Super User
مدفن کُمیل بن زیاد نَخَعی
کُمیل بن زیاد نَخَعی یمانی از بزرگان تابعین و از یاران شجاع و با وفای حضرت علي (ع) بودند . رجال شناسان او را به صفات «شجاع، زاهد و عابد» ستوده اند. وی یکی از هشت عابد و زاهد معروف کوفه در زمان خود بود.
دعای کمیل، یادگار امام علی(ع) و از دعاهای معروف و مشهور است که بسياري از مسلمانان آن را شبهای جمعه قرائت می کنند. امام علي (ع) این دعا را که به دعای «حضرت خضر» نیز مشهور است، به کمیل بن زیاد نخعی آموخت. ايشان به كميل مي فرمايند كه : " در هر شب جمعه یا در ماهی یک بار یا سالی یک بار یا در عمرت یک بار، آن را بخوان که خدا برای تو چاره می سازد و یاری ات می کند و روزی ات می دهد و مغفرت الهی شامل تو می شود". سپس به كميل فرموده اند كه بنویس: " اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء..."
پس از شهادت امام علی (ع)، کمیل در زمره یاران امام حسن مجتبی (ع) محسوب می شد و همچنان در کنار آن حضرت بود و در واقعه صلح امام حسن (ع) ، کاملاً مطیع امام حسن مجتبی (ع) بودند.
جناب کمیل در زمان شهادت امام حسن (ع)، در مدینه نبودند .
ايشان در زمان امام حسین (ع) دستگیر و تا بعد از واقعه عاشورا در زندان عبیدالله بن زیاد بودند.
وي پس از آزادی در قیام های کوفه به افشاگری پرداخت، و به خونخواهي امام حسين (ع) در کنار مختار ابن ثقفي با قاتلين ايشان جنگید .
هنگامی که حجّاج بن یوسف والی عراق شد، یاران و اصحاب امام علي (ع) را تحت تعقیب قرار داد. روزی حجاج از "هیثم اسود" سراغ کمیل را گرفت تا او را به قتل برساند. اسود جواب داد: او پیرمرد سالخورده ای است. حجاج گفت: شنیده ام که بین جمعیت ها تفرقه می اندازد. سپس دستور داد که کمیل را دستگیر کنند، هنگامی که کمیل از قصد حجاج آگاه شد، از کوفه خارج گرديد . چون حجاج به او دست نیافت، برای اینکه وي را تحت فشار قرار داده و وادار به تسلیم نمايد ، حقوق قبیله ايشان را که از بیت المال تأمین می شد، قطع کرد. هنگامی که کمیل بن زیاد از این جریان آگاه شد، عرض نمود كه : از عمرم چند سالی باقی نمانده، چرا باعث قطع روزی جماعتی شوم، لذا وارد کوفه شد و به دارالاماره رفت و خود را تسلیم کرد ، حجاج به او گفت: ای کمیل خیلی دنبالت گشتم تا تو را کیفر دهم.
جناب كميل پاسخ داد كه هر چه خواهی بکن که از عمر من جز اندکی باقی نمانده و عنقریب بازگشت من و تو به سوی خداست. مولایم به من خبر داده که قاتل من، تو خواهی بود.
در این هنگام حجاج نام امام علی علیه السلام را برد و کمیل صلوات فرستاد. حجاج که به شدت عصبانی شده بود دستور به قتل ايشان داده و او را به شهادت رساند .
شهادت جناب کمیل در 82 هـ . ق. در سن نود سالگی به وقوع پیوست.

پس از شهات کمیل، او را در سرزمین ثویّه دفن کردند. ثویّه منطقه ای در اطراف کوفه بود که زندان نعمان بن منذر حاکم حیره در این منطقه قرار داشت.
در این منطقه ، بسیاری از صحابه و بزرگان مدفونند که در حال حاضر اثری از قبور آنها نمانده است. برخی که در این سرزمین مدفونند، عبارتند از:
1 . خبّاب بن اَرَت، از اصحاب بزرگ صدر اسلام است که در مکه آسیب فراوان دید تا آنجا که مشرکین پشت او را داغ کردند، وی از فضلای مهاجرین به شمار می رفت که جنگ بدر را درک کرده بود . همچنين وي در جنگ صفین و نهروان نيز شرکت داشت . ايشان در سال 39هـ . ق. فوت نمودند و امام علی علیه السلام بر جنازه او نماز خواندند. امام علی علیه السلام درباره او می فرماید: "خداوند خباب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد و از روی فرمانبرداری هجرت کرد و با قناعت زندگی گذراند. از خدا راضی بود و مجاهد زندگی کرد."
2 . جویریة بن مُسْهِر عبدی، به دستور ابن زیاد، دست و پایش را قطع كرده و در کوفه به صلیب کشیده شد.
3 . احنف بن قیس تمیمی، وی از یاران امام علی عليه السلام در جنگ صفین بود و در سال 67 هـ .ق. در کوفه فوت کرد.
4 . سهل بن حنیف انصاری، والی امام علی (ع) در مدینه بودند ، در سال 38هـ . ق. در کوفه جان سپرد و امام علی (ع) بر جنازه وی نماز خواندند .
5 . عبدالله بن ابی اوفی، از شاهدان بیعت رضوان و آخرین صحابی پیامبر بودند که در کوفه به سال 86هـ . ق. از دنيا رفتند .
6 . عبدالله بن یقطر، برادر رضاعی امام حسین علیه السلام كه سفیر اعزامی امام به کوفه بودند . وی توسط ابن زیاد همچون قیس بن مسهّر صیداوی، از بالای قصر به زمین پرتاب و به شهادت رسیدند.
7 . عبید الله بن ابی رافع، کاتب مخصوص امام علی (ع) .
در حال حاضر قبر هیچ یک از این بزرگان معلوم و مشخص نیست فقط مقبره کمیل بن زیاد، معروف و مشهور است .
يكي از حیرت انگیزترین حوادث ایام انقلاب از نگاه رهبر انقلاب
من فراموش نمی کنم؛ در خیابان ایران، نزدیک به مقر امام عزیز و عظیم و بزرگوار - این بندهى صالح خدا - آنجائى که آن روز دل همه ایران در آنجا می تپید و همه عاطفهها و روح ها از سراسر کشور به آنجا پر می کشید؛ آنجائى که همه مردمى که در سراسر دنیا از حادثه ایران اندک خبرى داشتند – همه محافل سیاسى، همه قدرتهاى بزرگ، همه دولتهاى مستضعف، همه روشنفکران، همه علاقهمندان به اسلام، همهى انقلابیون عالم - متوجه بودند ببینند آنجا چه می گذرد؛ آن محلى که مخصوص تبلیغات مربوط به آن روزها بود؛ خبر دادن به مردم و توجیه ذهن هاى مردم، که ما به آن می گفتیم دفتر تبلیغات، و بنده آنجا مشغول کار بودم، دیدم یک همهمه فوقالعادهاى است. نگاه کردم؛ از حیرت به یک حالتى دچار شدم که واقعاً در مقابل حوادث آن روز، از همه حوادثى که تا آن روز بنده دیده بودم - یا از بیشتر آنها - حیرتانگیزتر بود. دیدم عده کثیرى از پرسنل نظامى نیروى هوائى در گروههاى منظم و صفکشیده، کارتهاى شناسائىشان را در آوردند سر دست گرفتند و آشکارا و با شجاعت دارند به طرف بیت امام راهپیمائى می کنند.
همه عکس این را انتظار می بردند، همه غیر از این را تصور می کردند؛ خیال می کردند که نظامىها در مقابل مردم، در حساس ترین لحظات و آخرین لحظات، خواهند ایستاد؛ اما حقیقت غیر از این بود و این برادران ملت و فرزندان ملت و بزرگشدگان آغوش ملت که جزو مردم بودند، معلوم بود که سرنوشت شان جز همکارى با مردم و قرار گرفتن در کنار مردم، چیز دیگرى نخواهد بود. البته آن سران مزدور یا افراد پست و ضعیف و بىارزشى که نمی توانستند قدر آغوش گرم مردم را بفهمند، یا مقاومت می کردند، یا می گریختند، یا کارشکنى می کردند، یا لااقل حضور پیدا نمی کردند؛ اما عناصر مؤمن و قاطع - این جوانها، این آگاهترها - دلشان با مردم بود. حالا از همه هم شجاعتر و گستاختر برادران نیروى هوائى بودند که آمده بودند حساس ترین کار را انجام بدهند؛ یعنى آمده بودند در مقابل امام شان و رهبرشان رژه بروند، اعلام وفادارى کنند و بگویند فرمانده ما شما هستید. این حادثه به قدرى عجیب و هیجانانگیز بود که اینها بىاختیار همه را به دنبال خودشان راه مىانداختند.
***********************
من با عجله رفتم در مقر امام در دبستان علوى، که فاصله کوتاهى داشت با آنجائى که ما بودیم. آمادگىهائى به وجود آمد و امام عزیز ایستادند و این جوانها، این دلاورها، این سلحشورها آمدند در مقابل امام رژه رفتند و امام با همان ایمان و باورى که همیشه از اول شروع نهضت به مسئولیت خود و به نقش خود در اداره این انقلاب و این ملت داشتند، از اینها رژه گرفتند؛ آنها را نصیحت کردند، به آنها دل دادند، به آنها شجاعت دادند، پرچم آنها را امضا کردند؛ طومارى نوشته بودند، آن را تحویل گرفتند و براى آنها دعا کردند و آنها رفتند و این کمر دستگاه را شکست؛ دستگاه احساس کرد بىپشت و پناه شده. تنها امید آن نظامى که جز با سرنیزه و زور نمی تواند حکومت کند، چیست؟ جز نیروهاى نظامى؟ به مردم که اتکائى نداشتند. اما نیروهاى نظامى هم با این صراحت و با این قاطعیت در خدمت مردم قرار گرفتند و ما خدا را شکر می کنیم که نیروى هوائى و همهارتش جمهورى اسلامى ایران امتحان خوبى به مردم دادند.
بخشى از خطبههاى نماز جمعهى تهران به امامت حضرت آیةاللَّه خامنهاى 19/11/1363
ناشکری و بیصبری درباره رزق و روزی
یکی از گناهانی که ممکن است برخی انسانها در اثر مشکلات زندگی گرفتار آن شوند "ناشکری و کم صبری درباره رزق و روزی" است.
مرحوم آیت الله مجتهدی تمثیلی زیبا در این باره دارد:
ساعت ده صبح دکتر به همراه پرستاران و دستیارش وارد اتاق بیماران می شود تا دستور غذای آنان را به مأمور آشپزخانه صادر کند. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: « به این چلوکباب بدهید با کره؛ به تخت کناری غذا ندهید؛ به او سوپ بدهید؛ به این شیر بدهید؛ به او کته ی بی نمک بدهید؛ به این آش بدهید؛ دیگری نان و کباب... ».
اما مریض ها از این تبعیض ناراحت نمی شوند و همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی کسی هم که به او غذا نمی دهند می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد؛ بنابراین چون می فهمد که دکتر خیر او را می خواهد، اعتراضی نمی کند.
حالا اگر او بلند شود و بگوید: "چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند؟" دکتر می فهمد که این شخص روانی است.
ما هم اگر به خدا بگوییم: "خدایا چرا به فلانی خانه دو هزار متری دادی و به من ندادی؟" ما هم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم ،باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می دهد راضی باشیم.
آشنائی با کشور عراق
پرچم عراق
پايتخت و شهرهاي مهم:
پايتخت عراق بغداد و شهرهاي مهم آن عبارتند از: كربلا ، نجف اشرف ، بصره ، موصل ، كركوك ، اربيل ، سليمانيه ، رمادي ، حله ، عماره ، كوت ، ديوانيه ، ناصريه، ديالي ، سماوه ، سامرا ، دهوك .
زبان و خط رسمي: عربي
نشان ملي عراق
تعداد جمعيت و توزيع ديني، مذهبي و قومي آن:
جمعيت عراق : حدودا 33 ميليون نفر.
مسلمانان : 95% ، مسيحيان و يهوديان و صابئه و ايزدي ها و ديگر اقليتهاي ديني 5% .
شيعيان : 65% ، مذاهب مختلف اهل سنت 35% .
قوميت عرب : 70 % ، كرد : 20% ، تركمن : 3 % ، ديگر اقليتهاي قومي 7%.
همسايگان عراق
تاريخچه
قديميترين نامي كه براي عراق امروزي به كار رفته «سومر» است كه در هزاره پنجم تا سوم قبل از ميلاد نام دولت و ملتي در جنوب عراق كنوني بوده است. پس از آن به ترتيب دولتهاي آكد در مركز و جنوب، آشور در شمال و بابل در جنوب آن تأسيس گرديد كه به همين جهت به قسمتهايي از آن مملكت آشور، مملكت اكد، و مملكت بابل نيز گفتهاند. به دليل جريان دو رود دجله و فرات، عراق را از قديم بينالنهرين ناميدهاند. در ايران باستان عراق را سورستان ميگفتهاند كه شايد به خاطر اتصال و امتداد آن به طرف سوريه بوده است. كلمه عراق به اين ترتيب پس از فتح ايران به دست مسلمين وضع و رايج گرديده است. لازم به ذكر است كه اعراب قسمت شمالي بينالنهرين را كه كوهستاني است جزيره ميناميدند و قسمت جنوبي آن را كه به صورت دشت ميباشد عراق ميگفتند. همين قسمت جنوبي (عراق) كه منابع قديم در بسياري از موارد به سواد موسوم بوده زيرا پس از بيابانهاي وسيع عربستان چشمانداز درختان عراق آن را به صورت سياهي دور دستي نشان داده و به همين جهت اعراب بدان سواد نام دادهاند. به دليل وجود درخت بسيار كه كلمه سواد راموجب شده عدهاي عقيده دارند كه نام عراق از عرق (erg) به معناي ريشه گرفته شده است. گروه ديگري از لغتشناسان عراق را به معناي زمين ساحلي دانستهاند. يادآوري ميشود كه عراق را در ابتدا به جنوب بينالنهرين ميگفتهاند كه مجاور خليج فارس است. بر همين اساس بعضي عراق را معرب كلمه فارسي ايراه به معناي كرانه ذكر كردهاند و سرانجام برخي محققان عراق را صورت تغير يافتهاي از ايران دانستهاند (ــ ايران) به موازات كلمه عراق، عراقين نيز در منابع به كرات ذكر شده است كه منظور از آن در ابتدا دو شهر كوفه و بصره بوده كه هر دو در جنوب بينالنهرين واقع شدهاند. از دوره سلجوقيان، عراقين به دو صورت عراق عرب (منظور دو عراق فوقالذكر يعني كوفه و بصره) و عراق عجم (منظور منطقه كوهستاني غرب ايران) به كار رفته است. عراقين را به صورت عراقان نيز نوشتهاند. عراق در طول تاريخ خود همواره جزيي از قلمرو دولتهاي ايراني، عربي و عثماني بوده است تا آنكه در سال 1920 م. با به قدرت رسيدن ملك فيصل اول اين كشور پادشاهي عراق نام گرفت. سپس در سال 1958م. با سرنگوني رژيم سلطنتي و تأسيس جمهوري دموكراتيك خلق عراق تغيير نام داد .
در سال 1979 صدام حسين ؛ اكبر را بركنار و خود را رئيس جمهور عراق ناميد . وي پس از تثبيت و با آغاز انقلاب اسلامي در جمهوري اسلامي ايران جنگ همه جانبه و ظالمانه اي را عليه جمهوري اسلامي ايران شروع كرد .
جنگ تحميلي صدام بر عليه جمهوري اسلامي ايران صدها هزار تن از دو طرف را مجروح و به كشتن داد و خسارت هاي جبران ناپذير بسياري را براي دو كشور به بار آورد.
سرانجام جنگ هشت ساله بدون پيروزي صدام به پايان رسيد و منجر به محكوميت صدام بعنوان شروع كننده جنگ در سازمان ملل متحد منتهي گرديد .
عراق دو سال بعد به كشور كويت حمله كرد و آن كشور را اشغال و در هنگام خروج اجباري از كويت شريان نفتي كويت را نابودكرد.
اشغال كويت سبب گرديد كه علاوه بر تخريب نسبي كويت و ورود علني آمريكا و همپيمانان وي به منطقه حساس خاور ميانه ؛ در نهايت با فشار نظامي آنها مجبور به ترك كويت و بازگشت به مرزهاي عراق گرديد .
نيروهاي چند ملتي به رهبري آمريكا در سال 2003 ميلادي به بهانه اينكه عراق داراي سلاحهاي كشتار جمعي مي باشد يورش نظامي همه جانبه اي را بر عليه عراق شروع و در نهايت آن كشور را اشغال نمود .
ارتش صدام بسرعت در هم پاشيده شده و هزاران تن از نيروي ارتش و امنيتي فراري ؛ دستگير و يا كشته گرديدند
موج جديدي از تروريسم با حضور نيروهاي آمريكائي و متحدانش وارد عراق گرديد و امنيت را از مردم عراق سلب نمود .
در نهايت حكومت صدام ساقط كرديد و پس از تخريب شهرها و كليه زيرساخت هاي عراق و كشته شدن هزار شهروند بيگناه عراقي صدام حسين دستگير و به اتهام جنايت بر عليه بشريت در سال 2006 به دار مجازات آويخته شد.
ساختار سياسي
نظام سياسي: جمهوري پارلماني .
- احزاب و يا گروههاي مهم و تاثيرگذار:
مجلس اسلامي اعلاي عراق ، حزب دعوه اسلامي ، سازمان عمل اسلامي ، سازمان بدر، حزب دمكرات كرد ، اتحاد ملي كرد ، حزب اسلامي اهل تسنن عراق ، حزب ملي عراق ، اتحاد اسلامي كرد عراق ، موسسه وقف شيعه ، موسسه وقف اهل تسنن .
- جريانهاي سياسي موجود :
ائتلاف اتحاد ملي ( مجلس اعلا ، حزب دعوه ، صدري ها و ..) ، ائتلاف العراقيه ( گروه هاي اهل تسنن و ليبرالها و ..) ، جريانهاي كرد عراقي ( دمكرات و اتحاديه ملي و اسلامگراها و..) .
- كشورهاي طرف رابطه سياسي به ترتيب اولويت:
آمريكا ، جمهوري اسلامي ايران ، كشورهاي عربي ، كشورهاي اسلامي وديگر كشورها
- تاريخچه مختصر ، چگونگي و ميزان رابطه با ج.ا.ايران:
روابط سياسي بين دو كشور قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران غالبا" متشنج بوده است ولي پس از امضاي قرارداد الجزاير در سال 1975 روابط نسبتا" بهبود يافت .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي وبا توجه به دشمني ديرينه صدام وحزب بعث عراق با حضرت امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي ، روابط بين دو كشور از سوي صدام متشنج شده ودر تاريخ 31 شهريور 1359 جنگ تمام عيار با پشتيباني كشورهاي همسوي با صدام عليه جمهوري اسلامي شعله ور شد و بمدت هشت سال اين جنگ خانمان سوز ادامه پيدا كرد .
پس از پايان جنگ و نيز اتخاذ موضع بي طرفانه توسط جمهوري اسلامي در مسئله اشغال كويت توسط ارتش عراق و سپس در جنگ دوم خليج فارس ، روابط سياسي مجددا" بهبود نسبي داشت تا رژيم صدام در سال 2003 ساقط گرديد .
در سالهاي پس از سقوط صدام و با اتخاذ سياست مدبرانه و بشردوستانه توسط مسئولان جمهوري اسلامي روابط سياسي وا قتصادي واجتماعي ونيز فرهنگي بين دوكشور گسترش فراواني پيدا كرد كه در حال حاضر با استقرار دولت قانوني در عراق اين روابط درهمه زمينه ها رو به گسترش و تقويت مي باشد .
- مراكز و نهادهاي فرهنگي دولتي:
وزارت فرهنگ عراق تنها متولي دولتي مسائل فرهنگي اين كشور مي باشد .
- جايگاه موسسات غير دولتي(سمن ها) در جامعه و موسسات فعال و تاثيرگذار در زمينه فرهنگي:
پس از سقوط رژيم صدام موسسات غير دولتي زيادي تاسيس گرديد كه در حال حاضر تعداد آنها به صدها موسسه رسيده ودر زمينه هاي گوناگون فرهنگي واجتماعي فعاليت دارند.
مهمترين آنها عبارتند از : موسسه شهيد محراب ، موسسه فرهنگي بدر ، موسسه فرهنگي – علمي دعوت ، مركز فرهنگي الهدي ، انجمن دانشجويان مسلمان عراقي ، مركز فرهنگي المدي . مركز فرهنگي الجمل ، دار الانشاء العربي ، دار الجواهر و....
- جايگاه و كاركرد رسانه هاي گروهي (راديو و تلويزيون، مطبوعات و اينترنت) در جامعه، مهمترين رسانه ها و تيراژ مطبوعات:
با سقوط صدام و پس از سالهاي استبداد ، انفجاري رسانه اي و اطلاع رساني در عراق رخ داد كه باعث تاسيس و راه اندازي صدها راديو ، شبكه تلويزيوني ، روزنامه ومجله ، و سايت اينترنتي گرديد . همچنين وزارت اطلاع رساني ( الاعلام) رسما" منحل و در حال حاضر اين رسانه ها در زمينه هاي گوناگون فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي و با گرايش ها ي اسلامي و لاييك وليبرال مشغول فعاليت هستند.
اين رسانه ها نقش اساسي وگسترده در شكل گرفتن جريانهاي سياسي واجتماعي ايفا مي نمايد .مهمترين آنها عباتند از :
مطبوعات : الصباح ، الزمان ، التآخي ، العراق الجديد ، الدعوه ، الاتحاد ، الصدر ، الرياحين ، البصيره، الحوزه ، المدي و....( باتيراژ 5- 10 هزار نسخه ) .
راديو وتلويزيون: العراقيه ، الشرقيه ،بلادي ، آفاق ، الفيحاء ،العراق الجديد ، الاتجاه و....
سايتهاي اينترنيتي : همه احزاب وگروه ها و اكثر شخصيتهاي سياسي و اجتماعي عراقي سايت مستقل دارند..
- وضعيت انتشار كتاب و كتابخواني:
در سايه شرايط جديد عرا ق در حال حاضر انتشار كتاب در زمينه ها ي گوناگون كاملا" آزاد بوده و هيچ رقابتي اعمال نمي شود .
همچنين مردم عراق در امر مطالعه و كتابخواني در ميان ملتهاي عرب پيشرو بودند و هستند.
ساختار آموزشي
- نظام آموزشي:
نظام آموزشي در عراق دولتي و خصوصي مي باشد كه توسط وزارت آموزش وپرورش ( قبل از دانشگاهي ) و وزارت علوم وآموزش عالي اداره مي شود .
آموزش در مدارس ودانشگاه هاي دولتي مجاني است . در حال حاضر دانشگاه هاي آمريكايي و اروپايي ونيز عربي در بغدا د و كردستان عراق شعبه هائي را افتتاح كرده اند .
حوزه علميه نجف وكربلا مشغول فعاليت بوده و نيز دانشگاه ها ومراكز آموزشي اسلامي دربغداد وشهرهاي گوناگون عراق مانند كربلا ونجف تاسيس ومشغول فعاليت هستند .
- مراكز و نهادهاي آموزشي دولتي :
مركز دراسات العراق ، المركز العراقي للتربيه والتعليم ، المعهد العالي للغات .
- نرخ سواد:
با توجه به سياست هاي غلط رژيم گذشته عراق در حال حاضر نرخ بي سوادي بين مردم عراق تا 35% ميرسد و اين در صد بين مردم غير شهري بيشتر مي باشد.
- وضعيت آموزش عالي و مراكز مهم دانشگاهي:
آموزش عالي در دانشگاه هاي دولتي مجاني است و اكثر اساتيد دانشگاه ها عراقي هستند .
مراكز مهم : دانشگاه هاي بغداد ، بصره ، موصل ، مستنصريه ، كربلا ، الغري در نجف ، اربيل ، سليمانيه ، صلاح الدين ، كوت ، والعماره و..
- نظام آموزش امور ديني:
حوزه هاي علميه شيعه در نجف اشرف وكربلا و برخي از شهرهاي عراق حرف اول را در زمينه آموزش ديني مي زنند ، همچنين مدارس و مراكز آموزش ديني مذاهب مختلف اهل تسنن در شهرهاي بغداد و استان كردستان و ديگر شهرهاي عراق با اكثريت مذاهب مختلف اهل سنت مشغول آموزش هاي ديني مربوط به مذهب خود هستند .
شهرهاي مهم نجف و كربلا
مزار امام علي عليه السلام در شهر نجف در كنار شهر تاريخي كوفه واقع مي باشد و ساليانه ميليونها تن از مسلمانان ا فرقه هاي مختلف اسلامي براي زيارت به اين شهر وارد شده و پس از زيارت امام علي عليه السلام و ديگر مشاهد نجف مانند زيارتگاه پيامبران هود عليه السلام و صالح عليه السلام ؛ ديگر مشاهد مختلف در شهر كوفه را نيز زيارت مي نمايند.
مزار امام علي عليه السلام در نجف اشرف
مزار پيامبران الهي حضرت هود عليه السلام و حضرت صالح عليه السلام در قبرستان وادي السلام درنجف اشرف
مزار كميل ابن زياد در نجف اشرف
مسجد كوفه محل شهادت امام علي عليه السلام و مشاهد شريفه – در سمت راست تصوير مرقد مطهر حضرت مسلم ابن عقيل سفير امام حسين عليه السلام و مختار ثقفي در كنار ايشان ديده مي شود و در سمت چپ تصور مزار هاني ابن عروه ديده مي شود.
مزار صحابي بزرگ ميثم تمار در شهر كوفه
كربلا
شهر کربلا مرکز استان کربلا، یکی از شهرهای جنوبی کشور عراق و در فاصله یکصد کیلومتری بغداد می باشد.جمعیت این شهر زیارتی بالغ بر ششصد هزار نفر بوده و از شهرهای عمدتاً شیعه نشین و مذهبی در عراق است که چنانچه آرامش در این کشور و این شهر برقرار شود از مراکز زیارتی،توریستی و سیاحتی مهّم عراق بشمار خواهد رفت.
در اين شهر چندين مکان مقدس وجود دارد اما دو مرقد متبرکه آن در طول تاريخ اهميت و جذابيت بيشتري داشتهاست. حرم امام حسين(ع) و برادرگرامي شان حضرت ابوالفضل العباس (ع) .
امام حسين عليه السلام بهمراه جميع ياران باقي مانده شان و نيز خانواده مكرم شان در اين محل به شهادت رسيده و كودكان و زنان شان را به اسارت بردند .
حرم مطهر امام حسين عليه السلام و برادر باوفايشان حضرت اباالفضل العباس عليه السلام
مزار امام حسين عليه السلام در كربلاي معلي
مزار حضرت ابالفضل العباس در كربلاي معلي
کاظمین
كاظمين یکی از محلههای شمالی شهر بغداد در بخش غربی رود دجله است. مسجد و آرامگاه دو امام مسلمانان خاصه شيعيان اماميه در این محله قرار دارد و سبب نامگذاری این منطقه به کاظمیه همین است.
حرمين شريفين امام موسي كاظم عليه السلام و امام محمد تقي الجواد عليه السلام در شهر كاظمين
سامرا
سامرا یکی از شهرهای بزرگ استان صلاحالدین درعراق است که در بخش شرقی رود دجله در فاصله ۱۲۵ کیلومتری شمال بغداد واقع است.مسجد جامع سامرا و مسجد و حرم عسکریین دو بنای مقدس و مهم شهر سامرا است.
سامرا در بین مسلمانان اهمیت بسياري دارد. این شهر یکی از شهرهای مذهبی عراق به شمار میرود كه مدفن دو تن از امامان شیعه امام حسن عسکری عليه السلام و امام علی نقی الهادي در آنجا قرار دارد. در حرم عسكريين مرقد منور جناب حکیمه خاتون خواهر مكرمه امام حسن عسكري عليه السلام و نيز جناب نرجس خاتون همسر محترمه و مادر مکرمه امام زمان عليه السلام نيز مي باشد.
با تأسیس پایگاه علمی اي که سنگ بنای آن توسط امام علي نقي الهادی(ع) گذاشته شده اين شهر از نظر علمی هم دارای موقعیت خاصی گردیده است به طوری که تا مدتها مرکز نشر علوم اسلامی بوده است.
- تشكلهاي مهم و پر نفوذ ديني و مذهبي: (اسلامي و غير اسلامي)
مجلس اسلامي اعلاي عراق ، حزب الدعوه الاسلامي ، الحزب الاسلامي العراقي ، دفاتر مراجع تقليد بخصوص دفتر آيت الله العظمي سيستاني ، سازمان العمل الاسلامي الاتحاد الاسلامي الكردي و..
- مراكز و نهادهاي ديني دولتي :
موسسه وقف شيعه ، موسسه وقف اهل تسنن ، جماعت علماي عراق .
بغداد:
بغداد یکی از معروفترین شهرهای اسلامی است كه برای سالیاني طولانی مرکز علمی جهان و پایتخت عباسیان بوده است .
بزرگان و عالمان بسياري در اين شهرمدفون مي باشند كه برخي از آنان عبارتند از:
- نايبان چهارگانه حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
عثمان بن سعيد عمري ؛ محمد بن عثمان ؛ حسين بن روح نوبختي ؛ علي بن محمد سمري
- شيخ يعقوب كليني از عالمان و محدثان بزرگ شيعه در قرن سوم هجري و صاحب كتاب معروف اصول كافي
- امام محمد ابوحنيفه پيشواي مسلمانان فرقه حنفيه و شاگرد امام صادق ( عليه السلام ) ، در مسجدي به نام امام اعظم و در قريه اي به نام معظم در آن سوي دجله مقابل كاظمين قرار دارد . بناي مقبره ابو حنيفه قلعه آجري شامل چهار برج و دروازه است كه در داخل آن مسجد و تكيه اي ساخته شده و ضريح ابو حنيفه وسط آن مسجد قرار دارد .در نزديكي قبر ايشان ، در همين محله ، ابوبكر شبلي و حسين بن منصور حلاج را به خاك سپرده اند.
مسجد امام ابوحنيفه در بغداد
توسل امام محمد ابوحنیفه به حضرت پیامبر(ص)
امام محمد ابوحنیفه هنگامي كه وارد مدینه شده و به زیارت مرقد مطهر پیامبر آخرالزمان (ص) مشرف شدند ؛ در مقابل قبر شریف او این دو بیت را سرودند:
یا أكرم الثقلین یا كنز الوری
جدلی بجودك و أرضنی برضاكا
أنا طامع فی الجود منك و لم یكن
لأبی حنیفة فی الأنام سواكا
ای گرامیترین انسانها! ای گنجینه مردمان
از بخشش خود به من ببخش و از خشنودی خود مرا خشنود ساز.
من آزمند بخشش تو هستم و جز تو
ابوحنیفه كسی در میان مردم ندارد
(فتح القدیر، نگارش كمال بنالهمام الحنفی، 2/336)
مزار امام محمد ابوحنيفه در بغداد
- امام احمد بن حنبل مؤسس فرقه حنبلي و از محدثان برجسته مسلمانان فرقه حنبلي در قرن دوم هجري است . قبر ايشان در نزديكي رصافه بغداد قرار دارد .
-ابوبكر شبلي از بزرگان متصوفه مي باشند كه نزديك قبر امام احمد ابن حنبل به خاك سپرده شده است . شايان ذكراست كساني چون بشرحافي ، داوودطايي و ابوالقاسم جنيد ، از تابعان و زاهدان ، در نزديكي قبر ايشان دفن شده اند. قبر معروف كرخي نيز در محله باب البصره قرار دارد
-امام شيخ عبد القادر گيلاني از مشايخ صوفيه كه ملقب به قدس اعظم بوده اند . قبرشان در رصافه واقع شده و بقعه كوچك و ضريحي از نقره دارند . زائران او بيشتر از كشورهاي هند و افغانستان مي باشند . اين بقعه توسط سلطان مراد عثماني تعمير و بازسازي شده و داراي حياط ، صحن و گنبد بزرگي مي باشد .
-ابن ابي الحديد شارح برجسته و معروف نهج البلاغه نيز در رصافه دفن شده است .
- آرامگاه شيخ شهاب الدين سهروردي ، از فلاسفه بزرگ شيعه و معروف به شيخ اشراق نيز در بغداد مي باشد . سلطان سليمان و سلطان احمد ، از پادشاهان عثماني ، بقعه بزرگي براي او ساخته اند و مسجدي در كنار ايشان برپا كرده اند .
مرقد مطهر صحابي جليل القدر سلمان فارسي در شهر مدائن
- جايگاه زبان و ادبيات فارسي:
زبان فارسي از گذشته دور جايگاه ممتازي در عراق داشت كه بيشتر توسط زوار ايراني و رفت وآمد هاي زياد و نيز ايرانيان مقيم اين زبان در جامعه عراق بخصوص در شهرهاي كربلا ونجف گسترش پيدا كرد.
در حال حاضر گروه زبان وادبيات فارسي در دانشكده ادبيات دانشگاه بغداد مشغول فعاليت است ونيز زبان فارسي بعنوان درس انتخابي در دانشكده ادبيات بصره و اربيل تدريس مي شود .
- چگونگي و ميزان همكاريهاي علمي و آموزشي با ج.ا.ايران:
در حال حاضر همكاري هاي علمي وآموزشي بسيار خوبي بين دانشگاه هاي مهم ايران وعراق وجود دارد .
در اين مدت يادداشتها و موافقتنامه هاي فرهنگي وعلمي بين دانشگاه هاي ايران منجمله تهران وكرمانشاه و اهواز و دانشگاه هاي بغداد وبصره و نجف اشرف به امضا رسيده است .
همچنين تعداد زيادي از دانشجويان عراقي در حال حاضر در دانشگاه هاي ايران مشغول تحصيل هستند و در مقابل تعدادي از دانشجويان ايراني در دانشگاه هاي عراق بخصوص در اقليم كردستان به تحصيل مشغول هستند.
اقليم كردستان
کُردستان عراق منطقه اي خودمختار در بخش شمالی عراق است. کردستان عراق از شرق با ایران از شمال با ترکیه و از غرب با سوریه هممرز است. مرکز آن اربیل است. واحد پول رایج در منطقه کردستان عراق، دینار عراق است و زبانهای رسمی در این منطقه زبان کردی و زبان عربی است.
جمعیت این منطقه حدود ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر تخمین زده مي شود.
در منطقه کردستان عراق علاوه بر کردها، اقلیتهای آشوری، ترکمن، عرب، کلدانی، ارمنی و غیره نیز زندگی میکنند.
در زمان حکومت صدام وي تصمیم گرفت منطقه حائلي در مرزهای شمالی خود با ایران ایجاد کند و برای این منظور از سال ۱۹۶۳ تا پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ در حدود چهار هزار روستای کردنشین را در این منطقه ویران کرد. ساکنان این مناطق و به طور کل حدود ۲۵ درصد از جمعیت کردنشین عراق به اجبار به نقاط دیگر عراق تبعید شدند و در این روند ۳۰۰ هزار کرد جان خود را از دست دادند. صدام جنايات بي شماري را در مورد كردها اجرا نمود كه فجيع ترين آن بمباران شيميائي حلبچه بود كه زنان و كودكان بي شماري جان خود را از دست دادند .
كركوك
کرکوک یکی از غنیترین شهرهای عراق میباشد و دارای ۴۰٪ صادرات نفت عراق است. شاید این عامل مهمترین دلیل کشتار و کوچ اجباری کردها توسط رژیم صدام از این شهر بوده است. اصلیترین چاههای نفت کرکوک به نام باباگرگر شهرت دارند. دیگر حوزههای نفتی مهم آن جمبور، بای حسن جنوبی و شمالی، آفانا، خباز، جبل بور و خرماله مي باشد .
از پدیدههای شگفت در منطقه باباگرگر آتشهای فروزنده بر روی زمین است که در پی نشت گاز از حوزه نفتی به روی زمین پدیدآمده. این آتشها که آتش جاویدان نام گرفتهاند صدها سال است که شعله ور مي باشند. رودخانه زاب کوچک از شاخههای دجله از ۴۵ کیلومتری کرکوک میگذرد و براي آبیاری زمینهای کرکوک استفاده مي شود .
بصره
بصره دومین شهر بزرگ عراق میباشد. این شهر بندر اصلی عراق است. بصره مرکز استان بصرهاست. اين شهر در امتداد اروند رود در نزدیکي خلیج فارس واقع شدهاست.
وضعیت حکمرانی در بصره سنتی طایفهای است . این شهر دارای طوایف زیادی همچون ، شمار ، بنی خالد، تمیم، الجبور، الشوولات، بنی اسد، بنی سعد، السعدون، بنی منصور، الزفیر و سوباع و بسیاری طوایف دیگر میباشد .
منطقه اطراف بصره دارای منابع مهم نفتی با چاه های نفت بسیاري مي باشد. بصره منطقه اي حاصلخیز و کشاورزی مي باشد كه محصولات آن عبارت است از: برنج، ذرت، جو، ارزن، گندم و خرما .
اهالي منطقه بصره عموما مسلمان بوده و نیز تعداد کمی از مسیحیان در بصره زندگی میکنند.
اگر شیعیان را کافر بدانیم 140 راوی خود را از دست میدهیم
اولین نشست از سلسله نشست های "شناخت جریانهای تکفیری و سلفی" با حضور یکی از علمای الازهر در قم برگزار شد.
«دکتر شیخ تاج الدین الهلالی» از اساتید بزرگ دانشگاه الازهر مصر در این نشست به ریشه یابی ظهور جریان های تکفیری پرداخت و گفت: امروز تکفیری ها برای تقرب به خداوند، اقدام به کشتار مسلمانان می زنند و شعار الله اکبر را همراه با سر بریدن مسلمانان سر می دهند.
وی یکی از ریشه های تفکرات تکفیری را احادیث ضعیف دانست و توضیح داد: در مذهب اهل تسنن همه احادیث وارده در صحاح را صحیح می دانند، در حالی که در مذهب شیعه بر اساس دستورات ائمه احادیث منقول در کتب حدیثی را بر قرآن عرضه می کنند تا هر چه با قرآن تناقض دارد، نا معتبر بدانند. در واقع علمای شیعه احادیث را قابل نقد می دانند اما علمای سلفی احادیث ضعیف را هم قبول دارند و این منشأ برخی خشونتهاست.
دکتر الهلالی به نداشتن استدلال علمی در نزد تکفیریون هم پرداخت و گفت: ما چگونه میتوانیم همدیگر را تکفیر کنیم در حالی که همه مسلمانان بر سر سه اصل توحید، نبوت و معاد متفق هستند؟
مفتی سابق استرالیا ادامه داد: ما چگونه شیعیان و پیروان مکتب امامیه را کافر بدانیم در حالی که آنها هم به این اصول اعتقاد دارند و "لا اله إلا الله" را که بر اساس حدیث سلسلة الذهب شرط ورود در حصن الهی است را به زبان می آورند و به آن اعتقاد دارند؟
وی تأکید کرد: حدیث سلسلة الذهب که از حضرت امام رضا(ع) نقل شده است "کلمة لا إله إلا الله حصني، فمن قالها دخل حصني، ومن دخل حصني أمن عذابي"، علاوه بر منابع شیعی در کتب مهم اهل تسنن نیز آمده است.
شیخ الهلالی به نکته ظریفی نیز اشاره کرد و خطاب به وهابیون پرسید: اگر پیروان اهل بیت(ع) را کافر بدانید بسیاری از روایات کتب شما و بسیاری از احادیث صحاح زیر سؤال خواهد رفت؛ چون حدود 140 راوی در میان راویان این احادیث از شیعیان هستند.
وی افزود: متأسفانه نه تنها از برخی اختلافات سوء استفاده می شود بلکه حتی مسائل باطل و بی پایه و اساس نظیر "وجود قرآن مختلف در میان شیعیان" و نیز مسأله کذب "خان الأمین" مطرح می شود.
این استاد الازهر در رد تفکرات سلفی به فرمایشی از امیرالمؤمنین علی(ع) هم استناد کرد و گفت: خوارج گروه باطلی بودند که پس از پیامبر(ص) ظهور کردند و دیگران را کافر می دانستند؛ اما هنگامی که از امام علی(ع) درباره خوارج سؤال شد که آیا کافر هستند یا نه؟ امام فرمود: نه.
وی با محکوم کردن کشتارهایی که از سوی تکفیریون در گوشه و کنار جهان صورت می گیرد تصریح کرد: اعمال این گروه بر خلاف سنت پیامبر(ص) است که فرمودند: "من قتل مسلماً فاعتبط بقتله لم یکن له یوم القیامة صرفاً و لا عدلاً".
این استاد الازهر به تناقض های وهابیون تکفیری هم اشاره کرد و گفت: این گروه از این که یک غیر مسلمان در گوشه ای از جهان به دین اسلام بگرود شاد می شوند، در حالی که براحتی تمام، تعداد زیادی از مسلمانان را کافر میدانند و آنان را به شهادت می رسانند.
دکتر الهلالی افزود: تکفیریون هم اکنون مانند سلاح کشتار جمعی عمل می کنند. یعنی ما با یک سلاح کشتار جمعی روبرو هستیم که همه امت اسلام را تهدید می کند. این سلاح برای آزادسازی فلسطین و مبارزه با آمریکا و اسرائیل به کار برده نمی شود بلکه برای کشتار مسلمانان است. تکفیری ها به جای این که با دشمنان مسلمانان و ربایندگان اموال و دارایی مسلمانان بجنگند، با اهل قبور که هیچ ضرری برای کسی ندارند سر جنگ دارند!
وی تأکید کرد: این سلاح اهداف اسرائیل را که تشکیل کشوری از نیل تا فرات است، را دنبال می کند. به همین دلیل است که شاهد کشتار مردم به دست تکفیریون در عراق، سوریه، مصر و دیگر کشورهای منطقه هستیم.
شیخ تاج الدین الهلالی در بخش دیگری از سخنان خود به راههای وحدت مسلمین هم پرداخت و گفت: ما باید پایه های اعتقادی و اصولی مشترک بین دو مذهب که منجر به وحدت می شود را شناسایی کنیم.
وی تأکید کرد: ما باید به خیر دعوت کنیم و بر منبع نور که همان ثقلین ـ قرآن و عترت ـ است اجماع کنیم؛ اما این که به عیب دیگران بپردازیم هیچ سودی ندارد.
استاد دانشگاه الازهر درباره نحوه برخورد با تکفیری ها هم گفت: نباید با تکفیری هایی که شستشوی مغزی داده شده و آماده کشته شدن هستند همانند خودشان برخورد کنیم و آنها را بکشیم؛ بلکه باید با تفکر با آن ها مقابله کنیم و آنان را نجات دهیم.
در بخش پایانی این نشست، اساتید و شرکت کنندگان سؤالات خود را از دکتر تاج الدین الهلالی مطرح کردند.
شایان ذکر است سلسله نشست های "محبت اهل بیت(ع) در بین اهل سنت" و "شناخت جریانهای تکفیری و سلفی" تا پایان هفته با ارائه «دکتر شیج تاج الدین الهلالی» از دانشمندان بزرگ دانشگاه الازهر مصر برگزار می گردد.
شرکت در این دوره که به همت معاونت بین الملل حوزه علمیه قم برگزار می گردد مخصوص اساتید و پژوهشگران حوزوی است
مسجد حنانه - نجف اشرف ؛ عراق
اين مسجد در بين راه نجف و كوفه قرار دارد.
به هنگام حمل سرهاي مطهر شهيدان كربلا به كوفه ، سر مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع) را بر زمين اين مسجد گذاشتند . نقل است كه در اين هنگام صدايي شبيه به ناله بچه شتر (حنانه) كه مادرش را گم كرده باشد شنيده گرديد .
در نقل ديگري نيز گفته گرديده كه قبل از آن كه امام علي (عليه السلام) را دفن كنند چند لحظه جنازه مطهر ايشان را در اين محل بر زمين گذاشتند و از زمين ناله و شيوني شنيده گرديد . از اين رو بعدها در آن مكان مسجدي ساختند كه آن را حنانه ناميدند .
برخي نيز گفته اند اين نام برگرفته از نام " حنا " ، دير قديمي مسيحيان بوده است .
مسجد حنانه ضريح كوچكي قرار دارد كه محل سر مبارك امام حسين عليه السلام بوده است .
در نزديكي مسجد فوق ، مقبره " الثويه " واقع مي باشد كه تعدادي از ياران و صحابه امام علي (عليه السلام) در آن محل دفن شده اند .
امام صادق(ع) هنگام سفر به کوفه و نجف، در سه مکان توقف نموده و نماز گزاردند كه یکی از آنها در این محل بوده است . هنگامی که علّت را پرسيدند، فرمودند: "وقتي سرهای شهيدان کربلا را به کوفه میآوردند تا نزد عبيد الله بن زياد ببرند ، سر مقدّس حضرت سيد الشهدا (ع) را در اين محل بر زمين نهاده اند ."
شهادت مسلمان آمریکایی مالکوم شباز در مکزیک
صبح پنجشنبه 9 می رسانههای از قتل مالکوم شباز خبر دادند؛ خبری که البته توسط FBI تحریف شده بود اما قتل مشکوک مالکوم شباز نوه مالکوم ایکس رهبر مسلمانان آمریکا رهبر مسلمانان آمریکا، توجه بسیاری از آژانسهای خبری را طی چند روز به خود جلب کرد.
اگرچه آمریکایی ها دلیل قتل او را بر اثر یک درگیری ساده اعلام کردند، اما بازخوانی زندگی و نحوه کشته شدن نوه رهبر مسلمانان آمریکا مرگ وی را فراتر از قتلی ساده نشان میدهد.
«مالکوم شباز» متولد 1984 در پاریس، فرزند دومین دختر مالکوم ایکس است که شباهت بسیاری به پدربزرگش داشت.
وی در طول زندگی کوتاه خود با افراد زیادی برخورد کرد ملیت پدرش الجزایری بود. پدر مالکوم در پاریس با مادرش آشنا شد.
او در جامعه مسلمانان آمریکا نقش فعالی را اجرا کرد و از جمله هواداران نظام جمهوری اسلامی و حضرت آیتالله خامنهای به شمار میرفت و حضور مستمری در جامعه اسلامی فاطمیه در کالیفرنیا داشت.
از مهمترین اتفاقات زندگی شباز به نقل از خودش میتوان به سفر حج در سال 2012 اشاره کرد که به گفته خودش، این تجربه، زندگیاش را تغییر داد.
اما در کنار زندگی اجتماعی، شباز به عنوان نوه رهبر مسلمانان آمریکا میباید به بعد فعالیتهای سیاسی وی نیز توجه کرد.
او در وبلاگ خود مینویسد: در سال 2012 متوجه شدم تحت تعقیب نیروی مبارزه با تروریسم FBI هستم. آنها نگران سفرهای متعدد من بودند. من در دمشق به مدت بیش از یک سال زندگی و تحصیل کردم.
مالکوم شباز در قسمتی دیگر از وبلاگش در مورد جلوگیری از آمدنش به ایران سخن به میان میآورد و مینویسد:
«یک هفته پیش از حمله ناتو به لیبی، با معمر قذافی دیدار داشتم و خود را برای سفر به تهران آماده میکردم که در جشنواره فیلم فجر شرکت و درباره هالیوودیسم و خشونت سخنرانی کنم. دو روز پیش از سفر به تهران، توسط FBI دستگیر شدم در زمان بازجویی نام واقعی خودم را نگفتم و به اتهام جعل هویت محکوم و به زندان فرستاده شدم.»
* مالکوم شباز چگونه کشته شد؟
منابع آگاه خبری از دیدار شباز با مسلمانان مکزیک خبر میدهند. مسلمانان و مهاجرین ضد امپریالیسم آمریکای لاتین که در گذشته به شدت تحت تفکر مالکوم ایکس بودهاند این بار قصد داشتند تا با استفاده از پتانسیل شباز، سیاستهای ضد امپریالیستی خود را ادامه دهند از این رو وی عازم مکزیک میشود.
شباز تحت تعقیب و کنترل پلیس فدرال ایالات متحده بود. کنترل و مراقبت با توسل به سیستمهای شنود در کشوری همانند مکزیک که بزرگترین سفارت آمریکا پس از افغانستان در آن قرار دارد، کار مشکلی نیست چرا که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده در این کشور به راحتی میتوانند به فعالیت بپردازند.
بر این اساس از آنجا که شباز و همراهانش محل مناسبی برای گفتوگو پیدا نمیکنند تصمیم میگیرند به طور ناگهانی به تفریحگاهی رفته تا در میان شلوغی محوطه، دیدارهایشان را به دور از گوشهای FBI انجام دهند.
طبق برنامه باید دیداری میان مالکوم شباز و میخائیل سورائز در یک تفرجگاه صورت میگرفت. سورائز رهبر جنبش کارگری مکزیک بود که وی را در آپریل سال جاری از آمریکا اخراج کردند اما این نشست ناکام میماند چرا که سورائز با بدن مجروح و به خون آغشته نوه مسلمانان آمریکا مواجه میشود.
با وجود تلاش سورائز برای انتقال شباز به بیمارستان، وی در راه جان خود را از دست میدهد و به پدربزرگ شهیدش میپیوندد.
مسئولیت پیگیری ترور مالکوم شباز به پلیس فدرال آمریکا محول میگردد از آنجا که قاتل میباید خود را بیگناه نشان دهد، قتل را یک درگیری عادی میان شباز و صاحب تفریحگاه عنوان میکنند و با توسل به رسانههای وابسته به خود به ویژه فاکس نیوز که محور اصلی فعالیتش اسلام هراسی است، میکوشد وجهه اسلامی این فعال مسلمان را هدف قرار دهد.
شخصی که "محمدعلی کلی" را مسلمان کرد
اسفندماه 1343 هجری شمسی فوریه سال 1965 سالگرد شهادت مردی است که راه خود را از اعماق اشتباهاتی که در آن فرو رفته بود پیدا کرد. مردی که به جرم دزدی، استفاده از مواد مخدر دستگیر شد ولی بهصورت انسانی جدید از زندان خارج شد.
مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی است که در ایالت اوهامای آمریکا به دنیا آمد. پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می کرد. در هشت سالگی جسد پدرش را کنار ریل راه آهن پیدا کردند و مادرش بیش از این تاب نیاورد و در بیمارستان روانی ها بستری شد.
مالکوم سرانجام روزی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفت، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد.
دوران محکومیت، از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت. او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که همبندش بودند؛ افرادی از گروه «ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم اندیشید. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی ناپذیر در دین اسلام بود و تبعیض نژادی در آ ن معنا نداشت. آرام آرام دریچه ای به روی مالکوم گشوده شد؛ برتری به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست.
داستان به اسلام گرویدن محمدعلی در نوع خود جالب توجه است. این ماجرا درست از زمانی شروع شد که او با مالکوم ایکس آشنا شد و در جلسات سخنرانی هایش شرکت می کرد. در همان سال های ۱۹۶۴-۱۹۶۵ بود که او با گروه های مسلمان سیاه پوست آشنا شد و به آنها پیوست.
سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا، برگ افتخار دیگری بود که در دفتر زندگی مالکوم ایکس جای گرفت. آن گونه که خودش اشاره کرده، در این سفر روحانی و مقدس با معنای واقعی اتحاد و برابری میان مسلمانان آشنا شد و حقیقت اسلام را فرا گرفت. مالکوم در مناسک حج دید که هیچ فرقی بین سفید و سیاه و رنگین پوست نیست و همه مسلمانان جهان، از هر طبقه و نژادی که باشند با صلح و دوستی کنار یکدیگر جمع میشوند و عالی ترین مراسم مذهبی و اعتقادیِ خویش را به جای می آورند.
مالکوم ایکس، پس از بازگشت از مناسک حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید. او با روحی پاک و صیقل داده به محل سکونت خود در آمریکا بازگشت و درصدد ایجاد تشکیلاتی گسترده برآمد تا به وسیله آن، مسلمانان جهان را با نژادهای گوناگون به همدلی و ظلم ستیزی فراخواند. ولی انحراف موجود در گروه "ملت مسلمان" بزرگترین مانع برسر راه او بود. مالکوم در آستانه راه بود که خانه اش را به آتش کشیدند و چون از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در 39 سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله به زندگی پرفراز و نشیب او پایان دادند.
حجاب فوتباليستهای مسلمان سبب پیشرفت خواهد شد
کنفدراسیون فوتبال آسیا از موافقت فیفا با داشتن حجاب در زمین برای فوتبالیستهای زن مسلمان استقبال و ابراز امیدواری کرد این موضوع سبب پیشرفت فوتبال زنان در این منطقه شود.
«شیخ سلمان ابراهیم الخلیفه» رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا در بیانیهای اعلام کرد: فوتبال زنان در غرب آسیا هنوز در ابتدای راه است اما من امیدوارم تصمیم فیفا که به فدراسیونهای عضو امکان میدهد از این پس تیمهای زنان خود را به رقابتهای بین المللی بفرستند، جهش بزرگی در آن ایجاد کند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، فدراسیون بینالمللی فوتبال «فیفا» با درخواست کشورهای مسلمان برای داشتن حجاب در زمین بازی برای زنان و درخواست سیکهای کانادا برای داشتن سربند برای فوتبالیستهای سيك مذهب، موافقت کرد.
هیأت بین المللی فوتبال (ایفاب)، دو سال پیش به درخواست کشورهای اسلامی موافقت خود را با داشتن حجاب برای زنان در زمین بازی به صورت آزمایشی و تحت برخی شرایطی سخت اعلام کرده بود.
این تصمیم در همه جا به اجرا در نخواهد آمد. در فرانسه به طور مثال، جایی که بحث حجاب در بین همه اقشار جامعه داغ است، فدراسیون فوتبال بار دیگر ممنوعیت حمل هر گونه نشانه مذهبی یا قومی را در کشور و در مورد آنچه که به شرکت تیمهای ملی فرانسه در رقابت های بینالمللی مربوط می شود، اعلام کرد.
جاسوسی از مسلمانان نیویورک قانونی است!
دادگاه فدرال در نیوجرسی آمریکا با رد شکایت گروه های مذهبی اسلامی از پلیس نیویورک، حکم به قانونی بودن فعالیت جاسوسی پلیس نیویورک علیه تشکل های اسلامی و مساجد داد.
چند گروه دانشجویان مسلمان به این دادگاه شکایت کرده بودند که پلیس نیویورک به بهانه تروریسم از اعضای آن جاسوسی کرده و آن ها را تحت فشار قرار داده است.
به گفته آن ها این اقدامات پلیس نیویورک باعث ترس اعضا از مشارکت در فعالیت های دسته جمعی گروه های مذهبی شده و آزادی آن ها را نقض کرده است.
منتقدان می گویند برنامه جاسوسی پلیس نیویورک جنبه ضداسلامی و تبعیض آمیز دارد و باورهای نادرستی پلیس نیویورک از مسلمانان دارد که باید عمیقا مورد بازنگری قرار گیرند.
چندی پیش مرکز ائتلاف آزادی های مدنی برای مسلمانان آمریکا یک برنامه گسترده جاسوسی پلیس نیویورک علیه مسلمانان را افشا و اعلام کرد: نقض حقوق مسلمانان در شهر نیویورک توسط پلیس این شهر غیرقابل تصور بوده و زنگ خطر را نه تنها برای جامعه مسلمانان بلکه برای همه کسانی که نگران حقوق شهروندی مردم آمریکا هستند به صدا در آورده است.
بر اساس این گزارش، از سال 2002 پلیس نیویورک با کاربرد روش های مختلف دست به جاسوسی از مسلمانان نیویورک زده است.
در بسیاری از موارد پلیس نیویورک تلاش کرده کسانی را از میان مسلمانان برای جاسوسی استخدام کند.
بر اساس گزارش ها و مصاحبه هایی که مرکز ائتلاف آزادی های مدنی برای مسلمانان آمریکا در اختیار دارد، پلیس نیویورک از روش های تهدید آمیز، از جمله لغو اقامت در آمریکا، برای وادار کردن مسلمانان به همکاری استفاده می کند.































