emamian

emamian

 
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید. به یکایک برادران و خواهران عزیز، بخصوص خانواده‌های مکرّم و معظّم و معزّز شهیدان، خوشامد عرض میکنم. یکی از بهترین کارهایی که در استانها و شهرهای مختلف مرسوم شده است و انجام میگیرد، همین بزرگداشت شهیدان است؛ یادمان شهیدان و جلسات بزرگداشت شهیدان. کار لازمی انجام دادید؛ این کاری که بحمدالله دو سه سال است مشغول شده‌اید کار لازمی است، منتها به نظر من این کار دیر شروع شده؛ یعنی در لرستان، با خصوصیّاتی که دارد و ارزشهایی که واقعاً در این مجموعه متراکم است، جا داشت بزرگداشت شهیدان خیلی زودتر از اینها انجام میگرفت. خب، حالا هم مغتنم است؛ در کاری که کرده‌اید ان‌شاءالله موفّق باشید. این مجموعه‌ای که من بیرون ملاحظه کردم، کارهایی که انجام گرفته ــ از [تولید] کتاب و فعّالیّتهای گوناگون ــ کارهای باارزشی است، کارهای خوبی است. بیانات آقایان امام‌جمعه‌ی محترم و فرمانده سپاه حاکی از توجّه به لُبّ مسئله و اهداف این کار است. ان‌شاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.

من یک جمله در باب مردم لرستان و اقوام لُر عرض بکنم، [و آن، این که] خصال برجسته‌ای دارند. تا آنجایی که من از نزدیک با بعضی از برجستگان و بخشهای مختلف [اقوام لُر] معاشرت داشتم و برخورد داشتم، دو خصوصیّت در این مجموعه‌ها برجسته‌تر از دیگرِ خصوصیّات است. یک خصوصیّت، شجاعت و دلاوری است. مردم لُر شجاعت و دلاوری دارند، در هر جایی که هستند؛ در میدان جنگ هم همین‌جور است، در بیان عقیده هم همین‌جور است، در بخشهای مختلف اجتماعی هم همین‌جور است؛ مردمان شجاع و دلاورند. آن خصوصیّت دوّم که آن هم به نظر من برجسته است، مسئله‌ِی رفاقت و صداقت و وفاداری است؛ در بین مردم لُر، این [خصوصیّت] انصافاً برجسته است. بنده در معاشرتهای شخصی‌ای که داشته‌ام ــ البتّه مقداری هم شنیده‌ام، امّا خودم هم تجربه کرده‌ام ــ این دو خصوصیّت را، به اضافه‌ی خصال برجسته‌ی دیگر، لمس کرده‌ام. مرحوم آسیّدحسن طاهری خرّم‌آبادی، شهید سیّدفخرالدّین رحیمی، مرحوم آسیّدجعفر شهیدی ــ دکتر شهیدی ــ شهید بروجردی، اینهایی که ما اخلاقیّاتشان، رفتارشان، طرز فکرشان، نحوه‌ی زندگی‌شان را از نزدیک دیدیم، انصافاً برجسته‌اند. یا مرحوم حاج آقا روح‌الله کمالوند که ما، هم یک برهه‌ای و لمحه‌ای از شخصیّت ایشان را از نزدیک مشاهده کردیم، هم چیزهای بیشتری شنیده‌ایم. من یادم هست سال ۴۲ که امام (رضوان الله علیه) مدّتها در تهران در حصر خانگی بودند و یک مقداری آن شور انقلابی و نهضت حرکت در قم فروکش کرده بود، مرحوم حاج آقا روح‌الله کمالوند آمدند قم، ما یک چند نفری بلند شدیم رفتیم خدمت ایشان برای اینکه از ایشان بخواهیم یک تحرّکی ایجاد کنند؛ یعنی ظرفیّت این مرحوم این[طور] بود، نزد علما و مراجع بسیار محترم بود.

البتّه خصوصیّات این مردم فراتر از اینها است؛ حالا این دو خصوصیّت [برجسته‌تر است]. همین روح دلاوری‌ای که عرض کردم، موجب شد که در دوران منحوس پهلوی اوّل، اقوام لُر زیر فشارهای شدیدی [از جمله] کشتار و تبعید و حبس و فشارهای گوناگون قرار بگیرند؛ آنها به معنای واقعی کلمه از شجاعت و دلاوری اقوام لُر میترسیدند، پیش‌دستی میکردند و بر آنها فشار وارد میکردند. لکن آنچه در بین مردم شهرستان‌های دیگر  شایع بود [همین خصوصیّت بود]؛ مثلاً در مشهد ما با لرستان ارتباطی هم نداشتیم، امّا آوازه‌ی دلاوری‌های لرستان را از جوانهای مبارزی که دُوروبَر ما بودند می‌شنفتیم و نقل میکردند، چیزهایی را میگفتند. یک شعری را بچّه‌های مشهد از قول لُرها میخواندند: «دایه دایه وقت جنگ است»؛ این نشان‌دهنده‌ی آن بود که اینها اهل مبارزه‌اند، آن هم در آن اختناق دوران مبارزات سال ۴۲ به بعد.

منتها من اینجا یک نکته‌ای را عرض بکنم: حفظ تصویر واقعی از مجموعه‌های گوناگونی که ملّت ایران را تشکیل میدهند، از جمله اقوام لُر، برای جوانهای امروز لازم است. تاریخ مردم لُر، در این صد سال اخیر، دو بخش دارد: یک بخش، بخش مربوط به دوران پهلوی است، بخش مظلومیّت که واقعاً مظلوم واقع شدند؛ یک بخش، بخش دوران مربوط به نظام جمهوری اسلامی است که بخش برافروختن و بُروز و ظهور و درخشیدن این مجموعه در میدانهای مختلف است. این هر دو صفحه را با هم بایستی حفظ کنید؛ بخصوص برای اینکه جوانها تاریخ خودشان را بدانند، برای اینکه حافظه‌ی تاریخی ملّت را اشباع کنند، این دو بخش باید هر دو محفوظ باشد و با هم مقایسه بشود. یک طرف مظلومیّت است، یک طرف حماسه‌سازی است؛ یک طرف اختناقی است که موجب میشود استعداد ملّت در بخشهای مختلف بُروز نکند و آن را زیر فشار خفه کنند، یک بخش دیگر و یک صفحه‌ی دیگر وقتی است که این فضا باز میشود، خودشان را نشان میدهند، شخصیّت‌های برجسته‌ای بُروز میکنند، [از قبیل] همان شخصیّت‌هایی که حالا من اسم آوردم. مثلاً مرحوم شهیدی در دوران قبل از جمهوری اسلامی هم همین آدم بود، منتها درخشش این چهره مال دوران جمهوری اسلامی است؛ یعنی در دوران قبل از جمهوری اسلامی، همین آدمی که آن زمان درس خوانده بود، ترقّی کرده بود، برجسته شده بود، بُروز و ظهوری نداشت؛ جمهوری اسلامی فضا را باز کرد و اینها [درخشیدند]. تاریخ باید مرور بشود، مورد توجّه قرار بگیرد؛ نباید بگذاریم هیچ کدام از این دو مقطع تاریخی فراموش بشوند؛ این دو مقطع باید هر دو جلوی چشم باشند و با هم مقایسه بشوند. در دوران جمهوری اسلامی، منطقه‌ی لُری ــ چه لرستان، چه بیرون لرستان که اقوام لُر حضور دارند ــ انصافاً خوش درخشید. حالا آقایان گفتند؛ گزارشهایی که دادند گزارشهای درست و دقیقی بود. آن همه شهید، آن همه شهید دانش‌آموز و معلّم، شهدای زن، بانوان شهید، روحانیّون شهید، علمای شهید و شخصیّت‌هایی که بودند، یا مجموعه‌های نظامی ــ چه ارتشی، چه سپاهی ــ انصافاً خوش درخشیدند و در بخشهای مختلف خیلی خوب حضور پیدا کردند که تا امروز هم بحمدالله ادامه دارد.

امیدواریم ان‌شاءالله این تلاشهای شما به نتایج خوبی برسد. این نکته‌ای که آقای امام‌جمعه اشاره کردند نکته‌ی مهمّی است؛ مقصود از این بزرگداشتها جریان‌سازی است. این نکته‌ باید بسیار مورد توجّه باشد؛ باید جریان‌سازی فکری و عملی صورت بگیرد و میراثِ ارزشمندِ نسلِ گذشته و جوانِ فداکارِ گذشته منتقل بشود به جوان امروز. کشور رو به سمت قلّه است، کار زیاد دارد، تلاش زیاد دارد، خطر هم زیاد دارد؛ بایستی با قدرت و با اراده این راه را پیمود. اگر بخواهیم این باشد، بایستی از گذشته‌ی تاریخیِ این بخش و بخشهای دیگرِ کشور استفاده کنیم؛ همه باید استفاده کنند و میراث ارزشمند گذشته را به نسل کنونی و حاضر منتقل کنند.

من میخواهم یک جمله در باب مسئله‌ی غزّه عرض بکنم؛ چون امروز در رأس مسائل دنیای اسلام، مسئله‌ی فلسطین و همین حوادثی است که در غزّه دارد اتّفاق می‌افتد؛ همه‌ی اینها حوادث آینده‌سازی است. قضیّه‌ی غزّه از یک سو قضیّه‌ی مظلومیّت است، از یک سو قضیّه‌ی اقتدار است. بله، مردم غزّه واقعاً مظلومند و این دشمنِ ددمنش و خونخوار ــ رژیم تروریستی غاصب ــ حدّی برای جنایت نمی‌شناسد؛ یعنی در یک بمباران، هزار نفر را شهید میکند! این‌جوری است؛ حدّی نمی‌شناسد. مظلومیّت مردم این‌جوری ظاهر میشود.

امّا در کنار این مظلومیّت، دو نکته‌ی مهم وجود دارد؛ یک نکته صبوری این مردم است، توکّل این مردم است. این مردم انصافاً صبوری به خرج دادند، بعضی از مناظرش را دستگاه‌های تبلیغاتی در دنیا و در کشور ما نشان دادند؛ فرزندش شهید میشود، خدا را حمد میکند؛ فرزندش شهید میشود، میگوید فدای فلسطین؛ نوجوان مجروح خدا را شکر میکند و آیات قرآن را میخواند. این صبوری این مردم خیلی مهم است. دشمن میخواست این مردم را وادار کند به اینکه تسلیم بشوند، دستشان را بالا ببرند، بالا نبردند، تسلیم نشدند؛ این یک نکته‌ی بسیار مهمّی است. همین صبوری و توکّل به دادِ اینها خواهد رسید؛ همین موجب خواهد شد که اینها پیروز بشوند و در نهایت پیروز میدان خواهند شد.

در کنار این، نکته‌ی مهمّ دیگری که وجود دارد این است که ضربه‌ای که در این حادثه، در این حمله‌ی رزمندگان فلسطینی(۲) به رژیم غاصب وارد شد، یک ضربه‌ی تعیین‌کننده است؛ تا کنون چنین ضربه‌ای به این رژیم وارد نشده و همین‌طور که ما اوّل هم عرض کردیم،(۳) قابل ترمیم نیست؛ هر چه میگذرد، بیشتر معلوم میشود که قابل ترمیم نیست. اینکه شما مشاهده میکنید که رئیس‌جمهور آمریکا، رؤسای کشورهای ظالم و شرور [از قبیل] انگلیس، فرانسه و آلمان، پی‌درپی خودشان را میرسانند آنجا، برای چیست؟ چون می‌بینند دارد متلاشی میشود، می‌بینند دارد نابود میشود؛ این را میفهمند، [لذا] خودشان را میرسانند که از نابودی جلوگیری کنند. اگر خطر تلاشی و نابودی رژیم غاصب را تهدید نمیکرد، این اشرار عالم خودشان را محتاج نمیدیدند که مرتّب پشت سر هم بیایند آنجا اظهار همبستگی کنند؛ این نشان‌دهنده‌ی آن است که ضربه، ضربه‌ی بسیار محکم و تعیین‌کننده‌ای بوده. و خب رژیمِ ضربه‌خورده‌ی زخم‌خورده‌ی در واقع ازپاافتاده ــ که بزور دارند با تسلیحات و با بمب‌های کذائی و مانند اینها سرِپا نگهش میدارند ــ چون زورش به رزمندگان نرسید و زورش به رزمندگان نخواهد رسید، انتقامش را از مردم بی‌دفاع و مظلوم میگیرد، بمب روی سر آنها میریزد، [در حالی که] رزمندگان در این مدّت همچنان آماده‌ی اقدام و حفظ‌کننده‌ی روحیه و انگیزه و توان اقدام بودند و بعد هم ان‌شاء‌الله خواهند بود. به نظر من هر کسی راجع به غزّه صحبت میکند، باید راجع به صبر مردم و اقتدار مردم و اقتدار رزمندگان حرف بزند، وَالّا به اینها ظلم شده؛ انصافاً این صبری که اینها کردند [خیلی مهم است].

یک نکته‌ی اصلیِ دیگر هم این است که در این قضیّه، آمریکا شریک جرم قطعی جنایت‌کاران است؛ یعنی در این جنایت، دست آمریکا تا مِرفق در خون مظلومان و کودکان و بیماران و زنها و مانند اینها داخل شده و آلوده است؛ در واقع، او دارد به یک نحوی مدیریّت میکند این جنایتی را که در غزّه دارد انجام میگیرد؛ آمریکا است که دارد مدیریّت میکند.

دامنه‌ی این جنایت به قدری وسیع شد که وجدان عمومی را در دنیا تکان داد. شما ملاحظه میکنید که مردم در شهرهای آمریکا، در شهرهای اروپایی، در پایتختها و همچنین در کشورهای اسلامی می‌آیند مخالفت خودشان را صریحاً ابراز میکنند؛ با اینکه در کشورهای اروپایی که ادّعای آزادیِ بیان میکنند، حضور مردم در راهپیمایی‌های خیابانی به نفع غزّه را ممنوع کردهاند ــ این هم جزو فضاحتهای آنها است؛ برای همه چیز راهپیمایی جایز است، برای دفاع از مظلوم راهپیمایی ممنوع است! ــ امّا خب مردم اعتنا نکردند، دیدید در تلویزیون تصویرها را که مردم آمدند شرکت کردند. مردم دنیا عصبی‌اند و انسان میداند که این روحیه‌ی خشمی که در مردم به وجود آمده، این آزار وجدانی‌ای که در این کشورها به وجود آمده، عکس‌العمل ایجاد خواهد کرد و هیچ کس نمیتواند جلوی این عکس‌العمل را بگیرد؛ هر چه هم تلاش کنند نمیتوانند جلوی این عکس‌العمل را بگیرند.

آنچه بنده میخواهم تأکید بکنم این است که دولتهای مسلمان باید در این قضیّه قافیه را نبازند؛ اینجور نباشد که خیال کنند حالا چون آمریکایی‌ها یا بعضی کشورهای غربیِ دیگر یک غلطی میکنند و مدافعین از خانه و وطن را «تروریست» مینامند، اینها [هم] بایستی همان را تکرار کنند. کسی که از خانه‌ِی خود و از میهن خود در مقابل دشمن دفاع میکند تروریست است؟ آن دولت جعلی و ظالمی که خانه‌ی او را غصب کرده تروریست است. دولتهای مسلمان مراقب باشند، سخنگویان سیاسی مراقب باشند حرف آنها را تکرار نکنند و بدانند که در این قضیّه و در قضایای بعدی قطعاً فلسطین پیروز خواهد بود.

دنیای آینده دنیای فلسطین است، دنیای رژیم غاصب صهیونیستی نیست، و آینده متعلّق به اینها است. بله، [صهیونیست‌ها] ظلم میکنند، جنایت میکنند، فاجعه‌آفرینی میکنند، لکن تلاشی که اینها دارند میکنند بیهوده است و به جایی نخواهد رسید ان‌شاءالله، بِاذنالله‌تعالی. امیدواریم ان‌شاءالله خدای متعال آنچه خیر دنیای اسلام و امّت اسلامی است تقدیر بفرماید و دشمنان امّت اسلامی را ان‌شاءالله خداوند منکوب و مقهور و ذلیل کند.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته
 
 
در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام سیّداحمدرضا شاهرخی (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان لرستان و امام‌جمعه‌ی خرّم‌آباد) و سردار مرتضیٰ کشکولی (فرمانده سپاه استان لرستان و دبیر کنگره) گزارشهایی ارائه کردند.
گروه‌های مقاومت فلسطینی در روز شنبه پانزدهم مهرماه ۱۴۰۲ عملیّات گسترده‌ای را با عنوان «طوفانالاقصیٰ» آغاز کردند که در ساعات ابتدایی آن، تعداد زیادی از صهیونیست‌ها کشته و زخمی و اسیر شدند.
بیانات در مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسلّح (۱۴۰۲/۷/۱۸)
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش آمدید. جدّاً جدّاً خوشحالم از اینکه یک بار دیگر توفیق پیدا کردم با جمعی از نخبگان کشور، این نشست را داشته باشیم. از مطالبی هم که دوستان گفتند تشکّر میکنم؛ مطالب مهمّی بیان کردند، نکات قابل توجّهی ذکر کردند، منتها دو نکته را در مورد فرمایشات آقایان میخواهم بگویم.

یکی اینکه تقریباً همه‌ی این مسائل ــ حالا شاید یکی دو موردش استثنا باشد ــ مسائل اجرائی است و مسائل اجرائی را بایستی دستگاه‌های اجرائی دنبال کنند. البتّه ما [هم] دنبال میکنیم؛ من سفارش میکنم این مطالبی که گفته شد تدوین بشود، احتمالاً خلاصه‌گیری بشود یا یک بررسی‌ای‌ بشود و به آن مسئولین مربوط قوّه‌ی مجریه اینها را منتقل میکنیم؛ منتها شما در ملاقاتهایی که با مسئولین اجرائی کشور دارید ــ خوشبختانه فعّالند؛ خوشبختانه ما امروز یک رئیس‌جمهور اهل کار، اهل پیگیری و دنبال‌گیری داریم ــ اینها را مطرح کنید تا ان‌شاءالله تحقّق پیدا کند. این یک نکته.

نکته‌ی دوّم این است که در یک دوره‌هایی، بین نخبگان و بین مسئولین دولتی یک فاصله‌های زیادی وجود داشت، [در حالی که] امروز این‌جور نیست. امروز عدّه‌ی زیادی از امثال همین شما جوانها در مدیریّتهای قابل توجّه دولت حضور دارند، چه در سطح وزارت، چه در سطح معاونت، چه در سطح مدیریّتهای میانی؛ خب چرا این حرفها به آنها منتقل نمیشود؟ همان برادرانی که اینجا می‌ایستادند و مثل شما نظراتی را میدادند، امروز در بدنه‌های مدیریّتی کشور [حضور دارند]، هنوز هم جوان هستند، سالخورده و میان‌سال هم نشده‌اند، مثل خود شما جوانند؛ چرا اینها به هم متّصل نمیشود، یک زنجیره‌ای به وجود نمی‌آید و این حرفها منتقل نمیشود؟ در دستگاه‌های مختلف کشور، برای این کار فکر کنید. حالا مثلاً بحث خودرو [مطرح شد]؛ الان در وزارت صمت تعداد زیادی جوانهای فعّالِ نخبه حضور دارند؛ بحث خودرو را آنجا مطرح کنید، بحث مهمّی هم هست. یا از بحثهای دیگری که اینجا شد، مسئله‌ی مناطق محروم بود. خب دولت یک بخش ویژه‌ای را برای مناطق محروم در نظر گرفته؛(۲) آنجا عدّه‌ای جوان هستند؛ حتّی به نظرم تعدادی دانشجو که هنوز دانشجو هستند، آنجا فعّالند؛ خب مطرح کنید اینها را با آنها، دنبال کنید؛ صرف این نباشد که حالا یک سخنرانی‌ای اینجا انجام بگیرد. البتّه نظرات، نظرات خیلی خوبی بود و ما ان‌شاءالله ترتیب اثر میدهیم ــ من میگویم دنبال کنند اینها را و دنبال میکنیم؛ خود من هم شاید با رئیس‌جمهور محترم در میان بگذارم بعضی از این مطالب را ــ لکن به نظرم شماها یک مقداری در این زمینه‌ها عملیّاتی‌تر وارد بشوید.

درباره‌ی مسئله‌ی نخبگی و نخبگان و پیشرفت علمی، بنده دو سه نکته را یادداشت کرده‌ام که عرض بکنم. نکته‌ی اوّل این است که حرکت علمی از حدود دو دهه‌ پیش یا یک خرده بیشتر در کشور شروع شد، شروع خوبی هم داشت؛ یعنی یک حرکتی ایجاد کرد، دو سه شعار در محیط‌های دانشجویی و دانشگاهی مطرح شد [از قبیل] «عبور از مرزهای علمی کشور» و «حرکت نرم‌افزاری» که این چند شعاری که آن روزها آنجا مطرح شد، کاملاً اثر گذاشت؛ یعنی یک تحرّک و یک جوششی در محیط‌های دانشگاهی به وجود آمد و خوشبختانه ادامه هم پیدا کرد؛ یعنی یک چیزی که زود بجوشد و خاموش بشود نبود، ادامه پیدا کرد. در واقع، یک حرکت جهشی از لحاظ علمی در کشور شروع شد؛ این یک واقعیّتی است. بعد از آنکه مسئله‌ی پیشرفت علمی و حرکت در مرزهای دانش و چند شعار در بین دستگاه‌های دانشگاهی مطرح شد، یک حرکت جهشی واقعاً شروع شد، به طوری که مراکز داوری جهانی در زمینه‌ی مسائل علمی، آن روز گفتند که سرعت رشد علمی کشور سیزده برابر یا دوازده برابرِ متوسّطِ سرعتِ رشدِ جهانی است! خب این مسئله‌ی خیلی مهمّی است؛ این اتّفاق افتاد. بنده همان وقتها ــ یعنی چند سال قبل از این ــ در چند جلسه‌ی علمی و دانشگاهی و مانند اینها یک مطلبی را بیان کردم(۳) و آن، این بود که گفتم این‌جوری گفته میشود که سرعت رشد [علمی] ما زیاد است، امّا به این مغرور نشویم، ما به این غرّه نشویم که حالا سرعت رشدمان این قدر زیاد است؛ برای خاطر اینکه با وجود این سرعت رشد، ما هنوز در دانش عقبیم؛ ما نسبت به دنیای علم، از لحاظ علمی عقبیم. این «عقب بودن» را البتّه من در مواردی تشریح کردم، دیگر نمیخواهم تکرار کنم یا بگویم. ما عقبیم، علّت این عقب بودن هم این است که در یک دوران طولانی‌ای، در زمان حکومت طواغیت و سلاطین ظالم و خودکامه ــ چه پهلوی‌ها، چه قاجاری‌ها ــ این کشوری که آن سابقه‌ی علمی و فرهنگی را دارد، در قعر جدول رتبه‌بندی علمی دنیا قرار داشته، هیچ چیز نداشته، هیچ چیز نبوده.

من حالا امروز این را میخواهم بگویم: من میخواهم بگویم که ما برای ورود به یک فصل تازه‌ای از تحرّک علمی باید خودمان را آماده کنیم؛ یعنی درست است که جهش علمی انجام گرفته، حرکت علمی خوب بوده، در یک جاهایی رتبه‌های بالای علمی پیدا کرده‌ایم، رتبه‌ی علمی‌مان در دنیا رتبه‌ی نسبتاً خوبی است ــ اینها هست ــ امّا امروز ما احتیاج داریم به یک حرکت مبتکرانه‌ای از سوی دستگاه‌های علمی کشور تا عقب نیفتیم. ما حرکت کردیم، امّا دیگران هم حرکت کردند؛ حتّی عدّه‌ای از کشورهای منطقه با مشاهده‌ی پیشرفت ایران تشویق شدند به حرکت کردن، در حالی که عقب بودند؛ امروز ما به آمارها که نگاه میکنیم، می‌بینیم اینها خیلی جلو آمده‌اند. بیمِ آن وجود دارد که ما از مسابقه‌ی علمی دنیا عقب بمانیم؛ جدّاً این بیم وجود دارد. میدانید و بارها بنده گفته‌ام که «اَلعِلمُ سُلطان»؛(۴) علم قدرت است. اگر بخواهیم کشور از آسیب‌های متعارف کشورهای دنیا مصون و برکنار بماند، در درجه‌ی اوّل، یک کار مهم پیشرفت علمی است؛ اگر عقب ماندیم، آسیب‌پذیر خواهیم شد؛ باید تلاش کنیم عقب نمانیم. این تلاشهایی که میگویم برای عقب نماندن باید بکنیم، اوّلاً شامل سرمایه‌گذاری مادّی است؛ یعنی دولت در زمینه‌ی مسائل علمی و پیشرفت علمی سرمایه‌گذاری کند ــ که بارها گفته‌ایم این هزینه نیست؛ این سرمایه‌گذاری، در واقع، زمینه‌سازی برای درآمد چندین برابر، درآمد مضاعف و به توانِ چند است ــ و همچنین وادار کنیم و زمینه‌سازی کنیم که بخش خصوصی در زمینه‌ی علمی سرمایه‌گذاری کند. پس هم سرمایه‌گذاری مادّی لازم است، هم سرمایه‌گذاری از نوع نوآوری‌های علمی؛‌ یعنی محیط‌های علمی تلاش کنند [برای] ابتکار، نوآوری و جستجوی راه‌های میان‌بُر. همّت را باید روی این بگذاریم؛ یک سرمایه‌گذاری دوجانبه‌ای، هم مادّی و هم معنوی، لازم است. بنابراین، حرف اوّل من این است که جامعه‌ی علمی کشور، نخبگان کشور، امروز احتیاج دارند به یک حرکت جدید،‌ به یک خیز جدید؛ این خیز جدید بایستی با استفاده از همراهی این دولت و همکاری مسئولان جوانی که درون بدنه‌ی دولت حضور دارند و همّت خود شما مجموعه‌ی نخبه‌ها ــ که حالا نمونه‌ای از آن مجموعه اینجا حضور دارید ــ انجام بگیرد. این عرض اوّل ما.

مطلب دوّم،‌ نکته‌ی دوّم، درباره‌ی فرصت کنونی کشور ما است. بله، یک ملّتِ دارای استعداد میتواند رشد کند، امّا این‌جور نیست که همیشه فرصت رشد داشته باشد. من نمیخواهم نسبت به آینده سوءتفاهمی به وجود بیاید؛ نه، به نظر بنده آینده، آینده‌ِی روشن و امیدبخشی است، افق، افق روشنی است؛ امّا تجربه‌ها و گذشته‌های خود ما به ما میگوید که بایستی از حال استفاده کنیم، از وضع موجود و از فرصت موجود باید حدّاکثرِ استفاده را بکنیم. گاهی پیش می‌آید که در مسیر یک ملّت ــ در هر بخشی؛ بخش سیاسی، بخش اجتماعی،‌ بخش علمی ــ یک شیب‌های تندی پیدا میشود که اراده‌ی رفتن و صعود از این شیب‌ها وجود دارد، توانش وجود ندارد؛ گاهی این‌جوری است، چون زیرساخت‌هایی باید باشد که نیست، امکاناتی باید باشد که نیست؛ اراده هست، توان نیست. گاهی حتّی اراده هم نیست؛ به‌خاطر یأس، به‌خاطر بدبینی به خود، بی‌اعتقادی به توانایی خود یا نشناختن موقعیّت. بنابراین، گاهی یک مواردی پیش می‌آید که اراده‌ی حرکت هم وجود ندارد. حتّی گاهی مثل دوران طاغوت، پیشرفت را یا صعود از این شیب تند را اصلاً ناممکن میدانند! واقعاً در دوره‌های گذشته‌ی ما یک مواردی اتّفاق افتاده که میگفتند اصلاً ممکن نیست. آن داستان لولهنگ نخست‌وزیر زمان شاه معروف است،(۵) شنیده‌اید. آن وقتی که صحبت صنعت نفت و استقلال نفتی کشور و ملّی کردن صنعت نفت شد ــ قبل از اینکه مصدّق سر کار بیاید؛ مال زمان کودکی بنده است، امّا من یادم هست ــ آن وقت در مجلسِ شورای [ملّیِ] آن روز یک اقلّیّتی بودند با سردمداری دکتر مصدّق، اینها اصرار میکردند که ما بایست صنعت نفت را ملّی کنیم؛ نفت ما دست انگلیس‌ها بود، [میگفتند] این را ملّی کنیم. نخست‌وزیرِ آن روزِ کشور یک سخنرانی کرد و گفت «چه میگویند اینها که میگویند صنعت نفت را ملّی کنیم؟ ملّت ایران مگر میتواند نفت را اداره کند؟ ما یک لولهنگ، درست نمیتوانیم بسازیم.» میدانید لولهنگ چیست؟ لولهنگ آفتابه‌ی گِلی است؛ من دیده بودم؛ آن قدیمها در بعضی از روستاها آفتابه درست میکردند، نه از مس و مثلاً حلبی و مانند اینها که معمول بود، [بلکه] از گِل. میگفت «ما در حدّ آفتابه‌ی گِلی، در حدّ لولهنگ هستیم؛ ایرانی [مگر] میتواند نفت را اداره کند؟» این، آن وقت معروف شد. حالا نفتِ آن روز چه بود که بنا بود اداره بشود؟ این پالایشگاه آبادان؛ آن چیزی که باید اداره میشد پالایشگاه آبادان بود. میگفتند ایرانی که نمیتواند پالایشگاه اداره کند! یعنی اعتقاد این بود. خب، پس مواردی این‌جوری پیش می‌آید؛ حالا به آن شدّت نه، امّا در مراحل گوناگونی اراده ضعیف میشود برای حرکت کردن.

امروز بنده به کشور که نگاه میکنم، به وضع عمومی کشور که نگاه میکنم، بحمدالله میبینم این مشکلات وجود ندارد؛ یعنی هم اراده‌ی حرکت وجود دارد، هم توانایی حرکت وجود دارد. این «توانایی» که من میگویم شعار نیست، این واقعیّت است. ما چند میلیون ــ توجّه کنید به این آمار! آمارِ واضحِ روشنی است ــ جوان دانش‌آموخته یا در حال دانش‌آموزی داریم، دانشجو داریم؛ چند میلیون! این ثروت چیزِ کمی است؟ و حالا اگر هم نگوییم همه، بسیاری [از آنها] باانگیزه هستند، روحیه‌ی انقلابی در کشور وجود دارد، رسوخ دارد. همین بیاناتی که این چند جوان عزیز اینجا بیان کردند که «ما آماده هستیم، ما پیشنهاد داریم»، اینها خیلی ارزشمند است. پس هم اراده هست، انگیزه هست، تصمیم هست برای پیشرفت، هم توانایی هست؛ خب از این استفاده کنیم. اگر از این فرصتِ وجودِ «خواستن و توانستن» ــ که امروز هست ــ استفاده نکنیم، ظلم کرده‌ایم. چه کسی باید از این فرصت استفاده کند؟ هم مسئولین باید استفاده کنند، هم خود نخبه‌ها، هم خود مراکز علمی باید استفاده کنند؛ اگر نکنیم، ظلم کرده‌ایم؛ به کشورمان ظلم کرده‌ایم، به تاریخمان ظلم کرده‌ایم. همه مسئولیم؛ بنده هم مسئولم، مسئولان دولتی و اجرائی هم مسئولند، شما جوانها هم مسئولید، وزرای محترم دستگاه‌های علمی و مرتبطین مراکز علمی هم که مسئولیّت دارند مسئولند. همه باید تلاش کنیم تا این حرکت علمی، این چیز جدیدی که بنده توقّع دارم ــ یعنی یک حرکت مبتکرانه، راه‌های میان‌بُر، جهش جدید، خیزش جدید ــ اتّفاق بیفتد. این مسئولیّت بر دوش همه‌ی ما هست.

به مناسبت ذکر مسئولیّت، نکته‌ی سوّمی را من یادداشت کرده‌ام که عرض بکنم و آن نکته این است که علم مسئولیّت‌آور است، مثل همه‌ی دارایی‌های دیگر، مثل همه‌ی ثروتهای دیگر. دارایی مسئولیّت‌آور است؛ دارایی فکری، دارایی مالی، دارایی قدرت، اینها همه مسئولیّت‌آور است. هر دارایی‌ای که خدای متعال به شما داده، در قبالش مسئولیّتی گماشته و قرار داده؛ علم هم از جمله‌ی همین دارایی‌های ارزشمند است. [شما که] علم دارید، این علم، شما را مسئول میکند. «مسئول میکند» یعنی چه؟ یعنی باید، هم از علمتان به نفع مردم استفاده کنید، هم از اعتباری که این علم به شما داده به نفع مردم استفاده کنید. گاهی یک عالم میتواند از اعتباری که در جامعه دارد، در زمینه‌ای غیر از زمینه‌ی علمِ خودش و تخصّصِ خودش به سود مردم استفاده کند. این مسئولیّت هست. شما اگر در دانش هسته‌ای، دانش پزشکی، فیزیک، مدیریّت یا هر دانش دیگری یک رتبه‌ی علمی‌ای به دست آوردید، این طبعاً برای شما در هر دو جهت مسئولیّت ایجاد میکند؛ یعنی هم خود آن دانش در خدمت به مردم باید قرار بگیرد و هم آن اعتباری که شما به‌ خاطر این علم پیدا میکنید. این جمله‌ی معروف امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در این زمینه، حرف را تمام میکند: وَ ما اَخَذَ اللهُ عَلَی العُلَماءِ اَلّا یُقِرّوا عَلیٰ کِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلوم؛(۶) یعنی خدای متعال این تعهّد را از علما گرفته، از دانشمندان گرفته که در این زمینه تحمّل نکنند «کِظَّة ظالم» و «سَغَب مظلوم» را؛ نباید تحمّل کنند پُرخوری ستمگر و گرسنگی ستمدیده را؛ اَلّا یُقِرّوا. باید عکس‌العمل نشان بدهیم، واکنش نشان بدهیم. امروز، در قضیّه‌ی غزّه، این [وظیفه‌ی] واکنش بر دوش همه‌ی ما وجود دارد؛ باید واکنش نشان بدهیم؛ عدّه‌ای گرسنه‌اند، عدّه‌ای زیر بمبارانند، عدّه‌ای دارند صدتا صدتا به شهادت میرسند. در این جبهه‌بندی‌های متعدّدی که وجود دارد در سطح جهان، در سطح کشور، عالِم ــ چه عالِم دانشگاه، چه عالِم حوزه ــ باید اوّلاً تلاش کند حق را بشناسد، حق مشخّص بشود، در کنار حق بِایستد؛ بی‌تفاوتی، نگاه کردنِ بی‌تفاوت، برای عالِم و دانشمند جایز نیست.

نکته‌ی بعدی درباره‌ی این شیوه‌ی عملیّاتیِ رایجی است که چند بار هم بنده درباره‌ی آن صحبت کرده‌ام و آن، مسئله‌ی مقالات علمی است. بنده در این زمینه تا حالا دو سه مرتبه بحث کرده‌ام.(۷) من تصوّر میکردم تذکّراتی که قبلاً‌ داده شده کفایت کرده، یعنی کار را درست کرده، [امّا] شنیدم این‌جور نیست. مقاله‌ی علمی را شرط ارتقاء هیئت علمی قرار دادن، به نظر من هیچ منطقی ندارد؛ یعنی واقعاً انسان نمیتواند این را هضم بکند. بنده در اینکه ما در مسابقه‌ی علمی دنیا باید سهیم باشیم، شریک باشیم، شرکت کنیم، تردیدی ندارم، حتماً این کار باید انجام بگیرد؛ امّا اینکه ما همه‌ی اساتید خودمان را و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های کشور خودمان را موظّف کنیم که اگر میخواهید ارتقاء پیدا کنید، باید بروید پیش فلان مجلّه‌ی معروف دنیا یا مرکز علمی دنیا امتحان بدهید ــ مقاله‌نویسی یعنی این دیگر؛ یعنی مشخّص بشود رتبه‌ی علمی شما از نظر فلان مرکز چه رتبه‌ای است ــ من این را منطقی نمیبینم. بله، مقاله‌نویسی خوب است؛ اینکه تعدادی از اساتید مبرّز کشور در رشته‌های خاصّ خودشان تحقیقات بکنند، مقالاتِ استنادیِ قابلِ توجّه در مطبوعات معتبر دنیا و مراکز علمی دنیا منتشر کنند، بنده با این کاملاً موافقم، این کار باید انجام بگیرد؛ امّا اینکه ما شرط ارتقاء را مقاله قرار بدهیم، یعنی این را تعمیم بدهیم به کلّ [اساتید]، این به نظر من کار منطقی‌ای نیست. البتّه مقاله‌های خوب میتوانند شهرت و اعتبار علمی کشور را بالا ببرند؛ این هست. باید راه‌های مناسبی پیدا بشود و دستگاه‌های مدیریّت علمی کشور راه‌هایی را [پیدا کنند] برای اینکه این شهرت و اعتبار علمی کشور در رتبه‌بندی‌های جهانی تنزّل نکند.

من در مورد مقاله‌ها و پایان‌نامه‌ها بارها عرض کرده‌ام(۸) که هدف مقالات علمی، مقالات پژوهشی و پایان‌نامه‌ها باید کمک به مسائل کشور باشد؛ هدف اصلی این است. فراموش نکنیم این نکته‌ای را که چند لحظه پیش گفتم: حضور در مسابقات علمی جهانی لازم است، امّا هدف واقعی این است که ما با این مقالات، با این پژوهش علمی، مشکلی از مشکلات کشور را حل کنیم. همین مسائلی که الان اینجا گفته شد و مطرح شد ــ مسئله‌ی محیط زیست، مسئله‌ی طبّ سنّتی، مسئله‌ی خودرو ــ اینها خب مسائل کشور است و صدها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ اگر بخواهیم از طریق علم، با روش علمی و عالمانه این مسائل را حل کنیم، احتیاج به همین مقالات و پژوهشها است؛ پس باید مقالات ما، پایان‌نامه‌های دانشجویان ما، ناظر به این مشکلات باشد که آنها را حل کند. واقعاً همه‌ی زمینه‌ها، از بهداشت و سلامت، مسکن، امنیّت، تا تغذیه، خانواده، محیط زیست، تا اصلاح ساختارهای حکومتی ــ اصلاح ساختارهای حکومتی! این یکی از موضوعات است ــ تا ارتباطات بین‌الملل، میدانی است برای کار علمی؛ کارهای علمی، تحقیقات علمی، این‌جور باشد. ما پابند نباشیم به کارهای روزنامه‌ای ــ به تعبیر فرنگی «ژورنالیستی» ــ که یک نفری بردارد در یک روزنامه‌ای یک مقاله‌ای مثلاً درباره‌ی ارتباطات بین‌الملل، درباره‌ی مسائل سیاسی و مانند اینها بنویسد؛ به اینها متّکی نباشیم؛ کار علمی درستی انجام بگیرد.

نکته‌ی آخر در این باب، وظیفه‌ی مسئولان است. خب خوشبختانه اینجا آقایان وزرا و معاون محترم رئیس‌جمهور و مسئولان مختلف حضور دارند. آن چیزی که من میتوانم به طور خلاصه در این باب عرض کنم این است: مسئولین باید کاری کنند که نخبه احساس کند مفید است، احساس مفید بودن بکند. یکی از علل همین مهاجرتها و رفتن‌هایی که حالا مطرح است در دهنها و روزنامه‌ها ــ و بعضی‌ها هم یک‌ خرده مبالغه‌آمیز حرف میزنند در این زمینه ــ این است که این نخبه احساس میکند که اینجا کاری ندارد. بنده در تذکّرات قبلی گفته‌ام(۹) یک فرد نخبه دو توقّع از دستگاه مدیریّت کشور دارد:‌ یکی اینکه یک اشتغالی داشته باشد، مشغول باشد، کار کند، دوّم اینکه امکان تداوم مطالعات و تحصیلات داشته باشد. یکی از چیزهایی که جاذبه‌ی بیرون رفتن نخبه‌ها است این است که آنجاها امکان تحقیقات و پیشرفتها و مانند اینها وجود دارد؛ این امکان را و اشتغال را اینجا برایشان فراهم بکنیم. من امروز میخواهم بگویم [اگر] توقّع نخبه را خلاصه کنیم، میشود اینکه نخبه میخواهد احساس کند که در کشور مفید است.

راه‌هایی وجود دارد برای این کار. حالا امروز خوشبختانه دو سه مرتبه صحبتِ این شرکتهای دانش‌بنیان شد، من هم همین را یادداشت کرده‌ام؛ یکی از بهترین راه‌هایی که نخبه احساس کند مفید است تشکیل شرکتهای دانش‌بنیان است. شرکتهای دانش‌بنیان، هم پیشرفت اقتصادی به کشور میدهد، هم نشاط در کشور ایجاد میکند، هم پیشرفت علمی به کشور میدهد، هم نخبه‌ها را حفظ میکند و از وجود نخبه‌ها برای کشور استفاده میشود. بنابراین، من تأکید میکنم که شرکتهای دانش‌بنیان را تقویت کنید. و یکی از راه‌های تقویت این است که محصولات این شرکتها دیگر از خارج وارد نشود. در همین اواخر، چند گزارش شکایت‌آمیز به من شده که شرکت دانش‌بنیان میگوید «ما این محصول را تولید میکنیم، فلان دستگاه اداری که مصرف‌کننده‌ی این محصول است، این را از خارج وارد میکند»؛ چرا؟ باید یاد بگیریم، عادت کنیم ــ بخصوص دستگاه‌های دولتی که غالباً جزو مشتری‌های مهمّ این محصولات هستند ــ که از محصول داخلی استفاده کنیم. این مسئله که این ‌همه تکرار میشود، اوّلین مخاطبش خود ما هستیم، خود مسئولین هستند، دستگاه‌های دولتی هستند، دستگاه‌های حکومتی هستند؛ اینها بایستی از محصولات داخلی استفاده کنند و در درجه‌ی اوّل از همین محصولات شرکتهای دانش‌بنیان.

خب، عرایض ما تمام شد. یک مطلب کوتاه، یک کلمه، درباره‌ی قضایای جاری فلسطین و غزّه عرض میکنم. در قضیّه‌ی فلسطین، آنچه جلوی چشم همه‌ی دنیا است جنایتِ نسل‌کشیِ رژیمِ غاصب است؛ این را همه‌ی دنیا دارند مشاهده میکنند. مسئولین بعضی از کشورها که با مسئولین کشور ما صحبت کردند، در دفاع از رژیم غاصب صهیونیستی، اعتراضشان این بوده که چرا فلسطینی‌ها غیرنظامی‌ها را کشتند. اوّلاً این حرف، خلاف واقع است؛ یعنی اصلاً اینهایی که در شهرکها و مانند اینها هستند غیر نظامی نیستند، همه مسلّحند. حالا گیرم غیر نظامی [باشند]؛ چه تعداد غیر نظامی کشته شدند؟ صد برابرِ آنها را الان این رژیم غاصب از زن و بچّه و پیر و جوان غیر نظامی دارد میکشد. داخل این ساختمانهای غزّه که نظامی‌ها ساکن نیستند ــ نظامی‌ها جاهای خودشان هستند، آنها هم میدانند ــ اینها همین مردمند. مراکز پُرجمعیّت را انتخاب میکنند و میزنند. فلسطینی‌ها در غزّه، در همین چند روز، چند هزار [نفر] تا حالا کشته داده‌اند! این جنایت جلوی چشم همه‌ی مردم دنیا است. اینها باید محاکمه بشوند؛ دولتِ غاصبِ رژیمِ صهیونیستیِ امروز قطعاً باید محاکمه بشود؛ آنها باید محاکمه بشوند، دولت آمریکا هم بایستی مسئولیّت خودش را در این قضیّه بشناسد.

آن‌طوری که اطّلاعات متعدّد به ما میگوید، سیاستِ جاریِ این روزها، یعنی همین هفته‌ی اخیرِ داخلِ رژیمِ صهیونیستی را آمریکایی‌ها دارند تنظیم میکنند؛ یعنی سیاست‌گذار، آنها هستند و این کارهایی که دارد انجام میگیرد سیاست‌ آمریکایی‌ها است. آمریکایی‌ها مسئولیّت خودشان را مورد توجّه قرار بدهند؛ مسئولند. بمبارانها باید فوراً قطع بشود. ملّتهای مسلمان عصبانی‌اند، جدّاً عصبانی‌اند؛ نشانه‌هایش را شما دارید می‌بینید: اجتماعات گروه‌های مردم، نه فقط در کشورهای اسلامی، [بلکه] در لس‌آنجلس، در هلند، در فرانسه، در کشورهای اروپایی؛ در کشورهای غربی، مردم اجتماعات میکنند ــ مسلمان و غیر مسلمان ــ در کشورهای اسلامی هم که روشن است. مردم عصبانی‌اند. اگر چنانچه این جنایت ادامه پیدا کند، مسلمانها بی‌تاب میشوند، نیروهای مقاومت بی‌تاب میشوند، دیگر کسی جلوی اینها را نمیتواند بگیرد؛ این را بدانند. [بعد،] از کسانی توقّع نکنند که «نگذارید فلان گروه، فلان کار را بکند»؛ کسی نمیتواند جلوی اینها را بگیرد وقتی بی‌تاب شدند؛ این یک واقعیّتی است که وجود دارد. البتّه رژیم صهیونیستی هر کار هم بکند، جبران شکست مفتضحانه‌ای را که در این قضیّه خورد نخواهد توانست بکند.(۱۰) خب، جمله‌ی آخر را شما بیان کردید دیگر؛ ممنون.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته


در ابتدای این دیدار، هفت نفر از نخبگان به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند. همچنین آقای روح‌الله دهقانی فیروزآبادی (معاون علمی، فنّاوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملّی نخبگان) گزارشی ارائه کرد.
معاونت توسعه‌ی روستایی و مناطق محروم کشور
از جمله بیانات در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فنّاوری (۱۳۹۴/۸/۲۰)
ابنابیالحدید. شرح نهجالبلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۹
سپهبد حاجعلی رزم‌آرا، نخست‌وزیر وقت رژیم پهلوی که در تیرماه سال ۱۳۲۹ به این سمت رسیده بود، در برخوردی مستبدّانه با برخی از نمایندگان مجلس، در پاسخ به درخواست آنها مبنی بر ملّی شدن صنعت نفت، برای اثبات ناتوانی ملّت ایران از اداره‌ی منابع نفتی خویش فریاد زد: «ملّتی که لیاقت لولهنگ‌سازی ندارد چگونه میتواند صنعت نفت را اداره کند؟»
علل‌الشّرایع، ج ۱، ص ۱۵۱
از جمله، بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی کشور (۱۳۹۶/۷/۲۶)
از جمله بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها (۱۳۹۷/۳/۲۰)
بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلی (۱۴۰۱/۷/۲۷)
(۱۰ شعار «مرگ بر اسرائیل» حضّار
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
 
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

به جوانان عزیز و نور چشمان ملّت ایران که امروز روز جشن فارغ‌التّحصیلی آنها است، درود میفرستم و تبریک عرض میکنم و همچنین به جوانانی هم که امروز مراسم ورود آنها به دانشگاه‌های افسری کشور و روز سردوشی گرفتن آنها است، تبریک عرض میکنم. از گزارشهایی که برادران عزیز و فرماندهان محترم دادند تشکّر میکنم، از سرود زیبایی که شما اجرا کردید هم تشکّر میکنم.

اوّلین نکته‌ای که امروز به شما جوانان عزیز میخواهم بگویم این است که شما در نیروهای مسلّح اشتغال یافتید و این را انتخاب کردید؛ این یکی از حیاتی‌ترین مشاغل در اداره‌ی کشور و در مدیریّت این سرزمین عزیز است، این افتخار بزرگی برای شما است. مشاغل نظامی ــ چه نیروهای گوناگون ارتش، چه نیروهای گوناگون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و چه سازمان انتظامی کشور ــ از جمله‌ی مشاغلی به حساب می‌آیند که در صدر فهرست مسئولیّتهای مهمّ کشور و وظایف ملّی کشور قرار دارند؛ شما این مسئولیّتها را قبول کردید؛ شما این افتخار را با قبول حضور در بخشهای مختلف نیروهای مسلّح، برای خودتان و برای خانواده‌هایتان ثبت کردید. نیروهای مسلّح سپر فولادین امنیّت ملّی به شمار میروند ــ سپر فولادین امنیّت ملی! ــ و امنیّت ملّی زیرساخت همه‌ی نرم‌افزارهای مهمّی است که در پیشرفت کشور نقش دارند. امنیّت نباشد، هیچ چیزی نیست. اگر کشوری قدرت دفاع از امنیّت خودش را نداشته باشد، چاره‌ای ندارد جز اینکه خودش را در ذیل این قدرت و آن قدرت تعریف کند؛ مجبور است به یکی خودش را وصل کند؛ یعنی چه؟ یعنی عزّت ملّی خودش را به گروگان بگذارد. اگر این کار را نکند، یعنی عزّت ملّی خودش را خرج نکند، طبعاً حرف سیاسی او هم در دنیا اعتباری ندارد؛ اگر پیشرفت اقتصادی‌ای هم داشته باشد، این پیشرفت اقتصادی اقتضای تداوم ندارد، تضمین تداوم ندارد. ببینید امنیّت چقدر مهم است! و شما حافظ امنیّتید؛ نیروهای مسلّح دژ امنیّت و عزّت و هویّت ملّی هستند. امروز شما وارد یک چنین عرصه‌ای شده‌اید. بنابراین، به معنای واقعی کلمه، تبریک گفتن به شما جا دارد.

بحمدالله نیروهای مسلّح ما امتحان خوبی هم دادند. یک روز نیروهای مسلّح صرفاً لباس و نشان و آرایش ظاهری هستند، امّا نیروهای مسلّح ما نه؛ در میدان، امتحان دادند و سرافراز بیرون آمدند، آزمونهای مهمّی را از سر گذراندند و سرافراز از آنها بیرون آمدند. مهم‌ترینش جنگ تحمیلی هشت‌ساله بود؛ بر کشور ما جنگ تحمیل کردند، آن هم آن جنگِ به معنای واقعیِ کلمه «جهانی». آخرینش هم ــ البتّه تا امروز ــ مقابله با فتنه‌ی داعش بود که آن هم خیلی مهم بود. در جنگ تحمیلی، نیروهای مسلّح ما از وجب‌به‌وجب خاک کشورشان و از حاکمیّت اسلام عزیزشان دفاع کردند، توطئه‌ی دسته‌جمعیِ شرق و غربِ آن روز را باطل کردند؛ نیروهای مسلّح ما این کار را کردند. آن روز، شرق و غربِ سیاسی و نظامیِ دنیا هر کدام یک جوری از صدّام متجاوز حمایت میکردند؛ نیروهای مسلّح ما توانستند از خاک کشور و از حاکمیّت اسلام مقدّس و عزیز دفاع کنند و از عهده بربیایند. در فتنه‌ی داعش که یک نقشه‌ی شرورانه‌ای از سوی آمریکا بود ــ داعش را آمریکایی‌ها درست کردند برای اینکه ثبات این منطقه را به هم بریزند، که البتّه هدف نهایی هم ایران اسلامی بود ــ باز هم نیروهای مسلّح ما با همراهی نیروهای مسلّح کشورهای هدف، توانستند بر این فتنه فائق بیایند، توانستند این نقشه را باطل کنند. اینها افتخار است، اینها مدال‌های زرّین بر سینه‌ی ستبر نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی است. عزیزان من! قدر خودتان را بدانید، قدر این مأموریّت را بدانید، به گذشته‌ی نیروهای مسلّح ببالید و به آینده‌ای که در اختیار شما است و در قبضه‌ی شما است، با همه‌ی وجود بیندیشید و برای آن سرمایه‌گذاری کنید.

دانشگاه‌های نظامی کانون ارزشمند پرورش نیروی انسانی آگاه و شجاع و کارآمد است؛ آگاه، شجاع، کارآمد. این نیروی انسانی، با این خصوصیّات مهم، در دانشگاه‌های نیروهای مسلّح ما تربیت میشوند و پیش میروند. من به دانشگاه‌ها توصیه‌های زیادی کرده‌ام، امروز هم چند توصیه میکنم که بعضی‌اش تکرار همان قبلی‌ها است. اوّلاً تقویت دانش و پژوهش؛ دانشگاه‌ها را از لحاظ دانش و پژوهش، هر چه میتوانید غنی کنید. بعد، ارتقاء روحیه و تدیّن و اخلاق؛ این هم توصیه‌ی مؤکّد بعدی من است. در گزارشها بود که در این زمینه‌ها پیشرفت داشته‌اید؛ من میپذیرم، امّا تأکید میکنم باید همچنان این راه ادامه پیدا کند. دانشجوی افسری ما، در هر یک از سازمانهای نیروهای مسلّح، باید روحیه و تدیّن و اخلاقش روزبه‌روز پیشرفت داشته باشد. توصیه‌ی بعدی سامان دادن به محیط آموزش و اسکان دانشجویان است؛ مسئولین عزیز نیروهای مسلّح به این توجّه کنند. کارگاه‌ها، کلاس‌ها، مراکز اسکان دانشجویان، از لحاظ آمادگی‌های مربوط به زندگی، روزبه‌روز ان‌شاءالله پیشرفت داشته باشد. اهتمام به سطح سواد ورودی‌ها؛ گاهی اوقات گزارش میرسد که در بعضی از دانشگاه‌ها ورودی‌های دانشگاه‌ها دچار کمبودهای علمی و ذهنی هستند. و سفارشهای همیشگیِ دیگر. این [توصیه‌هایی بود] راجع به مسائل دانشگاه‌ها.

در این چند روز، یک قضیّه‌ی مهمّ سیاسی و نظامی دنیا را متوجّه به خودش کرد و آن، حوادث بی‌سابقه‌ی فلسطین عزیز است.[۲] ما نمیتوانیم نسبت به این قضایا، نسبت به این حادثه‌ی مهم، بی‌تفاوت باشیم و عبور کنیم. خوشبختانه مسئولین موضع‌گیری‌های درست و خوبی کردند. من چند نکته را در این زمینه میخواهم به شما عزیزانمان، به ملّت ایران و به همه‌ی برادرانمان در کشورهای اسلامی عرض کنم.
نکته‌ی اوّل همان چیزی است که در تحلیل‌های گوناگونی که این دو سه روزه شده وجود داشت ‌و آن، این است که در این قضیّه‌ی پانزدهم مهر به این طرف، رژیم غاصب صهیونیستی، هم از لحاظ نظامی، هم از لحاظ اطّلاعاتی، یک شکست غیر قابل ترمیم خورده؛ شکست را همه گفتند، تأکید من به «غیر قابل ترمیم بودن» است.‌ من میگویم این زلزله‌ی ویرانگر توانسته است بعضی از سازه‌های اصلی حاکمیّت رژیم غاصب را ویران کند که تجدید بنای آن سازه‌ها به این آسانی امکان‌پذیر نیست. بعید است که رژیم غاصب صهیونیستی با همه‌ی های‌وهویی که میکند، با همه‌ی حمایتهایی که امروز در دنیا از سوی غربی‌ها از او میشود، بتواند آن سازه‌ها را ترمیم کند. من عرض میکنم از شنبه‌ی پانزدهم مهر، رژیم صهیونیستی [دیگر] رژیم صهیونیستیِ قبلی نیست و ضربه‌ای که خورده است به این آسانی قابل جبران نیست.

نکته‌ی دوّم که به نظر من بسیار مهم است، این است که این بلا را عملکرد خود صهیونیست‌ها بر سرشان آورد. وقتی ظلم و جنایت از حد گذشت، وقتی درنده‌خویی به نهایت رسید، باید منتظر طوفان بود. شما با ملّت فلسطین چه کردید؟ اقدام شجاعانه و در عین ‌حال فداکارانه‌ی فلسطینی‌ها پاسخ به جنایت دشمن غاصب بود که سالها ادامه داشت و در ماه‌های اخیر شدّت آن افزایش پیدا کرده بود؛ مقصّر هم دولت کنونی حاکم بر رژیم غاصب صهیونیستی است. در تاریخ اخیر دنیا ــ تا آنجایی که ما در این برهه‌ی اخیر دنیا، [یعنی] در این صد سال اخیر یا بیشتر سراغ داریم ــ هیچ ملّتی از ملّتهای اسلامی با دشمنی مثل دشمنی که فلسطینی‌ها امروز با آن مواجه هستند مواجه نبوده؛ دشمنی با این شرارت، با این خباثت، با این بی‌رحمی، با این خونخواری، هرگز در مواجهه با ملّتهای اسلامی و کشورهای اسلامی نبوده. ملّتها در بسیاری از مواقع مظلوم واقع شده‌اند، امّا دشمن آنها این قدر بی‌حیا، این قدر خبیث، این قدر بی‌رحم نبوده. هیچ ملّتی از ملّتهای مسلمان، مثل ملّت فلسطین، در فشار، در محاصره، در کمبود قرار نداشته و ندارد؛ نه امروز در دنیا سراغ داریم، نه در این برهه‌ای که حالا جلوی چشم ما است سراغ داریم. دولتهای غربی، بخصوص آمریکا و انگلیس، از هیچ دولتی به اندازه‌ی این دولت جعلی و ظالم و خونخوار حمایت نکردند و به آن کمک نکردند؛ اوّل انگلیس‌ها، بعد آمریکایی‌ها، و در کنار آنها دولتهای گوناگون ــ آن زمانی که در دنیا بلوک شرق وجود داشت، شوروی سابق و دیگران ــ همه به این رژیم ظالم کمک کردند. و رفتار این رژیم ظالم این‌جور بوده که به زن و مرد رحم نکرده، به کودک و کهن‌سال فلسطینی رحم نکرده، حرمت مسجدالاقصیٰ را نگه نداشته، شهرک‌نشین‌ها را مثل سگ هار به جان فلسطینی‌ها انداخته، نمازگزاران را زیر پا لگدکوب کرده؛ خب، در مقابل این همه ظلم و جنایت، یک ملّت چه‌ کار کند؟ یک ملّت غیور، یک ملّت کهن‌سال ــ ملّت فلسطین ملّت امروز و دیروز نیست، یک ملّت چندهزارساله است ــ در مقابل این همه ظلم چه واکنشی از خودش نشان بدهد؟ خب معلوم است که طوفان به‌پا میکند؛ فرصت پیدا کند، طوفان به‌پا میکند. ای ستمگران صهیونیست! مقصّر خود شما هستید؛ عامل این طوفان خود شما هستید؛ خودتان بلا را به سر خودتان آوردید. یک ملّت غیر از واکنش غیورانه و شجاعانه در مقابل این‌چنین دشمنی، هیچ راهی ندارد.

نکته‌ی سوّم: این دشمن خبیث و ظالم، حالا که سیلی را خورده، سیاست مظلوم‌نمایی در پیش گرفته، دیگران هم کمکش میکنند؛ رسانه‌های دنیای استکبار کمکش میکنند، برای اینکه نشان بدهند این مظلوم است. البتّه این هم یک محاسبه‌ی غلط است که حالا بعد خواهم گفت؛ این مظلوم‌نمایی، صد درصد خلاف واقع و دروغ است. چون مجاهدان فلسطینی توانستند خود را از محاصره‌ی غزّه بیرون بیاورند، خلاص کنند و برسند به مراکز نظامی و غیر نظامی صهیونیست‌ها، او مظلوم است؟ این رژیم غاصب هر چه هست، مظلوم نیست؛ ظالم هست، متجاوز هست، جاهل هست، یاوه‌گو هست، همه‌ی اینها هست، امّا مظلوم نیست؛ ظالم است. هیچ کس نمیتواند از این هیولای دیوسیرت چهره‌ی یک مظلوم بسازد.

نکته‌ی چهارم: این مظلوم‌نمایی را رژیم اشغالگر بهانه قرار داده است برای اینکه بتواند باز به ظلمِ مضاعفِ خودش ادامه بدهد. حمله به غزّه، حمله به خانه‌های مردم، حمله به غیر نظامیان، قتل‌عام و کشتار دسته‌جمعی مردم غزّه؛ این مظلوم‌نمایی دستاویزی است برای اینکه باز بتواند این جنایات را چند برابر کند؛ با مظلوم‌نمایی میخواهد این جنایات خودش را توجیه کند. عرض کردم، این هم یک محاسبه‌ی غلط است. سران و تصمیم‌گیران رژیم غاصب و حمایت‌کنندگان‌شان بدانند که همین کار، بلای بزرگ‌تری بر سر آنها خواهد آورد؛ بدانند واکنش این ظلمها سیلیِ سنگین‌تری بر رخسار زشت آنها است. عزم جوانان شجاع فلسطینی، عزم ازجان‌گذشتگان فلسطینی، با این جنایتها استوارتر میشود؛ امروز این‌جور است. گذشت آن روزی که کسانی می‌آمدند بلکه بتوانند با زبان، با نشست‌وبرخاست با ظالم، برای خودشان در فلسطین یک موقعیّتی ایجاد کنند؛ آن زمان دیگر گذشت. امروز فلسطینی‌ها بیدارند،جوانها بیدارند، طرّاحان فلسطینی با مهارت کامل مشغول کارند. بنابراین، این محاسبه‌ی دشمن هم غلط است که خیال میکند [باید] مظلوم‌نمایی کند تا بتواند حمله‌ی جنایت‌کارانه‌ی خودش را ادامه بدهد. البتّه دنیای اسلام در مقابل این جنایتها نبایستی ساکت بمانند، بایستی عکس‌العمل نشان بدهند.

نکته‌ی آخر: حامیان رژیم و بعضی از افرادِ خودِ رژیمِ غاصب، یاوه‌گویی‌هایی در این دو سه روز کرده‌اند و ادامه دارد، از جمله اینکه ایران اسلامی را پشت این حرکت معرّفی میکنند؛ اشتباه میکنند. البتّه ما از فلسطین دفاع میکنیم، ما از مبارزات دفاع میکنیم، ما پیشانی و بازوی طرّاحان مدبّر و هوشمند و جوانان شجاع فلسطینی را میبوسیم، ما به آنها افتخار میکنیم؛ این هست، امّا آنهایی که میگویند «کار فلسطینی‌ها ناشی از غیرفلسطینی‌ها است» ملّت فلسطین را نشناخته‌اند، ملّت فلسطین را دست‌کم گرفته‌اند؛ اشتباهشان در همین است؛ اینجا هم محاسبه‌ی غلط میکنند. البتّه همه‌ی دنیای اسلام موظّف است که از فلسطینی‌ها حمایت کند و باذن‌الله حمایت هم خواهد کرد، امّا این کار، کار خود فلسطینی‌ها است؛ طرّاحان هوشمند، جوانان شجاع، فعّالان ازجان‌گذشته توانسته‌اند این حماسه را به وجود بیاورند و این حماسه ان‌شاءالله گام بزرگی برای نجات فلسطین خواهد بود.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

 
در ابتدای این مراسم ــ که در دانشگاه افسری امام علی (علیه السّلام) ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد ــ سرلشکر محمّد باقری (رئیس ستاد کلّ نیروهای مسلّح)، سرتیپ‌دوّم امیرعلی مهدوی (فرمانده دانشگاه افسری امام علی)، سرتیپ‌دوّم پرویز آهی (فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبیٰ) و سرتیپ نعمان غلامی (فرمانده دانشگاه افسری امام حسین) گزارشهایی ارائه کردند.
گروه‌های مقاومت فلسطینی در روز شنبه پانزدهم مهرماه ۱۴۰۲ عملیّات گسترده‌ای را با عنوان «طوفانالاقصیٰ» آغاز کردند که در ساعات ابتدایی آن، تعداد زیادی از صهیونیست‌ها کشته و زخمی و اسیر شدند.

 امروزه مسئله حجاب در کشور ما به یکی از مسائل پر چالش تبدیل‌ شده و موضوعات متعددی حول محور آن بحث می‌شود. یکی از این مسائل، حجاب در زمان رسول اکرم و ائمه معصومین علیهم‌السلام است که در این مقاله به بحث در مورد آن خواهیم پرداخت.

ادله متعدد بر برخورد اهل‌بیت علیهم‌السلام با مسئله بی‌حجابی و بدحجابی وجود دارد که به‌ صورت‌ها و انحای مختلف نقل شده است.

یکی از این نوع برخوردها، برخوردهایی هستند که در قالب نهی، از ائمه معصومین علیهم‌السلام به صورت عام صادر شده که بی‌حجابی را نیز شامل می‌شوند. به این صورت که فرامین صادره، ما را از هرگونه ارتکاب گناهی نهی کرده و حتی در بعضی از آن‌ها حد (به معنای عام که تعزیر را نیز شامل می‌شود) را بر ارتکاب گناه ثابت کرده‌اند که رعایت نکردن حجاب یکی از مصادیق آن شمرده می‌شود؛ ازاین‌رو عدم رعایت حجاب یکی از مصادیق این نهی‌ها می‌باشد.[1]

نوعی دیگر از برخوردها، برخوردهایی هستند که مستقیم بی‌حجابی را هدف گرفته‌اند و نکوهش می‌کنند. به‌ عنوان‌ مثال رسول خدا با پیش‌بینی وضعیت زنان بی‌حجاب در آخرالزمان آن‌ها را نکوهش کرده و می‌فرماید: «در آخرالزمان، زنانى كه برهنه و عریان‌اند نمايان شوند که خود را براى مردان بيگانه آرايش می‌کنند، این‌ها از دين خارج‌اند و در فتنه‌ها داخل‌اند، به شهوات مایل‌اند و به‌سوی لذّت‌ها شتابانند و حلال شمارندگان محرمات‌اند...».[2]

علت این‌که در روایات موارد زیادی از برخورد مستقیم رسول خدا با بی‌حجابی پیدا نمی‌شود علت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد.

1. حجاب در سال پنجم هجری واجب شد و طبیعی است که به خاطر عدم وجوب آن در 18 سال قبل آن، در دوران بعثت برخوردی نیز صورت نگرفته است.[3]

2. حجاب زنان در آن زمان به‌اندازه‌ای رعایت می‌شد که مصداقی برای برخورد مستقیم وجود نداشت. سیوطی از ام‌سلمه نقل می‌کند: «بعد از نزول آیه «یُدْنِينَ‏ عَلَيْهِنَ‏ مِنْ‏ جَلَابِيبِهِنَ» زنان انصار از منازلشان با پوشش‏‌هاى مشکى خارج مى‏‌شدند به‌گونه‌ای که به نظر مى‏‌رسید بر سر ایشان کلاغى نشسته است».[4]

 3. حجاب برای کنیز واجب نبود و در آن زمان زنان برای این‌که خودشان را از کنیز تمایز بدهند حجاب خود را به‌طور کامل حفظ می‌کردند به همین خاطر حتی در زمان ائمه علیهم‌السلام نیز بی‌حجابی به این صورت کنونی وجود نداشت.[5]

4. روایات گویای این است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله زنان را از صحبت کردن با صدای نازک با نامحرم، شنیده شدن صدای پاشنه کفش آنان[6] و ... نهی می‌فرمود. حال چگونه تصور می‌شود که نسبت به اصل حجاب بی‌تفاوت باشد؟!

درنتیجه رعایت حجاب یکی از واجباتی است که یک زن موظف به رعایت آن در جامعه است و در زمان و عصر معصومین علیهم‌السلام نیز در حد اعلای خود وجود داشته است.

پی‌نوشت:
[1]. ابن أبی جمهور، عوالی اللئالی، مطبعة سيدالشهداء عليه‌السلام، ج3، ص441.
[2]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، انتشارات اسلامى، ج3، ص390.
[3]. سیوطی، الاتقان، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ج1، ص43.
[4]. سیوطی، درالمنثور، دار الفكر، ج6، ص659.
[5]. حر عاملی، وسائل الشیعه، دار احياء، ج3، ص299.
[6]. نور: 31.

بانیان سقیفه برای تکمیل نقشه شوم خود لازم بود افزون بر بیعت با خلیفه خودخوانده و غصب خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، بازوی اقتصادی اهل‌بیت علیهم‌السلام را نیز تضعیف کنند؛ زیرا فعالیت فرهنگی و نفوذ در میان توده مردم بدون داشتن پشتوانه مالی، تقریبا ممکن نیست. از این‌رو منطقه فدک که توسط خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله و به فرمان الهی به حضرت زهرا علیهاالسلام عطا شده بود، مورد تصرف ظالمانه منحرفان مسلمان قرار گرفت.

حضرت زهرا علیهاالسلام به بهانه این غصب ناجوانمردانه در مسجد مدینه حاضر شدند و سخنرانی کوبنده‌ای علیه تمام فعالیت‌های غاصبان خلافت انجام داده و به زیبایی از مقام ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السلام دفاع کردند.

بخشی از این خطبه به ویژگی‌ها و پیشینه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در زمان حیات پیامبر معظم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله مربوط می‌شود. هدف بانوی دو عالم از این سخنان، تذکر به کسانی بود که بدون داشتن هیچ ویژگی مثبت در کارنامه، خود را به نادرستی خلیفه پیامبر معرفی کردند، تا بدانند خلیفه و جانشین باید برترین فرد در میان امت باشد.

صدیقه طاهره علیهاالسلام با یادآوری سرآغاز ظهور اسلام به مسلمانان، بیان کردند که مسلمانان در مکه، غریب و مورد ظلم مشرکان بودند. حتی پس از آنکه به مدینه هجرت کردند، از حمله‌های خونین کافران در امان نبودند و این باعث ترس مسلمانان شده بود، اما پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله در برابر این هجمه‌ها مقاومت کردند.

حضرت زهرا علیهاالسلام برای توصیف شدت و بزرگی حمله مشرکان و هجوم آنان به مسلمانان از عبارت «بیرون آمدن شاخ شیطان» و «باز شدن دهان درندگان» استفاده کردند. هرگاه چنین مشکل سختی برای مسلمانان ایجاد می‌شد، تنها امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودند که توسط پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به قلب دشمن فرستاده می‌شد و هیچ کسی جرأت چنین کاری را نداشت.

اهمیت جهاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نگاه حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها آنگاه بود که وقتی پای کار خدا به میان می‌آمد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام سر از پا نمی‌شناخت و هیچ نیرویی را برای خویش ذخیره نمی‌کرد. ایشان در راه خدا هر زحمتی را تحمل می‌کرد و هر رنجی را به جان می‌خرید.[1] در مقابل، تاریخ گزارش کرده که افراد بسیاری با طمع دست‌یافتن به غنیمت در جهاد شرکت می‌کردند و کسانی که خود را خلیفه نامیدند، در میدان جهاد حاضر می‌شدند، اما همواره فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و در راه اسلام حتی یک نفر از دشمنان را از پای درنیاوردند. در نگاه حضرت زهرا علیهاسلام اینان هیچ‌گاه شایستگی رهبری و خلافت بر امت مسلمان را نداشتند.

پی‌نوشت:
[1]. مصباح یزدی، محمدتقی، رساترین دادخواهی و روشنگری، ج2، ص57، مؤسسه امام خمینی.

دوشنبه, 20 آذر 1402 06:26

ادب‌آموزی از خطبه فدکیه

با شروع ایام فاطمیه و برپایی خیمه‌های عزاداری برای حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، یاد و خاطره مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام برای دوستداران آل‌الله زنده می‌شود؛ ظلمی که سرآغاز ستم‌های متعددی در طول تاریخ شد و مردم را تا حدود بسیار زیادی از نعمت بهره‌مندی از خزائن بی‌کران معصومان علیهم‌السلام محروم ساخت.

خطبه‌اى كه حضرت زهرا عليهاالسلام در مسجد النبي، روياروى غاصبان خلافت و در حضور جمعيت انبوهى از مهاجرين و انصار، ايراد فرمود، در اعتراض به غصب ناجوانمردانه منطقه فدک توسط خلیفه خودخوانده بود؛ اما در اين خطبه، بيشتر سخن در مدح امیرالمؤمنین عليه‌السلام و ستايش موضع‌گيرى‌هاى اسلامى و جاودانه ایشان و همچنین اثبات حق اهل‌بيت رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌و‌آله است.

اهمیت محتوای این خطبه برای بزرگان شیعه آن چنان بالا بوده و هست که در گزارش‌های تاریخی از قول جناب زید فرزند امام سجاد علیه‌السلام این‌گونه نقل شده: «من بزرگان خاندان ابی‌طالب را می‌دیدم که خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را نقل می‌کردند و به فرزندان خود یاد می‌دادند. این خطبه توسط بزرگان شیعه نقل شده و به عنوان یک متن درسی، آموزش داده می‌شد».[1]

براستی شیعیان و محبان حضرت زهرا علیهاالسلام افزون بر آنکه می‌توانند از نکات مهم این خطبه پیرامون دفاع از ولایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه‌السلام بهره‌مند شوند، با یک نگاه کلان و جامع به این خطبه متوجه می‌شوند که صدیقه شهیده علیهاالسلام با قاطعیت تمام از حق مسلم اهل‌بیت علیهم‌السلام در چارچوب ادب و نزاکت دفاع کردند.

آری، در این خطبه مهم و پرشور، یک کلمه‌ زشت و توهین‌آمیز وجود ندارد. همه‌ کلمات و بیانات، مستحکم و متین هستند. این خطبه بهترین الگو برای شیعیان است که در مقام عمل و رفتار، اینگونه باشند؛ در اظهارات و سخن گفتن، از منابع و مستندات علمی و صحیح استفاده کنند، به مخاطب تهمت نزنند و مرتکب بدگویی و بدزبانی نشوند.[2]

پی‌نوشت:
[1]. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ص23، الشریف الرضی.
[2]. برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری در ارتباط تصویری با مداحان، 15/11/1399.

ماده ۹۹ منشور ملل متحد عنوان می‌کند: «دبیر کل می‌تواند نظر شورای امنیت را به هر موضوعی که به عقیده او ممکن است حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را تهدید کند جلب کند.» در واقع، ماده ۹۹ منشور ملل متحد یک ابزار دیپلماتیک است که به ندرت مورد استفاده قرار گرفته شده است و به مقام دبیرکل سازمان ملل اجازه می‌دهد تا هر موضوعی را که ممکن است تهدیدهای موجود برای حفظ صلح و امنیت بین المللی را تشدید کند به شورای امنیت گوشزد کند. از دید گوترش، جنگ و جنایت رژیم صهیونیستی علیه غزه، حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را تهدید می‌کند و تاکنون شورای امنیت برای متوقف کردن جنگ علیه غزه ناکام بوده است. نگاه آماری به آنچه که رژیم صهیونیستی تاکنون علیه غزه انجام داد، اثبات کننده این موضوع است.

مطابق اخرین آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت غزه، حدود 17 هزار و 500 نفر در غزه به شهادت رسیده و بیش از 46 هزار نفر نیز زخمی شده‌اند. از این تعداد، بیش از 7 هزار و 800 کودک و بیش از 6 هزار و 100 زن در میان شهدا هستند. این آمار رسمی است. آمارهای غیررسمی حتی شمار شهدا را بیش از 23 هزار نفر اعلام می‌کنند زیرا بیش از 6 هزار نفر در زمره مفقودین جنگ هستند و یا زیر آوارها باقی مانده‌اند و در شرایط کنونی امکان آواربرداری و خروج اجساد وجود ندارد.

 علاوه بر این، غزه عملاً دیگر شرایط زندگی ندارد. بیش از 60 درصد از خانه‌های غزه یا به طور کامل تخریب شده و یا به شدت آسیب دیده است. به گفته سخنگوی وزارت بهداشت غزه، اشغالگران عمداً 130 مراکز بهداشتی را هدف قرار داده و 20 بیمارستان را از کار انداخته‌اند. سخنگوی وزارت بهداشت غزه اظهار داشت: بر خلاف ادعاهای اشغالگران در غزه مکان امنی وجود ندارد و صهیونیست‌ها همه جا را بمباران می‌کنند. همچنین 800  هزار نفر در شمال غزه بدون غذا و دارو هستند و بمباران نیز آن‌ها را تهدید می‌کند.

با وجود آمارهای ارائه شده از میزان تلفات انسانی و از بین رفتن زیرساخت‌های زندگی، اما همه شواهد حاکی از این است که اوضاع با تداوم جنگ به شدت وخیم‌تر خواهد شد. غزه همچنان در محاصره کامل قرار دارد، دسترسی به سوخت، آذوقه، کالاهای اساسی، برق و حتی وسایل پزشکی و درمانی امکان‌پذیر نیست. شروع زمستان نیز توانایی‌های مقابله‌ای زنان و کودکان را به پایین‌ترین سطح می‌رساند.

 با توجه به این آمارها، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد به ماده ۹۹ منشور ملل متحد استناد کرده و در نامه به «خوزه خاویر لوپز دومینگِز»، رئیس شورای امنیت، عنوان کرد «فروپاشی کامل نظم عمومی» در نوار غزه ارسال کمک‌های بشردوستانه حتی به صورت محدود را «غیرممکن» خواهد کرد. با وجود اقدام گوترش، اما شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشست شب گذشته خود موفق نشد قطعنامه‌ای را برای متوقف کردن جنگ رژیم صهیونیستی علیه باریکه غزه انجام دهد. ایالات متحده آمریکا بار دیگر قطعنامه پیشنهادی برای متوقف کردن جنگ علیه غزه و ایجاد آتش‌بس را وتو کرد. اقدام آمریکا در وتوی قطعنامه برای متوقف کردن جنگ علیه غزه نشان داد که شورای امنیت توسط واشنگتن و منافع صهیونیست‌ها به گروگان گرفته شده است.

نویسنده: سید رضی عمادی

عوامل مختلفی ممکن است سبب تجمع سموم در بدن ما شوند که این روز‌ها آلودگی هوا یکی از عوامل مهم است، اما اصلی‌ترین علائم عدم حذف سموم در بدن خود را با بی‌خوابی، آکنه، خستگی مداوم، درد عضلات، یبوست، سردرد، افزایش وزن و در نهایت افسردگی نشان می‌دهد.

بنابر اعلام دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت، اما می‌توان با برداشتن گام‌های ساده در خانه، سموم را از بدن حذف کرد.

 

۸ راهکار برای حذف سموم از بدن شامل موارد زیر است:

کاهش مصرف قند: یک راه برای سم‌زدایی بدن کاهش مصرف قند است. به جای این که به طور مرتب به دنبال شیرینی، کوکی یا کیک بروید، جایگزین سالمی مانند شکلات تیره (۷۰ درصد) را به رژیم غذایی خود بیفزایید. گزینه‌های سالم دیگر شامل تکه‌های میوه است. قند‌های طبیعی نیاز شما به شیرینی‌های پرضرر را کاهش می‌دهد. دارچین را نیز می‌توانید به جای قند به غذا‌ها اضافه کنید. مصرف دارچین به کنترل قندخون کمک می‌کند.

نوشیدن آب: تک تک سلول‌های بدن برای بقا نیاز به آب دارند. روز خود را با نوشیدن آب و اضافه کردن چند قطره لیموی تازه به آن شروع کنید. این کار نه تنها فرایند هضم غذا را افزایش می‌دهد بلکه منجر به سم زدایی از کبد نیز می‌شود.

تحرک کافی: ورزش منظم نوعی سم زدایی از بدن است و منجر به بهبود گردش خون، بهبود فرایند هضم، کاهش استرس، تقویت مفاصل و حفظ سلامت کل بدن می‌شود.

مصرف سبزیجات تیره رنگ: این سبزیجات از قبیل اسفناج، برگ چغندر، خردل و ... برای کمک به جلوگیری از برخی شرایط بهداشتی از جمله دیابت، سنگ کیسه صفرا، مشکلات کلیوی و سلامت کبد از گذشته مفید بوده‌اند. سبزیجات تیره رنگ برای بهبود عملکرد دستگاه گوارش و کاهش یبوست نیز مفیدند ضمن این که خواص ضد پیری دارند. ترکیبات یافت شده در سبزیجات تیره رنگ به واسطه سطوح بالای فیبر، آب و منیزیم موجود در آن‌ها منجر به کاهش خطر ابتلا به سرطان، تعادل هورمونی و کاهش وزن می‌شود.

اضافه کردن جعفری به رژیم غذایی: جعفری یک ضد عفونی کننده عالی و ادرارآور است. این سبزی معطر و البته پرطرفدار عملکرد کلیه‌ها را تحریک می‌کند و نقش مهمی در دفع سموم بدن دارد. به غذاهایتان مثل سالادها، پاستاها، سوپ و ... جعفری اضافه کنید. اگر یک دوره سم‌زدایی جدی را شروع کرده‌اید آب جعفری فوق العاده است.

نوشیدن چای سبز: برای سم زدایی، چای سبز بنوشید. چای سبز سرشار از آنتی اکسیدان و حاوی ریزمغذی‌هایی مثل پلی فنول است. این نوع چای متابولیسم را بالا می‌برد و سبب کاهش وزن می‌شود.

خواب کافی: در واقع وقتی به اندازه کافی نمی‌خوابید، در فرآیند طبیعی سم زدایی بدن اختلال ایجاد می‌کنید. به همین دلیل باید از بیداری بیش از حد در شب بپرهیزید و شب‌ها به موقع بخوابید. هنگامی که از خواب بیدار می‌شوید، بدن شما نیاز به تخلیه سموم دارد. تاخیر دفع در هنگام صبح، سبب بازگشت سموم به بدن می‌شود.

پرهیز از غذا‌های آماده: مواد غذایی صنعتی و فرآورده‌های غذایی فاقد مواد مغذی و حاوی افزودنی‌های مضر مانند مواد نگهدارنده، مواد شیمیایی، نمک و چربی هستند. از مصرف آرد‌های تصفیه شده، قند زیاد، نوشیدنی‌های گازدار و نوشیدنی‌های شیرین بپرهیزید. مصرف میوه، سبزیجات تازه، دانه‌های کامل و گوشت‌های تازه را در اولویت برنامه غذایی خود قرار دهید. سیر، لیمو، جوانه کلم بروکلی، لوبیا، ماش، سبزیجات خام دیگر و ... همگی به سم زدایی از بدن کمک می‌کنند. به این موارد می‌توان آب میوه‌های ارگانیک را نیز اضافه کرد.

براي راهيابي به جواب مناسب توجه به نکته هاي ذيل مفيد است:
بهترين راه ارتباط قلبي با خدا كه از آن به تقرّب الهي نيز ياد مي شود، همان راه هاي فكري و اعتقادي و عملي است كه در شرع مقدس بازگو شده. برخي از اين راه ها و روش هاي انجام اعمال واجب و بعضي ديگر انجام اعمال مستحب است. اگر كسي بخواهد با خالق هستي بخش خود ارتباط برقرار نمايد، مي تواند با آن اعمال با او به نجوي بپردازد.  نيايش در اينجا به چند نمونه از آن اعمال اشاره مي شود:
1. نماز شب: در روايتي آمده كه خداي متعال به حضرت موسي فرمود: «اي فرزند عمران، دروغ مي گويد آن كس كه گمان مي كند مرا دوست دارد و همين كه شب مي رسد از من روي مي گرداند و مي خوابد، مگر نه اين است كه هر محبي خلوت با محبوب خويش را مي خواهد؟  هان اي فرزند عمران، بدان كه من بر دوستان خود مطلع هستم، آن گاه كه تاريكي شب آنان را فرا مي گيرد، چشمان دل آنان را به سوي خود بر مي گردانم و عقوبت هجران و سخط خويش را در برابر چشمانش مجسم مي نمايم، از روي مشاهده با من خطاب مي كند و از روي حضور با من سخن مي گويد. اي فرزند عمران، در تاريكي شب ها از قلب خويش خشوع را نثار كن و از بدن خويش خضوع را، و از چشمانت اشك را، كه تو مرا نزديك خواهي يافت.»
از اين روايت بخوبي بدست مي آيد كه يكي از بهترين راه هاي ايجاد ارتباط قلبي با خداوند، نماز شب است كه انسان در خلوت تاريكي شب، با محبوبش راز و نياز نمايد.[1]
2. عمل ديگر كه براساس روايات تأثير فراواني در ارتباط قلبي با خدا دارد، تلاوت قرآن كريم است. تأكيدات آيات و روايات به تلاوت قرآن به خوبي نشان مي دهد كه آثار و بركات اين كتاب نوراني در موارد مختلف از جمله در ايجاد ارتباط با خداوند نقش اساسي دارد.[2]
3. مداومت بر تسبيح حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، بعد از نمازهاي واجب نيز در ايجاد ارتباط قلبي انسان با خداوند مؤثر است.
4. يكي از بهترين گزينه ها براي ايجاد ارتباط با خداوند، نماز است. گذشته از آن كه در روايات بر اين گزينه فراوان تأكيد شده، در ميان ساير عبادات نيز، آسان ترين راهي است كه انسان مي تواند از آن طريق با خداوندش ارتباط برقرار كند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ  فرمود: «خداوند سبحان فرمود: نزديك نمي كند به سوي من، بنده اي از بندگانم را چيزي كه محبوب تر باشد نزد من از نماز واجب، و بنده مي بايد، تقرّب بجويد به سوي من با خواندن نماز نافله (نمازهاي مستحبي مانند نوافل روزانه) تا او را دوست بدارم، هرگاه او را دوست داشتم من سامعة او كه با آن مي شنود و باصرة او كه با آن مي بيند و زبان او كه با آن سخن مي گويد، ‌و دست او كه با آن كارهايي انجام مي دهد خواهم شد، اگر مرا بخواند او را اجابت مي كنم و اگر از من چيزي بخواهد به او مي دهم.»[3]
5. راه ديگر ذكر مداوم سبب ارتباط قلبي انسان با خداوند مي شود چنان خود فرمود: (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)[4] آگاه باشيد با ياد خدا، قلب ها آرامش پيدا مي كند. مراد آيه آن است كه ذكر خدا موجب ارتباط قلبي انسان با خدا مي شود و ارتباط قلبي با خدا مايه آرامش انسان مي گردد. و در آيه ي ديگر فرمود: (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ)[5] يعني مرا ياد كنيد، شما را ياد مي كنم.
نكته اساسي در همه اين امور آن است كه بايد اعمالي كه انسان انجام مي دهد، به طور مداوم باشد تا اثر معنوي آن ظاهر گردد وگرنه با چند بار معلوم نيست، آن نورانيت مورد نظر و فوايد مترتب بر آنها در انسان پديد آيد. در روايات معصومين ـ عليهم السلام ـ هم به اين مسئله تصريح شده که خداوند عبادت مستمر و مداوم را گرچه کم باشد خيلي دوست دارد.
در پايان: اگر در اين راه مجاهدت وتلاش كنيد، به طور يقين نتيجه خواهيد گرفت. اما به شرط آن كه هرگز افراط و زياده روي نكنيد، بخصوص در مراحل آغاز كار، بايد به تدريج پيش برويد و اعتدال را حفظ نمائيد و خود را زياد خسته نكنيد و سعي نماييد كيفيت اعمال را بالا ببريد، نه كميت  آن ها را و يقين بدانيد كه اگر به طور اعتدال و مداوم به اعمال خود ادامه بدهيد، به تدريج نورانيت قلب در شما پديد خواهد آمد و به هدف خود خواهيد رسيد.
 
پي نوشت ها:
[1] . شجاعي، محمد، مقالات، نشر صدا و سيما، چاپ دوم، 1375 ش، ج3، ص 81.
[2] . همان، ص 150.
[3] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسايل الشيعه، كتاب الصلوة، قم، نشر مؤسسه اهل البيت، 1416 ق، ج 4، ص 72، باب 17.
[4] . رعد/ 28.
[5] . بقره/ 152.

شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی نخست وزیر و وزیر خارجه قطر گفت که حملات اسرئیل به نوار غزه تلاشهای میانجیگران را پیچیده و شرایط حقوق بشری در غزه را وخیمتر کرده است.

به گزارش خبرگزاری فلسطینی وفا، وی با محمد اشتیه نخست وزیر تشکیلات خودگردان فلسطین در حاشیه کنفرانس دوحه درباره غرب آسیا دیدار و رایزنی کرده است.

وی در این دیدار تاکید کرد: تداوم بمباران نوار غزه از سوی اسرائیل بعد از پایان آتش بس موقت تلاشها برای میانجیگری را پیچیده و باعث تشدید فاجعه انسانی در غزه شده است.

به گفته این دیپلمات قطری، دوحه و شرکایش متعهد به افزایش تلاشها برای کاهش تنشها به منظور آتش بس پایدار هستند.

از ابتدای جنگ غزه قطر از اصلیترین طرفها برای برقراری آتش بس وهمچنین تبادل زندانیان میان حماس و رژیم صهیونیستی بوده است.

محمد اشتیه نخست وزیر تشکیلات خودگردان روز یک شنبه در مصاحبه با سی ان ان تاکید کرد ادعای اسرائیل برای حذف حماس هرگز شدنی نیست چرا که حماس بخشی از موزائیک سیاسی فلسطین است.

محمد اشتیه تاکید کرد: مسئله قرار دادن غزه تحت قیمومیت نیست... ما به یک راه حل سیاسی جامع نیاز داریم که به این رنج فلسطینی ها پایان دهد که از 75 سال پیش آغاز شده است. وی با اشاره به این مساله افزود: حوادث فلسطین فقط از 7 اکتبر شروع نشده است. 

احادیث