1ـ آفریدگار و مدبر جهان خداوند است؛ 2ـ تنها خداوند معبود است؛ 3ـ خداوند شریک و همتا ندارد؛ 4ـ ذات خداوند قابل درک نیست؛ 5ـ خداوند ازلی، ابدی و سرمدی است؛ 6ـ همة موجودات مخلوق خداوند هستند؛ 7ـ خداوند متکلم و صادق است؛ 8ـ خداوند زنده است.
اما در عین این اتفاقنظرها، اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند، از جمله اختلافنظر در مورد تفسیر تکلم خداوند؛ اختلافنظر در اینکه مؤمنان خداوند را در قیامت میبینند یا نه؛ اختلافنظر در صفات ذاتی خداوند، همچون علم، قدرت، حیات و مانند آن که آیا عین ذات حق است یا زاید بر ذات او؛ اختلافنظر در مورد جانشینی بعد از پیامبر و ... بنابراین با توجه به موارد اتفاق و اختلاف، همکاری بین شیعه و سنی همکاری در ترویج و حفظ مشترکات دینی و در حوزههای گوناگون مثل حوزه فرهنگ و اقتصاد و ... میباشد. مراد از تقریب، ذوب کردن مذاهب اسلامی و مذهبی را بر مذهب دیگر چیره ساختن نیست، بلکه تقریب برای تفاهم بیشتر است تا از این طریق امتی واحد، چه در تحقق ساختن خویشتن خویش و چه در رویارویی با دشمنان، شکیل بگیرد.
بنابراین تقریب از نظر ما به معنای همکاری در ترویج و حفظ مشترکات دینی و معذور دانستن همدیگر در مورد اختلافات، طبق اصل «للمصیب اجران و للمخطی اجر واحد» و برادری و دوستی به عنوان مسلمان، طبق اصل «انما المؤمنون اخوه» در زندگی اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی و عدم توهین به پیشوایان و اصول مذهبی پیروان سایر مذاهب اسلامی است. (آصف محسنی، 1386، ص107)
2ـ امنیت
ریشه لغوی این واژه از ثلاثی مجرد «امن» و با مشتقاتی مانند «استیمان» و «ایمان» است که به اطمینان و آرامش در برابر خوف ترجمه شده و دارای دو بعد ایجابی و سلبی است؛ اطمینان و آرامش فکری و روحی، و فقدان خوف، دلهره و نگرانی، که موجب سلب اطمینان و آرامش میگردد. (اخوان کاظمی، 1385، ص19).
در مفهوم سنتی، تحت تأثیر اندیشههای واقعگرایی، امنیت را امری نظامی تلقی میکردند. اما در تلقی جدید از این واژه، امنیت کشورها به قابلیت افزایش هماهنگی، کاهش معارضات و تنشهای اجتماعی و تعمیق حس مدنیت تعریف میگردد. (دولور، 1371، ص389)
بنابراین میتوان گفت امروزه هیچ کشوری برای تأمین امنیت، تنها به مقابله تهدیدات نظامی بسنده نمیکند بلکه انواع تهدیدات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانهای را در نظر میگیرد. امنیت دارای ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، ملی و باطنی است.
3ـ جهان اسلام
در اصطلاح، جهان اسلام به سرزمینهایی گفته میشود که بیشتر مردمان آن پیرو دین اسلام باشند، چه این مردمان در کشورهای اسلامی زندگی کنند، چه در کشورهای غیراسلامی و چه در کشورهایی که میتوان آنها را اسلامی دانست ولی تاکنون به سازمان کنفرانس اسلامی ملحق نشدهاند، مثل بوسنی و هرزگوین. مراد ما از جهان اسلام همین تعریف اصطلاحی است.
1ـ3ـ طرح الگو:
الگوی مناسب برای این پژوهش، از میان نظریههای همگرایی، نظریه امیتای اتزیونی میباشد.
" امیتای اتزیونی" معتقد است وحدت سیاسی، فرایندی است که طی آن همگرایی سیاسی به عنوان یک وضعیت تحقق مییابد و وحدت باعث افزایش یا تقویت پیوندهای موجود میان واحدهای تشکیل دهنده یک نظام میگردد. (دوئرتی و فالتزگراف، 1372، ص668). وی چهار مرحله را برای دستیابی به وحدت بیان میکند: 1ـ وضعیت قبل از وحدت؛ 2ـ نیروهای وحدتآفرین؛ 3ـ بخشهای وحدت یافته؛ 4ـ مرحلة پایانی.
الف ـ وضعیت قبل از وحدت: به نظر وی برای اینکه وحدت ایجاد گردد ضرورت دارد بین واحدهای مورد نظر، یک نوع وابستگی متقابل وجود داشته باشد. به عبارتی میتوان گفت که در مرحلة قبل از وحدت یک رشته عوامل نقش کلیدی دارند که نوع و میزان وسعت آنها تأثیر زیادی در ایجاد وحدت دارد که از جمله آنها میتوان به تجانس فرهنگی، وابستگی متقابل اقتصادی و مجاورت جغرافیایی اشاره کرد.
ب ـ نیروهای وحدت آفرین: پرفسور اتزیونی سه نیرو را برای ایجاد وحدت شناسایی میکند: 1ـ نیروی ارعابی شامل تسلیحات قوای نظامی و انتظامی؛ 2ـ نیروی مادی و اقتصادی یا عوامل اقتصادی، فنی و توانایی اداری و سازمانی؛ 3ـ نیروی عقیدتی و هویتی شامل ارزشها، سمبلها و باورهای فرهنگی عقیدتی.
ج ـ بخشهای وحدتیافته: در این مرحله، مبادلة کالا و افراد صورت میگیرد و ارتباط بین واحدهای سیاسی زیاد میشود و ایجاد وحدت در یک بخش به بخشهای دیگر نیز سرایت میکند.
د ـ مرحلة پایانی: در این مرحله سیستم تشکیلیافته از واحدهای متعدد، دست به کار اموری میگردد که به خاطر آن به وجود آمده است؛ به عبارت دیگر، وحدت به خودی خود یک غایت نیست بلکه آثار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مترتب بر آن مهم است. (کاظمی، 1372، ص74ـ77)
در این پژوهش مراحلی که اتزیونی برای دستیابی به وحدت برشمرده است، در دستور کار قرار میگیرد، با این تفاوت که وی در مرحلة دوم که از نیروهای وحدتآفرین نام برده است نیروی ارعابی را جزء این دسته از نیروها برشمرده است، اما با توجه به تعریف ما از همگرایی که عبارت است از نوعی وحدت که از طریق تفاهم و همکاری میان کشورها به وجود میآید، این نیرو را جزء نیروهای وحدت آفرین نمیدانیم، زیرا با زور و اجبار و استفاده از تسلیحات نظامی، نمیتوان وحدت واقعی را بین مسلمین ایجاد نمود و اگر با استفاده از این نیرو وحدتی هم شکل بگیرد، ظاهری است و دوامی نخواهد داشت. اما برای مثال، همکاریهای اقتصادی جهان اسلام، زمینهساز وحدت است، زیرا مسلمین به خوبی میدانند که سلطة اقتصادی غرب بر جهان اسلام یکی از عوامل جدایی آنها است. غرب با در اختیار داشتن شالودة اقتصاد جهانی، هر طور که میخواهد، به کشورهای اسلامی خطمشی سیاسی و فرهنگی میدهد. اما همکاریهای اقتصادی بین کشورهای اسلامی و رفع نیازهای یکدیگر بیشک قطع وابستگی به غرب و زمینة تقریب را فراهم مینماید.
در این پژوهش مراحل اول و دوم وحدت که عبارت است از وضعیت قبل از وحدت و نیروهای وحدتآفرین، ناظر به عوامل ایجاد تقریب میباشد. مرحلة سوم، ناظر به حوزههای تقریب و مرحلة پایانی ناظر به اهداف تقریب است که مهمترین هدف و غایت تقریب امنیت است که تأمین آن بدون وحدت جهان اسلام غیرممکن میباشد.
2ـ3ـ چگونگی ایجاد تقریب
با الگو گرفتن از نظر امیتای اتزیونی، برای ایجاد تقریب باید از عوامل ایجاد تقریب و حوزههای تقریب سخن به میان آورد. با تأکید بر سخنان امام خمینی عوامل ایجاد تقریب را میتوان به عوامل انسانی و غیرانسانی تقسیم کرد.
ـ عوامل انسانی تقریب عبارت است از: فقها و علماء، نخبگان، اساتید و دانشجویان، سران کشورهای اسلامی و عوامل غیرانسانی تقریب عبارت است از: اصول مشترک مذهبی، رسانههای ارتباط جمعی، مؤسسات آموزشی، همکاریهای اقتصادی، فرهنگ اسلامی.
1ـ2ـ3ـ عوامل انسانی تقریب
الف) فقها: مهمترین عامل انسانی تقریب، فقها میباشند. آنها به خاطر جایگاهی که نزد تودة مردم دارند، نظرشان معمولاً مورد پذیرش همگان است. امام خمینی در اهمیت نقش آنان میگوید: «شیعیان به هر نحو که آنها عمل میکنند، عمل کنند و در نمازهای جماعت آنان شرکت نمایند». بنابراین این گروه باید مردم را آگاه سازند و با صدور فتاوایی، در جهت وحدت مسلمین گام بردارند. امام خمینی که از منادیان وحدت به شمار میآید، فتاوایی را برای ایجاد وحدت بین شیعه و سنی صادر کرد؛ برای مثال، وقتی دربارة چگونگی شرکت در نماز جماعت اهل تسنن از ایشان سؤال شده که «شما دستور فرمودهاید در نماز جماعت اهل تسنن شرکت کنیم، آیا این نماز از نظر نیت و غیره مثل نماز جماعت شیعه است؟»، در پاسخ میگوید: «به هر نحو آنها عمل میکنند، انجام دهند» (خمینی، 1366، ص278)
و در جای دیگر میگوید:
«طواف را به نحو متعارف که همة حجاج به جا میآورند به جا آورند و از کارهایی که اشخاص جاهل میکنند، احتراز شود و مطلقاً از کارهایی که موجب وهن مذهب است باید احتراز شود و در وقوفین متابعت از حکم قضات اهل سنت لازم و مجزی است اگر چه قطع به خلاف داشته باشد» (خمینی، 1379، ص35)
همچنین در جایی دیگر چنین فتوا داده است:
«لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در جماعت اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعت در منازل خودداری کنند.» (خمینی، 1371، ج9، ص176ـ177).
وی در مورد مسئولیت علما میگوید: «دستة دیگر علمای اسلام هستند و مراجع عالی مقام هستند. آنها هم مسئولیتشان خیلی زیاد است. شاید به یک معنا مسئولیت علمای اسلام از همه کس زیادتر باشد». (خمینی، 1379، ص35)
ب) نخبگان: آنان باید با توجه به مصالح عالم اسلامی، تحقیقات علمی و کارهای تبلیغی خود را انجام دهند و در این تحقیقات بیش از رعایت مصلحت مذهب خود، متوجه مصالح عالم اسلامی باشند. در مسائل علمی نیز با یکدیگر تبادل نظر داشته باشند، همانگونه که ابوحنیفه دو سال نزد امام صادق درس آموخت و یا شیخ مفید نزد تعدادی از علمای اهل سنت حاضر میشد. (آصفی، 1386، ص27)
ج) اساتید و دانشجویان: این گروه با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ میتوانند بحث همراه با دلیل و برهان را رواج داده و مسائل اختلافی را روشن نمایند و راههای وفاق تازه بیابند.
د) سران کشورهای اسلامی: به گفتة امام خمینی آنها باید اختلافات جزئی را کنار بگذارند و دست از خرابکاری بردارند و با یکدیگر متحد شوند:
«اگر حکومتکنندگان کشورهای اسلامی، نمایندة مردم با ایمان و مجری احکام اسلام میبودند، اختلافات جزئی را کنار میگذاشتند و دست از خرابکاری و تفرقهاندازی برمیداشتند و متحد میشدند و ید واحده میبودند. در آن صورت مشتی یهودی بدبخت که عمال آمریکا و اجانباند نمیتوانستند این کارها را بکنند...». (خمینی، روحالله، بیتا، ص24ـ25)
«الان بر رؤسای اسلام، بر سلاطین اسلام، بر رؤسای جمهور اسلام تکلیف است که این اختلافات جزئی موسمی را که گاهی دارند، این اختلافات را کنار بگذارند، عرب و عجم ندارد، ترک و فارس ندارد... رؤسا تکلیفشان این است که بنشینند با هم تفاهم کنند...» (خمینی، 1378، ص14ـ15)
سران کشورهای اسلامی باید عوامل واگرایی را شناسایی کرده و ریشههای آن را بخشکانند. همچنین باید راهکارهایی جهت دستیابی به وحدت فراهم نمایند.
2ـ2ـ3ـ عوامل غیرانسانی تقریب
الف) اصول مشترک اسلامی: از عوامل غیرانسانی مؤثر در تقریب، توجه به اصول مشترک اسلامی است که شیعه و سنی هر دو به آنها اعتقاد دارند، مثل اعتقاد به خدای واحد، مخلوق بودن همه موجودات، و خاتمیت حضرت محمد (ص) . امام خمینی نیز با تکیه بر همین مشترکات مذهبی، مانند اسلام، قرآن و حج، مسلمانان را به وحدت دعوت میکند؛ از جمله میفرماید: «وقتی مقصد همه یک چیز باشد و آن، اسلام است، آن وقت تمام اختلافات حل خواهد شد.» (خمینی، 1371، ج19، ص29). همچنین ایشان تأکید میکند که این وحدت همان چیزی است که هم قرآن به آن سفارش کرده و هم ائمه اطهار (پیشین، ج16، ص4) و خداوند در قرآن کریم که هم شیعه و هم سنی آن را قبول دارند، مسلمانان را هم در این عالم و هم در بهشت برادر خوانده است. (پیشین، ص112). وی در مورد اهمیت حج نیز میگوید:
«لازم است حجاج بیتآلله الحرام در این مجمع عمومی و سیل خروشان اسلامی دست برادری را هر چه بیشتر بفشارند، مصالح عالیه اسلام و مسلمین مظلوم را فدای فرقهگرایی نکنند و برادران مسلم خود را هرچه بیشتر متوجه توحید کلمه و ترک عصبیتهای جاهلی نمایند.» (پیشین، ج20، ص21)
ب) رسانههای ارتباط جمعی: دومین عامل مؤثر غیرانسانی در وحدت، رسانههای ارتباط جمعی است که مهمترین آن تلویزیون میباشد. تلویزیون تأثیر زیادی بر مخاطبین خود دارد، از این رو میتوان از این وسیله برای ایجاد وحدت و تقریب استفاده نمود. رادیو، روزنامه و مجلات از دیگر وسایل ارتباط جمعی است که میتوان از آنها در ایجاد تقریب مدد جست.
ج) مؤسسات آموزشی: سومین عامل غیرانسانی، مؤسسات آموزشی است. ایجاد مدارس مختلط از پیروان مذاهب اسلامی، ایجاد یک دانشگاه جهانی اسلامی که کادر علمی و پژوهشی و آموزشی آن شامل همة کشورهای اسلامی بوده و در همة نقاط اسلامی، شعبه و در تمام فرقهها و مذاهب مهم فقهی و فلسفی و اعتقادی کرسی تدریس داشته باشد از جمله اقداماتی است که میتواند در راه ایجاد تقریب بسیار مؤثر باشد.
د) همکاریهای اقتصادی: همکاریهای اقتصادی کشورهای اسلامی با یکدیگر، از آنجا که سلطة اقتصادی غرب بر جهان اسلام را کم میکند و به جای آن وابستگی به خود کشورهای اسلامی را سبب میشود از عوامل مهم ایجاد تقریب میباشد. امام خمینی یکی از اهداف دشمنان اسلام را برای ایجاد تفرقه بین مسلمین، دستیابی به ذخایر آنها ذکر کرده است:
«دستهای ناپاکی که بین شیعه و سنی در این ممالک اختلاف میاندازند، اینها نه شیعه هستند و نه سنی، اینها دستهای ایادی استعمار هستند که میخواهند ممالک اسلامی را از دست آنها بگیرند، ذخایر را از دست آنها بگیرند.» (پیشین، ج1، ص88(
همکاریهای اقتصادی علاوه بر اينکه عاملی در جهت تحقق همبستگی و وحدت اسلامی است، میتوان از آن در ایجاد شرایط مناسب جهت دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی و تجاری و ارتقای سطح رفاه جامعه اسلامی، استفاده نمود.
و) فرهنگ اسلامی: ایجاد یک فرهنگ اسلامی بین مسلمین نیز از عوامل ایجاد تقریب است، زیرا به فرموده امام خمینی «آن چیزی که ملتها را میسازد، فرهنگ صحیح است، اگر فرهنگ درست شود، یک مملکت اصلاح میشود» (خمینی، 1372، ص175). بنابراین از طریق ایجاد فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ غربی و مصرفگرا میتوان ایجاد وحدت را تسهیل کرد.
مجموعة این عوامل تقریب را ایجاد مینماید. اما تقریب باید در حوزههای گوناگون شکل بگیرد که بتواند امنیت جهان اسلام را که امری چند بعدی است، تأمین نماید.
حوزههای تقریب:
1ـ حوزه اعتقادی؛
2ـ حوزه باطنی و روحی؛
3ـ حوزه اجتماعی؛
4ـ حوزه سیاسی؛
5ـ حوزه فرهنگی؛
6ـ حوزه اقتصادی؛
7ـ حوزه علمی؛
8ـ حوزه نظامی.
مهمترین حوزه که باید وحدت در آن ایجاد شود، حوزه اعتقادی است. وحدت در حوزه اعتقادی به معنای محترم شمردن آیینهای عبادی یکدیگر و فراهم نمودن زمینه برای گفتوگو و نقد همدیگر است. این غیر از مواردی است که شیعه و سنی در آن اشتراک دارند، مانند اعتقاد به قبله، خاتمیت حضرت محمد و غیره. امام خمینی نیز بر وحدت عقیده بین شیعه و سنی تأکید نموده و وحدت عمل را حاصل وحدت عقیده میداند: «اگر همه با هم متوجه به یک نقطه باشند، دعوت به وحدت کلمه است، وحدت عقیده، وحدت کلمه میآورد، وحدت عمل میآورد.» (خمینی، 1371، ج4، ص253).
حوزة دوم، حوزة روحی و باطنی است؛ یعنی ایجاد الفت و داشتن حسن ظن به یکدیگر، دوست داشتن پیروان مذاهب دیگر، همدردی با آنها و با جان و دل به این واقعیت باور داشتن که تمام مذاهب سرشت مشترکی دارند. (خسروشاهی، 1381، ص29ـ70)
باید این حسن ظن بین شیعه و سنی ایجاد گردد. امام خمینی تلاش مینمود که این الفت را بین مسلمین ایجاد نمایند و همواره مسلمانان را برادر یکدیگر خطاب میکرد: «ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم، واحد هستیم، مسلمان و برادر هستیم...» (خمینی، 1371، ج5، ص77). در حوزههای سیاسی و اجتماعی هم باید مسلمین با هم متحد شوند، به حمایت از مظلوم برخیزند و مواضع یکپارچه در محافل بینالمللی در پیش بگیرند و به این نکته نیز توجه داشته باشند که سیاست از اسلام جدا نیست و همان طور که امام خمینی بارها اشاره فرمودهاند، این تلقین از توطئههای دشمنان اسلام است.
فرهنگ مشترک اسلامی باعث وحدت و فرهنگ غربی رسوخ کرده در جوامع اسلامی باعث تفرقه میگردد، زیرا برخی از ابعاد تهاجمی فرهنگ غرب باعث کج فهمی و دور افتادن از حقیقت اسلام و ترک احکام اسلام میشود. بنابراین مسلمین باید با وحدت در حوزه فرهنگی، با تهاجم فرهنگی غرب مبارزه نموده و فرهنگی یکسان تحت عنوان اسلام برای خود ایجاد نمایند.
امام خمینی در این باره میفرماید:
«بیشک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است... اگر فرهنگ جامعهای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا میکند و بالاخره در آن مستهلک میشود...» (پیشین، ج15، ص160).
ضرورت ایجاد وحدت در حوزة علمی و حوزة نظامی نیز روشن میباشد، زیرا امروزه پیشرفت علم و تکنولوژی بسیار سریع میباشد و متأسفانه کشورهای اسلامی از این غافله عقب ماندهاند و باید با وحدت در حوزة علمی سعی نمایند خود را به این غافله برسانند و حتی از آن جلو بزنند. در حوزة نظامی نیز هر روز سلاحها و بمبهای جدید تولید میشود که مسلمین باید با وحدت در حوزة نظامی بر توانمندیهای خود بیفزایند. امام خمینی تأکید داشت که مسلمین با وحدت، یک ارتش مشترک دفاعی بیش از صد میلیونی تعلیم دیدة ذخیره و یک ارتش دهها میلیونی زیر پرچم داشته باشند. (خمینی، 1379، ج18، ص92)
3ـ2ـ3ـ چگونگی ایجاد امنیت
برای پاسخگویی به چگونگی ایجاد امنیت، ابتدا باید اهداف تقریب مشخص شود. اهداف تقریب بر اساس نظر امام خمینی عبارت است از:
الف ـ کسب عزت اسلامی و بازگشت به عظمت گذشته. در روابط خارجی دولتهای اسلامی باید اصل عزت حاکم باشد. در قرآن کریم و در آیات 138 سوره نساء و 8 سوره منافقون که بر عزت مؤمنان و مسلمانان تأکید شده است. بنابراین دولتهای اسلامی باید سعی کنند عزت خود را در روابط با کشورهای دیگر حفظ کنند و در سایه تقریب است که عظمت و یکپارچگی مسلمانان صیانت میشود و فکر تعرض به اسلام از سر دشمنان بیرون رانده میشود. امام خمینی نیز بر این امر تأکید مینماید: «اگر ملتهای اسلام و دولتهای اسلام متفرق نبودند، اگر مسلمین با هم بودند، این طور ذلیل نبودند، زیر دست اجانب و عمال اجانب...» (خمینی، 1371، ج5، ص174)
ب ـ کسب قدرت و پیروزی بر دشمنان اسلام: وحدت اسلامی، موجب توانمند شدن امت اسلامی در رویارویی با دشمنان و پیروزی در برابر آنان میشود. قرآن کریم بر این نکته تأکید کرده است که وحدت مایة استواری و نیرومندی است و اختلاف موجب شکست و سستی و از دست دادن قوت و قدرت است. امام خمینی به تأسی از قرآن کریم و اسلام، مسلمین را به وحدت فرا خوانده و رمز پیروزی آنان را وحدت کلمه و هماهنگی معرفی مینماید:
«ای مسلمانان جهان و ای پیروان مکتب توحید! رمز تمام گرفتاریهای کشورهای اسلامی اختلاف کلمه و عدم هماهنگی است و رمز پیروزی، وحدت کلمه و ایجاد هماهنگی است...» (پیشین، ص 226)
ج ـ کسب استقلال اسلامی: غرب همواره به سرزمینهای مسلمین، چشم طمع داشته است، زیرا سرزمینهای مسلمانان، سرشار از انواع ثروتها است. درصد زیادی از منابع انرژی و زیرزمینی دنیا در خاورمیانه است. قسمتهای مهمی از آفریقا با همه معادن و ذخایرش متعلق به مسلمین است. تنها چیزی که میتواند، مانع طمع دشمنان اسلام شود و استقلال را به این کشورهای اسلامی برگرداند، وحدت است. امام خمینی در این باره میفرماید:
«ما وقتی میتوانیم در مقابل همة دنیا بایستیم، بگوییم ما نه طرف مغضوبعلیهم میرویم نه ضالین، نه طرف غرب میرویم نه طرف شرق میرویم، وقتی میتوانیم این طور باشیم و به صراط مستقیم عمل کنیم که همهمان با هم باشیم...» (پیشین، ج19، ص194)
د ـ اجرای قاعدة نفی سبیل: «قرآن کریم میگوید: هرگز خدای تبارک و تعالی سلطهای برای غیرمسلم، بر مسلم قرار نداده است هرگز نباید یک همچو چیزی واقع شود، یک تسلطی، یک راهی، اصلاً راه نباید پیدا کند «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» اصلاً راه نباید داشته باشد مشرکین و این قدرتهای فاسد...» (پیشین، ج3، ص4). قاعدة نفی سبیل، دارای دو جنبة ایجابی و سلبی است. جنبه سلبی، نفی سلطه بیگانگان بر مقررات و سرنوشت سیاسی و اجتماعی مسلمانان را بیان میکند و جنبه ایجابی، بیانگر وظیفة دینی امت اسلامی برای حفظ استقلال سیاسی و از میان برداشتن زمینههای وابستگی است. (سجادی، 1383، ص58)
وحدت مسلمین میتواند زمینه را برای اجرای این اصل اساسی و مهم اسلام فراهم کند. حال سؤال این است که این وحدت چگونه میتواند به هدف نهایی خود که تأمین امنیت جهان اسلام است، برسد.
رابطه حوزههای تقریب و عوامل ایجاد امنیت
مراد ازعوامل ایجاد امنیت، هرآن چیزی است که کشورها را در رسیدن به امنیت یاری میکند. کشورها در مورد عوامل امنیت، دیدگاههای متفاوتی دارند، از جمله دستیابی به سلاحهای نظامی، انعقاد پیمانهای نظامی، کسب وجهه بینالمللی و ... (روشندل، 1374، ص28ـ29) اما میتوان گفت مهمترین عامل ایجاد امنیت، قدرت است و امروزه دیگر قدرت، به قدرت نظامی تعریف نمیگردد، هر چند قدرت نظامی، بیفایده نیست ولی کافی نمیباشد. امام خمینی نیز اقتدار را نه در تقویت بعد خاص مثل بالا بردن توان نظامی کشور بلکه در بهبود وضعیت کشور در شبکه پیچیدهای از روابط داخلی و خارجی میداند. (افتخاری، پیشین، ص45).
بنابراین عوامل ایجاد قدرت را میتوان به عوامل مادی و معنوی قدرت، تقسیم کرد. تقریب در حوزههای گوناگون میتواند دستیابی به این عوامل قدرت را تسهیل نماید، که نمودار زیر آن را نشان میدهد.
یکی از عوامل مادی قدرت، جغرافیا است. بیشک موقعیت سرزمینی بر قدرت تأثیرگذار است. داشتن آب و هوای خوب و معتدل، دسترسی به دریاها و داشتن منابع طبیعی همه در ایجاد قدرت نقش دارد. اکثر کشورهای اسلامی، دارای آب و هوای خوب، امکان دسترسی به دریا و منابع سرشار میباشند. اگر این کشورها بین خود وحدت ایجاد نمایند میتوانند در سایه آن این منابع را به قدرت تبدیل کنند. امام خمینی در این باره میگوید:
«اگر این دولتهای اسلامی، این دولتهایی که همه چیز دارند... این دولتهایی که افراد زیاد دارند، این دولتهایی که ذخایر زیاد دارند، اینها با هم اتحاد پیدا کنند، در سایه اتحاد احتیاج به هیچ چیز و هیچ کشوری و هیچ قدرتی ندارند بلکه آنها به اینها محتاج هستند.» (خمینی، روحالله، 1378، ص41)
میزان جمعیت نیز عامل مهمی در قدرت است، زیرا جمعیت منبع نیروی نظامی و نیروی کار میباشد. البته سطح دانش و کیفیت جمعیت نیز مهم میباشد. با وحدت علمی میتوان سطح دانش جمعیت جهان اسلام را بالا برد و با وحدت نظامی نیز میتوان شکلی منظم به این نیروهای پراکنده داد و به این ترتیب از این عامل جمعیت، جهت افزایش قدرت جهان اسلام سود جست.
ظرفیت صنعتی کشورها در زمانی که همه چیز صنعتی شده، نقش مهمی در قدرت ایفا میکند. مسلمین با وحدت در حوزه علمی و اقتصادی میتوانند به تبادل اطلاعات و انتقال تکنولوژی بپردازند و با کمک همدیگر از این عرصه صنعتی شدن عقب نمانند و بر قدرت خود بیفزایند.
اقتصاد نیز یکی از عوامل اصلی قدرت در عرصه روابط بینالملل میباشد. توانمندی اقتصادی بیشتر، قدرت بیشتر را به ارمغان میآورد. از این روست که امام خمینی بر خودکفایی تأکید زیادی داشته و میفرمود: «اگر ما گرسنه باشیم و پیاده راه برویم و منزوی باشیم و به طرف خودکفایی حرکت کنیم این بهتر است که وابسته و مرفه باشیم». (خمینی، 1379، ج17، ص1)
کشورهای اسلامی میتوانند از طریق تقویت مؤسسات اقتصادی فرامنطقهای و سعی در حذف تأثیرات ابرقدرتها بر آن، ایجاد بازار مشترک اسلامی، تلاش برای حذف مرزهای جغرافیایی در همکاریهای اقتصادی بین کشورهای اسلامی و تلاش برای ایجاد پول واحد، بر توانمندیهای اقتصادی خویش بیفزایند و در نتیجه قدرت خود را افزایش دهند.
داشتن سیاست مستقل و آزاد نیز امروزه از عوامل ایجاد قدرت است. هم از نظر داخلی و هم از نظر بینالمللی با وحدت در حوزة سیاست و در پیش گرفتن مواضع یکسان و یکپارچه میتوان از این عامل قدرت سود جست.
یکی از عوامل معنوی قدرت، ایمان است. امام خمینی میفرماید: «وقتی مطلب الهی شد دیگر خوف از قدرتها نیست. (خمینی، 1371، ج5، ص37). مسلمین به خدا ایمان دارند ولی در سایه اتحاد و برادری و عمل به دستورات خداوند و ایجاد فرهنگ دینی بین خود میتوانند از این پشتوانه ایمان هرچه بیشتر بهرهمند گردند.
داشتن فرهنگ غنی نیز از عوامل ایجاد قدرت است و در فرض برابری دو کشور از نظر منابع مادی، کشوری قدرتمندتر است که از عوامل فرهنگی غنی برخوردار باشد. (روشندل، پیشین، ص80). مسلمین با وحدت در حوزه فرهنگی و دور کردن فرهنگ غرب و بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی میتوانند از این عامل قدرت به خوبی بهرهبرداری نمایند. صبر و توکل بر خدا نیز از عوامل ایجاد قدرت میباشد. با وحدت در حوزه فرهنگ و بازگرداندن فرهنگ اصیل اسلامی میتوان از این اصل مهم قدرت نیز استفاده نمود.
در جهان امروز، علم جایگاه بالایی در قدرت یک کشور دارد. اسلام نیز به فراگیری علم بسیار سفارش نموده است. امام خمینی در این باره میگوید: «اسلام در رأس ادیانی است که از علم و تخصص تمجید کرده و مردم را دعوت کرده که هر کجا علم را یافتند، از هر کافری یافتند آن را یاد بگیرند» (خمینی، 1379، ج14، ص360). مسلمین با وحدت علمی میتوانند زمینة تبادل اطلاعات را فراهم نمایند و در رشتههای مختلف علمی، خودکفا گردند و از این عامل قدرت نیز به بهترین شکل استفاده نمایند.
همیاری دولت و ملتهای جهان اسلام با هم نیز از عوامل ایجاد قدرت میباشد. این همیاری در اعتقاد واحد، اهداف سیاسی یکسان، مصلحتاندیشی و احقاق حقوق و وجود یک نهاد رهبری تحقق مییابد. وحدت در حوزة اعتقادی، سیاسی و اجتماعی میتواند این عامل را تقویت نماید.
همگنی جهان اسلام و مسئولیتپذیری گسترده از دیگر عوامل ایجاد قدرت ذکر گردیده که مسلمین با وحدت در حوزههای گوناگون میتوانند ضریب این همگنی را بالا ببرند و روح مسئولیتپذیری را در خود تقویت نمایند و نسبت به سرنوشت همکیشان خود احساس مسئولیت و وظیفه نمایند و در نتیجه بر قدرت خود بیفزایند.
از دیگر عوامل ایجاد قدرت عمل به تکلیف و داشتن اطمینان، صراحت و قاطعیت میباشد. با وحدت در حوزة فرهنگی و بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی میتوان به این اصل مهم که همواره باید در پی عمل به تکلیف بود، نه کسب نتیجه، دست یافت. همچنین با وحدت در حوزههای گوناگون و کسب اعتماد به نفس میتوان این اطمینان، صراحت و قاطعیت در گفتار را ایجاد کرد. امام خمینی همواره مواضع خود را صریح و قاطع بیان مینمود؛ برای نمونه در جایی میگوید: «ما با هیچ یک از قدرتها سازش نداریم، نه تحت سلطة آمریکا میرویم و نه زیر بار شوروی...» (پیشین، ج15، ص209)
و سرانجام وجود یک دیپلماسی فعال در میان کشورهای اسلامی و نیز در رابطه آنها با دیگر کشورها، از عوامل قدرت ذکر گردیده است و مسلمین با وحدت میتوانند از این عنصر کلیدی به خصوص در ارتباط با کشورهای غیراسلامی بهره بگیرند.
بنابراین، با توجه به آنچه ذکر شد، مشخص میگردد که تقریب در حوزههای گوناگون تقویتکنندة عناصر قدرت میباشد و این قدرت، امنیت را برای جهان اسلام به ارمغان میآورد.
رابطة حوزههای تقریب و حوزههای امنیت
امنیت امری چند بعدی است، بنابراین باید تلاش نمود که در حوزههای گوناگون آن را ایجاد نمود. تقریب در حوزههای گوناگون در ایجاد بهتر امنیت در حوزههای امنیت کمک میکند
امنیت معنوی، همان ایجاد امنیت در حوزة روح و روان است. این حوزه در اسلام به اعتقاد به توحید و ایمان قلبی، تفسیر شده است. وحدت در حوزههای فرهنگی و اعتقادی میتواند امنیت این حوزه را تأمین نماید، زیرا در این صورت، مسلمین فرهنگ اصیل اسلامی را دریافت میکنند و در سایه آن به آرامش دست مییابند.
ایجاد امنیت در حوزة فردی، منوط به حفظ جان، مال و آبروی فرد میباشد. وحدت در حوزة روحی، باطنی میتواند تأمین کنندة این نوع امنیت باشد، زیرا با وحدت در این حوزه، یک نوع الفت و حسنظن بین افراد ایجاد میگردد و حفظ جان و مال و آبروی افراد تسهیل میشود. ایجاد امنیت در حوزه فرهنگ، عبارت است از حفظ هویت اصیل اسلامی و توانایی مبارزه با فرهنگ غرب که عمدتاً فرهنگی تجملی و مصرفگرا و القاگر ناتوانی مسلمین در ادارة کشور خویش میباشد. مسلمین با وحدت در حوزة فرهنگی است که میتوانند با فرهنگ غرب مبارزه نمایند و به فرهنگ اسلامی خود افتخار کنند و خود را از احساس پوچی و بیمعیاری رهایی بخشند.
چهارمین حوزة امنیت، حوزة اقتصاد است. امروزه متأسفانه بیشتر کشورها به خصوص کشورهای اسلامی اقتصادی وابسته به غرب دارند که پیامد آن فقر و عقبماندگی و بیکاری برای آنها است. مسلمین با وحدت اقتصادی و ایجاد بازار مشترک اسلامی، میتوانند نیازهای یکدیگر را خود تأمین کنند نه غرب که چشم طمع به ثروت جهان اسلام دارد.
امنیت اجتماعی به معنای داشتن آزادی در انجام فعالیتهای مشروع و قانونی، برخورداری یکسان از امکانات جامعه و پایداری الگوهای سنتی زبان، فرهنگ و عرفهای مذهبی است. (ربیعی، 1383، ص149). وحدت در حوزههای اجتماعی و فرهنگی بین مسلمین میتواند این نوع امنیت را برای جوامع اسلامی، تأمین نماید، زیرا با وحدت اجتماعی بین گروههای مختلف در جامعه (شیعه و سنی)، همه از حقوق یکسان در برابر قانون برخوردار میشوند و میتوانند آزادانه در فعالیتهای قانونی و مشروع شرکت نمایند. امام خمینی معتقد بود تمام اقلیتهای مذهبی اعم از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیها از آزادی مذهبی در عقاید و آرای خود و انجام مناسک و فرایض مذهبی برخوردارند چه رسد به شیعه و سنی؛ «همة اقلیتهای مذهبی در اسلام محترم هستند، همهگونه آزادی برای انجام فرائض مذهبی خود دارند...» (صحیفه امام، ج5، ص424)
«اسلام بزرگ تمام تبعیضها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژگی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهد به اسلام تنها کرامت انسانها است». (خمینی، 1371، ج10، ص197)
با وحدت در حوزه فرهنگی میتوان الگوهای سنتی زبان، فرهنگ و عرفهای مذهبی را در برابر تهاجم بیگانگان حفظ نمود.
ایجاد امنیت در حوزة سیاسی نیز لازم میباشد. در این حوزه، هم افراد باید در فعالیتهای مختلف سیاسی، شرکت نمایند و هم خود کشورهای اسلامی باید سیاست مستقلی از غرب در پیش بگیرند و بدون ترس از آنها تصمیمهای خود را صریح و قاطع اعلام نمایند. برای فراهم کردن زمینة حضور مردم در فعالیتهای سیاسی، باید در کشورهای اسلامی، حکومت دینی تشکیل شود. حکومت دینی، حکومت و نظامی برخاسته از مکتب حیاتبخش اسلام و متکی بر جهانبینی و ایدئولوژی الهی و توحیدی بوده و اصول و مبانی و باید و نبایدهای دینی در تار و پود آن تجلی و تجسم دارد و در حقیقت، نظام تقنین و تحکیم متکی بر جهانبینی و ایدئولوژی الهی است (سعیدی شاهرودی، 1388، ص22). در این نظام مسلمانان بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر، ناظر و مراقب همة اموری هستند که در اطراف آنها و جامعهشان اتفاق میافتد.
امنیت نظامی نیز به معنای کاهش تهدیدات علیه خود و افزایش توانمندیها است. (ربیعی، پیشین، ص146). با وحدت نظامی، کشورهای اسلامی میتوانند، همانگونه که امام خمینی فرمود، یک ارتش میلیونی ایجاد نمایند و بر توانمندیهای خود بیفزایند، مانورهای مشترک انجام دهند و قدرت خود را به غرب نشان دهند. همچنین با وحدت در حوزة اعتقادی میتوان از جنگهای داخلی بین شیعه و سنی جلوگیری کرد.
پس، تقریب در حوزههای گوناگون، میتواند ایجاد امنیت را که امری چندبعدی است، تسهیل نماید.
نتیجهگیری
در این پژوهش با بررسی عوامل و حوزههای تقریب و چگونگی ایجاد امنیت، مشخص گردید که اولاً تقریب در حوزههای اقتصادی، علمی، نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی زمینهساز ایجاد امنیت است، زیرا همانگونه که ذکر گردید، مهمترین عامل ایجاد امنیت، قدرت است و قدرت نیز طبق نظر امام خمینی تنها با تقویت بعد خاصی مثل بالا بردن توان نظامی، به دست نمیآید، بلکه در بهبود وضعیت جهان اسلام در شبکهای از روابط داخلی و خارجی به دست میآید. بنابراین تقریب در حوزههای گوناگون تسهیلکنندة استفاده از عوامل ایجاد قدرت، که همان عوامل ایجاد امنیت است، میباشد. برای مثال، ذکر گردید که یکی از عوامل اصلی قدرت در جهان اسلام، توانمندی اقتصادی است. وحدت جهان اسلام در حوزة اقتصادی و تقویت مؤسسات اقتصادی فرامنطقهای، ایجاد بازار مشترک اسلامی و غیره به تقویت این عامل قدرت و در نتیجه امنیت جهان اسلام منجر میشود.
همچنین تقریب در حوزههای گوناگون تأمینکنندة امنیت در حوزههای معنوی، فردی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی میباشد. بنابراین میتوان گفت اندیشه تقریب از طریق تقویت همگرایی در جهان اسلام به افزایش قدرت مسلمانان منجر گردیده و به ارتقای امنیت آنان کمک میکند.
منابع و مآخذ:
1 ـ قرآن کریم.
2 ـ آصف محسنی، محمد، تقریب مذاهب از نظر تا عمل، نشر ادیان، قم، 1386.
3 ـ آصفی، محمدمهدی، طرح وحدت اسلامی، مجلة اندیشه تقریب، ش12، 1386.
4 ـ اخوان کاظمی، بهرام، امنیت در نظام سیاسی اسلام، کانون اندیشه جوان، تهران، 1385.
5 ـ افتخاری، اصغر، اقتدار ملی، جامعه شناسی قدرت از دیدگاه امام خمینی، سازمان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی، تهران، چاپ اول، 1380.
6 ـ خسروشاهی، سید هادی، میزگرد تقریب بین مذاهب اسلامی، کلبه شروق، مرکز بررسیهای اسلامی، قم، 1381.
7 ـ خمینی، روحالله، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ج1، 1366.
8 ـ جهان اسلام از دیدگاه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، 1378.
9 ـ حکومت اسلامی، آزادی، قم، بیتا.
10 ـ صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، چاپ دوم، ج2،18،17،14، 1379.
11 ـ صحیفه نور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ج5، 19، 4، 1371.
12 ـ کلمات قصار، پندها و حکمتها، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، 1372.
13 ـ دوئرتی، جیمز، و فالتزگراف، رابرت، نظریههای متعارض در روابط بینالملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، قومس، تهران، چاپ اول، ج2، 1372.
14 ـ دولور، ژاک، همنوازی تازه اروپا، ترجمه عباس آگاهی، وزارت امور خارجه، تهران، 1371.
15 ـ ربیعی، علی، مطالعات امنیت ملی، وزارت امور خارجه، تهران، 1383.
16 ـ روشندل، جلیل،امنیت ملی و نظام بینالملل، سمت، تهران، 1374.
17 ـ کاظمی، علیاصغر، روابط بینالملل در تئوری و در عمل، قومس، تهران، 1372.
منبع : تقريب
تشكر مي كنم كه مرا دعوت كرديد

ساعت دو و نيم بامداد چشم باز كردم، بغل دستي ام مي گويد اينجا مدينه است. هنوز خواب از چشمانم بيرون نرفته كه صداي هق هق يكي از مسافران توجه ام را به زمان و مكان بيشتر جلب مي كند. اضطرابي شيرين به سراغم آمده و خستگي را در تنم به زانو در آورده است. غرق در خيالات هستم كه باز بغل دستي مي گويد اين خيابان منتهي مي شود به حرم نبوي. ياد مطلبي پاي منبر حاج آقا در تهران مي افتم:« چشمت كه براي بار اول به گنبد خضراء افتاد دعايت به اجابت نزديك تر است». تمركز مي كنم و آنچه مي خواهم را در ذهنم مرور مي كنم. صداي يك بوق مرا به خود مي آورد و ناگهان ماه سبز رنگي روبرويم ظاهر مي شود در حاليكه نفس در سينه ام حبس شده است فقط مي گويم:
السلام عليك يا رسول الله
تشكر مي كنم كه مرا دعوت كرديد ....
آشنائی با کشور قرقيزستان
نام كشور: قرقيزستان
مساحت: 198500 كيلو متر مربع
پايتخت: شهر بيشكك
جمعيت: نزديك به 6 ميليون نفر
شهرهاي مهم: اوش ، باتكن ، جلال آباد ، نارين ، قاراقول ، توقموق ، باليقچي
زبان و خط رسمي: زبان روسي و قرقيزي، خط سيريلي
زبان قرقیزی شاخهای از زبانهای ترکی- شرقی مرکزی است.این زبان دارای سه گویش شمالی، شرقی و جنوب غربی است. زبان ادبی جدید قرقیزی که در دوران حکومت شوروی توسعه یافته ترکیبی از ویژگیهای تمام گویشهای قرقیزی است. واژگان زبان قرقیزی دارای ریشه ترکی ومغولی بوده و همچنین تعدادی از لغات فارسی، عربی و روسی در این زبان وجود دارد. خط رایج سیریلی است که از سال ۱۹۴۰ م. جایگزین خط لاتین گردیده، قبل از آن تا سال ۱۹۲۸ خط عربی به کار میرفت و از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ خط لاتین به عنوان واسط میان عربی و سیریلی رایج شد.
تعداد جمعيت و توزيع ديني، مذهبي و قومي آن:
مسجد كوشكور أتا در منطقة نارين
جمعيت كشور حدود 6 ميليون نفر است .حدود 72 درصد آن را قرقیزها، ۱۴ درصد را ازبکها و 10 در صد را روس هاتشكيل مي دهند اقلیتهای کوچک دیگری نیز از قبیل 8/2 درصد اوکراینی، 1/1 درصد آلمانی و تاتارها ، قزاقها، آذربایجانیها، تاجیکها و اویغورها هم در این کشور زندگی میکنند. در صد جمعيتي مسلمان ها در استان هاي جنوبي نظير اوش ، جلال آباد و باتكن نسبت به استانهاي شمالي بيشتر است .
كليساي ارتدوكس بيشكك
حدود 80 درصد جعميت اين كشور را مسلمانان حنفي مذهب ، 15 در صد را مسيحيان ارتودوكس و 5 درصد بقيه را اديان و يا آيين هاي مختلف تشكيل مي دهند.
موقعيت جغرافيايي:
قرقيزستان كشوريست محصور در خشكي و در آسياي مركزي . توپوگرافي قرقيزستان تحت تاثير بخش هاي جنوبي سلسله كوهستان هاي تيان شان ، شديدا كوهستاني است . بخش هايي از كشور كه در ارتفاعات بالا قرار ندارند شامل دره هاي عميق ، فلات هاي كوهستاني و حوضه هاي آبگير مي باشند. دره فراغنه در جنوب شرقي كشور وسيعترين اين مناطق محسوب مي شود . همچنين بيشترين محصولات كشاورزي كشور از اين منطقه بدست مي آيد .
اقليم قرقيزستان در كوهستان ها تحت تاثير پارانتر هاي اقليمي خشك قطبي و در دره فراغنه تحت تاثير اقليم نيمه حاره اي است . جمهوری قرقیزستان با ۱۹۸٬۵۰۰ کیلومتر مربع مساحت در قسمت شمال شرقی آسیای مرکزی واقع شدهاست. این کشور در شرق و جنوب شرقی با چین، در شمال با قزاقستان و در جنوب با تاجیکستان و از غرب با جمهوری ازبکستان همسایه و هم مرز است.
رشته كوه هاي تيان شان در قرقيزستان
این کشور دارای آب و هوای معتدل کوهستانی مي باشد كه در بهار و تابستان معتدل و زمستان سرد است.
تاريخ قرقيزستان :
تاريخ قرقيزستان به سال 201 قبل از ميلاد بازمي گردد ، قرقيزان معتقدند قوم قرقيز از اقوام ترك زاده شده اند. در ابتدا قرقيز ها در بخش شمالشرقي كشوري كه هم اينك مغولستان ناميده مي شود ، زندگي مي كردند . بعد ها آنها به جنوب مهاجرت كرده و در اطراف رودخانه يني سئي در جنوب سيبري سكني گزيده و از قرن ششم تا هشتم در آنجا زندگي مي كردند . در قرن دوازدهم ، اسلام دين مسلط در تمام منطقه شد و در قرن سيزدهم قرقيزها با اوج گيري امپراطوري مغول به جنوب مهاجرت كردند .در قرن هاي پانزدهم و شانزدهم جمهوري قرقيز شكل گرفته و تا قرن نوزدهم به شكل مستقل به حيات خود ادامه داد. در 1876 ، اين سرزمين به تصرف امپراطوري روسيه در آمد كه باعث برخي از تنش ها و شورش ها شد . در طول تسلط روسيه بسياري از قرقيزها به چين و افغانستان مهاجرت كردند .
در 1918 اتحاد شوروي در اين منطقه برقرار و در 1924 قرقيزستان بخشي از منطقه خودمختار كارا – قرقيز شناخته شد . در 1926 اين نام به جمهوري شوروي سوسياليستي خودمختار قرقيز تغيير يافت و دوباره در سال 1936 به نام جمهوري شوروي سوسياليستي قرقيزستان (KSSR) و بعنوان بخشي از جمهوري هاي متحده شوروي به رسميت شناخته شد .
در دوران تسلط شوروي ، قرقيزستان از نظر اقتصادي و اجتماعي توسعه يافت . در 1924 الفباي جديد عربي به رسميت شناخته شد كه بعد ها در سال 1928 به لاتين و در 1941 به سيرليك (روسي) تغيير يافت .
در ژرئن 1990 قرقيزستان بواسطه تنش هاي قومي ميان قرقيز ها و ازبك ها در منطقه اوش دچار نا آرامي شد . در همان سال جنبش دموكراتيك قرقيزستان آغاز به فعاليت نمود و در اكتبر 1990 عسگر آقايف رئيس جمهور شد . در 1991 قرقيزستان از اتحاد شوروي جدا و در 1993 جمهوري مستقل قرقيز اعلام موجوديت كرد .
معماري قديمي و جديد در شهر بيشكك
در طول دهه 1990 و اوايل 2000 كشور دچار بي ثباتي سياسي شد و انتخابات دموكراتيك و آزاد در آن برگزار نگرديد .
حكومت در قرقيزستان :
حكومت قرقيزستان به شكل جمهوري و متشكل از يك مجلس است كه در برگيرنده يك شوراي عالي است .
تقسيمات کشوری:
این کشور شامل ۷ استان (ولایت) بنامهای چوی، ایسیق کول، نارین، تراز، باتکن، اوش و جلال آباد است.
منظره اي از شهر اوش
ساختار سياسي:
حکومت این کشور تا ماه ژوئن 2010 جمهوری بود و رئیس جمهور در این کشور رئیس حکومت محسوب مي گرديد. كه در اين راستا برای یک دوره 5 ساله با رای مستقیم مردم انتخاب می گرديد و دارای قدرت عالیه بود و حق انحلال و وتوی تصمیمات قانونگذاری را نيز داشت . بعداز اينكه دولت موقت به رهبري خانم رزا آتونبايوا دست به همه پرسي در مورد اصلاح قانون اساسي زد، از اختيارات رئيس جمهور كاسته و به اختيارات پارلمان افزوده شد . در نتيجه، نوع حكومت در قرقيرستان به حكومت پارلماني تغيير يافت و این كشور به عنوان اولین نظام داراي دموكراسی پارلمانی در آسیای مركزی گرديد. رئیس جمهور فعلي آقاي الماس بيك آتمبايف هماهنگ کننده قواي سه گانه بوده و تصمیمات و خط مشي های کلی کشور را تعیین می کند . شايان ذكر است در همه پرسي ماه ژوئن 2010 ، 90 درصد مردم به تغييرات قانون اساسي راي مثبت دادند و96/7 درصد مخالفت خود را با اين تغييرات اعلام كردند.
نخست وزیر، رئیس دولت مي باشد و اعضای کابینه را معرفی میکند . وزرای دفاع و اطلاعات را رئیس جمهور تعیین مینمايد . نخست وزیر را حزبی که در مجلس بیش از 50 درصد از آرا را به دست آورده باشد، معرفی میکند. اگر هیچ حزبی نتواند بیش از نیمی از آرا را به دست آورد، رئیس جمهور حزبی را که باید نخست وزیر را تعیین کند ، مشخص میکند. مجلس ملی این کشور 90 کرسی دارد. نمایندگان این مجلس با رای مردم برای دورهای پنج ساله انتخاب میشوند .
قانون اساسي: قانون اساسی در 5 می سال 1993 تصويب شد. این قانون مشتمل بر 8 بخش و 97 ماده است.
قوّة مقننه : قوه مقننه از دو مجلس قانونگذاری و مجلس مردمی (ژاگورکوکنش) تشکیل یافته است.
نمایندگان مجلس مرکب از نامزدهای احزاب ،گروهها و یا کاندیدا های منفرد هستند.
قوّة قضائيه: دادگاه قانون اساسی عالی ترین نهاد قضایی کشور است. بخش ششم قانون اساسی قرقیزستان که شامل 11 اصل می باشد، درباره قوه قضائیه این کشور بحث می کند. دادگاههای جمهوری قرقیزستان عبارتند از: دادگاه قانون اساسی، دادگاه عالی، دادگاه عالی اقتصادی، دادگاه های محلی، دادگاه های استان ها، دادگاه اقتصادی مناطق، دادگاه های نظامی، و نیز دادگاه های متشکل از بزرگان قوم و دادگاههای داوری. در قانون اساسی قرقیزستان اشاره ای به مستقل بودن قوه قضائیه این کشور نشده است.
شهر بيشكك پايتخت قرقيزستان
جريانهاي سياسي موجود :
حزب آتا ژورت : پايگاه آن در جنوب قرقيزستان است و از طرفداران باقييف رييس جمهور سابق اين كشور مي باشد و يك حزب مخالف با دولت فعلي محسوب مي گردد .
حزب سوسيال دموكرات: گفته ميشود كه حزب سوسيال دموكرات ، غربگراست اما در اين رابطه ترديدهايي وجود دارد و بيشتر يك حزب مليگرا به شمار ميآيد.
حزب عارناموس : از جمله احزاب روسگرا به شمار ميرود.
حزب ريسپوبليكا : يك حزب تازه تاسيس است و مورد حمايت روسيه نيز قرار دارد،
حزب آته ميكين: حزبي است كه به دولت وابسته ميباشد و بيشتر متمايل به روسيه مي باشد .
اقتصاد و كاربري اراضي :
قرقيزستان يك كشور محصور در خشكي و كاملا كوهستاني است . اين كشور نسبتا فقير و اقتصادش بر پايه كشاورزي مستقر است . مهمترين محصولات كشاورزي اين كشور عبارتند از توتون ، پنبه ، سبزيجات ، سيب زميني ، غلات ، ميوه ، گوسفند ، بز ، گاو و پشم است . صنايع كوچك موجود در قرقيزستان شامل پارجه بافي فرآوري مواد غذايي ، سيمان ، كفش ، اثاثيه منزل ، موتور هاي الكتريكي ، طلا و ديگر فلزات مي باشد .
ساختار فرهنگي:
مراكز و نهادهاي فرهنگي دولتي:
وظايف اصلي وزارت فرهنگ و گردشگري عبارتند از:
- حفظ ميراث تاريخي، فرهنگي و معنوي و توسعهي هنر و فرهنگ ملي قرقيزستان.
- تأمين دسترسي مردم به پيشرفتهاي فرهنگي، هنري و علمي
*آكادمي ملي هنر
* موسسه فيلم قرقيز كينو
* موسسه فيلم دولت
جايگاه موسسات غير دولتي(سمن ها)
جمهوری قرقیزستان را کشورِ سازمانهای غیر دولتی می نامند. زیرا اکنون در قرقیزستان بنا بر برخي آمار بالغ بر 5 هزار سازمان غیر دولتی با کارکردها، برنامه ها و اسامی مختلف فعالیت می کنند. اما اکثر قریب به اتفاق این سازمان ها تحت پوشش اقدامات بشر دوستانه فعالیت می کنند اما در واقع اهداف و مقاصد سياسي را با حمايت هاي مالي كشور هاي خارجي دنبال مي نمايند . در اين خصوص تعدادی از سازمانهای غیر دولتی در عرصه دفاع از حقوق زنان مي باشند و تعدادی هم در مقام دفاع از حقوق شهروندي هستند. تعدادی نيز قصد دارند نقشي فعال تر و مستقيم در عرصه سياست داشته باشند. این در حالی است که اكثر این سازمانها یک وجه مشترک دارند و آن تأمين منابع مالی و تدارکاتی این گروهها از سوی بنیاد ها و نهادهای کشورهای خارجي به ويژه غربی است.
جايگاه و كاركرد رسانه هاي گروهي :
* بيش از 500 رسانه اعم از تصويري و انتشاري در وزارت دادگستري قرقيزستان به ثبت رسيده است.
*آژانسهاي خبري : 8 آژانس خبري در قرقيزستان فعاليت ميكنند كه عبارتند از آژانس دولتي خبر ، آژانس آكي پرس، آژانس قرقيز پرس، آژانس اينفو بيشكك ، آژانس خوش خبر ، و تعداد ديگر
*روزنامه ها: تعدادي روزنامه به زبانهاي قرقيزي و روسي منتشر ميشود كه مشهورترين آنها عبارتند از ، روزنامه ويچرني بيشكك ، روزنامه اسلاوا قرقيزستان،روزنامه مايا استاليتسا مخالف،روزنامه قرقيز توسو قرقيزي، روزنامه اركين تو قرقيزي ، روزنامه آگم و …
*مجلات معروف : مجله تحليلي پروفي، مريم ، آكي پرس، بازار سرمايه، اخبار تجارت، ادبيات قرقيزستان و چالكان
*راديو داخلي : راديو پراميدا، اروپا پلوس، راديو روسيه، راديو اباندورو قرقيزستان، آتو راديو،راديو آلماز، راديو اوكي، راديواكو بيشككا، راديو مير ، راديو ماناس و چند راديوي استاني
*راديو هاي خارجي : راديو آزادي ، راديو بي بي سي و راديو آمريكا قرقيزي از فعال ترين راديوهاي خارجي محسوب مي گردند .
شبكه هاي تلويزيوني و راديويي:
در قرقيزستان 5 شبكه محلي وجود دارد و علاوه بر آن يك شبكه كابلي بنام آلا تي وي نيز وجود دارد كه 60 شبكه تلويزيوني ( عمدتا روسي زبان/ البته كانالهاي عربي زبان ، چيني ، تركي ، انگليسي ، ايتاليايي ، آلماني و فرانسوي نيز در آن وجود دارد ) را با هزينه ماهيانه حدود 10 دلار به مكانهاي مورد درخواست منتقل مي كنند. حدود 8 شبكه راديويي نيز در قرقيزستان فعال است برخي شبكه هاي راديويي و تلويزيوني : آلماز ( راديو) ، ماكس (راديو) ، پيراميد( راديو/ تلويزيون ) ، NBT (ان.ب.ت تلويزيون) ، كوورت ( تلويزيون) ، آسياسنتر( راديو) ، راديو اروپا ، هيت اف ام (راديو) ، اوكي راديو ، ماناس (راديو/ وابسته به دانشگاه تركي ماناس ) ، آتو راديو، راديوشانسون، راديو رترو، مير (راديو/ تلويزيون)
مطبوعات:
به علت سلطه طولانی فرهنگ روس بر مطبوعات قرقیزستان، این رسانه های گروهی هنوز شدیدا تحت تاثیر آن فرهنگ قرار دارند. نخستین روزنامه قرقیز زبان این جمهوری«کوهستان آزاد » نام داشت که در سال 1924 در تاشکند منتشر می شد . روزنامه قرقیز روخو ، این روزنامه به معنی «روح مردم قرقیز» در 1991 فعالیت خود را آغازكرده است. یکی از فعالیتهای جالب توجه این روزنامه، ترجمه قرآن به زبان قرقیزی و همچنین انتشار زندگی حضرت محمد در این روزنامه است.
هنرهاي سنتي و مدرن رايج:
هنر هاي سنتي : نقاشي روي چرم ، نقاشي روي ساقه ني ،كلاه بافي قرقيزي ، نمد ملي ، گليم بافي ، مجسمه سازي
ساختار آموزشي:
قبل از فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي ساختار آموزشي به طور تمام وكمال تابع سيستم آموزش و پرورش دولتي مركزي بود بعد از استقلال حركت به سمت اصلاحات بر اساس نياز و ضرورت شهروندان آغاز گرديده و تاكنون محوريت را بر اساس تشكيل كلاس هاي آموزشي به زبان و فرهنگ قرقيزي قرار داده است . طبق قانون اساسي اين كشور ، تحصيل تا كلاس نهم اجباري و رايگان مي باشد. شايان ذكر است وزارت آموزش و پرورش قرقيزستان در سال 1992 تاسيس گرديد و تا كنون چند زبان خارجي از جمله انگلیسی ، آلمانی و فرانسه را در داخل دروس گنجانده است . تعداد دانش آموزان در 2000 مدرسه نيز بالغ بر 200/1 ميليون نفر مي باشد و درصد بي سوادي تقريبا صفر است.
مراكز و نهادهاي آموزشي دولتي :
نهادهاي دولتي متولي امر آموزش عبارتند از : وزارت آموزش و پرورش براي دوره تحصيلي قبل از دانشگاه و وزارت علوم و آكادمي علوم دو نهاد متولي امور تحصيلات عالي هستند.
وضعيت آموزش عالي و مراكز مهم دانشگاهي:
آموزش عالی در دانشگاه هاي قرقیزستان به سطوح مختلف تقسیم شده و به مدت پنج سال متوالی ادامه مي يابد
سه سطح عمده از آموزش عالی عبارتند از :
Incomplete Higher Education آموزش ناقص عالي
Basic Education آموزش پایه
Complete Higher Education آموزش کامل عالي
پس از پایان موفقیت آمیز تحصيل در سطوح پایه و کامل آموزش عالی در دانشگاهها ، دانش جويان با مدارک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد به ترتیب فارغ التحصيل مي گردند .
شهر جلال اباد
دانشجويان خارجي در دانشگاههاي قرقيزستان: از بيش از 20 كشور جهان دانشجو در دانشگاههاي اين كشور مشغول به تحصيل مي باشند كه عمده ترين دانشجويان خارجي در دانشگاههاي قرقيزستان شامل دانشجوياني از كشور هاي پاكستان ، تركيه ، قزاقستان ، تاجيكستان ، هند و .. ميباشند .
جمهوري قرقيزستان داراي 32 دانشگاه دولتي و 20 دانشگاه غير دولتي است كه مجموعاً در حدود 200 هزار دانشجو در آنها مشغول به تحصيل مي باشند.
دانشگاههاي مشهور داخلي عبارتنداز : دانشگاه ملي بالاساغوني ، دانشگاه علوم انساني ، دانشگاه تربيت معلم آرابايف ، دانشگاه فني ، اكادمي علوم پزشكي ، دانشگاه دولتي ملي اوش با سابقه 50 ساله ، آكادمي علوم قرقيزستان: اين آكادمي در سال 1943 بعنوان بخشي از آكادمي علوم شوروي با اهداف پيشبرد علم و تحقيقات و تكنولوژي و ترييت محققان قرقيزي تاسيس شد. هم اكنون 110 عضو اعم از اعضاي فعال و افتخاري دارد. اين موسسه علمي داراي 4 دپارتمان با عناوين فيزيك رياضي و معدن ، علوم كشاورزي بيولوژي و شيمي ، دپارتمان علوم اجتماعي و دپارتمان جنوبي است
دانشگاههاي مشهور خارجي عبارتند از : دانشگاه آمريكائي آسياي مركزي ، دانشگاه تركي – قرقيزي ماناس، دانشگاه روسي قرقيزي اسلاويانسكي ، دانشگاه ازبك قرقيز، دانشگاه تركي قرقيزي آتاتورك
نظام آموزش امور ديني:
در اين كشور دانشگاه اسلامي قرقيزستان به رياست عبدالشكور نارماتاف مشغول به فعاليت ميباشد كه معتبرترين دانشگاه در اين زمينه است. شايان ذكر است اين دانشگاه تحت نظارت اداره مفتيات اداره ميگردد. اين دانشگاه در رشتههاي حقوق، زبان و علوم اسلامي داراي كرسي بوده و داراي 300 دانشجو و 34 استاد ميباشد. شايان ذكر است حوزههاي علميه ديگري نيز به صورت خصوصي مشغول به فعاليت ميباشند .
وضعيت سياسي، اجتماعي و اقتصادي اقليتهاي مذهبي:
بيشترين اقليت ديني بعد از مسلمانان ، مسيحيان ارتودوكس با 15درصد جمعيت مي باشند كه اكثراً روس تبارند . در قرقيزستان 2044 گروه ديني به صورت رسمي به ثبت رسيده است كه از اين تعداد 309 گروه مربوط به نهاد هاي مسيحي مي شود . كليساي ارتودوكس قرقيزستان كه در مركز شهر بيشكك قرار دارد برنامه هاي منظمي را جهت تبليغ مسيحيت به اجرا گذاشته است . از جمله اين فعاليت ها تعليم مبلغين و اعزام آنها به ساير مراكز تحت پوشش كليسا است . خاطر نشان مي سازد حاكميت تاكنون محدوديتي براي فعاليت هاي فرهنگي و اقتصادي آنها ايجاد نكرده و در انجام فعاليتهاي ديني آزادند . شيعيان اين كشور نيز با جمعيتي حدود 24000 تن از مهاجرين آذري مي باشند كه در زمان شوروي سابق به اجبار به اين مناطق كوچ داده شده اند.
تعداد يهوديان بنابر آمار بالغ بر3000 تن مي باشد كه اكثراً به فعاليتهاي اقتصادي مشغول هستند.گفته مي شودكه ميزان نفوذ يهوديان در بين برخي از مقامات دولتي و تصميم گزار زياد مي باشد. بسياري از اين اقليت بعداز فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به روسيه و يا فلسطين اشغالي مهاجرت نموده اند .
تاريخچه مختصر ، چگونگي و ميزان روابطه دو كشور در زمينه هاي مختلف:
روابط جمهوری اسلامی ایران و قرقیزستان طي سالهاي گذشته مبتنی بر دوستی و احترام متقابل بوده و اراده مسئولان دو کشور نیز برگسترش روابط في مابين استوار بوده است. پس ازفروپاشی شوروی سابق، نخستين ارتباط قرقيزستان با جمهوری اسلامی ايران سفر وزير امور خارجه آن کشور به ايران درسال 1370 ه. ش به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی (ره) بود. در20/2/1371 موافقت نامه برقراری روابط بين دو کشور به امضا معاونين وزارت خارجه طرفین رسيد. در مهرماه همان سال سفارت ایران در بيشکک (پايتخت قرقيزستان) فعاليت خود را آغاز نمود. سفر عسگرآقايف (رئيس جمهور اسبق قرقيزستان) دراواخر خرداد ماه 72به ايران نقطه عطف و سرفصل جديدی در روابط سياسی دو کشوربشمار می رود که از دستاوردهای آن امضا 7 سند در زمينه های مختلف اقتصادی و سياسی می باشد.
حمایت قرقیزستان از موضع ایران در خصوص حقوق بشر در سازمان ملل متحد نمونه دیگر از همکاریها مي باشد. اراده جمهوري اسلامي ایران در برقراري رابطه با قرقیزستان، مبتني بر توسعه همکاریهای دوجانبه در زمینههای سیاسی ، اقتصادی ، تجاری، فرهنگی ، علمی و گسترش همکاریهای فیمابین در اکو ، سازمان کنفرانس اسلامی ، سازمان همکاریهای شانگهای و بسط همکاریها در سطح مجامع و سازمانهای بینالمللی بوده است.
رابطه فرهنگي:
موافقتنامه فرهنگي ميان دو كشور در سال1372 هجري شمسي به امضا رسيد و پس از يك وقفه طولاني مدت رايزني فرهنگي ج.ا.ايران در سال 1388 هجري شمسي در بيشكك تاسيس شد . تا كنون نيز روابط فرهنگي ميان دو كشور از روند خوبي برخوردار بوده و بر اساس همان موافقتنامه كه قابل تمديد نيز مي باشد . شاهدتوسعه روابط فرهنگي در همه عرصه ها مي باشيم. تا كنون 10 كميسيون اقتصادي ، بازرگاني ، علمي و فرهنگي بين دوكشور برگزار گرديده است .
مسجد شيخ انصارى - نجف اشرف عراق
امام خميني سيزده سال در اين مسجد تدريس داشتند
مسجد شيخ انصاري در محله "حُوَيش" در شهر نجف اشرف با مساعدت و تحت نظارت شيخ مرتضي انصاري (ره) احداث گرديد .
اين مسجد محل برگزاري جلسات درس بزرگان حوزه علميه نجف اشرف از جمله سيّد محمّد كاظم يزدي ، و امام خميني (ره) در سال هاي تبعيد و اقامت در نجف بوده است ، در اين مسجد به اقامه نماز جماعت و تدريس ميپرداخت.
امام خميني قريب سيزده سال در دوران تبعيد در عراق به تدريس در حوزه علميه نجف در مسجد شيخ انصارى پرداخته و معارف اهل بيت و فقه را در عاليترين سطوح تدريس مي كردند.
امام خميني (ره) سلسله درس هاى خارج فقه خويش را با همه مخالفتها و كارشكني هاى عناصر مغرض در آبان ۱۳۴۴ دراين مسجد آغاز كردند و تدريس هاي ايشان تا زمان هجرت از عراق به پاريس ادامه داشت.
مبانى متقن امام در فقه و اصول و تسلط ايشان در رشته هاى معارف اسلامى بدان پايه بود كه پس از اندك زمانى على رغم كارشكني هاى مختلف ، حوزۀ درسى ايشان به عنوان يكى ازبرجسته ترين حوزه هاى درسى نجف از لحاظ كيفيت و كميت شاگردان شناخته شد.
جمع زيادى از طلاب علوم ديني اعم از ايرانى ، پاكستانى ، عراقى ، افغانى ، هندى و كشورهاى حوزۀ خليج فارس همه روزه از محضر درسى ايشان بهره مى بردند.
در اين مسجد بود كه امام خميني (ره) براى نخستين بار مبانى نظرى ولايت فقيه را در چندين جلسه تدريس نمودند.
حضرت امام خميني (ره) كتاب ولايت فقيه را به زبان فارسي براي طلاب ارائه ميدادند و حتي بزرگاني از علما مانند آيت الله شهيد محمدباقر صدر براي تأييد و تقويت امام ، شاگردان خود را پاي درس ايشان ميفرستادند .
مسجد شيخ انصاري همچنان پایگاهی برای فراگیری علوم دینی است و يكي از مدارسي را تشكيل ميدهد كه در حال حاضر بيشتر در آن دروس مقدمات، سطح 1 و 2 و خارج تدريس ميشود.
مسجد شيخ انصاري وقف بوده و توليت آن را آيت الله سيد رضي الدين مرعشي كه يكي از علماي معروف نجف و استاد درس خارج فقه و اصول حوزه نجف مي باشند بعهده دارند .
تقدير الهى براى مؤمن

شرح حدیثی از پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) توسط حضرت آیتالله العظمی خامنهای در ابتدای جلسه درس خارج فقه جلسه بیست و ششم
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
عجباً للمؤمن لايقضي اللّه عليه قضاءً إلا كان خيراً له، سرّه او ساءه. إن ابتلاه كان كفّارةً لذنبه، وإن اعطاه وأكرمه كان قد حباه. (تحف العقول صفحه 48)
هرچه را خداوند براى مؤمن، مقدّر فرمايد، خير او است، خواه حوادثى كه او را ناراحت مى كند مثل بيمارى و خواه امورى كه او را خوشحال مى كند.
حوادث محزون كننده، كفاره گناهان و حوادث خوشحال كننده عطاياى الهى است.
اين مضمون در اشعار حافظ هم آمده «در طريقت هرچه پيش سالك آيد خير او است» لكن حافظ اين معنا را مختص به سالك دانسته ولى اين روايت، آن را درباره مطلق مؤمن بيان فرموده است.
اخلاق کارگزاران در مکتب امام
اهداف حکومت اسلامی و مکانیسم کارگزاری در آن
کارگزاری در سیستم حکومت دینی از مکانیسمی ویژه برخوردار است و کاملاً صبغهی دینی دارد و نمیتواند همچون سیستمهای بشری، معطوف به مقولههایی همچون قدرت، سود و لذت باشد، بلکه ساختار کارگزاری دینی معطوف به ارزشها و سنن الهی و بایدها و نبایدهای اخلاقی، حقوقی، اجتماعی و سیاسی است.
منظور از اخلاق کارگزاران آن بخشی از اخلاق است که صفات نفسانی و افعال و شیوهی متصف شدن به صفات فرد را از حیث اینکه دارای قدرت است بررسی میکند. هدف از این بخش اخلاق، آراستن نفس مقامات سیاسی و اداری به خصلتهای پسندیده و زدودن اخلاق ناپسند است. (خمینی، 1371: 510)
حکومتهای گوناگون جهان براساس نوع و محتوای حاکمیت و حکومت، اهداف گوناگون و مختلفی را دنبال میکنند. یک دسته از حکومتها بیشتر بُعد مادی و دنیوی را اهداف اصلی خود قرار دادهاند. در این نوع حکومت، از قوانین و مقررات برای محکم کردن پایههای قدرت، رفاه حال و آسایش مادی حکومتکنندگان یا اکثریت استفاده میشود. در مقابل این نوع حکومت سکولار و دنیاگرا، نظام دین است که حکومت و قدرت، یک ابزار برای خدمت به خلق خدا و رساندن بشر به سعادت و کمال دنیوی و اخروی است. (بهشتی، 1339: 108)
بدین رو، کارگزار نظام دینی تفاوت جوهری با کارگزار در دیگر نظامها دارد و کارگزار در نظام دینی با توجه به اهداف عالی که دارد، بایستی به خصوصیات و خلقیات نیکو آراسته باشد. (نوایی، 1382: 92)
پس از بررسی اهداف کارگزاران در نظامهای دینی و غیردینی، به اهمیت اخلاق زمامداران پرداخته خواهد شد؛ چراکه محدودیتهای قانونی بهتنهایی کافی و کارساز نیست، زیرا چه بسا حاکمان فاسد در چارچوب حقوقی تعیینشده، اسیر هواهای نفسانی خود گردند و عملاًاعمال قدرت را در مسیر ناصحیح قرار دهند. بدین سبب دانشمندان و اهل خرد راههایی جهت کنترل قدرت کارگزاران ارائه دادند که در این میان، باید از امام خمینی (ره) اندیشمندی بزرگ و متخلق به اخلاق نام برد که با توجه به آموزههای اسلامی تلاش کرد تا در عین پذیرش و احترام به قواعد و ساختار حقوقی جهت کنترل قدرت، قدمی بس فراتر بردارد و راهی بهسوی تکامل درونی زمامداران باز گشاید تا از طریق آن، هم زمامداران راه سعادت طی کنند و هم جامعه را بهسوی سعادت و کمال هدایت کنند. سؤالی که در این پژوهش به آن پرداخته میشود، بررسی اخلاق کارگزاران نظام اسلامی در اندیشهی امام خمینی (ره) است. در ادامه به چند مورد از صفات اخلاقی کارگزاران در نظام مردمسالاری دینی ایران در اندیشههای امام خمینی (ره)، رهبر کبیر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پرداخته خواهد شد.
اهداف حکومتها
حکومتهای گوناگون جهان همه یک هدف نداشته و ندارند و از این نظر، اختلافهای فراوان میان آنها دیده میشود. حکومتها از نظر هدف به سه نوع اصلی تقسیم میشود.
نوع اول، حکومتی که هدف اصلی آن تأمین خواستههای حاکم و هیئت حاکمه است. در این نوع حکومت، از قوانین و مقررات، سازمانهای حکومتی و تشکیلات اجتماعی و نظامات آن، فقط یک هدف اصلی منظور است و آن محکم کردن پایههای قدرت حکومت و رفاه حال و آسایش مادی و روحی حکومتکنندگان و رضایت خاطر آنهاست. راه و روش اجتماع و جهت فعالیتهای سازمانهای اجتماعی را تمایلات حکمرانان تعیین میکند. (بهشتی، 1339: 108) ماکیاولی میگوید روش صحیح حکمرانی آن است که حاکم در راه حفظ قدرت و شوکت و اجرای منویات خود، از هیچ چیز نهراسد و هیچ چیز را مانع قرار ندهد و هیچگاه اسیر آنچه فضایل اخلاقی و عقاید مذهبی نام دارد نشود. (عالم، 1377: 41)
نوع دوم، حکومتی که هدف اصلی آن تأمین خواستههای مردم است. این نوع حکومت درست نقطهی مقابل نوع اول، از خود هیچ هدفی ندارد و باید از جامعه الهام بگیرد. آنچه جامعه میخواهد بخواهد و آنچه را جامعه نمیخواهد نخواهد. برای این نوع حکومت نیز حق و باطل، خوب و بد، زشت و زیبا، مصلحت و خلاف مصلحتی جز خواست عموم یا اکثریت وجود ندارد. حق آن است که همه یا اکثریت ملت با آن موافق باشند و باطل آن است که همه یا اکثریت با آن مخالفاند.
نوع سوم، حکومتی که هدف اصلی آن تأمین مصالح مردم است. در این نوع حکومت، اصل ثابت و تغییرناپذیر، مراعات مصالح عمومی است. چنین حکومتی خواستههای مردم را در حدود مصلحت مراعات میکند و رأی اکثریت را در مواردی که خلاف مصلحت تشخیص دهد، شایستهی پیروی نمیداند. در این نوع حکومت تئوکراسی یا الهی، هدف از حکومت و سازمانهای دولتی و مقررات اجتماعی، آن است که عالم انسانیت را به طرف کمال و قرب الهی سوق دهد. (بهشتی، 1339)
اهداف حکومت و مسئولیت در اسلام
تحقق عدالت و معنویت اسلام: حکومت اسلامی نظامی سعادت آفرین است، اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین میکند و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند و مکتبی است که برخلاف مکتبهای غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکتهای ولو بسیار ناچیز، فروگزار ننموده است. (بنیاد مستضعفان، 1372: 6) اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگران و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجرویها و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار، استثمار و استعباد و حدود، قصاص و تعزیرات بر میزان، برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف از اهداف و حکومت و مسئولیت در اسلام است. (همان، 8).
در حکومت اسلامی، آنچه مردود است، حکومتهای شیطانی، دیکتاتوری، ستمگری و سلطهجویی است که دارای انگیزههای مخوف و دنیایی، مانند جمعآوری ثروت، مال، قدرتطلبی و طاغوتگرایی است که انسان را از حق تعالی و معنویت غافل میکند. (خمینی، 1362: 177)
از اهداف دیگر حکومت در اسلام، ایجاد برادری و رحمت در میان مؤمنان است. یکی از فرقهای بین دولتهای غیراسلامی، طاغوت و دولتهای اسلامی این است که در دولتهای اسلامی، محیط، محیط محبت، برادری و دوستی است. امام خمینی (ره) در اینباره میفرماید: «خداوند برای مؤمنینی که در خدمت اسلام هستند، دو خاصیت نقل میفرماید؛ یکی اینکه بین خودشان محیط محبت و دوستی است: رحما بینهم (قران کریم، سورهی فتح، آیهی 29) و در مقابل کفار و اجانب شدید هستند.»
پیاده کردن محتوای اسلام: از اهداف دیگری حکومت و مسئولیت در اسلام، پیاده کردن قوانین، مقررات و محتوای اسلام در عمل و در میان تمامی قشرهای جامعه است. امام خمینی (ره) میفرماید:
«اسلام تاکنون (مگر یک چندی که در صدر اسلام بود) تاکنون به آن معنا که باید پیدا کند، پیدا نکرده و صرف رأی به جمهوری اسلامی، آرمانهای اسلامی تحقق پیدا نمیکند. باید احکام شرعی در خارج، در دادگستری، فرهنگ، بازار، مدارس و در همهی قشرها، صورت عملی پیدا کند. آنوقت افرادی که تربیت میشود انسانهای امین و رحیم هستند. هدف در حکومت اسلامی، خدمت به اسلام و مردم است.» (امام خمینی، 1364: 119)
مکانیسم کارگزاری در حکومت دینی
منظور از کارگزاران، هیئت حاکمه و مقامات و مأموران اداری است. هیئت حاکمه همان مقامات سیاسیای هستند که اصول سیاست و خطمشی عمومی دولت را طرح و تعیین میکنند و مأموران اداری افرادی هستند که اصول و خطمشی عمومی دولت را به اجرا درمیآورند. (طباطبایی موتمنی، 1353: 4)
همانطور که حکومتها از لحاظ نوع اهداف، مختلف و متفاوتاند و حکومتهای مختلف اهداف مختلفی را دنبال میکنند، شیوهی کارگزاری هم در هر نظامی اصولاً متناسب با اهداف و مکانیسم در آن نظام خواهد بود. در یک جامعهی دینی، کارگزاری و پذیرش مسئولیت بایستی با مکانیسم جامعهی دینی تناسب نهادی و ساختاری داشته باشد. همچنین در یک جامعهی سکولار، مکانیسم کارگزاری ذاتاً با آن متناسب است. (نوایی، 1382: 99)
کارگزاری در سیستم حکومت دینی از مکانیسمی ویژه برخوردار است و کاملاً صبغهی دینی دارد و نمیتواند همچون سیستمهای بشری معطوف به مقولههایی همچون قدرت، سود و لذت باشد، بلکه ساختار کارگزاری دینی معطوف به ارزشها و سنن الهی و بایدها و نبایدهای اخلاقی، حقوقی، اجتماعی و سیاسی است که به لحاظ محتوا، آن را از سیستمهای کارگزاری بشری کاملاً متمایز و جدا میسازد. بدین صورت، کارگزار نظام دینی، اجرای عملیاتی اندیشههای الهی در حق جامعه و حکومت است و در راستای اصول دینی و به مرحلهی عینیت رساندن آنهاست. در عمل اجتماعی و انجام وظیفه، کارگزاری باید به بخش اعلا و قلمرو کلیدی حاکمیت، یعنی محور توحید و ولایت بنگرد و اعمال خود را در حوزهی کارگزاری با توجه به این الگو گزینش نماید. بدین رو، کارگزاران نظام دینی همچون کارگزاران الهیاند که رشد عقلانی و معرفتی جامعه را سبب گشته و ایجاد و حفظ امنیت اجتماعی و تأمین معیشت و اقتصاد و رفاه جامعه و در نتیجه، زمینهی رشد جامعهی انسانی تا بینهایت را فراهم میسازند.
کارگزاری در نظام دینی حرکتی الهی و معنوی است که کارگزار را متشبه به خدا و عالم قدس و معنویات مینماید و در واقع بهوسیلهی چنین کارگزاری، زمینهی پیدایش مدینهی فاضله مهیا میشود. (همان، 1382) با توجه به تفاوتهای جوهری کارگزاری نظام دینی با نظامهای سودمحور، کارگزاری در نظام دینی، مقولهای ابزاری است؛ یعنی ابزار تحقق عدالت و معنویت و نوعی امانتداری است. زیرا مردم حاکمیت بر خود را به امانت به او میسپرند و به همین جهت، امری معطوف به خدمت است و طبیعتاً کارگزار باید شایستهترین باشد.
وورلد سوسيالست: برنامه رياضت اقتصادي، فقر در ميان کودکان انگليسي را افزايش مي دهد

پايگاه اينترنتي وورلد سوسياليست درباره روند رو به رشد فقر در ميان کودکان انگليسي نوشت:
موسسه خيريه « کودکان را نجات دهيد » در تازه ترين بررسي خود اعلام کرد تا سال 2020 ، پنج ميليون کودک يعني يک پنجم کودکان در انگليس دچار فقر و محروميت خواهند بود.
بنا بر اعلام اين موسسه، يک ميليون و 400 هزار کودک در شش سال آينده گرفتار فقر خواهند شد و اين بدان معناست که محروميت اجتماعي در کشوري همچون انگليس به ميزان بي سابقه اي رو به افزايش خواهد گذاشت.
در حال حاضر، سه ميليون و 500 هزار کودک يعني از هر چهار کودک يک نفر در خانواده اي زندگي مي کند که ميزان درامد آن کمتر از 60 درصد درامد يک خانواده متوسط است.
ميليون ها کودک هم از غذا ، خانه و پوشاک مناسب محروم هستند.
طرح رياضت اقتصادي دولت محافظه کار انگليس خطر افزايش فقر در ميان کودکان را تشديد کرده است؛ طرحي که به ميزان قابل توجهي ارائه خدمات اجتماعي در کشور را تحت شعاع قرار خواهد داد و موجب کاهش 23 درصدي اين خدمات خواهد شد.
موسسه خيريه «کودکان را نجات دهيد» که با کارشناسان اقتصادي همکاري دارد پيش بيني کرده است کاهش اينگونه خدمات موجب خواهد شد تا 325 هزار جوان ديگر زير خطر فقر قرار گيرند.
اين آمار و ارقام نتايج بررسي هاي موسسه خيريه اکسفام را نيز تاييد مي کند که اعلام کرده است با کاهش خدمات اجتماعي يک ميليون و 800 هزار خانواده گرفتار فقر شده است.
کميسيون مقابله با فقر کودکان اين هفته با ارائه اسناد و مدارک بيشتر درباره افزايش فقر در ميان کودکان اعلام کرد تحقق برنامه دولت هاي قبلي و فعلي براي ريشه کن سازي کامل فقر در ميان کودکان تا سال 2020 ممکن نخواهد بود.
نتايج تحقيقات اين کميسيون نشان مي دهد به منظور تحقق اين هدف، نرخ استخدام والدين بايد به صد درصد برسد که حتي در صورت تحقق چنين چيزي باز هم به علت بالارفتن نرخ تورم در حد فاصل سال هاي 2010 تا 2013 و کاهش کلي دستمزدها ريشه کن ساختن فقر در ميان کودکان ممکن نخواهد بود.
افزايش فقر در ميان کودکان تنها نتيجه کاهش خدمات اجتماعي نيست بلکه ريشه در کاهش استانداردهاي زندگي طبقه کارگر در طولاني مدت نيز مي تواند داشته باشد.
زندگي براي کودکان فقير بسيار دشوارتر شده است و آنها مجبور به تحمل فشارهاي ناشي از رکود اقتصادي هستند.
شرايط زندگي براي نيمي از خانواده هاي کم درامد دشوارتر شده است.
موسسه خيريه « کودکان را نجات دهيد » اعلام کرد دو سوم کودکان فقير در خانواده هاي طبقه کارگر زندگي مي کنند که شمار آنها در يک دهه گذشته 20 درصد افزايش يافته است.
بنا بر گزارش اين موسسه ، بيش از 30 درصد والدين معتقدند دغدغه هاي مالي تاثيري قابل توجه بر خانواده آنها داشته است.
در اين گزارش آمده است يک ميليون و 600 هزار کودک انگليسي از امکانات کافي گرمايشي محرومند و اين مسئله خطر ابتلا به بيماري هايي همچون آسم را در ميان آنها افزايش داده است.
اين موسسه با هشدار درباره افزايش فقر و تورم اعلام کرد بهاي مواد غذايي 19 درصد بيشتر از ديگر اقلام در حدفاصل سال هاي 2007 تا 2011 افزايش داشته و اين مسئله موجب شده است تا بسياري از مواد غذايي از سبد غذايي تعداد قابل توجهي از خانواده ها حذف شود.
انگليس ششمين کشوري است که بيشترين توليد ناخالص داخلي را در جهان دارد اما ميليون ها کودک در اين کشور از امکانات اوليه محرومند.
ابراز نگراني سازمان ملل از وخامت وضع مسلمانان روهينگيا در ميانمار

يک مقام سازمان ملل متحد روز سه شنبه در کنفرانسي خبري در نيويورک اعلام کرد شرايط انساني در ميانمار براي افراد نيازمند - که بيشتر آنها را مسلمانان روهينگيا تشکيل مي دهند - رو به وخامت است .
کيونگ وا کانک معاون کمک هاي بشردوستانه سازمان ملل متحد همچنين گفت اين سازمان تخمين مي زند 95 درصد از آوارگان داخلي در منطقه راخين را مسلمانان تشکيل دهند.
به گزارش خبرگزاري آناتولي از نيويورک، کيونگ وا کانک گفت:« بايد بگويم شرايط براي مسلمانان در اردوگاه ها بسيار وخيم است و دليل آن هم اين است که اين افراد از آزادي هاي کمي براي خارج شدن از اردوگاه ها برخوردارند.»
او افزود افراد در اردوگاه ها «بسيار محدود و به کمک هايي وابسته هستند که براي آنها ارسال مي شود.»
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد که اوايل ماه ژوئن منتشر شد، حدود 421 هزار نفر در ميانمار « به کمک هاي فوري نيازمندند.»
کانگ گفت بهبود شرايط در مجموع مستلزم « تغيير فرهنگ » از جمله « مصالحه بين جوامع بودايي و مسلمان است.»































