emamian
بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
بسیار جلسهی پُربرکت و پُرشور و پُرمعنایی است جلسهی شما عزیزان، جوانان، نوجوانان. تشکّر میکنم از کسانی که برنامه اجرا کردند، سخنرانی کردند، سرود خواندند، قرآن تلاوت کردند، و از مجری محترم برنامه.
در میان این سه مناسبتی که در سیزدهم آبان اتّفاق افتاده، در دو مناسبت آمریکاییها ضربه زدند به ملّت ایران، در یک مناسبت ملّت ایران ضربه زد به آمریکاییها. آن دو مناسبتی که ضربهی آمریکا بود به ملّت ایران، یکی تبعید امام بود در سیزدهم آبان سال ۴۳؛ علّت تبعید امام مخالفت او با کاپیتولاسیون بود. «کاپیتولاسیون» یک اصطلاح سیاسی است؛ معنایش این است که کارکنان یک کشوری در کشور دیگر مصونیّت داشته باشند؛ یعنی آنچه در ایران به وسیلهی دولت خائن پهلوی تصویب شد این بود که کارکنان آمریکا در ایران مصونیّت داشته باشند به معنای اینکه هر جنایتی کردند، در دادگاههای ایران نباید محاکمه بشوند؛ این قانونِ کاپیتولاسیون بود. این جزو یکی از خفّتبارترین قانونها است؛ یعنی اگر فرض کنید یک آمریکاییِ مست، در خیابان سوار ماشین بزند ده نفر را از بین ببرد، دادگاههای ایران حق ندارند این شخص را محاکمه کنند؛ باید بفرستند آمریکا، آنجا محاکمه بشود. این قانون را در دولت پهلوی تصویب کردند، یک صدا در مخالفت با این قانون بلند شد ــ یک صدای رسا ــ و آن صدای امام بزرگوار بود؛ امام ایستادند، سخنرانی کردند، گفتند ما زیر بار این قانون نمیرویم؛(۲) نتیجهاش این شد که امام را در سیزدهم آبان دستگیر کردند و از ایران تبعید کردند. پس کار، کار آمریکاییها بود؛ یعنی ضربه را آمریکاییها زدند به ما.
ضربهی دوّم کشتار دانشآموزان بود. در روزهای اوج حرکت انقلابی ملّت ایران ــ که این انقلاب فقط علیه پهلوی نبود، علیه پهلوی و آمریکا بود ــ پلیس طاغوت، پلیس شاه، دانشآموزان را جلوی همین دانشگاه [تهران] قتلعام کردند؛ رگبار گرفتند، عدّهای دانشآموز را به خاکوخون کشیدند؛ این هم در روز سیزدهم آبان بود. خب، این دو حادثه ضربههایی بود که آمریکاییها به ما زدند، به ملّت ایران زدند.
ده ماه بعد از پیروزی انقلاب، سیزدهم آبان سال ۵۸ بود که دانشجوها رفتند وارد سفارت آمریکا شدند و آن سفارت را تسخیر کردند و اسرار و اسناد پنهانی آن سفارت را افشا کردند، آبروی آمریکا رفت؛ این ضربهی ما بود، ضربهی ملّت ایران به آمریکا بود. این سه حادثه است.
خب، حرف من این است: من میگویم شما جوانِ امروز باید از قضایای مختلف تحلیل داشته باشید؛ صِرف احساسات کافی نیست. حالا من منظور خودم را از این حرف شرح میدهم. شما باید از اصل انقلاب اسلامی تحلیل داشته باشید؛ از قضیّهی دفاع مقدّس، جنگ هشتساله، باید تحلیل داشته باشید؛ از قضایای گوناگونی که در دههی ۶۰ اتّفاق افتاد همینجور؛ از واگراییهایی که در دههی ۷۰ اتّفاق افتاد باید تحلیل داشته باشید؛ از حوادث گوناگونی که در دههی ۸۰ و ۹۰ اتّفاق افتاد باید تحلیل داشته باشید؛ یعنی بدانید و تشخیص بدهید که این حادثه چه بود، از کجا شروع شد، چه کسی پشت این حادثه بود، چه چیزی نتیجهی این حادثه شد؛ اینها تحلیل است.
حالا من یک مسئله را میخواهم مطرح کنم و آن مقابلهی ما با آمریکا است. خب الان یک ساعت است که شما مرتّب دارید علیه آمریکا شعار میدهید ــ در اینکه تردیدی نیست ــ امّا مسئله چیست؟ مشکل ما با آمریکا چیست؟ خود آمریکاییها دشمنیهای خودشان با ملّت ایران را به مسئلهی سفارت منسوب میکنند ــ ببینید، این [مطلبی] که عرض میکنم از روی توجّه و اطّلاع از کارهایی است که دارد میشود و میخواهند بکنند؛ میخواهم شما جوانهای عزیز توجّه داشته باشید ــ کسانی هم به تَبَع آنها همین را تکرار میکنند؛ یعنی چه؟ یعنی میگویند «آقا! علّت اینکه آمریکا ایران را تحریم میکند، با ایران بدی میکند، در ایران اغتشاش راه میاندازد، مشکلات درست میکند، علّت این دشمنیهای آمریکا با ایران این است که دانشجویان شما رفتند سفارت آمریکا را تسخیر کردند»؛ این را، هم آمریکاییها میگویند، هم مَنتَبَع(۳) آنها در داخل کشور میگویند. در دورهی ریاست جمهوری بنده هم یک خبرنگار و مصاحبهگرِ معروفِ آن روزِ آمریکا در نیویورک با من مصاحبه کرد، اوّلین حرفش همین بود که اختلاف ما و شما از ورود شما به سفارت ما و تسخیر سفارت ما است. میخواهند این را جا بیندازند، [در حالی که] این دروغ بزرگی است؛ قضیّه این نیست. ۲۶ سال قبل از حادثهی سفارت، کودتای بیستوهشتم مرداد اتّفاق افتاده؛ آن روز که دیگر کسی به سفارت نرفته بود. سال ۳۲، آمریکاییها در ایران یک دولت ملّی مستقل را که وابستهی به آمریکا نبود، با کودتای مجرمانهی ظالمانهای سرنگون کردند؛ این دشمنی آمریکاییها است. پس مسئلهی دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی، با ملّت ایران، با ایران اسلامی، ربطی به مسئلهی سفارت ندارد.
اسنادی که از سفارت به دست آمد ــ میدانید دیگر؛ دانشجوها رفتند اسناد را آوردند، مقدار زیادی از این اسناد را آمریکاییها در کاغذخردکن ریخته بودند، دانشجوها با حوصلهی تمام نشستند این کاغذها را به هم وصل کردند که الان این یادداشتها هفتاد هشتاد جلد کتاب است ــ نشان داد که از همان روزهای اوّلِ بعد از پیروزی انقلاب، سفارت آمریکا مرکز توطئه و جاسوسی علیه ایران بوده؛ حتّی در سفارت آمریکا طرّاحی کودتا میشده که علیه انقلاب کودتا کنند؛ طرّاحی جنگ داخلی میشده؛ تلاش میکردند که در استانهای مرزی کشور، جنگ داخلی راه بیندازند؛ طرّاحی میشده که چگونه در حکومتِ جدیدِ انقلابی نفوذ کنند؛ رسانههای ضدّانقلاب را که در داخل بودند، مدیریّت میکردند، هدایت میکردند: این را بنویسید، این را بگویید، این را جعل کنید، این شایعهسازی را بکنید؛ برای تحریم هم برنامهریزی میکردند؛ یعنی سفارت، از اوّلین روزهای شروع انقلاب، مرکز توطئه علیه کشور و علیه انقلاب بوده. [لذا دشمنی آمریکا] ربطی به تسخیر لانهی جاسوسی ندارد؛ مدّتها قبل از آن، اینها فعّالیّت خودشان را علیه انقلاب شروع کرده بودند.
پس مسئله آنجوری نیست که آمریکاییها وانمود میکنند و آنجوری نیست که یک عدّه، یا سادهلوحانه یا به دلایل گوناگون و انگیزههای گوناگون، در داخل ترویج میکنند که «آقا! علّت اینکه شما میبینید یک قدرتی مثل آمریکا اینقدر علیه جمهوری اسلامی فعّالیّت میکند، این است که شما فلان وقت رفتید سفارت اینها را گرفتید»؛ نه، قضیّه این نیست. پس قضیّه چیست؟ برای اینکه بتوانیم ریشهایتر مطلب را بفهمیم، یک قدری عقب برویم. من دوست دارم و مایلم شما جوانها و نوجوانها روی این مسائل با دقّت و با فکر کار کنید؛ چون فردا مال شما است، بازوهای پیشرفت کشور شما هستید، کشور مال شما است و باید پیش بروید. یک مقداری عمیقتر برویم مسائل را بسنجیم.
مسئلهی نفوذ غربیها در ایران از انگلیسها شروع شد؛ اوّل آنها آمدند در ایران. البتّه از [سالِ] ۱۸۰۰ میلادی در دولت قاجاریها نفوذ کردند و بتدریج نفوذ خودشان را گسترش دادند. هدف انگلیسیها این بود که در ایران همان کاری را بکنند که در هندوستان کردند. میدانید هندوستان حدود ۱۵۰ سال در مشت انگلیس بود و رمق هندوستان را انگلیسها گرفتند؛ ثروت عمدهی انگلیسها ناشی از استعمار هند است که حالا خود آن داستان مفصّلی دارد. همین کار را میخواستند با ایران بکنند؛ یعنی اوّل از یک جای کوچکی شروع کنند، بتدریج توسعه بدهند، منابع اقتصادی کشور را در اختیار بگیرند و بعد که اقتصاد کشور در اختیارشان قرار گرفت، آنوقت تصرّف سیاسی برایشان آسان میشود؛ عیناً مثل کاری که در هند کردند. در هند، اوّل کمپانی هند شرقی را راه انداختند، بعد که پیش رفتند، حکومت هند را تصرّف کردند، هند شد یک قسمتی از امپراتوریِ انگلیس؛ حدود ۱۵۰ سال وضع اینجوری بود. خب، در ایران [هم] میخواستند همین کار را بکنند. یکی از اوّلین کارهایی که کردند قضیّهی انحصار تنباکو بود ــ اسم «نهضت تنباکو» را قاعدتاً شنیدهاید ــ تا انحصار کِشت و فروش و خرید تنباکوی کشور در اختیار انگلیس باشد. دستگاههای دولتیِ آن زمان ــ زمان ناصرالدّینشاه ــ نفهمیدند که معنای این کار چیست، قبول کردند. میرزای شیرازی، مرجع تقلید شیعه، در سامرّا فهمید که پشت این قضیّه چیست، با یک فتوا این قرارداد را به هم زد و از بین برد. این کارِ اوّلشان بود؛ خب، این نشد. پیدرپی، قراردادهای گوناگونی از این قبیل بود که یکی از مهمترینهایش قراردادی بود معروف به «قرارداد وثوقالدّوله» که در سال ۱۹۱۹ میلادی و ۱۲۹۹ هجری شمسی، انگلیسها به نخستوزیر وقت ایران(۴) رشوهی مفصّلی دادند و این قرارداد را بستند. «قرارداد وثوقالدّوله» اقتصاد و سیاست و ارتش و نظام و همه چیزِ ایران را در اختیار انگلیسها قرار میداد. این قرارداد هم بسته شد، منتها شهید مدرّس در مجلسِ شورای ملّیِ آن زمان یکتنه در مقابل این قرارداد ایستاد، افشاگری کرد و نگذاشت به نتیجه برسد، این قرارداد هم باطل شد. قراردادهای دیگری هم بود ــ [مانند] قرارداد رویتر و غیره ــ که اغلب این قراردادها به وسیلهی علمای دین باطل شد، از بین رفت، جلویش گرفته شد.
البتّه بعد هم انگلیسها انتقام خودشان را از علمای دین گرفتند. دولت انگلیس دید اینجوری نمیشود و آن نقشهای که در هند عمل کردند، در ایران عملی نیست؛ به یک راهحلّی رسیدند ــ درست توجّه کنید ــ آن راهحل این بود: به فکر افتادند که باید یک دولتِ دیکتاتورِ خشنِ صد درصد وابستهی به خودشان را در ایران سر کار بیاورند تا دیگر دغدغهای نداشته باشند و هر کاری میخواهند، در ایران به وسیلهی خود آن دولت انجام بگیرد. رضاخان قزّاق را پیدا کردند؛ او را میشناختند، شناسایی کردند. رضاخان همان کسی بود که انگلیسها احتیاج داشتند؛ آدمی بود بسیار بیرحم، بسیار خشن، بسیار گستاخ، عامی، بیسوادِ بیاطّلاع از معارف و مانند اینها، لاتمنش، بیتقوا و بیایمان؛ یک آدم اینجوری را پیدا کردند. از ضعف پادشاه قاجار که احمدشاه بود استفاده کردند، به وسیلهی رضاشاه و یک نفر دیگر ــ سیّدضیاء طباطبائی که بعد او را کنار زدند ــ در ایران کودتا راه انداختند؛ رضاخان را اوّل کردند فرمانده کلّ قوا، بعد کردند نخستوزیر، بعد کردند شاه ایران؛ همان چیزی که انگلیسها میخواستند در ایران تحقّق پیدا کرد.
خب، اوّلکاری که به دست رضاشاه کردند [این بود که] روحانیّت را منکوب کردند، ملّت را مرعوب کردند. ملّت را بشدّت مرعوب کردند؛ آنجوری که پدرمادرهای ما و بزرگترهای ما برای ما نقل کردند، در زمان رضاشاه کسی جرئت نَفَس کشیدن نداشت؛ در اتاق خلوت هم کسی جرئت نداشت از رضاشاه انتقاد کند؛ در اتاق خلوت، بین دو سه نفر افراد خانواده هم کسی جرئت نداشت! اینقدر ملّت را مرعوب کرده بود. علما را خانهنشین کرد، عمامهها را از سرهایشان برداشت، حوزههای علمیّه را تعطیل کرد، با احکام دینی مثل حجاب هم علناً مخالفت کرد و آن کاری را که انگلیسها مایل بودند در ایران انجام بگیرد، یعنی تصرّف منابع مالی و اقتصادی، همه را انجام داد؛ هر کار آنها میخواستند انجام داد. البتّه اینجا من اشاره کنم که یک عدّه روشنفکران غربزده یا وابستهی به غرب ــ همه وابسته نبودند؛ یک عدّهایشان هم وابسته نبودند، لکن غربزده بودند، مبهوت غرب بودند ــ در رنگ و روغن زدن به حکومت رضاخان نقش داشتند؛ آنها هم پیش خدا مؤاخَذند؛ آن روشنفکرانی هم که نمیخواهم اسم بیاورم، در جنایت به ملّت ایران با رضاشاه شریکند؛ این هم هست.
خب، رضاشاه شد عامل انگلیس در ایران. در این بین، جنگ جهانی دوّم پیش آمد. در جنگ جهانی دوّم، رضاشاه بر طبق طبیعت خودش به آلمان تمایل پیدا کرد؛ نوع کارهای هیتلر را دوست میداشت، یک گرایشی به آلمانها پیدا کرد، انگلیسها فهمیدند، دیدند این دیگر به درد نمیخورد؛ [لذا در] سال ۱۳۲۰ شمسی رضاشاه را برکنار کردند؛ خودشان آوردند، خودشان هم برکنارش کردند. [او را] برکنار کردند، پسرش را با شرایط معیّنی جایش گذاشتند که باید این کار را بکنی، اینجور عمل کنی، اینجور رفتار کنی، او هم گفت چشم؛ حتّی گفتند فلان رادیو را نباید گوش کنی، گفت چشم؛ تا این حد! خب، تا اینجا حاکمیّت انگلیس بود.
دههی ۲۰ شمسی سالهای افول تدریجی قدرت انگلیس است؛ [مردم] مبارزه کردند، هند آزاد شد، بعضی از کشورهای دیگرِ آفریقا و غیره آزاد شدند، انگلیس ضعیف شد و ضعف انگلیس موجب شد که آمریکا بیاید وسط میدان. اواسط دههی ۲۰ شمسی آمریکا پایش را گذاشت در ایران؛ اوّل هم با روی خوش و به صورت ملایم، با «اصل چهارم ترومن»(۵) و چیزهایی که حالا تفاصیلش زیاد است. حتّی در یک مواردی با مخالفین انگلیسها همصدایی کرد، همراهی کرد، برای اینکه نظرها را به خودش جلب کند؛ و متأسّفانه توانست بعضی از سیاستمدارهای غیر وابستهی به انگلیس را به خودش وابسته کند، به خودش علاقهمند کند. رفتار آمریکا در ایران اینجوری بود؛ اوّل با نرمش وارد شد و نشان داد که داعیهی استعماری در ایران ندارد. این بود، تا وقتی که یک دولت ملّی سر کار آمد؛ دولت مصدّق. اتّفاقاً مصدّق بر اثر سادهانگاری، سهلانگاری یا سادهلوحی ــ هر چه میخواهید بگویید ــ به آمریکا خوشبین بود. مصدّق علیه انگلیس بود، به کمک آمریکاییها امیدوار بود! دل بستن به کمک بیگانه این[طور] است. وقتی این دولت سر کار آمد و معلوم شد که این دولت وابستهی به آمریکا نیست و نمیتواند باشد، آمریکاییها کودتای بیستوهشتم مرداد را راه انداختند، دولت را ساقط کردند، در ایران فجایع زیادی به وجود آوردند.
بعد که نقاب از صورت آمریکاییها افتاد و معلوم شد که یک دولت مهربان و دوست با ایران نیستند، دیگر هر کار توانستند کردند؛ آمریکاییها مقدّرات کشور را در دست گرفتند، از لحاظ سیاسی و اقتصادی کشور را به طور کامل به خودشان وابسته کردند، پای رژیم صهیونیستی را به ایران باز کردند ــ آمریکاییها این کار را کردند؛ پای رژیم صهیونیستی را آمریکاییها به ایران باز کردند ــ ساواک را تشکیل دادند؛ ساواک مرکز کمال خشونت و بیرحمی با مردم، با معترضین، با مخالفین، و سرکوب بیرحمانهی کوچکترین مخالفت بود. اینها همه در دورهی تسلّط آمریکاییها است؛ مال دههی ۳۰ و ۴۰ و مانند اینها است. چند ده هزار مستشار نظامی را آوردند داخل ایران و هزینهی سنگین ادارهی اینها را بر دوش ملّت ایران بار کردند؛ سلاح در اختیار آنها، خرید سلاح در اختیار آنها، [اینکه] از چه کسی بخرند، به چه قیمتی بخرند، چه جوری پولش را بدهند، چه جوری سلاح را تحویل بگیرند، همه به عهدهی آمریکاییها و در اختیار آمریکاییها بود. اشاعهی فساد، به صورت برنامهریزیشده؛ یعنی در دههی ۳۰ و ۴۰ ــ که دیگر در آخرِ دههی ۴۰ و اوایلِ ۵۰ به اوج خودش رسید ــ فساد اخلاقی با برنامهریزیِ دقیقِ آمریکاییها در ایران انجام میگرفت برای اینکه جوانها را به فساد بکشانند. خب معلوم است جوانی که به فساد کشیده بشود قدرت ایستادگی ندارد، قدرت مقاومت ندارد؛ اینها میخواستند جوان ایرانی را بیخاصیّت کنند. عقبماندگی در علم، عقبماندگی در فنّاوریها، پیشرفت در فساد اخلاقی، شدّت تبعیض طبقاتی به صورت هولناک؛ همهی اینها در دورهی حاکمیّت آمریکاییها و نفوذ آمریکاییها در ایران انجام گرفت.
این دشمنی را ادامه دادند، بعد که حرکت انقلابی اوج گرفت، احساس خطر کردند و شدّتعمل را بیشتر کردند؛ حتّی حدود یک هفته به پیروزی انقلاب، یک ژنرال برجستهی آمریکایی به نام «هایزر» آمد تهران برای اینکه اگر بتواند، یک کودتا راه بیندازد و صدها هزار، بلکه میلیونها آدم را به قتل برسانند؛ نیّتشان این بود؛ هایزر این کار را میخواست بکند. البتّه انقلاب به نقطهای رسیده بود که دیگر تدابیر اینها بیفایده بود. عزم راسخی مثل امام بزرگوار در مقابل اینها قرار داشت. آنها میخواستند کودتا کنند، حکومت نظامی اعلام کردند، امام به مردم گفت بروید در خیابانها، حکومت نظامی را به هم زد، نقشهشان را باطل کرد، لذا شکست خوردند. هایزر هم دید فایدهای ندارد، از ایران رفت که البتّه اگر چهار پنج روز دیگر در ایران میماند، احتمالاً جزو اوّلین اعدامیهای بعد از انقلاب میشد؛ شانس آورد که زودتر رفت.
خب، مسئلهی آمریکا و ایران این است. اینکه شما میگویید «مرگ بر آمریکا»، این صرفاً یک شعار نیست، این یک خطّمشی است. علّتش هم همین است که گفتم؛ آمریکاییها سالهای متمادی، از سالهای میانی دههی ۲۰ تا پیروزی انقلاب ــ یعنی سالهای آخر دههی ۵۰ ــ ۳۰ سال در ایران هر کار توانستند علیه ملّت ایران کردند، هر جور توانستند ضربه زدند؛ از لحاظ مالی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ سیاسی، از لحاظ علمی، از لحاظ اخلاقی. انقلاب در یک چنین وضعی پیروز شد؛ انقلاب در مقابل یک چنین حاکمیّت فاسدی و نفوذ مخرّبی قرار گرفت و به توفیق الهی، به همّت ملّت ایران و به رهبری امام بزرگوار پیروز شد.
الان آن کاری که هایزر میخواست در ایران بکند، آمریکاییها دارند در غزّه میکنند؛ قضیّه همان قضیّه است؛ در فلسطین همین کار دارد انجام میگیرد. صهیونیستهایی که حاکم بر فلسطین اشغالی و فلسطین مظلوم هستند، مستظهر(۶) به حمایت آمریکا هستند. اگر حمایت آمریکا نبود، اگر پشتیبانیهای تسلیحاتی آمریکا نبود، دولت فاسد جعلی دروغین رژیم صهیونیستی در همان هفتهی اوّل از بین رفته بود، بَرافتاده بود. آمریکاییها پشت اینها قرار دارند. امروز در غزّه همان حوادثی دارد اتّفاق میافتد که اینها اگر میتوانستند، در ایران آن حوادث را انجام میدادند. فاجعهای که در غزّه به وسیلهی صهیونیستها و به کمک آمریکاییها و در واقع به دست آمریکاییها دارد اتّفاق میافتد، یک فاجعهی بینظیر است. در ظرف سه هفته، نزدیک به چهار هزار کودک به دست اینها کشته شدهاند! کجای تاریخ چنین چیزی را شما دارید؟ امّت اسلامی بایستی بداند قضیّه چیست، میدان را تشخیص بدهد. میدان، میدان غزّه و اسرائیل نیست، میدان حق و باطل است. میدان، میدان استکبار و ایمان است؛ یک طرف قدرت ایمان، یک طرف قدرت استکبار. البتّه قدرت استکبار با فشار نظامی و بمباران و فاجعه و جنایت پیش میآید، [امّا] قدرت ایمان بر همهی اینها به توفیق الهی غلبه پیدا خواهد کرد.
دلهای ما خون است به خاطر مصائب مردم فلسطین و بالخصوص مردم غزّه؛ ناراحتیم، امّا وقتی بادقّت نگاه میکنیم، میبینیم آن که در میدان پیروز است مردم غزّهاند، مردم فلسطینند؛ اینها توانستند کارهای بزرگی انجام بدهند. اوّلاً مردم غزّه با صبر خودشان، با ایستادگی خودشان، با تسلیم نشدن خودشان نقاب دروغین حقوق بشر را از چهرهی آمریکا و فرانسه و انگلیس و امثال اینها کنار کشیدند، اینها را رسوا کردند. مردم غزّه با صبرِ خودشان توانستند وجدان بشری را به حرکت دربیاورند. الان شما ببینید در دنیا چه خبر است. در همین کشورهای غربی ــ در انگلیس، در فرانسه، در ایتالیا، در ایالتهای مختلف خود آمریکا ــ مردم با جمعیّتهای انبوه میآیند داخل خیابان، علیه اسرائیل و در موارد بسیاری علیه آمریکا شعار میدهند؛ آبروی اینها رفت. اینها واقعاً هیچ علاجی ندارند، نمیتوانند توجیه کنند، لذا میبینید یک ابلهی پیدا میشود میگوید «اجتماع مردم در انگلیس کار ایران است»؛ لابد بسیج لندن این کار را کرده، بسیج پاریس این کار را کرده!(۷) از جملهی بیشرمیهای واقعیای که امروز سیاستمداران غربی و رسانهایهای غربی دارند نشان میدهند، این است که مبارزین فلسطینی را میگویند «تروریست». کسی که از خانهی خودش دفاع میکند تروریست است؟ کسی که از میهن خودش دارد دفاع میکند تروریست است؟ آن روزی که آلمانیها در جنگ جهانی دوّم آمدند پاریس را گرفتند و پاریسیها با آلمانیها مبارزه میکردند، مبارزین فرانسوی تروریست بودند؟ چطور آنها مبارزند، مایهی افتخار فرانسهاند، آنوقت جوان حماس و جهاد اسلامی تروریست است؟ بیشرمها! مردم غزّه و مبارزین فلسطین دروغگوهای دنیا را رسوا کردند.
یکی از کارهای مهمّی که [عملیّات] طوفانالاقصیٰ(۸) انجام داد این بود که نشان داد چگونه یک گروه اندک ــ اینها در مقابل آنها کمند دیگر؛ تعدادشان کمتر است ــ با تدارکات و امکانات بسیار کم امّا با ایمان و عزم راسخ، میتواند محصول سالها تلاش جنایتکارانهی دشمن را در ظرف چند ساعت دود کند و به هوا بفرستد؛ میتواند دولتهای متکبّر و مستکبر عالم را تحقیر کند؛ فلسطینیها، هم رژیم غاصب را، هم پشتیبانان رژیم غاصب را تحقیر کردند، با عمل خودشان، با شجاعت خودشان، با اقدام خودشان، و امروز با صبر خودشان. این یک درس بزرگ است. البتّه این جنایتها بشریّت را تکان داد، همه را تکان داد.
این را من چند روز قبل از این هم گفتم،(۹) حالا هم تکرار میکنم: از دنیای اسلام توقّع بیشتری هست. دولتهای مسلمان باید بدانند که اگر امروز به فلسطین کمک نکنند ــ هر کس هر جور میتواند کمک کند ــ دشمنِ فلسطین را که دشمن اسلام و دشمن انسانیّت است تقویت کردهاند و فردا همین خطر، خودشان را تهدید خواهد کرد. آنچه دولتهای اسلامی باید بر آن پافشاری کنند، قطع فوری این جنایتهایی است که دارند در غزّه انجام میدهند؛ این بمبارانها باید فوراً قطع بشود؛ راه صدور نفت و ارزاق به رژیم صهیونیستی را ببندند؛ دولتهای اسلامی با رژیم صهیونیستی همکاری اقتصادی نکنند؛ در همهی مجامع جهانی با صدای بلند این جنایت را، این فاجعهآفرینی را، بدون تردید و بدون لکنت محکوم کنند. اینجور نباشد که در یک اجتماع اسلامی یا اجتماع عربی، همان چند نفری هم که حرف میزنند، یا دوپهلو حرف بزنند یا با لکنت حرف بزنند؛ صریح حرفشان را بزنند. معلوم است دارد چه اتّفاقی میافتد؛ بایستی رژیم صهیونیستی محکوم بشود، بایستی همهی دنیای اسلام علیه رژیم صهیونیستی بسیج بشوند.
البتّه ضربهای که به رژیم صهیونیستی خورده جبرانپذیر نیست؛ این را من اوّل هم گفتم، الان هم تأکید میکنم و تکرار میکنم. بتدریج، در حرفهای خود عوامل رژیم صهیونیستی هم این نشان داده شد که آن ضربهای که اینها خوردند ضربهای نیست که بشود جبرانش کرد؛ نمیتوانند جبران کنند. رژیم صهیونیستی الان درمانده است، متحیّر است، به مردم خودش هم دروغ میگوید. اینکه نسبت به اسرای خودشان در دست فلسطینیها اظهار نگرانی میکنند، این هم دروغ است؛ این بمبارانهایی که میکنند ممکن است اسرای خودشان را هم نابود کند؛ اینکه برای اسرای خودشان اظهار نگرانی میکنند، [یعنی] به مردم خودشان هم دارند دروغ میگویند. و این دروغ گفتن از روی ناچاری است؛ الان رژیم صهیونیستی دچار حیرت است، دچار ناچاری است، نمیداند چه کار باید بکند و هر کاری که میکند از روی اضطرار است؛ یعنی نمیفهمد چه کار باید بکند. اگر کمک آمریکا نبود و نباشد، قطعاً رژیم صهیونیستی در ظرف چند روز فلج خواهد شد.
و دنیای اسلام این را فراموش نکند که در این قضیّهی مهم و تعیینکننده، آن کسی که در مقابل اسلام، در مقابل یک ملّت مسلمان، در مقابلِ فلسطینِ مظلوم ایستاد، آمریکا بود، فرانسه بود، انگلیس بود؛ این را دنیای اسلام فراموش نکند، این را بفهمند؛ در معاملاتشان، در معادلاتشان، در تحلیلهایشان فراموش نکنند این را که چه کسی ایستاده است و دارد روی این مردم مظلوم و ملّت مظلوم فشار میآورد؛ صِرف رژیم صهیونیستی نیست.
البتّه ما شک نداریم که «اِنَّ وَعدَ اللَهِ حَق»؛ وعدهی الهی حق است. وَ لا یَستَخِفَّنَّکَ الَّذینَ لا یوقِنون؛(۱۰) اینهایی که به وعدهی الهی یقین ندارند، با منفیبافیهای خودشان شما را باید متزلزل نکنند، سست نکنند. و انشاءالله پیروزی نهایی و نه چندان دیر، با مردم فلسطین و فلسطین خواهد بود.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
تأثیر بیت نورانی امیر مؤمنان و فاطمه (س) در رشد خانواده
آنچه که در ایام آیینی از جمله ایام محرم و فاطمیه سلام الله علیها و سایر ایام آیینی برای محبان اهل بیت وحی علیهم السلام اولویت دارد، روش های بهره گیری از صفات و ویژگی های آن انوار مقدس است. این ویژگی ها را یا باید در قرآن یافت و یا در کلام عترت، لذا لازمه بهره مندی از خصائص عترت، علم و معرفت به فضائل ایشان است.
یکی از بارزترین ویژگی های اهل بیت وحی که معمولاً کمتر به آن پرداخته می شود، معرفت به ابعاد نورانی آن بزرگواران است که از آن در احادیث با عنوان «معرفت به نورانیت» یاد می شود. این معرفت تقریباً ذیل آیات 35 و 36 از سوره نور قرار می گیرد. در این آیات می خوانیم «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ ...». یعنی «خدا نور آسمان ها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانی است که در آن، چراغ پر فروغی است، و آن چراغ در میان قندیل بلورینی است، که آن قندیل گویی ستاره تابانی است.»
امام صادق علیه السلام ذیل این آیه فرمود «مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فَاطِمَةَع فِیهَا مِصْبَاحٌ الْحَسَنُ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الْحُسَیْنُ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ فَاطِمَةُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا»، «مشکات» فاطمه(ع)، «فِیها مِصْباحٌ» امام حسن(ع)، «الْمِصْباحُ» امام حسین(ع) «و فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌ»، فاطمه زهرا(ع) است که بین زنان دنیا چون ستارههاى درخشان است.
در آیه بعد فرمود «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ»؛ (یعنی این نور هدایت) در خانههایى است که خدا اذن داده رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود. در آنها بامدادان و شامگاهان او را تسبیح گویند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرمود «یَعْنِی بَیْتَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ.» این روایت در کتاب «عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار» از ابن طریق حلی نقل شده است. این کتاب در قرن ششم تألیف شده و فقط روایات اهل سنت را مرجع و منبع قرار داده است.
نکات معرفتی و کاربردی که از این دو آیه و روایت ذیل آن می توان برداشت کرد از این قرا است:
1. اسم «الله»، نور آسمان ها و زمین است. از آنجایی که ذات خدا به هیچ وجه قابل وصف نیست و حد و حدودی ندارد، وجود خداوند متعال از طریق والاترین اسم خویش یعنی «الله» و با نور خویش در آسمان ها و زمین جلوه می کند.
2. این نور وقتی به آسمان ها می آید از طریق ابعاد مقدس حضرت فاطمه سلام الله علیها که در آیه به «چراغدان» تمثیل شده، همه این محدوده را منور می کند. بنابراین خود وجودمقدس اهل بیت وحی «نور الله» هستند که در ادعیه، ایشان را با همین عنوان یاد می کنیم.3. این نور از مجرای حسنین علیهما السلام که در آیه با عنوان «المصباح» و «زجاجة» یاد شده، آسمان ها و زمین را منور می کند و این محدوده را تحت تأثیر قرار می دهد؛ با این تعریف، امام حسن و امام حسین علیهما السلام مجرای نور فاطمی هستند؛ همان نوری که در اصل، نور الله است. با این تعریف، هرکه از امام حسین علیه السلام در هر زمان و مکانی بهره برد، در واقع از همان نور حضرت فاطمه سلام الله علیها بهره برده است که با رنگ و هوای حسینی و با خاصیت حسینی به مخلوقات تابش می کند؛ یکی از این خاصیت ها در حدیث نبوی اینچنین است که حضرت فرمود «اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة». یعنی حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است. مصباح، همان چراغ یا نوری است که از طریق فتیله، روغن را به خود جذب کرده است. این مصباح به همان آیه نور نزدیک است.
4. تمام جلوه های این نور آسمانی در دنیا در قالب خانه هایی قرار دارد که خداوند راه را باز کرده تا آن خانه ها رفعت یابند. در واقع خاصیت اصلی این «بیت نورانی»، رفیع بودن و رفعت دادن است.
اما خاصیت عملی که می توان از این معرفت داشت حداقل در 4 ساحت است:
1. حرم های اهل بیت علیهم السلام یکی از مصادیق «بیوت» است که مؤمنین با مشرف شدن به آنجا روحشان رفعت و بعد تزکیه می شود و این رفعت در صفات و رفتارشان تأثیر می گذارد. هر زائری که به حرم های مطهر می رود، این حس نورانی را درک می کند.
2. این معرفت ما را به این مسئله رهنمون می کند که خانواده و بیت خود را با صفات و رفتارهای آسمانی، متصل به بیت امیر مؤمنان و فاطمه زهرا سلام الله علیها کنیم تا به این ترتیب آقایان در منزل متصف به صفات و ارزش های علوی و بانوان متصف به صفات فاطمی شوند؛ یعنی همچنان که غیرت، حمیت، تلاشگری، عبادت، مجاهدت در عین مهرورزی در بیت امیر مؤمنان جریان داشت، مردان مؤمن نیز چنین خصلت هایی داشته باشند و بانوان نیز جلوه مهربانی فاطمه زهرا سلام الله علیها که همان رحمانیت خداست، باشند و آنچنان محبت را به اهل منزل تزریق کنند که اعضای خانواده کمبودی در موضوع محبت حس نکنند.
3. یکی از راهکارهای بهره مندی خانواده ها از بیت نورانی عترت، طبق همان آیه 36، ذکرِ اسمالله و تسبیح است: «یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ» البته به این معنی نیست که فرد، تسبیح به دست بگیرد و صبح تا شب ذکر و تسبیح خدا بگوید. ذکر اسمُالله به این معنی نیست که اسم خدا را یاد کنیم که در وهله اول این مفهوم بی معنی جلوه می دهد بلکه خود اهل بیت علیهم السلام طبق احادیث، مصداق اصلی اسم الله هستند و مؤمنین می توانند با یاد اهل بیت علیهم السلام و اثرگیری از این مسئله، به محضریت خدا برسند؛ به عنوان مثال ذکر احادیث عترت در فضای منزل یکی از زمینه های مهم برای ذکر و یاد اهل بیت وحی است که تأثیر شگرفی در رشد معنوی خانواده دارد.
4. هیئات مذهبی نیز می تواند یکی از مصادیق بیوت اهل بیت باشد. در چنین محافلی ذکر اسمُ الله رقم می خورد و مؤمنین عملاً ساعاتی را با یاد اهل بیت وحی سپری می کنند. اگر مؤمنین با همین منظر آیات نور در سوره نور به مجالس عترت بروند، اثرات معنوی بیشتری دریافت می کنند و از هر رفتار ناپسندی در فضای هیئت پرهیز می کنند.
سه تأثیر معنوی حضرت زهرا (س) در آسمان ها و قیامت
از آنجایی که اهل بیت وحی از جانب خداوند «متصف» به تمام فضیلت های عالم و بلکه «صاحب» تمام فضائلند، اثر اعمال آن بزرگواران نیز به گستره تمام عوالم و نشئات آینده است؛ یعنی همچنان که طبق معارف قرآنی، هر عملی که از انسان سر می زند در دنیا، برزخ و قیامتِ او تأثیرمثبت و منفی دارد و تبدیل به نعمت و نقمت یا جزا و عذاب می شود، این قانون درباره ائمه علیهم السلام نیز صدق می کند، با این تفاوت که از این انوار مقدس تنها صادره های مثبت جریان دارد و آن بزرگواران عاری از هرگونه خطایی هستند.
به عنوان نمونه در ماجرای جنگ خندق، آن زمان که امیر المؤمنین علیهالسلام عَمرو بن عَبدِوَدّ را کشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «لَضَرْبَةُ عَلِیٍّ یَوْمَ اَلْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ اَلثَّقَلَیْنِ»؛ یعنی ضربتی که علی (ع) در روز خندق زد، برتر از عبادت ثقلین است. یا اثر شهادت امام حسین علیه السلام و جاری شدن خون ایشان، نجات بندگان از جهالت و نجات از سرگردانی در تاریکی های عمق دنیا بود، آنجا که در زیارت اربعین می خوانیم «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ.»
اما درباره حضرت زهرا سلام الله علیها می توان از سه منظر یا سه ساحت به برخی از فضائل ایشان مبتنی بر همان اثرات معنوی آن بانوی بزرگوار پرداخت: فضائل دنیوی، عوالمی و نشئاتی.
تأثیر نماز فاطمه (س) در دنیا و برزخ
اما درباره تأثیر نماز حضرت فاطمه سلام الله علیها از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود : «أمَّا ابنَتی فاطِمَةُ ... مَتى قامَت فی مِحرابِها بَینَ یَدَی رَبِّها جَلَّ جَلالُهُ ظَهَرَ نورُها لِمَلائِكَةِ السَّماءِ كَما یَظهَرُ نورُ الكَواكِبِ لِأَهلِ الأَرضِ، ویَقولُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ لِمَلائِكَتِهِ : یا مَلائِكَتِی ، اُنظُروا إلى أمَتی فاطِمَةَ سَیِّدَةِ إمائی قائِمَةً بَینَ یَدَیَّ تَرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خیفَتی ، وقَد أقبَلَت بِقَلبِها عَلى عِبادَتی.»
یعنی: فاطمه (س) ... هر وقت در محراب خود برابر پروردگارش میایستد، نورش به ملائک آسمان میتابد، آنگونه که نور ستارگان بر زمین میتابد و خدای عزّوجل به ملائک خود میفرماید «ای ملائکم، ببینید کنیزم فاطمه، که بزرگ کنیزان من است در مقابلم ایستاده و اعضای بدنش از ترسم میلرزد و دل به عبادتم سپرده است.
همان طور که می دانیم، سنخیت ملائک از دنیا نیست بلکه سنخیت برزخی دارند و این تابش نور برای ملائک قطعاً خاصیت تغذیه معنوی داشت.
احادیث مشابه دیگر گویای آن است، در هر نوبتی که حضرت زهرا سلام الله علیها در محراب نماز می ایستادند، انواری از ایشان ساطع می شد و خانه های مردم مدینه را فرا می گرفت. زمانی که مردم درباره کیفیت ماجرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال می کردند، ایشان به سوی دختر بزرگوارشان ارجاع می دادند. در این هنگام می دیدند که آن بانوی جلیل القدر در محراب نماز است. (بحارالانوار، ج 43، ص 11)
اثر نور زهرا (س) در آسمانها
دخت نبی مکرم اسلام به واسطه متصف شدن به اسم «زهراء» به اذن الله مجرای نور خدا در آسمان هاست. جابر جعفی نقل میکند که به حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام گفتم: برای چه فاطمه، زهرا نامیده شد؟ فرمود: برای اینکه خداوند آن بانو را از نور با عظمت خود آفرید. وقتی که درخشید آسمانها و زمین به نور او روشن شدند، چشمهای ملائکه خیره شد و ملائکه خدا را سجده کردند و گفتند: پروردگار ما! سید ما این چه نوری است؟! خداوند بدانها وحی فرمود: این نوری از نورهای من است که آن را در آسمان خود جای دادم. این نور را از عظمت خویشتن آفریدم؛ قُلْتُ لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَةُ، الزَّهْرَاءُ، «زَهْرَاءَ»؟ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِنُورِهَا وَ غَشِیَتْ أَبْصَارَ الْمَلَائِکَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِکَةُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا مَا هَذَا النُّورُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی وَ أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی.
این سؤال از امام حسن عسکری علیه السلام نیز پرسیده شد و حضرت در پاسخ به پرسشی مبنی بر علت نامیده شدن آن حضرت به اسم «زهراء» فرمود: «کَانَ وَجْهُهَا یَزْهَرُ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَع مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ کَالْقَمَرِ الْمُنِیرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ کَالْکَوْکَبِ الدُّرِّی؛ زیرا چهره او براى امیرالمؤمنین علیه السلام در اول روز مانند آفتاب روشن و بههنگام زوال مانند ماه درخشان و بههنگام غروب آفتاب مانند ستاره مىدرخشید». (بحار الأنوار، ج43، ص16)
اثرگذاری حضرت زهرا (س) در نشئه قیامت
فضیلت دیگر حضرت زهرا سلام الله علیها که دارای اثر مثبت معنوی برای مخلوقات است، فضیلت نشئاتی ایشان است. نشئه در یک تعریف کلی یعنی آنچه که مربوط به مقاطع عالم هستی است و هر بار با تغییر قوانین همراه می شود؛ آنچه که مربوط به ابتدای خلقت است از تعبیر نشْأَةَ الْأُولی و آنچه که مربوط به مقاطع پس از دنیا تا قیامت است، النَّشْأَةَ الْأُخْرَىٰ نامیده می شود. از این منظر خود دنیا نیز یک نشئه حساب می شود که در آن قوانین مادی و فیزیکی حاکم است در حالی که در قیامت قوانین فیزیک و در کل، قوانین مادی و بلکه آنچه در دنیا و آسمان دنیاست همراه با قوانینش از بین می رود و قوانین برزخی و عرشی بر خلایق حاکم می شود و همگان در این شرایط به لقاء الله می رسند.
اما در روایتی ابن عباس می گوید در این میان که اهل بهشت در آن آرمیدند، تابشى از خورشید ببینند که بهشت را درخشان کند. می گویند پروردگارا، تو در قرآن گفتى که در آن آفتاب نبینند (لا یَرَوْنَ فِیها شَمْساً). خداوندجبرئیل را نزد آنها فرستد و اعلام کند که این درخشانى از خورشید نیست، اما على و فاطمه خندیدند و بهشت از نور خندهشان درخشان شد و سوره هل أتى تا آیه «کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً» تلاش شما قدردانى شده در باره آنها نازل شده است؛ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَبَیْنَا أَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ إِذْ رَأَوْا مِثْلَ الشَّمْسِ قَدْ أَشْرَقَتْ لَهَا الْجِنَانُ فَیَقُولُ أَهْلُ الْجَنَّةِ یَا رَبِّ إِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ لا یَرَوْنَ فِیها شَمْساًفَیُرْسِلُ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ إِلَیْهِمْ جَبْرَئِیلَ فَیَقُولُ لَیْسَ هَذِهِ بِشَمْسٍ وَ لَکِنَّ عَلِیّاً وَ فَاطِمَة ضَحِکَا فَأَشْرَقَتِ الْجِنَانُ مِنْ نُورِ ضَحِکِهِمَا وَ نَزَلَتْ هَلْ أَتى فِیهِمْ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً.
ابن عباس از آنجایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان تا امام حسین علیهم السلام را درک کرده و همنشین ایشان بوده، معمولاً در چنین روایات معرفتی سعی می کند آنچه که از ائمه شنیده را نقل کند. در این روایت اثر معنویِ خنده امیر مؤمنان و حضرت زهرا سلام الله علیها روشنی بهشت است؛ در واقع رضایت و شادی اهل بیت وحی همان رضایت خداست که در نشئات تبدیل به نعمات گسترده می شود و اشاره به آیه «وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً» حاکی از این امر است؛ ضمن آنکه غضب ایشان نسبت به دشمنان شان تبدیل به عذاب ها و آتش های سخت برزخی و اخروی می شود و این حقیقتی است که در حجاب مادی دنیا پنهان است.
دیدار وزرای خارجه ایران و عربستان در ژنو
حسین امیرعبداللهیان و فیصل بن فرحان، وزرای امور خارجه ایران و عربستان سعودی که به ژنو سفر کردهاند، امروز صبح چهارشنبه با یکدیگر دیدار و گفتگو کردند.
دو طرف در این دیدار در خصوص آخرین تحولات روابط دوجانبه و همچنین تحولات منطقهای به ویژه وضعیت فلسطین و مردم غزه رایزنی کردند.
امیرعبداللهیان با اشاره به دیدار خوب رئیس جمهور کشورمان و ولیعهد عربستان، از حسن میزبانی عربستان از نشست سران اسلامی و عربی در ریاض در خصوص فلسطین تشکر کرد.
وزیر امور خارجه کشورمان ایران و عربستان را دو کشور بسیار مهم و اثرگذار منطقه دانست و ضمن ابراز خرسندی از پیشرفت روابط سیاسی، بر ضرورت توسعه روابط اقتصادی و تجاری دو کشور تاکید کرد.
وی با اشاره به پیشرفت تدریجی روابط افزود، ایران برای تقویت روابط دو کشور در زمینه های مختلف آمادگی دارد.
امیرعبداللهیان همچنین با اشاره به تحولات فلسطین و تداوم جنایات جنگی و نسلکُشی رژیم صهیونیستی علیه شهروندان فلسطینی در غزه و کرانه غربی، بر ضرورت تلاش مشترک دو کشور و نیز کشورهای اسلامی و منطقه برای اعمال فشار قوی بر رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا بمنظور شکلگیری فوری آتش بس و ارسال کمک های فوری انساندوستانه برای مردم فلسطین تاکید کرد.
فیصل بن فرحان وزیر خارجه عربستان نیز ضمن اظهار خرسندی از دیدار تاکید کرد که روابط دو کشور در مسیر درست قرار دارد و شاهد روند مثبتی در روابط دوجانبه هستیم و ما از توسعه روابط دو کشور استقبال می کنیم.
وی با اشاره به توسعه روابط سیاسی دو کشور، گفت خوشبختانه در زمینههای دیگر نیز تماسها و گفتگوها ادامه دارد و وزرای اقتصادی نیز گفتگوها و تماسهای خود را شروع کردهاند و عربستان از این روند استقبال می کند.
وزیر خارجه عربستان همچنین وجود اسناد مختلف همکاری میان دو کشور را در زمینه های مختلف نقطه قوت دانست و گفت از پیگیری و اجرایی کردن این اسناد استقبال می کنیم.
وزیر امور خارجه عربستان از حضور رئیسی در اجلاس سران کشورهای اسلامی و عربی و دیدار مثبت ولیعهد عربستان و رئیسی در ریاض اظهار خرسندی کرد.
وی گفت در خصوص حمایت از ملت فلسطین و ایجاد فوری آتش بس و ارسال کمک های فوری انساندوستانه نیز نگاه مشترک داریم و به تلاش ها ادامه خواهیم داد.
امیرعبداللهیان روز گذشته برای شرکت در اجلاس مجمع جهانی پناهندگان و برنامههای جانبی آن وارد ژنو شد.
وی در ابتدای ورود خود در نشست عالی رتبه با موضوع "وضعیت حقوق بشر در سرزمین های اشغالی فلسطین، اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بینالمللی" شرکت کرد.
وزیر امور خارجه در این نشست آخرین تحولات فلسطین را مورد توجه قرار داد و دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را شرح داد.
علاوه بر موضوعات مرتبط با اجلاس، موضوع فلسطین و استمرار رایزنیها برای توقف حملات و جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه و کرانه غربی مورد پیگیری و اهتمام خاص وزیر امور خارجه کشورمان خواهد بود.
پاپ فرانسیس خواستار آتش بس فوری در غزه شد
رهبر کاتولیکهای جهان بار دیگر در اظهاراتی بر لزوم برقراری آتشبس فوری در غزه تاکید کرد.
به گزارش «میدل ایست مانیتور» پاپ گفته است: من بار دیگر میخواهم که آتشبس انساندوستانه فوری در جریان جنگ غزه برقرار شود. پاپ رهبر بیش از ۱.۳۵ میلیارد نفر از کاتولیک های جهان است.
پاپ همچنین در موضع گیری خواستار آزاد شدن اسرای اسرائیلی و تحویل کمکهای انساندوستانه به غزه شده است. حملات گسترده اسرائیل به نوار غزه از تاریخ هفتم اکتبر تاکنون، موجب کشته شدن بیش از ۱۸ هزار ۲۰۰ فلسطینی شده که اغلب آن ها را کودکان تشکیل میدهند. این در حالی است که ۵۱ هزار فلسطینی نیز مجروح شدهاند.
در این راستا، اینطور گفته میشود که هزاران فلسطینی نیز زیر خروارها آوار گرفتار شدهاند و گروه های امدادی نیز نمیتوانند فعالیتهای عادی خود را برای نجات آنها انجام دهند. موضوعی که تا حد زیادی تحت تاثیر بمبارانهای بی امان نوار غزه و ممانعت اسرائیل از ورود هرگونه سوخت به منطقه مذکور است.
پاپ در حالی درخواست تازه خود جهت برقراری آتش بس فوری در جریان جنگ غزه را مطرح کرده که به تازگی دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد جهت پایان دادن فوری به جنگ و خونریزی در قالب جنگ غزه و برقراری اتش بس، رای منفی داده اند.
اوروف: روش حملات اسرائیل به غزه را قابل قبول نمیدانیم
«سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه فدراسیون روسیه امروز (چهارشنبه) نحوه حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه را غیرقابل قبول توصیف کرد.
لاوروف طی سخنرانی در مجلس سنای روسیه گفت که مسکو نمیتوان روشهای ارتش رژیم صهیونیستی برای جنگ علیه جنبش مقاومت حماس را قابل قبول بداند.
به نوشته خبرگزاری «اسپوتنیک»، وی در اینباره توضیح داد: «ما از همان ابتدا حمله تروریستی حماس در ۷ اکتبر علیه غیرنظامیان اسرائیلی را به شدت محکوم کردیم و فوراً خواستار سرکوب این گونه فعالیتهای تروریستی شدیم».
وزیر خارجه روسیه اما تصریح کرد: «در عین حال، ما نمیتوانیم آن روشهایی را که [از سوی اسرائیل] علیه حماس مورد استفاده قرار گرفت و غیرنظامیان [غزه] بیشترین آسیب را از آن متحمل شدند، قابل قبول تشخیص دهیم».
طبق این گزارش، لاوروف با بیان اینکه ظاهرا تلآویو بر این باور است که حق دارد حماس را به هر وسیلهای نابود کند، اظهار داشت: «نتیجه چنین تفکری را به شکل تعداد زیادی تلفات در نوار غزه از ۷ اکتبر زمانی که حمله اسرائیل آغاز شد، شاهد هستیم».
به نوشته اسپوتنیک، وی با وحشتناک توصیف کردن وضعیت انسانی در نوار غزه، افزود: «محلهها با خاک یکسان میشوند، بیش از ۱۸ هزار غیرنظامی در حال حاضر کشته شدهاند، این رقم هر روز در حال افزایش است، دو سوم آنها زن و کودک هستند».
پیش از این نیز «دیمیتری پسکوف» سخنگوی کاخ کرملین گفته بود که تا زمانی که درگیری و حملات در نوار غزه ادامه دارد، نمیتوان اوضاع این باریکه را دوباره باثبات کرد.
عامل مهمی که باعث میشود زودتر پیر شویم!
در واقع ذهن شما در چنین مواقعی بیش از قسمتهای دیگر بدن پیر میشود اما باید سعی کنید که خودتان را از این افکار دور کنید و به این فکر کنید که میلیونها انسان دیگر در جهان دقیقا سن شما را دارند و از طرفی باید اقداماتی را انجام دهید که پروسه پیری شما کندتر شود.
پیری شما به طور وسیعی به طرز فکرتان بستگی دارد و این موضوع در تحقیقات گستردهای به اثبات رسیده است و در واقع خود فرد باعث سرعت بخشیدن یا کند کردن این پروسه طبیعی میشود .
زمان و ساعت نیز در قسمتهایی مثل سطح دریا سرعت بالاتری دارد و این مثال نیز کاملا در مورد سرعت پیر شدن در افراد صدق میکند.
محققان در پی مطالعات خود سعی کردند که آزمایشهای یکسانی را در این باب روی افراد کاملا همسن انجام دهند و آنها در این باره از یک ساعت اتمی استفاده کردند که از یک تکه آلومینیوم ساخته شده بود و با دو سطح از انرژی کار میکرد و زمانی که یکی از ساعتها را یک سوم یک متر از دیگری بالا تر آوردند، ساعت بالاتر با سرعت بیشتری نسبت به ساعت پایینی حرکت کرد زیرا نیروی جاذبه کمتری به او غلبه کرده بود.
پس اگر شما هم همین اصل را در زندگی به کار بگیرید و کمی خودتان را نسبت به دیگران رشد دهید، قطعا تفاوت خود را با بقیه احساس خواهید کرد و شاهد دیرتر پیر شدن خود نسبت به همسن و سالانتان خواهید شد و از طرفی میتوانید با این طرز تفکر و فکر جوان، بدنی جوان نیز داشته باشید.
این نوع پیر شدن و این نوع طرز فکر همراه با بالا رفتن سن، تغییرات کمتری را روی ظاهر شما ایجاد میکند و البته که در علمهایی مثل ژئوفیزیک راهکارهایی نیز برای این موضوع به طور کاملا کاربردی ارائه شده است که میتوانید آنها را نیز مطالعه کنید.
۱۰ خوراکی سرشار از کلسیم که لبنی نیستند
کلسیم برای سلامتی استخوان، ناخنها و دندانها نقش مهمی ایفا میکند. همچنین در سلامتی قلب، عملکرد عضلات و سیگنالهای عصبی نقش مهمی دارد. مقدار روزانه مصرف کلسیم برای بیشتر بزرگسالان ۱۰۰۰ میلی گرم است. اگرچه در زنان بالای ۵۰ سال و همه افراد بالای ۷۰ سال ۱۲۰۰ میلی گرم است. این در حالی است که به کودکان و نوجوانان بین ۴ تا ۱۸ سال توصیه میشود ۱۳۰۰ میلی گرم مصرف کنند.
درست است که تا صحبت از کلسیم میشود، یاد شیر، پنیر و ماست میافتیم اما منابع غیر لبنی زیادی هم برای تأمین کلسیم به خوبی کار میکنند؛ از چیا سید و کنجد گرفته تا غذاهای دریایی مانند ساردین.
۱. دانههای طبیعی
دانههای نیروگاههای کوچک تغذیه هستند. برخی از دانهها از نظر کلسیم غنی هستند که از این بین میتوانیم به خشخاش، کنجد و دانه چیا اشاره کنیم. دانهها همچنین پروتئین و چربیهای سالم دارند. به عنوان مثال، دانههای چیا سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند و یا دانه کنجد مس، آهن و منگنز فراوانی دارد.
۲. ساردین و ماهی کنسرو شده
ساردینها و ماهیهای کنسرو شده به لطف استخوانهای خوراکی آنها کلسیم دارند. این ماهیهای روغنی همچنین پروتئین با کیفیت و اسیدهای چرب امگا۳ دارند که برای قلب، مغز و پوست شما مفید هستند.
۳. لوبیا و عدس
لوبیا و عدس دارای فیبر، پروتئین و ریزمغذیها هستند. آنها همچنین دارای مقدار زیادی آهن، روی، منیزیوم و پتاسیم هستند. لوبیا و عدس دارای کلسیم هم هستند و منبع خوبی برای کلسیم به شمار میروند.
جالب است بدانید که لوبیا یکی از دلایل سالم بودن رژیمهای غذایی گیاهی است. تحقیقات نشان میدهد که لوبیا ممکن است به کاهش کلسترول بد (LDL) کمک کرده و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را کاهش دهد.
۴. بادام
از بین همه آجیلها بادام از نظر کلسیم بالاترین است. بادام فیبر، چربی و پروتئینهای سالم را تأمین میکند و منبع خوبی از منیزیوم، منگنز و ویتامین E است.
خوردن آجیل ممکن است به کاهش فشار خون، چربی بدن و سایر عوامل خطرناک متابولیک کمک کند، البته در صورتی که کم و بدون نمک مصرف شود.
۵. سبزیجات برگدار تیره
سبزیجات برگدار تیره فوقالعاده سالم هستند و برخی از آنها سرشار از کلسیم هستند. اسفناج و کلم کلسیم فراوانی دارند. اگر یک فنجان از آنها در را بخورید، گویی یک چهارم نیاز روزانه خود را تآمین کردهاید.
۶. توفو
توفو از سویا تهیه شده است و دارای مقادیر فوقالعادهای از کلسیم است. در بسیاری از رژیمهای گیاهخواری از توفو غذاهای متنوعی درست میکنند که با ذائقههای مختلف سازگار است. توفو یک منبع خوب از کلسیم گیاهی است.
۷. انجیر
انجیر خشک سرشار از آنتی اکسیدان و فیبر است. همچنین انجیر خشک کلسیم بیشتری نسبت به سایر میوههای خشک دارد. همچنین انجیر مقادیر مناسبی از پتاسیم و ویتامین K را فراهم میکند.
۸. کلم بروکلی
یک فنجان کلم بروکلی منجمد ۸۷ میلی گرم کلسیم دارد. به گفته انستیتوی ملی سرطان در امریکا، رژیم غذایی سرشار از کلم بروکلی میتواند با کاهش خطر ابتلا به سرطان در ارتباط باشد. ترکیبات موجود در کلم بروکلی میتواند به جلوگیری از سرطان مثانه، پستان، روده بزرگ، کبد و معده کمک کند.
۹. کلم پیچ
فقط دو فنجان کلم خرد شده خام حدود ۱۸۰ میلی گرم کلسیم دارد. کلمها هم کم کالری هستند و هم سرشار از آنتی اکسیدان هستند. در هر ۱۰۰ گرم فقط ۳۵ کالری دارد و برای یک رژیم غذایی سالم توصیه میشود. کلم خرد شده را به سالاد با سس خانگی اضافه کنید و یا آن را بخارپز کنید و میل کنید.
۱۰. شلغم
احتمالا شنیده باشید که کلسیم شلغم با شیر برابری میکند. یک شلغم طبیعی حاوی ۲۵۰ میلیگرم کلسیم است که تقریبا با یک فنجان شیر برابری میکند. همچنین خنثی کننده چربیها و سرشار از آهن و مس است.
علاوه بر موارد فوق غلات و نان غنی شده با کلسیم، آبمیوهها و سویای غنی شده هم نمونههای خوبی برای کلسیم هستند.
۵ غذایی که هرگز نباید با میوهها بخورید!
انواع میوه به طور کلی سالم و به طور طبیعی سرشار از مواد مغذی ضروری هستند، اما همیشه نمیتوان میوهها را با هرنوع غذایی صرف کرد.
مصرف میوه با ترکیبات غذایی خاص به دلیل بروز مشکلات احتمالی گوارشی یا نگرانیهایی در زمینه جذب مواد مغذی، به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
در این مطلب به پنج ترکیب غذایی اشاره میکنیم که بهتر است همراه با میوه مصرف نشوند.
غذاهای غنی از پروتئین
از ترکیب میوهها با غذاهای غنی از پروتئین مانند گوشت یا تخم مرغ در یک وعده غذایی خودداری کنید. میوهها که سرشار از قندهای طبیعی هستند، به سرعت هضم میشوند، در حالی که هضم پروتئینها بیشتر طول می کشد. خوردن میوه و پروتئین با هم ممکن است منجر به ناراحتی گوارشی شود. بهتر است میوهها را به عنوان میان وعده بین وعدههای غذایی مصرف کنید.
مرکبات با لبنیات
مصرف مرکبات به همراه لبنیات، مانند مصرف پرتقال با شیر یا ماست، ممکن است برای برخی افراد مشکلات گوارشی ایجاد کند. اسید موجود در مرکبات میتواند پروتئینهای موجود در لبنیات را خنثی کند و منجر به ناراحتی معده شود. بنابراین بهترین است آنها را جداگانه مصرف کنید یا میوههای غیر اسیدی را برای مصرف همراه با لبنیات در نظر بگیرید.
غذاهای پر نشاسته
ترکیب میوهها با غذاهای پر نشاسته مانند نان یا سیب زمینی ممکن است منجر به تخمیر آنها در معده شده و باعث ایجاد گاز و نفخ شود. برای کمک به هضم بهتر است غذاهای نشاستهای را جدا از میوهها مصرف کنید.
خربزه، هندوانه و طالبی
میوههایی مانند هندوانه، طالبی یا عسلک بهتر است به تنهایی خورده شوند. ترکیب آنها با سایر میوهها یا با غذا به دلیل تفاوت در زمان هضم میتواند باعث ناراحتی گوارشی شود. خربزه و هندوانه به سرعت هضم میشوند، بنابراین بهتر است از آنها به تنهایی لذت ببرید.
بلافاصله بعد از خوردن غذا
خوردن میوه بلافاصله بعد از یک وعده غذایی سنگین ممکن است روند هضم را مختل کند. میوهها به سرعت هضم میشوند و زمانی که بلافاصله بعد از غذا مصرف شوند، ممکن است در معده بمانند و تخمیر شوند و هضم آنها دیر انجام گیرد. توصیه میشود حداقل تا ۳۰ دقیقه بعد از صرف غذا میوه نخورید.
سبک حجاب حضرت زهرا (س)
سیره و زندگی حضرت زهرا علیها السلام نکاتی دارد که اهمیت حجاب را بیش از پیش نمایان میکند و کسی که ادعای محبت و پیروی از ایشان را دارد طبیعتا باید از این روش الگو بپذیرد.
زمانی که خبر غصب فدک به حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید، حضرت راهی مسجد شد و خطبهای معروف را ایراد فرمود که به خطبه فدکیه مشهور است.
شاهد بحث این نکته است که وقتی حضرت قصد کرد که به مسجد برود، این چنین نقل شده که : «لاثَتْ خِمارَها علی رأسِها و اشْتَملتْ بِجَلبابها...»؛ یعنی زمانی که حضرت میخواست به مسجد برود "خِمار" به روی سرش پیچید و با "جَلباب" تمام بدنش را پوشاند. ("لاث" به معنای پیچیدن است.)
«خمار» پوششی شبیه مقنعه امروزی بوده که سر و سینه و گردن را میپوشانده و «جلباب» نیز پوششی بوده شبیه چادر که تمام بدن را میپوشانده است.
دو واژه "خمار" و "جلباب" در قرآن نیز آمده است.
این نوع پوشش که حضرت زهرا علیهاالسلام به آن اهتمام داشته، شباهت زیادی به چادر و مقنعهای دارد که امروزه رایج است و بانوان محجبه و مذهبی از آن استفاده میکنند.
از این نوع پوشش که حضرت خود را به آن ملزم میکرد، این نکته فهمیده میشود که حفظ پوشش چه اهمیتی دارد و همچنین چادر حجاب برتر است.































