emamian

emamian

دوشنبه, 27 آذر 1402 15:52

اسرار اذان و اقامه

در میان هیاهوی غفلت‌زای دنیا، اذان دعوتی است از سوی آفریدگار برای آگاهی مردم و تذکر به غفلت‌زدگان و یادآوری هنگامه رحمت ویژه الهی. اذان و اقامه، دروازه و اذن راه یافتن به محضر ربوبی است. این اذن سیری دارد که از توحید آغاز می‌شود و با گواهی دادن به رسالت و امامت، تکامل می‌یابد. سپس انسان را به رستگاری با انجام بهترین کار دعوت می‌کند. آن‌گاه دیگر بار با تأکید بر توحید به پایان میرسد.

اساس و بنیان دین، توحید الهی است. پس باید همه حجابهایی که مانع شهود یگانگی خداوند است، از میان برداشته شود. تکبیر مایه زدودن حجابها است. از این رو، اذان و اقامه با تکبیر آغاز می‌شود و با کلمه پاک توحید پایان می‌پذیرد.[۱] تکرار تکبیر، نشان از آن دارد که هر یک معنایی مستقل دارد و یکی از حجابها را از میان میبرد.

با تأمل در تأثیر تکبیر، راز تکرار آن در آغاز اذان و اقامه آشکار می‌شود. شاید راز تکرار آن در پایان اذان و یک بار آمدنش در پایان اقامه، دستیابی به انتهای مراتب توحید است که دیگر مجالی برای چندگانگی باقی نمی‌گذارد.[۲]

امام رضا (ع) در تفسیر تکبیر ابتدای اذان می فرماید: "این که اذان با تکبیر آغاز شده و با تهلیل پایان پذیرفته، از آن رو است که خواست خداوند بر این بوده که سرآغاز با یاد و نام او باشد. نام خدا در آغاز تکبیر است و در پایان تهلیل. این که فصول اذان دو بار گفته می‌شود، بدین رو است که در گوشِ شنوندگان تکرار شود و دیگر آن که نماز دو رکعت است. حقیقت اذان همان دعوت به نماز است. "[۳]

 

اذان در معراج:

امام صادق(ع) میفرماید: "خداوند محملی از نور فرستاد. پیامبر گرامی(ص) در آن نشست و به آسمان اوج گرفت. سپس فرشتگان به اطراف آسمان گریختند. جبرئیل گفت: الله اکبر! فرشتگان خاموش شدند و راه آسمان گشوده شد. فرشتگان گرد آمدند و گروه گروه نزد پیامبر آمدند و سلام دادند. آن‌گاه پیامبر همراه جبرئیل به آسمان سوم عروج کرد. فرشتگان به اطراف رفتند و به سجده افتادند و تسبیح گفتند. جبرئیل [دو بار] به رسالت او گواهی داد. فرشتگان گرد آمدند و به پیامبر گرامی(ص) سلام کردند و از حال امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند. سپس درهای آسمان گشوده شد و پیامبر به آسمان چهارم برآمد. آن‌گاه درهای آسمان باز گشت و فرشتگان گرد آمدند و جبرئیل بقیه اقامه را گفت. "[۴]

از این حدیث روشن می‌شود که هیچ یک از فرشتگان آسمانها طاقت دیدار جمال احمدی را ندارند و با دیدار آن نور مقدس به سجده می‌افتند و پراکنده می‌شوند.[۵]

بنابراین، بر پایه آن حدیث، سرّ اذان و اقامه، باز شدن درهای آسمان و از میان رفتن حجابها و نزول فرشتگان بر نمازگزار است. ثمره این نزول، آرامش قلبی نمازگزار است که او را از بیم آینده و اندوه گذشته دور میکند.[۶]

این نزول فقط از آنِ اذان و اقامه معراج نیست. بر هر نمازگزاری که به سرّ اذان و اقامه رسد، همین فرشتگان نازل میگردند. امام صادق(ع) میفرماید: "هر کس [با اذان و اقامه] به نماز بایستد، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز می‌خوانند. هر کس فقط با اقامه به نماز بایستد، یک صف از فرشتگان به او اقتدا می‌کنند. " مفضل بن عمر پرسید: "اندازه هر صف چقدر است؟" فرمود: "کمترین اندازه آن از مشرق تا مغرب و بیشترین اندازه آن، میان آسمان و زمین است. "[۷] نماز با چنین اذان و اقامهای، اقتدای فرشتگان به انسان را همراه دارد. در عالیترین مرتبه آن، دیگر موجودات نیز همراه فرشتگان به انسان اقتدا میکنند:

وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدید.[۸]

داوود را از سوی خود فضیلتی دادیم [و گفتیم:] ای کوه‏ها! با او [در تسبیح خدا] هم‌نوا شوید و [ای] پرندگان! [همراهی کنید]. و آهن را برای او نرم کردیم.

بدین سان، میتوان گفت: راز دیگر اذان و اقامه، امامت است که برترین رتبه انسان و واپسین مرحله[۹] سیر او است.

 

تأویل کلماتی از اذان و اقامه:

در روایات برای کلمات اذان، تفسیرها و تأویل هایی با مراتب گوناگون بیان شده است. برای نمونه، در معنای حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل‏ جز همان معنای نماز، تأویلی دیگر نیز بیان شده است. امام صادق(ع) در شرح معنای این جمله فرمود: "بهترین کار، ولایت ائمه(ع) است. "[۱۰] در روایت دیگر، آن امام به محمد بن مروان فرمود: "آیا می‌دانی تفسیر حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل‏ چیست؟" گفت: "نه.‌" فرمود: "تو را به نیکی فرامی‌خواند؛ نیکی به فاطمه(ع) و فرزندانش(ع)."[۱۱] بدین سان، میتوان سرّ اذان و اقامه را توجه به انسان کامل و باب توحید و رحمت الهی پیش از شروع نماز دانست.

در تأویل دیگر آمده است: ندای مؤذن به منزله دمیدن اول صور است که دمیدن فزع است؛ زیرا در آن هنگام، همه مردم از کارهای دنیایی چشم می‌پوشند و آنها را پشت سر می‌اندازند و مراقب حال خودند. اقامه نیز به منزله دمیدن احیا و حضور در محشر است. در آن هنگام، همه مردم توجه دارند که چه خطاب و عتابی به آنها شود. آنان از بیم به اضطراب می‌افتند، گویا هیچ کس را نمیشناسند. پس هنگام اذان و اقامه، باید همین حال به نمازگزار دست دهد.[۱۲]

پیامبر اسلام(ص) تفسیر اذان را برای امیر المؤمنین(ع) این گونه بیان می‌فرماید: "ای علی! اذان حجّتی بر امّت من است و تفسیر آن، چنین است:

هرگاه مؤذّن بگوید: اللّه أکبر؛ اللّه أکبر، در حقیقت می‌گوید: خدایا! تو به آن چه میگویم، گواهی. ای امّت محمد! هنگام نماز فرارسیده است. پس آماده شوید و کار دنیا را وانهید.

هر گاه بگوید: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! من خدا و فرشتگان او را گواه میگیرم که شما را به فرارسیدن هنگام نماز آگاه میسازم. پس تنها به نماز بپردازید!

هر گاه بگوید: أشهد أنّ محمدا رسول اللّه، در حقیقت می‌گوید: خداوند و فرشتگانش میدانند که شما را از فرارسیدن هنگام نماز آگاه ساختم. پس تنها به نماز بپردازید که برای شما بهتر [از هر کاری] است.

هر گاه بگوید: حیَّ علی الصلاة، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! [اسلام] دینی است که خدا و پیامبر او آن را برای شما پدید آوردند. پس آن را تباه نکنید؛ بلکه به آن بپردازید تا خداوند شما را بیامرزد. به نمازتان بپردازید که ستون دین شما است.

هر گاه بگوید: حیَّ علی الفلاح، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! خداوند درهای رحمت را به روی شما گشوده است. پس برخیزید و سهم خود را از رحمت برگیرید تا در دنیا و آخرت سود ببرید.

هر گاه بگوید: اللّه أکبر؛ اللّه أکبر، در حقیقت می‌گوید: بر خویشتن رحم آورید؛ زیرا کاری با ارزشتر از نماز برای شما سراغ ندارم. پس تنها به نمازتان بپردازید، پیش از آنکه پشیمانی دامنگیرتان شود.

و هر گاه بگوید: لا إله إلاّ اللّه، در حقیقت می‌گوید: ای امّت محمد! بدانید که من امانت هفت آسمان و هفت زمین را به گردن شما نهادم. اگر میخواهید، روی آورید و اگر میخواهید، پشت کنید؛ که هر کس ندای مرا اجابت کند، سود برده است و هر کس ندای مرا اجابت نکند، به من زیانی نمیرساند. "[۱۳]

آری؛ سزاوار است که دل خویش را به این ندا عرضه کنیم. اگر آن را لبریز از شادی و بشارت و آماده شتافتن به سوی نماز یابیم، آن‌گاه این اذان و اقامه مژده رستگاری و پیروزی در روز رستاخیز را به ما می‌دهد.

 

پی نوشت ها

[۱]. این از آن رو است که اول و آخر امور، خدای سبحان است: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیم.» (حدید: ۳)

[۲]. رازهای نماز، ص۵۷ و ۵۸.

[۳].‏ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۹۹

[۴]. علل الشرائع، ج‏۲، ص۳۱۳-۳۱۴

[۵]. پرواز در ملکوت، ج۲، ص۴۵.

[۶]. فرود آمدن فرشتگان، سبب آرامش میشود. خداوند میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏.» (فصّلت: ۳۰)

[۷]. ثواب الاعمال، ص۷۹.

[۸]. سبا: ۱۰.

[۹]. این مراحل عبارتند از: معرفت، حرکت(هجرت)، سرعت، سبقت، امامت. (بنگرید به: تفسیر تسنیم، ج۲۲، ص۵۹۷-۵۹۹)

[۱۰]. معانی الاخبار، ص۴۲.

[۱۱]. علل الشرائع، ج‏۲، ص۳۶۸

[۱۲]. الشعرات، ص۴۸۹.

[۱۳]. بحار الانوار، ج‏۸۱، ص۱۵۳.

 

 

۱. آموزش امنیت در فضای مجازی:


- به کودکان باید به شیوه استفاده امن از اینترنت و فضای مجازی آموزش داده شود. آنها باید بدانند چگونه از رمز عبورهای قوی استفاده کنند و اطلاعات شخصی خود را محافظت کنند.

 

۲. محدود کردن زمان استفاده:


- تعیین محدودیت‌های زمانی برای استفاده از دستگاه‌های رایانه‌ای و فضای مجازی به کودکان کمک می‌کند تا تعادل مناسبی بین فعالیت‌های آنلاین و غیر آنلاین داشته باشند.

 

۳. انتخاب محتوای مناسب:


- توصیه به کودکان برای مصرف محتوای مناسب بر اساس سن و مرحله رشدشان. استفاده از برنامه‌ها و بازی‌های آموزشی می‌تواند به رشد هوشی و تعلیمی کودکان کمک کند.

 

۴. مشارکت و نظارت والدین:


- والدین باید در فرآیند استفاده از فضای مجازی تا نظارت داشته باشند و با کودکان خود در مورد تجربیات آنلاین آنها گفتگو کنند. باید آموزش داد که چطور از محتواهای مختلف استفاده کنند و اگر با موارد مثل قلدری آنلاین، محتوای غیر اخلاقی و...مواجه شدند، به چه کسی گزارش کنند.

 

۵. تشویق به فعالیت‌های آفلاین:


- کودکان باید به فعالیت‌های فیزیکی، خلاقیت و اجتماعی خود در جهان حقیقی نیز علاقه‌مند شوند. این کمک می‌کند تا زمان صرف شده در فضای مجازی متعادل باشد.

 

اهمیت توازن مناسب بین استفاده از فضای مجازی و سایر فعالیت‌ها برای توسعه سالم و تعادل‌آمیز کودکان بسیار حائز اهمیت است.

واژۀ «برزخ»، در اصل به معنی چیزی است که در میان دو چیز حایل می‏شود؛ بر همین اساس، به عالمی که میان عالم دنیا و عالم آخرت قرار گرفته است، برزخ گفته می‏شود .

آیا وجود عالم برزخ، پندار و فرض است یا واقعیت دارد؟ برهان عقلی و نقلی، قطعیت وجود عالم برزخ را اثبات می‏کند:

 

برهان عقلی:

 

دلایل و برهان‏ هایی که تجرد روح را اثبات می‏کنند، بر وجود عالم برزخ نیز صحه می‌گذارند؛ چراکه برپایۀ این دلایل، روح انسان با مرگ بدن فانی نمی‏شود، بلکه روح (که گوهر مستقلی است) بدون جسم نیز به بقای خود ادامه می‏ دهد.

پذیرش این سخن با قبول عالم برزخ برابر است. روح تا هنگام برپایی قیامت کبری، در برزخ خواهد بود؛ زیرا براساس قرآن کریم و روایات متواتر، هیچ‌کس بلافاصله بعد از مرگ در عالم قیامت محشور نمی‏ شود.

واقعۀ قیامت با انقلاب‏ها و دگرگونی‏ های کبری در همۀ موجودات زمینی و آسمانی مقارن است و هنگامی‌که برپا شود، هیچ چیزی در وضعیت کنونی خود باقی نمی‏ ماند.

 

دلایل نقلی:

 

الف) قرآن:

آیاتی از قرآن مجید بر وجود عالم برزخ دلالت دارند؛ برای نمونه: «حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ تا زمانی که مرگ یکی از آنان [کافران] را فرارسد، می‌گوید: پروردگارا، مرا بازگردان، شاید در آنچه به‌جا گذاشتم و کوتاهی کردم، عمل صالح انجام دهم. ولی به او می‌گویند: چنین نیست. این سخنی است که او به زبان می‌گوید و اگر بازگردد کارش همچون گذشته است و پشت سر آنان برزخی است، تا روزی که برانگیخته شوند».

در این آیه، از برزخ به‌صراحت یاد شده است. امام صادق (علیه السلام)‌ در تفسیر آیه فرمودند: «الْبَرْزَخُ الْقَبْرُ وَ فِیهِ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ بَیْنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ؛ برزخ همان قبر است که در میان دنیا و آخرت قرار دارد و مؤمنان و نیکوکاران آنجا در لذت هستند و کافران و بدکاران در عذاب».

 

ب) روایات:

روایات دربارۀ برزخ متواتر است و اینجا به سخن امیرمؤمنان(علیه السلام)‌ بسنده می‏شود؛ حضرت هنگام مراجعت از جنگ صفین در کنار قبرستانی که پشت دروازۀ کوفه بود ایستاد و خطاب به ارواح مردگان چنین فرمود: «یَا أَهْلَ‏ الدِّیَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ یَا أَهْلَ التُّرْبَةِ یَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُم‏؛ شما بر ما پیش‌قدم شدید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد، دیگران در خانه‌هایتان ساکن شدند، همسرانتان به ازدواج دیگران درآمدند و اموالتان تقسیم شد.

این‌ها خبرهایی است که نزد ماست، نزد شما چه خبر است؟» آن‌گاه به یارانش رو کرد و فرمود: «آگاه باشید، اگر به این‌ها اجازۀ سخن‌گفتن داده شود، به شما خبر می‏دهند که بهترین زاد و توشه در سفر آخرت پرهیزگاری است».

 

* حیات برزخی چگونه است؟

 

اصل وجود عالم برزخ با برهان عقلی و نقلی به اثبات رسید. اکنون مهم این است که بدانیم حیات عالم برزخ چگونه است؟ روح بعد از جداشدن از بدن، در برزخ چگونه زندگی می‏کند؟ آیا در بدن دیگری قرار می‏گیرد یا مجرد از بدن است؟

آنچه از روایات برمی‌آید این است که روح انسان، بعد از پایان زندگی این جهان، در جسم لطیفی قرار می‏گیرد که نه به‌کلی مجرد است نه مادی و چون همانند جسم دنیایی است به آن «قالب مثالی» یا «بدن مثالی» می‏گویند. البته این قالب از بسیاری از عوارض مادی دنیا برکنار است.

کلینی در روایت معتبری از امام صادق‏ (علیه السلام)‌ نقل می‏کند که کسی از امام ‏پرسید: «عده ‏ای معتقدند که ارواح مؤمنان در چینه‌دان پرندگان سبز رنگی قرار می‏گیرند[آیا این اعتقاد درست است]؟ امام در جواب فرمود: «الْمُؤْمِنُ‏ أَکْرَمُ‏ عَلَی‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ أَنْ‏ یَجْعَلَ‏ رُوحَهُ‏ فِی‏ حَوْصَلَةِ طَیْرٍ وَ لَکِنْ فِی أَبْدَانٍ کَأَبْدَانِهِمْ؛ مؤمن نزد خداوند گرامی‏تر از آن است که روحش در چینه‌دان پرنده‏ قرار گیرد، بلکه ارواح آن‌ها در بدن‌های شبیه بدن‌های دنیوی قرار می‏گیرد».

روح انسان با ورود به عالم برزخ ، مرحله‏ای دیگری از حیات را آغاز می‌کند؛ حقایقی را که در دنیا درک نکرده بود، آنجا درمی‌یابد، همه چیز را حس می‏کند و از بعضی چیزها لذت می‏برد و از بعضی دیگر رنج و عذاب می‏کشد.

لذت و رنج در عالم برزخ با نوع رفتار و گفتار انسان در این دنیا پیوند دارد. کافران و بدکاران در عالم برزخ در عذابند و به‌همین‌دلیل، آرزوی بازگشتن به دنیا را دارند تا کارهای شایسته انجام دهد و از عذاب هولناک برزخ نجات یابند، اما بازگشت هرگز ممکن نیست.

ارواح مؤمنان و نیکوکاران در عالم برزخ از لذت‌های بهشت (نه بهشت جاویدان) بهره ‏مند می‏گردند و با فرشتگان در گفت‌وشنود هستند: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ همان‌ها که فرشتگان مرگ روحشان را می‏گیرند، درحالی‌که پاک و پاکیزه‏اند، به آن‌ها می‏ گویند: سلام بر شما، وارد بهشت شوید به‌خاطر اعمالی که انجام می‏ دادید».

شنبه, 25 آذر 1402 07:04

خواص باورنکردنی کشمش

کشمش یک محصول فرآوری شده از انگور است که از خواص غذایی فراوانی برخوردار است. انگورها با تکثیر حرارتی خشک شده و به شکل محصول نهایی یعنی کشمش می‌آیند. این محصول باعث شده تا وزن انگورها چند برابر شود و از حفظ خواص آنها جلوگیری می‌شود.

کشمش حاوی مقدار زیادی ویتامین‌ها، مواد معدنی، فیبر و آنتی‌اکسیدان‌ها است که به افزایش سلامت قلب، کاهش التهابات، بهبود گوارش و تقویت سیستم ایمنی کمک می‌کند. همچنین به عنوان یک منبع انرژی قابل توجه برای بدن انسان به شمار می‌رود.

خواص کشمش شامل افزایش انرژی، پایین آوردن کلسترول، کنترل میزان قند خون، و کمک به سلامتی پوست و موها می‌شود. به علاوه، با توجه به میزان قند طبیعی موجود در آن، می‌تواند به عنوان یک منبع انرژی طبیعی و مفید برای بدن استفاده شود.

 

غنی از آنتی اکسیدان

کشمش به طور طبیعی سرشار از آنتی اکسیدان است و خیساندن آن احتمال دارد به آزادسازی بیشتر این ترکیبات کمک کند. آنتی اکسیدان‌ها به خنثی کردن رادیکال‌های آزاد در بدن کمک می‌کنند، که می‌تواند به سلامت کلی کمک کند.

مدیریت فشار خون

کشمش مملو از پتاسیم است که به طور طبیعی می‌تواند به شما کمک کند تا میزان نمک موجود در بدن خود را متعادل کرده و فشار خون را تنظیم کنید. جدای از آن، آنتی اکسیدان‌ها و محتوای فیبر غذایی موجود در کشمش، سفتی رگ‌های خونی را کاهش می‌دهند و به کاهش سطح فشار خون کمک می‌کنند.

بهبود دهنده هضم

کشمش خیس شده منبع عالی از فیبر غذایی طبیعی است که به عنوان یک ملین طبیعی در نظر گرفته می‌شود و به حرکت بهتر روده کمک کرده و یبوست را برطرف می‌کند و سلامت روده را بهبود می‌بخشد.

کمک به درمان کم خونی

کشمش به طور طبیعی غنی از آهن است، اما همچنین حاوی ترکیباتی است که می تواند جذب آهن را مهار کند. خیساندن کشمش ممکن است به کاهش سطح این ترکیبات کمک کند و به طور بالقوه جذب آهن و سایر مواد مغذی ضروری را بهبود بخشد و در درمان کم خونی موءثر باشد. علاوه بر این، خیساندن کشمش می‌تواند به تصفیه خون کمک کند.

یکی از مهمترین معضلاتی که گریبانگیر نسل جوان شده است، این است که اعضای خانواده به بهانه‌های گوناگونی از جمله لزوم ارتباط با عصر تکنولوژی و با خبر بودن از اوضاع جهان، به گونه‌ای تمام وقتشان را صرف پرداختن به برنامه‌های گوناگون فضای مجازی می‌کنند که این زیاده‌روی‌ها موجب این شده است که ارتباط عاطفی میان والدین و فرزندان بسیار کمرنگ شود. 

یکی از نمونه‌های بارز زیاده‌روی در پرداختن به فضای مجازی توسط فرزندان، این است که در دید و بازدیدها یا مهمانی‌ها، ارتباطات خلقی و عاطفی به نحو احسن میان اعضای خانواده و فامیل جای خود را به پرداختن بی‌رویه به برنامه‌ها و بازی‌های فضای مجازی داده است. تنها راهکار در مقابل این معضل بسیار بزرگ این است که والدین با برنامه‌ریزی که بر مبنای نرم خویی و با الگو قرار دادن احادیث معصومین علیهم السلام و آیات قرآن کریم باشد، اوقات خاصی برای پرداختن فرزندانشان به فضای مجازی اختصاص دهند، به طور مثال والدین باید وقت مناسبی را برای صبحانه و ناهار و شام تنظیم کنند که به گونه‌ای باشد که همه دور هم جمع شوند نه اینکه مثلاً پدر خانواده به بهانه اینکه دیر به خانه می‌آید جدای از فرزندان به خوردن ناهار بپردازد، و وقتی که در هنگام خوردن صبحانه و ناهار و شام دور هم جمع هستند والدین نگذارند که فرزندان به فضای مجازی گوشی تلفن همراه خود بپردازند، بلکه در هنگام خوردن این سه وعده، فرزندان آنها را کنار بگذارند و از گفت و گو و پیوندهای عاطفیشان سر سفره غذا لذت ببرند، و والدین این مورد بسیار مهم را به فرزندان خود یاد بدهند که وقتی که به سر سفره می‌آیند گوشی تلفن خود را در حالت سکوت بگذارند و یا فقط به تماس‌هایی جواب دهند که واقعاً ضروری باشد. 

یکی دیگر از راهکارهایی که والدین برای از جلوگیری از زیاده‌روی فرزندانشان در فضای مجازی می‌توانند انجام دهند، این است که وقتی که می‌بیند تاثیرات منفی استفاده بی‌رویه از فضای مجازی بیشتر از تاثیرات مثبت آن در فرزندانشان است، مسلماً بهترین راه حل این است که دنبال جایگزینی باشند که این خلأ و معضل بسیار بزرگ در فرزندانشان را جبران کند، یقیناً بهترین راه حل‌ها و راهکارها برای این جایگزینی‌ها، این است که والدین سبک و فرهنگ زندگی‌شان را با سبک و فرهنگ اسلامی تطبیق دهند، در واقع می‌توان گفت که یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین بنیادهایی که باید در آن سبک و فرهنگ اسلامی اجرا شود، بنیاد خانواده است. 

یکی از اساسی‌ترین موارد جایگزینی زیاده روی فرزندان در فضای مجازی و مهم‌ترین راهکار، این است که ارتباطات و گفتگوها میان اعضای خانواده به نحو احسن انجام شود، به گونه‌ای که فرزندان آنچنان با والدین خود راحت باشند و از آنها نترسند که تمامی خواسته‌ها و دغدغه‌هایشان را با والدینشان در میان بگذارند، چرا که این تعاملات و گفتگوهای میان اعضای خانواده است که موجب می‌شود که فرزندان آنقدر در خودشان احساس تنهایی و بی یاوری نکنند که به فضای مجازی پناه ببرند و در استفاده از آن زیاده‌روی کنند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اهمیت نشستن پدر خانواده در کنار همسر و فرزندانش می‌فرمایند:«جُلُوسُ المَرءِ عِندَ عِيالِهِ أحَبُّ إلَى اللّه ِ مِنِ اعْتِكافٍ في مَسجِدي هذا»[۱]«نشستن مرد پيش زن و فرزندانش نزد خداوند محبوب تر است از اعتكاف در اين مسجد من». 

یکی دیگر از موارد جایگزینی زیاده‌روی فرزندان در فضای مجازی، این است که والدین کاری کنند که چرخه رفت و آمدشان با آشنایان و بستگان و اقوامشان زیاد باشد، چرا که در صورت قطع صله رحم، خانواده منزوی می‌شود و همین موجب می‌شود که فرزندان خانواده احساس تنهایی کنند و به خاطر همین احساس تنهای، به فضای مجازی پناه برده و در استفاده آن زیاده‌روی کنند، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در مورد اهمیت صله رحم می‌فرمایند:«صِلَةُ الاَْرْحامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسْمِحُ الْـكَفَّ وَ تُطيبُ النَّفْسَ وَ تَزيدُ فِى الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِى الاَْجَلِ»[۲] «صله رحم، اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاكيزه، روزى را زياد مى كند و مرگ را به تأخير مى اندازد». 

یکی دیگر از موارد جایگزینی زیاده‌روی فرزندان در فضای مجازی این است که والدین به فرزندان خود بیاموزند که دوستانی داشته باشند که متدیّن و شایسته باشند تا در صورت احساس تنهایی با آنان رفت و آمد و ارتباط داشته باشند، چرا که این ارتباط و رفت و آمدشان با دوستان متدین و شایسته موجب می‌شود که از فرط احساس تنهایی به فضای مجازی پناه نبرند و در استفاده از آن زیاده‌روی نکنند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اهمیت دوستی و رفت و آمد با دوستان متدیّن می‌فرمایند:«مَن زارَ أخاهُ في بَيتِهِ قالَ اللّه ُ عزّ و جلّ لَهُ : أنتَ ضَيفِي و زائرِي ، عَلَيَّ قِراكَ و قد أوجَبتُ لكَ الجَنَّةَ بِحُبِّكَ إيّاهُ»[۳]«هر كه به ديدن برادر خود در خانه اش رود ، خداوند عزّ و جلّ به او فرمايد : تو ميهمان و زاير من هستى ، پذيرايى از تو به عهده من است و من به پاداش محبّت تو به او، بهشت را بر تو واجب كردم». 

یکی دیگر از موارد جایگزینی زیاده‌روی فرزندان در فضای مجازی این است که والدین بستر سرگرمی‌ها و تفریحات سالم فرزندانشان را فراهم آورند و این تفریحات و سرگرمی‌ها به گونه‌ای باشد که خود والدین نیز در کنار فرزندانشان به انجام تفریح و خوشگذرانی بپردازند، وقتی که والدین به سر سرگرمی‌ها و تفریحات سالم را برای فرزندانشان فراهم کنند موجب این می‌شود که فرزندان از سر بی‌حوصلگی به بازی‌های بیهوده فضای مجازی پناه نبرند و در آن زیاده‌روی نکنند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اهمیت سرگرمی و تفریح در خانواده می‌فرمایند:«اُلهُوا وَ الْعَبُوا فَإنّي أَكرَهُ أن يُرى فِي دينِكُم غِلظَةٌ»[۴]«به سرگرمى و بازى بپردازيد ؛ زيرا دوست ندارم در دين شما سخت گيرى ديده شود». 

یکی از سیره‌های بسیار زیبای پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم نیز این بود که با خردسالان خانواده خود بازی می‌کردند، چنانچه در حدیثی چنین آمده است:«كَانَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ يَرْكَبَانِ ظَهْرَ اَلنَّبِيِّ وَ يَقُولاَنِ حُلْ حُلْ وَ يَقُولُ نِعْمَ اَلْجَمَلُ جَمَلُكُمَا»[۵]« امام حسن و حسین علیهما السلام بر پشت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سوار می‌شدند و می‌گفتند: حرکت کن! نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز می‌فرمودند: شتر شما، خوب شتری است». 

و نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد نحوه بازی کردن با خردسالان می‌فرمایند:«مَن كانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصابَّ لَهُ»[۶]«هر کسی که در کنار کودکی است باید با وی چون کودکان رفتار کند». 

و نیز حضرت امام علی علیه السلام در این مورد می‌فرمایند:«مَن كانَ لَهُ وَلَدٌ صَبا»[۷]«هر كه بچه اى دارد ، بچگى كند (با او كودكانه رفتار كند)». 

یکی از مهمترین اصول نظارت و مدیریت والدین بر استفاده فرزندان از فضای مجازی، این است که اگر برنامه‌هایی از فضای مجازی دارای محتویات و فضاهایی هستند که با حرایم شرعی و عرفی منافات دارند، حتماً به دنبال جایگزینی از آن برنامه‌ها برای فرزندانشان باشند، به طور مثال محیط‌ فضای مجازی اینستاگرام همواره با ول‌انگاری‌ها و هنجار شکنی‌های دینی و عرفی همراه است که مسلماً استفاده آنها برای فرزندان را با مشکلاتی روبرو می‌کند، بهتر است والدین جایگزین این برنامه که مثلاً روبیکا هست را به فرزندانشان پیشنهاد دهند و تمام تلاششان بر این باشد که فرزندانشان از فضاهای مجازی غربی به فضاهای مجازی داخلی رجوع کنند. 

البته مسئولین ذی ربط فضاهای مجازی داخلی نیز باید تمام تلاششان بر این باشد که تمامی امکانات برنامه‌های داخلی را به حداکثر برساند و اگر نقاط ضعفی دارند آنها را بهبود بخشند. البته باید این را نیز در نظر داشت که تمامی برنامه‌های خارجی اعم از فیسبوک و توییتر و اینستاگرام و تلگرام نیز در چند سال اول انتشارشان، دچار ضعف‌ها و کمبودهایی بودند که به مرور زمان، این‌ها را برطرف کردند که بهبود این نقایص و کمبودها به مرور زمان در برنامه‌های داخلی نیز اتفاق می‌افتد. البته نباید همیشه به دنبال این باشیم که تمامی برنامه‌های مجازی خارجی حتماً باید جایگزینی در برنامه‌های داخلی نیز داشته باشند، چرا که بسیاری از برنامه‌های مجازی خارجی دارای فساد ساختاری هستند و نمی‌توان جایگزینی در برنامه‌های داخلی برای آنها به وجود آورد. 

یکی از اصولی‌ترین و مهم‌ترین موارد مدیریت فرزندان در استفاده از فضای مجازی، این است که تمام تلاش و سعیشان بر این باشد که میان فرزندان و اماکن مذهبی پیوند عاطفی برقرار کنند، چرا که والدین هرچند بتوانند در کنترل فرزندانشان در استفاده از فضای مجازی در داخل خانه، نظارتی مستقیم داشته باشند، اما توان کنترل آنها در خارج از خانه را ندارند، مثلاً ممکن است یکی از همکلاسی‌های آنها در مدرسه گوشی تلفن همراهی را داشته باشد که در آن محتویات مستهجن و نامناسب باشد، اینجاست که باید والدین تمام سعیشان بر این باشد که پایه‌های ایمانی و مذهبی فرزندانشان را محکم کنند، به گونه‌ای که همیشه به اماکن مذهبی مثل مساجد و حسینیه‌ها به چشم پناهگاه نگاه کنند و در این اماکن پیوندشان با خداوند متعال و ائمه اطهار علیهم السلام را عاطفی‌تر و محکم‌تر کنند و همین امر موجب این شود که فکر انجام دادن گناهان که یکی از مصادیق مهم آن، گناهان کبیره ایست که در فضای مجازی موجود است، در وجودشان رخنه نکند. علاوه بر اماکن مذهبی والدین باید فرزندانشان را تشویق به انجام امور عبادی مانند نماز و روزه کنند که در نتیجه آن، یاد خداوند متعال و ائمه اطهار علیهم السلام موجب این شود که به سمت گناهان در فضاهای مجازی نروند. 

والدین باید با افزایش بصیرت افزایی و آگاهی و بینش، فرزندانشان را از دسیسه‌های پشت پرده فضاهای مجازی غربی که در مورد انحراف جوانان است، آگاه کنند، و به آنان بیاموزند که تنها راه مقابله با آن دسیسه‌ها، تطبیق اعمال و افعال با در نظر گرفتن بصیرت است. حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرمایند:«اَلْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ اَلطَّرِيقِ لاَ يَزِيدُهُ سُرْعَةُ اَلسَّيْرِ إِلاَّ بُعْداً»[۸]«هر كه بدون بصيرت عمل كند مانند كسى است كه بيراهه ميرود، هر چه شتاب كند از هدف دورتر گردد». 

یکی از نکات بسیار مهمی که والدین باید در نظارت و مدیریت خود بر استفاده فرزندان از فضای مجازی داشته باشند، این است که باید این نکته بسیار مهم را در نظر بگیرند که اگر فرزندانشان در استفاده از فضای مجازی زیاده‌روی می‌کنند، نمی‌توان به صورت فی الفور آنان را از استفاده زیاد از فضای مجازی بازداشت، بلکه این باز داشتن، باید به صورت مستمر و از زیاد به کم باشد. ضمن اینکه این کنترل و بازداشتن والدین باید بر مبنای دلسوزی و مهربانی و بر مبنای آموزه‌ها و قوانین اسلامی باشد، و نباید والدین از تنبیه و تحقیر و سرزنش و توهین فرزندانشان استفاده کنند، چرا که این کار در واقع از مصادیق زیاده‌روی در ملامت است که حضرت علی علیه السلام در این مورد می‌فرمایند:«الإفراطُ في المَلامَةِ يَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ»[۹]«زياده روى در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مى كند». 

و نیز می‌فرمایند:«لا تُحَقِّرنَّ أحَدا مِن المسلمينَ ، فإنَّ صَغيرَهُم عِند اللّه ِ كَبيرٌ»[۱٠]«هرگز هيچ مسلمانى را خوار و حقير مشمار؛ زيرا كوچك آنان هم نزد خداوند بزرگ است». 

نتیجه‌گیری: استفاده از فضای مجازی همانگونه که آثار مثبتی نظیر همگام بودن با عصر تکنولوژی و سرعت ورزی در انجام امورات انسان را در بر دارد، به تبع، آثار سوئی نیز دارد که چه بسا این آثار سوء از آثار خوب آن شاید بیشتر باشد، یکی از مهم‌ترین مصادیق آثار سوء فضای مجازی، ترتّب آثار سوء آن بر فرزندان خانواده و نسل جوان است، بنابراین والدین مسئولند که بر نحوه استفاده فرزندانشان از فضای مجازی، نظارت و مدیریت داشته باشند، که این نظارت و مدیریت والدین باید بر مبنای آموزه‌های اسلامی باشد. 

 

پی نوشت

[۱] مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس، جلد ۲، صفحه ۱۲۲

[۲] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۲، صفحه ۱۵۱، حدیث ۶

[۳] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۲، صفحه ۱۷۷

[۴] میزان الحکمه، حدیث ۱۸۳۷۱

[۵] بحارالانوار، جلد ۴۳، صفحه ۲۸۵

[۶] وسائل الشیعه، جلد ۲۱، صفحه ۴۸۶

[۷] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۶، صفحه ۵۰

[۸] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۱، صفحه ۴۳

[۹] تحف العقول عن آل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، حسن بن علی بن شعبه حرانی، صفحه ۸۴

[۱٠] مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس، جلد ۱، صفحه ۳۱

یکی از مهم‌ترین مصادیق خدعه، ریا کردن انسان‌ها در امور عبادی است، در واقع وقتی که مثلاً نمازی را به این نیت می‌خوانیم که خودمان را در منظر دیگران، شخصی مومن و عابد جلوه دهیم، همین یعنی اینکه مراد اصلی مان که تظاهر به عبادت در نزد دیگران است را در باطنمان پنهان کرده‌ایم، که از مصادیق بارز خدعه است. از پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم سوال شد که چه چیزی موجب نجات فردای قیامت است؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند«إِنَّمَا النَّجَاةُ فِى أَنْ لَا تُخَادِعُوا اللَّهَ فَيَخْدَعَكُمْ فَإِنَّهُ مَنْ يُخَادِعِ اللَّهَ يَخْدَعْهُ وَيَخْلَعْ مِنْهُ الْإِيمَانَ وَنَفْسَهُ يَخْدَعُ لَوْ يَشْعُرُ فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ يُخَادِعُ اللَّهَ قَالَ يَعْمَلُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ ثُمَّ يُرِيدُ بِهِ غَيْرَهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الرِّيَاءَ فَإِنَّهُ شِرْكٌ بِاللَّهِ إِنَّ الْمُرَائِيَ يُدْعَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِأَرْبَعَةِ أَسْمَاءٍ يَا كَافِرُ يَا فَاجِرُ يَا غَادِرُ يَا خَاسِرُ حَبِطَ عملك وَ بَطَلَ أَجْرُكَ وَلَا خَلَاقَ لَك الْيَوْمَ النمش أَجْرَكَ مِمَّنْ كُنتَ تَعْمَلُ لَه»[۱]«همانا رستگاری در این است که با خدا خدعه نکنید که با شما خدعه می‌کند، پس هر کس خداوند با او خدعه کند، لباس ایمان را از وی درآورد و اگر درک داشته باشد در حقیقت با خود خدعه کرده است، پرسیده شد: چگونه با خدا خدعه می‌کند؟ 

پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: عمل می‌کند به آنچه خدا امر فرموده، ولی غیر خدا را در آن عمل اراده می‌کند، پس از خدا بترسید و از ریا دوری کنید، زیرا ریا شرک به خدای عزوجل است، به درستی که ریاکار در روز قیامت به چهار اسم خوانده می‌شود: ای کافر، ای فاجر، ای حیله‌گر، ای زیانکار! عمل تو از بین رفت و اجر تو باطل شد و برای تو امروز اجری نیست، پس اجر خود را از آنکه برای او عمل می‌نمودی طلب کن».

منافقین علاوه بر اینکه با خداوند متعال خدعه می‌کنند، با مسلمانان نیز خدعه می‌کند، تا اینجای مطلب از خدعه منافقین با خداوند متعال، بحث کردیم، حالا می‌خواهیم از مصادیق خدعه منافقین با مسلمانان بگوییم. معمولاً خدعه منافقین با مسلمانان شامل هر صفتی می‌شود که در آن منافقین از دو وجه خود استفاده می‌کنند، که وجه واقعی را در باطن خود پنهان می‌کنند و وجه غیر واقعی را در ظاهر کارشان بروز می‌دهند، که یکی از مصادیق آن دورو بودن است، یعنی مثلاً جلوی مومن از خوبی او بگوییم و پشت سرش از بدی او بگوییم و یا اینکه جلوی مومن خودمان را به خیرخواهی بزنیم اما پشت سرش بد او را بخواهیم، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد عقوبت اخروی دورو بودن می‌فرمایند:«مَنْ كَانَ لَهُ وَجْهَانِ فِي اَلدُّنْيَا كَانَ لَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ»[۲]« کسی که در دنیا دو رو باشد، روز قیامت برای او دو زبان از آتش خواهد بود». 

یکی دیگر از مصادیق خدعه کردن منافقین به مسلمانان، ظلم کردن به مسلمانان است، چرا که ممکن است انسانی مثلاً با ظاهر خیر رساندن به کسی با او وارد رابطه شود اما نیت قلبی او ظلم کردن به او باشد، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در مورد عواقب ظلم کردن به مسلمانان می‌فرمایند:«مَنْ آذَى مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اَللَّهَ وَ مَنْ آذَى اَللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِي اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ اَلزَّبُورِ وَ اَلْفُرْقَانِ وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ: فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اَللّٰهِ وَ اَلْمَلاٰئِكَةِ وَ اَلنّٰاسِ أَجْمَعِينَ»[۳]«هر كه آزار كند مؤمنى را بتحقيق كه آزار كرده است مرا و هر كه آزار كند مرا، بتحقيق كه آزار كرده است خدا را، و هر كه آزار كند خدا را پس او ملعون است در تورية و انجيل و قرآن و در خبر ديگر بتحقيق كه لعنت كرده است او را خدا و فرشتگان و آدميان جميعا». 

البته فقط نفْسِ فعلِ ظلم کردن به دیگران از مصادیق خدعه کردن نیست، بلکه حتی یاری رساندن به ظالمان نیز از مصادیق ظلم کردن است چنانچه پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:«مَن أعانَ ظالِما سَلَّطَهُ اللّه ُ علَيهِ»[۴]«هر كس ستمگرى را كمك كند ، خداوند او را بر وى مسلّط گرداند». 

و نیز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از پیامبر عظیم صلی الله علیه و آله و سلم روایت می‌کنند که:«قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي اَلْأَرْضِ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لاَسْتَغْنَيْتُ بِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا وَ جَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِيمَانِهِمَا أُنْسا لاَ يَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسٍ سِوَاهُمَا»[۵]«فرمود:خداوند متعال مى فرمايد:بايد به من اعلان جنگ دهد آن كسى كه بندۀ مؤمنم را اذيت كرده است،و از غضبم در امان خواهد بود آن كس كه بندۀ مؤمنم را گرامى داشت،اگر از مخلوقاتم در زمين بين مشرق و مغرب فقط يك مؤمن به همراه امامى عادل باشد،از تمامى آنچه روى زمين خلق نموده ام بى نياز مى شوم،و به وسيلۀ همين دو نفر آسمانها و زمين به پاى داشته مى شود، و از ايمانشان براى آنان انسى قرار دهم كه به انسى غير از آن نيازمند نگردند». 

و نیز پیامبر حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:«مَن عَذَرَ ظالما بظُلمِهِ سَلَّطَ اللّه ُ علَيهِ مَن يَظلِمُهُ فإنْ دعا لَم يُستَجَبْ لَهُ ، و لَم يَأجُرْهُ اللّه ُ على ظُلامَتِهِ»[۶]«هر كه براى ستمِ ستمكارى عذر بتراشد (كارهاى او را توجيه كند) خداوند كسى را بر او مسلّط گرداند كه به وى ستم كند و در اين صورت چنانچه [براى رفع ستم از خود] دعا كند، دعايش مستجاب نشود و خداوند در برابر ستمديدگى اش به او اجر و پاداش ندهد». 

یکی دیگر از مصادیق خدعه منافقین به مسلمانان، تحقیر کردن آنان است، چنانچه که مثلاً کسی در ظاهر قصد انجام دادن کار خیری را برای یک مسلمان داشته باشد اما آن روی سکه آن و نیت قلبی، آن تحقیر طرف مقابل باشد، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در مورد عقوبت تحقیر شمردن مسلمان می‌فرماید:«مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْكِيناً أَوْ غَيْرَ مِسْكِينٍ لَمْ يَزَلِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ إِيَّاهُ»[۷]«هر كه مؤمنى را خوار شمارد چه (آن مؤمن) مستمند باشد. يا غير مستمند، پيوسته خداى عز و جل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤمن برگردد». 

 

پی نوشت

[۱] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، جلد ۶۹، صفحه ۲۹۵

[۲] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، جلد ۱۲، صفحه ۲۵۹

[۳] بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، جلد ۷۲، صفحه ۱۵۰

[۴] بحارالانوار، جلد ۸۹، صفحه ۱۷۲

[۵] مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، جلد ۱، صفحه ۶۰۵

[۶] بحارالانوار، جلد ۷۲، صفحه ۳۷۳

[۷] کافی، محمد بن یعقوب کلینی، باب الکبر، صفحه ۳۰۹

تقوا از ماده ی «واو، قاف، یاء»،وقی،  در اصل به معنای دور کردن شی ای به وسیله ی شی ای دیگر است،[1] چنانچه در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:« اتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِ تَمْرَةٍ»[2] آتش را حتی بوسیله ی شاخه ی خرما هم که شده، از خودتان دور کنید ،  معنای صیانت و محافظت.[3]  با توجه به اصل معنایی مذکور، برای تقوی ذکر شده است.خداوند متعال در قرآن کریم فضائل و آثار و کیفیات ممتازی را برای تقوا، نظیر؛ بصیرت پایدار[4]منشأ نزول رحمت و برکت از آسمان و زمین،[5]رزق و روزی بی حساب[6]و امور دیگر،ذکر فرموده است. جریان تقوا و پرهیزگاری در زندگی انسان و اهتمام زیاد در ترک گناه نقش مهمی در قبول پذیرش اعمال و در نتیجه رستگاری انسان مومن نزد خدای سبحان دارد، خداوند متعال در قرآن کریم در ضمن اشاره به داستان هابیل و قایبل در تقدیم قربانی، به علت پذیرش قربانی تصریح و تقوای ی هابیل را علت پذیرش قربانی وی می داند، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:« وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ».[7]و داستان دو فرزند آدم را به درستى بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرّب انجام دادند؛ امّا از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد؛ برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت!» برادر ديگر گفت: من چه گناهى دارم؟ زيرا خدا، تنها از پرهيزگاران مى‌پذيرد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در توصیه شان به جناب أباذرمی فرماید:« يا أبا ذر كن بالعمل بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنكَ بِالعَمَلِ بغَيرِهِ ؛ فإنّهُ لا يَقِلُّ عَملٌ بِالتَّقوى ، و كَيفَ يَقِلُّ عَملٌ يُتَقَبَّلُ ؟! لِقَولِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ : «إنَّما يَتَقَبَّلُ اللّه ُ مِنَ المُتَّقِينَ».[8] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به عملِ با تقوا بيشتر اهتمام داشته باش، تا به عملِ بدون تقوا؛ زيرا هيچ عملى كه با تقوا توأم باشد اندك نيست، چگونه اندك باشد عملى كه پذيرفته مى شود! چون خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «جز اين نيست كه خداوند از تقوا پيشگان مى پذيرد. حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید:« صفتان لا يقبل اللّه سبحانه الأعمال إلّا بها ألتّقى و الإخلاص.».[9] دو صفت است كه خداوند سبحان اعمال را جز با وجود آنها نمى پذيرد: تقوا و اخلاص.

در واقع در توضیح حصول تقوی و اخلاص به عنوان مقدمه ی پذیرش اعمال باید گفت که؛ اهتمام افراد در ترک گناه باید دغدغه ی فکری افراد در زندگانی و اعمال روزمره ی آنان باشد، زیرا وقوع رفتار ناشایست و اعمال پسندیده و نیک در طول مدت روز، دال بر تزلزل شخصیتی افراد در نتیجه ی تفکر ناقص آنان در شناخت صفات خداوند متعال دارد، یعنی فرد در عین حال که در طول مدت روز به اقامه ی نماز می ایستد در همان روز نیز مرتکب اعمال ناروا مثل غیبت ،دروغ و زنا و دیگر معاصی می شود و اگر نماز خواندن بیانگر توجه وی به خدای متعال است، پس چرا مرتکب عمل زنا می شود؟ و آیا در هنگام زنا خدا را در نزد خود حاضر نمی یافت؟، در واقع چنین فردی ایمان ناقصی به خدای سبحان دارد و اعمال نیک و خدا پسندانه ی وی مثل نماز، روزه و دیگر اعمال عبادی، با تعلق به نفس و گرایشات مادی گرایانه ی وی آمیخته شده است و از این رو، اعمال نیک وی، مبرّا از امور ناخالص بوده و صرفا برای خداوند متعال نمی باشد، و این دال بر وجود تناقض در تفکر و در نتیجه در شخصیت وی می باشد و تا انسان مسیر و مشی فکری زندگی خود را برای همیشه تعیین نکند؛ اعمال نیک وی تاثیر کاملی در نفس وی نخواهد گذاشت، چنانچه در حدیثی از حضرت سجاد علیه السلام به بی فائده بودن اعمال عبادی مردی که مرتکب رفتار دوگانه ای در ارتباط با خداوند متعال است، اشاره شده است؛« كنتُ عندَ عليِّ بنِ الحسين عليه السلام ، فجاءَهُ رجُلٌ فقالَ لهُ : يا أبا محمّدٍ ، إنّي مُبتَلىً بِالنِّساءِ ، فأزني يَوما و أصُوم يَوما ، فيَكونُ ذا كفّارَةً لِذا ؟ : إنّهُ لَيس شيءٌ أحَبَّ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ مِن أن يُطاعَ و لا يُعصى ، فلا تَزْنِ و لا تَصُمْ. فاجتَذَبَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام إلَيهِ فأخَذَ بِيَدِهِ فقالَ : يا أبا زَنَّةَ تَعمَلُ عَمَلَ أهلِ النَّارِ و تَرجو أن تَدخُلَ الجَنَّةَ ؟!»[10] نزد امام زين العابدين عليه السلام بودم كه مردى آمد و به حضرت گفت : اى ابا محمّد! من زن باره هستم، از همين رو يك روز زنا مى كنم و يك روز روزه مى گيرم. آيا اين مى تواند كفّاره آن باشد؟ حضرت فرمود : هيچ چيز نزد خداوند عزّ و جلّ محبوبتر از اين نيست كه اطاعت شود و نافرمانى نشود. پس، نه زنا كن و نه [براى كفّاره] روزه بگير. سپس ابو جعفر (امام باقر) عليه السلام آن مرد را به طرف خود كشيد و دستش را گرفت و فرمود: اى مسخره  ! كار دوزخيان را مى كنى و اميد دارى به بهشت روى.

از مجموع مطالب چنین نتیجه گرفته می شود که؛ طاعت الهی و انجام اعمال عبادی بدون اصرار بر ترک گناه در زندگی روزمره، اثر وضعی مهمی در نفس انسان نخواهد گذاشت و از این رو، استمرار در ارتکاب معاصی و عدم تقوای الهی در زندگی، طاعات و اعمال عبادی بندگان را تحت الشعاع قرار می دهد و آثار و خواص آن را از بین می برد ولی در مقابل اگر طاعت اندک با تقوای الهی در زندگی افراد همراه باشد، تاثیر آن در نفس انسان بسیار زیاد بوده و نزد خداوند متعال ارزشمند خواهد بود.

 

[1]  ابوالحسین، احمد بن فارس، معجم مقائیس اللغة، دارالفکر، ج6، ص131

[2] بروجردی، حسین، جامع احادیث شیعه، نشر الصحف، ج8، ص339.

[3] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار صادر، ج15، ص401.

[4] سورة الاعراف: 201.

[5] سورة الاعراف: 96.

[6] سورة الطلاق : 2-3.

[7] سورة المائدة: 27.

[8] مجلسی،محمد باقر،بحارالانوار،دارالاحیاء التراث، ج74، ص86.

[9] آمدی، عبدالواحد بن محمد،غرر الحکم و دررالکلم،دارالکتاب الاسلامی،ص423/77.

[10] کلینی، محمد بن یعقوب،الکافی، چاپ اسلامیة، ج5،ص541/5، باب الزانی

ایام فاطمیه فرصت مناسبی برای مرور زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام است. نگاه ویژه و ارزیابی منحصر به فرد رهبر معظم انقلاب از عظمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می‌تواند در شناخت آن بانوی گرامی یاری‌رسان باشد. ایشان بر این باورند که سنت ثابت الهی نگذاشت که مقام و جایگاه زهرای مرضیه علیهاالسلام، در پشت حجاب غلیظ اوهام پنهان بماند و آن ستاره درخشانِ خونین، درگذشت زمان به خورشیدی تابان تبدیل گشت. امروز نام و یاد مظلومیت آن بانوی دو عالم، از همه‌ حصارهای کتمان و شبهه، عبور کرده و به اعتماد دل‌ها و جان‌ها رسیده است و بی‌تردید این درخشندگی و فزایندگی، ادامه خواهد داشت.[1]

از نگاه مقام معظم رهبری با مرور بر زندگانی حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام نکات مهمی به دست می‌آید. گزاف نیست اگر بگوییم تمام افتخارات، مقامات عالىِ معنوی و دست‌نیافتنىِ آن زنِ بی‌نظیر تاریخ بشر و سیّده زنان عالم، در دوران کوتاه جوانی ایشان اتفاق افتاده است. هر آنچه که از حضرت زهرا علیهاالسلام پیرامون صبرها، ایستادگی‌ها، موقع‌شناسی‌ها و سخنان گوهربار ایشان سراغ داریم، همه در زمانی واقع شده که سن و سال زیادی نداشتند و این می‌تواند به‌ عنوان یک الگوی قابل تدبر، دارای درس‌ها و عبرت‌های بسیار مهمی برای نسل جوان جامعه قرار گیرد.[2]

در نگاه رهبر معظم انقلاب، ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها بسیار متنوع و گوناگون می‌باشد و چه از لحاظ زندگی فردی و چه با نگاه به وظایف اجتماعی، قابلیت الگوبرداری را دارد.

ایشان با اشاره به جنبه‌های عبادت فردی حضرت زهرا علیهاالسلام می‌فرمایند: «حسن بصری که طرفدارانش او را یکی از هشت انسان عابد می‌دانند و البته ارتباط مثبتی با اهل‌بیت علیهم‌السلام نداشت، می‌گوید: «در دنيا هيچ‌كس عابدتر از فاطمه عليهاالسلام نبوده است».[3] حسن بصری در حالی چنین می‌گوید که دوران حیات حضرت زهرا علیهاالسلام را درک نکرده؛ اما توصیف او قاطعانه است و این یعنی ویژگی عبادت و بندگی دختر نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله یکی از مسلمات و موارد بی‌تردید در آن زمان بوده است».[4]

رهبر معظم انقلاب با بیان جلوه‌هایی از نقش اجتماعی پر رنگ حضرت صدیقه شهیده علیهاالسلام می‌فرمایند: «آن بانوی دو عالم در زمینه مسائل فرهنگی، مسئله حجاب، مسئله‌ ایستادگی در مقابل باطل برای اثبات حق، دفاع از ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، وظیفه امر به معروف و مجاهدت، بسیار خوش درخشیدند. این بانوی مجلله با حضور در آن میدان عجیبی که بنا بود سرنوشت امت اسلام در آن میدان تعیین شود، با آن خطبه‌های عجیب توانستند نقشه‌ِ جامعِ هویت زن در منطق اسلام را به دیگران انتقال دهند».[5]

پی‌نوشت:
[1]. پیام مقام معظم رهبری به مناسبت روز بزرگداشت شهیدان در هفته دفاع مقدس، 2/7/1377.
[2]. برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 26/6/1376.
[3]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏43، ص 76، دار إحياء التراث العربي‏.
[4]. بیانات رهبر معظم انقلاب در ارتباط تصویری با مداحان، 15/11/1399.
[5]. بیانات معظمٌ له در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام، 26/11/1398 ؛ بیانات رهبر معظم انقلاب در ارتباط تصویری با مداحان، 15/11/1399.

عن أبي جعفر، عن آبائه عليهم السّلام، قال: إنّما سمّيت فاطمة بنت محمّد الطاهرة، لطهارتها من كلّ دنس، و طهارتها من كلّ رفث

امام باقر عليه‏السلام از پدران خود عليهم‏السلام نقل فرمودند: فاطمه ‏ى زهرا عليهاالسلام چون از هرگونه پليدى و گناه پاك بودند، «طاهره» ناميده شدند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
 
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید برادران و خواهران عزیز. من حقیقتاً و عمیقاً متشکّرم از شما به خاطر اینکه این کار بزرگ را انجام دادید. یکی از بهترین کارهایی که باید این روزها انجام میگرفت و به ذهن شماها رسید، خداوند به شما الهام کرد و همّت کردید و انجام دادید، همین است؛ بزرگداشت این مرد بزرگ، این شخصیّت برجسته‌ی تاریخی روحانیّت اسلام.

مرحوم علّامه‌ی طباطبائی از پدیده‌های کم‌نظیر حوزه‌های علمیّه‌ی ما در طول قرنها است؛ انصافاً یک پدیده‌ی کم‌نظیری است. یک خصوصیّاتی در ایشان وجود دارد ــ حالا من به‌اجمال عرض میکنم ــ که همه‌ی این خصوصیّات جزو فضایل ممتاز انسانی است؛ همه‌ی این خصوصیّاتی که تشکیل‌دهنده‌ی شخصیّت این مرد است، جزو فضایل ممتاز یک انسان است. این خصوصیّات مثلاً اینها است که حالا بعضی‌هایش را من نوشته‌ام: علم، پارسایی و پرهیزکاری، مَلَکات اخلاقی، ذوق و هنر، صفا و رفاقت ــ وفاداری و دوستی و رفاقت و مانند اینها ــ و بسیاری از خصوصیّات دیگری که حالا من لازم ندانستم اینجا بشمرم. مجموعه‌ی این خصوصیّات، تشکیل‌دهنده‌ی شخصیّت این مرد بزرگ است و هر کدام از این خصوصیّات یک فضیلتی از فضایل انسانی است.

درباره‌ی علم این بزرگوار چند جنبه را بنده یادداشت کرده‌ام که عرض بکنم تا مورد توجّه قرار بگیرد. یکی مسئله‌ی تنوّع گسترده‌ی دانشیِ این مرد بزرگ است؛ یعنی ایشان در تنوّع دانشی انصافاً کم‌نظیر است. در طول تاریخ، ما افرادی مثل شیخ طوسی، علّامه‌ی حلّی و امثال اینها را داریم که تنوّع علمی دارند، امّا در زمان ما انصافاً کم است؛ یعنی بنده غیر از ایشان کسی را با این تنوّع علمی نمی‌شناسم. ایشان فقیه است، اصولی است، فیلسوف است، دارای غُور شدید در عرفان نظری است، عالِم به هیئت و ریاضیات است، عالِم برجسته‌ی تفسیر و علوم قرآنی است ــ که در این زمینه انصافاً ایشان بی‌نظیر است ــ شاعر است، ادیب است، در علم انساب، علم نسب، ایشان یک فرد ماهر و فعّال است؛ یعنی از چیزهایی که مثلاً در کنار فلسفه‌ یا عرفانِ آقای طباطبائی این را انسان [میتواند] نگاه کند، علم انساب است. ایشان یک جدولی دارند که خانواده‌ی قاضی طباطبائی را معرّفی میکنند؛ یک جدول تاریخی است که به نظر من یک اثر هنری درجه یک است که چاپ شده و در اختیار افراد هست. مرحوم والد ما که با آقای طباطبائی از نجف رفیق بودند، دوست بودند ــ خود پدرم برای من نقل کردند این را ــ ایشان به آقای طباطبائی مینویسد که شما ترتیب شجره‌نامه‌ی ما را از فلان کس ــ یک آقای معروفی در قم ــ بپرسید بگیرید برای من بفرستید؛ آقای طباطبائی در جواب مینویسد که خود من به قدر ایشان میدانم یا بیشتر از ایشان میدانم؛ یکی از این دو عبارت است که حالا من یادم نیست. و ایشان شجره‌نامه‌ی ما را تنظیم کرده و فرستاده؛ یعنی این شجره‌نامه‌ای که الان در اختیار ما هست، تنظیم‌شده‌ی آقای طباطبائی است. یعنی انسان یک تنوّع علمی عجیبی در ایشان مشاهده میکند. حالا مثلاً گفتم ریاضیات و هیئت؛ میدانید ــ یعنی شاید معروف است ــ که نقشه‌ی مدرسه حجّتیّه‌ی فعلی را ایشان کشیده؛ یعنی یک معمار به تمام معنا و یک معمار کامل است. این تنوّع علمی یک جنبه‌ی خاصّی از جنبه‌ی علمی آقای طباطبائی است.

یک جنبه‌ی دیگر، عمق علمی و فکری ایشان است. ایشان در همین علومی که حالا ما میدانیم و اطّلاع داریم، عمق [زیادی دارند]. اوّلاً در اصول صاحبمبنا است. حالا من در فقه از ایشان اثری ندیدم، امّا ایشان در اصول کاملاً صاحبمبنا است؛ یعنی حاشیه‌ی کفایه‌ی(۲) ایشان [این را] نشان میدهد. در فلسفه یک فیلسوف نو‌آور است؛ ایشان دستگاه فلسفی جدیدی را ارائه میکند که مظهرش همان اصول فلسفه و روش رئالیسم است، و بعد هم این دو کتابی که اخیراً(۳) ایشان نوشتند و منتشر کردند: بدایه(۴) و نهایه.(۵) در تفسیر، به نظر من یک مفسّر شگفتی‌ساز است؛ یعنی کسی تفسیر المیزان را نگاه کند، [میفهمد که] تفسیر المیزان به معنای واقعی کلمه یک تفسیر شگفت‌آور است، از لحاظ کثرت و تنوّع و عمق مطالب که حالا من بعداً یک اشاره‌ای به این خواهم کرد. این هم یک جنبه که مسئله‌ی عمق علمی و فکری ایشان است.

یک جنبه‌ی دیگر علمی این بزرگوار، مسئله‌ی شاگردپروری است. این شاگردپروریِ مرحوم آقای طباطبائی چیز عجیبی است. این یکی از هنرهای هر عالِمی است؛ در بین علما داریم کسانی که شاگردپرورند و شاگردهای زیادی دارند؛ مرحوم آقای طباطبائی از این قبیل آدمها است. در بین این فلاسفه‌ی دوره‌ی اخیرِ فلسفه در ایران ــ که مرکز فلسفه‌ی کشور هم در واقع تهران بوده ــ از دوره‌ی مرحوم ملّا عبدالله زنوزی و پسر ایشان، آقا علی حکیم، بعد مرحوم میرزای جلوه، میرزا اسدالله قمشه‌ای، اینهایی که برجستگان حکمت و عرفانند که عمدتاً در تهران متمرکز بودند و بخشی هم در جاهای دیگر، مثل مرحوم حاجی سبزواری در سبزوار، یکی دو نفر در قم، یکی دو نفر در اصفهان، یکی دو نفر در مشهد ــ که اینها برجستگان فلسفه‌اند ــ هیچ کدام از اینها به قدر مرحوم آقای طباطبائی شاگرد برجسته‌ی معروف فیلسوف ندارند. بله، مثلاً‌ حاجی سبزواری شاگردان زیادی دارد که می‌آمدند پیش ایشان درس میخواندند؛ مرحوم آخوند خراسانی هم شاگرد ایشان است، لکن آخوند خراسانی فیلسوف نیست، فقیهی است که یک مقدار فلسفه خوانده. تربیتِ شاگردِ فیلسوف مثل شهید مطهّری، مثل شهید بهشتی، مثل مرحوم آقای مصباح و دیگران، و مثل بعضی از بزرگانی که امروز هستند، تربیت امثال اینها را به تعدادی که از درس مرحوم آقای طباطبائی استفاده کردند، بنده هیچ سراغ ندارم در هیچ کس دیگری؛ مسئله‌ی شاگردپروری. تا فلاسفه‌ی بعدیِ زمانِ ما که در تهران کسانی بودند [مثل] مرحوم آمیرزا احمد آشتیانی، قبل از ایشان مرحوم آمیرزا مهدی آشتیانی، یا مرحوم آقای آملی(۶) (رضوان الله علیهم)؛ خب اینها فیلسوف بودند، منتها تربیت شاگرد از اینها به قدر آقای طباطبایی معهود(۷) نیست؛ ایشان زنده کرد فلسفه را و انصافاً فیلسوف‌سازی کرد.

حالا این نکته هم جالب است که شاگردان ایشان ــ یعنی بسیاری از شاگردان ایشان ــ غالباً جزو نقش‌آفرینان در انقلاب اسلامی‌اند. در این مجلس خبرگانی که قانون اساسی را نوشت، تعداد زیادی از آن افراد شاگردهای مرحوم آقای طباطبائی هستند؛ چه در مجلس خبرگان، چه قبل از مجلس خبرگان در آن جمعی که قانون اساسی نوشته میشد که مرحوم آقای مطهّری هم جزو آنها بود، اینها شاگردهای مرحوم آقای طباطبائی هستند. و تعدادی از شهدای بنامِ انقلاب اسلامی از شاگردهای آقای طباطبائی‌اند؛ شهید مطهّری شاگرد ایشان است، شهید بهشتی شاگرد ایشان است، شهید قدّوسی شاگرد ایشان است، شهید آشیخ علی حیدری نهاوندی شاگرد ایشان است؛ از این قبیل شهدای برجسته شاگردهای آقای طباطبائی (رضوا‌ن الله علیه) هستند، بعضی هم بحمدالله در قید حیاتند که منشأ افادات زیادی هستند.

یک خصوصیّت دیگر ایشان در مورد مسئله‌ی علم این است که آثار ایشان در زمان حیات ایشان منتشر شد و برکات آثار ایشان در زمان حیاتش دیده شد. خود مرحوم آقای طباطبائی اینقدر مطرح نبود که المیزان مطرح بود یا فرض بفرمایید که آن کتابهای حِکمی ایشان مطرح بود؛ یعنی خود ایشان مطلقاً اهل تظاهر نبود، امّا کتابهای ایشان اصلاً همه جا [مطرح بود]؛ المیزان ایشان، اصول فلسفهی ایشان، بدایه و نهایهی ایشان، شیعه در اسلام ایشان، قرآن در اسلام ایشان، رسائل متعدّد توحیدی و غیره در زمان حیات ایشان منتشر شد. بنابراین، جنبه‌ی علمی مرحوم آقای طباطبائی یک خصوصیّات منحصربهفردی دارد که عرض کردیم.

درباره‌ی خصوصیّت پارسایی و پرهیزکاری و تعبّد و ارادت ایشان به اهل‌بیت و این خصوصیّات اینجوری ــ که خب زیاد گفته‌اند و شنیده‌ایم و همه میدانید، بنده نمیخواهم تکرار کنم ــ ایشان فوق‌العاده بود و واقعاً در این زمینه‌ها هم یک انسان برجسته و فوق‌العاده‌ای بود، واقعاً پارسا و پرهیزکار بود. لکن دو خصوصیّت از برجستگی‌های مرحوم آقای طباطبائی بنده را خیلی متوجّه خودش میکند و جذب میکند؛ یک خصوصیّت، جهادِ فکریِ کم‌نظیرِ آقای طباطبائی در بحبوحه‌ی تهاجم اندیشه‌های وارداتی و بیگانه است، در بحبوحه‌ی تهاجم به معنای واقعی کلمه. شاید آن کسانی که آن زمانها را درک نکرده‌اند، توجّه نداشته باشند که آن روز در محیط جوان کشور و محیط فکری کشور چه وضعیّتی وجود داشت؛ یک تهاجم به معنای واقعی کلمه وجود داشت؛ چه افکار وارداتی مکتبی و مسلکی مثل مارکسیسم، چه شبهه‌آفرینی‌ها؛ شبهه‌آفرینی‌هایی که این[جور] نبود که یک مکتب را بخواهند ارائه بکنند، [بلکه] شبهه درست میکردند؛ همین کاری که مرحوم آقای مطهّری (رضوان الله علیه) کمر به مقابله‌ی با آن بسته بود که کتابهای ایشان غالباً مواجهه‌ی با شبهات مطرح آن روزگار است. در بحبوحه‌ی این حوادث، مرحوم آقای طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) توانست یک پایگاه فکری مستحکم با آرایش تهاجمی به وجود بیاورد؛ یعنی آن کسانی که با افکار ایشان آشنا میشدند، موضعشان در مقابل مارکسیسم و در مقابل افکار گوناگون موضع تدافعی نبود، موضع تهاجمی بود که یک نمونه‌اش همین کتابهای آقای مطهّری (رضوان الله علیه) است که مشاهده میکنید. این پایگاه فکری را آقای طباطبائی به وجود آورد؛ هم با اصول فلسفه و هم با بیانات تفسیری که این تفسیر، دریایی از معارف سیاسی و اجتماعی است؛ غیر از مسائل معرفتی و مبانی فکری و حِکمی و امثال اینها و آن جنبه‌های خاصّ تفسیری که تبیین آیات است ــ که خب این کتاب در این زمینه‌ها کم‌نظیر است ــ این کتاب المیزان سرشار است از مسائل سیاسی و اجتماعی که آن زمان اصلاً این مسائل مطرح نبود، [امّا] امروز که انسان به این مسائل نگاه میکند، میبیند اینها امروز هم مسائلِ روزِ ما است؛ اینها در اختیار افراد قرار میگرفت. این پایگاه فکری تهاجمی را مرحوم آقای طباطبائی به وجود آورد؛ این، آن کاری است که به نظر من ماها باید این کار را از آقای طباطبائی یاد بگیریم: تشکیل پایگاه‌های فکری پُرکننده‌ی خلأ‌ها و دارای جنبه‌ی تهاجم، نه موضع انفعالی و تدافعی. این، یک خصوصیّت که برای من خیلی جذّاب است.

خصوصیّت دوّم ایشان که آن هم به نظر من خیلی خصوصیّت برجسته و مهمّی است، این است که ایشان در عرصه‌ی معارف توحیدی و مفاهیم عرشی‌ای که به آنها در فکر رسیده بود، صرفاً به زایش فکری بسنده نکرد؛ در نفْس شریف خودش و قلب شریف خودش به آن حقایق و معارف متحقّق شد، عمل کرد به آنچه میدانست. به معنای واقعی کلمه، مرحوم آقای طباطبائی مصداق این آیه‌ی شریفه است: اِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ العَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُه.(۸) آن «کَلِم طیّب» در وجود ایشان به معنای واقعی کلمه متحقّق شد. این خصوصیّات اخلاقی‌ای که از ایشان معروف است، تواضع فوق‌العاده، بی‌هوائی، اینها همه ناشی از آن معنا است. این حلم ایشان، این تواضع ایشان ناشی از تحقّق همان معانی و معارف عالیه در نفْس خود ایشان است. خودش را تربیت کرد، خودش را از این مدارج عالی انسانی و معرفتی توانست بالا بکشد و بالا ببرد؛ لذا بود که در بین مردم بود، ولیکن با خدا بود. واقعاً انسان در برخورد با ایشان احساس میکرد هیچ شخصیّتی برای خودش کأنّه قائل نبود. حلیم بود، برخوردش برخورد نرم بود. حتّی با کسانی که با ایشان محاجّه میکردند و مخاصمه میکردند، با حلم و بردباری برخورد میکرد و از آنها گذشت میکرد. ایشان بشدّت متواضع بود که گاهی اوقات تواضع ایشان مایه‌ی تعجّب بود. بنده یک خاطره‌ای را به آقایان عرض بکنم. مرحوم علّامه‌ی سمنانی(۹) (رضوان الله علیه) یک ملّای معمّری(۱۰) بود ساکن سمنان، مرد موجّه معروفی بود؛ ایشان آمد قم، علما میرفتند دیدن ایشان و رفتوآمد در منزل ایشان زیاد بود. یک روز من در حجره نشسته بودم، یکی از دوستان ما که ارادتمند به آقای طباطبائی بود و عاشق آقای طباطبائی بود، با هیجان وارد حجره شد و گفت «به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد»؛(۱۱) گفتم قضیّه چیست، گفت منزل علّامه‌ی سمنانی بودیم، آقای خمینی هم بود، آقای طباطبائی هم بود، بعضی دیگر از آقایان هم بودند؛ آقای علّامه‌ی سمنانی رو کرد به آقای خمینی گفت که آقا! این تفسیر المیزان شما را ما مشاهده کردیم، خیلی خوب بود، خیلی عالی بود، واقعاً لذّت بردیم و شروع کرد تعریف از تفسیر المیزان، به خیالی که ایشان آقای طباطبائی است. آقای خمینی هم آدمی نبود که در این قضایا دستپاچه بشود، ساکت نشسته بود و حرفی نمیزد. آقای طباطبائی این طرف نشسته بود، رو کرد به آقای علّامه‌ی سمنانی، گفت آقا! طباطبائی بنده هستم، ایشان استاد من آقای خمینی است. گفت «به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد»؛ یعنی به این خصوص تحت تأثیر قرار گرفته بود.

مرحوم آقای طباطبائی با همه‌ی این خصوصیّات معنوی و علمی و سلوکی و این چیزهایی که خب دیگر حالاها تقریباً همه در [مورد] ایشان میدانند، از لحاظ برخورد شخصیّتی و رفاقتی یک انسان دلنشین و دلچسب بود؛ جلسه‌ی شیرینی داشت، زبان شیرینی داشت، خوش‌صحبت بود، خوش‌تعریف بود. در جلسات اُنسی،(۱۲) یک آدمی بود که آن حالت سکوتی که انسان در جلسات عمومی و بحثی و درسی و مانند اینها از ایشان میدید، آن خصوصیّات در ایشان نبود؛ گرم، گیرا، شیرین و خوش‌صحبت بود؛ یک قضیّه‌ای را که ایشان نقل میکرد، با رنگ و لعاب و تفصیلات [همراه بود]. یک شخصیّت این‌جوری [بود]؛ یک شخصیّت جامع، باذوق، اهل شعر، اهل ادبیّات و جامع خصوصیّاتی که یک انسان برجسته و والا میتواند داشته باشد.

به نظر من این دو خصوصیّتی را که عرض کردم، یکی مسئله‌ی پُر کردن خلأ، یکی متحقّق شدن به معارفی که انسان بلد است ــ «وَ اَفئِدَةَ العارِفینَ‌ مِنکَ‌ فازِعَة»؛(۱۳) دانستن عرفان غیر از «اَفئِدَةَ العارِفینَ‌ مِنکَ‌ فازِعَة» است؛ اینها، دو مقوله است ــ باید دنبال کنیم؛ همه‌ی ما باید این دو خصوصیّت را دنبال کنیم؛ هر کسی در این راه حرکت میکند بایستی دنبال کند.

امیدواریم ان‌شاءالله خدای متعال درجات ایشان را عالی کند، ما را جزو قدردانهای ایشان قرار بدهد. و بحمدالله برکات الهی درباره‌ی ایشان این‌جوری است؛ امروز آقای طباطبائی بمراتب شناخته‌شده‌تر از زمان حیاتش است. زمان حیاتشان شاید یک‌دهمِ حالا هم شناخته‌شده نبودند؛ حالا بحمدالله ایشان در سطح کشور، در مجامع علمی، در سطح دنیا، تا حدود زیادی شناخته‌شده ‌هستند، و بیشتر از این هم آقای طباطبائی شناخته خواهد شد ان‌شاءالله.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته
 
در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین غلامرضا فیّاضی (رئیس هیئت‌مدیره‌ی مجمع عالی حکمت اسلامی و رئیس کنگره)، حجّت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا (عضو هیئت‌مدیره‌ی مجمع عالی حکمت اسلامی و دبیر علمی کنگره) و آقای محمّدباقر خراسانی (مدیر اجرائی مجمع عالی حکمت اسلامی و دبیر اجرائی کنگره) گزارشهایی ارائه کردند.
حاشیة الکفایة
اواخر عمر
بدایة الحکمة
نهایة الحکمة
آیت‌الله محمّدتقی آملی
متداول، معمول
سورهی فاطر، بخشی از آیهی ۱۰؛ «... سخنان پاکیزه به سوى او بالا مىرود، و کار شایسته به آن رفعت مىبخشد. ...»
آیت‌الله محمّدصالح حائری مازندرانی (معروف به علّامه‌ی سمنانی)
(۱۰ سالخورده، پیر
(۱۱ حافظ. دیوان اشعار، غزلیّات؛ «به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد / تو را در این سخن انکارِ کارِ ما نرسد»
(۱۲ دوستانه
(۱۳ کاملالزّیارات، ص ۴۰ (زیارت امین‌الله)؛ «و دلهاى عارفین از تو بیمناک گشته.»
 

 

 

احادیث