emamian

emamian

موفقیت پیامبر (ص) در تبلیغ دین به دلیل مبانی اخلاقی و اجتماعی بر گرفته از آیات قرآنی است. همچنین پیام تبلیغی ایشان از محتوای عمیق و قدرت نفوذ بسیاری برخوردار بوده که این محتوا نیز نشات گرفته از قرآن کریم است. یکی از مواردی که پیامبر (ص) برای نفوذ در دل‌ها استفاده کردند، اسوه بود؛ اسوه حالتی است که انسان در تبعیت از کسی در خود ایجاد می‌کند و در واقع همان اقتدا کردن است و به همین دلیل می‌توان با اقتدا به آن حضرت به راه مستقیم وارد شد.

انسان به‌طور فطری طالب کمال و مشتاق رسیدن به کمال مطلق است و معرفی الگو یکی از بهترین روش‌های تبلیغی و نفوذ در دل‌ها محسوب می‌شود زیرا در این روش نمونه‌ای عینی برای افراد معرفی می‌شود و از آنجا که این روش ملموس و محسوس است، گرایش ذاتی در درون افراد برای الگوگیری از شخصیت کامل الگوی معرفی شده شکل می‌گیرد. هر چه مبلغ الگوی جذاب و کامل‌تری معرفی کند بر مخاطبان از آن الگو تاثیر بیشتری خواهد گذاشت.

در این روش، مبلغ با معرفی الگو و نمونه موجب می‌شود تا فرد به‌طور غیر مستقیم به سمت صالح هدایت شود. این روش موفقیت‌آمیز و عملی‌ترین روشی است که افراد نمونه عملی را مشاهده می‌کنند و می‌توانند مانند فرد رفتار و عمل خود را به اعمال او نزدیک کنند همچنین این روش نسبت به روش‌های دیگر آموزنده‌تر است و هم اینکه به دلیل ملموس بودن مردم با معرفی الگوها بیشتر تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.

الگوها عامل تحرک و فعالیت در مخاطبان می‌شوند و یکی از آثار داستان‌های قرآنی نیز همین مورد است زیرا سبب الگوگیری در مردم می‌شوند و مخاطبان با شنیدن داستان راه درست را می‌یابند و از قهرمانان داستان الگو گرفته و آنها را سرمشق خود قرار می‌دهند.

پس با توجه به اینکه قهرمان حماسه‌ها و حکایت‌ها همیشه در رفتار و افکار انسان‌ها نقش دارند و افراد در تلاش هستند خود را شبیه چنین شخصیت‌هایی سازند مبلغ باید در جهت اهداف تبلیغی خود به معرفی الگو بپردازد. قرآن کریم نیز به موضوع الگو و اسوه توجه کرده است و می‌فرماید: «لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» و پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله را الگوی کامل می‌داند. آن حضرت به دلیل اینکه انسان کامل و دارای اخلاق عظیمی هستند، الگوی خوبی برای همه مردم هستند.

پیامبر اکرم (ص) نیز در اهداف تبلیغی خود از روش الگویی استفاده کردند و در این زمینه از آیات الهی برای مردم تلاوت می‌کردند و حضرت آسیه و حضرت مریم را به‌عنوان الگو معرفی نمودند.

روایاتی هم وجود دارد که حضرت به معرفی الگو پرداختند؛ پیامبر (ص) در روایتی حضرت علی (ع) را به‌عنوان الگو معرفی کردند و ایوب انصاری نقل کرده است که پیامبر به عمار فرمود: «... به مردی که سمت راست من نشسته، یعنی علی بن ابی طالب، روی بیاور. اگر همه مردم از یک سو بروند و علی از سوی دیگر، تو از سوی علی برو و مردم را ترک کن. علی تو را از هدایت باز نمی‌دارد و به هلاکت نمی‌افکند. ای عمار، طاعت علی، طاعت من و طاعت من طاعت خداست».

روش الگویی نمونه‌ای از روش عملی است که در این روش فوایدی وجود دارد و شامل این موارد است که وجود یک اسوه حسنه، خود نشانه‌ای از حقانیت دین است همچنین وجود اسوه، نشانه این است که دستورات دین قابل اجرا هستند، اسوه‌های دینی از جنس بشر هستند؛ خداوند در آیه ۱۱۱ سوره کهف می‌فرمایند: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ» و مانند همه انسان‌ها دارای نیازهای خوردن و خوابیدن و...هستند و تنها تفاوت آنها با دیگر انسان‌ها نزول وحی بر آن‌هاست. وجود اسوه در میان انسان‌ها، سبب ایجاد انگیزه و تحرک در عملکرد نیز می‌شود.

الگوی تبلیغی، نقش زیادی در ایجاد انگیزه در مخاطب دارد. پیامبر اکرم (ص) به دلیل اینکه در اوج صفات و ملکات اخلاقی است آن هنگام که افراد را به ملکات فاضله دعوت می‌کند، به معرفی الگوهای قرآنی می‌پردازد. مردم ازآنجا که این صفات را در نمونه معرفی شده مشاهده می‌کنند، متخلق شدن به آن صفات اخلاقی را آسان و دست‌یافتنی می‌دانند و عزم به آراستن به این صفات در خود پیدا می‌کنند. بنابراین مبلغ بایستی ابتدا به اصول ضروری حاکم بر روش‌های تبلیغی ازجمله اصل ارتباط با مخاطب و جلب توجه او و اصل انگیزش مخاطب و اصل گام به گام و تکرار و تداوم در تبلیغ با توجه به اصل تفاوت‌های فردی مخاطب بپردازد و همچنین استفاده مناسب از موقعیت‌ها و فرصت‌ها همچنین در رأس همه اصول به رعایت اصل محبت را در نظر بگیرد.

حضرت در تبلیغ از اصول و روش‌های قرآنی استفاده می‌کردند و مجموعه این موارد سبب ارتباطی موثر میان پیامبر (ص) و مردم آن عصر گردید به همین دلیل بکارگیری و رعایت این موارد از سوی مبلغان نقش بسزایی در تغییر عقاید و رفتار مخاطبان خواهد داشت. مبلغ باید در به کارگیری شیوه‌هایی چون سخنرانی و جدال احسن و روش پرسش و پاسخ و بیان مطالب عمیق به‌صورت تمثیلی و ذکر داستان‌های آموزنده قرآنی و دسته‌بندی کردن و قالب‌بندی مطالب بکوشد و اینکه در چه موقعیتی، در چه محیطی و با چه افراد دارای ظرفیت علمی و مذهبی متفاوت از چه روشی دعوت کند را در نظر بگیرد همچنین باید بداند از کدام روش به‌عنوان روشی استفاده کند تا در تبلیغ خود کارایی بیشتری داشته باشد.

دوشنبه, 12 شهریور 1403 10:41

مصیبت بزرگ رحلت پیامبر اکرم (ص)

امام علی (ع):

 

وَ قَالَ (علیه السلام) [عِنْدَ وقُوُفِهِ] عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) سَاعَةَ دَفْنِهِ: إِنَّ الصَّبْرَ لَجَمِیلٌ إِلَّا عَنْکَ، وَ إِنَّ الْجَزَعَ لَقَبِیحٌ إِلَّا عَلَیْکَ، وَ إِنَّ الْمُصَابَ بِکَ لَجَلِیلٌ وَ إِنَّهُ قَبْلَکَ وَ بَعْدَکَ لَجَلَلٌ.

 

امام علی علیه السلام هنگامى که مى خواست رسول خدا صلی الله علیه وآله را به خاک بسپارد در کنار قبر آن حضرت چنین عرضه داشت: صبر و شکیبایى زیباست ولى نه درباره تو و جزع و بى تابى زشت است اما نه بر فراق تو. مصیبت وفات تو بسیار سنگین و هر مصیبتى پیش از تو و بعد از تو در برابر آن کوچک و حقیر.

 

حکمت 292 نهج البلاغه

شیخ خلیل افرا رییس هئیت افتاء اهل سنت استان بوشهر در آستانه رحلت پیامبر اسلام(ص)، ایشان را محور وحدت امت اسامی دانست و اظهار داشت: شخصیت جهانی و خاصتا محوری پیامبر اکرم(ص) دارای یک محور اشتراکی و مود توجه تمام فرق اسلامی است.

شیخ افرا، اذعان داشت: پیامبراسلام(ص) با تاکید و توصیه به وحدت امت اسلامی ، همواره با مهربانی و دلسوزی جهان اسلام را هدایت کردند و اکنون نگاه تمام مذاهب اسلامی به رهنمودها و سنت ایشان است.
 
عضو شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت تصریح کرد: هر نوع اشتراکی که بتواند ملت های مسلمان را به یکدیگر نزدیک کند باید مورد توجه قرار دهد، در واقع امت اسلامی با تکیه بر مشترکاتی همچون خدای واحد ،قرآن ، پیامبر و اهل بیت پیامبر می توانند وحدت بسیار مستحکمی را داشته باشند.

امام جمعه موقت شهر کنگان در پایان تاکید کرد: پیامبر اسلام تاکید فرمودند : " قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ" ، هر کسی که، صبح کند و اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست؛ آنچه که با شرایط مهم منطقه و جهان مورد نیاز جهان اسلام است، وحدت می باشد.

حدیث ثقلین یکی از مشهورترین روایات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است که شیعه و سنی بر صحت سند آن اتفاق نظر دارند. این حدیث در منابع شیعی به صورت‌های مختلف نقل شده، منتها مضمون آنها یکی است. زمان صدور حدیث را در منابع، حجةالوداع و در اثنای خطبه غدیر می‌بینیم.

شکل اول حدیث به صورت زیر است:
*  إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ اَلْحَوْضَ؛ یعنی من در بین شما دو چیز بر جای می‌گذارم که اگر به آن دو چنگ بزنید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و خاندان اهل بیتم؛ آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که هر دو (قرآن و عترت) بر من در حوض کوثر وارد شوند.

شکل دوم حدیث و مشهور آن به صورت زیر است:
 إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ اَلثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا - كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ اَلْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا أَلاَ هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ فَاشْرَبُوا مِنْهُ وَ هٰذٰا مِلْحٌ أُجٰاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ یعنی من در بین شما دو شیء گرانبها را قرار می‌دهم که اگر به آن دو چنگ زنید، هرگز گمراه نمی‌شود: کتاب الله و عترتِ اهل بیتم؛  آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که هر دو (قرآن و عترت) بر من در حوض کوثر وارد شوند؛ پس بنگرید که چگونه پس از من در مورد آنها عمل می‌کنید. آگاه باشید که «هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ؛ این خوش طعم و گواراست» (فرقان53) پس آن را بنوشید و «هٰذٰا مِلْحٌ أُجٰاجٌ؛ این شور و تلخ است»؛ (فرقان53) پس، از آن اجتناب کنید.

نکته اول این است که قرآن و عترت به عنوان «ثقل» معرفی شده‌اند؛ یعنی دو عنصر گرانبها و باارزش که باید با تمام وجود از آنها مراقبت کرد و به آنها چنگ زد تا از گمراهی در امان ماند. به بیانی ساده‌تر، راه هدایت و رستگاری تنها از طریق تمسک به قرآن و عترت می‌گذرد، و هر انتخابی غیر از این، انسان را در بیابان برهوت دنیا سرگردان خواهد کرد.

نکته دوم درباره جدایی‌ناپذیر بودن قرآن و عترت است که با عبارت «لَنْ یَفْتَرِقَا» آمده است؛ یعنی نه تنها جدایی‌ناپذیرند بلکه به شدت به هم متصلند و هر دو یک مسیر را طی می‌کنند که همان مسیر برنامه‌ها و اهداف الهی تا تحقق تمام  وعده‌های خدا در پهنه عالم است. همچنین این عبارت گویای آن است که هر دو از یکدیگر اثر می‌گیرند و هر دو به هم دعوت می‌کنند. در این باره امام سجّاد علیه‌السلام ضمن بیان معنای عبارت عصمت امام و «معصوم» فرمود: معصوم کسی است که به ریسمان الهی چنگ زده و ریسمان خدا همان قرآن است. و آن دو، تا روز قیامت از هم جدا نمی‌شوندو امام به‌سوی قرآن هدایت می‌کند و قرآن به‌سوی امام هدایت می‌کند و این، معنی کلام خداست که می‌فرماید: إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ؛ فَقَالَ هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلُ اللَّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لَا یَفْتَرِقَانِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ الْإِمَامُ یَهْدِی إِلَی الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یَهْدِی إِلَی الْإِمَامِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ.» بنابراین فرد مؤمنی که قصد دارد از طریق قرآن به مسیرهایی که خداوند معین کرده،‌ هدایت یابد، باید از طریق معلمان قرآن یعنی اهل بیت وحی علیهم‌السلام در این مسیر قرار گیرد، همچنان که آن انوار مقدس «صراط مستقیم» خداوند هستند و ما در سوره حمد چندین نوبت در نمازهای روزانه از خداوند درخواست می‌کنیم ما را به صراط عترت هدایت کند، نشان به اینکه امام صادق علیه‌السلام فرمود «الصِّراطُ المُستَقیمُ أمیرُ المؤمنینَ عَلِیٌّ» صراط مستقیم، امیر المؤمنین على علیه السلام است.  (معانی الأخبار شیخ صدوق، ج2، ص32)

اما در یک تحلیل کلی درباره دلایل پیوستگی قرآن و عترت منطبق بر حدیث ثقلین می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

ویژگی‌های مشترک:
قرآن و عترت دارای ویژگی‌های مشترکی هستند؛ همان‌طور که قرآن، حبل‌الله، نور، هدایت، رحمت، شفا و غیره است، اهل بیت نیز از این ویژگی‌ها برخوردارند. بنابراین، پیوندی ناگسستنی میان برخی ویژگی‌های قرآن و عترت وجود دارد. وقتی به تفاسیر روایی مراجعه می‌کنیم، این حقیقت را به وضوح می‌یابیم. امام رضا علیه‌السلام ذیل آیه256 سوره بقره، در جایی مصداق حبل‌الله را قرآن معرفی کرده و فرموده است: «هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَی» و در جای دیگری مصداق آن را ولایت و امامت عترت دانسته و فرموده است: «یَعْنِی الْوَلَایَهًَْ لَا انْفِصامَ لَها، أَیْ حَبْلٌ لَا انْقِطَاعَ لَهُ یعنی أمیرالمؤمنین و الأئمه بعده.»؛ یعنی حبل‌الله همان ولایت است که هرگز گسسته نخواهد شد و برای آن انقطاعی نیست؛ و این به معنای امیرالمؤمنین و ائمه بعد از اوست.

قرآن نقشه راه، و عترت راهنمای مسیر:
قرآنی که خداوند از طریق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به جهانیان معرفی کرد، نقشه راهِ سعادت انس و جنّ است. قرآن در این باره سنت‌هایی ارائه می‌دهد که با عمل به آنها، انسان از مهلکه‌های دنیا و فتنه‌های آن نجات می‌یابد و به سعادت می‌رسد. اهل بیت علیه‌السلام به این نقشه‌های قرآنی علم دارند و به تمام حکمت‌های آن واقفند. جدا کردن عترت از قرآن مانند کسی است که در بیابان دست ساربان را رها می‌کند و تصمیم می‌گیرد به تنهایی راه خود را ادامه دهد یا با افرادی نا آشنا با مسیر همراه شود. عاقبت چنین کاری همان گمراهی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن اشاره کرده است.

اهل بیت مفسر قرآنند:
اهل بیت علیهم‌السلام مفسران حقیقی آموزه‌های قرآن هستند؛ آموزه‌هایی که در سه قالب معارف، اخلاق، و احکام از سوی خداوند در این کتاب مقدس بیان شده است. اگر به احکام دقت کنیم، درمی‌یابیم که تمام احکام نماز، روزه، حج، زکات و... را از پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت وحی گرفته‌ایم. این احکام به ویژه در دوران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به طور چشمگیری افزایش یافت و موجبات رشد احادیث شیعی را در عصر آن دو امام بزرگوار فراهم آورد. همچنین، در زمینه معارف ناب توحیدی و فضائل عترت، راهی جز رجوع به علم بی‌پایان اهل بیت نداریم؛ همان فضائلی که ذیل آیات قرآن به تشریح و تبیین آن پرداختند. در زمینه اخلاق، چه در ساحت فردی و چه در ساحت اجتماعی و سیاسی، نیز این حقیقت مشهود است. چه کسی جز عترت می‌تواند مفسر مفاهیم قرآنی مانند سخاوت، کرامت، مواسات، حسنات، حسد، غیبت و تمام خصلت‌های نیک و بد بشریت باشد؟

قرآن و عترت منبع هدایتند:
قرآن و عترت هر دو منبع اصلی هدایت و حفظ دین هستند. قرآن کتاب الهی است که دستورات و احکام الهی را در بر دارد، و عترت (اهل‌بیت) مفسران و پاسداران این کتاب و احکام هستند. این دو تا زمانی که بشر به هدایت و راهنمایی نیاز دارد، به طور پیوسته و در کنار هم به هدایت انسان‌ها می‌پردازند؛ لذا اهل بیت علیهم‌السلام و قرآن دارای ویژگی مشترک در بحث هدایت هستند؛ از این جهت به تمام اهل بیت وحی «هادی» می‌گوییم. حدیث ثقلین به نوعی تأکید می‌کند که هرگز نمی‌توان قرآن را بدون اهل‌بیت به‌طور کامل درک کرد و از آن بهره برد، و همچنین اهل‌بیت بدون قرآن نمی‌توانند رسالت خود را به‌طور کامل به انجام برسانند. این پیوند ناگسستنی تا رسیدن به حوض کوثر که نماد تجدید دیدار و پاداش در روز قیامت است، ادامه خواهد داشت.

نتیجه آنکه ارتباط قرآن و عترت در حدیث ثقلین نشان‌دهنده این است که تمسک به این دو راه نجات و دستیابی به سعادت دنیوی و اخروی است و رها کردن هر یک از آنها، سیب گمراهی و سردرگمی در بیایان دنیا می‌شود. تمام انحرافاتی که در بدنه جامعه اسلامی ایجاد شد و یا تمام فرقه‌هایی که در جهان اسلام به وجود آمدند، نتیجه رهایی ثقلین یا یکی از آن دو بود؛ چه اهل سقیفه که به نصحیت‌های پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر توجه نکردند و به امیرالمؤمنین بی‌اعتنایی کردند و قرآن را بدون عترت گرفتند، چه خوارج که با شعار «لا حُكْمَ إِلّا لِلّه‏ (هیچ حکمی جز حکم خداوند نیست)» در جریان صفین گفتند که حکومت تنها از آن خداست و هیچ‌کس حق حکومت ندارد. بعدها منظور از این عبارت در اندیشه خوارج، نفی هر حاکمیتی جز خداوند شد. بنابراین معمولاً وجه مشترک تمام فرقه‌های موجود در جامعه شیعی و سنی رهایی عترت بوده است.

 

امام حسن مجتبی علیه‌السلام در روایتی فرمود "لا أدبَ لِمَن لا عَقْلَ لَهُ" یعنی «آن کس که عقل ندارد، ادب ندارد»؛ این روایت بیانگر رابطه میان عقل با ادب است؛ به عبارتی، «هرکه عقلش بیش، ادبش بیشتر».  انسان به اندازه‌ای که عقل دارد، ادب نیز خواهد داشت. در مقابل، بی‌ادبی نشانه‌ای از بی‌عقلی محسوب می‌شود.

نقش عقل در ادب:
فهم و درک: عقل به فرد کمک می‌کند تا مفاهیم و اصول اخلاقی را درک کند و به طور مناسب رفتار کند. بدون عقل، فرد نمی‌تواند به درستی رفتارهای صحیح و نادرست را تشخیص دهد.

تصمیم‌گیری: عقل در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی و رفتاری نقش اساسی دارد. فردی که عقل ندارد، ممکن است نتواند تصمیمات مناسب و با ادبی بگیرد و زمانی که با چالشی مواجه می‌شود، به جای رفتار مصلحانه و سازنده، رفتارهای ضد اخلاقی از خود بروز دهد و زمینه را برای چالش های بعدی فراهم کند.

ادب و ارتباطات اجتماعی:
 ادب شامل رعایت اصول اخلاقی و رفتار محترمانه در تعاملات اجتماعی است. عقل به فرد کمک می‌کند تا رفتارهای خود را بر اساس اصول اخلاقی تنظیم کند و از رفتارهای نادرست و غیرمحترمانه اجتناب کند. فردی که عقل دارد، به درستی می‌داند که چگونه باید به دیگران احترام بگذارد و در تعاملات اجتماعی، رفتارهای مناسبی داشته باشد.

آموزش و تربیت:
عقل به فرد کمک می‌کند تا اصول ادب را یاد بگیرد و آنها را در عمل پیاده کند. بنابراین، عدم وجود عقل به معنی عدم توانایی در یادگیری و پیاده‌سازی اصول ادب است.

شرایط اجتماعی در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام، یکی از تلخ‌ترین دوره‌های تاریخ شیعه به شمار می‌آید. در این دوران، جامعه‌ای بحران‌زده و جنگ‌زده وجود داشت و بسیاری از اصحاب که رابطین مردم با امام بودند، به شهادت رسیده بودند. همچنین تلاش‌های معاویه برای شهادت امام و جنگ روانی که به راه انداخته بود، شامل شایعه‌سازی‌های فراوان در آن زمان به مشکلات این دوره افزوده بود.

خودخواهی و غفلت خواص جامعه

می‌دانیم که دوران امام حسن علیه‌السلام یکی از تلخ‌ترین دوره‌های شیعه بود. آن حضرت در حالی که در مسند خلافت بودند، به تلخی از این مقام پایین آورده شدند و حق ایشان غصب شد. آیا درست است که نتیجه بگیریم این اتفاق تلخ نتیجه خودخواهی یا غفلت خواص جامعه بود؟

دقت کنید که امام حسن مجتبی علیه‌السلام بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سال 40 هجری، منصب امامت را بر عهده گرفتند و به مدت ده سال در این مقام بودند، اما در مجموع تنها هفت ماه از دوره خلافت ایشان گذشت. در آغاز دوره امامت، امام حسن علیه‌السلام تنها هفت ماه در منصب خلافت بودند و حکومت را بر عهده داشتند.

در آغاز پذیرش حکومت، امام حسن مجتبی علیه‌السلام با چند مشکل اصلی مواجه بودند. اولاً، جامعه‌ای که ایشان بر آن حکومت می‌کردند، یک جامعه بحران‌زده و حتی می‌توان گفت جنگ‌زده بود. در طول پنج سال، سه جنگ خانمان‌برانداز بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام تحمیل شده بود که مردم کوفه و دیگر مناطق اسلامی این جنگ‌ها را تحمل کرده بودند. این شرایط باعث شد که بسیاری از خانواده‌ها داغدار و زیان‌دیده باشند و بی‌میل شوند که برای ادامه جنگ یا هزینه‌های آن تلاش کنند. احساس عمومی این بود که جنگ‌ها بی‌ثمر بوده‌اند و اهدافی که برای آن‌ها در نظر گرفته شده بود، حاصل نشده است.

از سوی دیگر، کشورهای اسلامی و سرزمین‌های اسلامی از همان ابتدا به دو قطب تقسیم شدند. معاویه، بعد از جریان حکمیت، به نوعی استقلال در شام اعلام کرده بود و با روی کار آمدن امام حسن مجتبی علیه‌السلام، تصورش این بود که مشکل اصلی او امام علی علیه‌السلام بوده است. حال که امام علی علیه‌السلام از دنیا رفته بود، معاویه نمی‌خواست فرصتی را از دست بدهد تا غلبه بر امام حسن علیه‌السلام را به دست آورد و به همین دلیل بیعت با امام حسن را صراحتاً نپذیرفت و لشکر خود را به سمت کوفه حرکت داد و اعلام جنگ کرد.

ندای «أین عمار» امام حسن (ع)

در این دوره، شهادت عده‌ای از اصحاب کلیدی که محوری و انرژی‌بخش بودند، شرایط را دشوارتر کرد.

همین طور است. افرادی مانند مالک اشتر، محمد بن ابی‌بکر، و عمار یاسر که نمادها و حلقه‌های اتصال جامعه به امام بودند، به شهادت رسیده بودند. این افراد نقش مهمی در تجمع و انرژی‌بخشی به پیروان امام علی علیه‌السلام و امام حسن مجتبی علیه‌السلام داشتند و فقدان آن‌ها تأثیر زیادی بر وضعیت جامعه گذاشت.

در نتیجه، جامعه‌ای که امام حسن مجتبی علیه‌السلام به آن وارد شدند، از نظر اجتماعی، سیاسی و نظامی بسیار شکننده و آسیب‌پذیر بود.

از سوی دیگر امام حسن مجتبی علیه‌السلام با نقشه‌ها و ترفندهای متعددی از جبهه مقابل، به ویژه از طرف معاویه، مواجه شدند. معاویه، در حالی که یک لشکر بزرگ به سمت کوفه راهی کرده بود، گروهی را در کوفه مأمور کرده بود تا به طور مخفیانه امام حسن علیه‌السلام را به شهادت برسانند. او به این گروه پول پرداخت و دستور داده بود که به طور پنهانی نقشه‌های قتل امام حسن را پیاده کنند. این اقدام به نوعی شبیه به فعالیت‌های شایعه‌پراکنی امروزی در شبکه‌های مجازی است که به طور مداوم اخبار کذب را منتشر می‌کنند.

این نقشه‌ها و ترفندها تأثیر خود را گذاشت و وقتی که امام حسن علیه‌السلام متوجه شد که معاویه در حال حرکت به سمت کوفه است، بر منبر رفت و مردم را به جهاد دعوت کرد. اما مردم به دعوت ایشان توجه نکردند و سکوت کردند. برخی از خواص نیز از امام حسن علیه‌السلام پیروی کردند و به سمت پادگان رفتند تا لشکری برای مقابله با معاویه جمع کنند، اما متأسفانه این لشکر اولیه به سرعت تحلیل رفت و از حمایت مردمی برخوردار نشد.

در میان لشکری که قرار بود به امام حسن علیه‌السلام کمک کند، برخی از افراد به مخالفت برخاستند و حتی در میان لشکر امام، جا نماز و ردای او را برداشتند و یکی از افرادی که در لشکر نفوذ کرده بود، امام را با خنجر زخمی کرد. این فشارها و مشکلات، شرایط بسیار سختی را برای امام حسن علیه‌السلام به وجود آورد.

با این حال، تدابیر امام حسن علیه‌السلام و صبر و استقامت ایشان در مواجهه با این مشکلات، نشان‌دهنده شجاعت و خردمندی ایشان بود. ایشان به رغم همه مشکلات و خیانت‌ها، نقشه‌های فریبنده معاویه و حامیان او را به خوبی خنثی کردند و به نوعی به عنوان سردار تنهاترین، با سربلندی به پیش رفتند.

پراکندگی در سپاه امام حسن (ع) و نقش خواص

در آن دوران، لشکری که دور امام حسن علیه‌السلام بودند، شامل گروه‌های مختلفی می‌شدند. بسیاری از آنها حتی آن حضرت را به عنوان امام قبول نداشتند و ایشان را تنها به عنوان خلیفه پنجم پذیرفته بودند! این افراد به دلایل خاصی مانند فرمان رئیس قبیله‌شان، به دور امام جمع شده بودند و فقط به دلیل انتساب به رئیس قبیله، به عنوان یاران حضرت به شمار می‌آمدند. در این میان، نقش خواص چیست و خواص در آن دوران چه وظایفی داشتند؟ در واقع اگر در نظر بگیریم که مردم بینش لازم را نداشتند، وضعیت فکری و اجتماعی کسانی که به امام نزدیک بودند چگونه بود؟

مرحوم شیخ مفید در کتاب الارشاد به نکته‌ای مهم اشاره می‌کند که لشکر امام حسن مجتبی علیه‌السلام را به پنج دسته تقسیم کرده است:

شیعیان واقعی: این گروه به معنای واقعی یاران امام بودند و در کنار او قرار گرفتند.

خوارج: این‌ها که انگیزه‌شان فقط براندازی هر دو طرف بود، یعنی هم امام حسن و هم معاویه. آنها به امام حسن کمک کردند تا معاویه را از بین ببرد و سپس قصد داشتند با امام حسن نیز مبارزه کنند.

افراد با انگیزه غنائم: این دسته از افراد تنها به منظور کسب درآمد از جنگ به میدان آمده بودند.

حیران و سرگردان: این گروه کسانی بودند که در موقعیت کنونی دچار تردید و عدم تصمیم‌گیری بودند.

پیروان قبیله و رئیس قبیله: این افراد به دلیل پیروی از رئیس قبیله‌شان به لشکر امام پیوسته بودند.

در این میان، خواص نقش حیاتی در هماهنگی و کنترل این پنج گروه ایفا می‌کردند. خواص می‌توانستند با عملکرد صحیح خود، همه این گروه‌ها را پشت سر امام حسن مجتبی جمع کنند. اما اگر خواص نقشی مناسب ایفا نمی‌کردند، هر گروه می‌توانست به یک مشکل تبدیل شود و نقاط ضعف مختلفی را به امام حسن وارد کند.

نقش خواص در یاری‌رسانی یا عدم یاری‌رسانی به امام حسن مجتبی به وضوح قابل مشاهده است. به عنوان مثال، ادیب ابن حاتم طائی کسی بود که با قیام خود و تشویق مردم، موجب شد تا گروه زیادی از یاران امام حسن به حرکت درآیند و از سردرگمی خارج شوند. اما اشعث و شبث در مواقع مختلف مانند کربلا و دوران امام حسین علیه‌السلام، با نامه‌نگاری به معاویه و اعلام همکاری با او، به تضعیف جبهه امام کمک کردند.

قیس ابن سعد هم با بصیرت و سخنرانی‌های روشنگرانه خود توانست تردیدها را در دل‌ها برطرف کند و از ضعف موجود استفاده کند تا ضربه‌ای به لشکر معاویه وارد کند. در نهایت، عملکرد یکی از خواص می‌تواند نقطه ضعف را به قوت تبدیل کند یا برعکس. قیس ابن سعد، با مدیریت صحیح شرایط، توانست از ضعف‌ها به نفع امام استفاده کند، در حالی که افرادی مثل عبیدالله ابن عباس با ترک میدان، به نقطه قوت امام حسن علیه‌السلام آسیب رساندند.

 

مهمترین حیله‌ها و خدعه‌های معاویه برای سست کردن یاران امام حسن علیه‌السلام چه بود و در این راستا چه کارهایی انجام داد؟

معاویه استاد تمام‌عیار جنگ روانی بود. با وجود اینکه ابزارهای امروزی جنگ روانی و فضاهای رسانه‌ای را در اختیار نداشت، از ابزارهای عصر خودش به خوبی بهره‌برداری کرد. او به روش‌های مختلف تلاش کرد خواص را از امام حسن مجتبی علیه‌السلام جدا کند.

1. تطمیع مالی یا پیشنهاد منصب‌های مهم

در اینجا به چند روش اصلی اشاره می‌کنم. یکی از روش‌های همیشگی معاویه تطمیع بود. او با روش‌هایی نظیر تطمیع و وسوسه‌گری، سعی کرد خواص را به سوی خود جذب کند. این تطمیع ممکن بود به صورت مالی و پولی یا به وسیله جذابیت‌های زندگی راحت و تجملاتی باشد. او با استفاده از زر و پول به خرید افرادی پرداخت که ظرفیت مالی و خودباختگی داشتند. همچنین از مشاوره افرادی که در مکر و فریب شناخته شده بودند، بهره می‌برد.

به عنوان مثال، جریان عبیدالله ابن عباس از این نوع تطمیع‌ها بود که در آن، پیشنهادات مالی به برخی افراد داده شد. همچنین معاویه با چرب‌زبانی و وعده‌های زندگی راحت، افرادی را به سوی خود جلب کرد. مثلاً همسر امام حسن مجتبی، که از نزدیک‌ترین افراد به امام حسن بود و انتظار می‌رفت محافظ و یار او باشد، با وعده‌هایی مانند حرمسرای آنچنانی و زندگی راحت، به سمت معاویه جذب شد. این زندگی تجملاتی که معاویه وعده داده بود، بر خلاف آنچه در نزد امام حسن مجتبی وجود داشت، او را به سوی خود کشاند.

روش دیگر معاویه پیشنهاد منصب‌های مهم به افرادی بود که در کوفه حضور داشتند. این افراد به دنبال فرصتی بودند تا از معاویه منصبی کسب کنند. تحلیل آنها این بود که معاویه غالب خواهد شد و سپس می‌توانند از او منصبی مطالبه کنند.

تطمیع و وسوسه‌گری که به آن اشاره کردیم، همیشه به معنای این نبود که معاویه به طور مستقیم از خواص بخواهد تا با امام حسن علیه‌السلام بجنگند. در بسیاری از موارد، او فقط می‌خواست که آنها بی‌طرف بمانند یا در گوشه‌ای ایستاده و درگیر نشوند.

2. تهدید

اگر تطمیع نتیجه نمی‌داد، معاویه به تهدید روی می‌آورد. مثلاً قیس بن سعد ابتدا به وسیله تطمیع هدف قرار گرفت، اما وقتی جواب نداد، معاویه شروع به تهدید او کرد. وقتی تهدید هم تأثیر نکرد، معاویه به حدی از قیس تنفر داشت که حتی پس از توافق صلح، امان‌نامه برای سایر یاران امام حسن صادر کرد، اما قیس را مستثنی کرد. امام حسن علیه‌السلام نیز با دفاع از قیس، مانع از لغو صلح‌نامه شدند و مجبور کردند که برای قیس نیز امان‌نامه صادر شود.

3. شایعه‌سازی و جنگ روانی

روش سوم معاویه شایعه‌سازی و جنگ روانی بود. او با ترویج شایعات میان خواص و عوام، باعث سردرگمی و اختلال روانی می‌شد. به عنوان مثال، بعد از زخمی شدن امام حسن، شایعه‌ای منتشر کرد که او به شهادت رسیده است. این شایعه باعث شد برخی افراد، حتی فرماندهان، تحت تأثیر قرار گیرند و بپذیرند که امام حسن راضی به صلح شده است. این باعث شد که برخی از جنگجویان از ادامه مبارزه منصرف شوند.

علاوه بر این، شایعات دیگری مانند شهادت قیس بن سعد، که به محض انتشار آن، گروه‌های تازه نفس که برای کمک به لشکر امام حسن آمده بودند، از نیمه راه برگشتند. همچنین شایعه‌هایی مبنی بر پیوستن نخبگان و خواص به معاویه باعث شد که برخی از آنها کنار کشیده و به پول رضایت دهند.

این شایعات و جنگ روانی‌ها باعث تخریب روحیه، سردرگمی و کلافگی در میان نخبگان و عوام می‌شد. در حالی که برخی فریب این فضای روانی را خوردند، عده‌ای نیز با استقامت و مقاومت، به حمایت از امام حسن مجتبی علیه‌السلام ادامه دادند.

سخنگوی جمعیت خدمتگزار زائرین پیاده امام رضا (ع) گفت: بیش از ۷۰ هزار نفر در محل‌های اسکان شبانه اطراق و صبح فردا به سمت مشهد الرضا ادامه مسیر خواهند داد.

حسین رضایی اظهار داشت: بیش از 58 هزار زائر پیاده در مسیرهای خراسان جنوبی، شمالی، رضوی و سمنان در قالب 325 کاروان به سمت مشهد مقدس در حرکتند.

وی تعداد زائرین ورودی از یک روز قبل از اربعین تا شب گذشته از 4 مسیر را به 9 هزار نفر اعلام کرد و افزود: 5 ایستگاه صلواتی سیار از امروز کار خود را در محورهای مختلف استان خراسان رضوی آغاز کرده است.

رضایی خاطرنشان کرد: از کسانی که نذورات دارند درخواست می‌شود مستقیما به جاده وارد نشوند و با تماس با شماره 0900454590 واحد مشارکتی جمعیت هماهنگی کرده تا در محل هایی که مامور بهداشت حضور دارد توسط بانی توزیع شود.

سخنگوی جمعیت ادامه داد: بیش از 70 هزار نفر در مسیرهای نیشابور،  تربت حیدریه ،گناباد، تربت جام،  فریمان، قوچان بسمت شمال،  قوچان به سمت مشهد و مسیر سرخس در محل های اسکان شبانه اطراق و صبح فردا به سمت مشهد الرضا ادامه مسیر خواهند داد.

رضایی گفت: 24 هزار و 765 زائر پیاده تا ساعت 18 امروز وارد مشهدالرضا شدند.

آمادگی اسکان موقت 43 هزار زائر در حرم مطهر رضوی

محمد شبان معاون خدمات زائرین حرم مطهر رضوی اظهارداشت: باتوجه‌به حجم حضور زائران در روزهای پایانی ماه صفر در مشهد مقدس و به‌منظور تسهیل شرایط زیارت این زائران، پارکینگ شماره یک و شماره 3 حرم مطهر رضوی آماده اسکان موقت زائران درنظر گرفته شده و پیش‌بینی کرده‌ایم حدود 9 هزار نفر در پارکینگ شماره یک و 4 هزار نفر در پارکینگ شماره 3 استقرار یابند.

وی در ادامه به اسکان موقت زائران در خارج از حرم مطهر با ظرفیت 30 هزار زائر پیاده در 27 پایگاه سطح شهر اشاره کرد و افزود: ابتدای ره‌باغ رضوان(ابتدای خیابان شهید شوشتری 1، شارستان طبرسی)، میدان شهید حججی، ساختمان سابق ستاد مرکزی آستان قدس رضوی واقع در چهارراه شهدا و زیر سطحی میدان شهدا از جمله نقاطی است که برای اسکان موقت زائران در خارج از مجموعه حرم مطهر رضوی اختصاص داده شده است.

معاون خدمات زائرین حرم مطهر رضوی، همچنین به آماده‌سازی سرویس‌های بهداشتی و استحمام زائران در این ایام اشاره کرد و گفت: سرویس‌های بهداشتی در بازار غدیر، بازار کوثر، و کنار باغ رضوان (ضلع شرقی) و ... آماده‌ شده و ارائه خدمت‌رسانی است.

پایگاه اطلاع رسانی وای نت وابسته به روزنامه یدیعوت آحارانوت در خبری اعلام کرد، بیش از یکصد هزار نفر با تجمع در خیابان بگین تل‌آویو (اطراف وزارت جنگ) خواهان امضای فوری و سریع توافق مبادله اسرا شدند.

به نوشته این رسانه عبری زبان، این بزرگترین تجمع اعتراض آمیز از زمان آغاز جنگ 7 اکتبر محسوب می‌شود به نحوی که تقاطع‌های مختلف تل‌آویو را در اعتراض به کشته پیدا شدن 6 اسیر اسرائیلی مسدود کردند.

 

به نوشته این رسانه خانواده اسرا با اشاره به گذشت 11 ماه از مسئله اعلام کردند، همه مردم و تمامی رؤسای نهادهای امنیتی از امضای توافق حمایت می‌کنند، امروز مسئولیت این امر به عهده کابینه است که اسرا را به خانواده هایشان بازگردند، امکان ندارد اجازه بدهیم که فرزندان ما در تونل‌ها آن هم به خاطر منافع سیاسی کشته شوند.

همسر یکی از اسرا هم اعلام کرد، رفتارهای نتانیاهو صدور حکم اعدام علیه اسرا است، تاخیر در امضای توافق و با هر بار شکست در امضای توافق صدور حکم اعدام علیه اسرا می‌باشد.

به نوشته رسانه‌های عبری زبان تظاهرات مشابهی هم در قدس برگزار که با دخالت پلیس به آشوب کشیده شد، پلیس در جریان آن 5 نفر را دستگیر کرد.

در خبر دیگری هم رسانه‌های عبری زبان اعلام کردند، نتانیاهو که با توجه به شکست سیاست هایش در موضع انفعالی قرار گرفته خطاب به یوآف گالانت وزیر جنگ اعلام کرد، ما به دنبال ابراز نرمش در مذاکرات هستیم اما این نرمش در رابطه با اصولی همچون فیلادلفیا نخواهد بود.

نتانیاهو در مقابل اعتراضات گسترده صهیونیست‌ها اعلام کرد، لغو تصمیم راهبردی کابینه امنیتی بعد از کشته پیدا شدن شش اسرائیلی یک اشتباه بزرگ است، اگر از فیلادلفیا عقب نشینی کنیم به آن معنی است که از ما درخواست خواهد شد تا از کل نوار غزه خارج شویم و این به آن معنی است که منافع امنیتی ما به خطر خواهد افتاد.

ساعاتی قبل از آن بنی گانست رهبر حزب بلوک دولت از مردم خواسته بود تا در اعتراض به سیاست‌های نتانیاهو به خیابان‌ها بیایند.

او تاکید کرد وقت آن فرا رسیده است تا این کابینه شکست خورده مطلق را تغییر دهیم.

گانتس که بعد از حمله به نوار غزه وارد کابینه جنگ نتانیاهو شده اما به دلیل اختلاف نظر با وی در رابطه با نحوه مدیریت جنگ از آن خارج شد اعلام کرد: نتانیاهو ترسیده و مردد شده است، او به جای نجات اسرا به خاطر مسایل سیاسی خود وقت کشی می‌کند.

وی در ادامه گفت: وظیفه نتانیاهو حفاظت از اسرا است نه حفظ ائتلافی است که افراطیون و تندروها بر آن حاکمیت دارند.

این ژنرال سابق ارتش رژیم صهیونیستی افزود: اسرا در حال مرگ هستند در حالی که صهیونیست‌ها از شمال کوچانده می‌شوند و جامعه اسرائیل هم در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.

یائیر لاپید رهبر مخالفان کابینه در کنست اسرائیل هم کابینه نتانیاهو را کابینه مرگ توصیف کرد و گفت: کابینه نتانیاهو تصمیم خود را برای عدم نجات هیچ یک از اسرا گرفته است.

به گزارش رادیو ارتش رژیم صهیونیستی، لاپید از سندیکاهای کارگری خواست تا اقتصاد اسرائیل را فلج کنند.

این خبر در حالی اعلام می‌شود که واللا نیوز در خبری اعلام کرد، هستدروت اتحادیه سندیکاهای کارگری اسرائیل اعلام کرد، فردا دوشنبه در سرتاسر (فلسطین اشغالی) اعتصاب عمومی اعلام می‌شود.

مسئولین بخش‌های مختلف اقتصادی و رؤسای شوراهای شهر و مدیران بیمارستان‌ها به این دعوت پاسخ مثبت داده و فردا را اعتصاب عمومی اعلام کردند.

در مقابل بتسلئیل سموتریچ وزیر دارایی رژیم صهیونیستی اعتصاب کنندگان را به قطع حقوق تهدید کرد.

به نوشته رسانه‌های صهیونیستی وزیر دارایی این رژیم به مسئولین ذیربط دستور داد، حقوق هر فردی که فردا دست به اعتصاب بزند، حقوقش پرداخت نشود.

نسخه قابل چاپ
۱۴۰۳/۰۳/۱۴
 

بیانات در مراسم سی و پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)

در جوار مرقد مطّهر امام راحل(۱)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

این اجتماع بزرگِ هرساله دارای یک هدف مهم و مورد نیاز ملّت ایران است، و آن عبارت است از تجدید یاد امام بزرگوار و بهرهگیری از درس امام بزرگوار برای پیشرفت کشور و اداره‌ی کشور و تعقیب اهداف بلند انقلاب؛ یا از درس امام استفاده کنیم که در بیانات ایشان و در نوشتههای ایشان در دسترس ما و در اختیار ما است، یا از ابعاد شخصیّت امام بهرهمند بشویم که خود این ابعاد شخصیّت برجسته‌ی بینظیر امام بزرگوار، هر کدام درسی است برای ما.

امروز هم من از نگاه امام بزرگوار، از زاویه‌ی دید امام بزرگوار، میخواهم [راجع] به دو موضوع مهمّی که در فاصله‌ی خرداد گذشته تا امروز اتّفاق افتاده است، کلماتی را عرض کنم، مطالبی را بیان کنم. این دو موضوع، یکی مسئله‌ی فلسطین است که امروز مسئله‌ی اوّل دنیا است و با یک حمله‌ی عظیم مردمی آغاز شد و دنبالههای آن تا امروز چشم دنیا را متوجّه خود کرده است و آن را به مسئله‌ی اوّل دنیا تبدیل کرده است؛ یکی هم حادثه‌ی تلخ فقدان رئیسجمهور عزیز و مغتنم ما است(۲) که آن هم حادثه‌ی بزرگی است و هم در دایره‌ی داخلی کشور، هم در عرصه‌ی جهانی، شهادت رئیسجمهورمان و همراهانشان پیامدهایی دارد، و یکی از مسائل مهمّ تاریخ انقلاب محسوب میشود. راجع به این دو موضوع از زاویه‌ی نگاه امام میخواهیم نگاه کنیم و بحث کنیم؛ بعد هم البتّه ان‌شاءالله درباره‌ی مسئله‌ی انتخابات و این وظیفه‌ی ملّی و عمومی‌ای که در زمینه‌ی انتخابات داریم، چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد.

یکی از برجسته‌ترین درسها و رویکردهای امام را ما در قضیّه‌ی فلسطین مشاهده میکنیم؛ امام بزرگوار از روز اوّلِ شروع نهضت اسلامی، بر روی مسئله‌ی فلسطین تکیه کردند، مطالبی گفتند، آینده‌نگری‌ای کردند و راهنمایی‌هایی به ملّتهای مسلمان و به خود ملّت فلسطین کردند. آنچه امام بزرگوار درباره‌ی آینده‌ی فلسطین از پنجاه سال قبل یا بیشتر پیش‌بینی کرده بودند، امروز بتدریج در حال تحقّق یافتن است؛ این روشن‌بینی امام در مسئله‌ی فلسطین، موضوع بسیار مهمّی است که بعد توضیحی عرض خواهم کرد. البتّه این روشن‌بینی و آینده‌نگری و دقّت نظر امام بزرگوار در حوادث، مخصوص مسئله‌ی فلسطین نبود؛ در بسیاری از قضایای جاری و مهمّ کشور، نظر امام، نگاه دقیق امام، روشن‌بینی امام در جلوی چشم کسانی که آنها را شنیده بودند تحقّق پیدا کرد که نمونه‌های زیادی دارد. یک نمونه همان روزهای اوّل نهضت است؛ آن روزی که نهضت اسلامی به رهبری امام بزرگوار اوّلین گامهای خودش را برمیداشت و رژیم طاغوت در فیضیّه‌ی قم، در خیابانهای قم، در تهران، هر حرکتی را با شدّت و بی‌رحمیِ تمام سرکوب میکرد، در یک چنین شرایطی که مبارزین تعداد اندکی بودند و طرف مقابل هم یک رژیم جبّار و بی‌رحم بود، ایشان خطاب به ماها که آن روز طلبه‌های جوانی بودیم، فرمودند «اینها رفتنی هستند، شما میمانید».(۳) آن روز کسانی که اهل تحلیل بودند، اهل مطالعه‌ی مسائل گوناگون کشورها و مبارزات و مانند اینها بودند، از این‌جور سخنی تعجّب میکردند؛ ایشان گفتند و همین هم شد.

یک نمونه‌ی دیگر در اواخر دوران عمر بابرکت این بزرگوار است و آن، مطلبی است که ایشان در نامه‌ی به رئیس شوروی سابق نوشتند،(۴) که این جزو عبارات ماندگار تاریخی است. آن روز که شوروی سابق در اوج شوکت و اعتبار به نظر میرسید، ایشان گفتند که صدای شکستن استخوانهای رژیم کمونیستی را میشنوند؛ هیچکس آن روز تصوّر چنین وضعی را نمیکرد؛ ایشان گفتند، و خیلی نگذشت که آنچه ایشان پیشبینی کرده بودند اتّفاق افتاد.

امام در قضیّه‌ی فلسطین، با این نگاه، با این دید وارد قضایا شدند. آنچه حاصل و خلاصه‌ی خواسته‌ی امام بزرگوار در باب فلسطین بود، این بود که دل به مذاکرات سازش بسته نشود. دل نبندند، امیدوار نباشند به اینکه بتوانند با مذاکرات سازش، مشکل فلسطینیها را حل کنند و در مسئله‌ی فلسطین به یک نقطه‌ی عادلانه برسند؛ این خلاصه‌ی حرف امام بود. ایشان معتقد بود باید خود مردم فلسطین در میدان عمل حقّ خودشان را بگیرند و دشمن را، یعنی رژیم صهیونیست را وادار به عقبنشینی کنند، او را تضعیف کنند، و همه‌ی ملّتهای دنیا و بالخصوص دولتهای مسلمان از فلسطینیها حمایت کنند؛ ایشان همیشه تکرار میکردند که اگر ملّتها وارد میدان بشوند، خود فلسطینیها اقدام کنند و کمر به عمل ببندند، اگر این[طور] شد، رژیم صهیونیست وادار خواهد شد به اینکه عقبنشینی کند؛ امروز این اتّفاق افتاده است؛ که من حالا توضیح خواهم داد.

فلسطینیها در ماجرای طوفانالاقصیٰ وارد میدان شدند، عمل کردند، اقدام کردند و دشمن را در کنج میدانی قرار دادند که هیچ راه فراری و وسیله‌ی نجاتی برایش وجود ندارد. بله، آمریکا از رژیم صهیونیست حمایت میکند، بسیاری از دولتهای غربی حمایت میکنند امّا همه هم اعتراف میکنند و قبول دارند که شرایطی که برای حکومت صهیونیست به وجود آمده است، شرایطی است که راه نجاتی برای آن رژیم وجود ندارد. در باب این حرکت عظیم مردم فلسطین من در اینجا چند جملهای توضیح عرض میکنم.

دو نقطه‌ی اساسی در حادثه‌ی طوفانالاقصیٰ وجود دارد که باید به آن توجّه کرد؛ دو نقطه‌ی اساسی و مهم. یک نقطه این است که این عملیّات طوفان‌الاقصیٰ که در پانزدهم مهرِ گذشته اتّفاق افتاد، دقیقاً مورد نیاز منطقه بود؛ منطقه‌ی ما به این عملیّات نیاز داشت؛ این پاسخ به یک نیاز بزرگ منطقه بود که شرح خواهم داد. نقطه‌ی دوّم این است که این عملیّات یک ضربه‌ی تعیین‌کننده‌ای به رژیم صهیونیست بود؛ ضربه‌ای که هیچ علاجی برای آن وجود ندارد، و رژیم صهیونیست بر اثر این ضربه دچار ابتلائاتی شده است که از این ابتلائات نجات پیدا نخواهد کرد.

امّا آن نقطه‌ی اوّل که گفتیم عملیّات طوفان‌الاقصیٰ دقیقاً در لحظه‌ی نیاز منطقه اتّفاق افتاد، توضیحش این است که یک نقشهی جامعِ وسیعی به وسیلهی آمریکا و عناصر صهیونیست و دنباله‌های آنها و بعضی از دولتهای منطقه طرّاحی شده بود که بر اساس این نقشه‌ی جامع قرار بود مناسبات و معادلات منطقه تغییر پیدا کند. ارتباط رژیم صهیونیستی با دولتهای منطقه طبق خواسته‌ی خود آن رژیم تنظیم بشود و معنایش تسلّط رژیم صهیونیستی بر سیاست و اقتصاد کلّ منطقه‌ی غرب آسیا بلکه کلّ دنیای اسلام بود؛ یک برنامه‌ی وسیعی را طرّاحی کرده بودند که این نتیجه‌اش بود. این برنامه را با مقدّمات زیادی پیش برده بودند؛ آمریکا پشت سر این برنامه بود، انگلیس پشت سر این برنامه بود، جامعه‌ی صهیونیست‌های جهانی پشت سر این برنامه بودند، بعضی از دولتهای منطقه با جدّیّت در این برنامه همکاری میکردند؛ این برنامه به لحظه‌های پایانی خودش رسیده بود؛ یعنی چیزی نمانده بود که این برنامه و نقشه‌ی بلند‌مدّت به مرحله‌ی اجرای عملی برسد. در یک چنین لحظه‌ی حسّاسی حمله‌ی طوفان‌الاقصیٰ آغاز شد و همه‌ی نقشه‌های دشمن را بر باد داد. طوفان پانزدهم مهر نقشه‌ی با دقّت طرّاحیشده‌ی دشمن را باطل کرد و با وضعی که در این هشت ماه پیش آمده است، امیدی هم به اینکه بتوانند این نقشه را دوباره احیا کنند چندان وجود ندارد. کار بزرگ مهمّی انجام گرفت.

اینکه شما میبینید رژیم صهیونیستی با چنین شدّتی و قساوتی به مردم بیدفاع غزّه حمله میکند، واکنش عصبی رژیم به باطل شدن آن نقشه است. اینکه میبینید دولت آمریکا در مقابل چشم همه‌ی مردم دنیا به این جنایتها کمک میکند، به خاطر واکنش عصبی آنها است از باطل شدن نقشهای که با زحمت زیاد این نقشه را کشیده بودند. طوفان‌الاقصیٰ یک چنین معجزهای کرد. این طوفان‌الاقصیٰ درست در وقت خود و در لحظه‌ی خود اتّفاق افتاد. بنده البتّه نمیتوانم ادّعا کنم که طرّاحان طوفان‌الاقصیٰ آیا میدانستند که چه کار بزرگی را دارند انجام میدهند یا نه ــ من نمیدانم ــ امّا واقعیّت این است که این کاری که اینها انجام دادند، یک کاری بود که هیچ چیز دیگری نمیتوانست جای آن را بگیرد؛ اینها یک توطئه‌ی بزرگ بینالمللی برای منطقه‌ی غرب آسیا را با عملیّات طوفان‌الاقصیٰ از بین بردند و باطل کردند. این، نقطه‌ی اوّل.

و امّا نقطه‌ی دوّم، که گفتیم عملیّات طوفان‌الاقصیٰ یک ضربه‌ی تعیینکننده به رژیم صهیونیستی بود، یک ضربهای بود که قابل جبران نیست و رژیم صهیونیستی را در یک مسیری قرار داده است که انتهای آن مسیر جز اضمحلال و نابودی چیز دیگری نیست. درباره‌ی این بخش از قضیّه زیاد صحبت کرده‌ایم؛ از اوّل وقوع طوفان‌الاقصیٰ تا حالا، بارها درباره‌ی این مسئله صحبت کرده‌ایم؛(۵) من امروز میخواهم از زبان دیگران دراینباره حرف بزنم. نظرات خودمان را فعلاً میگذاریم کنار؛ من نظرات کسانی را عرض میکنم که از لحاظ جهتگیری و رویکرد با ما همراه نیستند.

همه‌ی تحلیلگران غربی، اعمّ از اروپایی، آمریکایی و حتّی وابستگان به خود رژیم صهیونیستی معتقدند که در این عملیّات، رژیم صهیونیستی با همه‌ی تظاهر و یال‌وکوپال، از گروه معدود مقاومت شکست سختی خورده است. آنها میگویند رژیم صهیونیستی هشت ماه بعد از طوفان‌الاقصیٰ، با این‌همه تلاش، به هیچ‌کدام از هدفهای حدّاقلّی خود هم نرسیده؛ این را تحلیلگران غربی میگویند. از این بالاتر، یک تحلیلگر غربی قضاوتش این است و این‌جور میگوید که طوفان‌الاقصیٰ رویدادی است که میتواند تغییر‌دهنده‌ی قرن بیست‌ویکم باشد؛ این تلقّی یک تحلیلگر معروف غربی است  ــ بنده نمیخواهم اسم آنها را بیاورم ــ یک تحلیل دیگر از یک تحلیلگر دیگر غربی میگوید: طوفان‌الاقصیٰ جهان را تغییر خواهد داد. یک تحلیلگر امنیّتی صهیونیست، مربوط به داخل خود رژیم صهیونیستی، [وقتی] میخواهد بگوید درون سران و مسئولان بالای رژیم صهیونیستی آشفتگی وجود دارد، سرگیجه وجود دارد و نمیدانند چه کار باید بکنند، این‌جور میگوید که اگر محتوای بحثها و اختلافات مقامات اسرائیل در رسانه‌ها منتشر شود، چهار میلیون نفر از اسرائیل خواهند رفت؛ مهاجرت معکوس؛ یعنی سرگیجه و آشفتگی و دستپاچگی در میان مقامات اسرائیل در یک چنین حدّی است. توجّه کنید! این خیلی مهم است. یک مورّخ اسرائیلی میگوید: «پروژه‌ی صهیونیستی، نفسهای آخر خود را میکِشد ــ این را یک تحلیلگر و مورّخ صهیونیست میگوید ــ و ما در آغازِ پایان رژیم صهیونیستی هستیم؛ ارتش در حفاظت از جامعه‌ی یهودی در جنوب و شمال اسرائیل شکست خورده است». ارتشی که ادّعا میکرد جزو قوی‌ترین ارتشهای دنیا است در داخل سرزمین خود شکست خورده؛ از چه کسی شکست خورده؟ از یک دولت قوی؟ نه، از گروه‌های مقاومت، از حماس، از حزب‌الله؛ از اینها شکست خورده. طوفان‌الاقصیٰ این است.

از همه‌ی اینها که بگذریم، آنچه در مقابل چشم ما است و داریم مشاهده میکنیم، [این است که] مسئله‌ی فلسطین شده است مسئله‌ی اوّل دنیا؛ این خیلی مهم است. سالهای متمادی تبلیغات رسمی رسانه‌های وابسته‌ی به آمریکا و وابسته‌ی به مراکز صهیونیستیِ ثروتمند سعیشان این بود که کاری کنند که نام فلسطین و مسئلهی فلسطین بتدریج کمرنگ بشود و تدریجاً به فراموشی سپرده بشود، و مردم یادشان برود که یک چیزی هم به نام «فلسطین» وجود داشته! سالها سعی کردند و پول خرج کردند برای این کار، [امّا] امروز علیرغم آنها، مسئله‌ی فلسطین مسئله‌ی اوّل دنیا است. در خیابانهای لندن، در میدانهای پاریس، در دانشگاههای آمریکا به نفع مردم فلسطین و علیه رژیم صهیونیستی شعار میدهند. آمریکا هم در مقابل اجماع جهانی ملّتهای دنیا ناچار دچار انفعال است و دیر یا زود مجبور خواهد شد دست خودش را از پشت رژیم صهیونیستی بردارد.

البتّه مصیبتهای غزّه، حوادث گریهآور غزّه، [از جمله] حمله به مردم بیدفاع، کشتار نزدیک به چهل هزار نفر، کشتار حدود پانزده هزار یا بیشتر کودک ــ بعضاً نوزاد، بعضاً شیرخوار ــ این مصیبتها وجود دارد؛ اینها هزینههایی است که ملّت فلسطین در راه نجات خود دارد این هزینهها را میدهد، و [در عین حال] ایستاده است و مقاومت میکند و از حماسهسازان و مبارزان مقاومت دفاع میکند. ملّت فلسطین با وجود همه‌ی این مشکلات و سختیها، از مقاومت اِعراض نکرد، روگردانی نکرد؛ از مقاومت دفاع میکند، به برکت ایمان اسلامی و اعتقاد به آیات قرآن؛ این خیلی مهم است.

واقع قضیّه این است که رژیم صهیونیستی یک محاسبه‌ی غلطی کرد، یک تحلیل غلطی کرد از تواناییهای جبهه‌ی عظیم مقاومت. امروز یک جبهه‌ی بزرگی در منطقه‌ی ما وجود دارد به نام «جبهه‌ی مقاومت»؛ این جبهه تواناییهای زیادی دارد؛ رژیم صهیونیستی در فهم این حقیقت دچار اشتباه شد، دچار غلط شد. رژیم صهیونیستی به دست خودش، خود را در یک دالان بنبستی انداخت که شکستها پشت سر هم و پیدرپی به سراغش خواهند آمد و به حول و قوّه‌ی الهی از این دالان راه نجاتی پیدا نخواهد کرد. امروز رژیم صهیونیستی در مقابل چشم مردم دنیا دارد بتدریج ذوب میشود، دارد تمام میشود؛ این را مردم دنیا دارند می‌بینند. البتّه در تبلیغات حرف میزنند، امّا واقع قضیّه این است؛ هم خودشان میدانند، هم بسیاری از سیاسیّون دنیا میدانند، هم بسیاری از ملّتها این را میفهمند و هم ملّت فلسطین این را فهمیده است. این راجع به مسئلهی اوّلی که گفتیم امروز میخواهیم بحث کنیم، [یعنی] مسئلهی فلسطین و طوفان‌الاقصیٰ.

امّا حادثه‌ی مهمّ دوّم، یعنی شهادت جان‌گداز رئیس‌جمهور مغتنم و عزیز و پُرکار و همراهان ایشان که این همراهان هم هر کدام به نوبه‌ی خود ارزشمند بودند؛ از آنهایی که بنده از نزدیک می‌شناختم، مرحوم آقای آل هاشم، امام‌جمعه‌ی فعّال، مردمی و شایستهی شهر تبریز، نمایندهی رهبری در استان مهمّ آذربایجان شرقی، با مردم، با جوانها، با دانشجوها، با هنرمندان، با ورزشکاران، با قاطبه‌ی مردم ارتباطات قلبی و دلی و کاری برقرار میکرد؛ حقیقتاً شخصیّت ارزنده‌ای بود. مرحوم آقای امیرعبداللهیان، وزیر خارجه‌ی فعّال، پُرکار، باابتکار، مذاکره‌کننده‌ی قوی؛ بنده صورت مذاکراتی را که ایشان میکرد در مواردی مشاهده میکردم؛ یک مذاکره‌کننده‌ی قوی و باهوش و پایبند به مبانی و اصول؛ اینها [کسانی بودند] که من از نزدیک می‌شناختم؛ دیگران هم، چه استاندار آذربایجان، چه برادر مأمور حفاظت رئیس‌جمهور، چه آن سه نفر عزیزی که مأمور پرواز بودند، همه‌ی اینها آن‌طوری که افراد آشنای به آنها میگویند، افراد شایسته و برجسته و مؤمنی بودند. فقدان اینها حقیقتاً یک خسارت بود برای کشور.

ما در مقابل مصیبت چه جور باید برخورد کنیم؟ این مهم است. من قبلاً بحث درباره‌ی این فقدان بزرگ را با این آیهی شریفه، نورانی کنم که میفرماید: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی‌ سَبیلِ اللهِ اَمواتٌ بَل اَحیاءٌ وَ لکِن لا تَشعُرون؛(۶) به کسانی که در راه خدا کشته میشوند، مرده اطلاق نکنید؛ اینها زنده‌اند. اطراف این آیه ــ چه قبل این آیه، چه بعد این آیه ــ بحثی از حرکت نظامی و جنگ و قتال و مانند اینها نیست؛ [میفرماید] «فی‌سبیلالله». نمیشود ادّعا کرد که معنای این «یُقتَلُ فی‌ سَبیلِ اللَّه» کشته شدن در میدان جنگ است، چون هیچ قرینهای بر این در این آیه وجود ندارد. در آیهی سوره‌ی آلعمران ــ «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا»(۷) ــ چرا، آن آیه در ضمنِ مسائل جهاد است؛ این آیه نه، مطلق است؛ [میفرماید] هر کسی که در راه خدا کشته بشود. راه خدمت به مردم، راه خدا است؛ راه کار جهادی برای مردم، راه خدا است؛ راه اداره‌ی کشور اسلامی، راه خدا است؛ راه پیشرفت نظام جمهوری اسلامی، راه خدا است. آقای رئیسی عزیز و همراهانش، در راه پیشرفت کشور، در راه خدمت به مردم، در راه اعتلای جمهوری اسلامی کشته شدند، [لذا] مشمول این آیهاند؛ اینها را اموات ندانید؛ بَل اَحیاءٌ؛ اینها زنده هستند؛ همان تعبیری که در باب شهدا وجود دارد. بنابراین، اینها را ما «شهدای خدمت» میدانیم، همچنان که مردم گفتند؛ از دل مردم جوشید این تعبیر «شهید جمهور» و «شهید خدمت»؛ این خیلی باارزش است. خب، این مصیبت جدّاً مصیبت سنگینی بود برای کشور.

چند کلمه در باب خود رئیسجمهور فقیدمان عرض بکنم، چند کلمه هم در باب مردم و ملّتمان که در این قضیّه چه جوری برخورد کردند عرض بکنم. اینها درس است؛ ما باید درس بگیریم از حوادث؛ این حوادث برای ما درس است.

در باب خود رئیسجمهور عزیزمان ــ که رحمت خدا بر او باد ــ همه اعتراف کردند که مرد کار بود، مرد عمل بود، مرد خدمت بود، مرد صفا و صداقت بود؛ این را همه اعتراف کردند. شب و روز نمیشناخت. در خدمتگزاری به کشور، یک نصاب تازهای را به وجود آورد. ما قبلاً هم شخصیّتهای خدمتگزار داشته‌ایم، امّا نه در این حد، نه با این حجم، نه با این کیفیّت، نه با این صداقت، نه با این پُرکاری و شب و روز نشناختن؛ یک نصاب جدیدی را آقای رئیسی (رحمة الله علیه) در باب خدمتگزاری به ملّت ایجاد کرد. در مسائل خارجی، از فرصتها به بهترین وجهی استفاده کرد. اینهمه تحرّک خارجی و سفر خارجی آثار ارزشمند و بابرکتی برای کشور داشت، هم برای امروز کشور، هم برای فردای کشور. ایران را در چشم رجال سیاسی دنیا بزرگتر و برجستهتر کرد. انقلاب اسلامی را، ملّت ایران را، در بیانات خود و در اظهارات خارجی خود، درست تعریف کرد و شناساند؛ لذا رجال سیاسی‌ای که امروز درباره‌ی او حرف میزنند، از او به عنوان یک چهره‌ی برجسته حرف میزنند؛ این برای ما که سالهای متمادی با مسائل خارجی سروکار داشتیم، چیز جدید و باارزشی است. سبک مدیریّت او در بین همکاران خودش یک سبک ویژهای بود، با صمیمیّت همراه بود؛ با همکارانش، با وزرا، با مدیران دولتی با صفا و صمیمیّت رفتار میکرد. برای مردم، کرامت قائل بود، عزّت قائل بود؛ به مردم، به جوانها برای اظهار نظر میدان میداد؛ حرمت مردم را نگه میداشت. به جوانها اعتماد میکرد، جوانها را تکریم میکرد. به کسانی که به خود او بدی کرده بودند، با کرامت برخورد میکرد؛ به کسانی که حتّی به او اهانت کرده بودند، پاسخ تند، پاسخ زشت، پاسخ عصبی نمیداد. متقابلاً در مرزبندی با دشمنان انقلاب صراحت داشت؛ در مورد کسانی که با انقلاب بد بودند، مخالف بودند، دشمن بودند، دوپهلو صحبت نمیکرد؛ صریح صحبت میکرد، مرزبندیِ صریح داشت؛ به لبخند دشمن اعتماد نمیکرد. اینها ارزش است، اینها درس است؛ هر کدام از اینها برای سیاستمداران ما، برای رؤسای جمهور آینده‌ی ما، برای کسانی که در یک بخشی مورد اعتماد ملّت قرار میگیرند، یک سرمشق است.

بعد از فقدان این عزیز، من دیدم تقریباً همه‌ی روزنامه‌ها، همه‌ی مطبوعات، در فضای مجازی، اشخاص گوناگون از جریانهای مختلف، از خدمات او و تلاشهای شبانه‌روزی او حرف میزنند، از او تمجید میکنند، تعریف میکنند؛ دلم سوخت؛ دلم برای رئیسی سوخت؛ [بعضی از] اینها در زمان حیات او حاضر نبودند یک کلمه از این حرفها را بگویند؛ در زمان حیات او این برجستگی‌ها را میدیدند امّا کتمان میکردند، بلکه عکس آن را میگفتند و او را می‌آزردند. البتّه او غالباً جواب نمیداد امّا گاهی پیش من می‌آمد و مقداری شکایت میکرد. خدای متعال درجات این مرد عزیز و مغتنم را عالی کند؛ خداوند درجات همه‌ی کسانی را که با او همراه بودند عالی کند و به خانواده‌های آنها صبر عنایت کند. این راجع به شخص این عزیزان.

و امّا راجع به مردم؛ به نظر من این فصلِ مربوط به مردم، فصل برجسته‌ای است؛ خب مصیبت سنگین بود. در مقابل مصیبتِ سنگین چه جوری برخورد میکنیم؟ در مقابل مصائب ــ چه مصائب شخصی، چه مصائب ملّی ــ واکنشها چگونه است؟ یک واکنش این‌جوری است که انسان در مقابل مصیبت افسرده بشود، منزوی بشود، در واقع از مصیبت شکست بخورد، امید را از دست بدهد؛ این یک جور واکنش در مقابل مصیبت است. یک جور دیگر، یک واکنش دیگر در مقابل مصیبت این است که در برابر مصیبت ایستادگی کند ــ یعنی همان چیزی که در تعبیرات قرآنی به آن «صبر» گفته میشود؛ صبر یعنی ایستادگی در مقابل مصیبت ــ صبر کند؛ بلکه علاوه‌ی بر صبر، از مصیبت یک فرصت برای خود بسازد، حماسه بیافریند، از حادثه‌ی تلخ، نتایج شیرینی بگیرد؛ ملّت ایران این دوّمی را انتخاب کرد. ملّت ایران در مقابل این حادثه‌ی تلخ حماسه آفرید؛ این اجتماعات عظیم، این حماسهآفرینی فوقالعاده‌ی ملّت ایران در بدرقه‌ی این عزیزان، یکی از آن کارهای برجسته‌ی ملّت ایران است.

ملّت ما در طول سالهای انقلاب و پس از انقلاب، کارهای بزرگ زیادی انجام داده است؛ یکی از کارهای بزرگ همین است که در عزای عزیزان خود مثل شهید سلیمانی، مثل شهید رئیسی و دیگران، عزاداری او حماسه بود. این اجتماع میلیونی در تهران، در مشهد، در تبریز، در قم، در ری ــ دو روزِ پشت سر هم ــ در زنجان، در مراغه، در نجفآباد، در بیرجند، این اجتماعات عظیمی که مردم تشکیل دادند، این حماسهها نشانه‌ی این است که این مردم از اینجور مصیبتها شکست نمیخورند بلکه استقامتشان، انگیزهشان بیشتر میشود.

این اجتماعات پُرشور پیامهایی داشت؛ یکی از پیامها همین بود که ملّت ایران پُرانگیزه است، خسته‌نشو است، ایستاده است، زنده است، در مقابل حوادث گوناگون حضور خود را نشان میدهد، انگیزه‌ی خود را نشان میدهد. پیام دیگر اینکه میان مردم و مسئولان سطوح بالای کشور، ارتباطات و علاقه و دلبستگی عاطفی وجود دارد؛ درست عکس آنچه دشمن میخواهد تلقین کند. دشمنان مدام در بیرون گفتند، بعضیها هم متأسّفانه در داخل تکرار کردند «نظام جمهوری اسلامی سرمایه‌ی ملّی خود را از دست داده»؛ نه، اینکه یک رئیسجمهوری از دست مردم گرفته بشود، مردم به صورت میلیونی بیایند داخل خیابان، این سرمایه‌ی ملّی است. در هیچ نقطه‌ی دنیا چنین چیزی وجود ندارد.

این در هیچ نقطه‌ی دنیا، در هیچ کشور دیگری دیده نشده است. بعضی از رؤسای جمهور در کشورها بوده‌اند که مردم اینها را دوست میداشتند، در مرگ اینها هم مردم عزاداری کردند؛ بنده در یادم هست مواردی را؛ امّا قابل مقایسهی با آنچه در اینجا اتّفاق افتاد نبود. اینجا مردم با این عظمت وارد میدان شدند؛ این بی‌نظیر است. در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد. این، ارتباط مردم و مسئولین است؛ ارتباط مردم و سرداران است. حالا مسئلهی امام بزرگوار که از این مقوله‌ها خارج است؛ آنچه در رحلت امام بزرگوار پیش آمد، خارج از این مقوله‌ها است؛ آن یک حقیقت دیگری بود. امّا همین مسئولینِ دَم‌دست مردم، مثل سلیمانی، مثل رئیسی، مردم با اینها این‌جور رفتار میکنند.

یک پیام دیگر در این اجتماعات این بود که مردم طرف‌دار شعارهای انقلابند؛ این را نمیتوانند کتمان کنند، چون مرحوم رئیسی (رضوان الله علیه) صریحاً شعارهای انقلاب را میداد، مظهر شعارهای انقلاب بود؛ مردم وقتی از او تمجید میکنند، به او احترام میکنند، در واقع دلبستگی خودشان به شعارهای انقلاب را نشان میدهند، چون او مظهر شعارهای انقلاب بود.

یک مطلب دیگر اینکه مردم قدردان خدمتگزاران خودشان هستند؛ این را مسئولین ما بدانند، توجّه کنند. مسئولین خیال نکنند که اگر خدمتی کردند، این از یاد مردم خواهد رفت؛ نه، مردم می‌شناسند، میفهمند، قدردانند؛ این مشوّق خدمت است. این مضامین مهمّ برخاسته‌ی از اجتماعات مردم، در معادلات سیاسی منطقه اثر خواهد گذاشت؛ اینها در تبیین قدرت منطقه و توزیع قدرت در منطقه اثر دارد؛ که تحلیلگران سیاسی بزرگ دنیا و رجال سیاسی دنیا نگاه کنند، ببینند این ملّت ایران است؛ با این انگیزه، با این علاقه، با این حضور، با این آمادگی، با این پای کار بودن. این، واقعیّتهایی از ایران و ایرانی را به دنیا منعکس میکند.

یک مطلب دیگر هم که آن هم مهم است، این است که کشور با [وجود] از دست دادن رئیس‌جمهور توانست آرامش و امنیّت خود را به طور کامل حفظ کند.

خب، برادران و خواهران عزیز! عرایض من تمام شد. یک جمله در باب انتخابات عرض کنم. انتخاباتی که پیش روی ما است، کار بزرگی است؛ این انتخابات یک پدیدهی پُردستاورد است؛ این انتخابات که در پیش روی ما است اگر ان‌شاءالله با خوبی و شُکوه و عظمت برگزار بشود، یک دستاورد بزرگ برای ملّت ایران است. [اینکه] بعد از این حادثه‌ی تلخ، مردم جمع بشوند با آراء بالا مسئول بعدی را انتخاب بکنند، انعکاس این در دنیا انعکاس فوقالعادهای است؛ لذا این انتخابات بسیار مهم است. این حماسه‌ی انتخابات، مکمّل حماسه‌ی بدرقه‌ی شهیدان است؛ این کار مکمّل کاری است که قبلاً در بدرقه‌ی شهیدان کردید. ملّت ایران برای اینکه بتواند در معادلات پیچیده‌ی بینالمللی، منافع خودش را حفظ کند و عمق راهبردی خودش را تثبیت کند و ظرفیّتها و استعدادهای طبیعی و انسانی خودش را به مرحله‌ی بُروز و ظهور برساند و کام مردم را شیرین کند و همچنین بتواند حفرهها و رخنههای اقتصادی و فرهنگی را پُر کند، احتیاج دارد به یک رئیسجمهور فعّال، پُرکار، آگاه و معتقد به مبانی انقلاب.

توصیه‌ی آخر بنده را هم گوش کنید: در این حرکت عظیمی که انجام میگیرد، در رقابتهای پیش روی انتخاباتی بین نامزدها، اخلاق حاکم باشد؛ بدگویی کردن، تهمت زدن، لجنپراکنی کردن، کمکی به پیشرفت کارها نمیکند، به آبروی ملّی هم لطمه میزند. صحنه‌ی انتخابات صحنه‌ی عزّت و حماسه است، صحنه‌ی رقابت برای خدمت است، صحنه‌ی کشوواکش(۸) برای به دست آوردن قدرت نیست. برادرانی که وارد میدان مبارزه‌ی انتخاباتی و رقابت انتخاباتی میشوند، این را به عنوان یک وظیفه بدانند؛ آنها به وظیفهشان عمل کنند، خدای متعال هم دلهای مردم را انشاءالله هدایت خواهد کرد به بهترین گزینه و انشاءالله یک رئیسجمهور شایسته‌ی برای ملّت ایران تعیین خواهد شد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
 
در ابتدای این مراسم ــ که در جوار مرقد مطهّر حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) برگزار شد ــ حجّت‌الاسلام سیّدحسن خمینی (تولیت حرم حضرت امام خمینی) مطالبی بیان کرد.
اشاره به حادثه‌ی سقوط بالگرد حامل حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدابراهیم رئیسی (رئیس‌جمهور)، آقای حسین امیرعبداللهیان (وزیر امور خارجه)، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدمحمّدعلی آل‌هاشم (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان آذربایجان شرقی)، آقای مالک رحمتی (استاندار آذربایجان شرقی)، سرتیپ سیّدمهدی موسوی (فرمانده یگان حفاظت ریاست جمهوری)، سرتیپ‌دوّم خلبان سیّدطاهر مصطفوی، سرتیپ‌دوّم خلبان محسن دریانوش و سرهنگدوّم فنّی بهروز قدیمی، که در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۳۰ در نزدیکی ورزقان استان آذربایجان شرقی رخ داد و منجر به شهادت آنها شد.
صحیفه‌ی امام، ج ۲، ص ۱۳۰؛ پیام به حوزه‌هاى علمیّهی قم، مشهد و تهران (۱۳۴۶/۱/۲۷)‌
صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۲۲۰؛ پیام به آقای میخائیل گورباچف (۱۳۶۷/۱۰/۱۱)‌
از جمله، بیانات در چهارمین مراسم مشترک تحلیف و دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه های افسری نیروهای مسلّح (۱۴۰۲/۷/۱۸)، بیانات در دیدار جمعی از دانش آموزان و دانشجویان به مناسبت روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی (۱۴۰۲/۸/۱۰)، و دیدار جمعی از بسیجیان سراسر کشور به مناسبت هفته‌‌ی بسیج (۱۴۰۲/۹/۸)
سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۵۴
سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۶۹؛ «هرگز کسانى را که [در راه خدا] کشته شده‌اند، [مرده مپندار] ...»
بگومگو، نزاع

احادیث