Super User
طراح عملیات تروریستی پاریس و محله تروریستپرور مولنبیک بروکسل
"عبدالحمید اباعود" 27 ساله طراح عملیات تروریستی پاریس که طی آن 132 نفر کشته و بیش از 300 تن مجروح شدند، کشته شد. وزارت کشور فرانسه با اعلام این خبر افزود که طی عملیاتی که توسط نیروهای ویژه پلیس فرانسه در مناطق شمال پاریس در منطقه سن دنی صورت گرفت وی به همراه دو تن دیگر که یکی از آنها یک زن بوده، کشته شده است. این اولین باری است که یک زن که گفته میشود دختر عمه (یا دختر خاله) عبدالحمید اباعود بوده در یک عملیات تروریستی در فرانسه شرکت میکند.
اباعود مغربیالاصل است. وی دارای تابعیت بلژیکی و در منطقه مولنبیک با جمعیتی بالغ بر 90 هزار نفر در شش کیلومتری بروکسل بزرگ شده است که مهاجران عرب از شمال آفریقا و از جمله هزاران مغربی با تابعیت بلژیکی در آن زندگی میکنند. بلژیک 600 هزار مسلمان را که اکثریت آنها را مهاجران عرب مسلمان تشکیل میدهند در خود جای داده است.
اباعود پس از انضمام به صفوف داعش ملقب به ابوعمر بلژیکی شد. منطقهای که این تروریست در آن زندگی میکرده حالا شهرتی جهانی پیدا کرده است و اکنون تمام رسانههای اروپایی و غربی و عربی به سوی آن رفتهاند تا رمز و راز شکل گیری افراطیترین نقطه اروپا را بیشتر بشناسند. این منطقه به مکان رشد و شکل گیری افراطیونی تبدیل شده است که از نگاه اروپاییها به "جهادیون اروپایی سوریه و عراق" شهرت یافتهاند. از قضا ترکیب اعضای مجموعه 18 نفره عملیات تروریستی پاریس به رهبری عبدالحمید اباعود ترکیبی مولنبیکی و پاریسی دارد.
براساس برخی آمارهای منتشره در فرانسه، بلژیک با توجه به تعداد جمعیتش و در مقایسه با دیگر کشورهای اتحادیه اروپا بیشترین حجم "جهادیون اروپایی" در سوریه را تشکیل میدهند که در کنار داعش و جبهه النصره با نظام سوریه میجنگند.
از نکات جالب توجه مولنبیک آن است که دو تروریستی که شیر دره پنجشیر افغانستان " احمد شاه مسعود" را در قالب تیمی رسانهای در عملیاتی انتحاری به شهادت رساندند هر دو از مهاجرین عرب مولنبیک و مغربیالاصل بودند. کریم توزانی (34 ساله) و قاسم باکالی (28 ساله) هر دو با اصلیتی مغربی و تابعیت بلژیکی به دستور القاعده در 9 سپتامبر 2001 یعنی دو روز پیش از عملیات 11 سپتامبر برجهای دوقلوی تجارت جهانی آمریکا، احمد شاه مسعود را در روستای خواجه بهاءالدین در استان شمالی تخار به شهادت میرسانند. بعدها پلیس فرانسه در سال 2005 چهار تن و در راس آنها طارق معروفی را به اتهام مشارکت در ترور احمد شاه مسعود از دو تا هفت سال محکوم کرد که جزو مجموعه افراطی محسوب میشدند که در منطقه مولنبیک زندگی میکردند.
براساس اعلام منابع فرانسوی بیشتر عملیات تروریستی که در فرانسه و اروپا در طول پنج سال اخیر صورت گرفته توسط تروریستهای عربی بوده است که در منطقه مولنبیک بزرگ شدهاند.
عملیات تعقیب و مراقبت پلیس بلژیک در مولنبیک پس از عملیات پلیس فرانسه در منطقه سن دنی و کشته شدن عبدالحمید اباعود همچنان ادامه دارد و براساس سرنخهایی که از آخرین محل اقامت اباعود در سن دنی به دست آمده است پلیس بلژیک در مولنبیک همچنان در پی متهمان جدید حادثه تروریستی پاریس است. پلیس بلژیک اعلام کرده است به دنبال صلاح عبدالسلام (مغربیالاصل) یکی دیگر از طراحان حملات پاریس میباشد که از همکاران اصلی اباعود بوده است.
دو مسئله بسیار مهم در عملیات تروریستی پاریس و دستگیریهای پس از آن به عنوان معما و سوالهای بدون جواب باقی مانده است:
1- اطلاعات فرانسه پس از رایزنیهای امنیتی با شرکای اروپاییاش به اسم عبدالحمید اباعود به عنوان یکی از طراحان اصلی حادثه پاریس دست یافته بود اما اطلاعات آنها دال بر این بود که وی در سوریه و در شهر رقه به سر میبرد در حالی که وی در شب حادثه در پاریس بوده و با استفاده از مترو پس از عملیات به خانه امن تیمی در سن دنی منتقل شده است، خانهای که از مدتها پیش برای هرگونه حمله پلیس آماده و مجهز شده بود، از جمله دربهای آپارتمان مورد نظر که در مقابل انفجار و گلوله مقاومت داشتند. اکنون این سوال مطرح است که چگونه عبدالحمید اباعود به اروپا آمده اما هیچ یک از اروپاییها از آن مطلع نبودند و نتوانستند ورود او را مطلع شوند؟ و مهمتر این که این متهم که مورد تعقیب بلژیکیها، فرانسویها، مغربیها و آمریکاییها بوده به پاریس آمده اما اطلاعات و امنیت فرانسه از آن مطلع نشده است؟ مقامات فرانسه بدون ذکر نام کشور مورد نظر، اعلام کردهاند که کشوری غیر اروپایی از وجود اباعود در پاریس خبر داده که یا مغرب است و یا آمریکا.
2- این همه سلاح در قالب آماده سازی مجموعهای 18 نفری چگونه وارد فرانسه شده است؟ پلیس فرانسه علاوه بر استفاده از نارنجک و بمبهای ویژه در هجوم به منزل تیمی عبدالحمید اباعود از 5000 گلوله در قالب تبادل آتش با تروریستهای مستقر در این منزل استفاده کرده است، این یعنی آن که تروریستها سلاح و انبار ذخائر کاملی داشتهاند. این در حالی است که در ادامه عملیات پلیس فرانسه درگیریهای نظامی دیگری هم رخ داده بود. سوال اینجا است که آیا این همه سلاح و مواد منفجره به راحتی وارد فرانسه میشود؟ آیا انگشت اتهام فقط متوجه سازمانهای مافیایی است که در این امور در مقابل پولهای کلان همکاری میکنند یا طرفهای دیگری هم میتوانند در دایره اتهام وارد شوند؟ حجم ترور آن قدر بالا است که حتی نمیتوان با اعمال تروریستی اخیر در بیروت مقایسه کرد، انگار که این عملیات در حلب یا بغداد صورت گرفته است.
در هر حال وزارت کشور و پلیس فرانسه تاکنون در باره این دو سوال مهم هیچ پاسخی ندادهاند و انتظار هم نمیرود حتی در صورت روشن شدن ابهامات به آن پاسخ گویند به خصوص اگر معلوم شود که طرفهایی مافوق تصور در این عملیات دست داشتهاند.
البته فرانسه به دلیل حجم بالای مهاجران عرب و آفریقایی که به گفته مقامات فرانسوی در میان آنها هزاران نفر مهاجر غیر قانونی نیز هست میتواند میزبان بسیاری از اقدامات غیرقانونی مثل قاچاق باشد کما این که هر ساله تعداد زیادی قاچاقچی کالا و انسان در سواحل جنوبی فرانسه در دریای مدیترانه دستگیر و زندانی میشوند. از سویی دیگر مهاجران به خصوص مهاجران عرب از شمال آفریقا و از جمله الجزایر در این کشور میلیونها نفر را تشکیل میدهند که سازماندهی و کنترل آنها کار سادهای نیست.
در جریان مسابقات جام جهانی فوتبال 2014 برزیل و پس از تساوی 1 بر 1 الجزایر با روسیه و صعود الجزایر به یک هشتم نهایی مسابقات، جشن و پایکوبی الجزایریها در پاریس، خیابانهای اصلی این شهر و از جمله شانزلیزه را بسته و به دلیل حضور صدها پلیس و دهها ماشین ضد شورش نمایی نظامی ایجاد شده بود و به راستی پلیس پاریس امکان مقابله با رفتارهای خشونت آمیز بخشی از جوانان الجزایری را نداشت، شبی که در آن دهها ماشین به آتش کشیده شد و دهها الجزایری با تابعیتی فرانسوی بازداشت شدند. این یک واقعیت است که حضور مهاجران خارجی در یک کشور که در قوانین و فرهنگ آن کشور حل شدهاند می تواند نعمتی محسوب شود اما اگر اختلافات فرهنگی اوج گرفته و تناقضهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دینی در آن هویدا شود و گسترش یابند آنگاه همین نعمت به بلایی برای آن کشور تبدیل میشود. آن چه مسلم است بخش اعظم مهاجران عرب به خصوص از شمال آفریقا در فرانسه در قالب قوانین این کشور زندگی میکنند با این همه تجربه یک دهه اخیر و ظهور "جهادیون عرب اروپایی" که در صفوف القاعده، داعش، جبهه النصره و دیگر گروههای تکفیری دست به اقدامات تروریستی میزنند نشان داده است که گروهی از مهاجران عرب به رغم زندگی طولانی مدت در اروپا به سرعت به سوی اندیشههای افراطی و تکفیری سوق یافتهاند که اقدامات تروریستی پاریس مصداق بارزی از آن است.
منبع : ایسنا
"آمنه" مادر مکرمه خاتم الانبیاء حضرت محمد (ص)

"آمنه" دختر وهب بن عبد مناف که مادر بزرگوارشان " بره" دختر عبدالعزى (1) بوده و نسب شريفشان به كلاب بن مره بنكعب بنلوى مىرسد . پدر و مادر "آمنه" دخترعمو و پسرعمو بودند.
خاندان "بنوزهره" همواره در افتخارهاى بزرگ قريش و حوادث پر شكوه مكه شريكبوده ، و تاريخ مكه با نام پر افتخار آنان مزين شده است .
عبدمناف ، نياى سوم پيامبر اسلام ، مغيره نام داشت ، و (2) " قمر البطحاء"... خوانده مىشد. او در قلب مردم موقعيتى ويژه داشت ، تاريخنگاران در بارهاش چنينمىنويسند :
شعار او پرهيزگارى ، دعوت به تقوا ، خوشرفتارى با مردم و صلهرحمبود . سقايت و ميهماندارى حجاج بيتالله الحرام با فرزندان عبدمناف بود ، و اين منصب با شكوه تا زمان پيامبر به قوت خود باقى بود .
آمنه دختر "قمرالبطحاء" (ماه مكه) نه تنها زيبايى چهره بلكه ويژگيهايى چون پرهيزكارى ، مردمدارى و ... را نيز از پدر به ارث برده بود . "بره" ، مادر آمنه ، نيز از خاندان شريف و بزرگوار "بنىكلاب" بوده ، در نسب با وهب بنعبدمناف اشتراك دارند . مادر بره ، ام حبيبه نيز از همين نسب و از زيباترين جلوه " ارحاممطهره" به شمار مىآيند.
ویژگیهای والای آمنه (س)
آنچه بيش از هر چيز آدمى را جاودانه مىسازد، صفات نيك و اخلاق شايسته اوست. ويژگي هاى اخلاقى افراد نشاندهنده عظمت شخصيت آنان است.
برجستهترين اين صفات از زبان عبدالمطلب ، پير بطحاء بيان مىشود.
عبدالمطلب ، قبل از خواستگارى آمنه ، نزد عبدالله ، جوان برومند بنىهاشم آمد و چنين گفت:
پسرم ، آمنه دخترى است از خويشان تو و در مكه مانند او دخترى نيست . سپسفرمود : سوگند به عزت و جلال خداوند ، كه در مكه دخترى مثل او (آمنه) نيست زيرا او با حيا و ادب است و نفسى پاكيزه دارد و عاقل و فهيم و دينباوراست" فوالله ما فى بنات اهل مكه مثلها لانها محتشمه فى نفسها طاهره مطهره عاقلهدينه"(3) .
بينش عميق و عفت و پاكى اين بانو چنان بود كه تاريخ چنين مىنويسد:(4) "او (آمنه) در آن روز ، از نظر نسب و ازدواج ، با فضيلتترين دختران قريش بود"
از صفات برجسته ديگر اين بانو سادهزيستى و دورى از جلوههاى مادى است ، به گونهاى كه پيامبر اكرم(ص) مىفرمايند: (5) همانا من فرزند زنى از قريشم كه گوشتخشكيده مىخورد . "انما انا ابن امراءه من قريش تاكل القديد" .
دین باوری ایشان(دینه)
پيامبر گرامى اسلام را "سيد الناس وديان العرب"مىخواندند.
برخى با نگرش غیرعمیق بهمسايل تاریخی و عقیدتی معتقدند كه : "چون آمنه قبل از ظهور اسلام مىزيسته نمىتواند مؤمن باشد و از زنان مشرك بهشمار مىآيد" . اما مورخان و پژوهشگران مسلمان مذهب بر اين باورند كه پدران و مادران پيامبر ايمان داشتند .
آنها براى اثبات اين مطلب به سخن پيامبر(ص) استناد كردهاند كه مىفرمايد: " لم يزل ينقلنى الله من اصلاب الشامخه الى الارحامالمطهرات حتى اخرجنى الى عالمكم هذا و لم يدسننى دنس الجاهليه"(6)
" خداوند همواره مرا از پشت هاى پاك به رحم هاى پاك منتقل مىساخت تا اينكه به اين دنياى شما آمدم و هرگز به افكار و ناپاكي هاى جاهليت آلوده نشدم. "
از اين حديث شريف ، كه با عبارات مختلف بيان شده ، پاكى وجود آمنه و طهارت فكرى او ثابت مىشود.
بسيارى از دانشمندان مسلمان از فرقه های مختلف اهل سنت ايمان آمنه را بيان كرده ، براىاثبات اين امر از روايت زير استفاده كردهاند :
" كعب الاحبار به معاويه گفت : من در هفتاد و دو كتاب خواندهام كه فرشتگان ، جز براى مريم و آمنه بنت وهب براى ولادت هيچ پيامبرى به زمين نيامدند و جز براى مريم و آمنه ، براى هيچ زنى حجاب هاى بهشتى را برپا نساختند" .(7)
"واقدى" و گروهى از دانشمندان فرق مختلف اهل سنت ، پس از ذكر حديث فوق ، مىگويند: "خداوند متعال هرگز زن كافره را در برابر زن با ايمانى مانند مريم (ع) قرار نمىدهد" .
اگرآمنه ايمان نداشت ، هرگز مقامات مريم (ع) براى او به وجود نمىآمد. زيرا بين ايمان و كفر فاصله بسيار است و هرگز اين دو جمع نمىشوند(8)
شيخ صدوق نيز در " اعتقادات" خود مىفرمايد: " اعتقادنا فى آباء النبى انهم مسلمون من آدمالى ابيه و اباطالب و كذا آمنه بنت وهب ام رسول الله(ص)" (9)
اعتقاد ما اين است كه پدران پيامبر(ص) از آدم تا عبدالله و ابوطالب و همچنين آمنه ، مادر پيامبر ، مسلم بودهاند.
امام صادق(ع) نيز مىفرمايد: جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت : " يا محمد ان الله جل جلاله يقرئك السلام و يقول انى قد حرمت النار على صلبانزلك و بطن حملك و حجر کفلک "(10)
اى محمد(ص) ، خداوند تعالى بر تو سلام فرستاد و گفت : من آتش را بر صلب و پشتى كه تو را فرود آورد و بطنى كه حامل تو بود و دامنى كه تو را تربيت كرد ، حرام كردم.
مرحوم مجلسى(ره) مىنويسد : اين خبر دلالت بر ايمان عبدالله و آمنه و ابوطالب دارد; زيرا خداوند آتش را بر جميع مشركان و كفار واجب كرده است و اگر اينانمؤمن نبودند ، آتش بر آنان حرام نمىشد.
محجوب و با حیا (محتشمه)
ويژگى ديگر اين بانوى بزرگوار حيا و ادب اوست كهبا واژه "محتشمه" در ميان عرب شناخته شده بود
در كتب لغت اين واژه را اينگونه تعريف كرده اند:
(11) " احتشام و هو افتعال من الحشمه بمعنى الانقباض و الاستحياء و الحشمه الحياء والادب"
احتشام از حشمت گرفته شده و به معناى گرفته بودن و حيا داشتن است .
حشمت به معناى ادب و حيا است و زيباترين صفتى است كه بانوان كريمه مىتوانند داشته باشند و در سايه آن آسودگى جسمى و روانى يابند .
جريان خواستگارى " فاطمه" ، همسر عبدالمطلب ، از آمنه و آنچه در اين مجلس به وقوع پيوست حيا و ادب اين دختر برگزيده عرب را نشان مىدهد :
زمانى كه همسر عبدالمطلب به منزل وهب بنعبد مناف آمد ، آمنه در مقابل او ايستاد و خوشآمد گفت و مقدم اش را گرامى داشت . وقتى "فاطمه" نيكي هاى "آمنه" را ديد ، به مادرش گفت :
"من پيشتر "آمنه" را ديده بودم ، فكر نمىكردم چنين با حسن و كمال باشد" .
سپس با "آمنه" گفتگو كرد و او را فصيحترين زن مكه يافت . آنگاه از جاى برخاست ، نزد عبدالله شتافت و گفت: فرزندم ، در ميان دختران عرب مانند او نديدم . من او را مىپسندم و ...
فرزانگى و فرهيختگى (عاقله)
فهيم بودن از صفات و ويژگيهاى اولياى الهىاست . عبدالمطلب ، آمنه را با كلمه عاقله ستوده است.
آمنه عقيله عرب ، در فهم و كمال بىنظير بود . سخن اين بانوى بزرگ در هنگام مرگ، نشاندهنده ميزان خرد و درك اوست.
او به فرزندش حضرت محمد (ص) مىگويد : " کل حیّ میت و کل جدید بال و کل کثیر یغنی و انا میت و ذکری باق و قد ترکت خیرا و ولدت طهرا "
" هر زندهاى مىميرد ، هر تازهاى كهنه مىشود ، هر گروهى فانى مىشود و من مىميرم ; اما ياد من هميشه هست . من خير به جاى گذاشتم و مولود مطهرى [چون تو] زادم" .(12)
فصاحت و بلاغت (اديبه)
از ديگر صفات دختر شايسته مكه شيرينى بيان و گويايى كلام اوست. اشعار زيبايى كه از او به جاى مانده ، گواه درستى اين سخن است . او خطاب به فرزندش حضرت محمد(ص) چنين سرود:
ان صح ما ابصرت فى المنام فانت مبعوث على الانام
من عند ذى الجلال و الاكرام تبعث فى الحل و فى الحرام
تبعثبالتحقيق و الاسلام دين ابيك البر ابراهام
فالله انهاك عن الاصنام ان لا تو اليها مع الاقوام
معناى شعر به اختصار چنين است :
اگر خوابى كه ديدم درست باشد ، تو بر مردم مبعوث خواهى شد.
از طرف خداوندى كه داراى جلال و اكرام است. براى بيان حلال و حرام مبعوث مىشوى .
براى حقگويى و اسلام كه دين پدرت ابراهيماست، برانگيخته مىشوى.
پس خداوند تو را از پرستش بتها و پيروى خويشان بازداشت.
پاك و طهارت (طاهره، مطهره، عفيفه)
پاكى و طهارت آمنه بر اهل مكه پوشيد نبود. اين طهارت به مناسبت هاى مختلف در سخنان و اشعار عرب مطرح شدهاست. در توصيف اين بانوى كريمه چنين نوشتهاند:
انها كان وجهها كفلقه القمر المضيئه و كانت من احسن النساء جمالا و كمالا وافضلهن حسبا و نسبا
به درستى كه چهرهاش ( آمنه ) مثل ماه نورانى بود ، در زيبايى و كمال از بهترين زنان به شمار مىآمد ، و از نظر صفات و دودمان نيز از بهترينها بود.
بهترین ازدواج
بی شک پیوند میان حضرت عبداللّه و حضرت آمنه که حاصل آن ولادت با شرف ترین و عزیزترین انسان هستی بود ، مهمترین و باب رکت ترین ازدواج محسوب می شود. زیرا علاوه بر پیامدهای بی نهایت مثبتی که حاصل این ازدواج داشت ، نفس آن هم امری مقدس و دینی بود و نبایستی برای این ازدواج ، توجیهی مادی و ظاهری در نظر بگیریم . چون طبق مسلمات فلسفه و عرفان اتفاقي در عالم هستی روی نمی دهد و هر پدیده ای ، معلول علتی است . لذا پیوند میان دو همسر هم طبق علل و عواملی است ، و از آنجایی که در علم ازلی الهی مقدر بود که گرانقدرترین موجودات یعنی حضرت محمد (ص) ـ نه مثل حضرت آدم (ع) که بدون پدر و مادر خلق شد و نه مثل حضرت عیسی (ع)ـ بدون پدر و صرفا از دامن مادری پاکدامن به دنیا بیاید ، مسلما ازدواج میان آنان هم ازدواجی عادی و معمولی نبود و ازدواج شان هم خجسته ترین ازدواج ها بوده و خدای حکیم به آنان نظر و عنایت ویژه ای داشته است. (13)
نحوه ازدواج
ماجرای ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه به گونه های مختلفی نقل شده است. عالم فرزانه، مرحوم شیخ عباس قمی در این باره می گوید: "چون عبداللّه به سن شباب (جوانی) رسید، نور نبوت از جبین [پیشانی] او ساطع بود. جمیع اکابر [بزرگان] و اشراف نواحی و اطراف، آرزو کردند که به او دختر دهند و نور او را بربایند. زیرا که یگانه زمان بود در حسن و جمال ، و در روز بر هر که می گذشت ، بوی مشک و عنبر از وی استشمام می کرد ... و اهل مکه او را "مصباح حرم" می گفتند تا اینکه به تقدیر الهی ، عبداللّه با صدفِ گوهرِ رسالت پناه یعنی آمنه دختر وهب بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب بن مرّة جفت گردید ..."(14)
برّه ، مادر آمنه علیها السلام ، با صلاح دید شوهرش وهب به منزل عبدالمطلب (علیه السلام) آمد و پیشنهاد ازدواج عبدالله با دخترش آمنه را مطرح نمود و او با کمال افتخار گفت : دخترمان همسر شایسته ای است برای فرزندت عبدالله ! عبدالمطلب رو به فرزندش کرده و گفت : پسرم نظر تو در مورد این پیشنهاد چیست ؟ به خدا سوگند ! در میان دختران مکّه ، آمنه همتایی ندارد ؛ زیرا او با حیا و ادب و عقل و دین باور و پاکدامن است.
از سکوت عبدالله پدرش فهمید که او با این وصلت موافق است.
در همین حال فاطمه ، مادر عبدالله ، گفت : من به همراه برّه می روم و در منزلِ او ، دخترش آمنه را می بینم اگر صلاحیّت او را به همسری پسرم عبدالله احراز کردم ، به این پیوند رضایت خواهیم داد.
وقتی که فاطمه همسر عبدالمطلب به منزل وهب بن عبدالمناف آمد ، آمنه سلام الله عليها با گشاده رویی از او استقبال کرد و خوش آمد گفت و مقدمش را گرامی داشت. سرانجام وقتی فاطمه شایستگی و کمالات معنوی و حسن جمال آمنه را از نزدیک مشاهده کرد ، و متوجّه نوری که از چهره وی ساطع می شد گردید ، گفت: برّه ! من قبلاً آمنه را دیده بودم ، ولی فکر نمی کردم اینقدر با حسن و کمال بوده و دلنشین باشد.
آنگاه در ضمن گفتگو متوجه شد که آمنه در سخن گفتن نیز دختری فصیح و ادیب است ، و به نزد عبدالمطلب و عبدالله علیهما السلام آمد و گفت: پسرم ! در میان دختران عرب هرگز دختری به این شایستگی یافت نمی شود . او به دلم نشست و برای همسری تو برگزیدم.
بعد از گفتگوهای ابتدایی ، عبدالمطلب علیه السلام به منزل وهب بن عبد مناف آمده و از آمنه رسماً خواستگاری کرد. پدر آمنه با کمال خوشنودی و رضایت گفت: عبدالمطلب ! دخترم هدیه است به فرزند شما و من هیچگونه مهريه ای نمی خواهم !
عبدالمطلب گفت: خداوند به تو جزای نیک عطا کند ، دختر باید مهریه داشته باشد و افرادی از ما و شما لازم است که در این امر گواه باشند.
بعد از آن مجلس جشنی ترتیب داده و اقوام هر دو طرف ضمن شرکت در عروسی ، به این وصلت فرخنده شاهد بودند و این مراسم چهار روز به طول انجامید و در این مدّت عبدالمطلب تمامی اهل مکّه و نواحی آن را دعوت کرد و در ولیمه عروسی عبدالله اطعام نمود. (15)
مسعودی در باره نحوه ازدواج حضرت عبداللّه با حضرت آمنه می گوید: " وقتی عبداللّه به پدرش عبدالمطلب گفت : پدر ، در عالم رؤیا دیدم از "بطحاء" مکه خارج گشته ، دیدم دو نور از پشتم خارج شد : یکی مشرق و دیگری مغرب را فرا گرفت و آن دو نور با سرعتی زیاد بیش از زدن پلک چشم دایره وار در پشت من قرار گرفتند.
حضرت عبدالمطلب فرمود : اگر رؤیای تو صادق باشد ، از تو بهترین موجود جهانیان خارج می گردد ..."
گویند حضرت عبداللّه در حین ازدواج 25 یا 30 ساله بود.(16) نکته جالب توجه آنکه حضرت آمنه از جمله دخترعموهای حضرت عبداللّه بود.
در تاریخ آمده که پس از داستان ذبح عبدالله و نحر یکصدشتر ، عبد المطلب ، عبدالله را برداشته و یک سر به خانه وهب بنعبد مناف... که در آنروز بزرگ قبیله خود یعنی قبیله بنی زهره بود آورد و دختر او آمنه را که در آنروز بزرگترین زنان قریش از نظر نسب و مقام بود ، به ازدواج عبدالله در آورد (17) .
حضرت عبدالمطلب در آن جلسه خطبه عقد را جاری کرد. او بلند شد و بعد از حمد و ثنای الهی خطاب به خانواده دختر گفت : این عبدالله فرزند من ، که او را می شناسید از دختر شما آمنه با مهریه معین خواستگاری می کند. آیا شما راضی هستید؟
وهب پدر آمنه گفت: بلی ، ما به این وصلت کاملاً رضایت داریم.
عبدالمطلب گفت : ای حاضران مجلس ! همه به این امر گواه باشید!
بعد دو خانواده به هم دست داده و تهنیت گفته و شادی و روبوسی کردند. (18)
عبدالله در طول عمر تنها با آمنه ازدواج کرد و زن دیگری برنگزید و همچنین جناب آمنه بعد از ازدواج با عبدالله به مدّت کوتاهی زندگی کرد و دار فانی را وداع گفت .
حاصل این ازدواج مبارک تنها یک فرزند و آن وجود مقدّس خاتم الانبیاء حضرت محمد (ص) بود. (19)
سفر تجاری عبدالله و رحلت ایشان
عبدالله از طریق ازدواج فصل نوینى از زندگى به روى خود گشود و شبستان زندگى خود را با داشتن همسرى مانند آمنه روشن ساخت و پس از چندى براى تجارت راه شام را همراه كاروانى كه از مكه حركت مىكرد ، در پیش گرفت .
زنگ حركت نواخته شد و كاروان به راه افتاد و صدها دل را نیز همراه خود برد ، در این وقت آمنه دوران بارداری خود را مىگذرانید ، پس از چند ماه طالع كاروان آشكار گشت ، و عدهاى به منظور استقبال از خویشان خود تا بیرون شهر رفتند.
پدر عبدالله نیز در انتظار پسر بود ، دیدگان كنجكاو عروس اش هم عبدالله را در میان كاروان جستجو مىكرد ، متاسفانه اثرى از او در میان كاروان نبود و پس از تحقیق مطلع گردید كه عبدالله در هنگام مراجعت در یثرب (مدینه) بیمار گشته و براى استراحت و رفع خستگى ، میان خویشان توقف كرده است ، استماع این خبر آثار اندوه و پریشانى در چهره هر دو پدید آورد و سیلاب اشكى از دیدگان پدر و عروس فرو ریخت .
عبدالمطلب بزرگترین فرزند خود به نام حارث را مامور كرد كه به یثرب برود و عبدالله را همراه خود بیاورد ، ولی وقتى وی وارد مدینه شد اطلاع یافت كه عبدالله یك ماه پس از حركت كاروان با همان بیمارى چشم از جهان بربسته است .
حارث پس از مراجعت جریان را به عبدالمطلب رساند و همسرش را نیز از سرگذشت شوهرش مطلع ساخت و آنچه از او باقى مانده بود پنج شتر و یك گله گوسفند و یك كنیز بنام "ام ایمن" بود كه بعدا پرستار پیامبر (ص) شد (20).
در برخى از گزارشها آمده است كه حضرت آمنه در مرثيه شوهر عزيزش اين اشعار را سرود :
عفا جانب البطحإ من آل هاشم
و جاور لحدا خارجا فى القماقم
دعته المنايا دعوه فاجابها
و ما تركت فى الناس مثل ابن هاشم
عشيه راحوا يحملون سريره
تعاوره اصحابه فى التزاحم
فان تك غاليه المنون و ريبها
فقد كان معطإ كثير التراحم (21)
در كنار بطحا [ى مكه] كسى از خاندان هاشم محو شد [ سر در گريبان خاك نمود] و همجوار لحد گشت در حالى كه در بزرگوارى و بخشندگى سر برآورده بود. [ زبانزد ديگران بود] .
مرگ به يكباره او را[ به سوى خويش] فرا خواند و او را اجابت كرد , و نظير فرزند هاشم[ يعنى حضرت عبدالله] را در ميان مردم رها ننمود[ كه زندگى كند بلكه جانش را گرفت].
شبانگاه رفته و سريرش را برداشته و يارانش را با ازدحام متوجه [ پيكر] او شدند.
اگر چنين است كه مرگ و حوادث روزگار او را در ربوده [ اشكالى ندارد] چرا كه او سخاوتمند و بسيار مهرورز بود
حامل نور پيامبر(ص)
بزرگترين موهبتى كه حضرت آمنه بعد از فوت عبدالله داشت افتخار حمل نور رسول خدا (ص) بود .
جايگاهى را كه خداوند حكيم براى رشد و بارورى رسول خدا (ص) برگزيده بود ، بهترين جايگاه و رويشگاه بود ، و بر همين اساس به نظر مى رسد كه حضرت آمنه بهترين مادر هستى است و مقدمات و زمينه هاى لازم براى پرورش و تكوين رسول خدا (ص) در وى از ديگران بيشتر وجود داشته است .
شگفتي ها و كرامت هاى زمان حمل و پس از آن
امور خارق العاده و عجايب فراوانى در دوران حمل و بعد از آن از آمنه خاتون تحقق يافته كه به پاره اى از آنها اشاره مى شود :
از آن بانوى عظيم الشان حكايت شده كه فرمود: هنگامى كه به رسول خدا(ص) حامله بودم , متوجه حمل و سختى آن كه زنان بدان دچار مى شوند , نشدم . در خواب ديدم گويا كسى به سراغم آمد و گفت : به بهترين انسان حامله شده اى. وقتى زمان ولادت فرا رسيده , حمل بر من خفيف و آسان گشت تا آنكه وضع حمل نمودم و... (22)
تاريخ نگار معروف سده سوم هجرى , ابن هشام مى گويد : حضرت آمنه گفته است كه چون به پيامبر(ص) حامله شدم , آوازى شنيدم كه مى گفت : اى آمنه , مى دانى به چه كسى حامله هستى؟ به پيامبر آخرالزمان حامله هستى . بايد وقتى او را به دنيا آوردى , اين گفته را بر او بخوانى :
اعيذه بالواحد من شر كل حاسد ( او را در پناه خداى يكتا از شر هر حسدورز قرار مى دهم).
و بعد از آن , نام وى را محمد بگذارى.(23)
از ديگر امور شگفت آور زمان حمل , فراوانى نعمت و باريدن باران يا بارانهاى مناسب و به موقع براى اهالى مكه بود .
در كتاب "العدد" در اين باره آمده است: روايت شده كه در وقتى قبيله قريش در قحطى شديد و سختى به سر مى برد . اما وقتى كه آمنه دختر وهب به رسول خدا (ص) حامله شد , زمين ها سبز و خرم و درختان داراى ثمر و ميوه شدند و از هر سو مسافران به سوى شهر مكه حركت كردند [ و زمينه مبادلات اقتصادى و تجارى را فراهم كردند]. در نتيجه , فراخى و نعمت فراوان شامل حال مكيان شد . لذا سالى كه حضرت آمنه به رسول خدا (ص) حامله گرديد , سال فتح و استيفاء و ابتهاج ناميده شد.(24)
فرزند آمنه بنابر مشهور دو ماه بعد از رحلت پدر متولد شد ، به همين جهت او تحتسرپرستى جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، و ایشان نیز طبق رسوم بزرگان قريش او را به زنى صحرانشين به نام "حليمه" كه از نجابت و لياقتخاصى برخوردار بود سپرد ، تا به وى شير داده و در آغوش صحرا و فضاى باز و محيط آزاد پرورش دهد ، و از بيمارى و احيانا وباى شهر مكه در امان باشد.
نامگذاری
روز هفتم فرا رسید."عبد المطلب" ، براى عرض سپاسگزارى به درگاه الهى گوسفندى قربانی کرد و گروهى را دعوت نمود و در آن جشن با شکوه ،که از عموم قریش دعوت شده بودند ، نام فرزند خود را "محمد" گذارد . وقتى از او پرسیدند : چرا نام فرزند خود را "محمد" انتخاب کردید ؟ در صورتى که این نام در میان اعراب کم سابقه است . گفت: خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد. در این باره "حسان بن ثابت" شاعر دوران رسول خدا چنین مىگوید:
فشق له من اسمه لیجله
فذو العرش محمود و هذا محمد
آفریدگار ، نامى از اسم خود براى پیامبر خود مشتق نمود. از این جهت (خدا) "محمود"(پسندیده)و پیامبر او"محمد"(ستوده) است و هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یک معنى را مىرسانند. (25)
قطعا ، الهام غیبى در انتخاب این نام بىدخالت نبوده است. زیرا نام محمد ، اگر چه در میان اعراب معروف بود ، ولى کمتر کسى تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود . طبق آمار دقیقى که بعضى از تاریخ نویسان بدست آوردهاند ، تا آن روز فقط شانزده نفر به این اسم نامگذارى شده بودند . چنانکه شاعر در این باره گوید:
ان الذین سموا باسم محمد
من قبل خیر الناس ضعف ثمان (26)
کسانى که به نام محمد ، پیش از پیامبر اسلام نام گذارى شده بودند ، شانزده نفر بودند.
ناگفته پیداست که : هر چه مصداق یک لفظ کمتر باشد ، اشتباه در آن کمتر خواهد بود و چون کتاب هاى آسمانى ، از نام و نشان و علائم روحى و جسمى او خبر داده بودند ، باید علائم آن حضرت آنچنان روشن باشد که اشتباه در آن راه پیدا نکند . یکى از آن علائم ، نام آن حضرت است. باید مصداق آن به قدرى کم باشد ، که راه هر گونه تردیدى را در تشخیص پیامبر گرامى از بین ببرد. مخصوصا هنگامى که بقیه اوصاف و علائم وى ضمیمه نام او گردد. در این صورت ، بطور واضح کسى که انجیل و تورات از ظهور او خبر داده ، به خوبى شناخته خواهد شد. (27)
بعد از این كه حليمه ، محمد (ص) را به مكه باز گردانيد . محمد در كنار مادر و جد خود عبدالمطلب زندگى ميكرد تا اينكه شش سال از عمر شريفش گذشت ، در آن هنگام مادرش آمنه او را براى ديدار داييهاى پدرى كه آن حضرت در مدينه از قبيله بنىالنجار داشت با خود به مدينه برد .
ابوإ; ميعادگاه و معراج حضرت آمنه
"ابواء" , نام قريه اى است نزديك "ودان" ميان راه مكه و مدينه كه در 19 ميلى "سقيا" و 27 ميلى "جحفه" قرار دارد. (28)
در اين مكان مقدس قبر شريف حضرت آمنه واقع شده است. علت به خاك سپرده شدن اين بانوى عالى مقام در اين محل آن است كه حضرت عبدالله , همواره براى حمل خرما به مدينه راهى آن ديار مى شد. در يكى از روزها وقتى به مدينه رسيد ، از دنيا رفت . بعد از وفات آن حضرت ، آمنه خاتون هر ساله براى زيارت مزار شريف همسرشان به آن منطقه مى رفت . وقتى رسول خدا(ص) به سن شش سالگى رسيد ، حضرت آمنه طبق روال همیشگی خويش براى زيارت قبر شريف شوهرش عازم مدينه شد. در اين سفر ، حضرت عبدالمطلب و ام ايمن پرستار رسول خدا (ص) او را همراهى مى كردند . واقعه جانگذار رحلت حضرت آمنه , 45 سال پيش از هجرت نبوى(ص) مصادف با سال 575 ميلادى رخ داد . هنگامی که ایشان از زيارت آن مكان مقدس فارغ گشت ، عازم مكه شد . در ميانه راه در محلی به نام "ابواء" دار فانى را وداع گفته و به ملكوت اعلى پيوست.(29)
در گزارشى آمده است كه حضرت آمنه در هنگام رحلت در حالى كه به صورت نازنين رسول خدا (ص) مى نگريست ، اين اشعار را سرود :
بارك فيك الله من غلام
يابن الذى من حومه الحمام
نجابعون الملك المنعام
فدى غداه الضرب بالسهام
بمإه من ابل سوام
ان صح ما ابصرت فى المنام
فانت مبعوث الى الانام
تبعث فى الحل و فى الحرام
تبعث فى التحقيق و الاسلام
دين ابيك البر ابراهام
فالله انهاك عن الاصنام
ان لا تواليها مع الاقوام
يعنى: خداوند به تو اى فرزند عزيز ، خير و بركت مرحمت كند ; اى فرزند كسى كه خداوند او را به فضل و كرمش از چنگال مرگ خلاصى بخشيد .
در آن روزى كه بين او [ عبدالله] و شتران ، قرعه كشيده و به صد شتر گران قيمت فدا داده شد.
اگر آنچه را كه در عالم رويا ديده ام ، صحت داشته باشد ، تو به سوى مردم عالم مبعوث خواهى شد; براى بازگويى حلال و حرام .
براى تحقق اسلام كه همان دين جد نيكوكارت ابراهيم است ، برانگيخته مى شوى .
خداوند ، تو و ساير مردم را از پرستش بتان نهى كرد . همچنان كه شما را از دوستى آنها برحذر داشت.
بعد فرمود : " كل حى ميت و كل جديد بال و كل كثير يغنى و انا ميت و ذكرى باق و قد تركت خيرا و ولدت طهرا ." (30)
هر زنده اى مى ميرد و هر نو و تازه اى كهنه مى شود. هر زياده اى رو به كاستى نهاده ، فانى مى شود. من مى ميرم ولى نامم باقى و جاودان مى ماند; چون از خود خير و فرزند پاكيزه اى به يادگار نهادم."
عزادارى رسول الله(ص) در كنار مزار مادر
آنچه مسلم است ، آنكه رسول خدا (ص) بعد از وفات مادر عزيزش به زيارت ايشان شتافت و ظاهرا اين عمل را چند يا چندين بار تكرار فرمودند . در يكى از آنها رسول خدا (ص) بعد از زيارت آن بارگاه مقدس گريست و به عزادارى مشغول شد. از گريه ايشان اطرافيان هم گريستند. ابوهريره در اين باره مى گويد: "زار النبى(ص) قبر امه فبكى و بكى من حوله" ;(31)
"پيامبر(ص) مزار مادرشان را زيارت كرده گريست و كسانى كه اطراف ايشان بودند ، هم گريستند."
منابع
1. رياحين الشريعه، ذبيحالله محلاتى، ج 2، ص386.2
2. فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام، جعفر سبحانى، ص 38
3 . بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 15، ص99.
4. مادر پيامبر، دكتر بنت الشاطى، ترجمه دكتر احمد بهشتى، ص99. 5
5. همان، ص 18. 6
6. رياحين الشريعه، ج 2، ص 388. 8
7. بحارالانوار، ج 15، ص117 13،12،11،10. 9
8. همان، ص 100 و99. 14
9. رياحين الشريعه، ج 2، ص387. 15
10. همان. 16
11. خصايص فاطميه، ملاباقر واعظ كجورى، ص 292. 17
12 . تذکرة الخواتین، ص5 و 6؛ آخرین گفتار، ج1، ص169 ـ 170.
13. ر.ک: مادر پیامبر(ص)، بنت الشاطی، ترجمه احمد بهشتی، سازمان تبلیغات اسلامی.
14. منتهی الآمال، ج1، ص41.
15. درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام جلد اول صفحه 99
16. ر.ک: تنقیح المقال، ج3، قسم دوم، ص69 و 70.
17. سیره ابن هشام ج 1 ص 156.
18. بحارالانوار، ج15، ص102.
19. سبل الهدی و الرشاد، ج1، ص331؛ عیون الاثر، ج1، ص36.
20. از تاریخ پیامبر اسلام، ص 54 تاریخ طبرى، ج 2، ص 7 و8
21. تذكره الخواتين, ص6.
22. بحارالانوار, ص269 ـ 270
23. سيرت رسول خدا(ص) , ابن هشام, ترجمه و انشاى رفيع الدين اسحاق بن محمد همدانى, تصحيح مهدوى, خوارزمى, چاپ دوم, 1361, ص141 با تصرف.
24. بحارالانوار, ج15, ص;296 منتهى الامال, ج1, ص41.
42ـ همان, ص261 ـ 262.
25. سیره حلبى ، ج 1/93.
26. همان مدرک/97
27.کتاب : فروغ ابدیت، ج 1، ص 155 نویسنده: جعفر سبحانى
28. معارف و معاريف, ج1, ص347.
29. ر.ك: معجم البلدان, ج1, ماده ابوإ; معارف و معاريف, ج1, ص347
30. تذكره الخواتين, ص5 و ;6 آخرين گفتار, ج1, ص169 ـ 170.
31. مسند احمد , ج2, ص441 - پاسخ به شبهات عزادارى, آقاى رجبى ص59, 60
مفتی قدس: کشتار به اسم دین، پاکسازی نژادی است
"شیخ محمد حسین" اظهار داشت: در شرایط کنونی،صهیونیستها در پوشش دینی، مرتکب جنایتهای هولناک می شوند و در جای جای فلسطین شاهد اقدامات تروریستی گروهها و باندهای مسلحانه اسرائیلی هستیم.
وی تاکید کرد: فلسطینیها در سایه سکوت بین المللی در برابر جنایتهای اسرائیل، با تروریسم و کشتار بدست صهیونیستها مواجه هستند.
مفتی قدس افزود: افراط گرایی و کشتار به اسم دین، به معنای پاکسازی نژادی است که با هدف یهودی سازی و از بین بردن هویت اسلامی و عربی فلسطین انجام می شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاستهای کلی محیط زیست را ابلاغ کردند؛
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی، در نامهای به روسای قوا، سیاستهای کلی محیط زیست را ابلاغ کردند.
متن سیاستهای کلی محیط زیست که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده، به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
سياستهاي كلي محيط زيست
1ـ مديريت جامع، هماهنگ و نظاممند منابع حياتي(از قبيل هوا، آب، خاك و تنوع زيستي) مبتني بر توان و پايداري زيستبوم بويژه با افزايش ظرفيتها و توانمنديهاي حقوقي و ساختاري مناسب همراه با رويكرد مشاركت مردمي.
2ـ ايجاد نظام يكپارچه ملّي محيط زيست.
3ـ اصلاح شرايط زيستي به منظور برخوردار ساختن جامعه از محيط زيست سالم و رعايت عدالت و حقوق بين نسلي.
4ـ پيشگيري و ممانعت از انتشار انواع آلودگيهاي غيرمجاز و جرمانگاري تخريب محيط زيست و مجازات مؤثر و بازدارنده آلوده كنندگان و تخريب كنندگان محيط زيست و الزام آنان به جبران خسارت.
5ـ پايش مستمر و كنترل منابع و عوامل آلاينده هوا، آب، خاك، آلودگيهاي صوتي، امواج و اشعههاي مخرب و تغييرات نامساعد اقليم و الزام به رعايت استانداردها و شاخصهاي زيست محيطي در قوانين و مقررات، برنامههاي توسعه و آمايش سرزمين.
6ـ تهيه اطلس زيستبوم كشور و حفاظت، احياء، بهسازي و توسعه منابع طبيعي تجديد پذير (مانند دريا، درياچه، رودخانه، مخزن سدها، تالاب، آبخوان زيرزميني، جنگل، خاك، مرتع و تنوع زيستي بويژه حيات وحش) و اعمال محدوديت قانونمند در بهرهبرداري از اين منابع متناسب با توان اكولوژيك (ظرفيت قابل تحمل و توان بازسازي) آنها بر اساس معيارها و شاخصهاي پايداري، مديريّت اكوسيستمهاي حساس و ارزشمند (از قبيل پاركهاي ملّي و آثار طبيعي ملّي) و حفاظت از منابع ژنتيك و ارتقاء آنها تا سطح استانداردهاي بينالمللي.
7ـ مديريّت تغييرات اقليم و مقابله با تهديدات زيست محيطي نظير بيابانزايي، گرد و غبار بويژه ريزگردها، خشكسالي و عوامل سرايت دهنده ميكروبي و راديواكتيو و توسعه آيندهنگري و شناخت پديدههاي نوظهور زيست محيطي و مديريّت آن.
8 ـ گسترش اقتصاد سبز با تأكيد بر:
1ـ8 ـ صنعتِ كم كربن، استفاده از انرژيهاي پاك، محصولات كشاورزي سالم و ارگانيك و مديريّت پسماندها و پسابها با بهرهگيري از ظرفيّتها و توانمنديهاي اقتصادي، اجتماعي، طبيعي و زيست محيطي.
2ـ8 ـ اصلاح الگوي توليد در بخشهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي و بهينهسازي الگوي مصرف آب، منابع، غذا، مواد و انرژي بويژه ترويج مواد سوختي سازگار با محيط زيست.
3ـ8 ـ توسعه حمل و نقل عمومي سبز و غيرفسيلي از جمله برقي و افزايش حمل و نقل همگاني بويژه در كلان شهرها.
9ـ تعادل بخشي و حفاظت كيفي آبهاي زيرزميني از طريق اجراي عمليات آبخيزداري، آبخوانداري، مديريّت عوامل كاهش بهرهبرداري از آبهاي زيرزميني و تبخير وكنترل ورود آلايندهها.
10ـ استقرار نظام حسابرسي زيست محيطي در كشور با لحاظ ارزشها و هزينههاي زيست محيطي (تخريب، آلودگي و احياء) در حسابهاي ملّي.
11ـ حمايت و تشويق سرمايهگذاريها و فناوريهاي سازگار با محيط زيست با استفاده از ابزارهاي مناسب از جمله عوارض و ماليات سبز.
12ـ تدوين منشور اخلاق محيط زيست و ترويج و نهادينه سازي فرهنگ و اخلاق زيست محيطي مبتني بر ارزشها و الگوهاي سازنده ايراني ـ اسلامي.
13ـ ارتقاء مطالعات و تحقيقات علمي و بهرهمندي از فناوريهاي نوآورانه زيست محيطي و تجارب سازنده بومي در زمينه حفظ تعادل زيست بومها و پيشگيري از آلودگي و تخريب محيط زيست.
14ـ گسترش سطح آگاهي، دانش و بينش زيست محيطي جامعه و تقويت فرهنگ و معارف دينيِ مشاركت و مسؤوليتپذيري اجتماعي بويژه امر به معروف و نهي از منكر براي حفظ محيط زيست در تمام سطوح و اقشار جامعه.
15ـ تقويت ديپلماسي محيط زيست با:
1ـ15ـ تلاش براي ايجاد و تقويت نهادهاي منطقهاي براي مقابله با گرد و غبار و آلودگيهاي آبي.
2ـ15ـ توسعه مناسبات و جلب مشاركت و همكاريهاي هدفمند و تأثيرگذار دوجانبه، چندجانبه، منطقهاي و بينالمللي در زمينه محيط زيست.
3ـ15ـ بهرهگيري مؤثر از فرصتها و مشوقهاي بينالمللي در حركت به سوي اقتصاد كم كربن و تسهيل انتقال و توسعه فناوريها و نوآوريهاي مرتبط.
مفتی سابق وهابیت: در کتب شیعه اهل سنت تکفیر نشدند

محمد الهذال العنزی مفتی اهل سنت عربستان و امام جماعت سابق مسجد ابی یوسف ریاض که در گذشته پیرو اندیشه وهابیت بود و پس از تحقیق از این تفکر بازگشته و اکنون به عنوان عالم اهل سنت فعالیت می کند در صفحه شخصی خویش نوشت:
به خدا قسم می خورم که در کتابهای شیعیان جستجو کردم ، حتی یک فتوی در جواز قتل اهل سنت پیدا نکردم ، واین در حالیست که در کتابهای ابن تیمیه ده ها موضع وجود دارد که حتی عموم اهل سنت را تکفیر می کند .
مولوی رئیسی : آمریکا دشمن درجه یک بشریت است
اهم اظهارات مولوی عبدالرحیم رئیسی، استاد حوزه علمیه اهل سنت:
اسلام دینی الهی است که برای نجات بشریت آمده است نه اینکه پیروان خود را به خونریزی و قتل مردم بی گناه مأمور کند.
وی درباره فریب خوردن بعضی از مسلمین از سوی آمریکایی ها و اسرائیل عنوان کرد: هر کس از جهان اسلام فاصله گرفت و فریب کفار را خورد، دیگر آن فرد مسلمان نیست و هر کار قبیح و پستی را مرتکب و به بدترین انسانها و دشمن بشریت تبدیل میشود .
مولوی رئیسی خاطرنشان کرد: به حول و قوه الهی و به فرمایش امام راحل (ره) ما آمریکا و به تعبیر بنده مزدوران آمریکایی را زیر پا می گذاریم.
استاد حوزه علمیه اهل سنت افزود: آمریکایی ها بدانند ما آگاه هستیم که دشمن درجه یک مسلمین دنیا و حتی دشمن اول بشریت ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش به ویژه اسرائیل جنایتکار است که باید نابود شوند تا دنیا روی آرامش را به خود ببیند.
اسلام مجزا از تروریسم است
«شامل علاالدیناف» امام جماعت مسجد جامع شهر مسکو اظهار داشت: در اسلام چیزی با عنوان تروریسم وجود نداشته است.
وی تصریح کرد: هرج و مرجی که امروز در جهان رخ میدهد، نتیجه سیاستهای غلط آمریکا، انگلیس و فرانسه در چندین دهه گذشته است.
به گفته وی، آنچه در پاریس اتفاق افتاده است، ناشی از اختلال سیاسی و هرجومرج فعلی در جهان بود ضمن آنکه در پی سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، انگلیس و فرانسه در چندین دهه گذشته صدها هزار نفر از افراد بیگناه قربانی و میلیونها تن آواره شدهاند.
علاالدیناف افزود: در سراسر جهان هر جایی که رژیم محلی آن سرنگون شد، اکثریت جمعیت مسلمان بودند و تنها 20 الی 10 درصد اهالی مسیحی بودند ضمن آنکه همه این کشورها از بزرگترین تأمینکنندگان نفت در بازار جهانی هستند.
وی ادامه داد: تاکنون دهها میلیون نفر از مردم بدون سرپناه و امرار معاش شدند و اگر افغانستان را در نظر بگیریم، کل نسل این کشور در یک وضعیت جنگی رشد کرده است.
امام جماعت مسجد جامع شهر مسکو گفت: امروزه قدرتهای جهانی که ادعای سلطه و کنترل بر منابع نفتی و غیره را دارند، از گروههای مختلف تروریستی در جهت منافع خود استفاده کرده اما سپس این گروهها از کنترل خارج میشوند.
به نظر وی، همه این تحولات یک هرجومرج جدی است که در آن حتی تجهیزات و فناوریهای مدرن نیز قادر به مساعدت در امر بازگرداندن نظم نیست.
وی گفت: در تمدن و فرهنگ اسلامی چیزی به عنوان تروریسم، قتل غیرنظامیان و بمب گذاری انتحاری وجود نداشته و از منظر اصول مسلمان اینگونه اقدامات، جنایاتی آشکار بود که مجازات آن مرگ است.
هنیه نسبت به سوء استفاده سیاسی از انتفاضه هشدار داد
«اسماعیل هنیه» معاون ریاست دفتر سیاسی حماس اعلام کرد انتفاضه قدس نباید مورد سوءاستفاده سیاسی برای بازگشت به مذاکرات قرار گیرد. بر اساس گزارش شبکه «الاقصی»، هنیه افزود: تعرضهای رژیم اشغالگر و شهرکنشینان در کرانه باختری و قدس اشغالی از بارزترین عوامل انتفاضه کنونی است. وی سپس خواستار یک نشست فوری در غزه یا قاهره برای مشخص کردن کادر رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین «ساف» شد. هنیه تاکید کرد انتفاضه علیرغم تمامی تلاشها برای توقف آن، ادامه خواهد یافت. انتفاضه قدس وارد ماه دوم خود شده و تاکنون 86 شهید داشته است.
رییس سازمان امور دیانت ترکیه: کشتار پاریس جرمی علیه ارزشهای انسانی است
رییس سازمان امور دیانت ترکیه با محکوم کردن حملات تروریستی شب گذشته در پاریس، این حملات را جرمی علیه ارزشهای والای انسانی خواند.
به گزارش خبرگزاری رسا، محمد گورمز رییس سازمان امور دیانت ترکیه روز جاری در گفت وگو با خبرنگاران در آنکارا گفت: حملات تروریستی پاریس تنها علیه یک منطقه، یک کشور و یا یک قاره نبوده، بلکه اقدامی علیه ارزشهای والای انسانی بوده است.
رییس سازمان امور دیانت ترکیه با تاکید بر لزوم ارزیابی دوباره از تروریسم در جهان گفت: مساله تروریسم مساله مرتبط با یک دین و یا یک منطقه نیست، بلکه کل جهان باید در مورد ریشه های این پدیده شوم بیاندیشند.
وی با اشاره به این که، آنانی که مسبب رخدادهای تروریستی و یا آلت دست انجام این رخدادها است، نمی توانند وابسته به یک کشور و یا یک دین باشند، گفت: تلاش برای بی اعتبار کردن یک دین و پیروان آن به استناد رخدادهای تروریستی دستکم به اندازه این رخدادها خطرناک است.
رییس سازمان امور دیانت ترکیه، بحران هویتی را یکی از دلایل اصلی درگیری های قومی، مذهبی و دینی خواند و گفت: تلاش برای از بین بردن هویت افراد و جایگزین کردن یک اندیشه افراطی اعتقادی امری خطرناک و مغایر یا خواسته خداوند است.
خداوند در قیامت به چهره اینها نگاه نمی کند!

نفاق از مذموم ترین صفات و رذایل اخلاقی است که در آموزه های اسلام بشدت از آن نهی شده و به آفت ایمان از آن تعبیر می شود چنان که خداوند متعال در آیه 77 سوره مبارکه توبه می فرماید: «در نتيجه، به سزاى آنكه با خدا خلف وعده كردند و از آن روى كه دروغ مى گفتند، در دل هايشان ـ تا روزى كه او را ديدارى كنند ـ پيامدهاى نفاق را باقى گذاشت».
پيامبر خدا (ص) فرموده اند: «نفاق ابتدا به صورت نقطه اى سياه [بر دل] ظاهر مى شود و هر چه نفاق بيشتر شود آن نقطه بزرگتر مى گردد و چون نفاق به مرحله كمال رسيد، دل به كلى سياه مى شود.»
ایشان همچنین می فرمایند: «سه نفرند كه خداوند در روز قيامت به آنها نمى نگرد و پاكشان نمى شمارد و عذابى دردناك در انتظارشان مى باشد :... و مردى كه پيش روى تو اظهار دوستى مى كند و پشت سرت دلش آكنده از غلّ و غشّ است.» و از امیرمومنان امام علی (ع) است که: «نفاق، ننگِ اخلاق است.»
ایشان همچنین در بیان علل نفاق فرموده اند: «نفاق انسان، از ذلّتى است كه در خود حسّ مى كند.» البته مولای متقیان (ع) دروغ را نیز از علل نفاق معرفی می کنند.
علاوه بر این پیامبر اکرم (ص) در بیان ویژگی های فرد نفاق می فرمایند: «منافق كسى است كه هرگاه وعده دهد خلف وعده كند، هرگاه كارى كند آن را فاش سازد (در بوق دَمَد)، هرگاه سخن بگويد دروغ گويد، هرگاه امانتى به او سپارند خيانت ورزد، هر گاه روزى داده شود سبكسرى كند و هر گاه روزى داده نشود (تنگ دست گردد) به غلّ و غش روى آورد.»
و از امیرمومنان امام علی (ع) است که: «منافق هرگاه نگاه مى كند براى سرگرمى است، هرگاه سكوت مى كند همراه غفلت است، وقتى سخن مى گويد بيهوده گويى مى كند، هرگاه بى نياز شود طغيان مى كند، وقتى گرفتارى به او رسد داد و فرياد راه مى اندازد، زود ناراحت مى شود و دير خشنود مى گردد، از اندكِ خدا ناخشنود مى شود و بسيارش هم او را خشنود نمى سازد، شرّ بسيار در سر مى پروراند و مقدارى از آنها را به كار مى بندد و افسوس مى خورد كه چرا فلان كار بد را انجام نداده است.»
علاوه بر این آیات و روایات فرجامی ناگوار و سرانجامی شوم را به منافقان وعده داده اند. خداوند در آیه 68 سوره مبارکه توبه می فرماید: «خدا به مردان و زنان منافق و كافران آتش جهنّم را وعده داده است. در آن جاودانه اند. آن آتش براى ايشان كافى است و خدا لعنتشان كرده و براى آنان عذابى پايدار است». پیامبر اکرم (ص) نیز در این باره فرموده اند: «كسى كه در دنيا دو چهره باشد، روز قيامت با دو چهره از آتش محشور مى شود.» و از امام صادق (ع) است که: «هر كه با مردم با چهره اى رو به رو شود و با چهره اى ديگر از آنها عيب گويى كند، روز قيامت با دو زبان از آتش [به محشر] مى آيد.»































