emamian

emamian

به مناسبت هفته‌ی دولت و سالگرد شهادت شهیدان رجائی و باهنر(۱)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

اوّلاً ایّام اربعین را با همه‌ی وجود، با همه‌ی دل، تمجید و تکریم میکنیم و حرکتِ اربعینیِ مردم را، با استمداد از لطف خدای متعال، شکرگزاری میکنیم.

هفته‌ی دولت را به شما برادران و خواهران عزیز تبریک میگوییم و امیدواریم که ان‌شاءالله این هفته برای همه‌ی سالهای طولانیِ مسئولیّتِ شما هفته‌ی امید و مژده و گزارشهای شادی‌بخش باشد.

یاد شهیدان عزیز، شهید رجائی و شهید باهنر را گرامی میداریم که این هفته به نام این دو بزرگوار «هفته‌ی دولت» نامیده شده و رمز ویژه‌ای در این نام‌گذاری وجود دارد و آن، این است که دولت، دولتِ گرامی‌دارنده‌ی شهدا و گرامی‌دارنده‌ی راه شهدا است که خب بحمدالله کم‌وبیش همین‌جور هم بوده.

یاد شهید عزیزمان، رئیس‌جمهور فقید، آقای رئیسی را گرامی میداریم و برای ایشان این نامِ نیکِ برجسته‌ای را که خدای متعال به او داد، دائمی و پایدار میطلبیم از خدای متعال. ان‌شاءالله که خداوند درجات ایشان را و همراهانشان را ــ از جمله وزیر خارجه‌شان(۲) را ــ عالی بدارد، باقی بدارد.

خدا را شکرگزاریم که بحمدالله دولت با همّت رئیس‌جمهور محترم و با کمک ارزنده‌ی مجلس شکل گرفت؛ این خیلی نعمت بزرگی است. در بعضی از دولتهای گذشته، گاهی تا نزدیک یک ماه یا بیشتر، دولت نمیتوانست شکل بگیرد و همه‌ی وزرا از مجلس رأی اعتماد نگرفته بودند؛ این را خدا لطف کرد به شما و به ما و به کشور که بحمدالله همه‌ی وزرا از مجلس، با اعتماد مجلس به آنها، بسلامتی بیرون آمدند. کسانی که در این انتخابات و تشکیل این دولت ــ بعد از آن حادثه‌ی سنگین و تلخ ــ مؤثّر بودند، همه پیش خدای متعال مأجورند: دست‌اندرکاران دولت قبل، صداوسیما، مسئولان گوناگون که کمک کردند به اینکه بعد از آن حادثه‌ی سنگین و تلخی که پیش آمد، کشور بتواند بانشاط وارد میدان انتخابات بشود، انتخابات ریاست جمهوری با امنیّت و سلامت کامل انجام بگیرد، بعد وزرا انتخاب بشوند؛ واقعاً از همه‌ی آنها باید سپاسگزاری کنیم. از خداوند متعال هم واقعاً خیلی باید متشکّر باشیم. حالا من نکاتی را عرض میکنم، این نکته‌ی تشکّر را هم باز بعداً عرض خواهم کرد.

آقای رئیس‌جمهور [هم] در این زمینه برای انتخاب وزیرانی که باید با ایشان همکاری کنند، خیلی پُرکار و باتلاش وارد شدند؛ با بنده هم مشورت کردند و من تعدادی از افرادی که می‌شناختم یا صلاحیّت آنها از طرق مورد وثوق به ما رسیده بود، اینها را تأیید کردم، بعضی‌ها را هم تأکید کردم؛ تعداد بیشتری را هم نمی‌شناختم، گفتم نظری نسبت به آنها ندارم. خب بحمدالله ایشان توانستند انتخاب را انجام بدهند و مجلس را هم قانع کنند و این موفّقیّت بزرگی بود و خدا را سپاس میگوییم.

امروز همه‌ی این وزرای محترم و شما برادران و خواهران عزیزی که مورد اعتماد رئیس‌جمهور و مجلس قرار گرفتید، مقامات عالی‌رتبه‌ی این کشورید؛ وظیفه‌ی همه‌ی ما است که از شماها حمایت کنیم، کمکتان کنیم ــ اگر احتیاج به کمک داشته باشید ــ و تلاش کنیم که ان‌شاءالله شما در کارهایتان موفّق باشید.

چند نکته را من یادداشت کرده‌ام که عرض میکنم. نکته‌ی اوّل مسئله‌ی شکر خدا است. شما امروز در جایگاهی قرار گرفته‌اید که میتوانید در پیشرفت کشور و در اداره‌ی امور کشور مؤثّر باشید؛ وزارت، یک چنین موقعیّتی را به شماها داده. این نعمت الهی است؛ اینکه انسان بتواند خدمت کند به مردم، نعمت بزرگی است. خیلی‌ها دوست دارند خدمت کنند، فرصت برایشان پیش نمی‌آید. خدا به شما این فرصت را داده؛ خدا را شکر کنید، سپاسگزاری کنید،‌ قدردان باشید، از خدای متعال کمک بخواهید، این مسئولیّت را امانت خدا و امانت مردم بدانید و از این مسئولیّت و مأموریّت بزرگ پاسداری کنید. البتّه [این] چهار سال بخشی از عمر انسان است که به سرعت برق و باد میگذرد. بنده حالا در سنین هشتادوپنج‌‌سالگی وقتی نگاه میکنم به پشت سرم، میبینم این ۸۵ سال به سرعت برق عبور کرده و گذشته. این‌جوری است؛ چهار سال زود میگذرد، لکن در همین مهلت زودگذر کارهای بزرگ میتوان کرد. امیرکبیر سه سال در کشور حکومت کرد، کارهای بزرگی را بنیان‌گذاری کرد. خود آقای رئیسیِ عزیزِ ما سه سال حکومت کرد و ریاست کرد، کارهای خوبی ایشان انجام داد و بعضی‌ کارها را پایه‌گذاری کرد که ان‌شاءالله ثمره‌اش را بعدها کشور خواهد دید. بنابراین، میتوانید کار کنید؛ در این چهار سال، با سلامتی و عافیت ان‌شاءالله کارهای بزرگی را میتوانید انجام بدهید.

نکته‌ی دوّم این است که یکی از شرایطِ کارآمدیِ کارگزارانِ دولت این است که داشته‌های خودشان را بشناسند،‌ ثروتهای موجود خودشان را بشناسند، استعدادها و ظرفیّتهای قابلِ به فعلیّت رسیدن را بشناسند. بنده در این سالهای طولانی با مسئولینی برخورد کرده‌ام که [ظرفیّتها را] نمی‌شناختند؛ نیروی انسانی کشور را نمی‌شناختند، نیروهای طبیعی کشور را نمی‌شناختند. یک مسئولی یک وقتی به من گفت که ما برای ساختن بزرگراه بایستی از مهندسین خارجی استفاده کنیم! امروز به دست جوانهای شما، سرتاسر کشور بزرگراه و آزادراه و مانند اینها ساخته شده و [به آن خارجی‌ها] احتیاج نداشتیم؛ این نشناختن عیب بزرگی است. مثالهای گوناگون دیگری هم در ذهنم هست که لزومی ندارد بگویم.

داشته‌ها را بشناسید. ما ثروتهای فعلی‌مان هم زیاد است، ظرفیّتهایمان هم چندین برابر آن چیزی است که بالفعل دارا هستیم. ما چند نوع داشته و ظرفیّت داریم؛ یعنی بالفعل و بالقوّه. یکی ظرفیّتهای طبیعی است. ما از لحاظ منابع زیرزمینی، ظرفیّتهای زیادی داریم؛ نفت داریم، گاز داریم، انواع و اقسام منابع ارزشمند داریم. در همین کویری که شما می‌بینید، آنهایی که کویرشناسند یک وقتی به من گفتند منابع عظیمی وجود دارد؛ ثروتهایی که ارزشش از نفت و گاز بیشتر است. ما از این چیزها داریم. موقعیّت جغرافیایی منحصربه‌فردی در این منطقه داریم. ما از لحاظ زمینی، سرِ چهارراهِ شرق و غرب و شمال و جنوب قرار داریم؛ این موقعیّت بسیار مهمّی است. از لحاظ اقلیمی، تنوّع اقلیمی یک فرصت بسیار بزرگی است که ما داریم. از لحاظ سواحل طولانی دریای آزاد، ما این فرصت را داریم؛ جزایرمان، سواحلمان، همه فرصت است. همین منطقه‌ی مَکران ــ که حالا خوشبختانه آقای رئیس‌جمهور که راجع به این قضیّه با من صحبت میکردند، چند بار اسم آوردند و روی این قضیّه حسّاسند ــ یک فرصت بزرگی است. از این قبیل فرصتها ما زیاد داریم؛ اینها فرصتهای طبیعی است.

یک نوع فرصتها، فرصتهای انسانی است، ظرفیّتهای انسانی است. جوانان تحصیل‌کرده؛ ما در این کشور میلیون‌ها جوان تحصیل‌کرده داریم که اینها تشنه‌ی کار کردن هستند؛ اگر بتوانیم از اینها استفاده کنیم، بشناسیم اینها را، بتوانیم از نیروی اینها و از فکر اینها استفاده کنیم، دنیایی کار برای کشور به وجود می‌آید. جوانان تحصیل‌کرده، استعدادهای درخشان، توانایی‌های علمی، ظرفیّت نابغه‌سازی؛ ببینید، ما وقتی که مثلاً نگاه میکنیم به خواجه‌نصیر یا ابن‌سینا یا محمّدبن‌زکریای رازی یا ملّاصدرا یا بقیّه‌ی دانشمندان برجسته‌ای که تا زمان ما در کشور بودند، این به ما نشان میدهد که سقف پرواز فکری و علمی ما خیلی بالا است و میتوانیم به آن جاها برسیم. بعد از هزار سال، هنوز کتابهای ابن‌سینا در دنیا مطرح است؛ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است، این پدیده‌ی مهمّی است. ما توانایی نابغه‌سازی داریم؛ یعنی در بین جوانهای ما، نوابغی میتوانند به وجود بیایند. اینها فرصتهای انسانی و داشته‌های انسانی ما است.

ایمان مردممان جزو ظرفیّتها است؛ این ایمانی که مردم دارند ــ ایمان مذهبی و ایمان سیاسی ــ خیلی باارزش است؛ این هم یک جور ظرفیّت است. یک جور ظرفیّتهای دیگر عبارت است از ظرفیّتهای سیاسی کشور، [مثل] عمق راهبردی ما. یک روزی بود که ایران را با قالی و نفت می‌شناختند، امروز ایران را در دنیا با علم می‌شناسند، با پیشرفت نظامی می‌شناسند، با قدرت منطقه‌ای می‌شناسند، با عمق راهبردی می‌شناسند؛ این یک فرصتی است که در اختیار ما است. توانایی تأثیرگذاری روی کشورهای دنیا، روی منطقه، چیز کوچکی نیست، چیز خیلی مهمّی است؛ این هم از فرصتهای ما است.

یک فرصت دیگری که جزو ارزنده‌ترین فرصتها است، تجربه‌ها است؛ باید قدر این تجربه‌ها را بدانیم. اَلعَقلُ حِفظُ التَّجارِب؛ این فرمایش امیرالمؤمنین است. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) استفاده‌ی از تجربه‌ها و حفظ کردن تجربه‌ها را نشانه‌ی خردمندی میدانند. وَ خَیرُ ما جَرَّبتَ ما وَعَظَک‌؛(۳) تجربه‌ای که بتواند به شما درس بدهد و راه را جلوی پای شما بگذارد. ما تجربه‌های خوبی داریم؛ دولتهای گوناگون آمدند و کارهایی کردند که برای ما تجربه شده: یک کارهایی بوده که نباید میکردند، کردند، ضرر کردیم؛ یک کارهایی بوده که باید میکردند، نکردند، ضرر کردیم؛ یک کارهایی بوده که باید میکردند و کردند، سود بردیم؛ اینها همه‌ تجربه است، از اینها میشود استفاده کرد.

نکته‌ی بعدی: انتخاب همکار. بالاخره شما همکارانی انتخاب میکنید؛ توصیه‌ی بنده این است که از همکارانِ دارای این خصوصیّات بیشتر استفاده کنید: جوان، مؤمن، انقلابی، متعهّد، پُرانگیزه؛ اینها هستند که میتوانند به شما کمک کنند. ما در بخشهای مختلفِ علمی و تحقیقاتی، مثل بخش هسته‌ای، بخش نانو، بخش سلّول‌های بنیادی، بخشهای گوناگونی که جزو گره‌های بزرگ علمی و تحقیقاتی در دنیا بوده، از این جوانها استفاده کردیم و پیش رفتیم، پیشرفتهای بزرگ انجام گرفته بحمدالله. آن خصوصیّت این است؛ از این جوانها استفاده کنید، [چون] گره‌ها را باز میکنند. ضمناً شما وقتی که جوانها را آوردید در رده‌های گوناگون مدیریّتی از پایین گذاشتید، یک نسلی از مدیران پُرانگیزه برای فردا دارید تربیت میکنید؛ یعنی وقتی شما جوانها را آوردید داخل تشکیلات خودتان، اینها تجربه پیدا میکنند و برای فردا یک نسلِ برجسته‌ی مدیرِ پُرانگیزه‌ای شما تولید کرده‌اید که به نظر من این خیلی چیز باارزشی است. با آقای رئیس‌جمهور هم که ما صحبت میکردیم، همین موضوع مطرح شد؛ اگر چنانچه ایشان بتوانند مثلاً فرض کنید صد جوانِ مؤمنِ پُرانگیزه‌ی انقلابیِ متعهّد را آماده کنند و آخرِ دولتشان همین صد جوان را تحویل کشور بدهند، به نظر من کار بسیار بزرگی انجام گرفته. بنابراین، این هم مسئله‌ی انتخاب [همکار]. مرحوم شهید رئیسی در این زمینه توفیقات خوبی داشتند؛ ان‌شاء‌الله که توفیقات شما چند برابر ایشان باشد.

نکته‌ی چهارم درباره‌ی مسئله‌ی کارشناسی است. در تبلیغات آقای دکتر پزشکیان و اظهاراتی که گفته شد، رجوع به کارشناس‌ها تکرار شده. بنده به این قضیّه‌ی رجوع به کارشناس عقیده‌ی راسخ دارم؛ بنده معتقدم که دولتها وقتی که کار کارشناسی میکنند، حکمرانی‌شان حکمرانی خردمندانه و اندیشه‌ورزانه خواهد بود، نه حکمرانی محفلی و رفاقتی و توصیه‌ای. خصوصیّت کار کارشناسی این است که گاهی شما یک کار کارشناسی‌ای را انجام میدهید، بر خلاف خواست چند نفر رفیق و دوست و آشنا و آدم صاحب‌نفوذ و مانند اینها؛ آنها را ناراضی میکنید، امّا ملّت را راضی میکنید، کشور را پیش میبرید؛ کار کارشناسی این است. بنده تأیید میکنم و بر کار کارشناسی تأکید میکنم، منتها یک نکته‌ای اینجا وجود دارد در انتخاب کارشناس: گاهی اوقات، در مواردی، ته‌نشین‌های ذهنیِ غلطِ یک کارشناس، با ادبیّات کارشناسی به میدان می‌آید، با لباس کارشناسی به میدان می‌آید، آن‌وقت مشکل درست میکند و آن نظرات غلط حاکم بر ذهن آن کارشناس را یا خصوصیّات اخلاقی او را به شما تحمیل میکند. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در این زمینه هم توصیه دارند: لا تُدخِلَنَّ فی مَشوِرَتِکَ بَخیلاً ... وَ لا جَباناً؛ با بخیل مشورت نکن. یعنی چه؟ یعنی کارشناست بخیل نباشد؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اگر خواستی کمکی به کسی بکنی، این بخیل جلویت را میگیرد میگوید که جیبت خالی میشود. با آدم ترسو مشورت نکن، از آدم بزدل نظر کارشناسی نگیر؛ برای خاطر اینکه هر کار بزرگی بخواهی انجام بدهی، هر اقدام خوبی و قدم بلندی بخواهی برداری، تو را میترساند که اگر این کار را بکنی، چنین میشود، چنان میشود. وَ لا حَریصاً؛(۴) با آدم حریص مشورت نکن ــ یعنی از او کارشناسی نخواه ــ چون آدم حریص، آن حرص خودش را به تو منتقل میکند. حالا اینها نمونه است؛ یعنی این خُلقیّات یک کسی که طرف مشورت ما است، میتواند در رأی مشورتی او اثر بگذارد و کار دست ما بدهد. بنابراین، مواظب باشیم از کارشناسی استفاده کنیم که مؤمن باشد، صادق باشد، به توانمندی داخلی و ملّی کشور معتقد باشد، سرمایه‌های ملّی را بشناسد. از کارشناس‌هایی استفاده نکنیم که دنبال نسخه‌های نسخ‌شده‌ی خارجی‌اند. بعضی اوقات یک نسخه‌ی اقتصادی یا اجتماعی یا فرض کنید که سیاسی در خارج، پنجاه سال پیش یا هفتاد سال پیش مطرح شده، بعد هم نسخ شده، ما حالا آن نسخه را بیاوریم اینجا مطرح کنیم! مراقب باشید کارشناس به این شکل نباشد، وَالّا اصل کارشناسی بسیار لازم است.

نکته‌ی بعدی درباره‌ی حضور در بین مردم است. اینکه اگر سفر استانی کردید، بگویند این پوپولیست است، عوام‌گرا و مانند اینها است، این حرفها را اعتنا نکنید. اطّلاع از متن آنچه در زندگی مردم میگذرد، با کارتابل و گزارش کتبی امکان‌پذیر نیست؛ باید بروید ببینید و از خود مردم بشنوید. وقتی انسان میرود می‌شنود، میبیند که با آنچه در گزارش به ما رسیده تفاوتهای زیادی وجود دارد. نمیخواهم بگویم همه‌ی گزارشها خلاف است، غلط است؛ نه، گزارشهای خوب هم داریم، منتها گزارش نشان نمیدهد واقعیّت را. الان که میخواستیم بیاییم اینجا، من راجع‌ به این راه‌پیمایی اربعین به یک نفری که از راه‌پیمایی برگشته بود گفتم چطور بود، خوب بود، گفت اگر همه‌ی علما، همه‌ی شعرا، همه‌ی دانشمندها جمع بشوند، نمیتوانند یک‌هزارمِ آنچه را که دارد اتّفاق می‌افتد توصیف کنند! این را یک نفری همین یک ساعت پیش به من گفت؛ یعنی دیدن ــ [اینکه] انسان از نزدیک ببیند ــ یک چیز دیگر است. بروید بین مردم؛ بروید با مردم گرم بگیرید، صحبت کنید. یک جاهایی، در یک شهرستانی، در یک روستایی، مقتضی است بروید در خانه‌ی مردم؛ در منطقه‌ی زلزله‌زده یا سیل‌زده، بروید در چادر مردم؛ بروید ببینید، از آنها بشنوید، آن‌وقت بر اساس اینها تصمیم بگیرید. بنابراین، حضور در [بین] مردم خیلی خوب است، سفرهای استانی خیلی خوب است و ان‌شاءالله توفیقاتی داشته باشید.

نکته‌ی بعدی در باب عدالت است. خب «عدالت» در کلمات همه‌ی ماها تکرار میشود. آقای دکتر پزشکیان هم، چه در انتخابات و تبلیغات انتخاباتی، چه بعد از آن، چه در همین جلسه‌ی امروز ما، راجع به عدالت و اهمّیّت عدالت صحبت کردند. همین هم هست؛ یعنی بنده نمیخواهم راجع به لزوم عدالت بحث کنم؛ این جزو بیّنات نظام و بیّنات نظام اسلامی و بیّنات انقلاب است؛ بحث سر این نیست. بحث سر این است که عدالت را چه جوری تأمین کنیم؟ راهکار چیست؟ خب همه‌ی ما میخواهیم عدالت انجام بگیرد، مرتّب هم قانون و قاعده و مقرّرات و برنامه و امثال اینها دارد تصویب میشود، گفته میشود، اجرا میشود؛ اینها با عدالت چه نسبتی دارند؟ چقدر میتوانند عدالتی را که ما دوست میداریم و مدام تکرار میکنیم تأمین کنند؟ من چند سال قبل از این، «پیوست عدالت» را مطرح کردم؛(۵) گفتم شما هر قانونی [تصویب میکنید]، هر تصمیمی میخواهید بگیرید ــ تصمیم مهم، قانون مهم ــ یک پیوست عدالت برایش تهیّه کنید. مرحوم آقای رئیسی یک مقداری هم در این قضیّه پیش رفت؛ ایشان کارهایی هم کردند، [منتها] نیمه‌کاره ماند. میخواهم این توصیه را به شما بکنم: پیوست عدالت لازم دارد. پیوست عدالت یک ترتیب اداری یا یک فرم تشریفاتی نیست، یک امر واقعی است؛ یعنی مراکزی مثل سازمان برنامه ــ از باب مثال ــ که برنامه را تنظیم میکنند، تصمیم‌ها را میسازند، تصمیم‌سازی میکنند، قانونها را آماده میکنند، لوایح قانونی دولت را آنها مینویسند، آنها تنظیم میکنند، بایستی یک مراقبتی [کنند] ــ حالا یا از سوی خود آنها یا کسانی را آقای رئیس‌جمهور معیّن کنند ــ نگاه کنند ببینند تأثیر این قانون، تأثیر این برنامه در شکاف اجتماعی چقدر است، کم میکند، زیاد میکند، تأثیر میگذارد، نمیگذارد، فاصله‌ی طبقاتی را کم میکند زیاد میکند؛ این را مراقبت کنند و اگر دیدند این برنامه موجب میشود که فاصله‌ی طبقاتی زیاد بشود، برنامه را حذف کنند، [یا] آن قسمت از برنامه را حذف کنند. «پیوست عدالت» یعنی این، نه اینکه ما یک کاغذی پیوست کنیم به قانونمان که یک شرایطی بگذاریم؛ نه، در خود قانون [باشد]؛ این کار آسانی نیست، یک کار سختی است، کار مشکلی است. بنده البتّه اطّلاع پیدا کردم یک تعدادی جوان دانشگاهی فاضل و مطّلع یک نرم‌افزاری برای این کار تهیّه کردند که حالا اگر خواستید، مراجعه میکنید و میخواهیدشان و [اگر] مورد قبولتان قرار گرفت، مورد استفاده قرار میدهید. به هر حال، مسئله‌ی عدالت مسئله‌ای است که با زبان و با خواهش و با درخواست و با تکرار و با تهدید و مانند اینها عملی نمیشود. عدالت اجرا میخواهد، انگیزه میخواهد، ورود در میدان میخواهد. خوشبختانه انگیزه‌اش وجود دارد؛ من میبینم ایشان(۶) انگیزه‌ی این کار را دارند. خیلی خب، راهش را پیدا کنید؛ دنبال این بروید که چه جوری میتوانید عدالت را اجرا کنید. جوری عمل بشود که هیچ مدیری و هیچ مسئولی نتواند تخلّف کند از آن راهی که به عدالت منتهی میشود.

نکته‌ی بعدی: رعایت اولویّتها. ما وقت کمی داریم،‌ پول کمی هم داریم، کار زیادی هم داریم؛ ببینید اولویّتها چیست. دو جور اولویّت داریم؛ چه اولویّتهای کارهای زیرساختی و اساسی، چه اولویّتهای کارهای فوری. بعضی از اولویّتها مربوط به مسائل فوری است، باید اینها را داخل جامعه به یک شکلی به صورت مناسبی حل کرد؛ مسئله‌ی گرانی، تورّم و امثال اینها. بعضی از مسائل، مسائل زیرساختی است؛ اگر چنانچه امروز نکردیم، ده سال دیگر باید شروع کنیم. اینکه درباره‌ی انرژی هسته‌ای بعضی تردید میکنند که چه فایده دارد، بر اثر غفلت از این قضیّه است. بالاخره این کشور نمیتواند خودش را از این امکانِ علمیِ فنّیِ پیشرفته‌ی دنیا محروم کند؛ اگر امروز شروع نکردید، ده سال دیگر باید شروع کنید؛ [آن‌وقت] ده سال عقبید.

مثلاً من اشاره کردم به موقعیّت جغرافیایی؛ الان دولت طرحهایی دارد در زمینه‌ی مسیر «شمال ـ جنوب» و «شرق و غرب» که البتّه «شمال ـ جنوب» مهم‌تر است؛ این خیلی مهم است. شمال [کشور] ما به مجموعه‌ای از کشورها وصل است که به اروپا و به جاهای دیگر منتهی میشود، جنوبمان هم دریا است و اقیانوس هند است و مجموعه‌ی آسیای با آن عظمت است. ما این وسط قرار داریم؛ این یک اولویّت زیرساختی است؛ نمیشود از این صرف‌‌نظر کرد، باید دنبال کرد این را. ما از این قبیل اولویّتهای زیرساختی داریم.

مسئله‌ی امنّیت غذایی جزو اولویّتهای مهم است. به مناسبت امنیّت غذایی، مسئله‌ی خودکفایی در گندم خیلی مهم است، مسئله‌‌ی نوع استفاده‌ی از آب در کشاورزی خیلی مهم است. بعضی‌ها شیوه‌های نویی دارند؛ شنیدم بعضی‌ها هم رفته‌اند با آقای دکتر پزشکیان مطرح کرده‌اند. ممکن است اوّلِ کار یک مقداری مشکلاتی داشته باشد، گران تمام بشود، لکن یقیناً آینده‌دار است؛ اینها را باید ما دنبال کنیم، اینها کارهای زیرساختی است، اولویّتهای ما اینها است.

از این قبیل، توسعه‌ی مسئله‌ی نفت است: هم در بخشهای بالادستی نفت، مثل این چاه‌ها و این شیوه‌های جدیدی که برای استخراج نفت در دنیا امروز مطرح است و ما در این زمینه‌ها عقبیم، باید هر چه ممکن است استفاده کنیم از امکاناتمان و این شیوه‌ها را فراهم بکنیم؛ هم در زمینه‌های پایین‌دستی، مثل پالایشگاه، مثل رسیدن به محصول نهایی. امروز محصول نهایی ‌ما در نفت مثلاً بنزین یا گازوئیل است، در حالی ‌که محصول نهایی اینها نیست؛ چیزهای دیگری هم آن‌طور که گفته میشود وجود دارد که میتوانیم به آنها برسیم. اینها اولویّتها است که بایستی ان‌شاءالله به اینها توجّه بشود.

نکته‌ی بعدی که من یادداشت کرده‌ام ــ که نکته‌ی هشتم میشود ــ درباره‌ی فضای مجازی است. فضای مجازی یک دنیای جدیدی است دیگر؛ شماها بیشتر از بنده هم حتماً مطّلعید؛ یعنی فضای مجازی دیگر امروز مجازی نیست، امروز یک واقعیّتی است در زندگی مردم که روزبه‌روز هم دارد پیش میرود. آنچه مهم است این است که در فضای مجازی، حکمرانی قانونمند وجود داشته باشد؛ اینکه بنده گاهی گفته‌ام فضای مجازی رها و ول است، به خاطر این است. حکمرانی بر اساس قانون؛ اگر قانونی ندارید، قانون را به وجود بیاورید و بر اساس آن قانون، زمام کار را به دست بگیرید. همه‌ی دنیا این کار را میکنند؛ می‌بینید دیگر، این جوان بیچاره را فرانسوی‌ها [بازداشت کردند]!(۷) یعنی این‌قدر و تا این حد سخت‌گیری انجام میگیرد که طرف را میگیرند زندان میکنند، تهدید میکنند که بیست سال محکومیّت به تو خواهیم داد؛ این برای خاطر آن است که حکمرانی آنها را نقض کرده. نقض حکمرانی قابل قبول نیست؛ یک کشور در اختیار شما است که در قبالش وظیفه دارید، در قبالش مأموریّت دارید؛ نمیشود حکمرانی شما را نقض کرد، نباید نقض کنند. مسئله‌ی [حکمرانی] این است. من به این مناسبت فضای مجازی، حرف خودم را و آن مبنای خودم را گفتم، قبلاً هم گفته‌ام، بعضی‌ها جور دیگری تبیین میکنند یا میفهمند یا نمیخواهند بفهمند، امّا حرف من این است: فضای مجازی در کشور باید قانونمند بشود؛ آن‌وقت یک فرصت خواهد شد. اگر ما توانستیم در فضای مجازی حکمرانی قانونمند داشته باشیم، فضای مجازی برای کشور یک فرصت میشود، وَالّا ممکن است تهدید بشود.

به این مناسبت، من مسئله‌ی هوش مصنوعی را مطرح کنم که یک بار دیگر هم در آن جلسه‌ی تنفیذ اشاره‌ای کردم.(۸) ببینید، امروز هوش مصنوعی با یک شتاب حیرت‌دهنده‌ای [دارد پیش میرود]؛ یعنی انسان متحیّر میشود از شتابی که این فنّاوری عجیب در دنیا پیدا کرده و دارد پیش میرود. خب الان دستگاه‌های مختلف ما ــ نظامی و غیر نظامی ــ از هوش مصنوعی دارند استفاده میکنند، بهره‌برداری میکنند، امّا این ما را فریب ندهد. در مسئله‌ی هوش مصنوعی، بهره‌بردار بودن امتیاز نیست؛ این فنّاوری لایه‌های عمیقی دارد که باید بر آن لایه‌ها مسلّط شد؛ آن لایه‌ها دست دیگران است. اگر شما نتوانید لایه‌های عمیق و متنوّع این فنّاوری هوش مصنوعی را تأمین کنید، فردا اینها یک ایستگاهی مثل آژانس اتمی درست میکنند برای هوش مصنوعی ــ که الان دارند مقدّماتش را فراهم میکنند ــ که اگر چنانچه به آن ایستگاه رسیدید، باید اجازه بگیرید که در فلان بخش از هوش مصنوعی استفاده کنید، در فلان بخشِ دیگر حق ندارید استفاده کنید! این‌جوری است؛ زرنگهای دنیا، فرصت‌طلب‌ها و قدرت‌طلب‌های دنیا دنبال این چیزها هستند. یک آژانس هوش مصنوعی هم به وجود می‌آید، آن‌وقت اجازه نمیدهند که شما از این منطقه عبور کنید. خودتان باید برسید به فنّاوری‌های عمیق و ژرف این مسئله‌ و لایه‌های زیرساختی هوش مصنوعی را باید در کشور دنبال کنید. آن کسانی که مسئول این مسائل هستند ان‌شاء‌الله اینها را دنبال کنند. البتّه زمان دولت سیزدهم یک سازمانی تشکیل شد به نام «سازمان ملّی هوش منصوعی»، زیر نظر رئیس‌جمهور؛ این کار خوبی بود که خب حالا دیگر نصفه‌کاره مانده. اگر چنانچه همان سازمان زیر نظر خود آقای رئیس‌جمهور ادامه‌ی کار بدهد، امید فراوانی وجود دارد که ان‌شاء‌الله این کار به همین شکلی که عرض شد پیش برود.

نکته‌ی بعدی در باب اقتصاد است که خب حالا دیگر من در این زمینه حرف زیادی ندارم. آن چیزی که کارشناس‌های متعدّد و مورد اعتمادی در باب مسئله‌ی اقتصاد به ما میگویند این است که کلید مشکلات اقتصادی کشور در تولید است؛ طرفِ عرضه. اگر ما بتوانیم تولید را پیش ببریم، مسئله‌ی تورّم حل میشود، مسئله‌ی اشتغال حل میشود، مسئله‌ی ارزش پول ملّی حل میشود. مسئله‌ی تولید را باید جدّی گرفت. اگر چنانچه بخواهیم کشور در تولید ملّی پیشرفت بکند، کمک دولت را لازم دارد؛ بدون کمک دولت نمیشود. همین بهبود فضای کسب‌وکار و این حرفهایی که همیشه زده میشود، باید عملیّاتی بشود. چند ماه قبل بود که یک گروهی از همین کارآفرینان اقتصادی آمدند با ما ملاقات کردند و صحبتهایی کردند؛(۹) انسان وقتی به حرفهای اینها گوش میکند، [میبیند] توانایی‌هایی که در اختیار این کارآفرینان ما هست واقعاً شگفت‌آور است. میتوانند کارهای خوبی انجام بدهند؛ گاهی کارهای بظاهر نشدنی را اینها انجام داده‌اند؛ سود هم برده‌اند، استفاده هم کرده‌اند، به کشور هم سود رسانده‌اند؛ همه‌ی اینها هم تکرار میکنند که به کمک دولت احتیاج دارند، [لذا] دولت باید کمک کند به اینها.

یک نکته هم مسئله‌ی مهمّ جمعیّت و مسئله‌ی پیری زودهنگام کشور است که خیلی [مهم است]. چهل سال قبل، نرخ رشد جمعیّتمان ۳.۵ درصد بوده که از نرخهای خیلی بالا است. خب یک عدّه‌ای دستپاچه شدند و یک مقرّراتی را گذاشتند و یک محدودیّتهایی را ایجاد کردند. حالا آن نرخ [رشد جمعیّت] ما ۳.۵ که هیچ ــ البتّه من دقیق نمیدانم، الان آمار جدیدی ندارم ــ مثلاً نیم درصد یا حدّاکثر یک چیز این‌جوری است، ما باز همان مقرّرات را میخواهیم اعمال کنیم! این[طور] که نمیشود. مقرّرات باید منعطف باشد. یک روز جمعیّت بی‌ضابطه دارد اضافه میشود، جلویش را بگیرید، خوب است؛ یک روز هم جمعیّت متوقّف میشود یا دارد به طرف عقب میرود، کشور به سمت پیری میرود، اینجا باید بلافاصله مقرّرات را طبق نیاز کشور تغییر بدهید. من از آقای دکتر ظفرقندی، وزیر محترم بهداشت، جدّاً میخواهم ایشان روی این مسئله شخصاً تکیه کنند، دنبال کنند این موضوع را؛ یعنی واقعاً بروید دنبال این قضیّه و نگذارید این موانع تولید مثل و ولادت ــ که متأسّفانه زیاد هم هست ــ ادامه پیدا کند و بر اینها کاملاً تسلّط پیدا کنید. شماها خیلی‌هایتان در دوران جوانی کارهایی کردید که ممکن است امروز آن کارهای پیش‌رونده را نتوانید بکنید. خب ما احتیاج به جوان داریم در کشور. اگر خدای نکرده کشور دچار این عاقبت تلخ و سخت شد، یعنی پیری جمعیّت، دیگر هیچ علاجی وجود ندارد؛ امروز خیلی از کشورها مبتلا هستند. این مسئله‌ی جمعیّت است.

یک مسئله، مسئله‌ی نهراسیدن از مانع است. من این را خواستم به آقایان و خانمها عرض بکنم که هیچ کار بی‌مانعی وجود ندارد؛ هیچ برنامه‌ای که مانعی سر راهش قرار نگیرد شما پیدا نمیکنید؛ همیشه یک موانعی وجود دارد. بعضی‌ها وقتی به مانع برخورد میکنند، اوّلین گزینه‌شان عقب‌نشینی است؛ این خطا است. سعی کنید از مانع عبور کنید، سعی کنید مانع را دُور بزنید. بعد از اینکه همه‌ی کارها را کردید، یک وقت هم انسان عقب‌نشینی تاکتیکی میکند ــ حرفی نیست ــ لکن این‌جور نباشد که ما تا به یک مانعی برخورد کردیم، فوراً از حرفمان، از رأیمان، از برنامه‌مان برگردیم. از مانع نهراسید؛ این هم توصیه‌ی بعدی ما است.

به دشمن هم امید نبندید. حالا ایشان(۱۰) هم اشاره کردند، دیروز پریروز هم ظاهراً وزیر خارجه‌ی محترم(۱۱) یک اشاره‌ای کرده بودند. ما به دشمن امید نبندیم؛ برای برنامه‌هایمان منتظر موافقت دشمنان و کسانی که با ما [دشمنند نباشیم]؛ این منافات ندارد با اینکه آدم با همان دشمن در یک جایی تعامل هم بکند؛ مانعی ندارد؛ امّا امید به او نبندید، اعتماد به دشمن نداشته باشید.

آخرین نکته‌ای که عرض میکنم این است که در دوران این مسئولیّت، هر چه میتوانید به معنویّات خودتان بیشتر توجّه کنید. عزیزان من! همه‌ی ما احتیاج داریم به دل پُرایمان، به عمل عبادی، به اُنس بیشتر با قرآن و تضرّع بیشتر پیش خدا؛ به همه‌ی اینها واقعاً احتیاج داریم. آنچه من به طور خاص سفارش میکنم، نماز با خشوع است، نماز اوّل وقت است، حتّی‌المقدور نماز با جماعت است و اگر بتوانید در محیط کارتان نماز بخوانید، با کارکنانتان نماز بخوانید، خیلی بهتر است. شما الگو هستید برای یک جمعی؛ اوّلاً برای کارکنان خودتان، ثانیاً مردم به شما نگاه میکنند؛ رفتار شما، پوشش شما، چهره‌ی شما برای خیلی از مردم الگو است؛ به این توجّه داشته باشید. یک کارهایی را شما باید انجام بدهید و مقیّد باشید که شاید یک آدم معمولی لزومی ندارد مقیّد باشد. من این توصیه را به آحاد مردم نمیکنم، امّا به شما چرا؛ چون شما الگو هستید، چون به شما نگاه میکنند،‌ از شما یاد میگیرند، رفتار شما یک مجموعه‌ای از رفتارها را در کشور شکل میدهد. و از خدای متعال بخواهید و تضرّع کنید که به شما کمک کند. اگر بتوانید و توفیق پیدا کنید نوافل را بخوانید ــ بخصوص نافله‌ی شب را ــ و بتوانید سحرخیزی داشته باشید، این خیلی بهتر است؛ سحر وقت خیلی خوبی است برای خلوت کردن با خدای متعال و حرف زدن با خدای متعال و خواستن از خدای متعال. شماها هم در وادی خدمت پا گذاشته‌اید، وارد میدان خدمت شده‌اید؛ قصد قربت کنید، نیّت کنید برای خدا. این هم که حالا ممکن است بگویند «فلانی تظاهر میکند»، وسوسه‌ی شیطان است. بعضی‌ها هستند تا آدم به آنها میگوید، میگویند «اگر این کار را بکنیم، میگویند فلانی تظاهر میکند، متظاهر است»؛ خب بگویند! به نظر من اسیر و تسلیم این وسوسه نباید شد. شما با خدا قرار بگذارید،‌ عهد کنید‌، عمل کنید، ان‌شاءالله خدای متعال هم آبروی شما را حفظ میکند، به شما عزّت میدهد، شما را بالا میبرد و به شما آبرو میدهد.

ان‌شاءالله خدای متعال همه‌ی شما را موفّق بدارد. یک قدری طولانی شد امّا ان‌شاءالله مفید باشد، مؤثّر باشد، همه‌ی ما بتوانیم با هم برای این کشور و برای این مردم و برای اسلام ان‌شاءالله کار کنیم.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته
 
 
در ابتدای این دیدار، آقای دکتر مسعود پزشکیان (رئیس‌جمهور) مطالبی بیان کرد.
آقای حسین امیرعبداللهیان
نهج‌البلاغه، نامه‌ی ۳۱
نهج‌البلاغه، نامه‌ی ۵۳
بیانات در نخستین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم (۱۴۰۰/۶/۶)
رئیس‌جمهور
اشاره به بازداشت پاول دورف (مدیرعامل رسانه‌ی اجتماعی تلگرام) توسّط پلیس فرانسه، به اتّهام عدم همکاری با مقامات قضائی و عدم اقدام در برابر استفاده‌ی مجرمانه‌‌ی برخی از کاربران تلگرام.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم چهاردهمین دوره‌ی ریاست جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۳/۵/۷)
دیدار تولیدکنندگان و فعّالان اقتصادی (۱۴۰۲/۱۱/۱۰)
(۱۰ رئیس‌جمهور
(۱۱ آقای سیّدعبّاس عراقچی
اربعین ۱۴۴۶
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

مثل همه‌ی اربعینهای دیگر، امروز شما جوانان عزیز این حسینیّه را با حضور خودتان، با احساسات پاک خودتان، نورانی کردید؛ از همه‌ی شما تشکّر میکنم به خاطر حضورتان و برنامه‌ای که بحمدالله به بهترین وجهی انجام گرفت. برنامه‌ها بسیار خوب بود، سرود خوب بود، تلاوت قرآن خوب بود، زیارتی که خواندند بسیار خوب بود، منبر بسیار خوب بود، برنامه‌ی آقای مطیعی(۱) بسیار خوب بود؛ بحمدالله همه‌ی برنامه‌هایی که شما اینجا اجرا کردید، برنامه‌های پُرمغز، پُرمعنا و آموزنده‌ای بود.

در زیارت عاشورا، شما به امام حسین (علیه السّلام) عرض میکنید: یا اَبا عَبدِ اللهِ اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم اِلىٰ یَومِ القِیامَة.(۲) «اِلىٰ یَومِ القِیامَة» یعنی چه؟ یعنی این کارزار میان جبهه‌ی حسینی و جبهه‌ی یزیدی تمام‌نشدنی است؛ این کارزار ادامه دارد. جبهه‌ی حسینی خودش را معرّفی کرده؛ امام حسین (علیه السّلام)، در همین سفر کربلا، در چند جا مشخّص کرده که حرفش چیست، هدفش چیست. فرمود: اِنَّ رَسولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ قالَ مَن‌ رَأَى سُلطاناً جَائِرا؛ مسئله، مسئله‌ی ظلم است، مسئله‌ی جُور است. مُستَحِلّاً لِحُرُمِ اللهِ ناکِثاً لِعَهدِ اللهِ ... یَعمَلُ فی عِبادِ اللهِ بِالجَورِ وَ العُدوان؛(۳) مسئله این است. این جبهه‌ی حسینی است که در مقابله‌ی با ظلم فعّالیّت میکند و جهاد میکند. نقطه‌ی مقابلش هم جبهه‌ی جُور است، جبهه‌ِی ظلم است، جبهه‌ی شکستن عهد الهی است.

امروز شما در دنیا این را می‌بینید، قبل از دوران امام حسین (علیه السّلام) هم این دوجبهه‌ای وجود داشت، در زمان بعد از ایشان هم وجود داشته، امروز هم وجود دارد، تا آخر هم وجود خواهد داشت. در همه‌ی اینها «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم»؛ با هر کسی که در جبهه‌ی شما است، من خوبم؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم‌»، با هر کسی که با جبهه‌ی شما میجنگد، میجنگم. این جنگ اَشکال مختلفی دارد: در دوران شمشیر و نیزه یک جور است، در دوران اتم و هوش مصنوعی و امثال اینها یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران تبلیغات به وسیله‌ِی شعر و قصیده و حدیث و بیان کلمات یک جور است، در دوران اینترنت و کوانتوم و امثال اینها هم یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران دانشجو بودنِ انسان یک جور است، در دوران مدیر شدن و مسئول شدن یک جور دیگر است؛ در همه‌ِی احوال هست. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» نباید فراموش بشود. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن است؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم» این‌جوری است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر این‌جور فکر کردیم، این‌جور شناسایی کردیم، این‌جور همّت کردیم، زندگی معنا پیدا میکند، زندگی هدف پیدا میکند. پول لایق این نیست که هدف زندگی باشد؛ مقام و قدرت و موقعیّتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خدا است. راهش هم فقط همین است: سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم.

جوانی‌تان را قدر بدانید؛ میدان وسیعی در مقابل شما است. ان‌شاءالله شصت سال دیگر، هفتاد سال دیگر شما در این دنیا حضور خواهید داشت و کار خواهید داشت؛ از این فرصت استفاده کنید؛ برای این فرصت طولانی برنامه‌ریزی کنید؛ برای اینکه برنامه‌ریزی‌تان درست از آب دربیاید فکر کنید؛ برای اینکه درست بتوانید فکر کنید با قرآن آشنا بشوید، قرآن را بخوانید، تأمّل کنید، از کسانی که پیش از شما و بیش از شما تأمّل کردند یاد بگیرید. یاد گرفتن ننگ نیست، افتخار است؛ همیشه باید یاد بگیریم، تا آخر عمر باید یاد بگیریم. فکر کنید، مطالعه کنید، شناسایی کنید، آنجایی که اقدام لازم است اقدام کنید. اقدام یک وقت در آزمایشگاه است، یک وقت در کلاس درس است، یک وقت داخل محیط دانشگاه است، یک وقت در محیط اجتماعی است، یک وقت در محیط سیاسی است، یک وقت در راه کربلا است، یک وقت در راه فلسطین است، یک وقت شعار برای اهداف عالیه‌ی اسلامی است. انقلاب اسلامی این راه را روی ما باز کرد. عزیزان من، جوانهای من! شماها آن روزگار را ندیدید؛ خوشحال باشید که ندیدید. ما دیدیم آن روزگار را؛ روزگار بدی بود، روزگار سختی بود، روزگار سیاهی بود، روزگار یأس بود. انقلاب ورق را برگرداند، انقلاب راه را باز کرد، انقلاب به ما فرصت داد. میتوانیم از این فرصت استفاده کنیم؛ شما میتوانید از این فرصت استفاده کنید. میشود هم استفاده نکرد؛ اگر استفاده نکردیم، خسران است؛ اگر استفاده کردیم، فلاح است: قَد اَفلَحَ‌ المُؤمِنون‌.(۴) ان‌شاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

 
آقای میثم مطیعی (ذاکر اهلبیت)
کامل الزّیارات، ج ۱، ص ۱۷۶
بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۱ (با اندکی تفاوت)
سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی ۱
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید برادران عزیز و خواهران عزیزی که تشریف دارید. اوّلاً من صمیمانه تشکّر میکنم از همه‌ی شما برای اینکه توجّه کردید به این وظیفه‌ی بزرگ و فریضه‌ی عظیم؛ یعنی زنده نگهداشتن یاد شهدا. «شهادت» یک ذخیره است؛ فداکاری جوانهای یک ملّت یک پشتوانه‌ی عظیم معنوی و مادّی برای پیشرفت یک ملّت است. این را باید نگه داشت، این را باید حفظ کرد؛ نباید گذاشت از دست برود، به فراموشی سپرده بشود یا احیاناً تحریف بشود. اهمّیّت کار شما اینجا است که این ذخیره را دارید حفظ میکنید.

بیاناتی که آقای امامجمعه‌ی محترم بیان فرمودند و همچنین نوشته‌ی بسیار خوبی که برادر سپاهی‌مان خواندند، هر دو شامل مطالب درست و خوبی است. در مورد سفارش به مسئولین، من ان‌شاءالله سفارش خواهم کرد به مسئولین محترم؛ آقای عارف(۲) اینجا تشریف دارند، به آقای رئیسجمهور هم ان‌شاءالله خواهم گفت. و امیدواریم که این مردم درخور شأنشان و ارزش معنوی و ملّی‌شان برای کشور، مورد توجّه قرار بگیرند.

استان کهگیلویه و بویراحمد ــ یعنی آن مجموعه؛ حالا به شکل استان یا به هر شکل دیگری که قبلاً بوده ــ سابقه‌ی فداکاری و مجاهدتش خیلی طولانی است، که اشاره کردند. حالا دوره‌های قبل که به جای خود، [امّا] در دوره‌ی ما آنچه من یادم هست، از اوّل شروع مبارزات، سال ۴۲، جدّ آقا(۳) ــ پدر مرحوم آقای ملک‌حسینی(۴) ــ که عالِم بزرگی بودند در آن منطقه، یک اطّلاعیّه‌ای دادند که اطّلاعیّه‌ی ایشان جزو اطّلاعیّه‌های کم‌نظیر بود؛ یعنی قوی و شجاعانه بود و دستگاه هم [روی آن] حساب میکرد، چون میدانست که اگر ایشان دستور جهاد بدهد به مردم عشایری منطقه، جهاد خواهند کرد، کمااینکه کارهایی هم انجام گرفت. همان اوقات، دستگاه از یک قوم دیگری که آن قوم هم قوم عزیزی است، خواسته بود که اینها بروند با مردم عشایری منطقه‌ی بویراحمد بجنگند که یک عالِم سنّی در آنجا مانع از این کار شد. ما اینها را توجّه داشته باشیم که سوابق ارتباطات مذهبی و ملّی و قومی ما در این کشور چگونه است. یک مولوی اهل سنّت نگذاشت که نقشه‌ی رژیم برای ایجاد جنگ بین قوم بلوچ و  عشایر کهگیلویه و بویراحمد اتّفاق بیفتد؛ مانع شد، نگذاشت، فتوای خلاف داد. اینها سوابق این منطقه است.

در جریان دفاع مقدّس و جنگ تحمیلی هم انصافاً خیلی خوب وارد شدند؛ هم بعد از آنکه تیپ فتح تشکیل شد، و هم قبل از اینکه تیپ فتح تشکیل بشود ــ که عناصر [آن] در دستگاههای مختلف متفرّق بودند ــ عناصر مبارز این منطقه تلاشهای زیادی کردند، کارهای خوبی کردند. خاطراتی از آن وقت وجود دارد که حالا اینها در مسائل و گزارشهای تاریخی دفاع مقدّس مضبوط است. مثلاً یک گردانِ تیپِ فتح، در جزیره‌ی مجنون، دو سه روز در مقابل یک لشکر بزرگ بعثی عراقی ایستادگی کرد، مقاومت کرد، عقب‌نشینی نکرد. البتّه شهید دادند، امّا توانستند منطقه را حفظ کنند؛ یعنی از این کارها هم در آنجا، در تاریخ و حافظه‌ی تاریخی دفاع مقدّس ثبت است.

من یک جمله عرض بکنم: یکی از پایههای جنگ روانی دشمنانِ هر ملّتی و بیش از همه در زمان ما، ملّت عزیز خود ما و ایران اسلامی ما، این است که دشمنان این ملّت را بزرگنمایی کنند؛ از اوّل انقلاب این وجود داشته. دائماً از طرق مختلف به ملّت ما تفهیم میشده، القا میشده و تزریق میشده که بترسید؛ از آمریکا بترسید، از صهیونیستها بترسید، از انگلیس بترسید، از مانند اینها بترسید؛ دائم اینجور بوده. یکی از هنرهای بزرگ امام بزرگوار این بود که این ترس را از دلهای ملّت بیرون آورد، به ملّت احساس اعتماد داد، احساس خودباوری داد؛ ملّت احساس کردند که یک نیرو و توان درونی دارند که به اتّکاء آن میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند و دشمن هم نمیتواند و دستش آنچنان که وانمود میکند پُر نیست.

این حرکت جنگ روانی دشمن وقتی در عرصه‌ی نظامی وارد میشود، نتیجه‌اش ترس است، عقب‌نشینی است که قرآن کریم این عقب‌نشینی را در واقع موجب غضب الهی بیان کرده و تبیین کرده؛ وَ مَن یُوَلِّهِم یَومَئِذٍ دُبُرَهُ اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزاً اِلىٰ‌ فِئَةٍ فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله؛(۵) اگر چنانچه در مقابل دشمنی که مهاجم به شما است ــ انواع مهاجم هست، حالا یک وقت مهاجم با شمشیر و در میدان، روبه‌رو و سینه‌به‌سینه است، یک وقت مهاجم تبلیغاتی است، یک وقت مهاجم اقتصادی است، یک وقت مهاجم نظامی است با ابزارهای جدید ــ عقب‌نشینیِ غیر تاکتیکی کردید ــ گاهی اوقات عقب‌نشینی هم یک تاکتیک است مثل پیشروی، که آن عیب ندارد: اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزاً اِلىٰ‌ فِئَة؛ تاکتیک این است ــ اگر غیر از این موارد عقب‌نشینی کردید، فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله. در میدان نظامی این[جور] است؛ در میدان سیاسی هم عیناً همینجور است [موجب خشم الهی میشود].

در میدان سیاسی هم بزرگنمایی دشمن موجب میشود انسان احساس کند که خودش در انزوا است، احساس کند که ضعیف است، احساس کند از عهده‌ی او برنمی‌آید؛ نتیجه‌اش این است که تسلیم خواسته‌های او بشود؛ [بگویند] این کار را بکنید، چَشم؛ آن کار را نکنید، چَشم؛ کمااینکه الان انواع و اقسام دولتهایی هستند با ملّتهای بزرگ و کوچک که اینها این‌جوری‌ هستند؛ هر چه بهشان گفته بشود، در مقابل، «چَشم» است؛ از خودشان اراده‌ای ندارند. حالا در پشت میز دیپلماسی و مذاکرات دیپلماسی البتّه آداب و شرایطی وجود دارد. آن چَشم را به شکلهای مختلف میشود گفت؛ امّا در واقع [همان] چَشم است که شما میبینید. در حالی که همانها اگر به ملّتهای خودشان تکیه بکنند، اگر به تواناییهای داخلی خودشان تکیه کنند، اگر حقیقت موجودیّت آن دشمن را بشناسند و بدانند که دستش آنقدرها که وانمود میکند پُر نیست، میتوانند نگویند چَشم؛ امّا اینها را توجّه نمیکنند، میگویند چَشم. این در میدان سیاست.

در میدان فرهنگ هم این بزرگنمایی یک جور دیگر خودش را نشان میدهد؛ احساس انفعال، مجذوب فرهنگ طرف مقابل شدن، فرهنگ خودی را تحقیر کردن، به پایبندی به فرهنگ بیگانه افتخار کردن. یک عدّه‌ای هستند که وقتی حرف میزنند یا وقتی چیز مینویسند، افتخار میکنند که یک لغت فرنگی به کار ببرند؛ افتخار میکنند که تعبیر ایرانی‌اش را به کار نبرند، تعبیر فرنگی‌اش را به کار ببرند. حالا یک وقت هست که شما یک مقابل ایرانی ندارید، [مثلاً] تلویزیون، تلویزیون است؛ ما یک لغت ایرانی برای آن نداریم؛ اگرچه میشد همان اوّلی که آمد، برای آن لغت گذاشت، امّا حالا مجبوریم آن را بگوییم تلویزیون. امّا [در مورد] خیلی از لغات متعارف رایج در زبان بعضیها که فرنگی است، ما الزامی نداریم؛ یکی از نتایج آن بزرگنمایی این است که فرهنگ او را، رسومات او را، آداب زندگی او را، سبْک زندگی او را قبول میکنیم، میپذیریم؛ ببینید، خب، این جنگ روانی دشمن است.

آن که در مقابل این جنگ روانی با تمام وجود ایستاد، او کیست؟ همان جوانهایی هستند که شما الان دارید برایشان بزرگداشت برگزار میکنید، دارید آنها را بزرگ میدارید، که واقعاً هم بزرگند. آن جوانِ اهل فلان نقطه‌ی کشور، فلان شهر، فلان قوم، فلان استان که میرود در مقابل دشمن می‌ایستد، نه در میدان نظامی احساس خوف میکند، نه تحت تأثیر حرفهای سیاسی او قرار میگیرد، نه فرهنگ او را میپذیرد، او همین موجودی است که باید از او قدردانی کرد و قدرشناسی کرد؛ او است که در مقابل این جنگ روانی با همه‌ی وجود ایستاده؛ این را زنده کنید. در این بزرگداشتها این حقیقت را مجسّم کنید و نشان بدهید. این حرف من است.

همه‌ی این چیزهایی که شما گفتید: دست‌نوشته‌ها، کتابها، فیلمها، بزرگداشتها، نامگذاری کوچه و خیابان و ورزشگاه و غیره، خوب است، همه‌ی اینها لازم است. بعضی از اینها که کهنه میشود. یعنی مثلاً شما اسم خیابان را که به اسم شهید میگذارید، خب خیلی خوب است، امّا سه چهار سال که گذشت، مردم میگویند «خیابان شهید بهشتی»، و اصلاً به یاد شهید بهشتی هم نمی‌افتند. شما الان مثلاً [میخواهید بروید] خیابان شهید بهشتی، [میپرسند] کجا میروید آقا؟ [میگویید] خیابان شهید بهشتی؛ اصلاً انسان به یاد بهشتیِ شهیدِ عزیز هم نمی‌افتد. بعضی‌هایش که این‌جوری است؛ عیبی ندارد، در عین حال بگذارید. بعضی‌هایش که ماندگار است مثل فیلم، بیشتر از همه کتاب ــ اینها البتّه ماندگار است ــ اینها را باید کاری کنید که خروجی داشته باشد. یعنی شما کتاب را چاپ میکنید، خیلی خب، چند نفر این کتاب را میخوانند؟ چند نفر وقتی خواندند، از آن یادداشت برمیدارند؟ چند نفر وقتی که با رفقایشان در حلقه‌های دوستانه نشستند، از این یادداشتها استفاده میکنند و اینها را با همدیگر تبادل میکنند؟ اینها را مورد نظر قرار بدهید. ببینید راه این چیست؛ چه کار میتوانید بکنید که این کتاب ــ که ماندگارتر از همه هم کتاب است؛ از فیلم و مانند اینها ماندگارتر است ــ بتواند یک تحوّل ایجاد کند در آن کسی که کتاب را میخواند.

خب ما در کشور چند ده میلیون جوان داریم؛ شمارگان چاپ این کتاب مثلاً فرض کنید که حالا اگر ده بار چاپ بشود، ده تا دو هزار تا ــ که حدّاکثر [تعداد هر چاپ] است ــ میشود بیست هزار جلد؛ بیست هزار جلد در مقابل بیست میلیون خیلی رقم کوچکی است. کاری کنید که اوّلاً بیست هزار نفر بخوانند، و همان بیست هزار نفری که میخوانند این کتاب را، به معنای واقعی کلمه، این شخصیّت، این کسی که شما توصیفش کردید، چهره‌نگاری کردید، در سبْک زندگی آنها، در وجود آنها، در فکر آنها، فرهنگ آنها اثر بگذارد؛ همّتتان باید این باشد. من همیشه به این جمعهایی که برای بزرگداشت شهدا می‌آیند با ما دیدار میکنند ــ مثل شما ــ این را توصیه میکنم: خروجیها را در نظر بگیرید؛ صِرف کار کافی نیست. این کارها ابزار است؛ ابزار [هم] برای یک نتیجه است. وَالّا [اگر] شما یک آچار داشته باشید، هیچ استفاده‌ای از آن نکنید یا مثلاً به درد باز کردن پیچ و مهره‌ی شما نخورد، این فایده‌ای ندارد. باید کاری باشد، چیزی باشد، ابزاری باشد که بتواند اثر کند.

ان‌شاءالله خداوند شماها را موفّق بدارد، مؤیّد بدارد؛ شهدای عزیز آن منطقه را، آن استان را خداوند رحمت کند، درجاتشان را عالی کند، شفاعتشان را نصیب ما کند، ما را هم به فضل و لطف خودش به آنها ملحق کند.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته
 
 
در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام سیّدنصیر حسینی (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد و امام‌جمعه‌ی یاسوج) و سرتیپ‌دوّم حمید خرّم‌‌دل (فرمانده سپاه فتح استان کهگیلویه و بویراحمد) مطالبی بیان کردند.
آقای دکتر محمّدرضا عارف (معاون اوّل رئیس‌جمهور)
حجّت‌الاسلام سیّدشرف‌الدّین ملک‌حسینی (نماینده‌ی مردم کهگیلویه و بویراحمد در مجلس خبرگان رهبری)
حجّت‌الاسلام سیّدکرامت‌الله ملک‌حسینی (نماینده‌ی سابق ولیّ‌فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد)، فرزند حجّت‌الاسلام سیّدصدرالدّین ملک‌حسینی
سورهی انفال، بخشی از آیهی ۱۶؛ «و هر که در آن هنگام به آنان پشت کند ــ مگر آن که [هدفش‌] کناره‌‌گیرى براى نبردى [مجدّد] یا پیوستن به جمعى [دیگر از همرزمانش‌] باشد ــ قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد ...»
مراسم اعطای حکم تنفیذ ریاست جمهوری به آقای مسعود پزشکیان(۱)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

روز تنفیذ و مراسم تنفیذ، آخرین برگ از کتاب قطور و پُرمضمونی است که ملّت عزیز ایران و دست‌اندرکاران به وسیله‌ی این انتخابات پُرانگیزه تدوین کردند و آن را در قفسه‌ی افتخارات کشور ایران ماندگار کردند. خدا را شاکر هستیم که انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم با وجود فضای اندوه عمومی ناشی از فقدان رئیس‌جمهور فقید شهیدمان، مرحوم آقای رئیسی (رضوان الله علیه) بحمدالله به بهترین وجهی انجام گرفت؛ با آرامش، با سلامت، با رقابت، با برخورد اخلاقی رقبا با رئیس‌جمهور منتخب و محترم بعد از انتخابات که این برخوردها بسیار تحسین‌برانگیز بود. این آزمون مهمّی برای کشور بود که بحمدالله این آزمون با موفّقیّت انجام گرفت و نتیجه‌ی شیرین آن را ان‌شاءالله ملّت عزیزمان خواهند چشید.

بنده لازم میدانم نقش سرپرست محترم ریاست جمهوری، جناب آقای مخبر را و هیئت دولت را در مدیریّت امور کشور در این حدود دو ماه یادآوری کنم و از این آقایان تشکّر کنم؛ نقش مهمّی را ایفا کردند و توانستند به فضل الهی کشور را در وضعیّت آرامش و با روحیه‌ی عمومی خوب مردم به انتخابات برسانند و انتخابات را به بهترین وجهی به پایان ببرند.

ما بحمدالله یک مردم‌سالاری آمیخته‌ی با رقابت و سلامت در کشورمان داریم. عزیزان من! این مردم‌سالاری که امروز در کشور ما وجود دارد، ارزان و آسان به دست نیامده؛ این نتیجه‌ی قیام مردم در قبال یک وضع نابسامان و مصیبت‌باری است که در گذشته در این کشور وجود داشته. امام بزرگوار ما، از روز اوّل پیروزی انقلاب، با قاطعیّت تمام، یک امر بی‌سابقه‌ی در کشور را تثبیت کردند و آن، دخالت مردم، حضور مردم و تأثیر مردم در اداره‌ی کشور است؛ این کار بزرگ امام بزرگوار ما بود که یکی از مهم‌ترین حوادث تاریخ زندگی کشور ما است.

قبل از اینکه ملّت ایران به رهبری امام بزرگوار به مردم‌سالاری دست پیدا بکند، ما فقط تجربه‌ی مشروطیّت را داشتیم که این تجربه، تجربه‌ی ناکامی بود. در مشروطیّت، مردم مجاهدت کردند، تلاش کردند، شهید دادند، مبارزات فراوانی انجام گرفت، لکن به دلیل اینکه یک رهبریِ قدرتمند و متنفّذ و مردمی بر سر کار نبود، تقریباً از همان اوّلین روزها کشور دچار آشفتگی شد، بیگانه‌ها دخالت کردند، خودسرهای داخلی وارد میدان شدند، حدود پانزده سال کشور در حال آشفتگی بود، بعد هم دیکتاتوریِ خشنِ رضاشاهی بر سر کار آمد؛ یعنی بین امضای حکم مشروطیّت و روی کار آمدن یک دیکتاتور خشن بی‌رحم وابسته‌ای مثل رضاخان، حدود پانزده سال بیشتر فاصله نشد؛ و همه‌ی زحمات ملّت با روی کار آمدن رضای پهلوی بر باد رفت.

خصوصیّت و شاخص مهمّ حکومت پهلوی اوّل ــ که تقریباً چهار سالش به صورت نخست‌وزیر و فرمانده نیروهای مسلّح و مانند اینها بود، و بقیّه‌اش هم به عنوان سلطنت و پادشاهی بود ــ از یک طرف عبارت بود از دیکتاتوریِ خشن و مظلوم‌کشی و فشار به ملّت، و از یک طرف ذلّت و اطاعت و انفعال در مقابل عوامل خارجی. رضاشاه را انگلیس‌ها سر کار آوردند و هر چه آنها خواستند انجام گرفت؛ هم در باب سیاست، هم در باب فرهنگ، هم در باب نوع اداره‌ی کشور، همان که آنها میخواستند در کشور اتّفاق افتاد: منابع ملّی به غارت رفت؛ قرارداد ظالمانه‌ی نفت که در شُرُف انتها بود، سی سال اضافه شد؛ با مردم سخت‌گیری و سرکوب انجام گرفت؛ با دین و دین‌داری و روحانیّت که عامل مهمّی در حرکت مردم بود، صریحاً و علناً مبارزه شد؛ بعد هم در اواخر دوره، وقتی که آنها احساس کردند رضاشاه یک گرایشی به آلمان هیتلری پیدا کرده ــ با شروع جنگ جهانی دوّم و حرکتهای آلمان که نشان میداد دارد پیش میرود، یک گرایشی پیدا کرده بود ــ همین انگلیس‌هایی که او را سر کار آورده بودند، آمدند دست او را گرفتند گفتند که اخراج! او را تبعید کردند و پسر نالایق او را به جای او نشاندند و همان سیاستها ادامه پیدا کرد. محمّدرضا هم همان راه پدر را رفت؛ یعنی سخت‌گیری بر مردم، اختناق شدید داخلی، کمک به بیگانگان در تصرّف منابع ملّی ایران، عمدتاً نفت، و ذلّت در مقابل سیاستهای بیگانه ــ این حرفها را یک وقتی ماها میگفتیم، بعدها که کتابهای خاطرات خود خانواده‌ی پهلوی و کسانشان و نزدیکانشان منتشر شد، دیدیم همین حرفهایی که ما میدانستیم و میگفتیم، آنها خودشان به این حرفها اقرار میکنند ــ تعیین نخست‌وزیر با هدایت بیگانگان، با اراده‌ی بیگانگان؛ تعیین نوع خرید تسلیحات، نوع فروش نفت، قیمت هر کدام و بقیّه‌ی مسائل عمده‌ی اداره‌ی کشور به عهده و تابع اراده‌ی بیگانگان، و فشار بی‌دریغ بر مردم؛ این وضعیّت سیاست اینها بود. اینها مهم است؛ توجّه به این نکات مهم است. کار به جایی رسید که محمّدرضای پهلوی برای سرنگون کردن یک دولت ملّی که استثنائاً با رأی مردم بر سر کار آمده بود، برای اینکه این دولت را سرنگون کند، متوسّل شد به آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها که کودتا کنند در ایران، و کودتا کردند و دولت را سرنگون کردند. یعنی دیگر خیانت بالاتر و آشکارتر از این تصوّر نمیشود! این مردم‌سالاری که شما امروز در ایران مشاهده میکنید، برآمده از قیام ملّت ایران در مقابل یک چنان وضعی است. ملّت ایران هرگز دخالت در امور اداره‌ی کشور را تجربه نکرده بود، آزمایش نکرده بود؛ انقلاب اسلامی این را هدیه کرد به ملّت ایران به دست امام بزرگوار و برجسته‌ی بی‌نظیر ما. قدر این را باید دانست: این مردم‌سالاری، این حضور مردمی.

ما در جمهوری اسلامی در این چهل و چند سال ده‌ها انتخابات داشتیم؛ انتخابات مجلس، انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات شوراها، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، انتخابات خبرگان رهبری، و همه همراه با رقابت، با سلامت، با حضور پُرانگیزه‌ی مردم، گاهی بیشتر، گاهی کمتر؛ این در درجه‌ی اوّل اهمّیّت قرار ندارد؛ آنچه در درجه‌ی اوّل اهمّیّت قرار دارد، «انگیزه‌دار بودن مردم» است. مردم باانگیزه می‌آیند پای صندوق رأی و رأی میدهند؛ و این اتّفاق همواره افتاده و وجود داشته.
بحمدالله انتخابات اخیر هم بخوبی انجام گرفت؛ و مردم بحمدالله رئیس‌جمهور شایسته‌ای را انتخاب کردند. بیاناتی که امروز ایشان اینجا کردند، متقن و عمیق و حاکی از پایبندی به مبانی حقیقی مردم‌سالاری اسلامی است. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند به ایشان کمک کند. همه‌ی ما باید کمک کنیم در حدّ خودمان که ایشان و دولتشان بتوانند این کارهای بزرگ را انجام بدهند. خب این عرایض ما در مورد اصل قضیّه.

بنده چند توصیه میخواهم عرض بکنم که این توصیه‌ها، هم به دولت و مسئولینی است که ان‌شاءالله در جایگاه‌های مهمّ مسئولیّت قرار خواهند گرفت، هم به عموم ملّت است، و به همه‌ی ما و خود ما توصیه میکنیم.

توصیه‌ی اوّل. کشور ما، کشور بزرگی است، ملّت ما ملّت بزرگی است. در میان ملّت ما کسانی که صاحب فکرند، صاحب ابتکارند، صاحب تجربه‌اند، صاحب آراء جدیدند، بی‌شمارند؛ وقتی انسان پای صحبت این و آن می‌نشیند، این‌قدر حرف نو، فکر نو، ابتکار نو در سخنان گوناگون افراد در قشرهای مختلف می‌شنود که شگفت‌زده میشود. پیشنهادهایی که به صورت مکتوب میدهند، حرفهایی که حضوری میزنند، آنچه به عنوان اعتراض میگویند، آنچه به عنوان پیشنهاد میگویند، همه برای انسان از این جهت مژده است که نشان‌دهنده‌ی فکر نو، ابتکار نو، تجربه‌ی خوب و راهگشایی برای آینده است. این [ظرفیّت] کشور ما است. من عرض میکنم که این یک ثروت عظیم ملّی است و از این باید استفاده کرد. دولت محترم و رئیس‌جمهور محترم ان‌شاءالله برای مردم، با مردم، در میان مردم از این «ظرفیّت عظیم مردمی» استفاده کنند و از آن برای رسیدن به اهدافی که ذکر کردند و راهی که میخواهند بروند، بهره بگیرند.

البتّه در کنار این فرصتهای انسانی، ثروتهای طبیعی و مادّی ما هم وجود دارد که آن هم فراوان است. ثروتهای طبیعی کشور ما خیلی بیش از آن چیزی است و آن مقداری است که ما تا به حال از آن بهره گرفته‌ایم و استفاده کرده‌ایم؛ خیلی بیشتر از اینها است. ما میتوانیم کارهای بزرگی را به اتّکاء این منابع انسانی و ثروت انسانی و ثروت طبیعی انجام بدهیم؛ شرطش این است که همّت بلند داشته باشیم، کارها را بجد دنبال کنیم و همکاران خوبی را ان‌شاءالله انتخاب کنیم. این توصیه‌‌ی اوّل ما است.

توصیه‌ی بعدی مربوط به «کار جهادی» است. من عرض میکنم با روحیه‌ی جهادی میشود کوه‌های مشکل را از جا کَند. کار جهادی یعنی چه؟ یعنی خستگی‌ناپذیری، بی‌‌مزد و بی‌منّت کار کردن، هدف را انجام وظیفه‌ی انسانی و خدایی قرار دادن، و پیش رفتن؛ این کار جهادی است. البتّه چهارچوب‌های قانونی و اداری وجود دارد، باید رعایت بشود، امّا کار جهادی، کیفیّت است، نوع کار است. صد درصد کار قانونی میشود انجام داد، به صورت جهادی و به غیر صورت جهادی؛ خیلی‌ها هستند ظاهر قانون را رعایت میکنند امّا کار پیش نمیرود، کار انجام نمیگیرد. آقای رئیس‌جمهور محترم، چند روز قبل، راجع به همین که در برخی از بخشهای اداریِ ما آدمی نشسته که موظّف است، مسئول است، امّا محصول کار او در صبح تا شب محصول قابل توجّهی نیست، محصول به‌دردبخوری نیست، با من صحبت میکردند که حرف درستی است. کار جهادی نقطه‌ی مقابل این است. ما با کار جهادی کارهای بزرگی در کشور انجام دادیم: دفاع مقدّس هشت‌ساله‌ی ما با کار جهادی پیش رفت؛ توطئه‌های پیچیده‌ی رنگارنگ دشمن در این سی چهل سال، با کار جهادی خنثی شد. شهید رئیسی (رضوان الله تعالی علیه) اهل کار جهادی بود؛ واقعاً شب و روز نمی‌شناخت؛ واقعاً دنبال آفرین و احسنت برای این‌همه کاری که میکرد نبود؛ این را ما از نزدیک دیدیم، حس کردیم. به معنای واقعی کلمه تلاش میکرد، کار میکرد، هر آنچه از دستش برمی‌آمد انجام میداد، خیلی‌ها هم نمیفهمیدند؛ یعنی کارهایی نبود که جلوی چشم مردم باشد، ولی کار میکرد. این هم توصیه‌ی بعدی ما که [عبارت بود از] کار جهادی، ورود مجاهدانه در میدان و اجتناب از کنترل از راه دور؛ اینکه مدیری بخواهد از راه دور کارها را کنترل کند، نمیشود؛ باید برود در دل کار.

توصیه‌ی بعدی: تعامل ارکان کشور؛ بدون این نمیشود کار کرد. مجلس باید به دولت کمک کند؛ دولت باید روی حساسیّت‌های مجلس حساب کند؛ قوّه‌ی قضائیّه در هر نقطه‌ای که مورد نیاز است باید حضور فعّال داشته باشد؛ نیروهای مسلّح در هر جایی که دولت نیاز دارد و مردم نیاز دارند، طبق وظایفشان حضور داشته باشند؛ همه بایستی نقش‌آفرینی کنند. این جلسات رؤسای قوا فرصت بسیار خوبی است. بنده قبلاً هم به مسئولان قوا توصیه کرده‌ام، الان هم به آقایان که اینجا تشریف دارند، توصیه میکنم این جلسات رؤسای سه قوّه و تبادل نظر را جدّی بگیرند؛ این کار، کار بسیار خوبی است؛ تجربه‌ی ما است که سالهای متمادی از این استفاده کرده‌ایم.

توصیه‌ی بعدی، رعایت اولویّتها است. البتّه همه میدانند که بنده نسبت به مسائل فرهنگی خیلی حسّاسم؛ مسائل فرهنگی و مسائل اجتماعی مسائل بسیار مهمّی است، شاید بیش از همه‌چیز اهمّیّت دارد؛ لکن امروز از لحاظ زمانی، اولویّت با مسائل اقتصادی است. یک تحرّک اقتصادی حساب‌شده‌ی قوی پیگیر مورد نیاز است. البتّه کارهایی در دولت قبل انجام گرفته که کارهای باارزشی است و باید ادامه پیدا کند، کارهای دیگری هم باید اضافه بشود.

در مسائل اقتصادی، هم از زاویه‌ی دید مسائل کلان بایستی به مسئله‌ی اقتصادی پرداخت ــ مسئله‌ی ارزش پول ملّی، مسئله‌ی تولید، مسئله‌ی سرمایه‌گذاری، مسئله‌ی بهبود فضای کسب‌وکار؛ مسائل اساسی و کلّی ــ هم از نظر بهبود وضع معیشت مردم که یک کار فوری و کوتاه‌مدّت است، کارهایی را میشود انجام داد و ان‌شاءالله انجام بگیرد. البتّه در هر دو زمینه کارهایی شده و خوب است که ادامه پیدا کند.

توصیه‌ی بعدی، مربوط به فضای احساسات عمومی ناشی از انتخابات است، که مخاطب این [توصیه] آحاد مردمند، فعّالان سیاسی و اجتماعی‌اند. خب انتخابات طبعاً چالش‌برانگیز است دیگر؛ افرادی در انتخابات، در دو طرف قضیّه قرار میگیرند، چالشهایی به وجود می‌آید؛ نباید به وسوسه‌های دوقطبی‌سازی اعتنا کرد و ترتیب اثر داد؛ این توصیه‌ی مؤکّد بنده است. نباید احساساتی که افراد را در دوره‌ی انتخابات وادار به مجادله‌ی با یکدیگر میکرد ادامه پیدا کند؛ نگذارید ادامه پیدا کند. خب خاصیّت انتخابات این است دیگر: یکی رأی می‌آورد، یکی رأی نمی‌آورد؛ این نتیجه‌ی انتخابات است. انتخابات یعنی همین؛ مثلاً یک نفر مورد علاقه‌ی شما است رأی می‌آورد، یک نفر مورد علاقه‌ی دیگری است رأی نمی‌آورد؛ این طبیعی است؛ این نباید موجب نقار(۲) بشود؛ این نباید موجب اختلاف و شکاف و جدایی بشود. در جمهوری اسلامی سلایق گوناگون، گرایشهای گوناگون از اوّل انقلاب تا حالا آمدند بالا، رفتند پایین؛ بعضی‌ها امروز رأی آوردند، فردا دیگری رأی آورده؛ عکسش هم همین‌جور؛ این همین «وَ تِلکَ الاَیّامُ نُداوِلُها بَینَ النّاس»(۳) است دیگر؛ این امتحان است. بنده عرض میکنم در همه‌ی این انتخابات‌هایی که اتّفاق افتاده، ملّت ایران پیروز شده؛ ما شکست‌خورده نداریم. آن کسانی که وارد میدان شدند، از یک نامزدی حمایت کردند و آن نامزد رأی نیاورد، اینها شکست نخوردند، اینها هم پیروزند؛ اینها جزو ملّت ایرانند دیگر، ملّت ایران پیروز است. بنابراین آن حالت نقار یا دلخوری و دلتنگی‌ای که گاهی ممکن است در اثنای مجادلات و مباحثات انتخاباتی اتّفاق افتاده باشد، نباید ادامه پیدا کند. نه آن کسی که نامزدش رأی آورده است باید احساس اعتلا کند، نه آن کسی که نامزدش رأی نیاورده است باید احساس شکست کند؛ هیچ‌کدام، نه این [احساس] اعتلا میکند، نه آن احساس شکست میکند. این هم توصیه‌ی بعدی ما است که مخاطبش همه‌ی فعّالان سیاسی و اجتماعی و انتخاباتی و مانند اینها است.

توصیه‌ بعدی، «قدرشناسی توان داخلی کشور و تکیه‌ی به توان داخلی» است. مخاطب این [توصیه] مسئولین محترمند که ان‌شاءالله زمام امور هدایت کشور و پیشرفت کشور را، اجرائیات کشور را بر عهده خواهند داشت. به توان داخلی اهمّیّت بدهند. «ما میتوانیم» یک شعار همیشگی باقی بماند؛ واقعش هم همین است. این حرف البتّه به معنای این نیست که ما از توانهای خارجی استفاده نکنیم؛ هیچ عاقلی این حرف را نمیزند. خب باید از همه‌ی امکانات استفاده کرد؛ امکانات داخلی، خارجی، دوستان. حتّی گاهی دشمنان ما یک حرکتی انجام میدهند که به نفع ما است، از آن هم باید استفاده کرد. استفاده باید کرد، منتها توان داخلی را ندیده نباید گرفت؛ هیچ مسئله‌ی داخلی را متوقّف و آویزان به یک موضوع خارجی نباید کرد؛ این عرض ما است. هر کاری که میتوانید در سطح دنیا انجام بدهید، انجام بدهید؛ کارهای خوب را، کارهایی را که عزّت‌آفرین است، شرافتمندانه است انجام بدهید، امّا از توان داخلی، قدرت داخلی، ابتکارات داخلی غفلت نشود؛ این تأکید بنده است که البتّه مثالهای زیادی وجود دارد.

توصیه‌ی بعدی در مورد مسائل مربوط به سیاست خارجی است. اوّلین مطلبی که در باب سیاست خارجی میخواهم عرض بکنم این است: در مقابل امواج و حوادث جهانی و بخصوص منطقه‌ای، برخورد کشور، برخورد فعّال باشد، برخورد اثرگذار باشد، نه برخورد منفعل. مسائل گوناگونی چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظ علمی، چه از لحاظ پیشرفتها و ابتکارات فوق‌العاده و عجیب علمی ــ فرض کنید مثل هوش مصنوعی ــ در دنیا اتّفاق می‌افتد؛ با این، فعّال برخورد کنید، منفعل برخورد نکنید؛ اثرگذار برخورد کنید. غفلت و تغافل از آنچه در دنیا پیش می‌آید، در منطقه پیش می‌آید، جایز نیست. هر حادثه‌ای پیش می‌آید، ما یک موضعی در قبال آن داریم؛ این موضع را صریح، روشن، با قوّت و متانت ابراز کنیم تا دنیا بشناسد و بفهمد که ایران اسلامی در این قضیّه چه میگوید. دولت سیزدهم در این باره تلاش خوبی داشت. خدا رحمت کند، شهید خدمت، مرحوم امیرعبداللهیان(۴) را؛ دیپلمات خیلی خوبی بود، مذاکره‌کننده‌ی خیلی خوبی بود، تلاش و فعّالیّت خوبی داشت؛ بنده از نزدیک کارهای ایشان را میدیدم؛ خوب حرکت میکرد، خوب کار میکرد. این فعّالیّت و تلاش ان‌شاءالله بایستی ادامه پیدا کند.

یکی از حرفها در مورد سیاست خارجی این است که ما در ارتباطات خارجی اولویّتهایی داریم؛ یکی از اولویّتهای ما همسایگان ما هستند. ما جزو کشورهای دارای همسایگان متعدّد هستیم؛ این از جمله‌ی امتیازات یک کشور است. تقریباً چهارده همسایه در اطراف ما هست؛ این یک امتیاز برای ما است. بایستی ما بر روی روابط با همسایگان کار کنیم، تلاش کنیم؛ این از اولویّتهای ما است.

یکی از اولویّتها ارتباط با کشورهایی است که میدان دیپلماسی ما را میتوانند گسترش بدهند؛ مثلاً کشورهای آفریقا، کشورهای آسیا؛ اینها میدان دیپلماسی ما را گسترش میدهند؛ ارتباط با اینها جزو اولویّتها است.

یکی از اولویّتها ارتباط مستحکم با کشورهایی است که در این سالها در قبال فشارها از ما حمایت کرده‌اند، به ما کمک کرده‌اند؛ چه در سازمان ملل، چه در غیر سازمان ملل، چه در میدان عمل، همکاری‌های اقتصادی و غیره، از ما حمایت کرده‌اند؛ ما قدرشناسی باید بکنیم؛ ارتباطاتمان را با اینها بایستی مستحکم کنیم؛ این سیاست اولویّت‌دار ما است؛ و از این قبیل کارهای اولویّت‌داری در این زمینه وجود دارد.

البتّه این‌جور نیست که ما بگوییم یک انگیزه‌ی مخالفت و دشمنی‌ای با بعضی از کشورها، مثلاً کشورهای اروپایی ــ که حالا من جزو اولویّتها آنها را ذکر نکردم ــ داریم؛ نه. علّت اینکه کشورهای اروپایی را بنده به عنوان اولویّت ذکر نمیکنم، این است که اینها با ما این چندساله خوب رفتار نکردند؛ با ما خوب برخورد نکردند. در قضیّه‌ی تحریمها، در قضیّه‌ی نفت، در قضایای گوناگون، در عناوین جعلی مثل حقوق بشر و امثال اینها، با ما بد رفتار کردند؛ [اگر] این رفتار بد را نداشته باشند، البتّه آن [کشورها] هم جزو اولویّتهای ما است، آن هم جزو مواردی است که ارتباط با آنها برای ما دارای اولویّت است. البتّه چند کشور هستند که ما اذیّتهای آنها را، رفتار عنادآمیزشان را فراموش نمیکنیم. این هم راجع به این [قضیّه]. اینها توصیه‌های ما بود که عرض کردیم.

آخرین مطلبی که من عرض میکنم، مسئله‌ی غزّه است که امروز یک مسئله‌ی جهانی است. یک روز موضوع فلسطین، صرفاً یک موضوعِ کشورهای اسلامی بود؛ امروز مسئله‌ی فلسطین و مسئله‌ی غزّه، یک مسئله‌ی عمومیِ جهانی است. این مسئله امروز از داخل کنگره‌ی آمریکا تا سازمان ملل تا المپیک پاریس تا همه‌جای دیگر، انتشار و گسترش دارد. رژیم صهیونیستی زشت‌ترین چهره‌ی یک باند جنایت‌کار را دارد از خودش ارائه میدهد و نشان میدهد. اینها دولت نیستند؛ اینها یک باند جنایت‌کارند، یک باند قاتلند، یک باند تروریستند. اینها در ترور و قساوت و جنایت ــ جنایتهای عجیب و غریب ــ نصاب جدیدی را در تاریخ جنایت‌کاری بشر در دنیا به جا گذاشتند؛ یک نصاب جدیدی به وجود آوردند. امروز بمب‌های سنگین صهیونیست‌ها بر روی سر کسانی ریخته میشود که حتّی یک گلوله شلیک نکرده‌اند؛ کودکان داخل گهواره‌ها، بچّه‌های پنج‌ساله، شش‌ساله، زنها، بیماران بیمارستان‌ها؛ اینها حتّی یک گلوله به کسی شلیک نکرده‌اند، [امّا] بمب روی سر اینها دارد ریخته میشود؛ چرا؟ این جنایت، یک جنایت بی‌سابقه است. قدرت مقاومت روزبه‌روز بیشتر دارد آشکار میشود؛ دشمن صهیونیستی با همه‌ی کمکهای آمریکا، با همه‌ی کمکهایی که بعضی از دولتهای خائن، به او انجام دادند، نتوانسته نیروی مقاومت را زمین‌گیر کند، نتوانسته آنها را مغلوب کند. هدفی که اعلام کردند ریشه‌کن کردن حماس بود؛ امروز حماس ــ حماس و جهاد و به طور کلّی مقاومت در فلسطین ــ با قدرت کامل ایستادگی کرده، اینها کاری با آنها نمیتوانند بکنند، روی سر مردم مظلوم غزّه بمب میریزند! دنیا بایستی در مقابل این حادثه تصمیم جدّی‌تری بگیرد. باید دولتها، ملّتها، شخصیّت‌های فکری و سیاسی، در عرصه‌های مختلف جدّاً تصمیم بگیرند. آن وقت با این نگاه، آدم میفهمد که چه ننگ بزرگی را کنگره‌ی آمریکا چند روز قبل برای خودش هموار کرد که پای صحبت این جنایت‌کار نشست و گوش کرد! (۵) این، ننگ بزرگی است.
امیدواریم خداوند متعال ملّت مظلوم فلسطین را پیروز کند. امیدواریم خداوند متعال ملّت عزیز و بزرگ و پُرانگیزه‌ی ایران اسلامی را به اهداف والای خودش برساند. از خداوند متعال صمیمانه درخواست میکنیم که رئیس‌جمهور جدید عزیزمان و دولتی را که تشکیل خواهد شد، توفیق بدهد و کمک کند تا بتوانند کارهایی را که مایلند انجام بدهند، دنبالش هستند و اعلام میکنند، ان‌شاءالله این اهداف عالی را محقّق کنند و ملّت ایران را سرافراز کنند. از خداوند متعال برای روح مطهّر امام بزرگوار، ارواح مطهّر شهیدان، روح شهید سلیمانی، روح شهید رئیسی و همراهانشان علوّ درجات را درخواست میکنیم و امیدواریم خداوند ما را هم به کاروان شهیدان ملحق کند.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
 
 
در ابتدای این دیدار، آقای احمد وحیدی (وزیر کشور) گزارشی از روند برگزاری انتخابات ارائه کرد و سپس حکم تنفیذ ریاست جمهوری توسّط حجّت‌الاسلام والمسلمین محمّدی‌گلپایگانی (رئیس دفتر رهبر معظّم انقلاب) قرائت شد و سپس آقای مسعود پزشکیان (رئیس‌جمهور) مطالبی بیان کرد.
رنجش، کینه
سوره‌ی آل عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۴۰؛ «... و ما این روزها[ی شکست و پیروزی] را میان مردم به نوبت میگردانیم...»
شهید حسین امیرعبداللهیان (وزیر امور خارجه‌ی دولت سیزدهم)
اشاره به سخنرانی بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) در کنگره‌ی آمریکا

در «مستدرک الوسائل، ج۳: ۲۳ » می‌خوانیم: حضرت فاطمه علیه السلام فرمود:از پدرم رسول خدا(ص) درباره‌ی مردان و زنانی که به نمازشان اهمیت نمی‌دهند و سبک می‌شمارند سوال کردم که جزای آنها چیست؟

پیامبر اکرم (ص) فرمود: خداوند آنها را به ۱۵ بلا گرفتاری می‌کند:

۶ عذاب در دنیا:

۱و۲. برکت را از عمر و رزق و روزی او می‌گیرد.

۳. سیمای (نیک) صالحین را از چهره‌اش محو.

می‌کند

۴. هر کاری بکند، بدون پاداش خواهد بود.

۵. دعایش مستجاب نخواهد شد.

۶. برای وی بهره‌ای از دعای صالحین نخواهد بود.

 

سه عذاب هنگام مرگ:

۷. خوار و ذلیل می‌میرد.

۸و۹. گرسنه و تشنه جان خواهد داد، به طوریکه اگر از همه‌ی نهرهای دنیا به او آب داده شود، تشنگی او برطرف نخواهد شد.

 سه عذاب در قبر:

۱۰. خداوند فرشته‌ای را برمی‌گزیند تا آسایش او را در قبر سلب کند.

۱۱. قبرش را تنگ گرداند.

۱۲.قبرش تاریک خواهد بود.

 سه عذاب در قیامت:

۱۳. ملکی او را به سوی موقف حساب می‌کشاند، در حالیکه مردم او را می‌نگرند.

۱۴. حسابرسی او در قیامت سخت خواهد بود.

۱۵. خداوند با نظر رحمت به او نمی نگرد، و او را از گناه پاک نمی‌کند و برای او عذاب دردناک است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز در دیدار دست‌اندرکاران ستاد کنگره ملی شهدای استان کهگیلویه و بویر احمد با اشاره به ترفند بدخواهان ایران در ایجاد جنگ روانی و ترس برای به عقب‌نشینی واداشتن ملت ایران در عرصه‌های گوناگون، شناخت توانایی‌های خود و پرهیز از بزرگنمایی توان بدخواهان را راه مقابله با این ترفند خواندند و گفتند: شهیدان با فداکاری و مجاهدت خود در مقابل این جنگ روانی ایستادگی کردند و آن را خنثی کردند. در بزرگداشت آنها نیز باید این حقیقت را برجسته کرد و زنده نگه داشت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکی از پایه‌های اصلی جنگ روانی علیه ملت عزیز و ایران اسلامی را بزرگ‌نمایی از توانایی‌های دشمنان خواندند و گفتند: از ابتدای پیروزی انقلاب آنها به شیوه‌های مختلف به ملت ما تفهیم و القاء می‌کردند که باید از آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها بترسید.

ایشان هنر بزرگ امام(ره) را بیرون راندن ترس از دل‌های ملت و خودباوری و اعتماد به نفس دادن به آنها دانستند و افزودند: ملت ما احساس کرد که با اتکاء به نیرو و توان درونی خود قادر به انجام کارهای بزرگ است و دست دشمن آنچنان که وانمود می‌کند، پُر نیست.

رهبر انقلاب اسلامی هدف دشمن از جنگ روانی در عرصه نظامی را ایجاد ترس و عقب‌نشینی خواندند و گفتند: به تعبیر قرآن کریم، عقب‌نشینی غیرتاکتیکی در هر میدانی چه عرصه نظامی و چه میدان‌های سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی، غضب الهی را به دنبال دارد.

ایشان احساس ضعف و انزوا و تسلیم شدن در مقابل خواسته‌های دشمن را از آثار بزرگنمایی توان آن در عرصه سیاسی دانستند و افزودند: دولت‌هایی که با ملت‌های بزرگ و کوچک امروز در مقابل خواسته‌های مستکبران تسلیم هستند، اگر به ملتها و توانایی‌های خود تکیه کنند و واقعیت توان دشمن را به دور از بزرگنمایی بشناسند، می‌توانند به خواسته‌های آنها «چَشم» نگویند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نتیجه بزرگ‌نمایی دشمن در میدان فرهنگ را نیز احساس انفعال، مجذوب فرهنگ دشمن شدن و تحقیر فرهنگ خود، خواندند و گفتند: نتیجه چنین انفعالی، قبول سبک زندگی طرف مقابل و حتی استفاده از واژگان و تعابیر بیگانه است.

رهبر انقلاب، شهدا و مجاهدان را عناصر ایستاده در مقابل جنگ روانی دشمن برشمردند و افزودند: باید از جوانانی که بدون احساس ترس و تأثیرپذیری از سخنان دیگران در مقابل جنگ روانی ایستادند، قدردانی کرد و این حقیقت را باید در آثار و تولیدات هنری و بزرگداشت‌ها، مجسم کرد و زنده نگاه داشت.

ایشان با تأکید بر تولید آثار فرهنگی و هنری درباره شهدا و دفاع مقدس از جمله کتاب و فیلم به‌گونه‌ای که تأثیرات ماندگار بخصوص در سبک زندگی مخاطبان و جوانان ایجاد کند، از دست‌اندرکاران برگزاری این کنگره تقدیر کردند و گفتند: شهادت و فداکاری جوانان یک ملت، ذخیره و پشتوانه بزرگی برای پیشرفت کشور است که باید حفظ و از تحریف یا فراموشی آن جلوگیری شود.

شیخ مصباح محمد، روحانی اهل ایالت اورومیای اتیوپی به اهمیت نزدیکی و روابط مسالمت آمیز میان انسانها اشاره کرد و اظهار داشت: همبستگی و اخوت، مبنای اسلام و حلقه وصل ملت های مسلمان به یکدیگر است. اگرچه تکثر آرا و دیدگاههای متضاد در میان ملت های مسلمان یک امر رایج و طبیعی است اما همه علما و صاحبنظران دینی، هدف مهمتری که متناظر بر هدف حفظ دین است را در نظر دارند، بر همین اساس باید تفاوت ها را نادیده بگیرند و با میل به ایجاد وحدت به سمت هدف اصلی و مشترک گام بردارند. این امر تنها در صورتی محقق می شود که هر یک از اقوام و جریان های مذهبی نگاه بالا به پایین نسبت به دیگران نداشته باشند بلکه باید رویکرد اصلی آنها، ممانعت از ادامه ستم و تفرقه افکنی باشد و از اهداف دین اسلام حمایت کنند.

وی به مبانی اصلی تمدن اسلام اشاره کرد و افزود: ریشه های فکری مشترکی میان ملت های مسلمان وجود دارد که اشتراکات فرهنگی آنها را معنادار میکند. همین امر ملت های مسلمان را به هم نزدیک می کند. در همین راستا  هدف از پیگیری وحدت مذاهب، باید دستیابی به زمینه های قابل اجرا برای افزایش توانمندی و قدرت ملت های مسلمان باشد.  

او به تنش های جاری در منطقه خاورمیانه اشاره کرد و افزود: جنگ خونین غزه که در بیش از 11 ماه گذشته میان اسرائیل و فلسطین رخ داده و به شهادت هزاران نفر از مردم مسلمان فلسطینی منجر شده، ثابت می کند که ملت های مسلمان باید یک رویکرد عملی برای ایجاد اتحاد را طراحی کرده و به طور عینی وارد میدان شده و به حمایت از مردم مسلمان فلسطین بپردازند.

شیخ مصباح محمد همچنین افزود: جنگ غزه و بی تفاوتی بسیاری از کشورهای مسلمان نسبت به فجایع در حال وقوع در این جنگ در حالی است که دستور صریح دین اسلام دوری مسلمانان از جنگ‌ بوده است اما این در حالی است که وقتی پای مردم تحت ستم در میان باشد، همه کشورها مسلمان باید وارد کارزار شوند. اما بر عکس شاهد بوده ایم در ماههای گذشته، با وجود اتفاقات خشونت بار در غزه شماری از کشورهای اسلامی همچنان مناسبات اقتصادی خود را با اسرائیل ادامه داده اند.امری که سبب شده اسرائیل در این آتش افروزی، فرصت بیشتری برای تداوم بخشیدن به رویکرد خشونت آمیز خود داشته باشد. از این رو در شرایطی که همه ملت های مسلمان باید رودروی اسرائیل قرار گیرند و بنا به دستور صریح اسلام نباید با دشمنان رابطه برقرار می کردند، این مهم را نادیده گرفتند که نتیجه آن امروز در منازعه فلسطین دیده می شود.

شیخ مصباح محمد تصریح کرد: در چنین فضای پرتنشی ضروری است که همه ملت ها و دولتهای مسلمان از تاریخ درس بگیرند و با هم متحد شوند تنها در این صورت می توانند یک سد قوی در برابر دشمنان تشکیل دهند و از ستمدیدگان حمایت نمایند.

دوشنبه, 19 شهریور 1403 01:08

وظیفه ما در برابر نعمت‌های الهی

امام جعفر صادق علیه السلام:

إنّی لَأکرَهُ لِلرّجُلِ أن یَکونَ علَیهِ نِعمَهٌ ‏مِن اللّه‏ِ فلا یُظهِرُها

من خوش ندارم که کسی ‏نعمتی از خدا داشته باشد و آن را اظهار نکند.

 

الکافی: ج ۶، ص ۴۳۹، ح ۹

هفدهمین دوره بازی‌های پارالمپیک با دهمین حضور ورزش ایران در بازی‌ها همزمان شد و طی آن کاروان ورزش کشورمان با نام «فرزندان ایران» و شعار «ایمان، ایثار و افتخار» با ۶۵ ورزشکار در ۱۰ رشته عازم پاریس شد.

ورزشکاران کشورمان در پایان ۱۰ روز رقابت با حریفان خود موفق به کسب ۸ مدال طلا، ۱۰ مدال نقره و ۷ مدال برنز شدند و با کسب رتبه چهاردهم به کار خود پایان دادند. این تعداد مدال بیشترین مدالی است که ورزش ایران در ۱۰ دوره حضورش در بازی‌های پارالمپیک به دست آورده است.

البته از حیث کیفیت مدال، کاروان ورزش ایران شرکت کننده در بازی‌های پارالمپیک لندن با کسب ۲۴ مدال شامل ۱۰ طلا، ۷ نقره، ۷ برنز و قرار گرفتن در جایگاه یازدهم همچنان عنوان بهترین «پارالمپیک» کشورمان را به خود اختصاص داده است.

مدال آوران ورزش ایران در هفدهمین دوره بازی‌های پارالمپیک:

مدال طلا:

* ساره جوانمردی - تپانچه بادی ۱۰ متر
* امیرحسین علیپور - پرتاب وزنه
* سعید افروز - پرتاب نیزه
* روح الله رستمی - پاراوزنه برداری
* تیم ملی والیبال نشسته
* یاسین خسروی - پرتاب وزنه
* علی اکبر غریب شاهی - پاراوزنه بردرای
* احمد امین زاده - پاراوزنه برداری

مدال نقره:

* ظفر ذاکر - پرتاب وزنه
* پرستو حبیبی- پرتاب کلاب
* زهرا رحیمی - پاراتکواندو
* فاطمه همتی - پاراتیروکمان
* تیم میکس کامپوند پاراتیروکمان
* مهدی اولاد - پرتاب وزنه
* هاجر صفرزاده - پارادوومیدانی
* حسن باجولوند - پرتاب دیسک
* میثم بنی طبا - پاراجودو
* علی پیروج - پرتاب نیزه

مدال برنز:

* علیرضا بخت - پاراتکواندو
* حامد حق شناس - پاراتکواندو
* علیرضا مختاری - پرتاب وزنه
* محمدرضا عرب عامری - پاراتیروکمان
* محسن بختیار - پاراوزنه برداری
* علی اصغر جوانمردی - پرتاب وزنه
* الهام صالحی - پرتاب نیزه

تاریخچه حضور کاروان ورزش ایران در ادوار مختلف بازی‌های پارالمپیک:

پارالمپیک ۱۹۸۸ سئول

* ترکیب کاروان ایران: ۳۶ نفر در ۴ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، گلبال، پاراوزنه برداری
* پرچمدار: حسن سماواتی
* عملکرد کاروان ایران: ۸ مدال شامل ۴ طلا، یک نقره، ۳ برنز و کسب جایگاه ۲۷

پارالمپیک ۱۹۹۲ بارسلونا

* ترکیب کاروان ایران: ۲۹ نفر در ۳ رشته والیبال نشته، پارادوومیدانی، پارا تنیس روی میز
* پرچمدار: علی کشفیا
* عملکرد کاروان ایران: ۴ مدال شامل یک طلا، ۲ نقره، یک برنز و کسب جایگاه ۳۷

پارالمپیک ۱۹۹۶ آتلانتا

* ترکیب کاروان ایران: ۳۰ نفر در ۴ رشته والیبال نشسته، دوومیدانی، وزنه برداری، تیراندازی
* پرچمدار: علی کشفیا
* عملکرد کاروان ایران: ۱۷ مدال شامل ۹ طلا، ۵ نقره، ۳ برنز و کسب جایگاه ۲۰

پارالمپیک ۲۰۰۰ سیدنی

* ترکیب کاروان ایران: ۴۱ نفر در ۵ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، پاراوزنه برداری، پاراتیراندازی و پاراتیروکمان
* پرچمدار: مرادعلی شیرانی
* عملکرد کاروان ایران: ۲۳ مدال شامل ۱۲ طلا، ۴ نقره، ۷ برنز و کسب جایگاه ۱۶

پارالمپیک ۲۰۰۴ آتن

* ترکیب کاروان ایران: ۹۰ نفر در ۱۰ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، بسکتبال با ویلچر، پاراجودو، پارادوچرخه سواری، پاراتنیس روی میز، فوتبال ۷ نفره، پاراوزنه برداری، پاراتیراندازی، پاراتیروکمان
* پرچمدار: عنایت الله بخارایی
* عملکرد کاروان ایران: ۲۲ مدال شامل ۶ طلا، ۳ نقره، ۱۳ برنز و کسب جایگاه ۲۳

پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن

* ترکیب کاروان ایران: ۷۲ نفر در ۹ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، بسکتبال با ویلچر، پاراجودو، گلبال، پاراتنیس روی میز، فوتبال ۷ نفره، پاراوزنه برداری، پاراتیروکمان
* پرچمدار: محمدرضا میرزایی
* عملکرد کاروان ایران: ۱۴ مدال شامل ۵ طلا، ۶ نقره، ۳ برنز و کسب جایگاه ۲۲

پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن

* ترکیب کاروان ایران: ۷۹ نفر در ۱۳ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، پاراجودو، پاراتنیس روی میز، پاراتیراندازی، گلبال، فوتبال ۷ نفره، فوتبال ۵ نفره، تنیس با ویلچر، پاراشنا، پاراتیروکمان، پارادوچرخه سواری، پاراوزنه برداری
* پرچمدار: عبدالرضا جوکار
* عملکرد کاروان ایران: ۲۴ مدال شامل ۱۰ طلا، ۷ نقره، ۷ برنز و کسب جایگاه ۱۱

پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو

ترکیب کاروان ایران: ۱۱۱ نفر در ۱۲ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، پاراجودو، پاراتیراندازی، پاراقایقرانی، فوتبال ۷ نفره، فوتبال ۵ نفره، تنیس با ویلچر، پاراشنا، پاراتیروکمان، پارادوچرخه سواری، پاراوزنه برداری
* پرچمدار: عشرت کردستانی
* عملکرد کاروان ایران: ۲۴ مدال شامل ۸ طلا، ۹ نقره، ۷ برنز و کسب جایگاه ۱۵

پارالمپیک ۲۰۲۰ توکیو

* ترکیب کاروان ایران: ۶۲ ورزشکار در ۱۰ رشته والیبال نشسته، دوومیدانی، پاراتیروکمان، پاراکانو، پارادوچرخه سواری، پاراجودو، پاراوزنه برداری، پاراتیراندازی، پاراتکواندو، بسکتبال با ویلچر
* پرچمدار: زهرا نعمتی و نور محمد ارخی
* عملکرد کاروان ایران: ۲۴ مدال در رشته‌های ۱۲ طلا، ۱۱ نقره و یک برنز و کسب جایگاه ۱۳

پارالمپیک ۲۰۲۴ پاریس

* ترکیب کاروان ایران: ۶۵ ورزشکار در ۱۰ رشته والیبال نشسته، پارادوومیدانی، پاراتیروکمان، پاراکانو، گلبال، پاراجودو، پاراوزنه برداری، پاراتکواندو، پاراتیراندازی، پاراشنا
* پرچمداران: هاجر صفرزاده و سیدمحمدرضا میرشفیعی
* عملکرد کاروان ایران: ۲۵ مدال شامل ۸ مدال طلا، ۱۰ مدال نقره و ۷ مدال برنز و کسب جایگاه ۱۴

دوشنبه, 19 شهریور 1403 01:00

چگونه حق را از باطل تشخیص بدهیم؟

از وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) سؤال کردند که امروز حجت خدا بر مردم چیست؛ مردم با چه معیاری، حق را از باطل، صدق را از کذب، خیر را از شرّ و حَسن را از قبیح تشخیص بدهند؟

«فَقَالَ (ع) الْعَقْل‏»؛ فرمود حجت خدا بر مردم، عقل است.

این عقل، عبارت از عقل برهانی است و آن قدر قدرتمند است که وهم را از خودپردازی و خیال را از خودپروازی و همچنین شهوت و غضب را از پرواز بی جا عقال کند.

 

حدیث دیگری که از وجود مبارک امام رضا علیه السلام رسیده است این است که فرمود: «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه‏»؛ دوست هر فرد یا ملّتی، عقل آن فرد یا ملّت است و دشمن هر فرد یا ملّتی، جهل آن فرد یا ملّت است.

اوّل عقل را معنا کردند؛ عقل یعنی قدرتی که بتواند دهان آدم را ببندد، چشم آدم را کنترل کند، آدم هر محرم و نامحرمی را نبیند، هر بد و خوبی را نگوید، هر زشت و زیبایی را نگوید، هر حق و باطلی را ننویسد و جامعه را ملتهب نکند.

 

در این بیان شریفِ «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه»، «صدیق»، خبر مقدم و «عقله»، مبتدای مؤخر است.

تقدیم این خبر بر آن مبتدا برای افاده حصر است.

یعنی انسان یک دوست دارد و آن فهم اوست.

 

«صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه‏»؛ انسان یک دشمن دارد و آن بی ‌ادبی اوست؛ بی‌ عقلی اوست.

حرف خلافی می ‌زند، خودش را به زحمت می ‌اندازد؛ کار خلافی می ‌کند خودش را به زحمت می ‌اندازد.

این امام است؛ ما در زیارت اینها می‌ گویم: «کَلامُکُم نُورٌ»!

اینکه می ‌گوییم: «کَلامُکُم نُورٌ»، برای همین بیانات نورانی است.

 

احادیث