emamian
وقایع سوریه محصول یک نقشه مشترک آمریکایی و صهیونیستی است
هبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از قشرهای مردم، با «تبیین لایههای مختلف حوادث سوریه، ترسیم منطق حضور ایران در این کشور، تشریح روند آتی تحولات منطقه و بیان درسها و عبرتهای قضایای سوریه»، تأکید کردند: این حوادث محصول یک نقشه آمریکایی-صهیونیستی است و گستره مقاومت با یافتن استحکام و انگیزه بیشتر در مقابل فشارها و جنایتها، به حول و قوه الهی همه منطقه را فراخواهد گرفت.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به نقش آشکار یک دولت همسایه سوریه در حوادث این کشور، گفتند: با وجود این، قرائن متعددی وجود دارد که نشان میدهد توطئهگر، نقشهکش و اتاق فرمان اصلی، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.
ایشان رفتار صهیونیستها و آمریکاییها با رخدادهای اخیر سوریه را یکی از این قرائن خواندند و افزودند: اگر اینها نقشهکش حوادث سوریه نبودهاند، چرا برخلاف دیگر کشورها ساکت ننشتند و با بمباران صدها مرکز زیرساختی، فرودگاه، مراکز تحقیقاتی، مراکز تربیت دانشمند و نقاط دیگر سوریه، عملاً در حوادث جاری دخالت کردند؟
رهبر انقلاب با اشاره به اعلام رسمی آمریکا مبنی بر حمله به 75 نقطه سوریه در یکی دو روز اول حوادث، گفتند: صهیونیستها هم علاوه بر هدف قراردادن صدها نقطه، سرزمینهای سوریه را اشغال و تانکهای خود را به دمشق نزدیک کردند و آمریکا که در حوادث مرزیِ بسیار کوچکتر در دیگر کشورها حساسیت فراوانی از خود نشان میدهد، نه فقط اعتراض نمیکند بلکه کمک هم کرده است. آیا این واقعیات نشاندهنده دست آنها در حوادث سوریه نیست؟
حضرت آیتالله خامنهای در تشریح یکی از قرائن دیگرِ دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در قضایای سوریه، گفتند: در روزهای آخر قرار بود برخی کمکها و امکانات برای مردم یک منطقه سوریه –بخصوص زینبیه- ارسال شود اما صهیونیستها همه مسیرهای زمینی را مسدود کردند و هواپیماهای آمریکایی و رژیم صهیونی با پروازهای گسترده، نگذاشتند این کمکها از راه هوا هم منتقل شود. اگر آنها صاحب قضیه نیستند و با قرار گرفتن در پشت سر فلان گروه تروریستی یا مسلح با سوریه نمیجنگند، چرا از کمک به مردم سوریه جلوگیری کردند؟
رهبر انقلاب اهداف مهاجمانی را که از شمال و جنوب دنبال تصرف سرزمینهای سوریه هستند، متفاوت خواندند و افزودند: در این میان آمریکا دنبال محکم کردن جای پای خود است اما زمان نشان خواهد داد که هیچ یک، به اهداف خود نمیرسند و بدون شک مناطق تصرفشده سوریه بدست جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد.
ایشان در ترسیم روند تحولات آتی منطقه با تأکید بر اینکه آمریکا به توفیق الهی بدست جبهه مقاومت از منطقه اخراج خواهد شد، گفتند: عوامل استکبار خیال میکنند جبهه مقاومت بعد از سقوط دولت سوریه که طرفدار مقاومت بود، ضعیف شده است اما سخت در اشتباهند؛ چرا که اصولاً درک درستی از مقاومت و جبهه مقاومت ندارند.
حضرت آیتالله خامنهای مقاومت را نه یک سختافزارِ قابل شکستن و فرو ریختن، بلکه یک ایمان، تفکر، مکتب اعتقادی و تصمیم قلبی خواندند و افزودند: به همین علت، مقاومت با فشارها قویتر میشود و انگیزه افراد و عناصر آن با دیدن خباثتها، شدیدتر و دامنه آن گستردهتر خواهد شد.
ایشان قویتر شدن حزبالله، حماس، جهاد اسلامی و دیگر نیروهای فلسطینی را زیر بار فشارهای 14 ماهه اخیر، نشانه این واقعیت برشمردند و افزودند: فشار مصیبتها و از دست دادن سید حسن نصرالله بسیار سنگین بود اما قدرت و مشت حزبالله محکمتر شد و دشمن هم با مشاهده این واقعیت، بدنبال آتشبس آمد.
رهبر انقلاب با یادآوری جنایات بیسابقه رژیم آدمکش در غزه و شهادت اشخاص برجستهای مانند یحیی سنوار، گفتند: دشمن خیال میکرد مردم غزه زیر بمبارانها، علیه حماس قیام میکنند اما برعکس شد و مردم بیشتر از قبل طرفدار حماس و جهاد اسلامی و بقیه گروههای مجاهد فلسطینی شدند.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید براینکه فراگیرشدن گستره مقاومت در همه منطقه، نتیجه قطعی فشارها و جنایات دشمنان خواهد بود، افزودند: آن تحلیلگر نادان و بیخبر که این حوادث را باعث ضعیفشدن ایران میداند، بفهمد که ایران قوی و مقتدر است و مقتدرتر نیز خواهد شد.
ایشان مقاومت را واقعیتی ریشهدار در ایمان و باور ملتها خواندند و افزودند: مقاومت به معنای ایستادگی در مقابل آمریکا و هر سلطهگر دیگر، و مخالفت با وابستگی و نوکری آمریکا، برای ملتها یک عقیده بسیار مهم است و همین باور در ماههای اخیر باعث طرفداری پرشور ملتهای منطقه و به تعبیری ملتهای جهان از فلسطین و ابراز تنفر از صهیونیستها شد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به گذشت بیش از 75 سال از غصب فلسطین، گفتند: این مسئله باید در این مدت طولانی از یادها میرفت اما امروز ایستادگی ملت فلسطین و ملتهای منطقه بر سر مسئله فلسطین، ده برابر بیشتر از زمان غصب این سرزمین است و باور مشترک ملتها به مقاومت، این شعله را افروختهتر کرده است.
ایشان همسویی با رژیم صهیونیستی را خط قرمز ملتها دانستند و افزودند: صهیونیستها و همدستانشان بدانند؛ براساس سنت الهی، جنایت پیروزی نمیآورد و امروز این سنت الهی و تجربه تاریخی در غزه و ساحل غربی رود اردن و لبنان در حال تکرار است.
رهبر انقلاب با اشاره به حضور ایران در سوریه در سالهای قبل، گفتند: نکتهای که اغلب بخصوص جوانان از آن بیاطلاعند این است که قبل از کمک ما به دولت سوریه، یعنی در مقطع حساس دفاع مقدس و در شرایطی که همه به نفع صدام و علیه ما کار میکردند، دولت سوریه با کمکی حیاتی به ایران و در حرکتی بزرگ و تعیینکننده، خط لوله انتقال نفت از عراق به مدیترانه را مسدود و صدام را از درآمد آن محروم کرد.
ایشان علت دیگر حضور جوانان و برخی فرماندهان ایرانی در سوریه و عراق را مقابله با فتنه داعش خواندند و افزودند: داعش بمب ناامنی بود و آنها به دنبال ناامن کردن سوریه، عراق و سپس حضور در ایران و ناامن کردن کشور ما به عنوان هدف اصلی و نهایی بودند.
حضرت آیتالله خامنهای جلوگیری از سرایت ناامنی به ایران را علت مهم عزم جمهوری اسلامی برای مقابله با داعش برشمردند و خاطرنشان کردند: مسئولان ما خیلی زود متوجه شدند که اگر جلوی داعش گرفته نشود، ناامنی سراسر ایران را فراخواهد گرفت همچنانکه نمونههایی از فجایع تروریستی آنها را مردم در حوادث مجلس، حرم شاهچراغ و کرمان مشاهده کردند.
رهبر انقلاب با اشاره به فرمایشی از امیرالمؤمنین که نباید گذاشت دشمن به خانه برسد چرا که ملتی که در خانه خود با دشمن درگیر شود ذلیل میشود، گفتند: بر این اساس بود که نیروهای ما و سردار شهید سلیمانی و همکاران او به عراق و سوریه رفتند و با سازماندهی و مسلح کردن جوانان آن کشورها، در مقابل داعش ایستادند و کمر آن را شکستند.
ایشان با اشاره به هدف داعش برای تخریب اعتاب و اماکن مقدسه در کربلا، نجف، کاظمین و دمشق مشابه اقدام آنها در انهدام گنبد حرم مطهر سامرا، گفتند: در مقابل دشمنی آنها با اعتاب مقدسه، معلوم بود که جوانان مؤمن، غیور و محبّ اهلبیت اجازه تعرّض نمیدهند و بیتفاوت نمیمانند.
حضرت آیتالله خامنهای، نوع حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه و عراق را حضوری «مستشاری» یعنی تشکیل قرارگاههای مرکزی، تعیین راهبردها و تاکتیکها، حضور در میدان جنگ در مواقع ضروری و از همه مهمتر بسیج جوانان آن مناطق خواندند و افزودند: حضور ما در سوریه و عراق به معنی اعزام لشکرهایی از ارتش و سپاه برای جنگیدن به جای ارتش آنها نبود؛ چرا که این کار نه منطقی است و نه افکار عمومی آن را قبول میکند.
رهبر انقلاب با اشاره به درخواستهای پُر شمار جوانان و بسیجیان بیتاب و مشتاق برای اعزام به سوریه در آن مقطع گفتند: عمده حضور نیروهای ما در آن مناطق، مستشاری و در مواقع اندک و ضروری به شکل حضور نیروهای غالباً داوطلب و بسیجی بود.
ایشان، آموزش، سازماندهی و مسلح کردن گروهی چند هزار نفره از جوانان سوری برای مقابله با داعش به دست شهید سلیمانی را از اقدامات برجسته آن سردار سرافراز خواندند و با اظهار تأسف از انحلال آن گروه با تصمیم مسئولان نظامیِ سوری پس از چند سال، گفتند: بعد از خاموش شدن فتنه داعش، نیروهای ما عمدتا از سوریه بازگشتند.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه جنگ اصلی باید به وسیله ارتش سوریه انجام میشد، افزودند: در کنار ارتش نیروهای بسیجی دیگر کشورها امکان جنگ دارند اما اگر ارتش، ضعف و بیهمتی نشان دهد، کاری از نیروهای بسیجی برنمیآید که متأسفانه همین اتفاق در سوریه رخ داد.
ایشان افزودند: البته لازمه حضور در هر نقطهای، همراهی و موافقت دولت آنجا است همانطور که در عراق و سوریه به درخواست دولتهای آنها حاضر شدیم و اگر درخواستی نکنند راه بسته است و امکان کمک نخواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای گفتند: وضعیت و مصائب کنونی سوریه نتیجه ضعف و کاهش روح مقاومت و ایستادگی است که ارتش سوریه از خود نشان داد.
رهبر انقلاب با مقایسه ضعف ارتش سوریه با روحیه بالای مسئولان ارشد نیروهای مسلح ایران و اصرار آنها برای کسب اجازه حضور در میدان و کمک به مقاومت، گفتند: امروز ملت ایران به ارتش و سپاه خود افتخار و مباهات میکند. البته در دوران طاغوت ارتش به قدری ضعیف بود که در مقابل تهاجم خارجی ایستادگی نکرد و در جنگ دوم، دشمن تا تهران پیشروی و آن را تصرف کرد.
حضرت آیتالله خامنهای در بیان چند نکته در خصوص حوادث سوریه و جبهه مقاومت گفتند: همه بدانند قضایا اینگونه باقی نخواهد ماند که گروهی بیایند در دمشق و به خانههای مردم تعرض کنند و رژیم صهیونی هم با بمباران و توپ و تانک پیشروی کند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قطعاً جوانان غیور سوری بهپا خواهند خاست و با ایستادگی و حتی دادن تلفات، به این وضع فائق خواهند آمد، همچنانکه جوانان غیور عراق پس از اشغال آن به دست آمریکا، با کمک و سازماندهی و فرماندهی شهید عزیز ما توانستند دشمن را از خانه و خیابانهای خود بیرون کنند. البته این کار در سوریه ممکن است زمان طولانی ببرد اما نتیجه، حتمی و قطعی است.
ایشان در بیان درسها و عبرتهایی از حادثه سوریه برای مسئولان و آحاد ملت، گفتند: درس اول، غفلت نکردن از دشمن است. در سوریه دشمن با سرعت، عمل کرد اما آنها باید از قبل پیشبینی و جلوگیری میکردند همچنانکه دستگاه اطلاعاتی ما از چند ماه قبل گزارشهای هشدار دهندهای به مسئولان سوری منتقل کرده بودند.
حضرت آیتالله خامنهای گفتند: نباید از دشمن غافل شد و آن را حقیر شمرد یا به تبسّم او اعتماد کرد؛ چرا که گاهی با لبخند و لحن خوش حرف میزند اما با خنجری در پشت، منتظر فرصتی برای ضربه زدن است.
ایشان پیروزی و شکست و فراز و فرود شخصی و ملی را واقعیت زندگی خواندند و گفتند: مهم اینست که در فرازها مغرور نشد، چون غرور جهل میآورد و در شکستها منفعل و مأیوس نشد، همچنانکه جبهه مقاومت از پیروزی مغرور و از ناکامیها منفعل نمیشود.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: در 46 سال پس از انقلاب، حوادث بزرگ و سختی را پشت سر گذاشتهایم همچنانکه روزی هواپیماهای صدام فرودگاه تهران را بمباران و در دل مردم ترس ایجاد میکردند اما در مقابل همه حوادث گوناگون و تلخ، جمهوری اسلامی حتی یک لحظه دچار انفعال نشد.
رهبر انقلاب خطر انفعال را گاهی از خود حادثه بیشتر دانستند و گفتند: از مؤمن نباید انفعال سر بزند و دچار این احساس شود که کاری از او ساخته نیست و باید تسلیم شود. همانطور که در پیروزیها نیز قرآن توصیه به شکر و استغفار از کوتاهیها و پرهیز از غرور میکند. بنابراین در پیشرفتها و موفقیتها، غرور سمّ است و در کوتاهیها و مشکلات نیز انفعال، زهر است که باید مراقب هر دوی اینها باشیم.
ایشان با اشاره به عدهای که کارشان خالی کردن دل مردم و ترساندن آنها است، گفتند: برخی در خارج از کشور و با رسانههای فارسیزبان این کار را میکنند که جور دیگری باید با آنها برخورد کرد اما در داخل کسی نباید این کار را بکند و اگر کسی در تحلیل یا بیان خود بهگونهای سخن بگوید که معنای آن خالی کردن دل مردم باشد، جرم است و باید با آن برخورد شود.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان سخنانشان، ملت ایران را آماده به کار خواندند و تأکید کردند: به توفیق الهی، ریشه صهیونیسم و عوامل خبیث غربی در این منطقه کَنده خواهد شد.
چرا ایران از بشار اسد حمایت کرد؟ اردوغان هم بخواند
جمهوری اسلامی ایران از بشار اسد رئیس جمهور سابق سوریه حمایت میکرد و این موضوع پنهانی نیست؛ همچنان که بشار اسد نیز همواره از جبهه مقاومت و ایران حمایت کرده بود و پدر او، حافظ اسد جزو معدود سران جهان بود که در جنگ صدام علیه ایران، طرف ایران ایستاد.
این حمایت جمهوری اسلامی ایران از دولت اسد این روزها با طعنهها و کنایههایی مواجه میشود؛ از جمله اینکه اردوغان رئیسجمهور ترکیه با حمایت از گروههای تروریستی علیه اسد این گونه وانمود میکند که او طرفدار مردمسالاری است و دیگرانی که از اسد حمایت کردند، اینچنین نیستند.
قاعدتاً بشار اسد مشکلاتی در حکمرانی داشت و این نیز امری پوشیده نبود؛ حتی سالها پیش اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی به بشار اسد توصیههای مهمی درباره مراعات مردم و توجه به آنها کردهاند، امّا چرا ایران علیرغم برخی ضعفهای اسد از او حمایت کرد؟ پشتیبانیهای ایران مشخصاً چند دلیل روشن داشته است:
وجه اوّل، ایران در برابر تروریسم از اسد حمایت کرد. علیرغم عدم دخالت ایران در امور داخلی سوریه و توصیهها به اسد برای توجه بیشتر به مردم، اما همزمان با آغاز عملیاتهای گروهکهای تروریستی با حمایتهای خارجی علیه دولت سوریه در حوالی سال 90 به بعد، ایران بهدرخواست سوریه به این کشور علیه تروریسم کمک کرد، بنابراین کمک به یک دولت، علیرغم اشکالاتش، که در واقع کمک به یک ملت بود، هیچ پشیمانی بهدنبال ندارد و ایران هیچگاه از آنچه در گذشته کرده است نادم نیست.
شماتت ایران بهدلیل حمایت از دولت ـ ملت سوریه علیه تروریستها در واقع جانبداری غیرمستقیم از تروریستهاست و اگر امری نیازمند شرم باشد، قطعاً این دومی است!
وجه دوم، حمایت ایران از دولت سوریه در عصر اسد، مخالفت با دخالت بیگانگان بود. اقدامات گروهکهای تروریستی مشخصاً از حمایت خارجی، منطقهای و فرامنطقهای برخوردار بود، و ایران از آنجا که مداخله بیگانه را بههربهانهای منفی میداند از دولت ـ ملت سوریه حمایت کرد.
وجه سوم، مقابله با رژیم صهیونیستی است؛ ایران پیشتر هم رسماً و علناً اعلام کرده است که از هر حرکت علیه رژیم صهیونیستی در دنیا حمایت میکند. سال 1396، آیتالله خامنهای در یک سخنرانی مهمی تأکید کردند که ایران از هرگروهی که با رژیم صهیونیستی مبارزه کند حمایت و به آن کمک میکند (لینک). سوریه در عصر اسد از معدود کشورهای عربی بود که صادقانه با اسرائیل مقابله کرد، ایران در این خصوص کاملاً مدافع دولت ـ ملت سوریه بود و از این بابت، هیچ تردیدی به خود راه نداده است.
اما وجه چهارم حمایت از سوریۀ اسد، مخالفت با کودتاست؛ هر تغییر سیستمی که «صرفاً» از طریق اعمال زور و با «تکیه صرف» بر سلاح صورت بگیرد، کودتاست و ایران بهخلاف رژیمهایی که کودتا و تروریسم را به کودتا و تروریسم خوب و بد تقسیم میکنند، معتقد است که کودتا و تروریسم در هر حالتش غلط است و هر تغییری باید اولاً مشروع باشد و ثانیاً «روش» درستی هم داشته باشد و خواست اکثریت مطلق آن جامعه باشد. غرب و برخی دولتهای منطقهای بارها درصدد کودتا علیه سوریه بودند و این بار آخر هم در واقع از این طریق وارد میدان شدند، ایران صراحتاً با این مسئله مخالف است و برای گفتن این موضوع، هیچ ابائی هم ندارد.
اساساً این اصول برای ایران، تام و تمام است و هرجای دنیا هم که بتواند از حرکت علیه رژیم صهیونیستی حمایت، و با کودتا و تروریسم و مداخله بیگانه، بهنحو فعال مقابله میکند،
مثلاً درباره خود آقای اردوغان! قاعدتاً ایشان فراموش نکرده است که در سال 2016، آمریکا بهوسیله فتحالله گولن، مخالف اردوغان، بهدنبال کودتا در ترکیه بود و حتی اردوغان مجبور شد برای مدت کوتاهی از مقر خود بگریزد و مخفی شود؛ از معدود دولتهای مستقلی که در آن مقطع بهنحو فعال از اردوغان، علیرغم تمام اختلافاتش در موضوع سوریه، حمایت کرد، جمهوری اسلامی ایران بود. ایران بر اساس اصولش از اردوغان آن روز دفاع کرد؛ وگرنه اگر جمهوری اسلامی ایران هم میخواست صرفاً احساساتی تصمیم بگیرد و اردوغان را بهخاطر رفتارش در سوریه طرد کند، حتماً موضع دیگری میتوانست اتخاذ کند.
خود اردوغان پس از آن در ترکیه چه اقداماتی کرد؟ افراد بسیار زیادی از کار اخراج و جمع بسیار زیادی هم بهواسطه اتهام در آن کودتا زندانی و مجازات شدند. اگر مقابله با کودتا چیز بدی است که اردوغان به این دلیل بشار اسد را ملامت میکند، پس آیا میتوانست به خود اجازه بدهد که چنین پاکسازی وسیعی را در ترکیه مرتکب شود؟
ایران همان روز در مواجهه با ترکیه هم از مداخله در امور داخلی خودداری کرد؛ و البته بر ضرورت مراعات اصول مردمسالاری و اخلاق حکمرانی تأکید میکرد.
بنابراین ایران همواره سعی میکند در چارچوب یک اصول مشخص و اخلاقی با دولتهای مختلف تعامل کند و در این زمینه تفاوتی میان اردوغان و اسد نیست؛ اما شاید جناب اردوغان، سهمی از تمامیتخواهی را برای خود میپسندد اما درباره بشار اسد آن را ملامت میکند!
لاوروف: روسیه، ایران و ترکیه درباره توقف عملیات نظامی در سوریه به توافق رسیدند
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در کنفرانس خبری بعد از نشست دوحه اعلام کرد: حملات گروه تروریستی هیئت تحریرالشام از قبل برنامهریزی شده بود و ما به سوریه برای مقابله با این حملات کمک میکنیم.
وی تصریح کرد: بعد از توقف حملات گروه تروریستی هیئت تحریرالشام، گفتگوی سیاسی ممکن میشود.
لاوروف خاطرنشان کرد: روسیه، ایران و ترکیه در مورد متوقف ساختن عملیات نظامی به توافق رسیدند و ما گامهایی عملی بر خواهیم داشت.
لاوروف گفت: ما مخالف تلاش هیئت تحریرالشام برای تغییر توازنها هستیم و با آن مقابله خواهیم کرد و به حمایت از دولت سوریه ادامه خواهیم داد.
وزیر خارجه روسیه اظهار کرد: روسیه با دولت سوریه و اپوزیسیون قانونی سوریه همکاری خواهد کرد و آنها را به مذاکره سوق خواهد داد.
وی تاکید کرد که باید افراد مسلح گروه تروریستی هیئت تحریرالشام از اپوزیسیون میانهرو تمایز داده شوند.
عراقچی: در نشست آستانه بر آغاز گفتوگوهای سیاسی در سوریه تاکید شد
وزیر امور خارجه گفت در نشست وزرای خارجه روند آستانه در دوحه بر این موضوع تاکید شد که «گفتوگوهای سیاسی بین دولت سوریه و گروههای معارض مشروع شروع شود».
«سید عباس عراقچی» بعدازظهر روز شنبه و پس از پایان نشست وزرای خارجه روند آستانه در دوحه قطر که با حضور وزرای خارجه ایران، روسیه و ترکیه برگزار شد، بر پایان فوری درگیریها در سوریه تاکید کرد.
عراقچی طی اظهاراتی در جمع خبرنگاران گفت: امروز جلسه بسیار خوب روند آستانه را با حضور وزیران خارجه ترکیه و روسیه داشتیم و در انتهای جلسه نیز نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور سوریه به جلسه ملحق شد.
او با بیان اینکه «در این جلسه مسائل روز و جاری سوریه مورد مذاکره قرار گرفت»، تصریح کرد: در این جلسه بر این موضوع تاکید شد که درگیریها در سوریه باید فوراً خاتمه پیدا کند، تمامیت و حاکمیت ارضی سوریه محترم شناخته شود و در این زمینه به قطعنامه سازمان ملل در این خصوص مراجعه شود و گفتوگوهای سیاسی بین دولت سوریه وگروههای معارض مشروع سوریه شروع شود.
این دیپلمات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران همچنین گفت: قرار شد که با دولت سوریه در این زمینه صحبت کنیم، من مشورتهای خود را با دمشق خواهم داشت و روسیه نیز با مقامات سوریه رایزنی و گفتوگو خواهد داشت و انشالله با رایزنی با دولتهای دیگر کار را به پیش میبریم.
عاقبت جوینده دانش
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم:
طالِبُ العِلمِ لایَموتُ أو یُمَتَّعَ جِدَّهُ بِقَدرِ کَدِّهِ
جوینده دانش نمی میرد تا آنگاه که به اندازه زحمتش از خوشبختی بهره برد.
عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۲۹۲
تکرار تاریخ در سوریه با پوشش جدید
سایت النشره لبنان در یادداشتی به قلم «محمد علوش» درباره اهداف پنهان حملات تروریستی در سوریه نوشت: «ابومحمد الجولانی» درحالی این روزها با لباسی جدید، ریش و موی کوتاه و سخنوری قابل قبول در مقابل جهان ظاهر میشود که پیشتر شاگرد «ابو مصعب الزرقاوی» سرکرده القاعده و پس از او «ابوبکر البغدادی» سرکرده داعش بوده است و سپس بنیانگذار و رهبر جبهه النصره در سوریه قبل از سال ۲۰۱۵ بود که نام آن را در سال ۲۰۱۶ به «هیئت تحریرالشام» یا «فتحالشام» تغییر داد و امروز به ادعای خود به «فاتحی» تبدیل شده که انتظار میرود سوریه را آزاد کند.
در سال ۲۰۱۵، الجولانی چارچوب فعالیت جبهه النصره را تعریف کرد و در این باره گفت: «ما هیچ برنامه یا دستورالعملی برای هدف قرار دادن غرب نداریم، دستور روشنی از ایمن الظواهری دریافت کردیم که از سوریه به عنوان سکوی پرتاب برای حمله به آمریکا یا اروپا استفاده نکنیم تا ماموریت واقعی علیه دولت سوریه را خراب نکند، شاید القاعده این کار را انجام دهد اما از مبدأ سوریه نخواهد بود».
علیرغم این اظهارات الجولانی اما فعالیت جبهه النصره در قالب خودروهای بمب گذاری شده و بمب گذاران انتحاری وارد لبنان شد. آنها لبنان و لبنانیها را هدف قرار دادند و میخواستند یک جنگ فرقهای را به راه بیندازند و امروز کسانی که به «احمد الشرع» (نام واقعی الجولانی) با پیراهن مشکی و سخنرانی زیبایش نگاه میکنند، نباید این موضوع را فراموش کنند.
الجولانی که پس از آزادی از زندان آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۸، فعالیت تروریستی خود را در القاعده و سپس داعش آغاز کرد، امروز با سازمان داعش اختلاف نظر دارد؛ داعشی که طبق گفته منابع سوری، دوباره در مناطق خاصی در حال فعالیت است. منابع سوری میگویند درک آنچه در سوریه در حال رخ دادن است مستلزم تمایز قائل شدن بین الجولانی و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) و گروه داعش است.
به گفته این منابع، الجولانی امروز عمدتاً با حمایت ترکیه، تسلیحات آمریکایی-صهیونیستی و کمک اوکراین فعالیت میکند، اما این فعالیت تنها علیه نیروهای دولت سوریه انجام نخواهد شد، زیرا ترکیه اهدافی در پس حمایت از الجولانی دارد که مهمترین آنها از بین بردن نیروهای قسد است؛ هرچند که این نبرد فعلا به تعویق افتاده است، البته تحقق این اهداف با فرض تسلط الجولانی بر دمشق است.
اهداف زیادی وجود دارد که بار دیگر الجولانی را برانگیخته است و منابع سوری در این باره به النشره گفتند که یکی از اهداف این اقدامات تلاش اسرائیل برای قطع کردن خط امداد حزبالله لبنان از طریق سوریه با ضربه زدن به دولت دمشق و به دست گرفتن کنترل حمص است که در مجاورت مرز لبنان به سمت بقاع قرار دارد.
این منابع همچنین تاکید کردند: در رابطه با لبنان، همه باید چهره واقعی به اصطلاح «مخالفان» دولت سوریه به ویژه سازمانهای مسلح را به خاطر بسپارند؛ چراکه آنها قبلا تجربه شدهاند و تغییر لباس ماهیت آنها را تغییر نمیدهد. گویی تاریخ در حال تکرار است، اما با اشکال و پوششهای جدید و چالشهایی که در سال ۲۰۱۱ برای لبنان وجود داشت، بیشک باز خواهند گشت و شاید این بار حتی بزرگتر هم باشند.
هنگام آلودگی هوا کدام غذاها را مصرف کنیم؟
ترکیبات موجود در هوا، مانند دی اکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق در هوا، میتوانند باعث بیماریهای مختلف همچون مشکلات تنفسی، بیماریهای قلبی و عروقی و بیماریهای پوستی، اختلالات روانی همچون افسردگی و استرس و عصبانیت شوند.
بر اساس آمار، حدود 80 درصد از جمعیت جهان در محیط هایی زندگی میکنند که میزان آلودگی هوا فراتر از دستورالعمل کیفیت هوا است. سالانه تقریباً 4.2 میلیون نفر در اثر قرار گرفتن در معرض آلودگی هوای بیرون از خانه جان خود را از دست میدهند.
تصور میشود که سطح دی اکسید نیتروژن در کشورهای با درآمد بالا، پایین و متوسط تقریباً برابر است. به نظر میرسد کسانی که در نواحی شهری زندگی می کنند از مشکلات بهداشتی مرتبط با آلودگی بیشترین آسیب را میبینند، زیرا مناطق شهری با جنگلها یا زمینهای طبیعی کم، محل زندگی متمرکز جمعیت و حمل و نقل هستند و نشان داده شده است که مناطق شهری تقریباً 78 درصد از انتشار کربن و آلاینده های قابل توجهی را در هوا تولید میکنند.
باید توجه داشت ریزگردها در حین تنفس وارد بدن شده و به سطح ریهها میچسبند و بدینوسیله التهاب را در بدن تحریک کرده و باعث کاهش آنتیاکسیدان های بدن به خصوص آنتیاکسیدان های مایع پوششی ریه میشوند که به دنبال آن سلولهای مختلف تخریب شده و خطر ابتلا به سرطان به خصوص سرطان ریه افزایش پیدا میکند. در شرایط آلودگی هوا دفاع آنتیاکسیدانی اغلب مختل میشود و "استرس اکسیداتیو" (افزایش رادیکالهای آزاد نسبت به آنتیاکسیدانها) افزایش مییابد که برخی از مطالعات بالینی نشان دادهاند که مصرف آنتیاکسیدانها التهاب، عملکرد ریه و قلب را در این شرایط بهتر میکنند. بنابراین باید راهکارهایی برای کاهش آسیب به سلامت بدن در نظر بگیریم. یکی از این راهکارها تقویت سیستم ایمنی برای مبارزه با رادیکال های آزاد ناشی از آلودگی هوا در بدن از طریق مواد غذایی خاص است.
براساس اعلام دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، دریافت برخی از مواد غذایی و مواد مغذی که التهاب را کاهش میدهند در کنار دریافت مقادیر بالای آنتیاکسیدانهای غذایی میتوانند به کاهش اثرات مخرب ناشی از استنشاق ذرات آلوده هوا کمک کنند. بنابراین توصیههای زیر میتوانند به شما برای حفظ سلامتی کمک کنند:
مصرف مواد غذایی حاوی امگا 3
مطالعات متعدد نشان دادهاند که مصرف بیشتر امگا 3 PUFA از روغن ماهی میتواند به طور موثری خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی را از طریق هدف قرار دادن عوامل خطری مانند هیپرتری گلیسیریدمی و اختلال عملکرد قلب کاهش دهد. امگا 3 با افزایش فعالیت آنتیاکسیدانهای درون زا، استرس اکسیداتیو ناشی از ذرات موجود در هوا را تعدیل میکند. منابع غذایی امگا 3 ماهی، گردو و خرفه است. با این وجود مصرف مکمل امگا 3 با توجه به فرهنگ پایین مصرف ماهی در کشور راحتتر است.
منابع ویتامین C بخورید
ویتامین C، یک ویتامین محلول در آب، یک ماده آنتیاکسیدانی فراوان است و به طور گسترده در سراسر بدن از جمله مایع پوشش خارج سلولی ریه پخش میشود. آسکوربات یک عامل کاهش دهنده عالی است و رادیکالهای آزاد و اکسیدانها را از بین میبرد. پرتقال، لیمو ترش، نارنج، نارنگی، سیب، خربزه، طالبی، انار و سبزیجات سبز تیره همچون اسفناج و سبزی خوردن، انواع فلفل از جمله فلفل دلمه ای و پیاز را در روزهای آلودگی هوا بیشتر مصرف کنید.
مواد غذایی حاوی ویتامین E مصرف کنید
ویتامین E، یک ویتامین محلول در چربی، به دلیل نقش آن در شکستن واکنش زنجیرهای پراکسیداسیون لیپیدی، دفاع اصلی در برابر آسیب غشای ناشی از اکسیدان در بافت انسان را دارد. همچنین باعث کاهش عوامل التهابی در بدن میشود بنابراین یکی از نیازهای ضروری بدن به خصوص در آلودگی هواست که باید دریافت شود بهترین منابع این ویتامین روغنهای خوراکی مثل روغن کانولا، روغن مخلوط، مغز دانه ها مثل تخم آفتابگردان، بادام، فندق و جوانهها است.
منابع غذایی ویتامین A بخورید
میوه و سبزیجات زرد و نارنجی زیاد استفاده کنید. مصرف بالای هویج، کدو حلوایی، گوجه فرنگی، زرد آلو، آلو، طالبی، موز، انبه و لبو اکیدا توصیه می شود. این میوه ها و سبزی ها دارای بتاکاروتن بالا ( که در بدن تبدیل به ویتامین A می شود) هستند که به بدن کمک میکند تا اثرات مضر ناشی از ریزگردها کاهش یابد. همچنین شیر و تخم مرغ نیز منابع خوب ویتامین A هستند.
مکمل ویتامین دی مصرف کنید
ویتامین D به عنوان تقویت کننده سیستم ایمنی نقش مهمی در مقابله با اثرات آلودگی هوا دارد. بنابراین از وضعیت ویتامین D بدن خود با یک آزمایش ساده خون آگاه شوید و در صورت کمبود حتما با مشورت با کارشناسان یا متخصصین تغذیه از مکمل ویتامین D استفاده کنید.
از مصرف سبزیجات خانواه کلم غافل نشوید
کلم بروکلی، گل کلم و کلم برگ مادهای دارند که میتواند به روند حذف سموم و پیشگیری از سرطان کمک کنند. یافتههای تحقیقاتی حاکی از آن است که مصرف این سبزیجات اثرات منفی ذرات آلوده استنشاق شده بر ریه را تا حد چشمگیری کاهش میدهند.
در تهیه غذاهای خود از زردچوبه استفاده کنید
این ادویه دارای "کورکومین" است که باعث بهبود عملکرد ریوی میشود.
مراقب وزنتان باشید
چاقی و اضافه وزن باعث ایجاد التهاب و فشار بر ارگانهای بدن به خصوص قلب و ریه می شود و میتواند سیستم ایمنی بدن را در مقابله با عوامل ایجاد کننده بیماری از جمله آلودگی هوا با ریزگردها ضعیف کند. بنابراین اگر دچار چاقی و اضافه وزن هستید یا کودک شما درگیر این مشکل است برای رهایی از این مشکل و آسیب کمتر در برابر ریزگردهای موجود در هوا به نزدیکترین کارشناسان و متخصصین تغذیه در محل زندگی خود مراجعه کنید.
چرا امام مهدی(عج) در آخرالزمان متولد نشد؟
یکی از سوالات پیرامون حضرت ولی عصر (عج) این پرسش است که: «چه مانعی داشت که امام مهدی(ع) در آخر الزمان متولد میشد، تا دیگر نیازی به غیبت آن حضرت نباشد؟» و در این مطلب به انتشار پاسخ آن خواهیم پرداخت:
به اعتقاد شیعیان زمین هیچگاه از وجود حجت و امام معصوم خالی نیست. چنانچه امام که انسان کامل، خلیفه الهی و واسطه فیض بین آسمان و زمین است، لحظهای ازمیان مردم برداشته شود، نظام زندگی همه موجودات از هم گسیخته و حیات در روی زمین متلاشی میگردد. وجود امام در همه دورانها هرچند در پرده غیبت، همچون آب حیاتی است که انسانها به آن نیاز دارند.
ضرورت وجود امام در هر زمان از نگاه قرآن و احادیث
آیات قرآن
آیاتی در قرآن کریم وجود دارد که عقل بشر را برای هدایت او کافی نمیداند: ﴿رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ؛ پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی نباشد﴾(نساء:۱۶۵)
این آیه و نظایر آن به خوبی نشان میدهد که عقل انسان برای هدایت و سعادت او کافی نیست؛ زیرا در صورت کفایت عقل، خداوند با اعطای آن حجت را بر بشر تمام کرده و لذا نه نیازی به ارسال پیامبران بوده و نه مجال برای احتجاج مردم در قیامت باقی میماند. این آیه و آیات دیگر نه تنها ضروری بودن دین و بعثت پیامبران را بیان میکنند، بلکه دوام و شمول این ضرورت را نیز بیان مینمایند؛ بنابراین ضرورت وجود دین و راهنمایی راهنمایان الهی، از آنگاه که اولین آدم پای به عرصه گیتی و طبیعت میگذارد تا آنگاه که آخرین آنها از طبیعت رخت برمیبندد ثابت و برقرار است.[۱]
روایات
روایات فراوانی از ائمه اطهار(ع) نقل شده است که همگی حاکی از این است که کره زمین نباید از حجّت خالی بماند و حجت خداوند در هر زمانی باید در روی زمین و بین مردم باشد:
- از امام باقر(ع) روایت شده که فرموده است: «لَو أنّ الإمامَ رُفِعَ مِنَ الأرضِ ساعةً لَماجَتْ بأهْلِها کَما یَمُوجُ البَحْرُ بأهلِهِ؛ اگر ساعتی امام(ع) در زمین نباشد، زمین اهلش را فرو برد، همانگونه که امواج دریا انسان را در کام خود فرو میبرد».[۲]
- در کافی از امام صادق(ع) نقل شده است: اگر تنها دو مرد در زمین باشند، باید یکی از آن دو، امام باشد و فرمود: به درستی که آخر کسی که میمیرد، امام است، تا کسی نماند که بر خدای عزوجل حجت گیرد که او را بی حجت گذاشته است.[۳]
تأکید ائمه بر وجود امام زنده
روایات زیادی از ائمه(ع) در کتب معتبره روایی نقل شده که نه تنها انسان بلکه همه موجودات در ادامه حیاتشان در روی زمین و بقاء نظام زندگی در آن، نیاز به وجود امام و خلیفه الهی دارند که برای نمونه به چند حدیث اشاره میکنیم:
- ابوحمزه میگوید: از حضرت صادق(ع) پرسیدم: آیا زمین، بدون وجود امام باقی میماند؟ فرمود: اگر زمین بی امام گردد، فرو خواهد ریخت.»[۴]
- وشّاء میگوید: خدمت امام رضا(ع) عرض کردم: آیا زمین، بی امام میماند؟ فرمود: نه. گفتم: برای ما روایت شده که زمین بی امام نمیگردد، مگر آن که خدا، بر بندگانش غضب کند. پس آن جناب فرمود: زمین بی امام نمیگردد و گرنه فرو خواهد رفت.[۵]
- از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: اگر در زمین بیش از دو نفر موجود نباشد، یکی از آنان حتماً حجت (امام) خواهد بود…[۶]
- در کتاب الکافی از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: «به خدا سوگند! از آن وقتی که خدا آدم را قبض روح کرده، تاکنون، هرگز زمین را بی امامی که مردم به واسطه او هدایت یابند، رها نکرده است و اوست حجت خدا بر بندگانش. زمین هرگز بی امام باقی نمیماند، تا خدا بر بندگانش حجتی داشته باشد.»[۷]
ضرورت وجود امام در هر زمان از نگاه عقل
متقنترین دلیل بر ضرورت وجود امام(ع) در هر زمان، برهان لطف و حکمت الهی است؛ که در اینجا به صورت خلاصه مطرح میشود: به مقتضای حکیمانه بودن افعال الهی، تکلیف باید غرض معقولی داشته باشد؛ غرضی که با هدف آفرینش انسان هماهنگ باشد، هدف آفرینش انسان، تعالی و تکامل معنوی است که از طریق انجام تکلیف الهی به دست میآید. اکنون اگر انجام دادن کاری از جانب خداوند بدون آنکه به حدّ اجبار برسد در تحقق هدف مزبور تأثیر داشته باشد، انجام دادن آن واجب و لازم خواهد بود؛ زیرا فاعل حکیم همه تدابیر معقول و میسوری را که در تحقق هدف او دخالت دارد به کار خواهد گرفت و لطف از جمله این تدابیر حکیمانه و میسور است، لذا واجب و ضروری است.
متکلمان امامیه بالاتفاق بر این عقیدهاند که امامت از مصادیق لطف خداوند است. چرا که اگر مردم رئیس قادری داشته باشند که آنان را از محظورات منع کند و به واجبات برانگیزد. در این صورت، خلق به فرمانبرداری نزدیکتر و از گناه و معاصی دورتر میشوند، و چون لطف به مقتضای حکمت الهی واجب است، امامت نیز واجب خواهد بود. پس امامت و رهبری در حق مکلفان، لطف است، زیرا آنان را به انجام دادن واجبات عقلی و ترک قبایح برمیانگیزد و این مطلب از بدیهیات عقلی است.[۸] حال این سؤال پیش میآید که آیا وجود امام غائب، هم لطف است یا دیگر در حق مکلفان لطف نمیباشد؟ در جواب باید بگوییم که وجود امام، هر چند غائب در حق مکلفان لطف است، زیرا اعتقاد به اینکه امام اگرچه غائب است ولی از گفتار و رفتار مردم آگاه است و غیبت او به اینصورت نیست که در نقطهای دور از مردم زندگی کند و از مردم به کلی بیخبر باشد، میتواند نقش مؤثری در گرایش انسانها به سوی فضیلت و معنویت و دوری از تباهی و معصیت داشته باشد، پس وجود امام به خودی خود لطف در حق مکلفان است هرچند تصرف او در امور و رهبری دینی و سیاسی او در فرض حضور، لطف دیگری است.[۹]
منبع: ویکی پاسخ
مطالعه بیشتر
- در انتظار ققنوس، سید ثامر هاشم العمیدی، ترجمه مهدی علیزاده.
- دادگستر جهان، آیت الله امینی.
- سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری.
- موعود ادیان، آیت الله حسینعلی منتظری.
منابع
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، ص۱۲۷–۱۲۹.
- ↑ خورشید هدایت، ج۱، ص۱۹۲، به نقل از بصائر الدرجات، ص۴۸۸.
- ↑ اصول کافی، ج۲، کتاب الحجه، ص۵۶، ط جدید ۶ جلدی.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۷۹.
- ↑ کلینی، کافی، ج۱، باب انه لو لم یبق فی الارض…، حدیث۱.
- ↑ کلینی، کافی، ج۱، باب ان الارض لا تخلو من حجه، حدیث ۸.
- ↑ کلینی، کافی، ج۱، ص۱۹۳، باب ان الائمه ولاه امر الله.
- ↑ فصلنامه انتظار، ش۵، چاپ دوم، سال دوم پائیز۸۱، ص۱۱۱، مقاله علی ربانی گلپایگانی.
- ↑ فصلنامه انتظار، ش۵، چاپ دوم، سال دوم پائیز۸۱، ص۱۱۱، مقاله علی ربانی گلپایگانی.
چرا مردم بعد از پیامبر به سراغ امیرالمومنین(ع) نرفتند؟
چرا بعد از پیامبر مردم به سراغ غیر امیر المومنین علیه السلام رفتند با اینکه یقین داشتند افضل الناس امیر المومنین علیه السلام است؟
پاسخ به شبهه
آنچه مسلم است این است که کوتاهی و قصور مسلمانان صدر اسلام و حداقل مسلمانان ساکن مدینه، در رابطه با موضوع خلافت امیر المؤمنین (ع) از باب جهل و بی خبری نبوده است بلکه این بی تفاوتی، سکوت و عدم اطاعت از روی توجه و آگاهی بوده است. زیرا شخصیت ممتاز امیر المؤمنین (ع) برای مسلمانان صدر اسلام، یک چهره ای شناخته شده و کاملاً آشنا بود و برتری و درخشش حضرت در میان اصحاب پیامبر (ص) و لیاقت و شایستگی حضرت برای امر خلافت و زعامت امت بعد از پیامبر، بر همگان آشکار بود.
از سوی دیگر با توجه شایستگی های منحصر به فرد امیر المؤمنین و بنابراین به دستور وحی، پیامبر اکرم (ص) مکرراً مسأله خلافت و جانشینی علی (ع) را در موارد متعددی مطرح و اعلام نموده بود که مهم ترین آن، صحنة با شکوه غدیر است که پیامبر(ص)، علی (ع) را در حضور جمعیت انبوه حاضر به خلافت بعد از خود معرفی نمود و از حاضران نیز بیعت گرفت. این جریان در منابع شیعه و سنی از طرق صحابه به طور متواتر منعکس شده است.
بررسی و ریشه یابی عوامل این رخداد مهم تاریخی نیاز به تبیین و تحلیل گسترده دارد که در این سه روایت، عوامل اساسی و کلیدی این رخداد تلخ، اشاره می گردد:
کینه خواص مدینه نسبت به حضرت علی علیه السلام
عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع کَیْفَ مَالَ النَّاسُ عَنْهُ إِلَی غَیْرِهِ وَ قَدْ عَرَفُوا فَضْلَهُ وَ سَابِقَتَهُ وَ مَکَانَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ إِنَّمَا مَالُوا عَنْهُ إِلَی غَیْرِهِ لِأَنَّهُ کَانَ قَدْ قَتَلَ آبَاءَهُمْ وَ أَجْدَادَهُمْ وَ أَعْمَامَهُمْ وَ أَخْوَالَهُمْ وَ أَقْرِبَاءَهُمْ الْمُحَارِبِینَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ عَدَداً کَثِیراً فَکَانَ حِقْدُهُمْ عَلَیْهِ لِذَلِکَ فِی قُلُوبِهِمْ فَلَمْ یُحِبُّوا أَنْ یَتَوَلَّی عَلَیْهِمْ وَ لَمْ یَکُنْ فِی قُلُوبِهِمْ عَلَی غَیْرِهِ مِثْلُ ذَلِکَ لِأَنَّهُ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِی الْجِهَادِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص مِثْلُ مَا کَانَ لَهُ فَلِذَلِکَ عَدَلُوا عَنْهُ وَ مَالُوا إِلَی غَیْرِهِ.
از حضرت ابی الحسن علیه السّلام، راوی میگوید:
راجع به امیر المؤمنین علی علیه السّلام از آن حضرت پرسیده و عرضه داشتم:
چگونه مردم از آن حضرت روی گردانده و مایل به دیگری شده با این که فضل و سابقه آن حضرت و موقعیّتش نزد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله را میدانستند؟
حضرت فرمودند: جهت روی گردانیدن مردم از آن حضرت و مایل شدن به دیگری این بود که
آن جناب پدران و اجداد و عموها و داییها و نزدیکانشان را که تعداد زیادی بوده و با خدا و رسول خدا به محاربه برخاسته بودند کشت.
لذا کینه آن حضرت در دل ایشان جای گرفت از این رو دوست نداشتند که حضرتش بر آنها ولایت و سروری داشته باشد
امّا نسبت به غیرش چنین کینه های نداشتند، لا جرم از آن حضرت عدول کرده و متمایل به غیر او گردیدند.
شدت عدالت امیرالمؤمنین(ع)
امام علی(ع) صفتی داشت که مردم آن را نقطه ضعف میشمردند. آنان با تمام فضایل و کمالاتی که برای حضرت قائل بودند اما به پندار خود یک عیب و ضعف اساسی نیز برای آن حضرت سراغ داشتند، و آن ایراد این بود که علی(ع) بسیار سختگیر و انعطافناپذیر در اجرای عدالت است.
به خصوص در مواردی که مربوط به احکام شرعی، حقوق مردم و بیتالمال باشد! نمونه آن داستان عقیل برادر امام علی(ع) و فردی نابینا و در عین حال عیالوار که سهم او از بیتالمال کفاف زندگیاش را نمیداد.
اما حضرت یک درهم بیشتر از سهم او از بیتالمال به برادرش نداد! و میفرمود: اگر یک درهم بیشتر از سهمت به تو بدهم در آخرت باید به آتش جهنم بسوزم.
نادانی و انکار حق مردم
امیرالمؤمنین (ع) در نامه ای به برادرش عقیل ضمن بیان شباهتهای خود با پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، دو علت از علل مخالفت خلفا و دیگران با خودش را «نادانی آنان در شناخت حق وی و انکار برتریهایش» معرفی نموده و میفرماید:
«بدان که عرب، امروز برای جنگ با برادرت گرد آمده اند، همان گونه که پیش از این [ نیز] به مبارزه با پیامبرصلی الله علیه وآله برخاسته بودند و به حقّ وی جاهل و برتری هایش را منکر شده بودند».
آنگاه در مورد آنان و عملکردشان فرمود:«آیا مایلید که از زیانبارترین انسان ها به شما خبر دهم؟ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛ کسانی اند که کوشش آنان در راه زندگانی دنیا، نقش بر آب شده است و چنین می انگارند که نیکوکردارند».
منابع:
علل الشرایع ج ۱ ص ۱۴۵
ثقفی کوفی، الغارات، ج2، ص431.
بحارالانوار، ج 41، باب 107، روایت 23)
چرا زمان ائمه (ع) به طور علنی برای فاطمیه مجلس نگرفتند؟
به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت دخت مظلومه و مغصوبه پیامبر اکرم (ص)، علل عدم برگزاری مجلس عزاداری فاطمیه در زمان ائمه علیهم السلام با بررسی یک روایت از امام صادق علیه السلام تقدیم شما فرهیختگان می شود.
«عن سُفْیَانَ بْن مُصْعَبٍ الْعَبْدِیِّ ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ: قُولُوا لِأُمِّ فَرْوَةَ تَجِی ءُ فَتَسْمَعُ مَا صُنِعَ بِجَدِّهَا. قَالَ: فَجَاءَتْ فَقَعَدَتْ خَلْفَ السِّتْرِ، ثُمَّ قَالَ: أنْشِدْنَا، قَالَ فَقُلْتُ: فَرْوُ جُودِی بِدَمْعِکِ الْمَسْکُوبِ، قَالَ: فَصَاحَتْ وَ صِحْنَ النِّسَاءُ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الْبَابَ الْبَابَ، فَاجْتَمَعَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ عَلَی الْبَابِ، قَالَ: فَبَعَثَ إِلَیْهِمْ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام صَبِیٌّ لَنَا غُشِیَ عَلَیْهِ، فَصِحْنَ النِّسَاءُ»
سفیان بن مصعب عبدی [شاعر اهل بیت]میگوید:
به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم.
آن حضرت فرمودند: «به امّفروه بگویید بیاید و مصائبی را که بر جدش وارد کردند بشنود».
راوی میگوید: امّ فروه آمد و پشت پرده نشست.
سپس حضرت به من فرمودند: «برای ما شعر بخوان».
من نیز این شعر راخواندم: «ای امّفروه اشکهای جاری خود را هدیه کن و ارزانی بدار».
در این هنگام فریاد گریه امّفروه بلند شد و تمام بانوان به گریه فریاد کردند.
در این حال امام صادق علیه السلام هشدار دادند: «درب خانه، درب خانه[مراقب درب خانه باشید]».
در اثر این صداها، مردم مدینه بر در خانۀ حضرت اجتماع کرده بودند.
راوی میگوید: «امام صادق علیه السلام کسی را به نزد آنان فرستاد تا بگوید:کودکی از ما غش کرد و بانوان برای این امر فریاد بر آوردند».
سه دلیل عمده برای عدم برگزاری مجلس عزاداری فاطمیه در زمان ائمه (ع)
دلیل اول از روایت
در زمان وقوع این روایت، شرایط تقیه به حدی بوده که در شهر مدینه امام صادق علیه السلام و خانواده اش از طرف همسایگان، عابرین کوچه، عابرین خیابان و اغلب مردم مدینه مورد تهدید و خطر بوده اند.
دلیل دوم از روایت
خاندان اهل بیت علیهم السلام در هنگام ذکر مصائب کربلا آنچنان از خود بی خود شده و به گریه و عزاداری میپرداختهاند که فریاد گریۀ ایشان از درون اتاقها و پشت پردهها به گوش همسایگان و عابرین کوچه میرسیده است.
دلیل سوم از روایت
با توجه به این روایت، میبینیم چقدر اوضاع نسبت به شیعیان و امام سخت بوده است که حتی برای گریه باید تقیه میکردند، حال در چنین شرایطی که تمام پیروان مکتب خلفا از بنی عباس و بنی امیه، همه سنگ خلفای بنی امیه و بنی عباس را به سینه میزدند؛ آیا امکان داشت که توسط امام و شیعیان در کوچه های مدینه، دسته عزا راه انداخته شود. وقتی که حتی خانه امام هم زیر نظر دستگاه غاصب خلافت بود، چه برسد به اینکه امام شیعیان را جمع کند و دسته عزا راه بیندازد. امام زمانِ دوران ائمه علیهم السلام حتی در خانه باید با تقیه روضه میگرفتند.
منبع: الکافی ج۸ ص ۲۱۶































