Super User
دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به خوبی برگزار شد
سید حسن صفایی رئیس حزب اعتدال افغانستان در گفت و گو با خبرنگار رادیو دری اظهار داشت: با وجود برخی نگرانی ها انتخابات در نقاط مختلف افغانستان بدون چالش خاص امنیتی برگزار شد.
وی افزود: در برخی مراکز رای گیری برگه های رای قبل از وقت به اتمام رسید که در بخشی از آن ها مشکل حل شد و در بخشی هم برگه های اضافی رای به موقع نرسید.
به گفته این کارشناس سیاسی شرکت مردم در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری همانگونه که پیش بینی می شد نسبت به دور اول تا حدی کمتر بود چون در دور اول انتخابات شوراهای ولایتی هم برگزار شد که باعث شد تعداد بیشتری از مردم در انخابات شرکت کنند.
صفایی گفت: حضور زنان در این دور از انتخابات هم در بسیاری از مراکز رای گیری چشمگیر بوده است.
وی اضافه کرد: این دور از انتخابات برای افغانستان از اهمیت خاصی برخوردار بود که باوجود نگرانی ها با کمک خداوند به خوبی سپری شد.
افزایش تحریکات ضد اسلامی در انگلیس
مسلمانان منطقه بیرمنگام میگویند در یک ماه اخیر آنها هدف تبلیغاتی قرار گرفتهاند که مقصود آن سیاه نمایی مسلمانان و افراطی نشان دادن مسلمانان بوده است.
آيتالله سيستانی خواستار تقويت الفت و محبت ميان مردم عراق شدند
حضرت آیت الله العظمی "سیدعلی سیستانی" مردم عراق را به تقویت الفت و محبت در میان مردم این کشور با مذاهب و قومیتهای مختلف فراخواندند.
ایشان همه مردم عراق و خصوصا ساکنان مناطقی را که تنوع مذهبی دارد به خویشتنداری و تلاش برای تقویت الفت و محبت میان خود فراخواندند.
آیتالله سیستانی خواستار خودداری از هرگونه گرایش طایفهای و قومیتی شدند که به بافت جمعیتی این کشور لطمه وارد میکند. ایشان همچنین خواستار خودداری از اقدامات مسلحانه شدند.
آشنائی با کشور بحرين
نام كشور: پادشاهي بحرين
پايتخت: منامه
زبان و خط رسمی: عربي
نوع حکومت: پادشاهي
مساحت: 706 کیلومتر مربع
جمعيت: بيش از 1 ميليون نفر
واحد پول: دینار بحرین (BHD)
شهرهاي بزرگ: محرق، رفاع شرقی، رفاع غربی، مدینه حمد، شهرک عیسی، الحد، جدحفص، مدینة زاید، الزلاق، باب البحرين
مذهب رسمي: اسلام دین رسمی بحرین است.
بر اساس سرشماری حدود ۸۱٫۲٪ کل جمعیت بحرین مسلمان ، ( حدود ۷۰٪ شیعه مذهب و بقيه مالكي مذهب ) ، ۹٪ مسیحی ( اتباع و مهاجران) و ۹٫۸٪ پیرو دیگر ادیان (بیشتر هندو) هستند. یک گروه کوچک بومی یهودی هم در این کشور زندگی میکنند.
موقعيت جغرافيايي كشور:
این کشور در همسایگی جمهوري اسلامي ایران، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی قرار دارد و از مجموعهای از جزایر بزرگ و کوچک تشکیل شده است. در دوران های گذشته، بحرین بر مملکتی وسیع اطلاق می شد که یک سوی آن بصره و سوی دیگر آن عمان بود برخی علت نامگذاری آن را به بحرین وجود دریاچهای در بخشی از این سرزمین دانستهاند اما امروزه بر مجمع الجزایری اطلاق می شود که در حاشیه جنوبی خلیج فارس و در میان شبه جزیرۀ قطر در مشرق و جنوب، و خاک عربستان سعودی در مغرب قرار دارد. مجمع الجزایر بحرین با وسعت ۷۶۷ کیلومتر مربع از ۳۵ جزیره بزرگ و کوچک تشکیل شده است. بزرگترین این جزایر به نام جزیره بحرین موسوم است که در قدیم به تیلوس معروف بوده است. شهر منامه پایتخت بحرین در همین جزیره واقع شده است. بحرین فاقد مرز زمینی است و تنها با پلی به طول حدود ۲۵ کیلومتر که به نام پل فهد معروف است و در سال ۱۹۸۶ افتتاح شده به عربستان سعودی متصل است.
شهرهاي منامه و محرق
بحرین آب و هوایی خشک با زمستانهایی معتدل و تابستانهایی بسیار گرم و مرطوب دارد. نفت و گاز طبیعی و ماهی و مروارید از منابع طبیعی این کشور است اما کاهش ذخیره نفتی باعث شده تا بحرین در سالهای اخیر به سمت فرآوری و تصفیه نفت حرکت کرده و به یکی از مراکز بانکی بینالمللی تبدیل شود.
تقسيمات كشورى:
بحرین به پنج استان بخش شده و تا ۳ ژوئیه۲۰۰۲ دارای ۱۲ شهرستان بود. استانهای بحرین عبارتند از:
- استان عاصمه
- استان وسطی
- استان محرق
- استان شمالی
- استان جنوبی
تاريخ:
بحرین از سال ۱۸۲۰ میلادی تحت سرپرستی کشور بریتانیا درآمد و در سال ۱۹۷۱ اعلام استقلال کرد و ایران اولین کشوری بود که استقلال آن را به رسمیت شناخت..
در سال ۱۹۲۷ ایران در شکوائیهای رسمی به بریتانیا نسبت به قرارداد این کشور با سلطان نجد و حجاز (که پس از مدتی به عربستان سعودی تبدیل شد) اعتراض کرد. چون در بخشی از این پیمان، از «... تعهد به حفظ روابط دوستانه و صلحآمیز با سرزمینهای کویت و بحرین...» یاد شده بود. اما انگلیسیها امیر بحرین را حاکمی مستقل و جزیره و اهالی آن را تحتالحمایه دولت بریتانیا دانستند و مدعی شدند که ادعای حاکمیت ایران بر بحرین بر هیچ مبنای معتبری استوار نیست. در سال ۱۳۳۶ قانون تقسیمات کشوری جدیدی به تصویب رسید که در آن بحرین استان چهاردهم ایران تعیین شده بود.
حكومت پهلوي در ۹ مارس ۱۹۷۰ (اسفند ۱۳۴۹) با درخواست از دبیرکل سازمان ملل برای اعمال مساعی جمیله به منظور تشخیص خواست واقعی مردم بحرین پیشقدم شد. حكومت پهلوي اعلام کرده بود نظر نمایندگان سازمان ملل را در صورتی که با تایید شورای امنیت سازمان ملل همراه باشد خواهد پذیرفت. بریتانیا نیز از اين پیشنهاد استقبال کرده و دبیرکل سازمان ملل هیئتی را به ریاست ویتوریا گیچاردی مأمور انجام این کار کرد. هیئت مذكور نيز پس از مدتي اعلام کرد که تقریباً تمام مردم بحرین خواهان یک حکومت کاملاً مستقل هستند و اکثریت بزرگی از آنها آن را یک کشور عربی میدانند. این تصمیم در شورای امنیت تایید شده و بحرین استقلال خود را در ۱۴ اوت ۱۹۷۱ اعلام کرد و حكومت پهلوي نیز اولین کشوری بود که آن را به رسمیت شناخت.
ساحل محرق
سياست داخلی:
بحرین یک حکومت پادشاهی مشروطه است. پادشاه به طور موروثی از خاندان آل خلیفه انتخاب میشود . قانون اساسی فعلی این کشور در سال ۲۰۰۲ تصویب شد. نظام حقوقی این کشور ترکیبی از حقوق اسلامی (فقه) و کامن لا انگلیسی است.
شاه یا امیر کنونی کشور حمد بن عیسی آل خلیفه است که از سال ۱۹۹۹ قدرت را در دست دارد. ولیعهد سلمان بن حمد، پسر وی است که در سال ۱۹۶۹ به دنیا آمده است. ریاست دولت به عهدهٔ نخستوزیر خلیفه بن سلمان پسرعموی شاه است که از سال ۱۹۷۱ این مقام را دارد. قوهٔ مقننه دو مجلسی این کشور (المجلس الوطنی) از مجلس شورا (مجلس الشوری) و مجلس نمایندگان (مجلس النواب) تشکیل میشود. هر دو مجلس ۴۰ عضو دارند. تمامی اعضای مجلس علیا (مجلس شورا) توسط شاه و تمامی اعضای مجلس سفلی (مجلس نمایندگان) با رأی مستقیم مردم انتخاب میشوند. در بحرین حدود ۱۵ حزب سیاسی شامل احزاب مذهبی، لیبرال، چپ و بعثی وجود دارد.
قلعه آراد در آراد
وضعيت اقتصادي:
بحرین کشور ثروتمندی نیست و حتی بخشی از انرژی آن توسط عربستان تأمین میشود.
تنها صنعت داخلی این کشور تولید آلومینیوم است که در مقیاس فراوان تولید و عرضه میشود. بحرین رتبهٔ نخست تولید این محصول در خاورمیانه و رتبهٔ پنجم در سطح جهانی را داراست. واحد پول بحرین دینار است که هر یک صد دلار برابر با ۵/۳۷ دینار میباشد. اقتصاد کشور بحرین وابسته به بانکداری، هواپیمایی و خدمات فرودگاهی، بنادر صنعتی، صنایع، ساخت و تعمیر کشتی و ناو میباشد.
بحرین اولین کشور حوزه خلیج فارس است که نفت در آن اکتشاف شده ولی منابع نفت و گاز آن بسیار محدود است، اقتصاد سنتی بحرین وابسته به مروارید بوده اما در حال حاضر بیشتر درآمد ساکنان بحرین از بانکداری و گردشگری تامین میگردد. فراوردهای نفتی ۶۰٪ صادرات و درآمد دولت این کشور و همچنین ۳۰٪ تولید ناخالص داخلی بحرین را تشکیل میدهد.
اقتصاد بحرین عمدتاً بر پایة فعالیتهای بازرگانی و خدمات (حدود 2 ر64%) و بخش ساختمان (حدود 3 ر17%) است . پس از آن بخشهای صنایع و نفت (حدود12%) و بخش کشاورزی (حدود5 ر6%) قرار دارند. در 1903 صید و تجارت مروارید فعالیت اساسی اقتصاد بحرین را تشکیل می داد. در آن سال بر اثر کشف نفت بحرین و به بازار آمدنِ مروارید پرورشی ژاپن ، صید مروارید دربحرین روبه کاهش نهاد.
.مهمترین معادن بحرین نفت و گاز است . مقدار ذخایر نفت آن محدود است و بیشتر نفت پالایشگاه آن (در جزیرة ستره ) از عربستان سعودی با لوله و از طریق دریا وارد می شود. از صنایع جدید، کارخانة ذوب و ساخت ورقه های آلومینیوم (آلبا)، کارخانة تهیة کود شیمیایی و مجتمع پتروشیمی مي باشد نیز در دهة هشتاد (1359ـ 1369ش ) احداث کارخانه های آهن ، فولاد و تولید گاز آن به پایان رسیده است . همچنین کارگاههای تعمیر کشتیهای بزرگ اقیانوس پیما دربحرین احداث شده است و در اسکله های آن کشتیهای پانصدهزار تنی می توانند پهلو بگیرند. از صنایع دستی دارای صنایع ظریف و ساخت کشتیهای کوچک است .دامداری و زراعت بحرین محدود است . پرورش اسب و شتر در آنجا رواج دارد. اراضی مزروعی آن به حدود 155 ، 12 هکتار می رسد، و زراعت عمدتاً در حاشیة شمال شرقی آن صورت می گیرد. محصولات عمدة آن میوه ، انواع سبزی و علوفه است . صیدماهی و میگو در بحرین انجام می گیرد و میگوی آن صادر می شود.
تولید ناخالص داخلی در این کشور 66/19میلیارد دلار است. ۳۶۳ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل میدهند.
نرخ بیکاری در این کشور ۱۵ درصد است و نرخ تورم آن 4/3 درصد مي باشد. این کشور روزانه ۱۸۴ هزار بشکه نفت تولید میکند.
محصولات صادراتی این کشور شامل نفت و محصولات پتروشیمی، آلومینیوم و منسوجات است که به کشورهای عربستان سعودی(5/3 درصد)، آمریکا (5/2 درصد) و امارات متحده عربی (5/2درصد) صادر میشود.
محصولات وارداتی آن شامل نفت خام، ماشینآلات و مواد شیمیایی است که از کشورهای عربستان سعودی (3/37درصد)، ژاپن (1/7 درصد)، آمریکا (2/6 درصد)، آلمان (6/4درصد)، امارات متحده عربی (2/4 درصد) و چین (1/4 درصد) وارد میشود.
دانشگاه منامه
جاذبههای گردشگری:
سواحل بحرین بسیار دیدنی است و بسیاری از ورزشهای آبی در گرمای همیشگی آب خلیج فارس انجام میگیرد که قایقرانی و شیرجه در این آبها بسیار متداول است.
بیابانهای گرم بحرین و درختان خرمای این کشور نیز مشهور است.
منظره اي زيبا از مسجد خمیس
مسجد خمیس یکی از مهم ترین آثار اسلامی بحرین و از قدیمی ترین مساجد منطقه حوزه خلیج فارس است که هرساله گردشگران بسیاری را به خود جذب می کند.
روابط سياسي و اقتصادي ايران و بحرين:
ایران پس از انقلاب و استقرار حکومت جمهوری اسلامی ایران در جهت اتخاذ سیاست امنیتی مستقل حرکت کرد و سعی کرد تا خود را خارج از استراتژیها و رویکردهای بلوک شرق و بلوک غرب تعریف کند. در این راستا همکاری و مشارکت با حکومتهای منطقه خاورمیانه در جهت شکلدهی بهترتیبات امنیتی منطقهای در اولویت قرار گرفت. لذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسلمانان بحرین كه راهپیماییهایی را در حمایت از این انقلاب تدارک دیدند.
در آذر ماه سال ۱۳۶۰، در اوج جنگ صدام بر عليه جمهوري اسلامي ايران دولت بحرین يك طرفه سفارت خود را در تهران تعطیل نمود و سطح روابط دو کشور به کاردار یک جانبه ایران تقلیل یافت.
با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و خاتمه جنگ ایران و عراق، روابط دو کشور رو به بهبود رفت. ولی این روابط مجدداً با حمایت بحرین از ادعای امارات عربی متحده در مناقشه جزایر سهگانه ایرانی در خلیج فارس، مجددا رو به تیرگی گذاشت که با دخالت سوریه مجددا بهبود یافت. در سال ۱۳۷۵ نیز بروز کودتایی نافرجام در بحرین به ایران نسبت داده شد که با تکذیب ایران روبرو شد.
نكته مهم در طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اين واقعيت مي باشد كه جمهوري اسلامي ایران هیچگاه حاکمیت بحرین را زیر سوال نبرده است .
شوراي مشترك بازرگانان دو كشور در سال 1381 تشكيل شده و تاكنون چهار اجلاس برگزار كرده است .
زن و تحوّلات جهان اسلام

- وقتی فطرت انسانی مهمترین و عمیق ترین ساختار در وجود انسان است و بدون آن، انسان هویت خود را از دست می دهد و تبدیل به سیستمی می شود که نمی توان از رشد اجتماعی، حرکت عادلانه، حقّ و احقاق آن، اخلاقیات و حتی حضور تمدنی او سخن به میان آورد
- وقتی دین با ریشه داشتن در سرچشمه فطرت، کامل ترین دستوری است که آفریدگار، برای تحقق تکامل هماهنگ و متناسب مادّی و معنوی انسان در نظر گرفته و این دین است که می تواند ثبات هویّتی و شخصیّتی وي را تأمين و آرامش و امید به آینده را به او ببخشد
- وقتی زن به عنوان انسانی فعّال در عرصه حيات انساني بشمار آيد
- وقتی به همه این داده ها و حقایق فوق به دقّت توجه کنیم، اذعان مي نماييم که زن به مثابه یک انسان فعّال و نيز به عنوان یک خواهر، یک مادر و یک همسر، از ارکان اساسی حيات انساني و جامعه بشري است و هر روند تحوّلي تكاملي و يا انحطاطي، تنها هنگامی می تواند صادق، سالم و عملي باشد که حسّ انسانی و فطری در وجود زن را به عنوان يك عنصر حقيقي و مؤثّر، تکامل بخشد و موقعیّت انسانی و طبیعی او را به وی عطا کند تا شاهد انرژی و توان بزرگی در کل حرکت سياسي،اجتماعی و...باشد كه خوشبختانه اخيراً زنان مسلمان – چه در داخل كشورهاي اسلامي و چه زنان مسلمان مقيم كشورهاي غير اسلامي و نيز حضور گسترده سازمان هاي غير دولتي مستقل زنان مسلمان، موجب روشن شدن ذهن عمومي مردم جهان نسبت به حقوق آحاد انسان هاي كشورهاي اسلامي و زنان مسلمان است و در خنثي كردن توطئه هاي شكل گرفته در كنفرانس هاي زنان علیه اسلام، نقش بسیارمؤثر داشته است. اين حضور زنده، مسؤلانه و شكل يافته از عمق باور ديني و الگو گرفته از زنان مسلمان ايران در مبارزات تحقق انقلاب اسلامي ايران، حيات اجتماعي منطقه و جهان اسلام را دگرگون ساخته است و امروزه حضور گسترده زنان، بر روند شكلگيري جريانات سياسي اجتماعي منطقه و نيزتصميمات و مصوّبات بينالمللي، تأثير چشمگيري داشته است. بازگوئي مظلوميت هاي زنان و دختران، ناديده انگاشتن حقّ طبيعي، ديني، فطري و افراط و تفريط هاي اعمال شده در خصوص آنها و...، قدم هاي مهمّي بوده است كه زمينه هاي لازم براي تحوّلات كنوني جهان اسلام را فراهم كرده و امروز شاهد نتايج و بركات آن در كشورهاي اسلامي و بخصوص كل منطقه هستيم.
اينكه در كشور اسلامي تونس و با حاكماني بنام هاي اسلاميِ "زين العابدين بن علي" و ...، زنان حتي قادر به پوشش اسلامي نباشند و از كوچكترين ابراز براي حقّ حيات محروم گردند، اينكه همگون شدن و تشبّه زنان مسلمان به زنان غربي در شكل و شمايل ظاهري و بي بند و باري، ديكته حاكمان كشورهاي اسلامي باشد، اينكه حرمسرائي شدن زنان، حقّ مردان تلقّي گردد...، جاي توضيح بيشتر از جور بر زنان را باقي نمي گذارد.
از آنجايي كه وجود صلح و امنيت پايداركشورهاي اسلامي، عاملي مهم در آگاهي، رشد و توانمندسازي زنان مسلمان است و اين آگاهي و رشد، مانع مطامع كشور هاي استعماري است، لذا بسياري از زنان وسازمانهاي غيردولتي زنان مسلمان، خواستار كاهش هزينههاي نظامي در سراسر جهان و همچنين كاهش تجارت، خريد و فروش و تكثير بينالمللي اسلحه شدهاند. در اكثر كشورها، هزينههاي زائد برنياز از جمله هزينههاي نظامي جهاني و سرمايهگذاري در راستاي توليد و تحصيل اسلحه، منابع موجود براي توسعه اجتماعي را كاهش داده است كه فشار ناشي از آن بيشتر بر زنان و كودكان تحميل ميشود – واقعيّتي كه دركشورهائي نظير افغانستان، عراق، غزه، سومالي، سودان، و... شاهد آن هستيم- كه برآورده كردن تمامي خواستهها، تقويت تلاشهاي جهاني براي ترويج فرهنگ صلح، عدم خشونت و تحقق دكترين گفتوگو را ميطلبد كه زنان مسلمان و سازمانهاي تشكل يافته آنان، پيشروتر از همه، قهرمانان حقيقي و راستين اين ميدان گفتگو و مبارزه اند.(مولاوردي، 1380 : 105)
هدف اصلي زنان مسلمان از شركت در نشستهاي بين المللي از جمله نشست "مكانت و منزلت زن"، حادثه آفريني و جريان سازي در نظم بي قاعده جهان، ارائه طرح برتر الگوي زنان مسلمان در نظام بينالملل وارائه شاخصههاي نوين، جهت ارزيابي منزلت زنان است. برگ برنده و از نقاط كليدي موفقيتِ بانوانِ مسلمان در ارائه چهره ناب اسلام عزيز، بيان مقاومت در مقابل زور و استكبار جهاني، رشادتهاي زنان مسلمان فلسطين و طرح شعار مبارزه با مستكبرين و همدلي با مستضعفين عالَم، جهت تأثير گذاري بر اذهان بيدار و آزاديخواه جهان است، جهانی که بيش از هر زمان ديگر، خواهان منادياني است كه آواي عدالت و حق طلبي را خارج از چهارچوب بي قاعده نظام جهاني طرح نمايند زيرا با گذشت زمان و عدم تعهد جوامع به رعايت قوانين الهي در طول قرنهاي متمادي، سرنوشتي ديگر براي زنان رقم زده است و به گونهاي جاهليت مدرن، جايگزين جاهليت اولي گرديده است بنابراين نه تنها وضعيت زنان بهبود نيافته بلكه عليرغم ادّعاي صاحبان به اصطلاح انديشههاي نوين، شاهد سير نزولي منزلت زنان و مظالم بر آنها هستيم و در اين ميان، توصيههاي جهاني جهت تغيير نقشهاي به اصطلاح كليشهاي زنان، هم چنان با ارائه معاهدات گوناگون نظير كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان(CEDAW) به سياستگزاران و حاكمان كشورهاي اسلامي توصيه ميشود چرا كه غالباً در كنفرانس هاي مرتبط، زنان دست پرورده استكبار، شركت داده مي شود. خديجه حفاجي[1] كه از فعّالين مسلمان زن در دانشگاه اُتاواي كانادا ميباشد اظهار ميدارد بيش از 60 سازمان غيردولتي مسلمان از 12 كشور در كنفرانس پكن حضور داشتند كه ميتوانستند ايمان و مذهب را در اين سند وارد نمايند ليكن اين فرصت را از دست دادند. وي اذعان ميدارد كه صداي زنان مسلمان با نظرگاه اسلامي بصورت مشخصي خاموش ميشود. وي بيان مي دارد كه در كارگاهي بودهاست كه در مورد زنان مسلمان فعاليت مينموده و برگزار كنندگان آن غيرمسلمانها بودهاند و اجازه صحبت درمورد زنان مسلمان و وضعيت آنان به ايشان داده نشده است.(Beijing plus five)
در بينش الهي اسلام، تكاملگرايي زنان به معناي حضور آنان در تغيير ارزشها، ارتقاي تفكّرات و تعالي رفتار عمومي جامعه است. مسائل زنان تنها به مسائل حقوقي، آن هم در قبال مردان، محدود نميگردد بلكه زنان بايد خود را عنصري مؤثر در تغيير ارزشها، باورها و اخلاقيات جامعه بدانند. از منظر اسلام - بر خلاف بعضي تفكرات ديگر- زن صرفاً به خود دعوت نشده است و فقط به رعايت مصالح خود، توجّه نمي كند بلكه به كمال عمومي جامعه و مشاركتي كه مي تواند در دستگيري از افراد ديگر جامعه و حتي در سطح كشورهاي اسلامي و بالاتر از آن «مستضعفين في الارض» بنمايد، فراخوانده شده است. هدف از انگيزش پيامبران و تعاليمي كه براي انسانها آوردهاند، چيزي به جز يك توسعه فراگير، متكامل و واقعي در جوامع بشري براي حيات طيّب براي انسان ها نبوده است، حيلتي طيّب در دنيا و درآخرت. دين اسلام به منزلة كاملترين دين الهي، در بطن خود داراي عناصري است كه احياي آن ميتواند مدل فرهنگي متعالي را بوجود آورد. عناصر فرهنگي اسلام مانند طلب علم، كار و توليد، پيوستگي مادّيت و معنويت، مذمّت فقر مالي، اهميت اقتصاد نه تنها براي تأمين معيشت بلكه بعنوان وسيلهاي براي عبادت و جهاد، مبارزه با خرافات، دعوت به تعقّل و تحقيق، تعاون و همياري...... و بالاخره جايگاه ويژه زنان و ارزشهاي والاي آنان. این مدل فرهنگي، رويكردحيات طيّب براساس تكامل فرد و در نهايت تعالي جامعه است. در حيات طيّبِ هدفمند اسلامي با محوريت اخلاق و عدالت - بعنوان مهمترين سرفصل توازن اجتماعي- نقش زنان بعنوان سكاندارانِ مهمترين گروه اجتماعي يعني «خانواده» بسيار برجسته مطرح ميباشد. خانواده اي كه امروزه در نظام جهاني، بگونهاي شگرف در حال اضمحلال است امّا نگرش اسلام به مسئله جايگاه ويژة زنان و نقش آفرينيِ آنها با محوريّت اعتقادات مذهبي و ارزشها و رفتارهاي ديني، بسيار نو و شگفت انگيز است.
متأسفانه كمرنگ شدن اخلاقيات و ارزشهاي متعالي در نزد مستكبران جهان و اصل شدن حداكثر منفعت مالي، عنصر اصلي حركت هاي آنان با ابتناء بر بينش مادّي است. بشر امروزي براي رسيدن بهحداكثر لذّت و رفع نيازهاي تعريف شده خود در نظام بينالمللي بگونهاي مخرب برروي تمامي ارزشهاي حاكم برجوامع پاگذاشته است. با چنين رويكردي عليرغم بالارفتن بسياري از شاخصهاي به ظاهر توسعهيافتگي و تمدّني در كشورهاي مدرن، آمارهاي مربوط به خشونت، قتل، تجاوز و بيعدالتي نيز هماهنگ و همراه با تمدّن جديد، افزايش مييابند. صاحبنظران معتقدند كه درگيريهاي آيندة جهاني، برپاية عوامل اقتصادي و سياسي شكل نميگيرد بلكه براساس عوامل فرهنگي شعلهور خواهد شد. ويليام جيمز[2]، نويسنده آمريكايي ميگويد: «هرگاه بشر، سالم زندگي كند، حتماً خدا را تجربه كرده است.» امّا متأسفانه با از ياد رفتن قوانين و احكام خدايي، سير قهقرايي زندگي بشر كه وي را تا مرحله پست حيوانيت سوق ميدهد، آغاز ميگردد و در اين ميان باز هم زنان نسبت به مردان، تحت ظلم مضاعف قرار ميگيرند. "من اعرض عن ذكري فانّ له معيشه ضنكا"
از آنجا كه زنان ميتوانند آلام جامعه بشري را بسيار سريعتر و عميقتر درك كنند و معمولاً وابستگي كمتري به منابع قدرت دارند، به شكل گستردهتري، نسبت به بيعدالتيها از خود واكنش نشان ميدهند. اين ويژگي مهم ميتواند آنان را پيشتاز جنبشهاي عدالتخواهانه نمايد. در اين راستا ارتباط كانونهاي زنان مسلمان سراسر جهان در بستر جهاني شدن، ميتواند اين نقش مهم را برجستهتر نمايد.
امروزه بازيگران سياسي قدرتمند جهاني در حركت بينالمللي خود در عرصه زنان، در مقابل اديان، سه هدف را دنبال ميكنند:
- سلب مرجعيت و تأثيرگذاري دين در اصلاح وضعيت زنان.
- قرار دادن اديان به عنوان متهم رديف اوّل در فرودستي و ستم عليه زنان. لذا علاوه بر اينكه پيشنويسهايي به اجلاسيههاي بينالمللي از جمله اجلاس تايلند (2004) مبني براينكه اديان عامل ستم عليه زناناند، ارائه شده، متن آموزشي حقوق انساني زنان و دختران كه از سوي يونيسف و يونيفم با حمايت مالي «بنياد صهيونيست فورد» تنظيم شده است، به صراحت بيان ميكند كه: «كلية اديان داراي ويژگيهاي فرهنگي هستند كه موجب ستم به زنان ميشود».[3]
- بكارگيري استعداد اديان در روند تحقق اهداف نظام مادي. در اين نگاه، نه تنها اديان بعنوان مستقل از صحنه رقابت حذف ميشوند، بلكه با بازسازي مفاهيم و اصلاحات بنيادين، به ابزاري براي توسعه فرهنگ حاكم تبديل ميشوند. اصولاً جريان فمينيسم اسلامي در كشورهاي مسلمان با چنين ايدهاي مورد حمايت قرار گرفته است. اگرچه همخواني بنيادهاي فرهنگ غرب با ادبيات ليبراليستي نظام سرمايهداري، دستيابي به نتيجه را براي آنان تسهيل مينمايد امّا در كشورهاي اسلامي، به دليل تضاد فرهنگي با غرب، چنين نتايجي چندان در دسترس نيست. مفاهيمي چون: غيرت، عفاف، قناعت و اخلاق محوري در زنان و مردان مسلمان، مانع اساسي نفوذ در جوامع اسلامي است و جهان غرب كه از ابتدا به موضوع زن به عنوان يكي از مهمترين عوامل نفوذ در جوامع اسلامي و تحقق اهداف ليبرالي مينگريست، هم اکنون چالشي بزرگ پيشرو دارد. فرانسيس فوكوياما،[4] انقلاب فاجعهآميز جنسي و اقتصاديِ غرب را «فروپاشي بزرگ» نام داده، فروپاشياي كه بيترديد هم اكنون به وقوع پيوسته است.(fox-gelovefe-2002)
- جدايي دين از سياست كه از دير باز بعنوان راه چارهاي جهت نفوذ در كشورهاي دينمدار پيريزي شده، خودگوياي اين واقعيت است. در دكترين ماديگرايي، اگرچه كليّه آحاد جامعه اعم از زن و مرد دستخوش بحران ميباشند ولي بزرگنمايي مشكلات قشر زن كه بعضي ريشه در تاريخ خاص تمدّن غربي دارد، تزوير ديگري جهت سرپوش نهادن براين سيل ويران كننده است. (ياس، 1381 : 10)
- با رخداد يازدهم سپتامبر، صاحبان قدرت در ايالات متحدة آمريكا و هم پيمانان غربي، اسلام را بعنوان ديدگاه متخاصم غرب و در واقع به منزلة دشمن ايدئولوژي ليبرال دموكراسي مطرح كرده و گرايشات اعتقادي را به دو بخش «بامايا برما» تقسيم نمودند. (پوراحمدي، 1380 : 1021)
تصويب قانون منع حجاب در فرانسه و آلمان، اولين اعلام و اعتراف رسمي دولتمردان اروپا، در به چالش كشيده شدن پايههاي فرهنگي تمدّن سرمايهداري توسط اسلام است. ملاحظه می کنیم که منع حجاب، نه تنها محدود به مدارس فرانسه نمي ماند بلكه محدود به فرانسه نيز نمي شود. منع حجاب در فرانسه، سرآغاز يك حركت علني و رسمي عليه رشد و گسترش اسلام در غرب بود و يكي از مقامات رسمي دولت فرانسه در مصاحبه با خبرگزاري BBC درباره علت تصويب قانون منع حجاب ميگويد: «اين وسيلهاي است براي دفاع از فرانسه و اروپا در برابر گسترش اسلام». و امروزه حضور محجّب زنان در مبارزات آزاديبخش منطقه، جسورانه ترين و زيباترين شعار وشعور و ايفاي نقش عالمانه در اين راستا است.
به نظر مي رسد، از اين پس، تظاهرات شهرهاي اروپا، ديگر فقط براي افزايش حق دستمزد، معضل بيكاري و حفظ محيط زيست نخواهد بود بلكه سير تظاهرات به سمت بسط و تعميم ارزشهاي اخلاقي و معنوي از حوزه فردي به حوزههاي مختلف اجتماعي پيش خواهد رفت. شعارها و سخنرانيهاي مطرح شده در اين تظاهرات ، از سوي مسلمانان و ديگر شهروندان، نشان از تحوّلي عميق در بطن فرهنگي جامعه اروپا دارد. در تظاهرات لندن، خانم «سلما يعقوب» مسئول ائتلاف «جنگ را متوقف كنيد»، خطاب به جمعيت ميگويد: «اين حمله به حجاب ما، ادامه همان جنگ عليه به اصطلاح تروريسم است... من به شما ميگويم كه چه ارتباطي بين آن دو، وجود دارد. اگر آنها اين جنگ عليه تروريسم را به راه نينداخته بودند، نميتوانستند به خوبي به مسلمانان اروپا حمله كنند. آنها بايد بگونهاي دروغهايشان را توجيه كنند.... آنها اعلام كردند كه ما براي حفظ حقوق زنان مسلمان در افغانستان به آنجا حمله ميكنيم. پس چرا حقوق زنان مسلمان را در اينجا رعايت نميكنند؟»[5] (مؤيد، 2006)
عملكرد بخصوص زنان مسلمان در جهان گوياي آن است كه امروزه سمبل هاي زنان مسلمان همچون حجاب آنها، نه تنها بعنوان پوششي منتسب به يك مكتب فكري و مذهبي در نظام بينالملل، نمود دارد بلكه نشانة نوعي بينش، جهت نشان دادن اختيار فردي زناني است كه به سادگي آزادي و انتخاب خود را بدست ديگران نميدهند. حجاب بانوان مسلمان نمادي از يك حركت خروشان است كه با طي مرزهاي جغرافيايي، ريشههاي خود را به سرتاسر جهان ميگستراند و اذهان زنان حقجو و آزادة جهان را با خود همراه مينمايد و همين امر است كه در تقابل با ديدگاههاي مادّي و انسانمدار غرب، همواره مستكبران جهاني را به ضدّيت با اين نحوة تفكر وادار و روشن مي سازد كه چرا و با چه ادعايي، مدعيان آزادي در جهان اينگونه بيرحمانه با باورها و اعتقادهاي زنان مسلمان، مبارزه و مخالفت ميكنند؟
امّا نتيجه تلاش جهت سركوب موج اسلامخواهي، موجب گشته كه نمادهاي اسلامي زنان مثل پوشش، به نماد هويت زنان مسلمان در غرب تبديل شود. از اين رو، سازمان هايي چون كنفرانس اسلامي و نشست "مكانت و منزلت زن" بايد براي نجات زن مسلمان و افزايش نقش وي در همه ابعاد وعرصه ها، در تحكيم و تعميق هويت زن مسلمان، سرمايه گذاري نمايد و به نظر مي رسد پوشش به عنوان يك انتخاب كه به آزادي و اختيار فردي زنان باز ميگردد، يكي از اصليترين ابزارهاي بيان اين هويّت مستقل است. نقش بانوان كشورهاي مسلمان در احياء و حفظ ارزشهاي ديني بعنوان روايت كنندگان يك هويّت اسلامي، بسيار شگفتانگيز است. زنان مسلمان در سراسر جهان با پيوستن به اين هويت مشترك جهاني در حقيقت، «فرهنگ اسلام» را در ساختار بينالمللي تعريف كردهاند و اين حركت آگاهانه، بزرگترين نقش زنان در تحوّلات جهان اسلام است.
خانم وندي شيلت[6] در كتاب «بازگشت به عفاف»[7] مينويسد:
«قرار بود دوران ما، دوران آزادي بزرگ باشد، در حالي كه اغلب مردم اكنون ناگزير هستند به فرهنگي كه در آن زندگي ميكنند، اجازه دهند تا براي آنان انتخاب كند. برخلاف آنچه ميپنداريم، گزينشهاي ما بندرت از درون ما سرچشمه ميگيرد. به عبارتي ميتوان گفت كه انتخابهاي ما همواره به ما «داده» ميشوند. پس اكنون كه قرار است چنين باشد، چرا بجاي اينكه اجازه دهيم به عنوان مثال مؤسسه نظرسنجي گالوپ براي ما تصميم بگيرد، اين گزينشها را از خداوند و از سنتي كه پر از گنجينههاي حكمت است، دريافت ننمائيم»؟
«تيري دوبومن»، روزنامهنگار معروف فرانسوي، مينويسد:
«از زماني كه اسلام را مورد مطالعه قرار دادم، مسئله مسلمان شدن زنان فرانسوي همواره تعجب مرا برميانگيخت. بويژه كه تعداد زنان مسلمان شده فرانسوي به بيش از صدها هزار زن رسيده است. من هميشه اين سئوال را ميكردم كه چگونه زن فرانسوي كه ثمرة تلاش دهها ساله خود در زمينه آزادي و برابري زنان را بهتدريج بدست ميآورد، به ديني روي ميآورد كه طبق گفته غربيها حقوق زن را پايمال ميكند؟»
به نظر ميرسد با يك تحليل روان شناختي، اينگونه است كه زنان مسلمان غرب، خواسته ها و پوشش اسلامي را براي خود پيش از آنكه يك تكليف بدانند، يك حق ميدانند.
به این ترتیب مي توان اذعان كرد كه بزرگترين نقش زنان مسلمان، پايداري در برابر هجمه فرهنگي مظاهر غرب است اگرچه نقش وي در ايجاد و انتقال فرهنگ عمومي و اقتصاد بسيار با اهميت است. هدايت مازاد مصرف به پسانداز مولد و سوق دادن آن به مبادي سرمايه گذاري در كشورهاي اسلامي از اهم فعاليت بانوان در مباحث اقتصادي است. سازمانهاي بينالمللي از موفقترين پروژهها در تجهيز پسانداز زنان و حضور ايشان در بازارهاي مالي، از سه پروژه بزرگ بانك (گرامين) در بنگلادش، طرح (سواد) در هند و پروژه (اختيار) در مالزي نام مي برند.(شادي طلب، 1379)
شواهد تاريخي و روايي– گذشته از آيات و روايات و سنت پيامبر اعظم(ص) و ائمّه دين- بسياري در دست است كه نشان ميدهد زنان در آغاز دوران تمدن اسلامي از فضاي خوبي جهت فراگيري علوم برخوردار بوده و لذا در رشتههاي مختلف همانند: علوم قرآن، حديث، فقه و بسياري ديگر از معارف و دانشها، درخشيدهاند و حتّي بسياري از شخصيتهاي مرد و زن در محضر ايشان آموزش ميديدند. بنابراين شيوع جهل و بيسوادي در ميان زنان برخي از ملل اسلامي ناشي از نظام تربيتي اسلام نبوده است بلكه به سبب انحراف مسلمانان از قواعد اصيلي بوده كه اسلام در شئون تعليم و تربيت بنيان نهاد لذا براي بقاي هويّت ارزشي و اعتقادي و پايداري آن، به يك سلسله اهرمهايي نياز است كه با آن بتوان فرهنگ ملي را نسل به نسل پايدارتر كرد و هويّت آن را براي افراد جامعه به طور تدريجي و هوشمندانه نهادينه ساخت و بزگترين اهرم، بازگشت به قوانين و دستورات الهي اسلام براي نجات انسانهاست كه امروزه دستورالعمل زنان مسلمانقرار گرفته است با هدف:
- مشاركت جدّي در مبارزات حق طلبانه بخصوص در منطقه.
- همانديشي بعنوان ارتقاي آگاهي زنان مسلمان سراسر دنيا به حقوق و جايگاه اجتماعي خويش.
- توانمندسازي زنان براي تشخيص ظرفيتهاي وجودي خود.
- ايجاد نشستهاي ملّي و بينالمللي به منظور توجه به مسائل زنان مسلمان بويژه در برهه كنوني.
وقوع انقلاب اسلامي ايران در دهة 1980 كه به مثابه يك سازمان غيردولتي عمل ميكرد و به هنجارهاي نظام بين المللي توجه چنداني نداشت، يكي از اصليترين منابع«مقاومت هويتي» در برابر هجوم اعتقادات سرمايهداري بود. بر اثر انقلاب اسلامي، براي نخستين بار در تاريخ معاصر خاور ميانه، اين امكان بوجود آمد كه «هويّت» اسلامي، صاحب يك«روايت كننده» شود. به دنبال وقوع اين رخداد تاريخي، مسلماناني كه تا آن زمان خود را ابزاري در دست استكبار جهاني مي ديدند نه سوژههاي فعّال در آن، با پيوستن به اين روايت كننده، هويّتي مستقل و مجزا براي خود قائل شدند.
امروزه زنان مسلمان جهان با گره خوردن با مبارزات سياسي زنان در ايران و ساير كشورهاي مسلمان از اصليترين مقاومان در صحنه يكسانسازي فرهنگي در جهان به شمار مي روند.
نمونه هايي اندك از هزاران فعاليت زنان در کشورهای اسلامي براي ايجاد تحولّي شگرف
- شروع به کار شورای جهانی زنان مسلمان در مالزی
- موفقيت مدافعان حقوق زنان مسلمان در سنگال در رابطه با اصول کلي حقوق بشر، خودمختاري و مالکيت بر بدن،
- حضور ساختاری زنان در دولت اندونزی
- برگزاری همايش جهاني زنان با موضوع «رهآورد جهان اسلام در مسايل زنان و واكاوي پيامدهاي فمنيسم» در ايران
- ایجاد بانک توسعه اسلامی در حوزه زنان در ايران
- انتخاب ايران بعنوان مقر مركزي شبكه زنان دانشمند جهان
- تدوين سياستهاي حمايت از زنان در مقابل انواع خشونتها
نويسنده: طوبي كرماني دانشگاه تهران
[1]. Khadija Haffaji
[2]. William James
[3]. در سوّمين اجلاس بينالمللي وزيران فرهنگ كشورهاي عضو يونسكو كه در شهريور ماه 1381 شمسي با موضوع ميراث فرهنگي برگزار شد، نماينده ايران، گنجاندن عبارت «نقش دين در حفظ ميراث فرهنگي كشورها» را در بيانيه مطرح كرد، كه در ابتدا دبيركل يونسكو، با درج پيشنهاد مذكور مشروط به تغيير واژه «دين» به «اديان»، در بيانيه موافقت كرد، امّا پس از مخالفت كشورهاي غربي، اين پيشنهاد را نيز پس گرفت؛ به نقل از روزنامه ايران 2/7/1381 .
[4]. Francis fukuyama
[5]. م. مؤيدي ـ تحليلي برچالش نظام سرمايهداري با حجاب ـ زن مسلمان و راه سوّم، پايگاه رسمي، انتشارات سورة مهر، 2006/5/15
http://www.iricap.com/magentry.asp?id
[6]. Wendy shalit
[7]. A Return to Modesty.
محاسن اخلاق

شرح حدیثی از حضرت علی علیه السلام توسط حضرت آیتالله العظمی خامنهای در ابتدای جلسه درس خارج فقه جلسه چهل و یکم
من مواعظ على «عليه السلام»:
ذلّلوا أخلاقكم بالمحاسن وقوّدوها إلى المكارم وعوّدوا أنفسكم الحلم. (تحف العقول صفحه 224)
تذليل، به معناى رام كردن است.
در اخلاق طبيعى انسان (انسانى كه تربيت نشده) ناسازگارى ها و ناهمواريهايى وجود دارد و وظيفه انسان اين است كه اين ناملائمات را از بين برده و اخلاق خود را به سمت متعادل متوجه سازد، مثلاً صفت دليرى خود را به سوى شجاعت سوق دهد و نگذارد كه به صورت ذميمه تهوّر درآيد. اين كار بايد با شناسايى صفات و برنامه ريزى و ممارست و مجاهدت، انجام گيرد و تصميمهاى مقطعى و زودگذر نتيجه اى ندارد. البته يك عامل وجود دارد كه اگر در انسان پيدا شود انقلاب عجيبى در خلقيات انسان پيدا مى شود و آن عامل كيمياى محبت الهى است كه اگر دل انسان به سمت حق تعالى گرايش پيدا كند راه صد ساله را يك شبه مى پيمايد.
در فراز بعد مى فرمايد خود را به حلم و بردبارى عادت دهيد. حلم، تنها به معناى عصبانى نشدن نيست بلكه به معناى ظرفيت پيداكردن است. انسان بايد در مقابل عواملى كه او را به خشم مى آورد يا او را به غرور مى اندازد و يا به فرح و سرورهاى پوچ وا مى دارد همچون دريايى كه رودهاى خروشان با رسيدن به آن آرام مى گيرند، باشد و همه آنها را در خود هضم نمايد.
خوشرويى

شرح حدیثی از پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) توسط حضرت آیتالله العظمی خامنهای در ابتدای جلسه درس خارج فقه جلسه سی و نهم
من مواعظ علي «عليه السلام»:
إنّ أحسن ما يألف به الناس قلوب اودّائهم ونفوا به الضّغن عن قلوب أعدائهم حسن البشر عند لقائهم والتفقد في غيبتهم والبشاشة بهم عند حضورهم. (تحف العقول صفحه 218)
خوش رويى و خوش برخوردى، سبب جلب محبت افراد و تأليف قلوب است. در روايت وارد شده كه: «التودّد نصف العقل». اين حديث براى همه مسئولين در نظام اسلامى و بالاخص روحانيونى كه مسئوليتى را در اداره يا نهادى عهده دار هستند بسيار قابل توجه است. زيرا افرادى كه براى انجام كارى مراجعه مى كنند، از نظر ايمان در يك سطح نيستند چه بسا يك برخورد سرد و يا يك بى اعتنايى به ارباب رجوع موجب شود كه او از دين زده شود و اعتقادش سست شود و بالعكس اخلاق خوش موجب مى شود كه او به دين و اسلام خوشبين شده و جذب شود. «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه.»
اقتصاد مقاومتی، اقتصادی منزوی؟
اقتصاد مقاومتی با در نظر گرفتن مردم بهعنوان محور اصلی فعالیتهای اقتصادی، اولاً به بنیانی بودن رشد اقتصادی میاندیشد و ثانیاً به دنبال توزیع عادلانهی امکانات رفاهی بین اقشار مختلف جامعه است تا از به وجود آمدن فاصلهی طبقاتی و ناعدالتیهای اقتصاد و اجتماعی که ازبینبرندهی استعداد و خلاقیت در اقتصاد ملی است، جلوگیری کند.
مقدمه
الزامات اقتصادی کشور و درک همهجانبهی نظام از این موضوع که اقتصاد هم میتواند پاشنهی آشیل آن باشد و هم میتواند به نقطهی قوتی مبدل گردد که بسیاری از تهدیدها را از بین برده و فرصتهایی را نیز به همراه آورد، موجب مطرح شدن ادبیات اقتصاد مقاومتی در اقتصاد ایران گردید. آنچه واضح است اینکه این موضوع و مفاهیم آن، صرفاً معطوف به ایران نیست و از سوی سایر کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای توسعهیافته دنبال میگردد و در گزارشهای بینالمللی که از سوی نهادهای جهان منتشر میشود، تلویحاً و حتی بهصورت آشکارا بر آن تأکید میگردد. لکن این مفهوم در ایران به دلیل اقتضائات خاص آن (سیاسی، ژئوپلیتیک و...) و همچنین توصیههای مکتبی دین مبین اسلام، تفاوتهایی را در بر دارند که میتوانند در شکلگیری یک اقتصاد مقاوم و پویا متفاوت باشند.
در این مقاله سعی میگردد که ابتدا مفاهیم پایهای این موضوع در ادبیات جهان شمرده شود و سپس به هست و نیستهای داخل کشور پرداخته شود.
انعطافپذیری و تابآوری در اقتصاد مقاومتی
جهان امروز دربردارندهی فرصتها و تهدیدات گوناگونی است که بر اثر شوکهای برونزای موجود در آن به وجود آمده است. بدین مفهوم که با گستردگی روابط تجاری و وابستگی هرچه بیشتر اقتصاد جوامع گوناگون به یکدیگر، ایجاد شوکهای برونزا، که تأثیرات بسزایی بر اقتصادهای ملی داشته باشد، ناگزیر است. لکن این شوکهای برونزا دربردارندهی فرصتها و تهدیدات بالقوهای است که کشورهای مختلف جهان بنا بر اقتضائات اقتصادی خود، امکان بهرهمندی و یا متضرر شدن از این شوکها را دارند. بهعنوان مثال و برای مشخص شدن بحث، به شوک (بحران) مالی سال 2008 میلادی اشاره میگردد که با وقوع خود، تهدیدات و فرصتهای فراوانی را برای کشورهای مختلف جهان، حتی کشورهایی که در ایجاد آن هیچ نقشی نداشتند، به همراه آورد. در خلال این شوک، بسیاری از کشورهای اروپایی درصدد کاهش تهدیدات و شدت خسارت آن بودند، در صورتی که کشوری چون چین به دنبال بهرهمندی حداکثری از فرصت بهوجودآمده بر اثر این شوک بود. این بدان معناست که شوکهای برونزا دربردارندهی فرصتها و تهدیدات بالقوه هستند که هنر کشورها و اقتصاد آنهاست که از فرصتها حداکثر بهره را برده و تهدیدات آن را به حداقل برسانند.
ادبیات معطوف به این حوزه از علم اقتصاد در پی انتشار اولین کتاب از کلوپ رم در سال 1970 میلادی به وجود آمد که تحت عنوان «محدودیتهای رشد» به فارسی نیز ترجمه شده است. این مفهوم که از آن به عنوان «Resilience» یاد میشود، دربردارندهی این اصل است که چگونه کشورها انعطافپذیری خود را برای حداکثر کردن بهرهمندی خود از فرصتهای بهوجودآمده از شوکهای برونزا را افزایش دهند و همچنین چگونه تابآوری خود را در برابر تهدیدهای بهوجودآمده از این ناحیه افزایش دهند تا کمترین خسارتها را متحمل شوند. به عبارت دیگر، مفهوم «Resilience» بیان میدارد که وقوع شوکهای برونزا در اقتصاد جهانی و برای هر کشوری، حتی کشورهای صنعتی نیز ناگزیر است و نمیتوان از آن بهطور کامل اجتناب کرد، لکن آنچه مهم است چگونگی واکنش به این شوکهاست؛ چراکه معتقد است شوکهای مذکور سرشار از فرصتها و تهدیدات است و باید به دنبال آن بود که از فرصتها نهایت بهرهبرداری را کرد و از تهدیدات تا جایی که امکان دارد اجتناب کرد و این مهم جز با افزایش انعطافپذیری و تابآوری اقتصاد ملی میسر نیست.
اقتصاد مقاومتی نیز بر اجتنابناپذیر بودن و در معرض شوکهای برونزا قرار گرفتن اقتصاد ملی صحه گذاشته و به دنبال اتخاذ تدابیری است که بتواند از فرصتها حداکثر استفاده را برده و از تهدیدها تا سرحد امکان اجتناب کند و این امر میسر نمیگردد، مگر با تعامل سازنده با دنیای خارج.
شایان ذکر است که اهمیت مفهوم «Resilience» به حدی است که مبنای گزارشهای سالانهی سازمانهای جهانی، بالاخص بانک جهانی، در سالهای 2013 و 2014 میلادی بوده است. همچنین در آخرین بیانیهی گروه موسوم به G20 نیز بر همین مفاهیم تأکید شده است.
انعطافپذیری و تابآوری مورد نظر اقتصاد مقاومتی بوده که از آن بهعنوان برونزایی و درونگرایی یاد شده است. به عبارت بهتر، اقتصاد مقاومتی نیز بر اجتنابناپذیر بودن و در معرض شوکهای برونزا قرار گرفتن اقتصاد ملی صحه گذاشته و به دنبال اتخاذ تدابیری است که بتواند از فرصتها حداکثر استفاده را برده و از تهدیدها تا سرحد امکان اجتناب کند و این امر میسر نمیگردد، مگر با تعامل سازنده با دنیای خارج؛ چراکه فرصتها در مقابل کشورهای دیگر به دست میآید و تهدیدها بر اثر رابطهی تجاری قوی با سایر کشورها کاهش مییابد. این خود مفهوم اصلی برونزا بودن اقتصاد مقاومتی در عین درونگرایی است؛ چراکه هیچگاه یک اقتصاد منزوی، قدرت بهرهمندی از چنین فرصتها و مقابله با این تهدیدها را نخواهد داشت.
تولیدمحوری و مردمنهادی، بارزههای اقتصاد مقاومتی
آنچه مسلم است، مفهوم درونگرا بودن اقتصاد مقاومتی اشاره به ایجاد ویژگیهای خاص در اقتصاد ملی دارد که بهطور خلاصه میتوان آن را تولیدمحوری و مردمنهادی دانست. در دنیای امروز، تولیدمحور بودن حتی در بازترین اقتصادهای دنیا، که تعاملات بسیار گستردهی تجاری با دنیا دارند نیز پذیرفته شده است و بدون توجه به این خصیصه، موفقیت یک اقتصاد در سطح بینالملل را غیرممکن میدانند. بهعنوان نمونه، اقتصاد آمریکا بهعنوان یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیا، که روابط تجاری گستردهای را با سایر کشورها داراست، از تولیدمحورترین اقتصادهای جهان نیز محسوب میشود؛ آن هم در همهی بخشهای اقتصادی نظیر صنعت و کشاورزی. بنابراین ویژگی تولیدمحوری برای ایجاد مزیتهای نسبی مناسب در تعامل با دنیا و همچنین ایجاد ثبات و اشتغال در اقتصاد ملی، از مهمترین عاملهای اقتصاد مقاومتی است که در مفهوم درونگرا بودن، میتوان این مفهوم را بهخوبی یافت.
آنچه میتوان بهعنوان خصلت و ویژگی منحصربهفرد اقتصاد مقاومتی در مقابل سایر الگوهای مطرحشده از سوی کشورهای دیگر در این زمینه نام برد، مردم نهاد بودن اقتصاد مقاومتی است. این مفهوم بهعنوان یک اصل اساسی در اقتصاد مقاومتی است؛ بهگونهای که بدون توجه به آن، تحقق اقتصاد مقاومتی و اهداف مدنظر آن، چندان محتمل نخواهد بود. اکثر اقتصادهای دنیا مبتنی بر نظام سرمایهمحوری، به دنبال ایجاد انعطافپذیری و تابآوری در اقتصاد خود هستند، لکن این موضوع عامل مهمی چون عدالت (آن هم عدالتی نظیر عدالت مدنظر اسلام) را در نظر نمیگیرد. این امر موجب خواهد شد تا در بلندمدت، رفاه همهجانبه را به همراه نداشته باشد و خود عاملی برای از بین بردن اقتصادها محسوب گردد. اقتصاد مقاومتی با در نظر گرفتن مردم بهعنوان محور اصلی فعالیتهای اقتصادی، اولاً به بنیانی بودن رشد اقتصادی میاندیشد و ثانیاً به دنبال توزیع عادلانهی امکانات رفاهی بین اقشار مختلف جامعه است تا از به وجود آمدن فاصلهی طبقاتی و ناعدالتیهای اقتصادی و اجتماعی که ازبینبرندهی استعداد و خلاقیت در اقتصاد ملی است، جلوگیری کند. دستاورد ضمنی توزیع عادلانهی امکانات، فراهم آمدن شرایط لازم برای شکوفایی استعدادهای مادی و معنوی تکتک آحاد جامعه است و از این طریق میتوان به سرعت پیشرفت اقتصادی جامعه، شتابی مضاعف بخشید. بنابراین مردمنهاد بودن آن ویژگی بارز اقتصاد مقامتی است که آن را برای ایران منحصربهفرد میکند و در بلندمدت میتواند ضامن جبران عقبماندگیهای کنونی اقتصاد ایران باشد.
مؤخره
اقتصاد مقاومتی آن چیزی است که موجب انعطافپذیری و تابآوری نهادهای اقتصادی کشور میشود که براساس تولیدمحوری و مردمنهادی پایهریزی شده است. بنابراین برونزا بودن آن بهواسطهی بهرهمندی از فرصتهای بهوجودآمده از شوکهای برونزا و مقابله با تهدیدات آن است و درونگرا بودن آن معطوف به تولیدمحوری و ایجاد خصلت مردمنهادی در اقتصاد ملی است. با این تفاصیل، مشخص است که اقتصاد مقاومتی هیچگاه اقتصادی منزوی و کوتاهمدت و حتی برای یک برههی زمانی خاص نخواهد بود.
وضعيت تاسف آور صدها کودک و نوجوان مهاجر در آريزوناي امريکا

گشت مرزي امريکا صدها کودک و نوجوان مهاجر را که بدون والدين خود با عبور از مرز وارد خاک امريکا شدند به بازداشتگاه موقت نوگالس آريزونا منتقل کرده است و اين مهاجران در وضعيت بسيار تاسف آوري به سر مي برند.
انتظار مي رود شمار کودکان و نوجوانان مهاجر اين مرکز که بيشتر از کشورهاي هندوراس ، گواتمالا و السالوادور هستند طي روزهاي آينده به بيش از يک هزار نفر افزايش يابد.
گشت مرزي امريکا امسال بيش از 48 هزار کودک و نوجوان مهاجر را در راه عبور از مرز مکزيک و ورود به دره ريوگراند تگزاس دستگير کرده است.
مقامات گشت مرزي امريکا مي گويند پيش بيني مي شود شمار کودکاني که تا پايان سال بدون والدينشان براي عبور از مرز و ورود به امريکا اقدام کنند به بيش از 90 هزار نفر برسد.
اين افراد که با اتوبوس به بازداشتگاه نوگالس آريزونا منتقل مي شوند اغلب با اوضاع نابسامان و تاسف باري مواجه هستند.
توني بانگاس کنسول هندوراس در آريزوناي امريکا که اخيرا از اين بازداشتگاه ديدن کرده است مي گويد اين مهاجران در شرايط بسيار نامناسبي به سر مي برند و شب ها مجبور به خوابيدن در کانتينر هستند و حتي بيش از ده روز امکان رفتن به حمام را نمي يابند.
وي مي گويد در بين اين مهاجران حتي نوجوانان باردار و يک کودک يکساله را نيز ديده است.
حتي سخنگوي فرماندار آريزونا نيز اوضاع در اين بازداشتگاه را تاسف آور خواند و گفت از مقامات فدرال خواسته شده است تا فورا ارائه کمک هاي پزشکي و غذايي را آغاز کنند.
انتقال اين کودکان مهاجر به نوگالس آريزونا در واقع جديدترين اقدام دولت باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در مواجهه با دهها هزار مهاجر است که با عبور از مرز مکزيک با هدف فرار از فقر و خشونت در کشورهايشان ، وارد خاک امريکا مي شوند.
پايگاه اينترنتي ورلد سوسياليست گزارش داد در سال مالي 2013 نيروهاي مرزي امريکا 154 هزار و 453 مهاجر را در منطقه ريوگراند دستگير کردند و اين در حالي است که آمار مهاجران سال گذشته 97 هزار و 762 نفر بوده است.
اين مهاجران که اغلب به دنبال يافتن کار ، شرايط بهتر براي زندگي يا پيوستن به اعضاي خانواده خود قدم در اين راه خطرناک مي گذارند ، اغلب با شرايط بسيار دشواري مواجه مي شوند و حتي از آب ، غذا و امکانات اوليه برخوردار نيستند.
فرماندار آريزونا جمعه گذشته از رويکرد کاخ سفيد در خصوص پناهجويان در اين کشور انتقاد کرد و گفت مايه تاسف است که دولت اوباما همچنان به سياست هاي خطرناک و غيرانساني خود در خصوص پناهجويان ادامه مي دهد.
اوباما : ميزان بالاي خشونت با سلاح گرم در آمريکا شرم آور است

در پي وقوع يک مورد ديگر تيراندازي در دبيرستاني در آمريکا، باراک اوباما رييس جمهور اين کشور روز سه شنبه خواستار بررسي آگاهي هاي ملي در مورد خشونت با سلاح گرم شد و گفت اين گونه حوادث به سطحي باور نکردني رسيده و براي کشوري مثل آمريکا اين موضوع شرم آور است.
وي در سخناني گفت : «آمريکا تنها کشور پيشرفته جهان است که چنين حوادثي در آن روي مي دهد و در حال حاضر، هر هفته شاهد يکي از آنها هستيم؛ هيچ کشوري مثل ما نيست، آمريکا بايد از خود شرم کند که نمي تواند حتي يک قانون جزيي براي محدود کردن استفاده از سلاح وضع کند.»
اوباما افزود بدترين موضوع در دوران رياست جمهوري وي تاکنون اين بوده که کنگره هيچ اقدام اساسي براي آنکه سلاح به دست افراد خلافکار نيفتد، انجام نداده است.
وي در ادامه گفت : «ميزان خشونت ها با سلاح گرم به سطحي باورنکردني رسيده است، هيچ کشور پيشرفته اي در جهان اين موضوع را نمي پذيرد.»
به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن؛ در آخرين مورد از خشونت ها با سلاح گرم در آمريکا، يک دانش آموز دبيرستاني در پورتلند در شمال غرب آمريکا با تيراندازي به طرف ديگران، يک دانش آموز ديگر را کشت و يک تن ديگر را زخمي کرد و خود او نيز کشته شد.































