مذهب حنفي

امتیاز بدهید
(9 امتیاز)

مقدمه

در دوره حکومت امویان تا زمان عمر بن عبدالعزیز نه تنها حکومت در پى تشویق مردم به گسترش علم نبود ، بلکه مانع آن بود و تا پایان قرن اول هجرى نوشتن تاریخ و روایات ممنوع بود ، به همین جهت این دوره را عصر بى خبرى نام نهاده‏ اند . از زمان عمر بن عبدالعزیز به بعد وضع دگرگون شد و امام باقر (ع) و امام صادق(ع) توانستند ، از فضاى موجود بهره بگیرند و شاگردان بسیارى تربیت کنند .

کم کم برخى از همین شاگردان خودشان کرسى درس برقرار کردند و مرجع دینى مردم شدند . روز به روز بر تعداد این عالمان ؛ و نیز بر اختلاف آراى شان افزوده مى ‏شد ؛ از تضاد فتوایى این عالمان کار بر حکومت و بر مردم دشوار شد ، تا این که در اواخر قرن چهارم خلیفه عباسى ، «القادر بالله» به چاره اندیشى رو آورد و دستور داد ، پیروان هر یک از مکاتب فقهى اگر بخواهند رسمى شوند ، باید چهار هزار مثقال طلا به حکومت بدهند ، تنها طرفداران چهار مذهب فقهى اهل سنت مبلغ مذکور را پرداخت نمودند و مذهب آنان رسمى شد . این چهار مذهب عبارتند از : مذهب مالکى ، مذهب شافعى ، مذهب حنبلى و مذهب حنفي است.

امام ابوحنيفه و آشنائي و تلمذ ايشان در محضر امام صادق ( ع ) :

"نعمان بن ثابت بن زوطی " معروف به "ابوحنیفه " درباره ی عظمت امام صادق(ع) بيانات زيبائي دارند ؛ از جمله درباره آن حضرت مي گويند :

"مارایت افقه من جعفربن محمد و انه اعلم الامه "

"من فقیه تر و داناتر از جعفربن محمد ندیده ام . او داناترین فرد این امت است " .

در زمان امام جعفر صادق(ع) منصور دوانقی ، خلیفه عباسی قدرت سیاسی را در اختیار داشت ، او همواره از مجد و عظمت بنی علی و بنی فاطمه به ویژه امام صادق(ع) رنج می برد و برای رهایی از این رنج گاها بدنبال تحريك علماي زمان خود در مقابل امام صادق(ع) بود ؛ منصور عباسی از جناب ابوحنيفه مي خواهد تا در مناظره اي علمي با امام جعفربن محمد الصادق (ع) حضور يابد .

در این رابطه خود امام ابوحنیفه نقل می کند كه : "روزی منصور دوانقی کسی را نزد من فرستاد و گفت : ای ابوحنیفه مردم شیفته جعفربن محمد شده اند ، او در بین مردم از پایگاه اجتماعی وسیعی بهره مند است ، تو برای این که پایگاه جعفربن محمد را خنثی کنی و در دید مردم از عظمت او به خصوص از عظمت علمی او بکاهی ، چند مساله پیچیده و غامض را آماده کن و در وقت مناسب از او بپرس تا بلکه با ناتوان شدن جعفربن محمد از پاسخ گویی ، او را تحقیر نمایی و مردم ديگر شیفته او نباشند و از او فاصله بگیرند .

در همین رابطه من چهل مساله مشکل را آماده کردم و در یکی از روزها که منصور در "حیره " بود مرا طلبید ، به حضورش رسیدم . همین که وارد شدم ، دیدم جعفربن محمد در سمت راستش نشسته است ، وقتی که چشمم به آن حضرت افتاد ، آن چنان تحت تاثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم که از توصیف آن عاجزم. با دیدن منصورخلیفه عباسی آن ابهت به من دست نداد . سلام گفتم و اجازه خواستم تا در کنارشان بنشینم . خلیفه با اشاره اجازه داد و در کنارشان نشستم . آن گاه منصورعباسی به جعفربن محمد نگاه کرد و گفت:ابو عبدالله ایشان ابوحنیفه هستند.

او پاسخ داد : بلی ، او را می شناسم . سپس منصور به من نگاهی کرد وگفت : ابوحنیفه اگر سوالی داری از ابوعبدالله ، جعفربن محمد بپرس و با او در میان بگذار . من گفتم بسیار خوب. فرصت را غنیمت شمردم و چهل مساله ای را که از پیش آماده کرده بودم ، یکی پس از دیگری با آن حضرت درمیان گذاشتم . بعد از بیان هر مساله ای ، امام صادق(ع) در پاسخ آن بیان می فرمود:

عقیده شما در این باره چنین و چنان است ، عقیده علمای مدینه در این مساله این چنین ا ست و عقیده ما هم این است.

در برخی از مسائل آن حضرت با نظر ما موافق بود و در برخی هم با نظر علمای مدینه موافق بود و گاهی هم با هر دو نظر مخالفت می کرد و خودش نظر سومی را انتخاب می کرد و بیان می داشت .

من تمامی چهل سؤال مشکلی را که برگزیده بودم یکی پس از دیگری با او در میان گذاشتم و جعفربن محمد هم بدین گونه ای که بیان شد به جملگی آن ها ، با متانت تمام و با تسلط خاصی که داشت پاسخ گفت."

سپس ابوحنیفه بیان داشت:   " ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس "

"همانا دانشمندترین مردم کسی است که به آراء و نظریه های مختلف دانشوران در مسائل علمی احاطه و تسلط داشته باشد و چون جعفربن محمد این احاطه را دارد ، بنابراین او داناترین فرداست."

همو درباره عظمت علمی استاد خود امام صادق (ع) بیان داشته كه :  "لولا جعفربن محمد ما علم الناس مناسک حجهم" .

"اگر جعفربن محمد نبود ، مردم احکام و مناسک حج شان را نمی دانستند".

مذهب حنفي

موسس مذهب حنفيه كه قدیمی ترین مذاهب فقهی اهل سنت است ، ابو حنيفه ، نعمان بن ثابت بن زوطي بن ماه مي باشند . وي اصالتاً ايراني بوده زيرا جدش ، زوطي از اسيران كابل بوده است ، ولي ابوحنيفه در 80 هـ در كوفه متولد شد و در همانجا به آموختن فقه و علم كلام پرداخت و در سال 150 هـ در گذشت. او در كوفه مدت 18 سال در حلقه درس حماد بن ابی سلیمان (م 120 ه.ق) به فراگیری فقه به روش ابراهیم نخعی پرداخت.

نعمان ، پس از مرگ استادش ، سفرهایی هم برای فقه اندوزی به حجاز داشت و از نخبگان علمی آن دیار و از جمله امام باقر علیه السلام توشه برگرفت .

ابوحنیفه که پس از استادش حماد ، بر جای او تکیه زد ، مکتب فقهی نوینی پدیدآورد . او قائل به کاربرد رأی و اجتهاد بود و قیاس و استحسان را به عنوان منبعی فقهی مورد توجه قرار داد . اساس اندیشه فقهی ابوحنیفه بر هفت اصل : کتاب خدا ، سنت رسول ، سخنان صحابه ، قیاس ، استحسان ، اجماع و عرف استوار بود.

امام ابو حنیفه به جز رساله های کوچکی ؛ از جمله رساله فقه اش ، کتابی را به نگارش در نیاورد ولي شاگردانش پس از وی فتاوای او را در مجموعه ای گرد آوردند . نعمان در اواخر دوره اموی مورد توجه همه مسلمانان بجز خوارج قرار گرفت . او به تشیع تمایل نشان می داد و در اندیشه سیاسی اش چون زیدیه بود.

در قیام زید بن علی ، پنهانی به یاری اش شتافت و همچنین نقل شده که او از قیام ابراهیم بن عبدالله حسنی از پیشوایان زیدیه در شهر بصره ، حمایت نموده است.

جناب ابوحنیفه در خلافت منصور از کوفه به بغداد فرا خوانده شد تا قاضی القضاتی آن جا را بر عهده گیرد ، ولی مقاومت او در برابر این خواست خلیفه موجب شد او زندانی شود و سرانجام در سال 150 ه.ق. در همان زندان درگذشت .

مذهب حنفی پس از مرگ ابوحنیفه، توسط دو شاگرد برجسته اش ابو یوسف قاضی مشهور (م 182 ه.ق) و محمد بن حسن شیبانی (م 189 ه.ق) رواج یافت.

مذهب حنفی در زمان خلافت هارون و پس از وی بدل به مذهب رسمی خلفای عباسی گردید ، به گونه ای که تنها فقیهان این مذهب مسنددار قضا می شدند . اما حاکمیت طولانی فاطمیان بر مصر مانع از گسترش این مذهب در غرب جهان اسلام گشت . بعدها مذهب حنفی ، مذهب رسمی خلافت عثمانی هم شد . ولی آن هم باعث نشد که قلمرو حاکمیت مذهب از شرق جهان اسلام فراتر رود.

علمای حنفی در مکتب اعتقادی خود ، پیرو ابومنصور ماتریدی (م 332 ه.ق) هستند . ریشه مکتب ماتریدی را باید در اندیشه های کلامی ابو حنیفه جستجو کرد ، چرا که ابوحنیفه پیش از ورود در فقه ، کرسی نشین استادی کلام در کوفه بود ، این مکتب نزدیک ، بلکه تا حدودی مؤید مکتب اعتزالی هاست .

به پیروان ابوحنیفه «اصحاب رأى» اطلاق مى ‏شود. در برابر دیگر فرقه‏ ها که آنان را «اهل حدیث» مى ‏گویند.

قلمرو مذهب حنفی

مذهب حنفی ، از نظر شمار پیروان در بین مذاهب اسلامی ، رتبه نخست را داراست.

این مذهب بر ترکیه ، آلبانی و مسلمانان شبه جزیره بالکان ، بر اهل تسنن غیر کرد عراق ، افغانستان ، ترک نشین های آسیای میانه ، قفقاز و سرزمین های مجاور آن و هندوستان غلبه دارد . نیمی از مسلمانان سرزمین شام ، شامل کشورهای سوریه و لبنان و فلسطين ، حنفی مذهب  هستند. پیروان این مذهب در مصر هم پر شمار است و به صورت محدود در ایران ، حجاز و یمن حضور دارند .

خوانده شده 10193 مرتبه
مطالب بیشتر از این مجموعه: « نفي بابيّت مذهب حنبلي »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید