emamian
گزیدهای از بیانات در منزل رئیسجمهور شهید حجتالاسلام والمسلمین رئیسی
خداوند انشاءالله درجات آقای رئیسی را عالی کند. بنده هر چه فکر میکنم، هم برای خودم، هم برای کشور، هم بخصوص برای خانواده، احساس میکنم که این [حادثه] هیچ جبرانی ندارد؛ یعنی خسارت سنگینی است که واقعاً جبران ندارد؛ خیلی سخت است، داغ بزرگی است. امیدواریم انشاءالله خدای متعال درجات ایشان را عالی کند و به شماها هم صبر بدهد؛ هر چه مصیبت سختتر و بزرگتر باشد، اجر الهی هم به همین نسبت بزرگتر و شیرینتر است انشاءالله.
[ایشان]، هم در دوران حیاتش خالصانه خدمت کرد و خدمتهای بزرگی کرد، هم بعد از درگذشتش یک چنین خدمت بزرگی به کشور کرد با این اجتماع مردم. اینکه مردم به مجرّد شنیدن حادثه، در شهرهای مختلف، در تهران، در مشهد و در جاهای دیگر بیایند در مساجد یا میدانها اجتماع کنند، خیلی معنا دارد؛ این علاقهای که مردم به ایشان نشان دادند، این وفاداریای که به ایشان نشان دادند، خیلی معنا دارد. ایشان مظهر شعارهای انقلاب بود؛ یعنی همان حرفهای اصلی انقلاب از دهان ایشان خارج میشد و این شعارها را ایشان شعارهای خودش قرار داده بود و مردم اینها را از ایشان شنیده بودند. همین مردم دارند این احساسات را برای این مرد نشان میدهند؛ معنای این چیست؟ معنایش این است که مردم به این انقلاب و به این شعارها دلبستهاند.
این سران کشورها که آمدند با ما ملاقات کردند، دیدم بعضی از آنها هم متوجّه این نکته هستند که این تشییعی که از ایشان شد، در واقع، قوّت جمهوری اسلامی را برای همهی دنیا پیام میدهد؛ میفهمند که این فکر، این منطق، این مکتب، اینقدر بین این مردم ریشهدار است. همه چیز هم مردمند؛ یعنی وقتی که مردم با یک نظامی باشند، قوّت اصلی نظام از ناحیهی علاقهی مردم است. سرمایهی اجتماعی از این بالاتر؟ این اجتماع، این گریه، این اندوه عمومی، نه فقط در تهران، [بلکه] در کلّ کشور؛ سرمایهی اجتماعی از این بالاتر؟ چه کسی این [کار] را کرد؟ چه کسی این را در چشم دنیا آورد؟ آقای رئیسی؛ ایشان کرد این کار را. اینها خیلی مهم است.خدای متعال دوست داشت این مرد را و درگذشتِ او را اینجور بابرکت قرار داد، مبارک قرار داد. بعضی از آن کسانی هم که با ایشان در این حادثه بودند، واقعاً کسانی بودند که موقعیّت مردمی داشتند، مثل آقای آلهاشم؛ آنها هم اوج گرفتند. آقای [امیر]عبداللهیان، آن پاسدار ایشان، استاندار و آن گروه پروازی هم به برکت این مرد پرواز کردند، اینها هم اوج گرفتند، اینها هم در چشم مردم عزیز شدند، شیرین شدند؛ اینها لطف خدا است.
[این داغ] برای خانوادهاش، برای کسانش، برای همهی دوستانش، برای همهی ماها داغ بزرگی است، سنگین است، گریه دارد، غصّه دارد؛ اینها به جای خود محفوظ، امّا آن جنبهی قضیّه، آن روی دیگر قضیّه را هم باید دید که خدای متعال در این حادثهی تلخ چه برکتی قرار داد؛ در این تهدید، خدای متعال چه فرصتی را برای کشور و برای نظام و برای اسلام قرار داد.
بیانات در مصاحبه با خبرنگار صداوسیما در جریان بازدید از سی و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران
بسم الله الرّحمن الرّحیم. آنچه از من باید بپرسید پیام این کار نیست، انگیزههای من است. انگیزه در درجهی اوّل، میل شخصی به کتاب و علاقهی به کتاب و اُنس با کتاب است. در مرحلهی دوّم، ترویج کتاب است. من مایل هستم که کتابخوانی هر چه بیشتر رواج پیدا کند، چون اعتقادم بر این است که ما محتاج کتاب هستیم؛ همهی آحاد در بخشهای مختلف، طبقات مختلف سنّی و علمی، احتیاج دارند به اینکه کتاب بخوانند و به معنای واقعی کلمه، هیچ چیزی جای کتاب را نمیگیرد. من مایلم که کتابخوانی رواج پیدا کند. امروز یک مقداری شاغلهای دیگر، مثل فضای مجازی، مثل اینجور چیزها، جای کتابخوانی را گرفته؛ این حرکتِ صحیحی نیست. نه اینکه به فضای مجازی مراجعه نکنند یا روزنامه نخوانند؛ چرا، لکن اینها جای کتاب را نباید بگیرد. کتاب بایستی یک جای خاصّی، هم در سبد معیشت مردم و خرید مردم، هم در مجموعهی وقتگذاریهای آنها داشته باشد؛ هر روز یک مقداری کتاب باید بخوانند. من میخواهم این ترویج بشود و آمدنِ من شاید در این جهت مؤثّر باشد؛ این هم یک انگیزهی دیگر است.
خبرنگار: اتّفاقاً نکتهای که اشاره فرمودید محور پرسش دوّم حقیر است. ببینید، از کتاب به عنوان «یار مهربان» یاد میشود و این یار مهربان همواره باید مورد توجّه باشد. همانطور که فرمودید، فضای مجازی برای آحاد جامعه، بویژه نوجوانان و جوانان، جذّابیّتهایی دارد و این دغدغهی ترویج فرهنگ کتابخوانی و مطالعهی کتاب، یک دغدغهی جدّی است. حالا بخشی از مردم را فرمودید، ولی بفرمایید توصیهی جنابعالی به مسئولان امر و فعّالین این عرصه برای ترویج فرهنگ مطالعه چیست؟
مسئولین دولتی مثل وزارت ارشاد یا سازمان تبلیغات و امثال اینها بایستی به کسانی که در کار نشر کتاب و تولید کتاب فعّال هستند، کمک کنند. ما نیاز داریم به اینکه به اینها کمک بشود. البتّه من امسال که به این مراکز کتاب مراجعه کردم و سؤال کردم، معلوم شد کمکهایی از طرف مسئولین به همه یا بعضی از ناشرین میشود. باید کمک بشود؛ این کار اوّل است.
فعّالان در فضای مجازی هم از فضای مجازی برای ترویج کتاب استفاده کنند؛ یعنی واقعاً این یکی از وظایف است که کسانی که در فضای مجازی فعّالند، یکی از کارهای خودشان را این قرار بدهند که افراد را به کتابخوانی وادار کنند و کتابهای خوب را معرّفی کنند. ما در بخشهای مختلف، چه در ادبیّات، چه در تاریخ، چه در هنر، چه در کتابهای علمی، چه در کتابهای دینی، کتابهای مفید زیادی داریم. من امسال که نگاه میکنم، میبینم تازههای تولید و طبع و نشر بحمدالله کم نیست در این مجموعهای که من دیدم؛ اینها را معرّفی کنند تا افراد بدانند که به چه کتابهایی باید مراجعه کنند و چه چیزهایی را باید بخوانند.
خبرنگار: و پرسش پایانی اینکه با توجّه به اینکه تا بدینجا و تا این لحظه که شما در این محل حاضر شدهاید، تقریباً نیمی از نمایشگاه را مورد بازدید قرار دادهاید و مابقی نمایشگاه را هم انشاءالله تا ساعت آینده بازدید خواهید فرمود، در نمایشگاه بینالمللی امسال چه نکتهی خاصّی برای حضرتعالی جلب توجّه کرد؟
آن چیزی که برای من جالب بود دو سه مطلب بود: یکی افزایش کارهای جدید؛ غالب این مؤسّساتی که من رفتم، کارهای جدیدشان قابل توجّه بود که ارائه دادند یا گزارش دادند. دوّم بحث خرید بود؛ من غالباً میپرسم که خرید چه جور است، فروشتان چطور است، غالباً میگویند خوب است؛ یعنی از اینهایی که من پرسیدم، تقریباً همه یا اکثرشان گفتند فروشمان خیلی خوب است و مردم مراجعه میکنند.
یک نکتهی دیگر مسئلهی شمارگان است؛ خب شمارگان خیلی تنزّل کرده بود، من دیدم نه، میگویند سه هزار، دو هزار، دو هزار و پانصد و در کتابهای خیلی سنگین، هزار نسخه [شده]؛ این مقدار برای بعضی از کتابها خوب است. و [همینطور] تجدید چاپ؛ کتابهایی که مکرّر تجدید چاپ شده. اینها را من در موسّساتی که مراجعه کردیم دیدم؛ اینها خوب است؛ اینها الحمدللّه خبرهای خوب امسال بود.
[امّا] بیشتر از همه، توصیهی ما به کسانی است که با طبقهی جوان و نوجوان سروکار دارند، یعنی آموزش و پرورش و دانشگاهها؛ اینها بایستی زمینهی کتابخوانی را برای نوجوان و برای جوان فراهم بکنند و کتابهای خوب را در اختیارشان بگذارند. البتّه خانوادهها به نوبهی خودشان وظایفی دارند که باید انجام بدهند، امّا دستگاههایی که به طور ویژه نسبت به جوان و نوجوان فعّالند بایستی احساس مسئولیّت کنند و زمینه را برای کتابخوانی جوانان فراهم کنند؛ جوانها خیلی احتیاج دارند به خواندن کتاب. هم ادبیّات، هم تاریخ، هم مواریث، هم معرّفی شخصیّتها؛ اینها چیزهایی است که انصافاً ما در آنها خلأ داریم. [همینطور] شرح قضایا و حوادث گوناگون؛ ما الان مثلاً دربارهی مشروطیّت، چند کتاب معدود داریم از گذشته. آن نگاه واقعی و صحیح نسبت به آنچه به عنوان مشروطیّت در کشور اتّفاق افتاد، باید درست تبیین بشود؛ کتاب در این زمینه کم داریم یا نداریم یا کتابِ خواندنی کم داریم. اینها کارهایی است که باید انجام بدهیم. از قبیل مشروطیّت، حوادث فراوان دیگری هم وجود دارد؛ ما دربارهی دفاع مقدّس هر چه بنویسیم کم نوشتهایم، هر چه بگوییم کم گفتهایم؛ خیلی زیاد جا دارد. دربارهی خود انقلاب کم داریم، دربارهی امام (رضوان الله علیه) [هم همینطور]. امام یک شخصیّت برجستهی کمنظیر در تاریخ است؛ ما دربارهی امام چقدر کتاب نوشتهایم؟ چه نوشتهایم؟ اینها خیلی مهم است. این کارها باید انجام بگیرد. تولید کتاب خیلی مهم است که بیشتر به عهدهی وزارت ارشاد و دستگاههای تبلیغاتی و حوزهی هنری و امثال اینها است، امّا ترویج کتاب به عهدهی آموزش و پرورش و به عهدهی دانشگاهها و مانند اینها است. انشاءالله موفّق باشید.
خبرنگار: خیلی متشکرّم؛ سپاسگزارم از اینکه وقتتان را به این گفتگو اختصاص دادید.
بیانات در گفتوگو با خبرنگار صداوسیما پس از شرکت در دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی
بسم الله الرّحمن الرّحیم. سلام عرض میکنم به همهی کسانی که میشنوند این سخن را و به حضّار محترم و به آقای مجری محترم؛ انشاءالله که همهی شما موفّق باشید. انتخابات، فینفْسه یک کار اساسی و مهمّی برای کشور و برای مردم است. انتخابات نشانهی حضور مردم است؛ نشانهی اراده و تصمیمگیری مردم است؛ بنابراین وظیفهی ملّی هر انسانی که مایل است کشور پیشرفت داشته باشد و [همه در آن] کار بکنند و به مقاصد بزرگ نزدیک بشوند، این است که در انتخابات شرکت کنند.
مرحلهی اوّل و دوّم انتخابات هیچ فرقی با هم ندارد؛ همان اهمّیّتی که مرحلهی اوّل دارد، مرحلهی دوّم هم دارد. شما در مرحلهی اوّل تعدادی را انتخاب کردید و به مجلس فرستادید، لکن ظرفیّت همچنان تمامنشده است؛ در مرحلهی دوّم، ظرفیّت را تکمیل میکنید؛ اگر چنانچه ما آنجا هم شرکت کردیم، فرض کنید در تهران یا در هر شهر دیگری تعدادی را انتخاب کردیم و بقیّه ماندند و شرکت نکردیم، در واقع کار را کأنّه نیمهتمام رها کردیم؛ بنابراین اهمّیّت مرحلهی دوّم کمتر از مرحلهی اوّل نیست. انشاءالله که مردم عزیزمان، همه شرکت کنند و رأی بدهند و مجلس را تکمیل کنند؛ هرچه رأی بیشتر باشد، مجلس قویتر است، هرچه مجلس قویتر باشد امکان کار در کشور بیشتر است. انشاءالله که موفّق باشید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ سورهی مائده، بخشی از آیهی ۴۸
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شد؛حاجیبابایی و نیکزاد نواب رئیس
صبح امروز (سهشنبه 8 خرداد) با دستور کار انتخاب اعضای هیئت رئیسه برای یک سال برگزار شد.

برای کرسی ریاست، آقایان محمدباقر قالیباف (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، منوچهر متکی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس) و مجتبی ذوالنوری (قم) نامزد شده بودند که قالیباف با 198 رأی به ریاست مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.
مجتبی ذوالنوری 60 رأی و منوچهر متکی 5 رأی آورد و تعداد آرای باطله نیز 24 رأی بود.

287 نفر از نمایندگان در جلسه رأیگیری حاضر بودند.
قالیباف پیش از این نیز بهمدت 4 سال ریاست مجلس یازدهم را بهعهده داشت.
حاجیبابایی و نیکزاد نایبرئیس شدند
با رأی نمایندگان، همچنین حمیدرضا حاجیبابایی (همدان و فامنین) با 175 رأی نایبرئیس اول و علی نیکزاد ثمرین (اردبیل، نمین، نیر و سرعین) با 169 رأی، نایبرئیس دوم شدند.
دیگر نامزدهای نایبرئیسی مجلس، آقایان حسینعلی حاجیدلیگانی (شاهینشهر و میمه و برخوار) 96 رأی، عبدالرضا مصری (کرمانشاه) 115 رأی، حمید رسایی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس) 35 رأی، موسی غضنفرآبادی (بم و ریگان) 16 رأی، بودند.تعداد آرای باطله نیز 2 رأی بود.
** در پی اعتراض یکی از نمایندگان کاندید نائب رئیسی به نتیجه شمارش آرا، جلسه بازشماری باحضور کاندیدای معترض، نماینده مرکز حراست و نماینده اداره کل هیئت رئیسه مجلس برگزار شد و تعداد رای حاجیبابایی 154، نیکزاد 142، حاجیدلیگانی 90، مصری 96، رسایی 36، غضنفرآبادی 14 و 2 رای باطله اعلام شد.

دبیران هم مشخص شدند
نمایندگان برای کرسی دبیری هیئت رئیسه نیز به آقایانمجتبی بخشیپور (اسلامآباد غرب و دالاهو) 120 رأی، احمد نادری (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس) 112 رأی، روحالله متفکر آزاد (تبریز، آذرشهر و اسکو) 101 رأی، مجتبی یوسفی (اهواز، حمیدیه، کارون، باوی) 98 رأی، محمد رشیدی (کرمانشاه) 97 رأی و علیاکبر رنجبرزاده (اسدآباد) 95 رأی دادند.
دیگر نامزدهای دبیری هیئت رئیسه بهشرح زیر بودند:
صدیف بدری (اردبیل، نمین، نیر و سرعین)، رضا جباری (مسجدسلیمان، هفتکل، لالی و اندیکا)، عباس پاپیزاده (دزفول)، بهنام سعیدی (جیرفت و عنبرآباد)، رحمتالله نوروزی (علیآباد کتول)، سارا فلاحی (ایلام)، زینب قیصری (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، ابوالفضل ظهرهوند (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، ابوالقاسم جراره (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، علیرضا زندیان (بیجار)، غلامحسین زارعی (دشتی و تنگستان)، عباس گلرو (سمنان، مهدیشهر و سرخه)، جمشید قائممقام (رامیان و آرادشهر)، علیاصغر باقرزاده (بابلسر و فریدونکنار)، علیرضا عباسی (کرج، اشتهارد و فردیس)، فتحالله توسلی (بهار و کبودرآهنگ)، سمیه رفیعی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، علی شیرینزاد (کرج، اشتهارد و فردیس)، رضا تقیپور انوری (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، رحمدل بامری (ایرانشهر)، بیتالله عبداللهی (اهر و هریس).

ناظرین هیئت رئیسه انتخاب شدند
با رأی نمایندگان، همچنین غلامرضا نوری قزلجه (بستانآباد) با 130 رأی، علیرضا سلیمی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس) با 82 رأی، سید جلیل میرمحمدی (تفت و میبد) با 61 رأی بهعنوان ناظران هیئت رئیسه مجلس دوازدهم انخاب شدند.
دیگر کاندیداهای کرسی نظارت بهشرح زیر بودند:
حمیدرضا کاظمی (پلدختر و معمولان)، فرشاد ابراهیمپور (ایذه، باغملک، دزپارت و صیدون)، شهباز حسنپور (کرمان و راور)، روحالله موسوی (لردگان، خانمیرزا و فلارد)، زهرهسادات لاجوردی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، سید جلیل میرمحمدی (تفت و میبد)، محمدمهدی شهریاری (بجنورد، مانه و سملقان، گرمه، جاجرم و راز و جرگلان)، مصطفی معینی آرانی (کاشان و آران و بیدگل)، حسین محمدزاده (درگز)، جبار کوچکینژاد (رشت و خمام)، حسن قشقاوی (رباطکریم و بهارستان)، مهدی کوچکزاده (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، علیرضا سلیمی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، احمد بخشایش (اردستان)، محمد آشوری (بندرعباس، حاجیآباد، قشم و بوموسی)، محمد سرگزی (زابل و زهک)، رحیم زارع (آباده)، غلامرضا نوری قزلجه (بستانآباد)، الهام آزاد (نایین، خور و بیابانک)، ابوالفضل ابوترابی (نجفآباد)، احمد راستینه (شهرکرد)، فرهاد بشیری (پاکدشت)، عبدالوحید فیاضی (نور و محمودآباد)، ولی داداشی (آستارا)، عبدالحسین روحالامینی (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس)، محمد سراج (تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس) و مجید دوستعلی (کرمان و راور).
شهید آیت الله رئیسی؛ مردِ میدان عمل
سیدعلاء الدین حیدری؛ فعال مدنی اهل سنت در یادداشتی آورده است:
یک هفته از شهادت جمعی از خوبان روزگار ما گذشت. روزگاری که وجود چنین نیکمردانی در آن غنیمتی بزرگ است.
سر قافله این عروج دسته جمعی رادمردی با صفا ، صادقی بی ریا و خادمی بی ادعا بود که بنده بعنوان یک فعال مدنی اهل سنت در یک پروسه تحقیق به ایشان رسیده و به شخصیت و منش والایشان رسیدم.
چند سال پیش بعنوان یک فعال مدنی که رفتار سیاسی و انتخاباتی اهل سنت ایران را مورد مطالعه داشتم و در طی این سالها ائتلاف های انتخاباتی نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری با بزرگان و طیف های سیاسی فعال اهل سنت کشور را رصد کرده و در مقابل پاسخ آنها به رای میلیونی اهل سنت به خودشان بررسی می کردم ، بدین نتیجه رسیدم که جامعه اهل سنت باید به یک " پوست اندازی سیاسی در انتخابات " دست بزند ، یعنی برای بار اول در یک تغییر رویکرد به سمت ائتلاف با طیف اصولگرا رفته و طیف اصولگرا هم به استقبال این رویکرد بیاید . اما در این فرایند اصل را بر انتخاب شخصیتی گذاشتم که هم معتقد به وحدت باشد و هم در میان اصولگرایان مورد وثوق و صد البته دیدگاهی نزدیک به دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در شیوه حکمرانی و نیز تقریب بین مذاهب داشته باشد.
پس از طرح این پیشنهاد با برخی بزرگان و صاحبان نظر به شخصیت شهید بزرگوار سید ابراهیم رئیسی رسیدم.
ایشان را همان گزینه مورد نظر یافته و در فراز و نشیب دنیای بی رحم سیاست همراه ایشان شدم.
برایش نوشتم، گفتم و گفتم که مخاطبین ما بدان نتیجه مطلوب برسند که خدا راشکر جامعه اهل سنت علی رغم همه مخالفت های برخی منتقدین و تخریب دشمنان، همراه و همقدم شهید آیت الله رئیسی شدند.
شخصیتی صادق که مطالبات قانونی اهل سنت را با فروتنی و همدلی خاص، بدون منت و صادقانه قبول داشت، اهل وحدت و برادری بودند، هیچگاه ندیدم که با خط کش مذهبی و قومی مسئله ای را مطرح کند. نگاهی تقریبی و به تاسی از مقام معظم رهبری امت اسلامی را در افق نگاهش داشت.
دغدغه محرومان را داشتند
دی ماه سال ۱۳۹۹ که ریاست قوه قضائیه را داشتند، در سفری که به استان کرمانشاه داشتند، در شهرستان پاوه حضور یافته و در میان مردم غیور مرزنشین این شهرستان، پای درد دل و بیان مشکلات کوله بران نشسته و نگران وضعیت آنها شدند.
به استاندار وقت کرمانشاه دستور دادند که طرحی را تهیه و ظرف یکماه برای ایشان ارسال نمایند که در جلسه سران قوا مورد پیگیری واقع شود، طرح تهیه و ارسال گردید.
شهید رئیسی آنرا پیگیری کرده و سپس که رئیس جمهور شدند بطور جد در دستور کار دولت سیزدهم قرار دادند و طی ۱۸ ماه کار کارشناسی و تجمیع همه طرح های قبلی و نظرات مختلف، "لایحه تجارت مرزنشینان" را تهیه، در دولت تصویب و به مجلس برای تبدیل شدنِ به قانون ارائه کردند .
این لایحه پس از طی مراحل قانونی به قانون "تجارت مرزنشینان" تبدیل و قبل از پرواز ابدی شان آنرا برای اجرا ابلاغ کردند.
این قانون خدمتی ماندگار، باقیات الصالحاتی ارزشمند و یادگاری تاریخی از رئیس جمهور شهید آیت الله رئیسی است که دعای خیر مرزنشینان ایران اسلامی را الی ابد بهمراه دارد .
نگاهی فراقومی و فرامذهبی به حل مشکلات مردم داشتند
شهید رئیسی بدون هیچ پیش ذهنیتی یا حس تبعیضی به همه اقوام و مذاهب ایران نگاهی عادلانه و متوازن داشته و هیچگاه عدالت را از نگاهش دور نمی کردند.
یکی دیگر از دلایل همراهی بنده با این شهید بزرگوار در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ وجود صفت بارز و حسنه فسادستیزی در شخصیت شهید رئیسی بود.
خصیصه پاکدستی و ضد فساد ایشان از جاذبه های قوی شخصیتی شان بود که بنده بدان افتخار می کردم.
حضور میدانی و اقدام عملی در میان مردم برای حل مشکلات آنها یکی دیگر از دلایل ماندگاری در قلوبِ این شهید والامقام بود.
وقتی مسئولی بدون واسطه با مردم ارتباط داشته باشد قطعا لمس و درک مشکلات بهتر بوده و حل آنها نیز برایش آسان تر می شود .
شکافِ میان حاکمیت و مردم را همیشه دشمن پر می کند و این آسیب جدی و خلاء بزرگی می تواند باشد که شهید رئیسی آنرا به درستی درک کرده و ترمیم می کردند.
و اما در این سه سالی که رئیس جمهور بودند، به مواضع و دیدگاه قاطع ایشان در حمایت از فلسطین و جبهه مقاومت می بالیدم.
شهید رئیسی هیچگاه فلسطین را در هیچ مذاکره و سر هیچ میزی معامله نکرد. تاریخ جهان اسلام مدیون حمایت ها و رهبری های حکیمانه مقام معظم رهبری، مجاهدت های شهید حاج قاسم سلیمانی، ایستادن های شهید دکتر رئیسی در کنار جبهه مقاومت و سیاست ورزی ها و رایزنی های شهید دکتر امیر عبداللهیان در این سالها و خصوصا در این ۸ ماهی که بر غزه گذشت، می باشد.
تربیت دختر سختتر است یا پسر؟
گفتگوی خانم مریم شاهوردی، کارشناس کودک و نوجوان در رابطه با تربیت فرزندان:
* در ابتدا برای ما بفرمایید که دختر و پسر چه تفاوت هایی دارند که والدین باید اطلاع داشته باشند؟
تفاوت های دختر و پسر تفاوتهای مرتبط با جنسیت است؛ در واقع ما از دو جنس مخالف از بعد فیزیولوژیک و سایکولوژیک در ارتباط هستیم، یعنی ویژگیهای جسمانی و روانی این دو با هم متفاوت است.
به عنوان مثال در مسیر تحول دوره نوجوانی که روانشناسان غربی هم به این مسئله اعتقاد دارند، مثلا «خانم لورا برک» در کتاب «روانشناسی رشد» و «خانم پاپالیا» در روانشناسی «پاپالیا» و خیلی از محققانی که درمورد رشد کار میکردند به این اذعان کردهاند که همه ما میدانیم دوره تحول نوجوانی دختر و پسر در دو سال مختلف اتفاق میافتد.
دخترخانمها به دلیل اینکه سیکل فیزیولوژیک بلوغشان راه میافتد و نسبت به پسرها زودتر به ادراک نوجوانی میرسند، تقریبا از سن هشت الی ۹ سالگی تفکر انتزاعی پیدا میکنند.
پسرها در سن سیزده سالگی ابتدای فیزیولوژیک بلوغشان است و به دلیل تفاوت سنی بلوغ، آن ادراک انتزاعی متناسب با دوره نوجوانی هم برایشان متفاوت است .
پسرها مسائل عاطفی و هیجانی متفاوتی را درک کرده و حتی الگوسازی متفاوتی را اتخاذ میکنند.
ما در دروه نوجوانی یک تشدید جنسیتی داریم. در این دوره، نوجوان خودش را در جنس خود مشدد میکند؛ اگر دختر باشد دوست دارد کفش پاشنه بلند، ناخن و موهای مدل خاص را در معرض نمایش قرار دهد که بتواند دخترانگی خود را ثابت کند و این مسئله در پسرها متناسب با روحیاتشان همینطور است .
امروزه به دلیل بحران هویت جنسی و اختلاط دختر و پسرها، این نمایش جنسیتی بیشتر در معرض تضاد قرار گرفته است.
* تربیت دختر سخت است یا پسر؟
هر دو سختی ها و ملاحظات خاص خود را دارند و در واقع متناسب با سنشان نیازهای خود را میطلبند.
شاید این سوال کامل نباشد چون باید بدانیم که تریبت فرزند به عهده چه کسی است؟ به عهده پدر یا مادر؟.
گاهی یکی از دو والده، تربیت را در خانوادهها بر عهده می گیرند، لذا یک مقدار تربیت برای آنها سخت میشود.
اگر پدر تربیت کننده باشد هر دو جنس برای او راحت است؛ اما اگر تربیت کننده مادر باشد، در این صورت یک مقدار تربیتِ پسر برای مادر سختتر است؛ چون مسائل مرتبط با جنسیت و مهارت های همانندسازی و جهانبینی مادر و دختر به هم نزدیکتر است و شاید مادر از بایسته های لازم دنیای پسر و تفکرات و مراحل بلوغ او نتواند عبور کند و حتی اگر بخواهد با پسر رابطه عاطفی برقرار کند، پسر نمی تواند الگوی مردانه مناسبی برای جامعه پذیری داشته باشد.
لذا اگر مربی و تربیت کننده پدر باشد هر دو تربیت به یک میزان برای پدر آسانتر است و اگر مادر تربیت کننده باشد، تربیت دختر آسان است نه دختر.
* اصول مهم در تربیت دختر را فهرست وار بفرمایید (بایدهای دخترداری).
بایدهای دخترداری شامل:
۱. سعه صدر
۲. حسن خلق
۳. آشنایی با ظرایف و نکات تربیت جنسی ویژه دختران
۴. آشنایی با زیباییها و مقتضیات زیبایی دخترانه روز است.
مثلاً اگر بچهها در دهه شصت از روبان صورتی برای زیبا کردن موهای دخترانه خود استفاده میکردند الان که سال ۱۴۰۳ هستیم معمولاً از اکسسوریها (لوازم جانبی) استفاده میکنند.
اینکه اگر کسی دخترخانم دارد و بخواهد آشنای به این بایستههای زیبایی شناسانه مادی و حتی فیزیکی دخترها باشد، این خیلی برای او خوب هست.
بحث بعدی آشنایی با سیر تحولی دختر در روانشناسی رشد است؛ اینکه چه ویژگیهایی روانشناختی و جسمانی را یک دختر در بازه زمانی طفولیت، کودکی اول، کودکی دوم، نوجوانی اول و نوجوانی دوم میگذراند؟
گزینه بعدی آشنایی با مباحث و اصول اعتقادی به صورت اینکه بتواند شبهات بچه را قبل ۸ یا ۹ سالگی با اصول و عقاید دین به زبان دخترانه آشنا کند؛ یعنی والدین با توجه به روحیات و مقتضیاتی که دخترخردسال دارد، بحث خداوند عالم و اصول اعتقادی را برای فرزندشان آموزش دهند؛ به نحوی که در سن ۹ سالگی وقتی مکلف میشود و آمادگی پذیرش اسلام را دارد، بتواند با استدلال، اصول دین را برای دیگر دوستانش بفهماند.
در مرحله بعد نیازمند به آگاهی و تسلط بر مباحث هویتی (خصوصاً مسائل هویت جنسی دوران نوجوانی که دارای سه اصل اساسی هویت یابی است) است و باید والدین بتوانند دختر را به سمت الگوی مناسب تربیت و هویت در دوران نوجوانی سوق دهند.
پدر و مادر در دوره نوجوانی ابتداءا باید دختر خود را با مسائل بهداشت دوران بلوغ آشنا نموده و یا زمینه را برای انتقال صحیح عالمانه آگاهانه و دقیق دختر به این مسائل فراهم کنند.
در دوره نوجوانی دوم باید دخترخانمها را با مسائل روانشناختی این دوره از قبیل مباحث مربوط به آمادگی ورود به یک زندگی اجتماعی بزرگتر و جامعه پذیری بزرگتر به عنوان یک همسر، آشنا نمایند.
در نتیجه کسی که فرزند دختر دارد باید روحیه رفاقت، حلم، طراوت، هنر و شادمانی را در خود پرورش دهد.
* از نبایدهای دخترداری هم نکاتی را بفرمایید.
همه مواردی که در بایدهای دخترداری گفتیم، عکسش در نبایدهای دخترداری صادق است.
به طور خلاصه کسی که دختر دارد نباید روحیه خشن، دیکتاتور، بیتوجه به زیباشناسی، بیتوجهی به تعقل و تامل، بیتوجه به مسائل جنسیتی و هویتی، بی توجه به مسائل بلوغ، بیتوجه به مسائل اجتماعی و نقش پذیری به عنوان یک همسر بودن را داشته باشد.
* نقش پدر در تربیت دختر پررنگ تر است یا مادر؟
در تربیت دختر، هر دو نقش اساسی دارند. در کل اصلیترین نقش در تربیت فرزند نقش پدر است.
نقش پدر از نقش مادر در تربیت فرزند موثرتر است؛ چون تربیت ضمن اینکه محبت و عطوفت میخواهد یک اقتدار و قاطعیت مخصوصاً در مسائل اعتقادی و آداب دینداری میطلبد که مدیریت این نقش را فقط پدر میتواند به نحو احسن انجام دهد.
پدر چون نقش جنسیتی با دختر خود دارد، خیلی میتواند در دختر خود خلأ عاطفی جنس مخالف را فراهم کند و دنیای دختر را از جهت آشنایی با جنس مرد و عواطف مردانه بیخطر کند؛ هر چند به دلایل فرهنگی نقش مادر در کشور ما پررنگتر است.
* بی توجهی والدین نسبت به نیازهای روانی دختر، چه آثار منفی برای او و خانواده دارد؟
قطعا بیتوجهی به مسائل روانی میتواند باعث عدم ارضا و بایگانی نیازها شود.
وقتی نیاز به وجود میآید مغز و بدن انسان در صدد پاسخ به این نیازها هستند؛ محیطی که مغز و بدن انسان برای پاسخ به این نیازها انتخاب میکنند، محیط در دسترس خواهد بود و این محیط در دسترس برای فرزندانمان متاسفانه فضای مجازی و دوستان است که این گروه دوستان هم متاثر از فضای مجازی هستند.
در فضای مجازی، محیط یک محیط بیبندوباری است و نیازها را به صورت کاذبانه جواب میدهد.
با تولید نیازهای کاذب یک اعتیاد خاص به این نیازها در بدن به وجود میآید که ترک این اعتیاد در سیستم بدن دخترخانمها مشکلات زیادی را به وجود میآورد، خصوصا در دوران نوجوانی که تکانشگرایی این آسیبها برای فرزندانمان بیشتر خواهد بود.
* چه کنیم که دختر ما به سمت جنس مخالف نرفته و رابطه صمیمی با خانواده خود داشته باشد؟
مهم ترین راه حل برای این کار این است که رابطه عاطفی کودک با والدین به هیچ وجه قطع و یا کم نشود.
بچه های ما در زیر شش سالگی در دوران سیادت هستند و باید از این دوره به نحو احسن بهره و لذت ببرند. دوران هفت تا چهارده سالگی، دوران عبودیت است و خیلی مناسب باید اطاعت پذیری و فرمان پذیری را یاد بگیرند.
در دوران چهارده تا بیست سالگی نقش وزارت یا همان مشورت فرزندان با پدر باید پررنگتر باشد.
فرزندی که به مرحله مشورت گیری می رسد، به جایگاهی رسیده است که خانواده به عدم اعتماد یا تهدید و استرس به او توجه نکرده و او را در مقام مستشاری قرار دادهاند و این خود باعث استقلال، هویت و صمیمیت خانوادگی فرزند میشود.
در نتیحه با رعایت موارد گفته شده حتی با ایجاد فضای های کاذب توسط دوستان و فضای مجازی، حتما در این مواقع فرزندان با والدین و خانواده خود مشورت میکنند تا بتوانند به راه حل درستی برسند.
راهکاری برای از بین بردن کینه
تَهَادَوْا تَحَابُّوا فَإِنَّ الْهَدِیَّةَ تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ
به یکدیگر هدیه دهید تا دوستدار هم باشید زیرا که هدیه کینهها را از میان ببرد.
بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۴۴
آثار زیانبار غیبت
مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری از اساتید اخلاق حوزه در یکی از دروس اخلاق خود به موضوع «مفهوم غیبت و آثار عدم رعایت آن در زندگی روزمره» پرداختند که متن آن بدین شرح است:
یکی از فرمایشات امام سجاد علیهالسلام در دعای مکارمالاخلاق این است که: «خدایا به من توفیقی عنایت فرما که شیطان بر قلبم مسلط نشود که اگر مسلط شد، غیبت برادر دینیام را به من القا میکند».
معنای غیبت این است که عیوب پنهان کسی را که از فاش شدن آن ناراحت میشود، پشت سرش در یک مجلس یا محفل افشا بکنی.
معنای دیگر غیبت آن است که صفات یا افعال فردی را که همه میدانند (مثل طور خاصی راه رفتن، یا حرف زدن)، ادای آن را پشت سرش دربیاوری و همه را بخندانی، اگر این عمل در مقام مسخره کردن و حقارت آن شخص باشد، غیبت است؛ به طور کلی اگر او بشنود که در غیابش چنین شده، ناراحت و اذیت شود.
نبی اکرم (ص) میفرمایند: «آذَی مُؤْمِناً وَ لَوْ بِشَطْرِ کَلِمَةٍ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَکْتُوباً بَیْنَ عَیْنَیْهِ آیِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ»؛ کسی که مومنی را با مسخره کردن اذیت کند در روز قیامت در حالی محشور میشود که روی پیشانیاش نوشته شده که این شخص مأیوس از رحمت الهی است.
مرحوم شیخ انصاری میفرماید: در مذمت شخص غیبت کننده، فرمایش حضرت حق در قرآن کافیست که فرموده: «وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا»؛ کسی که غیبت برادر مؤمن خود را میکند، مثل کسی است که گوشت مرده برادرش را میخورد؛ چراکه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ مؤمنان برادر یکدیگر هستند.
«اَلْغِیبَةُ أَشَدُّ مِنَ اَلزِّنَا»؛ گناه غیبت در روایت، شدیدتر از زنا معرفی شده است.
به حضرت موسی (ع) از حضرت حق خطاب شد که هر کس غیبت دیگری را بکند و توبه کند و توبهاش پذیرفته شود، آخرین کسی است که وارد بهشت میشود.
غیبت هم مراتبی دارد. غیبت اولیای الهی، غیبت مرجع تقلید، غیبت مومن متقی، غیبت آدم عادی، هر کدام از این غیبتها درجه دارد و گناه یکسانی ندارند. ببین آبروی و عِرض چه کسی را میریزی؟ چه کسی را اذیت میکنی؟
منظور این است که انسان حدالمقدور زبانش را کنترل کند.
از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت است: «مَن مَشی فی عَیبِ اَخیهِ و کَشْفِ عَورَتِهِ کانَت اوّلُ خُطوَةٍ خَطاها وَضَعَها فیجَهَنّم»؛ هر کس برای عیبجویی و فاش کردن اسرار برادر دینیاش قدم بردارد، اولین قدم او ورود به جهنم خواهد بود.
غیبت کردن یعنی اسرار برادر دینی را کشف و بازگو کردن، کسی که غیبت میکند اسرار اخفا شده دیگری را افشا میکند و این عملش او را وارد جهنم میکند.
«أَنْ تَقُولَ فِی أَخِیکَ مَا سَتَرَهُ اَللَّهُ عَلَیْهِ»؛ یکی از موارد غیبت این است که درباره برادرت آنچه را خدا بر او پوشیده است؛ بیان کنی. انسان وقتی عیب کسی را فاش میکند غیبت است، اما اگر این عیب در او نباشد، تهمت است که بدتر از قتل است. غیبت کردن ترور شخصیت است، در اجتماع آبروی او را میبری، آثار سوء و نتایج بد غیبت به همین دلیل است. اگر منِ ناصری غیبت کنم، اگر عدالتی داشته باشم از بین میرود و کسی حق ندارد پشت سر من نماز بخواند، گناه کبیره است.
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: «اِحذَروا اللِّسانَ فإنّهُ سَهمٌ یُخطئُ»؛ از زبان برحذر باشید؛ زیرا زبان تیری است که خطا می رود.
یک معنی این روایت این است که انسان با غیبت میخواهد آبروی کسی را ببرد، اما خداوند آبروی او را میبرد و تیرش به خطا میرود.
معنی دیگر این این که با این زبان باید تیر را به هدف زد، اما با غیبت به خطا میزنی.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند: «النَّظَرُ سَهمٌ مَسمومٌ مِن سِهامِ إبلیسَ»؛ نگاه به نامحرم، یکی از تیرهای شیطان است که به قلب امام زمان بزنی یا به قلب خودت بخورد، حقیقت دارد، زنای چشم است.
زبان نیز اینگونه است، خطا میرود با غیبت میخواهی آبروی کسی را بریزی، خدا انتقام میگیرد و آبرویت را میریزد.
یکی از مواردی که غیبت جایز است، شکایت مظلوم از ظالم برای رفع تظلم است.
مورد دیگر، در مقام مشورت است؛ وقتی کسی از شما مشورت خواست هر آنچه را که میدانی باید بگویی، اگر نگویی خیانت کردی. مثلا از شما در رابطه با همسایه و یا اقوام برای امر ازدواج سوال میکنند، اگر عیبهایی را که میدانی پنهان کنی، خیانت است و خداوند انتقام میگیرد، وظیفه شرعی داری آنچه را بلدی بگویی، در این مورد بحث غیبت و آبروریختن مطرح نیست، وظیفه شرعی است که آنچه که مربوط به این مورد مشورت است بگویی.
چرا فقط به امام رضا (علیه السلام) لقب «عالم آل محمد» داده شد؟
همه ائمه(علیه السلام) نور واحد بوده و از اقیانوس بیکران دانش برخوردارند. در این میان امام هشتم به جهت موقعیتی که برایش پیش آمد و در مناظرههای علمی با مخالفان شرکت کرد و در آن بر همه عالمان ادیان و مذاهب پیروز شد، به حضرت، لقب «عالم آل محمد» دادند.
از امام موسی کاظم(علیه السلام) روایت شده است که به فرزندانش میفرمود: این برادر شما علی بن موسی عالِم آل محمد است. از او درباره دین خود بپرسید و آن چه را به شما میگوید، حفظ کنید که من بارها از پدرم جعفر بن محمد(امام صادق) شنیدم که به من فرمود: عالم آل محمد از تو زاده میشود و ای کاش من او را درک میکردم و نامش هم نام علی بن ابیطالب است.
راویان به نقل از ابراهیم بن عباس مولی روایت کرده اند: هرگز ندیدم چیزی از رضا(علیه السلام) پرسیده شود و او پاسخ ندهد. در زمان او کسی داناتر و آگاهتر از او نیافتیم. مأمون با پرسش از هر چیزی، او را میآزمود و پاسخ همه را میداد و پاسخهایش همگی برداشت از قرآن مجید بود.
اباصلت هروی گفته است: مأمون در چندین مجلس تعدادی از علمای ادیان و فقهای شریعت و متکلمان را جمع کرد و حضرت با احتجاجات و مناظراتی که با آنان انجام داد، همگان را مغلوب ساخت و هیچ کس از ایشان نماند جز این که به فضل او اعتراف کردند.
شفاعت و بهشت شیعیان
برخی شیعه را متهم میکنند که آنها دلخوش به شفاعت امامان خویش بوده و معتقد هستند بدون اینکه پایبند عمل به احکام الهی باشند به وسیله شفاعت به بهشت خواهند رفت.
کسی که در آیات قرآن و روایات شیعه دقت داشته باشد شیعه را اینگونه قضاوت نمیکند. بااینکه شفاعت در اندیشه قرآن و شیعه از جایگاه والایی برخوردار است، اما همین امر منوط به عمل به شریعت است. خداوند متعال حتی شفاعت حضرت نوح علیهالسلام در قبال فرزندش را به خاطر بیایمانیاش رد کرده و بیان میفرماید: «وَ لا تُخاطِبْنی فِی الَّذینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُون»؛[1] «درباره کسانى که ستم کردهاند با من سخن مگو چراکه آنان غرق شدنىاند».
رسول خدا حتی به دختر بزرگوار خویش بیان میفرماید بدون عمل به شفاعت ایشان امیدوار نباشد: «یَا فَاطِمَةُ اِبْنَةَ مُحَمَّدٍ اِعْمَلِی فَإِنِّی لاَ أُغْنِی عَنْک مِنَ اَللَّهِ شَیْئاً»؛[2] «ای فاطمه دختر محمد، عمل کن که من نمیتوانم تو را از خداوند بینیاز کنم». زمانی که دختر پیامبر بودن، انسان را از خداوند بینیاز نکرده و سعادت، محتاج عمل است؛ شیعه بودن نیز به همین منوال بوده و تنها شیعه بودن کافی نیست. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حتی نجات خویش را در گرو عمل دانسته و میفرماید: «لاَ يُنْجِينِي إِلاَّ عَمَلٌ مَعَ رَحْمَةٍ وَ لَوْ عَصَيْتُ لَهَوَيْتُ»؛[3] «چیزی جز عمل و رحمت الهی مرا رهایی نخواهد بخشید و اگر نافرمانی کنم ذلیل خواهم شد».
شیعه نهتنها شفاعت را منوط به داشتن عمل میداند، بلکه صاحب هر عملی را نیز شایسته شفاعت نمیداند؛ بهعنوانمثال امام صادق علیهالسلام کسانی را که نماز میخوانند، اما آن را سبک میشمارند، شامل شفاعت اهلبیت علیهمالسلام ندانسته و میفرماید: «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لاَ تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاَةِ»؛[4] «شفاعت ما شامل حال كسى كه نماز را كوچك بشمارد نخواهد شد».
درنتیجه شیعه شفاعت را شامل حال کسانی میداند که دارای عمل باشند و با صرف شیعه بودن، کسی وارد بهشت نمیشود.
پینوشت:
[1]. هود: 37.
[2]. ابوالفتح کراجکی، التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة، دارالغدير، ص94.
[3]. همان.
[4]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، دار الشريف الرضي للنشر، ص228.































