seyed hossein emamian
رسیدن به جهانی آرام، در گرو تأسی به سیره رسول اکرم (ص)/ وحدت، عدالت و ایمان؛ رسالت اصلی انبیاء خدا
ماموستا ملااحمد فخری ضمن تبریک عید مبعث در سخنانی اظهار داشت: یکی از اصلی ترین برنامه ها و اهداف پیامبران الهی، ایجاد حس وحدت، عدالت و ایمان بوده است.
امام جمعه شهرستان جوانرود گفت: براساس اقوال بزرگان دین مبین اسلام، زمانی که پیامبر اسلام(ص) مبعوث شدند، ظلمت، تاریکی، جهل و نادانی محض فراوان بود و به نوعی بشریت در یک مسیر گمراهی کامل قرار گرفته بود.
این عالم اهل سنت با اشاره به اینکه مستندات زیادی بر خاتمیت رسول اکرم (ص) وجود دارد، تاکید کرد: بعد از مبعوث شدن حضرت موسی و عیسی(ع) و رفتن این عزیزان، شبه جزیره عربستان، مکه و یثرب مهمترین کانون جهل و ظلمت، جاهلیت، نادانی، غرور، تکبر، خدانشناسی، کفر و شرک در زمانه خویش شده بود، و این نادانی و جهل به حدی رسیده بود که اعراب دخترانشان را زنده به گور میکردند، بنابراین خدای متعال بهترین برگزیده خویش را در سختترین شرایط برای برچیدن این وضعیت غیرانسانی، مبعوث کرد.
ماموستا فخری در ادامه سخنان خود بیان داشت: هدف از بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارزه با تاریکی فکر و اندیشه و جهل، نادانی و ندانمکاری بود و این رسول برای برچیدن این بساط خرافه، جهل و کفر برانگیخته شدند.
امام جمعه شهرستان جوانرود عنوان کرد: در آن زمان چیزی بدتر از بتپرستی وجود نداشت که این وضعیت با مبعوث شدن پیامبر اکرم (ص) به پایان رسید و مردم با اتفاق جدید به رستاخیز فکری و معنوی روی آوردند.
وی با اشاره به اینکه خداوند در قرآن کریم می فرماید «مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ»؛ (ای رسول ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی)، گفت: وجود نازنین پیامبراکرم(ص) رحمتی برای تمام عالمیان است.
ماموستا فخری در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: امروز اگر یک انسان بیدین، مسیحی، یهودی و یا هر دینی که داشته باشد، به اندیشهها و رفتار رسول اکرم(ص) را بیندیشد و سرلوحه زندگی خود قرار بدهد، تأثیرگذاری آن را خواهند دید و این مهم در عمل به اثبات رسیده است.
امام جمعه شهرستان جوانرود در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: امروز برای رسیدن به یک جهان آرام، پایدار و واحد باید بیشتر از پیش با سیره و روش رسول اکرم (ص) آشنا شویم و فرمایشات پیامبر را چراغ مسیر خود قرار دهیم.
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده ها را] آفریده؛ (۱)
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾
[همان که] انسان را از علق به وجود آورد. (۲)
اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿٣﴾
بخوان در حالی که پروردگارت کریم ترین [کریمان] است. (۳)
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿٤﴾
همان که به وسیله قلم آموخت، (۴)
تاثیر بعثت پیامبر خاتم (ص)در بنیاد ها تمدن بشری وشکوفایی آن
بعثت همه انبیا در زیر ساخت تمدن انسانی و جوامع بشری تاثیر اساسی است ؛ ارکان مهم تمدن بشری دست آورد مهم انبیابوده است ، [1] انیکی دست آوردهای بعثت بی شمار است ؛ یکی از دست آوردهای مهم آن کتابی به نام «قرآن کریم» است که در بردارنده علوم ومعنویت واخلاق و فواید وبرکات بی شمار است ؛ پس از نزول قرآن وتحت تاثیر آیات قرآن ضمن اینکه در حجاز عاری از هر گونه تمدن و معنویت ، از این مردم انسانهایی ساخته شدند که برای گسترش معنویت وزدودن جهل و کفر جان خود را نثار نمودند وجهاد کردند ؛ پس از نزول قرآن از نظر تمدنی چندین علوم از آیات قرآن که در تاریخ بشر سابقه ندارد برآمده است ؛ در دیگر علوم نیز تاثیرات قرآن[2] به حدی است که ماهیت آنهارا دگر گون نمود وتمدن جدیدی به نام تمدن اسلام در تاریخ بشر ایجاد گردید.؛ بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص) فرصتی را پیش آورد که علوم وتمدن برای شکوفایی از آن بهره بردند؛
به اعتراف مستشرقان قرآن مجموعهای است دلچسب; زیرا در آن اخلاق و مدنیت (ارکان تمدن و زندگی مدرن) و علوم و سیاست و وعد و وعید وجود دارد.[3]
اعتراف دیگر : بعد از سیاحت در شرق و آشنایی با دین اسلام و کتاب آسمانی مسلمانان به این نتیجه رسیدیم که باید برخی از عقاید خود را عوض کنیم; زیرا افکار و خیالات ما راجع به مدنیت و مساواتِ مطلقه، بسیار سست و بیبنیاد است... زمانی فرا میرسد که مقدرات غرب مربوط به شرق خواهد شد.[4]
تاثیرجهانی بعثت پیامبر(ص) در رشد و توسعه اخلاق و معنویت وتمدن بشری
بدون تردید وبه اعتراف همه دانشمندان جهان قرآن و سیره رسول خدا در همه دنیا تاثیر تمدنی بزرگ داشت ؛ تمام علوم بشری تحت تاثیر علوم قرآن وعلم خواهی اسلام وطرفداری از علم و تشویق به علم آموزی انسان قرار گرفت ، تاثیر عظیم قرآن بر همه علوم نمایان است ؛ از اینروی برای اینکه آثار بعثت خوب درک شود بهتر است اوضاع قبل از بعثت در جهان شناخته گردد، چه بهتر برای شناخت وضع جهان قبل از بعثت از کلام امام علي (ع)مراجعه شود. جهان قبل از بعثت غرق در تاریکی ها وظلم و جنگهای پی درپی وخون ریزی ها وبردگی واسارت انسان ها بود ؛ دو امپراطور بزرگ جهان مدام بر سر تصرف قلمرو همدیگر در جنگهای خونین بودند ؛ منطقه حجاز نیز به جهت فقدان امکانات ظاهری نقطه ای فراموش شده بود ؛حقوق انسانی درآن ضایع وفراموش شده بود ؛ زنان موجوداتی حقیر به شمار آمده ومایه تحقیر شمرده شده و هنگام تولد دختر که بشارت آن به پدر داده می شد جز شرمساری وعرق جبین بر پیشانی پدر نبود تولد او ، این صریح قرآن است که علاوه برآن زنده به گور شدن دختران وپایمال بودن حقوق بردگان و حاکمیت زندگی ورسوم قبیلگی واشرافیگری و...حکایتی تلخ از وضع جهان وحجاز بود.
امیر مومنان(ع) در خطبه ای از این اوضاع به زیبایی تحلیل می نماید. خداوند، پيامبر اسلام(ص) را هشدار دهنده جهانيان مبعوث فرمود تا امين وحي الهي باشد. آنگاه که شما ملت عرب، بدترين دين را داشتيد و در بدترين خانه زندگی ميکرديد و ميان غارها، سنگهاي خشن و مارهاي سمّي خطرناک و فاقد شنوايي، به سر ميبرديد. آبهاي آلوده مينوشيديد و غذاهاي گلوآزار ميخورديد. خون يکديگر را ميريختيد و پيوند خويشاوندي را ميبريديد. بتها ميان شما پرستش ميشد و مفاسد و گناهان شما را فرا گرفته بود.
خدا، پيامبر اسلام را زماني فرستاد که مردم در فتنهها گرفتار شده، رشتههاي دين پاره شده و ستونهاي ايمان و يقين ناپايدار بود. ... راه رهايي دشوار مينمود و پناهگاهي وجود نداشت. چراغ هدايت، بينور شده و کوردلي همگان را فرا گرفته بود. خداي رحمان معصيت ميشد و شيطان ياري ميگرديد. ملتها در خواب عميقي فرو خفته بودند. فتنه و فساد، جهان را فرا گرفته بود. اعمال زشت رواج يافته بود. آتش جنگ همهجا زبانه ميکشيد و دنيا، بينور و پر از مکر و فريب گشته بود.
هوا و هوس بر مردم چيره شده بود. ... نادانيهاي جاهليت، پست و خوارشان کرده بود و در امور زندگي سرگردان بودند و بلاي جهل و ناداني دامنگيرشان بود. در کلام دیگر اینگونه به توصیف شرایط پرداخته است : سالهاي طولاني بر مردمي گذشت که بر اثر دوري از مکتب پيامبران، درمنجلاب گمراهي و فساد غوطهور بودند، نه امنيت جاني داشتند، نه امنيت مالي و ناموسي. سايه شوم جهل و تعصب همه جا را تاريک کرده بود. ظلم و بيداد گري و لجاجت و انواع جنايات هولناک، همه را به ستوه آورده بود؛ به گونهاي که به فرموده علي عليهالسلام «ميوه درخت جاهليت فتنه و آشوب و غذاي مردمش مردار گنديده، لباس زيرينشان ترس و وحشت و لباس رويينشان شمشير بود. آب حيات انساني در زمين فرو رفته بود و منارهاي هدايت، کهنه و فرسوده شده و پرچمهاي گمراهي و تيرهبختي آشکار گرديده بود» [5]
[1] . فصلنامه ، صباح 1382 ، شماره 9 و 10
[2] . ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ترجمهی سحاب، (تبریز: 1341)، ص 160.
[3] .همان
[4] . گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ترجمهی سیدمحمد تقی فخر، ص 7.
[5] رک : قرآن ومعصومان در آینه علوی ؛ ص37
آثار معنوی و برکات بعثت
دست آوردهای بعثت بی شمار است ؛ یکی از دست آوردهای مهم آن کتابی به نام «قرآن کریم» است که در بردارنده علوم ومعنویت واخلاق و فواید وبرکات بی شمار است ؛ پس از نزول قرآن وتحت تاثیر آیات قرآن ضمن اینکه در حجاز عاری از هر گونه تمدن و معنویت ، از این مردم انسانهایی ساخته شدند که برای گسترش معنویت وزدودن جهل و کفر جان خود را نثار نمودند ؛ پس از نزول قرآن از نظر تمدنی چندین علوم از دل آیات قرآن که در تاریخ بشر سابقه ندارد برآمده است ؛ در دیگر علوم نیز تاثیرات قرآن به حدی است که ماهیت آنهارا دگر گون نمود وتمدن جدیدی به نام تمدن اسلام در تاریخ بشر ایجاد گردید.
دیگر حاص معنوی بزرگ قرآن توحيد است ، اصليترين و مهمترين پيام بعثت است. فراگيري اين اصل چنان گسترده است که اسلام به نام دين توحيد شناخته ميشود. در قرآن کريم، اصل توحيد، ساختار کلي همه آيات است و نخستين پيام همه پيامبران پيشين نيز اصل توحيد بوده است: «پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم، مگر آنکه به وي وحي کرديم که معبودي جز من نيست، پس تنها مرا پرستش کنيد».(انبياء: 25)
از سوي ديگر، توحيد فقط راهحلي براي بحرانهاي دوران جاهليت نبوده است. توحيد، شعار محض نيست. توحيد؛ يعني نفرت و دوري و نفي همه طاغوتها. توحيد؛ يعني تکيه نکردن به هيچ قدرتي جز قدرت و عظمت الله. با اين مفهوم، انسان قرن 21، بيش از هر زمان ديگر به اين اصل حياتي نياز دارد. بشر امروز، با طاغوتها و بتهاي دروني و بيروني خود، از هر گونه پيشرفت و سعادت واقعي بازمانده است. توحيد؛ يعني نپذيرفتن هيچگونه بيعدالتي. با اين وصف، از شخصيترين رفتار انسان تا قانونگذاري براي حکومت جهاني، جايگاه اجراي اصل توحيد است. بدون توحيد و مبارزه با قدرتهاي بيگانه، تمدن امروز نه تنها ارزشي ندارد، بلکه سرعت سقوط انسان را چند برابر خواهد کرد.
حضرت زهرا سلام الله علیها در این باره چه زیبا فرمود : «پروردگار بزرگ، به پايان همه کارها دانا بود و بر دگرگونيهاي روزگاردر محيط بينا و به سرنوشت هر چيزي آشنا. محمد صلياللهعليهوآله را برانگيخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پيغمبر که درود خدا بر او باد، ديد که هر فرقهاي ديني گزيده و هرگروه در روشنايي شعلهاي خزيده و هر دسته به بتي نماز برده و همگان ياد خدايي را که ميشناسند از خاطر ستردهاند. پس خداي بزرگ تاريکيها را به نور محمد روشن ساخت و دلها را از تيرگي کفر بپرداخت و پردههايي را که بر ديدهها افتاده بود، به يکسو انداخت.»
سخن امام خمینی (ره) درباره آثار معنوی بعثت
امام خمینی(ره) درباره آثار معنوی بعثت مطالب زیادی در آثار وسخنان خود داشته است که در صحیفه نور و آثار دیگر عرفانی وعلمی منتشر گردیده است ؛ انبيا آمدهاند كه ما را از اين عالَم طبيعت كم كم تربيت كنند و آن مقدارى كه مربوط به تربيتهاى معنوى است به ما بفرمايند، به وحىْ مِنَ اللَّه تعالى؛ تا ما، كه اگر انبيا نباشند يك حيوانى هستيم كه هر چه هست همين طبيعت بيشتر از اين ادراك نداريم، ما را ببرند به آن عالَم و تقويت كنند كه ما وقتى از اين عالَم منتقل به يك عالَم ديگرى شديم، زندگى آن عالَم هم يك زندگى سعادتمند [انه] باشد. تمام نكته آمدن انبيا اين است كه اين بشر را تربيت كنند. لطفى است از جانب خداى تبارك و تعالى به بشر كه قابل از براى اين است كه تربيت بشود.
انبيا آمدهاند كه ما را از اين عالَم طبيعت كم كم تربيت كنند و آن مقدارى كه مربوط به تربيتهاى معنوى است به ما بفرمايند، به وحىْ مِنَ اللَّه تعالى؛ تا ما، كه اگر انبيا نباشند يك حيوانى هستيم كه هر چه هست همين طبيعت [است و] بيشتر از اين ادراك نداريم، ما را ببرند به آن عالَم و تقويت كنند كه ما وقتى از اين عالَم منتقل به يك عالَم ديگرى شديم، زندگى آن عالَم هم يك زندگى سعادتمندانه باشد. تمام نكته آمدن انبيا اين است كه تربيت كنند اين بشر را- كه قابل از براى اين است كه تربيت بشود و مافوق حيوانات است- اين را تربيتش كنند؛ براى اينكه همان طورى كه اينجا زندگى سعادتمند- اگر همه اوضاع طبيعت به وفق مراد باشد- يك زندگى سعادتمند در اينجا دارند، آنجا هم زندگى سعادتمند داشته باشند. لطفى است از جانب خداى تبارك و تعالى به بشر كه قابل از براى اين است كه تربيت بشود.
برکات بعثت در کلام مقام معظم رهبري
مقام معظم رهبري، نیز درباره آثار معنوی بعثت مطالب بسیار مفید وزیبایی در دیدارها تبیین فرموده اند : «مسأله بعثت و پديد آمدن اين حادثه، مهمترين مسألهاي است که در طول عمر طولاني بشريت، براي او اتفاق افتاده است. در سرنوشت انسان و تاريخ بشر، هيچ حادثهاي به قدر اين حادثه مؤثر نبوده و هيچ لطفي از طرف پروردگار، به عظمت اين لطف، بر انسانها وجود نداشته و امروز آنچه از شعار ما در دنيا مطرح است، همان پيامها و شعارهاي بعثت است. مثل شعار عدالت اجتماعي، آزادگي، علم و دانش، ترقي و تعالي» .
ودر سخن دیگرفرموده است: بعثت پيامبران را از حوادث بينظير عالم و داراي آثاري ماندگار براي حيات بشر برشمرده و ميفرمايند: «هيچ حادثهاي از قبيل انقلابهاي بزرگ، مرگها و حياتهاي ملّتها، پديدآمدن اشخاص بزرگ، از بين رفتن اشخاص بزرگ ظهور مکتبهاي گوناگون، اهميتش براي بشريت به اندازه بعثتهاي انبيا نيست. همچنان که امروز شما ميبينيد، ماندگارترين شکلهاي فکر و ذهن آحاد بشر، همان شکلهايي است که اديان به آنها دادهاند و تا ابد هم همينطور خواهد بود. اگرچه امروز بسياري از کسان در عالم هستند که مستقيما خود را در پرتو اشعه بعثت نبياکرم قرار ندادهاند، يعني غيرمسلمانها، اما همانها هم از برکات اين بعثت، تاکنون منتفع شدهاند».
یکی از مسائلی که در باب مبعث قابل توجه است و تامل دوباره در مورد آن خالی از لطف نیست، نگاهی به آیات ابتدایی سوره علق است که بر پیامبر نازل شد، در این خصوص توضیح بفرمایید.
در آیات اولیه این سوره مبارک که به حضرت در اولین ساعات مبعث نازل شد ؛ چند مسئله مهم ومعرفت اساسی مورد توجه است : شاید بتوان گفت چکیده ی فلسفه و تمام اهداف بعثت وهمه قرآن و 23 سال رسالت پیامبر(ص)در این چند جمله گنجانده شده است و این هم یکی از اعجاز قرآن است از نظر بیان و تبیین زیبا وبی مانند.
در این آیات شریفه سه معرفت مهم را خداوند به انسان ضروری ولازم می شمارد ومی آموزد . اولی مبداء وآفرینش وتوحید است که خداوند به انسان یاد آوری می کند که ای انسان تو مخلوق آفریدگاری هستی واین جهان صانع وپروردگاری دارد ؛ ریشه وذات تو این است ؛ اگر معرفت را درجه بندی کنیم معرفت نفس ، معرفت درجه اول است؛ این آیه در واقع به انسان معرفت نفس که اول معارف و مهمترین معرفتها وشناختهاست را می آموزد ؛ ای انسان خودت را بشناس که چه هستی واز چه بوجود آمده ای از این ماده خاص آفریده شده هستی «من علق» وآنچه به انسان که از یک ماده بد بو وگندیده درست شده است ارزش وبها می دهد ، علم است و قلم وخواندن است ؛ حد متمایز کننده انسان از دیگر موجودات همین هاست .
بنابراین دومین نکته مهم دراین آیات سوره علق : اصل علم وقلم وخواندن است (خداوند پیامبر(ص) را به خواندن آیات الهی فرا می خواند واورا با این خطاب به نبوت بر می گزیند و پیامبر (ص) نماینده همه انسانهاست سنبل بشریت است)خداوند انسان را به فراگیری علم دعوت می نماید که در مقابل جهل ونادانی که بد ترین دشمن انسان است که اورا به هلاکت و طغیان می برد ، انسان باید به علم روی آورد وبیاموزد تا راه زندگی درست و سعادتمند را بیابد . چراکه آنچه بشر را از آغاز تاریخ رنج داده است جهل است چهل دشمن بزرگ انسان است؛ لذا خداوند به علم ونقش آن درسعادت وهدایت انسان دراین آیات اشاره فرموده است ؛ علم وقلم پیامهای دیگری نیز در خود دارد که با اشاره به آن از آن دراین مجال عبور می کنیم وآن تمدن گرایی انسان است که دراین آیه اشاره شده است چون علم یکی از ارکان مهم همه تمدن های بشری است ومنشاء همه علوم وسرآغاز آنها وحی بوده است که درجای خود باید درآن تامل شود.
سومین معرفت و مسئله مهم دیگر که دراین آیات مورد توجه است ، معرفت به غایت و معاد است «ان الی ربک الرجعی» که انسان باید به آن توجه کند وعلم پیدا کند تا با علم به آن غایت براساس رسیدن به راهی که درآن غایت بتواند ادامه حیات داشته باشد تلاش نماید ؛ واعمال ورفتار خود را طوری سامان بدهد که درآن غایت بتواند به راحتی زیست کند . معرفت مهم دیگر که در این آیات قابل تامل است معرفت عبادت وارتباط با خداوند و آفریدگار است که سنبل و نمونه آن نماز ودعا است ؛ دراین آیات خداوند راه داشتن زندگی متعادل وبیرون نرفتن از خط تعادل ودوری از طغیان را ارتباط مستمر انسان با آفریدگار از طریق نماز می داند ؛ درسایه نماز و دعا تمام فضائل انسانی از جمله تقوا وپارسایی نهفته است و حاصل می شود .
معرفت دیگر که از این آیات می توان استنباط نمود معرفت به این مسئله هست که ای انسان تو در این کره خاکی مدام با دوربین مدار بسته در منظر پروردگار ومرعی ومحل مشاهده ونظارت او هستی ، به این مسئله نیز توجه داشته باش که هیچ کار ورفتار پنهانی وجود ندارد. تمام اعمال تو هر آن ولحظه مورد ارزیابی است. از اینرو می توان گفت که این سوره که درآغاز مبعث نازل شده است جامع اصول وفروع دین است که باتفسیر وتامل می توان آنهارا از بطن این آیات استحراج نمود.
اهمیت و جایگاه مکارم و فضیلتهای اخلاقی و نهادینه کردن در میان انسانها تا چه اندازه است که خداوند متعال، پیغمبر خود را برای این منظور مبعوث فرموده است؟
فرموده زیبای آن حضرت که فرمود «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » بهترین گواه است که مکارم اخلاق بشری در مکتب وادیان انبیای پیشین تمام نشده بوده است ؛از طرفی جایگاه ویژه دارد دربین همه معارف بشر ، از اینرو با مبعوث شدن حضرت این مکارم باید کامل می شد ؛ این اندازه مهم است که پیامبر خاتم برای آن مبعوث شد ؛ چنانکه فرمود : «من معلم مبعوث شده ام » معلمی که برای آموزش مکارم اخلاق چه منبعی این مکارم اخلاق را می خواهد تمام وتکمیل نماید ؟؛منبع این مکارم قرآن کریم است.
از اینروی می توان گفت ، تمام قرآن تجلی مکارم اخلاق واصلاح رفتار انسان می باشد ؛ کامل ترین نسخه برای تکمیل واصلاح اخلاق فردی واجتماعی وخانوادگی واخلاق سیاسی حاکمان واخلاق نظامی و اخلاق اقتصادی و اخلاق معاشرت وتعامل با دیگران در قرآن نهفته است لذا امیر مومنان قرآن را گنجی پنهان وکنزی بی مانند دانسته که باید آن کشف نمود وبه سخن درآورد واین از هرکسی ساخته نیست و از نگاه و بینش شیعه به اهل ذکر که ائمه معصومین ودر رتبه نازله علمای بالله هستند واگذار شده است. جامعیت قرآن به این است که درباره همه این رفتارها وخلقها که گفته شد ومولفه هایی که شمرده شد ، قرآن هم آسیبهای جوامع انسانی گفته شده را دارد ، هم روشهای اصلاح آنها را دربردارد ؛ درقرآن از آداب واخلاق فردی وبهداشتی تا اخلاق جمعی با مولفه های فوق الذکر به زیبایی تبیین شده است ؛ درباره اخلاق اقتصادی نفی وبازداری از ربا خواری اصلی که بسیاری از نابسامانی های اقتصادی در گرو رعایت آن است.
درباره محو فسادهای جنسی وانحرافات اخلاقی غریزی ازدواج با انواع شقوق آن بهترین روش برای اصلاح این آسیبهاست ؛ در قرآن برای پیشگیری از انواع مفاسد نیز مولفه های اخلاق با شقوق مختلف به زیبایی بیان شده است ؛ برای تربیت سیاستمدران وحاکمان باذکر داستانهای تاریخی آنهارا به اصلاح ودوری از فساد وعواقب آن با زبان وعظ ورعب وتهدید همراه با تشویق با پاداشهای بزرگ به بهترین روشها موعظه نموده است ؛ در قرآن از جزئیات امور زندگی انسان سخن گفته شده است از انعقاد نطفه انسان واز بدو تولد از مدت شیر خوردن فرزندان وسختی حمل وحرمت مقام مادر وفلسفه آن وحرمت والدین که بنیان خانواده است درقرآن مهم ومورد اهمیت شمرده شده است؛ نکات دقیق وریز علمی وعاطفی که تنها آنهارا خواندیم واز کنار این پیامهای معنوی بزرگ عبور کرده ایم .
امت اسلامی والگو گیری باید از سیره نبوی
سیره پیامبر (ص) تجسمی از قرآن است ، چنانکه یکی از همسران حضرت گفت رفتارش قرآن بود «کان خلقه القرآن»چنانکه قرآن فرمود «انک لعلی خلق عظیم»[1] ، یعنی زندگی اش قرآن بود [2]؛ بنابر این اصل اول الگو گیری از سیره حضرت شناخت وبازگشت به آموزه های قرآن است ؛ بزرگ امت اسلام این است که هنوز پس از قرنها به درستی درک ننموده اند که قرآن کتابی برای زندگی است که باید تمام امور زندگی را به آن وبراساس آن تنظیم نمود ؛ آسیب بزرگ دیگر این است که قرآن اغلب درآغاز جلسات اداری وکارهای دیگر تلاوت می کنند ودر خود همان جلسات دستورات آن رعایت نمی شود ؛ آسیب دیگر این است که اغلب مردم آن را در مجالس ترحیم برای شادی روح متوفی با یک قاری معروف اجرا می نمایند ، غافل از اینکه قرآن کتاب زندگی است خداوند آنرا برای تکمیل اخلاق و اصلاح امور زندگان فرستاد .
لذا امیر مومنان(ع) در نهج البلاغه به کرات فرموده است علیکم بالقرآن ودرسخن زیبای دیگر که درآخرین لحظه های عمر خود فرمود : «والله و الله فى القرآن لا يَسْبِقكُم باالعملِ بِهِ غَيرُكُم...»مراقب باشید دیگران در عمل به قرآن از شما سبقت نگیرند ؛ این سخن از آینده نگری حضرت واخبار غیبی است که اکنون کشورهای استعماری و غربی ها ومستشرقین درباره آیات قرآن و پژوهش درباره آن مراکز مطالعاتی مفصل تاسیس نموده اند وجریان استشراق خود حدیث مفصل دارد که دراین مجال قابل گفتگو نیست . آنها در عمل به دستورات قرآن اصلاح برخی از امور خود از ما پیشی گرفته اند .[3]
نتیجه: شناخت قرآن و اهل بیت پیامبر (ص) و شناخت سیره رسول خدا(ص) واستفاده از رهنمون اهل بیتش ودوری از افتراق آندو مهمترین رکن پیشرفت تمدنی انسانیت ؛ اگر امت اسلام به این مولفه پای بند باشند تمدن اسلام وفرهنگ مترقی آن همه دنیا وبشریت را در این عصر علم و تکنولوژی ،فرا گرفته وزیر چتر سعادت در خواهد آورد.
کافئین چطور کلسترول بد را کاهش می دهد؟
یکی از نوشیدنیهای پر طرفدار است که به نظر میرسد طیفی از فواید سلامتی را به همراه دارد، اما اینکه دقیقاً چگونه روی بدن تأثیر میگذارد ناشناخته باقی مانده است.
یک مطالعه جدید پروتئینهای خاصی را در بدن شناسایی کرده است که کافئین روی آنها موثر است و به کبد کمک میکند کلسترول بد را از جریان خون حذف و از بیماریهای قلبیعروقی محافظت کند.
چندین مطالعه طولانیمدت در مقیاس بزرگ نشان داده که قهوه از طرق مختلف برای بدن انسان مفید است. یک مطالعه عادات بیش از نیم میلیون نفر در سراسر اروپا را به مدت ۱۶ سال ردیابی کرد و نشان داد افرادی که بیشترین مصرف قهوه را دارند نسبت به افرادی که از مصرف قهوه خودداری میکردند، به میزان قابل توجهی مرگومیر کمتری داشتند. همچنین تحقیقات دیگری قهوه را با کاهش سرطان پروستات، پارکینسون، آلزایمر و بیماری قلبی مرتبط دانسته است.
این تیم دریافت که مصرف منظم کافئین با کاهش پروتئینی به نام «PCSK ۹» در جریان خون مرتبط است. سطوح پایین این پروتئین توانایی کبد را برای تجزیه «کلسترول بد» (LDL)، که میتواند شریانها را در بدن مسدود کند و منجر به بیماریهای قلبیعروقی شود، افزایش میدهد.
جلوگیری از بیماری قلبی به سادگی نوشیدن قهوه نیست، اما تأثیرات زیادی بر سلامت قلب دارد. مخلوط کردن آن با خامه، شکر یا یک دونات در کنار نوشیدن قهوه امکان دارد هر گونه اثر مثبت بر سلامتی را نیز خنثی کند و این موضوع بهویژه اگر دریافت کافئین افراد از نوشابه یا نوشیدنیهای انرژیزا باشد، صدق میکند.
کافئین بیش از حد نیز میتواند اثرات منفی به همراه داشته باشد. دانشمندان هنوز درباره مضرات مقدار بیش از حد آن تصمیم نگرفتهاند. همچنین محققان مشتقات جدیدی از کافئین ایجاد کرده اند که سطح PCSK ۹ را در خون کاهش میدهد و امیدوارند که آن را به نوع جدیدی از درمان برای کاهش کلسترول تبدیل کنند.
علت خستگی ناشی از کووید طولانی
میلیونها نفر پس از ابتلا به ویروس کرونا همچنان از علائم طولانی مدت این بیماری رنج میبرند.
دلایل دقیق کووید شناخته شده نیست اما تحقیقات جدید سرنخهایی ارائه میدهد که عوارضی را که این بیماری بر بدن وارد میکند و اینکه چرا میتواند اینقدر ناتوان کننده باشد، توضیح میدهد.
تشخیص کووید طولانی
بیماران مبتلا به نوع شدید کووید۱۹ ممکن است در بیمارستان بستری شوند یا به استفاده از دستگاههای کمک تنفسی نیاز پیدا کنند تا علائم آنها برطرف شود. آسیب وارده به بدن بر اثر ابتلا به کووید شدید - ذات الریه، اکسیژن کم، التهاب - معمولاً در آزمایشهای معمول تشخیصی نشان داده میشود.
مشکلات در تشخیص این بیماری باعث شده است که برخی از پزشکان، بیماران مبتلا به کووید طولانی را مرخص کنند یا علائم آنها را به عنوان ابتلا به «بیماری روان تنی» تشخیص دهند. بیماری روان تنی یا سایکوسوماتیک (Psychosomatic) دستهای از بیماریها است که در اثر سرکوب فشارهای روانی تنش و استرس مزمن در بدن ایجاد میشود.
مطالعات تخمین میزنند احتمالا ۱۰ تا ۳۰ درصد افرادی که به ویروس کرونا مبتلا میشوند ممکن است علائم طولانیمدت داشته باشند. به نظر میرسد چهار عامل که عبارتند از سطوح بالای RNA ویروسی در اوایل عفونت؛ وجود آنتی بادیهای خاص؛ فعال شدن مجدد ویروس اپشتین بار (از خانواده ویروس هرپس انسانی) و ابتلا به دیابت نوع ۲، خطر ابتلا به کووید طولانی را افزایش میدهند.
سیستم ایمنی بدن
به نظر میرسد سیستم ایمنی بدن بیماران مبتلا به کووید طولانی در مقایسه با بیمارانی که بطور کامل بهبود یافته اند، مختل شده است. بسیاری از محققان بر این باورند که بروز اختلال مزمن در سیستم ایمنی بدن پس از آلودگی به عفونت ویروس کرونا ممکن است موجب ایجاد زنجیرهای از علائم در بدن شود.
آنها همچنین شواهدی یافتهاند که نشان میدهد کووید۱۹ ممکن است یک واکنش خودایمنی پایدار و مضر ایجاد کند. محققان در این مطالعات سطوح بالایی از اتوآنتی بادیها را در خون بهبودیافتگان کرونا کشف کردند که چند ماه پس از عفونت اولیه به اشتباه به بافتهای خود بیمار حمله میکنند.
احتمال بعدی این است که عفونت اولیه ویروسی احتمالاً با فعال کردن مجدد سایر ویروسها در بدن بیمار که معمولاً غیرفعال هستند، موجب بروز التهاب مزمن میشود. یک مطالعه نشان داد فعال شدن مجدد ویروس «اپشتین بار» که بیشتر افراد را در سنین جوانی مبتلا میکند، ممکن است به پیش بینی اینکه آیا یک فرد به کووید طولانی مبتلا میشود یا خیر کمک کند.
البته محققان توضیح دادند که بیماران مبتلا به کووید طولانی علائم متفاوتی دارند که این تفاوت علائم ناشی از بروز مشکلات ایمنی متفاوت است. دکتر «آکیکو ایوازاکی»، ایمونولوژیست در «دانشگاه ییل»، گفت که شناسایی مشکلاتی که در بیماری هر بیمار نقش اساسی دارند، برای هدایت درمان بسیار حائز اهمیت است.
ایوازاکی گفت: برای مثال، یک بیمار دارای اتوآنتی بادی ممکن است از داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی بهرهمند شود، در حالی که بیمار دارای مخزن ویروسی کووید باید داروهای ضد ویروس دریافت کند. بطور کلی بسته به نوع بیماری هر فرد، درمان کاملاً متفاوت خواهد بود.
دستگاه گردش خون
بسیاری از بیماران مبتلا به کووید طولانی، مدتها پس از عفونت اولیه خود در فعالیتهای بدنی مشکل دارند و درصورت انجام فعالیتهای ورزشی، دوباره علائم کووید را تجربه میکنند. مطالعات اولیه نشان میدهد اختلال در عملکرد سیستم گردش خون ممکن است جریان اکسیژن را به عضلات و سایر بافتهای بدن مختل کند که این موضوع ظرفیت هوازی بدن را محدود کرده و باعث خستگی شدید میشود.
یک عامل احتمالی این است که التهاب مزمن ممکن است به رشتههای عصبی که به کنترل گردش خون کمک میکند، آسیب برساند که این وضعیت «نوروپاتی فیبر کوچک» نامیده میشود. فیبرهای آسیب دیده که در بیوپسیهای پوستی (نمونه گیریهای پوستی) دیده میشود، با «دیساآتونومی» (نقص عملکردهای خودکار مانند ضربان قلب، تنفس و هضم) که در بیماران مبتلا به کووید طولانی بسیار شایع است، مرتبط هستند.
محققان آفریقای جنوبی نیز مشکل دیگری در گردش خون بیماران مبتلا به کووید طولانی پیدا کردند که لختههای خونی میکروسکوپی نامیده میشود. لختههای خونی میکروسکوپی، لختههای کوچکی هستند که در طول عفونت اولیه کووید ایجاد و معمولاً به طور طبیعی تجزیه میشوند، اما ممکن است در بیماران مبتلا به کووید طولانی باقی بمانند. این لختهها میتوانند مویرگهای کوچک که اکسیژن را به بافتهای سراسر بدن حمل میکنند، مسدود کنند.
علت هر چه باشد، سطوح پایین اکسیژن ممکن است به بروز خستگی شدید که از شایعترین علائم کووید طولانی است، کمک کند. محققانی که بیماران مبتلا به «سندرم خستگی مزمن» (که همچنین به عنوان ME/CFS شناخته میشود) را که ویژگیهای مشترک زیادی با کووید طولانی دارد، بررسی میکردند به الگوی مشابهی دست یافتند.
مغز
حتی افراد مبتلا به موارد خفیف کووید میتوانند اختلالات شناختی پایداری از جمله کاهش توجه، حافظه و کلمهیابی را تجربه کنند. به گفته «آویندرا ناث»، مدیر بالینی موسسه ملی اختلالات عصبی و سکته، مشکلات طولانی مدت عصبی ناشی از کووید «یک بحران بزرگ سلامت عمومی» است.
محققان طیف گستردهای از اختلالات را در مغز بیماران مبتلا به کووید طولانی مدت پیدا کردند. اگرچه مشخص نیست که هر چند وقت یکبار کووید به طور مستقیم به مغز نفوذ میکند، اما به نظر میرسد حتی عفونتهای خفیف نیز باعث التهاب مغزی قابل توجهی میشوند.
ریهها
تنگی نفس یکی از علائم شایع کووید طولانی است، اما آزمایشهای رایج ریه از جمله عکسبرداری با اشعه ایکس از قفسه سینه، سی تی اسکن و تستهای عملکردی نشان میدهد که پس از بهبودی از کرونا ریهها اغلب به حالت عادی برمیگردند.
گروهی از محققان انگلیسی با استفاده از اسکنهای تخصصی MRI، شواهد اولیهای از آسیب ریه را در گروه کوچکی از بیماران مبتلا به کووید طولانی که هرگز در بیمارستان بستری نشده بودند، پیدا کردند. اسکنهای دقیق از عملکرد ریه آنها نشان داد که اکثر بیماران اکسیژن را با کارایی کمتری نسبت به افراد سالم دریافت میکنند، حتی اگر ساختار ریههای آنها طبیعی به نظر برسد.
ساخت واکسن مخصوص سویه اُمیکرون در مجموعه دارویی برکت
در نشست ستاد ملی مقابله با کرونا از تولید واکسن مخصوص سویه اُمیکرون از سوی مجموعه دارویی برکت خبر داده شد و همزمان با این رویداد، " سید ابراهیم رئیسی " رئیس جمهوری ایران نیز بر ضرورت اقناع افکارعمومی برای تزریق دُز سوم تأکید کرد.
"رئیسی"، امروز ( شنبه ) در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا از ارائه گزارشی با موضوع کاهشی شدن روند ابتلا و قربانیان موج ششم همهگیری کرونا ابراز خرسندی کرد و گفت: دستگاههای متولی، اجرای پروتکلهای بهداشتی را بهطور جدی و مؤثر پیگیری کنند.
در جلسه امروز ستاد ملی مقابله با کرونا اعلام شد که محققان مجموعه دارویی برکت، موفق شدهاند واکسن جدیدی تولید کنند که مشخصاً میتواند در برابر سویه اُمیکرون بازدارندگی موفق و سطح بالایی داشته باشد.
در این جلسه مقرر شد الزامات و محدودیتهای کرونایی، با لحاظ تعریف جهانی ارائه شده از رنگهای مختلف کرونایی، متناسب با شرایط فعلی شیوع کرونا در ایران بازتعریف شود.
اعلام شروط روسیه برای حل و فصل منازعه اوکراین
ولادیمیر پوتین روز دوشنبه در تماس تلفنی به امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه گفت: «بدون شک حل و فصل بحران اوکراین با در نظر داشت منافع قانونی روسیه در عرصه امنیت امکان پذیر است.»
خبرگزاری روسی اسپوتنیک گزارش داد پوتین شرط های روسیه را «به رسمیت شناختن حاکمیت روسیه بر کریمه، غیرنظامی کردن و نازی زدایی دولت اوکراین و تضمین وضعیت بی طرف اوکراین» اعلام کرده است.
امروز مذاکرات برای پایان درگیری با حضور هیأت های روسی و اوکراینی در شهر گومل بلاروس آغاز شد.
سخنان امام علی (ع) چگونه در ۱۴ قرن گذشته ضبط و جمع آوری شده است؟
یکی از سوالات پیرامون سخنان حضرت علی علیه السلام، چگونگی حفظ و نوشتن سخنان این امام همام است که در این مطلب به انتشار پاسخ آن خواهیم پرداخت:
همه میپرسند سخنان امام علیه السلام چگونه حفظ و ضبط و جمع آوری شده است؟
همه میخواهند بدانند که:
در آن روزگاران آغازین اسلام "۱۴ قرن قبل" که وسایل مجهز و الکترونیک امروزی وجود نداشت و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات خبری نبود و وسایل پیشرفته صدابرداری در اختیار نبود، چگونه سخنرانیهای امام علی علیه السلام را تدوین نمودند؟ ضبط و کنترل کردند و به نسلهای آینده رساندند؟
برای پاسخ دادن به سوالات یاد شده باید به تاریخ مدون ملتها و صدر اسلام و کیفیت حفظ آثار فرهنگی در گذشته و سیستم ارتباطات در دورههای گذشته تاریخ، توجه نمود که در آن روزگاران به جای وسایل مدرن و مجهز امروزی، به قدرت حافظه و کتابت نویسندگان زبردست متکی بوده و آثار فرهنگی خود را به گونهی مطلوبی نگهداری میکردند.
این واقعیت در رابطه با چگونگی حفظ و ضبط قرآن کریم نیز مطرح میباشد. یعنی در دورههای قبل از حکومت، فرزندان امام و برخی از اصحاب و گروهی از مردم، به ضبط و نگهداری آثار ارزشمند امام علی علیه السلام همت میکردند، اما در دوران ۵ سال حکومت امام، امکانات و لوازم و وسایل فراوانی به صحنه آمد، زیرا:
۱. شش هزار از اصحاب امام علیه السلام همواره در همه جا، چون شاگردان یک کلاس هماهنگ، سخنان امام را میشنیدند، حفظ میکردند، و در سراسر جامعه آن روز رواج میدادند. [۱]
۲. گروهی از نویسندگان توانا و ''کتاب'' هنرمند، همه جا در پای صحبت امام مینشستند و همه ی سخنان امام را مینوشتند مانند حارث اعور. [۲]
۳. عدهای ''حفاظ'' در آن روزگاران "به جای دستگاههای فیلم برداری و ضبط صوت امروز" گرد میآمدند که هر کجا امام صحبت میکند حفظ کنند و به جامعه عرضه نمایند.
۴. تمام نامههای امام هم در مرکز حکومت بایگانی میشد و در دست فرمانداران و کارگزاران حکومت نگهداری میشد، حتی نامه هائی را که امام برای دشمنان خودش مانند معاویه و عمروعاص نوشته بود آنها نیز اینگونه آثار ارزنده را از دست ندادند و در حفظ و نگهداری آن کوشیدند.
۵. بعضی از شاگردان امام علیه السلام مانند زید بن وهب، برخی از خطبههای امام را در زمان آن حضرت نوشته و به صورت کتاب در آوردند و به نام "خطبههای امیرالمومنین" به مردم عرضه نمودند، یعنی جمع آوری و تدوین سخنان امام، صدها سال قبل از سید رضی قدس سره توسط شاگردان امام علیه السلام، صورت پذیرفت. [ ۳ ]
امام علی علیه السلام صدها سخنرانی "خطبه" و دهها نامه و هزاران کلمات حکیمانه دارد که هزاران افسوس، تنها بخش کوتاهی از آن همه رهنمودها به نسل عصر ما رسیده است، و قسمت اعظم آثار امام علیه السلام در جنگهای میان مسلمین، و با توطئه استعمارگران، و کتاب سوزی ایادی استعمار، و آتش تعصب و حسادت برخی فرق ناآگاه، و غارت نسخ خطی مسلمین یا از بین رفته و یا از میان ما رخت بربسته است، و تنها حسرت و اندوه از دست دادن چنین سرمایههای عظیمی بر دلهای پر از اندوه ما نشسته است.
در نهج البلاغه ۲۴۱ خطبه ثبت گردید، در صورتی که سخنرانیهای امام علی علیه السلام فراوان است.
مسعودی مورخ معروف که ۱۰۰ سال پیش از سید رضی زندگی میکرد مینویسد: مردم بیش از چهارصد و هشتاد و اندی از خطبههای امام را حفظ کرده و از آن استفاده میکنند. [۴]
مشکلات جمع آوری آثار علوی
اولین سوالی که به ذهن هر محققی میآید این است که:
با توجه به عظمت و ارزشهای والای سخنان امام علیه السلام چرا قبل از سیدرضی جامعهی اسلامی به فکر تدوین شایسته ی آثار امام علیه السلام نپرداخت؟ چرا در طول ۴۰۰ سال "از زمان امام علیه السلام تا سید رضی" دانشمند محققی، این ضرورت را درک نکرده و برای استفاده عموم مردم، حرکت سازنده ای را آغاز نکرده است؟
و چرا در طول سالیان طولانی ''۴ قرن'' مردم از فیض وجود کتابی مانند نهج البلاغه محروم بوده اند؟ و با مشکلات و دردسرهای زیاد برخی از رهنمودهای امام را فراهم مینمودند؟
علت اساسی چیست؟
و ریشههای این ناتوانی و کمبود را در کجا باید جستجو کرد؟
با اندک مطالعه و بررسی تاریخ غم بار و خون آلود "از شهادت امام تا سال ۴۰۰ هجری" پاسخ سوالات فوق تا حدودی روشن است، زیرا شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السلام در این دوره غم بار و خونین، دچار مشکلات فراوانی بودند و نمیتوانستند آزادانه آثار امام علی علیه السلام را در جوامع آن روز مطرح نمایند و به تاکتیکهای گوناگونی روی میآوردند مانند:
۱- شیعیان کتابهای روایی و آثار علوی را از ترس پنهان میکردند.
۲- شیعیان در بسیاری از موارد در دل خروارها خاک آثار فرهنگی را دفن میکردند.
۳- شیعیان جرأت بیان واقعیتها را نداشتند.
۴- بسیاری از کسانی که حافظ سخنان امام علیه السلام بودند انکار میکردند.
۵- برای حفظ جان دانشمندان شیعه به پنهان کاری و مخفی شدن، روی میآورند.
و انزوای سیاسی شیعیان، هجرتهای غم بار دانشمندان اسلام، و محرومیتهای جانکاه پیروان امام علی علیه السلام تا قرن چهارم، تداوم یافت و عاشقان و حافظان آثار علوی فرصت تبلیغ و ترویج سخنان امام علیه السلام را نیافتند.
امام در قرن چهارم، با پیدایش تحولات سیاسی در کشورهای اسلامی، که شیعیان حکومت و قدرت، را به دست گرفتند توانستند موفقیتهای چشم گیری را به دست آوردند که یکی از آنها تدوین نهج البلاغه میباشد.
موفقیت سید رضی قدس سره علل و عوامل گوناگونی دارد که همه ی آن به تحولات سیاسی، فرهنگی قرن چهارم هجری مربوط میگردد، زیرا سیدرضی قدس سره در سال ۳۵۹ هجری متولد شد و کار تألیف و تدوین نهج البلاغه در سال ۴۰۰ پایان پذیرفت. برای اینکه زمینههای مناسب آن روزگاران را بهتر مورد شناسایی قرار دهیم باید به برخی از تحولات مهم قرن چهارم، توجه نمائیم، مانند:
اول- اوضاع اجتماعی سیاسی شیعیان با انقلاب آل بویه در کرمان و با همکاری شیعیان مازندران عوض د و کم کم روی پای خود ایستادند.
دوم- دانشمندان شیعه در برخی از امور، رهبری مردم را به دست گرفتند.
سوم- حرکتهای وسیع و گسترده ای جهت تأسیس حوزههای علمیه آغاز شد.
چهارم- از سراسر بلاد اسلامی آن روز دانشمندان فراوانی در حوزههای علمیه ی شیعه گرد آمدند و وظیفهی تعلیم و تربیت دانشجویان و طلاب علوم اسلامی را عهده دار شدند.
پنجم- قرن چهارم تبدیل به قرن تألیف و ترجمه و تدوین کتب اسلامی شد.
ششم- شیعیان در برخی از کشورها، حکومت را به دست گرفتند و برخی دیگر در کادر حکومت و رهبری جامعه حضور فعال و تعیین کننده ای پیدا نمودند.
مواضع علمی امام كاظم(ع) وپاسخ به شبهات و انديشه هاي منحرف وپاسداری از دین
امام کاظم(ع) و دفاع از امامت
در دوران ائمه(ع) سیاست تقیه در مواردی سبب شده برخی از شیعیان در تشخیص امام بعدی دچار مشکل شده و نتوانند امام واقعی را بشناسند. در زمان امام موسی بن جعفر(ع) دقیقا همین شرایط حکم فرما بود. در چنین موقعیتی امام موسی بن جعفر(ع) تلاش داشت امام واقعی را به شیعیان خویش معرفی کند. روایتی که شیخ مفید نقل کرده می تواند نشان دهنده ی انحراف برخی از شیعیان و موضع امام موسی بن جعفر(ع) باشد. وی می نویسد: محمد بن قولویه(به سند خود) از هشام به سالم روایت کرده که پس از وفات امام صادق(ع) من و محمد بن نعمان(مومن الطاق) در مدینه بودیم، مردم دور عبدالله بن جعفر(فرزند امام صادق(ع) معروف به عبدالله افطح) اجتماع کرده بودند، ما وارد مجلس او شدیم و از او درباره نصاب زکات پرسیدیم، او نتوانست جواب دهد ما حیران و سرگردان از نزد او بیرون آمدیم و در جایی نشسته و گریه کردیم و با خود می گفتیم به سوی چه کسانی باید برویم، مرجئه، قدریه، معتزله یا زیدیه؟ ناگهان شخصی آمد و از ما خواست که به دنبال او راه بیفتیم... من به دنبال او رفتم تا به در خانه امام موسی بن جعفر(ع) رسیدیم من داخل خانه شدم، دیدم موسی بن جعفر(ع) آنجاست بدون این که حرفی بزنم، فرمود: نه به سوی مرجئه، نه به سوی قدریه و نه به سوی معتزله و نه به سوی زیدیه! بلکه به سوی من! عرض کردم: جانم فدای شما برادر شما عبدالله گمان می کند که پس از پدرتان امام است! حضرت فرمود عبدالله می خواهد خدا را بندگی نکند. پرسیدم آیا برای شما امامی هست!؟ فرمود: نه سپس از ایشان سوالاتی پرسیدم... عرض کردم آیا با این پیمانی که شما بر پنهان داشتن جریان از من گرفتید، اجازه می دهید جریان امامت شما را به آنان برسانم و آنها را به سوی شما دعوت کنم؟ حضرت فرمود: هر که را رشید و رازدار یافتی به او برسان و پیمان بگیر که فاش نکند و اگر فاش کند سر بریدن در کار است.
این جریان نشان می دهد در این دوره گروه های منحرف زیادی چون مرجئه، قدریه، معتزله و زیدیه در جامعه بوده اند علاوه بر این برخی از شیعیان معتقد به امامت افرادی چون عبدالله بن جعفر بوده اند و امام موسی بن جعفر(ع) شیعیان را از پیروی از این فرقه های انحرافی باز داشته و به آنها سفارش می کند با رعایت اصل تقیه این واقعیت را به دیگران نیز انتقال دهند.
امام کاظم(ع) ورفع شبهه غلو از مکتب ودین
یکی از جریان های منحرف و خطرناک در دوره ائمه(ع) که آسیب های فراوانی به جریان اصیل شیعی وارد ساخت، جریان فکری غلو است که از همان دوران امام علی(ع) تا پایان دوره امامان(ع) و حتی در دوره های بعد تداوم یافته است. هر یک از امامان شیعه با جدیت به مبارزه با این جریان انحرافی پرداختند و تلاش کردند شیعیان را از افتادن در دام غلو و عقاید غالیانه نجات دهند. در زمان امام موسی بن جعفر(ع) نیز این جریان نمایندگانی داشت که امام با آنان مبارزه کرد.
مهم ترين نماينده فكري جريان انحرافی غلو در دوره امام موسی کاظم(ع)، محمد بن بشير از موالي بني اسد و ساكن كوفه بوده است. وي عقايد غاليانه و بسيار خطرناكي را در ميان پيروانش پراكنده كرده و تلاش كرده با ترفندهايي خاص مانند شعبده بازي آن ها فريب داده و به سوي خويش جذب كند. اعتقاد به الوهيت امام موسي بن جعفر(ع) و نبوت خويش، توقف در امام موسي بن جعفر(ع) و اعتقاد به غيبت و مهدويت آن حضرت و تلاش در معرفي خويش به عنوان جانشين وي و بيان عقايد غلو آميز ديگري چون ثنويت و ازلي بودن باطن انسان، عقايدي است كه به اين غالي نسبت داده شده است.
امام موسي بن جعفر(ع) در راستاي مبارزه با انديشه هاي غاليانه، از محمد بن بشير برائت جست، در موارد متعددي او را لعن كرد، وي را در ادعاهايش دروغ گو خواند و براي راحت شدن از شرّ او دعا كرد. محمد بن عمر كشي از بطائني روايت كرده كه از امام موسي بن جعفر(ع) شنيدم كه مي فرمود: خداوند محمد بن بشير را لعنت كند و حرارت آهن را به او بچشاند. او بر من دروغ مي بندد. خدا از او بري باد. من از او به سوي خدا بيزاري مي جويم. بار خدايا من از آن چه ابن بشير درباره ام ادعا مي كند، بيزارم. بارخدايا مرا از او راحت كن.
در ادامه اين حديث، امام موسي بن جعفر(ع)، علي بن حمزه بطائني راوي حديث را آگاه مي كند كه احدي جرات نمي كند«عمدا» بر ما دروغ ببندد. مگر اين كه خداوند حرارت آهن را به او مي چشاند. سپس حضرت به دروغ بستن بنان برعلي بن حسين(ع)، مغيره بن سعيد بر امام باقر(ع) اشاره مي كند و مي فرمايد: خداوند آنها را به سزاي گفته هايشان رسانده است و حرارت آهن را به ايشان چشانده است. اينك محمد بن بشير- كه خدايش لعنت كند- برمن دروغ مي بندد. من به سوي خدا از او بيزاري مي جويم. خدايا مرا از دست او راحت كن. خدايا از تو مي خواهم كه مرا از اين رجس نجس محمد بن بشير كه شيطان با پدرش در نطفه اش شريك بوده، خلاص كني.
در این روایت امام موسی بن جعفر(ع) چندین بار محمد بن بشیر را دروغ گو خوانده که بر اهل بیت(ع) دروغ بسته(الوهیت و مهدویت آن حضرت را تبلیغ کرده) همچنین چندین بار از وی و عقاید غالیانه اش برائت جسته و او را چند بار لعن کرده و در نهایت مژده هلاکت او را به یکی از شیعیان داده است. چنین برخورد شدیدی با غالیان تقریبا کم سابقه است و می تواند نشانگر میزان انحراف محمد بن بشیر و میزان تاثیرات مخرب وی در میان جامعه باشد به گونه ای که امام موسی بن جعفر(ع) تلاش دارد با شیوه ای سخت گیرانه از تاثیرات مخرب این غالی جلوگیری کند و شیعیان را از گرفتار شدن در دام عقاید غالیانه وی نجات دهد.
خطر اين غالي منحرف به حدي بود كه حضرت خون او را نيز حلال شمرد و به يكي از اصحابش دستور داد تا در صورت امكان او را به قتل برساند. هر چند محمد بن بشير در زمان امامت آن حضرت به قتل نرسيد اما دعاي امام موسي بن جعفر(ع) در حق او سبب شد وي به بدترين وضعي در زمان امامت امام رضا(ع) به قتل برسد.
امام کاظم(ع) ودفع شبهه واقفیه
به جز محمد بن بشير- كه اشاره شد در امامت امام موسي بن جعفر(ع) توقف كرد و امامت امام رضا(ع) را نپذيرفت- زياد بن مروان قندي و افراد بسيار ديگري نيز امامت آن حضرت را انكار كرده اند. دست آويز توقف كنندگان در امامت امام موسي بن جعفر(ع)، برخي از روايات جعلي يا رواياتي بوده كه در آنها يكي از ائمه(ع) به عنوان «قائم» معرفي شده اند. به عنوان نمونه واقفيه روايتي را به امام صادق(ع) نسبت مي دادند كه حضرت فرموده است: «نام قائم نام صاحب تورات، يعني موسي(ع) است.» و در روايتي ديگر به حضرت نسبت مي دادند كه فرموده است: « روزها را از يك شنبه تا شنبه بشمر! هفت روز است، شنبه ي شنبه ها، خورشيد روزگار و نور ماه ها، كسي كه اهل لهو و لعب نيست همو هفتمين امام و قائم شماست.»
طرح اين اندیشه های انحرافی در زمان امامت امام موسي بن جعفر(ع) سبب ترديد در ميان شيعيان شده است و امام موسي كاظم(ع) به منظور رفع اين ترديد و مبارزه با اين اندیشه انحرافي و در پاسخ كساني به كه از آن حضرت پرسيدند: آيا شما«قائم» هستيد؟ فرمودند:« تمام ائمه(ع) در زمان خود قائم به امر امامت هستند تا اين كه اين امانت را به بعدي بسپارند جانشين و قائم به امر امامت بعد از من فرزندم علي(ع) است.»
امام موسي بن جعفر(ع) در اين روايت علاوه بر رفع شبهه در خصوص معناي قائم، به امام پس از خويش نيز اشاره كرده و در حقيقت انديشه توقف بر خويش را باطل اعلام كرده است.
همچنین امام موسي بن جعفر(ع) در راستاي مبارزه با این انديشه منحرف(اندیشه واقفیه)، چندين بار به زياد بن مروان قندي در خصوص نپذيرفتن امامت فرزندش، امام رضا(ع)، هشدار داده است. در منابع مختلف، روايتي به نقل از زياد قندي و ابن مسكان ذكر شده كه اين دو نزد امام موسي بن جعفر(ع) نشسته بودند، حضرت به ايشان فرمود: الان بهترين فرد اهل زمين بر شما وارد مي شود. در اين هنگام امام رضا(ع)- در حالي كه خردسال بود- وارد شد. آن دو گفتند: بهترين فرد روي زمين(همين است؟!). موسي بن جعفر(ع) به فرزندش امام رضا(ع) فرمود: پسرم مي داني اين دو، چه مي گويند؟ امام رضا(ع) عرض كرد: بله پدر جان! اين دو در امامت من شك دارند.[1] در ادامه اين روايت كه از كسان ديگري نقل شده، حضرت كاظم(ع) به آن دو در خصوص انكار امامت فرزندش هشدار داده است. حضرت به آنان فرمود: اگر حق او را انكار كنيد يا خيانت ورزيد، لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر شما باد. اي زياد تو و اصحابت فرزندم را انكار نكنيد.
به نظر مي رسد هر چند ابن مسكان ابتدا در امامت امام رضا(ع) شك كرده است ؛ اما با هشداري كه حضرت به او و زياد بن مروان قندي داده و با روشن گري امام، وي از اين اعتقاد انحرافی خويش برگشته است. دليلي كه اين احتمال را تقويت مي كند اين است كه امام موسي بن جعفر(ع) در پايان حديث تنها به زياد بن مروان فرمود: اي زياد تو و اصحابت فرزندم را انكار نكنيد.
در روايت ديگري امام موسي بن جعفر(ع) در حالي كه فرزندش امام رضا(ع) نزد ايشان بود، به زياد بن مروان قندي فرمود: اي زياد اين پسرم فلان است كه نامه اش نامه من، سخنش سخن من و فرستاده اش فرستاده من است. و هر چه بگويد سخن حق همان است.
این روایات نشان می دهد امام موسی بن جعفر(ع) در موارد متعددی با اندیشه انحرافی توقف در امامت خویش مبارزه کرده و تلاش کرده شیعیان را در این زمینه آگاه سازد.
امام کاظم (ع) ورفع شبهات توحید
اگر اهل بیت (ع) وتلاشهای فرهنگی آنان نبود، منحرفین بساط توحید را از روی زمین جمع نموده وخود را محور ومبداء همه امور معرفی می نمودند ؛ در همه دوران تاریخ اسلام مرکز ثقل تلاش اهل بیت(ع) دفاع از توحید ونبوت ورسالت بوده است ؛ تفسیرهای منحرف از توحید از جمله اشتباهات فرق ومذاهب وادیان دیگر است که منشاء انحرافات دیگر می شود ؛ تفسیر نادرست از توحید توسط یهود ومسیحیان سبب انحراف توحید وعدم ایمان درست پیروان آنان شده است ؛ از اینروی یهودیان با تفسیر ناروا از نبوت وتوحید به عیسی ایمان نیاوردند ومسیحیان نیز از جهت همین آسیب گرفتار تثلیث شده اند ؛ لذا ائمه اهل بیت مهمترین نقشی که درتاریخ اسلام داشته اند با مواضع علمی درست وشیوه حق اجازه ندادند خدا پرستی از مسیر درست منحرف شود ؛ انحراف توحید وباورهای توحیدی اساس همه انحرافات است ؛ امام کاظم علیه السلام در دوره خود از توحید ونبوت دفاع کرد وتفسیرهای ناروا از توحید را باطل نمود ؛ از جمله این تفسیرها تجسیم وتشبیه بود.
از دیگر باورهای انحرافی دوره امام موسی بن جعفر(ع)، که به نحو بسیار گسترده ای در این دوره نمود داشته، عقیده «تشبیه و تجسیم» است. تشبيه، مانند كردن خداوند به صفات مخلوقات و موجودات محسوسی همانند انسان می باشد. قائلان به تشبيه عمدتا خدا را به انسان تشبيه كرده و براي او اعضاء و جوارح و مكان تصور كرده اند و صفات مخلوقات را براي خدا ذكر مي كردند.
هر چند اتهام تشبيه به برخي از بزرگان اصحاب ائمه(ع) همانند هشام بن سالم و هشام بن حكم قابل پذيرش نيست و از سوي علماي شيعه و محققان انكار شده است، اما وجود عقیده انحرافی تشبيه و تجسیم در اين دوره به نحو چشم گیری در جامعه جریان داشته است و در موارد متعددی سبب عکس العمل امام موسی بن جعفر(ع) شده است.
به نظر مي رسد در اين دوره اهل حديث و برخي از شيعيان معتقد به تشبيه بوده اند و يا شبهات و مشكلاتي در باب توحيد داشتند. احتمالا وجود احاديثي چون حديث «نزول خداوند به آسمان دنيا» كه ابوهريره از رسول خدا(ص) نقل كرده و حديثي كه از ابن عباس نقل شده كه پيامبر(ص) فرمود: خدا را به صورت جواني امرد و ... ديده است، سبب رواج و پراكندگي اين عقيده در ميان مردم بوده است. وجود اين احاديث در ميان مردم سبب شده شيعيان به صورت مكرر از ائمه(ع) درباره اين احاديث سوال كنند.
ابراهیم بن محمد همدانی(از شیعیان) می گوید: نامه ای به امام موسی بن جعفر(ع) نوشتم که پیروان شما که نزد ما هستند، در توحید اختلاف دارند برخی می گویند او جسم است و برخی دیگر می گویند او شکل و صورت است. امام در پاسخ وی، به خط خود نوشت:« خداوند منزه از این صفات است. او حد و اندازه ندارد و قابل وصف با این صفات نیست. او شنوا و داناست.»
علاوه بر این به نظر مي رسد مشبهه با تمسك به ظواهر آياتي چون «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى»و آيه «وَ جاءَ رَبُّك»[2] و آيه «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» چنين عقيده اي را ابراز كرده اند.
در حقیقت همان گونه که یکی از محققان اشاره دارد:«دلایل واهی طرف داران این عقیده بیشتر نشات گرفته از ظاهر گرایی بوده است.» در منابع آمده است فردي به نام عبدالغفار سمي كه در حضور امام موسي بن جعفر(ع) از آيه «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى» سوال كرد، خود معتقد به حركت خداوند از مكاني به مكان ديگر بوده است. او مي گفت من خدا را آن گونه وصف مي كنم كه خودش وصف كرده، چون فرموده:« دَنا فَتَدَلَّى»
امام موسی بن جعفر(ع) در پاسخ به عبدالغفار سمي فرمود: «دنى فتدلّى» به معنى آن است که چون محمّد(ص) به آن مقام آرام گرفت، به خداوند نزديك(قرب معنوی) گرديد. زيرا كه ذات خداوند از هيچ موضع و مقامی زايل نيست و در همه جا حاضر است ... امام موسی بن جعفر(ع) سپس به عبدالغفار سمي فرمود:« إِنَّ هَذِهِ لُغَةٌ فِي قُرَيْشٍ إِذَا أَرَادَ رَجُلٌ مِنْهُمْ أَنْ يَقُولَ قَدْ سَمِعْتُ يَقُولُ قَدْ تَدَلَّيْتُ وَ إِنَّمَا التَّدَلِّي الْفَهْم» اين نوع سخن گفتن در لغت قريش استفاده می شود كه هر گاه شخصى بخواهد بيان كند كه من فلان سخن را شنیدم می گويد كه: من به فلان سخن نزديك شدم(فلان سخن را فهمیدم به تعبیر امروزی، «گرفتم») تدلّى به معنى فهم است.
در این روایت امام موسی بن جعفر(ع) ضمن انکار نزدیکی مادی و قرب فیزیکی رسول خدا(ص) در شب معراج به خداوند و بیان این نکته که این نزدیکی در حقیقت قرب معنوی بوده است، جسمیت را از خداوند انکار کرده و «تدلی» در این آیه را به معنای دریافت و فهم سخن خداوند تفسیر کرده است.
در روایت دیگری که شیخ صدوق از یونس بن عبدالرحمن نقل کرده وقتی وی از آن حضرت سوال می کند: چرا خداوند پیامبر اکرم(ص) را برای معراج به آسمان ها برد در حالی که خداوند دارای مکان خاصی نیست؟ حضرت ضمن تایید این سخن که خداوند دارای مکان خاصی نیست علت این کار را تشرف ملائکه و ساکنین آسمانها خدمت آن حضرت و نشان دادن آیات عظمت خویش در آسمان ها به پیامبر معرفی کرد و در ادامه به نادرستی تصورات مشبهه در این باره تاکید کرد. این روایت نشان می دهد در این زمان عده ای تصور می کردند علت عروج رسول خدا(ص) به آسمان ها، وجود جسم خداوند در آسمان بوده است! و امام موسی بن جعفر(ع) این عقیده انحرافی را نادرست شمرده است.
همچنین وقتی امام موسی بن جعفر(ع) متوجه شد که عده ای معتقد به نزول خداوند به آسمان دنیا هستند، به منظور مقابله با این عقیده انحرافی فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يَنْزِلُ وَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى أَنْ يَنْزِلَ إِنَّمَا مَنْظَرُهُ فِي الْقُرْبِ وَ الْبُعْدِ سَوَاءٌ...» خداوند فرود نمی اید و نیازی ندارد که فرود آید دور و نزدیک برای خداوند یکسان است.
علاوه بر مواردی که ذکر شد، امام موسی بن جعفر(ع) به منظور مقابله با عقیده انحرافی تشبیه و تجسیم، در روایتی از سخن کسانی که گمان کنند که خداوند جسم است، برائت جسته است. در روایتی دیگر آن حضرت با این استدلال که جسم و صورت محدود و متناهی هستند در نتیجه احتمال زیاده و نقصان در آنها هست و وقتی احتمال زیاده و نقصان در آنها باشد مخلوق خواهند بود، قول به تجسیم خداوند را رد کرد و از معتقدین به جسمیت خداوند برائت جست.
در این روایت امام موسی بن جعفر(ع) در قالب یک استدلال منطقی، محدود بودن جسم را دلیل مخلوق بودن آن دانسته است و در واقع این گونه استدلال می کند که اگر خداوند جسم باشد، طبیعتا باید مخلوق باشد(چون هر جسمی مخلوق است) و چون خداوند مخلوق نیست، پس جسم نیست.
برائت امام موسی بن جعفر(ع) هم در این دو روایت اخیر نشان دهنده میزان مخالفت آن حضرت با این عقیده انحرافی است چرا که برائت(بیزاری) از کسی یا چیزی معنای بسیار تندی را در بر دارد. امام علی(ع) به شیعیانش فرمود: در صورتی که شما را مجبور کردند به من دشنام دهید، این کار را بکنید که باعث افزوده شدن مقامات معنوی من و نجات شما می شود، اما هرگز از من «بیزاری» نجویید زيرا من بر فطرت پاك توحيد تولّد يافتهام و در «ايمان و اسلام» و «هجرت» بر ديگران پيشى گرفتهام» یکی از مفسران نهج البلاغه در این باره می نویسد:« سب و دشنام يك انسان، مىتواند اشاره به بدى او باشد، ولى مفهوم آن كفر و شرك و بىايمانى نيست، اما بيزارى جستن(هر چند با زبان باشد) مفهومش بيزارى از دين و آئين اوست.» با توجه به مقدمه مذکور به نظر می رسد بیزاری از افراد در حقیقت بار معنایی بسیار تندی را به همراه دارد که به نوعی اشاره به خروج این افراد از جرگه مومنان و مسلمانان است.
بر اساس روایتی دیگر وقتی محمد بن حکیم قول به تجسیم را از سوی برخی از شیعیان، برای امام موسی بن جعفر(ع) نقل کرد، حضرت ضمن تاکید بر عدم شباهت چیزی به خداوند، بدترین فحش و ناسزا را در مورد خداوند، قول به جسمیت و صورت داشتن و اعضا و جوارح داشتن دانست. در این روایت امام موسی بن جعفر(ع) قول به جسمیت خداوند و مشابهت خداوندی که هیچ چیز همانند او نیست، به سایر مخلوقات را، به نوعی بی احترامی به خداوند و کوچک انگاری ذات باری تعالی دانسته است.
وقتی حمزة بن محمد از امام موسی بن جعفر(ع) در خصوص جسم و صورت داشتن خداوند پرسید، حضرت در جواب او با استناد به آیه قرآن«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» بر نداشتن جسم و صورت برای خداوند تاکید کرد.
نکته قابل توجه در این روایت این است که امام موسی بن جعفر(ع) به منظور رد این عقیده انحرافی، به قرآن استدلال کرده است. قرآن به عنوان کتابی که همه گروه ها خود را در برابر آن خلع سلاح می دیدند و بر درستی آن اعتراف داشتند، می توانست معیار بسیار خوبی در رد باورهای انحرافی ای چون تشبیه و تجسیم، و ... باشد. امام موسی بن جعفر(ع) با استفاده این روش، و با استفاده از آیاتی که صراحتا باورهای انحرافی را نادرست شمرده اند، به مقابله با اهل تشبیه و تجسیم پرداخته اند.
این روایات و روایات دیگری که مجالی برای طرح آنها در این نوشتار نیست، حاکی از این است که در این زمان گزارش هایی زیادی از عقیده جسمیت خداوند به آن حضرت می رسیده و امام(ع) تلاش کرده با تفسیر صحیح آیات قرآن(که ظاهرا به جسمیت خداوند اشاره دارند) و با استدلال های نقلی و عقلی، نادرستی چنین باورهای انحرافی را گوشزد کند. آن حضرت به منظور تاکید جدی بر نادرستی چنین باورهای انحرافی در مواردی از این عقیده و احیانا از باورمندان به آن برائت جسته است.
موضع امام کاظم ورفع شبهه از قرآن
هر چند اندیشه خلق یا قدم قرآن عمدتا در دوره امام جواد(ع) و امام هادی(ع) مطرح شده به گونه ای که این زمان به جهت سخت گیری هایی که معتزله و در راس آنان مامون و معتصم و واثق داشته اند در تاریخ به «عصر محنت» نام گذاری شده، اما آغاز چنین اندیشه ای به فردی به نام لبید بن اعصم یهودی که در زمان رسول خدا(ص) بوده(که قائل به خلق تورات بوده) نسبت داده شده و بیان شده که این اندیشه از این فرد به دیگران منتقل شده است.
امامان شیعه(ع) با مطرح شدن این اندیشه در جامعه، بعضا ضمن اشاره به واقعیت امر، شیعیان را از ورود به چنین بحث های فتنه انگیزی منع کرده و قرآن را صرفا کلام خدا معرفی کرده اند. سلیمان بن جعفر یکی از یاران امام موسی بن جعفر(ع) می گوید: به اباالحسن موسی بن جعفر(ع) عرض کردم: نظر شما درباره قرآن که درباره آن اختلاف شده است، عده ای می گویند مخلوق است و عده ای آن را غیر مخلوق می دانند، چیست؟ حضرت فرمود: «... أَمَا إِنِّي لَا أَقُولُ فِي ذَلِكَ مَا يَقُولُونَ وَ لَكِنِّي أَقُولُ إِنَّهُ كَلَامُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل» من آنچه آنان در این باره می گویند را نمی گویم من می گویم قرآن کلام خداست. این جواب امام موسی بن جعفر(ع) در واقع هشداری است به شیعیان که در چنین مباحث بیهوده ای وارد نشده و قرآن کریم را صرفا کلام الهی بدانند.
امام کاظم (ع) ودفع شبهات جبریون ومعتزله
محققان اشاره دارند شخصی به نام جهم بن صفوان(م 128) اولین کسی است که اندیشه جبر را مطرح کرده است. به او و پیروانش جهمیه خالصه یا جبریه خالصه اطلاق شده است. در منابع فرقه شناختی آمده است: جهم بن صفوان که عقیده جبر را اختیار کرده بود، پیروان بسیاری یافت او و پیروانش می گفتند: انسان مجبور است و هیچ اختیاری از خود ندارد. جز کاری را که انجام می دهد نمی تواند کار دیگری انجام دهد. خداوند یک رشته کارها را بر مردمان مقدر کرده که باید ناچارا انجام دهند و خداوند کارها و گفتارها و پندارها را در انسان خلق کرده است و ما مجازا آنها را به انسان نسبت می دهیم. همچنان که می گوییم:«اثمرت الشجره، جری الماء، طلعت الشمس» درخت میوه داد، آب جاری شد و خورشید طلوع کرد، ما هم همه کارها را به انسان نسبت می دهیم اما حقیقتا همگی را خدا آفریده است.
از همین زمان امامان معصوم(ع) در برابر این اندیشه انحرافی موضع گرفتند. امام صادق(ع) حدیث مشهور«لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ، بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ». را در رد دیدگاه جبرگرایان و مفوضه بیان کرده است.
امام موسی بن جعفر(ع) نیز به منظور مقابله با این اندیشه انحرافی فرمودند: «خداوند انسان ها را آفرید و از افعال آینده آنها آگاهی داشت. آنها را امر و نهی کرد، هرجا به آنها امر کرد، راه انجام آن را برای آنها باز گذاشت و هر جا نهی کرد، راه ترک را برای آنها باز گذاشت، انجام امر خدا و اطاعت آنها از نهی خدا به اذن خداست. خداوند هیچ یک از مخلوقاتش را مجبور به نافرمانی نکرده است؛ بلکه آنها را با وسایلی امتحان کرده است؛ چنان که فرموده:«لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» تا بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است.» در این حدیث امام موسی بن جعفر(ع) صراحتا عقیده جبر را رد کرده و بر اختیار انسان در انجام اوامر و نواهی الهی تاکید کرده است.
شهادت امام (ع)
در بيست و پنجم رجب سال 183 ق عالم خاک در سوگ اختري تابناک و ستارهاي فروزان نشست. امام موسي کاظم عليهالسلام نهمين چراغ روشن هدايت و پرچم سرافراز رستگاري، پس از 55 سال نورفشاني به عرش عروج کرد و ديدگان حسرتبار ياران خود را در سوگيعظيم فرو نشانيد. امّا پرتوهاي هدايت و رهنمايي او همچنان تا پايان جهان، خواهد درخشيد و راهنماي رهجويان راه رستگاري خواهد بود.
نتیجه
دوره امامت امام موسی بن جعفر(ع) به جهت شرایط خاصی که بر این دوره حاکم بوده، شاهد بروز انحرافاتی در جامعه اسلامی و بعضا در میان شیعیان هستیم. در این دوره علاوه بر شیعیانی که بعضا از خط امامت شیعی منحرف می شدند، شاهد حضور نحله های انحرافی ای چون مرجئه، معتزله، قدریه، غالیان، واقفیه، معتقدان به تشبیه و تجسیم معتقدان به جبر و باورمندان به خلق و باورمندان به قدم قرآن هستیم. امام موسی بن جعفر(ع) به عنوان هفتمین امام شیعیان، با برخی از انحرافات همانند غالیان، مشبهه، جبریون و ... به صورت مستقیم مقابله کرده و نادرستی باورهای آنان را در موارد متعددی گوشزد کرده است. و نسبت به برخی دیگر از فرقه های انحرافی به صورت غیر مستقیم، به انحراف اندیشه های آنان اشاره کرده است. به عنوان نمونه آن حضرت در جهت اثبات امامت خویش گرایش به سوی معتزله، مرجئه و قدریه را نادرست شمرده است.
منابع مورد استفاده
- ۱. الارشاد شیخ مفید، ج2
- ۲. المناقب ،ابن شهرآشوب
- ۳. بحار الانوار،علامه مجلسی ، ج48
- ۴. الائمه الاثنی عشر ،عادل ادیب
- ۵. سیره معصومان ،سید محسن امین .































