emamian

emamian

خسارت‌های اقتصادی عملیات طوفان الاقصی برای رژیم صهیونیستی از بارزترین پیامدهای این جنگ است که اشغالگران با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و نگران تأثیر آن بر بخش‌های حیاتی خود هستند.

کارشناسان اقتصادی رژیم صهیونیستی تأکید می‌کنند که تداوم درگیری‌ها و گسترش دامه آن منجر به افزایش نرخ تورم و تقریباً فلج شدن فعالیت‌های تولید و سپس کاهش عرضه کالا خواهد شد که به صنعت داخلی اسرائیل آسیب می‌زند، علاوه بر این، آسیب‌های احتمالی به زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه گاز طبیعی، منجر به افزایش قیمت برق خواهد شد، همه این عوامل کنار درگیری‌های نظامی که به بخش خدمات آسیب می‌زند، در نهایت منجر به افزایش تورم خواهد شد.

وزارت دارایی رژیم صهیونیستی اخیراً هشدار داد که جنگ غزه در صورت ادامه‌دار شدن، اقتصاد اسرائیل را در چند ماه باقی‌مانده سال جاری و سال آینده به‌شدت در معرض رکود قرار خواهد داد و وضعیت زمانی بدتر می‌شود که جنگ در چند جبهه گسترش یابد.

اما اخیراً آژانس‌ها و مؤسسات مالی و اعتبارسنجی بین‌المللی همچون بلومبرگ و فیچ و استاندارد اند پورز تأکید کردند که اقتصاد اسرائیل به‌سمت یک چشم‌انداز منفی و وخامتی بی‌سابقه حرکت می‌کند.

از زمان آغاز طوفان الاقصی اصطلاح «اقتصاد جنگ» میان صهیونیست‌ها رایج شده است و آنها با چشم خود میزان خسارت‌های اقتصادی اسرائیل و پیامدهای فاجعه‌بار آن را بر زندگی و معیشت خود می‌بینند.

یکی از بارزترین ضربات اقتصادی که رژیم صهیونیستی از دوماه قبل تاکنون با آغاز جنگ غزه متحمل شده این است که برای همه جهان روشن شد اقتصاد اسرائیل نیز همانند خودِ این رژیم جعلی و کاملاً متکی به حمایت‌های غرب و آمریکاست، همچنین بخش عمده‌ای از اقتصاد رژیم صهیونیستی وابسته به مالیات‌ها بود که بعد از جنگ، این منبع درآمد آن با چالش اساسی مواجه شد.

چالش‌های رژیم صهیونیستی در بخش پول و نقدینگی

ـ ذخایر ارزی در بانک مرکزی رژیم صهیونیستی از 198 میلیارد دلار به 191 میلیارد دلار کاهش یافته است.

ـ کسری بودجه رژیم صهیونیستی در ماه اکتبر به 6 میلیارد دلار و در ماه نوامبر به 10 میلیارد دلار رسید.

ـ بانک مرکزی رژیم صهیونیستی هزینه جنگ را برای این رژیم 53 میلیارد دلار برابر با 10 درصد تولید ناخالص داخلی این رژیم ارزیابی کرده است اما اطلاعات نشان می‌دهد که خسارات اسرائیل در این بخش بسیار فراتر خواهد رفت.

ـ در هفته اول جنگ بانک مرکزی رژیم اشغالگر برای اولین بار از 45 میلیارد دلار ذخایر ارزی خود برای جلوگیری از سقوط ارزش پول این رژیم استفاده کرد اما فشار سانسور نظامی اسرائیل مانع از افشای این آمار می‌شود.

خسارت هنگفت به بخش فناوری رژیم صهیونیستی در جنگ غزه

بخش فناوری از نظر اقتصادی قوی‌ترین بخش رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود، زیرا 28 درصد از تولید ناخالص داخلی و حدود 50 درصد صادرات به خارج را شامل می‌شود و حدود 15 درصد از نیروی کار را استخدام می‌کند.

با احضار 90 هزار نیروی کار از این بخش به ارتش برای مشارکت در جنگ غزه، بخش فناوری رژیم صهیونیستی بزرگترین آسیب را متحمل شد.

علاوه بر آن با شکست دستگاه‌های جاسوسی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در پیش‌بینی عملیات طوفان الاقصی، اعتماد به بخش فناوری اسرائیل تا حد زیادی کاهش یافته است.

بخش گردشگری در فلسطین اشغالی زیر بار سنگین طوفان الاقصی

بعد از آغاز عملیات طوفان الاقصی بخش گردشگری رژیم صهیونیستی که نقش مهمی در تولید ناخالص داخلی این رژیم دارد و مشاغل زیادی برای صهیونیست‌ها ایجاد کرده بود، بیشترین آسیب را متحمل شده است.

در برخی از مناطق فلسطین اشغالی درآمدهای حاصل از گردشگری تا 70 درصد کاهش یافت و در بخش‌های نزدیک غزه و نیز مناطق شمالی اراضی اشغالی در نزدیکی مرزهای لبنان، بخش گردشگری اسرائیلی‌ها کاملاً فلج شده است.

بر اساس گزارش بلومبرگ و نیز نهاد موسوم به وزارت گردشگری رژیم صهیونیستی، خسارت وارده به بخش گردشگری این رژیم که 5 درصد تولید ناخالص داخلی و 6 درصد نیروی کار آن را تشکیل می‌دهد، روزانه به 98 میلیون دلار رسیده است.

کاهش رشد اقتصادی و درآمدها

وزارت دارایی رژیم صهیونیستی در گزارشی با اشاره به کاهش چشمگیر رشد اقتصادی این رژیم طی دو ماه گذشته اعلام کرد که انتظار می‌رود رشد اقتصادی اسرائیل در سال 2024 از 2.7 درصد به 0.5 درصد کاهش یابد، این بدان معناست که اقتصاد در وضعیت رکود قرار گرفته و درآمدها همچنان در حال کاهش است.

آسیب بزرگ به بخش املاک و مستغلات

بخش املاک و مستغلات فلسطین اشغالی 6 درصد از درآمدهای بودجه رژیم صهیونیستی را تشکیل می‌دهد. اطلاعات مربوط به فروش املاک و مستغلات در اراضی اشغالی بیانگر یک کاهش بی‌سابقه در این زمینه بوده است، به‌طوری که فروش املاک و مستغلات در عسقلان 78 درصد، در حولون 73.4 درصد، در بئرالسبع 68.5 درصد، در اشدود 65.8 درصد، در حیفا 48 درصد و در قدس 47 درصد، کاهش داشته است.

اقساط و بدهی‌های رژیم صهیونیستی

با شروع جنگ غزه، پرداخت 117 هزار قسط مربوط به وام مسکن در فلسطین اشغالی به‌ارزش 727 میلیون دلار به تعویق افتاده که به‌معنای آسیب مستقیم به بخش بانکی رژیم صهیونیستی است؛ به‌ویژه اگر این روند طی چند ماه ادامه داشته باشد.

آژانس‌های مالی بلومبرگ و فیچ و استاندارد اند پورز در گزارشی اعلام کردند که بدهی‌های داخلی اسرائیل به 300 میلیون دلار رسیده است که نشان می‌دهد اقتصاد این رژیم به‌سمت چشم‌انداز منفی و وخامت بی‌سابقه پیش می‌رود.

موسسات مالی بین‌المللی اعلام کردند اقتصاد اسرائیل که از نظر صندوق بین‌المللی پول، قوی و کارآمد تلقی می‌شد، با آغاز جنگ غزه به‌سرعت در مسیر رکود قرار گرفت و امروز در مرحله آشفتگی قرار دارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار آقای «میگل دیاز کانل» رئیس جمهور کوبا و هیئت همراه با اشاره به ظرفیت‌های فراوان سیاسی و اقتصادی دو کشور تاکید کردند: باید از این ظرفیت‌ها برای تشکیل یک اتحاد و ائتلاف میان کشورهایی که در قبال زورگویی‌های آمریکا و غربی‌ها دارای موضع یکسان هستند، استفاده شود.

ایشان افزودند: این ائتلاف با تمرکز بر همکاری‌های اقتصادی، می‌تواند در مورد مسائل مهم جهانی هم‌چون موضوع فلسطین موضع‌گیری مشترک و تاثیرگذار داشته باشد.

رهبر انقلاب اسلامی در خصوص مسائل فلسطین خاطرنشان کردند: موضوع فلسطین فقط مربوط به قضایای اخیر غزه و بمباران‌ها نیست زیرا مردم فلسطین درطول 75 سال گذشته همواره تحت انواع شکنجه‌ها و رنج‌ها و کشتارها بوده‌اند اما اکنون فاجعه در غزه آنقدر بزرگ است که واقعیت برای افکار عمومی جهان برملا شده و امکان پنهان کردن آن وجود ندارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مواضع رئیس جمهور کوبا درباره مسائل جهانی به‌خصوص موضوع فلسطین را همسو با مواضع جمهوری اسلامی خواندند و با اشاره به همکاری‌های دو کشور در مجامع بین‌المللی افزودند: باید روابط دو کشور در زمینه‌های مختلف ازجمله همکاری علمی، بیش از پیش تقویت شود و امیدواریم با توجه به اینکه دولت جناب آقای رئیسی، دولت «کار و فعالیت» است، تفاهم‌ها و توافق‌ها به پیش روند و به مرحله اجرا و اقدام برسند.

ایشان همچنین با اشاره به دیدار 22 سال پیش خود با آقای «فیدل کاسترو» رهبر فقید کوبا گفتند: انقلاب کوبا و شخصیت آقای کاسترو از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی همواره برای انقلابیون ایران جذابیت خاص داشت و دلیل آن هم صداقت در مواضع انقلابی وی بود.

رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: «صداقت انقلابی»، «ایستادگی انقلابی» و «جدیت انقلابی»، وجه مشترک انقلاب کوبا و انقلاب اسلامی ایران است.

در این دیدار که حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی رئیس جمهور نیز حضور داشت، آقای «میگل دیاز کانل» رئیس جمهور کوبا ضمن ابراز خرسندی از دیدار با رهبر انقلاب اسلامی، سخنان و مواضع ایشان را هم جهت با دغدغه‌ها و مواضع دولت کوبا دانست و گفت: روابط ایران و کوبا، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مسیر صحیحی قرار داشته و در گفتگوهای خود در تهران تمام تلاش‌ها را برای تعمیق این روابط به‌ویژه در حوزه اقتصادی و تجاری متمرکز کردیم.

رئیس جمهور کوبا با تاکید بر اینکه دو کشور می‌توانند در زمینه‌های مختلف به‌خصوص در مقابله با اقدامات مداخله‌ جویانه و تحریم‌های آمریکا و متحدانش مکمل یکدیگر باشند، افزود: ایران و کوبا هم‌چنین می‌توانند در همکاری‌های بین‌المللی، ارتباطات خود را بیش از پیش افزایش دهند و در مسائل مهم جهانی هم‌چون فلسطین تاثیرگذار باشند.

آقای میگل دیاز کانل در مورد قضایای فلسطین و غزه گفت: آنچه که امروز در غزه اتفاق می‌افتد یک نسل‌کشی غیر قابل قبول است و سازمان‌های بین‌المللی چشمان خود را در برابر کشتار ده‌ها هزار نفر از مردم غزه که دو سوم آنها کودکان و زنان هستند، بسته‌اند و تعجب آور این است، کسانی که از جنگ اوکراین و روسیه و کشتار غیر نظامیان دائماً شکایت می‌کردند اکنون در برابر کشتار ده‌ها هزار نفر در غزه سکوت کرده‌اند و این نشان دهنده وضع بسیار بد جهان است.

حملات بی هدف و گسترده اسرائیل با پایان آتش‌بس، از صبح امروز در غزه از سرگرفته شده است و جنگنده‌های این رژیم مدام در حال بمباران مناطق مسکونی و اردوگاهها هستند.

به نوشته الجزیره، طبق گفته وزارت بهداشت دولت حماس در غزه، تاکنون ۲۶ نفر طی این حملات به شهادت رسیده و دهها نفر دیگر زخمی شده‌اند. به گفته فلسطینی‌ها حملات تقریبا تمامی مناطق غزه از شمال تا مرکز و استان رفح در جنوب را در برگرفته و تاکنون چندین خانه مسکونی هدف بمباران‌ها قرار گرفته‌اند.

آتش‌بس موقت در نوار غزه بعد از شش روز و تبادل تعدادی از اسرا بین صهیونیست‌ها و جنبش مقاومت حماس، با مخالفت و تعلل تل‌آویو در تمدید آن، از بامداد امروز به پایان رسید و بار دیگر صدای مهیب انفجارها و پرواز جنگنده‌ها آرامش نسبی روزهای گذشته را از میان برداشت.

در این میان در حمله جنگنده‌های رژیم اسرائیل به یک خانه مسکونی در اردوگاه المغازی در مرکز غزه، هفت نفر از اعضای یک خانواده به شهادت رسیدند.


از سوی دیگر رسانه‌های صهیونیستی گزارش دادند که موج سنگینی از حملات راکتی و موشکی مقاومت غزه، شهر اشغالی «عسقلان» و شهرک‌های اطراف آن را هدف قرار داده است. خبرنگار شبکه «العربیه» نیز گزارش داد که از صبح امروز تاکنون ۹ مرحله عملیات موشکی از نوار غزه علیه شهرک‌های صهیونیست‌نشین انجام شده است.

 دفتر نخست‌وزیری رژیم تروریست صهیونیستی نیز ساعاتی پیش طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «با بازگشت به جنگ، ما متعهد به دستیابی به اهداف جنگ هستیم».

رادیو ارتش صهیونیستی نیز به نقل از یک منبع سیاسی ارشد گزارش داد: «ما با تمام قدرت به نبرد بازگشته‌ایم و هیچ مذاکره‌ای برای آزادسازی بازداشتی‌ها انجام نمی‌شود».

در مقابل نیز دفتر رسانه‌ای دولت حماس در نوار غزه در بیانیه‌ای جامعه جهانی را مسئول عدم تمدید آتش‌بس دانست و گفت: «اشغالگران در حال بمباران خانه‌ها و مناطق امن در بیش از یک استان در نوار غزه هستند، جامعه بین‌المللی مسئولیت ادامه جنگ وحشیانه علیه کودکان و زنان نوار غزه را بر عهده دارد».

حماس همچنین افزود: «مردم ما حق دارند به هر وسیله‌ای از خود دفاع کنند، به آزادی و استقلال برسند و دولت خود را تأسیس کنند».

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور، منطق امام خمینی(ره) در ایجاد بسیج را «مقاوم‌سازی حداکثری ایران در مقابل تهدید‌ها و خطرات» خواندند و با تبیین شاخصه‌های فرهنگ و تفکر بسیجی و بیان توصیه‌های مهم کاربردی، تأکید کردند: پیش‌بینی و بشارت امام درباره تشکیل هسته‌های مقاومت جهانی محقق شده و طوفان خاموش‌ناشدنی الاقصی، شکل‌دهی یک جغرافیای جدید سیاسی در منطقه غرب آسیا را تسهیل کرد که آمریکازدایی و ایجاد دوگانه «مقاومت و تسلیم» به جای دوگانه‌های جعلی و تحمیلی، و تسریع در حل مسئله‌ فلسطین، مهمترین خصوصیات این جغرافیای جدید سیاسی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آغاز سخنانشان در این دیدار که به طور هم‌زمان برای حوزه‌های مقاومت بسیج در سراسر کشور پخش می‌شد، بسیج را یادگار گران‌بهای امام خمینی برشمردند و افتخار امام به بسیجی بودن را نشان‌دهنده شأن عظیم بسیج دانستند.
ایشان، دوراندیشی امام در تشخیص نیاز مبرم کشور به یک نیروی عظیم مردمی را منطق تشکیل بسیج خواندند و گفتند: منطق حداکثرسازی امکان مقاومت کشور در مقابل همه خطرات و تهدیدها، امروز و در آینده هم مستحکم و جاری است و وجود بسیج برای «دفاع همه‌جانبه مادی و معنوی از هویت ملی، امنیت ایران و منافع ملت»، کاملا ضروری است.

رهبر انقلاب کارنامه بسیج در ۴۴ سال اخیر را نشانه دقیق بودن هدف‌گذاری امام در ایجاد این نهاد مردمی دانستند و افزودند: عملکرد سرنوشت‌ساز و پیروزی‌آفرین بسیج در دفاع مقدس، نمونه‌ای روشن از دوراندیشی امام بود.

ایشان در تبیین جایگاه بسیج در مکتب امام به دو جمله امام راحل استناد کردند و گفتند: بسیج در نگاه امام لشکر مخلص خدا و مدرسه عشق است.

رهبر انقلاب، استفاده امام از تعبیر لشکر را نشان‌دهنده وجه رزمی بسیج خواندند و گفتند: رزمندگی یعنی ترکیب قدرت «مادی و جسمانی»، قدرت «روحی و اراده و شجاعت» و قدرت «فکری» یعنی تدبیر و ترفند جنگی.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین «لشکر مخلص خدا» نیز گفتند: این جمله امام یعنی بسیج و بسیجی، خالصانه برای خدا می‌رزمد و در رزم، مظهر اشدّاء است.

ایشان، استفاده امام خمینی از تعبیر مدرسه عشق را برای بسیج، نشانه این حقیقت دانستند که بسیج «با عشق به خدا و معنویت و مردم»، در مسیر حق حرکت می‌کند و عشق واقعی را تعلیم می‌دهد و تدریس می‌کند.

رهبر انقلاب اسلامی عملکرد بسیج را تجلی این مفاهیم برشمردند و گفتند: بسیج در دفاع مقدس با قله‌های درخشانی چون سردار سلیمانی، صیاد شیرازی، همت، بابایی، شیرودی، همدانی و صدها سردار دیگر کاری کارستان کرد که این حرکت در دفاع از حرم و میدان‌های دیگر هم ادامه داشت.

ایشان با اشاره به حضور نمایان بسیج در میدان‌های محبت و خدمت  و تلاش از جمله در عرصه‌های سازندگی، سلامت، بلایای طبیعی و علم و پژوهش، شهید فخری‌زاده و مرحوم کاظمی آشتیانی (موسس پژوهشگاه رویان) را دو بسیجی عرصه علم و دانش خواندند که مرزهای علم را در کشور جابجا کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان مفهوم وسیعی از بسیج تأکید کردند: بسیج بیش از اینکه یک سازمان باشد، یک فرهنگ و تفکر است و هر فردِ صاحب این فرهنگ و تفکر ولو در سازمان بسیج نباشد،‌ یک بسیجی است و با این توصیف، جمع کثیری از ملت بسیجی هستند بدون اینکه در سازمان بسیج عضو باشند.

رهبر انقلاب سپس به تبیین خصوصیات مهم فرهنگ بسیجی پرداختند.

مردمی بودن، داشتن تعهد و احساس مسئولیت، بی‌اعتنا نبودن به مسائل جاری و آینده کشور، درک معنای انقلاب، انقلابی بودن، نظم‌ناپذیر نبودن، قانون‌گریز نبودن و هنجارشکن نبودن از جمله ویژگی‌هایی بود که ایشان در تشریح فرهنگ بسیجی بکار بردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه افزودند: بسیجی البته ممکن است به مطلبی یا شخصی یا واقعیتی معترض باشد اما این اعتراض را با هنجارشکنی بیان نمی‌کند تا با دشمن مخرج مشترک پیدا نکند.

پرهیز از کارهای نمایشی و بدون محتوا و ویترینی، یاری افراد ضعیف، مواجهه با ظالم، دوری از کبر و غرور، پرهیز از طلبکاری از انقلاب و کشور و ملت، تکلیف‌گرایی، پرهیز از صرف امکانات و توانایی‌های سازمانی برای منافع شخصی و امانت‌‌داری از دیگر خصوصیاتی بود که رهبر انقلاب برای تبیین ویژگی‌های فرهنگ بسیجی برشمردند.

ایشان در نکته‌ای مهم گفتند: فرهنگ بسیجی -همچنان که در کمک به مردم در بلایای طبیعی شاهد بودیم- خدمت به همه مردم است؛ فراتر از دین و قومیت و سلیقه سیاسی مردم.

ایشان امام خمینی را مظهر همه ویژگی‌های فرهنگ بسیجی نامیدند و گفتند: امام همیشه خود را بدهکار مردم و پایین‌تر از آنها می‌دانست و لحظه‌ای از عمر خود را در جهت تأمین منافع خود صرف نکرد.

«جنبه فراملی و فرامرزی» خصوصیت برجسته دیگر بسیج بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره آن گفتند: بشارت امام بزرگوار درباره «تشکیل هسته‌های مقاومت جهانی» امروز در منطقه محقق شده و هسته‌های مقاومت در حال تغییر سرنوشت منطقه هستند که یک نمونه آن، همین طوفان الاقصی است.

ایشان با اشاره به نقشه شکست‌خورده آمریکایی‌ها برای تغییر نقشه جغرافیای سیاسی غرب آسیا، خاطرنشان کردند: آنها چند سال قبل در قضیه لبنان گفتند به دنبال تشکیل «خاورمیانه جدید» بر اساس نیازها و منافع نامشروع خودش هستند که البته ناکام ماندند.

ایشان با برشمردن نمونه‌های شکست آمریکا در ایجاد نقشه جدید منطقه گفتند: آمریکا به دنبال نابود کردن حزب‌الله بود اما حزب‌الله بعد از جنگ ۳۳ روزه، بیش از ۱۰ برابر گذشته قوی‌تر شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ناکامی آمریکا در بلعیدن عراق از طریق ایجاد حکومت آمریکایی و حاکم کردن یک ژنرال آمریکایی یا یک رئیس غیرنظامی آمریکایی و حتی یک عراقی وابسته به آمریکا را در مقاطع پس از اشغال، یکی دیگر از جلوه‌های شکست تشکیل خاورمیانه جدید خواندند و افزودند: در عراقی که آنها به دنبال بلعیدن آن بودند، امروز هسته‌های مقاومت در قضیه فلسطین وارد شده‌اند.

رهبر انقلاب، شکست آمریکایی‌ها در تسلط بر سوریه از طریق عوامل نیابتی آن مانند داعش و النصره را نمونه دیگری از ناکامی آنها دانستند و گفتند: یک برنامه دیگر آنها در طرح خاورمیانه جدید، تمام کردن مسئله فلسطین به نفع رژیم غاصب بود به‌گونه‌ای که چیزی به نام فلسطین باقی نماند، اما همان طرح خائنانه دو دولتی هم که قبلاً تصویب کرده بودند، محقق نشد و موقعیت و پیشرفت امروز فلسطین و حماس و جهاد اسلامی و سایر گروه‌های مقاومت قابل مقایسه با ۲۰ سال قبل نیست.

ایشان در نوعی جمع‌بندی، تأکید کردند: البته جغرافیای سیاسی منطقه در حال دگرگونی است اما نه به نفع آمریکا بلکه به نفع جبهه مقاومت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با برشمردن خصوصیات نقشه جدید و در حال شکل‌گیری غرب آسیا گفتند: خصوصیت اول غرب آسیای جدید، «آمریکازدایی یعنی نفی سلطه آمریکا بر منطقه» است که البته این به معنی قطع روابط سیاسی کشورها با آمریکا نیست بلکه به معنی زائل شدن قدرت و تسلط سیاسی آمریکا است و همانگونه که می‌بینیم برخی کشورهای صد در صد تابع هم در حال زاویه گرفتن با آمریکا هستند.

ایشان از جمله اقدامات سالهای دور و نزدیک آمریکا برای تسلط بر منطقه را تقویت رژیم صهیونیستی و تشویق کشورها به ارتباط با آن خواندند و افزودند: یک نشانه واضح و آشکار آمریکازدایی از منطقه، حادثه عمیقاً تاریخ‌ساز طوفان الاقصی است که اگرچه علیه رژیم صهیونیستی بود اما در جهت آمریکازدایی است؛ زیرا جدول سیاست‌های آمریکا را در منطقه بهم ریخته و با استمرار آن، جدول سیاست‌های آمریکا در منطقه محو خواهد شد.

«بهم ریختن دوگانه‌های جعلی و تحمیلی در منطقه» خصوصیت دیگر غرب آسیای جدید است که رهبر انقلاب با اشاره به آن گفتند: دوگانه‌های «عرب و غیر عرب»، «شیعه و سنّی» و افسانه هلال شیعی، رنگ باخته که نمونه واضح آن در قضیه فلسطین است چرا که در طوفان الاقصی و قبل از آن، بیشترین کمک را به فلسطینیان شیعیان عرب و غیر عرب کرده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در مقابل آن دوگانه‌های تحمیلی، دوگانه جدیدی به نام «مقاومت و تسلیم» بر منطقه حاکم شده است و امروز جریان مقاومت یعنی تسلیم نبودن در برابر «زورگویی، زیاده‌خواهی و دخالت‌های آمریکا»، یک جریان واضح در منطقه است.

ایشان «حل مسئله فلسطین» را خصوصیت دیگر غرب آسیای جدید و در حال شکل‌گیری دانستند و افزودند: مسئله فلسطین به توفیق الهی به سمت حل شدن یعنی تشکیل حاکمیت فلسطینی در همه سرزمین فلسطین در حال حرکت است.

رهبر انقلاب با اشاره به طرح و منطق دنیاپسند، قابل قبول و متمدنانه جمهوری اسلامی برای فلسطین یعنی همه‌پرسی از همه فلسطینی‌ها، گفتند: غیر از اشغالگران، همه فلسطینی‌ها چه ساکنان فلسطین چه ساکنان کشورهای همسایه و اردوگاهها و مناطق دیگر باید بتوانند برای اداره فلسطین نظر دهند البته برخی می‌گویند رژیم صهیونیستی زیر بار این طرح نمی‌رود اما باید این اراده به آن تحمیل شود و اگر این طرح دنبال شود که ان‌شاءالله دنبال خواهد شد و اگر هسته‌های مقاومت، اراده و عزم خود را به طور جدی دنبال کنند، این هدف محقق خواهد شد.

ایشان با اشاره به انتساب یک نظر دروغ به جمهوری اسلامی ایران از زبان برخی‌ها در دنیا مبنی بر به دریا ریختن یهودیان و صهیونیست‌ها برای حل مسئله فلسطین، گفتند: نظر جمهوری اسلامی به دریا ریختن کسی نیست بلکه این است که باید دولتی با نظر مردم فلسطین تشکیل شود و درباره این گونه افراد نیز همان دولت تصمیم بگیرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه حادثه مهم و بی‌نظیر طوفان الاقصی باعث نزدیک شدن اهداف و تسهیل راه شده است، گفتند: رژیم صهیونیستی که اعصابش از این طوفان تکه پاره شده، برای خاموش کردن آن دست به بمباران بیمارستان و مدرسه و جمعیت‌های مردمی و کشتن کودکان کرد که البته با این جنایت‌ها نتوانسته و نخواهد توانست طوفان الاقصی را از بین ببرد.

ایشان با اشاره به ناکامی رژیم صهیونیستی در همه اهداف خود در این جنگ، تأکید کردند: این شکست با عصبانیت و وحشی‌گری‌ها جبران نمی‌شود بلکه اینگونه اقدامات باعث بی‌آبرویی بیشتر رژیم صهیونیستی و آمریکا و حتی بی‌آبرویی فرهنگ و تمدن غرب شده است.

ایشان با تقبیح موضع‌گیری یکی از سران غربی در زمینه توجیه جنایت‌های رژیم صهیونیستی با عنوان «دفاع از خود»، گفتند: فرهنگ و تمدن غربی این است که اسم به شهادت رساندن ۵ هزار کودک فلسطینی و استفاده از بمب فسفری را دفاع از خود می‌گذارند؛ بنابراین فرهنگ غرب هم در این قضیه بی‌آبرو شد.

رهبر انقلاب، فجایع ۵۰ روز گذشته را فشرده‌‎ی ۷۵ سال جنایت صهیونیست‌ها در فلسطین خواندند و افزودند: کشتار و آواره کردن مردم اعم از زن و کودک و شهرک‌سازی با ویران کردن خانه‌ها و مزارع فلسطینیان از جمله جنایت‌های مستمر اشغالگران در این ۷۵  سال بود که همه آن جنایت‌ها را به صورت فشرده در این ۵۰ روز نیز انجام دادند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین تأکید کردند: طوفان الاقصی خاموش‌شدنی نیست و ان‌شاءالله این وضع نیز ادامه نخواهد یافت.

بخش پایانی سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به بیان توصیه‌های کاربردی به سازمان بسیج و همه بسیجیان اختصاص داشت.

بصیرت افزایی، داشتن ابتکار عمل در مسائل مهم، پرهیز از بازی در زمین دشمن، امیدواری مستمر به آینده با تکیه بر پیشرفت‌های حقیقی کشور در شدیدترین تحریم‌ها و فشارها، پرهیز از غرور، قدردانی نعمت بسیجی بودن و آن را امانت گران‌بهای خدا دانستن، توکل همیشگی بر پروردگار، جذب «نیروهای طراح» در کنار نیروهای عملیاتی و اهمیت دادن بیشتر به تدبیر و فکر و طراحی، از جمله توصیه‌های ایشان به بسیج و بسیجیان بود.

رهبر انقلاب همچنین‌ پرهیز از دوقطبی‌های کاذب را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: برخی اظهارات در فضای مجازی و جدا کردن مردم تحت عناوینی مانند «طرفدار این یا آن»، واقعا جای گله دارد؛ کسانیکه دین و مبانی و انقلاب و ولایت فقیه را قبول دارند، با هر اختلاف سلیقه برادرهای شما هستند و نباید دچار دودستگی شد.

در ابتدای این دیدار سردار غلامرضا سلیمانی رئیس سازمان بسیج مستضعفین ضمن بیان گزارشی از آخرین اقدامات این سازمان در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و علمی؛ «جهاد تبیین»، «جهاد خدمت» و «جهاد امیدآفرینی» را ۳ رویکرد اصلی بسیجیان برشمرد و بر آمادگی این نیرو برای مقابله با هرگونه تهدید علیه کشور و مبارزه با جنایات رژیم صهیونیستی تأکید کرد.

خداوند متعال در آیه ۲۹ سوره فاطر سه عملی را معرفی می‌کند که انجام آن‌ها یک تجارت پرسودی است که اثرش اصلاح روابط سه‌گانه و آرامش بخشی و امیدآفرینی است، می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ» کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارت پرسودی را امید دارند که نابودی و کساد در آن نیست.

تلاوت کتاب الهی، اقامه نماز و انفاق مخفیانه و آشکار سه عمل مهمی هستند که در اصلاح روابط سه‌گانه و آرامش بخشی و امید آفرینی انسان تأثیر دارند.

یکی از آثار تلاوت قرآن، افزایش نور معرفت در دل انسان است، افزایش معرفت به بهبود رابطه انسان با خودش می‌انجامد، طبعاً کسی که با خود ارتباط درست داشته باشد از آرامش و امید آفرینی بیشتر برخوردار است.

یکی از آثار اقامه نماز بهبود رابطه انسان با خدا است، انسان با عبادت کردن تلاش می‌کند وظیفه بندگی و سپاسگزاری را به جا آورد، روشن است وقتی روابط بین بنده و بنده پرور سالم باشد، انسان از آرامش و امید بیشتری در زندگی برخوردار است.

یکی از آثار انفاق تقویت پیوند انسان با دیگران است، کسی که انفاق می‌کند، پذیرفته که نسبت به جامعه وظیفه دارد و در جهت تحکیم رابطه خود با دیگران از آنچه که خدا به او داده مثل مال و ثروت، علم و دانش، تجربه و… به دیگران می‌بخشد. انفاق گر با انفاق خود انگیزه خودش را برای افزایش سطح روابط با دیگران نشان می‌دهد در نتیجه این انفاق، موجب آرامش دل و امیدواری در وجود او می‌گردد.

نکته مهم در این آیه آن است که خداوند از انجام این سه عمل به عنوان تجارت پرسود، تجارت خالی از کساد و فساد یاد می‌کند، تجارتی که امتیازات و آثار فراوانی در زندگی انسان دارد.

تجارتی که سرمایه آن از سوی خدا در اختیار انسان قرار داده شد (مما رزقناهم) خریدار هم خداوند است، علاوه بر این، خداوند متاع خریداری شده را دوباره به انسان برمی‌گرداند و متاع قلیل را به بهای گزاف می‌خرد «یا مَنْ یَقبلُ الیَسیرَ وَ یَعفُو عَنِ الکَثیرِ» ای خدایی که عمل کم را می‌پذیری و گناهان بسیار را می‌بخشی، بلکه بالاتر خداوند از روی عفو و اغماض عیب و نقص متاع را هم می‌پوشاند، آیا چنین معامله‌ای موجب آرامش و امید نیست؟ قطعاً تلاوت قرآن، اقامه نماز و انفاق در راه خدا سه عمل صالح هستند که اثر آرامش بخشی و امید آفرینی دارند.

ذکر و دعای شريف صلوات مورد توجه خاص اهل بيت(س) بوده و در دعاها، از جمله همين دعای صحيفه سجاديه، توجه خاصیبه آن شده است. رواياتی هم که در فضليت اين ذکر و اين دعا وارد شده بسيار فراوان است. طبعا اين سؤال مطرح می شود که اين ذکر چه خصوصی تیدارد که تا اين اندازه مورد توجه اهل بيت(ع) است، به گونه‌ایکه ائمه اطهار(ع) که خود از اهل‌بيت هستند در بين دعاها و مناجات‌هايشان چندين مرتبه می گويند أللهم صل علی محمد و آله.

صلوات؛ موجب لياقت دريافت رحمت‌های الهی

وقتی ما فهميديم اين ذکر بسيار اهميت دارد، به‌خصوص با توجه به ثواب‌هايی که برایآن ذکر شده، علاقه‌منديم که به اين نتايج و آثار نائل شويم. معمولا اولين انگيزه انسان برای گفتن و تکرار کردن اين ذکر شريف، نيل به ثواب آن‌هاست. عامل ديگریکه می تواند در انگيزه ما مؤثر باشد تأثيراتی است که اين ذکر شريف در گشايش مشکلات دنيوی ما دارد. اهل بيت(ع) برایاين که ما را به گفتن بيشتر اين ذکر شريف تشويق کنند تا برایآخرت‌مان مفيد باشد، آثار دنيویآن را هم ذکر کرده‌اند، از جمله اين که فرموده‌اند: ‌این ذکر باعث استجابت دعاها می شود. ما نیز درخواست‌هایی چون وسعت روزی، شفای بيماری ها، رفع بلاها و ... داریم و این درخواست‌ها امری طبیعی است و اشکالی هم ندارد، بلکه عرض نیاز به درگاه خداوند بسیار هم خوب است. ولیاگر بدانیم عاملی تقویت‌کننده برای استجابت دعا وجود دارد که با رعایت آن، احتمال استجابت دعا بیشتر می‌شود انگیزه‌ ما برای استفاده از آن عامل تقویت می‌شود.

اهل‌بیت (ع) خود به ما یاد داده‌اند که برای استجابت دعا از این ذکر استفاده کنیم و این لطفی خفیدارد. آن‌ها می‌خواهند ما از فوايد، ثواب‌ها و لیاقتی استفاده کنیم که این ذکر برای دریافت رحمت‌های الهی ایجاد می‌کند. هدف اصلی آن‌ها اين است که مي‌خواهند ما بيشتر به طرف خدا برويم. اين حکمت به طور قوي‌تر و شديدتر در اصلِ امر به دعا وجود دارد. چرا خدای متعال می‌فرماید:‌ أُدْعُونِیأَسْتَجَبْ لَکُمْ؟ چرا نزول رحمت خود و برآورده شدن حاجت ما را مشروط به دعا می‌کند؟ سرّ این شرط اين است که خدای متعال دوست دارد ما سراغ او برويم تا رحمت‌ها و کمالات بيشتری نصيب‌ ما گردد و به او تقرب پیدا کنیم؛ وگرنه، خداوند می‌تواند بدون دعا هم همه نیازهای ما برطرف نماید. مگر خداوند نعمت‌های فراوانی را بدون دعا به ما عطا نکرده است؟ ‌ به‌راستی می‌توان گفت اکثريت قريب به اتفاق نعمت‌های الهی بدون درخواست به ما عطا شده است. اگر خدا می گويد: از من درخواست کنید تا شما را اجابت کنم، بدین خاطر است که اين درخواست وسيله‌ای برای رفتن ما به در خانه او باشد و موجب تقرب به او گردد. البته دعای ما هم اثر دارد و موجب استجابت می شود، اما او بیش از آن اندازه که خودمان می فهميم ما را دوست دارد.

اگر اهل‌بيت(ع) هم ما را به ذکر صلوات سفارش کرده‌اند بدین خاطر نیست که از این راه نفعی به‌دست آوردند. مقام آن‌ها بسیار بالاتر از اين است که بخواهند از ما چيزیعايدشان شود. این لطف دائمی آن‌ها است که می‌خواهند کاری کنند که از ناحيه آن‌ها فیضی به ما برسد. اما آن‌چه سبب این فیض می‌شود دعا کردن ماست و تا زمانی که ما تصمیم نگیریم و دعا نکنيم، آمين گفتن آن‌ها کمالی برای ما ایجاد نمی‌کند. ممکن است ایشان دعا کنند و خدا به کسی سلامتیعنایت کند، اما اين سلامتی فرق می‌کند با آن سلامتی که بگويند: تو دعا کن تا ما آمين بگوييم تا دعايت مستجاب شود. در این مورد، علاوه بر سلامتی، ما با خدا هم آشنا شده‌ايم و با او رابطه‌ای برقرار کرده‌ایم.

قدردانی از رسول خدا و آل او صلوات‌الله‌علیهم با صلوات

اما برخی مؤمنين که معرفت‌شان بيشتر از دسته اول است، انگيزه ديگریهم برای صلوات فرستادن دارند و آن انگيزه‌ای فطری برای تشکر از ولی نعمت است. خدای متعال ما را به‌گونه‌ای آفريده است که وقتی از کسی احسان و خدمتی می‌بینیم خود را بدهکار او می بينيم و دوست داريم دست‌کم با تشکر زبانی اين دين خویش را ادا کنيم. این دسته از مؤمنان وقتی به این حقیقت توجه پيدا می‌کنند که رسول خدا و اهل‌بیت او(ع) چه‌قدر در حق ما لطف کرده‌اند و چه حق عظيمی در نشان دادن راه نجات و سعادت، بر گردن ما دارند، درصدد تشکر از آن‌ها برمی‌آیند و از خود می‌پرسند که به‌راستی چگونه می‌توان از کسانی که جان خود و عزيزان‌شان، حتی طفل شيرخواره‌شان را فدا کردند تا ما با خدا آشنا شويم و راه سعادت را پيدا کنيم تشکر کرد. کم‌ترین کاری که می‌توان برای تشکر از آن خاندان بزرگوار انجام داد این است که صلواتی به پیش‌گاه آن‌ها هدیه کنیم و بگوييم: خدايا! ما که توان جبران لطف ایشان را نداریم، از تو می‌خواهیم رحمت‌های خود را بر آن‌ها نازل فرما! پس عامل سوم برایایجاد انگیزه برای صلوات فرستادن، توجه به تأثیری است که پیامبر و اهل‌بیت او(ع) در سعادت ما داشته‌اند.

محبت رسول و آل در آیینه صلوات

عامل ديگری هم مي‌تواند برای ایجاد انگیزه برای صلوات و درود فرستادن بر رسول خدا و آل او(ع) وجود داشته باشد و این عامل به يک معنا در همه مسلمانان، به‌خصوص ما شیعیان وجود دارد، اما بايد رشد کند و تقويت شود. البته رحمت اهل‌بيت(ع) به ما شيعیان اختصاص ندارد. هر مسلمانی هر چه از اسلام مي‌داند به برکت ایشان و دست‌کم به برکت پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است. همه مسلمانانی که اهل انصاف هستند به برکات اهل‌بیت(ع) و لزوم مودت ایشان اعتراف دارند و در این زمینه چه شیعیان و چه اهل‌تسنن کتاب‌ها نوشته‌اند. برخی مسلمانان اهل تسنن در ايام عزاداریسیدالشهداء(ع) به عنوان اعلام مودت به اهل‌بیت(ع) و اداکردن اجر رسالت پیامبر(ص) در مراسم عزاداری شرکت مي‌کنند. مقصودم بیان این نکته است که اهل انصاف به مقام والای اهل بيت(ع) و لزوم قدردانی از ایشان اعتراف دارند.

مشکلی که وجود دارد این است که ما با اين که به عنوان محبان اهل‌بیت(ع) شناخته می شويم، اما در عمل مي‌بينيم این محبت خود را در همه رفتارهای ما نشان نمی‌دهد و تجلی نمی‌کند. ما گاه به شدت نسبت به اهل‌بیت(ع) اظهار مودت و محبت مي‌کنيم، در عزای ایشان عزاداري‌ها می‌کنیم، برای بزرگ‌داشت‌ ایشان هزينه‌ها صرف می‌کنیم، چه نذرها می‌کنیم و چه  اطعام‌ها می‌دهیم! و همه این‌ها چیزی جز نشانه محبت و علاقه به اهل بيت(ع) نیست، اما وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم دست‌مان از محبتیکه همه رفتارهایما را تحت تأثير خود قرار دهد چندان پر نیست. مقصود از اثر در این‌جا اثری است که مستقیماً و خالصاً از محبت ناشی شده باشد.

توضیخ بیشتر این‌که: انسان چيزهايیرا که خوشايند و لذت‌بخش می‌یابد در ابتدا به‌خاطر خوشی و لذتیکه از آن‌ها انتظار دارد، به‌سراغ‌شان می‌رود، اما  به‌تدريج به خود آن شيء نوعی تعلق و وابستگی پيدا مي‌کند، يعنی به دنبال لذت‌هایمکرر و معنادار، کيفيتی نفسانیبه نام محبت برایانسان پيدا مي‌شود. محبت حالت ثبات دارد و يک حالت انفعالیگذرا نيست، به‌گونه‌ای که وقتیپدید می‌آید گاهی حتی تا ده‌ها سال نمي‌توان آن را از دل بيرون کرد. اما منشأ‌پیدایش محبت نسبت به يک انسان این است که از ارتباط با آن شخص لذتیبرایانسان حاصل شود؛ ارتباطی همچون دیدن او، شنیدن صدای او، استفاده از دانش او، و ... اما با يک بار لذت بردن، محبت ثبات پیدا نمی‌کند. اگر این لذت تکرار شود، انسان نوعی وابستگی به آن شخص پيدا می کند که زمانی هم که آن لذت را درک نمی‌کند و امیدی هم به درک آن ندارد، دلش متوجه آن شخص است و دوست دارد او را ببيند یا به نوعی با او ارتباط برقرار کند.

اين محبت وقتیشدت پيدا کند، حالتی در انسان ایجاد می‌کند که در اثر آن، انسان  مي‌خواهد همه دارایی و هستی خود را فدایاو کند و اگر از او بپرسند چرا می‌خواهی هستی خود را فدای او کنی، می‌گوید: چرا ندارد؛ من او را دوست دارم! ‌ البته این پاک‌بازی به مرتبه و شدت و ضعف آن محبت بستگیدارد. اگر این محبت بسیار شدت یابد، شخص محب حاضر است خود و همه بستگان خود را فدای محبوبش کند. داستان‌هايی عشقی همچون داستان ليلی و مجنون که در تاریخ نقل شده از این قبیل محبت‌ها هستند. ما برخی افراد را دیده‌ایم که همیشه به اهل‌بیت(ع) توجه دارند و عشق و علاقه‌شان به اهل‌بیت (ع) چنان زیاد است که با شنیدن نام آن‌ بزرگواران حالتی مخصوص پیدا می‌کنند که نمی‌توانند آن را توصیف کنند. این‌ها آثار محبت است. در داستان ليلیو مجنون، وقتی مجنون خدمتی به لیلی می‌کرد تنها آرزویش این بود که لیلی بفهمد او در حال فدا کردن خود برای لیلی است!

اما به‌راستی در میان مخلوقات چه کسی را می‌توان پيدا کرد، جز محمد و آل محمد(ص)، که سزاوار چنین محبتی باشد؟ ایشان کامل‌ترین و والاترین مخلوقات خدا هستند و به هر اندازه‌ای که به ایشان محبت خالصانه داريم، شايسته است اين محبتْ خود را در رفتار ما نشان دهد، يعنی بدون ‌هيچ گونه چشم‌داشتی به ایشان خدمت کنيم. اما از آن‌جا که ما نمی توانيم برای آن‌ها کاری انجام دهيم، بالاترين خدمتی که مي‌توانيم به ایشان ارائه دهیم اين است که بگوييم: خدايا! بالاترین و بهترین رحمت‌ها و فیض‌ها نزد تو است، و تو می توانی بهترين رحمت‌های خود را به ایشان عطا کنی. اما دست ما خالی است و چیزی برای پیش‌کش نزد ما نیست. از تو می‌خواهیم بهترين رحمت‌هایت را به ایشان عنایت فرمایی، که ایشان حقیقتا سزاوار چنین عنایتی هستند! اگر انسان چنین حالتی پيدا کند، نمي‌دانم ارزش صلوات و دعايش چند برابر می شود، اما همین‌قدر می‌دانم که بسیار بالاست.

وابستگیارزش عبادت به مراتب محبت

اين اختلاف مراتب در صلوات افراد چیزی شبيه اختلاف مراتب عبادتیاست که برای خدای متعال انجام می گيرد. براساس آنچه از اهل‌بیت (ع) نقل شده، عبادت‌کنندگان سه دسته‌اند: دسته‌ای خدا را به‌خاطر ترس از عذاب عبادت می‌کنند. این‌ها مانند غلامان‌ سياهی هستند که از ترس کتک، مولای خود را اطاعت می‌کنند. ازاین‌رو عبادت ایشان را «عبادت عبید» گویند. اگر خدا جهنم نداشت آن‌ها خدا را عبادت نمي‌کردند. عده‌ای ديگر هستند که سطح عبادتشان کمیبالاتر است. ایشان برای نعمت‌هایبهشتیخدا را عبادت مي‌کنند. عبادت این دسته «عبادت تاجران» نام نهاده شده است. این نوع عبادت اشکالی هم ندارد. قرآن کریم هم می فرمايد: هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ. ۱ ولیدسته سوم کسانی هستند که خدا را عبادت می‌کنند تنها به‌خاطر این‌که او را دوست دارند. این «عبادت آزادگان» خوانده شده است. ایشان دل به خدا داده‌اند.

عين اين مراتب درباره محبت اهل‌بيت(ع) هم وجود دارد. گاهی دوستی ما برای شفا یافتن بیماری‌مان یا دست‌یابی به شفاعت اهل‌بيت و نجات از عذاب است، که البته کار خوبی است و از خدا می‌خواهیم همین را هم از ما نگیرد. گاهی حاجتی بزرگ داریم و با ایشان قرار می‌گذاریم که اگر حاجت‌روا شدیم، فلان مبلغ را به آستان ایشان تقدیم کنیم. اين‌ رابطه هم رابطه خوبی است و نشانه آن است که به اين خانواده(ع) ايمان داریم، و مي‌دانیم که ايشان پيش خدا عزيزند و دعايشان مستجاب می شود، و مي‌دانیم که آ‌ن‌ها شيعيان و دوستان‌شان را (گرچه همت‌‌شان ضعيف باشد) دوست دارند و دست مرحمت بر سرشان می‌کشند!

اما کسانی هم هستند که وقتی صبح از خانه بيرون مي‌آيند، دلشان تشنه زیارت حرم حضرت معصومه(س) است، و آرام و قرار ندارند تا خود را به حرم برسانند و در و ديوارش را ببوسند. اين بی‌قراریآنها برای گرفتن حاجت نيست، و چیزی هم از ایشان نمی‌خواهند. عطش آن‌ها ناشی از محبتی است که به این خاندان دارند، و این محبت ناشی از معرفتی است که به مقام ایشان دارند. این محبت به‌تدریج حالت وابستگی و دل‌بستگی را در ایشان پدید آورده که در اين دل‌بستگي، ديگر آن منافع منظور نيست. چنان‌که گفته شد، انسان هر کسی یا چیزی را دوست بدارد ابتدا بدین خاطر است که از ارتباط با آن لذتیمی‌برد، اما به‌تدریج با تکرار لذت‌ها به آن دل‌بستگیپيدا مي‌کند و اين دل‌بستگیديگر در گرویآن لذت‌ها نيست. اگر آن لذت‌ها هم برود این دل‌بستگیباقی مي‌ماند.

درست است که ما وقتیمي‌خواهيم اهل بيت(ع) را بشناسيم، ابتدا از طریق کرامات‌شان ایشان را می‌شناسيم، و اين شناخت باعث محبت ما به ایشان می‌شود، اما اگر کمیهمت کرده، این ارتباط را حفظ و تکرار کنیم، به ایشان دل‌بستگی ای پيدا مي‌کنیم به نام عشق، که ارزش یک لحظه آن، از صدها سال عبادت‌ بدون چنین حالی بيشتر است! ارزش برخی عبادت‌ها، تنها به‌خاطر توجه دل، هفتصد هزار بار از عبادت‌های دیگر بیشتر می‌گردد! مراتب خلوص در نیت کاری می‌کند که عبادت از يک بار، ده بار، هفتاد بار، هفت‌صد بار، صدهزار بار، هفتصد هزار بار و ... بيشتر ثواب پیدا کند. اين درحالیاست که ظاهر فیزیکی کار در همه مراتب یکسان است، اما باطن آن چنین مراتبی پیدا می‌کند. ارزش آن بوسه‌ای که تنها از روی محبت بر ضريح حضرت معصومه(س) زده می شود و در عمق دل زائر این است که بي‌بي‌جان دوستت دارم، سر و جانم فدای شما، و چيزی هم از شما نمی خواهم، بیشتر از بسیاری از پول‌ها، نذر و نيازها، اطعام‌ها و ... است.

باید تلاش کنيم معرفت و محبت ما نسبت به خدایمتعال افزایش یابد تا ما هم شبيه ائمه معصومان(س) شويم و انگیزه عبادت کردن‌مان محبت به خدای متعال گردد. البته خدا انسان را به‌گونه‌ای خلق کرده است که از آتش می ترسد و نمی خواهد در آتش بسوزد،  و نعمت‌های بهشتی را هم دوست دارد، اما محب خدا عبادت را به‌خاطر این‌ها انجام نمی‌دهد. اگر در شبانه‌روز تلاش کنیم دو رکعت نماز بخوانيم و با خدا این‌گونه نجوا کنیم که خدايا! من این نماز را به‌خاطر این‌که محبت من نسبت به تو باقی بماند و تو را بیشتر دوست بدارم می‌خوانم، و هيچ مزد دیگری هم نمی‌خواهم، شايد ارزش اين دو رکعت نماز از عبادت همه عمر ما بيشتر باشد. در درگاه خدای متعال، کيفيت بسیار بیشتر از کمیت ارزش‌گذاری می‌شود و کيفيت عمل تابع معرفت، محبت و ارتباط قلبی است. باید تلاش کنيم اين رابطه را تقویت کنیم.

ارزش‌مندترين حاجت‌ها

اگر ما برای برآورده شدن حاجت هم صلوات می فرستيم، خوب است حاجت‌مان را در پيشگاه حضرت ولیعصر(س) اين قرار دهيم: آقا من هزار صلوات می فرستم تا شما از خدا بخواهيد معرفت مرا به شما زياد کند! اگر مزد مي‌خواهيم اين‌گونه مزد بخواهيم. باور کنیم که اگر لذايذ دنيا باشد یا نباشد، چندان فرقی نمي‌کند. با خود درباره آن روزهايیکه بسیار خوش گذرانديم و روزهايی که بسیار بر ما سخت گذشت بیاندیشیم! به‌راستی اکنون چه‌قدر از آن خوشی‌ها یا سختی‌ها در يادمان باقی مانده است؟ هم روزهای سخت گذشت و هم روزهای شادی! واقعا هم گذشت! اکنون که فکر می‌کنیم گویا خوابی بیش نبوده‌اند. اما اين معرفت و محبت است که در عمق دل ما تا ابد باقی می ماند و  باعث می شود انسان در عالم آخرت هم با ائمه اطهار (ع) محشور باشد. اين کجا و آن کجا!؟ باید همت‌مان را بلندتر کنيم و اگر حاجت هم می خواهيم بيشتر روی حاجت‌های معنوی تکيه کنيم.

زندگی انسان ساحت‌های مختلفی دارد که انسان مؤمن همانطور که از اسمش پیداست باید در هر کدام از آن‌ها ایمان خود را ظهور و بروز دهد. در ساحت‌های فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری، اعتقادی، اخلاقی، علمی، اقتصادی و جسمی. بروز ایمان نیز در این ساحت‌ها چیزی نیست جز تقوا. یعنی فرد در همه این ابعاد زندگی نظر خدا و رضایت او را محور قرار دهد. امام صادق (ع) درباره وظیفه شیعیان فرموده است: «کونوا لنا زینا ولا تکونوا لنا شیناً» زینت و سبب افتخار ما باشید نه اینکه باعث شرمندگی ما باشید. در این راستا حضرت علی (ع) می‌فرماید: «اعیونی بورع واجتهاد و سداد» سعی کنید تقوا و ورع داشته باشید. در این راه تلاش کنید و استقامت داشته باشید. آنچه پیش رو دارید گزیده‌ای از سخنان آیت الله مصباح یزدی؛ در دفتر مقام معظم رهبری است که در سال ۸۷ ایراد کرده اند. بخش بیست و ششم آن را باهم می‌خوانیم: فرمایشات حضرت امیر (ع) در بیان اوصاف شیعیان خالص به این جا رسید:؛ صَبَرُوا أَیَّاماً قَلِیلَةً فَأَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةٌ طَوِیلَةٌ وَ تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ یَسَّرَهَا لَهُمْ رَبٌّ کَرِیمٌ.

یعنی این افراد کسانی هستند که ایام کمی را صبر و شکیبایی به خرج می‌دهند، و به دنبال آن راحت و آسایش طولانی خواهند داشت، و این داد و ستد پر سودی است که خدای متعال آن را فراهم کرده است؛ خدایی که اهل کرم و جود نسبت به بندگان است. قبل از توضیح این جملات دو نکته را یادآور می‌شویم:

نکته اول این‌که گر چه این اوصاف به عنوان ویژگی‌های شیعیان کامل و خالص، بیان شده، اما هدف از بیان آنها این است که برای دیگرانی که در مراتب پایین‌تری هستند، ایجاد انگیزه کند، تا آنها هم سعی کنند با استفاده از این بیانات به سوی مقامات عالی حرکت کنند و به کمالات لایق خود برسند.

همان‌طور که می‌دانید، در مقام تربیت، رعایت حال مخاطب ضرورت دارد. در جامعه ما افراد مؤمن فراوانی هستند که اعتقادات صحیحی دارند و در مقام انجام تکالیف خود هستند؛ اما آیا معرفت و درجات ایمان همه آنها مساوی است؟ و آیا انگیزه ایشان در عمل یکسان است؟ بسیاری از مؤمنین با وجود اعتقاد به خدای واحد یگانه‌ای که دارای صفات ثبوتیه و سلبیه است، شناخت درستی از صفات الهی ندارند. بعضی از ایشان تصور می‌کنند خدا در جایی بالای آسمان‏هاست؛ مقداری پایین‌تر از جایگاه خدا، عرش و کرسی او، پایین‌تر از آن، آسمان‌ها و در پایین‌ترین مرتبه زمین قرار گرفته است.

حتی بعضی از ما که بیش از ۶۰ سال وقتمان به تحصیل و تدریس در باره این مسائل گذشته، هنوز در عمق دلمان تصورات خامی وجود دارد که نشان می‌دهد آن‌گونه که باید و شاید، خدا را نشناخت‬ه‬ ‏ایم. به همین دلیل است که باید دائماً از خداوند ترفیع درجات ایمان و معرفت را از خدا بخواهیم. معرفت نسبت به خدا پیشکش! ما چقدر نسبت به پیغمبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) معرفت داریم؟؛ معرفت سلمان و ابوذر با معرفت ما فاصله زیادی دارد.

این واقعیتی غیر قابل انکار است که مراتب معرفت افراد، به خصوص در سنین مختلف، توأم با مراتب انگیزه متفاوت است. دختر بچه یا پسری که تازه به تکلیف رسیده، آیا انگیزه‌اش برای روزه گرفتن و نماز خواندن همان انگیزه‏ای است که پدر و مادر او بعد از ۲۰_۳۰ سال تربیت شدن در مجالس دینی و مطالعه کتاب‌ها پیدا کرده‏اند؟ اگر بخواهیم شرایطی که معمولاً برای قصد قربت در عبادات لازم است، برای یک کودک ۹ ساله هم همان شرایط را لحاظ کنیم، ممکن است عبادت او دچار مشکل شود. مسلماً برخی شرایط آرام آرام و تدریجی حاصل می‌شود.

مثلاً اگر از بچه‏ای که امروز به تکلیف رسیده، انتظار برود بدون تشویق دیگران و با قصد قربت کامل عباداتش را انجام دهد، کار بر او بسیار مشکل می‌شود. زیرا طبق موازین شرعی اگر انگیزه فرد برای نماز، رسیدن به جایزه و تشویق باشد نمازش خالی از اشکال نیست. اما اگر بخواهیم کودک نمازخوان بشود، باید به وسیله تشویق و جایزه او را ترغیب به نماز کنیم و سعی کنیم از این طریق انگیزه بیشتری برای او در انجام وظیفه ایجاد کنیم. این امر اختصاص به سنین پایین ندارد. بسیاری از افراد هستند که نتایج مادی مترتب بر عبادات برایشان ایجاد انگیزه می‌کند. در روایات فراوانی هم با هدف ایجاد انگیزه، ثمرات دنیوی عبادات ذکر شده است.

مثلاً گفته شده اگر نماز شب بخوانید روزی‏تان وسیع می‌شود، نزد دیگران محبوب می‌شوید و…۱؛ یا احسان به والدین و صله رحم عمر را طولانی و بلاها را دفع می‌کند؛ صدقه بدهید تا بلاها از شما رفع شود. خواه، ناخواه این تشویق‌ها در نیت انسان تأثیر می‌گذارد و مثلاً وقتی می‌خواهد برای نماز شب برخیزد، با خود می‌گوید: نماز شب بخوانم، چون در وسعت رزق و قضای حوائج مؤثر است. در حالی که عبادت باید با قصد قربت انجام شود. اگر کسی به خاطر رفع بلا صدقه بدهد، چه اندازه ارزش عبادی دارد؟

اما برای تربیت انسان‌ها در مسیر بندگی، باید همه این تشویق‌ها گفته شود و هر کس بر اساس پایه معرفتی خود باید بکوشد از آنها استفاده کند و قدم به قدم بالاتر برود. اگر قرار بود انگیزه همه افراد در اخلاص و عبادت، مثل اولیای کامل خدا باشد، باید باب اعمال خیر بسته می‌شد.

در اوایل بعثت، زمانی که هنوز شریعت به طور کامل نازل نشده بود و حتی نماز و روزه واجب نبود، خداوند در وصف مؤمنین و بندگان خوب خود می‌فرماید: کسانی هستند که کارهای خیر انجام می‌دهند و به دیگران احسان می‌کنند، و هیچ انگیزه‌ای جز رضایت خدا ندارند؛ إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَی ۲.؛ اما اگر قرار باشد انگیزه همه افراد در کارهای خیر فقط خدا باشد، چند نفر این چنین می‌توان پیدا کرد؟ از این رو قرآن کریم، و به دنبال آن پیغمبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) مردم را با بیانات و انگیزه‌های مختلف، متناسب با سطح معرفت و ایمان و اخلاصشان تربیت می‌کنند.

راه تربیت انسان‌ها همین است که متناسب با فهم افراد و مراتب معرفت و ایمانشان با آن‌ها گفتگو شود و از همان چیزی که می‌فهمند برای ترقی‏؛ افراد استفاده کرد. ابتدا باید کودک را با تشویق و جایزه به نماز خواندن ترغیب کرد.

در مرحله بعد با بیان ثمرات دنیوی نماز در او ایجاد انگیزه کرد و زمانی که تدریجاً سطح معرفت فرد بالاتر آمد، می‌توان به او گفت که انسان نباید عبادت را برای ثمرات دنیوی انجام دهد؛ چون ارزش ثواب ابدی آخرت بالاتر از ثمرات کوتاه مدت دنیاست. سپس به تدریج باید او را به جایی رساند که بفهمد خدا را باید به خاطر خودش عبادت کرد. امیرالمؤمنین می‌فرمود: مَا عَبَدْتُکَ خَوْفاً مِنْ نَارِکَ وَ لَا طَمَعاً فِی جَنَّتِک ۳؛ عبادت کردن برای رسیدن به بهشت، در واقع معامله با خداست؛ تِلْکَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ ۴. اگر عبادت به‌واسطه ترس از جهنم باشد، تِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ؛؛ این عبادت بردگان است که از ترس عقوبت از مولای خود اطاعت می‌کنند.

اما احرار کسانی هستند که می‌توانند بگویند: وَجَدْتُکَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ، فَعَبَدْتُک؛ تو را عبادت می‌کنم به خاطر خودت؛ چون تو پرستیدنی هستی؛ اگر تو را عبادت نکنم، چه کنم؟ ما جز بندگی و عبودیت چیزی نداریم و تو جز الوهیت و ربوبیت چیزی نیستی.

ما عبادت می‌کنیم، چون تو خدا هستی و ما بنده‌ایم؛ اطاعت می‌کنیم، چون تو دوست داری. هر کار سخت دیگری را هم که بدانیم تو دوست داری، انجام می‌دهیم. وقتی انسان مسیری را تدریجاً پیش می‌رود، هر قدر همت داشته باشد می‌تواند به مراتب عالی‌تری برسد.

طی کردن این مراتب هم ارتباطی به سن و سال ندارد. ما نوجوان سیزده ساله‌ای داشتیم که امام (ره) در باره‌اش فرمود او رهبر ماست؛ نوجوانی که ره صد ساله را یک شبه پیمود. پیرمردهای کم همتی هم هستند که با وجود سن زیاد، در مراحل اول راه مانده‌اند.

سطح معرفت و همت بندگان خدا متفاوت است. بر همین اساس حتی خدای متعال برای دعوت مردم به جهاد از همین گونه تشویق‌ها استفاده می‌کند. اگر بنا بود مردم فقط به خاطر خدا به جهاد بروند، بسیاری از جنگ‌ها انجام نمی‌شد. کسانی بودند که فقط برای کسب غنیمت به جهاد می‌رفتند. خدا برای تشویق این افراد می‌فرماید: وَعَدَکُمُ اللّهُ مَغانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَها ۵.

بنابر این اگر در فرمایشات معصومین (ع) در باره مقامات اولیای خدا و شیعیان خالص تعابیری دیدیم که احیاناً اوج کامل را ندارد به این دلیل است که در این بیانات افراد ناقص و سطح پایین‌تر هم ملاحظه شده‌اند، و با بیانی که متناسب با فهم چنین کسانی است صحبت شده است. چون فرمایشات معصومین (ع) برای این است که ما یاد بگیریم و به آنها عمل کنیم، تا برای ما منشأ اثر شود.مخاطبین این فرمایشات هم در سطوح مختلفی هستند و هر مطلبی را برای هر کسی نباید گفت. اگر گفته شود اولیای خدا کسانی هستند که در بهشت حتی نگاهی به حور و قصور نمی‌کنند و میلی به فاکهه و لحم طیر هم ندارند، ممکن است کسانی با تمسخر بگویند پس چه می‌خورند و به چیز نگاه می‌کنند؟! چنین بیانی در این افراد تأثیر ندارد. برای ایجاد انگیزه عبادت در این افراد باید از؛ فاکِهَةٍ مِمّا یَتَخَیَّرُونَ * وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّا یَشْتَهُونَ ۶؛ گفت و برای کسانی که مرتبه عالی‌تری دارند از إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَی، و از؛ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ ۷.

شاید تعداد هر نوع از این آیات هم با تعداد مخاطبان متناسب باشد؛ این آیات تعداد کمی است؛ در حالی آیات بشارت دهندة نعمت‌های مادی بهشت فراوان است. چون مخاطبینی در این سطح فراوان‌اند؛ اما کسانی که از شنیدن رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ؛ متأثر بشوند و انگیزه عمل پیدا کنند خیلی کم هستند. چند نفر می‌توان پیدا کرد که واقعاً بتوانند بگویند: لَوْ کَانَ رِضَاکَ فِی أَنْ أُقَطَّعَ إِرْباً إِرْباً، … لَکَانَ رِضَاکَ أَحَبَّ إِلَیَّ ۸؟

آیا اشکال دارد انسان عبادت را برای ثمرات دنیوی انجام دهد؟
مرحوم شیخ عباس تهرانی

مرحوم شیخ عباس تهرانی رضوان الله علیه از شاگردان مرحوم میرزا جواد آقا‬ ملکی‬ تبریزی، در یکی از جلسات درس اخلاق خود می‌فرمود: روزی به ذهنم گذشت که من به مرحله‌ای رسیده‌ام که می‌توانم به خاطر خدا بر مصیبت‌ها و بلاها صبر کنم. همان شب دل درد گرفتم. ابتدا با خود گفتم صبر می‌کنم، زیرا بلایی است که خدا نازل کرده و باید صبر ‏کنم. اما بعد از مدتی دیدم تحمل این درد خیلی سخت است.

گفتم: خدایا اگر صلاح می‌دانی، مرا شفا بده. مدتی گذشت، اما خبری نشد. دست به دعا برداشتم و گفتم: خدایا! تحمل این درد برای من سخت است؛ مرا از این درد نجات بده! لحظاتی گذشت؛ اما باز هم خبری نشد. شروع به توسل به یکایک ائمه اطهار (ع) و اولیایی که می‌شناختم کردم؛ اما درد بهتر نشد. سرانجام طاقتم تمام شد و فریاد زدم: مگر کسی نیست مرا نجات بدهد؟! یک شکم درد ساده، عارفی مثل مرحوم شیخ عباس تهرانی رضوان الله علیه را به اینجا می‌رساند که بگوید مگر کسی نیست مرا نجات بدهد! آدمیزاد تا این حد ضعیف است.

خداوند تربیت و هدایتش را مخصوص اولیای خود قرار نداده، بلکه او به خاطر رأفت و رحمت بی‌نهایتش به اندازه‌ای اسباب و وسایل فراهم می‌کند، شاید بنده‌اش یک بار رو به خدا کند ویک «یا الله»؛ بگوید.خداوند متناسب با میزان معرفت و همت بندگان وسایل هدایت ایشان را فراهم می‌کند و هر گروه را به صورتی تشویق و ترغیب می‌کند؛ از تشویق‌های دنیوی، مثل تشویق به جهاد با وعده کسب غنیمت: وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ کَثِیرَةً، تا بشارت به نعمت‌های اخروی و پاداش ابدی: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۹؛ حتی در آیه‌ای می‌فرماید: من به عنوان وام‏گیرنده از شما وام می‌گیرم و روز قیامت چند برابر آن را به شما باز می‌گردانم.

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا ۱۰؛ چه کسی است که به خدا قرض بدهد؟ خداوند با این بیان می‌خواهد انسان‌ها را ترغیب کند که گامی به سوی خدا بردارند. همه این بیاناتی که از خدای متعال، و به دنبال آن از پیغمبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)، صادر شده برای این است که من و شما حرکت کنیم و یک گام جلوتر برویم.

یکی از مفاهیمی که قرآن برای تربیت امثال ما استفاده کرده، تعبیر «تجارت»؛ است. در آیات ابتدای سوره بقره، در باره منافقین می‌فرماید: مَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُم ْ۱۱؛ تجارت آنها سودی نداشت. چون اکثر انسان‌ها هر یک به نوعی اهل معامله و داد و ستد هستند.

لذا این‌گونه با ما صحبت می‌کند. حتی در جایی که می‌خواهد مردم را به جهاد تشویق کند، می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی؛ خدا جان شما را خرید و در مقابل، بهشت را به شما می‌دهد. چه کسی در مقابل جان شما چنین بهایی می‌دهد؟ خدا با این مفهوم می‌خواهد اهمیت کار خوب و فداکاری در راه خدا را بیان کند. در جای دیگری هم برای مطلق کارهای خوب از واژه «تجارت»؛ استفاده می‌کند: هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ ۱۲؛ آیا دوست دارید معامله‏ای به شما بیاموزم که شما را از عذاب ابدی دوزخ که دل و جانتان را می‌سوزاند نجات دهد؟ در این آیه هم از واژه «تجارت»؛ استفاده شده است.

خداوند انسان را بالفطره این‌گونه آفریده که اگر چیزی را هزینه می‌کند، انتظار دارد در مقابل آن، چیز بهتری دریافت کند. این خصوصیت هم یکی از نعمت‌های خداوند است، تا آدمی عمر و توانش را بیهوده تلف نکند. به همین دلیل هنگامی که گفته می‌شود: نماز بخوانید یا روزه بگیرید، می‌گوئیم اگر نماز نخوانیم چه می‌شود؟ وقتی به ما سفارش کنند بیایید شیعه علی (ع) بشوید و در رفتارتان از علی (ع) الگو بگیرید، می‌گوئیم برای چه؟ و حتی شاید با خود بگوییم: مگر کسانی که مثل علی (ع) نشدند، زندگی نکردند؟ اما اگر بگویند: اگر چنین کاری را انجام دهید، در برابر چیزی بهتر نصیب شما می‌شود، در این صورت تحریک می‌شویم که ببینیم قرار است چه چیزی در مقابل آن کار نصیب ما بشود.

در برابر روزه امروز که به واسطه آن لذت‌هایی را از دست می‌دهیم به ما چه می‌دهند و آیا این داد و ستد برای ما ارزش دارد یا نه؟ و عاقل کسی است که چنین محاسباتی را انجام دهد؛ مگر آن‌که به حدی رسیده باشد که محبت الهی آن چنان قلب او را فرا بگیرد که جز رضای محبوب چیز دیگری نخواسته باشد. حساب چنین کسی از دیگران جداست. ما هنوز به این مرحله نرسیده‌ایم.

در این فاصله باید سعی کنیم که اگر چیزی را از دست می‌دهیم، در برابر آن چیزی ارزشمند را به دست آوریم.

امیرالمؤمنین (ع) در اوصاف شیعیانش می‌فرماید: ایشان چند روزی سختی‌ها را تحمل کرده‌اند؛ اما در مقابل، آسایش طولانی و درازمدت نصیبشان می‌شود. منظور آن حضرت از چند روز، زندگی شصت‌؛ هفتاد ساله دنیاست که در برابر عمر ابدی آخرت چشم بر هم زدنی است.

شیعیان این چند روز زندگی دنیا را صبر کردند و از بخشی از خواسته‌هایشان صرف نظر کردند. چون آدمی دائماً غرق در نعمت‌های خداست و از آنها استفاده می‌کند؛ هوا، نور، خوردنی‌هایی که باعث حیات ما می‌شود، آب گوارا، نان حلال، انس با خانواده شایسته و مؤمن، فرزندان خوب و هزاران نعمت دیگر؛ آنچه ما باید از آن صرف نظر کنیم فقط بخشی از خواسته‌هایی است که به ضرر ما تمام می‌شود؛ جایی که گناه است، تجاوز به حقوق دیگران است، مانع کارهای خیرِ بیشتر می‌شود.

فقط با صرف نظر از این خواسته‌ها چند روز عمر دنیا را صبر کنیم؛ فَأَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةٌ طَوِیلَةٌ. حضرت در ادامه می‌فرماید: عجب معامله خوبی! تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ. آدم چند روز صبر کند، در مقابل، عمری راحتی و آسایش داشته باشد. این کار بدی است؟ مگر همه عقلا در طول زندگی چه می‌کنند؟ زرنگ‌ترین افراد در روز یک ساعت کار می‌کنند، تا ۲۳ ساعت استراحت ‏کنند. اما اگر دنیا را با آخرت بسنجیم نسبت آنها چقدر بیشتر از یک به بیست و چهار است؟ بی‌نهایت.

این چه تجارتی است! تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ یَسَّرَهَا لَهُمْ رَبٌّ کَرِیمٌ. تجارت پر سودی که خدای مهربان کریم برای مؤمنان فراهم کرده است. جالب این است که تبلیغات این تجارت را هم خریدار انجام داده است. خود او پیغمبر فرستاده و قرآن نازل کرده که بیایید و با من معامله کنید؛ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَةٍ …؟

اگر ما با نگاه کاسب‏کارانه هم به دین نگاه کنیم، نگاه عاشقانه و عارفانه پیش‏کش باید ببینیم چه می‌دهیم و در مقابل، چه می‌گیریم؟ (با صرف نظر از این که مگر ما چیزی از خودمان داریم که بدهیم) اگر فرض کنیم که آنچه از روح، جسم، قدرت بدنی و توان فکری در اختیار داریم متعلق به خود ماست، همه آنها چه مقدار ارزش دارد؟ حال اگر یک مشتری پیدا شود که همه را به هزار برابر این مقدار بخرد، آیا عاقلانه است که شما کالای خود را به این مشتری نداده و به مشتری دیگری بدهید که یک هزارم او می‌خرد؟

۱. به عنوان نمونه ر. ک: تهذیب‏الأحکام، ج ۲، ص ۱۲۰، باب کیفیة الصلاة و صفتها؛ صَلَاةُ اللَّیْلِ تُبَیِّضُ الْوَجْهَ وَ صَلَاةُ اللَّیْلِ تُطَیِّبُ الرِّیحَ وَ صَلَاةُ اللَّیْلِ تَجْلِبُ الرِّزْق.

۲. لیل / ۲۰.

۳. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۸۶، باب ۵۳، «النیة و شرائطها و مراتب‌ها».

۴. نهج‏‬ البلاغة، ص ۵۱۰، حکمت ۲۳۷.

۵. فتح / ۲۰.

۶. واقعه / ۲۰ - ۲۱.

۷. توبه / ۷۲.

۸. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۶، باب ۲.

۹. توبه / ۱۱۱.

۱۰. بقره / ۲۴۵.

۱۱. بقره / ۱۶.

۱۲. صف / ۱۰.

اداره اقتصادی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) در گزارشی از وضعیت ناوگان کشتیرانی منطقه خاورمیانه اعلام کرد ایران با دارا بودن 942 کشتی بزرگترین قدرت تجارت دریایی منطقه در سال 2022 بوده است.

بر اساس این گزارش ایران 32 کشتی فله بر، 31 کشتی کانتینری، 83 نفتکش، 393 کشتی باری عمومی و 403 فروند کشتی از انواع دیگر در سال 2022 داشته است.

بر این اساس،‌ ایران در میان 12 کشور خاورمیانه بیشترین تعداد کشتی تجاری را در سال 2022 داشته است. اختلاف قدرت ایران با کشور بعدی بیش از 300 کشتی بوده است. امارات با دارا بودن 636 فروند کشتی در رتبه دوم منطقه از این نظر قرار داشته است. تعداد کشتی های ایران به میزان 306 فروند از امارات بیشتر بوده است.

*یک سوم کل کشتی های خاورمیانه متعلق به ایران است

ناوگان کشتیرانی ایران همچنین بیش از دو برابر ناوگان کشتیرانی عربستان سعودی بوده است. سیا تعداد کشتی های عربستان در سال 2022 را 413 فروند اعلام کرده و این کشور را سومین قدرت تجارت دریایی در منطقه خاورمیانه معرفی کرده است.

بحرین با دارا بودن 190 فروند کشتی و کویت با 166 کشتی به ترتیب در رتبه های چهارم و پنجم از این نظر قرار گرفته اند.

قطر با 123 فروند، عراق با 75 فروند، عمان با 57 فروند، لبنان با 49 فروند، اردن با 35 فروند، یمن با 30 فروند و سوریه با 22 کشتی به ترتیب رتبه های ششم تا دوازدهم را به خود اختصاص داده اند.

کل کشتی های تجاری فعال در منطقه خاورمیانه در سال میلادی گذشته بالغ بر 2738 فروند بوده است که بیش از یک سوم این کشتی ها معادل 34 درصد به ایران اختصاص داشته است.

حزب الله لبنان در بیانیه ای اعلام کرد: رزمندگان مقاومت اسلامی در راستای حمایت از مردم مقاوم نوار غزه و پشتیبانی مقاومت شجاع و شریف آن، ساعت 16 عصر امروز جمعه تجمعات نظامیان دشمن صهیونیستی را در اطراف پایگاه جل العلام با سلاحهای مناسب قرار قرار دادند.

بر اساس این بیانیه، رزمندگان حزب الله همچنین یک موشک ضد زره به سمت پایگاه المناره ارتش رژیم اشغالگر شلیک کردند.

رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان همچنین تجمع نظامیان صهیونیست را در اطراف پایگاه المرج با سلاحهای مناسب هدف قرار دادند.

پادگان رامیم ارتش رژیم صهیونیستی هم با سلاحهای مناسب رزمندگان حزب الله لبنان هدف قرار گرفت.

آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در یادداشتی به مناسبت ایام فاطمیه آورده است: امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش و از امیرالمؤمنین(ع) و آن حضرت هم از رسول خدا(ص) نقل می‌کنند که حضرت فرمود: «خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ(س) قَبْلَ أَنْ تُخْلَقَ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»(معانی‌الاخبار، ج٢، ص۴١٩) یعنی نور زهرای مرضیه(س) قبل از آفرینش آسمان و زمین، خلق شده است.

واقعاً این تعبیر شگفت که اگر نور فاطمه نبود، نه آسمانی بود و نه زمین، و نه إنسی و نه جنّی، به چه معناست؟! هرچه انسان اندیشه و تأمل ‌کند، نمی‌تواند معنای آن را بفهمد. واقع مسأله این است روایاتی که در مورد فاطمه زهرا علیهاالسلام وارد شده؛ اگر سال‌ها دروس خارج اجتهادی پیرامون این روایات گذاشته شود، بحث به انتها نخواهد رسید. ما باید در کنار اینکه به دنبال مصائب حضرت زهرا علیهاالسلام هستیم و بر آن اشک می‌ریزیم، در پی فهم فضائل آن حضرت نیز باشیم.

حقیقت فاطمه علیهاالسلام در کلمات رسول اکرم صلی الله علیه و آله است و ما باید خودمان را به این حقیقت نزدیک کنیم. اگر بخواهیم به حقیقت وجودی خویش برسیم، تا حقیقت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام را درک نکنیم ولو به اندازه ظرفیت خویش، به نتیجه نخواهیم رسید.

بهتر بگویم: فاطمه‌شناسی، جزء سلسله علل خداشناسی است. ما تا اهل‌بیت علیهم السلام مخصوصاً حضرت فاطمه علیهاالسلام را نشناسیم، هرگز نمی‌توانیم خدا را بشناسیم.

پیامبر گرامی در روایتی می‌فرمایند: «یا سَلْمَانُ! خَلَقَنِی اللهُ تَعَالَی مِنْ صَفْوَةِ نُورِهِ وَ دَعَانِی فَأَطَعْتُهُ»؛ خداوند تبارک و تعالی من را از نور خاص خودش آفرید و مرا دعوت به خود کرد و من اطاعت کردم، «فَخَلَقَ مِنْ نُورِی عَلِیاً وَ دَعَاهُ فَأَطَاعَهُ» از نور من علی را خلق کرد و او را هم به سوی خودش دعوت کرد، و او هم اطاعت کرد. سپس فرمود «فَخَلَقَ مِنْ نُورِی وَ نُورِ عَلِی فَاطِمَةَ وَ دَعَاهَا فَأَطَاعَتْه‏»؛ می‌فرماید از نور خود رسول خدا، و نور علی، فاطمه را خلق کرد و او را نیز به سوی خودش خواند، و فاطمه هم اطاعت کرد.( مقتضب الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر، ص۶.)

ما به چنین مخلوقی که خلقت او مقدم بر آفرینش تمام خلایق است، همراه با نور رسول خدا و نور امیرالمؤمنین، افتخار می‌کنیم و در سوگ شهادت چنین موجودی عزاداریم.

این شخصیت عظیم به مقتضای خلقت نوری‌اش، مانند ائمه علیهم السلام دارای ولایت تکوینی بوده است.

در روایات مربوط به دستاس داریم که: اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی سلمان، ابوذر و عمار می‌گویند می‌آمدیم پشت در خانۀ فاطمه علیهاالسلام. حضرت مشغول خواندن قرآن بودند، ولی دستاس حرکت می‌کرد. بله دستاس به اراده‌ای که خدای تبارک و تعالی به او داده، در حال حرکت بود. ( دلائل الامامة، ص۱۳۹ ـ ۱۴۱. المناقب، ج۳، ص۱۱۶.)

خداوند متعال در قیامت، حضرت زهرا علیهاالسلام را این چنین صدا می‌زند: «یا حَبِیبَتِی وَ ابْنَةَ حَبِیبِی سَلِینِی تُعْطَی» از من بخواه تا به تو عطا کنم. «وَ اشْفَعِی تُشَفَّعِی فَوَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا جَازَنِی ظُلْمُ ظَالِمٍ»؛ فاطمه جان، هرچه می‌خواهی بخواه و هر کسی را می‌خواهی شفاعت کن، که شفاعت تو قبول می‌شود.

بعد بی‌بی دو عالم حضرت زهرا علیهاالسلام عرض می‌کند: «اِلَهِی وَ سَیدِی ذُرِّیتِی وَ شِیعَتِی وَ شِیعَةَ ذُرِّیتِی وَ مُحِبِّی وَ مُحِبِّی ذُرِّیتِی»؛ باز می‌فرماید فرزندانم و شیعه ام و شیعه فرزندانم و دوستانم و دوستان فرزندانم را می‌خواهم شفاعت کنم.( الامالی، ص۷۰) این مقامات و این ویژگی‌ها و این عنایات الهی را نسبت به کدام زن در تاریخ سراغ دارید؟!

در کتاب بحار الانوار(ج۳،ص۴) روایتی درباره حضرت علیهاالسلام آمده است که واقعاً انسان از شخصیت و عظمت این بانوی بزرگ جهان آفرینش مبهوت می ماند. رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند: «معاشر الناس تدرون لما خلقت فاطمه، قالوا الله و رسوله اعلم، قال: خلقت فاطمة حوراء انسیّةً لا انسیة»؛ آیا می‌دانید که فاطمه چگونه آفریده شد؟ گفتند: خدا و رسول او داناتر است. فرمود: فاطمه حوریه ‏ای انسانی است؛ به این معنا که کیفیت خلقت حضرت با سایر انسان‌ها فرق دارد.

در پایان این روایت این‌چنین آمده است: «فإنّ ذلک نور المنصورة فاطمة» جبرئیل گفت: این نور به منصوره تعلق دارد. پیامبر پرسیدند: «من المنصورة؟» جبرئیل پاسخ داد: «جاریةٌ تخرج من صلبک و اسمها فی السماءِ منصورة و فی الارض فاطمة» یعنی منصوره دختری است که از صلب تو به وجود خواهد آمد و نام وی در آسمان منصوره است و در زمین فاطمه. و در ادامه می‌فرماید: «سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ فِی الْأَرْضِ لِأَنَّهُ فَطَمَتْ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمُوا أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ فِی کِتَابِهِ‏ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ.» یعنی در زمین، فاطمه نامیده شد برای اینکه شیعیان وی از آتش جهنّم باز نگاه داشته شده‏‌اند و دشمنانش از محبت وی، محروم می‏مانند و این است معنی کلام خداوند که می‌فرماید: «و در این روز- یعنی قیامت- مؤمنین به سبب نصرت و یاری خداوند شادمان می‏گردند.»

آری، فاطمه زهرا سلام الله علیها، مقرّب‌ترین زن در پیشگاه خداوند تبارک وتعالی است؛ چرا که همه ما و شما می‌دانیم که رضایت خداوند متعال، منوط به رضایت آن حضرت است.

سعی کنیم در زندگی خودمان، رضایت آن حضرت را تحصیل کنیم و در همه کارها ببینیم که رضایت آن حضرت در چیست، تا از این طریق، رضایت حضرت حق تعالی را تحصیل کنیم.

همین فضائل و عظمت های آن بانوی یگانه است که اقتضا می کند هر ساله، فاطمیه باشکوه‌تر شود. اینکه بزرگان ما سفارش می کنند که باید توجهات و اهتمام نسبت به فاطمیه بیشتر شود، برای آن است که مبادا با غفلت و بی‌توجهی، این سرمایه از ما گرفته شود یا خدای نکرده از این سرمایه بهره‌مند نشویم.

بزرگان دین ما، مخصوصا مرجع بزرگ حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی رضوان الله تعالی علیه به دنبال این بودند که عزاداری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عاشورای دوم شود، و بحمدالله امروز کشور علوی و فاطمی ما این چنین شده است و دسته‌جات و مجالس عزاداری به صورت گسترده برگزار می‌شود.

احادیث