emamian

emamian

با این که در مورد شخصیت باشکوه حضرت زهرا(س) از صدر اسلام تاکنون کتاب ها و مقالات متعددی پدید آمده است، ولی به نظر می رسد حق مطلب در مورد ابعاد مختلف شخصیت آن بانوی یگانه، همچنان ادا نشده و بررسی آن به تلاش بیش تری نیاز دارد.

یکی از این ابعاد، ویژگی های علمی آن حضرت است.

پیغمبر اکرم(ص) بعد از توجّه به مقام علمی حضرت فاطمه(ع) فرمودند: «اِنَّها بَضْعَةٌ مِنِّی؛[۱] او پاره ای از وجود من است.» به نظر می رسد؛ منظور از «بَضْعَةٌ»، تنها پارۀ تن و جسم نیست؛ بلکه ایشان شعبه ای از علم و دانش، اخلاق، ایمان و فضایل پیامبر اکرم(ص) نیز محسوب می شوند.

امام باقر(ع) در این خصوص می فرمایند: «وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ بِالْعِلْم؛[۲] به خدا سوگند! خدا حضرت فاطمه(ع) را به واسطۀ علم و دانش از دیگران جدا ساخته است.»

در دورۀ کوتاهی از عمر شریف حضرت زهرا(ع) بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(ص)، شاخص ترین اثری که گویای علم و دانش حضرت فاطمه(ع) است، به نام «مصحف فاطمه(س)» پدید آمد، کتابی که زمینه های استقامت آن گرامی در گذراندن دوران سخت فراق پیامبر(ص) و حمایت از امام خویش فراهم ساخت، این اثر بی بدیل، هرگز با دانش بشری قابل مقایسه نیست. در این فرصت، به معرفی اجمالی این اثر ارزشمند می پردازیم.

 

محتوای مصحف فاطمه(سلام الله علیها)

برای آگاهی از محتوای این اثر، بهترین منبع، خود اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند[۳]؛ ابوبصیر می گوید: از مولایم امام باقر(ع) دربارۀ مصحف فاطمه(ع) پرسیدم، ایشان فرمودند: مطالب آن در قرآن نیست... در آن اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت، درج شده است.

در آن خبر آسمان ها و فرشتگان و تعداد ایشان و غیر ایشان آمده است و تعداد و نام مخلوقات مُرسَل و غیرمُرسَل و اسامی تکذیب کنندگان و ایمان آورندگان به ایشان و اسامی جمیع مؤمنان و کافران تا روز قیامت در آن ثبت است. همچنین این کتاب، شهرهای شرق و غرب عالم را توصیف نموده و تعداد مؤمنان و کافران و ویژگی های هر تکذیب کننده ای در آن است. از گذشتگان در آن سخن به میان آمده و از طاغوت هایی که به حکومت رسیده و مدت حکومت ایشان در جمیع دوران نیز تعیین شده.

صفات و تعداد اهل بهشت و اسامی ایشان و نیز اهل جهنم در آن ذکر شده و علم قرآن، تورات، انجیل و زبور به همان صورتی که نازل شده اند، در آن است. هنگامی که خداوند خواست آن را بر حضرت فاطمه(س) نازل کند، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل(ع) را مأمور این کار نمود. در نیمه شب جمعه ای، وقتی حضرت فاطمه(س) عبادتش را تمام کرد، فرشتگان به او سلام کردند و گفتند: خداوند بر تو سلام می فرستد! سپس مصحف را بر دامن ایشان نهادند و او نیز فرمود: سلام مخصوص خداوند است و از اوست و به سوی اوست و بر شما ای فرستادگان خدا سلام باد! سپس فرشتگان به آسمان عروج کردند و حضرت فاطمه(ع) بعد از نماز صبح مشغول خواندن آن مصحف شد تا به آخرش رسید و یقیناً اطاعت از حضرت فاطمه(ع) بر تمام مخلوقات الهی، از جن و انس، وحوش و انبیا(ع) و ملائکه واجب است. پس از ایشان، آن مصحف به امیرالمؤمنین علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و سپس به ما رسید تا این که نزد صاحب امر(عج) برسد. ابوبصیر گفت: این علم بسیاری است! امام فرمودند: «إِنَّ هَذَا الَّذِی وَصَفْتُهُ لَک لَفِی وَرَقَتَینِ مِنْ أَوَّلِه؛ این مطالب، چیزی است که آن را از دو صفحۀ نخست برای تو توصیف کردم».[۴]

امام صادق(ع) در پاسخ «حماد بن عثمان» که پرسید: مصحف فاطمه(ع) چیست و چه محتوایی دارد؟ فرمودند: «چون خدای تعالی پیغمبرش را قبض روح نمود، وجود حضرت فاطمه(ع) را از وفات آن حضرت اندوه فراگرفت که جز خدای عزوجل مقدارش را نمی داند. بدان جهت، خدا فرشته ای برایش فرستاد که او را دلداری دهد و با او سخن گوید. حضرت فاطمه این ماجرا را به امیرالمؤمنین(ع) گزارش داد. حضرت علی(ع) فرمودند: هرگاه آن فرشته آمد و با تو سخن گفت، کلام او را برای من بازگو کن! حضرت فاطمه(ع) شنیده هایش از آن فرشته را برای امام نقل می کرد و ایشان آن ها را می نوشتند تا این مصحف فراهم آمد.

حماد گوید: امام صادق(ع) بلافاصله فرمودند: «أَمَا إِنهُ لَیسَ فِیهِ شَیءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحرَامِ وَ لَکن فِیهِ عِلْمُ مَا یکونُ...؛ مطالب این مصحف دربارۀ احکام حلال و حرام نیست؛ بلکه اخبار غیبی است و آنچه که در آینده واقع خواهد شد، در این مصحف نوشته شده است».[۵]

 

مصحف از منظر عالمان اسلامی

مصحف حضرت فاطمه(س) در سخنان علمای اسلام نیز مطرح شده است و آنان نکات خوبی را در این زمینه بیان داشته اند که به برخی اشاره می کنیم:

۱- امام خمینی(ره): «ما مفتخریم که... صحیفۀ فاطمیه[۶] که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه(ع) است، از ماست.»؛[۷]

۲- امام خامنه ای(حفظه الله): «در روایات متعددی است که ائمه(ع) برای مسائل گوناگون خود، به مصحف فاطمه(ع) رجوع می کردند. بعد امام می فرماید: "إِنَّهُ لَیسَ فِیهِ شَی ءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ"؛ در این کتاب، احکام حلال و حرام نیست»؛ اما "وَ لَکنْ فیهِ علْمُ ما یکونُ"؛ بلکه همۀ حوادث جاری بشری در دوران های آینده، در این کتاب هست. این چه دانش والایی است؟! این چه معرفت و حکمت بی نظیری است که خدای متعال به یک زن در سنین جوانی بخشیده؟! این مربوط به مسائل معنوی است.»؛[۸]

۳- سید جعفر مرتضی عاملی(ره) از محققان برجستۀ معاصر، می نویسد: «عده ای درصدد بدنام کردن شیعه می گویند: نزد شیعه مصحفی است به نام "مصحف فاطمه(ع)" و معنای این اتهام آن است که - به نظر مدعی- قرآن شیعه با قرآن دیگر مسلمانان اختلاف دارد؛ اما حقیقت مطلب آن است که روایات متعددی دربارۀ این مصحف وجود دارد و از این روایات بر می آید که این مصحف، قرآن نیست. نه فاطمه(ع) و نه دیگری، ادعا نکرده اند که این قرآنی است در برابر قرآن معروف؛ بلکه این مصحف کتابی است مانند کتاب های دیگر. در این کتاب، مطالبی همانند وصیت فاطمه(س) و علم آنچه که در آینده رخ می دهد، می باشد.»[۹]

 

ویژگی های مصحف فاطمه(سلام الله علیها)

 

۱- سرچشمۀ دانش اهل بیت(ع)

مصحف حضرت فاطمه(ع) یکی از منابع علم اهل بیت(ع) به شمار می آید که بارها ایشان با آن احتجاج نموده و سخنان خویش را به آن مستند نموده اند. از جمله در منابع معتبر آمده است: «منصور به محمد بن خالد» به عامل خود در مدینه نامه نوشت و او را مأمور کرد از فقهای مدینه در موضوع مسائل مستحدثۀ زکات سؤال کند. وی به غیر از امام صادق(ع) از هیچ کسی پاسخی دریافت نکرد.[۱۰] «عبدالله بن حسن» از امام صادق(ع) پرسید: این پاسخ را از کجا فرمودید؟ حضرت فرمودند: «قَرَأْتُ فِی کتَابِ أُمِّک فَاطِمَةَ؛[۱۱] آن را در کتاب مادرت فاطمه(ع) خواندم.»

علاوه بر این، از ائمه(ع) احادیث متعددی نقل شده است که در آن ها لفظ «عندنا» یا «عندی» موجود است و این تعابیر می فهمانند که در اختیارداشتن مصحف حضرت فاطمه(ع) یکی از علایم امامت بوده است و در موارد لازم ائمۀ اطهار(ع) به آن احتجاج کرده، حقانیت خود را اثبات می نمودند. همان طوری که امام کاظم(ع) می فرمایند: «عِندی مُصحَفُ فاطِمَةَ؛[۱۲] نزد من مصحف فاطمه(ع) است».

 

۲- اثبات امامت ائمۀ اطهار(ع)

امام رضا(ع) در حدیثی نشانه های امام را برمی شمارند، از جمله می فرمایند: «لِلْإِمامِ عَلَامَاتٌ یکونُ أَعْلَمَ النَّاسِ... وَ یکونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ(ع)؛[۱۳] یکی از علایم امام معصوم این است که داناترین مردم است... و مصحف فاطمه(ع) نزد اوست.»

امام صادق(ع) نیز می فرمایند: «مَا مَاتَ أَبُوجَعْفَرٍ(ع) حَتَّی قبَضَ مصْحَفَ فَاطِمَةَ(ع)؛[۱۴] امام باقر(ع) وفات نیافت تا این که مصحف فاطمه(ع) را دریافت کرد.»

تصور «عبدالله بن حسن» این بود دانشی که امام صادق(ع) دارند، مثل دانش بقیۀ مردم است؛ ولی امام فرمودند: «صَدَقَ وَ اللَّه ما عِنْدَهُ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا مَا عِنْدَ النَّاس؛ [عبدالله بن حسن] راست گفته است؛ چون علمی که او دارد، مثل علم مردم است.»... سپس فرمود: «وَ عِنْدَنَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ(ع) أَمَا وَ اللَّهِ مَا فِیهِ حرْفٌ منَ الْقُرْآن؛[۱۵] نزد ما مصحف فاطمه(ع) است که به خدا قسم! حرفی از قرآن در آن نیست.»

شیخ آقابزرگ تهرانی(ره) در «الذریعة» می نویسد: مصحف فاطمه(ع) از جمله میراث امامت نزد پیشوا و مولای ما صاحب الزمان(عج) است. این حقیقت از طرق متعدد، از امامان(ع) در روایات ما، در کتاب «بصائر الدرجات» و «بحارالانوار» گزارش شده است.[۱۶]

 

۳- مصحف، جلوه ای از ارتباط با فرشتگان

سخن گفتن حضرت زهرا(ع) با فرشتگان الهی در ماجرای مصحف، یکی از جلوه های «مُحَدَّثه بودن» آن حضرت می باشد؛ چنانچه امام صادق(ع) می فرمایند: «فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَیهَا مَلَکاً یسَلِّی غَمَّهَا وَ یحَدِّثُهَا؛[۱۷] خداوند فرشته ای به سوی او[فاطمه(ع)] می فرستاد تا وی را تسلی دهد و همدم او بوده، با ایشان هم صحبت شود».

همچنین امام صادق(ع) در بیان سبب نام گذاری های حضرت فاطمه(ع) می فرمایند: «سُمِّیتْ فَاطِمَةُ مُحَدَّثَةً لِأَنَّ الْمَلَائِکةَ کانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السمَاءِ فتُنَادِیهَا کما کانَتْ تُنَادِی مَرْیمَ بِنْتَ عِمْرَانَ...؛ حضرت فاطمه(ع) از آن جهت محدّثه نامیده شده که فرشتگان بر او فرود آمده و با او گفت وگو می کردند، همان گونه که با حضرت مریم(ع) گفت وگو می کردند. فرشتگان به حضرت فاطمه(ع) می گفتند: ای فاطمه! همانا خداوند تو را برگزیده و از پلیدی ها تطهیر نموده و تو را بر زنان دو عالم برتری داده است، پس خدایت را سپاسگزار باش و وی را عبادت کن! آن ها با هم گفت وگو می کردند. شبی حضرت فاطمه(ع) به آن ها فرمود: آیا آن که در این آیه نسبت به زنان دو عالم فضیلت و برتری داده شده، مریم، دختر عمران(ع) نبوده است؟ فرشتگان گفتند: مریم، بزرگ و برگزیدۀ زنان زمان خود بود؛ ولی خداوند تو را بر تمامی زنان دو عالم، از اولین تا آخرین ایشان، برتری بخشیده است.[۱۸]

آنچه گفتیم، قابل انکار نیست؛ چه اینکه سخن گفتن غیر انبیا با فرشتگان الهی بین تمام مذاهب مسلمین، امری مسلم است. علامه امینی(ره) در «الغدیر» می نویسد: «تمام مسلمانان اتفاق دارند که در امت اسلام همانند امم پیشین، افرادی هستند که به آنها محَدَّث می گویند. پیامبر بزرگوار اسلام(ص)، چنان که در صحاح و مسانید از طرق عامه و خاصه آمده، از این واقعیت خبر داده است. مُحَدَّث کسی است که فرشته با او سخن می گوید، بدون آن که پیامبر باشد یا فرشته را ببیند یا در او دانشی به طریق الهام و مکاشفه از مبدأ اعلی ایجاد شود یا در قلبش حقایقی که بر دیگران مخفی است، پدید آید و یا معانی دیگری که ممکن است از آن اراده نمود. بنابراین، بودن چنین کسی میان امت اسلام، مورد اتفاق تمام فرقه های اسلامی است. نهایت آن که اختلاف در تشخیص و شناخت اوست.»[۱۹]

بنابراین، گفت وگوی جناب جبرئیل(ع) با حضرت زهرا(ع) از منظر قرآن، موضوعی پذیرفته شده است؛ چراکه از آیات قرآن استفاده می شود که وحی معانی مختلفی دارد. آن نوع از وحی که به پیامبران اختصاص داشته، وحی به معنای «تشریعی» آن است؛ اما وحی به غیر پیامبران از نوع «الهام» بوده که به پیامبران اختصاص نداشته و دیگران را نیز شامل می شده است. اهل بیت و نیز حضرت فاطمه(ع) چنین وحی ای را به واسطۀ «مُحَدَّث بودن» دریافت می نمودند.

طبق آیات قرآن، برخی از زنان دیگر نیز مورد خطاب ملائکه قرار گرفته اند.[۲۰]

افزون بر آن، خداوند متعال نیز فرموده است: (إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلائِکةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تحْزَنُوا وَ أَبشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کنْتُمْ تُوعَدُونَ)؛[۲۱] «بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس [در میدان عمل به این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید! شما را به بهشتی که وعده داده شده اید، بشارت باد!»

این آیه و مانند آن، ثابت می کند که فرشتگان در دنیا بر غیر انبیا نیز نازل می شوند و با آن ها سخن می گویند و کسی نگفته است که این سخن گفتن، مستلزم نبوت است.

 

۴- خبرهایی از حوادث آینده

از جمله برکات مصحف حضرت فاطمه(ع) اخبار غیبی است که از فرشتۀ وحی دریافت کرده و در این کتاب مطرح شده است و محتوای آن در مورد حوادث آینده می باشد که چند مورد را با هم مرور می کنیم:

الف. امام صادق(ع) می فرمایند: «أَمَا إِنَّهُ لَیسَ فِیهِ شَی ءٌ منَ الْحلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَکنْ فِیهِ عِلْمُ مَا یکون؛[۲۲] در آن (مصحف حضرت فاطمه(ع)) از حلال و حرام چیزی نیست؛ بلکه آنچه در آن دیده می شود، دانش و آگاهی از حوادث و اخبار آینده است.»

ب. حماد بن عثمان می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِی سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِینَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِک أَنِّی نَظَرْتُ فِی مُصْحَفِ فَاطِمَةَ؛[۲۳] در سال ۱۲۸ ق، مخالفان مذهب و دعوت کنندگان به باطل، اعلام وجود خواهند کرد. این موضوع را در مصحف حضرت فاطمه(ع) دیدم».[۲۴]

ج. «فضَیلِ بْنِ سُکرَة» می گوید:

روزی به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم که خطاب به من فرمود: ای فضیل! آیا می دانی در چه چیزی پیش از این نگاه می کردم؟! عرض کردم: خیر. فرمود: من در مصحف فاطمه(ع) نگاه می کردم. حاکمی نیست که حکومت کند؛ مگر آن که نام او و نام پدرش در آن نوشته شده است؛[۲۵]

د. «عبدالملک بن اعین» می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: زیدیه و معتزله اطراف محمد بن عبدالله[۲۶] (نفس زکیه) را گرفته اند، آیا او حاکم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم! نزد من دو کتاب است که در آن کتاب ها نام هر پیامبر و هر حاکمی که در زمین حکومت کند، موجود است. خیر! به خدا قسم که محمد بن عبدالله هیچ کدام از این ها نیست.[۲۷]

 

۵- دربردارندۀ وصیت حضرت فاطمه(ع)

از مواردی که در مصحف شریف وجود دارد، وصیت حضرت زهرا(ع) است. امام صادق(ع) در برابر برخی از مخالفان و معترضان فرمودند: «وَلْیخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ(ع) فَإِنَّ فِیهِ وَصِیةَ فَاطِمَةَ(ع)؛ اگر راست می گویند، مصحف فاطمه(ع) را در بیاورند و نشان دهند؛ مصحفی که در آن وصیت حضرت فاطمه(ع) موجود است».[۲۸]

 

پی نوشت ها:

[۱] حلیة الاولیاء، ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۶ق، ج ۲، ص ۴۰.

[۲] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ش، ج ۱، ص ۴۶۰.

[۳] گفته اند: «اَهلُ البَیتِ أدری بما فِی البَیتِ؛ اهل خانه از آنچه در خانه می گذرد، آگاه ترند.»(إحقاق الحق و إزهاق الباطل، شهید قاضی نورالله شوشتری، نشر اسلامیة، تهران، ۱۳۹۶ق، ج ۳، ص۱۲۹).

[۴] دلائل الامامة، محمد بن جریر بن رستم طبری، نشر بعثت، قم، ص ۱۰۶.

[۵] الکافی، ج ۱، ص ۲۴۰.

[۶] منظور حضرت امام از کلمۀ صحیفه، همان مصحف حضرت فاطمه(ع) به معنای کتاب است. گرچه صحیفه چیزی است که در آن می نویسند و از مجموعه صحیفۀ نوشته شده، کتاب حاصل می شود؛ ولی خود صحیفه نیز به معنای کتاب آمده است. چنانچه به مجموعه دعاهای امام سجاد(ع) «صحیفه سجادیه» گفته می شود.

[۷] وصیت نامۀ سیاسی- الهی امام خمینی(ره)، ص ۷.

[۸] پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیة الله سیدعلی خامنه ای(حفظه الله)، مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، سخنانی دربارۀ «مصحف فاطمی»، مورخ: ۲۵/۹/۱۳۷۱.

[۹] حقایقی مهم پیرامون قرآن کریم، سید جعفر مرتضی عاملی، دفتر نشر اسلامی، قم، بی تا، ص ۱۳۲.

[۱۰] أعیان الشیعة، سید محسن امین، دارالتعا رف للمطبوعا ت، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج ۱، ص ۲۴۸؛ الشیعة فی المیزان، محمدجواد مغنیة، دار الکتاب الاسلامی، قم، ۱۳۸۶ش، ص ۶۱؛ مأساة الزهراء(ع)، سید جعفر مرتضی عاملی، دارالسیرة، بیروت، ۱۴۱۸ق، ج ١، ص١١٢.

[۱۱] الکافی، ج ۳، ص ۵۰۷.

[۱۲] بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص)، محمد بن حسن صفار، مؤسسه اعلمی، تهران، ۱۴۰۴ق، ص ۱۷۴؛ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسه الوفا، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج ۲۶، ص ۴۵.

[۱۳] من لا یحضره الفقیه، محمد بن بابویه(شیخ صدوق(ره))، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ۱۴۱۳ق، ج ۴، ص ۴۱۹.

[۱۴] بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۵۸.

[۱۵] همان.

[۱۶] الذریعة، شیخ آقابزرگ تهرانی، نشر اسماعیلیان، قم و کتابخانۀ اسلامیه، تهران، ۱۴۰۸ق، ج ۲۱، ص ۱۲۶.

[۱۷] بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۵۷.

[۱۸] دلائل الامامة، ص ۸۱.

[۱۹] الغدیر، عبدالحسین امینی، دارالکتب العربی، بیروت، ۱۳۷۹ق، ج ۵، ص ۶۸.

[۲۰] از جمله: یوکابد، همسر عمران و مادر حضرت موسی(ع): (وَ أَوْحَینَا إِلی أُمّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فی الْیمِّ وَ لَا تخَافی وَ لَا تحَزَنی إِنا رَادُّوه إِلَیک وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمرْسَلِین((قصص/ ۷)؛ مریم، مادر حضرت عیسی(ع): (قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّک لِأَهَبَ لَک غُلَامًا زَکیا((مریم /۱۹).

[۲۱] فصلت/۳۰.

[۲۲] بحار الانوار، ج ۲۶، ص۴۴.

[۲۳] همچنین امام صادق(ع) می فرمایند: «کانَ جَبْرَئِیلُ(ع) یأْتِیهَا فَیحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یطَیبُ نفْسَهَا وَ یخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکانِهِ وَ یخْبِرُهَا بِمَا یکونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیتِهَا وَ کانَ عَلِی(ع) یکتُبُ ذَلِک فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ(ع).»(الکافی، ج ۱، ص۲۴۰-۲۴۱).

[۲۴] علامه مجلسی(ره) در توضیح این حدیث می گوید: «من فکر می کنم مقصود از زنادقه، امثال ابن ابی العوجاء و ابن مقفع باشند که با امام، مجادله و مناظره می کردند و سال ۱۲۸ق، بیست سال قبل از شهادت امام صادق(ع) است که زمان طغیان و کثرت این طایفه بود یا آن که مراد، خلفای بنی عباس باشند که کتب زنادقه را در آن سال ترویج دادند.»(ترجمۀ اصول کافی، سید جواد مصطفوی، کتابفروشی علمیه اسلامیة، تهران، چاپ اول، بی تا، ج۱، ص ۳۴۷).

[۲۵] همان، ص ۲۴۲؛ بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۱۵۵.

[۲۶] محمد بن عبدالله بن حسن(م ۱۰۰-۱۴۵ق) ملقب به «نفس زکیه» از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و نخستین قیام کنندۀ علوی علیه خلافت بنی عباس است.

[۲۷] الکافی، ج ۱، ص ۲۴۲.

[۲۸] همان، ص ۲۴۱؛ بصائر الدرجات، ص ۱۷۷.

 

 

۱. تک نفره هم شده به میدان جهاد تببین بزن؛ مثل حضرت زهرا (سلام الله علیها) که بر اساس الگوی قرآنی « تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی (۴۶ سبا) ؛ شما خالص برای خدا دو نفر دو نفر با هم یا هر یک تنها قیام کنید». به تنهایی در دفاع از رهبر و امام زمانشان قیام کردند.

 

۲. از سرزنش و حرف دیگران که خلاف جوّ آن ها حرکت می کنی، نترس و شجاعانه وارد میدان دفاع از حق شو؛ مثل حضرت زهرا (سلام الله علیها) که با عمل به آیه زیر مارپیچ سکوت را شکستند و در تاریخ درخشیدند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ...وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ (۵۴ مائده) ؛ ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود بازگردد به زودی خدا قومی را می آورد که... از نکوهش و ملامت هیچ کس باک (ترس) ندارند. این است فضل خدا، به هر که خواهد عطا کند»

 

۳. در دفاع از حق ضعیف و شل نباش بلکه صریح، محکم و با صلابت صحبت کن و از منطقت سخن بگو تا در جان مخاطب بنشیند. مثل حضرت زهرا (سلام الله علیها) که در خطبه فدکیه در بلاغت تمام بر اساس عمل به آیه زیر مسیر حق را تبیین کردند. «... وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِیغًا(۶۳ نساء)؛ و پندشان ده، و به آنان سخنی رسا که در دلشان اثر کند بگوی».

 

۴. در تبیین، حتما از قرآن استفاده کن که نور کلام الهی، فطرت های آماده را جذب می کند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز بر همین اساس در خطبه فدکیه از آیات قرآن بهره بردند و به این آیه شریفه عمل کردند که « فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخَافُ وَعِیدِ(۴۵ ق) ؛ پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکّر ساز» پرداختن به ۲۰ آیه قرآن کریم به صورت مستقیم، حداقل ۱۴ مورد اقتباس از قرآن در سخنان ایشان و بیان ۱۲ ویژگی ذاتی قرآن در فراز هفتم خطبه فدکیه بخشی از این اهتمام به قرآن در جهاد تبیین است.

 

۵. از جمله ابزارهایی که جهادگران تبیین بایستی بدان مجهز شوند، گفتار هنرمندانه است؛ ادبیات توصیفی در جهاد تبیین و استفاده شایسته از آراستن سخن به تشبیه بر تاثیر کلام در جان مخاطب می افزاید و باید برای آن محتوا داشت کما اینکه قرآن کریم مکرر از این ابزار تبیینی بهره می جوید، این در ادبیات حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز مشاهده می شود که می فرمایند: «هرگاه شاخ شیطان سر برآورد، یا اژدهایی‌ از مشرکان، دهان باز کرد، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برادرش‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب (علیه‌السلام) را در کام اژدها و شعله‌های‌ فتنه‌ها افکند و علی(علیه‌السلام) هم باز نمی‌گشت؛ مگر آنکه سرکشان را پایمالِ شجاعت خود می‌گردانید و آتش‌ آن‌ها را با آب شمشیرش‌ خاموش‌ می‌کرد.» (خطبه فدکیه)

 

۶. تبیین حق همیشه با حرف زدن نیست؛ کنشگری عاطفی برای بیدار کردن قلوب به خواب رفته، امری ضروری در جهاد تبیین است. گریه های مداوم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نشان دادن غضب و ناراحتی ایشان از منکر در جامعه به مناسبت های مختلف بخشی از این الگو است. کما اینکه در قرآن این کنشگری عاطفی را در مواضع مختلف مثل داستان حضرت موسی (ع) می بینیم که " فَرَجَعَ مُوسَی إِلَی قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا... (۸۶ طه) ؛ موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت"

 

۷. مذمت مومنانی که حاضر نیستند هزینه بدهند.کسانی که فرمان جهاد تبیین، جهاد نظامی، جهاد کبیر و... را می شنوند اما در مقوله این جهاد ها حاضر نیستند برای آن از خود هزینه کنند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) عافیت طلبی مومنانی که نمی‌خواهند هزینه بدهند را مذمت کردند و فرمودند: «آگاه باشید می‌بینم که به تن آسایی جاودانه دل داده، و کسی را که سزاوار زمامداری بود را دور ساخته‌اید، با راحت‌طلبی خلوت کرده، و از تنگنای زندگی به فراخنای آن رسیده‌اید.» ایشان در بخش دیگری فرمودند: «این کار از شما بعید بود، و چطور این کار را کردید، به کجا روی می‌آوردید، در حالی که کتاب خدا رویاروی شماست.» در آیه ۸۶ سوره توبه این عافیت طلبی اینگونه بیان شده است: «وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَکُنْ مَعَ الْقَاعِدِینَ؛ چون سوره‌ای نازل شد که به خدا ایمان بیاورید و با پیامبرش به جنگ بروید، توانگرانشان از تو رخصت خواستند و گفتند: ما را بگذار، تا با آنهایی که باید در خانه نشینند در خانه بنشینیم.» کسانی که به جای آنکه از خدا بترسند از مردم می ترسند در آیه ۷۷ نساء اینگونه وصف شده اند: «فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً ؛ پس آن‌گاه که بر آنها حکم جهاد آمد در آن هنگام گروهی از آنان به همان اندازه که باید از خدا ترسند یا بیش از آن، از مردم ترسیدند.» فتنه ترس بالاخص ترس از سرزنش شدن، ابزار روانی شیطان است و شیطان بزرگ امروز با ابزار فضای مجازی سعی می کند همین حس را در جامعه ایمانی تزریق کند « إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (۱۷۵ آل عمران)؛ در واقع، این شیطان است که دوستانش را می‌ترساند؛ پس اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید.»

 

۸. در شرایطی که دشمنان بشریت طبق روایت قرآن دنبال فساد کردن در زمین و هلاکت حرث و نسل هستند (آیه ۲۰۵ سوره بقره)، یکی از موضوعات تبیینی مسئله فرزندآوری است که بسیار مورد توجه رهبر معظم انقلاب (مدظله) است؛ حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مصداق بارز یک الگو برای بانوان مومن است که در سال های نخست ازدواج به این امر اهتمام داشتند و به جهت ترس از مسائل مالی آن را به تاخیر نینداختند؛ تبیین نمودن الگوی کوثر وسیره فاطمی از ضرورت های این عصر است؛ سیره ای که باور دارد رزق فرزندان را خدا با تعابیری نظیر «نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ» وعده کرده است و در وعده خدا تخلفی نیست و جای نگرانی نیست. (۱۵۱ انعام و ۳۱ اسراء). نگاهی که فرزند را مزاحم نمی بیند و او را با نورچشمانم و میوه قلبم توصیف می کند؛ این جدای از آنکه اصل تکریم متربی و اصل محبت را می رساند، فرزند را سرمایه وجودی می داند. در کتاب خداوند آمده که دعای اهل ایمان این چنین است« رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً (۷۴ فرقان) ، پروردگارا! همسران و فرزندانمان را مایه‌ی روشنی چشم ما قرار ده، و ما را پیشوایی برای پرهیزگاران گردان»

 

۹. شرایط پیش از انقلاب تبیین شود. این رویکردی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه فدکیه با تبیین شرایط پیش از انقلاب اسلامی نبوی، آن را تشریح کردند تا نسل جدید آگاه شوند و گذشتگان فراموش نکنند از چه وضعیت اسفناکی به این جایگاه رسیدند. حضرت در خطبه فدکیه فرمودند: « شما محل چشیدن تشنگان و فرصتگاه طمعکاران و محل دستبرد شتابزدگان و جای پای دیگران بودید». قرآن نیز دقیقا با همین رویکرد شرایط قبل از انقلاب نبوی را برای مردم یادآوری می کند و در آخر هم برای این مسئله از کلید واژه تبیین در قالب متعالی "یبین الله" استفاده می کند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ؛ (۱۰۳ آل عمران)و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما تبیین می کند؛ شاید پذیرای هدایت شوید.»

 

۱۰. سیره امربه معروف حضرت زهرا (سلام الله علیها) تبیین گردد. در حالی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) شهیده امر به معروف و نهی از منکر بود، لکن به طور خاص ایشان در خطبه فدکیه فرمودند: «امر به معروف وسیله ای برای اصلاح جامعه است.» جامعه فاطمی، جامعه ای است که در آن افراد نسبت به هم و نسبت به احکام الهی بی تفاوت نیستند، چنین جامعه ای قرآنی است و اساسا به این جهت امت اسلام بهترین امت شناخته می شودند که اهل این فریضه است« کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ (۱۱۰ آل عمران) ؛ شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‌اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.» در این نگرش که باید به زیبایی و هنرمندانه تبیین شود امر به معروف و نهی از منکر عامل مزاحم نیست، بلکه عامل رشد و در پی نفع بخشی به آحاد افراد جامعه است و نشان دهنده اهمیت داشتن سرنوشت انسان ها برای یکدیگر و خلق دنیایی زیبا به کمک همدیگر است. ما درباره این تبیین فاطمی و نگاه قرآنی چه میزان فیلم و کار رسانه ای خوب تولید کرده ایم؟

سول خدا صلی الله علیه و آله:

یا اَباذَرٍّ! حاسِبْ نَفْسَکَ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبَ، فَاِنَّهُ اَهْوَنُ لِحِسابِکَ غـَداً، وَ زِنْ نَفْسَکَ قَبْـلَ اَنْ تُـوزَنَ، وَ تَجَهَّزْ لِلْعَرْضِ الأکْبَرِ یَوْمَ تُعْرَضُ، لاتَخْـفی عَلَی اللّه خافِیةٌ

ای ابوذر! پیش از آنکه به حسابت برسند، خودت به حساب خود برس که این کار، حساب فردای تو را آسان تر می کند و پیش از آنکه تو (و عمل تو) را وزن کنند، خودت را وزن کن و آماده عرضه بزرگ باش، آن روز که تو را عرضه می کنند و آن روز، هیچ کار پنهانی بر خداوند پوشیده نمی ماند.

 

وسائل الشیعه، ج ۱۱۷ ص ۳۷۹

بیان ابعاد شخصیتی و اقیانوس فضایل وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره(س) با وجود حیات کوتاه آن حضرت چنان گسترده است که با استناد به منابع معتبر روایی و رجالی مورد اتفاق فریقین و حتی برخی دانشمندان مسیحی[1]، قلم از توصیف شایسته ایشان قاصر است. کسب مقام عظیم در بعد معنوی و معرفتی، زندگی خانوادگی و اجتماعی و سیاسی، به ویژه نقش آفرینی در جامعه با وجود تحمل مصائب عظیم و ایستادگی در مقابل انواع بلایا در مسیرِ جهاد فی سبیل اللَّه، آن حضرت را در مرتبه ای قرار داده که در اوج قله تصور است. از سوی دیگر مقامات عالیه آن حضرت در نزد پدر بزرگوارشان، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و نیز شباهت های رفتاری در گفتار و کردار حضرت صدیقه کبری به پدر بزرگوارشان که در کتب مختلف بدان اشاره شده، بدون تردید ایشان را در مرتبتی قرار داده که صرفاً به عصر خود تعلق ندارند، بلکه الگویی جاویدان برای همه دوران ها هستند.

در این مجال با رعایت اختصار به بخش هایی از سیره آن بزرگوار که در حد توان ما[2] قابلیت الگوبرداری و درس آموزی برای جامعه امروز ما را دارد مرور می کنیم که:

آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید

فضایل حضرت زهرا «سلام الله علیها»

در منابع اهل سنت فضائل بسیاری از زبان «عایشه» درباره حضرت فاطمه(س) نقل شده است: «ما رأیت افضل من فاطمة غیر ابیها»؛ جز پیامبر(ص)، احدی را برتر از فاطمه ندیدم.» و نیز: «من هرگز کسی را شبیه تر از فاطمه(س) به رسول خدا(ص) در رفتار وکردار و نحوۀ نشست و برخاست ندیدم. هرگاه که فاطمه(س) بر پیامبر(ص) وارد می شد، آن حضرت به خاطرش از جای بر می خاست و به سویش می رفت و او را می بوسید.» و نیز: «ما رأیت احداً قط اصدق من فاطمة: هرگز کسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم.»[3]

در توصیف عظمت و بزرگی حضرت زهرا(س) همین بس که حضرت خاتم الانبیا(ص) در ستایش ایشان فرمودند: «فاطمة بضعة منّی یقبضنی ما یقبضها، ویبسطنی ما یبسطها: فاطمه پاره تن من است. هر آنکه او را ناراحت کند، مرا ناراحت کرده و هر آنکه او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است.» این روایت در کتب مختلف مفسران بزرگ شیعه، به ویژه اهل سنت آمده است.[4]

حاکم نیشابوری به سند خود از عبدالله بن زبیر همین مضمون را که در صحاح اهل سنت نیز موجود است، نقل می کند: «انما فاطمه بضعة منی؛ یؤذینی ما آذاها، ینصبنی ما انصبها؛ همانا فاطمه پاره تن من است هرچه او را بیازارد مرا آزرده است.»

خداوند می فرماید: ای فاطمه(س) از من بخواه...

در وصف فضل حضرت زهرا(س) رسول خدا(ص) می فرمایند: «فی ذِکرِ فَضلِ فاطِمَةَ علیهاالسلام یَومَ القِیامَةِ .: وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ، إنَّهَا الجارِیَةُ الَّتی تَجوزُ فی عَرصَةِ القِیامَةِ عَلی ناقَةٍ رَأسُها مِن خَشیَةِ اللّه. ..فَیو حِی اللّه عَزَّوجَلَّ إلَیها: یا فاطِمَةُ! سَلینی اُعطِکِ، وتَمَنَّی عَلَیَّ اُرضِکِ، فَتَقولُ: إلهی أنتَ المُنی و فَوقَ المُنی: سوگند به آنکه جانم در دست اوست، او بانویی است که در صحنه قیامت سوار بر ناقه ای که سرِ آن از خشیتِ الهی است...عبور می کند و خداوند عزّ و جلّ به او وحی می فرماید که: «ای فاطمه! از من بخواه تا به تو عطا کنم و آرزو کن تا خشنودت گردانم»؛ و فاطمه «علیهاالسلام» می گوید: ای معبود من! تو خود آرزو و بالاتر از آرزوهایی.»[5]

و قطب عالم امکان، مهدی صاحب الزمان(عج) می فرمایند: «و فی إبنَةِ رسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله لِی أسوَهٌ حَسَنَه: دختر رسول خدا(ص) سرمشقی نیکو برای من است.»[6]

در کافی شریف است که حضرت صادق(ع) می فرمایند: «فاطمه(س) بعد از پدرش ۷۵ روز در این دنیا زنده بود و حزن شدید بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین(ع) خدمت ایشان می آمد و به ایشان تعزیت عرض و مسائلی از آینده نقل می کرد.»

ظاهر روایت این است که در این ۷۵ روز رفت و آمد جبرئیل(ع) زیاد بوده است. گمان ندارم غیر از طبقه اول از انبیای عظام در باره کسی این طور وارد شده باشد. مسئله آمدن جبرئیل(ع) برای کسی یک مسئله ساده نیست. تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل(ع) می آید پیش او و بین جبرئیل(ع) که روح اعظم است، نباشد، امکان ندارد این معنا. این تناسب بین جبرئیل(ع) که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا(ص) و موسی(ع) و عیسی(ع) و ابراهیم(ع) و امثال اینها. بین همه کس نبوده است.این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه «سلام االله علیها» است.»[7]

فاطمه(س) پرستار و غمگسار پیغمبر(ص)است. دختری که در کوره گداخته مبارزات سخت پیغمبر(ص) در مکه متولّد شد و در شعب ابی طالب یار و غمگسار پدر بود. در شرایطی که خدیجه(س) و ابوطالب(ع) از دنیا رفتند، صبر پیشه کرد. پیغمبر(ص) تنها و بی غمگسار است. همه به او پناه می آورند؛ ولی کیست که غبار غم را از چهره خودِ او بزداید؟ یک وقت خدیجه(س) بود که حالا نیست. ابوطالب(ع) بود که حالا نیست. در چنین شرایط دشواری، در عین آن گرسنگی ها و تشنگی ها و سرما و گرمای دوران سه ساله شعب ابی طالب که از دوران های سخت زندگی پیغمبر(ص) است و آن حضرت در درّه ای با مسلمانانی معدود در حال تبعید اجباری زندگی می کردند؛ این دختر مثل یک فرشته نجات برای پیغمبر(ص)؛ مثل مادری برای پدر خود؛ مثل پرستار بزرگی برای آن انسان بزرگ، مشکلات را تحمّل کرد و غمگسار پیغمبر(ص) شد. بارها را بردوش گرفت، عبادت خدا را کرد، ایمان خود را تقویت کرد، خودسازی کرد و راه معرفت و نور الهی را به قلب خود باز کرد. اینهاست آن ویژگی هایی که آدمی را به کمال می رساند.[8]

امام المشککین هم به معصومیتش شک نکرد!

امام فخررازی، متکلم و مفسر اهل تسنن که به خاطر تشکیک و اشکال در همه امور به «امام المشککین» مشهور است، در عصمت حضرت فاطمه زهرا(س) هیچ گاه شک و شبهه نکرد. علامه آیت الله حسن زاده آملی«رحمه الله علیه» در این باره می گوید: «...فخر رازی که بر هر مسئله ای از مبدا تا معاد تشکیک و اعتراض کرده است، به طوری که او را «امام المشککین» خوانده اند، در معصوم بودن سید نساء‎العالمین، فاطمه بنت رسول الله (س) که دارای مقام عصمت بوده است، تسلیم محض است و می گوید که آن جناب بلا مدافع معصوم بوده است و در عصمت و طهارتش جای شک و تردید نیست»[9]

بانویی آسمانی

در احادیث متعددی از کتب شیعه و همچنین کتب معتبر اهل سنت (از عبدالرحمن سیوطی، ابن عباس، عایشه، سعدبن مالک و...؛) آمده است که سرچشمه و اصل وجودی حضرت فاطمه(س) از میوه ای بهشتی به وجود آمده است. عبدالرحمن سیوطی که دانشمندی دقیق و اهل تحقیق است و علامه طباطبایی «رحمه الله علیه» در تفسیر خود از کتاب وی در بسیاری از موارد نام برده است، در تفسیر «الدرّ المنثور» در ذیل آیه اول سوره اسراء: « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ...» در داستان معراج، حدیثی به این مضمون اشاره دارد که نطفه حضرت زهرا(س) از میوه درختی بهشتی است که پیامبر(ص) در سفر معراج میل کردند که حاکی از قدر و مقام و منزلت آن حضرت نزد پروردگار عالمیان است.[10]

گزیده هایی از سیره و سخن آن بزرگوار

1. انجام رسالت اجتماعی

حضرت در خطبه مسجد مدینه و در اعتراض به مردمان ساکت و خاموش انصار، با زبان شکوه و فرمود:«یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَصَنَةَ الاِسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟؛ ای انجمن نقباء: ای بازوان ملّت! ای حافظان اسلام! این غفلت و سستی کسی که همسایه اش از شر او در امان نباشد از مؤمنان نیست. هر کس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد همسایه اش را آزار ندهد. در مورد حق من چیست؟ و چرا در برابر دادخواهی من سهل انگارید؟»[11]

در فراز دیگری ضمن بیان علت های سستی و تساهل مردم فرمود:«اَلا وَقَد اَری اَن قَد اَخْلَدْتُم اِلی الخَفْضِ وَ اَبْعَدْتُمْ مَن هُوَ اَحَقُّ بالبَسْطِ وَ الْقَبْضِ وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ وَ نَجَوْتُمْ مِنَ الضّیقِ بِالسَّعَةِ فَمَجَجْتُم ما وَعَیتُم وَ دَسَعْتُمُ الَّذی تَسَوَّغْتُم: می بینم که به تن آسایی خو کرده اید،و کسی را که سزاوارتر [به زمامداری] بود با شادی و دنیاطلبی دور و با رفاه و آسایش خلوت کرده و از سختی زندگی به راحتی و خوشگذرانی رسیده اید. به همین جهت آنچه را که حفظ کرده بودید از دست دادید و آنچه را که فرو بردید، استفراغ کردید.»[12]

2.دفاع از حق و فدک و اعتراف ابوبکر به ارث گذاشتان پیامبر(ص)

حضرت زهرا(س) برای پس گرفتن فدک[13] که حق آن حضرت بود، تلاش کرد. احادیث متعددی حتی از مفسران بنام اهل سنت نیز بر حقانیت حضرت زهرا(س) بر فدک اشاره دارند.از جمله اینکه به نقل از عایشه آورده اند که فاطمه(س) ارث خود را که فدک بود و پیامبر(ص) آن را به ایشان بخشیده بودند و ابوبکر آن را از ایشان گرفته بود، چندین بار مراجعه کرد؛ ولی ابوبکر از دادن آن ابا کرد. فاطمه(س) از ابوبکر خشمگین شد و او را طرد کرد و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت. هنگامی که رحلت کرد، علی(ع) ایشان را شبانه دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خود بر ایشان نماز خواند.»[14]

در اینجا نیز از منابع مهم اهل سنت و از احمد بن حنبل روایت صحیحی چنین نقل شده است: «حدثنا عبد اللَّهِ قال حدثنی أبی قال ثنا عبداللَّهِ بن مُحَمَّدِ بن أبی شَیبَةَ قال عبداللَّهِ وَسَمِعْتُهُ من عبداللَّه بن أبی شَیبَةَ قال ثنا محمد بن فُضَیلٍ عَنِ الْوَلِیدِ بن جُمَیعٍ عن أبی الطُّفَیلِ قال لَمَّا قُبِضَ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلّم أَرْسَلَتْ فَاطِمَةُ إلی أبی بَکرٍ أنت وَرِثْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم أَمْ أَهْلُهُ قال فقال لاَ بَل أَهْلُهُ قالت فَأَینَ سَهْمُ رسول اللَّهِ قال فقال أبو بَکرٍ إنی سمعت رَسُولَ اللَّهِ یقول إِنَّ اللَّهَ عز وجل إذا أَطْعَمَ نَبِیاًّ طُعمَةً ثُمَّ قَبَضَهُ جَعَلَهُ للذی یقُومُ من بَعْدِهِ فَرَأَیتُ أَنْ أَرُدَّهُ علی الْمُسْلِمِینَ فقالت فَأَنْتَ وما سَمِعْتَ من رسول ‎اللَّهِ أَعلَمُ؛

ابی طفیل گوید فاطمه(س) بعد از وفات پیامبر(ص) به ابوبکر فرمود: «آیا تو وارث رسول الله(ص) هستی یا خانواده اش؟» ابوبکر گفت: «خانواده اش.» حضرت فرمود: «پس سهم رسول الله(ص) کجاست؟» ابوبکر گفت: «هرگاه خداوند رزق و روزی را نصیب پیامبری بگرداند، پس از او برای جانشین وی قرار می دهد. من (ابوبکر) صلاح دیدم آن سهم را به مسلمانان برگردانم.» حضرت زهرا(س) فرمود: «تو به آنچه از رسول خدا(ص) شنیدی عالم تری؟»[15]

گاهی بعضی از افراد اعتراض می کنند که برای علی(ع) و زهرا(س) تمام پول و ثروت دنیا پشیزی ارزش ندارد. کسی که می فرماید: «این دنیای شما در نزد من از یک عطسه بز بی ارزش تر است»، چطور مسئله فدک که پیش می آید حضرت زهرا(س) دنبال مال دنیا می رود؟ بردند که بردند. آیا این ارزش داشت که یک زن، دختر پیغمبر(ص) با آن حشمت و جلالت و عفاف، بیاید در مسجد پیغمبر(ص) و در میان مردم یک خطبه غرّا بخواند که مال مرا بردند؟ مگر مال دنیا چه ارزشی دارد؟جواب این است که اشتباه می کنید. یک وقت دنبال مال دنیا رفتن است و زهرا(س) می خواهد فدک را به یک نفر ببخشد؛ مثل مقداری جو که به او بخشیده باشد؛ ولی یک وقت عدالت و حق پایمال شده است. اینجاست که میان حق خودش و حق غیر هم فرق نمی گذارد. اینجاست که اگر اقدام نکند مسئول است و حق و عدالت را خوار کرده و بی یاور گذاشته است. پس اینها جهاتش خیلی فرق می کند... اینجا اگر حقم را نگیرم ضد ارزش است، اگر بگیرم ارزش است. لذا دنبال حق رفتن ارزش است.[16]

3. اطاعت از ولایت

این نقل نیز از ابن قتیبه است که وقتی حضرت فاطمه (س) دید که شمشیر را بر سر امیر مومنان(ع) گرفتند و ایشان را تهدید کردند که اگر بیعت نکند، آن حضرت را گردن خواهند زد، فرمود: «دست از پسر عمویم بردارید که به خدا سوگند که اگر او را رها نکنید، به سوی قبر پیامبر(ص) می روم و در حق شما نفرین خواهم کرد.» معطل هم نشد و به سوی قبر مطهر پیغمبر(ص) رفت، امیرالمومنین(ع) که چنین صحنه ای را دید، به سلمان فرمود: «سلمان برو و جلوی ایشان را بگیر که اگر نفرین کند، خدا عذابی خواهد فرستاد که دیگر کسی روی زمین باقی نخواهد ماند.» سلمان آمد تا مانع حضرت(س) شود و عرض کرد: «پدرتان رحمة للعالمین بود. نفرین نکنید.» حضرت فرمود: «ای سلمان! بگذار دادم را از این بیدادگران بگیرم.» سلمان عرض کرد: «این گفتۀ من نیست، این فرموده امیر مومنان(ع) است.» حضرت صدیقه طاهره(س) تا شنید که امیر المومنین(ع) دستور داده است، فرمود: «چون او فرمان داده است، من اطاعت می کنم و شکیبایی می ورزم و از خدا فقط می خواهم که بین ما و آنها داوری کند.»[17]

از آنجا که آحاد مردم با روشنگری های حضرت زهرا(س) و خطبه های آتشین ایشان از ناراحتی و غضب آن حضرت نسبت به خلیفه وقت، آگاه و واقف شده بودند. وقتی حال حضرت فاطمه(س) رو به وخامت گذاشت، ابوبکر به همراه عمر با هدف بی تقصیر جلوه دادن خود و دلجویی ظاهری، به عیادت ایشان رفتند که با مخالفت سخت حضرت فاطمه(س) مواجه شدند. در نهایت با واسطه قرار دادن امیرالمومنین علی (ع) آن دو، حضرت زهرا(س) اجازه ورود به منزل را با این جمله دادند که: «الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُکَ افْعَلْ مَا تَشَاء: علی جان! خانه خانه توست و من همسر تو هستم. هر آنچه که خودت می دانی انجام بده.»[18]

4. سادگی و شکرگزاری

با وجود آنکه حضرت زهرا(س) در جایگاه دختر رهبر جهان اسلام می توانست از موقعیت خود بهره برداری بکند، اما هرگز چنین نکرد. سلمان فارسی می گوید: «روزی حضرت فاطمه(س) را دیدم که چادری ساده بر سر داشت. با تعجب عرضه داشتم: عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسی های طلایی می نشینند و پارچه های زربافت و اشرافی به تن می کنند؛ امّا دختر رسول خدا(ص) که عظمت و جلالتش از همه آنها بالاتر و بیشتر است، نه چادر گران قیمت بر سر دارد و نه لباس های فاخر و زیبا بر تن می کند.» حضرت زهرا(س) فرمود: «یا سَلْمَانُ اِنَّ اللَّهَ ذَخَّرَ لَنَا الثِّیابَ وَ الْکرَاسِی لِیومٍ آخِرٍ: ای سلمان! خداوند [بزرگ] لباس های [زینتی] و تخت های [طلایی] را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.»[19]

دستور خدا بر ازدواج حضرت فاطمه(س) با امیرالمومنین علی(ع)

حداقل بیست و پنج مورد احادیث مشترک بین فریقین شیعه و سنی در مورد زهرای مرضیه(س) وجود دارد که یکی از این مشترکات، ازدواج آن حضرت با امیرالمومنین علی(ع) است. رسول خدا(ص) فرمودند: «یا عَلِیّ! إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَک فاطِمَة: یا علی! خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه در آورم.»[20] و این خود از فضایل بی بدیل آن بزرگواران است.

و ختم کلام اینکه:

گرچه رسیدن به اعماق دریای ژرف ممکن نیست، ولی کسی که تشنه دریای معنویت و معارف اهل بیت (ع) باشد، بایستی به هر مقدار که توان دارد، از این بحر معنا بهره مند می شود، هرچند لایق آن نباشد. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ.» امیرالمؤمنین(ع) بعد از آنکه شیوه زندگی زاهدانه خود را بیان کرد، فرمود: «شما نمی توانید مثل من رفتار کنید؛ امّا می توانید به من کمک کنید. با چه چیزی؟ با ورع، یعنی پرهیزگاری، اجتهاد، یعنی تلاش دائمی، عفت یعنی پاکدامنی و سداد یعنی کار را درست و محکم انجام دادن.»[21]

پی نوشت ها:

[1] https://iqna.ir/fa/news/4029570 دیدگاه مستشرقان درباره حضرت فاطمه(س)؛ از هانری کوربن مسیحی تا خاخام یهودی، احمد جعفری استاد حوزه و دانشکاه؛ باربارا استواستر، هم کتابی به نام زن در قرآن، سنت و تفسیر با رویکرد تطبیقی دارد؛ او زنان زمان رسالت را با زنان مقدس در ادیان دیگر تطبیق داده و گفته است تصویر فاطمه(س) متافیزیکی است. سلیمان کتانی اندیشمند، نویسنده، ادیب و شاعر مسیحی لبنانی هم در کتابی درباره فاطمه(س) رویکرد تحلیلی به شخصیت ایشان داشته و گفته مقامی بالاتر از مقام فاطمه(س) وجود ندارد. او می گوید همین چهارچوب برای برازندگی فاطمه(س) کافی است که بگوییم او دختر پیامبر(ص) و همسر علی(ع) و مادر حسن و حسین(ع) است. (خانم باربارا استواسر، استاد زبان عربی در دانشکده ادبیات عرب دانشگاه جرج تاون در آمریکاست. وی در فاصله سال های 1993-1999 مدیر مرکز مطالعات معاصر عربی در همین دانشگاه بود و به مدت دو سال(1998 و 1991) نیز ریاست انجمن مطالعات خاورمیانه بر عهده داشت.)

[2] بر اساس قاعده میسور که از قواعد فقهی بوده و مضمون آن این است که هرگاه انجام تکلیفی به صورت کامل با تمام اجزا و شرایط یا تمام مصادیق آن، دشوار یا ناممکن شود، به جا آوردن بخشی از آن که برای مکلف ممکن و مقدور است، از عهده او ساقط نمی شود.

[3] مناوی، اتحاف السائل بما لفاطمة من الفضائل، ص 2؛ ذخائرالعقبی، ص 36؛ فضائل فاطمه(س) از زبان عایشه آیت الله العظمی مکارم شیرازی

https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=29523&pageindex=0&mid=325399؛

www.hawzahnews.com/news/1000598- محورهای 25گانۀ مشترک شیعه و سنّی در بارۀ حضرت فاطمه زهرا(س) حجه الاسلام والمسلمین محمد جواد طبسی، عوالم العلوم ج 1، ص 152؛ مرحوم علاّمه در کتاب الغدیر(3) 59 نفر از راویان این روایات را نام می برد. برخی از آنها از این قرارند: 1. ابن أبی ملیکه، متوفّای (117) آن گونه که در روایت بخاری و مسلم و ابن ماجه و ابو داوود و احمد وحاکم است. 2. عمرو بن دینار مکّی، متوفّای (125 یا 126) چنانکه در صحیح بخاری و مسلم است. 3.احمد بن حنبل، متوفّای (241) در «مسند» خود. 4. بخاری، متوفّای (256) در «صحیح» خود در مناقب و مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 156.

[4] همان و فضائل فاطمة الزهرا، ص 37 .

[5] بحارالانوار، جلد27، صفحه 139؛ تاویل الآیات الظاهره، ج 2، ص  484.

[6] مجلسی، 1403 ق.، ج. 53،صص.180-179.

[7] صحیفۀ امام، جلد20، ص 4.

[8] بیانات در تاریخ 25 /9 /71.

[9] هزار و یک نکته، نکته ۷۴۸، ص.603و نیز شرح فص حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیة ص۱۵۶.

[10] «الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور»، تألیف جلال الدین عبدالرحمن سیوطی است. سیوطی، دانشمندی دقیق و اهل تحقیق است که دارای آثار فراوانی بود. تخصّص و تبحّر وی بیشتر در علوم نقلی بود و تألیفاتی که از وی منتشر شده یا برای وی ذکر کرده اند، از تبحّر او در علوم نقلی حکایت دارد.

[11] الاحتجاج، ج.1، ص.269؛ دلائل الامامه،ص.36. این خطبه از خطبه های مشهوری است که علمای بزرگ شیعه و اهل سنّت با سلسله سندهای بسیار آن را نقل کرده اند و هرگز خبر واحد نیست. از جمله ابن ابی الحدید معتزلی دانشمند معروف اهل سنّت در «شرح نهج البلاغه» در شرح نامه «عثمان بن حنیف» در فصل اوّل تصریح می کند: «اسنادی را که من برای این خطبه در این جا آورده ام از هیچ یک از کتب شیعه نگرفته ام.»

[12] همان صص.273-272.

[13] در جنوب شرقی مدینه و در نزدیکی های خیبر آباد ی های پراکنده، چشمه سارها و قنات های فراوانی در قدیم وجود داشته اند که آن منطقه را فدک می خواندند. (نکته قابل تامل اینکه: به خاطر حاصلخیز بودن این سرزمین، یهودیان از دیرباز بر آن استیلا یافتند و قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را بر اطراف توسعه دادند و تقریباً همة مناطق اعم از یثرب وحومه را زیر سلطه شدید خود گرفتند.)

[14] صحیح بخاری، ج.5، ۸۲؛ / و صحیح مسلم، ج.5، ص.153؛ / و بحارالانوار، ج.29، ص.118، به نقل از چشمه در بستر، ص.269؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج.16، صص. 231-216، و...،

برای اطلاع بیشتر از فدک، ارزش و مقدار درآمد آن، چگونگی بخشش آن توسط پیامبر اکرم(ص) به فاطمه(س) و سرنوشت آن و... ر. ک به «فروغ ولایت»، جعفر سبحانی،258-195. «شیخ شهاب الدین حموی شافعی» از علمای اهل سنت نیز در «معجم البلدان،ج.4، ص. 170» می نویسد: «فدک ملکی است که اختیار آن را خدا به پیامبر(ص) واگذاشته است و ایشان آن را به امر خدا به دخترش فاطمه(س) بخشیده است.

https://fa.shafaqna.com/news/126956

[15] الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای241ه)، مسند أحمد بن حنبل، ج.1، ص.،4 ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

[16] استاد شهید مطهری، مجموعه آثار قم ,انتشارات صدرا،ج.24، ص 260.

[17] Beytolahzan.ir/?p=907 دکتر رجبی دوانی

[18] بحارالانوار،ج.8، ص 303.

[19] بحارالانوار، ج.۸، ص ۳۰۳

[20] منابع: الصواعق المحرقة باب 11 ص 142 / ذخائر العقبی ص.30 و 31 / تذکرة الخواص ص 276 / مناقب الإمام علی من الریاض النضرة ص141 / نور الأبصار، ص53.

[21] بیانات رهبر معظم انقلاب (30 /6 /75)-(31 /1 /93).

دوشنبه, 06 آذر 1402 18:54

خواص شگفت انگیز نخود

نخود یکی از گیاهان خوراکی با ارزش و خواص غذایی فراوان است. این دانه کوچک شامل مقدار قابل توجهی پروتئین، فیبر، و ویتامین‌های گروه ب مانند فولات و تیامین می‌باشد.

حضور مواد معدنی از قبیل آهن، فسفر، منیزیم، و پتاسیم در نخود ضروری برای حفظ سلامت استخوان‌ها و نظام عصبی است.

این دانه به علت حاوی فیبر قابل توجه، می‌تواند به بهبود گوارش و کنترل قند خون کمک کند.

همچنین، نخود ممکن است در کاهش خطر برخی از بیماری‌ها مانند بیماری قلبی و دیابت نیز نقش داشته باشد.

به دلیل خواص تغذیه‌ای و ساده‌پزی، نخود به عنوان یک جزء مهم در غذاها و غذاهای پروتئینی جا افتاده و به سلامتی سیستم غذایی افراد بسیاری افزوده می‌شود.

نخود حاوی فیتوکمیکال هایی به نام ساپونین است که خواص آنتی اکسیدانی دارد.  نخود حاوی آهن، فسفر، کلسیم، منیزیم، منگنز، روی و ویتامین K است. همه این ویتامین ها و مواد معدنی به ساخت و حفظ ساختار استخوان و قدرت دادن به آن کمک می کند.

 آنتی اکسیدان، از تکثیر و گسترش سلول های سرطانی در سراسر بدن جلوگیری میکند.

فولات موجود در نخود نقش مهمی در پیوند و ترمیم DNA داشته و از تشکیل سلول های سرطانی ناشی از تغییر DNA جلوگیری می کند.   

نخود همچنین حاوی سلنیوم، ماده معدنی است که معمولا در میوه ها و سبزیجات پیدا نمی شود.

سلنیوم عملکرد آنزیم های کبد را بهبود داده و به از بین بردن ترکیبات سرطان زا در بدن کمک میکند.

سلنیوم همچنین از التهاب جلوگیری کرده و میزان رشد تومور را کاهش میدهد.   فیبر بالا و ویتامین های C و B6موجود در نخود، همگی به سلامت قلب کمک می کنند.

نخود سرشار از فیبر غذایی است. وقتی با حبوبات دیگر استفاده شود، منبع عالی از پروتئین می سازد.   

مقدار بالای فیبر به کاهش مقدار کلی کلسترول در خون کمک کرده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را پایین می آورد. مصرف منظم نخود می تواند سطح کلسترول بد در خون را پایین بیاورد.   نخود حاوی آهن، فسفر، کلسیم، منیزیم، منگنز، روی و ویتامین K است. همه این ویتامین ها و مواد معدنی به ساخت و حفظ ساختار استخوان و قدرت دادن به آن کمک می کند.

... وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ...

 و از یکدیگر غیبت ،ننمایید، آیا احدی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بی تردید از این کار] نفرت دارید از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است. (حجرات۱۲)

توضیح : دین مبین اسلام اهمیت فراوانی برای آبروی مؤمنان قائل شده است و به هیچ کس اجازه نداده است تا آبرو و حیثیت دیگران را به خطر اندازد. به همین دلیل، در اسلام از غیبت و بدگویی در نبود دیگران نهی شده است. این در حالی است که مترقی ترین جوامع حافظ حقوق انسان هنوز به چنین حق بزرگی پی

نبرده اند قرآن غیبت را به مثابه ی آن میداند که کسی گوشت برادر مرده اش را بخورد. این تشبیه بیانگر این مطالب است که آبروی هر فرد چون گوشت تن او است و تجاوز به آبروی برادر دینی، مانند خوردن گوشت تن او - و در نتیجه، از بین رفتن -وی میباشد؛ به ویژه آنکه این تجاوز در غیاب وی باشد که قدرت دفاع از خود را نیز ندارد تعبیر گوشت مرده نیز از این جهت است . از این رو همان گونه که نکوهیده ترین اعمال خوردن گوشت هم نوعان به ویژه برادر انسان است غیبت نیز زشت و تنفرانگیز است.

حديث: امام سجاد عليه السلام : إجتَنِبِ الْغِيبَةَ فَإِنَّهَا إِدَامُ كِلابِ النّار از غیبت پرهیز کن زیرا غیبت خورش سگهای جهنم است.

(امالی شیخ صدوق: ص۲۰۹ ح ۹)

وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا (۱۱۲ )

و هر کس مرتکب خطا یا گناهی شود، سپس آن را به پاکدامن بیگناهی نسبت دهد بی تردید بهتان و گناهی آشکار بر دوش گرفته است. (نساء ، (۱۱۲)

توضیح: تهمت از آشکارترین مصادیق هتک آبروی دیگران و از جمله ی بزرگترین گناهان کبیره است؛ زیرا در خود گناهان دیگری چون دروغ و سخن از روی نادانی و ... را نیز در بر دارد.

این گناه مهمترین حربه ی مقابله ی دشمنان با صالحان در طول تاریخ بوده است. این خود به تنهایی برای زشتی و ناپسندی این عمل کفایت میکند ،جهالت حسادت ضعف زبونی از عوامل تهمت زدن است. مطابق آیات و روایات، خداوند

مجازات بسیار سنگینی برای تهمت زنندگان در دنیا و آخرت قرار داده .است پیامدهای شوم این رذیله ی اخلاقی بسیار است از آن جمله میتوان به زوال ،ایمان برهم خوردن روابط انسانی، خواری و رسوایی در دنیا و آتش سوزناک جهنم اشاره کرد به همین دلیل خداوند به مؤمنان فرمان داده است تا فعل برادر دینی خود را حمل بر صحت نموده و از سوءظن و تجسس نسبت به وی پرهیز نماید.

حدیث امام صادق علیه السلام: «البُهْتَانُ عَلَى البَرِيءِ أَثْقَلُ مِنَ الجبال الراسيات [بزرگی گناه ] تهمت به بیگناهان از کوههای استوار سنگین تر است.

(خصال: ص۴۸ح ۲۱۳.)

به نقل از خبرگزاری آناتولی، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه همچنین گفت: اسرائیل که با قطع برق، آب و غذا مرتکب جنایت جنگی می‌شود، با قطع ارتباط مردم غزه با خارج، تلاش می‌کند تا از شنیده شدن ظلم علیه مردم غزه جلوگیری کند.

وی با بیان اینکه بیش از ۶۰ خبرنگار تاکنون در جریان حملات رژیم صهیونیستی کشته شدند، گفت: غیرنظامیانی که اسرائیل عمدا آنها را هدف قرار می‌دهد به کودکان و زنان محدود نمی‌شوند. اسرائیل همچنین روزنامه نگارانی را می‌کشد که تلاش می‌کنند فاجعه انسانی غزه را با وجود همه دشواری‌ها و سختی‌ها برای جهانیان فاش کنند.

رئیس جمهوری ترکیه با انتقاد از برخی از رسانه‌ها که از رژیم صهیونیستی حمایت می‌کنند، گفت: بسیاری از این رسانه‌ها با اشاره به هفتم اکتبر از بیان جنایات اسرائیل علیه بشریت و جنایات ارتکابی جنگی از سوی این رژیم در غزه امتناع کرده‌اند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: این نگرش حتی با قتل همکاران آنها توسط نیروهای امنیتی اسرائیل تغییر نکرد. این رفتار غیراصولی نه تنها خانواده خبرنگاران کشته شدن را متاثر کرد، بلکه مطبوعات را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

بخش فراوانی از قدرت نظام‌ها و حکومتهای مستکبر بشری، مربوط به هیمنه پوشالی آنان است که از طریق تجهیزات نظامی و رسانه برای خود ایجاد کرده‌اند، اگر این هیبت پوشالی در میان ملتها و در منظر کشورهای جهان شکسته شود، آن نظام مستکبر فروخواهد ریخت.

کاری که جبهه مقاومت در این مدت با نظام سلطه به سردمداری آمریکا و اسرائیل انجام داد، دقیقا همین بود. هیمنه پوشالی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منظر ملتها و کشورهای جهان شکسته شد و به سخره گرفته شد.

در گذشته رژیم صهیونیستی از حمله به ایران سخن می‌گفت و غربگرایان داخلی نیز ایران را از آمریکا می‌ترساندند اما امروز نه ایران بلکه نیروهای مقاومت که از ثمرات انقلاب اسلامی محسوب می‌شوند، این نظامهای فاسد را به چالش کشیده‌اند.

«اَنا رَبََکُمُ الاَعلَی» آمریکا و صهیونیستها در دنیا فروریخته است و به استضعاف‌کشیدن ملتها به پایان خود نزدیک می‌شود.

هیچ کس زمانی تصور نمی‌کرد که روزی برسد نیروهای مقاومت فلسطین این چنین مقتدرانه و با رعایت تمامی جوانب امنیتی و اطلاعاتی با شکستن از تمامی سدهای امنیتی رژیم غاصب صهیونیستی عبور کرده و چندین پایگاه این رژیم را در زمان کوتاهی تسخیر کنند و ضربه کاری به او وارد کنند.

کسی تصور نمی‌کرد مقاومت لبنان علاوه بر ضربه‌های روزانه به پایگاههای مهم اطلاعاتی، امنیتی و نظامی اسرائیل، با آمریکا هماوردطلبی کند و قدرت دریایی آمریکا که با ناوها و کشتی‌های جنگی خود کسب کرده بود را به چالش بکشد و خوار و کوچک کند.

هیچ کس تصور نمی‌کرد گروههای مقاومت عراقی، به صورت متعدد پایگاههای نظامی آمریکا در عراق و سوریه را مورد هدف قرار دهند و خسارتهای فراوان به آنها وارد کنند اما آمریکا نتواند اقدام جدی و موثری برای توقف آنها انجام دهد.

کسی تصور نمی‌کرد مقاومت یمن به نقطه‌ای برسد که با ایمان، قدرت و شجاعت مثال‌زدنی، کشتی متعلق به رژیم صهیونیستی را آن هم در زمانی که منطقه در شرایط جنگی قرار دارد و کشتی‌های جنگی آمریکا نیز در آبهای همان منطقه حضور دارند، توقیف کند.

سنت الهی در طول تاریخ این بوده که خداوند هیمنه فرعونها، نمرودها، کسری‌ها، قیصرها، طاغوتها و مستکبرین را با ابزار و قدرتهایی که در محاسبات ظاهری ضعیف شمرده می‌شوند و نادیده گرفته می‌شوند، بشکند. سختی، ناراحتی و عذاب این حالت برای مستکبرین، بسیار بیشتر و دردناکتر از زمانی است که از قدرت برتری شکست بخورند.

به همه مستکبرین فرصت داده می‌شود تا خود را نشان دهند و از امکانات و نعمتهای دنیا استفاده کنند اما زمانی که ظلمها و جنایات آنها به نهایت خود رسید و حجت بر همه تمام شد، آنگاه انتقام خداوند بسیار سخت و ناگهانی خواهد بود: «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّیٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ»/ انعام آیه ۴۴

ترجمه: پس چون اندرزهایی را که به آنان داده شده بود، فراموش کردند، درهای هرگونه نعمت را به رویشان گشودیم (و در رفاه و مادّیات غرق شدند) تا آنگاه که به آنچه داده شدند دلخوش کردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتیم پس یکباره محزون و نومید گردیدند.

برنامه و پروژه الهی این است که مستضعین جایگزین مستکبرین شوند و حاکمان و وارثان زمین گردند: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»/ قصص آیه ۵.

عصر حاضر عصر انتقام از مستکبرین عالم است و وعده‌های الهی به تدریج در حال تحقق هستند.

محسن رضایی

امیر المؤمنین حضرت علی (ع):


انتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.


همواره در انتظار (فرج و ظهور صاحب‌الزمان علیه‌السلام) باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید.


بحارالأنوار، ج ١٥ ص ١٢٣

 

 

احادیث