seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی در جلسه امروز (یکشنبه ۱۵ اسفند) هیأت دولت با تبریک ولادت امام حسین(ع) و روز پاسدار، پاسداران را مایه عزت و اعتبار کشور معرفی کرد و گفت: عزت امروز کشور مرهون خدمات نیروهای مسلح به ویژه پاسداران انقلاب اسلامی است.

رئیس جمهور افزود: مردم ما برداشت ارزشمندی از پاسدار و پاسداری دارند و نام پاسداران عزیز همواره با دفاع از کشور و دلسوزی و دغدغه‌مندی و همراهی با مردم در سختی‌ها و مشکلات و ایستادگی در برابر هجمه‌ها و توطئه‌های دشمنان این مرز و بوم عجین است.

آیت‌الله رئیسی با تأکید بر لزوم الگوگیری از فرهنگ حسینی در تمام شئون زندگی و نظام اجرایی خاطرنشان کرد: نجات بشرامروز در برابر امواجی که از طوفان نوح سهمگین‌تر است، در گرو توجه به فرهنگ حسینی است و کسی از این وضعیت رهایی می‌یابد که در کشتی قرار گیرد و ناخدایش حسین‌بن‌علی(ع) است.

رئیس‌ جمهور در بخش دیگری از سخنانش به سفرهای خارجی وزرا و مقامات دولتی اشاره کرد و با مؤثر دانستن نفس سفر در توسعه و تقویت روابط با کشورها، در عین حال تصریح کرد: موضوعاتی که در سفرهای مسئولان و کارکنان دولت به کشورها مطرح می‌شود باید با جدیت پیگیری شود تا ملت از منافع این سفرها بهره‌مند شوند.

رئیس شورای عالی امنیت ملی همچنین در خصوص آخرین تحولات مربوط به مذاکرات لغو تحریم‌ها در وین اظهار داشت: وزارت امور خارجه و تیم مذاکره‌کننده با تلاش مذاکرات را پیگیری می‌کنند اما دولت هیچ اقدامی را به مذاکره و برجام گره نزده و نخواهد زد.

آیت‌الله رئیسی با بیان اینکه برجام همه سیاست خارجی ایران نیست بلکه به عنوان یک موضوع در این عرصه به آن نگاه می‌شود، افزود: رمز موفقیت دولت در ۶ ماه اخیر این بوده که همه امور از جمله مسائل مربوط به سیاست خارجی و نظام بانکی و نفت را با قدرت پیگیری کرده و هیچ یک از آنها را معطل برجام و توافق در مذاکرات نکرده است.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنانش درباره پرداخت حق‌الزحمه کارکنان و کارگران از سوی شرکت‌های پیمانکار اظهار داشت: هیچ پیمانکاری حق ندارد به هیچ‌عنوان و بهانه‌ای حقوق کارگران را پرداخت نکند و حقوق هیچ کارگری نباید یک روز هم تأخیر بیفتد.

آیت‌الله رئیسی با بیان اینکه پیمانکاری که حق کارگر را نمی‌دهد و به او ظلم می کند صلاحیت ندارد پیمانکار دولت باشد، به وزرا و مسئولان دستگاه‌های دولتی تأکید کرد شرعاًً و قانوناً وظیفه دارند با پیگیری موضوع اجازه ندهند هیچ کارگری در شب عید دچار سختی شود.

رئیس جمهور با اشاره به سفر اخیرش به استان گلستان و بازدید از جزیره آشوراده، اظهار داشت: اختلاف نظر برخی دستگاه‌ها باعث شده ظرفیت عظیمی که در این منطقه قرار دارد معطل بماند که مقرر شد وزارت راه با تشکیل کارگروهی از همه دستگاه‌های مربوطه ظرف ۱۰ روز تمهیداتی برای حل این مسأله بیاندیشد.

آیت‌الله رئیسی خاطرنشان کرد: دولت هرگز اجازه نخواهد داد اقتصاد کشور، اقتصاد دریا، اقتصاد روستا و اقتصاد گردشگری و ثروت‌های عظیم کشور معطل تصمیم‌گیری یک دستگاه یا یک بخش اداری بماند و ضمن احترام به نظر کارشناسی و قانون این موضوع را با جدیت پیگیری خواهد کرد.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنانش به مسائل منطقه و بحران اوکراین اشاره کرد و گفت: مردم اوکراین نیز مانند مردم افغانستان، یمن و عراق قربانی سیاست‌های شیطانی آمریکا شده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران همانطور که مقام معظم رهبری اعلام کردند، حتماً با جنگ مخالف است و هر روز که جنگ زودتر پایان یابد، به نفع منطقه و ملت‌هاست و از خطرات، آسیب‌ها و مشکلات مردم کم می‌شود.

رئیس جمهور با اشاره به روز درختکاری و هفته منابع طبیعی گفت: کاشت درخت در تأمین هوای پاک و سلامت مردم نقش بسیار زیادی دارد و اقدام مقام معظم رهبری که هر ساله یک نهال غرس می‌کنند باید برای همگان الگو قرار گیرد.

آیت‌الله رئیسی با اشاره به کاشت ۴۰ هزار اصله درخت توسط آموزش و پرورش تأکید کرد: اگر همه بخش‌ها مانند آموزش و پرورش به فرهنگ درختکاری توجه و همت مضاعف داشته باشند، می‌توانیم به هدف تعیین شده در غرس میلیون‌ها نهال دست یابیم.

به‌مناسبت روز درختکاری و هفته منابع طبیعی، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) دو اصله نهال میوه کاشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس در سخنانی، با تبریک روز ولادت باسعادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به ملت ایران، آن وجود شریف را کانون عشق ملت ایران و همه ملت‌های مسلمان اعم از شیعه و غیرشیعه دانستند.

ایشان در ادامه، کاشت درخت را یک حرکت کاملاً دینی و انقلابی خواندند و افزودند: البته نگهداشت و حفظ درختان نیز کار بسیار مهمی است که باید رعایت شود.

رهبر انقلاب، گیاه زنده را آسایش‌بخش روح و نگهدارنده جسم انسان و منبع رزق خدادادی و همه‌جانبه برای آحاد بشر دانستند و تأکید کردند: به همین علت تخریب جنگلها و محیط زیست و پوشش‌های گیاهی، تخریب منافع ملی است و ویران کردن بخشی از جنگلها برای ساخت‌وساز جز در موارد اضطراری، قطعاً به‌ضرر ملت است.

حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای با ردّ نگاه تزیینی و حاشیه‌ای به محیط زیست، این موضوع را از جمله اساسی‌ترین مسائل کشور برشمردند و گفتند: یکی از کارهای جدی در حفاظت از محیط زیست، حفاظت از دو ثروت عظیم و ذخیره حیاتی ملت‌ها یعنی «آب» و «خاک» و پرهیز از برخورد مسرفانه با آنهاست که در این زمینه مسئولان باید به راهنمایی‌های متخصصان توجه کنند.

«حفاظت از حیات وحش» مسئله دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی بی‌توجهی به آن را به‌ضرر منافع ملی دانستند و گفتند: در اسلام، شکار فقط در صورت نیاز به تغذیه مجاز است و در غیر این صورت، غیرمجاز و خلاف است و حتی سفر شکار سفر حرام شمرده شده است، بنابراین باید جلوگیری از شکار غیرقانونی را جدی گرفت و به موضوع حفظ حیات وحش اهتمام داشت.

ایشان در ادامه سازمان محیط زیست و وزارت جهاد کشاورزی را موظف به جلوگیری از تبدیل زمین‌های کشاورزی دانستند و افزودند: این کار به‌ضرر منافع ملی است و زمین‌های کشاورزی باید توسعه پیدا کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با تأکید بر لزوم توسعه انرژی‌های پاک گفتند: توسعه انرژی‌های غیرفسیلی مانند انرژی هسته‌ای که استفاده از آن در دنیا روزافزون است و کشورهای منطقه ما نیز در حال حرکت به‌سمت آن هستند و نیز انرژی‌های بادی و خورشیدی، باید جدی گرفته شود.

ایشان در پایان آحاد مردم را به کاشت و نگهداشت درختان فراخواندند و گفتند: انجام همه کارهای مهم نیازمند پشتوانه ملی است و درختکاری نیز از جمله کارهایی است که همه مردم می‌توانند با کاشتن و حفظ درختان و جلوگیری از محو درختان و باغ‌های اطراف و درون شهرها، به گسترش پوشش گیاهی در کشور کمک کنند.

در مسیر طولانی تاریخ حیات بشر، حوادث و وقایع بی شماری رخ داده که تنها پاره ای از ان ها دارای تلالو و درخشندگی ویژه ای است. یکی از ان رویدادها که بسان نگینی گران سنگ بر حلقه انگشتری این حوادث درخشش و بالندگی دارد، واقعه جانسوز کربلاست؛ همان حادثه ای که برای حفظ اسلام ناب محمدی(ص) از دستبرد طاغوتیان زمان به سرکردگی یزید، ابن زیاد، عمر سعد و ... پدید امد. این رخداد بزرگ را می توان از ابعاد گوناگون و زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد.

حضرت ابوالفضل العباس(ع) به عنوان بزرگ ترین سردار یگانه ای که انسانیت در قهرمانی های نادر و دیگر صفات برجسته اش که زبانزد ملل جهان است، همانندی برای او نمی شناسد، در عرصه تاریخ اسلامی، ظاهر شد. حضرت ابوالفضل(ع) در روز عاشورا ایستادگی فوق العاده و اراده استوار و وصف ناپذیری از خود نشان داد و با قلبی مطمین و ارام و عزمی نیرومند، لشکری شکست ناپذیر بود. سپاه (ابن زیاد) را هراسان کرد و نه تنها از نظر روحی، بلکه در میادین رزم نیز انان را شکست داد.

قهرمانی های حضرت ابوالفضل(ع) در گذشته و حال، مورد گفت وگوی مردم بوده است. انان هرگز ندیده اند یک تن سنگین از غم و اندوه، بر لشکر درهم فشرده مجهز به الات جنگی، شامل ده ها هزار پیاده و سواره که هم چنان تقویت می شود، بتازد و خسارات سنگینی به انان و ادوات جنگی شان وارد کند.

علاوه بر قهرمانی های شگفت اور، حضرت(ع)، نمونه کامل صفات و گرایش های بزرگ بود، شهامت، نجابت، بلندمنشی، وفاداری، هم دردی و همگامی در ایشان مجسم شده بود. حضرت(ع) با برادرش امام حسین(ع) در سخت ترین روزهای رنج و محنت، هم درد و همگام بود و رنج او را با خود تقسیم کرد. جان را فدای برادر کرد و با خون خود او را حمایت کرد. به طور قطع، چنین هم دلی و همراهی جز از کسانی که خداوند دل هایشان را برای ایمان ازموده و بر هدایت شان افزوده باشد، ساخته نیست.

ابوالفضل العباس(ع) در راه تحقق ارمان های والا که پدر ازادگان، برادرش امام حسین(ع) بانگ ان ها را سر داده بود، شهید شد. از مهم ترین خواسته های امام(ع)، برپایی حکومت قران در شرق، گسترش عدالت میان مردم و توزیع بهره های زمین بر انان بود؛ زیرا نعمتهای الهی به گروهی خاص تعلق ندارد. حضرت ابوالفضل(ع) برای بازگرداندن ازادی و کرامت مسلمانان، گسترش رحمت اسلامی میان مردم و نعمت بزرگ این دین که نابودی ظلم و ستم را هدف خود ساخته بود و ایجاد جامعه ای که در ان هرگز ترس و هراس جایی نداشته باشد، به شهادت رسید.

از جمله مهم ترین پیروزی های درخشان نگهبان حرم در قیام خود، گرفتن مشروعیت از حکومت اموی بود، حضرت نشان داد که حکومت یزید در هیچ صورتی نماینده اسلام و مسلمانان و مورد رضایت امت نیست، بلکه حکومتی دیکتاتوری است و پایه های ان بر (شمشیر) و (نطع) (بله قربان گفتن) قرار دارد، نه اختیار امت.

حضرت ابوالفضل(ع) در میان اصحاب و اهل بیت برادرش، روحیه عزم، ایستادگی و تصمیم بر شهادت و جانبازی در راه امام را می گسترد، مرگ را سبک می گرفت و زندگی را ریشخند می کرد. این پدیده بر یاران امام(ع) اثر گذاشت و انان جامه شهادت را به تن کردند و برای سربلندی (کلمه الله) به میدان جهاد شتافتند.

تیزبینی، پیامد استواری رای و اصالت فکر است و کسی بدان دست پیدا نمی کند، مگر پس از پالودگی روان، خلوص نیت و از خود راندن غرور و هواهای نفسانی و عدم سلطه ان ها بر درون ادمی. تیزبینی از اشکارترین ویژگی های ابوالفضل العباس بود.

از تیزبینی و تفکر عمیق بود که حضرت(ع) به تبعیت از امام هدایت و سیدالشهداء امام حسین(ع) برخاست و بدین گونه به قله شرف و کرامت دست یافت و خود را بر صفحات تاریخ، جاودانه ساخت. پس تا وقتی ارزش های انسانی پایدار است و انسان ان ها را بزرگ می شمارد، در برابر شخصیت بی مانند حضرت(ع) که بر قله های انسانیت دست یافته است سر بر زمین می ساید و کرنش می کند.

مصلح بزرگ، حجت خدا و بقیهالله الاعظم، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قایم ال محمد(ص) در بخشی از سخنان زیبای خود درباره عمویش عباس(ع) چنین می فرماید: (سلام بر ابوالفضل، عباس بن امیرالمومنین(ع)، هم درد بزرگ برادر که جانش را فدای او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، ان که فدایی برادر بود و از او حفاظت کرد و برای رساندن اب به او کوشید و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش؛ (یزیدبن رقاد) و (حکیم بن طفیل طایی) را لعنت کند.

حضرت ابوالفضل(ع) از بنیانگذاران فضیلت و ایستادگی در دنیای عرب و اسلام به شمار می رود. حضرتش(ع) مراتب کمال را پشت سر گذاشت و به قله شرف و کرامت دست یافت و برای رهایی از ذلت و ظلم، پیکان نیزه ها را برگزید.

محدث نوری در (مستدرک الوسایل)، به نقل از کشکول شهید اورده است که: (روزی امیرالمومنین علی(ع) حضرت عباس(ع) و زینب کبری(س) را در دو طرف خود نشانده بود، و حضرت عباس(ع) تازه زبان گشوده بود. امام علی(ع) به فرزندش حضرت عباس(ع) فرمود: بگو یک (واحد) او گفت: یک (واحد)، بعد فرمود: بگو دو (اثنین ) حضرت عباس(ع) خودداری کرد و گفت: شرم می کنم به زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام، دو بگویم (یعنی یکتاپرستان هرگز به شرک نمی گرایند، و دوییت، خلاف توحید است).

امیرالمومنین(ع) پیشانی فرزندش را بوسید. حضرت زینب کبری(س)، ناظر این جریان بود، عرض کرد: پدر جان شما ما را دوست می داری؟ حضرت(ع) فرمود: اری، فرزندان ما پاره جگرهای ما هستند. زینب کبری(ع) عرض کرد: یا ابتاه، حب خدا و حب اولاد چگونه در یک دل جمع می شود؟ محبت شما نسبت به ما همانا شفقت است و محبت خالص برای خداست. با شنیدن این سخنان حکیمانه، محبت امیرالمومنین علی(ع) نسبت به ایشان افزایش یافت.

قمر بنی هاشم(ع) در صلابت ایمان و فضل علم و ایقان و شرایف اداب و اخلاق، بعد از دو برادر خود امامان حسن و حسین علیهما السلام اول شخص بود، و پس از معصومین(ع)، در جمیع صفات کمالیه کسی با او هم تراز نبود. عبارات زیارت های مرویه در حق ایشان و نیز اخبار صادره از امام زین العابدین(ع) و امام صادق(ع) در باب ان بزرگوار شاهد شخصیت یگانه وی پس از معصومین(ع) است.

چنان چه امام سجاد(ع) می فرماید: (رحمت حق بر روان عمویم عباس(ع) باد که ایمان او همانند صخره صما و از حیث بینایی در دین بی همتا بود. چه او، نصیحت و زهد و جهاد و صبر و ثبات خود را به درجه اعلی رسانید و در شداید و سختی جان خود را در راه یاری به برادرش نثار کرد.*

*منابع: (زندگانی حضرت ابوالفضل(ع))، نوشته علامه باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی؛ (چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع))، نوشته علی ربانی خلخالی، بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی غدیر.

به نقل از خبرگزاری فرانسه در میان سناریوهای احتمالی برای جنگ اوکراین، پنج سناریو به طور مرتب در پیش‌بینی‌ها مطرح می‌شوند هرچند که هرکدام با عدم قطعیت قابل توجهی روبرو هستند.

سناریوی یک: پوتین سقوط می‌کند

این همان سناریویی است که کشورهای غربی رویایش را در سر دارند. آن‌ها می‌خواهند با ضربه زدن به اقتصاد روسیه از طریق وضع تحریم‌های پیاپی، ولادیمیر پوتین را تا حدی تضعیف کنند که سقوط او رقم بخورد.

این سقوط می‌تواند به این شکل باشد که ارتش تصمیم بگیرد دیگر از او پیروی نکند، یا مردم در مواجهه با یک بحران اقتصادی بزرگ شورش کنند و یا الیگارش‌ها پس از توقیف دارایی‌های خود از هسته حکومت فاصله بگیرند. با این حال چشم‌انداز روشنی برای این احتمالات وجود ندارد.

ساموئل چاراپ، پژوهشگر در اندیشکده رند، با بیان اینکه «تغییر رژیم در روسیه به عنوان تنها راه برون‌رفت از این تراژدی» اوضاع را احتمال بدتر هم خواهد کرد، با طنز می‌گوید: «سناریوی جانشین اصلاح‌طلب لیبرالی که برای گناهان پوتین طلب بخشش کند عالی است، درست به همان اندازه برنده شدن در لاتاری».

به نقل از یورونیوز، آندری کولسنیکوف، از مرکز کارنگی، نیز می‌گوید پوتین طبق تحلیل‌های مستقل موجود محبوبیت خود را حفظ کرده و فشار مالی بی‌سابقه غرب طبقه سیاسی مسلط روسیه و الیگارش‌ها را «به حامیان راسخ» رهبر خود تبدیل کرده است.

سناریوی دوم: اوکراین تسلیم شود

این سناریویی است که پوتین آن را نوشته است. ارتش روسیه برتری قابل توجهی دارد و می‌تواند ارتش اوکراین را تسلیم کند. با این حال مشکلات زیادی بر سر این راه هستند.

لارنس فریدمن، مورخ بریتانیایی از کینگز کالج لندن، می‌گوید: «این جنگی است که ولادیمیر پوتین نمی‌تواند برنده شود، مهم نیست چقدر طول بکشد و تا چه میزان از روش‌های بی‌رحمانه برای پیروزی در آن استفاده کند.»

آیا در صورت تسلیم شدن اوکراین، روسیه می‌تواند این کشور را به خاک خود ضمیمه کند؟ برونو ترترایس، معاون بنیاد تحقیقات استراتژیک، در این باره می‌گوید: «تقریبا هیچ شانسی برای وقوع چنین سناریویی وجود ندارد. تقسیم اوکراین، مانند کره یا آلمان در سال ۱۹۴۵ به سختی قابل پذیرش است. گزینه‌ای که باقی می‌ماند این است که روسیه موفق به شکست نیروهای اوکراینی شود و یک رژیم دست‌نشانده در کی‌یف مستقر کند.»

سناریوی سوم: گرفتار شدن روسیه در باتلاق

تا اینجای جنگ اوکراینی‌ها توانسته‌اند روس‌ها، غرب و شاید حتی خودشان را غافلگیر کنند حتی اگر بپذیریم ویرانی و تلفات نزاع برایشان بسیار زیاد بوده است.

یک دیپلمات غربی در این باره می‌گوید: «دولت، ارتش و ساختار اداری کشور از هم نپاشیده است». او اضافه می‌کند بر خلاف اظهارات ولادیمیر پوتین، مردم اوکراین روس‌ها را به عنوان نیروی «رهایی‌بخش» قبول نکرده‌اند؛ این علاوه بر مشکلاتی است که احتمالاً در زنجیره نظامی روسیه وجود دارد و البته برای کیفیت‌سنجی آن‌ها خیلی زود است.

مقاومت عمده تا حد زیادی توسط ولودیمیر زلنسکی، کمدین سابق و رئیس جمهور فعلی اوکراین، انجام می‌شود که با خونسردی و شجاعت خود جهان را مبهوت کرده است. نیروهای اوکراینی با پشتیبانی سرویس‌های اطلاعاتی غربی و تحویل گرفتن تسلیحات می‌توانند دشمن خود را به یک جنگ شهری ویرانگر بکشانند؛ جایی که آگاهی از وضعیت زمین تعیین‌کننده خواهد بود. در این صورت تجربه نشان داده است که چریک‌ها به ندرت شکست می‌خورند.

سناریوی چهارم: درگیری گسترش یابد

اوکراین با چهار عضو ناتو، که زمانی بخشی از اتحاد جماهیر شوروی به حساب می‌آمدند، مرز مشترک دارد و پوتین حسرت خود را برای دوباره در اختیار گرفتن آن‌ها پنهان نمی‌کند. پس از جذب بلاروس و حمله به اوکراین، آیا او می‌تواند به مولداوی، این کشور کوچک که بین اوکراین و رومانی قرار دارد، و یا حتی گرجستان که در ساحل شرقی دریای سیاه قرار گرفته چشم طمع داشته باشد؟

علاوه بر این آیا روسیه جرأت خواهد کرد که ناتو و ماده ۵ آن را که تصریح دارد در صورت حمله به یکی از اعضا ائتلاف باید پاسخ دهد، به چالش بکشد؟

پاسکال آسور، مدیر بنیاد مدیترانه برای مطالعات استراتژی (FMES) در این باره می‌گوید: «این احتمال کمی دارد چرا که هر دو طرف معمولا از رویارویی اجتناب کرده‌اند.» با این حال، «ورود نیروهای روسی به یک کشور عضو ناتو، به عنوان مثال لیتوانی، برای اتصال کالینینگراد به بلاروس یک فرض ممکن است.»

سناریوی پنجم: رویارویی هسته‌ای

پوتین روز یکشنبه گذشته با قرار دادن نیروهای هسته‌ای خود در حالت «آماده‌باش»، به قدرت‌نمایی پرداخت. دستوری فاقد ماهیت واقعی چرا که برخی از سلاح‌های هسته‌ای در کمترین زمان ممکن قابل استفاده هستند و نیازی به دستور علنی برای آماده‌باش ندارند.

در اینجا دو نظر وجود دارد. کریستوفر چیوویس از بنیاد کارنگی می‌گوید حرف‌های او حتی اگر «تاکتیکی» و در نتیجه دارای «تأثیر موضعی» باشند، کماکان برایش مفید بوده‌اند: «شکستن مرزهای هسته‌ای لزوماً به معنای یک جنگ جهانی اتمی نیست. با این حال این یک نقطه عطف بسیار خطرناک در تاریخ جهان خواهد بود.»

در سوی دیگر اما کسانی مانند گوستاو گرسل، از شورای روابط خارجی اروپا، قرار دارند. وی می‌گوید: «هیچ آمادگی از سوی روسیه برای حمله هسته‌ای وجود ندارد. بیانیه‌های پوتین عمداً مخاطبان غربی را هدف قرار داده تا ما را بترساند.»

تمام این گمانه‌زنی‌ها در حالی است که تنها کمی بیش از یک هفته از جنگ در اوکراین گذشته است. زمان و سیر رخداد تحولات نشان خواهد داد که سرنوشت جنگ در این کشور به کدام سمت و سو خواهد رفت.

«رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز (شنبه) ۱۴ اسفند ماه در تهران با محمد اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی برای سومین بار در دولت سیزدهم دیدار و گفت‌وگو کرد.

دو طرف پس از این دیدار که نزدیک ۲ ساعت به طول انجامید به میان خبرنگاران آمدند و اسلامی اعلام کرد که قرار است توافق دو طرف در قالب یک بیانیه منتشر شود. بر این اساس، محمد اسلامی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بیانیه‌ای مشترک صادر کردند. 

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (سازمان) و مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (آژانس) جهت شفاف‌سازی درخصوص مسائل مطرح شده در سند GOV/2021/52 به تاریخ ۲۶ آبان۱۴۰۰ (۱۷ نوامبر ۲۰۲۱) بر روی بیانیه مشترک زیر به توافق رسیدند.
سازمان و آژانس با هدف حل و فصل موضوعات توافق کردند، در ادامه همکاری خود همانطوری که در بیانیه مشترک مورخ ۵ شهریور ۱۳۹۹ (۲۶ اوت ۲۰۲۰)بیان شده است، همکاری‌ها و گفتگوهای بین خود را سرعت بخشیده و تقویت کنند.
در این زمینه، سازمان و آژانس درخصوص موارد زیر توافق کردند:
 
۱- سازمان حداکثر تا ۲۹ اسفند ۱۴۰۰( ۲۰مارس ۲۰۲۲ )توضیحات کتبی مرتبط با آن دسته از سوالات مطرح شده توسط آژانس در خصوص موضوعات مربوط به سه مکان که ایران به آنها نپرداخته است را به همراه اسناد پشتیبان مربوطه به آژانس ارائه خواهد کرد.
۲- ظرف دو هفته پس از دریافت توضیحات کتبی سازمان و اسناد پشتیبان مرتبط با آن، آژانس این اطلاعات را مرور کرده و هر سؤالی در مورد این اطلاعات دریافت شده را به سازمان ارائه می‌کند.
۳- ظرف یک هفته پس از ارائه اطلاعات به سازمان توسط آژانس در خصوص هر سؤال دیگر در مورد این اطلاعات، آژانس و سازمان برای بررسی سؤالات در تهران تشکیل جلسه خواهند داد. برای هر مکان جلسات جداگانه‌ای برگزار خواهد شد.
۴- مدیرکل در نظر دارد با انجام فعالیت‌های مندرج در بندهای ۱ تا ۳ بالا و به دنبال ارزیابی مربوطه توسط آژانس، نتیجه‌گیری خود را پیش از برگزاری شورای حکام در خرداد ۱۴۰۱( ژوئن ۲۰۲۲ )گزارش کند.

 رئیس سازمان انرژی اتمی در کنفرانس خبری با مدیرکل آژانس با تأکید بر اینکه موارد ادعایی باید برای همیشه بسته شود، اعلام کرد: توافق کردیم مدارکی که باید بین ایران و آژانس مبادله شود، حداکثر تا خرداد انجام شود.

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در این نشست خبری گفت که گفت‌وگوهای مثمرثمری را با محمد اسلامی داشته و تصریح کرد: دستورکار آژانس تحت تاثیر هیچ طرف ثالثی قرار نمی‌گیرد.

گروسی همچنین در این سفر با حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه و مخبر معاون اول رئیس جمهور دیدار و گفت‌وگو کرد.

به نقل از الجزیره، منابع محلی می‌گویند که یک بمب قوی در مسجد شیعیان در شهر پیشاور در شمال غرب پاکستان منفجر شده است.

 

تاکنون شهادت ۳۰ نفر در این حمله تائید شده است. تعداد زیادی از حاضران در مسجد نیز زخمی شده‌اند که حال بسیاری از آنان وخیم گزارش شده است.

 

پلیس گفته انفجار زمانی رخ داد که نمازگزاران در مسجد «کوچا ریسالدار» در شهر قدیمی پیشاور برای نماز جمعه جمع شده بودند. منابع بیمارستانی در پیشاور اعلام کرده‌اند به دلیل شدت انفجار و تعداد مجروحین، دچار آشفتگی شده‌اند.

 

عمران خان نخست وزیر پاکستان این حمله را محکوم کرده است. سروزیر ایالت خیبرپختونخواه نیز این حمله تروریستی را محکوم کرده و با بازماندگان ابراز همدردی کرده است.

 

هنوز هیچ گروهی مسئولیت این انفجار را برعهده نگرفته اما به نظر می‌رسد داعش یا گروه‌های تکفیری و افراطی پاکستان مانند تحریک طالبان مسئول این حمله مرگبار باشند.

 

محمد سجاد خان، از مقامات پلیس پیشاور در مورد این انفجار گفت: ما در وضعیت اضطراری هستیم و مجروحان در حال انتقال به بیمارستان هستند. ما در حال بررسی ماهیت این انفجار هستیم، اما به نظر می رسید که یک حمله انتحاری بوده است.

 

منابع خبری پاکستان نیز گزارش داده اند از مجموع بیش از ۵۰ زخمی این حمله تروریستی، حال ۱۰ نفر وخیم است. به گفته نیروهای پلیس، ابتدا چند تروریست تلاش می‌کنند حلقه محافظتی پلیس جلوی درب ورودی مسجد را بشکنند؛ اما با مقاومت نیروهای امنیتی مواجه شده و درگیری آغاز می‌شود. با این حال یکی از تروریست‌ها موفق می‌شود وارد مسجد شده و جلیقه انفجاری خود را منفجر کند. شاهدان عینی می‌گویند این تروریست جلیقه خود را درست کنار منبر مسجد منفجر کرده است.

 

وزارت کشور پاکستان گفته در این حمله یک نیروی پلیس کشته شده و یک پلیس دیگر زخمی شده است.

 

گفتنی است شیعیان در پاکستان همواره هدف حملات تروریستی و کشتار گروه‌های افراطی و تکفیری قرار دارند. 

وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يُنَادِي فِي كُلِّ يَوْمٍ: لِدُوا لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَنَاءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرَابِ.
 امام(عليه السلام) فرمود: خداوند فرشته اى دارد كه همه روز بانگ مى زند بزاييد براى مردن، و گردآورى كنيد براى فنا، و بنا كنيد براى ويران شدن!

 پيام فرشته الهى:
امام(علیه السلام) در این کلام حکیمانه کوتاه و پربار به سرنوشت انسان ها و مواهب و نعمت هاى آنها اشاره کرده مى فرماید: «خداوند فرشته اى دارد که همه روز بانگ مى زند بزایید براى مردن و گردآورید براى فنا و بنا کنید براى ویران شدن».
لام در «لِلْمَوْتِ» و «لِلْفَناءِ» و «لِلْخَرابِ» لام سببیّه نیست، بلکه لام غایت است; یعنى فرزند بزایید ولى عاقبتش مرگ است و اموال گردآورى کنید سرانجامش فناست و بناهاى پرشکوه برپا سازید عاقبت آن ویرانى است.
شبیه چیزى است که در قرآن مجید در داستان فرعون و همسرش به هنگام گرفتن قنداقه موسى از آب نیل آمده است «(فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوّاً); (هنگامى که مادرش به فرمان خدا او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را (از آب) گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد»(1) یعنى عاقبت کار چنین شد.
در حقیقت امام روى سه چیز از مهم ترین مواهب زندگى دنیا انگشت گذارده و سرانجام همه آنها را روشن ساخت: فرزندان که عزیزترین سرمایه انسان اند و اموال که براى آن زحمت فراوان مى کشد و بناهاى مجلل که گاه قسمت عمده عمر خود را صرف آن مى کند. امام مى فرماید: هیچ یک از اینها بقا و دوامى ندارد و سرانجام گرد و غبار فنا بر روى همه آنها مى نشیند تنها چیزى که براى انسان باقى مى ماند اعمال خیر و نیکى هاست که نزد خدا ذخیره مى شود، قرآن مى گوید: «(مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللهِ بَاق); آنچه نزد شماست از میان مى رود و آنچه نزد خداست باقى مى ماند».(2)
در این که آیا واقعاً فرشته اى فریاد مى زند و ما صداى او را نمى شنویم یا زبان حال جهان آفرینش و طبیعت دنیاست یا صدایى است که از جان و فطرت و عقل ما بر مى خیزد و ملک اشاره به آن است، محلّ گفتوگو است.
کسانى که آن را تفسیر به طبیعت دنیا و مانند آن کرده اند دلیلشان این است که اگر واقعاً ملکى صدا بزند و ما نداى او را نشنویم چه فایده اى مى تواند داشته باشد؟; ولى به این ایراد مى توان پاسخ داد که وقتى نداى آن ملک به وسیله اولیاءالله براى ما نقل شود تأثیرش واضح است مثل این که ما براى کسى نقل کنیم که فرزندت را در فلان شهر دیدیم که فریاد مى زد مرا یارى کنید. در این گونه موارد صداى شخص غائب به وسیله شخص حاضر رسیده است.
بهترین راه براى این که انسان سرنوشت آینده خود را تشخیص دهد آن است که درباره پیشینیان فکر کند آنها کجا رفتند؟ اموالشان چه شد؟ و کاخ هایشان به چه سرنوشتى گرفتار گردید؟ قرآن مجید درباره کافران و منافقان در آیه 69 سوره توبه مى فرماید: «(کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کَانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَأَکْثَرَ أَمْوَالا وَأَوْلاَداً); (شما منافقان،) همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند، (و راه انفاق پیمودند; بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود» (دیدید سرنوشت آنها چه شد؟) سرنوشت خود را بر آنها قیاس کنید.
در حدیثى در کتاب شریف کافى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم فرزند آدم هنگامى که در آخرین روز دنیا و اولین روز آخرت قرار مى گیرد اموال و فرزندان و اعمال او در برابرش مجسم مى شوند رو به اموالش مى کند و مى گوید به خدا سوگند من نسبت به تو حریص و بخیل بودم الان سهم من نزد تو چیست؟ مى گوید: «خُذْ مِنّی کَفَنَکَ; تنها کفن خود را مى توانى از من بگیرى» رو به فرزندانش مى کند و مى گوید شما را دوست مى داشتم و از شما حمایت مى کردم من چه سهمى نزد شما دارم؟ مى گویند: تو را به قبرت مى بریم و پنهان مى کنیم رو به سوى عملش مى کند و مى گوید به خدا سوگند من نسبت به تو بى اعتنا بودم و تو بر من سنگین بودى چه چیز نزد تو دارم؟ عملش مى گوید: من همنشین تو در قبر و روز قیامت هستم تا من و تو به پیشگاه پروردگار عرضه شویم. (سپس امام(علیه السلام) فرمود: اگر آن شخص ولىّ خدا بوده سرنوشت بسیار خوبى دارد و اگر دشمن خدا بوده به عذاب دردناکى مبتلا مى شود).(3)
شاعر معروف عرب ابوالعتائیه از کلام حکیمانه امام بهره گرفته و مى گوید:
لِدُوا لِلْمَوت وَابْنُوا لِلْخَرابِ *** فَکُلُّکُمْ یَصیرُ إلى ذِهابِ
لِمَنْ نَبْنی وَنَحْنُ إلى تُراب *** نَصیرُ کَما خُلِقْنا مِنْ تُراب؟
براى مرگ بزایید و براى ویرانى بنا کنید که همه شما در مسیر رفتن هستید
براى چه کسى بنا مى کنیم در حالى که ما به سوى خاک مى رویم و همان گونه که از خاک آفریده شدیم به خاک باز مى گردیم.(4)
*****
پی نوشت:
(1). قصص، آیه 8.
(2). نحل، آیه 96.
(3). کافى، ج 3، ص 231 و 232 با تلخیص اندک.
(4). سند گفتار حکیمانه: از جمله کسانى که این کلام حکیمانه را پیش از مرحوم سیّد رضى در کتاب هایشان نقل کرده اند مرحوم کلینى در جلد دوم کافى از امام باقر(علیه السلام) با تفاوتى و مرحوم مفید در اختصاص از امام صادق(علیه السلام) هستند و (بعد از مرحوم سیّد رضى) آمدى نیز در غررالحکم آن را از امیرمؤمنان(علیه السلام) با تفاوتى نقل کرده (که نشان مى دهد منبع دیگرى در اختیار داشته است). (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 119)
 

جمعه, 13 اسفند 1400 17:16

درسهایی از امام حسین (ع)

اسماء بنت عميس گويد: وقتي حسين بن علي، عليهماالسلام، متولد شد و پيامبر اکرم، صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله، مطلع شدند، تشریف آورد و فرمود: اسماء، فرزندم را به من بده! فرزندش را در پارچه‏اي سفيد پيچيدم و به ايشان دادم، آن حضرت، صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و سپس اشک در چشمان مبارک حلقه زد و گريست.

عرض کردم: پدر و مادرم به فدايت، علت گريه از چيست؟ فرمود: براي اين فرزندم است .

عرض شد : برای مولوی تازه گریه می کنید که باید خوشحال شد؟

فرمود: گروهی به ظلم بعد از من او را مي‏کشند و من شفیع آن گروه درقیامت نخواهم بود .

بعد به من فرمود: فعلا اين خبر را به فاطمه، سلام‏الله‏عليها، باز گو نکن .

آنگاه به علي، عليه‏السلام، فرمود: یا علی نام فرزندت را چه نهادي؟

علي، عليه‏السلام، عرض کرد: در نام‏گذاري از رسول خدا،( صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله) سبقت نمي‏گيرم.

پيامبر، (صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله) فرمود: من هم از خداي خود سبقت نمي‏گيرم. در همين زمان  جبرئيل نازل شد و فرمود: اي محمد! خداي بزرگ سلام مي‏رساند و مي‏فرمايد: علي، عليه‏السلام، براي تو به منزله هارون براي موسي، عليه‏السلام، است. اين فرزندت را به نام فرزند هارون نامگذاري کن! پيامبر، صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله، فرمود: نام فرزند هارون چه بود؟ فرمود: شبير، پيامبر، (صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله)، فرمود: زبان من عربي است. جبرئيل فرمود: او را حسين نام گذار (که معادل شبير است).

پس پيامبر، صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله، او را حسين ناميد وبرای او قوچی  عقیقه نمود  [1].

چند درس از مکتب حسین (ع)

درس جهاد وشهادت  امر به معروف ونهی از منکر ومبارزه با ظلم و استبداد وانحراف از جمله  درسهایی است که از امام حسین می توان آموخت ؛ اما درسهای زندگی زیبا برای اصلاح امور فرد وسبک زندگی نیز می توان از سخنان وسیره اش باز گرفت ؛ لذا شایسته است اهل قلم واندیشه در این وادی به تحلیل کلمات ماثور زیبا که از حضرت باز مانده است پرداخته واز این راه توشه هایی زیبا برای اصلاح امور ورفع عیوب و کاستی ها وآسیبها گرفت.

1-پاسخ به هديه  یک شاخه گل از امام حسين، عليه‏ السلام

روزي کنيزي شاخه گلي را به‏عنوان هديه به امام حسين، عليه‏السلام، تقديم کرد، امام ضمن قبول هديه، فرمودند: تو در راه خدا آزاد هستي.

انس‏بن مالک خادم رسول الله (ص) ‏گويد: من به حضرت عرض کردم: اين کنيزک يک شاخه گل (که ارزشي ندارد) به شما هديه کرده، شما به‏خاطر آن او را آزاد مي‏کنيد؟

فرمودند: خداوند ما را اين چنين تربيت نموده است: «هرگاه شما را ستايش کنند شما نيز بايد در مقابل، به ستايشي بهتر از آن يا مانند آن پاسخ دهيد».[2] امام (ع) به انس نشان داد که هدیه را نباید به مقدار وقیمت آن سنجید بلکه ارزش هدیه به نفس عمل و نشان از کرامت هدیه دهنده است.

2- عيادت بيمار و اداي قرضش  

 روزي امام حسين عليه‏ السلام بر اسامة‏بن زيد که بيمار بود، وارد شد. او را اندوهگين ديد. فرمود: «چرا اندوهگين هستي؟» عرض کرد: «به اندازه‏ي شصت هزار درهم، بدهکاري دارم» امام فرمود: «اداي آن با من». عرض کرد: «ترس دارم که پيش از آن بميرم» فرمود: «نمي‏ميري تا آن را ادا کنم». آن‏گاه پيش از مرگ او، قرض را ادا کرد.

3- درسهایی برای دوری از گناه

مردي خدمت امام حسين، عليه‏السلام، آمد و عرض کرد: من مردي گنهکارم و نمي‏توانم خود را از معصيت نگاهدارم، مرا موعظه‏اي کن.

حضرت فرمودند: پنج چيز را رعايت کن و بعد هر گناهي خواستي انجام بده:

1- روزي خدا را مخور و هر گناهي خواستي مرتکب شو!

2- از ملک خدا بيرون برو و هر گناهي خواستي انجام بده!

3- مکاني پيدا کن که خداوند تو را نبيند و هر معصيتي مي‏خواهي به‏جاي آور.

4- وقتي ملک‏الموت براي قبض روح تو آمد، او را از خود دفع کن و نگذار روحت را قبض کند، آن وقت هر گناهي که دلت‏خواست انجام بده!

5- روز قيامت، وقتي که مالک جهنم خواست تو را به جهنم ببرد، اگر قدرت داري داخل جهنم مشو، در اينصورت هرچه خواستي معصيت کن! [3]

4- اهميت نماز درسیره امام حسین (ع)

نماز در اصلاح زندگی نقش برجسته دارد ؛ در فشارهای زندگی وپیچ وخم آن نماز که ارتباط زیبا با خالق است، بسیار راه گشا وآرامش بخش است لذا اهمیت به نماز می تواند در سبک زندگی واصلاح ورفع مشکلات موثر وکار ساز باشد؛ امام حسين عليه‏ السلام هنوز زبان نگشوده بود. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله براي انجام نماز مستحبي، ايستاده بود و حسين عليه‏ السلام نيز در کنارش. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏گفت: «اللّه‏ اکبر»، ولي حسين عليه‏ السلام نتواست بگويد. اين کار شش بار تکرار شد. بار هفتم هنگامي که رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله گفت: «اللّه‏ اکبر»، حسين عليه‏ السلام زبان گشود و گفت: «اللّه‏ اکبر». به اين ترتيب، نخستين کلام حسين (عليه‏السلام) هنگام زبان گشودن، «اللّه‏ اکبر» بود و تا آخر، پاي این شعار «اللّه‏ اکبر» توحید ايستاد و خون پاکش را براي اعلاي کلمه «اللّه‏ اکبر» ايثار کرد.

 از جمله درسهای زیبا که از امام حسين عليه‏السلام، می توان گرفت تتوجه به نماز است، امام حسين عليه‏ السلام به نماز اول وقت بسيار اهميت مي‏داد. حتي در ظهر عاشورا و در گرماگرم کارزار، نماز اول وقت ايشان ترک نشد. آن‏گاه که عمروبن عبداللّه‏ معروف به ابوثمامه صائدي گفت: «دوست دارم پس از نماز خواندن به امامت شما، به لقاي پروردگام نايل شوم»، امام در پاسخ فرمود: «نماز را به يادمان انداختي، خداوند تو را از نمازگزاران واقعي گرداند. آري، اين اول وقت نماز ظهر است. از آنان بخواهيد مدتي دست از جنگ بکشند، تا نماز به جا آوريم».

[1] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏43، ص‏239،‏

[2] . همان، ج‏44، ص‏195.

[3] . همان، ج‏17، ص‏151.

اگر در سیره هر یک از اهل بیت (ع) تأمل شود، هر یک از آنها در جنبه هایی برای رسیدن به اوج قله های زندگی و سعادت مندی سرمشق هستند، زندگی برتر در گرو تأسی از سیره آن بزرگواران است، آموزه ها و مؤلفه های تربیتی در سیره اهل بیت(ع) با ظرافت و دقت خاصی منعکس شده است ؛ موشکافی و استخراج و باز تبیین آنها به صورت روزآمد می تواند برای بهبود زندگی اجتماعی و سیاسی مسلمانان و ترقی آن ها و آسیب زدایی از زندگی بشر ، مفید و مؤثر باشد، اگر این مؤلفه ها تبیین و به صورت روش‌مند در جهان به زبان های مختلف ارائه شوند، تمام مردم دنیا عاشق اهل بیت(ع) و مرید مکتب اهل بیت (ع) خواهند شد ؛ چون آموزه های آن بزرگواران، با فطرت انسان ها سازگارتر از دست آوردهای تصنعی و دروغین و پوشالی است.

در سیره امام حسین(ع) و جهاد و امر به معروف آن حضرت همه عناصر تربیتی و همه نیازمندی های روحی و پرورشی انسان وجود دارد، اگر از دعا و سخنان حضرت رمزگشایی و سیره حضرت سید الشهداء (ع) به شیوه روش مند به مخاطبان گفته شود، بهترین مکتب تربیتی خواهد بود، اگر مکتب اهل بیت(ع) امروز پویا و زنده است فقط گوشه‌ای از سیره و حیات امام (ع) برای مردم تبیین شده که این همه عاشق از پیروان ادیان مختلف دارد.

 از مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان و حتی از مردمان غیرموحد مانند هندوها عاشق مرام امام حسین(ع) شده اند، بنابراین سیره امام حسین(ع) بالقوه دارای ظرفیت های تربیتی و آموزه های مهم زندگی است که از این جذابیت بالا برخوردار است.

در این مجال  سعی شده شمه ای از مکارم اخلاق آن حضرت در تکریم  انسان  و سبک زندگی درست با الهام از آموزه های حضرت بازگویی شود.

الف ) انسان دوستی در سک زندگی حسینی

1- مهربانی و دلسوزی به انسان ها

برای انبیا و ائمه انسان به معنی انسان دارای کرامت وحرمت است وآنها برای هدایت همه انسان ها فارغ از نژاد وقومیت ماموریت دارند ؛ در سیره رسول خدا (ص) از زبان قرآن می خوانیم «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم» از سوی خدا پیامبر(ص) از خودتان برای هدایت شما گسیل شده که تباهی و زیان شما برای او گران است به شدت به هدایت شما علاقه مند و بی نهایت مهربان است برای ایمان آوردن و هدایت شما.

امام حسین (ع) در روز عاشورا نیز این اوصاف پیامبر را از خود بروز داد و تا حدی مهربانی کرد که آن قوم تبهکار شاید هدایت شوند؛ یکی از افراد سپاه کوفه گفته وقتی ما برای دستگیری حسین (ع)او را با سپاهی به فرماندهی حر محاصره کردیم و با این قصد به او نزدیک شدیم و به شدت تشنه بودیم او با مهربانی از ما پذیرایی و به مرکب‌ها و افراد سپاه حر آب داد وقتی من نتوانستم آب بخورم نزدیک من آمد و درخوردن آب مرا یاری کرد تا توانستم آب بخورم، مهر و محبت امام حسین(ع) به انسانیت غیر قابل توصیف است. سپاه عمرسعد برای بریدن سر او اجتماع کرده و شمشیرهای خود را تیز نموده اند، امام به آنان آب داد اما آنها آب را بروی امام بستند؛ روزعاشورا  پس از شهادت همه یاران خود از هدایت آن گروه ناامید نیست بلکه آنان را به اخلاق انسانی و نجات دعوت کرد. چون امام امت است، امام، رئوف بر تمام موجودات و انسان است؛ او می داند  که جهالت انسان را به گمراهی برده است؛ لذا همیشه سعی می کند تا آنان را از جهالت نجات دهد.

2-سلام دادن به گناهکار

امام به فردی که گناهکار بود سلام داد. گفتند گناهکار است. اعتراض کردند و فرمود خداوند او را سزاوار بندگی و توحید خود دانسته شما او را اهل سلام نمی دانید؟ نکته و درسی که از این رفتار امام می‌توان گرفت این است که همین رفتار امام او را منقلب و به بازگشت از گناه هدایت کرد.  این رفتار امام نشان می دهد که چه میزان به کرامت انسان ارج نهاده  وبه هدایت او بها می دهد ؛ درس امام حسین (ع) این است  که بزرگان و اهل معرفت و دانش وعلما باید ارتباط خود با گناهکاران را برای هدایت آنها داشته باشند. نه اینکه تنها به کسانی که به آنها مراجعه می کنند کمک معنوی وارشاد نمایند ؛ بلکه گاهی باید به برون از مسجد ومعبد وجامعه برای هدایت انسان رفت ؛

 3-نیکوکاری و هدیه و احسان و بخشش به دیگران

امام حسین (ع) تجلی سخاوتمندی و کرامت بود آن حضرت هیچ مستمندی را از خود دور نکرد و هیچ فقیری را بدون عطا و پاداش از در خود نراند و در این باره می فرمود: ثروت انسان آن گاه در اختیار اوست که توان انفاق و بخشش از آن را به دیگران داشته باشد وقتی انسان نتوانست از آن در راه رضای خداوند خرج کند و در راه شادی دل بندگان مصرف نماید برای عده ای باقی خواهد ماند که بعد از او حیف و میل کنند و حسابش به عهده جمع کننده مال باشد؛ پس بهتر است انسان تا زنده است و اختیار مال خود را دارد از آن انفاق کند و در راه نیکوکاری و ساختن مدرسه و رفع نیازمندی های طبقه فرودست جامعه استفاده نماید.

ب)جایگاه علم و عالم در مکتب امام حسین (ع)

جایگاه علم ومعلم در اسلام وآنچه در مبانی اندیشه اسلامی مطرح شده است بی مانند است ، قرآن جایگاه علم ومعلم را برتر از همه مراتب می داند ؛ پیامبر به جایگاه علم برتری داد وتعلیم وتعلم را در ردیف عبادت شمرد ؛ ودر یکی از جنگها شرط آزادی اسیر را تعلیم مسلمانان به نوشتن قرار داد ؛ از اینروی این مقوله در اسلام بسیار مهم است ودرمکتب حسینی نیز مبارزه وشهادت حضرت به خاطر جهالت وبیدار نمودن مردم از جهالت ورساندن به آگاهی بود چنانکه در زیارتش گفته شده تو خونتدل خود را در راه خدا نثار نمودی تا مردم را از جهالتن برهانی.

1- تقدیر از مقام معلم و استاد

وقتی یکی از فرزندان امام (ع) در نزد یک مربی مکتب سوره حمد را آموخت و برای امام حسین (ع) خواند حضرت برای معلم و استاد فرزندش هزار دینار و چندین خلعت و جامه و لباس نو و هدایای دیگر فرستاد. ارزشی که امام حسین(ع) به اهل علم و فرهنگ می داد بسیار برتر از آن است که دیگران دارند. اهتمامی که امام حسین (ع) به کسانی که تربیت فرزندان و آینده آنها در دست آنها می نهاد در هیچ مکتبی و آموزه ای وجود ندارد، این احترام و حرمت به مقام علم و معرفت است که می تواند انسان ساز تمدن ساز فرهنگ ساز باشد و انسان های متعالی را تربیت کند.

ج) درسهای مکتب حسینی  در سبک زندگی خانواده

بها وارج نهادن به خانواده در اسلام رفتاری است که هیچ  ارزشی از آن بالاتر نیست ؛ چون خانواده اساس وبنیان همه توفیقات وتعالی انسان وترقی یک جامعه در گرو استحکام بنیان خانواده است ؛ لذا در مکتب اهل بیت خانوده جایگاه ویژه دارد . درسیره ومکتب امام حسین (ع) نمادهای زیبا از اکرام و حرمت خانواده گزارش شده که الهام بخش ودرس آموز است .

 1-عشق به خانواده و اظهار آن

امام حسین (ع) به خانواده و همسران خود عشق می ورزید و دختران خود را دوست می داشت و این دوستی و عشق را اظهار می کرد تا برای مردم درسی باشد تا خوانواده را دوست داشته باشند.

در کلامی زیبا فرمود : من خانه ای را دوست می دارم که در آن سکینه و رباب هستند. این جمله نماد است، از عشق به همسر و فرزندان .

امام حسین(ع) عشق به خانواده را در صحنه های نبرد نیز با جدیت مطرح فرمود و عملاً این محبت را نشان داد و وفای خود به خانواده و اهلبیت و خانواده یاران خود نشان داد. وقتی عازم میدان بود یکی از دخترانش مقابل مرکب امام قرار گرفت حضرت از مرکب پیاده شد و او را نوازش کرد و به سوی خیمه ها باز گرداند. کراراً در روز عاشورا در گرداگرد خیمه ها می گشت و آنان را دلداری و به صبر دعوت می کرد.

2- تربیت فرزندان

به تربیت فرزند باید برنامه داشت واین دستور قرآن ورسول الله است ؛ امام حسین(ع) فرزندانی دارد که هریک نماد والگویی برای بشریت هستند ؛ در همین کانون گرم است که فرزندی چون علی اکبر (ع)تربیت یافته که وقتی از او پرسیده می شود مرگ در راه خدا برای تو چگونه است؟ جواب داد شیرین تر از عسل. در روزگاری که دنیاطلبی و گرایش به مادیات و ریاست طلبی و رفاه طلبی و گرایش به خوشگذرانی جامعه اسلامی را فراگرفته بود و امویان پس از پیامبر اخلاق و ارزش های اسلامی را به خوشگذرانی‌ها تبدیل کرده بودند فرزند جوان تربیت شده در کانون خانواده با محبت امام حسین (ع) این جمله را گفته است. روزگاری که ارزش جهاد از بین رفته و به فراموشی سپرده شده است و مردم برای رسیدن به مادیات حاضر شده اند فرزند پیامبر خود را با لب تشنه بکشند در این وضع اجتماعی این سخن زیبا از فرزند امام شهیدان شنیده می شود.

بنابراین بهترین درسی که ما می توانیم از امام حسین (ع) بگیریم علاقه به خانواده و همسر و فرزندان است. چون چنین بستری می تواند فرزندان خوب تربیت کند تا جامعه ساز و زندگی ساز باشند. همسران امام حسین (ع) تا اندازه ای او را دوست می داشتند و باوفا بودند که پس از آن حضرت در فراغ و دوری امام گریستند و جان تسلیم کردند. پس کانون خانواده را باید با تأسی از امام حسین (ع) با محبت و عشق متقابل خدایی کرد تا این کانون بستر رویش انسان های بزرگ باشد و تا این خانواده پس از شهادت امام حسین(ع) حامل پیام او به جهانیان باشند، امام خانواده اش را دوست داشت تا این اندازه که آنها را به همراه خود برد تا ادامه دهنده راهش باشند و چنین هم شد؛ مهر به خانواده و دوست داشتن خانواده را باید از امام شهیدان آموخت.[1]

 

[1] . منابع : ارشاد شیخ مفید ، المناقب ابن شهر آشوب ؛ قرآن ومعصومان در آینه علوی ، سیره معصومان ، سید محسن امین.

بسم الله الرّحمن الرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

تبریک عرض میکنم عید سعید و بسیار بزرگ مبعث رسول اکرم را به همهی امّت بزرگ اسلامی و به ملّت عزیز ایران و به همهی آزادگان جهان. روز مبعث و شب مبعث، روز و شبی است که بزرگترین هدیهی عالم وجود -که از آن تعبیر شده است در دعای شب مبعث به «بِالتَّجَلِّی الاَعظَم»(۱)- به نبیّ مکرّم اسلام، برترین بندهی خداوند، اعطا شد و هدیه داده شد.

البتّه بعثت نبیّ مکرّم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) هدیهی به همهی بشریّت هم هست. اگر ما در میان ارزشهای فراوان اسلام، سلسلهی ارزشهای اسلامی -که مجموعهی ارزشهای اسلامی خیلی گسترده است-  فقط دو ارزش را در نظر بگیریم، یعنی عنصر «گسترش عقلانیّت» و عنصر «پرورش اخلاق» را که دو عنصر برجسته از این ارزشها است، اگر همین دو عنصر را در نظر بگیریم که اسلام نسبت به آنها چه تأکیدی کرده، تصدیق خواهیم کرد که اسلام عالیترین هدیه را و وسیلهی سعادت را به بشریّت عطا کرده.

اینکه اسلام به عقلانیّت و گسترش عقلانیّت دعوت میکند، چیز خیلی مهمّی است. در قرآن دهها مورد، و اگر کسی بشمرد شاید نزدیک به صد مورد وجود دارد که خدای متعال، با تعابیر مختلف، با تعبیر «تَعقِلون»، با تعبیر «تَتَفَکَّرون»، با تعبیر «اُولِیالاَلباب»، با تعبیر «یَتَدَبَّرون»، مخاطبان را و آحاد مردم را به تفکّر و اندیشه و عقل دعوت کرده.

در مورد گسترش مفاهیم اخلاقی و پرورش اخلاقی هم همین بس که در چند جای قرآن در صدر اهداف بعثت، اخلاق و تزکیه را ذکر کرده: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمِّیّینَ رَسولاً مِنهُم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم؛(۲) اوّل، تزکیه است؛ هم چنین در آیات دیگر: لَقَد مَنَّ اللَهُ عَلَى المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم.(۳) چند جای دیگر هم در قرآن هست که هدف بعثت را «تزکیه» معیّن کرده است؛ در رأس اهداف [بعثت ]، تزکیه است.

پس بنابراین اسلام این دو ارزش متعالی و بینظیر را هدیه کرده به بشریّت و تحریص(۴) بر آن کرده و مؤمنینِ به خود را و به تبعِ آنها همهی آحاد بشر را دعوت به تعقّل و تفکّر و تزکیه و مانند اینها کرده که این بزرگترین هدیهای است که اسلام میتواند به بشریّت اعطا کند و اعطا کرده.

خب چند نکته در باب بعثت را به طور اختصار عرض میکنم، بعد هم یک نکتهای در باب قضایای جاری روز عرض خواهم کردم.
 
یک نکته در باب بعثت این است که بعثت رسول اکرم اسلام، چیزی را تحقّق بخشید که به نظر محال میآمد، ناممکن بود؛ و آن چه بود؟ این بود که از مردم جزیرةالعربِ دوران جاهلیّت -که حالا عرض میکنم خصوصیّاتشان چه بود- یک امّت بافضیلت مثل امّت اسلامیِ دورهی خود پیغمبر تشکیل داد؛ چنین چیزی با نگاه عرفی و عادّی محال به نظر میرسد. مردم عربستان در دورهی جاهلیّت، قبل از بعثت پیغمبر، خصوصیّاتی داشتند که بعضی از آنها در نهجالبلاغه [آمده] است، بعضی هم در تاریخ است: مردم گمراه، سرگردان، بیهدف، بشدّت نادان، دچار فتنههای بزرگ -فتنههای ناشی از عصبیّتها و جهالتهای بزرگ- در عین حال با همهی این صفاتی که عرض کردیم -نداشتن علم، نداشتن معرفت، نداشتن ذرّهای اخلاق، نداشتن هدف- بشدّت متکبّر، بشدّت خشن، حقناپذیر، لجوج؛ این خصوصیّات مردم عربستان [بود]؛ مردم مکّه و بقیّهی جاهایی که در آن وقت بودند، از بزرگان و کوچکانشان، رؤسا و زیردستانشان، این خصوصیّات را داشتند. پیغمبر اکرم آمد از همین مردم با یک فاصله‌ی کوتاهی -که عرض میکنیم- یک ملّتی ساخت متّحد، بافضیلت، باگذشت، فداکار و دارای عالیترین خُلقیّات؛ شما نگاه کنید به مسلمانان زمان پیغمبر -چه آن وقتی که منحصر بودند در مدینه و چه آن وقتی که گسترش پیدا کردند به مکّه و طائف و بعضی جاهای دیگر- [پیامبر] همان آدمها را تبدیل کرد به یک چنین انسانهایی. این به نظر نشدنی بود؛ با هیچ محاسبهای امکان این نبود که در یک مدّت کوتاهی، آن‌چنان مردمی تبدیل بشوند به این‌چنین مجموعهای. بعد هم در کمتر از بیست سال آوازهی جهانی پیدا کردند؛ همین مردمِ با آن خصوصیّات اخلاقی، بعد از آنکه اسلام را قبول کردند، بیست سال نگذشته بود که آوازه‌ی جهانی پیدا کردند و از طرف شرقشان، از طرف غربشان توانستند فکر خود را، اندیشهی خود را، عظمت خود را منتشر کنند و به تعبیرهای امروزی، هم از لحاظ سختافزاری، هم از جهت نرمافزاری توسعه پیدا کنند. این کاری بود که اسلام انجام داد، و این واقعاً یک کاری بود ناممکن؛ به نظر ناممکن میآمد ولیکن اسلام [آن را] تحقّق بخشید؛ بعثت [آن را] تحقّق بخشید.

خب این واقعهای است که در تاریخ اتّفاق افتاده لکن ما امروز میتوانیم از این واقعه بهرهمند بشویم؛ به این معنا که این یک بشارتی است به همه‌ی مسلمانان در همیشه‌ی تاریخ که هر گاه اراده‌ی آحاد مردم در طول اراده‌ی الهی قرار بگیرد و تابع اراده‌ی الهی بشود، انسانها کارهایی را میتوانند انجام بدهند که به ‌نظر ناممکن است، به هدفهایی میتوانند برسند که به نظر متعارف و طبق محاسبات از دسترس انسان دور است؛ همیشه این جور است. در طول تاریخ، همین تجربه‌ی نبوی قابل تکرار است؛ اگر چنانچه انسانها در آن خط قرار بگیرند، میتوانند به اهداف والایی دست پیدا کنند که به نظر عادّی و محاسبات عادّی، ناممکن به نظر می‌آمد.

حالا این تجربه -البتّه با تفاوتهایی- برای ملّت ایران اتّفاق افتاد و خداوند تفضّل کرد، به ملّت ایران این تجربه را اعطا کرد، توفیق این تجربه را خدای متعال به ملّت ایران نشان داد و آن، عبارت بود از ریشه‌کنیِ سلطنت در این کشوری که پادشاهی مطلقه و سلطنت ظالمانه و جائرانه و متّکی به قدرت مادّی و بونبرده‌ی از معنویّت، ریشه‌ی تاریخیِ بسیار طولانی‌ای داشت. اینجا این واقعه در کشور اتّفاق افتاد، در حالی که پشتیبان این حکومت سلطنتی در کشور هم آمریکا بود، قدرتهای بزرگ جهان بودند؛ هم آمریکا، هم انگلیس، این اواخر هم شوروی سابق، همه از حکومت پهلوی حمایت میکردند، امّا ملّت ایران توانست ریشه‌کنیِ این حکومت را که به‌ نظر ناممکن می‌آمد -واقعاً ناممکن به نظر می‌آمد- این را تحقّق ببخشد؛ به برکت رهبری مخلصانه‌ی امام (رضوان الله تعالی علیه) و همّت بلند مردم و فداکاری مردم، این کار اتّفاق افتاد. خب ماها در میدان بودیم، در جریان بودیم؛ آن روز به هر یک از ماها اگر میگفتند چنین اتّفاقی ممکن است بیفتد، برایمان خیلی قابل باور نبود، امّا تحقّق پیدا کرد. و این انقلاب، ملّت را از خمودگی خارج کرد، ملّت را به حرکت درآورد، به نشاط درآورد و نه فقط این انقلاب عظمت خودش را به دنیا نشان داد، ملّت ایران را هم باعظمت کرد، ایران اسلامی را هم در چشم دنیا عظمت بخشید. این نکته‌ی اوّل که اگر چنانچه ما در خطّ بعثت حرکت بکنیم، کارهای ناممکن را ممکن خواهیم کرد و میتوانیم دسترسی پیدا کنیم به هدفهایی که به‌ نظر، غیر قابل دسترسی  می‌آید.

نکته‌ی بعدی در قضیّه‌ی بعثت خاتم‌الانبیا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) این است که بر خلاف نظر آن کسانی که دین را جدای از سیاست معرّفی میکنند، دین را از زندگی، از سیاست و از حکومت بکلّی جدا میکنند -قشرهای مختلفی هم در این زمینه کار میکنند؛ از قبل هم بود و با حرکت انقلابی این تلاش خنثی شد، ولی خب باز آدم مشاهده میکند که کسانی باز زمزمه‌ی این را شروع کرده‌اند با نوشتن و گفتن و مانند اینها- نقطه‌ی اوج نهضت نبوی تشکیل حکومت بود که مقدّمات آن را و زمینه‌سازی آن را خود پیغمبر به وجود آورد؛ با بزرگان مدینه که آوازه‌ی اسلام را شنیده بودند و آمدند ببینند قضیّه چیست، پیامبر اکرم با اینها صحبت کردند، مواضعه(۵) کردند، قرارداد گذاشتند و بزرگان یثرب -البتّه آن روز هنوز اسمش مدینه نبود، شهر یثرب بود- زمینه‌سازی کردند، بعد پیغمبر اکرم با آن وضع عجیب، هجرت خود را شروع کرد، بعد هجرت مسلمانها شروع شد و بتدریج مهاجرین آمدند. قبل از هجرت، پیغمبر مصعب‌بن‌عمیر را به عنوان نماینده فرستاد آنجا که برود آیات قرآن را بخواند برای مردم؛ این مقدّمات را فراهم کرد، بعد هم خود حضرت به یثرب هجرت کردند و حکومت اسلامی را در آنجا تشکیل دادند؛ این نقطه‌ی اوج نهضت پیغمبر بود. و به این هم اکتفا نکردند که حالا یک حکومت تشکیل بدهند و فقط مردم را اداره کنند؛ نه، شروع کردند به مقابله‌ی همه‌جانبه‌ی با دشمنان. چون دشمنان بالاخره مسلمانها را راحت نمیگذاشتند؛ لشکر درست کردند، جنگ‌افزار تهیّه کردند و به دشمنان حمله کردند، یک جاهایی دفاع کردند، یک جاهایی تهاجم کردند؛ هر دو جورش هست. اینکه حالا بعضی میگویند جنگهای پیغمبر صرفاً دفاعی است، نه، بعضی دفاعی بود، بعضی هجومی بود؛ شرایط مختلف بود. بعد هم پایگاه شرک را فتح کردند؛ پایگاه شرک مکّه بود؛ آنجا را فتح کردند و بیت‌الله در اختیار اسلام و در اختیار مسلمین قرار گرفت؛ حکومت اسلامی را تثبیت کردند. این شورانگیزترین بخش نهضت اسلامی است. چطور آن کسانی که این تلاش را میکنند میخواهند اسلام را، دین را از حکومت جدا کنند؟

نکته‌ی بعدی در باب بعثت این است که یکی از مهم‌ترین شعارها و جهت‌گیری‌های پیامبر اکرم در بعثت، مقابله‌ی با جاهلیّت بود. در قرآن بارها جاهلیّت تقبیح شده. تعبیر جاهلیّت -که حالا توضیح میدهم که مراد از جاهلیّت چیست- بارها در قرآن تقبیح شده. در سوره‌ی مائده: اَفَحُکمَ الجاهِلیَّةِ یَبغون؛(۶) در سوره‌ی احزاب: وَ لاتَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلَیَّة الاولیٰ؛(۷) در سوره‌ی انّا فتحنا: اِذ جَعَلَ الّذینَ کَفَروا فی قُلوبِهِمُ الحَمیَّةَ حَمیَّةَ الجاهِلیَّة؛(۸) و در چند جای دیگر قرآن که حالا من این سه آیه در ذهنم بود، اینجا یادداشت کردم. جاهلیّت تقبیح شده. این جاهلیّت چیست؟ مراد از این جاهلیّت صرفاً بی‌سوادی نیست، نادانی نیست؛ البتّه بی‌سوادی هم در آن هست، لکن این جاهلیّت معنای وسیع‌تری دارد؛ خُلقیّات پَست هم جزو این جاهلیّت است که به بعضی از آنها قبلاً اشاره کردم. رفتارهای ددمنشانه‌ی مردم: آدمکشی‌شان، دزدی‌شان، تجاوزشان، حق‌کشی‌شان، ضعیف‌کشی‌شان که همه‌ی اینها رایج بود در بین مردم جزیرةالعرب، اینها جزو همان جاهلیّت است. هرزگی جنسی، هرج و مرج جنسی، ابتذال اخلاقی، برچیده شدن بساط حیا از بین مردم؛ اینها بود دیگر، اینها جزو آن جاهلیّت بود. و بعثت با همه‌ی اینها به مقابله پرداخت. یعنی جاهلیّتی که «وَ لاتَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلَیَّة الاولیٰ» که در سوره‌ی احزاب خطاب به زنهای مکرّم پیغمبر هست، این یک چنین چیزی است؛ هم نادانی و بی‌سوادی و جهالت در آن هست، هم بداخلاقی و ظلم و تبعیض و حق‌کشی و ضعیف‌کشی هست، هم هرزگی جنسی و بی‌بندوباری و هرج و مرج اخلاقی در آن هست؛ همه‌ی اینها جزو جاهلیّت است. خب، پیغمبر با جاهلیّت به مبارزه پرداخت.

حالا نکته‌ی مهم اینجا است که بسیاری از همان رذایل اخلاقی که آن روز در مکّه رایج بود، در جزیرة‌العرب رایج بود و پیغمبر با اینها به مقابله پرداخت، بسیاری از آن رذایل اخلاقی، امروز در دنیای به‌اصطلاح متمدّن غربی به شکل سازمان‌یافته و بسیار شدیدتر و بسیار وسیع‌تر وجود دارد؛ عیناً همان رذایل اخلاقی در یک مقیاس بزرگ‌تری امروز وجود دارد، با شدّت هر چه بیشتر.

خب امروز زندگی در تمدّن غربی بر پایه‌ی طمع و حرص است، بر پایه‌ی آزمندی است. اصلاً اساس زندگی در تمدّن غربی، حرص و طمع است. امروز پایه‌ی همه‌ی ارزشهای غربی پول است، همه چیز با پول سنجیده میشود؛ اخلاقیّات، معنویّات، همه چیز با پول سنجیده میشود؛ معیارها این است. سیاست رایج، حکمرانی‌ها، همه در خدمت تبعیض است، در خدمت فربه شدن کمپانی‌ها و کارتلها است؛ امروز این جوری است دیگر.

علم و فنّاوری در خدمت کشتار مردم است. یک وقتی از علم استفاده میکنند مثلاً فرض کنید که برای واکسن یا فلان دارو که عدّه‌ای را نجات میدهد، امّا [گاهی] از همین علم استفاده میکنند برای [ساخت] سلاحهای کشتار جمعی، سلاحهای شیمیایی، سلاحهای اتمی، که صدها برابرِ آن تعداد مردم را از بین میبرد، نابود میکند؛ و این اتّفاق در دنیا افتاده است و الان هم دارد می‌افتد. غارت کشورهای ضعیف؛ ابتذال اخلاقی. ابتذال اخلاقی و هرج و مرج اخلاقی بشدّت [وجود دارد]. مسئله‌ی هم‌جنس‌گرایی و امثال اینها -که دیگر واقعاً شرم‌آور است، که آدم از تکرار کردنش و گفتنش هم شرم میکند- هرج و مرج عجیب جنسی؛ اینها امروز در دنیا وجود دارد. اینها همان چیزهایی است که آن روز بود، امروز هم همانها هست؛ منتها آن روز محدود بود، امروز گسترده است، سازماندهی‌‌‌شده است. پشت خیلی از این فسادها و مفاسد، منطقهای مصنوعی درست شده، یعنی پشتوانه‌های منطقی و فکری برایش درست کرده‌اند، مبنای فکری برایش درست میکنند و به بشریّت ارائه میکنند.

خب بنابراین این جاهلیّت، امروز هست. پس اگر کسی تمدّن غربی امروز را، «جاهلیّت مدرن» بخواند -که خوانده‌اند؛ خیلی‌ها گفته‌اند جاهلیّت مدرن- حق دارد؛ واقعاً جاهلیّت همان جاهلیّت است منتها امروز در دنیا خودش را به شکل تجدیدیافته و مدرن‌شده نشان میدهد.

خب پس باید چه بکنیم؟ باید درسهای بعثت را مرور کنیم. همان کاری که نبیّ اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در قبال آن جاهلیّت انجام داد، امروز بر عهده‌ی ما است که در قبال این جاهلیّت آن کارها را انجام بدهیم؛ این وظیفه‌ی ما است.

در درجه‌ی اوّل، تقویت ایمان. یکی از کارهای مهم برای ما و برای همه‌ی دلسوزان بشری در سراسر عالم، تقویت ایمان دینی است. توسعه‌ی گروه‌های مؤمن و مقاوم در سرتاسر عالم؛ انسانهایی که انگیزه‌ی دینی داشته باشند و ایمان داشته باشند و اهل مقاومت باشند و کار کنند، تلاش کنند؛ اینها باید توسعه پیدا کنند.

و [تقویت] قوّت و استحکام نظام اسلامی. حالا به فضل الهی، با پرچم اسلام و زیر پرچم اسلام در جمهوری اسلامی ایران یک نظامی تشکیل شده؛ این را تقویت کنیم، مستحکم کنیم، پایه‌هایش را هر چه محکم‌تر کنیم، ثمراتش و اثراتش را هر چه گسترده‌تر کنیم.

بعد برنامه‌ی خردمندانه و حکمت‌آمیز؛ این میدان از آن میدانهایی نیست که انسان سرش را بیندازد پایین و حمله کند؛ برنامه‌ریزی لازم دارد، مطالعه لازم دارد، برنامه‌ی خردمندانه باید تهیّه بشود، با حکمت بایستی با این قضیّه مواجه شد. و این برنامه باید متّکی باشد بر شناخت وسیع مختصّات این جاهلیّت؛ اگر مختصّات این جاهلیّت را درست ندانیم، نمیتوانیم با آن مقابله کنیم، نمیتوانیم با آن مبارزه کنیم.

البتّه ما نمیتوانیم ادّعا کنیم در این کارهای بزرگ به مقصود و هدفهایمان رسیده‌ایم؛ نه، در همه‌ی این گامهای بلند، ما در نیمه‌ی راهیم؛ در این شکّی نیست. البتّه کار شده، پیش رفته‌ایم بحمدالله، امّا در همه‌ی اینها ما در نیمه‌ی راهیم و هنوز خیلی فاصله داریم تا برسیم به هدف، لکن با وجود این، با اینکه هنوز در نیمه‌ی راهیم و خیلی فاصله داریم تا اینکه به هدف برسیم، باز الگوی انقلاب اسلامی و الگوی جمهوری اسلامی برای مردم دنیا یا حدّاقل مسلمانهای دنیا، یک الگوی جذّاب است. شما ملاحظه کنید، ببینید در فاصله‌ی چند هزار کیلومتری تهران، در یک کشور دیگر(۹) اهانتی میشود به عکس شهید عزیزمان شهید سلیمانی، مردم واکنشی نشان میدهند که پلیسی که خودش آن اهانت را کرده، مجبور میشود بیاید عذرخواهی کند، با مردم همراهی کند، دوباره آن عکس را مثلاً در جاهایی از شهر نصب کنند؛ این الگو، الگوی جذّابی است، نشان میدهد این الگو، الگوی پُرکششی است؛ همین نیمه‌کارها‌ش هم پُرکشش و جذّاب است. اگر بتوانیم راه را خوب ادامه بدهیم، اگر چنانچه بتوانیم کار را با اتقان پیش ببریم، یک الگوی بسیار جذّاب و پُرتحرّکی در دنیا به وجود خواهد آمد و ملّتها به سوی آن، حرکت طبیعی خواهند کرد.

ما در مقابل یک چنین جاهلیّتی قرار داریم. البتّه این جاهلیّت مدرن در همه جای دنیا یکسان نیست. به نظر من نمونه‌ی واضح و کامل جاهلیّت مدرن، آمریکا است؛ از همه جای دنیا این جاهلیّت در آنجا شدیدتر و سهمناک‌تر است؛ به معنای واقعی کلمه این جوری است. آمریکا یک رژیمی است که اخلاقیّات ناپسند در آن ترویج میشود؛ تبعیض در آن روزبه‌روز بیشتر میشود؛ ثروت ملّی روزبه‌روز بیشتر به سمت ثروتمندان و برخورداران کشیده میشود. کشوری به ثروتمندی آمریکا وضعی دارد که وقتی یک مقدار سرما زیاد میشود، عدّه‌ای در خیابانها میمیرند؛ وقتی گرما زیاد میشود، عدّه‌ای در خیابانها میمیرند؛ چرا؟ اینها به چه معنا است؟ امروز مظهر جاهلیّت مدرن، مظهر تبعیض، مظهر ظلم، مظهر بحران‌سازی در دنیا آمریکا است. اساساً رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا، یک رژیم بحران‌ساز و بحران‌زیست است؛ از بحران تغذیه میکند، ارتزاق میکند؛ از بحرانهای گوناگون در اطراف عالم ارتزاق میکند. [در آنجا] یک حرکتی این‌چنینی هست.

شبکه‌های مافیایی قدرت در داخل آمریکا، از بحرانهایی که در سراسر جهان اتّفاق می‌افتد ارتزاق میکنند، استفاده میکنند. اساساً آمریکا یک رژیم مافیایی است؛ یک رژیم مافیایی است: مافیای سیاسی، مافیای اقتصادی، مافیای اسلحه‌سازی؛ انواع و اقسام مافیا‌هایی که سیاستهای این کشور را در دست دارند و هدایت میکنند و کنترل کشور در واقع دست آنها است؛ پشت سر دولتها کسانی را روی کار می‌آورند، کسانی را از کار بر کنار میکنند؛ این مافیاها رؤسای جمهور را سر کار می‌آورند. آن وقت این مجموعه‌ی مافیایی، این رژیم مافیایی احتیاج دارد که در اطراف دنیا یک جاهایی بحران وجود داشته باشد، لذا کانونهای بحران را خلق میکند. در منطقه‌ی غرب آسیا شما ببینید چقدر اینها بحران‌سازی کردند؛ اینها احتیاج پیدا کردند موجودی مثل داعش را به وجود بیاورند که سگ دست‌آموز آنها بود که علناً، صریحاً، به شکل آشکار، فیلم‌برداری‌شده افراد را سر ببرند، یا زنده‌زنده بسوزانند، یا غرق کنند در آب و فیلمش را به دنیا نشان بدهند؛ این را آمریکا به وجود آورد؛ خودشان اعتراف کردند؛ خودشان گفتند که این را آنها به وجود آوردند؛ اینها بحران‌ساز هستند. اگر نتوانند بحران ایجاد کنند کارخانه‌های اسلحه‌سازی نمیتوانند حدّاکثر استفاده‌ی خودشان را بکنند؛ ناچار باید در دنیا بحران‌سازی کنند تا منافع این مافیاها حدّاکثری بشود.

امروز به نظر من، اوکراین هم قربانی همین سیاست است. امروز قضایای اوکراین هم مربوط به همین سیاست آمریکا است. آمریکا اوکراین را به این نقطه کشاند؛ با ورود در مسائل داخلی آن کشور، راه انداختن اجتماعات علیه دولتها، حرکت مخملی به وجود آوردن، کودتای رنگی درست کردن، حضور سناتورهای آمریکایی در داخل اجتماعات معارضه، این دولت را برداشتن، آن دولت را گذاشتن؛ اینها طبعاً به همین جاها منتهی میشود.

البتّه ما با جنگ و تخریب در هر جای دنیا مخالفیم؛ این حرف ثابت ما است. ما با کشته شدن مردم، با تخریب زیربناهای ملّتها [مخالفیم]؛ ما اینها را هر جای دنیا اتّفاق بیفتد تأیید نمیکنیم؛ این حرف ثابت ما است. ما مثل غربی‌ها نیستیم که اگر چنانچه بمبی را روی سر کاروان عروسی در افغانستان بریزند و عروسی‌شان را تبدیل به عزا بکنند، [بگوییم که] این مبارزه‌ی با تروریسم است؛ این جنایت نیست؛ آنها منطقشان این جوری است دیگر؛ در افغانستان، در عراق. آمریکا در شرق سوریه چه کار میکند؟ چرا نفت سوریه را میدزدند؟ چرا پول افغانستان را میدزدند؟ ثروت ملّی افغانستان را چرا غصب میکنند؟ چرا در منطقه‌ی غرب آسیا از جنایات صهیونیست‌ها که شبانه‌روز این جنایات دارد انجام میگیرد دفاع میکنند؟ اینها بحران‌سازی است؛ اینها کارهایی است که میکنند و همه‌ی اینها را به اسم دفاع از حقوق بشر و امثال اینها دارند انجام میدهند!

ما مثل آنها نیستیم که اگر چنانچه کاری در نقطه‌ای که مورد خواست ما است اتّفاق بیفتد، آن را یک جور قضاوت کنیم، جای دیگر اتّفاق بیفتد، جور دیگری قضاوت کنیم. هشت سال است مردم یمن در زیر بمباران هستند، غربی‌ها این را محکوم نمیکنند، از آن حمایت هم میکنند؛ هم حمایت زبانی، تبلیغاتی، رسانه‌ای، و هم حمایت عملی! اینها این جور هستند. ما البتّه در اوکراین طرف‌دار توقّف جنگیم، ما میخواهیم آنجا جنگ تمام بشود؛ منتها علاج هر بحرانی صرفاً در صورتی ممکن است که ریشه‌ی بحران شناخته بشود. ریشه‌ی بحران در اوکراین سیاستهای آمریکا است، سیاستهای غربی‌ها است؛ اینها ریشه‌ی بحران است؛ اینها را باید شناخت و بر اساس اینها قضاوت کرد، داوری کرد و اگر اهل اقدام بودیم، اقدام کرد.

خب حالا که صحبت اوکراین مطرح شد، عبرتهایی هم در این قضیّه‌ی اوکراین وجود دارد که انسان مشاهده میکند و در گفتار گویندگان و نویسندگان به بعضی از این عبرتها اشاره شده. من دو مورد از این عبرتها را مطرح میکنم. یکی این است که پشتیبانی قدرتهای غربی از کشورها و دولتهایی که دست‌نشانده‌ی آنها هستند، یک سراب است، واقعیّت ندارد؛ این را همه‌ی دولتها بدانند. آن دولتهایی که پشت‌گرمی‌شان به آمریکا و به اروپا است، ببینند وضع امروز اوکراین و دیروز افغانستان را. هم رئیس‌جمهور اوکراین همین چند روز پیش گفت، هم رئیس‌جمهور فراری افغانستان چندی قبل گفت؛ گفت ما اعتماد کردیم به آمریکا، اعتماد کردیم به دولتهای غربی، [ولی] ما را تنها گذاشتند. به اینها نمیشود اعتماد کرد؛ این عبرت اوّل. حالا جمهوری اسلامی که صلای(۱۰) استقلال و عزّتش دنیا را فرا گرفته، امّا آن کسانی که متّکی به آمریکا هستند، از این عبرت درس بگیرند و این را بفهمند.

عبرت دوّم اینکه مردم، مهم‌ترین پشتوانه‌ی دولتها هستند. اگر مردم در اوکراین وارد میدان میشدند، وضع دولت اوکراین و مردم اوکراین این جوری نمیشد. مردم وارد میدان نبودند، چون دولت را قبول نداشتند؛ عیناً مثل آن وقتی که آمریکا به عراقِ دورانِ صدّام حمله کرد، مردم دفاع نکردند، کنار رفتند، آمریکا مسلّط شد. امّا در همین عراق، وقتی که داعش حمله کرد، مردم وارد میدان شدند، توانستند داعش را که خطر بسیار بزرگی بود به عقب برانند، توانستند سرکوب بکنند. عامل اصلی استقلال کشورها مردمند؛ ما این را تجربه کردیم؛ در دوران دفاع مقدّس، مردم وارد میدان شدند و با اینکه همه‌ی قدرتها از صدّام حمایت میکردند، به او کمک میکردند، جمهوری اسلامی به کمک مردم توانست غلبه پیدا کند و دشمن را ناکام بگذارد. بنابراین، این هم عبرت دیگری است. امیدواریم که همه‌ی ما چشمهایمان را باز کنیم، گوشهایمان را باز کنیم، درست بیندیشیم، درست فکر کنیم، درست عمل بکنیم و بتوانیم از این عبرتهای بزرگ بهره ببریم.

خداوند بر درجات امام بزرگوار راحلمان بیفزاید، که این درسها را او به ما داد، او ما را در این راه به حرکت درآورد. و خداوند ان‌شاءالله ارواح مطهّر شهیدان را با روح مطهّر پیغمبر خدا محشور کند که آنها ما را در دنیا سربلند کردند. مجدّداً تبریک عرض میکنم و سلام خدمت حضرت بقیّة‌الله (ارواحنا فداه).

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
 
 
بلدالامین، ص ۱۸۳ (اعمال ماه رجب)
۲) سوره‌ی جمعه، بخشی از آیه‌ی ۲؛ «او است آن کس که در میان بى‌سوادان فرستاده‌اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند ...»
۳) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه ۱۶۴؛ «به‌یقین، خدا بر مؤمنان منّت نهاد [که‌] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند ...»
حریص و آزمند کردن
قرار گذاشتن و متعهّد شدن برای انجام کاری
سوره‌ی مائده، بخشی از آیه‌ی ۵۰؛ «آیا خواستار حکم جاهلیّتند؟ ...»
سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۳؛ «... و مانند روزگار جاهلیّتِ قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید...»
سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۶؛ «آن گاه که کافران در دلهاى خود، تعصّب [آن هم] تعصّب جاهلیّت ورزیدند ...»
در پی اقدام یک افسر هندی در آتش زدن تصویر شهید سلیمانی در منطقه‌ی مگام، مردم کشمیر با تظاهرات و بستن مغازه‌ها به این قضیّه واکنش شدیدی نشان دادند که با عذرخواهی افسر هندی و نصب عکسهایی از ایشان و رهبر معظّم انقلاب، غائله خاتمه یافت.
(۱۰ آواز، بانگ